بایگانی مطالب نشریه
آزمایش اسکلتهای تختجمشید در گرو یک امضا
کاوش آبراهههای تختجمشید در سال جاری منجر به کشف اسکلتهایی شد که رمزگشایی از آنها میتواند گره از سوالات بسیاری در مجموعه جهانی تختجمشید بردارد. با اینحال شاهد هستیم که باستانشناسان برای فرستادن نمونههای این اسکلتهای به موسسهای در آلمان بدون هیچهزینهای با موانع متعددی روبهرو شدند. حال کارد چنان به استخوان رسیده که علی اسدی، باستانشناس کاوش آبراهههای تختجمشید که همه راههای اداری را طی کرده در نامهای سرگشاده به علیاصغر مونسان، وزیر وزارتخانه میراثفرهنگی خواستار رسیدگی به این پرونده شده است.
به گزارش میراث خبر، در این نامه آمده است: «همانگونه که احتمالا مستحضر هستید در تابستان سال جاری در جریان کاوش آبراهههای تختجمشید برخی اسکلتهای انسانی کشف شد. نمونههای کشف شده بهوسیله دکتر حامد وحدتینسب انسانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس برای گاهنگاری و آزمایشهای ژنتیک نمونهبرداری و قرار شد با توجه به اینکه متاسفانه امکانات لازم آزمایش سالیابی دقیق از این نمونهها وجود ندارد، این نمونهها به موسسه ماکس پلانک آلمان فرستاده شوند، اما بعد از طی تمامی مراحل اداری انتقال نمونهها از تختجمشید و انجام کارهای اداری در پژوهشکده باستانشناسی در مرحله نهایی صدور مجوز ریاست محترم پژوهشگاه میراثفرهنگی با ارسال نمونهها به مرکز مذکور مخالفت کردهاند. دلیل این مخالفت نیز بر اساس گفتههای مسئول روابط بینالملل ایشان این است که ظاهرا در نامهای از موسسه ماکس پلانک به آقای عمرانی عنوان ایشان (ریاست پژوهشگاه) ذکر نشده و باعث تکدر خاطرشان شده است.»
باستانشناس کاوش آبراهههای تختجمشید ادامه میدهد: جناب آقای وزیر همه ما میدانیم که نمونههای آزمایشی تختجمشید یکی از مهمترین مواریث بشری جهان دارای چه اهمیتی است. این نه تنها حق گروه کارشناسی و باستانشناسی متشکل از سیزده، چهارده نفری این کاوش بلکه حق مردم ایران است که بدانند چرا و بهویژه در چه تاریخی در داخل آبراهههای زیرزمینی شمال خاوری و حاشیه بنای دروازه ناتمام مردهاند و ارتباط اینها با حمله اسکندر مقدونی به تختجمشید چه بوده است؟ حق همه مردم است تا نسبت به بخش مهمی از مسائل تاریخی دوران هخامنشیان آگاه شوند.
جناب آقای وزیر مشکل اصلی نوع برخورد پژوهشکده و پژوهشگاه با اینگونه موارد است و قواعد و استانداردهایی که رعایت نشده است. گروه ما برای رسیدن به حق مردم همه راهها را رفته است و حتی اینجانب تقاضای خود را در جامعه باستانشناسی مطرح کردهام و متاسفانه بنا به دلایل گوناگون و البته احتمالا به خاطر محافظهکاری بیش از حد تاکنون به جایی نرسیده است.
من به عنوان سرپرست کاوش آبراهههای تختجمشید از حضرتعالی تقاضا دارم، از پژوهشگاه و شخص آقای عمرانی با توجه به مسئله پیش آمده (نمونههای تختجمشید) پرسش بفرمایید تا دلایل خود را برای انجام ندادن وظایفشان مشخص کنند و از دیکتاتوری و صدور احکام بر اساس مواضع شخصی پرهیز کنند. متاسفانه بسیاری از باستانشناسان و کارمندان پژوهشکده از برخی رفتارهای سلیقهای رئیس کنونی پژوهشگاه و برخی کارمندان آنجا به شدت شاکی هستند.
جناب آقای وزیر این مشکل دست کمی از رفتار متولیان محلی بیمسئولیت با محوطههای باستانی همچون چغازنبیل، چغامیش، چگاسفلی و محوطههای تاریخی دیگر که مورد تعرض قرار گرفتهاند ندارد و حتی دردناکتر هم است. زیرا در آنجا مشکل را مردم و مسئولان محلی ایجاد کردهاند اما در برخورد با نمونههای تختجمشید درد از مسئولان میراث و فردی است که خود باستانشناس است. ایشان بدون هیچ مسئولیتی پاسخ منفی برای ارسال نمونهها دادهاند و در مورد دلیل رفتارشان نیز پاسخگو نیستند. جناب آقای وزیر با این وضعیت فکر میکنید سرانجام این نمونهها چه میشود؟ تجربه من نشان میدهد که در صورت پیگیری نکردن به تدریج ارزش آزمایشگاهی خود را از دست میدهند و آن زمان دیگر آه و افسوس بیفایده است. لازم به ذکر میدانم که موسسه ماکس پلانک انجام آزمایش گاهنگاری و مطالعات ژنتیک نمونههای مذکور را که نزدیک به بیست مورد است، به صورت رایگان و تنها با مشارکت در انتشار نتایج آزمایشات بنا بر قواعدی که بین ما (گروه کاوش) و آنها مشخص شده، انجام میدهند. حال چرا باید جلوی این کار در پژوهشگاه گرفته شود؟ به جای اینکه کار تسریع شود برعکس جلوی انجام آن را گرفتهاند. خواهشمندم که هر چه سریعتر اقدام قاطعی در این زمینه انجام دهید تا نجاتدهنده این نمونههای ارزشمند تختجمشید باشید. جناب آقای وزیر همه باستانشناسان کاوش میکنند و در نهایت نمونههایی برای آزمایش به دست میآورند که بعضا تمام نتایج کار آنها به انجام آن آزمایشها متکی است. به گونهای که اگر انجام آن آزمایش ها مقدور نشود، بسیاری از گزارش کاوشها قابل ارائه نیستند و همواره مورد پرسش باقی میمانند.
این دومین سال است که بوتولیسم در تالاب میانکاله قربانی میگیرد. تاکنون بیش از 2 هزار لاشه پرنده مهاجر از این تالاب جمعآوری شده است و تلفات هر روز گستردهتر میشود. سال پیش شمار پرندگان مرده به 43 هزار بال رسید و احتمال تکرار این اتفاق نشان از احوال بد تالاب دارد. طرح مدیریت تالابها هشت ماه پس از تصویب، هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. مدیران سازمان حفاظت محیط زیست منتظر تشکیل جلسه بعدی کارگروه احیای میانکالهاند تا طرح لایروبی تالاب را تصویب کنند اما در خوشبینانهترین حالت این برنامه بعد از زمستان اجرایی میشود. در تازهترین اقدام، شورای مدیریت بحران مازندران مصوب کرده که هماهنگی لازم برای انتقال هزار و ۳۰۰ لیتر بر ثانیه آب از سد گلورد و بخشی از تجن برای احیا و نجات میانکاله در دستور کار قرار گیرد، اما زمان این مصوبه هم مشخص نیست. امسال هم مثل سال گذشته تنها اقدام محیط زیست جمعآوری لاشهها است و هر سال که میگذرد، جمعیت فلامینگوها و چنگرها کوچکتر میشود.
مثل سال پیش، فرضیه اول، آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان و نیوکاسل بود اما هر دو آزمایش منفی شد. این بود که بار دیگر فرضیه بوتولیسم مطرح شد و نگرانی درباره تکرار تلفات بزرگ قوت گرفت. در نهایت آزمایشات مرکز ملی دامپزشکی کشور این موضوع را تایید کرد. بهمن نقیبی، معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی به «پیامما» میگوید: «آزمایشهایی که متخصصان در مرکز ملی دامپزشکی کشور انجام دادند، تایید میکند که مشابه پارسال بار دیگر در تالاب میانکاله بوتولیسم عامل مرگ پرندگان است.»
علیصفر ماکنعلی، رئیس سازمان دامپزشکی کشور درباره روند تشخیص بیماری به «پیامما» توضیح میدهد: «در فرایند تشخیص 6 محور عملیاتی شامل بیماری ویروسی، بیماری باکتریایی، سموم ارگانوفسفره، سموم ارگانوکلره، فلزات سنگین و بیوتیکسینها مورد ارزیابی قرار میگیرند که روند آن رو به اتمام است. قطعا یکی از مهمترین عوامل مرگ این پرندگان بوتولیسم بوده است.» او در پاسخ به منتقدان روند تشخیص در دامپزشکی هم میگوید: «ما در جایگاه مرجع مورد صلاح، گزارشی کامل و جامع در 38 صفحه فرستادیم و هیچ ابهامی درباره مرگ ناشی از بوتولیسم وجود ندارد و تاکنون مراجع داخلی و بینالمللی هم به این موضوع اذعان کردند.» این تاییدها یعنی فاجعه دوباره در حال تکرار است. براساس اعلام سازمان محیط زیست مازندران تا 17 بهمن ماه دو هزار و 208 پرنده از 13 گونه مختلف تلفشدهاند و بیشتر تلفات از میان چنگرها بوده است. این بار هم تنها کاری که از دست محیط زیست برمیآید، جمعآوری لاشهها و معدوم کردن آنها، طبق پروتکلهای بهداشتی است.
پرندهها میمیرند، چون آب تالاب کم شده
هنوز علت دقیق ابتلای پرندگان به بوتولیسم مشخص نیست اما معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی کشور معتقد است که ریشه مشکل در کاهش حجم آب تالاب است: «تالابی که 68 کیلومتر مربع وسعت دارد و به طور دائم آبش در حال کم شدن است، مستعد رشد موادآلی است. میزان آب و ورود موادآلی بیانگر این است که شرایط برای رشد باکتری تولیدکننده سم مهیا شده و به طور طبیعی وقتی دما گرم میشود، امکان تولید توکسین هم افزایش مییابد.»
کلستریدیوم بوتولینوم، نام باکتری است که در محیطهای بدون اکسیژن رشد میکند. هوا که گرم میشود، شرایط رشد مساعدتر از قبل هم خواهد بود. امسال هم انگار نه انگار که زمستان است، بهار یک و ماه و نیم قبل از موعد مقرر به میانکاله آمده. حسینعلی ابراهیمیکارنامی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران هم سه روز قبل به این موضوع اشاره کرده بود و بخشی از تلفات پرندگان را به گردن تغییر اقلیم انداخته بود.
فعالان محیط زیست نگران تکرار تلفات سال گذشتهاند. معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی این نگرانی را بیجا نمیداند. او میگوید: «من به عنوان یک کارشناس نه در جایگاه یک مسئول، پیشبینی میکنم که این تلفات تا زمانی که پرندگان مهاجر در داخل ایران باشند، ادامه خواهد داشت.»
تالاب احیا نشود، فاجعه رخ میدهد
عمق تالاب میانکاله روز به روز کاهش مییابد، تشخیص این موضوع نیاز به ابزار دقیقی هم ندارد. تصاویر تالاب حاکی از این امر است که بخشهایی از این تالاب از آب خالی شده و سطح آب عقب نشسته است. نقیبی میگوید: «اگر تالاب احیا نشود این فاجعه ممکن است سالیان سال تکرار شود. هرچه مواد آلی در محیط بیشتر شود، اکسیژن کمتر شده و محیط برای رشد باکتری مساعدتر میشود.» زنگ خطر کاهش آب ورودی به تالاب پیش از این نیز شنیده شده بود. این موضوع حتی در مراسم گرامیداشت روز جهانی تالابها هم مطرح شد. احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در این مراسم هشدارهای پیشین را تکرار کرده بود: «اگر دبی آب در داخل تالاب کم شود، تالاب دچار فعالیتهای شیمیایی میشود که تولید سم و مرگ و میر پرندگان را بهدنبال دارد و یکی از عوامل تلفات پرندگان در میانکاله این است که تبادل آب کافی وجود ندارد و این مساله موجب کاهش اکسیژن آب میشود.»
برنامه احیای تالاب میانکاله اجرا نشد
از 23 تیر ماه که برنامه احیای تالاب انزلی در ستاد ملی احیای تالابها به تصویب رسید، عملا هیچ اقدامی انجام نشده است. مسعود باقرزاده کریمی، مدیرکل دفتر حفظ و احیای تالابها در این باره به «پیامما» میگوید: «این طرح زمانی تصویب شد که وسط سال مالی قبل بود. برای همین هم در سال مالی گذشته در عمل اقدام اجرایی مشخصی نداشتیم. اعتبارات سال 99 هم به دستاندازهای اعتباری خورد. به طور کلی این کمبود اعتبارات دولت، کار ساماندهی فاضلابها و تصفیهخانهها را کند پیش برد.»
باقرزاده امید چندانی به اجرای این طرح در ماههای آینده ندارد: «پیشبینی من این است که کار کند پیش رود چرا که انباشتگی آلایندهها چیزی نیست که به سرعت رفع شود. دو اقدام باید صورت گیرد، اول جلوگیری از ورود آلایندهها و دوم افزایش ارتباط و تبادل آب دریا و تالاب. در این مرحله هم متاسفانه روند نزولی آب دریا، مانع کار ما است. اگر سطح دریا بالاتر بود به نفع ما بود و تبادل جریان راحتتر اتفاق میافتاد ولی این پایین رفتن آب هم باعث شده مجبور شویم به سمت روش لایروبی خلیج گرگان و میانکاله برویم.»
لایروبی تالاب به امسال نمیرسد
سازمان همچنان نسبت به احیای تالاب میانکاله، دست به عصا رفتار میکند. طرحی که قرار بود در شهریور ماه به اتمام برسد، اواسط پاییز آماده شد و حالا این طرح حتی به تصویب هم نرسیده است. مدیرکل دفتر حفظ و احیای تالابها درباره علت این تاخیر میگوید: «بعد از 23 تیر ماه قرار بود مرکز پژوهشگاه اقیانوسشناسی مطالعات این طرح را انجام دهد. مقرر شده بود تا شهریور ماه این مطالعات به انجام رسد اما با تاخیر در اواسط پاییز تمام شد و ما اکنون منتظر جلسه بعدی ستاد ملی تالابها هستیم تا آن را تصویب کنیم.» ناگفته پیداست که لایروبی تالاب به امسال نمیرسد. سازمان حفاظت محیط زیست منتظر زمانی است که شدت بارندگی کم باشد. باقرزاده میگوید: «فعلا در این بارندگیها شاید اصلا امکان لایروبی در منطقه نباشد.»
تالاب با 1300 لیتر آب احیا نمیشود
تنها در پنجشنبه گذشته بالغ بر ۵۳۴ پرنده تلف شد. از ضلع جنوبی خلیج گرفته تا آبادگران پر بود از لاشههای پرندههایی که با دستگاه تراکسور جمعشان کردند. حالا قرار است برای نجات این پرندگان، آب تجن و سد گلورد را برای کمک به میانکاله منتقل کنند. مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران روز گذشته گفته بود: «برای چرخش آب در تالاب میانکاله براساس مصوبه شورای مدیریت بحران، هماهنگی لازم برای انتقال هزار و ۳۰۰ لیتر بر ثانیه آب از سد گلورد و بخشی از تجن برای احیا و نجات میانکاله در دستور کار قرار گرفته است.» مصوبهای که البته هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. مدیر کل محیط زیست مازندران میگوید از زمان دقیق اجرای این طرح بیخبر است: «همکاران اداره آب در حال تهیه زیر ساختهای این موضوع هستند و ما اطلاعی از زمان دقیق اجرای این موضوع نداریم.» او که بعید میداند این رهاسازی، تاثیر چشمگیری در کاهش تلفات پرندگان سال جاری داشته باشد، اضافه میکند: «با هزار و 300 لیتر تالاب احیا نمیشود و اثر آن چنانی هم ندارد. این صرفا شروعی است برای اینکه ما برنامههای احیای تالاب و تامین آب را آغاز کنیم و جلوی اثرات مخرب خشک شدن تالاب را بگیریم.» به گفته او تنها اقدام محیط زیست در سال جاری برای جلوگیری از تلفات پرندگان، جمعآوری و معدوم سازی آنهاست.
همین هفته واکسیناسیون ایرانیان آغاز میشود
رئیسجمهور با اشاره به اینکه ویروس کرونا دیگر سن و سال نمیشناسد، گفت: ما شاهد کاهش رعایت پروتکلها تا ۷۵ درصد هستیم. حسن روحانی رئیسجمهور صبح امروز در ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا گفت: امروز پنجاه و ششمین جلسه ستاد ملی کرونا است و خوشحالیم در مجموع شرایط کشور ما به گونهای است که میتوانیم با کمک همدیگر جلوی موج چهارم پاندومی کرونا را بگیریم. او همچنین از آغاز واکسیناسیون در هفته جاری خبر داد.
حسن روحانی با تاکید بر اینکه این ویروس دیگر سن و سال نمیشناسد، گفت: اخیرا دو فوتبالیست یعنی آقایان انصاریان و میناوند نیز به سبب این ویروس فوت کردند. این هشداری است به همه مردم ما که مراقبت دقیقتر و بیشتر را در این زمینه داشته باشند. رئیسجمهور بیان داشت: ممکن است این ویروس یک هفته و ده روز قبل از اینکه ما بفهمیم وارد ایران شده باشد اما ما در انتهای بهمن وجود این ویروس در کشور را فهمیدیم. ما شاهد کاهش رعایت پروتکلها تا ۷۵ درصد هستیم. فعلا این بیماری درمان قطعی ندارد. رئیسجمهور تاکید کرد: در ایران تمام داروهایی که در دنیا میگویند در درمان این بیماری تاثیر داشته است به دنبالش رفتیم و الان در بیمارستانها موجود است.
روحانی افزود: یکی از راههای ایمنسازی واکسیناسیون است. اینکار اگر طبق معمول میخواست انجام گیرد به این زودیها به آن دست پیدا نمیکردیم اما بهخاطر اینکه این بیماری تلفات بسیاری میگرفت سازمان جهانی بهداشت ناچار شدند یک مجوز اضطراری را صادر کند و واکسنهای مختلف در دنیا ساخته شد شاید ۱۴۰ تا ۱۵۰ (گروه) در دنیا به سمت ساخت واکسن رفتند اما فقط ۶ یا ۷ واکسن در جهان مطرح شده است. واکسن برای کل دنیا به این زودیها انجام نمیشود. رئیسجمهور اظهار داشت: در همین هفته واکسیناسیون در کشور شروع میشود. من از وزرای خارجه، بهداشت، بانک مرکزی و هواپیمایی و سفرا برای این موضوع تشکر میکنم. اول کادر درمان بتوانند در دو مرحله این واکسن را دریافت کنند یک اطمینانی ایجاد میشود. روحانی خاطر نشان کرد: انشاالله قبل از عید واکسیناسیون در بین افراد مسن و کادر درمان صورت میگیرد. احتمال دارد واکسن مشترک رازی و برکت در بهار انجام شود. اثر واکسنها صد در صد نیست و در دو مرحله باید انجام گیرد بنابراین تا یکسال آینده خودمان را آماده کنیم که همه پروتکلها را رعایت کنیم. اعلام خبر واکسیناسیون باعث نشود پروتکلها را رعایت نکنیم.
در همین حال سخنگوی وزارت بهداشت هم درباره واکسیناسیون گفت: در حال حاضر تعداد محدودی دوز واکسن کووید۱۹ وارد کشور شده و هر دو هفته یکبار محموله جدیدی از این واکسن وارد کشور میشود. به گزارش ایسنا، سیماسادات لاری درباره واردات واکسن کووید ۱۹، اظهار کرد: در حال حاضر تعداد محدودی دوز واکسن کووید ۱۹ وارد کشور شده و هر دو هفته یکبار محموله جدیدی از این واکسن وارد کشور میشود. سخنگوی وزارت کشور با اشاره به اینکه برای توزیع واکسن روسی کووید ۱۹ کمیتهای در معاونت بهداشتی وزارت بهداشت و درمان تشکیل شده است، گفت: اولویت تزریق واکسن در وهله اول کادر بهداشت و درمان و در گام بعدی افراد دارای بیماری زمینهای است. لاری افزود: برای توزیع واکسن در استانها الگو تعریف میشود، اما جزئیات توزیع واکسن روسی مشخص نیست و پس از تدوین پروتکل نحوه توزیع در سراسر کشور اعلام میشود. سخنگوی وزارت بهداشت و درمان با بیان اینکه در سبد خرید واکسن کووید ۱۹ چند گزینه وجود دارد، خاطرنشان کرد: درصدد هستیم تا قبل از رسیدن واکسن ایرانی به مرحله تولید همانند سایر کشورها از منابع مطمئن و مورد تایید واکسن تهیه کنیم. در همین حال بنا به اعلام معاون درمان ستاد کرونای استان تهران اولویتبندی برای تزریق واکسن کرونا اسپوتنیک v در این هفته ابلاغ میشود.
به گزارش ایلنا، نادر توکلی، معاون درمان ستاد کرونای استان تهران افزود: «باید توجه داشته باشیم، واکسنی که وارد کشور شده، قرار نیست الان همهی اقشار را پوشش دهد و فعلا برای اقشار اولویت اول استفاده میشود، پس مردم همچنان زدن ماسک و فاصلهگذاری اجتماعی را رعایت کنند. حتی این طور هم نیست که اگر همهی افراد واکسن را تزریق کنند، فردای آن روز بدون رعایت پروتکلها در خیابان و اماکن پرتردد حضور پیدا کنند، چون واکسن فقط به کنترل موج کمک میکند و باعث کاهش مرگ و میر میشو».
توکلی در پاسخ به سوالی درباره اولویتبندی تزریق واکسن در تهران، افزود: هنوز برای اولویت بندی تزریق واکسن چیزی ابلاغ نشده است، ولی معمولا اول کادر درمان که خدمت مستقیم ارائه میدهند، در نظر هستند و بعد به سراغ سالخوردگان و گروههای پرریسک مثل زنان باردار میروند، اما پروتکلهای دقیق این موضوع در این هفته ابلاغ میشود. معاون درمان ستاد کرونای استان تهران ادامه داد: واکسنها بخشی از داخل و بخشی از خارج تامین میشود، البته به جز آن مواردی که مقام معظم رهبری فرمودند، بقیه واکسنهایی که مورد تایید who باشد با تایید کادر نظارتی وزارت بهداشت و هماهنگی ارزی وارد کشور میشوند که همهی اینها در سبد کووکس جای میگیرند. او در پاسخ به این سوال که بعد از تولید واکسن داخلی، استفاده از واکسن خارجی ادامه خواهد داشت، بیان کرد: ممکن است این اتفاق بیفتد و بستگی به این دارد که ببینیم روند به چه صورت جلو میرود.
او در مورد وضعیت آرایشگاهها در ایام قبل از عید و خطر ابتلا، بیان کرد: اماکن باید این موضوع را کنترل کند، چون آرایشگاهها زیر نظر اماکن فعالیت میکنند و خیلی حوزه بهداشت اجازه ورود ندارد و قاعدتا آرایشگاهها جز اماکن پرریسک محسوب میشود که در این ایام مردم خودشان باید نسبت به این مساله هوشیار باشند.
توکلی افزود: متاسفانه آرایشگاههایی به خصوص زنانه وجود دارد که در جاهای غیردسترس مثلا در زیر زمینها فعالیت میکنند که این خود مشکل دیگری است، چون امکان کنترل و نظارت وجود ندارد و از مردم میخواهیم از حضور در این اماکن خودداری کنند. او ادامه داد: برای بررسی این شرایط از طرف وزارت بهداشت به اماکن دستورالعمل داده میشود، اما نظارتی از طرف دانشگاه علوم پزشکی بر آرایشگاهها نداریم و اماکن همراه ضابطان بهداشتی در این اماکن حضور پیدا میکنند.
خبرگزاریها نوشتهاند: «محمدرضا حیاتی، اخبار طنز اجرا میکند.»
واکنشهای احتمالی به این خبر به شرح زیر است:
مردم: شنیدی قراره دلار هزار تومن بشه؟
صرافیها: این اخبار خنده داره. اصلاً طنزه!
مردم: نه بابا طنز نیست. حیاتی گفت. اخم کرده بود.
نقی معمولی: این حیاتی اگر خنده بلد بود، خودم میآوردمش پایتخت به جای ارسطو پسر خالهام بشه.
مهران مدیری: حیاتی؟ طنز؟
خواننده فقید: مهران! تو و خوانندگی؟! تو که میخونی من ویبره میرم توی گور.
حیاتی (با چشمهای گرد، در حالی که زور میزند تا کنج لبش را به خنده باز کند): به گزارش خبرگزاری حیاتی و مماتی، دیشب دم بوق سگ…
حسینی بای: بشینم ببینم این ممدرضا چی میگه. چار کلوم یاد بگیرم برای روز مبادا.
جواد خیابانی: خدا شانس بده!
عادل فردوسیپور: عجب!
محمد جواد ظریف: حیاتی! یه روز بیا وزارتخونه دوره فشرده انواع خندیدن برات بذارم.
رضارفیع: همه استعداد خنداندن مردم را دارند. حتی حیات.
خواننده معلومالحال(با چشم بسته): عجب حلوای قندی تو!
حیاتی: من همیشه به شما علاقهمند بودم. کاشکی که برگردی!
تنِ «مسجد سلیمان» زخمی فاضلاب است
نفتک شده محل دلهره پدران و مادران. سه روز پیش که دو پسر بچه در کانال فاضلاب این منطقه سقوط کرند، نفتک شد بختک و افتاد جان پدران و مادران. دیگر دست کودکی از دست پدر و مادر رها نشد تا مبادا پای کودکی سر بخورد و لیز بخورد و درون کانال فاضلاب خانگی بیفتد. دو روز پیش که دو کودک به درون کانال افتادند، یکی را مادرش نجات داد و دیگری را مردم. منابع محلی گفته بودند که درهها و کانالهای فاضلاب مسجد سلیمان خاطرات مشترک دیگری از سقوط کودکان دیگر در بسترشان دارند. کانالهای عریض و طویل، کانالهای چند کیلومتری که در بخشهای از شهر وجود دارند و همیشه روبازند. منابع محلی گفته بودند که دو کودک به بیمارستان 22 بهمن شهر منتقل شدند. منابع محلی گفته بودند که این اولین بار نیست که این اتفاق رخ داده. اولین بار نیست که نفتک ترس شده و به جان مادران و پدران افتاده است. ترسی از کانالهای روباز فاضلاب در آن که مشخص نیست چه زمانی به سرانجام میرسد.
سه روز پیش که پسر بچه به کانال فاضلاب سقوط کرد، نام مسجدسلیمان بار دیگر سر زبان رسانهها افتاد و یادآوری کرد که شهر اولینها، مثل شهر دورود، بندرعباس و بخشهای از کرج، شبکه فاضلاب سراسری ندارد. شبکهای که بتواند فاضلاب را تصفیه کند یا حتی بازچرخانی. فاضلاب خانگی در مسجد سلیمان راهی کانالها و درههای روباز میشود، کانالها و درههایی که در فصل بارندگی آبهای سطحی در خودشان جا میدهند اینبار شدهاند، مامن فاضلاب. کانالها، بوی بد دارند، مشکلات محیط زیستی ایجاد کردند و گاهی هم کودکی را در خودش میکشد. بعد از انتشار خبر سقوط دو کودک، بهروز صالحی، مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان مسجدسلیمان در گفتوگویی اعلام کرد که شبکه فاضلاب این شهرستان قدیمی و سنتی است و فاضلاب از طریق این شبکه به درههای موجود در شهرستان سرازیر میشود. او همچنین گفته بود که برای حل این مشکل باید طرح جامع فاضلاب این شهرستان در دستور کار قرار گیرد. طرحی که برای آن حدود 400 میلیارد تومان هم اعتبار مصوب شده است: «با اختصاص این اعتبار در سال آینده و اجرای طرح جامع فاضلاب ۵۰ تا ۶۰ درصد کانالهای روباز در این شهرستان برداشته میشود.» او همچنین در گفتوگوی دیگری با روزنامه ایران اعلام کرده بود که: «از حدود دو سال قبل مطالعات برای طرح جامع فاضلاب آغاز شد و در حال حاضر وارد فاز اجرایی شده است. این طرح در ۶ زون به اجرا در میآید و اکنون یک زون این طرح در حال اجرا است و به زودی وارد مرحله اجرایی میشود: «برآوردها نشان میدهد برای تکمیل شبکه فاضلاب مسجدسلیمان ۷۰۰ میلیارد تومان اعتبار لازم است. علت کندی کار هم البته همین اعتبارات است.»
شهر سخت و طولی کار را مشکل کرده است
گفتههای او البته تاحد زیادی نتوانسته است نظر مدیریت شهری را جلب کند و به نظر آنها از به سرانجام رسیدن این شبکه امید چندانی ندارد. احمد زمانپور، عضو شورای شهر مسجد سلیمان به روزنامه «پیامما» میگوید: «باتوجه به وضعیت توپوگرافی مسجدسلیمان، این شهر کوهستانی است و درههای زیادی دارد بخش عظیمی از فاضلاب با آبهای سطحی ادغام میشوند و به درون کانالها و درهها روانه میشود. اداره آب و فاضلاب در مدت دو سال گذشته شاید تا حدود 20 تا 30 درصد پروژه را پیش برده باشد.» او میگوید که محلات و کوچههای تنگ و بافت گچی برخی از معابر کار را سخت کرده است و به نظر نمیتواند فاضلاب به این زودیها به سرانجام نمیرسد: «زمینهای صاف این شهر، سکونتگاه شرکت نفتیها شده و مردم در جای جای شهر شروع به خانهسازی کردند، جمعیت زیاد شده و زیرساختها کم و ناکافی.» او میگوید: بخشی از سختی کار به دلیل شرایط جغرافیایی مسجد سلیمان است اما بخش دیگر کار مربوط به اعتبارات ناکافی است از همین رو هم امید چندانی به سرانجام رسیدن و ساماندهی فاضلاب روباز وجود ندارد: «شدنی نیست، فاضلاب روباز مسجد سلیمان دره دارد برای ساماندهی این درهها باید تمام اعتبارات عمرانی کشور را خرج کرد تا شاید به سرانجام برسد.» او میگوید که حتی اگر جاهایی هم بتوان فاضلاب را هدایت کرد بازهم همه چیز از کانالها به درهها ختم میشود. درههایی به طول چند کیلومتر و عمق زیاد.
دره سبز بیسرانجام
زمانپور میگوید که شرکت نفت چند سال پیش، پروژه دره سبز را کلید زده بود، پروژهای که آن زمان حدود 10 میلیارد تومان اعتبار برای آن مصوب شد، اما ناکام ماند: «دره سبز از وسط مسجد سلیمان عبور میکند، مقرر شده بود تا برای آن دیواره بسازند و روی آن را بپوشانند، درهای به طول بالغ بر 30 کیلومتر که از هر محله هم فاضلاب را در خود جمع میکند. اما آن هم به سرانجام نرسید.» او میگوید که در دو سال گذشته حصاری اطراف کانالها قرار نگرفته است تنها لولهگذاریهای در آن کانالها صورت گرفته است اما وضعیت اعتبارات به گونهای است که امسال و دو سال دیگر نباید توقع بهبود وضعیت فاضلاب شهر را داشت.
مردم خودشان ایمن سازی میکنند
فرماندار شهر مسجد سلیمان اما از اقدام ضربالاجلی برای جلوگیری از رخ دادن حادثهای مشابه خبر داده بود. محمد پاکدل به ایرنا گفته بود که مسئولان شهرداری قرار است با حصارکشی این منطقه را ایمن کنند. او حالا به روزنامه «پیامما» میگوید که تنها اعتبارات این کار از شهرداری گرفته شده و مردم و گروههای جهادی قرار است، منطقه سقوط کودک را ایمن کنند: «مسجد سلیمان 30 کیلومتر دره روباز دارد، من به شهرداری گفته بودم که تاحدود 80 سانتیمتر اطراف آن دیوارکشی کنند تا دیگر کسی به درون آن نیفتد، ما مصالح مانند سنگ و سیمان را تامین کردیم و گروههای جهادی قرار است، بنا و کارگر بیاورند تا اطراف این درهها دیوار بکشند.» او میگوید گروههای جهادی قرار است از امروز کار حصارکشی را آغاز کنند: « این اقدام هم کافی نیست زیرا از روی این درهها هم ممکن است بچهها داخل آن بیفتند.» نفتک مثل منطقه 4 مسجد سلیمان، هول و ولایی به جان پدران و مادران انداخته است، هول و ولایی که به گفته مسئولان تاچند سال دیگر به پایان نمیرسد.
گام بلندپروازانه دانمارک برای تولید برق از باد
گرچه در حال حاضر، توربینهای بادی زیادی در سواحل دانمارک در حال چرخیدن هستند، اما این کشور همچنان به دنبال تولید انرژی پاک است. حالا مقامات دانمارکی در حال برداشتن گام تازه و البته بلندپروازانهای هستند: تولید بخش قابل توجهی از برق اروپا با استفاده از انرژی بادی.
دولت دانمارک موافقت کرده است که اکثریت سهام یک «جزیره انرژی» مصنوعی 25 میلیارد پوندی را خریداری کند. قرار است این جزیره در فاصله 50 مایلی (80 کیلومتری) از ساحل، در وسط دریای شمال ساخته شود.
به گزارش خبرگزاری گاردین، این جزیره در غرب شبهجزیره جوتلند و با مساحت اولیه 120 هزار مترمربع – به اندازه 18 زمین فوتبال- ساخته شود و در اولین فاز آن، این جزیره میتواند برق 3 میلیون خانوار را با انرژی سبز، تامین کند.
طراحیهای اولیه نشان میدهد که قرار است دیوارههای مرتفعی در سه طرف جزیره قرار بگیرد تا از این جزیره انرژی در برابر طوفانهای دریای شمال محافظت کند؛ طرف چهارم جزیره هم به عنوان اسکله کشتیهای خدماتی مورد استفاده قرار میگیرد.
در معاملهای بزرگ و گسترده که چهارشنبه شب انجام شد، دولت سوسیال دموکرات دانمارک با پشتیبانی احزاب خود و احزاب راستگرا، موافقت کرد که 51 درصد سهام این جزیره را خریداری کند و بخش خصوصی نیز، بر روی 49 درصد باقیمانده سرمایهگذاری کند.
«دان یورگنسن»، وزیر آبوهوای دانمارک در بیانیهای اعلام کرده است: «این یک لحظه حقیقتا بزرگ برای دانمارک و برای گذار به سمت انرژی پاک جهانی است.»
یورگنسن گفته است: «مرکز انرژی در دریای شمال، بزرگترین پروژه ساختوساز در تاریخ دانمارک است. پروژهای که کمک بزرگی به تحقق استفاده از پتانسیل عظیم بادهای دریایی اروپا میکند.»
این پروژه بر اساس یک معامله بین حزبی صورت میگیرد. معاملهای که در ماه ژوئن در زمینه سیاستهای انرژی منعقد شد و طرفین توافق کردند که دو مرکز انرژی باد بسازند؛ یکی مصنوعی و دیگری هم در جزیره بورنهولمدر دریای بالتیک.
این دو مرکز قرار است در مرحله اولیه 5 گیگاوات برق تولید کنند و قدرت تولیدی توربینهای بادی ساحلی موجود در دانمارک را سه برابر کنند. قرار است در مرحله بعد، ظرفیت این پروژه تا 12 گیگاوات افزایش پیدا کند.
در متن توافقنامه، احزاب هشدار دادهاند که ممکن است سختیهای کار مانع از ساختن جزیره دریای شمال تا پیش از سال 2033 شود. این بدان معناست که ممکن است دانمارک موفق نشود به هدف بلندپروازانه خود – یعنی کاهش گازهای گلخانهای تا 70 درصد نسبت به سال 1990 تا پیش از سال 2030- دست پیدا کند.
اما در این متن از دولت خواسته شده تا با همکاری شرکای بخش خصوصی، تلاش کند این پروسه را سرعت ببخشد و در این صورت حتی ممکن است که این پروژه، زودتر به بهرهبرداری برسد.
دولت متعهد شده است که با هدف ایجاد چارچوبی قانونی برای مناقصه 49 درصد باقیمانده، گفتوگوها را با توسعهدهندگان مزارع بادی و سایر شرکتها و سرمایهگذاران، در اسرع وقت آغاز کند.
دان یورگنسن، وزیر آبوهوای دانمارک به خبرگزاری گاردین گفته است: «این اتفاق بزرگی برای دانمارک است. ما در حال گام برداشتن به عصر بعدی استفاده از بادهای دریایی هستیم. ما اولین کشوری هستیم که در سال 1991 یک مزرعه بادی ساحلی را ساخت و حالا هم داریم قدم بعدی را برمیداریم.»
تولید 10 گیگاوات برق میتواند پاسخگوی نیاز 10 میلیون خانوار باشد. در حالی که جمعیت دانمارک 6 میلیون نفر است و در حال حاضر هم این کشور در تامین برق خود با مشکل روبهرو نیست. به همین دلیل است که دانمارک به فکر تامین برق سایر کشورهای اروپایی افتاده است.
به گفته یورگنسن ، «تولید 10 گیگاوات برق، در صورت نهایی شدن پروژه، بسیار بیشتر از آن چیزی برق تولید میکند که ما به عنوان یک کشور تولید میکنیم و بنابراین این بخشی از یک استراتژی به منظور کمک به سایر کشورها برای رسیدن به اهداف تعیینشده آنها است.»
یورگنسن گفته است که بعد از قرارداد ژوئن، هنوز تصمیمی گرفته نشده که که آیا دولت باید نقش پیشرو را در تامین بودجه این پروژه به عهده بگیرد یا صرفا درگیر ساخت یک جزیره واقعی شود.
او گفته است: «ما در حال گفتوگو در این مورد بودیم که آیا باید این سکو را بسازیم یا نه و علاوه بر آن، برای قطعی شدن تصمیم، لازم بود در مورد اینکه دولت باید اکثریت جزیره را داشته باشد یا نه، توافق میکردیم.»
او 51 درصد سهام را یک «سازش کامل» خوانده که باعث ورود تخصص بخش خصوصی میشود و این پروژه را به «یک تجارت پرسود هم برای سرمایهگذاران خصوصی و هم برای دولت دانمارک» تبدیل میکند.
او همچنین گفته که انتظار میرود ساخت جزیره در سال 2026 آغاز شود و 5 سال آینده صرف ثبتنام شرکای بخش خصوصی، ارزیابی اثرات زیست محیطی در بستر دریا و امضای معاملاتی جهت اتصال این دو جزیره به بلژیک، هلند و آلمان بشود.
دان یورگنسن گفته است: «امکانسنجی اقتصادی پروژهها وابسته به ایجاد ارتباطات است، زیرا برق تولیدی بسیار بیشتر از آن چیزی است که خودمان بتوانیم از آن استفاده کنیم.»
در حال حاضر انرژیهای نوین حدود یک سوم نیازهای برق این اتحادیه را تامین میکند. به گفته اتحادیه اروپا، توربینهای بادی در دریا ۱۲ گیگاوات برق تولید میکنند که 1.7 گیگاوات از این برق را دانمارک تامین میکند.
نوامبر سال گذشته اتحادیه اروپا طرحهایی را برای ۲۵ برابر کردن ظرفیت تولید برق با توربینهای بادی در دریا تا سال ۲۰۵۰ اعلام کرد.
آلمان نیز یکی دیگر از کشورهای اروپایی است که به سمت کاهش استفاده از سوختهای فسیلی و افزایش استفاده از انرژی بادی برای تولید برق حرکت میکند. سال گذشته گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه انرژیهای غیرفسیلی به بزرگترین منبع تأمین انرژی در آلمان تبدیل شده است. انرژی بادی ۳۵ درصد نیاز برق کشور را تامین میکند.
به گزارش خبرگزاری آلمان، در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ میلادی بیش از ۷۲ میلیارد کیلووات انرژی از منابع تجدیدپذیر به شبکه برق آلمان وارد شده است. در همین زمان، برای اولینبار حدود ۳۵ درصد از تولید برق از منبع انرژی بادی تامین شد و بدین ترتیب از سال گذشته، این انرژی سالم به بزرگترین منبع تامین برق در کشور تبدیل شده است.
از سوی دیگر، کمیسیون زغالسنگ آلمان در سال 2019 پس از مدتها مشاجره بالاخره تصمیم به پایان بخشیدن به تولید برق از زغالسنگ گرفت و اعلام کرد که تا پایان سال 2038، تولید برق از زغالسنگ را به صفر میرساند.
جهانگشای مغول هم بر اثر همهگیری مرده است
تحقیق علمی جدیدی نشان میدهد که چنگیزخان مغول احتمالا به خاطر بیماری طاعون خیارکی یا همان طاعون سیاه مردهاست و داستانهایی که در همه اینسالها در مورد مرگ او گفتهشده مانند اینکه او به دلیل خونریزی ناشی از اخته شدن مرده، اشتباه است.
مجله اینترنتی «لایو ساینس» از فرضیه جدیدی در مورد مرگ چنگیزخان مغول صحبت کرده است.
چنگیزخان مغول که در سال 1162 میلادی در قبیله «بورجیگین» در تموجین به دنیا آمد، یکی از مشهورترین کشورگشایان تاریخ به حساب میآید.
او در سال 1206 میلادی یعنی در زمانی که 44 سال داشت امپراطوری مغول را تاسیس کرد و خود اولین فرمانروای این امپراطوری شد.
امپراطوری مغول در زمان مرگ چنگیز در سال 1227 میلادی 2 و نیم برابر قلمرو امپراتوری روم بود.
مطالعات علمی نشان میدهد که چنگیزخان میراث جهانی بزرگی بر جای گذاشته است، نتایج تحقیقاتی که در سال 2003 در مجله علمی آمریکایی «هیومن جنتیکس» منتشر شد، نشان میدهد که احتمالا از هر 200 نفر در جهان یک نفر فرزند مستقیم چنگیزخان است.
افسانههای مرگ چنگیزخان
در حالی که نفوذ این فاتح در جهان اکنون به خوبی مشخص شده است اما مرگ او در هالهای از ابهام قرار دارد.
مطالعات تاریخی نشان میدهد که به خانواده چنگیزخان و پیروانش دستور داده شده بود که مرگ او را به عنوان بزرگترین راز، مخفی نگه دارند چرا که امپراطوری مغول در مهمترین مرحله جنگ 20 ساله خود با دودمان «شیاغربی» بود.
بنابراین بعد از گذشت این جریان، افسانهها و قصههایی در مورد مرگ او از سوی دوست و دشمن برای گرامیداشت یا تخریب او گفته شد.
یکی از این داستانها ادعا میکند که چنگیزخان در شمال غربی چین با ضربات چاقو توسط شاهزاده خانم قوم تانگوت (قبیلهای تبتی-برمهای) اخته شده و به خاطر خونریزی زیاد میمیرد.
قصه دیگری میگوید که او در نبرد با چینیها از اسب سقوط میکند و به خاطر جراحات ناشی از این زمین خوردن میمیرد.
برخی دیگر هم اظهار میکنند که چنگیزخان بر اثر زخم تیری آلوده در آخرین جنگ خود با خاندان شیا غربی در گذشته است.
اما مطالعات جدید میگوید که احتمالا همه این روایات قصه است و پس از مرگ چنگیزخان ابداع شدهاست.
«مرگ پادشاهان و امپراتورهای چین بزرگ اغلب با افسانه و اسطوره آمیخته شده است.» این صحبتهای فرانچسکو گلسی، پزشک و دیرین آسیبشناس دانشگاه فلیندرز در شهر آدلاید استرالیاست.
او میگوید: «حتی در زمانی که شواهدی برای مرگهای شایعتر مانند بیماریهای عفونی وجود دارد اما باز هم مرگهای هیجانانگیز و خارقالعاده به شخصیتهای معروف نسبت داده میشود، اما معمولا شواهد کافی برای حمایت از این افسانهها وجود ندارد.»
«ونگ پنگ یو» یکی دیگر از نویسندگان این پژوهش علمی که محقق زیستشناسی انسانی است در مورد مرگ چنگیزخان میگوید: «زمانی که چنگیزخان مرد، هنوز در اوج قدرت خود بود و مورد احترام زیردستانش قرار داشت و خادمانش به خوبی از او مواظبت میکردند بنابراین احتمال مرگ او به دلیل ترور سیاسی یا مسمومیت به عمد بسیار بعید به نظر میرسد.»
رازی که کووید-19
باعث کشف آن شد
این مطالعه جدید در مقدمه خود میگوید که تحقیقات جدید به خاطر همهگیری کووید19 باعث انجام تحقیقاتی در زمینه همهگیریهای تاریخی و باستانی در سراسر جهان شد. در همین حین دانشمندان تصمیم گرفتند که دوباره بر مرگ چنگیزخان تمرکز کنند.
محققان برای بررسی تاریخ همهگیریها در چین به کتابی تاریخی به نام «تاریخ یوآن» برخوردند و بر آن تمرکز کردند. نوشتن این کتاب به سفارش خاندان مینگ در چین انجام شده است.
در بخشی از این کتاب که به دوره زمانی آخرین جنگهای چنگیز خان با خاندان شیا غربی میپردازد، آمده است که او از تب احساس ناخوشی میکرد و سرانجام ظرف هشت روز پس از شروع بیماری، این تب باعث مرگ او شد.
تحقیقات قبلی احتمال داده بودند که این تب احتمالا تب حصبه بوده است اما گلسی و همکارانش میگویند که حصبه علائم دیگری مانند درد شکم و استفراغ هم دارد که در علائم ذکر شده برای بیماری چنگیزخان، از آنها خبری نیست.
نه تنها بر اساس علائم بالینی بیماری چنگیزخان بلکه بر اساس اطلاعات موجود در مورد یک بیماری که دیگر مغولها و دشمنان آنها هم در همان زمان از آن رنج میبردند و اطلاعات جدیدی که اکنون در مورد بیماریهای مسری وجود دارد، دانشمندان تشخیص دادند که احتمالا علائم بیماری موجود با علائم بیماری طاعون خیارکی مطابقت دارد و در زمان مرگ چنگیزخان این بیماری در آن منطقه شیوع داشته است.
نویسندگان این تحقیق جدید میگویند از آنجا که محل دفن چنگیزخان ناشناخته است و آنها به بدن او دسترسی ندارند تحقیقات تشخیصی آنها محدود است و نمیتوانند در مورد علت دقیق مرگ چنگیزخان صد درصد با اطمینان صحبت کنند. اما گلکسی میگوید: «این سناریوی بالینی نسبت به دیگر فرضیهها بسیار واقع بینانهتر و قابل تأمل است.»
طاعون خیارکی چیست؟
طاعون خیارکی یا طاعون سیاه ناشی از عفونت باکتریایی در دستگاه لنفاوی است. این باکتری، ککها و حیواناتی مانند جوندگان، سنجابها و خرگوش صحرایی را مبتلا میکند و میتواند از این حیوانات به انسانهایی منتقل شود که توسط آنها گزیده یا زخمی شدهاند.
جالب است که بعد از شیوع کرونا، امسال بار دیگر افرادی مبتلا به طاعون خیارکی در چین مشاهده شدند البته برخلاف گذشته که این بیماری تلفات بسیاری در پی داشت اکنون پزشکان راه درمان و پیشگیری از این بیماری را میدانند.
اعتقاد ایرانیان در مورد مرگ چنگیز
چنگیز در دوره سلطان محمد خوارزمشاهی یعنی در زمانی که قلمرو او در همسایگی قلمرو خوارزمشاهیان قرار داشت به ایران حمله کرد و خونریزی و کشتار بزرگی را در ایران به ویژه در خراسان و ماورالنهر به وجود آورد. یکی از مهمترین منابع تاریخی ایرانیان در مورد چنگیز کتاب تاریخ جهانگشای جوینی است. بر اساس اسناد به جای مانده از این کتاب گفته میشد که چنگیزخان مغول در سال 621 هجری قمری پس از آنکه از حمله به خراسان برمیگشت، در زمانی که برای سرکوب ولایتی به شمال تبت میرفت، مرضی که به آن مبتلا شده بود شدت گرفت و در سال 624 مرد.
یافتههای جدید در مورد چنگیزخان مغول نه تنها حامل اطلاعات تاریخی جدید است بلکه نویسندگان این تحقیق و کسانی که بر روی همهگیریهای تاریخی بعد از شیوع کووید-19 تحقیق کردهاند را وادار کرده تا بگویند نتایج جدید نشان میدهد که همهگیریها چطور میتواند بر تغییر مسیر تاریخ و سرنوشت حکومتها اثر بگذارد.
بند کمالخان بالاخره آبگیری شد. سدی که سالها محل چالش ایران و افغانستان بود، تابستان امسال به طور آزمایشی و روز پانزدهم بهمنماه به طور رسمی مورد بهرهبرداری قرار گرفت. به رغم اینکه مقامات افغانستان تاکید دارند: «بند کمالخان برای ایران هیچ مشکلی بهوجود نمیآورد» نگرانیهایی درباره وضعیت روابط بین دو کشور و همچنین شرایط تالاب هامون بعد از بهرهبرداری از این سد مطرح است. مجید شفیعپور، رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران به «پیام ما» میگوید امتناع افغانستان از پیوستن به کنوانسیون رامسر، موضوع حقآبه هیرمند و در نتیجه وضعیت هامون را تا حدودی پیچیدهتر کرده است.
هیرمند شاهراه آبی افغانستان است. رودخانهای که حدود 40 درصد از آبهای سطحی افغانستان را تشکیل میدهد، از استان نیمروز سرچشمه گرفته و بعد وارد ایران و تالاب هامون میشود. چند دهه است که موضوع حقابه هیرمند محل چالش بین ایران و افغانستان بوده، سالها افغانستان فقط در مواقعی که توان مهار سیلابها را نداشت، جریان آب هیرمند را به سمت ایران روانه میکرد و در زمانی که کشاورزان نیازمند این جریان آب بودند، آنرا محدود میکرد. در طول دهههای گذشته قراردادهایی بین ایران و افغانستان در رابطه با حقابه هیرمند منعقد شد، آخرین آن، قراردادی است که در سال 1351 در کابل بین مقامات ایرانی و افغانستانی امضا و مقرر شد در هر ثانیه 22 مترمکعب آب (معادل 826 میلیون مترمکعب در سال) سهم ایران از رودخانه هیرمند باشد. با وجود این سهم ایران از هیرمند ایران به طور دقیق و کامل محقق نشد و در سالهای مختلف بسته به میزان بارندگی، کمتر یا بیشتر از مقدار تعیین شده در قرارداد مذکور، به ایران تعلق گرفت. در سالهای اخیر مذاکراتی هم میان ایران و افغانستان بر سر چگونگی اجرای معاهده و استفاده ایران از آب هیرمند در جریان بوده و هنوز هم ادامه دارد. اما در یک سال اخیر با خبری شدن ساخت سد کمالخان در افغانستان، نگرانیها در ایران بیشتر هم شده است. پیش از این در سالهایی که بارندگی در بالادست خوب بود آب حاصل از سیلاب یا به قول محلیها دشتمال به بخش ایرانی تالاب هامون روانه میشد اما اکنون با خبری شدن آبگیری سد کمال خان بیم آن میرود که تالاب هامون از سیلابها هم سهمی نبرد. همزمان با شروع بهرهبرداری از سد کمالخان مقامات افغانستان وعده میدهند که حقابه ایران طبق قرارداد 1351 به قوت خود باقی خواهد بود. هفته گذشته نشست هیئتهای فنی دو کشور ایران و افغانستان برای دریافت حقابه ایران از رود هیرمند در سیستان و بلوچستان برگزار شد و دو طرف موافقت کردند در مدت یک ماه آینده در یک فعالیت مشترک به میزبانی شهرستان زابل نسبت به تهیه نقشههای موردنظر اقدام کنند. در جریان این نشست بود که نعیمالله سالارزی رئیس هیئت ۲۲ نفره افغانستانی گفت: «ما یک معاهده تاریخی داریم که در سال ۱۳۵۱ صورت گرفته و مطابق معاهده آب هلمند حقابه کشور ایران ثابت شد و امیدوار هستیم از فردا کار فیزیکی حقابه ایران آغاز و پس از کار یک ماهه حقابه ایران ثابت شود و دولت افغانستان وادار به این است که مطابق معاهده عمل کند».
طبق پیشبینیها، بند کمالخان باید به 175 هزار هکتار از زمینهای کشاورزی نیمروز آبرسانی و 8 مگاوات برق تولید کند. این در حالی است که هر بار موضوع تحقق حقابه هیرمند از سوی ایران مطرح میشد، افغانستان اعلام میکرد امکان تخصیص این حقابه را با توجه به کاهش بارندگیها، ندارد. اما بررسیهای علمی چیز دیگری را نشان میدهند. مجید شفیعپور، رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران در گفتو گو با «پیام ما» در رابطه با اظهارات طرف افغانستانی در رابطه با ناتوانی در تخصیص حقابه و در عین حال ساخت سد روی رودخانه هیرمند، میگوید: «به نظر میرسد مطالبهگری ایران برای تعیین حقابه تالابهای هامون مبدل به اهرمی شده برای مذاکرات بیشتر برای طرف افغانستانی که بتواند از این مسیر ببیند که تلاشها و اولویتهای دیگرشان را به چه ترتیب میتوانند دنبال کنند. اگر نه پر واضح است اگر آبی وجود نداشت، احداث بند کمالخان توجیهی نداشت. وقتی میتوان توجیهی برای این سرمایهگذاری داشت که آب وجود داشته باشد تا در مخزن این سد ذخیره شود. وقتی تلاش می شود اینگونه سدها آبگیری و احداث شود تا بتواند به کارکردهای مدنظر بپردازد یعنی آب وجود دارد. در نتیجه وجود آب محرز است، در غیر اینصورت سرمایهگذاریهای عظیم صورت نمیگرفت»
شفیعپور در مورد ساخت و بهرهبرداری از بند کمالخان معتقد است: «موضوع بند کمالخان عملا تلاشی است که شاید قریب به یک دهه اذهان را متوجه خود کرده است. نگاه طرف افغانی این است که بتواند از این طریق اراضی کشاورزی را در خاک خود توسعه دهد. اما چیزی که برای ایران مهم است احداث سد نیست، امر مهم آورد حقابه تالابهای هامون و جریان آبی است که طبق توافقات قبلی وارد ایران میشود و صراحتا اعلام شده که برای مصارف کشاورزی مورد استفاده باشد. در آخرین قراردادی که بین ایران و افغانستان منعقد شده است اشارهای به تالاب هامون نشده است. اما با توجه به اینکه نزدیک به یک سوم از گستره مجموعه تالابهای بینالمللی هامون در خاک افغانستان و دو سوم آن در خاک ایران است، همواره اشاره شده که بقا این زیستگاه که علاوه بر اهمیت اکوسیستمی به عنوان محلی برای تامین معیشت تعداد بیشماری از ساکنان این منطقه در دو سوی مرز است، حصول اطمینان از اینکه حقابه این تالابها تخصیص پیدا کند، اصول مهمی است که باید به آن توجه شود»
ساخت سد کمالخان اما ابعاد دیگری هم دارد، بهرهبرداری از این سد را میتوان از منظر تغییر اقلیم که امروز در دنیا مطرح است نیز بررسی کرد. استاد دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران میگوید: «گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد و بررسیهایی که حدود 5 سال پیش به اتمام رسید نشان داد که خوشبختانه گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی بر این منبع آب (هیرمند) که سرچشمه آن در افغانستان است، تاثیر سو بر جا نگذاشته است. آنچه بر جریان آب رود هیرمند و ورودش به خاک ایران اثرگذار بوده، نخست توسعه اراضی زیر کشت در خاک افغانستان و دوم انحراف جریان آب از رودخانه هیرمند به مجموعه اراضی موسوم به «گود زره» در خاک افغانستان است. گود زره استعداد رویش هیچ نوع رستنی ندارد، هیچ گیاهی در این منطقه رشد نمی کند. آب به این منطقه هدایت و جمع آوری میشود و نوعی دریاچه طبیعی ایجاد میکند که به شیلات اختصاص پیدا میکند.»
نکته مهمی که شفیعپور در خصوص حق ایران از جریان رود هیرمند به آن اشاره میکند، بینالمللی بودن تالاب هامون است: «مادامی که یک اکوسیستم را بین المللی میدانیم، به این معناست که یک پدیده متعلق به جامعه بینالملل است و هیچ یک از کشورها به تنهایی نمیتوانند روی آن مسئولیت و حق مالکیت داشته باشند و برای آن تصمیمگیری کنند. هامون یک تالاب بینالمللی است، که توسط کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است. اما تا جایی که اطلاع دارم افغانستان کماکان از پیوستن به این کنوانسیون و تبعیت از دستورالعملها و ضرورتهای حفاظت از تالابها چه درون خاک خود و چه تالابهای بین مرزی -مثل هامون- تا به حال طفره رفته و به این کنوانسیون نپیوسته است. این اقدام تا حدودی دست سازمانهای بینالمللی را برای متقاعد کردن افغانستان برای هدایت و جاریسازی آب و تعیین و تخصیص حقابه تالابهای بینالمللی هامون کوتاه کرده است. البته اطلاع دارم که بعضی کشورها در اتحادیه اروپا به صراحت اعلام آمادگی کردهاند که از کمکهای توسعهای خود که بر اساس بودجههای ادواری تخصیص دادهاند برای توسعه در افغانستان به این مهم بگمارند. یعنی اقدامی برای تلاش در جهت حفظ و احیا و بقای مجموعه تالابهای هامون، اما به نظر میآید با اولویتهای دیگر افغانستان، هنوز به این تلاش پرداخته نشده است» اما این ماجرا سوی دیگری هم دارد، هامون یک تالاب بینالمللی است و منافع بینالمللی در شفیعپور در این رابطه میگوید: «در سهمی که در آخرین قرارداد در سال 1351 برای ایران در نظر گرفته شده است، به صراحت ذکر شده که این آب برای مصارف کشاورزی خواهد بود. در داخل ایران این سهم را ذخیره یا به چاه نیمهها هدایت میکنند و متناسب با ایام موردنیاز آب برای کشاورزی و گاهی هم برای حفظ اکوسیستم هامون از حقابه کشاورزی ذخیره شده در چاه نیمهها بخشی را هم به تالابهای هامون هدایت کردهاند. اما تمامی این تلاشها مقطعی و گذرا بوده و نیاز به یک مطالبه بینالمللی است که چه از رود هیرمند و چه از سرچشمههای بالادست سایر رودهای مسیر که در خاک افغانستان جریان دارند، حق آبههایی خاص مجموعه تالابهای بینالمللی هامون تعیین شود.»
هامون، مهمترین پهنه آبی داخلی ایران، در ناحیه بیابانی سیستان است. آنان که دشت وسیع سیستان را میشناسند میدانند که در این دشت، حیات وابسته به هامون است و اهمیت آن را میشود در تمام بخشهای زندگی مردم مشاهده کرد. همین است که هر تغییری که اثری به وضعیت هامون داشته باشد، برای سیستان و برای ایران مهم است. چرا که هامون برای ایران تنها یک تالاب نیست، نشانی از حیات -به ویژه در جنوب شرق ایران- است. حالا که سدی بر پر آبترین رود منطقه ساخته شده است، شاید بتوان قاطعانه گفت که نگرانیها برای هامون و اهالی سیستان و بلوچستان کاملا به جا است هر چند مقامات در سخنرانیها و اظهارات خود تلاش کنند خیال همسایه را از وارد آمدن هرگونه آسیب و خسارت آسوده کنند.
بنیانگذار مرکز باستانشناسی ایران درگذشت
فیروز باقرزاده، چهره پیشکسوت باستانشناسی و میراثفرهنگی در ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت. کوروش محمدخانی، باستانشناس، با اعلام این خبر به ایسنا گفت که او به دلیل کهولت سن در روز پنجشنبه، ۱۶ بهمنماه از دنیا رفت.
محمدخانی با بیان اینکه مرحوم فیروز باقرزاده در طول چند سال گذشته به دلیل کهولت سن عملهای جراحی روی چشم و زبان خود انجام داده بود، گفت: «به دلیل اینکه او در طول چند دهه گذشته در پاریس زندگی میکرد و خانوادهاش نیز در این شهر هستند، احتمالا پیکرش در همانجا به خاک سپرده میشود.»
فیروز باقرزاده نهم خرداد ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد و سال ۱۳۴۴ در رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد. او در سال ۱۳۳۵ در ادارهکل هنرهای زیبای کشور استخدام شد و در سال ۱۳۳۷ به آمریکا رفت تا در دانشگاه ایلینوی در رشته تاریخ هنر جهان تحصیل کند.
باقرزاده مدرک کارشناسی ارشد خود را در این رشته دریافت کرد و در ادامه در پاریس در رشته باستانشناسی و تاریخ هنر ایران در مقطع دکتری تحصیل کرد.
پایهگذاری مرکز باستانشناسی در ساختاری مشخص در آذر ۱۳۵۱ از کارهای مهم فیروز باقرزاده است و میتوان گفت سازمان میراثفرهنگی در سالهای پس از انقلاب بر اساس همان طرح ادامه پیدا کرد.
جلوگیری از خروج آثار باستانی از ایران، شکلدهی مناسب بررسیها و کاوشهای باستانشناسی، جوانگرایی، برگزاری همایشهای سالانه باستانشناسی ایران و توسعه موزه ایران باستان از اقدامات مهم و ماندگار اوست.
این باستانشناس همچنین به همراه مرحوم شهریار عدل پرونده ثبت جهانی تختجمشید و چغازنبیل و میدان نقش جهان را تهیه کردند و برای جهانی شدن به یونسکو فرستادند.
فیروز باقرزاده در جایگاه نخستین رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو، طرح تشکیل مرکز باستانشناسی ایران با هدف قانونمند کردن، ضابطهمند کردن و ساماندهی کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی ایران را عملی کرد؛ دوران کاری او در این حوزه دوران طلایی باستانشناسی ایران نامیده میشود.
روز گذشته محمدحسن طالبیان، با تسلیت درگذشت فیروز باقرزاده به جامعه میراثفرهنگی کشور، باستانشناسان، موزهداران و شاگردان گفت: «او پایهگذار و نخستین رئیس مرکز باستانشناسی ایران و از پایهگذاران ثبت آثار تاریخی کشورمان در فهرست میراث جهانی و آغازگر حضور ایران در کنوانسیون میراث جهانی است. اقدامات آن مرحوم در حفظ، صیانت و معرفی میراث بشری ماندگار است.»
کارگاههای پروژه تعریض جاده سیسخت را بار دیگر تجهیز کردهاند؛ دو کارگاه در کمین بلوطهای منطقه حفاظتشده دنا که یکی آماده شده و یکی در حال تجهیز است. پروژه همانی است سال پیش به دنبال اجرای آن، 1050 بلوط سرزنده قطع شد و طول کشید تا محیط زیستیهای کهگیلویهوبویراحمد حریف اداره راه و شهرسازی شدند. حالا ماشینهای سنگین به جاده پیچدرپیچ سیسخت-یاسوج زدهاند تا چند تونل در این جاده حفر کنند. نامه اداره محیط زیست استان برای لغو مجوز این جادهسازی میدهد ادامه پروژه 3367 درخت دیگر را هم از ریشه خواهد زد اما راهوشهرسازی یک سال بعد از قتل عام بلوطها، بیتوجه به اخطارها به صحنه جرم برگشته است.
همه دلایل مخالفت محیط زیست
محور یاسوج-سیسخت جادهای کوهستانی و گردشگری است که بخش عمده آن از داخل جنگلهای بلوط منطقه حفاظت شده دنا عبور میکند و بخش دیگر زیر نظر منابع طبیعی یاسوج است. مدیر کل حفاظت محیط زیست استان کهگیلویهو بویراحمد 23 مرداد امسال در نامهای خطاب به مدیر کل راه و شهرسازی استان با تعریض این جاده مخالفت کرده بود. در این نامه آمده است که پیرو نامه 14 مهر 98، درباره عملیات پروژه تعریض محور یاسوج-سیسخت، با ادامه اجرای عملیات تعریض از گردنه پلنگی به سمت سیسخت مخالفت میشود. بر اساس این نامه مجوز اولیه این طرح (به تاریخ 22 آبان 96) صرفا مربوط به عرض پاکتراشی شده در محدوده روستای «ده برآفتاب» (جدول آب کشاورزی روستا تا گردنه پلنگی) بوده و برای ادامه مسیر معتبر نیست و هیچ مجوزی در این خصوص صادر نشده است. همچنین در حالی که در گزارش ارزیابی پروژه قطع 500 اصله درخت در این مسیر پیشبینی شده بود، در محدوده فوقالذکر، تعداد 1050 اصله درخت قطع و پاکتراشی شده است. این نامه احتمال وقوع یک بحران را عیان میکند: علاوه بر 1050 اصله درخت قطعشده، در ادامه اجرای پروژه و احداث تونلهای پیشنهادی از طرف مجری، 3367 اصله درخت دیگر نیز قطع شده و از بین میرود. بعد از همه مخالفتها با طرحی که از ابتدا با مجوز سازمان جنگلها کلید خورد و به قطع درختان منجر شد، 13 آبان پارسال اداره محیط زیست در نامهای به راه و شهرسازی پیشنهاد کرد نقشه را اصلاح کند و مسیر را تغییر دهد اما مجری پروژه هنوز برنامهای اصلاحی ارائه نکرده و به محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد تحویل نداده است. بنا به همه این دلیل بود که اسدالله هاشمی در نامهاش عنوان کرد که «مجوز مورخ 19 فروردین 97 از درجه اعتبار ساقط شد». با همه اینها چرا ماشینهای سنگین باز هم به میدان آمدند؟
محیط زیست: نگران نباشید
اطلاعات و تصاویر دریافتی «پیامما» نشان میدهد، تجهیز کارگاه و حمل ماشینآلات سنگین برای ساخت تونل یا تعریض جاده یاسوج-سیسخت در 18 کیلومتر باقیمانده، در سه روز گذشته اتفاق افتاده است. پیمانکار تونل یک، جهاد نصر کرمانشاه است و پیمانکار تونل شماره دو، وزارت دفاع؛ اولی در حال تجهیز و دومی تجهیز شده. فعالان محیط زیست نگران قطع دوباره درختها هستند. اما اسدالله هاشمی، مدیرکل محیط زیست کهگیلویهو بویراحمد به «پیامما» میگوید نباید نگران بود: «فعلا شروع به کار نکردهاند. حساسیت مردم و اعتراضشان در فضای مجازی باعث شده دست از پا خطا نکنند. آنها در جریان این مخالفتها هستند. مقامات قضایی و فرمانداران اجازه شروع به کار دوباره را نخواهند داد. این فقط تجدید کارگاه بوده و مخالفت ما هم همان مرداد ماه به آنها ابلاغ شده و راهوشهرسازی هم گفته که از قانون تبعیت میکند.» با این همه آنها که به قانون آگاهاند، چطور بار دیگر برای تعریض جاده یا ساخت تونل به منطقه آمدند؟ برنامه راهوشهرسازی چیست؟ هاشمی در جواب میگوید: «من هم اطلاع ندارم که حالا کارگاه را جمع کردهاند یا نه اما نیروهای محیط زیست در صحنه هستند که تخریبی صورت نگیرند. اگر این اتفاق بیفتد و جاده را تعریض کنند، حجم تخریب بسیار بالا خواهد بود. مجوزی وجود داشت که حالا لغو شده و باید فکر دیگری بکنند.»
فعالان محیط زیست: نمیتوان بیتفاوت بود
با وجود اطمینان مدیر کل محیط زیست اما فعالان محیط زیست نگراناند. آنها به یاد دارند که قطع درختان، با وجود مخالفت کمیته فنی و مدیر وقت منابعطبیعی بویراحمد و مجوز سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور انجام شد. پیشتر، آبانماه 1396 بود که سازمان حفاظت محیط زیست برای تعریض و ایمنسازی بخشی از جاده سیسخت- یاسوج (از روستای دهبرآفتاب تا گردنه پلنگی) مجوزی صادر کرد و بسیاری به گزارش ارزیابی این پروژه اطمینان کرده بودند که بر اساس آن حداکثر پانصد اصله درخت بلوط قطع میشد. در نهایت پروژه چهار بانده کردن این جاده در مسیر کوهستانی با کندی پیش میرفت و با نزدیک شدن به انتخابات، از شهریور 98 دوباره آغاز شد و در جریان عملیات پاکتراشی در حدود ۱۷ کیلومتر از این محور که در حوزه شهرستان بویراحمد قرار گرفته، بر اساس آمار رسمی ۱۰۵۰ درخت تنومند و کهنسال بلوط قطع شد. آمارهای غیررسمی اما بیانگر قطع ۳ الی ۴ هزار درخت بلوط در این عملیات عمرانی است. بعد از این اتفاق و اعتراضات بود که فاز اول جادهسازی، متوقف شد.
یاسر فاطمی، فعال محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد به «پیامما» میگوید: «کسی به طور قطعی نمیداند قصد راهوشهرسازی از تجهیز کارگاهها چیست. روایتهای مختلف از تعریض جاده و ساخت تونل میگوید. بعضی نگراناند که شاید مثل دفعه پیش با وجود مخالفت استان، از تهران مجوز گرفته باشند. همه اینها نقل قول است اما نمیتوان نگران نبود. ماشینهای سنگین همین حالا در منطقه هستند.»
یکی دیگر از فعالان محیط زیست این منطقه هم به «پیام ما» توضیح میدهد: «بخشی از این جاده در سیسخت زیر نظر محیط زیست و بخش دیگر در سمت یاسوج، زیر نظر منابع طبیعی است. همین تصمیمگیری درباره این جاده را مشکل کرده. گویا راه و شهرسازی مدعی شده که برای کاهش آسیب، میخواهد به جای تعریض جاده، تونلهایی ساخته و به هم وصل کنند.»
او ادامه میدهد: «این مسیر توریستی، کوهستانی است. بعضی نقاطش پیچهای تند دارد و نیازمند ایمنسازی است. پروژه قبلی چهاربانده کردن همین جاده بود اما حالا گفتهاند که میخواهند تونل تعیین کنند تا آسیب کمتری داشته باشد. بعضی از اهالی و نماینده و استاندار هم دنبال راهافتادن این جادهاند و میگویند اولویت است اما آنچه اتفاق میافتد شفاف نیست. آیا این طرح اصلاحیه طرح قبلی است؟ نمیدانیم. طرح جدید را هنوز ارائه ندادهاند اما کارگاه را تجهیز کردهاند. اینها با هم جور در نمیآید. قبلا 17 کیلومتر را «پاکتراشی» کردند و حالا ادواتشان را آوردهاند برای 18 کیلومتر باقیمانده. میخواهند باقی جنگل را بتراشند.» بررسیهای کارشناسان محیط زیست و منابعطبیعی هم همین را نشان میدهد؛ ادامه عملیات عمرانی در ۱۸ کیلومتر باقیمانده که بخشی از آن بهشکل تونل احداث میشود، دست کم ۳۳۶۷ درخت بلوط دیگر را از بین خواهد برد و حالا کارفرما و پیمانکار پروژه تعریض سیسخت بدون توجه به اخطار محیط زیست در حال تجهیز کارگاه برای ادامه عملیات و نابودی هزاران بلوط دیگرند.
مسئله پسماندها در گیلان باید حل شود
رئیس قوه قضائیه با تاکید بر اینکه باید جلو قاچاق چوب و تجاوز به حریم جنگل در گیلان گرفته شود گفت: «روح قانون جلوگیری از تجاوز به ذخایر ملی است و بن بستی برای رسیدگی به دادرسی های عادلانه نداریم.»به گزارش ایسنا، ابراهیم رییسی دیروز در جلسه احیای حقوق عامه در حوزه انفال، منابع طبیعی و محیط زیست که در دادگستری گیلان برگزار شد، گفت: «حفظ ذخایر ارزشمند آب، خاک، زمین و هر آنچه که به عنوان ثروت ملی است از رسالتهای مهم، شرعی، قانونی، الهی و ملی است.»او تجاوز به جنگل را از موضوعاتی دانست که باید با جدیت در جلوگیری از آن اقدامات لازم صورت گیرد ادامه داد: «اگر نیرو و امکانات کافی نبود، می توان از ظرفیت سازمان های مردم نهاد که آمادگی نقشآفرینی دارند و همچنین نیروهای بسیجی استمداد طلبید.»
رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه تالاب انزلی برای امروز نیست بلکه سالهای سال باید باقی بماند گفت: «نباید گذاشت تا منابع طبیعی مورد تعرض افراد قرار گیرد. از هیچ کس پذیرفته نیست که در دوره مدیریتی خود کوتاهی کند، زیرا آیندگان عملکردها را قضاوت میکنند.»او با تاکید بر اینکه حق آزمون و خطا نداریم و باید کار متقن انجام دهیم یادآور شد: «موضوع پسماندها در گیلان باید حل شود زیرا علاوه بر ایجاد مشکلات محیط زیستی، امراض بسیاری نیز برای مردم ایجاد میشود.»
رییس دستگاه قضا با تاکید بر اینکه راهکارهای حل مشکلات محیط زیستی باید احصا شود گفت: «باید راهکارهای تجربه شده را به اینجا آورد و از آنها استفاده کرد.»
رئیسی با تاکید بر اینکه باید جلو قاچاق چوب و تجاوز به حریم جنگل در گیلان گرفته شود ادامه داد: «روح قانون جلوگیری از تجاوز به ذخایر ملی است و بنبستی برای رسیدگی به دادرسیهای عادلانه نداریم.»
او با تاکید بر حفظ کاداستر در استانهای شمالی که از ضرورتهاست ادامه داد: «هرگونه تصرف در حریم رودخانه غیرقانونی است و برخوردها باید بدون گذشت زمان انجام شود.»
رئیسی با بیان اینکه کمیته مربوط به تالاب زیر نظر معاون اول رئیسجمهور شکل گرفته است افزود: «کمیتهها نیز باید فعال شود.»او با بیان اینکه سندهای غیرقانونی باید ابطال شود گفت: «باید شجاعانه در برابر تخلفات ایستادگی کرد زیرا کار ویژه نگاه ویژه میطلبد.»
حقابه هامون به مثابه اهرم فشار افغانستان
مقامات سازمان ملی تنظیم امور آب افغانستان چهارشنبه هفته گذشته از آبگیری سد کمالخان در ولایت نیمروز این کشور خبر دادند. هدف از آبگیری این سد که با هزینهای بالغ بر 200 میلیون دلار ساخته شده، قرار است که آب سرریز رودخانه هیرمند را مهار کرده و مدیریت کند. به این ترتیب بیم آن میرود که سهم حقآبه ایران از رودخانه هیرمند که پیشتر نیز به میزان غیرقابل قبولی پرداخت میشد، با ساخت این سد به حداقل برسد.
اختلافات افغانستان و ایران بر سر منابع آبی مشترک ریشه در 150 سال پیش دارد؛ زمانی افسر انگلیسی مرز میان ایران و افغانستان را در امتداد شاخه اصلی رودخانه هیرمند کشید و اختلافی دهها ساله را میان دو کشور کلید زد. در سال 1317 رضا شاه پهلوی و دولت محمد زائر شاه در افغانستان معاهدهای تقسیم آب رودخانه هیرمند را امضا کردند اما این افغانستانیها بودند که نتوانستند آن را در داخل به تصویب نهایی برسانند.
در سال 1326 تلاش دیگری برای حل اختلافات آبی میان دو کشور، این بار در واشنگتن، صورت گرفت. آمریکا به عنوان میانجی دو کشور پیشنهاد کرد یک کمیته سه نفره از طرف ایران و افغانستان ایجاد شود تا آنها موضوع را بررسی کرده و پیشنهادات خود را ارائه دهند. در نهم اسفند سال 1329، کمیته دلتای رودخانه هیرمند گزارش خود را ارائه کرده و اعلام کرد سهم ایران از آب رودخانه هیرمند برابر با 22 متر مکعب در ثانیه است. اما ایران این گزارش را رد کرده و سهم بیشتری درخواست کرد. در نتیجه روند طولانی مذاکرات آغاز شد. اسدالله علم، وزیر دربار محمد رضا شاه پهلوی در خاطرات خود در سال 1347 نوشته افغانستان پیشنهاد کرده به این حقآبه بیشتری از هیرمند بدهد اگر ایران بپذیرد که دسترسی افغانها به بنادر چابهار و بندرعباس را تسهیل کرد و در زمینه توسعه اقتصادی به افغانستان کمک کند.
چهار سال بعد یعنی در سال 1351، امیرعباس هویدا، نخست وزیر وقت ایران و محمد موسی شفیق همتای افغانش توافقنامهای را امضا کردند که طبق آن توافق شده بود آب هیرمند به میزان 22 متر مکعب در هر ثانیه به ایران سرازیر شود. و قرار شد علاوه بر این مقدار، 4 متر مکعب نیز در سالهای آبی نرمال به ایران داده شود اما ایران پذیرفت پول این میزان آب را بپردازد. در مقابل ایران نیز پذیرفت دسترسی افغانستان به بندر عباس و بندر چابهار را بدون هیچ پیششرطی تسهیل کند. اما این توافق نیز در هر دو کشور نه تصویب نهایی شد و نه اجرایی. ابتدا در سال 1351 در افغانستان کودتا شد و در سال 1358 نیز ایران شاهد انقلاب اسلامی و سقوط محمدرضا شاه پهلوی بود. در سالهای بعد نیز اشغال افغانستان توسط نیروهای روس پیش آمد و در نهایت در سال 1995 نیز طالبان در افغانستان به قدرت رسید و سرنوشت افغانستان با ناآرامی و آشوب گره خورد.
واقعیت این است که ایران و افغانستان یک بار برای همیشه باید این جنس از اختلافات خود را حل و فصل کنند. دو کشور به لحاظ مرزی اختلافی با یکدیگر ندارند اما به نظر میرسد که اختلافات طرفین در خصوص سهم هر یک از آب رودخانه هیرمند در حال تبدیل شدن به معضلی جدی در روابط دو کشور است. هر دو کشور از خشکسالی، اثرات و آسیبهای تغییرات آب و هوایی و نبود نظام مدیریت منابع آب رنج میبرند. هر دو کشور نخستین گام در مدیریت منابع آب را سد سازی میدانند. هر دو کشور به حفر چاههای عمیق بدون داشتن پشتوانه پژوهشی روی آوردهاند. هر دو کشور به سمت انتقال منابع آب رفتهاند، هر دو کشور هیچ اقدامی در خصوص اصلاح روشهای کشاورزی صورت نمیدهند. در چنین شرایطی است که طرفین همه توان خود را به بهرهکشی از آب هیرمند معطوف کردهاند. بدیهی است که هر کشور باید سهم عادلانه و منصفانه خود را از آب رودخانه هیرمند داشته باشد.
به نظر میرسد تنها راهی که پیش پای دو کشور قرار دارد حرکت به سوی مدیریت هوشمندانه منابع آب و استفاده از کمکهای بینالمللی برای حل و فصل اختلافات است. در غیر اینصورت به نظر میرسد، تنش در روابط دو کشور بر سر منابع آبی افزایش مییابد. در نخستین گام طرفین باید بر روی توافقی که میان خود امضا کردهاند به نتیجه رسیده و آن را شفافسازی کرده و تثبیت کنند. این گامی حیاتی برای آغاز روند حل اختلافات است. در ادامه طرفین باید در مدیریت منابع آبی خود نظاممند عمل کنند. عدم مدیریت در منابع آبی در داخل است که موجب میشود یکی از طرفین از دادن حقابه به طرف مقابل امتناع کند چرا که تمایل دارد هدر رفت منابع آبی خود به دلیل عدم مدیریت صحیح را از حقآبه دیگری جبران کند. طرفین باید به این نتیجه برسند که راهحل پایدار برای این اختلاف، آن راهحلی است که منافع هر دو طرف به میزانی متعارف و منصفانه تامین کند. بدون در نظر داشتن چنین رویکردی، دستیابی به توافق بعید به نظر میرسد. به نظر میرسد در حال حاضر موضوع حقآبه دو کشور از هیرمند، یکی از مهمترین موضوعات مورد اختلاف میان ایران و افغانستان است. هر چند دو کشور در خصوص آب هریرود هم اختلافاتی با هم دارند. چنانچه این موضوع در بستری کارشناسی و دیپلماتیک حل نشود و آنگونه که افغانستان عمل میکند، به موضوعی برای رجزخوانی، شعارهای سیاسی، تازهکردن زخمهای حاصل از سوءتفاهمهای تاریخی بدل شود، هر دو طرف متضرر خواهند شد اما در این میان کشوری بیشتر آسیب میبیند که از قدرت ژئوپلیتیکی کمتری برخوردار است. از این منظر و در همین راستا اظهاراتی نظیر سخنان آقای اشرف غنی احمدزی در سال 1394 که در سفارت افغانستان ایراد شد، چنانچه مبنای سیاستهای افغانستان باشد، تنشهای آینده میان دو کشور بعید نخواهد بود. غنی در آن زمان گفته بود: «کابل در مواجهه با کشورهای همسایه در موضع ضعف نیست. کشورهای همسایه هم به افغانستان احتیاج دارند. ما برای حل مشکل مهاجران به تهران التماس نکردهایم. نیازی به التماس نیست». در ادامه غنی نه به موضوع هیرمند بلکه در سخنانی عجیب به موضوع رودخانه هریرود اشاره کرده و گفت:«اگر دولت ایران برای حل معضل مهاجران اقدام نکند، کابل هم نیازی نمیبیند به خواستههای ایران در رابطه با حقآبه ایران ترتیب اثر دهد. کابل در مواجهه با کشورهای همسایه در موضع ضعف نیست و کشورهای همسایه هم به افغانستان احتیاج دارند. اگر ایران به اخراج مهاجران افغان ادامه بدهد، افغانستان تمام روابط بازرگانی خود با این کشور را قطع خواهد کرد». این سخنان نشان میدهد که آقای اشرف غنی ابایی ندارد از اینکه نه تنها در موضوع رودخانه هیرمند، بلکه در خصوص رودخانه هریرود نیز جبههای دیگر را در مقابل ایران باز کند. در واقع افغانستان موضوع آب را اهرم فشاری در روابطش با ایران میبیند و نمیتوان از این اقدام چالش برانگیز چشمپوشی کرد.
