بایگانی مطالب نشریه
طرح هفتساله نجات خلیج گرگان تصویب شد
معاون اول رئیسجمهوری از تصویب طرح هفتساله نجات خلیج گرگان با پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست خبر داد و گفت: «برای اجرای این طرح با موانعی روبهرو هستیم که تلاش میکنیم آن را برطرف کنیم.» اسحاق جهانگیری با اعلام این خبر در سفر به گلستان گفت: «دولت راهاندازی منطقه آزاد اینچهبرون را تصویب کرده اما اجرای آن به دلیل اختلاف مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شد.» او بیان کرد: «گلستان علاوه بر شرایط اقلیمی مناسب و برخورداری از دریا و جنگل و جاذبههای متعدد تاریخی و طبیعی، نیروهای تحصیل کرده و متخصصی دارد که استفاده صحیح از این مواهب و ظرفیتها میتواند چرخ توسعه این استان را سریعتر به حرکت درآورد.» جهانگیری به اجرای طرح زهکشی اراضی در گلستان اشاره کرد و ادامه داد: «دولت متعهد به زهکشی ۲۸۰ هزار هکتار از اراضی این استان است و تاکنون ۸۰ هزار هکتار انجام شده و ۹۰ هزار هکتار در دست اجراست.»
افزایش تقاضای آب و تشدید چالشهای امنیت غذایی
در یک دهه آینده، مهمترین تاثیرات فیزیکی تغییرات آبوهوایی عبارتند از نوسانات شدید بلایای طبیعی ناشی از تغییرات آبوهوایی، بحران گسترده کمبود منابع آبی، تغییر در منابع غذایی دریایی و تلاش کشورها برای دسترسی به قطب. اما فوریترین تاثیرات تغییرات آب و هوایی در حوزه سیاسی و اجتماعی احساس میشود. تغییر در روند تولید انرژی و تحول الگوهای حملونقل موجب بروز تغییراتی در منابع انرژی، صنعت خودرو و زیرساختها میشود. اتحادیه اروپا که شدیدترین اقدامات را در مبارزه با تغییرات آب و هوایی در پیش گرفته نخستین اثرات آن را تحمل میکند.
افزایش نوسانات آبوهوا، تغییر الگوهای موسمی و گسترش شهرنشینی که با افزایش مصرف پروتئین حیوانی و منابع آبی همراه خواهد بود میتواند چالشهای گستردهای را در بخش کشاورزی ایجاد کند و این چالشها به بحرانهای کوتاه مدت منجر میشوند. کشورهای در حال توسعه در خصوص مصرف پروتئین حیوانی بسیار از کشورهای توسعه یافته عقبتر هستند اما افزایش روند شهرنشینی در این کشورها موجب میشود مصرف گوشت در کشورهای در حال توسعه نیز افزایش یابد و به این ترتیب آب و زمین بیشتری برای تولید غذا مصرف میشود.
بحران منابع آب موجب محدود شدن طرحهای ابتکاری شهری شده و شهرها را وادار میکند به سمت تکنولوژی شیرین کردن آب بروند. در نقاطی نظیر هند و آسیای مرکزی انتظار میرود بحران آب تاثیرات گسترده اجتماعی و سیاسی در یک دهه آینده بر جای بگذارند. تغییر دمای آب اقیانوسها هم اکنون نیز موجب تغییر مکان و کوچ منابع غذایی دریایی شده است. این منابع غذایی برای کشورهایی که در منطقه آسیا پاسیفیک واقع شدهاند بسیار حیاتی است. با مهاجرت گونههای غذایی آبزی انتظار میرود مرزهای دریایی میان کشورها دستخوش تغییر و تجاوز شود و به این ترتیب انتظار میرود در یک دهه آینده شاهد رویارویی کشورها در دریاها و اقیانوس بر سر دسترسی به مواد غذایی دریایی باشیم. انتظار میرود این رویاروییها نه تنها در آسیا پاسیفیک مشاهده شود بلکه حتی به مناطق قطبی نیز کشیده شود. تغییرات آب و هوایی موجب شده شاهد تغییراتی جدی در قطب باشیم و آب شدن بیسابقه یخهای قطبی جغرافیای قطب را تغییر دهد. به نظر میرسد در یک دهه آینده با افزایش پیشرفتهای تکنولوژیک، رقابتها برای کنترل بر قطب افزایش یابد.
فراتر از هیدروکربن
در حالیکه تغییرات آبوهوایی و پیشرفتهای اقتصادی و فنآوری باعث تغییر در روش تولید و ذخیره انرژی می شود، قدرت مبتنی بر هیدروکربن از نظر اهمیت کلی، به افول میگراید. اما بعید به نظر میرسد روشهای دیگر تولید انرژی، در یک دهه آینده از قدرت هیدروکربن پیشی بگیرد. گسترش مداوم زیرساختهای استخراج گاز طبیعی مایع باعث تغییر جریان تجارت جهانی انرژی میشود، چراکه گاز طبیعی است انرژی پاکتری بوده و تنوع بیشتری را برای تامین کنندگان و مصرف کنندگان انرژی فراهم میکند. در آمریکای جنوبی، آفریقا و قطب، رقابت برای دسترسی به منابع معدنی استراتژیک موجب افزایش سرمایهگذاریها در این منطقه میشود.
گسترش مداوم زیرساختهای استخراج گاز طبیعی مایع باعث تغییر جریان تجارت جهانی انرژی میشود، چراکه گاز طبیعی است انرژی پاکتری بوده و تنوع بیشتری را برای تامین کنندگان و مصرف کنندگان انرژی فراهم میکند. در آمریکای جنوبی، آفریقا و قطب، رقابت برای دسترسی به منابع معدنی استراتژیک موجب افزایش سرمایهگذاریها در این منطقه میشود.
عامل جمعیت
در حال حاضر در بسیاری از کشورهای توسعه یافته جمعیت رو به کاهش است. تاثیر این کاهش جمعیت رفته رفته در یک دهه آینده احساس میشود. نخستین تاثیر منفی این عامل در حوزه امنیت و رفاه اجتماعی پدیدار میشود. دولتها مجبور میشوند برای کاهش فشار بر صندوقهای بازنشستگی، سن بازنشستگی را افزایش دهند. به این ترتیب ورود جوانان به بازار کار سختتر شده و خروج از بازار کار برای افراد مسن نیز با دشواری همراه میشود. از آنجائیکه با افزایش تعداد بازنشستگان، هزینه بر درآمد پیشی خواهد گرفت، در نتیجه میزان سرمایه در بانکها و نهادهای مالی کاهش خواهد یافت. این تاثیرات منفی ابتدا در اروپا، ژاپن و کره جنوبی احساس میشود. البته کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا نیز از این آسیب بیگزند نخواهند بود. در کشورهای نظیر چین و هند جمعیت همچنان رو به افزایش خواهد بود و این افزایش جمعیت از یک سو به معنای افزایش نیروی کار است و از سوی دیگر با افزایش شهرنشینی مصرف بیشتر منابع را به دنبال خواهد داشت. این افزایش جمعیت وقتی که با افزایش توقعات همراه شوند ترکیبی از منفعت و زیان را به همراه خواهد آورد. اگر کشورهای بتوانند از این افزایش جمعیت در مسیر درست بهره ببرند میتوانند در عین مصرف بیشتر رشد اقتصادی بیشتر را نیز تجربه کنند. اما اگر نتوانند انتظارات جمعیت رو به رشد را برآورده کنند، در معرض نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی قرار خواهند گرفت. تفاوت رشد جمعیت بین دو قسمت از جهان هم اکنون نیز موجب بروز آسیبهایی شده است. به این ترتیب که در اروپا و آمریکا شاهد رشد ناسیونالیسم سیاسی و اقتصادی هستیم که خود را در شمایل تمایلات افکار عمومی علیه مهاجران نشان داده است. اما در پایان این دهه، این تمایلات تغییر میکند و این کشورها چارهای ندارند جزء اینکه به سمت جذب مهاجر و نیروی کار بیشتر بروند و تا بتوانند کاهش جمعیت و نیروی کار خود را جبران کنند.
عامل فقر و بهداشت
پیشرفتها در حوزه سلامت و بهداشت، افزایش تعداد زنان شاغل، خانوادههای کوچکتر و تلاشهای گسترده برای از میان بردن فقر طی 50 سال گذشته موجب ایجاد تغییرات اساسی در معیارهای جمعیتی شده است. جمعیت جهان پیرتر شده است چون میانگین عمر افزایش یافته است. نرخ تولد کاهش یافته است چرا که دیگر کسی انتظار ندارد فرزندش را به هنگام تولد از دست بدهد. پیشتر به واسطه نرخ بالای مرگ و میر نوزادان، نرخ تولد بالا بودن تا حداقل چند فرزند از مرگ رهیده باقی بمانند. با در نظر گرفتن فقر کمتر و میانگین عمر بالاتر، تقاضا برای مصرف منابعی نظیر انرژی، مواد غذایی، زمین و آب آشامیدنی افزایش یافته است. در برخی کشورها این عوامل میتوانند چالش برانگیز باشد کاهش فقر، بهبود تغذیه و راهکارهای بهداشتی پیشگیری از بیماری موجب شده انتظارات اجتماعی در سراسر جهان بیشتر شود. این انتظارات میتواند دسترسی به شغل مناسب باشد یا خانه مناسب و یا آموزش و یا دسترسی به خدمات دولتی مناسب. افزایش انتظارات در جوامع همزمان با تلاش دولتها برای برقراری برابری اجتماعی میتواند موجب شیوع ناسیونالیسم اقتصادی شود. و همه اینها دولتها را با خصوص با طبقه متوسط درگیر میکند. کار دولتها در این حوزه بسیار سخت است .
منابع:
Oxfam International – Brookings Institute – Perch Perspectives – Stratfor – Geopolitical Futures
سه سال پیش یکی از کارگران اینجا با چشمان خودش دید که زمان میکروبها را نمیکشد. برای تعریف خاطره آن روز کلمه کم دارد، روزی که سوزن آمپول رفت توی دست «احمد». دستش خون آمده، خون را پاک کردند. اتفاق عادی بود. دو روز هم عادی گذشت.
روز سوم رنگ عادی زندگی محو شد. بدن احمد لرزید، شش ریشتر، پاهایش بیقرار شدند، پلکهایش پریدند و دستهایش مثل کسی که بخواهد پرواز کند، پر زدند. پس لرزه دائمی شد، هفت ریشتر، هشت ریشتر و حالا بدنش برای همیشه میلرزد و زیاد میلرزد. «کرونا نگرفتیم، اینجا چیزهای بدتری از کرونا هست.» اینجا سلول دفن بهداشتی پسماند عفونی در باقرآباد کهریزک.
اینجا بیشتر از یک سال است که کرونا آمده و زمینش از آن خالی نشده. مثل همه مریضیهایی که آمدند و برای همیشه ماندند. اینجا در سلول دفن بهداشتی پسماند عفونی که یوسف هر روز روی آنها میایستد «ناچاری» را وصف میکند. «از روی ناچاری اینجا هستم، چه کسی دلش میخواهد اینجا کار کند؟ من هیچ کاری پیدا نکردم، مجبور شدم بیایم اینجا. ۵ سال است که کارم این است.» یوسف کمک راننده 40 ساله یکی از 55 کامیونی است که هر روز پسماند عفونی از درمانگاه، مراکز بهداشتی و دندانپزشکی بار میزنند و راهی آرادکوه میشوند. مانند رضا حصاری که او هم کمک راننده کامیون پسماند عفونی بود و هرروز بستههای زرد رنگ و نارنجی بیمارستان مسیح دانشوری را بار میزد و تا آرادکوه میآورد. او یک روز کرونا گرفت، چند روز در بستر خوابید و بعد فقط روحش ماند که در میان آرادکوه پرسه بزند. یوسف از کامیون پیاده میشود، درپوش پشتی کامیون ایسوزو را باز میکند و به نظاره کیسههای رنگی مینشیند که از آن بیرون میریزند. کیسههای سیاه پرند از زبالههایی که به قول خودش آشپزخانهایهستند. ماسک و گان و دستکش و هرچه که برای مریض بوده یا دکتر و پرستار و توی اتاق جراحی نبوده هم نبوده در کیسههای مشکی توی هم لولیدند. او گاهی پی تخلف در میان زبالهها هم میگردد، کیسههای مشکی نباید تویشان سرنگ و سوزن باشد. چندباری هم بوده، او به چشم خود دیده، یکبار که کیسه را بلند کرده، سوزن از توی آن بیرون زده، سوزن توی دستش رفته، ترسیده، دو روز توی خانه خودش را حبس کرده، آمپول کزاز زده، گزارش داده و در درمانگاه را تخته کرده. کیسهها در قسمت پشتی کامیون که لم داده بودند، پایین میریزند، سنگینیشان را روی کیسههای قبلی میاندازند، کیسههای زرد رنگ و نارنجی که خون هم توی آنها دویده بوده، از هم باز میشوند، خون توی در و دیوار کامیون میپاشد، روی صورت یوسف هم. خون روی زمین هم راهش را باز میکند: «از سر ناچاری اینجا ماندم.»
سختی کار نمیگیریم
سلول دفن از زباله خالی نمیشود، 55 کامیون وقت دارند که از 150 مسیر خودشان را به اینجا برسانند و از بعد کرونا چیزی حدود 110 تا 120 تن پسماند عفونی را اینجا خالی کنند، بولدوزر بعد از هر آمد و شد روی زبالههای بیمارستان خاک و آهک میپاشد. «امیر» هربار باید به تماشای ریختن آهک و زباله از کامیون بنشیند. ۳۰، ۳۵ ساله، جوانترین فرد اینجا با ردای سفید پلاستیکی که برایش حکم زره مقابل بیماریهای زباله را دارد. توی چشمهای امیر هر لحظه اسفند دود میکنند، قرمزی چشمها از بابت بادی است که میپیچد و آهک را به رقص در میآورد، خاک و آهک توی چشمهای امیر هم مینشیند. «8 سال است که اینجام، قبلا پردازش بودم.» پردازش مقصد(سالنتفکیک) زبالههای معمولی با آسیب کمتر است. زبالههایی که هر روز از سطلهای خانه به سطل مکانیزه روانه میشود، در ایستگاههای میانی از کامیون به سیمیتریلر سرازیر میشود و تریلیرها شبانه آن را در پردازش تخلیه میکنند. زبالههایی که این روزها بیشتر تویشان ماسک و دستکش خودنمایی میکند و یکی در میان بینشان پوست میوههای نارنجی و زرد است. امیر دو برادر دارد که آنها در همین قسمت تفکیک زباله کار میکنند. بین ۱۶۰ کارگر روزمزد دیگر که: «خودشان را بکشند ماهی ۳ و نیم میشود درآمدشان.» امیر وقتی آمد قسمت زبالههای بیمارستانی حقوقش بیشتر نشد، پاداش نگرفت حقوقش همان سه و نیم تا ۴ میلیون ماند: «سختی کار ندارید؟» خودش را میچرخاند به سمت مافوقش که او هم ده سال است ساکن اینجاست. مافوق که سر تکان میدهد، اجازه صحبت برای امیر صادر میشود: «نه همه کسانی که اینجا هستند، کارشان سخت است، اما هیچکس سختی کار نمیگیرد.»، موهای فردارش از میان کیسهی ردایی که توی آن رفته بیرون زده. کامیون تازه که میآید. چشمش میچرخد، چشمش دست و پایش را دنبال خودش میکشاند. در پشتی کامیون که باز میشود، او با چشم کنترل میکند که چه چیزی از کامیون خارج میشود. امیر با کارگر دیگری در دو شیفت جابهجا میشوند، او شب کار است و امیر روزهای اینجا را دیده است: «ساکن کجایید؟ قبل از خانه حمام میروید؟» سرش باز به نشانه اجازه میچرخد، «اسلامشهر، اینجا که حمام نداریم، باید توی خانه حمام بروم.» هیچکس نمیداند که امیر در بخش عفونی پسماند کار میکند، حقیقت مثل زباله در اینجا دفن میشود. واقعیت حتی از زبان مافوق هم کتمان میشود«فامیل بفهمند ما چهکارهایم با ما قطع رابطه میکنند، مخصوصا حالا که کرونا آمده. ما هر روز با کرونا هستیم، هرروز میبینمش، فکر کنید روزی چند صد بسته کرونایی در اطراف ما تخلیه میشوند، شما باشید حاضرید با ما رفتوآمد کنید؟ خانواده هم به زور تحملمان میکنند.» با قدری مکث و لبخندی که لحنش در صدای مافوق است و ردش پنهان پشت ماسکهای پزشکی، کلماتش را کنار هم مینشاند. با اینکه اینجا زمستان است اما بهارش هم گل ندارد: «کرونا هم نباشد فرقی نمیکند، اوضاع ما همیشه خطری است. همه بیماریها اول اینجا هستند.» فقط زن امیر میداند که او در شهرداری چه کاره است. بچههایش فکر میکنند که او در قسمت پردازش است، البته گاهی شک میکنند، وقتهایی که باد میآید و بوی چسبناک به لباس او نمیچسبد اما به لباس عموهایشان چرا.
هیچکس نمیداند ما چه کارهایم
«توی ۲۴ ساعتِ روز، من ۲۴ بار فکر میکنم، کرونا گرفتم، وقتی از خستگی عرق میکنم، وقتی خاک اینجا تو گلویم میرود و سرفه میکنم، وقتی عطسهام میگیرد، توی ذهنم میگویم، بدبخت شدی رحمان کرونا گرفتی.» رحمان یکی از سرکارگران اینجاست. مسئول دو کارگری که شیفتشان عوض میشود، با راننده بیل مکانیکی که زبالهها را راهی گودالی میکند و رویشان آهک میپاشد و یک متر خاک، با رانندگان کامیونی که میروند و برای اینجا زباله میآورند. رحمان بارها در خلوت وقتی خودش بوده و خودش این سوال در ذهنش نقش بسته که اصلا اینجا چه کار میکند: «به رفتن از اینجا فکر کردم، میدانید من یک بچه دارم، شما همیشه دوست دارید بهترین چیزها را برای بچههایتان ببرید، وقتی کرونا آمد به خودم گفتم نکند برایش بیماری ببرم؟ نه فقط برای او برای همه خانوادهام.» همین فکرها بود که رفته رفته رابطه رحمان را با همه قطع کرد، مادر و پدرش را ندید، از خانواده فقط بچه و زنش برایش ماند. اینجا ماند، انگار که زندگی پایش را به اینجا بسته باشد، او خلاف آمد زندگی، تنهایی را انتخاب کرد و تنهایی مانند بوی پیچ و تاب خورده در اینجا چسبناک و سنگین و ماندگار است. میگوید اینجاییها بیمه هستند، همان بیمه معمولی که بیشتر ما دفترچهاش را داریم: «وقتی مریض شویم با نشان دادن آن از هزینه دوا و درمانمان کم میشد، بیشتر؟ فعلا هیچی. باقی کارگران زباله همین را هم ندارند.»
هنوز شر کرونا به ما نرسید
کامیون بعدی پای کوه ایستاده. کوهی که از انباشت و روی هم ماندن زبالههای بیمارستانی ایجاد شده. هر کامیون که بالا میرود زمین زیر پای آدم میلرزد، زلزله شش ریشتری، روی مخزنی که ظرفیتش ۶۰۰ تن بوده است و قابل استفاده برای ۱۰ سال و حالا ۵ سال است که عمرش به سر آمده اما زبالههایش نه. اینبار کمک راننده از کامیونش پیاده میشود و یک چشمش به زبالههاست و چشم دیگرش به شیرابه خون آلودی که از مخزن بیرون میریزد: «حصاری فامیل دور ما بود، از وقتی کرونا گرفت فکر کردیم احتمالا همه ما گرفتیم، چند روز هم خانه خوابیدیم اما خدا را شکر هنوز شرش به ما نرسیده است.» صدای بلند کامیونها شنیدن را دشوار میکند، حافظه زمین از زبالههای روی آن پاک نمیشود مثل حافظه مجید که خاطراتش را گوشهای از ذهنش نگه داشته برای روز مبادا: «اینجا اینقدر مریضیهای دیگر هست که انگار بدن ما به آنها عادت کرده و کرونا دیگر چیزی در برابرش نیست.» خندهاش کش میآید، زمین که تکان میخورد یعنی کامیون بعدی در راه است. سلول دفن شبانهروزی که عمده کارش تا چند ساعت بعد از ظهر است: «خانمم گفت دیگر کار نکن، خودم هم گاهی به ذهنم میرسد که کار را ول کنم، پشیمان میشوم خودم را دست خدا سپردم، نان حلال سخت گیر میآید.» سگها روی آهکها دراز کشیدند، مافوق میگوید اینجا چیزی نمیخورند. وقتی زبالهها از کامیون بیرون میریزد، خوشهچینی را آموختند. «خوشهچینی که در این قسمت عایدی چندانی برایشان ندارد.»
عمر سلول به سر آمده است
قبلترها سلول دفنی نبود. همه زبالهها روزانه در جایی دفن میشدند و معلوم نبود شیرابه و خونابهشان کجا میرود. مافوق میگوید چند سال پیش اینجا را ساختند و زیرش لوله گذاری کردند و چیزی شبیه موکت و ایزوگام رویش کشیدند که خونابه زباله و آلودگیاش وارد جریان آب زیرزمینی نشود و زهکشی شود. بعد از سالها که عمر سلول تمام شد، آبان امسال مدیرعامل سازمان پسماند وعده داد که تا پایان امسال سلول تازه ای برای دفن زباله های بیمارستانی ایجاد میشود اتفاقی که تا الان رقم نخورده است. در میان خاطرات قدیمیتر در اینجا چیزهای عجیب و غریب هم پیدا شده است. نادر نوروزی که همه به دایرهالمعارف سلول دفن عفونی میشناسندش، میگوید که اینجا هم دست پیدا شده و هم جنین: «جراحی میکردند، بعد بیمارستان باید بیخطرسازی میکرده اما نکردند، خیلی از بیمارستانها دستگاهش را ندارند، ما وقتی میدیدیم، دفنش میکردیم.» پیدا شدن دست و پا در قسمتهای دیگر پسماند عادی نیست: «مدتی پیش پایین تنه پیدا شد، در همین سالن زبالههایی که از خانهها میآید، به آگاهی خبر دادیم.» سرکارگر سالن زبالههای عادی که اسمش را گذاشتهاند اس یک و اس دو، خاطره پیدا شدن یک تفنگ را هم در میان زبالهها دارد. تفنگی با خشاب خالی که معلوم نبود چطور سر از اینجا درآورده است.
هزینههای سلامتی را نمیپردازند
از میان ۷ هزار مجموعه درمانی و بیمارستان در تهران تنها ۳۶۷۰ بیمارستان با پیمانکاران اینجا قرارداد دارند و زبالههایشان راهی اینجا میشود، باقی؟ زبالههایشان یا راهی سطلهای مکانیزه عادی میشود و معلوم نیست چه بر سر زبالهبرهای کولی و کتفی میآورد یا سر از مجموعههای غیرمجاز و زباله دزدانی در میآورد که از مواداولیه سرنگ و سرمش، ظرف یکبار مصرف میسازند. ظرفهای یک مصرف توی خانههای ما میآیند بدون آنکه بدانیم روزی سرنگی بوده که احتمالا سالها پیش دارویی به بدنمان وارد کرده است. مجید رباطی، معاون خدمات شهری سازمان مدیریت پسماند میگوید که بعضی از مراکز درمانی نمیخواهند هزینه بردن زبالههایشان را بپردازند، همین میشود که خیلی از ساختمان پزشکانهای بالاشهر هم تخلف رخ میدهد و زبالهها سر از اینجا در نمیآورند: «هزینهای که باید بپردازند، هزینه سلامتی است، مراکز باید ۱۳۰ هزار تومان آبونمان دهند و کیلویی ۱۴۰۰ تومان بپردازند.» زبالههای عفونی اما حجمی محاسبه میشود، بستهها باید ۲۴۰ یا ۱۱۰ لیتری وارد کامیون شوند، فرمولها جرم را به حجم تبدیل میکنند و زبالهها راهی کامیون میشود: «البته بعضی از بیمارستانها همین جا هم تقلب میکنند و زبالهها را وارد دستگاه چرخ کن میکنند، همان ابعاد را تحویل میدهند اما با وزن بیشتر.» زبالههای آشپزخانهای بیمارستانها تا مدتی پیش عفونی محسوب میشد و توی کیسههای زرد رنگ میرفت: «ماسک و دستکش و غذایی که بیمار میخورد، طبیعی است که کرونایی باشد.» از چند ماه پیش که تب کرونا اندکی فروکش کرد این زبالهها عادی جمع شدند توی همان کیسههای مشکی رفتند و هزینه ارسالشان رایگان شد.
زبالهها باید سوزانده شوند
کلمات از آن روز رخت بستهاند، روزی که یکی از کارگران به چشم خودش دید که احمد بیمار شد و برای همیشه بیمارماند. «زبالههای بیمارستان باید بسوزند، خاکسترشان جمع شود و بعد راهی زبالهدانی شود.» مثل همه جای دنیا. احمد کمک راننده یکی از کامیونهای زباله عفونی بود. تصویر او و عابد در ویدیوهای مختلفی که شهرداری تهران ساخته، پخش شده است. سهلانگاری و تخلف کادر درمان به او سیاه زخم داد و سیاه زخم ماند توی چشمهای عابد و همه کسانی که اینجا به نظاره زبالههای عفونی نشستند. «به ما واکسن میزنند؟» سوالشان در میان خاک و آهک پخش و پلا میشود. سرنگ و سوزن و خون توی زمین اینجا پخش است و سگها اطراف زبالهها میپلکند.
*تمامی اسامی گزارش مستعارند.
دومین نمایشگاه عکس علی صوفی با عنوان «پرنسسهای کوره» که قرار بود ۸ اسفند در گالری کاما افتتاح شود، دیروز با پیگیری فعالان حقوق کودک لغو شد.
نمایشگاه شامل 15 عکس پرتره از دختران کورههای آجرپزی بود. علی صوفی عکاس این مجموعه پیشتر درباره نمایشگاه عکس گفته بود: در «پرنسسهای کوره» مجموعهای شامل چند پرتره رنگی از دخترانی که در کورههای آجرپزی به همراه خانوادههایشان زندگی میکنند، به نمایش گذاشتهام. زمانی که عکاسی این مجموعه را شروع کردم، این کار را با هدف برپایی نمایشگاه انجام ندادم بلکه میخواستم رویاهای این کودکان را به نمایش بگذارم. به همین دلیل با برپایی این نمایشگاه، این پروژه عکاسی برای من به پایان نمیرسد بلکه ادامه خواهد داشت. این اقدام اما با واکنش فعالان حقوق کودک روبهرو شد و حتی بسیاری آن را کاسبی از فقر خواندند.
در بخشی از بیانیهای جمعیت امام علی (ع) در رد این اتفاق منتشر کرده، آمده است: چنین تبلیغاتی همراه با انتشار عکس چهرهی یک کودک نشان میدهد هنوز اصول اولیه رفتار حرفهای و اخلاق برخورد با محرومان، به ویژه کودکان در معرض آسیب، توسط بخشی از جامعهی ما درک نشده است و کنشگرانی همچنان مرزهای بازنمایی آسیبهای اجتماعی و اهمیت رعایت کرامت انسانها را درنیافتهاند
در بخشی دیگری از این بیانیه آمده است: «رعایت مصالح عالیهی کودکان در همهی تصمیمات» و «حمایت ویژهی قانونی و ساختاری از کودکان» دو اصل پذیرفته شده در جهان امروز است. در سایهی این دو اصل، کودکان به دلیل آسیبپذیری و عاملیت نداشتن مورد حمایت ویژه قرار میگیرند و ارتکاب بسیاری از رفتارهایی که در قبال دیگر اشخاص مباح است، در مواجهه با کودکان ممنوع شده و چه بسا چهرهی مجرمانه پیدا کند. انتشار تصویر کودکان به ویژه در وضعیت نامناسب و در حالی که برچسب فقر را همراه خود دارد، با توجه به نامعتبر بودن رضایت کودک برای انتشار تصویرش، از جملهی این رفتارها است. برگزاری گالری و فروش تصاویر این کودکان در حالی که برای همیشه یادآور محرومیت کودکانی خواهد بود که تنها یک روز و برای زیباتر شدن قاب عکاس لباسهایی فانتزی و متفاوت از آنچه هر روز بر تن دارند را پوشیدهاند، مصداق بارز عدم رعایت حق کودک بر تصویر خود است.
در بیانیه هنری این نمایشگاه جملاتی نظیر پرنسس شدن آرزوی تمام دختران است، آمده بود، نویسنده گفته بود کودکان دختری که در عکسهای علی صوفی هستند ملکه و پرنسسهایی هستند که تنها در افسانهها نیست و علی صوفی توانسته با حداقل چیزهایی چون تاج گل، دستبند و شنل ملکه … که به انتخاب خود این کودکان بوده روُیای آنها را به تصویر بکشد و آنها را برای لحظهای از واقعیت خود دور کند. در بخشی دیگر از بیانیه این اصطلاح ناصحیح خوانده شده است: «پرنسس شدن آرزوی هر دختری است»، از نداشتن درک صحیح از وضعیت کودکان محروم و تقلیل وضعیت آسیبزای کودکانی که در کف هرم نیازهای اساسی خود قرار دارند به «آرزوی پرنسس شدن» حکایت دارد. تمام کودکانی که در برابر دوربین عکاس قرار گرفتهاند، آرزوی پرنسس شدن داشتهاند یا قرار است آرزوی عکاس را برآورده کنند؟ برگزارکنندگان این نمایشگاه از آرزوهای حقیقی این کودکان خبر دارند؟ چیزی از آرزوی برخورداری از امکانات تحصیل، اوراق هویت، تغذیه مناسب، خدمات بهداشتی و درمانی و… شنیدهاند؟ با این وضعیت، آگاهیبخشی و مطالبهگری، قربانی هیجانی کردن فقر و محرومیت میشود. برگزاری این نمایشگاه میتواند مشمول عنوان مجرمانهی مندرج در مادهی ۱۹ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ باشد و فعالان حقوق کودک مبتنی بر ظرفیتهای مواد ۶۴ و ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری حق پیگرد این رفتار را محفوظ میدانند.
قرار بود نمایشگاه عکسی برگزار شود و عکسهای تعدادی از «کودکان در شرایط دشوار» را به نمایش بگذارند. نام نمایشگاه را هم گذاشته بودند «پرنسسهای کوره». پرنسسهای کوره دختران حاشیه شهراند که بنا به تصور عکاس، «مثل بقیه دختران آرزوی پرنسس شدن دارند». اعتراض به موقع فعالان اجتماعی در شبکههای اجتماعی موجب شد تا این نمایشگاه لغو شود. اما این پایان ماجرا نیست. برگزارکنندگان این نمایشگاه و بسیاری دیگر از فعالان کارهای خریهای نمیدانند که عکاسی از کودکان چگونه ممکن است ناقض حقوق اجتماعی کودکان باشد و به آینده آنها آسیب بزند. مصادیق نقض حقوق کودکان و کاسبی با فلاکت و فقر در حاشیه ماندگان مصادیق پرشماری دارد. در جامعه ناآشنا با حقوق کودکان، بروز چنین اتفاقاتی عجیب نیست. باید سازمانهای مردم نهاد و دستگاه های دولتی بیش و پیش از هر اقدامی برای آموزش مفاد کنوانسیون حقوق کودک اقدام کنند.
وزارت نیرو مهلت مشارکت کارشناسان در ویرایش لایحه قانون آب برای دریافت نظرات و پیشنهادات متخصصان و صاحبنظران حوزه آب درباره این قانون را تا بیستم اسفندماه جاری تمدید کرده است. بسیاری از کارشناسان حوزه آب معتقدند دولت با شتابزدگی در پی تصویب این قانون و به انجام رساندن آن تا پیش از پایان کار خود است. در حالی که انتقادات بسیاری درباره مواد مختلف این قانون از سوی کارشناسان حوزه انرژی و حقوق مطرح است.
در حالی که پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو از تمدید فراخوان مشارکت در ویرایش لایحه قانون آب تا بیستم اسفندماه جاری خبر داده است، قاسم تقیزادهخامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا اعلام کرده: «قانون آب در حال تدوین است و امید داریم تا پایان سال به دولت تقدیم شود» در پی انتشار پیشنویس لایحه اصلاح و الحاق موادی به قانون توزیع عادلانه آب، واکنشهای زیادی از سوی فعالان و کارشناسان این حوزه مطرح شد. بعضی گله داشتند از زمان کوتاهی که برای نقد و بررسی به صاحبنظران داده شده است و بعضی ایراداتی جدی به مواد مختلف آن وارد میدانستند.
در یکی از واکنشها اسفندیار امینی عضو هیات رئیسه اتاق اصناف کشاورزی ایران به زیست آنلاین گفته است: « اگر پیشنویس قانون آب تهیه شده توسط وزارت نیرو را بخوانید متوجه میشوید که رویکرد اصلی وزارت نیرو این است که همه آبها را جزء انفال تعریف کند تا مخیر باشد خودش تصمیمگیر مطلق تخصیص باشد. مطالعات ما نشان میدهد وزارت نیرو طی پنج دهه گذشته به اسم توسعه، به صدور بیرویه مجوز بهرهبرداری از آبهای سطحی و زیرزمینی اقدام کرده است و این امر امروزه همه حوزههای آبی کشور را با چالش مواجه کرده است. و اکنون نیز به جای اینکه قانون را اجرا کند قصد دارد با تغییر قانون تعهدات و دیونی که بر عهده دارد را از سر باز کند.»
شورای هماهنگی شبکه تشکلهای مردمنهاد محیطزیست و منابعطبیعی کشور هم در بیانیهای این متن را فاقد شان بررسی و نقد دانست. این شورا در این بیانیه آورده است: «متن پیشنویس لایحه اصلاحی، فاقد شان هرگونه بررسی و نقد بوده و مادامیکه طی روندی مشارکتی و با حضور همه ذینفعان، جزبهجز آن مورد بررسی قرار نگیرد، آن را به رسمیت نمیشناسیم.» این شورا از وزیر نیرو درخواست کرده با حمایت از فرآیند مشارکتمحور، ترمیم شکاف بین جامعه و وزارتخانه متبوع خود را در دستور قرار دهد. در بخش دیگری از بیانیه، خطاب به قانونگذاران آمده است: « از تعجیل در تهیه و تدوین قانون آب، جدا پرهیز شود. بیشک تدوین و تصویب قانونی با چنین ابعاد گسترده و اثرگذاری، نمیتواند اینگونه یکطرفه و عجولانه و یا هدف کنش سیاسی یا جناحی باشد. موضوع فرابخش آب، حضور و مشارکت مسئولانه همگانی را میطلبد و ترک میز گفتوگو، شایسته نیست.»
علاوه بر این کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان طی بیانیهای که در مورد موضوعات مغفول مانده در قانون جامع آب منتشر کرده، آورده است: «مکث معنیدار وزارت نیرو در خودداری از اجتماعی کردن گفتگو پیرامون قانون آب میتوان به راهبرد این وزارتخانه در تدوین لایحه قانون آب کشور پی برد. از نظر این کمپین فرایند تصویب قانون جامع آب در وزارت نیرو مشخص میکند تصویب این قانون قبل از آنکه معطوف به اصلاح و یا تغییر در «حکمرانی آب» باشد معطوف به «مدیریت» متمرکز و غیرپاسخگو و فرمانروایی آب وزارت نیرو است. واقعیت این است که به واسطه تخریب گسترده و سیستماتیکمحیط زیست و تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای پر ایراد، ایران با فرسایش تمدنی روبهرو شده است و اگر امروز تصمیمسازان کشور در بخشهای مختلف قدرت با کمک مردم تصمیم عاجل نگیرند آیندهایی برای فلات ایران قابل تصور نیست.
لذا ضروری است از فرصت تدوین قانون جامع آب به عنوان فرصتی برای تغییر حکمرانی آب و نه صرفا به ابزاری برای مدیریت آب توسط وزارت نیرو استفاده شود. در نگاه معطوف به تغییر نظام حکمرانی آب است که میتوان برای قاضی که از کنار آلوده کردن رودخانه توسط فلان نهاد حاکمیتی به دلیل سال حمایت از تولید چشمپوشی میکند جرمانگاری کرد. در این نگاه است که میتوان شورایعالی امنیت ملی یا شورای امنیت کشور یا دستگاه قضایی و … را ملزم کرد که حق دستور تسهیل در اجرای پروژههای فاقد مجوز محیط زیستی یا سایر پروژههای فاقد مجوزهای قانونی را ندارد و برای تخریب محیط زیست جرمانگاری و شیوه جبران خسارت را مشخص کرد. بر این اساس در بخش آب باید با سازوکارهای کارآمد ساختن پاسخگویی؛ به شفافسازی تعهدات کنشگران درگیر در حکمرانی آب کمک کرد تا بتوان از طریق وضع قوانین سختگیرانه و شفاف بر اعمال ذینفعان مختلف کنترل و نظارت کرد».
در میان انتقاداتی که به پیشنویس قانون آب مطرح شده است، نام رئیس کمیته آب کمیسیون کشاورزی و منابع طبیعی مجلس هم به چشم میخورد. امیرقلی جعفری معتقد است: « پیشنویس فعلی قانون آب امکان حکمرانی شایسته آب را فراهم نمیکند.» او به پایگاه خبری زیست آنلاین گفته است: «باید مشخص کنیم که آیا آب جزء انفال و جزء مشترکات بین همه است یا مالکیت بردار است. هر چند تحقیقات حقوقی و فقهی به صورت تخصصی در حال انجام است. تکلیف این موارد در قانون آب باید شفاف شود. قانونی که وزارت نیرو تهیه کرده بازتاب نظرات نهاد مذکور است و هنوز با گروههای ذینفع و گروههایی که میتوانند اظهار نظر کنند از جمله کمیسیون آب، منابع طبیعی و محیط زیست و حتی با کمیته آب کمیسیون کشاورزی جلسهای و حتی با مسئولان و کارشناسان جهادکشاورزی نیز برگزار نشده است.» یکی از مهمترین مواردی که در نقد این پیشنویس مطرح است، موضوع حاکمیت آب است، موضوعی که حقوقدانان نقدهای جدی در مورد آن مطرح میکنند و باید دید در متن نهایی که روی میز دولت قرار خواهد گرفت، این موضوع اصلاح میشود یا خیر، موضوعی که انجمن پسته ایران در نامه اعتراضی خود آنرا اینطور مطرح میکند: «تجربه قانونگذاری آب کشور طی ۴۰ سال اخیر نشان داده است که ایجاد ابهام در مالکیت خصوصی منابع آب سرنوشتی شوم را برای این منابع به بار آورده است. مشروعیت مالکیت خصوصی و حرمت اموال مردم، ایجاب میکند چنانچه تدوینکنندگان لایحه، حق مالکیت برای اشخاص بر منابع آبی قائل نیستند و این اصل را نمیپذیرند، به جای ایجاد ابهام در مالکیتهای خصوصی به رسمیت شناختهشده، به صورت شفاف و با بیان دلیل حرف خود را بیان کنند.»
تدوینکنندگان این پیشنویس از ابتدا اعلام کردند که با روی باز از انتقادات و نظرات استقبال میکنند، اما باید دید این اظهار نظرها تا چه میزان در متن این پیشنویس اعمال میشود و نظرات کارشناسان تا چه اندازه در تغییر و اصلاح آن موثر خواهد بود.
نیمه دوم قرن بیستم، کشورهای آسیایی یکی پس از دیگری خبر از انقراض یوز، تیزپاترین گربهسان جهان دادند. هندوستان، افغانستان، عربستان، سوریه، کویت این سالها دیگر یوزی ندارند ولی در ایران هنوز واپسین بازماندههای این گونه کمیاب زندهاند؛ اگرچه روند انقراض آنها هم شروع شده است. نابودی زیستگاهها به دنبال افزایش تمایل انسان برای کشاورزی، معدنکاوی، جادهکشی و شکار یوزپلنگها با اهداف تفریحی و اقتصادی و همچنین شکار بیرویه گلههای سمدار از مهمترین دلایل تسریع روند انقراض یوز آسیایی بوده است. تاکنون هم هیچ کدام از کشورهای آسیایی برنامه موفقی برای جلوگیری از انقراض این گونه پیاده نکردند در حالی که خیلی دورتر از این قاره پهناور، یوز آفریقایی با مدیریت درست، شانس بیشتری برای ادامه حیات پیدا کرده است. یوز آفریقایی هم مانند پاندا در چین، ببر سیبری در روسیه یا ببر بنگال در هندوستان با به کارگیری برنامههایی چون تکثیر در اسارت، حفاظت از زیستگاهها و آموزش جوامع محلی در برخی کشورهای آفریقایی به طور تقریبی از خطر انقراض نجات یافته است.
باقر نظامی، عضو هیات علمی دانشکده محیط زیست و مشاور پیشین پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی درباره برنامه سایر کشورها درباره این گونه توضیح میدهد:«دو کشور آفریقای جنوبی و نامیبیا به صورت اختصاصی درباره یوز کار میکنند. بعضی از اشراف امارات از یوز به عنوان پت استفاده میکنند و این پروژه در امارات هم با هدف دیگری دنبال میشود. در کشور نامبیا خانم لاری مارکر از طریق موسسه موفق، سی.سی.اف که برای حفاظت از یوزپلنگ راه اندازی شده، اقدامات موثری را انجام داده است. او به لحاظ حفاظتی در داخل زیستگاهها، تکثیر در اسارات و همچنین ارتباط با مردم محلی نتایج قابل قبولی درباره یوزها دریافت کرده است. لاری مارکر و موسسه سی.سی.اف تمرکز را بر آموزش مردم محلی گذاشتهاند تا تعارضات را کاهش دهند. در نامیبیا آگاهی مردم نسبت به یوز به قدری افزایش یافته است که هنگام پیدا شدن این گونه در آغل دامهایشان، سریع با با سیسیاف تماس میگیرند تا پس از بیهوش شدن آن توسط ماموران، منتقل شود.» لاری مارکر، زنی آمریکایی است که از در سال 1977 برای انجام برنامه حفاظت از این گونه کمیاب به نامیبیا سفر کرد و توانست با همراه «چوباکا» توله یوز خود توجه و حمایت مالی و معنوی مردم و موسسات حامی حیوانات از سراسر جهان را برای حفاظت از یوز جلب کند. او در سی سال گذشته، مرکز حفاظت یوزپلنگ را بر پایه آموزش جوامع محلی، مطالعات بوم شناختی و زیست شناختی یوز و آموزش کارشناسان در سراسر دنیا در نامبیا تاسیس کرده است و در حال حاضر یکی از مهمترین زیستگاههای یوزپلنگ در دنیاست. لاری مارکر معتقد است که باید برنامههایی را تدوین کنیم که بهواسطه آن یوزپلنگها قادر به بقا در کنار انسانها باشند. بهبود روشهای مدیریت گلهداری برای کاهش کشتار جمعی یوزپلنگها به وسیله کشاورزان و تشویق برای استفاده از سگهای گله آناتولی که به طور دائم با گله زندگی میکنند، از جمله راههایی هستند که او برای جلوگیری از انقراض یوزپلنگها پیشنهاد میدهد. به طور کلی قوانین حمایتی بسیار خوبی برای حیات وحش در کشور نامیبیا وضع شده است که نتیجه آن به حداقل رساندن تلفات توسط انسانهاست. سرعت خودروها در طول جادههای نامیبیا بیشتر از 80 کیلومتر نیست و در دو طرف جادهها نیز تابلوهای هشداردهنده برای تردد حیوانات نصب شده است. در مناطقی هم که تردد حیاتوحش بسیار بیشتر باشد، کریدورهای عبور حیوانات در نظر گرفته شده و حصارکشی برای دو سمت جاده انجام شده است. بنابراین با در نظر گرفتن قوانین و بالا بردن آگاهی مردم و گردشگران نسبت به حیات وحش، توجه مردم برای حفظ این منبع مهم مالی را بیشتر کردهاند.
آفریقاییجنوبی کشور دیگری است که به اعتقاد باقر نظامی در زمینه حفاظت از یوز پلنگ موفق عمل کرده است. اجرای برنامه مدیریت فراجمعیت یوزپلنگ در این کشور، تعداد این گونه را از 241 فرد در سال 2011 به 386 فرد در انتهای 2019 رساند. اخیرا هم در برنامه جداگانه دیگری در حال وحشیسازی یوزپلنگهای زاده شده در اسارت، برای بازگشت به محیط آزاد و وحشی هستند.«بیشترین جمعیت یوز در سراسر دنیا به آفریقاییجنوبی اختصاص دارد. این کشور صرفا در زمینه تکثیر در اسارت یوز بسیار موفق بوده است. آنها به این نتیجه رسیدهاند که برای حفاظت از یوز باید اطراف تمام زیستگاههایشان را فنسکشی کنند. همین اقدام را هم انجام دادند و تمام مساحت زیستگاهها را که مساحت زیادی هم هست، فنسکشی کردند چون چارهای جزء این ندارند زیرا مردم آفریقا در صورت دیدن یوز آن را میکشند. البته اینگونه اقدامات در ایران شدنی نیست چون ظرفیت آن وجود ندارد و به محض تغییر مدیران پروژههای اینچنینی متوقف میشود.» پروژه مدیریت فراجمعیت یوزپلنگ با جابهجاییها و معرفیهای مجدد گونه به ذخیرهگاهها جمعیت یوزپلنگ را در این کشور افزایش داده است و دو سال پس از معرفی موفق، 2 فرد یوزپلنگ به کشور مالاوی، در جولای 9 تعداد 4 فرد دیگر هم به این منطقه معرفی کرده است. البته باقر نظامی میگوید که هنوز بسیاری، لاری مارکر و موسسات بینالمللی آفریقای جنوبی را در این زمینه موفق نمیدانند.
« منتقدان معتقدند تکثیر در حفاظت، تکثیر یوزهای وحشی به صورت اکولوژیک نیست و اگر چه در کشور آفریقایی جنوبی بیش از هزار یوز وجود دارد ولی اغلب آنها در اسارت تکثیر شدهاند و اگر در مناطق آزاد رها شوند از بین میروند.» روند انقراض یوزپلنگ از سه دهه پیش توجه به آن را نیز بیشتر کرد ولی از یکی دو دهه گذشته این توجه جدیتر شد به طوری که روز چهارم دسامبر از سوی سازمانهای بینالمللی حفاظت از محیط زیست و جانداران به عنوان روز جهانی یوزپلنگ نامگذاری شد تا دنیا بیشتر از گذشته اهمیت حفاظت از این گونه ارزشمند را بداند. تجربههای موفق درباره حفاظت از گونههای در معرض خطر تنها ویژه ببر نیست و به گفته نظامی بسیاری گونهها بر برنامهریزیهای دقیق از انقراض نجات یافتهاند؛ گاهی با قوانین و مجازات و گاه با فرهنگسازی.«قطعا هند در مورد ببر بنگال کاملا موفق بوده است هم در بحث زیستگاه و هم تکثیر در اسارت. درباره ببر سیبری هم روسیه بسیار موفق بوده است. زمانی که روسیه تکثیر در اسارت ببر سیبری را آغاز کرد، تمام دنیا مخالف بودند. کلا 50 فرد داشت، در دنیا همه گفتند به جای تکثیر در اسارت از زیستگاهها حفاظت کند ولی روسها کار خودشان را به سرانجام رساندند کردند و در حال حاضر هم چهارصد قلاده معرفی کردهاند در حالی که به صورت وحشی 50 فرد بیشتر ندارند پس موفق بودهاند. در چین در مورد پانداها به واسطه تکثیر در اسارت و سپس معرفی به طبیعت حفظ کردند و موفق بودهاند. همچنین انتقال پلنگ از ایران به روسیه هم در بخش اول موفق بود ولی گویا پروژه در بخش دوم به دلیل تعارضات و فراهم نبودن زیستگاه شکست خورد و پلنگها شکار شدند. »
برنامه بومی نیاز داریم
مشاور پیشین پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با وجود نام بردن از تجربههای موفق در جهان اما معتقد است که هیچ تضمینی وجود ندارد، این برنامههای موفق در ایران هم اجرای موفقی داشته باشند چرا که ساختار حاکمیتی و سیاسی ایران با تمام نقاط جهان متفاوت است بنابراین برنامهریزی و سازوکار دیگری را میطلبد. « امکان اجرای برنامهای که در آفریقای جنوبی، روسیه یا آمریکا پیاده میشود، را نداریم. برای ورود به مناطق و دوربینگذاری مشکل داریم و مصداق آن هم مشکلاتی است که برای همکاران ما در این پروژه ایجاد شده است بنابراین باید برای این روشها، جایگزین طراحی کنیم. مثلا به جای دوربینگذاری میتوان از اقدامات ژنتیکی استفاده کرد. البته طراحی سند پروژه قابلیت الگوبرداری دارد ولی طرح و برنامهای که قصد اجرای آن در ایران را داریم باید بومیسازی شده باشد.»
میگفتند یوز برای ما دلار نیاورده
یکی از اصلیترین اقدامات درباره حفاظت از یوز در ایران توجیه مردم و مسئولان درباره داشتن صرفه اقتصادی حفاظت از یوز است که باعث ایجاد فرصت برای اکوتوریسم و گردشگری میشود. نظامی در این باره توضیح میدهد:
« همیشه در پروژه یوز که با شش استان درگیر است، میگفتند که دلار برای ما نیاورده در صورتیکه این پروژه بلندمدت است. باید فواید آن به صورت علمی برای مردم محلی روشن شود تا همکاری کنند. در راور کرمان کلا سه بار یوز دیده شده است و عین سه بار هم توسط محلیها کشته شدهاند. دو بار سم گذاشتند، یک بار هم بر اثر تصادف با خودرو یوز را کشتهاند. عین سه بار هم در منطقه آزاد این اتفاق افتاده است. در مقابل در روستای قلعه بالای شاهرود یوز به عنوان جاذبهای گردشگری شناخته شده است و خانههای بومگردی منطقه در همین ایام کرونا هم برای رزرو کردن پر است و دست کم باید تا سه هفته برای رزرو آن صبر کنید. وقتی گردشگری محلی ایجاد شود، اقتصاد و اشتغال هم به دنبال آن خواهد آمد بنابراین مردم از آن به عنوان سرمایه محافظت میکنند.» روستای قلعه بالای شاهرود از مناطق تاریخی ایران که به علت همجواری با پارک ملی توران و در نتیجه حضور یوزپلنگ آسیایی در این منطقه به آفریقای ایران معروف شده است. او هم میگوید که در کل آسیا هیچ کشوری جز ایران یوز ندارد، پس باید برای حفظ آن تلاش کنیم. «این گونه، سالها قبل در قطر، امارات، هندوستان و سایر کشورهای آسیایی حضور داشته است ولی حالا نیست پس باید از این نکته استفاده کنیم تا برای پروژه سرمایه پایدار خارجی جذب کنیم. در گذشته برخی کشورها خواستار سرمایهگذاری در این زمینه بودند، مثل دولت هندوستان که درخواست مشارکت در پروژه یوز را داشت. لازم است برای زیستگاههای یوز و حفاظت از این گونه مانند پروژه تالابها منابع مالی پایدار شناسایی کنیم و سند پروژه را تغییر دهیم. باید کمی کلیتر ببینیم تا بتوانیم جذب منابع مالی داشته باشیم. سند پروژه یک سند جز نگر بوده است در حالیکه باید کلنگر باشد.» او در توضیح بیشتر درباره اهمیت یوزپلنگ آسیایی از پاندا و عقاب سر سفید و قوانینی که چین و آمریکا برای حفاظت از آنها دارند، نام میبرد.« در چین اگر کسی پاندایی را شکار کند و باعث مرگ آن شود، اعدام میشود یعنی ارزش شکارچی از شکار کمتر است. در آمریکا هم مجازات شکار و کشتن عقاب سر سفید که نماد آمریکا است، 14 تا 15 سال زندان است. کشتن عقاب سر سفید در آمریکا مثل این است که کسی پرچم این کشور را آتش زده باشد. داستان یوز هم همین است. برخی گونهها نماد هستند و به بهانه حفاظت از آنها و جذب منابع مالی قرار است، گیاهان و گونههای همزیست با آنها حفظ شوند. یوز در شکنندهترین، فراخشکترین و کم بارشترین مناطق دنیا زندگی میکند و در واقع بهانهای برای جلب توجه سیاستمداران و اختصاص بودجه به این مناطق است تا به تنوع زیستی و مردم آن مناطق کمک شود.»
نیاز به اجرای چند استراتژی همزمان برای نجات یوز
نکته دیگر اولویتبندی حفاظت از زیستگاههای یوز بر اساس بودجه و منابع مالی است آن هم در شرایطی که منابع مالی و در نتیجه نیروی انسانی برای این پروژه بسیار محدود است.«زیستگاهی مثل توران، میاندشت خراسان شمالی و نایبندان خراسان جنوبی زادآور است و اگر آنها را از دست بدهیم فاجعه رخ میدهد، بنابراین در اولویت هستند. زیستگاههای دیگری هم مثل پارک ملی کویر، کل استان یزد یا کل استان کرمان در اولویتهای بعدی هستند چرا که یوز در آنجا زادآوری ندارد اما بلوغش را میگذراند. از سوی دیگر یک سوم مناطق تحت مدیریت محیط زیست زیستگاههای یوز هستند و پروژه یوز فقط 90 محیطبان دارد، پس باید به نیروی انسانی توجه ویژهتری شود. همچنین بهتر است، مناطق را بر اساس حضور مادهها اولویتبندی کنیم و دورههای آموزشی نیز برای مدارس روستاییان داشته باشیم. برای به نتیجه رسیدن پروژه یوز نیاز است که به طور همزمان چندین استراتژی مانند تکثیر در اسارت، آگاهیرسانی محلی و امن کردن کریدورهای بین استانها را جلو ببریم. یوز به لحاظ اکولوژیک یک گونه خاص است که نمیتوانیم در بعد زمان و مکان آن را نگهداری کنیم؛ گونهای ویژه گرا که تحت تاثیر شرایط اقلیمی قرار میگیرد. افراد این گونه در طبیعت باهم در ارتباط هستند و انتقال آنها در میان زیستگاهها نیز باید برای جذب و زاد و ولد بیشتر مورد توجه واقع شود.»
گامهای هستهای ایران نگرانکننده است
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که هم اکنون فرصت دیپلماتیکی برای نیرو بخشیدن به برجام مطابق با خواست دولت بایدن وجود دارد. به گزارش ایسنا، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز جمعه در اظهاراتی در ابتدای نشست شورای اروپا گفت: «من از این فرصت برای صحبت در خصوص توافق هستهای ایران استفاده میکنم. گامهای هستهای اخیر ایران بسیار نگرانکننده است. شما واکنش ما را در اعلامیه اتحادیه اروپا که منتشر شد دیدید.» او افزود: «اما در همین زمان من به عنوان هماهنگ کننده برجام قانع شدهام ما فضای دیپلماتیکی در اختیار داریم. ما در این لحظه پنجره دیپلماتیک فرصت برای مذاکره و نیرو بخشیدن به توافق مطابق با خواست مطرح شده توسط دولت جدید بایدن را داریم.» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ادامه بیان کرد: «ما باید از این فرصت استفاده کنیم و بر روی راهحلی به منظور به روی مسیر بازگرداندن برجام تمرکز کنیم تا همه تعهدات خود را اجرا کنند. این فرصت مناسبی است که نمیتوانیم آن را از دست بدهیم.» در بیانیه جوزپ بورل که روز پنجشنبه در خروجی سایت سرویس اقدامات خارجی اروپا قرار گرفته، آمده است: «اتحادیه اروپا بر تعهد قوی و حمایت مداوم خود از برنامه جامع اقدام مشترک در این برهه زمانی حیاتی تاکید میکند. ما مصمم هستیم تا به همکاری با جامعه بینالمللی برای حفظ برجام و اطمینان حاصل کردن از اجرای کامل آن ادامه دهیم.» در ادامه این بیانیه آمده است: «ما عمیقا نگران تصمیم ایران مبنی بر تعلیق موقت اجرای پروتکل الحاقی و همچنین مفاد شفافیت اضافی ذیل برجام از تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۲۱ هستیم. اگر این تصمیم معکوس نشود، به طور عمده توانایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را برای راستیآزمایی این که مواد هستهای و فعالیتها در ایران تنها در راستای اهداف صلحآمیز باقی میمانند، محدود میکند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی از بخش ضروری از اطلاعاتش درباره فعالیتهای ایران در زمینه چرخه سوخت هستهای از جمله تحقیقات و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته ایرانی محروم میشود. در اینباره ما تفاهم فنی دوجانبه موقت میان آژانس اتمی و ایران را مدنظر داریم که به گفته مدیرکل آژانس اتمی، رافائل گروسی، دسترسی کاهش یافته را کمتر خواهد کرد و اجازه نظارتهای ضروری و تداوم فعالیتهای راستیآزمایی برای سه ماه را ممکن میکند.» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ادامه نوشته است: «اتحادیه اروپا کاملا از کار عینی، مستقل و بیطرف آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره نظارت و راستیآزمایی تعهدات هستهای ایران حمایت میکند. ما سخت باور داریم که همکاری کامل و به موقع ایران با آژانس اتمی برای اطمینان حاصل کردن از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران ضروری است.» بورل همچنین نوشت: «ما اعلامیه مسئول سیاست خارجی را که از سوی اتحادیه اروپا در تاریخ ۱۱ ژانویه منتشر کرد یادآوری میکنیم که در آن تاسف عمیق خود را از اقدامات نگرانکننده ایران در طی دو سال اخیر ابراز کرده بودیم. ما همچنان از ایران میخواهیم که تمامی اقداماتی را که در مغایرت با تعهداتش ذیل برجام هستند، متوقف و معکوس کند.» او در بیانیه نوشته است: «ما از مشکلات مرتبط با خروج یکجانبه آمریکا از توافق و اعمال مجدد تحریمها مطلع هستیم. با وجود چالشهای پیشآمده در مسیر برجام، اتحادیه اروپا به حفظ تعهدات و همکاری سخت برای حفظ برجام ادامه داده است.» در انتهای این بیانیه آمده است: «ما از چشمانداز بازگشت آمریکا به برجام و بازگشت ایران به ازسرگیری کامل برجام استقبال میکنیم. ما قویا از تلاشهای دیپلماتیک شدید جاری و تماس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با تمامی طرفین به عنوان هماهنگکننده برجام حمایت میکنیم.»
بحران آبوهوایی به بدترین سناریو رسید
تاکنون بسیاری از دانشمندان و محققان آبوهوایی، بارها نسبت به تبعات جبرانناپذیر تغییرات آبوهوایی و لزوم اجرای اقدامات ضروری برای مقابله با وقوع «بدترین سناریوی ممکن» هشدار دادهاند. حالا اما رئیس اجرایی آژانس محیط زیست گفته است که وضعیت اضطراری آبوهوایی به سطح «بدترین سناریوی ممکن» رسیده و اگر کنترل نشود، منجر به فروپاشی اکوسیستمها میشود و برای زندگی بشر تبعات ناگواری خواهد داشت.
به گزارش گاردین، «سِر جیمز بیوان»، رئیس اجرایی آژانس محیط زیست هشدار داده که این یک «داستان علمی تخیلی» نیست و در سالهای اخیر شاهد اتفاقهایی بودهایم که نشاندهنده وقوع بدترین سناریوی ممکن است؛ از جمله حوادق آبوهوایی شدید و سیل در بریتانیا. او از سیاستمداران خواسته تا برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای اقدام کنند و خود را با اثرات «اجتنابناپذیر» شرایط اضطراری آبوهوایی آماده کنند.
بیوان در کنفرانس سالانه انجمن بیمهگذاران بریتانیا گفته است: «سطح بالاتر آب دریاها، بسیاری از شهرهای جهان را از بین خواهد برد، میلیونها نفر را آواره خواهد کرد و بسیاری از سطوح زمینهای ما را غیرقابل سکونت یا غیرقابل استفاده خواهد کرد. حوادث شدیدتر آبوهوایی مثل خشکسالی، سیل، آتشسوزی جنگلها و مراتع و امواج گرما، بیش از آنچه بیشتر جنگها، باعث مرگ افراد شده، آدمها را خواهد کشت. به گفته سِر جیمز بیوان، «این تاثیرات، باعث فروپاشی اکوسیستمها، کاهش محصولات کشاورزی و نابودی زیرساختهایی میشود که تمدن ما وابسته به آنهاست و این وضعیت، همه پایههای اقتصاد مدرن و جامعه مدرن را ویران خواهد کرد.» بیوان در سخنرانی خود گفته است: «اگر فکر میکنید چیزی که تعریف میکنیم شبیه داستانهای علمی- تخیلی است، اجازه دهید تا آنچه را که باید، به شما بگویم. در طی چند سال گذشته، بدترین سیلها در اروپا به وقوع پیوسته است و این وضعیت در حال بزرگتر و شدیدتر شدن است. به همین دلیل است که تفکرات ما باید سریعتر از آبوهوا تغییر کند و به همین دلیل است که واکنش ما باید با مقیاس این چالش، هماهنگ شود.» هشدار وحشتناک بیوان، 9 ماه پیش از کنفرانس تغییرات آبوهوایی Cop26 در گلاسگو میآید، جایی که بریتانیا، قرار است میزبان نمایندگان و کارشناسان اقلیمی در سراسر جهان باشد. هدف از این کار، تعیین اقداماتی برای سازگاری با تاثیرات آبوهوایی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و محافظت و بازیابی طبیعت است.
بیوان گفته است، آنچه در چند سال گذشته در بریتانیا رخ داده، باید به عنوان هشدار واضحی برای اتفاقات پیش روی جهان در نظر گرفته شود.
آژانس محیط زیست در حال تلاش برای آمادهسازی مردم و محافظت از آنها در مقابل تاثیرات تغییرات آبوهوایی است. این آژانس همانطور که متعهد شده، از سال 2015 تاکنون 300 هزار خانه را برای مقابله با سیل آماده کرده است. این آژانس همچنین متعهد شده تا 5.2 میلیارد پوند سرمایهگذاری دولت را در ساخت سیلگیرها و موانع جدید ساحلی تا سال 2027 به سرانجام برساند و استراتژی مدیریت خطرِ سیل و فرسایش خاک ساحلی را اجرا کند.
علاوه بر همه اینها، سِر جیمز بیوان با تاکید بر لزوم اقداماتی به منظور کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بر نیاز به انجام اقدامات دیگر تاکید کرد: ما به خوبی میدانیم که چه کارهایی را باید انجام دهیم. ما باید بدانیم که چگونه مقیاس و گستردگی تغییرات آبوهوایی را کاهش دهیم. ما باید خود را با تبعات این تغییرات، سازگار کنیم. «ما با ایجاد سیستمهای دفاعی در مقابل سیل، به جوامع کمک میکنیم تا در مقابل اثرات تغییرات آبوهوایی مقاومت بیشتری داشته باشند و ما همچنین تلاش میکنیم که قدم به قدم، پیش برویم تا در نهایت تا سال 2030، به سازمانی با تولید کربن صفر تبدیل شویم.» بیوان، رئیس اجرایی آژانس محیط زیست گفته همانطور که دولتها نقشه راهی را طراحی کردهاند که از شرایط قرنطینه خارج شوند و به شرایط عادی بازگردند، دولتها و مردم، باید به صورت مشترک تلاش کنند تا با «همهگیری پنهان» بحران آبوهوایی، با همان قدرتی که با پاندمی کووید19 جنگیدند، مقابله کنند. او گفته که شرایط اضطراری آبوهوایی، یک پاندمی نادیدنی است، چراکه اگر کنترل نشود، تعداد بسیار زیادی از انسانها را خواهد کشت و بیش از آسیبی که کووید19 وارد کرده، به آنها صدمه خواهد زد.
سِر جیمز بیوان گفته است: «ما آن چیزی را به دست میآوریم که هزینهاش را پرداخت میکنیم؛ ما همان آبوهوایی را مییابیم که برایش تلاش میکنیم [نه چیزی بیش از تلاشمان را].» وبسایت رولیتور، در گزارشی مجموع خسارتهای اقتصادی که فجایع طبیعی در سال 2020 به آمریکا تحمیل کردند را بالغ بر 95 میلیارد دلار توصیف کرده است. شرکت بیمه Swiss Re خسارات اقتصادی تمام جهان را در سال گذشته، 175 میلیارد دلار اعلام کرده است. از جمله 32 میلیارد دلار به دلیل سیلهای چین و 13 میلیارد دلار خسارات ناشی از طوفان «آمفان» در سراسر هند و بنگلادش.
خبرگزاری سی.ان.بی.سی اما به نقل از شرکت Munich Re حجم آسیبهای اقتصادی سال 2020 را که حوادث طبیعی به جهان وارد کردهاند، 210 میلیارد دلار برآورد کرده است. «تورستن جیورک» یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت Munich Re در گزارشی گفته است: «خسارات حوادث طبیعی در سال 2020 به شکل چشمگیری بیش از سال پیش از آن است. واقعا زمان آن رسیده که اقدامی بکنیم.» اخیرا، بسیاری از چهرههای شناختهشده جهان شروع به صحبت در مورد بحران آبوهوایی کردهاند. از جمله بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت که کتابی را با نام «چگونه از فاجعه اقلیمی جلوگیری کنیم» منتشر کرده است. بیل گیتس میگوید که متحد کردن جهان درباره بحران آبوهوایی، کار سختی است اما اگر موفق شویم، بهترین کاری است که بشر تاکنون انجام داده است.
تاکید ظریف بر تداوم حمایتهای ایران از سوریه
وزیران خارجه ایران و سوریه در رابطه با مسائل مختلف رایزنی کردند. به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری رسمی سوریه(سانا)، فیصل مقداد، وزیر خارجه سوریه در تماسی تلفنی با محمدجواد ظریف، همتای ایرانی خود در رابطه با روابط دو جانبه و راههای تقویت آنها در تمامی زمینهها به ویژه همکاری اقتصادی برای عبور از آثار تحریمهای غیرانسانی وضع شده علیه مردم دو کشور بحث و رایزنی کردند. دو طرف همچنین در رابطه با تحولات مختلف سوریه و ایران و منطقه و جهان بحث و گفتوگو کردند. ظریف و مقداد همچنین در رابطه با نتایج دیدارهای روند آستانه که اخیرا در شهر سوچی برگزار شد گفتوگو کردند. وزرای خارجه ایران و سوریه بر لزوم پایبندی غربیها به قطعنامه شورای امنیت در رابطه با سوریه و بیانیه پایانی نشستهای آستانه و احترام به حاکمیت و استقلال سوریه و عدم حمایت از گروههای مسلح تروریستی تاکید کردند.
مقداد و ظریف همچنین پیرامون پیشرفت کار کمیته بررسی قانون اساسی سوریه و نتایج دور جدید نشست این کمیته که در ژنو سوئیس برگزار شد، گفتوگو کردند.
وزیر خارجه سوریه در ادامه بر حمایت قاطع کشورش از مواضع ایران در رابطه با توافق هستهای تاکید کرد. فیصل مقداد همچنین از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران از ملت سوریه به ویژه در زمینه اقتصادی تقدیر و تشکر کرد. از سوی دیگر محمدجواد ظریف از مواضع سوریه در حمایت از جمهوری اسلامی ایران در رابطه با توافق هستهای تقدیر کرد. ظریف در ادامه از سطح روابط تهران و دمشق ابراز خشنودی کرد. وزیر خارجه کشورمان همچنین بر تداوم حمایتهای ایران از سوریه به ویژه در زمینه مبارزه با تروریسم به منظور بازگشت امنیت و ثبات به این کشور تاکید کرد. دو طرف همچنین بر تداوم تماسها و تقویت مشورتها در رابطه با مسائل مختلف منطقه و جهان تاکید کردند.
اصطلاح بوتولیسم دیگر بین مدیران باب شده. با هر همهگیری اولین گزینهای که از زبان مسئولان شنیده میشود، بوتولیسم است. سال گذشته هم مرگ 43 هزار پرنده را به بوتولیسم ربط دادند و گفتند تالاب سمی شده. مشخص هم نکردند که با چه استناد و منطقی سم ریختن یک عده در تالاب باعث مرگ پرندگان میشود.
آن هم در تالابی که دهها هزار مترمکعب آب دارد و هر سمی با هر غلظتی را خنثی میکند. امسال این بهانه را نداشتند، اما باز هم دست روی بوتولیسم گذاشتند. دو ماه گذشته و هیچ یک از پاسخهای داده شده، منطقی نیست.
این بار هم از ورود دامپزشکان و متخصصان به این عرصه ممانعت شده و اجازه نمونهگیری نمیدهند. این در حالی است که بهترین راه حل برای کنترل موضوع، ورود مراجع مختلف برای افزایش اطمینان و البته دقت است.
شاید اگر تنها یک دستگاه مسئول این امر باشد احتمال کوتاهی و اظهارنظرهای مغرضانه وجود داشته باشد اما اگر گروههای مختلف مستقل از دولت به مسئله وارد شوند به تمام ابهامات پاسخ داده شود. این راهکار با عصر جدید همخوانی بیشتری دارد.
با این شیوه دیگر احتمال کمکاری یا حتی جانبداری به پایینترین حد خود میرسد. میانکاله یک تالاب بینالمللی است و تحت پوشش یک سازمان نیست. اهمیت مسئله در حدی است که حتی دستگاه قضایی و نظارتی هم باید به این مسئله وارد شود و کمیته حقیقتیاب تشکیل دهند؛ کمیتهای که متشکل از دستگاههای مختلف محیط زیست، دامپزشکی و سایر ارگانهای دخیل باشد و در کنارش اجازه دسترسی و نمونهگیری به متخصصان مستقل را بدهد. در حال حاضر شرایط به نحوی است که نمیتوان صرفا به صحبت سازمان دامپزشکی اکتفا کرد.
بارها از سمت دامپزشکان اظهار نظرهای مختلفی درباره میانکاله مطرح شده و همین مسئله ضرورت ورود همگان به این موضوع را دو چندان کرده است. سادهترین راهحل برای جلوگیری از این اظهارنظرها، اجازه نمونهگیری است. با یک نمونهگیری ساده جو ایجاد شده میخوابد و مسئله به طور دقیق و کارشناسی پیش میرود.
علائم بالینی با بوتولیسم همخوانی ندارد
درباره مرگ پرندگان در میانکاله نه گزارش سمشناسی ارائه شد نه حتی تایپ سم مشخص شد. فقط رئیس سازمان دامپزشکی کشور با قطعیت اعلام کرد که تلفات پرندگان در اثر بوتولیسم است. این رویه خلاف روند جهانی است. براساس اطلاعات سازمان جهانی سلامت دام، بوتولیسم جزء بیماریهای گزارشپذیراست و کشورها موظفاند این اطلاعات را اعلام کنند. اما این روند در ایران چندان اجرایی نشده است. حتی گزارش آزمایشگاهی هم منتشر نشده و مشخص نیست با چه استدلالی بوتولیسم تایید شده است. ویدیوهای منتشر شده هم بوتولیسم را با قطعیت تایید نمیکند. بر اساس این تصاویر پرندههای مبتلا دور خود میچرخد. پرندگان بیمار بیشتر علائم عصبی را نشان دادهاند، نه فلجی. این در حالی است که نشانه قابل اتکای بوتولیسم، فلجشدن حیوان است. ابتدا پا و بالها و سپس عضلات تنفسی که درنهایت منجر به مرگ میشود. همین علائم بالینی تردید درباره بوتولیسم و رد آن را بیشتر میکند چرا که علائم عصبی در بیماریهای دیگر باکتریایی مثل «کلرا» که عاملش «پاستورلا» است هم دیده میشود. حتی سموم نیز باعث بروز علائم عصبی در پرنده میشوند حال آنکه شنیدهها حاکی از آن است که فاضلاب به این محدوده خالی میشود. به طور کلی بوتولیسم از طریق کالبدشکافی قابل تشخیص نیست. روند تشخیص از طریق نمونهبرداری است و علائم بالینی. نمونهبرداری هم شرایط خاصی دارد؛ باید جسد تازه کالبد شکافی شود و از قلبش خونگیری شود، در کنارش باید از پرنده زندهای هم که علائم کمی دارد، خونگیری شود. علاوه بر این، نه تنها پرندگان بلکه خاک مجموعه هم در فرایند تشخیص مهم است و باید آزمایش و رصد شود. به واسطه همین امر هم نمیتوان تنها به گزارش یک خبرگزاری که اعلام میکند مرگ دهها هزار پرنده بر اثر بوتولیسم بوده، اکتفا کرد. این پرندگان میراث جهانی هستند و این که میگویند با این بیماری نسلشان منقرض نمیشود و زاد و ولدشان زیاد است، از پایه اشتباه است.
از سوی دیگر در این شرایط حتی اگر مرگ پرندگان بر اثر بوتولیسم باشد اولین اقدام جمعآوری تمام لاشههاست. حتی یک لاشه هم نباید روی زمین بماند چرا که مستعد گسترش بیماری خواهد بود. بر همین اساس در روز چند بار باید این لاشهها جمعآوری شوند. نکته مهم دیگر هم شناسایی گونههای درحال انقراض و واکسینه کردن آنهااست تا حداقل بدین نحو گونههای حائز اهمیت حفظ شوند.
در بلندمدت اما باید چارهای برای افزایش سطح آب تالاب اندیشید و جلوی ورود فاضلاب به تالاب را گرفت. هر چه سطح آب تالاب بیشتر باشد، احتمال تکرار این مسئله در سال بعد کمتر خواهد بود.
اما مسئله فقط تالاب میانکاله نیست. اگر بوتولیسم به تایید برسد باید پایش دقیق در تمام تالابهای کشور صورت گیرد. هر جا که شک بوتولیسم میرود باید به طور دقیق سنجش شود و در کنارش اقدامات اجرایی انجام شود تا جلوی فاجعه گرفته شود.
