بایگانی مطالب نشریه

پتانسیل بالای ایران برای توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر

 وزیر نیرو تاکید کرد:

 پتانسیل بالای ایران برای توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر

چهار هزار و 500 واحد سامانه‌های کوچک‌مقیاس خورشیدی در مناطق محروم ایجاد شده است.

وزیر نیرو با اشاره به بازار توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر ایران گفت: با اتکا به پتانسیل بالای منابع انرژی‌های‌تجدیدپذیر اعم از خورشیدی، بادی، زیست‌توده، زمین‌گرمایی و غیره، وزارت نیرو به‌منظور تحقق سیاست‌ها و اسناد بالادستی در برنامه‌های توسعه‌ای جمهوری اسلامی ایران و ایجاد تحول در زمینه توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر، اقدامات خوبی را برنامه‌ریزی کرده است. به‌گزارش ایسنا، رضا اردکانیان دیروز در پیامی ویدئویی به پنجمین نمایشگاه و کنفرانس بین‌المللی و دومین جایزه ملی انرژی‌های‌تجدیدپذیر ایران، گفت: از مهم‌ترین رفتارهای دهه‌های پیش رو، توسعه‌ استفاده از برق به‌عنوان جایگزین برای سایر حامل‌های انرژی است، به‌گونه‌ای که ظرفیت تولید و مصرف برق به بیش از دو برابر افزایش خواهد یافت.

به گفته اردکانیان یکی از رخدادهای مهم حوزه انرژی، تامین وجه غالب برق از منابع انرژی‌های‌تجدیدپذیر و پاک است؛ اگر چه نفت و به‌خصوص گاز طبیعی همچنان در فضای گسترده‌ی نیاز به انرژی حضور فعال دارند ولی نقش تبدیل آن‌ها به کالا، همچون محصولات پتروشیمی وجه پررنگ‌تری در عرصه نفت‌و‌گاز خواهند بود.

وزیر نیرو افزود: در سال‌های اخیر بازار انرژی‌های‌تجدیدپذیر و نیز چارچوب سیاست‌های حاکم، به‌سرعت درحال‌توسعه و پیشرفت بوده و تحقق 177 گیگاوات ظرفیت نصب‌شده‌ی جدید با سرمایه‌گذاری جهانی بیش از 282 میلیارد دلاری در حوزه انرژی‌های‌تجدیدپذیر در سال 2019 میلادی (با 1 درصد افزایش نسبت به سال قبل از آن) مجموع ظرفیت جهانی نصب‌شده نیروگاه‌های تجدیدپذیر به دو هزار و 533 گیگاوات رسیده است.

به گفته اردکانیان، نیروگاه‌های بادی و خورشیدی به ترتیب با 622 و 584 گیگاوات بیشترین ظرفیت را در بین منابع انرژی‌های‌تجدیدپذیر به خود اختصاص داده‌اند.

او با اشاره به پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته در سناریوی نقشه راه انرژی‌های‌تجدیدپذیر، گفت: بر اساس پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته در سناریوی نقشه راه انرژی‌های‌تجدیدپذیر (REmap) که از سوی آژانس بین‌المللی انرژی‌های‌تجدیدپذیر (IRENA) ارائه شده، سهم انرژی‌های‌تجدیدپذیر «تا‌سال۲۰۳۰ میلادی می‌تواند به بیش از 30 درصد در سبد انرژی دنیا» برسد که این امر در سایه تکنولوژی‌هایی که در حال حاضر در دسترس هستند امکان‌پذیر است که «افزایش بهره‌وری انرژی و همچنین بهبود دسترسی به انرژی می‌تواند سهم انرژی‌های‌تجدیدپذیر را در ترکیب انرژی جهانی به 36 درصد هم برساند».

وزیر نیرو تصریح کرد: جهان در حال تحول در بخش انرژی از یک سیستم مبتنی بر انرژی‌های فسیلی به سیستمی متشکل از انرژی‌های‌تجدیدپذیر است و تقریباً هر کشوری متناسب با محدوده جغرافیایی‌اش قادر به مهار انرژی‌های‌تجدیدپذیر در حوزه جغرافیایی خود خواهد بود که این امر می‌تواند تأثیر عمیقی بر اقتصاد جهانی بگذارد.

به گفته اردکانیان اضافه شدن منابع انرژی‌های‌تجدیدپذیر به منابع سوخت‌های فسیلی، موجب می‌شود که دنیا به سرعت به سمت تغییر ماهیت انرژی از نوع سنتی آن به فن‌آوری‌های جدید حرکت کرده است.

وزیر نیرو با اشاره به بازار توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر ایران افزود: با اتکا به پتانسیل بالای منابع انرژی‌های‌تجدیدپذیر اعم از خورشیدی، بادی، زیست‌توده، زمین‌گرمایی و غیره وزارت نیرو به‌منظور تحقق سیاست‌ها و اسناد بالادستی در برنامه‌های توسعه‌ای ایران و ایجاد تحول در زمینه توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر، اقدامات خوبی را برنامه‌ریزی کرده است.

او افزود: حمایت از بخش خصوصی برای توسعه کاربرد انرژی‌های‌تجدیدپذیر، عقد قرارداد خرید تضمینی برق تجدیدپذیر با شرایط مناسب، حمایت از تولیدکنندگان با هدف انتقال و بومی‌سازی فن‌آوری‌های انرژی‌های‌تجدیدپذیر، حمایت از مراکز تحقیقاتی برای توسعه برنامه‌های تحقیقاتی برای فن‌آوری‌های رقابت‌پذیر و فراهم‌کردن زمینه دسترسی به برق پایدار در مناطق دورافتاده و روستاها با نظارت شرکت‌های زیرمجموعه وزارت نیرو از جمله این اقدامات است.

بنا بر اعلام وزارت نیرو، این مقام مسئول با بیان این‌که بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده تاکنون شاهد بهره‌برداری از حدود 850 مگاوات نیروگاه‌های انرژی‌های‌تجدیدپذیر‌و پاک بوده‌ایم،  او خاطرنشان کرد: نیروگاه‌های مذکور از طریق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و مشارکت مردمی (بیش از 160 شرکت فعال در حوزه انرژی‌های‌تجدیدپذیر) در اکثر قریب به اتفاق استان‌های کشور ایران توسعه‌ یافته‌اند.

وزیر نیرو اضافه کرد: ظرفیت مذکور شامل چهار هزار و 500 واحد سامانه‌های کوچک‌مقیاس (پشت‌بامی) خورشیدی است که تماماً در مناطق محروم و کم برخوردار کشور احداث‌شده‌اند و همچنین 260 مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر در حال احداث بوده که پیش‌بینی می‌شود اکثر آن‌ها تا پایان فعالیت دولت دوازدهم به بهره‌برداری برسند. او تاکید کرد: با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی ایران و وجود تقاضای فراوان به برق و انرژی در اغلب کشورهای هم‌جوار، ابلاغ مصوبه صادرات برق تجدیدپذیر از سوی وزارت نیرو و حمایت از آن، یکی دیگر از اقدامات مهمی است که زمینه را برای همکاری‌های بین‌المللی فراهم کرده تا از طریق سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی داخلی، خارجی و یا مشترک بر روی پتانسیل‌های جذاب انرژی‌های‌تجدیدپذیر ایران، برق تولیدی را به کشورهای همسایه صادر کنند.

برنامه کاهش مصرف انرژی 

در شهرداری تهران

پیروز حناچی، شهردار تهران هم در پنجمین همایش‌ بین‌المللی‌ انرژی‌های‌تجدیدپذیر ایران گفت: شهرداری تهران در تلاش است که انرژی‌های‌تجدیدپذیر را در فضاهای سبز شهری، اماکن عمومی، ابنیه و تأسیسات تحت مدیریت خود به‌کار گیرد و نسبت به تأمین دو درصد از انرژی مصرفی خود از انرژی‌های تجدید پذیر به صورت سالیانه اقدام کند. حناچی با تأکید بر این‌که شهر تهران از پتانسیل قابل توجهی برای بهره‌گیری از انرژی‌های تجدید پذیر به ویژه انرژی خورشیدی برخوردار است، گفت: این مورد از ویژگی‌ بخش‌های عمده‌ای از مساحت کشور نیز به‌شمار می‌رود. حناچی با اعلام این‌که در حال حاضر شهرداری تهران ۶۰۰ کیلووات بر ساعت، تولید انرژی دارد، افزود: کاهش مصرف انرژی و مدیریت انرژی ۲۵ ساختمان اداری در دستور کار قرار دارد. حناچی با اشاره به اقدامات آینده شهرداری تهران در حوزه انرژی‌های‌تجدیدپذیر، گفت: شهرداری تهران علاوه بر وجود مشکلات متعدد در راستای توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر نظیر نوسانات قیمت ارز و افزایش بی‌رویه قیمت تجهیزات خورشیدی و همچنین کاهش درآمدها بر اساس اسناد فرادست اهدافی نظیر تأمین دو درصد انرژی مصرفی در فضاهای تحت مدیریت شهرداری تهران به صورت سالانه از انرژی‌های‌تجدیدپذیر، استحصال ۲ مگاوات انرژی پایدار از پسماند در هر سال، توسعه نیروگاه‌های خورشیدی با ظرفیت حداقل ۶۰۰ کیلووات در سال، کاهش مصرف انرژی در شهرداری تهران به میزان سالیانه ۱۰ درصد و راهبری و نظارت بر رعایت شاخص‌های مدیریت سبز را در برنامه‌ریزی دارد. شهردار تهران درباره نقش انرژی‌های تجدید‌پذیر در احیای شهرها در پسا‌کرونا، توضیح داد: شیوع بیماری کووید‌-۱۹ لطمه‌هایی غیرقابل جبران بر حیات، معیشت و اقتصاد انسان‌ها در سراسر جهان وارد کرده است. کشورها هم‌اینک دربرهه حساسی به سر می‌برند، زیرا دولت‌ها هزینه‌های زیادی را برای مهار و مقابله با این بیماری جهانی متحمل شده‌اند. پاندمی کرونا، گرایش دولت‌ها به استفاده از انرژی پاک را بیشتر کرده و امید است که این تمایل به روندی دائمی در میان آن‌ها تبدیل شود. 

بنا بر اعلام سایت شهر، شهردار تهران با تأکید بر این‌که کاهش انتشار کربن، علاوه بر کمک به رشد اقتصاد، خطرات ناشی از تغییرات آب‌و‌هوایی را به حداقل می‌رساند، افزود: همچنین انرژی تجدیدپذیر نیز از طریق ایجاد مشاغل جدید می‌تواند اقتصاد پساکرونا را رونقی دوباره ببخشد. توسعه انرژی‌های‌تجدیدپذیر می‌تواند از طریق ایجاد مشاغل سبز، تضمین امنیت انرژی و تقویت پایداری، موجبات بهبود کیفیت محیط‌زیست  و ارتقا زیست‌پذیری شهرها را فراهم کند.

«جوان» رو به مرگ

دریاچه‌ای که بعد از هزار سال در کویر لوت متولد شد، خشک می‌شود

«جوان» رو به مرگ

معاون پژوهشکده علوم زمین: برای احیا یا افزایش طول عمر  دریاچه به جز ترسالی راه دیگری وجود ندارد.

مرضیه قاضی زاده | دریاچه‌ای که بهار پارسال میان کلوت‌ها متولد شد، در حال مردن است. گرمای آفتاب و نمک‌های کف از یک طرف به جانش افتاده و زباله‌های گردشگران از یک طرف. تیرماه امسال قرار بود این آبگیر کوچک در کویر بزرگ که آن را «جوان» نامیده‌اند، در فهرست تالاب‌های رسمی کشور ثبت شود اما نشد و حالا پرس‌وجو از کارشناسان سازمان زمین‌شناسی نشان می‌دهد اگر باران نبارد، عمر کوتاه دریاچه لوت به سر خواهد آمد.

تولدش یک معجزه بود. طغیان رودخانه شور و سیلاب دست به دست هم داد تا در دل کویر زیستگاهی آبی شکل بگیرد و نام این گود نمک‌سر را «جوان» بگذارند. یک سال و 9 ماه گذشته و حالا آب دریاچه تا عمق نیم متر هم در برخی از مناطق کاهش یافته و جاده شهداد-نهبندان که در آغاز پیدایش این دریاچه زیر آب رفته بود، بیرون آمده و دریاچه را به دو نیم شکافته است. با درست شدن جاده، راه دسترسی به دریاچه و کویر لوت باز شد. تولد یک دریاچه در دل کویر چنان شگفت‌آور بوده که گردشگران را از هر سو به این منطقه می‌کشاند اما گردشگری بی‌ضابطه و بی‌رویه در این محدوده که ثبت جهانی است، خطرساز شده است.

 جوان در لیست تالاب‌های کشور ثبت می‌شود

قرار بود که دریاچه زاده‌شده در لوت را به فهرست تالاب‌های کشور راه بدهند اما پنج ماه گذشته و هنوز این اتفاق نیفتاده است. ژاله امینی، رییس گروه برنامه‌ریزی و مدیریت تالاب‌ها در سازمان حفاظت محیط‌زیست  به «پیام‌ما» می‌گوید آخرین مراحل ثبت در حال طی‌شدن است. «آخرین مراحل ثبت نام این زیستگاه در فهرست تالاب‌ها در حال انجام است و خیلی زود اتفاق می‌افتد. مکاتبات با وزارت نیرو هم انجام شده و آن‌ها هم تایید کردند.»

اما حمید نظری، معاون پژوهشی پژوهشکده علوم زمین و سازمان زمین‌شناسی به زندگی این دریاچه امیدی ندارد. او در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین بازدید لوت و دریاچه‌اش می‌گوید: «چند هفته پیش آنجا بودم. این دریاچه مراحل آخر عمرش را طی می‌کند و در حال خشک‌شدن است. خشکیدنش از دو مسیر اتفاق افتاده؛ تبخیر و رشد و تبلور بلورهای نمکی که از کف بستر دریاچه بالا می‌آیند.» به گفته او «جوان» خیلی زود خواهد مرد مگر این‌که در بارندگی‌های شدیدی امسال دوباره احیا شود.» نظری علت پیدایش این دریاچه را سیلاب و تغییر بارندگی سال گذشته می‌داند. موضوعی که اصغر طیبیان، کارشناس آب‌های زیرسطحی، در گفت‌و‌گو با «پیام‌ما» این گونه تشریح می‌کند: «آبی که به اینجا آمده ماحصل یک حوضه آبریز وسیع در کویر لوت است. این اضافه آب‌زهکشی است که از بخش بیرجند، طبس و راور آمده و در نهایت در کمترین ارتفاع منطقه ساکن شده است.» او هم معتقد است که هیچ راهی برای احیا یا افزایش طول عمر این دریاچه وجود ندارد مگر ترسالی. «آن چه در گذشته اتفاق افتاده ماحصل بارندگی‌های خوبی است که در سطح کشور و همین‌طور جنوب شرق رخ داده. نمی‌توانیم هیچ کاری برای حفظ این دریاچه کنیم، مگر این‌که برگردیم به دوره‌های ترسالی.» 

تا ده هزار سال کویر لوت دریاچه بود

این دریاچه اگر چه هنگام پیدایش یک شگفتی بود اما آن‌طور که نظری، معاون پژوهشی پژوهشکده علوم زمین می‌گوید، هزاران سال پیش کل کویر لوت یک دریاچه بوده است: «در محدوده مرکزی از جمله لوت، از چند ده هزار سال پیش دریاچه وجود داشته و رسوبات کنونی‌اش، رسوبات دریاچه‌ای است. گزارشات تاریخ و باستان‌شناسی نشان می‌دهد که حتی تا هزار سال پیش آنجا دریاچه بوده است.» تمام بستر لوت رسوبات دریاچه‌ای است، حتی کلوت‌هایش. «آنجا دریاچه‌ای بوده که عمر طولانی داشته و بعد با تغییرات اقلیمی که در 6 هزار سال پیش اتفاق افتاده، خشک شده است. جریان‌های آبی که از شمال حرکت کردند، به دلیل اختلاف سطح بیش از 120متر میان شمال و جنوب، به این سمت آمده و بعد از خشک شدن آب، کلوت‌ها را تشکیل دادند.»

اگرچه هیچ راهی به جز بارندگی برای احیای این دریاچه وجود ندارد اما رییس گروه برنامه‌ریزی و مدیریت تالاب‌ها می‌گوید تشکیل این دریاچه حتی بعد از خشک شدن نیز دور از ذهن نیست: «دریاچه‌های کویری همه انتهای حوضه آبریزند. درست است که این آبگیری که حالا شاهدیم، خشک می‌شود اما با یک بارندگی دیگر آب در همین منطقه یا در نقطه بالاتری جمع می‌شود.»

این مسئله مورد تایید معاون پژوهشی پژوهشکده علوم زمین هم هست. نظری می‌گوید که تمام آبگیرهای ایجاد شده در منطقه در همان نقاطی ایجاد شده‌اند که هزاران سال پیش بوده‌اند، حتی همین دریاچه جوان :«آبگیرها و دریاچه‌ها در همان محل دریاچه‌های قبلی ایجاد شدند. دقیقا در همان محل و در همان تراز ارتفاعی.»

 روزانه بیش از 600 ماشین روانه لوت می‌شوند

آبگیر جوان تنها از شوری و خشکسالی زخم نمی‌خورد، مشکل اصلی ورود بی‌ضابطه گردشگران است. مسئله‌ای که دامن‌گیر تمام کویر لوت شده است و حتی کرونا هم نتوانسته آن را کنترل کند. معین افضلی، مدیر محوطه ثبت جهانی بیابان لوت و شهداد به «پیام‌ما» می‌گوید: «متاسفانه در حوزه گردشگری میراث طبیعی‌مان کارها استاندارد انجام نمی‌شود. هر هفته در اطراف دریاچه بین 2 تا 5 هزار نفر بازدیدکننده داریم. و حتی در روزهای تعطیلات کرونا و همین‌طور اربعین هر روز بین 600 تا 650 ماشین به این‌جا آمده است.»

دور تا دور دریاچه را زباله گرفته. قوطی‌های حلبی، پاکت سیگار، آب معدنی و پلاستیک. این منظره در تمام منطقه جهانی کویر لوت دیده می‌شود و حوالی دریاچه بیشتر. هر یک‌شنبه برنامه پاک‌سازی کویر و دریاچه جوان انجام می‌شود اما آخر هفته که می‌شود روز از نو و روزی از نو.

 مدیر محوطه ثبت جهانی بیابان لوت و شهداد می‌گوید: «بعد از این‌که تصاویری از وضعیت زباله در این منطقه منتشر شد، یکی، دو برنامه پاک‌سازی برگزار کردیم. یک‌شنبه هر هفته هم این پاک‌سازی در دریاچه و باقی کویر لوت انجام می‌شود اما نیازمند کمک دستگاه‌ها هستیم. زباله‌هایی که آنجا می‌ریزند به قدری زیاد است که جمع کردنش در توان ما نیست. این منطقه وسیع است و فاصله‌ آن تا آبادی زیاد است و طوفان زباله‌ها را پخش می‌کند. میراث‌فرهنگی به تنهایی نمی‌تواند کار را پیش ببرد. ما نیازمند کمک منابع طبیعی، محیط‌زیست ، جوامع محلی، طبیعت‌گردان و سازمان‌های مردم‌نهاد هستیم.»

پارکینگ‌ساختن در کویر

در روزهای گذشته علی زینی‌وند، استاندار جدید کرمان هم به شهداد رفت و گفت که «به زودی کل کویر منطقه شهداد کرمان زیر ذره‌بین نیروهای امنیتی قرار خواهد گرفت اما برای منطقه دریاچه جوان دستور داده‌ام تا محدوده گردشگری و ورودی آن ظرف چند ماه آینده مشخص شود.» او البته به قصد بازدید از طرح‌های اقتصادی به این منطقه رفته بود. «شرکت‌های گردشگری و فرماندار کرمان به‌سرعت طرحی ارائه کنند که حداقل امکانات به منطقه بیاید و این فرایند در استان نیز پیگیری می‌شود. از نظر امنیتی و بهداشتی و رفاهی باید سایتی با ورودی ویژه تعریف شود که سرویس‌بهداشتی و سایر موارد مورد‌نیاز گردشگران را داشته باشد.» قرار است یک سایت گردشگری در 15 کیلومتری عمق تپه‌های تخم مرغی ایجاد شود. مدیر محوطه ثبت جهانی بیابان لوت و شهداد می‌گوید: «روال اداری بررسی این طرح سرمایه‌گذاری در کمیته شورای فنی پایگاه جهانی در حال طی شدن است و تا دو هفته دیگر به مرحله اجرا می‌رسد.»

دریاچه جوان شامل این طرح نمی‌شود اما برای آن هم خواب‌هایی دیده‌اند و می‌خواهند در محدوده آن پارکینگ بزنند. «در حال تهیه طرح جامعی در خصوص کویر لوت هستیم. یک سری پارکینگ در کل منطقه ایجاد می‌کنیم و با گیت ورودی و پایش تصویری کل منطقه را از کرمان پایش می‌کنیم. قرار است طی اجرای این طرح دو پارکینگ هم برای محدوده دریاچه جوان ایجاد شود و اعتباری بالغ بر 300 میلیون تومان برای ساخت گیت ورودی به کویر‌لوت در نظر گرفته شود» این طرح اما هنوز نهایی و تایید نشده است. افضلی می‌گوید: «با توجه به این‌که گردشگران آخر هفته می‌روند با اعتبار 300 میلیون تومان گیت کنترلی آخر دوراهی شفیع‌آباد دایر می‌کنیم که پلاک گردشگرانی که وارد منطقه می‌شوند یادداشت شود و برای نظارت بیشتر گشت‌های موتوری را در کل منطقه در نظر می‌گیریم.»

اگر بتوان تحریم را رفع کرد، حتی یک ساعت هم نباید تأخیر کنیم

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت شهید سلیمانی:

اگر بتوان تحریم را رفع کرد، حتی یک ساعت هم نباید تأخیر کنیم

تحریم‌ها را باید با روش عاقلانه ایرانی- اسلامی برطرف کرد

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: البته نمی‌گوییم دنبال رفع تحریم نباشیم، چرا که اگر بتوان تحریم را رفع کرد، حتی یک ساعت هم نباید تأخیر کنیم، اگرچه اکنون چهار سال است که تأخیر شده و از سال ۹۵ که بنا بود همه تحریم‌ها یک‌باره برداشته شود، تا امروز نه تنها تحریم‌ها برداشته نشد بلکه زیادتر هم شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به مسئولان گفتند: اگر بتوان با روش درست، عاقلانه، ایرانی- اسلامی و عزتمندانه تحریم‌ها را برطرف کرد باید این کار را انجام داد اما تمرکز عمده باید بر خنثی‌سازی تحریم‌ها باشد که ابتکار آن به دست شما است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روز (چهارشنبه) در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت سالگرد سپهبد شهید سردار سلیمانی و خانواده آن شهید والامقام، شهید سلیمانی را قهرمان ملت ایران و قهرمان امت اسلامی خواندند و گفتند: تشییع میلیونی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در عراق و ایران، اولین سیلی سخت به امریکایی‌ها بود اما سیلی سخت‌تر «غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه پوچ استکبار» و «اخراج آمریکا از منطقه» است، البته آمران و قاتلان سردار سلیمانی نیز باید انتقام پس دهند و این انتقام در هر زمانی که ممکن باشد، قطعی است.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار چهار توصیه مهم به مسئولان و ملت ایران داشتند: «در همه زمینه‌ها قوی شوید»، «به دشمن اعتماد نکنید»، «اتحاد ملی را حفظ کنید» و «بیش از آن‌که به فکر رفع تحریم باشید، به فکر خنثی کردن تحریم باشید». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای این دیدار ضمن تشکر از دست‌اندرکاران ستاد بزرگداشت شهید سلیمانی و شهدای مدافع‌حرم و همچنین قدردانی از اقدامات خوب خانواده شهید سلیمانی برای زنده نگه‌داشتن یاد و راه آن شهید عزیز، تأکید کردند: با توجه به این‌که آن شهید همواره مردمی بود، برای بزرگداشت او نیز باید از ظرفیت‌های مردمی و تلاش‌های فرهنگی و مبتکرانه استفاده شود.

ایشان شهادت سردار سلیمانی را یک حادثه تاریخی خواندند و با اشاره به تبدیل شدن آن شهید به قهرمان ملی برای ایرانیان و قهرمان امت اسلامی افزودند: علت آن‌که شهید سلیمانی قهرمان ملت ایران شد و قشرهای مختلف مردم (حتی آن‌هایی که تصور نمی‌رفت) او را تکریم و به او ابراز احساسات کردند، این بود که شهید سلیمانی تبلور ارزش‌های فرهنگی ایران و ایرانی بود.

رهبر انقلاب اسلامی «شجاعت و مقاومت» را از جمله ویژگی‌های بارز شهید سلیمانی برشمردند و گفتند: شجاعت و روحیه مقاومت از خصلت‌های ایرانی است و زبونی و انفعال ضد روحیه ملی است، بنابراین آن‌هایی که ادعای ملیت می‌کنند اما زبونی نشان می‌دهند، دچار تناقض هستند.

حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای «درایت، تیزهوشی، فداکاری و نوع‌دوستی» را از دیگر ویژگی‌های شهید سلیمانی دانستند و خاطرنشان کردند: آن شهید والامقام همچنین اهل معنویت، اخلاص و آخرت بود و هیچ‌گاه اهل تظاهر نبود.

ایشان مجموعه این خصلت‌ها و روحیات ایرانی را که در شهید سلیمانی تبلور یافته بود و آن‌ها را در کشورهای منطقه به‌صورت عملی به نمایش گذاشت، زمینه‌ساز تبدیل شدن آن شهید به قهرمان ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: شهید سلیمانی از طرف دیگر به قهرمان امت اسلامی نیز تبدیل شد زیرا تلاش‌ها، روحیات و شهادت آن عزیز، «اسم رمز برانگیختگی و بسیج مقاومت در دنیای اسلام» است و در هر نقطه جهان اسلام که بنای مقاومت در مقابل استکبار وجود داشته باشد، اسم رمز‌شان «شهید سلیمانی» است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: شهید سلیمانی نرم‌افزار مقاومت و الگوی مبارزه را در میان ملت‌های اسلامی رایج کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر این‌که شهید سلیمانی، هم در زمان حیات و هم با شهادت خود استکبار را شکست داد، افزودند: رئیس‌جمهور آمریکا گفت ۷ تریلیون دلار در منطقه هزینه کردیم اما چیزی به دست نیاوردیم و در نهایت هم مجبور شد در تاریکی شب و برای چند ساعت به یک پایگاه نظامی برود.

 همه دنیا اذعان دارند که امریکا به اهداف خود در سوریه و به‌ویژه در عراق نرسیده است.

ایشان گفتند: قهرمان این کار بزرگ، سردار سلیمانی است که در زمان حیات او، انجام شد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به این‌که دشمن پس از شهادت سردار سلیمانی نیز شکست خورد، خاطرنشان کردند: تشییع میلیونی و فراموش‌نشدنی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در عراق و ایران و مراسم‌های بزرگداشت این دو شهید، ژنرال‌های جنگ نرم استکبار را متحیر کرد و اولین سیلی سخت به امریکایی‌ها بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سیلی دیگری که در حمله موشکی به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد زده شد، افزودند: اما سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه پوچ استکبار که نیازمند همت جوانان انقلابی و نخبگان مؤمن ما است و همچنین اخراج امریکایی‌ها از منطقه که همت ملت‌ها و سیاست‌های مقاومت را می‌طلبد.

ایشان تأکید کردند: البته این سیلی سخت غیر از انتقام است زیرا آمران و قاتلان سردار سلیمانی باید انتقام پس دهند و این انتقام در هر زمانی که ممکن باشد قطعی است، اگرچه به گفته آن عزیز، کفش پای سلیمانی بر سر قاتل او شرف دارد.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان چند توصیه مهم خطاب به مسئولان و مردم بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توصیه اول تأکید کردند: باید در همه عرصه‌ها از جمله اقتصاد، علم‌و‌فناوری و دفاعی قوی شویم چون تا قوی نشویم دشمنان از طمع، تعرض و تجاوز دست بر نخواهند داشت.

رهبر انقلاب اسلامی در بیان توصیه دوم گفتند: توصیه قطعی من این است که به دشمن اعتماد نکنید.ایشان خاطرنشان کردند: برای رفع مشکلات مردم و درست شدن آینده کشور به وعده‌های این و آن اعتماد نکنید، زیرا این‌ها وعده‌های خوبان نیست بلکه وعده‌های اشرار است، ضمن آن‌که دشمنی‌ها را نیز نباید از یاد ببرید.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: دیدید که آمریکای ترامپ و آمریکای اوباما با شما چه کرد. دشمنی‌ها فقط مخصوص آمریکای ترامپ نیست که با رفتن آن تمام شود، آمریکای اوباما نیز با شما و ملت ایران بدی کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: سه کشور اروپایی نیز نهایت بدعملی، لئامت، دورویی و نفاق را از خود نشان دادند.

ایشان در توصیه بعدی با تأکید بر «حفظ اتحاد ملی»، به صدای واحد ملت در بسیاری از امور اشاره کردند و گفتند: مسئولان نباید این اتحاد و هم‌صدایی مردم را از بین ببرند و ملت را تکه‌تکه کنند، بلکه باید هر سه قوه به‌ویژه رؤسای آن‌ها با هم‌افزایی و همکاری، اتحاد ملی را روز به‌روز تقویت کنند.

 

اگر ۱+ ۵ به تعهداتش بازگردد، ما در همان ساعت به تعهدات‌مان بر می‌گردیم

رییس جمهوری:

اگر ۱+ ۵ به تعهداتش بازگردد، ما در همان ساعت به تعهدات‌مان بر می‌گردیم

رئیس‌جمهور گفت: امروز شرایط با سال ۲۰۱۵ متفاوت است و دنیا فهمیده که ایران روی پای خود ایستاده اما در عین حال اگر ۱+ ۵ به کل تعهدات خود بازگردد ما هم در همان ساعت به کل تعهداتمان بر می‌گردیم.

به گزارش ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جلسه هیات دولت اظهار کرد: اگر امروز فشاری هم روی ایران است از جانب استکباری است که متاسفانه هنوز چند هفته از دولتش باقی‌مانده؛ کسی که به هیچ چیز پایبند نبود. یاغی‌ترین و قانون‌شکن‌ترین آمریکایی رئیس‌جمهور آمریکا شده بود.

 ما امروز از آمدن آقای بایدن ذوق‌زده نیستیم اما قطعا از رفتن ترامپ بسیار خوشحالیم.

او افزود: رفتن آدمی که جنایت کرد و تروریست بود و حتی به واکسن ما هم رحم نمی‌کند و عاری از اصول انسانی بود، برای ما خوشحال‌کننده است و بسیار خوشحالیم که این جبار سرنگون شد.

روحانی ادامه داد: دولت بعدی آمریکا خودش می‌داند که راه باز است، اگر مسیر درست را خواستند آماده است و اگر مسیر اشتباه را خواستند باز هم آماده است. امیدواریم رای مردم آمریکا به آقای بایدن برای دولت او مشخص باشد. مردم آمریکا به قانون‌گرایی و تعهد به پیمان‌ها رای دادند، نه قانون‌شکنی و پیمان‌شکنی، خواسته ما هم ثبات، امنیت، صلح در سراسر جهان و تعامل سازنده با همه کشورها است و آمریکایی‌ها می‌توانند مسیر تعامل را برگزینند.

رئیس‌جمهور با بیان این‌که برخی رسانه‌ها که متاسفانه بعضی از آن‌ها داخلی هم هستند تحت تاثیر رسانه‌های ماهواره‌ای ضد ایران می‌گویند در بحث برجام شرایط فرق کرده و مثل سال ۹۴ نیست و ایران می‌گوید همه باید به تعهداتشان برگردند، یادآور شد: من هم این موضوع را قبول دارم که شرایط سال ۲۰۲۰ با شرایط ۲۰۱۵ متفاوت است اما نه در مسیری که آن‌ها تفسیر می‌کنند. آن روزی که ما مذاکره می‌کردیم شمشیر شش قطعنامه سازمان ملل بالای سرمان بود اما امروز این شمشیر شکسته شده و نیست. آن روز شمشیر دومی به نام PMD بود که امروز شکسته شده، آن روز در افکار عمومی دنیا به غلط شایعه کرده بودند که ایران اگر تعهدی کند به آن عمل نمی‌کند اما ما در برجام ثابت کردیم متعهدترین کشور دنیاهستیم.

او اضافه کرد: ما نشان دادیم که سخت و با وسواس مذاکره می‌کنیم اما اگر چیزی را امضا کردیم به عهد خود وفاداریم. در حالی‌که اگر آمریکا را کنار بگذاریم حتی ۱+ ۴ هم نتوانسته است به تعهدات خود درست عمل کند. پس ما نشان دادیم آن شایعه‌ای که ایران به تعهداتش عمل نمی‌کند درست نیست. ضمن این‌که آن روز۱+‌۵ روبروی ما بود ولی امروز آمریکا تنهاست و تمام کشورهای جهان به جز یکی دو کشور کوچک که مزدور آمریکا هم هستند، به آمریکا توصیه می‌کنند به برجام بازگردد.

رئیس‌جمهور با تاکید بر این‌که امروز شرایط داخلی ایران هم متفاوت است خاطرنشان کرد: ما آن روزی که مذاکره می‌کردیم بنزین و گازوئیل را با میلیون‌ها دلار که تازه تلاش می‌شد به ما نرسد وارد می‌کردیم اما امروز بنزین و گازوئیل را صادر می‌کنیم. آن روز در زمستان ناچار بودیم گاز را وارد کنیم ولی امروز در زمستان گاز صادر می‌کنیم. آن روز در بسیاری محصولات از جمله گندم محتاج بودیم که از خارج وارد کنیم اما امروز روی پای خودمان ایستاده‌ایم و در بسیاری محصولات به خودکفایی و مرز خودکفایی رسیده‌ایم.

رئیس‌جمهور ادامه داد: ما امروز در همه زمینه‌ها پیشرفت کرده‌ایم و قدرت امروزمان با آن روز که مذاکره می‌کردیم قابل مقایسه نیست. امروز قدرت نظامی و پدافندی ما با ۲۰۱۵ قابل مقایسه نیست و ما مدرن‌ترین پدافند، بهترین ناوچه‌ها و پیشرفته‌ترین سیستم موشکی را داریم و قدرت ما در همه جا و همه چیز چند برابر شده است. در انرژی هسته‌ای هم قدرت ما فرق کرده و اگر آن روز سانتریفیوژهای IR۱ و IR۲ و نسل اولیه IR۴ را داشتیم امروز IR۸ و IR۶ داریم و این‌ها نشان می‌دهد که امروز توانمندتر و قدرتمندتر از همیشه هستیم.

روحانی همچنین تصریح کرد: آن روز که مذاکره می‌کردیم در سازمان ملل اتفاق آرا پشت سر آمریکا بود اما در این سه سال آمریکا در همه جا منزوی بوده و خودش تنها بوده تا جایی که ناچار شد با یک جزیره کوچک متحد شود. بله شرایط امروز فرق کرده و ما در این سه سال نشان دادیم هیچ فشاری نمی تواند مقاومت مردم ما را بشکند و هیچ قدرتی نمی‌تواند ما را از مسیر خودمان جدا کند.

رئیس‌جمهور در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره مبارزه با ویروس کرونا در کشور گفت: همه تلاش ما این است که واکسن کرونا در داخل کشور تولید شود اما در عین حال به دنبال آن هستیم که واکسنی که در دنیا هست با این‌که هنوز مورد تایید سازمان بهداشت جهانی قرار نگرفته را خریداری کنیم و به موقع وارد کشور شود تا مردم بتوانند در ماه‌های آینده یا سال جدید شرایط بهتری برای فعالیت‌های کاری و اجتماعی داشته باشند.

او با گرامیداشت میلاد حضرت‌ زینب‌(س) و روز پرستار یادآور شد: میلاد این شیرزن حادثه کربلا یادآور افتخاری است که در این ماه‌ها همه پرستاران ما به نام خود ثبت کردند و امسال باید با احترامی ویژه به این قشری که جان خود را در کف دست گذاشتند توجه کنیم. البته مردم هم در عمل پاسخ صریحی به کادر درمان دادند و دیدیم در هفته‌های گذشته با تلاش مردم و اجرای دقیق پروتکل‌ها کاری صورت گرفت که همه منحنی‌های موج سوم را به کرنش وادار کرد.

 

لزوم تغییر رویکرد به سوانح طبیعی در ایران

بیشترین تلفات انسانی ناشی از  سوانح طبیعی در ایران مربوط به زمین لرزه است. در حالی که سیل و خشکسالی بیشترین خسارت را از نظر اقتصادی در کشور داشته است. ایران یکی از خشک‌ترین مناطق جهان است و به طور مکرر دچار خشکسالی، سیل و زمین لغزش می‌شود.

علاوه بر این، به دلیل موقعیتی که در نوار  آلپ-هیمالیا دارد،  ایران نیز در معرض زمین لرزه‌‌های بی‌شمار و اغلب شدید  قرار دارد

بر اساس گزارش‌های بانک جهانی دولت ایران طی 100 سال گذشته حدود 29 میلیارد دلار برای سوانح هزینه کرده است.

خشکسالی، زلزله و سیل بیش از سایر سوانح  هزینه  به دولت تحمیل کرده است،

به ترتیب بیش از 14 ، 6.9 و 6.1 میلیارد دلار به ترتیب به خسارت‌های مستقیم این سه سانحه مربوط است.

بیشتر هزینه‌های دولت ایران طی 100 سال گذشته در سوانح  مختلف مانند خشکسالی، سیل، زلزله وکرونا در هزینه‌های غیر ارادی (اجباری، و بعد از رخداد)  از جمله پاسخ (امداد و نجات) و بازسازی هزینه شده است.  پیشگیری و آمادگی دو مرحله  مهم از مدیریت بحران و مدیریت سوانح هستند که همچنان سهم بسیار کمی از بودجه ملی دارند.

ایران در سال 1399 بیش از 83 میلیون نفر  جمعیت  دارد. جمعیت شهری ایران طی هفتاد سال  از 27درصد در  1329شمسی به 74درصد در 1399شمسی  افزایش یافته است.

تغییرات اقلیمی باعث تشدید تکرار و شدت فاجعه شده است و ایران را به عنوان یکی از کشورهای با ریسک بالا در جهان نگه داشته است.

ایران با طیف وسیعی از سوانح طبیعی از جمله موارد مرتبط با مخاطرات آب و هواشناختی مانند خشکسالی و سیل دست و پنجه نرم می‌کند. همه این سوانح  باعث خسارات قابل توجهی در زندگی انسان‌ها و اخلال در اقتصاد می‌شود.

علاوه بر این فعالیت‌های کشاورزی و دامداری را به شدت ویران می‌کنند و امنیت غذایی و معیشت را در مناطق آسیب دیده به خطر می‌اندازند. با گرم‌تر شدن زمین و گسترش عوارض تغییرات اقلیمی، در مناطق جنوبی کشور و  با بارش‌های شدید و مکرر،  وقوع سیلاب‌های مکرر با مدت زمان طولانی‌تر و همچنین دمای بیشتر، قابل انتظار خواهد بود. در صورت عدم اقدامات سازگارانه، مناطقی از  ایران که  غیرقابل سکونتند گسترده‌تر می‌شوند.

ایران یکی از لرزه‌خیز‌ترین کشورهای جهان است.

تقریباً 77٪ مراکز شهری در ایران در مناطق پرخطر زلزله واقع شده‌اند.

حداقل 140هزار نفر از سال 1900 به دلیل 65 زلزله با بزرگای بیش از  6  کشته شده‌اند  که  60 درصد آنها فقط در سه دهه گذشته جان باخته‌اند. همیشه  ریسکی اجتناب ناپذیر از فاجعه‌های بزرگ ناشی از زمین لرزه در پایتخت و سایر کلانشهرهای مهم کشور وجود دارد.

کمبود آب و خشکسالی‌های شدید ناشی از تغییرات اقلیمی تهدیدهای جدی برای ایران به ویژه در صورت ترکیب با طوفان شن در مناطق شرقی کشور است.

طغیان، طوفان شن (و حتی طوفان برف در مناطق شمالی) به مشکلات اساسی در شرق و جنوب شرقی ایران تبدیل شده‌اند.

بیش از یک سوم (36درصد) از 877 مرکز شهری در ایران در مناطق مستعد سیل قرار دارند. تغییر مصنوعی آبراهه‌ها ، طرح‌های انتقال آب و تغییرات آب و هوایی نیز می‌تواند از عوامل افزایش ریسک خشکسالی و همچنین سیلاب باشد. خشکسالی پدیده‌ای مکرر در ایران است و احتمالاً در آینده اثر گرم شدن کره زمین خسارات بیشتری هم وارد خواهد کرد. عواقب شدید و خسارات مالی خشکسالی بالغ بر 8 میلیارد دلار در سال برآورد شده است.

سوانح  مربوط به آب و هوا مانند سیل، طوفان، خشکسالی و موج گرما مسئول 91درصد سوانح  بین سال‌های 1998 تا 2017 در دنیا هستند  در حالی که هزینه اقتصادی سوانح  در طول سال‌های 1998 تا  2017 در سطح جهانی 2908 میلیارد دلار بود. سهم سوانح  مربوط به آب و هوا 2245 میلیارد دلار بوده که 77درصد  از کل هزینه‌های اقتصادی فاجعه را تشکیل می‌دهد.

چنین هزینه‌هایی به دلیل کمبود داده‌ها برای بسیاری از سوانح  و خسارات مربوطه به ویژه در کشور‌های در حال توسعه و دنیای سوم ، تصویر کلی واقع بینانه برای هزینه‌های اقتصادی سوانح  در جهان امروز به دست نمی‌دهد.  حدود 53درصداز سوانح  گزارش شده مربوط به کشورهای با درآمد بالا است، در حالی که فقط 13درصد از سوانح  گزارش شده مربوط به کشورهای کم درآمد است. سوانح  مربوط به آب و هوا طی دو دهه گذشته 151درصد افزایش یافته است.

بودجه صرف شده در سده اخیر برای سوانح در چهار مرحله پیشگیری،  آماده سازی، پاسخ  و بازسازی قابل ارزیابی است. نگاهی به آمار ایران در صرف هزینه برای سوانح لزوم یک تغییر رویکرد اساسی را نشان می‌دهد. مرحله پاسخ (امداد و نجات بلافاصله بعد از رخداد هر سانحه)  گران‌ترین مرحله برای دولت ایران بوده  و 52درصد  از بودجه  سوانح  در 100 سال گذشته را مصرف کرده است.  از نظر نوع سانحه نیز  حدود 93درصد بودجه صرف واکنش به خشکسالی شده است و سایر سوانح  تنها در صرف  7درصد سهم  موثر بوده‌اند. همین موضوع نقش دولت‌های یک سده گذشته ایران را در رابطه با صرف بودجه در مراحل پیشگیری، آماده سازی و بازسازی نشان می‌دهد.

بخش مهم دیگری که بودجه سوانح را به خود مصروف داشته بازسازی است  (40درصد بودجه).  حدود 98درصد بودجه بازسازی‌ها صرف دو سانحه مهم شده است:  زمین لرزه (48 درصد) و سیل (50 درصد).  آمادگی سومین اولویت صرف بودجه بوده است. حدود 7  درصد بودجه به آمادگی برای همه مخاطرات اختصاص یافته است.

با وجودی که منشا و دلیل مخاطرات متفاوت است  (طبیعی، انسان ساخت)، چالش‌های آنها برای جامعه (بهداشت، اقتصادی، اجتماعی) یکسان است. مرحله پیشگیری آخرین اولویت دولت‌های ایران بود است و  فقط یک درصد بودجه در 100 سال گذشته به مرحله آمادگی در ایران اختصاص یافته است.

بیماری عفونی 300 فُک‌خزری را کشت

تاثیر آلودگی نفتی، شکار بی‌رویه و تغییر اقلیم در انقراض فُک خزری

بیماری عفونی 300 فُک‌خزری را کشت

جمعیت سگ‌های دریایی‌ از یک میلیون به سالانه ۱۰۰هزار فک کاهش پیدا کرده و تعداد آن‌ها به کمتر از ۷۰هزار فرد در سال جاری رسیده است.

یاسمن طاهریان | مقامات روسیه جمعه گذشته اعلام کردند که در طی پنج روز لاشه ۲۷۲ فک خزری را در سواحل جنوبی شهر داغستان از جمله مخاچ‌قلعه، پایتخت آن و شهر دربند پیدا کرده‌اند. سخنگوی سازمان شیلات منطقه در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه از احتمال کشف لاشه‌های بیشتر در روزهای آینده خبر داده است. گفته می‌شود برخی از این فک‌ها حامله بودند. سال‌هاست که شکار بی‌رویه آبزیان، آلودگی‌های صنعتی، تغییرات اقلیمی و شیوع سریع یک بیماری عفونی، فک‌های در دریای خزر را به انقراض نزدیک کرده است. مقامات شیلات روسیه تاکنون اعلام کرده‌اند که بیماری‌های عفونی به همراه «عوامل بیرونی» می‌توانند از دلایل مرگ مرموز این فک‌ها باشند و تحقیقاتی را در زمینه آزار و اذیت حیوانات آغاز کرده‌اند. گروهی از متخصصان از جمله اعضای آکادمی علوم روسیه نیز از مسکو وارد داغستان شده‌اند تا درباره علت مرگ فک‌های خزری تحقیق کنند.

 گزارش‌ها نشان می‌دهند که اوایل سال ۲۰۲۰ نیز صدها لاشه آبزیان در سواحل شبه جزیره کامچاتکا واقع در ۶۵۰۰ کیلومتری شرق داغستان پیدا شده بودند. از سوی دیگر ساکنان محلی خلیج آواچا نیز از پیدایش لاشه ماهی، میگو و خرچنگ‌‌های متعددی در سواحل این خلیج خبر داده بودند.

فک‌های‌خزری بی‌گوش،‌ یکی از کوچکترین فک‌ها از گونه پوسا کاسپیکا هستند که فقط در دریای‌خزر و رودخانه‌های منتهی به آن زندگی می‌کنند. اتحادیه بین‌المللی محافظت از طبیعت با توجه به کاهش جمعیت فک‌های‌خزری به دلیل شکار بی‌رویه و نابودی زیستگاه‌شان، سال ۲۰۰۸ این فک‌ها را در فهرست قرمز جانوران در حال انقراض قرار داد. 

دریای‌خزر علاوه بر این‌که میزبان گونه‌های کمیاب فک‌خزری و بیش از ۴۰۰ گونه از جانداران دریایی از جمله انواع ماهی‌های خاویاری است، منبع وسیعی از ذخایر انرژی را نیز در دل خود دارد.

سال‌هاست که آلودگی ناشی از استخراج نفت‌و‌گاز و همچنین کاهش سطح آب به دلیل تغییرات اقلیمی، زندگی جانداران و آینده این دریا را تهدید می‌کند. برنامه محافظت از محیط‌زیست سازمان ملل پیشتر استخراج و پالایش نفت و ورود حجم بالایی از فاضلاب تصفیه نشده از رود ولگا را از عوامل آلودگی دریای‌خزر نام برده بود.

به گزارش وبگاه خبری لایو ساینس دریای‌خزر نزدیک به ۳۰ میلیون سال قدمت دارد و یکی از بزرگترین منابع آبی است که مساحت آن به ۴۰۰هزار کیلومتر مربع می‌رسد. پنج کشور ایران، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و روسیه بزرگترین دریاچه جهان را احاطه کرده‌اند.

بهار سال ۲۰۰۰ گزارش‌هایی از پیدا شدن لاشه‌های بسیاری از پوسا کاسپیکاها در سواحل قزاقستان گزارش شد. این گزارش‌ها حاکی از آن است که در ماه‌های آوریل و می سال جاری بیش از ۱۰هزار فک مرده در این سواحل پیدا شده‌اند. در ماه‌های می و ژوئن نیز در سواحل ترکمنستان و نزدیکی سواحل شبه‌جزیره آب‌شوران در آذربایجان مرگ‌و‌میر تعداد زیادی از این فک‌ها گزارش شد. مرکز کنترل و پیشگیری بیماری در آمریکا درباره علت این اتفاق گفت که شواهد نشان می‌دهد عفونت ویروسی دیستمپر سگ‌سانان علت اصلی مرگ و میر فک‌ها بوده است.

فک‌های خزر از سال ۲۰۰۸ به دلیل شکار بی‌رویه و نابودی زیستگاه‌شان در لیست قرمز پستانداران در حال انقراض اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست قرار گرفته‌اند. دانشمندان با تحقیقاتی که درباره تاریخچه شکار فک‌ها به وسیله انسان کرده‌اند، نتیجه‌گیری می‌کنند که در پایان قرن نوزدهم، بیش از یک میلیون فک در سواحل خزر لم می‌دادند و در آب‌های سرد به دنبال شکار می‌رفتند. اما امروزه جمعیت آنان با کاهش ۹۰درصدی روبه‌روست که به سالانه ۱۰۰هزار فک کاهش پیدا کرده و تعداد آن‌ها به کمتر از ۷۰هزار فرد در سال جاری رسیده است.

 انسان، چالش بزرگ پیش روی آبزیان

فک‌خزری تنها پستانداری است که از شکارچیان در راس هرم غذایی در میان موجودات دریای‌خزر به شمار می‌رود و از جانوران دریایی تغذیه می‌کند. با گذر زمان عوامل بسیاری در انقراض این فک‌ها تاثیر گذاشته‌اند، از انسان گرفته تا گرگ و بیماری‌های عفونی؛ در فوریه ۱۹۷۸، بین  ۱۷ تا ۴۰درصد از فک‌ها شکار گرگ‌ها شدند اما گوشتشان دست نخورده باقی‌مانده بود.

وقتی که به تمام عوامل موجود در انقراض این جاندار نگاه کنیم، رد پای انسان را به خوبی می‌توانیم دنبال کنیم؛ انسان از پوست و چربی فک‌های‌خزر برای امرار معاش و تجارت استفاده می‌کند. از سال ۲۰۰۶ کشتی‌های تجاری یخ‌شکن از گذرگاه‌هایی رفت و آمد می‌کنند که محل تجمع تعداد زیادی از توله فک‌ها است. فک‌های ماده تنها یک توله در سال به دنیا می‌آورند و برای زایمان به مناطق یخی در شمال دریای‌خزر می‌روند.

برخی کارشناسان صید ماهی کیلکا و کاهش جمعیت آن‌ها به عنوان یکی از منابع غذایی فک‌ها را یکی دیگر از عوامل روند رو به انقراض آن‌ها می‌دانند. برخی محققان می‌گویند آغاز روند انقراض این جانوران حتی به دوران حکومت اتحاد‌جماهیر‌شوروی برمی‌گردد؛ دورانی که این جانوران برای مقاصد تجاری شکار می‌شدند. گرچه بعد از فروپاشی شوروی، به دلیل پرخرج بودن هزینه سفر یخ‌شکن‌های غول‌پیکر برای رسیدن به محل زاد و ولد فک‌ها، این تجارت برای مدتی دیگر مقرون به صرفه نبود.

آلودگی‌های نفتی

در آوریل ۲۰۰۰ بیش از ۲۰۰ فک بی‌جان در سواحل قزاقستان پیدا شدند که دلیل آن مسمومیت ناشی از آلودگی نفتی اعلام شد. یک سال پیش از آن نیز لاشه ۳۰ فک خزری نزدیک به یکی از مناطق نفتی و در مارس ۲۰۰۷ هم نزدیک به ۹۰۰ لاشه در حوالی همان منطقه نفتی پیدا شدند که درصد بالایی از آن‌ها توله بودند. 

نجات فک خزری در دستان ماست

سال ۲۰۱۶ برنامه محافظت از محیط‌زیست سازمان ملل، روز جهانی حیات وحش را با هدف جلب توجه نسبت به کوچکترین فک موجود در کره زمین جشن گرفت تا به جهانیان هشدار دهد که از فک‌های‌خزری باید بهتر مراقبت کنند؛ اگر تمام شهروندان جهان همین امروز اقدامی برای نجات محیط زیست انجام ندهد، تبعات زودهنگام و فاجعه‌باری در انتظار موجودات و گیاهان خواهد بود.   

در نقشه جهان، فک خزری چیزی بیش از یک نماد برای این منطقه است. فک‌خزری یکی از بهترین شاخص‌ها برای تشخیص میزان سلامت یا آلودگی اکوسیستم دریای‌خزر به شمار می‌رود. پس می‌توان گفت انقراض آن‌ها سلامت اکوسیستم دریای‌خزر را به خطر می‌اندازد.

چند سال پیش سیمون گودمن، زیست‌شناس تکاملی در دانشگاه لیدز و یکی از اعضای اصلی پروژه دریای‌خزر که اتحادی بین‌المللی برای محافظت از این موجودات است، در گفت‌وگو با دویچه‌وله با تاکید بر پرقدرت بودن فک‌ها گفت که تنها فشار انسان می‌تواند این بلا را سر آن‌ها بیاورد.

محققان کشور‌های هم‌مرز با دریای‌خزر سال‌هاست که درباره علت مرگ‌و‌میر فک‌های‌خزری تحقیق می‌کنند. تاریل ایباتوف ۴۰ سال است که در آذربایجان ناپدید شدن تدریجی این حیوانات از کره زمین را شاهد بوده؛ از ۲۰هزار فکی که در امتداد یکی از شبه‌جزیره‌ها زندگی می‌کردند دیگر خبری نیست.

صید خاویار

بعد از آن‌که صید بی‌رویه ماهی استروژن یا ماهی خاویار باعث شد جمعیت آن‌ها در معرض انقراض قرار بگیرد، کشورهای حاشیه دریای‌خزر سال ۲۰۱۰ برای توقف صید این ماهی‌ها توافق کردند و در سال ۱۳۹۳ در نشستی مشترک، توقف صید ماهی‌های خاویار را امضا کردند. اما این اعلان ممنوعیت که مکانیسم مشخصی نداشت، نتوانست جلوی صید غیرمجاز و کسب سود ناشی از آن را بگیرد. انقراض ماهی‌های خاویاری تاثیر به‌سزایی در کاهش شدید جمعیت فک‌های‌خزری داشته‌اند؛ در تحقیقی که سیمون گودمن به همراه دیگر محققان در دانشگاه لیدز انجام داد آمده که تنها در طول یک فصل ماهیگیری بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، حداقل ۱۲۱۵ فک در تورهای ماهیگیری متعلق به صیادان ماهی‌های خاویاری یا گیر افتاده‌اند یا خفه شده‌اند. تور ماهیگیری به دور بدن فک‌ خزری می‌پیچد و او را در ته دریا غرق می‌کند تا این‌که آرام آرام از بین برود.

در ایران نیز در آخرین روز تابستان امسال پس از پیدا شدن لاشه یک فک‌خزری در شهر سرخرود در مازندران، رییس مرکز حفاظت از فک‌خزری ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا علت مرگ آن‌ها را گرفتار شدن در تور ماهیگیری اعلام کرد. امیر صیاد شیرازی گفت: «در سال‌های اخیر با آموزش‌های میدانی که به صیادان مازندرانی و گلستانی داده شد، آمار تلفات فک خزری به خاطر گرفتار شدن در تور ماهیگیران در این مناطق کاهش چشمگیری داشت، ولی در استان گیلان به دلیل ممانعت محیط‌زیست وقفه در آموزش ایجاد شد و تلفات فک در ساحل این استان بالاست.» در خرداد امسال نیز لاشه یک فک خزری دیگر در ساحل بابلسر پیدا شد که پس از بررسی‌ علت مرگ را ناشی از عفونت اعلام کردند. مرکز حفاظت از فک خزری ۱۰ سال پیش فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و تا سال ۲۰۱۸، توانسته ۸۳ فک را از مرگ نجات دهد و به طبیعت بازگرداند.

کارون پایش می‌شود

کارون پایش می‌شود

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست خوزستان با اشاره به حادثه نشت نفت در استان چهارمحال و بختیاری، گفت: «احتمال انتشار آلودگی نفتی به رودخانه کارون در خوزستان پیش‌بینی نشده اما پایش این رودخانه در ورودی سد کارون ۳ آغاز شده است.»

محمدجواد اشرفی به ایرنا گفت: «بر اساس گزارش‌های دریافتی از اداره کل حفاظت محیط‌زیست  چهارمحال‌و‌بختیاری، شکستگی خط انتقال و نشت نفت در این استان حدود سه تا چهار هکتار را تحت تاثیر قرار داده و در حال حاضر نشت نفت کنترل شده و عملیات پاکسازی و جمع آوری خاک آلوده و انتقال آن به لندفیل در حال انجام است.»

او با اشاره به اثرات زیست محیطی ناشی از این حادثه افزود: «در صورت بارندگی بدون شک مواد‌نفتی به سمت دره‌ها و منابع آبی هدایت می‌شود و باعث انتشار آلودگی می‌شود.»

اداره کل هواشناسی چهارمحال‌و‌بختیاری هم اعلام کرده با ورود یک سامانه بارشی به این استان از چهارشنبه تا روز جمعه برف و باران بسیاری از مناطق این استان فرا می‌گیرد. به گفته اشرفی طبق پیش بینی محیط‌زیست  چهارمحال‌و‌بختیاری، در صورت انتشار مواد نفتی، اثرگذاری آن تا پیش از سد کارون۴ خواهد بود و منابع آبی خوزستان (رودخانه‌کارون) را آلوده نمی‌کند.

مدیرکل محیط‌زیست  استان خوزستان همچنین گفت: «پایش رودخانه کارون در ورودی سد کارون۳ جزو برنامه است و اداره حفاظت محیط‌زیست  ایذه از دوشنبه این پایش‌ها را آغاز کرده و در صورت دریافت گزارش از آلودگی تصمیمات مناسب اتخاذ و اطلاعیه صادر می‌شود.» روز گذشته هژیر کیانی، مدیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط‌زیست  خوزستان در گفت‌وگو با «پیام‌ما» از تشکیل کمیته ویژه این انجمن برای طرح شکایت علیه شرکت خطوط لوله نفت و مخابرات ایران منطقه اصفهان به دلیل آلودگی آب رودخانه کارون در پی نشت نفت از خط لوله انتقال نفت خبر داده بود.

خط لوله نفت مارون به اصفهان در منطقه تلمبه‌خانه روستای گندمکار شهرستان اردل پیش از ظهر دیروز یکشنبه (۲۳ آذر) دچار شکستگی شد. این حادثه در سرشاخه‌های رودخانه کارون و بالادست خوزستان رخ داده و منجر به ورود حجم قابل توجهی از نفت به چشمه و رودخانه سرخون و اراضی اطراف آن شده است که در پی آن برخی مناطق نیز به سبب پخش گاز ناشی از نفت رها شده دچار آتش‌سوزی شد که این حریق دیشب خاموش شد.

 

آلودگی هوا از علل افزایش کرونا و آنفلوآنزا است

آلودگی هوا از علل افزایش کرونا و آنفلوآنزا است

سخنگوی وزارت بهداشت با اشاره تاثیر آلودگی هوا در بروز بیماری‌های تنفسی مانند آنفلوآنزا و کرونا، برخی نکات مهم برای کاهش آسیب آلودگی هوا در این ایام را تشریح کرد. به گزارش ایسنا، دکتر سیما سادات لاری، گفت: آلودگی هوا در سطح جهان به عنوان چهارمین علت مرگ زودرس پس از فشارخون بالا، مصرف دخانیات و سوء‌تغذیه بوده و دومین عامل اصلی مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌های غیرواگیر پس از استعمال دخانیات شناخته شده است.

 او افزود: افزایش آلودگی هوا می‌تواند میزان آسیب‌پذیری دستگاه تنفسی را افزایش دهد و کیفیت پایین هوا خطر جدی برای بیماری‌های حاد و مزمن تنفسی و بیماری‌های قلبی و عروقی است. افرادی که بیماری زمینه‌ای دارند و در مناطق آلوده زندگی می‌کنند، در معرض خطر بیشتر ابتلا به کرونا هستند و بر اساس مطالعات، آلودگی هوا یکی از عوامل افزایش بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزا و کرونا است. لاری ادامه داد: توصیه می‌کنیم به منظور کاهش اثرات سوء ناشی از کرونا در زمان اپیدمی کرونا مرتبا وضعیت کیفیت هوای منطقه محل سکونت خود را از طریق رسانه‌ها بررسی کنید. در شرایط آلودگی هوا بهترین راه کاهش مواجه با آلاینده‌ها، ماندن در خانه است که این موضوع در زمان اپیدمی کرونا به همراه رعایت فاصله‌گذاری فیزیکی بسیار مهم است. او افزود: ضروری است هنگام خروج از منزل حتما از ماسک استفاده کنید. هنگام آلودگی هوا از قدم زدن در پارک و دویدن در فضای باز خودداری کنید و در منزل نیز فعالیت روزانه خود را کاهش دهید. غذاهای سرشار از ویتامین و آنتی‌اکسیدان شامل میوه و سبزیجات بیشتری مصرف کنید و از مصرف غذای چرب، فست‌فود و فرآوری شده خودداری کنید. لاری در خاتمه گفت: اگر در خانه از سیستم‌های تهویه هوا استفاده می‌کنید فیلترهای آن را به موقع تمیز و در صورت نیاز تعویض کنید. درضمن استفاده از دستگاه تصفیه هوای دارای سیستم ازن‌ساز و اشعه ماورا‌بنفش به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. ضروری است در این شرایط از فعالیت‌هایی که باعث آلودکی هوا در فضای بسته می‌شود مانند روشن کردن شمع و عود خودداری کنید.

مناقشه بر سر نخستین پادگان اردبیل

پس از انتقال ارتش و ثبت ملی پادگان، کاربری آن هنوز مشخص نیست

مناقشه بر سر نخستین پادگان اردبیل

عضو شورای شهر اردبیل: با ثبت ملی این پادگان  خصوص استفاده و تغییر هرگونه کاربری زمین پادگان، باید با ارتش درباره کاربری این زمین توافق شود.

یک‌صد سال بعد از ساخت نخستین پادگان برای ارتش نوین آن روزگاران اردبیل، در میانه بحران کرونا، این پادگان به محل مناقشه در اردبیل تبدیل شده است. پادگان ارتش اردبیل در زمینی به مساحت ۲۸ هکتار در اوایل دوره پهلوی احداث شد اما گسترش شهر باعث شد پادگانی که روزگارانی در خارج از محدوده شهر قرار داشت در مرکز شهر اردبیل قرار گیرد و بعد از زمزمزمه‌های خروج پادگان‌ها از داخل شهر به خارج از شهر‌ها، پادگان اردبیل به محل تقابل دو دیدگاه تبدیل شد که در یک طرف مطالبه‌گرانی بودند که خواستار بهره‌برداری اصولی از زمین پادگان با ایجاد مراکز فرهنگی و ترسیم چشم‌انداز شهری هستند و در دیگر سو موافقان تجاری‌سازی زمین پادگان با ایجاد کاربری‌های مسکونی و تجاری قرار دارند.

ایسنا در گزارشی نوشته است که کشمکش‌های فضای‌مجازی به فضای حقیقی راه یافته و نهایتا با ثبت ابنیه‌های پادگان در فهرست آثار ملی، وزنه فعلا به نفع مطالبه گران سنگینی کند. اما چطور شد که پادگان اردبیل در فهرست آثار ملی جا خوش کرد؟

معاون میراث‌فرهنگی استان اردبیل در این باره گفت: «با توجه به قدمت پادگان ارتش اردبیل که در سال ۱۳۰۳ و دوره پهلوی اول احداث آن شروع شد با قدمت نزدیک ۱۰۰ سال، این مجموعه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.» و بر همین اساس، آغاز ثبت این اثر از سال ۹۱ شروع شد که بنا به دلایلی، ثبت این اثر به تاخیر افتاد تا این‌که امسال در 99.7.14 در جلسه ای متشکل از کارشناسان مربوطه، هیئت داوران و با حضور مسئولان اداره کل میراث‌فرهنگی اردبیل، با ارائه مستندات و دفاعیات لازم، این بنا به شماره ۳۳۱۲۹ در ۱۴ مهرماه امسال در فهرست آثار ملی ثبت شد.

کریم لطفی با اشاره به دلایل ویژگی ثبت این پادگان در فهرست آثار ملی گفت: «پادگان ارتش اولین پادگان اردبیل است که در کنار این اولین بودن، ساختمان پادگان به لحاظ ابنیه، فرم و کالبد، دارای ویژگی خاص و انحصاری است که این اثر را متمایز و قابل توجه دوستداران میراث‌فرهنگی می‌کند و ه‍مین عوامل باعث شد تا این پادگان به عنوان یک اثر ملی، ثبت و برای آیندگان به یادگار بماند.»

محل قرارگیری زمین پادگان و وسعت ۲۸ هکتاری آن، برای خیلی‌ها وسوسه‌کننده است. مخصوصا برای کسانی  که دستی در ساخت‌و‌ساز دارند وجود چنین زمینی، همچون گنجی نه در زیر زمین، بلکه در مقابل دیدگان است که سود حاصل از ساخت‌و‌ساز در آن به صدها میلیارد می‌تواند برسد .

زمین‌های مرغوب برای کل مردم، نه عده‌ای سود جو

یوسفی شهروند اردبیلی در این باره می‌گوید: «مسئولان شهری و استانی باید از این زمین‌های مرغوب که حالا در مرکز شهر جا خوش کرده همانند نگین انگشتری گران‌بها در مقابل سوداگران زمین محافظت کنند و این زمین‌ها را برای کل مردم اردبیل در نظر بگیرند و نه عده‌ای سود جو .» او ادامه می‌دهد: «اردبیل را باید تنها شهری در کشور دانست که علی‌رغم این‌که ۳۰ سال است مرکز استان است و همه ساله پذیرای میلیون‌ها مسافر از اقصی نقاط کشور است اما یک تفرجگاه فرهنگی  و یا پارکی آبرومندانه برای استفاده شهروندان و مسافرین ندارد و به نظرم تبدیل پادگان به این نوع مراکز بهتر از ساخت و ساز‌های بدقواره و بدترکیبی است در جای جای شهر می‌بینیم.»

یک کارشناس معماری نیز در خصوص چگونگی بهره‌برداری از زمین پادگان گفت: «در این خصوص گزینه‌های مختلفی می‌تواند مطرح شود و براساس طرح تفصیلی خدمات شهری از این فضا استفاده کرد.»

کرم‌زاده‌شیرانی ادامه داد: «شهر اردبیل دارای کسری فضای شهری برای تعامل شهری، فضای دسته جمعی، میدان‌گاهی برای برگزاری مراسمات آیینی و ملی است که زمین ۲۸ هکتاری پادگان بهترین مکان برای طراحی و ایجاد همچین فضاهایی است.» حالا با ثبت ملی ۲۰ هکتار از زمین پادگان، طرح و نقشه اولیه چه سرانجامی‌خواهند داشت؟

او ادامه داد: «ضمن این‌که پادگان اردبیل با قدمت حدود ۱۰۰ ساله با برخورداری از درختان قدیمی، ذخیره‌گاه و اکوسیستم شهری هم محسوب می‌شود که طبیعتا هرگونه اقدام غیر‌کارشناسی شده در این زمینه آثار و خسارت غیر قابل جبرانی بر تاریخ و اکوسیستم شهری وارد خواهد ساخت. در طرح و نقشه اولیه، احداث آپارتمان، واحد‌های تجاری در کنار برخی مراکز فرهنگی دیده شده بود و شهرداری اردبیل نیز طبق قانون، از این بابت منتفع است، حالا با ثبت ملی ۲۰ هکتار از زمین پادگان، طرح و نقشه اولیه چه سرانجامی خواهند داشت.»

علیرضا غریبی، عضو شورای شهر اردبیل در این باره گفت :«با ثبت ملی پادگان اردبیل، در خصوص استفاده و تغییر هرگونه کاربری زمین پادگان، باید مجددا با طرف ذی‌نفع که همان ارتش باشد توافق صورت گیرد تا بعد از توافق دوباره، درباره نحوه استفاده از زمین پادگان و طرح‌های مطروحه تصمیم‌گیری شود.»

زمین پادگان در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی استفاده شود

عضو دیگر شورای شهر می‌گوید: «با توجه به موقعیت بی‌نظیر زمین پادگان، یک فرصت استثنایی برای شهر اردبیل به وجود آمده تا از این زمین ۲۸ هکتاری در جهت استفاده در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی استفاده کند و شهرداری باید از سهم منتفع خود که به صورت مستقیم از بابت سهم تفکیکی بهره‌مند می‌شود بگذرد تا بدون احداث واحدهای مسکونی و تجاری، این مجموعه به صورت یکپارچه در اختیار کاربری فرهنگی و فضای سبز قرار گیرد.»

نگرانی از تکرار تجربه‌های تلخ گذشته

کرم‌زاده‌شیرانی در رابطه با نوع بهره‌برداری از زمین پادگان اردبیل می‌گوید: «حدود ۲۰ هکتار از زمین پادگان در فهرست آثار میراث‌فرهنگی  ثبت ملی شده است و طبیعتا هیچ گونه ساخت و سازی در این ۲۰ هکتار صورت نخواهد گرفت.»

او ادامه داد: «از مابقی ۸ هکتار ۶ هکتار در اختیار ارتش و مابقی بین چند خرده‌مالک قرار دارد که مسئولان شهری و استانی با توافق با مالکان و با کمک  سرمایه‌گذار با هماهنگی سازمان میراث‌فرهنگی، برای ایجاد مراکز فرهنگی و خدماتی، تفریحی می‌توانند اقدام کنند تا این ۸ هکتار مثل گوشت قربانی تکه‌تکه نشود و در آن‌ها ساخت و سازهای بی‌روح شکل گیرد.»

از نگاه زاده‌شیرازی اردبیل به عنوان شهری کهن، مرکز استان، نیازمند فضایی است که در آن تعامل شهری، وقت گذرانی شهروندان با تکیه بر کاربری‌های فرهنگی و تفریحی شکل بگیرد.

اردبیل نیازمند پایداری فضاهای

 تاریخ ساز و مدرن

محمد زینالی اوناری، جامعه‌شناس نیز در این زمینه به ایسنا گفت: «اعضای یک جامعه‌ی شهری برای احساس حضور در طول تاریخ و تعلق به شهر و مکان، نیاز به حافظه ی جمعی دارند، حافظه ای که بتواند آن‌ها را به همراه هم در مسیر تاریخ قرار دهد، به نگاهی دیگر، داشتن حافظه ی تاریخی مقدمه تاریخی شدن و توجه به آینده به عنوان یکی از ضرورت‌های نگاه توسعه‌ای است.»

به گفته این جامعه‌شناس، «پادگان» اردبیل، به همراه شیر و خورشید، ساختمان شهرداری و کتاب‌ها و مطبوعات دوره صد ساله اخیر از مهم‌ترین آثار تاریخ معاصر هستند، تاریخی که توسط پدران و برخی از سالمندان امروزی تجربه شده و از اولین ابنیه و آثار زندگی شهری معاصر است.

او یادآور شد: «برای توجه دادن به تاریخ شهر معاصر و حفظ و تعهد به آن، نیازمند پایداری فضاهای تاریخ‌ساز و مدرن هستیم، چرا که انهدام روز به روز فضاهای مدرن، موجب احساس غریبگی به نسل امروز می‌دهد؛ وقتی که مدرسه‌های مشهور تاریخی را به راحتی کوچ و مکان آن را انتقال می‌دهند، به راحتی جلوه‌ی زنده اشیاء  تاریخی را از پیش چشم مردم جویای هویت محو می‌کنند.»

زینالی با بیان این‌که ما در دو سوی توجه و بی توجهی به تاریخ اردبیل ایستاده‌ایم، گفت: «بسیاری از آثار مدرن، مانند سینماها، بازارها و حتی منظرهای شهری اردبیل به دلیل متراکم‌سازی شهر و دگرگونی بی‌رویه از بین رفتند، اما لااقل شیر و خورشید، پادگان و مسجد میرزاعلی اکبر که یادگار رویدادهای تاریخی در استان هستند، بر جای مانده‌اند. روزی فضاهایی چون نارین‌قلعه و باغ‌های قدیمی شهر نیز باید بازسازی شوند.»

گردشگران سلامت در دام دلالان

در نبود برنامه ریزی برای جذب گردشگران سلامت در دوران کرونا رخ می دهد

گردشگران سلامت در دام دلالان

مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری ایلام: آماری از تعداد گردشگران سلامت که به دام دلالان می‌افتند نداریم.

فرزانه قبادی | در حالی که همچنان سایه کرونا با سماجت به سر گردشگری سنگینی می‌کند و دولت همچنان اندر خم کوچه حمایت از اصناف آسیب‌دیده از گردشگری است و این اصناف هنوز نتوانسته‌اند زیر بار ضرر و زیانی که در یک سال گذشته متحمل شده‌اند کمر صاف کنند، مدیرکل میراث‌فرهنگی استان ایلام از بازار گرم دلالان گردشگری سلامت در مرزهای غربی کشور می‌گوید. یکی از شاخه‌های گردشگری که در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری بسیاری روی آن شده است، گردشگری سلامت است که در پی تمام اتفاقات از آبان ماه سال گذشته تا به حال، همچون دیگر بخش‌های گردشگری دچار رکود جدی شده است. اما گویا بازار دلالان در این بخش از گردشگری از سکه نیفتاده است.

هر چند وزارت میراث‌فرهنگی همواره آمارهای ضد‌و‌نقیضی از ورود و خروج گردشگران منتشر می‌کند و هنوز هم مشخص نیست که این آمار را بر چه مبنایی تهیه و به آن استناد می‌کند، اما دلالان گردشگری سلامت، به خوبی از آمار مربوط به گردشگرانی که برای درمان وارد کشور می‌شوند باخبرند. در شبکه‌ای که این دلالان به‌طور غیررسمی برای خود دست و پا کرده‌اند، گردش اطلاعات مربوط به گردشگران، به خوبی انجام می‌شود تا آن‌ها بتوانند گردشگری را که با قصد درمان به ایران سفر کرده است را جذب و متقاعد کنند که از خدمات پیشنهادی آن‌ها استفاده کند. البته دلالان توان چندانی برای جلب‌رضایت گردشگران ندارند و تنها فاکتور مهم در روند جذب گردشگر و ارائه خدمات دریافت مبالغ بیشتر از «خارجی»هاست. 

دلالانی که در حوزه گردشگری سلامت فعالیت دارند، یکی از عوامل کاهش تقاضا برای این شکل از گردشگری در کشور هستند. نبود سازوکار درست برای جذب و ارائه خدمات به گردشگران سلامت در کشور، خلاء بزرگی ایجاد کرده که دلالان این بخش به خوبی از آن بهره می‌برند. چرا که این بخش یکی از پردرآمدترین شاخه‌های گردشگری در ایران است. به گفته محمد جهانگیری، رئیس انجمن گردشگری سلامت ایران، هر گردشگر سلامت که وارد کشور می‌شود، حداقل سه برابر یک گردشگر عادی ارزآوری دارد و دو برابر آن‌ها شغل در کشور ایجاد می‌کند. البته این میزان چشمگیر از درآمد ارزی که جهانگیری به آن اشاره می‌کند در مقابل درآمدی که این شاخه از گردشگری در دنیا دارد، میزان ناچیزی است. بر اساس تخمین‌ها سود تقریبی گردشگری سلامت جهان در سال، رقمی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است و تنها نیم درصد از این رقم به گردشگری سلامت در ایران تعلق دارد. از رقم درآمد گردشگری سلامت در کشور اطلاعاتی در دست نیست. آمارها پیش‌نیاز برنامه‌ریزی در بخش‌های مختلف اقتصادی هستند، متولیان این بخش وقتی آماری در دست ندارند، طبیعی است که برنامه‌ریزی درست و سازوکار مشخصی هم برای فعالیت در این بخش نخواهند داشت. نتیجه تمام تعلل‌ها و کوتاهی‌ها در این بخش، خبری است که مدیرکل میراث‌فرهنگی استان ایلام در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایلنا اعلام کرده است، عبدالمالک شنبه‌زاده می‌گوید: «تنها بخشی که در حال حاضر در حوزه گردشگری استان ایلام فعال است، گردشگری سلامت است که قسمتی از آن به صورت قانونی و مابقی به صورت غیرقانونی فعالیت دارد. در واقع این روزها شاهد حضور بیماران متعدد از کشور عراق هستیم که از مرز مهران وارد ایلام می‌شوند و باتوجه به آن‌که در حال حاضر تنها یکی از آژانس‌های ایلام در حوزه گردشگری سلامت مجوزهای لازم را دریافت کرده و با بیمارستان‌هایی که دارای IPD هستند قرارداد دارد، می‌توان گفت با در نظر گرفتن تعداد گردشگران سلامت، راه برای فعالیت دلالان نیز باز است» به دلیل شیوع کرونا محدودیت‌هایی برای ورود مسافران از کشورهای همسایه و همچنین صدور ویزا در نظر گرفته شده است، اما این محدودیت‌ها برای گردشگران سلامت در نظر گرفته نمی‌شود. این موضوع ظرفیتی است که مدیران گردشگری از آن غافلند اما دلالان این بخش به خوبی در حال بهره‌برداری از فرصت پیش آمده هستند، شنبه‌زاده می‌گوید: «بیشتر گردشگران سلامت که از عراق به ایران می‌آیند برای انجام جراحی‌های زیبایی مانند عمل‌بینی و حتی کاشت مو سفر می‌کنند. حتی در شرایط فعلی باتوجه به شیوع ویروس کرونا بازهم تعداد قابل توجهی از عراقی‌ها به ایران سفر می‌کند. هماهنگی‌های لازم با کنسولگری‌های ایران در عراق انجام شده تا آژانس‌هایی که دارای مجوز هستند به گردشگران معرفی شود اما بسیاری از این افراد که وارد مرز می‌شوند به چنگال دلالان می‌افتند. تعداد این دلالان نیز در مرز زیاد است. هرچند آماری از تعداد گردشگران  سلامت که به دام دلالان می‌افتند در اختیار نداریم اما می‌دانیم که بسیاری از آن‌ها به‌صورت انفرادی سفر می‌کنند و هنگامی که در مرز حاضر می‌شوند، مورد سوءاستفاده دلالان قرار می‌گیرند. به‌طور مثال ممکن است پزشک یا عمل مورد‌نظر گردشگر سلامت در ایلام با قیمت بسیار مناسب قابل دسترس باشد اما دلالان که برخی از آن‌ها در قالب تاکسی فعالیت دارند، از اعتماد این افراد سوءاستفاده کرده و آن‌ها را با هزینه‌های هنگفت به سایر استان‌ها می‌برند و چند برابر هزینه را از آن‌ها دریافت می‌کنند» این شرایط در حالی در شهرهای مرزی ایجاد شده است که بیش از یک سال از تعطیلی گردشگری در کشور می‌گذرد و اصناف بسیاری در این بخش دچار آسیب و ورشکستگی شده‌اند. هر چند موضوع دلالان در گردشگری سلامت پدیده جدیدی نیست، اما سخنان مدیرکل میراث ایلام نشان از آن دارد که بازار غیررسمی این نوع از گردشگری در روزهای کرونازده گردشگری، رونق بیشتری از بازار قانونی آن دارد.

در این میان اظهارات وزیر میراث‌فرهنگی و گردشگری در مورد حضور دلالان در گردشگری سلامت در نوع خود عجیب است، مونسان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری مهر گفته است: «امید دارم بتوانیم پای دلالان را قطع کنیم. برخی از اوقات گردشگران، درخواست می‌کنند نزد پزشک معروفی بروند اما دلالان آن‌ها را نزد پزشکی می‌برند که با او تشابه اسمی دارد. گردشگر وقتی متوجه این اقدام می‌شود که دیگر کار از کار گذشته است. ما بررسی‌های میدانی انجام داده‌ایم حتی شخصاً با برخی از این دلالان مصاحبه کردم و گفتم آیا فقط پزشک معرفی می‌کنید و خدمات جانبی می‌دهید که گفتند نه خیلی از آن‌ها درخواست تور شمال می‌کنند اما چون امکان هدایت آن‌ها را نداریم نهایت یک ماشین برایشان می‌گیریم و یا به دیگری معرفی می‌کنیم. اما الان وضع بهتر شده ولی باید باز هم روی این موضوع فرابخشی کار کرد» 

اغلب گردشگران سلامت که وارد ایران می‌شوند در مراکز درمانی تهران و مشهد و برخی در شیراز پذیرش می‌شوند، و بیشترین آمار مربوط به خدماتی که دریافت می‌کنند مربوط به جراحی‌های زیبایی است. تا جایی که یکی از کلیلنیک‌‌های مطرح در این حوزه اعلام کرده است بالغ بر ۹۰ درصد از بیماران مراجعه کننده به این کلینیک گردشگر سلامت بوده و بیشتر آن‌ها عرب زبان‌هایی هستند که برای انجام عمل‌های زیبایی و کاشت مو به ایران می‌آیند.  

بسیاری از فعالان حوزه گردشگری سلامت به احیا دوباره این صنعت در دوران پسا‌کرونا امید بسته‌اند و معتقدند ظرفیت‌های بسیاری برای جذب گردشگران سلامت در کشور وجود دارد.

 از طرفی رونق این شکل از گردشگری می‌تواند باعث تحول در شاخص‌های بهداشتی و درمانی در کشور شود. با توجه به شرایطی که کرونا در بخش درمان به وجود آورد باید دید برنامه متولیان این حوزه در وزارتخانه‌های گردشگری و بهداشت، برای گردشگری سلامت در دوران کرونا و بعد از آن چیست. اما توجه به مهم‌ترین پیش نیاز برای تدوین برنامه در این حوزه بیش از داشتن برنامه اهمیت دارد: تلاش برای تهیه آمار دقیق از بخش‌های مختلف گردشگری سلامت و تعریف سازوکارهای اصولی برای ارائه خدمات به گردشگران این بخش.

خردادماه سال گذشته سعید نمکی وزیر بهداشت از تدوین آیین‌نامه‌ای با همکاری میراث‌فرهنگی و گردشگری خبر داد و گفت: « تعداد زیادی گردشگر سلامت از کشورهای خارجی از جمله عراق و آذربایجان و برخی دیگر کشورها از کشورهای آسیای میانه و حاشیه خلیج‌فارس برای اعمال جراحی و فعالیت‌های پزشکی به کشور ما می‌آمدند که این روند درستی نداشت. 

با همکاری میراث‌فرهنگی و گردشگری و همکارانمان در وزارت بهداشت آیین‌نامه‌ای تنظیم کردیم تا گردشگران سلامت در یک چارچوب به کشور وارد شوند تا استفاده مطلوب نیز برده شود» اما با وجود این آیین‌نامه‌ها و تفاهم‌نامه‌ها همچنان نبض گردشگری سلامت در دست دلالانی است که نه با اصول گردشگری آشنا هستند و نه دانش مورد‌نیاز برای فعالیت در حوزه گردشگری سلامت را دارند.

متهم ردیف اول بوی بد هنوز مشخص نیست

تازه‌ترین سناریوهای بوی بد تهران

متهم ردیف اول بوی بد هنوز مشخص نیست

شهرداری تهران: گوگرد محتمل است اما قطعی نیست . اطلاعات نقشه‌های پراکنش بو نشان می‌دهد که امسال شهروندان بخشی از نواحی منطقه 18 و 19 بو را شنیدند.

|پیام‌ما| تهران هنوز هم بو می‌گیرد. بویی گند که ممزوج شده از بوی زباله و فاضلاب است و آخرین بار 23 آذر در تهران شنیده شد. پرونده متهمان این بو همچنان در پایتخت باز است. هنوز هیچکس نمی‌داند، سروکله بوی نامطبوع دقیقا از کجا پیدا شده است. بویی که اولین بار 12 دی ماه سال 97 سروکله‌اش پیدا شد و در سال 98 چهار بار شنیده شد، پیشتر شنیده نشده است. امسال هم 3 روز تهران بو گرفت، این‌بار در مناطقی که سال‌های گذشته بو را نشنیده بودند. متهمان بوی بد، هرسال مشابه سال قبل‌اند. فاضلاب، کارخانجات اطراف تهران، سوخت هر بار تکرار می‌شوند. بهار امسال اما متخصصان اعلام کردند که بوی بد کار گوگرد است. عنصری که البته همه مسئولان روی او اتفاق نظر ندارند.

از همان روزهای اولی که تهران بو گرفت، کارگروه‌های متعددی برای کشف منشا تشکیل شدند، یکی از گروه‌هایی که بایستی تحقیقاتی ارائه می‌داد، گروه زلزله‌شناسی بود. علت این تحقیق کشف ارتباط میان بو و زلزله بود. ارتباطی که گاه در بعضی از زلزله‌های چند ریشتری در کلان‌شهرها مشاهده شده بودند.

 گسل منتفی، گوگرد محتمل

علی بیت‌اللهی که سرپرست این گروه تحقیقاتی بود، چندی پیش به روزنامه «پیام‌ما» اعلام کرد که ارتباطی میان این بو و فعال شدن گسل‌های تهران وجود ندارد. نتایج تحقیقات او البته پای عنصر گوگرد را به ماجرای بوی نامطبوع باز کرده بود. رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی درباره آخرین نتایج به دست آمده از تحقیقاتش می‌گوید: «این نتیجه به دست آمد که حدود یک روز یا دو روز قبل از انتشار بوی بد در شهر، میزان گاز اکسید گوگرد به حدود 4 تا 5 برابر خودش می‌رسد، در حقیقت روزی که گاز بیشتر می‌شود، این بو در تهران احساس نمی‌شود و چند ساعت یا حتی یک روز بعد این بو سراسر شهر تهران را پر می‌کند.» به عقیده بیت‌اللهی، در مدل‌سازی‌ها، وقتی گاز در هوا باشد و رطوبت نسبی هم بالا باشد، گوگرد به صورت باران اسیدی وارد سطح زمین می‌شود و به نظر می‌آید که وارد چاه‌های فاضلاب و در آن ترکیب می‌شود. گاز گوگرد هم بویی بد از خود متصاعد می‌کند و در کل ناحیه منتشر می‌شود.

این تحقیق البته هنوز نتوانسته علت افزایش این گوگرد دی‌‌اکسید را در سطح شهر پیدا کند، علتش عدم ماندگاری گاز در هوا و کمبود ایستگاه‌های سنجش بو در شهر است. تحقیق البته سرنخ‌های قبلی را درباره بو رد می‌کند. بیت‌اللهی می‌گوید: «کارخانه‌های چرم و لبنیات، فاضلاب، کاهش کیفیت بنزین و حتی زباله به عنوان عاملان اصلی معرفی می‌شوند اما همه این‌ها سال‌های گذشته هم بودند و در زمان بارندگی بویی از خود متصاعد نمی‌کردند.»

مهر تایید ادعای بیت‌اللهی، مدیر شرکت کنترل کیفیت هوای تهران جزو اولین افرادی بود که به رد میان بو و گوگرد اشاره کرده بود. حسین شهیدزاده، چندی پیش به ایسنا گفته بود که پیش از استشمام بو در تهران میزان گوگردی در هوا افزایش پیدا می‌کند.

 شاید اینورژن مرتبط باشد

اداره کل محیط‌زیست  شهرداری تهران اما چندی پیش اعلام کرده بود که تحقیقات جامعی را برای شناسایی کانون بوی نامطبوع در شهر تهران آغاز کرده است، تحقیقاتی که با کمک و همیاری دانشگاه شهید بهشتی آغاز شده و هنوز نتایج آن منتشر نشده است. اما سناریوهایی برای شناسایی ردپای بو در آن پیدا شده است. شینا انصاری، مدیر کل محیط‌زیست  شهرداری تهران برخلاف گروه‌های قبلی اما گوگرد را عامل مرتبطی به بوی نامطبوع نمی‌داند و به «پیام‌ما» می‌گوید، گوگرد خودش بو ندارد و تنها محتمل است که بو کار گوگرد باشد: «موضوع عدم قطعیت زیادی دارد و هنوز نمی‌توان به‌طور علمی گفت که منشا بو دقیقا کدام است.» انصاری اتهام را به گردن کارخانجات روغن‌نباتی یا کارخانجات لبنیاتی نیز نمی‌اندازد و می‌گوید ممکن است که این کارخانه‌ها به صورت موضعی آلودگی تولید کرده باشند اما بازهم به قطعیت نمی‌توان گفت که سوخت کارخانجات دلیل چنین بویی بوده است.

سناریوی دیگری که ممکن است به بو ارتباط داشته باشد، پدیده اینورژن یا وارونگی‌دما در فصول سرد سال است. انصاری در این‌باره می‌گوید:«شاید بتوان گفت که کانون بو دائمی است اما وقتی هوای شهر محبوس می‌شود، بو به حد استشمام می‌رسد. بنابراین می‌توان گفت این بو در مواقع آلودگی هوا به حد قابل استشمام می‌رسد.»

تجمیع زباله، اینورژن و سرعت کم وزش باد و کانال‌های آب سطحی، آلودگی هوا و استفاده از سوخت مازوت یا حتی نقاط انفصال فاضلاب از جمله متهمانی هستند که البته هنوز مشخص نشده کدام یک مقصر صد در صد بوی بد تهران‌ هستند. 

بحث خرید دستگاه بوسنج هم از مسائل دیگری بود که اعضای شورای شهر تهران در همان لحظات اولیه استشمام بو به آن اشاره کرده بودند، مدیر کل محیط‌زیست  شهرداری تهران می‌گوید که دستگاه پرتابل سنجش گازهای محیطی خریداری شده اما دقتش به اندازه دستگاه‌های شرکت کنترل کیفیت هوا نیست. امسال هم در روزهای هشتم و یازدهم و بیست‌و‌سوم آذر ماه، تهران بوی بد گرفت. نواحی درگیر بوی بد در پایتخت اما هرسال تغییر می‌کنند. طبق نقشه‌هایی که روزنامه «پیام‌ما» اطلاعات امسال آن را برای نخستین بار منتشر می‌کند، منطقه 7 همواره جزو نقاطی بوده که شهروندان آن، بوی  بد را استشمام کردند. نقشه‌های اداره کل محیط‌زیست  شهرداری تهران همچنین نشان می‌دهد که امسال نسبت به سال گذشته بو در بیشتر نقاط تهران به حد استشمام نرسیده است.

با وجود این سناریوها و اطلاعات پراکنده اما هنوز مشخص نشده بوی نامطبوع کار کدام متهم است. بویی که پیشتر در شهرهای دیگری نظیر اصفهان و زنجان نیز شنیده شده است، در اصفهان البته گفته شده بود که مشکل نشت گاز است، محیط‌زیست  می‌گوید که خواسته شده تا مطالعات تطبیقی در سایر شهرها هم به وجود بیاید.

 

جهان چشم‌انتظار نئاندرتال‌های ایرانی

گفت‌وگو با حامد وحدتی‌نسب، انسان‌شناس و باستان‌شناس پیش از تاریخ

جهان چشم‌انتظار نئاندرتال‌های ایرانی

آیا منشاء اروپایی‌ها در ایران بوده است؟

فاطمه علی اصغر | تصویر آن‌ها متحیرمان می‌کند؛ چون هم شبیه ما هستند و هم نیستند؛ در مقایسه با ما قد کوتاه‌تری داشتند با بازوهای پهن‌ و صورت‌های استخوانی اما ما نیستند. فوسلی، نقاش سوئیسی در قرن هجدهم وقتی داشت «بختک» نقاشی معروفش را تصویر می‌کرد، گویی بختک خیالی‌اش را شبیه این موجودات می‌دید؛ انسان‌واره‌ای ترسناک و خشن. حالا این موجودا3ت به یکباره از جایی که نمی‌دانیم از عالم خیال وارد زندگی واقعی ما شدند؛ شاید اگر دکتر «فولروت» از ساکنان و معلم «البرفلد» نبود و کارگران قطعه‌ای از استخوان دنده انسانی را که در معدن پیدا کرده بودند، به زباله‌‌دانی می‌انداختند؛ نئاندرتال‌ها به عالم واقع پا نمی‌گذاشتند و دره نئاندر در منطقه متمن در اروپا مکانی نبود که اولین فسیل‌ شناخته شده انسان نئاندرتال کشف شود. در واقع، آقای معلم این منطقه، فسیل‌های پیدا شده را با احترام برداشت و در جعبه کوچکی گذاشت و برای «هرمان شافهاوزن» انسان‌شناس فرستاد. شش ماه بعد یکی از به یادماندنی‌ترین لحظات تاریخ علم در جلسه انجمن تاریخ طبیعی «رینلند پروس» و «وستفالیا» عرضه شد؛ نئاندرتال‌ها. گونه‌ای از انسان‌ها که در اروپا و بخش‌هایی از باختر آسیا، آسیای مرکزی و شمال چین زندگی می‌کردند. نخستین نشانه‌های انسان نئاندرتال به حوالی ۲۳۰ هزار سال پیش در اروپا برمی‌گردد. ۱۳۰ هزار سال پیش، مشخصه‌های کامل انسان نئاندرتال ظاهر شدند و در 35 هزار سال پیش به ناگهان دود شدند و به هوا رفتند. چه اتفاقی افتاد؟ آیا ما انسان‌های هوشمند آن‌ها را نابود کردیم؟ آیا در نسل‌کشی و نزاع بزرگی، آن‌ها را برای همیشه از تاریخ محو کردیم؟ نئاندرتال‌ها پس از کشف اما یکه‌سوار عرصه علم شدند و سوپراستارهای دنیای باستان. هر کشفی درباره آن‌ها برای ما مهم شده است. هر روز بحثی جدید درباره این انسان‌ها راه می‌افتد. فیلم‌های زیادی درباره‌شان ساخته شده است. حتی به تازگی عده‌ای، ادعاهایی درباره ارتباط ژن‌های نئاندرتال‌ها با کرونا کرده‌اند. شاید باورتان نشود اما پروفسور «جورج چرچ» از دانشگاه هاروارد اخیرا شرط بسته، پس از تکمیل «پروژه ژنوم نئاندرتال‌ها» خواهیم توانست دی.ان.ای بازسازی‌شده نئاندرتال‌ها را در تخمک یک انسان خردمند قرار دهیم و اولین کودک نئاندرتال را بعد از ۳5 هزار سال به وجود آوریم. تا کنون چندین زن داوطلب شدند مادر نیابتی این کودکان باستانی شوند. در ایران، چندین کشف پی‌درپی از کوه‌های زاگرس، ما را به رقابت جهانی ارتباط با انسان‌های نئاندرتال نزدیک‌تر کرده. آیا آن‌ها اجداد ما بودند؟ چقدر از ژن‌هایشان در ما باقی مانده؟ دکتر حامد وحدتی‌نسب، مدیرگروه باستان‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس است و استاد مدعو و پژوهشگر دانشگاه آکسفورد، دارای دکتری انسان‌شناسی پیش از تاریخ از دانشگاه ایالتی آریزونا، فوق‌دکتری زیست-باستان‌شناسی از آکسفورد و فوق دکتری باستان‌شناسی مولکولی از دانشگاه آلبرتا. پایان‌نامه دکتری او، در زمینه انسان نئاندرتال و ارتباط آن با انسان هوشمند بوده و درباره نئاندرتال‌ها در جامعه بین‌المللی صاحب‌نظر است. با او درباره بحث‌های داغی که به تازگی از سوی عده‌ای کارشناسان درباره نئاندرتال‌ها مطرح شده، گفت‌وگو کردیم.

 در حال حاضر برخی بر این باورند؛ افرادی که ژن‌های نئاندرتال‌ دارند، کمتر کرونا می‌گیرند. آیا این نظر با داده‌های علمی هم‌خوانی دارد؟

نه، این گفته‌ها هیچ پایه و اساس علمی ندارد. کرونا یک پدیده جدید است. برای این‌که درباره آن حرف علمی درستی زد، باید زمان بگذرد و تحقیقات ادامه داشته باشد. طبیعتا تمام صحبت‌هایی که در مورد کرونا زده می‌شود در نزد متخصصان همه‌گیرشناسی بر سر آن جنگ و دعواست. چه برسد به این‌که انسان‌های قبل از ما روی کرونا چه تاثیری دارند. اتفاقا به نظر می‌رسد که برعکس باشد. ساکنان زیر خط استوا در آفریقا، کسانی هستند که کمترین یا اصلا ژن نئاندرتال ندارد. این‌ها افرادی هستند که اجدادشان از آفریقا هرگز خارج نشده و با نئاندرتال‌ها روبه‌رو نشدند. از سوی دیگر به نظر می‌‌رسد، ساکنان این مناطق کمترین درگیری را با کرونا دارند. یعنی اگر بخواهیم یک نتیجه ساده، دو دوتا چهارتا بگیریم، نداشتن ژن نئاندرتال‌ها دارد به مردم آفریقایی کمک می‌کند؛ اما این حرف من هم نباید مورد استناد قرار بگیرد، به خاطر این‌که همه این اتفاقات خیلی جدید است و باید بگذاریم داده‌های ژنتیکی کمک کنند تا به نتیجه علمی برسیم.

تا امروز ما درباره انسان نئاندرتال چه دستاوردهای باستان‌شناسی در مناطق مختلف ایران داشتیم؟ این یافته‌ها در جامعه بین‌المللی چه اهمیتی دارند؟

آن‌چه که مربوط می‌شود، به انسان نئاندرتال مشخصا در قلمرو سیاسی ایران امروزین، به دو بخش تقسیم می‌شود، یکی مواد فرهنگی که این انسان‌ها از خودشان به جا گذاشتند، مشخصا شامل دست‌افزارهای سنگی و استخوان جانورانی که شکار کردند؛ ما از این تیپ مواد کم نداریم تقریبا بالای صد محوطه است که از آن‌ها مواد و دست‌افزارهای سنگی به دست آمده است. ما از نظر ریخت‌شناسی می‌دانیم که این دست‌افزارهای سنگی خیلی شبیه به موادی بوده که انسان نئاندرتال در جاهای دیگر از خود برجای گذاشته است و تقریبا می‌دانیم که برای نئاندرتال‌هاست.

برخی از محوطه‌ها سن‌سنجی شده و دقیقا می‌افتند در بازه زمانی که انسان‌های نئاندرتال زندگی می‌کردند. ما به نوعی از برهان‌خلف استفاده می‌کنیم؛ مثلا وقتی من در یک محوطه‌ای کار می‌کنم و سن لایه‌ای که دست‌افزارهای سنگی از آن به دست آمده، ۶۰ هزار سال است و ما می‌دانیم که انسان هوشمند در ۶۰ هزار سال پیش در ایران نبوده، بنابراین این را منتسب می‌کنیم به انسان نئاندرتال. ولی مهم‌ترین مدرک و شواهدی که داریم بقایای فسیلی خود این انسان است. «کارلتن کوون» باستان‌شناس یک نمونه استخوان ساعد، در غار بیستون در کرمانشاه در کاوش‌های دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی به دست آورده، که بعدها دوباره «اریک ترینکاس»، یک دانشمند آمریکایی آن را مورد بازبینی قرار می‌دهد و ادعا می‌کند، می‌تواند برای انسان نئاندرتال باشد. یک دندان هم در کاوش‌های غار وزمه پیدا شده که اخیرا بعد از آنالیز، معتقدند مربوط نئاندرتال است. دکتر حیدری، همکار ما هم از پناهگاه صخره‌ای باوه یوان یک دندان شیری را پیدا کردند که ایشان هم معتقدند مربوط به کودک نئاندرتال است. آخرین نمونه هم ما در کاوش‌های قلعه کرد، ۲۰ تا دندان پیدا کردیم، دندان انسانی. یکی را آنالیز کامل انجام دادیم. هم به لحاظ ریخت‌شناسی خود دندان و هم بستری که از آن به‌دست آمده، به احتمال زیاد مربوط به انسان نئاندرتال است.

چرا دندان‌ها بعد از این همه سال ماندگاری دارند و می‌شود آن‌ها را سال‌یابی کرد؟

دندان به خاطر مینا که سخت‌ترین ماده بدن است و خیلی سخت از بین می‌رود، بهترین شانس را در بین قطعه‌های بدن انسان دارد که باقی بماند. کلا این را بدانید فرایند این‌که شما به فسیل بالای ۴۰ و ۵۰ هزار سال برخورد بکنید، یک چیز به شدت نادری است. شانس آن از بردن در لاتاری هم کمتر است. یعنی باید کلی اتفاقات اقلیمی و زیست‌محیطی رخ داده باشد تا این بخش حفظ شود. در کل از اسکلت ما، یک جایی اگر بهترین شانس حفظ شدن داشته باشد، دندان است.

عده‌ای از کارشناسان به تازگی مدعی شدند، منشا اروپایی‌ها در ایران بوده، آن هم به دلیل یافت‌شدن نشانه‌هایی از نئاندرتال‌ها در محدوده زاگرس. این ادعا از دیدگاه شما چقدر با واقعیت منطبق است؟

من هم این صحبت‌ها را جسته و گریخته شنیده‌ام. تناقض در خود این ادعا وجود دارد. اول این ادعا را به چند بخش بشکنیم تا بتوانیم به آن جواب دهیم. این‌که منشا انسان‌های اروپایی در ایران بوده است و انسان‌های خردمند اروپایی از ایران به جاهای دیگر رفته است. این مستلزم این است که ما در لایه‌های باستانی، بقایای این انسان هوشمند را با سن‌سنجی قطعی پیدا کرده باشیم که قدیمی‌تر از آفریقا و قدیمی‌تر از جاهای دیگر در اروپا و خاورمیانه باشد. بعد باید بگوییم، بفرمایید دربارۀ منشا انسان هوشمند ما از همه جاهای دیگر دنیا قدیمی‌تر هستیم که البته این‌طور نیست. ما اکنون بقایای فسیلی انسان‌های هوشمند را داریم از شمال و شرق آفریقا، شرق اروپا (رومانی) و شرق مدیترانه (لبنان و سوریه) که در بازۀ زمانی ۴۳ تا ۴۵ هزار سال پیش قرار می‌گیرند، یعنی از مواد فرهنگی منتسب به انسان هوشمند که ما از ایران داریم قدیمی‌تر است. قسمت دوم، درگیر کردن انسان نئاندرتال این وسط است که موضوع را کاملا مغشوش می‌کند. آیا ما داریم در مورد منشا اروپایی‌های امروز صحبت می‌کنیم؟ یا داریم درباره انسان‌های نئاندرتال حرف می‌زنیم؟ این‌ها دو تا انسان هستند. این‌که انسان نئاندرتال با انسان هوشمند چه رابطه‌ای داشته یک مسئله است. ولی این‌که ما استناد کنیم مثلا در زاگرس محوطه‌ای داریم به قدمت  ۵۴ و ۵۵ هزار سال پیش و این مربوط می‌شود به اجداد انسان هوشمند، ادعای صحیحی نیست. در ۵۴ هزار سال پیش انسان‌های هوشمند این‌جا نبودند و انسان‌های هوشمند هنوز از آفریقا خارج نشده بودند. بنابراین اگر مواد فرهنگی باستانی داریم که مربوط ۵۴ هزار سال پیش است، این مواد مربوط به انسان قبلی، یعنی نئاندرتال است که کاملا می‌تواند درست باشد. ما در زاگرس شواهد زیادی از این انسان در این بازه زمانی داریم. دقیقا  ۵۴ هزار سال آخرهای دوره زمانی است که انسان نئاندرتال زندگی می‌کرده، پس چیز عجیبی نیست. اما ربط این مسئله را به منشا انسان‌های اروپایی امروزی اصلا متوجه نمی‌شوم. اگر ۵۴ هزار سال ملاک است که می‌رود به سمت انسان نئاندرتال. اما اگر ادعا می‌شود که بقایای انسان مدرن با این قدمت را داریم، پیش از طرح این ادعا در رسانه‌ها، نخست باید آنالیز دقیق اندام‌شناسی، لایه‌نگاری و سن‌سنجی برای این بقایا انجام، نتایج در مجلات معتبر علمی چاپ و پس از آن مطلب رسانه‌ای شود. در جامعۀ آکادمیک دستورالعمل‌های نانوشته اما کاملا شناخته‌شده‌ای برای اعلام اکتشافاتی از این دست وجود دارد. این‌که فلان دانشمند خارجی به پژوهشکده باستان‌شناسی نامه بنویسد و ادعایی را مطرح کند امری بی‌سابقه است. صحت مدعی در انتشارات ارزیابی می‌شود.

درباره این دو نحله فکری که ما در هزاران سال پیش دوران تکاملی را طی کردیم و با نئاندرتال‌ها در آمیختیم و البته ژن‌های انسان هوشمند غلبه کرد و ما ماندیم درست است یا این‌که در یک دوره زمانی انسان‌های نئاندرتال و هوشمند با هم نزاع کردند و در یک نسل‌کشی بزرگی که انسان‌های هوشمند راه انداختند، از بین رفتند؟

من و یکی از همکارانم (دکتر شیخ‌الاسلامی) کتابی داریم به نام «جنگ‌و‌خشونت در پیش از تاریخ» و با این موضوع بیگانه نیستم اما آن‌چه به عنوان جنگ می‌شناسیم، یعنی صف‌آرایی دو گروه به قصد ضربه‌زدن و کشتن همدیگر، پدیده‌ای خیلی متاخر است و برمی‌گردد به ۵ یا ۶ هزار سال پیش. پیش از آن جوامع انسانی آن‌قدر بزرگ نبودند و توان، فناوری و همبستگی لازم را نداشتند که بخواهند علیه هم لشکرکشی و صف‌آرایی بکنند. تصور کنید جوامع دسته‌ای بودند، شامل ۲۰ تا ۵۰ نفر، افراد درجه یک و دو یک خانواده، که در دره‌ یا حاشیه رودخانه‌ای زندگی می‌کردند و اطراف آن شکار می‌کردند و می‌دانستند در چند کیلومتر آن طرف‌تر هم قلمرو افراد دیگری است و باید از آن دوری کنند. اگر می‌خواستند با هم مدام درگیری داشته باشند، منجر به کشتن همدیگر می‌شدند و از دست دادن هر یک نیروی کار به آن‌ها ضربه می‌زند. ما در شواهد باستان‌شناسی هم این را می‌بینیم. ما آثار ضرب و شتم سیستماتیک را در ۳۰ هزار سال پیش داشتیم. چرا، بدن‌ها استخوان‌هایشان شکسته بوده که به خاطر معیشت و نوع شکار بوده. البته نمی‌توانیم بگوییم هیچ درگیری هم اتفاق نیفتاده.

تصویری که من می‌خواهم اصلاح کنم این است که نباید تجسم یک جنگ مثل سپاهیان هخامنشی در برابر سپاهیان یونانی را داشته باشیم. اگرچه درگیری‌های مختصر و کوچکی بوده اما نه به این شکل امروزی. داستان جنگ چیز جدیدی است و برمی‌گردد به زمانی که انسان شهرنشین و دارای ارتش شد. قلمرویی که در آن زندگی می‌کرد، کفاف معیشت افراد را نمی‌داد، مجبور بودند بروند، دست‌اندازی بکنند به قلمروهای دیگر. بنابراین به عقیده من و غالب دانشمندانی که در این زمینه کار می‌کنند یک رقابت چندین هزارساله باعث از بین رفتن نئاندرتال شد نه لزوما درگیری تن به تن.

پس نمی‌توانیم بگوییم، زندگی گونه‌های انسانی به صورت تکاملی بوده و انسان‌های نئاندرتال به دلایلی که نمی‌دانیم حذف شدند؟

اگر برگردیم به ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار سال پیش، نئاندرتال‌ها دارند در اروپا و خاورمیانه زندگی می‌کنند، اما انسان‌های هوشمند فقط در آفریقا هستند. بنابراین همدیگر را نمی‌بینند. وقتی که می‌آییم به حول‌و‌هوش ۵۰ تا ۶۰ هزار سال پیش، اولین انسان‌های هوشمند که دارند از آفریقا خارج می‌شوند، از این‌جا به بعد است که به هم برخورد می‌کنند، تاحدودی تبادل ژن کرده و این برخوردها است که در یک بازه زمانی ۳۶ هزارساله، اتفاق می‌افتد و بعد از آن دیگر ما انسان نئاندرتال را نمی‌بینیم ولی انسان هوشمند همه دنیا را تسخیر می‌کند.

چشم‌اندازهای کاوش در ایران را چگونه می‌بینید. مهم‌ترین سوالات شما برای انجام کاوش در ایران چیست و دنبال چه یافته‌هایی هستید؟

ما در ابتدای راه هستیم و من تقریبا مطمئن هستم، اتفاقات جالبی در راه است و با این‌که کرونا وقفه انداخته ولی بعد که از آن رد شویم، مطمئنا اتفاقات بهتری می‌افتد. خوشبختانه نگاه مسئولان میراث‌فرهنگی استان‌ها در این زمینه باز است. به عنوان مثال، من چندین سال در سمنان در محوطه میرک کار می‌کردم و خیلی حمایت شدیم و مسئولان واقعا آگاه بودند به اهمیت محوطه. از طرف دیگر، امسال سال سوم است که من با میراث‌فرهنگی استان قزوین کار می‌کنم. آن‌ها هم همین‌طور. با این‌که همکاران خارجی گروه نتوانستند به دلیل کرونا بیایند و کاوش متوقف شد اما مدیرکل میراث استان قزوین عنوان کردند که بودجه کار ما را فراهم می‌کنند و برویم کارمان را انجام دهیم. در واقع به نظر می‌رسد، این موضوع برای آن‌ها هم جذاب است و به اهمیت آن پی بردند.

اما این‌که ما به دنبال چی هستیم، نکته این است که از غار «شانه‌در» که در عراق قرار گرفته ما هیچ فاصله‌ای نداریم. ما در یک اقلیم و یک جغرافیا، یک زاگرس قرار گرفتیم. وقتی از آن‌جا ۱۰ نئاندرتال به دست می‌آید (بزرگترین مجموعه انسان نئاندرتال در جهان)، بنابراین تردیدی نیست ما هم محوطه‌هایی مشابه با آن را باید در زاگرس و دیگر نقاط ایران داشته باشیم. تصویر جامعه علمی جهان از نئاندرتال شرقی و نئاندرتالی که از ایران می‌آید، خیلی گنگ است. اگر چنین کشفی رخ دهد و ما با یک جمجمه و اسکلت نیمه کاملی مواجه شویم، این بلافاصله ایران و باستان‌شناسی ایران را روی جلد مجله‌های دنیا قرار می‌دهد. درست مشابه این است که یک نفر، تخت‌جمشید شماره دو را کشف کند. همه باستان‌شناسی دنیا می‌آیند به این سمت که این‌جا چه اتفاقی دارد می‌افتد. ایران همه پتانسیل‌ها را دارد. فقط نیاز دارد افراد متخصص بیایند کار بکنند و خوب کار کنند و بتوانند این اطلاعات‌ را در جاهای خوب منتشر کنند.

چقدر در مجامع جهانی بحث بررسی نئاندرتال‌ها ارزشمند است؟

نئاندرتال‌ها سوپراستارهای دنیای انسان‌شناسی و باستان‌شناسی هستند. در زمان تحصیلم در دپارتمان انسان‌شناسی دانشگاه ایالتی آریزونا شلوغ‌ترین کلاس در مورد انسان نئاندرتال بود. نئاندرتال‌ها کلا همیشه جذاب هستند و همه دلشان می‌خواهد از این آخرین انسانی که قبل از ما روی کره‌زمین زندگی می‌کرده، بیشتر بدانند. آن‌ها جایگاه خیلی مهمی دارند؛ خبر کشف یک دندان نئاندرتال در معتبرترین ژورنال‌های جهان چاپ می‌شود. بنابراین خیلی برد تبلیغاتی خواهد داشت و هم در بحث توریست موثر خواهد بود. شنیده شدن نام کشورمان در زمینه و ابعاد فرهنگی هم بسیار مهم خواهد بود.

 جذاب‌ترین چیزی که در سال‌های مطالعه و تحقیقات روی انسان‌های نئاندرتال به آن رسیدید، چه بوده است؟

زمانی که من دانشجو بودم، فرضیه مطرح این بود که نئاندرتال‌ها خیلی پست، عقب‌مانده و کودن بوده‌اند. این تصویرسازی‌ها هم که در ۸۰ و ۹۰ میلادی از آن‌ها می‌شد، این‌ها را موجودات کندذهنی نشان می‌دهد. من در خلال کار کردن روی رساله دکتری که مشخصا روی انسان نئاندرتال بود و رابطه آن‌ها با انسان هوشمند، تصویر آن‌ها برای خودم تغییر کرد و فهمیدم باید بیشتر به آن‌ها اهمیت بدهیم.

 نئاندرتال‌ها، انسان‌های زبردستی بودند. مردگانشان را دفن می‌کردند و از افراد بیمار پرستاری می‌کردند. این‌ها در شرایط اقلیمی وحشتناک و غیرقابل تجسم برای ما، برای چندین ده هزار سال زندگی کردند. در آن زمان یعنی سال ۲۰۰۶  که من داشتم رساله دکتری‌ام را در آمریکا دفاع می‌کردم، اساتید راهنمایم، خیلی با من هم‌عقیده نبودند. آن‌ها معتقد بودند، من باید دیدگاهم را عوض کنم. می‌گفتند ما و نئاندرتال‌ها ترکیب ژنتیکی نداشتیم. ولی داده‌های ریخت‌شناسی روی صورت در پروژه من با یک سری محاسبات ریاضی از روی مقایسه صورت انسان نئاندرتال و هوشمند می‌گفت این‌ها شباهت‌هایی با هم دارند. برای من خیلی جالب شد که از سال ۲۰۱۰ ، ۲۰۱۱ به بعد ژنتیک آمد و تقریبا نشان داد، من خیلی بیراه نمی‌گفتم و ما تبادل ژنتیکی داشته‌ایم. افرادی که آن موقع انتقاد می‌کردند هم مجبور به عقب‌نشینی شدند و پذیرفتند که ما آن‌قدر تفاوت نداشته‌ایم. چرا که توانستیم با هم زاد‌و‌ولد کنیم و فرزند زایا تولید کنیم. بنابراین هر روز که می‌گذرد تصویر انسان نئاندرتال به تصویر انسانی به شکل ما تبدیل می‌شود، به آن‌ها اهمیت بیشتری می‌دهم و به این مسئله پی می‌برم که آن انگاره انسان‌های کندذهن غارنشین در مورد آن‌ها چندان سنخیت نداشته است.