بایگانی مطالب نشریه
انتشار مصاحبه تقطیع شده، شیطنت بود
انتشار مصاحبه تقطیع شده، شیطنت بود
معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیطزیست انتشار مصاحبه تقطیعشده خود در فضای مجازی را شیطنت برخی رسانهها دانست و گفت: «همه مصاحبه دو ساعته من را گوش کنید، همه مسئولیت آن را قبول میکنم.»
به تازگی فیلمی تقطیع شده از گفتوگوی عیسی کلانتری معاون رییس جمهوری و رییس سازمان محیط زیست در فضای مجازی منتشر شده که در آن به رهبری امام خمینی (ره) در پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم پهلوی اشاره شده است. انتشار این مصاحبه ویدئویی که مربوط به زمستان سال 1396 بوده، از هفته گذشته حاشیهساز شده است و سبب شد روز شنبه عیسی کلانتری به همین دلیل به دادسرای کارکنان دولت احضار و با قرار تامین آزاد شود.
کلانتری درباره این خبر به ایرنا توضیح داد: «دادستانی درباره مصاحبه تقطیع شده من سوالاتی داشت و من نیز با حضور در دادسرا به آنها پاسخ دادم. آنها فکر کردند که به ساحت حضرت امام(ره) توهین شده اما اگر همه مصاحبه را گوش کنید به این نتیجه میرسید که چنین چیزی نبوده، این منطقی نیست تا از ۲۰ یا ۴۰ ثانیه یک مصاحبه دو ساعته نتیجهگیری شود.»
کلانتری درباره آزادی با قرار تامین هم گفت: «بالاخره آنها باید بررسی کنند و این زمانبر است. به طور کلی مشکل حادی نبود و بالاخره بخشهای اجتماعی مسئول باید عکسالعمل نشان دهند.»
با وجود جنجال بعضی رسانهها، چندی پیش خود کلانتری درباره مصاحبه تقطیع شده در فضای مجازی توضیحاتی ارائه کرده و گفته بود که «برای من مشخص نیست در این برهه زمانی، پخش چهل ثانیه از مصاحبه دو ساعته مربوط به سه سال قبل، به نحوی باعث سوء برداشت از کلیت مطلبی شود که در آن مصاحبه عرض کردم و این موضوع با چه هدفی صورت گرفته است.»
او ادامه آن مصاحبه را اینطور شرح داده بود: «در توضیح عرض میکنم اینکه آمریکا و شوروی سابق و حتی اسرائیل، همواره سعی در دخالت و هدایت تحولات مهم دنیا از جمله انقلاب اسلامی داشته و دارند بر کسی پوشیده نیست؛ منظور من این بود که رهبری حضرت امام (ره) اجازه نداد، آمریکا میوه انقلاب اسلامی را به نفع خود بچیند.»
دفاتر خدمات مسافرتی به دهمین ماه رکود سفر رسیدند
آژانسهای بیمسافر
رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافر هوایی و گردشگری: 40 هزار نفر از گردونه فعالیت در آژانسهای مسافرتی خارج شدهاند.
|پیام ما| آژانسهای مسافرتی هنوز بیمسافرند. 10 ماه از رکود بزرگ میگذرد. کرونا از اسفند ماه سال پیش سفر را تعطیل کرده و گردشگری را به اغمایی طولانی برده است. بر اساس آماری که رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافر هوایی و گردشگری عنوان کرده در حال حاضر فقط 20 درصد از کسب و کارهای حوزه آژانسهای مسافرتی باقی ماندهاند و باقی دفاترشان را تعطیل کردهاند. همین آژانسهای باقیمانده هم بیش از 60 تا 70 درصد تعدیل نیرو داشتهاند و مابقی آژانسها به بازار بورس، دلار و سکه کوچ کردند.
رکود پیش از آمدن ویروس مرموز آغاز شده بود. از سیلهای زمستان 97 تا اردیبهشت 98، تا گرانی بنزین و ناآرامی پاییز سال پیش و زمستان 98 که ویروس سررسید. گردشگری امسال با ناامیدی آغاز شد؛ در مهمترین تعطیلی سال، سفر تعطیل شد و همه در خانههایشان نشستند. فعالان گردشگری گمان میکردند دیر یا زود ورق برمیگردد و خسارت جبران میشود اما ناامیدی ادامه پیدا کرد و زیان روی زیان آمد. درست در زمانی که مدیران وزارتخانه جوان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بر گردشگری تمرکز کرده بودند، رکود گردشگری بزرگتر شد. در این احوال، تورم هم ادامه پیدا کرده و اکنون کسادی بازار سفر را میتوان در کرکرههای پایینکشیده و چراغهای خاموش آژانسهای گردشگری و فرودگاههای خلوت دید.
آژانسها بیمه نبودند
اینطور که حرمتاله رفیعی، نایب رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی تهران و رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافر هوایی و گردشگری گفته، آژانسهای مسافرتی و گردشگری فقط در دو ماه نخست همهگیری کرونا یک هزار میلیارد تومان خسارت دیدهاند و این در حالی است که «دولت هم هیچ تسهیلاتی در حوزه مالیاتستانی و بیمه برای آژانسها در نظر نگرفته است.» به گفته او از ابتدای همهگیری ویروس کرونا حدود 40 هزار نیرو در آژانسهای مسافرتی از گردونه فعالیت خارج شدهاند. در خبری که روابط عمومی اتاق تهران منتشر کرده از قول رفیعی گفته شده که دولت از کسب و کارهای حوزه گردشگری هیچ حمایتی نکرده است. «صنعت گردشگری در جهان با شیوع بیماری کرونا، متحمل آسیبی جدی شد و خسارات این صنعت در ایران شاید بیش از سایر نقاط جهان است. از این جهت که اغلب کشورها حمایتها و تسهیلاتی را برای جبران زیانهای ناشی از کرونا در نظر گرفتند، اما در ایران چنین تسهیلاتی ارائه نشد.»
رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافر هوایی و گردشگری میزان خسارت را با جزئیاتش شرح داده: «فقط در بخش آژانسهای هواپیمایی و نه در هتلها، ایرلاینها و مراکز بین راهی، 50 هزار نفر شاغل بودند که این تعداد اکنون به کمتر از 10 هزار نفر کاهش پیدا کرده است. این بدان معناست که بیش از 40 هزار نفر در این بخش از گردونه فعالیت خارج شده و شغل خود را از دست دادهاند. در حالی که اگر دولت، همان تسهیلات حداقلی که ما پیشنهاد کردیم را ارائه میکرد، این 40 هزار نفر اکنون سربار دولت نمیشدند.»
به گفته او اکنون حدود 20 درصد از کسبوکارهای حوزه آژانسهای مسافرتی باقیماندهاند و بقیه دفاتر خود را تعطیل کردهاند. از تعداد باقیمانده هم بیش از 60 تا 70 درصد تعدیل نیرو داشتهاند، یعنی اگر دفتری پیش از این با 100 نیرو فعالیت میکرد، اکنون با 20 نفر سرپا مانده و به امورات خود رسیدگی میکند.
نائب رئیس انجمن صنفی دفاتر گردشگری، مسافرتی و هوایی استان اصفهان گفته فقط در این استان، ۷۵ درصد دفاتر تعطیل شدند. محمدحسن ظریفی به ایمنا چنین آماری داده: «پیش از شیوع ویروس کرونا ۴۱۷ دفتر خدمات سفر در سطح استان اصفهان فعالیت داشتند که هماکنون حداقل ۷۵ درصد این دفاتر تعطیل شدند. تعداد بسیاری از آژانسها با قدمتهای بالای ۱۵ سال تعطیل شده و پرسنلی که سالها در این صنف فعالیت کرده بودند، بیکار شدند.» از نگاه او شیوع کرونا و افزایش نرخ دلار تاثیر بهسزایی در کاهش میزان سفرها و فعالیتهای مرتبط با گردشگری داشته است.
هیچ تسهیلاتی برای گردشگری
در دو ماه نخست شروع همهگیری در ایران، یعنی در اسفند و فروردین، طبق اعلام نایب رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی تهران میزان خسارتی که آژانسها متحمل شدند، حدود یک هزار میلیارد تومان برآورد شد اما این فقط زیان درآمدی است. از این میزان 40 درصد به زیانهای ناشی از کاهش گردشگری داخلی و 60 درصد نیز به گردشگری خارجی باز میگشت. «بنابراین، میتوان گفت که زیان آژانسها به ازای هر ماه 500 میلیارد تومان است که 200 میلیارد تومان آن از محل کاهش گردشگری داخلی پدید آمده است.» رفیعی معتقد است که دولتمردان هنوز به این باور که صنعت گردشگری میتواند چرخ اقتصاد را بچرخاند، نرسیدهاند. او با بیان اینکه دولت هیچ تسهیلاتی برای فعالان حوزه گردشگری در نظر نگرفت، در توضیح دلایل این تعطیلی گفته است: «آژانسها در این مدت، افزودهای نداشتند که بتوانند مالیات بر ارزش افزوده بپردازند. دولت اعلام کرده بود که در حوزه مالیات تسهیلاتی در نظر میگیرد اما در نهایت مالیاتستانی را سختگیرانهتر کرده و دوایر مالیاتی مشکلات بیشتری را برای کسب و کارها ایجاد کردهاند. ما گفتیم وام بلاعوض نمیخواهیم و درخواست کردیم، وام کمبهره تکرقمی به آژانسهای مسافرتی پرداخت شود که دستکم سرپا بمانند، در مقابل فرمول اعطای وام به قدری سختگیرانه شد که اگر به ظاهر بهره آن 12 درصد تعیین شده، در اصل با بهره 24 درصدی باید بازپرداخت شود. همچنین یکی دیگر از درخواستهای ما این بود که حق بیمه 23 درصدی دفاتر دریافت نشود و دولت نیز اعلام کرد که آن را امهال میکند؛ در حالی که این حق بیمه نیز به روشهای سختگیرانهای اخذ شد. مسئله این است که دولت نهتنها کمکی به این بخش نکرده که سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه گردشگری را هم پایمال میکند و معلوم نیست آینده این صنعت به کجا ختم شود.»
نایب رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی از سوی دیگر معتقد است انتظارات صنفش از دولت محقق نشده است. «بارها ذکر کردیم که دولت اگر کاری برای اصناف ضرر دیده از شیوع ویروس کرونا نمیکند، آسیب هم نرساند. با وجود اینکه چند روز پیش سازمان امور مالیاتی نامهای زد مبنی بر اینکه فعلاً به پروندههای مالیاتی ورود نمیکند، اما همچنان گرفتاریهایی وجود دارد. اصناف مختلف تعطیل هستند، اما سازمان مالیاتی مشغول بررسی تراکنشها از سال ۱۳۹۳ است، آن هم در شرایطی که دفاتر خدمات سفر از زمستان سال گذشته تا امروز کار نکردند.» به گفته او با ادامه رکود، این صنف کارشناسان و صاحبنظران برجسته بسیاری را از دست داده که ترک کار کردهاند.
این سوالی است که او در پایان حرفهایش پرسیده: «دفتری که یک سال و نیم است کار نکرده چطور میتواند پاسخ تراکنشهای بانکی سال ۱۳۹۳ را بدهد؛ مگر کارشناسان و تصمیمگیرندگان سازمان امور مالیاتی در این کشور زندگی نمیکنند؟»
سنگهایی پیش پای فعالان سفر
انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان اصفهان نزدیک یک ماه پیش با ولی تیموری، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی جلسهای برگزار کرد. حاضران در آن جلسه از دغدغهها و مشکلات صنفشان گفتند و تیموری از طرف وزارتخانه متبوعش قولهایی داد. نتیجه چه شد؟ نائب رئیس انجمن صنفی دفاتر گردشگری، مسافرتی و هوایی استان اصفهان به ایمنا گفته است که هیچ. «هیچ اتفاقی رخ نداد. هنوز دفاتری در استانها هستند که نتوانستند طلبهای خود را از دفاتر همکار در تهران بگیرند. چندی پیش دولت اعلام کرد که بسته حمایتی پرداخت شود که شامل امهال وامها در کل سال ۱۳۹۹ است؛ اما هیچ بانکی مصوبه هیات دولت را نمیپذیرد. یکی دیگر از موارد نیز امهال بیمهها بود که هنوز محقق نشده است. همچنین قبوض نیز قرار بود امهال شود که همچنان بخشی از آن نیز محقق نشده است. شرایط برای اخذ وام کرونا نیز بسیار دشوار است، یک وام ۱۵۰ میلیونی نیاز به چند ضامن، سند و غیره دارد ضمن اینکه بهره آن بین ۱۲ تا ۱۸ درصد است. همکاران ما از گرفتاریهای خود ناله میکنند و این سنگها هم جلوی پای آنها قرار میگیرد. دولت اگر قصد کمک کند، باید شرایط را تسهیل کند.»
اظهارات مسئولان باغ وحش ارم درباره ماده ببر تلف شده ضد و نقیض است
سوالاتی درباره مرگ «کویین»
اگر کویین فاقد ارزش ژنتیکی است چرا بار دیگر مجوز ورود ببر سفید به باغ صفادشت صادر شده است؟
صاحبان باغ وحش ارم گفتهاند که ماده ببر سفید گفتهاند که ماده ببر سفید، به دلیل درگیری با ببر دیگر تلف شده است.. به گفته آنها، درگیری روز نهم آذر رخ داده است، ببر نر پس از شکستن و تخریب حصار مجاور محل نگهداری ببر ماده وارد محدوده نگهداری این حیوان شده و «کویین» را زخمی کرده. گزارش این درگیری چهار روز بعد به اداره محیط زیست اعلام میکنند و ببر دورگه یک روز بعد (جمعه 14 آذر) تلف شده است است. اما این تمام ماجرا نیست.
این حادثه، دو هفته بعد از مرگ یک شامپانزه در باغوحش ارم اتفاق افتاد و آن زمان هم شامپانزهها پرخاشگر که پیش از این از هم جدا بودند را –به گفته صاحبان مرکز به دلیل سرما- در یک اتاقک انداختند و درگیری به مرگ یک گونه منجر شد. همین دیروز سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیطزیست مجلس گفته باید با مقصران مرگ ماده ببر ارم برخورد جدی شود. به عکس اظهارات و دفاعیه باغوحش، او مرگ ماده ببر باغوحش ارم را ناشی از سهلانگاری و اهمال مضاعف مدیریت مجموعه ارم دانسته است. ابهامات مرگ ببر و تکرار حادثه درگیری حیوانات در باغوحش ارم، سوالات بسیاری را بیجواب گذاشته است. مثلا اینکه چرا ببر سفیدی که به گفته محققان صاحب نام دنیا دارای نقص ژنتیکی بوده و فاقد هر گونه ارزش ژنتیکی است باید وارد پروسه نسلکِشی شود؟
درباره ببرهای سفید؛ زیبا اما پر از اختلال
ظاهر زیبای خزدار و چشمان آبی رنگ ببرهای سفید میتواند بیتفاوتترین آدمها را به حیات وحش مجذوب کند. به همین دلیل است که بسیاری از باغوحشهای بزرگ دنیا داشتن این ببرها را یکی از موفقترین جاذبههای خود میدانند. اما انتقادات زیادی نسبت به نگهداری این ببرهای سفید وجود دارد و بسیاری از کارشناسان حیات وحش خواستار شفافیت بیشتر درباره این موضوع هستند.
تمامی ببرهای سفید موجود در دنیا زیر گونههایی از ببر بنگال هستند؛ ببرهایی با رنگ نارنجی و نوارهای تیره در سطح بدن. اما در نتیجه یک نقص ژنتیکی مغلوب، ببر سفید بنگال با چشمانی به رنگ آبی در طبیعت به وجود آمده است. بر اساس مستندات بومیان هندوستان در قرن 15 میلادی برای نخستین بار ببر سفید را در طبیعت این کشور دیدند و بعدها قاچاقچیان یک جفت از آنها را از طبیعت جدا کردند و این میراث همچنان ادامه دارد. در قرن 20 میلادی به دلیل افزایش جمعیت آنها برای عرضه به سایر باغوحشهای دنیا، مالکان این ببرها شروع به تکثیر آنها کردند. اما کمبودن جمعیت ببر سفید و همچنین سختگیریهای سازمانهای بینالمللی برای جلوگیری از قاچاق حیات وحش، موجبات درون آمیزی ببرهای سفید را فراهم آورد و در نهایت منجر به ایجاد اختلالات ژنتیکی از قبیل ناشنوایی، لوچی، اختلالات اسکلتی، اختلالات ذهنی و نقص سیستم ایمنی در بین این ببرها شد.
در سالهای اخیر تحقیقات صورت گرفته بر روی ببرهای سفید موجود در باغوحشهای کشورهای نیمکره جنوبی نشان داد که نبود رنگدانه در پوست و موی ببرهای سفید، این گربهسان را نسبت به سرطان پوست حساستر و مستعدتر میکند؛ چنان که انجمن باغوحشها و آکواریومهای بریتانیا تکثیر و پرورش ببرهای سفیدزا را ممنوع کرده و برای خاطیان جریمههای سنگینی در نظر گرفته است.
چندین سوال از باغوحش ارم
جمعه هفته گذشته خبری تکان دهنده مبنی بر کشته شدن کویین (ببر ماده سفید باغوحش ارم) توسط بیرو (ببر بنگال نر باغوحش ارم) تیتر اکثر خبرگزاریهای ایران شد و اظهارات ضد و نقیض زیادی در این زمینه در شبکههای اجتماعی منتشر شد. طبق اظهار نظر برخی کارشناسان حیات وحش علت مرگ کویین حمله ببر نر که برای جفتگیری در کنار کویین قرار گرفته بوده است ذکر شده است، اما مدیران باغوحش ارم دلیل این حمله و مرگ را شکستهشدن حصارها توسط بیرو بیان کردهاند. در هر دو صورت مسئولان باغوحش ارم باید پاسخگو باشند.
در صورت صحت فرضیه نخست چرا کویین که ایمپلنت ضد بارداری در بدن او کاشته شده بوده و آمادگی جفتگیری را نداشته است باید در جایگاه مشترک با بیرو قرار میگرفته است؟
چرا ببر سفیدی که به گفته محققان صاحب نام دنیا دارای نقص ژنتیکی بوده و هیچ ارزش ژنتیکی نداشته وارد پروسه نسلکشی شده است؟
اگر تکثیر ببر در اسارت امری حیاتی و مهم برای باغوحش ارم تلقی میشود چرا برای وارد کردن اسپرم فریز شده برای نسلکشی و تولهگیری از ببر ماده سیبری کاری انجام نمیشود؟
در صورت صحت گفتههای مسئولان باغوحش ارم مبنی بر شکسته شدن حصارهای حفاظتی بین ببرها چگونه میتوان از ایمن بودن باکسهای نگهداری حیوانات برای بازدیدکنندگان که بیشترشان کودک هستند اطمینان داشت و اعتماد کرد؟
با توجه به اینکه کویین دارای ارزش اقتصادی بالایی برای باغوحش ارم بوده است، چرا مسئولان باغوحش برای حفظ سلامت این ببر جوان دقت لازم را نداشتهاند و باز هم این سوال وجود دارد که اگر کویین فاقد ارزش ژنتیکی است چرا بار دیگر مجوز ورود ببر سفید به باغ صفادشت صادر شده است؟
آیا حذف دامپزشکی که مورد تایید سازمانهای جهانی IUCN و FPWC و IAR در ایران بوده، به مشکلات دیگر و بزرگتر در باغوحش ارم دامن نخواهد زد؟
این سوالات و هزاران سوال دیگر مواردی هستند که ذهن بسیاری از کارشناسان و علاقمندان به حیات وحش ایران را به خود مشغول کرده است.
حفظ گونههای کمیاب؛ رسالت فراموششده باغ وحشها
در سالهای اخیر جمعیت ببرها در دنیا کاهش چشمگیری داشته است به طوری که طبق آمار وب سایت IUCN Red LIST جمعیت بین 5000 تا 7500 قلاده ببر در سال در دنیا 1998 به حدود 2500 ببر در سال 2020 تنزل یافته است. کاهش جمعیت ببرها در دنیا دلایل زیادی از قبیل قاچاق برای باغوحشها و کلکسیونهای خصوصی، شکار غیرقانونی، تجارت اعضای بدن و اشغال زیستگاههای طبیعی ببرها و متعاقبا تعارض بین ببرها و انسان و … باشد.
یکی از رسالتهای مهم باغوحشها در دنیا حفظ و نگهداری گونههای کمیاب و نایاب و گونههایی است که نیاز به حمایت بیشتری از سوی نهادهای بینالمللی حفاظت از حیات وحش دارند. همچنین هدف دیگر حفظ گونههای در معرض انقراض در طبیعت برای حفظ ذخایر ژنتیکی است تا در صورت انقراض امکان معرفی دوباره این گونهها به طبیعت وجود داشته باشد. در سالهای اخیر کارهای با ارزشی در زمینه تکثیر گونههای در معرض خطر انقراض بومی ایران نظیر مرال، گوزن زرد ایرانی و گورخر آسیایی در باغوحش ارم ایران صورت پذیرفته است اما سوال اینجاست که با توجه به بیارزش بودن ببر سفید چه به لحاظ ژنتیکی و چه به لحاظ معرفی یک گونه ارزشمند به علاقهمندان به حیات وحش و به رغم مخالفت برخی از کارشناسان صاحبنظر سازمان محیطزیست در زمینه حیاتوحش، چرا مسئولان باغوحش ارم اصرار به وارد کردن این ببر به ایران و نگهداری آن در باغوحش داشتهاند؟
با اینکه این مجموعه در سالهای گذشته با وارد کردن دو ببر سیبری که نزدیکترین ساختار ژنتیکی به ببر مازندران را دارد تا حدود زیادی امیدها را در دل دوستداران گربهسانان برای انجام کارهای کارشناسی و اصولی در جهت احیای حیات وحش در ایران زنده کرد. اما خطای نابخشودنی مسئولان باغوحش ارم را نباید نادیده گرفت. آنها الاغ آلوده به بیماری مشمشه را از استان زنجان به باغوحش آوردند تا تا ببرهای سیبری وارداتی را تغذیه کنند و معاینات روتین و آزمایشهای سلامت مرسوم دامپزشکی را که کارشناسان سازمان دامپزشکی کشور به رایگان انجام میدهند، نادیده گرفتند و در نهایت ببر نر به بیماری مشمشه آلوده شد و ببر ماده بعد از طی کردن دوره طولانی قرنطینه و تایید شدن سلامتی آن دوباره به باکس نگهداری باغوحش بازگردانده شد.
قدم زدن بیفایده روحانی و قالیباف
مجادله دولت و مجلس ادامه دارد
قدم زدن بیفایده روحانی و قالیباف
به دنبال امتناع روحانی، رییس مجلس قانون الزام دولت به پرداخت یارانه کالاهای اساسی را ابلاغ کرد.
اختلاف میان مجلس و دولت از سطح اختلاف به تقابل رسیده و دیگر خوشبینها هم نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. گویی محمدباقر قالیباف و حسن روحانی به کارزار انتخاباتی بازگشتهاند. مجلس در روزهای گذشته با تصویب قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها صدای دولتیها را در آورده بود و حالا در تازهترین رویداد و بعد از امتناع رییس جمهور از ابلاغ قانون پرداخت یارانه کالاهای اساسی، رییس مجلس دست به کار شده و این قانون را ابلاغ کرد. محمد باقر قالیباف در مکاتبهای با رئیس هیئت مدیره روزنامه رسمی کشور، قانون الزام دولت به پرداخت یارانه کالاهای اساسی را ابلاغ کرده است.
قالیباف در شرایطی دست به این کار زده که پیش از این در یک برنامه تلویزیونی گفته بود با حسن روحانی، رییس جمهور حدود نیم ساعت قدم زده و گفتوگو کرده است. قالیباف همینطور از وجود «همدلی» میان دولت و مجلس سخن گفته بود اما به نظر میرسد آن قدم زدن نتیجه بخش نبوده است. محمدباقر قالیباف در نامهای خطاب به رئیس هیات مدیره و مدیرعامل روزنامه رسمی کشور نوشت: با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده ۱ قانون مدنی و در اجرای تبصره ذیل ماده ۱ قانون مذکور، قانون الزام دولت به پرداخت یارانه کالاهای اساسی برای چاپ و انتشار در روزنامه رسمی ابلاغ میشود. به گزارش ایسنا، طبق قانون ماده ۱ قانون مدنی مصوبات مجلس به رئیس جمهور ابلاغ می شود و رئیس جمهور باید ظرف پنج روز آن را امضا و به دولت ابلاغ کند اما در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ به دولت، دولت موظف است مصوبه را پس از انقضای مدت مذکور ظرف ۴۸ ساعت منتشر کند. علاوه بر این در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ در مدت مذکور به دستور رئیس مجلس روزنامه رسمی موظف است ظرف ۷۲ ساعت مصوبه را چاپ و منتشر کند.
اوایل مهرماه بود که مجلس شورای اسلامی طرح معیشتی را به منظور کمک به اقشار مختلف جامعه در صحن علنی به صورت خارج از نوبت مورد بررسی قرارداد و کلیاتش را تصویب کرد و پس از بررسی جزئیات آن در اوایل آبان ماه این طرح در مجلس تصویب و به شورای نگهبان فرستاده شد.
بعد از مصوبه مجلس عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان از رد طرح الزام دولت برای پرداخت یارانه کالاهای اساسی در این شورا خبر داد و اعلام کرد: « طرح الزام دولت برای پرداخت یارانه کالاهای اساسی را مورد بررسی قرار داده و اعضای این شورا بهدلیل بار مالی با این طرح مخالفت کردند.» او افزود: «شورای نگهبان ایراد اصل ۷۵ قانون اساسی را برای این طرح عنوان کرد زیرا دولت بار مالی آن را متقبل نشد.» در نهایت پس از اصلاح مجلس در تاریخ 28 آبان عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان طی پیامی در صفحه شخصی خود در پیامرسان توئیتری نوشت: طرح الزام دولت به پرداخت یارانه کالاهای اساسی که هفته قبل با ایراد اصل ۷۵ مواجه شده بود، پس از انجام اصلاحات از سوی نمایندگان مجلس در جلسه شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مغایر شرع و قانون اساسی تشخیص داده نشد.
بر اساس این قانون دولت مکلف است برای تامین بخشی از نیازهای معیشتی خانوارهای کشور بهویژه خانوارهای کمبرخوردار، در شش ماه دوم امسال و بهصورت ماهانه اقدام به پرداخت یارانه خرید کالا به هر فرد ایرانی کند که از طریق واریز اعتبار به کارت یارانه نقدی سرپرست خانوار انجام میشد.
براساس قانون مجلس، به افرادی که حداقل درآمد و دستمزد را داشتند سرانهای تعلق میگرفت که احتمالا در هر مرحله حدود ۶۰ هزار تومان میشد و همچنین برای افرادی که کمتر از حداقل دستمزد درآمد داشتند که شامل خانوادههای کمیته امداد، بهزیستی و رزمندگان معسر بود حدود ۱۲۰ هزار تومان به ازای هر نفر و در هر مرحله پرداخت میشد.
ربیعی: محل تامین منابع این طرح دیده نشده است
هفتم آبانماه سال جاری پس از آنکه این طرح در مجلس تصویب شد علی ربیعی سخنگوی دولت در جلسه با خبرنگاران گفت: دولت مخالف اجرای این طرح است و طرحی که بدون هماهنگی با ارکان اجرایی کشور تهیه میشود با سختی در اجرا مواجه میشود. این طرح به ما نشان داد هر تصمیم این چنینی باید با همکاری دولت جلو برود و قطعا ما از هیچ کاری که وضعیت معیشت مردم را بهبود دهد نه دریغ و نه محدود خواهیم کرد.
علی ربیعی، سخنگوی دولت در واکنش به طرح جدید مجلس برای کمک به معیشت مردم گفت: طرحهایی که ارائه میشود، نباید طوری باشد زندگی مردم را سختتر کند و با اعلام یک موضوع رضایت آنی ایجاد کنیم ولی تلخی میان مدت و دراز مدت با آن ایجاد شود.
او افزود: ابتدا گفتند که این پول از تبصره ۱۴ (منابع موردنیاز اجرای قانون هدفمندی یارانهها) داده شود، در حالی که خود تبصره ۱۴ کسری دارد و ما ناچار شدیم ۴۰ هزار میلیارد تومان اجازه فروش اوراق بگیریم که بتوانیم یارانه معیشتیها را پرداخت کنیم.
ربیعی گفت: میخواستند مبنای محاسبه گمرک را به ارز نیمایی تبدیل کرده و این پول را به دست بیاورند، اتفاقی که میافتاد این بود که قیمت برخی کالاها ۱۲۰ درصد افزایش مییافت. بعد گفتند که از سر جمع بودجه برداریم، بودجهای که خودش کسری دارد چگونه از سرجمع آن پول برداریم. در نهایت گفتند پولی که به تامین اجتماعی برای همسانسازی به بازنشستگان دادیم، بخشی از آن را به این اختصاص بدهیم. حقوقی را که دادیم، چگونه می توانیم پس بگیریم؟
ربیعی همچنین گفت: اخیراً راهحلی را پیشنهاد کردند که دولت به برخی از نهادها ۳۰ هزار میلیارد تومان دیگر اموال بفروشد. من نمیدانم چگونه امکانپذیر است و اینکه ما چقدر قابل فروش داریم! من به طور روشن و واضح اعلام میکنم دولت با این طرح مخالف است چون ردیف بودجهای برای آن دیده نشده است.
طرح یارانه معیشتی برای دولت بار مالی دارد
همچنین حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیسجمهور درباره علت مخالفت دولت با طرح پرداخت یارانه معیشتی به ۶۰میلیون ایرانی، گفت: دولت بر اساس نظریهای که شورای نگهبان درباره اصل ۷۵ قانون اساسی دارد، با طرحهایی که در مجلس تهیه میشود و دارای بار مالی است، نسبت به آن ایرادِ حقوقی مبنایی دارد. او افزود: شورای نگهبان این نظر را دارد که اصولاً و اساساً طرحهایی که نمایندگان تهیه میکنند و دارای بار مالی است در مجلس قابل طرح نیست و این طرح از آن نقطهنظر که دولت به یک قاعده کلی که شورای نگهبان به آن قائل است یعنی طرحهایی که دارای بار مالی است با آنها موافق نیست.
معاون پارلمانی رئیسجمهور در پاسخ به این سؤال که نمایندگان مجلس بار مالی آن را مشخص کرده بودند اما دولت با آن نیز مخالفت کرده است، تصریح کرد: قانون اساسی صحبت از تأمین بار مالی کرده است نه تعیین بار مالی. بعضاً طرحهایی تهیه میشود که موضوع بار مالیاش را «تأمین» نمیکنند بلکه «تعیین» میکنند. تعیین با تأمین متفاوت است، لذا دولت با طرحهایی که بار مالیاش تأمین نشده باشد، از نظر مبنایی موافق نیست.
موجهای بارشی و ارتباط شان با زمینلرزه
موجهای بارشی و ارتباط شان با زمینلرزه
یادداشتی از مهدی زارع زلزلهشناس و رئیس شاخه زمینشناسی فرهنگستان علوم
به گفته مدیرکل پیشبینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی در طول روز دوشنبه (۱۷ آذر) از فعالیت سامانه بارشی در بیشتر مناطق کشور کاسته میشود. در این روز استانهای واقع در دامنههای جنوبی البرز، اردبیل، آذربایجان شرقی، مرکزی، قم، لرستان، اصفهان و شمال یزد بارش پراکنده رخ میدهد. طی روز سهشنبه (۱۸ آذر) بارش خفیف باران در غرب سواحل ادامه دارد و این سامانه بارشی بهتدریج از مرزهای شرقی کشور خارج میشود. آیا این موجهای بارندگی میتواند با تحریک رخداد زمینلرزهها در ایران همراه شود؟
افسانههای زیادی در مورد زلزله در تاریخ وجود داشته است. مثلا اینکه چیزی به عنوان «هوای زلزله» وجود دارد؛ انواع خاصی از شرایط آب و هوایی که به طور معمول قبل از زلزله هستند، مانند هوای گرم و خشک، یا خشک و ابری. فیلسوف یونانی ارسطو، در هفت قرن قبل از میلاد مطرح کرده که زمینلرزه توسط بادهای به دام افتاده در غارهای زیرزمینی ایجاد میشود. او بر این باور بود که مقدار زیادی هوای محبوسشده در زیر زمین باعث میشود هوا در سطح زمین قبل از زلزله گرم و آرام باشد. البته امروز همه اینها را به عنوان داستانهای پیشاعلم مدرن، و غیرعلمی میشناسیم.
با ظهور زلزله شناسی – علم مطالعه زمینلرزهها – اکنون میدانیم که بیشتر زمینلرزهها ناشی از فرایندهای زمینساختی است؛ نیروهای درون زمین جامد که تغییرات ساختار پوسته زمین را ایجاد میکنند. در درجه اول شکستگی تودههای سنگی زیرزمینی در امتداد گسلها (شکستگیهای صفحهای ضعیف) رخ میدهد. ضمنا بیشتر زمینلرزهها در اعماق زیاد زیر سطح زمین، بسیار فراتر از اثر درجه حرارت و شرایط سطح زمین اتفاق میافتد. میدانیم که توزیع آماری زمینلرزهها در انواع شرایط آب و هوایی تقریباً برابر است. نابراین افسانه ارسطو شکست خورده است.
تنها ارتباطی که بین زمینلرزهها و هوا مشاهده شده این است که تغییرات زیادی در فشار جو ناشی از طوفانهای بزرگ گاهی اوقات باعث زمینلرزههای «آهسته» یا «کند» (slow earthquakes) میشود. انرژی در مدت زمان نسبتاً طولانی منجر به لرزش زمین میشود که البته مانند زمینلرزههای معمولی نیست. زلزله آهسته لرزهای ناپیوسته و شبیه زلزله است که به جای دوام ثانیه تا دقیقه، انرژی را در طول چند ساعت تا ماه آزاد میکند که میتوان با استفاده از دادههای لرزهسنج فیلتر شده در محدوده 1تا 5 هرتز آن را تشخیص داد.
چنین زمینلرزههای با فرکانس پایین، همان ویژگی نوسانهای زمینلرزههای معمولی را ندارند، به این دلیل که امواج درونی فشاری (ورود موج P ) دارای دامنههایی بسیار اندک هستند.
ژئوفیزیکدانان آزمایشگاه پیشران جت ناسا در پاسادنا، کالیفرنیا، میگویند برای ایجاد ارتباط بین آب و هوا و زلزله، ابتدا باید تعیین کنید
که چه نوع فرآیندهای زمینساختی ممکن است به پدیدههای آب و هوایی مرتبط باشد. دانشمندان میدانند که زمینلرزهها میتوانند با تغییر در میزان تنش ناشی از گسل ایجاد یا مهار شوند.
بزرگترین متغیر آب و هوایی که میتواند بارهای تنش گسلی را تغییر دهد، آبهای سطحی به صورت باران و برف است. به طور معمول، جایی که ما شاهد این نوع همبستگیها هستیم، در ریزلرزهنگاری است. زمینلرزههای کوچک با بزرگای کمتر از صفر، بسیار کوچکتر از حد احساس انسان هستند و بسیار فراوان رخ میدهند.
رابطهای بین میزان ریزلرزهنگاری در هیمالیا و فصل بارانهای موسمی سالانه پیدا شده است. در ماههای تابستان، بارش زیادی در دشت هند و گنگ رخ میدهد، که مناطق شمالی شبه قاره هند را در بر میگیرد. این باعث افزایش بار تنش در پوسته زمین در آنجا میشود و سطح میکروسکوپی در هیمالیای مجاور را کاهش میدهد. در طول فصل خشک زمستان، وقتی وزن آب کمتری روی پوسته زمین در دشت وجود دارد، ریزلرزههای هیمالیا به اوج خود میرسد.
پیشروی ابرهای موسمی و رگبارها در هند و بارش در طول فصل سال موسمی در دشت هندو-گنگتی باعث افزایش بار تنش در پوسته زمین در آنجا و کاهش تعداد زمینلرزه در رشته کوه مجاور در هیمالیا میشود. برعکس، در طول فصل خشک، کاهش وزن آب روی پوسته زمین در دشت باعث میشود که ریز لرزه در هیمالیا به اوج برسد.
البته نتیجهگیری به همین ترتیب در مورد زمینلرزههای بزرگتر بسیار دشوارتر است. تغییرات استرس نسبتاً کوچک در اثر فشارهای مشابه آب و هوا میتواند ریزلرزهها را تحت اثر قرار دهد. بسیاری از شکستگیهای کوچک در پوسته زمین ناپایدار هستند. جزر و مد نیز میتواند باعث لرزش ضعیف زمین شود که به عنوان ریزلرزه شناخته میشود اما مشکل اصلی، شناخت خردلرزهها و اندازهگیری آنها با هدف تشخیص و پیشبینی احتمالی یک زمینلرزه شدید است.
ما میدانیم که تأثیرات فصلی میتواند باعث تغییر گسلها شود، اما در مورد پدیدههای آب و هوایی دورهای کمتر، مانند خشکسالی طولانی مدت نیز ممکن است منشا تغییرات باشند.
تغییرات بار تنش بر روی پوسته زمین در دوره خشکسالی میتواند قابل توجه باشد. با استفاده از دادههای شبکه ایستگاههای سامانه موقعیتیاب جهانی GPS با دقت بالا در کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن نشان داد که دورههای متناوب خشکسالی و بارش شدید در سیرا نوادا بین سالهای 2011 و 2017 باعث بالا آمدن میکروسکوپی رشتهکوهها تا نزدیک به دو و نیم سانتیمتر میشود و سپس به نصف این مقدار سقوط میکند، زیرا سنگهای کوه در طول خشکسالی آب خود را از دست داده و دوباره آن را بازیافتهاند.
چنین تغییرات تنشی میتواند به طور بالقوه در گسلهای آن محدوده احساس شود. مثلا دامنه سیرا نوادا در کالیفرنیا در طی یک دوره خشکسالی به دلیل از دست دادن آب از درون شکاف سنگها، تقریباً دو و نیم سانتیمتر افزایش یافت. پمپاژ آبهای زیرزمینی از سفرههای زیرزمینی توسط انسان، که در زمان خشکسالی تشدید میشود، همچنین نشان میدهد که بر اثر «بیوزنی» پوسته زمین بر الگوهای بارهای تنش تأثیر میگذارد.
بررسی اثرات استخراج آبهای زیرزمینی در دره مرکزی کالیفرنیا بر لرزهخیزی در گسل سانآندریاس مجاور نشان داد که چنین استخراجهایی میتواند باعث ایجاد تغییرات جانبی تنش در دو طرف این گسل شود، که در امتداد مرز دو ورقه اصلی زمینساختی به صورت افقی از کنار یکدیگر حرکت میکنند. این امر به طور بالقوه میتواند باعث از بین رفتن قفل بین دو صفحه و لغزش آنها و در نتیجه منجر به زلزله شود.
جغرافیای سیاسی و بحران آب
یادداشتی از آرمین منتظری روزنامهنگار حوزه بینالملل
به تازگی سازمان غذا و کشاورزی موسوم به فائو، از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد گزارشی تکاندهنده در وضعیت منابع آب و کشاورزی در سال 2020 منتشر کرده که سراسر آن مملو از نکات تکاندهنده است. این گزارش210 صفحه است و البته بیشتر افراد خیلی حوصله ندارند همه این صفحات را بخوانند در گزارش فائو که یک نهاد بیطرف بینالمللی است عمده توجه به مسائل مربوط به بحران آب و کشاورزی است و به هیچ وجه غیرمنتظره نیست که در این گزارش به تاثیرات و خطرات بالقوه سیاسی و اثرات منفی که این بحران میتواند بر زنجیره غذایی در سراسر جهان بگذارد چندان توجه نشده است. اینها مسائلی هستند که سعی میشود در این نوشتار اولیه به طور مختصر به آن پرداخته شود.
بحران آب یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد ریسکهای ژئوپولتیک در سراسر جهان است. بهترین مثال برای این مدعا جنگ داخلی در سوریه است.
سوریه بین سالهای 2008 تا 2009 با قحطی بسیار شدید مواجه بود. این قحطی آنچنان شدید بود که تولید گندم در این کشور تا 40 درصد کاهش یافت. مهاجرت اعراب سنی در سوریه از روستاها به شهرها با هدف یافتن شغل موجب شکلگیری طبقهای نابرخوردار و ناراضی در شهرها شد. این طبقه ناراضی به صورت بالقوه این آمادگی را داشتند که تا در هر شورشی علیه دولت علوی سوریه شرکت کنند و این اتفاق در اوج بهار عربی در سال 2011 رخ داد. این طبقه ناراضی با جرقهای به خیابانها ریختند.
برخی مسالمتآمیز، برخی سلاح به دست گرفتند و برخی نیز جذب گروههای تندروی جهادی شدند. در این میان گروه داعش با وعده بازگشت به سرزمین موعود و احیای دوباره عصر طلایی خلافت،
این طبقه ناراضی را به خود جذب کرد.
شاید این ادعا کمی غیرواقعگرایانه به نظر برسد اما بسیاری از تحلیلگران زبده مسائل ژئوپولتیکی معتقدند ارتباطی مستقیم و معنادار میان قحطی سال 2008 و 2009 در سوریه و همه تحولات عمده منطقه وجود دارد. این دست از تحلیلگران معتقدند ظهور داعش، امضای توافق هستهای میان ایران و آمریکا، شدتیافتن خواست کردها برای استقلال و بازگشت نظامی ترکیه به جهان عرب همه ریشه در آن قطحی بیسابقه دارد. حالا دیگر وضعیت به گونهای درآمده که بسیاری از تحلیلگران در تحلیلها و پروژههای آیندهنگری خود از تحولات جهان، قحطی را به عنوان یک فاکتور مهم و اثرگذار دخیل میکنند.
حالا، علاوه بر فاکتورهای دیگر، باید مراقب بود که قطحیهای آینده قرار است در کجا رخ دهد و این قحطی به چه صورت قرار است امنیت غذایی در آن مناطق تحت تاثیر قرار دهد.
اما در گزارش اخیر فائو درباره بحران آب و کشاورزی در سال 2020 برخی نکات قابل تامل است. فائو اعلام کرد بیش از 3 میلیارد و 200 میلیون نفر از جمعیت جهان در مناطقی زندگی میکنند که با بحران شدید و یا خیلی شدید منابع آبی مواجه هستند.
از این تعداد، یک میلیارد و 200 میلیون نفر در مناطقی زندگی میکنند که در حال حاضر با کمبود بسیار بسیار شدید منابع آبی دست و پنجه نرم میکنند. تقریبا 90 درصد از این جمعیت در مناطق جنوب و جنوب شرق آسیا ساکن هستند. در حال حاضر آبیاری محصولات کشاورزی بیش از 70 منابع آبی جهان را مصرف میکند که 41 درصد از این مقدار از منابع آبی ناپایدار و تمامشونده است.
در برخی کشورها ممکن است این گونه به نظر برسد که بحران آب موضوع قابل توجهی نیست اما وقتی به آمار و ارقام مراجعه کنیم درمییابیم که در برخی از مناطقی که کشاورزی یک صنعت مهم محسوب میشود بحران آب دقیقا شکل گرفته است. علاوه بر این رشد جمعیت و افزایش تمایل به شهرنشینی همین منابع اندک را نیز به شدت هر چه تمامتر مصرف میکند.
این مسئله به خصوص در بسیاری از کشورهای آمریکایی لاتین دیده میشود. شاید به همین دلیل است که بسیاری از بنگاههای تضارب افکار که در زمینه اقتصاد جهان فعال هستند هشدار دادهاند که قیمت مواد غذایی به دلیل قحطی و بحران آب در کشورهایی نظیر برزیل و آرژانتین، که هر دو از کشورهای مهم در تولید مواد غذایی در جهان هستند و اتفاقا در داخل نیز با بحرانهای سیاسی زیاد روبرو هستند، افزایش خواهد یافت.
تکاندهندهترین بخش گزارش اخیر فائو که در 35 صفحه نوشته شده گزارش واضعیت 11 کشوری است که در حال حاضر تامین آب زمینهای زراعیشان در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارد و حتی زمینهای زراعی دیمی آنها نیز حال و روزش خوشی ندارد. این کشورها عبارتند از: مراکش، پاکستان، ترکیه، مصر، افغانستان، ایران، قزاقستان، ازبکستان، سوریه، یمن و عربستان سعودی. چهار کشور نیز در رده بعدی بحران قرار دارند که عبارتند از عراق، رواندا، هند و اتیوپی.
در طولانیمدت، بحران آب به یک موضوع عمده ژئوپولیتیکی تبدیل خواهد شد. این مسئله آینده الگوهای مهاجرت، شکلگیری جنگها و انقلابها و روند پیشرفت تکنولوژی را در دنیای که در آن بشر همواره به دنبال راهحل است، شکل خواهد داد.
در کوتاه مدت اما بحران آب یه موضوع اساسی در سیاست باقی خواهد ماند. این بحران میتواند به عنوان یک فاکتور اساسی در بیثباتی در بسیاری از کشورهای که همین حالا با کمبود منابع آب مواجه هستند، عمل کند.
برخلاف بسیاری از موضوعات ژئوپولتیک، تاثیر بحران آب همیشه واضح و فوری نیست اما تحولاتی که در سوریه طی 10 سال گذشته رخ داده ثابت میکند که مثال سوریه یک هشدار مهم و یک تراژدی مرتبط با بحران آب است که میتواند به طور مستقیم با غیرمستقیم بر مدیریت سیاسی کشورها تاثیر منفی بگذارد. نکته غمانگیز اما این است که آن زمان که بحران آب به سرخط اخبار در سراسر جهان تبدیل شود، دیگر برای اقدام دیر شده است.
به امید واکسن نباید مراقبتها کاهش پیدا کند
روحانی در ستاد ملی کرونا عنوان کرد:
به امید واکسن نباید مراقبتها کاهش پیدا کند
بر اساس گزارشها ۷ شهرستان وضعیت فوق قرمز دارند
دو هفته از طرح دولت برای ایجاد محدودیت در کشور برای کنترل بیماری کرونا در کشور میگذرد و آمارهای منتشر شده درباره مبتلایان کرونا نشان از اثر مثبت این محدودیتها بر کاهش شمار مبتلایان دارد. دیروز در ستاد ملی کرونا رییس جمهور نیز این محدودیتها را مفید ارزیابی کرد و گفت: « از ۱۶۰ منطقه قرمزی که در دو هفته پیش داشتیم اکنون با تلاشها و مراعات مردم به ۶۴ منطقه قرمز کاهش داشتهایم. اما طبق گزارشها ۷ شهرستان نیز وضعیت فوق قرمز دارند که باید حتماً برای این شهرستانها اقدامات فوری انجام گیرد، چرا که نرخ ابتلا به کرونا در این شهرستانها صعودی است».
حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا با بیان اینکه در این مدت ۴۲۰ مصوبه داشتهایم و به دستگاهها ابلاغ کردیم، گفت: تاکنون ۸۵ درصد مصوبات ما عملیاتی شده است.
او افزود: کار بسیار خوبی در این مدت محدودیتها انجام شده که آثار مثبتی داشته است و همه اینها با همکاری مردم به وجود میآید. تا زمانی که مردم به مسری بودن این بیماری واقف باشند و به پروتکلها عمل کنند، وضعیت بهتر میشود.
آنطور که ایرنا نوشته روحانی تأکید کرد: البته هر کجا وضعیت قرمز باشد ما محدودیتها را اجرایی و اعمال میکنیم. ما به کانال ۵۰۰ نفر فوتی در روز نزدیک شده بودیم و حتی به ما میگفتند که وضعیت بدتر نیز میشود اما امروز به کانال ۳۰۰ نفر بازگشتیم و امیدواریم از این نیز کمتر شود.
رییس جمهور با تاکید بر اینکه اگر مراعات در جامعه ما مورد توجه قرار نگیرد و مردم حس کنند شرایط عادی شده، یکماه بعد باز به شرایط بحرانی باز میگردیم، تاکید کرد: حتی اگر واکسن مفید و موثر به دست ما برسد و ما هم برای مردم آن را فراهم کنیم، لازم است که همچنان پروتکلها رعایت شود، چرا که نه مشخص است آثار این واکسنها چقدر است، نه مشخص است که چه عوارضی دارد و نه به محض تزریق، تأثیر میگذارد.
روحانی یادآور شد: به امید واکسن نباید مراقبتها کاهش پیدا کند. هیچ واکسنی نیز صد درصد اثربخش نیست و همچنین نمیدانیم که این ویروس چقدر تغییر ژنتیکی در آینده خواهد داشت. پس در این شرایط لازم است پروتکلها مراعات شود.
او با بیان اینکه افراد مبتلا باید دوران قرنطینه را بگذرانند، تصریح کرد: تأسفبار است که فردی مبتلا میشود، به او اعلام میشود و بازهم او از خانه و قرنطینه خارج میشود و حتی میخواهد سوار هواپیما و وسایل حملونقل عمومی شود. این موارد از سوی ما حتماً باید با برخورد مواجه شود و جریمهها برای این افراد اعمال شود. ما ناچار از سختگیری نسبت به چنین افرادی هستیم.
رییس جمهور تاکید کرد: اگر اقدامات دو سه هفته اخیر نبود ما با مشکلات بسیار گسترده در زمینه شیوع کرونا مواجه میشدیم. وقتی ما پروتکلی را الزامی میکنیم و ابلاغ میشود، خود ما مسئولان وظیفه اجرای آن را بیش از مردم عادی برعهده داریم.
روحانی ادامه داد: همه آنانی که مسئول هستند باید بیش از دیگران آن را رعایت کنند. اگر چنین نشود مردم میگویند پس این مراقبتها چندان اهمیتی ندارد، اگر داشت چرا فلان اداره یا فلان مسئول رعایت نکرد؟ پس باید طوری عمل کنیم که مردم، مسئولان را در این زمینه الگو قرار دهند.
او با اشاره به تاثیر اعمال محدودیتها در دو هفته اخیر، اظهار کرد: از ۱۶۰ منطقه قرمزی که در دو هفته پیش داشتیم اکنون با تلاشها و مراعات مردم به ۶۴ منطقه قرمز کاهش داشتهایم. اما طبق گزارشها ۷ شهرستان نیز وضعیت فوق قرمز دارند که باید حتماً برای این شهرستانها اقدامات فوری انجام گیرد، چرا که نرخ ابتلا به کرونا در این شهرستانها صعودی است.
رییس جمهور در پایان با اشاره به شرایط امروز تهران در زمینه شیوع کرونا اظهار کرد: تهران در شرایط نارنجی است اما ما لب مرز قرمز شدن شرایط قرار داریم و اگر مراقبتها و نظارت و کنترل کافی انجام نگیرد بازهم بعد دو هفته ممکن است شرایط تهران قرمز شود.
شرایط شکننده بیماری در کشور
سخنگوی وزارت بهداشت با اشاره به روند بیماری کرونا هم گفت: علیرغم کاهش تعداد شهرستانهای دارای وضعیت قرمز، نمودار وضعیت بستری بیماران کرونا در برخی استانها مانند استان مازندران، گیلان و گلستان در حال صعود است.
به گزارش ایرنا دکتر سیما سادات لاری، گفت: میانگین بروز هفتگی موارد مثبت بستری در هفته دوم آذرماه در کشور حدود ۱۷ نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت گزارش شده است که بیشترین میزان بروز به ترتیب در استانهای ایلام، سمنان، اردبیل، یاسوج و یزد گزارش شده است. میزان بروز در استانهای یاد شده با اختلاف قابل توجهی بیشتر از میانگین کشوری است.
او افزود: میانگین کشوری بروز هفتگی موارد مرگومیر ناشی از بیماری در کشور در هفته دوم آذرماه ۳۶ نفر به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت است که بیشترین میزان بروز در استانهای یزد، کردستان، اردبیل و خراسان جنوبی گزارش شده است.
کاهش بستری و مرگ کرونایی در کشور
وزیر بهداشت با اشاره به کاهش روند بستری و مرگ ناشی از کرونا در کشور با اجرای محدودیتها، گفت: از مردم خواهش میکنم که این نشانهها را به حساب عادیانگاری نپندارند. سعید نمکی گفت: طبق پیشبینیهایی که موسسات علمی جهان کرده بودند، متاسفانه اروپا، امریکا و بسیاری از کشورهای جهان در وضعیت نامطلوبی به سر میبرند. پیشبینی که برای جهان کرده بودند، متاسفانه درست از آب درآمد، اما پیشبینی که برای کشور ما شده بود، متفاوت شد.
او افزود: کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا و آلمان خیز بسیار وحشتناکی را از بیماری و مرگ نشان میدهند. حتی کمی بیش از آنچه که موسسات علمی پیشبینی کرده بودند. روز گذشته با کمال تاسف آلمانیها با مرگ ۴۳۲ مورد در روز مواجه بودند، آمریکاییها با مرگ بالای ۲۸۰۰ روبرو بودند. همچنین سایر کشورهای اروپایی با مرگهای نزدیک به ۱۰۰۰ مواجه بودند.
بررسی مصوبات هیات وزیران درباره کاهش آلودگی هوا نشان میدهد ۳۶ درصد وظایف دستگاهها بر زمین مانده است
آلودگی هوا و بدعهدی 11 دستگاه
از 58 پروژهای که باید برای کنترل آلایندههای هوا پیش برود، فقط 24 درصد به طور کامل انجام شده و 22 درصد در حال انجام است.
نیره خادمی | بر اساس مصوبات هیات وزیران درباره کاهش آلودگی هوا 11 دستگاه، وظایفی را برای کنترل آلایندهها در تهران و سایر کلانشهرها بر عهده داشتهاند اما 36 درصد از این پروژهها و مصوبات با وجود نظارت سازمان حفاظت محیط زیست انجام نشده است. وزارت کشور هنوز برای نصب فیلتر ذرات برای خودروهای دیزلی سنگین، تعیین تکلیف تاکسیهای غیرفعال و جایگزینی با تاکسیهای هیبریدی و برقی اقدامی انجام نداده است. وزارت اقتصاد و امور دارایی هیچ یک از دو وظیفهای به آن محول شده را انجام نداده. سازمان صداوسیما موظف بود پخش رایگان مطالب آموزشی سازمان حفاظت محیط زیست را در دستور کار قرار دهد اما اطلاعرسانی به طور گسترده انجام نشده است. وزارت نفت هم استانداردسازی سوخت را کامل نکرده، سهمیه سوخت کامیونهای فرسوده را حذف نکرده است. حتی پلیس راهور هم هنوز کنترل معاینه فنی خودروها را به طور کامل انجام نداده است. آلودگی هوا به دلیل کارهای برزمین مانده نهادهای مختلف ادامه پیدا کرده است.
وزارت کشور، پلیس راهور، وزارتخانههای صنعت، نفت، اقتصاد، ارتباطات، آموزشوپرورش، بهداشت و همینطور بانک مرکزی، سازمان صداوسیما و سازمان حفاظت محیطزیست از جمله این دستگاهها هستند که بر اساس مصوبات کاهش آلودگی هوا 58 پروژه و وظیفه بر عهده آنها گذاشته شده است. بررسی میزان پیشرفت مصوبات نشان میدهد که 24 درصد آن به طور کامل انجام شده، 22 درصد آنها نیز در حال انجام است، 36 درصد انجام نشده و 10 درصد آن نیز شامل تعویق، درخواست ارجاع به دستگاه دیگر و اما و اگر شده است.
برنامههای عقبافتاده وزارت کشور
بر اساس اطلاعات سایت دبیرخانه کارگروه کاهش آلودگی هوا، وزارت کشور هنوز درباره نصب فیلتر ذرات برای خودروهای دیزلی سنگین، تعیین تکلیف تاکسیهای غیرفعال و جایگزینی آنها با تاکسیهای هیبریدی و برقی، تدوین برنامه مدیریت تقاضای سفر برای کاهش سفرهای درون شهری، صدور و تمدید مجوز شرکتهای حملونقل پیک موتوری منوط به برقیبودن کل ناوگان و ساماندهی ناوگان حمل بار و مسافر درون شهری از برون شهری اقدامی انجام نداده است. وزارت کشور طرح (LEZ) را تنها در یک کلانشهر اجرا کرده و تعویض کاتالیست خودروهای عمومی درون شهری را هم تنها به صورت محدود در سال 93 و 94 انجام داده است. این میان تخصیص کد جریمه برای خودروهای فرسوده، راهاندازی سامانه سیمفا، ایجاد ساختار یکپارچه معاینه فنی به صورت الکترونیکی از جمله اقداماتی است که به طور کامل از سوی این وزارتخانه انجام شده است.
بر زمین ماندههای پلیس راهور
با وجود راهاندازی سامانه سیمفا هنوز کنترل معاینه فنی خودروها به طور کامل انجام نمیشود. پلیس راهور، مقررات کنترل معاینه فنی در کل شهر تهران را به تعویق انداخته و هنوز ظرفیت لازم برای استعلام اطلاعات معاینه فنی تهران برای اجرای فاز دوم این طرح و امکان استعلام و ارسال پاسخ در این سامانه تا حداقل 5 میلیون رکورد را فراهم نکرده است.
جدول پیشرفت مصوبات کاهش آلودگی هوا نشان میدهد که پلیس راهور چهار مورد از پروژهها را به طور کامل انجام داده، مقررات مربوط به طرح کاهش را تنها در تهران اجرا کرده و از ابتدای سال 98 هم اجرای آن را در اصفهان و مشهد آغاز کرده است. این نهاد همچنین از میان 12 پروژه، سه مورد را به تعویق انداخته و چهار مورد را انجام نداده است.
استانداردسازی سوخت کامل نشده است
توزیع سوخت دیزل یورو 4 در کلانشهرها و تأمین و توزیع سوخت بنزین و نفتگاز یورو 4 موردنیاز خودرو در سراسر کشور طبق زمانبندی از مهمترین وظایف انجام شده وزارت نفت است اما این وزارتخانه همچنان اقدامات بر زمین ماندهای دارد؛ از جمله حذف سهمیه سوخت کامیون فرسوده و ارائه برنامه اجرای طرح کهاب. همچنین استانداردسازی سوخت مصرفی کلانشهرها با استاندارد یورو 4 و 5 و سوخت نیروگاهها هنوز کامل نشده و در حال انجام است. بازرسیهای سازمان ملی استاندارد درباره مصوبه کنترل آلودگی ناشی از سامانههای گرمایشی و سرمایشی و هوشمندسازی موتورخانهها هم نشان میدهد که برخی موارد آن با استاندارد 16000 انطباق ندارد.
کمکاری صداوسیما کملطفی بانک مرکزی
پایش بیماریها و مرگهای منتسب به آلودگی هوا به صورت سالیانه، تصویبنامه الزام دستگاههای اجرایی برای مقابله موثر با آلودگی هوا در سال 93 به صورت دورهای از سوی وزارت بهداشت انجام و وزارت آموزشوپرورش هم مباحث مرتبط با آلودگی هوا را بر اساس مصوبات در محتوای درسی مقاطع مختلف گنجانده است.
وزارت ارتباطات، گسترش زیرساخت الکترونیکی خدماترسانی برای کاهش سفرهای درونشهری دو برابر وضع موجود را تا توسعه شبکه زیرساخت، صدور مجوز تاسیس دفاتر پیشخوان دولت و خدمات مبتنی بر کدهای USSD انجام داده اما هنوز گزارش اقدامات را به نهاد ناظر ارسال نکرده است.
بر اساس آنچه در سایت دبیرخانه کارگروه ملی مصوبات کاهش آلودگی هوا آمده، بانک مرکزی هیچ اقدامی برای تخصیص تسهیلات نوسازی ناوگان عمومی از طریق بانکهای عامل انجام نداده است.
سازمان صداوسیما در تصویبنامه الزام دستگاههای اجرایی برای مقابله موثر با آلودگی هوا در سال 93 موظف شده بود تا پخش رایگان مطالب آموزشی سازمان حفاظت محیط زیست را در دستور کار قرار دهد اما اطلاعرسانی به طور گسترده انجام نشده است.
از سوی دیگر وزارت اقتصاد و امور دارایی بر اساس مصوبات تنها دو وظیفه داشته که هیچ کدام را انجام نداده است؛ منوط کردن صدور بیمهنامه شخص ثالث به ارائه مفاصا حساب تخلفات رانندگی و اصلاح نرخگذاری بیمه وسایط نقلیه با تاکید بر اهرمهای تأثیرگذار بر کاهش آلودگی و متناسب با افزایش سن خودرو.
هیبریدیها خارج از گود
وزارت صنعت، معدن و تجارت دیگر دستگاهی است که مصوبات انجام نشده زیادی دارد؛ تدوین ضوابط توسعه استفاده از موتوسیکلت برقی، ارائه برنامه جایگزینی موتوسیکلت برقی، ارائه برنامه تولید و واردات خودروها و موتوسیکلتهای برقی و هیبریدی در داخل کشور، ارائه برنامه نوسازی و بازسازی و ارتقای فناوری صنایع آلوده کلانشهرها و تدوین بسته اجرایی تجهیز خودروهای دیزلی در حال تردد به فیلتر دوده. این وزارتخانه مصوبه تعیین قیمت برای انتشار آلایندههای محیطزیست و الزام بنگاهها به محاسبه هزینههای مذکور در اجرای پروژهها را انجام نداده و از کمیسیون زیربنایی دولت درخواست کرده است تا آن را به دستگاه دیگری محول کند.
آئیننامه ماده 2 قانون هوای پاک، مصوب هیأت وزیران وزارت صنعت را مکلف کرده بود تا اقداماتی درباره تخصیص 10 درصد از سبد تولید سازندگان موتوسیکلت به نوع برقی یا اسقاط 3 دستگاه موتور بنزینی فرسوده به ازای تولید هر موتور بنزینی انجام دهد اما مصوبه به تعویق افتاده است. این وزارتخانه درباره موتوسیکلتهای کاربراتوری، کارنامه قابل قبولی دارد به طوری که ممنوعیت ثبت سفارش، توقف تولید و شمارهگذاری آن انجام و تنها در سال 97 با افزودن تبصرهای، مجوز پلاک گذاری 4300 موتور کاربراتوری را به طور استثناء صادر کرده است.
سازمانهای مردم نهاد مرتبط با آلودگی هوا شناخته شدند
جدول پیشرفت مصوبات برای سازمان محیطزیست نشان میدهد که هر 8 پروژه محول شده به این سازمان در حال انجام است؛ از جمله تهیه و ابلاغ حدود مجاز آلایندگی خودروهای دیزل، اصلاح حدود مجاز آلایندگی معاینه فنی و الزام واحدهای صنعتی آلاینده به استفاده از تجهیزات کنترلی. ارائه گزارش سالانه آلودگی هوا در کشور به همراه عملکرد دستگاههای مربوطه بهصورت دورهای انجام میشود و سازمان درباره حمایت عمومی از گسترش فعالیت سازمانهای غیردولتی در حوزه کاهش آلودگی هوا و افزایش مشارکت عمومی، سازمانهای مردم نهاد را شناسایی کرده و این پروژه هم در حال انجام است.
جولان فقر در بلندیهای «حصیرآباد»
گزارش «پیام ما» درباره لزوم ایجاد زیرساختهای گردشگری برای توسعه مناطق محروم اهواز
جولان فقر در بلندیهای «حصیرآباد»
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی خوزستان: احیای محور فرهنگی تاریخی گردشگری منطقه هفت بخش مهمی از معضلات فرهنگی و اجتماعی را برطرف میکند.
مجتبی گهستونی | یکی از مرکزیترین محلات اهواز نشیمنگاه زاغه نشینان شده است، مردمی که هرکدام روی انبوی از ثروت نشستهاند، حالا رنج دوران را میخورند. سربالایی بیست متری شهرداری تا خیابان دهم و از خیابان دهم به فرعی حصیرآباد که وارد میشوید، به معنای واقع کلمه میتوانید با مفهوم فقر روبهرو شوید. در بلندیهای حصیرآباد و بیست متری شهرداری اهواز، فقر، اعتیاد و دزدی جولان میدهند.
اینجا اهواز، دروازه ورود تاریخ و تمدن مرکز استان خوزستان است. کوچه عفاف یا همان «مش فاطمه» را صنایع بزرگ و کوچک در آن حوالی را دوره کردهاند. وقتی از خیابان حصیرآباد وارد کوچه عفاف یا همان «مشفاطمه» شوید، گویی با میدان جنگی روبهرو شدهاید که همه برای در امان ماندن گویی چاله کردند و در آن پناه گرفتند. وارد این محله با زاغههای کوچک و رنگ و رو رفته که شوید، مردم با همان روحیه مهمان نوازی از شما پذیرایی میکنند. در شهری که پالایشگاه نفت و گاز بیخ گوش مردم است، زنان و مردانی وجود دارند که هنوز گاز مایع ندارند تا هم اجاق سردشان را گرم کنند و هم خوراک بپزند. در برخی خانهها یخچال نبود و برخی هم وسایل گرمایشی چندانی نداشتند.
پای درد دل مردم کوچه «مش فاطمه»
مردم در اینجا با اینکه در پایینترین سطح رفاهی و بهداشتی زندگی میکنند اما نیازمندیهای آنها باعث نشده که فقط از خود بگویند و از همسایه نگویند. اینجا مردم هوای همسایه را بیشتر از خودشان دارند. مردم اینجا راحت با تو صحبت میکنند، خودمانی و بیپرده، بی آنکه اصراری برای ورود به خانههایشان داشته باشیم خودشان دستمان را میگرفتند و راهی خانههایشان میکردند و میگفتند: «ما خستگی نداریم، فقط از وعدههایی که مسئولان و مدیران دادند و آمدند و رفتند خسته هستیم. با اینکه ما در قلب شهر اهواز هستیم و به کلی منابع و ذخایر نزدیک هستیم اما خیری از آن به ما نرسیده است. خیلیها آمدند و گفتند میخواهیم برای توسعه و عمران و آبادانی شهر و محلهتان کاری کنیم اما فقط جار زدند.»
یکی از اهالی کوچه «مشفاطمه» میگوید: «هر بار خانهای ریزش کرد، کمر این مردم خم شد. شما آمدید، بیریا خانه به خانه آمدید و مهمانمان شدید و از ورود به خانهمان اکراه نداشتید. شما آمدید و لباستان در این باران خاکی و گلی شد. پس شما هستید که میتوانید دردی از ما دوا کنید. شما متوجه میشوید که دلمان شاد نیست و سیاهپوش است.» باوجود رنجی که مردم این منطقه تحمل میکنند، این پرسش مطرح است که چرا با وجود مشاهدات همیشگی مسئولان چرا تاکنون برای رفع این معضلات تلاش نشده است. کهنترین منطقه مسکونی در میان مناطق هشتگانه اهواز که دور تا دورش را کارخانهها و شرکتهای بزرگ و مادر در بر گرفتهاند، از محلاتی برخوردار است که به دلیل کمبود خدمات شهری و رفاه نسبی، شان آدمی در آن زیر پا گذاشته میشود. به دلیل جاری بودن فاضلاب شهری در جویهای رو باز و هجوم مارمولک و هزارپا، سوسک و… بهداشت عمومی در شرایط مطلوبی نیست.
لزوم ایجاد زیرساختهای گردشگری
یکی از اقداماتی که باید برای رفع محرومیت محلات توسعه نیافته ایجاد شود، ایجاد زیرساختهای گردشگری به عنوان فرصتی طلایی برای توسعه پایدار شهری است. با آگاهی از وضعیت ناپایداری که در برخی از محلات منطقه هفت اهواز از جمله حصیرآباد، منبع آب و حتی کوی رمضان داشتم و از سویی از برخی استعدادهای منطقه بیخبر نبودم، طرحی به نام محور فرهنگی تاریخی گردشگری منطقه هفت نوشتم که با بررسیهای مختلف سرانجام در شورای برنامهریزی استان خوزستان مصوب و لازم الاجرا شد.
طرح احیای محور فرهنگی تاریخی گردشگری در منطقه هفت اهواز در کارگروه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری شورای تخصصی خبرگان برنامهریزی و توسعه استان خوزستان مطرح و سپس در شورای برنامهریزی خوزستان و با حضور مسئولان ارشد استان خوزستان تصویب شده است.
هدف از ارائه این طرح توجه به محوطههای تاریخی، احیای یک مسیر جدید گردشگری و از همه مهمتر ارتقای سطح فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی یک منطقه مستعد و برخی محلات کم برخوردار از جمله حصیرآباد، منبعآب و کوی رمضان بوده است.
فرصت خاص جاذبههای طبیعی و گردشگری منطقه هفت اهواز
جاذبههای طبیعی منطقه هفت از جمله بخش شرقی ساحل و بستر رودخانه کارون و وجود کوهستان به عنوان یک فرصت خاص از منظر زمین شناسی و گردشگری کوهستانی دلیل بسیار موجهی است تا مردم ساکن در کوهستان اهواز ساماندهی شوند.
نحوه بررسی مشارکت هر چه بیشتر جامعه محلی، انجام مطالعات باستان شناسی، نجات بخشی، ساماندهی محوطههای باستانی موجود در منطقه و ترسیم مسیرهای گردشگری، احیای ظرفیتها و امکانات موجود، تابلوگذاری محوطههای و مکانهای تاریخی و گردشگری، ساماندهی و ایجاد مسیر برای دسترسی به کوهستان، اتمام تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی کوهساران از جمله پیشنهادها و راهکارهای درخواست شده است.
در همین راستا، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی خوزستان که مسئولیت رئیس شورای برنامهریزی را بر عهده دارد با تأکید بر لزوم افزایش سرعت احیای محور تاریخی گردشگری در کلانشهر اهواز، عنوان کرد: منطقه ۷ اهواز این ظرفیت را دارد که احیا شود اما باید برای احیای آن فازبندی صورت گرفته و اولویتبندیها مشخص شود تا وظایف شهرداری و سایر دستگاهها نیز با یکدیگر تداخل پیدا نکند.
امید حاجتی تاکید میکند: احیای محور فرهنگی تاریخی گردشگری منطقه هفت اهواز نه تنها بخشی مهمی از معضلات فرهنگی و اجتماعی را برطرف میکند بلکه به توانمندسازی ساکنان کمک کرده و خود مردم منطقه نیز از ذینفعان طرح هستند. منطقه ۷ اهواز با جمعیتی بالغ بر جمعیت ۱۵۰ هزار از ویژگیهای منحصر به فرد تاریخی طبیعی برخوردار است و در زمره مهمترین و قدیمیترین مناطق اهواز قرار دارد. وجود کوهستان منتهی به حصیرآباد و بیست متری، بقعه علی ابن مهزیار به عنوان یک جاذبه مذهبی، محله عامری به عنوان بخشی از بافت تاریخی اهواز قدیم، وجود منازل شرکتی و سازمانی نیوساید و کارون، وجود تپه باستانی آسیه آباد معروف به بیسیم، آرامستان ارامنه، آرامستان مشترک لهستانیها، کلدانی و آشوریها، میدان چهارشیر به عنوان اثر ثبت شده، تپه و محوطه باستانی پارک کوهساران در محلات حصیرآباد و منبع آب، وجود خط عبور قطار (سچه) به عنوان یک جاذبه در گردشگری ریلی و شهر، وجود بنای ثبت ملی شده پل سیاه، حسینه ثبت ملی عامری، وجود ساختمان معروف به گلف که آشیانه هواپیما بوده بخشی از ویژگیهای تاریخی و جاذبههای گردشگری منطقه هفت اهواز است.
راه مدیریت سیلاب از سدسازی نمیگذرد
برخی موافقان سرسخت سدسازی این روزها دوباره ادعا می کنند که این کار تنها راه مدیریت سیلاب است
راه مدیریت سیلاب از سدسازی نمیگذرد
علی حاجی مرادی، کارشناس عمران آب: سدسازی ابزار است نه هدف.
فرزانه قبادی | چند سالی است که همزمان با فصل بارش باران، آبگرفتگی معابر و ورد سیلاب به شهرها به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. در آخرین نمونه خوزستان با چنین مشکلی روبهرو شد. عوامل متعددی در بروز این مشکلات دخیل است و راهکارهای متفاوتی برای رفع آن مطرح میشود. یکی از این راهکارها که از سوی بعضی کارشناسان با رویکرد کنترل سیلاب مطرح میشود، سدسازی است. راهکاری که موافقان و مخالفان بسیاری دارد. بر اساس آمارهای رسمی ایران سومین کشور جهان در زمینه سدسازی است. اما تجربه ساخت سدها در سالهای اخیر نشان داده روند سد سازی در ایران در پارهای مواقع بر اساس اصول علمی انجام نشده است.
در روزهایی که ریزگردها نفس خوزستان را تنگ کرده و جان مردم را به لب رسانده بود، بسیاری از کارشناسان و اساتید دانشگاه دو عامل را به عنوان مهمترین عوامل بروز این پدیده مطرح میکردند: سدسازی و انتقال آب. سالهاست که سدسازی با انتقاداتی از سوی فعالان محیطزیست و کارشناسان این حوزه مواجه است اما همچنان این موضوع مدافعانی دارد و این روزها با طرح این مسئله که برای کنترل سیلابها در کشور نیاز به ساخت سدهای بیشتری داریم، باز هم رویکردهای جدیدی به موضوع سدسازی مطرح میشود. این در حالی است که در دنیا با توجه به تغییر جهت روان آبها و ساخت سد روی رودخانهها، اکوسیستم محیطزیست با مشکلات متعددی مواجه شده و بسیاری از کشورها برای حفظ زیست بوم خود برخی از سدهایی که در سالهای پیش ساخته بودند، تخریب کردهاند.
راههای جایگزین سدسازی
این روزها که موضوع آبگرفتگی و جاری شدن سیلاب در شهرها تبدیل به معضل شده است، این سوال مطرح است که به جز سدسازی چه راهکارهای دیگری برای کنترل سیلاب وجود دارد؟ بعضی کارشناسان معتقدند ظرفیت سدهای کشور جوابگوی حجم سیلابها نیست و باید برای مهار سیلابها سدهای جدید ساخته شود. از جمله حامد محرمی کارشناس حوزه آب به مهر گفته است: «سدهای ما گنجایش ذخیره بیش از مقدار پیشبینی شده کنونی را ندارند و مقابله با سیلاب و مهار آب هر دو با هم با سدهای کنونی امکانپذیر نیست» رضا اردکانیان، وزیر نیرو اعلام کرده که تا پایان امسال بهرهبرداری از 18 سد جدید در کشور آغاز میشود. اما گفتههای کارشناسانی چون «محرمی» نشان میدهد که این جریان فکری به ساخت سدهای بیشتر در کشور میاندیشد.
این در حالی است که به گفته کارشناسان روشهای دیگری به جز ساخت سدهای مخزنی برای مدیریت سیلابها در جهان مورد استفاده قرار میگیرد. روشهایی از جمله «گورهها و سیلبندها» برای محدود کردن سیلاب، «مخازن تاخیری» برای کاهش پیک سیلاب و افزایش زمان اوج سیلاب، «اصلاح و بهسازی مسیر» با هدف افزایش سرعت جریان آب و گذردهی رودخانه، «انحراف سیلاب» برای کاهش میزان تخریب سیلاب و…
علی حاجی مرادی، کارشناس عمران آب در گفتوگو با «پیامما» در مورد طرح سدسازی به عنوان راهکاری برای کنترل سیلاب میگوید: «سد یک ابزار است، هدف نیست. سد ابزاری است که باید از آن با توجه به اهداف متعددی که داریم، استفاده کنیم. یکی از اهداف ساخت سد میتواند کنترل سیلاب باشد و ظرفیتی که به عنوان مخزن سد در بالادست رودخانه ایجاد میشود، بتواند به عنوان یک ذخیره برای سیلابهایی که به وقوع میپیوندد استفاده شود»
نگاه اصولی به شهر
حاجیمرادی در مورد مشکلاتی که بر اثر جاری شدن سیلاب در خوزستان به وجود آمده است میگوید: «دغدغهای که در مورد آبگرفتگی خوزستان وجود دارد، این است که ما انتظار داریم تا چه سقفی در بالادست رودخانههای استان ذخیرهگاه ایجاد کنیم؟ اگر بنا باشد ما صرفا بر ساخت سد تکیه داشته باشیم، هر چقدر هم بر ظرفیت مخازن سدها در بالادست رودخانههای استان خوزستان بیافزاییم، باز هم ممکن است سیلابی اتفاق بیفتد و ما نتوانیم با وجود مخازنی که احداث کردهایم آن سیلاب را کنترل کنیم. این دغدغه باعث میشود ما به سد به عنوان یک ابزار کنترل سیلاب نگاه کنیم. لازمه اینکه انتظار داشته باشیم سیلاب خسارات کمتری در پایین دست به همراه داشته باشد، استفاده از ابزارهای دیگر است که میتواند به کمک سدهای مخزنی بیاید. ابزارهایی مثل ساماندهی رودخانهها میتواند موثر باشد. مهمتر از آن جانمایی صحیح شهرکهای مسکونی جدیدالاحداث در استان خوزستان است. سیستمهای جمعآوری آبهای درون شهری هم نکته دیگری است که باعث بروز این مشکلات برای شهروندان استان خوزستان میشود. استفاده از این ابزارها ضمن اینکه میتواند اصولیتر باشد، هزینههای به مراتب کمتری نسبت به ایجاد ظرفیت سدهای مخزنی جدید در بالادست رودخانهها خواهد داشت. اتفاقی که در رودخانه جراحی شاهد آن هستیم، به دلیل جانمایی غلط شهرکهای مسکونی اتفاق افتاده است. معضل بعدی برای استان خوزستان به این دلیل ایجاد شده است که در خوزستان ضرورت تقویت سیستمهای جمعآوری آبهای سطحی درون شهری در شهرهایی مثل اهواز یا ماهشهر چندان مورد توجه قرار نگرفته است»
در حالی که مهندسی رودخانهها و راهکارهای بسیار دیگر میتواند از جاریشدن سیلاب در شهرها و مناطق مسکونی جلوگیری کند، ضرورت ساخت سد با توجه به تبعاتی که در پی دارد و همچنین پیوستهای محیطزیستی که در بعضی موارد چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، مهمترین نتیجه آن تخریب اکوسیستم خواهد بود. بسیاری از منتقدان سدسازی معتقدند سیلابها در بعضی موارد مورد احیا تالابها به ویژه در خوزستان میشود، حال آنکه کسانی که معتقدند مسیر توسعه از سدسازی میگذرد در سالهای اخیر با ساخت سد بدون مطالعات اصولی و اجرای پروژههای متعدد انتقال آب، ریزگردها و سیلاب را در استان پرآبی مثل خوزستان تبدیل به یک معضل کردهاند که زندگی مردم این استان را مختل کرده است.
تغییر اقلیم
بعضی کارشناسان محیطزیست، تغییر اقلیم را دلیل اصلی آبگرفتگیهای خوزستان میدانند. حاجیمرادی در خصوص تغییر اقلیم و تاثیر آن در معضلاتی که سیلاب در شهرهای خوزستان ایجاد کرده است، معتقد است: «ما تا چند سال پیش تصور میکردیم که تغییر اقلیم در کاهش بارندگی خلاصه میشود. تصور عمومی که از تغییر اقلیم در کشور ما شکل گرفته متناظر با خشکسالی است. در حالیکه خشکسالی یک پدیده گذرا است و یک تغییر مادام نیست، پدیدهای که ممکن است چند سالی اتفاق بیفتد و بعد مرتفع شود. تغییر اقلیم به معنای کلیتر به معنای افزایش پدیدههای حدی است. سیل هم یک پدیده حدی طبیعی است که ممکن است اتفاق بیفتد و اگر دو سمت پیکان را در نظر بگیریم، تغییر اقلیم باعث میشود ما با خشکسالیها و سیلابهای شدیدتر مواجه شویم. این دور از ذهن نیست که این رخدادهای سیلابی که اخیرا در خوزستان مشاهده میکنیم را به تغییر اقلیم نسبت بدهیم»
ایران چقدر نیاز به سدسازی دارد؟
خوزستان از لحاظ تعداد سدهای فعال، بیشترین فراوانی را در میان استانهای ایران دارد از 188 سد فعال در کشور 14 سد مخزنی و تنظیمی در شهرهای مختلف خوزستان قرار دارد. حاجی مرادی در خصوص نیاز ایران به ساخت سدهای جدید میگوید: «نمیتوانیم یک نسخه واحد برای تمام سرزمین یک و شش دهم میلیون کیلومتری ایران بپیچیم و بگوییم برای کل سرزمین ایران به کفایت تعداد سدها و احجام سدها دست پیدا کردیم یا اینکه برای تمام سرزمین ایران به تعداد سد و حجم ذخیرهای بیشتری در سدها نیاز داریم. این صحبت غیرمنطقی است. متناسب با اقلیمهای مختلفی که در سراسر کشور وجود دارد، نیازها هم مختلف است. در بعضی مناطق هم برای تامین انرژی و هم کنترل سیلاب به قدر کفایت سدسازی انجام شده است، اما این نکته را هم باید در نظر بگیریم که در بعضی مناطق، خصوصا در بحث کنترل سیلاب در حال حاضر ذخیره مخزن مناسب نداریم. استان سیستانوبلوچستان یکی از نمونههای بارز این امر است. کنترل سیلابها توسط مخازن سدهای موجود در این استان، عملا انجام نمیشود. در این استان نیازمند این هستیم که سدهای بیشتری بسازیم. در خوزستان بیشتر آب مورد نیاز از منابع استانهای بالادست تامین میشود در بعضی از سرشاخهها مثلا رودخانهای مثل کارون به قدر کفایت حجم ذخیره داریم. اما روی بعضی از رودخانههای دیگر مثل دز یا حتی کرخه ذخیره متناظر با دبی و حجم سیلاب محتمل رودخانه را هنوز نداریم»
سقف پل خاتون ریخت
بخشی از سقف پل سلجوقی خاتون در کرج فرو ریخت. مدیرکل میراث فرهنگی البرز با تایید این خبر گفت: «عملیات عمرانی انجامشده در اطراف این پل در سالهای ۹۵ و ۹۶ در وقوع این اتفاق بیتاثیر نبوده است.»
فریدون محمدی به ایسنا گفت: «استحکام این پل در حدود ۴۰۰ سال گذشته به دلیل وقوع سیل و زلزله کم شده است اما بدون شک عملیات عمرانی صورت گرفته در اطراف این پل در سالهای ۹۵ و ۹۶ در وقوع این اتفاق بی تاثیر نبوده است.»
به گفته او در دهه ۴۰ و ۵۰ پل خاتون محل تردد خودرو بوده که این امر هم در کاهش استحکام این اثر تاریخی تاثیر خود را داشته است.
محمدی اضافه کرد: «علاوه بر این موارد، با توجه به اینکه پل شکل طاقی دارند و رفت و آمد بر روی آنها بیشتر بوده به لحاظ ایستایی نسبت به دیگر بناهای تاریخی آسیبپذیرتر هستند.»
پل تاریخی خاتون بین پل حافظ و میدان کرج بر روی رودخانه کرج بنا شده است. این پل متعلق به دوره صفوی است ولی پی آن در دوره سلجوقی بنا شده است. این پل ۶۱ متری در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
بی توجهی طولانی به مقبره مشروطهخواهان کرمان
تخت درگاه قلیبیگ صاحب ندارد
معاون میراث فرهنگی کرمان: تا مالکیت درگاه قلیبیگ مشخص نشود، تغییر کاربری این بنا ممکن نیست.
یک فعال میراث فرهنگی در گفتوگو با «پیام ما»: میراث برنامه مشخصی برای حفاظت از بناهای تاریخی ندارد.
مرضیه قاضی زاده | یک سالونیم پیش مرمتگران به کوه قلعه دختر آمدند و بنای آرامگاه تکیه داده به کوه را نونوار کردند. اما الان انگار نه انگار. مخروبهای است که از دیوارنویسی سیاه شده. این چندمین مرمت بنای تخت درگاه قلیبیگ بود؟ هر بار چقدر برای مرمت هزینه شده؟ حتی میراثفرهنگی کرمان هم نمیداند. برای آخرین مرمت بین شهرداری و میراث فرهنگی دعوا بود که چه کسی مسئول است و دست آخر میراث فرهنگی کوتاه آمد و کار را تمام کرد. اما چه فایده که تخت درگاه قلیبیگ را دوباره ویران کردند و هیچ نشانی از مرمت قبلی نیست. بنای تاریخی گوشه خیابان و بر بلندی کوه کز کرده و حتی کسی نمیداند که مالکش کیست. میراث فرهنگی هم این را نمیداند و تخت درگاه قلیبیگ در بیتکلیفی، پناهگاه معتادان و بیخانمانها شده است.
ویرانی بنا از لب جاده هم پیداست. اوضاع همان است که دو هفته پیش در خبرها گفتند. چند پتو و لباس کهنه در ورودی بنا افتاده و هر جا نشانی از بیخانمانهاست. آفتاب وسط آسمان است و خبری از ساکنان موقتی بنای تاریخی نیست. چند قدم مانده به لاکپشت سنگی که معلوم نیست چه سنخیتی با آرامگاه درگاه قلیبیگ یا روزنامهنگاران خفته در آن دارد، چند بسته سیگار افتاده است. از همان جا تا آخرین پله که عمارت نمایان میشود ظرف غذا، لباس کهنه و سیگار ریخته است. از روی پلههای آخر، این منظره نازیبا بیشتر پیداست.
کنار قبر احمد مجدالاسلام، روزنامهنگار مشروطه چند سیب زمینی و زغال افتاده است و کفپوشها برای روشنکردن آتش از جا درآمدهاند. بیشتر شبیه دخمه است تا بنای تاریخی. شکاف بزرگی نزدیک ورودی عمارت است و درِ آهنی از لولا درآمده است. یکایک اتاقها پر شده از سیاه نوشتهها. دیگر نوشتههای روی قبور هم قابل خواندن نیست. از یک سال و نیم پیش هر چه خواستند و تا جایی که دستشان رسیده نوشتهاند؛ فحش و ناسزا، با اسم و تاریخ. این وضع یک بنای تاریخی، در گوشه دنجی از کوه قلعه دختر است. پنجسال پیش هم وضع همین بود و همچنان هست.
مرمتها ظاهری است
چرا تخریب در تخت درگاه قلیبیگ هر سال تکرار میشود؟ این بنا چند بار مرمت شده؟ مجتبی شفیعی، معاون میراثفرهنگی استان کرمان به «پیامما» جواب میدهد: «در طول دو دهه گذشته 2 بار این بنا مرمت اساسی شده است. یک بار در دهه 80 و بار دیگر در اوایل دهه 90. بعد از آن هر چند وقت یک بار مرمتهای جزیی روی بنا صورت گرفته است.» او نمیداند برای این بنا تا امروز چقدر هزینه شده و از جزئیات هم بیاطلاع است اما میگوید که بیشتر مرمتها موضعی و حفاظتی بوده است: «تا جایی که من یادم است، بخشی از دیوار سفره سال پیش در بارندگی آسیب دید که بلافاصله مرمت شد. همان وقت سکوی اطراف هم کفسازی شد.»
شواهد اما حاکی از این است که هر سال این بنا مرمت شده. سال پیش به خاطر باران و سال 97 و 96 هم به دلایلی مثل «حضور معتادان».
امید ابراهیمی، فعال میراثفرهنگی معتقد است میگوید این از سهلانگاری میراثفرهنگی است. او به «پیامما» توضیح میدهد: «مرمتها ظاهری است. هیچ وقت نیامدند به طور عمقی مشکل بنا را حل کنند. ظاهرسازی کردهاند و رفتهاند.» اشاره او به نورپردازی و ناودانهای بنا است. میگوید چون نورپردازی درستی در مجموعه صورت نگرفته، با غروب آفتاب بنای تاریخی تبدیل میشود به پاتوقی برای بیخانمانها و معتادان.
مشکل دیگر ناودانهای تخت درگاهقلیبیگ است: «چند سال است که ناودانها مشکل دارد. هیچ وقت نیامدند تا این ناودان را درست کنند و همیشه رطوبت به بنا آسیب زده است. شیب کوه باعث شده با یک بارندگی آب به سمت ساختمان بیاید، همین میشود که دیگر ناودان بنا جوابگو نیست. آب باران به خوبی دفع نمیشود و در دیواره بنا نفوذ میکند.»
باید امنیت برقرار کرد
الهه آذرنوش، دیگر فعال میراثفرهنگی نیز با او هم نظر است. او از میراثفرهنگی کرمان گله میکند که ضعیف عمل کرده و فقط روی آثار تاریخی مثل راسته بازار و گنبد جبلیه متمرکز شده است. «باقی بناهای تاریخی کرمان فراموش شدهاند و مرمتشان در حد اضافه کردن روکش و کفسازی بوده است.»
این فعال میراثفرهنگی معتقد است تا زمانی که فقط به نوسازی جدارههای بافت تاریخی توجه داریم، اتفاقی در ماهیت بنا نمیافتد. اصطلاحی که او برای توضیح بیشتر این موضوع به کار می برد، عملکرد بدون رویکرد است: «آنچه را که امروز در کرمان به عنوان مرمت تعریف شده است به نوسازی کالبدی بنا میپردازد، نه احیای بنا. یکی از مواردی که باعث شده که تخت دچار آسیب شود دورافتادگی بنا است و توجه بیشتر به ایجاد هتل و تلهکابین در دل کوه.»
از نگاه او میراثفرهنگی هیچ برنامه مشخصی برای حفاظت از بناهای تاریخی ندارد: «در مقایسه با اتفاقاتی که در بقیه نقاط جنگل افتاده، کسی توجه خاصی برای حفظ بنا نداشته است . با این شیوه اگر هزار بار هم به ظاهر بنا مرمت شود طبیعی است که رفتهرفته بنا از بین میرود. این روند توسط کارمندانی تعریف و اجرا میشود که هیچ ایدهپردازی و فکری پشت آن ندارند و پروژههای جنگل قائم را خلاف منابع طبیعی و فرهنگ جامعه تعریف و اجرا میکنند.»
معاون میراثفرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان این حرفها را غیرکارشناسانه و از روی حب و بغض میداند: «این فعالان بگویند که چند پروژه مرمت و کار پژوهشی انجام دادهاند. نمیشود که یک فرد به واسطه یک مدرک دانشگاهی، اسم خودش را فعال میراثفرهنگی بگذارد.»
او میگوید که مشکل اصلی بنا در بحثهای حفاظتی و فرهنگی است نه ناودان تخت درگاهقلیبیگ: «مرمت ایراد ندارد که مردم روی دیوارها یادگاری مینویسند یا کابلها را از کف مجموعه بیرون میکشند، باید فرهنگ را اصلاح کرد و امنیت را برقرار کرد.»
شهرداری و نیروی انتظامی عقب کشیدند
به اعتقاد او در چند سال گذشته تمام تقصیرها به گردن میراث انداخته شده است در حالی که تخت درگاه قلیبیگ در محدوده شهری است و نیرویانتظامی و شهرداری نیز در قبال آن مسئولاند: «قطعا شهرداری و نیرویانتظامی هم وظایفی دارند و باید امنیت آنجا را فراهم کنند.»
راهکار میراث برای حفاظت از این بنا تغییر کاربری و انتقال آن به بخش خصوصی است، اما مشکل اصلی مالکیت بنا است. تخت درگاه قلیبیگ در مالکیت میراثفرهنگی نیست و مالک بنا نامشخص است. شفیعی میگوید: «کسی ادعای مالکیت آنجا را ندارد. نه دستگاه دولتی ادعای مالکیت آنجا را دارد و نه شخص حقیقی و خصوصی. تا وقتی که مالکیت آن مشخص نیست، میراث به لحاظ قانونی نمیتواند مزایدهای را برگزار کند و بنا را تغییر کاربری دهد.»
قدم اول میراث، مرمت تخت درگاهقلیبیگ و قدم دوم تعیین مالکیت بنا است: «در حال تنظیم شرح خدمات هستیم تا مرمت دوباره را انجام دهیم. همزمان واحد حقوقی هم یک سری پیگیری انجام داده تا مشکل مالکیت را حل کند. اگر سازمان میراث بتواند به نمایندگی از دولت مالکیت آنجا را در دست بگیرد آن وقت است که دیگر برگزاری فراخوان و مزایده و در نظر گرفتن کاربری را میتوانیم پیش ببریم.»
پاسخگوی اشتباهات قبلی نیستم
تخت درگاه قلیبیگ فقط یک مقبره با شکوه خانوادگی نیست. مدفن دو تن از مشروطهخواهان بزرگ ایران است . مجدالاسلام و محمود دبستانی دو نواده درگاهقلیبیگ که مدیریت چندین روزنامه فرهنگ، ادب و ندای وطن را به عهده داشتند.
فقط به تخت درگاه قلیبیگ بیمهری نکردهاند. بیشتر آثار منطقه فراموش شدهاند؛ چه قلعه شیوشگانی که درست یک سال پیش بعد از چانه زنیهای فعالان میراث ثبت ملی شد و چه بند امیری که با وجود ثبت بودنش در فهرست آثار ملی یک دهه پیش شهرداری به طور کامل پوشاندش.
شفیعی میگوید: «من نمیتوانم پاسخ اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده را بدهم. ممکن است 10 سال پیش مسئولانی که مجوز دادند اشتباه کرده باشند. حتی ممکن است که مجوزی هم داده نشده باشد و این کار بدون هماهنگی با میراث انجام شده باشد.»
