بایگانی مطالب نشریه

«دیده‌بان میانکاله» بازداشت شد

|پیام ما| «حر منصوری»، فعال محیط زیست و دیده‌بان میانکاله، همزمان با برگزاری نشست خبری سرمایه‌گذار پتروشیمی میانکاله در مراتع حسین‌آباد بهشهر بازداشت شد.
ظهر دیروز، در حالی که سرمایه‌گذاران پتروشیمی میانکاله با دعوت از جمعی از خبرنگاران به‌دنبال توجیه یکی از پرحاشیه‌ترین پروژه‌های صنعتی سال‌های اخیر در شمال کشور بودند، «حر منصوری» بازداشت شد. صاحبان این پروژه در حالی نشست خبری خود را در مرتع حسین‌آباد برگزار کرده‌اند که فنس‌کشی این پروژه، راه‌اندازی کارگاه و حضور ماشین‌های سنگین برای هموار کردن مرتع همگی بدون مجوز محیط زیست بوده است و در روزهای اخیر سازمان حفاظت محیط زیست خواستار برخورد قضایی با مجریان این طرح شده است.
یکی از خبرنگاران حاضر در این نشست با تایید خبر بازداشت حر منصوری به «پیام ما» می‌گوید: «نیروی انتظامی بهشهر نهاد بازداشت‌کننده آقای منصوری است.»
او با تشبیه فضای این نشست به یک «ضیافت ناهار» ادامه می‌دهد: «در این نشست که در چادرهایی در نزدیکی پناهگاه حیات وحش میانکاله برگزار شد، طیفی از خبرنگاران موافق و مخالف پتروشیمی حضور داشتند اما برگزارکنندگان بیشتر قصد توجیه داشتند و ادعاهایشان همان ادعای همیشگی بود. می‌گفتند مجوز محیط زیست را داریم و امضای مسعود تجریشی، معاون وقت محیط زیست انسانی پای این مجوز وجود دارد. اما سازمان محیط زیست بارها این ادعا را رد کرده و گفته هیچ مجوزی صادر نشده و آنچه مجریان بر آن تکیه می‌کنند یک صورتجلسه پرایراد است.»
این خبرنگار همچنین می‌گوید: «فضای جلسه از سوی دیگر به شدت امنیتی بود و سرمایه‌گذار و برگزارکنندگان نشست بارها دوربین‌های ما را بررسی کردند و خواستند تعدادی از تصاویر را از فنس‌ها و ماشین‌های سنگین موجود در محوطه پاک کنیم. به علاوه مدام کارت‌های ما را بررسی می‌کردند و استعلام می‌گرفتند. من با هزار مصیبت وارد نشست شدم و حر منصوری که قصد داشت در نشست شرکت کند اما اجازه نمی‌دادند. در میانه نشست در حالی که سعی داشتند ما را با مغلطه‌ها و توجیه‌های خود سرگرم کنند، با خبر شدیم که آقای منصوری بازداشت شده است.» به گفته او در این نشست بارها موضوع نداشتن مجوز محیط زیست مطرح شد و با وجود ادعای برگزارکنندگان آنها در نهایت پذیرفتند که مجوز ندارند و برای دریافت آن در تلاش هستند. به گزارش «پیام ما»، بیشتر از دو هفته است که عملیات ساخت پتروشیمی میانکاله از سر گرفته شده و مجری پروژه بدون داشتن مجوز محیط زیست فعالیت خود را آغاز کرده است. این پروژه اولین‌بار بیستم اسفند ۱۴۰۰ شروع به کار کرد و خیلی زود با موج گستردۀ مخالفت‌ها روبه‌رو شد، تا آنجا که فروردین سال پیش پرونده‌اش بسته شد و حتی سخنگوی دولت مصوبۀ احداث این پتروشیمی را ناشی از تصمیمات دولت قبل توصیف کرد و گفت که اجرای این پروژه «منوط به دریافت مجوز محیط زیستی است».

درخواست توقف رهاسازی پساب‌های آلوده به رودخانۀ ارس

کارزاری باعنوان «درخواست توقف رهاسازی پساب‌های آلوده به رودخانۀ ارس از سوی کشور ارمنستان» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این خبر خطاب به رئیس‌جمهوری، رئیس مجلس شورای اسلامی، وزارت امور خارجه، وزارت کشور، رئیس سازمان محیط زیست و مجمع نمایندگان استان‌های آذربایجان‌شرقی و اردبیل آمده است: «سال‌هاست دولت ارمنستان برخلاف اصول انسانی و حسن همجواری، پساب‌های آلوده از قبیل پساب نیروگاه‌ها، معادن و فاضلاب‌ها را که طبق تحقیق و تأیید مراکز تحقیقاتی معتبر کشور، حامل انواع آلاینده‌های خطرناک برای سلامت انسان است، مستقیماً وارد آب رودخانۀ ارس می‌کند. این درحالیست که آب ارس منبع حیات و معیشت هزاران انسان در استان‌های آذربایجان و اردبیل است.
هم‌اکنون نیز میزان افزایش تصاعدی ابتلا به انواع سرطان‌های سیستم گوارشی در این استان‌ها که تفاوت معناداری با میانگین کشوری دارد، ظن تأثیر این پساب‌های آلوده و سمی و خطرناک را در سلامت مردم به یقین تبدیل کرده است.» در پایان این کارزار گفته شده: «لذا ما امضاکنندگان به نمایندگی از قاطبۀ ملت ایران قویاً از همۀ دستگاها و نهادها و شخصیت‌های حقوقی ذیربط می‌خواهیم به‌نام وظیفۀ حفظ سلامت شهروندان، توقف رهاسازی پساب‌های آلوده اعم از نیروگاهی، معادن و فاضلاب‌ها را به رود ارس از دولت ارمنستان را خواستار شوند و تا حصول نتیجه پیگیری کنند.» این کارزار از 31 خرداد آغاز شده است و تا 29 تیر 1402 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون به امضای 5 هزار و 553 نفر رسیده است.

آغازین رویارویی ایرانیان با جهان جدید

اولین ایرانیانی که به فرنگ و دیار غرب سفر کردند از خود سفرنامه‌هایی به‌جا گذاشتند تا دیگران را در جریان یک جهان جدید بگذارند. جهانی که آنان را با نوعی زیست مواجه کرد که سراسر برایشان حیرت بود. پانزدهمین نشست از سلسله‌نشست‌های بخارا به کتابی دربارۀ این موضوع اختصاص داشت. «انکشاف فرنگ (پدیدارشناسی تاریخ اندیشۀ جدید ایران)» نوشتۀ «فرامرز معتمد دزفولی» 12 تیرماه در مؤسسۀ فرهنگی و هنری ققنوس (راوی دوران) بررسی شد که حکایت آغازین رویارویی ایرانیان با جهان جدید از مجرای سفرنامه‌های فارسی به آن دیار است. به‌عقیدۀ «علی دهباشی»، سردبیر مجلۀ بخارا و برگزارکنندۀ جلسه، اهمیت این کتاب در این است که «نویسنده در آثارش افراط و تفریط نداشته و همه‌چیز را سنجیده است. او سعی کرده با برآیند شواهدی که نسل قبل خودش نوشته، بگوید که کشف فرنگ برای ما آغاز دوره‌ای بود که تازه دنیا را شناختیم.»

 

«فرامرز معتمد دزفولی»، نویسندۀ «انکشاف فرنگ»، این کتاب را مسبوق به آثاری دانست که در تاریخ اندیشه داشته است: «در کتاب «سفرنامه‌های ایرانیان به فرنگ» سعی کرده بودم شروعی از تاریخ تجدد و اندیشه ایرانی داشته باشم. اما به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهیم تاریخ تجدد را تدوین کنیم، این شروع باید از کجا و به چه روشی باشد؟ این دو پرسش مهم مرا به این واداشت تا آغازگاه‌های اندیشۀ خود را با جهان و تمدن جدید پیدا کنم.»
به گفتۀ او، سفرنامه‌های فرنگ می‌تواند اولین مواجهۀ ما با زیست‌جهانی متفاوت باشد: «سفرنامه‌نویسان گمان می‌کردند این یک آرمانشهر متحقق‌شده است. در سرتاسر سفرنامه‌هایشان از کلمۀ «حیرت» استفاده می‌کنند و این شکاف اولین جایی است که ما را دعوت می‌کند که بگوید جهان عوض شده است.»
او دراین‌باره ادامه داد: «در وهلۀ نخست هنگامی که این آثار را می‌بینیم آثاری بسیاری کودکانه، ذوق‌زده و سطحی هستند، درحالی‌که پدیدارشناسی به ما فرصت می‌دهد تا از زیست‌جهانی که فرد دارد تجربه می‌کند، جهان را ببینیم و در این هنگام است که جهان برای ما «منکشف» می‌شود.»
معتمد دزفولی سعی کرده در «انکشاف فرنگ» نشان دهد چگونه «مشروطیتی که شکل گرفت، قبل از آن در یک تخمیر علمی-فرهنگی متولد شد که نویسندگانش یک جهان فرهنگی را برای ما رقم زدند و مفاهیم جدیدی را پیش چشم ما قرار دادند.»
به گفتۀ نویسنده؛ آرمانشهر (اتوپیا)، چهره‌گشایی از زنان فرنگی در سفرنامه‌ها، طبیعت (عصر روشنگری درک جدیدی از طبیعت به انسان نشان داد) از جمله مفاهیمی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.
اتوپیای اندیشه‌ورزان ایرانی از اروپا؛ اندیشه‌ای اصلاح‌گرایانه
«نعمت‌الله فاضلی»، انسان‌شناس، در جلسۀ بررسی این کتاب «نوآوری نویسنده» را در طرح این مسئله دانست که ایرانیان، روشنگری داشتند: «نویسندۀ کتاب برای روشنگری ایرانی، یک جامع تئوریک طراحی می‌کند که گرچه از عهدۀ آن به‌خوبی برنیامده، اما در قالب آن می‌گوید باید نوشته‌های سفرنامه‌نویسان آنها را از منظر پدیدارشناسانه فهم کنیم و ببینیم آنها چه احساسی داشتند.»
او در ادامۀ صحبت‌های خود گفت: «وقتی که می‌خواهید ایدئولوژی‌ای را نقد کنید باید یک آرمانشهر و چیز زیبایی را در مقابل آن قرار دهید تا نقص‌هایش آشکار شود. روشنگران ایرانی باید طوری با مردم حرف می‌زدند که به مردم نشان دهند تاریخ فکریتان را باید تغییر دهند. بنابراین، باید یک اتوپیا در مقابل مردم قرار می‌دادند.»
به عقیدۀ فاضلی، «روایت نویسنده این کتاب از این حیث خواندنی است که توضیح می‌دهد اتوپیایی که اندیشه‌ورزان ایرانی از اروپا ارائه می‌کردند، نه در ستایش غرب بود، نه به منظور خلق دستگاه فلسفی جدید، بلکه اندیشه‌ای اصلاح‌گرایانه برای بیداری مردم ایران بود.»
آیا روشنفکران ایرانی راه درستی را طی کردند؟
«علی‌اکبر احمدی»، نویسنده و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، به اهمیت کتاب در طرح این مسئله اشاره کرد که آیا روشنفکری ایران از آغاز تاکنون راه درستی را طی کرده یا خیر: «نویسنده می‌گوید سرنوشت روشنفکری در این است که تحلیل درستی از آن داشته باشیم که آیا توانسته مسئلۀ سرزمین خودش را طرح و به کمک آنچه که از غرب آموخته، آن را حل کند؟»
او همچنین در بررسی این کتاب گفت: «اگرچه نویسنده به سفرنامه‌ها آغازین در قرن 13 می‌پردازد اما قلم را گسترش داده و به تأثیرات روشنفکری تاکنون نیز پرداخته است. بنابراین، نگارش نویسنده اختصاصی به قرن سیزدهم ندارد و یک ارزیابی نهایی از تاریخ روشنفکری در این دیار دارد.»
احمدی به دو مفهوم «علمی اندیشیدن» و «حقوق بشر» که در کتاب آمده، به‌عنوان مفاهیمی اشاره کرد که روشنفکری از غرب آموخته است.
انکشاف سنت
«حسن محدثی گیلوایی»، جامعه‌شناس در ادامۀ این نشست به این نکته پرداخت که در کتاب از مفهوم «سنت» به‌طور متعدد صحبت شده است: «نویسنده ما را با دوره‌ای از تاریخ آشنا می‌کند که دو سنت با هم مواجه هستند؛ یکی سنت قدمایی و دیگری تجدد یا مدرنیته. در دو قرن گذشته‌مان با برخورد سنت‌ها مواجه هستیم. در واقع انکشاف فرنگ، انکشاف سنت هم است. این کتاب بیش از اینکه نشان دهد که ما فرنگ را شناختیم، ما را با سنت آشنا می‌کند.»
به گفتۀ او، نویسنده بارها به خصلت آینه‌ای این سفرنامه‌ها اشاره کرده است: «در این مرحله از تاریخ ایران توسط سفرنامه‌نویسان با یک اتوپیای زمینی مواجه شدیم که از یک جامعه‌ای سخن گفتند که جامعه‌ای آرمانی و متفاوت بود. در حقیقت امکانی یافتیم که خود را با دیگری مقایسه و در اتوپیای غرب بایستیم و به خویش نظر کنیم.»
محدثی معتقد است «این فقط انکشاف غرب نبود بلکه انکشاف سنت بود. ما توانستیم ببینیم چطور به جهان، انسان، زنان و … نگاه می‌کنیم و چطور اینها در اتوپیای زمینی فرنگ متفاوت‌اند. درواقع، اینجا آغازگاه پرسش از خویشتن بود.»

سرچشمهٔ‎ اشک‌های دانش‌آموز نابینا

ویدئو اینطور شروع می‌شود: دختری نابینا، حدوداً چهارده یا پانزده ساله در ادارۀ آموزش‌و‌پرورش استثنایی شهرستان فلاورجان ایستاده است و به‌پهنای صورت اشک می‌ریزد. مردی که شاید پدر یا برادرش باشد، با صدای بلند از سر خشم بر سر مسئول سنجش فریاد می‌زند: «این گریه‌های یه دختر نابیناست که بازرس آموزش‌وپرورش فلاورجان به‌دلیل نبودن منشی از امتحان نمونه‌دولتی اخراجش کرده.» این فیلم که از سوی کمپین پیگیری حقوق افراد دارای معلولیت منتشر شده، انتقاد مرد خشمگین از مسئول سنجش ادارۀ آموزش‌وپرورش استثنایی شهرستان فلاورجان نشان می‌دهد. او می‌پرسد که چرا منشی‌ای در اختیار این دختر که برای آزمون ورودی مدرسۀ نمونه‌دولتی آماده شده بود، قرار نداده‌اند؟ این اتفاق در حالی رخ داده است که چهار روز پیش «روح‌الله خزائی»، رئیس ادارۀ آموزش‌وپرورش استثنایی اصفهان به ایرنا گفته بود: «این مجموعه با کسری قابل‌توجه نیروی انسانی و مربیان متخصص در این مدارس رو‌به‌رو است.» پیروی انتشار گستردۀ این ویدئو در شبکه‌های مجازی، وزیر آموزش‌و‌پرورش دستور ویژه‌ای صادر کرد که مشکل این دانش‌آموز حل شود. روابط عمومی اداره‌کل آموزش‌وپرورش اصفهان نیز با صدور اطلاعیه‌ای در این رابطه توضیح داد: «این دانش‌آموز در فرآیند ثبت‌نام فراموش کرده بود گزینۀ «نیاز به منشی» را انتخاب کند. با این حال متصدی برگزاری آزمون موظف بود مقدمات برگزاری آزمون این دانش‌آموز را فراهم سازد و برهمین اساس با متصدی یادشده به‌دلیل ناهماهنگی، برخورد قانونی صورت پذیرفت.»

 

هرچند حالا دیگر حداقل 5 سال است که کمبود نیرو در تمام بدنۀ آموزش‌وپرورش خودش را نشان ‌داده است. اما کمبود نیروی آموزش‌دیده و بامهارت در مدارس آموزش فراگیری که قرار بود خانۀ امنی برای فراهم‌کردن فرصت‌های برابر برای همۀ دانش‌‌آموزان فارغ از تفاوت‌هایشان باشد، شاید با اختصاص‌ندادن منشی به دانش‌آموز نابینای فلاورجانی که برای آزمون ورودی مدرسۀ نمونه‌دولتی آماده شده بود، بیشتر به چشم بیاید. کمبود نیروی معلم‌های رابط در مدارس آموزش فراگیر که نقش تسهیلگر را برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه بازی می‌کنند، البته مشکل تازه‌ای نیست. به‌طور مثال «محسن غفوریان»، معاون وقت آموزش و توانبخشی سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی در سال 95، تعداد معلم‌های رابط 364 نفر برای کل کشور اعلام کرده بود که موظف بودند در طول هفته بین 2 تا 8 ساعت با میانگین 4 ساعت به دانش‌آموزان خدمات ویژۀ یادگیری بدهند. این تعداد تا سال 1400 اما به گزارش طرح پژوهشی «ارزیابی کیفیت و اثربخشی آموزش تلفیقی-فراگیر در آموزش‌وپرورش کشور» طی سال‌های 99 تا 1401 از سوی سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی کشور به انجام رسیده بود، 209 نفر رسید.

تعداد معلم‌های رابط از 364 نفر در سال 95 به 209 نفر در سال 1400 رسیده است

این معلم‌ها برای کودکان با نیازهای ویژه وظیفۀ پشتیبانی و همکاری مشترک با معلم پذیرا، ارائه تسهیلات و خدمات آموزشی، پرورشی و توانبخشی مناسب به‌عهده دارند. همچنین، در کنار این معلم‌ها، منشی‌ها از طرف ادارۀ آموزش‌وپرورش استثنایی برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه اختصاص داده می‌شوند که در زمان امتحان پاسخ سؤالات را برای آنها به برگۀ امتحانی منتقل کنند. پژوهشگران آخرین گزارش سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی کشور از میزان اثربخشی اجرای طرح آموزش فراگیر نشان می‌دهد که دستمزدهای کم، وظایف سنگین آموزشی در کنار فقدان برگزاری مستمر دوره‌های ضمن خدمت برای این معلم‌ها از دلایلی به‌شمار می‌رود که بر کیفیت آموزش تأثیرگذار است. شاید این دلایل را بتوان به بخشی از دلایل کمبود نیروی معلم‌های رابط و منشی‌ها نیز تعمیم دارد.
بیشتر چه دانش‌آموزانی در مدارس فراگیر هستند؟
گزارش طرح پژوهشی سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی کشور که در 5 استان خوزستان، کرمان، تهران، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی پیاده شد. بر اساس این گزارش این طرح، از بین هزار و 132 نفر دانش‌آموز، 51.3 درصد با آسیب شنوایی در این مدارس هستند. همچنین 21.1 درصد آسیب‌دیدگان حسی-حرکتی را تشکیل می‌دهند. پس از آن گروه آسیب‌دیدگان بینایی با 14.8 درصد بیشترین تعداد دانش‌آموز در مدارس بوده‌اند. گروه آسیب‌دیدگان شنوایی در حالی بزرگ‌ترین گروه دانش‌آموزان حاضر در مدرسه‌های پذیرای آموزش فراگیر هستند که پژوهش دیگری در سال 1400 در استان مرکزی انجام شده بود، نشان می‌داد که والدین گروه آسیب‌های شنوایی تدریس محتوای آموزشی در مدارس عادی را برای فرزندانشان نامناسب توصیف کرده‌اند. همچنین در زمان شیوع ویروس کرونا، والدین این دانش‌آموزان ناتوانی آن‌ها در لب‌خوانی به دلیل ماسک معلمان را از جمله دیگر مشکلات این دانش‌آموزان گزارش کرده بودند.

بررسی‌های «پیام ما» از برنامه هفتم توسعه نیز نشان می‌دهد که آموزش فراگیر برای این دانش‌آموزان باز هم برای یک دوره پنج ساله دیگر به دست فراموشی سپرده شده است

کمبود نیرو یک مسئله ریشه‌دار
براساس آخرین گزارش طرح پژوهشی «ارزیابی کیفیت و اثربخشی آموزش تلفیقی-فراگیر در آموزش‌وپرورش کشور» طی سال‌های 99 تا 1401، تعداد مدارس عادی و پذیرا در آموزش فراگیر به بیش از 20 هزار مدرسه می‌رسد. همچنین 152 هزار دانش‌آموز با نیازهای ویژه در حال تحصیل در این مدارس هستند. بااین‌حال این گزارش می‌گوید که در قبال هر 10 دانش‌آموز با نیازهای ویژه، یک معلم وجود دارد و برای هر 6.16 دانش‌آموز آموزش تلفیقی و فراگیر نیز فقط یک معلم رابط وجود دارد. این درحالی‌است که باید در ازای هر 5 تا 8 دانش‌آموز، یک معلم و برای هر 6 دانش‌آموز، یک معلم رابط وجود داشته باشد. از آنجایی که وزارت آموزش‌وپرورش سالنامۀ آماری خود را منتشر نمی‌کند، نمی‌توان صحبتی از تعداد معلمان در آن سال کرد. اما به استناد از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در همان سال تحصیلی کمبود معلم به رقم 197 هزار نفر رسیده و پیش‌بینی شده بود که در سال تحصیلی 1401-1400 این رقم به میزان 224 هزار نفر برسد. پس از این برآورد وزیر آموزش‌وپرورش سابق، در اردیبهشت سال 1401، تعداد معلمان رسمی و پیمانی را 970 هزار نفر و چهار ماه بعد عدد یک میلیون نفر را برای تعداد معلمان فعال اعلام کرد. همچنین گزارش «تحلیل و بررسی وضعیت نیروی انسانی شاغل در وزارت آموزش‌وپرورش، و پیش‌بینی مشمولین بازنشستگی تا سال 1406» که در سال 1397 توسط معاونت امور علمی، فرهنگی و اجتماعی سازمان برنامه‌وبودجه تهیه شده است، جمعیت بازنشستگان آموزش‌وپرورش تا سال 1406، بیش از 463 هزار نفر پیش‌بینی کرده بود. این گزارش می‌گفت که که حدود 71درصد از این تعداد قبل از سال 1402 بازنشسته خواهند شد. همچنین، بیشترین میزان بازنشستگی معلمان در سال‌های 1400 و 1401 صورت خواهد پذیرفت که طی آن بیش از 111 هزار نفر معلم از آموزش‌وپرورش خارج می‌شوند. به‌این‌ترتیب، از سال‌های 1402 تا 1406، شاهد سیر نزولی در تعداد معلمان بازنشسته خواهیم بود و به‌صورت میانگین سالیانه حدود 18 هزار و 650 معلم بازنشسته خواهند شد.
فراموشی دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در اسناد بالادستی
از آغاز دهۀ 70، مسئلۀ آموزش فراگیر به کودکان با نیازهای ویژه مطرح شده است و شیوه‌نامۀ اولیۀ آن در سال اوایل ده 80 و نحوۀ اجرای آن در سال 91 به مدارس عمومی ابلاغ شد. هرچند تا امروز یازده سال از ابلاغ رسمی این طرح به مدارس عمومی گذشته اما آخرین گزارش طرح پژوهشی «ارزیابی کیفیت و اثربخشی آموزش تلفیقی-فراگیر در آموزش و پرورش کشور» می‌گوید که اغلب اسناد بالادستی هیچ جایی را برای آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در نظر نگرفته‌اند. این گزارش می‌گوید که از سیزده سند بالادستی در آموزش و پرورش، 7 سند از جمله نقشه جامع علمی کشور، منشور حقوق شهروندی، برنامه ششم توسعه، برنامه زیر نظام پژوهش و ارزشیابی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران، برنامه زیر نظام راهبردی و مدیریت نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران، مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش: راهنمای برنامه‌های درسی، سند مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران بر می‌شمرد که دانش‌آموزان با نیازهای ویژه را در برنامه‌ریزی‌های خود فاکتور گرفته‌اند. بررسی‌های «پیام ما» از برنامه هفتم توسعه نیز نشان می‌دهد که آموزش فراگیر برای این دانش‌آموزان باز هم برای یک دوره پنج ساله دیگر به دست فراموشی سپرده شده است.

حفر ۳۰ حلقه چاه برای عبور از بحران کم‌آبی سیستان

|پیام ما| کم‌آبی شدید در شمال استان سیستان و بلوچستان وضعیت اضطراری را رقم زده است. وزارت نیرو اعلام کرده برای حل بحران در کوتاه مدت طرح‌های آبرسانی متعددی از جمله حفر حداقل ۳۰ حلقه چاه در این دشت در دو فاز اجرایی شامل «دشتک» تا «شیله» و «دشتک» تا «نوار مرزی» واقع در منطقه «لواریاب» را دستور کار دارد. همچنین تکمیل خط دوم انتقال آب چاه‌نیمه به زاهدان در دستور است.

 

وزارت نیرو برنامه‌هایش برای مدیریت مسئله کم‌آبی در منطقه سیستان را اعلام کرد. به گزارش «پیام ما» در گزارشی که پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو منتشر کرده، دلیل مشکل آب « بدعهدی افغانستان» اعلام شده است. «با وجود خشکسالی و کمبود منابع آبی و بدعهدی افغانستان در تحقق حق آبه هامون از هیرمند، وزارت نیرو به صورت ویژه در حال ارائه خدمات و اجرای طرح‌های آبرسانی در سیستان است.»
بنا بر این گزارش، سیستان؛ منطقه‌ای که روزگاری انبار غله ایران بود و انعکاس رنگ آسمان در زلالی آب‌ دریاچه هامونش زیبایی منحصربفردی به آن بخشیده بود.
این خبر که تایید می‌کند «دیگر خبری از سرزندگی دریاچه بزرگ شرق نیست»؛ و با تاکید بر مسئولیت دولت‌های گذشته در ادامه آمده است: « وضعیتی که دلیل آن خشکسالی و مسدود شدن راه‌های ورود آب در هیرمند است، حق آبه‌ای که سال ۱۳۵۱ در زمان پهلوی دوم در افغانستان قراردادش میان ایران و افغانستان امضا و قرار شد، سالانه حدود ۸۰۰ میلیون متر مکعب آب از آن کشور وارد هیرمند شود.تفاهم‌نامه‌ای ۵۰ ساله که طرف افغانستانی از اوایل دهه ۷۰ به بعد به آن پایبند نشد و سال‌هاست ذخایر چاه‌نیمه‌ها تنها منبع تامین آب مردم منطقه است و طی این مدت چاره‌ای دیگر از سوی دولت‌های گذشته برای روزهای کم آبی منطقه اندیشیده نشد.»

از سال ۱۴۰۱_۱۴۰۰ که تامین آب سیستان با خطر جدی مواجه شد، استفاده از ذخایر موجود در اولویت قرار گرفت و آب از چاه نیمه‌های۴ و ۲ به ۳ و ۱ توسط قرارگاه سازندگی سپاه پاسداران منتقل شد

تقصیر «کمال‌خان» است
حالا وزارت نیرو مدعی‌ است که خلاف دولت‌های پیشین «دولت سیزدهم با نگاهی ویژه به دنبال روش‌هایی برای تامین آب در منطقه و رفع مشکل بزرگ مردم این دیار است.»
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان با تاکید بر این که طی چند دهه اخیر هیرمند آوردی نداشت و ذخیره‌های چاه‌نیمه برای شرب و حتى تامین بخشی از آب کشاورزی استفاده می‌شد نوشت: «اوج خشکسالی سیستان و عدم تحقق حق‌آبه و ورود آب به سیستان با بهره‌برداری بند کمال‌خان در افغانستان شروع شد.»
به گفته علیرضا قاسمی، با وجود وابستگی به چاه‌نیمه‌ها و هیرمند، طی چند دهه‌ اخیر برای ایجاد منابع آبی دیگر به منظور تامین آب شرب چاره اندیشی نشد و همه ذهن‌ها به برداشت آب از چاه نیمه‌ها معطوف بود، بنابراین برای تامین آب شرب شهری و روستایی از چاه نیمه‌ها، ۲ واحد تصفیه‌خانه و خطوط انتقال و مخازن ذخیره احداث شد: «درحال حاضر از طریق ۴۵۰۰ کیلومتر خطوط انتقال و شبکه توزیع، انتقال آب برای شهرها و روستا‌ها به میزان ۱8۰۰ لیتر در ثانیه توزیع می‌شود. از این میزان ۱۰۶۰ لیتر برای روستاها و تعدادی از شهرها از طریق طرح روستایی و 740 لیتر برای شهر‌های زابل، زهک، هامون، هیرمند و نیمروز از طریق طرح آبرسانی شهری منتقل می‌شود.

با برداشت آب از چاه‌هایی که توسط شرکت آب منطقه‌ای در جنوب شرق دشت سیستان در حال حفر و تجهیز است و برداشت و انتقال آب از منطقه بندان، آب شرب سیستان از منابع آب زیرزمینی تامین خواهد شد

سراغ منابع زیر زمینی می‌رویم
به گفته قاسمی با وجود مشکل در تأمین آب، انتقال و توزیع در شرایط کنونی با همه امکانات و تجهیزات موجود و از طریق زیرساخت‌های آبرسانی بدون هیچ‌گونه وقفه‌ای صورت می‌گیرد: «از سال ۱۴۰۱_۱۴۰۰ که تامین آب سیستان با خطر جدی مواجه شد، استفاده از ذخایر موجود در اولویت قرار گرفت، به گونه‌ای که آب از چاه نیمه‌های۴ و ۲ به ۳ و ۱ توسط قرارگاه سازندگی سپاه پاسداران منتقل شد. از نیمه سال ۱۴۰۱ موضوع استفاده از منابع جایگزین برای سیستان مصوب شد، هرچند در این میان چاه‌های ژرف به عنوان طرح‌های مطالعاتی روند خود را طی می‌کرد. استفاده از منابع آبی غرب سیستان در سفر اعضای کمیسیون عمران مجلس به سیستان، توسط مدیرعامل شرکت مهندسی آبفای کشور بر اساس مطالعات و مستندات ارائه شده مطرح و در آذرماه سال گذشته طرح اضطراری سیستان با استفاده از منابع آبی هامون سابری در فاز یک و استفاده از منابع آبی دشت «شیله» و «بندان» و منابع زیرزمینی جنوب شرق سیستان (در فاز ۲) مصوب شد.»
براساس آنچه در این خبر و به نقل از این مسئول آب استان آمده «متاسفانه اتکا به استفاده از آب‌های سطحی در سیستان که از خارج کشور تامین می‌شود به حداقل رسید، به گونه‌ای که هیچ آوردی از هامون سابری و فراه‌رود وارد ایران نشد، اما وجود منابع آبی زیرزمینی قابل اتکا به منطقه دشتک می‌تواند بخش اعظمی از کمبود آب را جبران کند؛ منابعی که به همت کارشناسان منابع آب این شرکت شناسایی شده و هم‌اکنون چاه‌های دستگاهی با عمق متوسط در حال حفاری است. پیش‌بینی می‌شود با حفر حداقل ۳۰ حلقه چاه در این دشت در دو فاز اجرایی شامل دشتک تا شیله و دشتک تا نوار مرز واقع در منطقه لواریاب که امکان توسعه نیز دارد و تکمیل خط دوم انتقال آب چاه‌نیمه به زاهدان آب را به سیستان منتقل کرد به گونه‌ای که با خطوط موجود و خط دوم انتقال به چاه نیمه ۳ انجام و از آنجا با خطوط انتقال موجود تامین آب برای سیستان صورت خواهد گرفت.»
بنابر توضیحات قاسمی، با فرض برداشت ۳۰ لیتر بر ثانیه آب از هر حلقه چاه و ۸۰ درصد شیرین‌سازی، امکان انتقال یک مترمکعب برای شرب سیستان فراهم می شود که ۶۰ درصد نیاز آبی سیستان در پیک مصرف را تامین خواهد کرد. همچنین با برداشت آب از طریق چاه‌هایی که توسط شرکت سهامی آب منطقه‌ای در جنوب شرق دشت سیستان در حال حفر و تجهیز است و همچنین برداشت و انتقال آب از منطقه بندان، آب شرب سیستان در شرایط فعلی از منابع آب زیرزمینی تامین خواهد شد.»
گفته‌های مسئول آب و فاضلاب در استان سیستان و بلوچستان در شرایطی است که بسیاری منتقد طرح‌های آبرسانی اجرا شده یا در حال اجرا از سوی وزارت نیرو هستند و معتقدند که علاوه بر مشکلات آب، بخشی از مشکلات گرد و غبار نیز به گردن این وزارتخانه است. همچنین شهروندان شهرها و روستاها در منطقه سیستان این استان، از کمبود و بی نظمی آبرسانی سیار در این استان گلایه دارند.

«متاورس»، آیندۀ گردشگری

گردشگری داوطلبانه، گردشگری تجربه‌گرا، گردشگری مسئولانه، گردشگری مجازی، گردشگری سیاه و مفاهیمی از این دست شاید رویکردهای نوینی در حوزۀ گردشگری محسوب شوند، اما به‌نظر می‌رسد مفهومی جدیدتر می‌تواند همۀ این شاخه‌ها و حتی شاخه‌های سنتی گردشگری را دگرگون کند؛ «متاورس». هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور که سفر، تجربۀ گردشگری و بازاریابی آن را متحول می‌کند و تا همین امروز هم برخی از برندهای مطرح به آن پیوسته‌اند.

 

احتمالاً در سال‌های اخیر تجربۀ استفاده از عینک‌های واقعیت مجازی را داشته‌اید، چه در بازی‌های کنسول چه در اتاق‌های چندبعدی شهربازی‌ها؛ تجربه‌ای هیجان‌انگیز از حضور در یک دنیای خیالی، سقوط از ارتفاع، جنگ با زامبی‌ها گرفته تا کار با گوشی اما به فضایی بزرگ‌نمایی شده و متفاوت. این دنیای مجازی، فراواقعی و موازی همان «متاورس» است که درباره‌اش صحبت می‌کنیم. فراجهانی که هر فرد در آن یک ماهیت مستقل دارد و یک فرد به‌محض اتصال به اینترنت وارد یک جهان موازی به پیچیدگی همین دنیای فیزیکی می‌شود. متاورس (Metaverse) برگرفته از دو واژۀ «Meta» و «Universe» و به معنی فراجهان است. این اصطلاح برای اولین‌بار توسط شخصی به نام «نیل استیونسن» و در رمان علمی-تخیلی «خرابی برفکی» مطرح شد. این رمان که در سال 1992 به چاپ رسید، داستان آواتارهایی بود که هریک متعلق به یک نفر و در فضایی سه‌بعدی با یکدیگر در ارتباط بودند. دو سال پیش بود که همین جهان موازی در واقعیت و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، میزبان اولین عروسی متاورس بود و حتی مهمانان هدایای خود را با رمزارزهای الکترونیک و با استفاده از (NFT) یا مالکیت دیجیتال پرداخت کردند. این تعریف‌ها و تجربه‌ها، احتمالاً تا حدودی شما را با «متاورس» ‌آشنا کرده باشد و بتوانید حدس بزنید «متاورس» قرار است در دنیای گردشگری چه کاری انجام دهد. چه فکر می‌کنید؟

یک تعریف کلی در «گردشگری متاورس» وجود دارد؛ حضور فراواقعی و مجازی در جایی در کوتاه‌ترین زمان ممکن با کمترین هزینه و شبیه‌سازی‌شده با واقعیت. «متاورس» اما قرار است چیزی فراتر از این تجربه برای ما فراهم کند؛ ابزار مکملی که به خدمات‌دهنده‌های این حوزه کمک می‌کند از متاورس برای نمایش مجازی خدمات‌شان استفاده یا به گردشگران کمک می‌کند بدون خرج اضافی جنبه‌های مختلف سفر را بررسی و مقایسه کنند

دربارۀ گردشگری «متاورس»
تجربۀ گردشگری مجازی چندسالی است به‌صورت محدود با قابلیت سه‌بعدی در اپلیکیشن‌های «گوگل‌ارث» یا «استریت‌ویو» یا حتی سایت اماکن تاریخی، موزه‌ها و حتی زیارتی در دسترس علاقمندان است؛ از هر کجای دنیا کافی است به اینترنت متصل شوید و چند دقیقه بعد در نقطۀ دیگری از جهان باشید. وبسایت «بازار جهانی سفر» (WTM)، گردشگری مجازی (Virtual Tourism) را ترکیبی از اصول گردشگری با فناوری واقعیت مجازی (VR) می‌داند که به افراد اجازه می‌دهد بدون سفر‌کردن به مناطق مختلف، مقاصد و جاذبه‌های جدید را کشف و تجربه‌ کنند. گردشگری «متاورس» هم شامل واقعیت مجازی (VR)، واقعیت ترکیبی (Mixed Reality) و واقعیت افزوده (AR) است که به اشکال مختلف اجرا می‌شود. این حوزۀ جدید، در ساده‌ترین شکل، شامل ویدئویی کوتاه از یک مقصد گردشگری است که از طریق گوشی‌ همراه می‌توان دید، اما از اشکال پیچیده‌تر آن، می‌توان به شبیه‌سازی یک مقصد یا فعالیت گردشگری به کمک هدست‌های هوشمند اشاره کرد که نه تنها حواس بینایی، بلکه احساسات و حواس بینایی، شنوایی و حتی لامسۀ مخاطبان را هم به‌کار می‌گیرد.
باوجوداین، «متاورس» قرار است چیزی فراتر از این تجربه برای ما فراهم کند؛ ابزار مکملی که قرار نیست در همه‌جا و همیشه جایگزین تجربه‌های واقعی سفر شود، اما می‌تواند به خدمات‌دهنده‌های این حوزه کمک کند از متاورس برای نمایش مجازی خدماتشان استفاده کنند، یا به گردشگران کمک کند بدون خرج اضافی جنبه‌های مختلف سفر را بررسی و مقایسه کنند.
مزیت‌های گردشگری با «متاورس»
یک تعریف کلی در «گردشگری متاورس» وجود دارد؛ حضور فراواقعی و مجازی در جایی در کوتاه‌ترین زمان ممکن با کمترین هزینه و شبیه‌سازی‌شده با واقعیت که می‌توانید طی آن در یک مکان تاریخی قدم بزنید و حتی افراد دیگری که با آواتارشان در آنجا حضور دارند را ببینید، اما گفتیم که «متاورس» ابزار مکمل هم هست.
انتخاب راحت مقاصد گردشگری و رزرو هتل، پرداخت هزینۀ سفر در پایین‌ترین قیمت، ارتباط با دوستان دور و نزدیک، شرکت در ایونت‌ها و گردهمایی‌های گردشگری و بهبود تجربۀ سفرهای کاری مزیت‌هایی است که برای گردشگری «متاورس» ذکر شده است.

رئیس مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران: وزارت میراث‌فرهنگی‌، گردشگری و صنایع‌دستی در حوزۀ متاورس هم مثل خیلی از حوزه‌هایی که مسئولیتش‌ را دارد، عقب مانده است. در این زمینه باید فعالانه‌تر عمل کنیم چون در سال‌های آینده علاوه‌بر اینکه گردشگری حضوری روند خود را ادامه خواهد داد، بسیاری از مردم با استفاده از متاورس و به‌صورت کلی‌تر با فناوری‌های نوین به‌دنبال گشت‌وگذار هستند

از نگاه ریزبینانه‌تر زیرساخت متاورس و تکنولوژی‌های وابسته به آن یعنی اینترنت موجب افزایش سرعت انتقال اطلاعات می‌شود و علاوه‌بر دریافت راحت اطلاعات دربارۀ مقصد، امکان مشاهده و مطالعۀ نظرات گردشگران قبلی، تصاویر و ویدئوهای مرتبط را برای ما فراهم می‌کند. در گام بعدی، «بلاکچین» یک زیرساخت مهم برای «متاورس»‌ است؛ شبکه‌ای همتابه‌همتا که سروری در آن وجود ندارد و کاربرانش مسئول تأمین امنیت شبکه هستند. در چنین شبکه‌ای، کاربران در ازای اقدامات مدیریتی، پاداش دریافت می‌کنند و هر یک سهمی در مالکیت شبکه خواهند داشت. این بخش می‌تواند با جذب سرمایه‌گذاران حوزۀ رمز ارز به گردشگری، در کمک به تراکنش‌های راحتتر مالی در این حوزه و داد‌ و ستدها، خود را نشان ‌دهد.
فناوری وب‌ 3 و تعاملی که در دنیای متاورس کاربرد زیادی دارد و در حوزۀ گردشگری به‌راحتی می‌تواند منجر به تعامل و مشارکت کاربران و گردشگران شود و آنها را حتی در مدیریت یک مقصد گردشگری سهیم کند.
همچنین همان‌طور که گفته شد هوش مصنوعی یکی از اجزای مهم «متاورس»‌ است ‌که می‌تواند در تفکیک گردشگران، تخمین زمان سفر بعدی، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده، جایگاه‌یابی برند و مدیریت مالی غیرمتمرکز کمک کند. «قیف بازاریابی» (شناخت مراحل بازاریابی و تدوین استراتژی) و فیلتر کردن گردشگران از دیگر مزیت‌های «متاورس» برای گردشگری است.
تجربه‌های جهانی
برخلاف آنچه فکر می‌کنید گردشگری‌ «متاورس» تجربه‌ای برای آینده نیست؛ این فراجهان همین امروز هم به‌صورت محدود در حال تجربه است. برای مثال، هواپیمایی امارات با استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی به کاربران خود اجازه می‌دهد پیش از سفر در هواپیما حضور مجازی داشته باشند و بخش‌های مختلف را مشاهده و صندلی را به‌صورت سه‌بعدی رزرو کنند. گروه هتل‌های «ماریوت» به‌عنوان یک مجموعۀ گردشگری آمریکایی، قابلیتی را ایجاد کرده است تا افراد بتوانند تجربه‌های خود را از اقامت در هتل‌ها در قالب نقاشی‌ دیجیتال در یک مجموعه ارائه و اقدام به خریدوفروش آنها کنند. همچنین پروژۀ «نئوم» و «دبی آینده» قصد دارند اولین شهرهای مجازی دنیا را که نقشهۀ آن کاملاً مشابه نقشهۀ شهر فیزیکی شهر در حال ساخت «نئوم» در عربستان و دبی، پایتخت امارات متحده عربی، است در بستر متاورس تأسیس کنند.
ایران کجای این فراجهان است؟
هنوز هیچ برنامۀ مشخصی برای «متاورس» به‌صورت کلی و «گردشگری متاورس»‌ به‌صورت تخصصی‌تر در ایران تدوین نشده است و آن‌طور که رئیس مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران تأکید می‌کند، هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ به دورۀ تکامل می‌رسد و کشورها و صنایعی که زیرساخت لازم آن را فراهم نکنند با مشکل مواجه می‌شوند.
«رحیم یعقوب‌زاده»، رئیس مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران با این توضیح که متاورس فراتر از خرید بلیت هواپیما و رزرو اتاق هتل است، برای سفر و گردشگری جذابیت ایجاد و بازاریابی گردشگری را متحول و به شناخت سلیقۀ گردشگر و انتظاری که از مقصد سفر دارد، کمک می‌کند، می‌گوید: «متاورس‌ و فناوری‌های نوظهور تقریباً از سال 2022 در جهان و در حوزۀ گردشگری مطرح شده‌اند؛ فضایی که در کنار مزیت‌هایش اگر بی‌رویه و به‌شکل کنترل‌نشده توسعه یابد، ممکن است جوامع انسانی و حتی کره زمین را با مشکل مواجه کند.»
او در گفت‌گو با «پیام ما» ادامه می‌دهد: «شاید زمانی اینکه در خانه‌ بنشینیم و کل دنیا را ببینیم آرزو بود، اما فضای مجازی این شرایط را محقق کرده است و می‌توان حتی با آثار تاریخی و دیدنی عکس یادگاری گرفت. گردشگری مجازی و متاورس هم شرایطی را رقم زده است که گردشگر می‌تواند به‌شکلی متفاوت از سفر فیزیکی و سنتی در میان دیدنی‌ها جست‌وجو کند، بسیاری از نادیدنی‌ها را با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین زمان ببیند و اطلاعات مهمی درباره‌شان دریافت کند. حتی کسب اطلاعات بیشتر با فناوری‌های جدید می‌تواند گردشگران را به بازدید حضوری علاقمندتر و نگاهشان را جزئی‌تر و عالمانه‌تر کند.»
یعقوب‌زاده با تأکید بر اینکه بسیاری از کشورها متوجه شدند که فناوری‌ به‌ویژه فناوری‌های نوظهور به کمک گردشگری می‌آید، تصریح می‌کند که از «متاورس» گزیری نیست و اگر ما نخواهیم از فناوری‌های نوظهور مانند آن استفاده کنیم در شکل سنتی باقی و از همۀ کشورهای دیگر عقب می‌مانیم.
او با بیان اینکه ایران با تأخیر در حوزۀ فناوری حرکت می‌کند و در حوزۀ گردشگری هم هنوز در ابتدای دورۀ مدرن قرار دارد، توضیح می‌دهد: «جهان دورۀ پسامدرن گردشگری را شتابان برنامه‌ریزی و طی می‌کند، اما در کشور ما ۳۰ دستگاه متولی گردشگری و تأثیرگذار هر یک مسیر خود را می‌روند و با این روند در دورۀ بلوغ متاورس با مشکل مواجه می‌شویم. متولی اصلی این بخش وزارت میراث‌فرهنگی‌، گردشگری و صنایع‌دستی است که در این حوزه هم مثل خیلی از حوزه‌هایی که مسئولیتش‌ را دارد، عقب مانده است. در این زمینه باید فعالانه‌تر عمل کنیم چون در سال‌های آینده علاوه‌بر اینکه گردشگری حضوری روند خود را ادامه خواهد داد، اما بسیاری از مردم با استفاده از متاورس و به‌صورت کلی‌تر با فناوری‌های نوین به‌دنبال گشت‌وگذار هستند.»
او راه چارۀ پیوستن به این جریان را آشنا کردن جامعه با این فناوری، آموزش آن به فعالان حوزۀ گردشگری و همچنین فراهم‌کردن زیرساخت‌ها می‌داند.
**
«متاورس» با همۀ جذابیت‌های ازپیش‌مطرح‌شده‌اش هنوز دنیای غریبی است؛ دنیایی که ورود به آن کمی هم با ترس همراه است. اما این دنیا به اعتقاد کارشناسان دنیایی است که باید به آن بپیوندیم و راه چاره‌ای نداریم. سفر با فناوری «متاورس» ممکن است در گردشگری طبیعت یا بومگردی یا گردشگری مزرعه کاربردی نداشته باشد، اما در حوزه‌هایی تاریخی و فرهنگی یا حضور در رویدادهای گردشگری کاربرد زیادی خواهد داشت و بیش از همه اینها، با ابزار خود به توسعۀ این صنعت کمک خواهد کرد.

 

اظهارنظرهایی دربارۀ گردشگری و «متاورس»

«سعید سمیعی» رئیس دبیرخانۀ دائمی متاراد: «بازاریابی گردشگری، یافتن گردشگران جدید، افزایش آگاهی مسافران، معرفی مقصد و جاذبه‌های گردشگری اولین مأموریت‌ها و مستقیم‌ترین تأثیرات متاورس بر گردشگری است. در بخش تأثیرات غیرمستقیم علاوه‌بر هوشمندسازی صنعت گردشگری می‌توان به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها، تحلیل حس رضایتمندی در استفاده از خدمات، رقابتی‌کردن واحدهای ارائه‌کنندۀ خدمات و درنهایت، کاهش هزینه‌های سفر اشاره کرد.»
«محمد لهراسبی‌نژاد» رئیس دپارتمان پولی، بانکی، مالی و اعتباری متاراد: «پدیده‌های نوظهور در توسعۀ صنعت گردشگری که با حوزۀ مالی و پولی ارتباط دارد، تأثیر مستقیم دارد، زیرا موتور محرک صنعت گردشگری تبادلات مالی است. با فناوری‌های نوظهور مانند متاورس رزرو هر اتاقی در هر اقامتگاهی در هرجای دنیا در دورترین نقطۀ جهان به لحظه (برخط) شده است و از سوی دیگر، تأسیسات و تجهیزات کوچک و بزرگ گردشگری که در وهلۀ اول، نیازمند سرمایه‌گذاری و پول هستند، از قابلیت رمزارزها بهره می‌برند.»
«الهام فراهانی» رئیس دپارتمان متاورس متاراد: «با متاورس و هوش مصنوعی کسب‌وکارهای حوزۀ گردشگری توسعه پیدا می‌کند و علاوه‌بر آثار شناخته‌شده، آثار ناشناخته هم به گردشگران جهان معرفی می‌شوند. فعالان صنعت گردشگری از همین حالا باید با ابزارها و فناوری‌های نوظهور پیاده‌سازی عینی و دقیق جاذبه‌های گردشگری و بناها و جاذبه‌های گردشگری را آغاز کنند؛ شبیه و مانند، نه باید دقیقاً با کیفیت عالی این کار را انجام دهند تا مخاطب کاملاً جذب شود و برای سفر و تجربۀ نزدیک یک اثر سفر کند.»

سیلی توفان و شلاق گرما‎

|پیام ما| از یک سو گنبدی حرارتی بر فراز لوئیزیانا، تگزاس و اوکلاهاما شناور شده، و از سوی دیگر باران‌های شدید و رعد و برق و توفان، درختان و خطوط برق را شکسته و برق هزاران مشترک در شیکاگو قطع شده است. «ال‌نینو» اینجاست. اولین نشانه‌های حضور این پدیده جوی یک ماه پیش دیده شد و اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده هشدار داد که الگوهای اقلیمی سراسر اقیانوس آرام به‌زودی تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. در هفته‌های گذشته بعضی دانشمندان احتمال داده‌اند که ال‌نینوی امسال، پدیده‌ای قوی باشد و هواشناسان و مسئولان مدیریت بحران خود را برای سیل و خشکسالی احتمالی آماده کرده‌اند و از سوی دیگر این احتمال را مطرح کرده‌اند که بر اثر ال‌نینو، دمای سیاره زمین به بالاترین حد خود برسد.

 

روند معمول این است که بادهایی که در شرق اقیانوس آرام می‌وزند، آب گرم سطح اقیانوس را به سوی غرب، به‌ویژه به آسیا و استرالیا می‌رانند و به دنبال این تغییرات، آب سرد در نزدیکی آمریکای جنوبی از اعماق اقیانوس بالا می‌آید. اما ال‌نینو وقتی رخ می‌دهد که بادها کاهش می‌یابند و آب‌های گرم به سمت قاره آمریکا رانده می‌شود. طبق یافته‌های اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده، ۸۴ درصد احتمال وقوع ال‌نینوی متوسط تا شروع زمستان در نیمکره شمالی وجود داشته و به احتمال ۵۶ درصد این پدیده به صورت یک رویداد قوی ظاهر خواهد شد. پیش‌بینی‌های این اداره از احتمال شرایط مرطوب‌تر از حد متوسط در سواحل جنوب غربی آمریکا و در امتداد خلیج مکزیک و همینطور انتظار زمستان‌های گرم‌تر در شمال ایالات متحده گفته است. دانشمندان در هفته‌های گذشته هشدار داده بودند که ال‌نینو می‌تواند رکوردهای تازه‌ای از گرمای شدید ثبت کند و از سوی دیگر در آمریکای جنوبی با بارندگی و سیل همراه شود. اکنون گویی این پیش‌بینی‌ها در حال وقوع است.

ال‌نینو حتی در آغاز وقوع می‌تواند بر سلامت انسان تاثیر بگذارد. اوایل امسال وقوع پدیده‌ای مشابه در سواحل پرو و اکوادور سبب وقوع بارش‌های سیل‌آسا در این منطقه شد. سیل‌های ناشی از این بارش‌ها، پس از باران‌های ناشی از توفان‌های استوایی در ماه مارس، شرایط را برای تولید مثل حشرات و انتقال بیماری‌های ویروسی از جمله تب دنگی فراهم کرد. چنان که امسال بیش از ۱۵۰ نفر در پرو با شیوع دنگی تب دنگی جان خود را از دست دادند

در آمریکا چه می‌گذرد؟
این خلاصه‌ای از وضعیت آب و هوایی این روزهای آمریکا است: میلیون‌ها نفر در سراسر ایالات متحده گرفتار شرایط آب و هوایی خطرناک شده‌اند و آماده شدت گرفتن این روند هستند؛ از یک سو رعد و برق و از یک سو موج گرمای شدید. از روز دوشنبه ۳۶ میلیون نفر از مردم این کشور، به ویژه در نواحی جنوبی و غربی، با هشدار گرمای بیش از حد مواجه شده‌اند. بر پایه گزارش تازه گاردین، طبق پیش‌بینی‌ها ثبت رکورد دمای بالا در بعضی نقاط تا اواخر هفته ادامه خواهد یافت. بخش بزرگی از ایالات متحده، از شمال کالیفرنیا تا ایالت واشنگتن، این هفته برای چندین روز در گرمای شدید خواهد بود. این وضعیت جوی، دیروز جشن روز استقلال آمریکا را هم تحت تاثیر قرار داد. از طرف دیگر ساکنان بسیاری از شهرهای غرب میانه با پیامدهای باران شدید و سیل دست و پنجه نرم می‌کنند. رعد و برق و توفان آخر هفته در شیکاگو خیابان‌ها و بزرگراه‌ها را در سیل پوشاند چرا که در برخی مناطق شهر در عرض چند ساعت نزدیک به ۹ اینچ (۲۲۸.۶ میلی‌متر) باران بارید. پس از توفان‌های اخیر بسیاری از مناطق در غرب میانه هنوز برق ندارند. در گزارش‌ها به مرگ زنی ۳۳ ساله در سنت‌لوییس به دلیل سقوط درخت روی خودرو و همینطور مرگ پسری ۵ ساله بر اثر سقوط یک درخت روی خانه اشاره شده است. از سوی دیگر انتظار می‌رود که دود بیشتری از آتش‌سوزی‌های جنگلی به ایالت‌های شمالی آمریکا بازگردد. آن هم در حالی که کمتر از یک هفته پیش دود ناشی از آتش‌سوزی‌های جنگلی آسمان را مه‌آلود کرد و کیفیت هوای سراسر غرب و شمال شرق آمریکا را در وضعیت خطرناک قرار داد.

ال‌نینوی قوی امسال می‌تواند دمای جهانی را به بالاترین حد خود برساند. به نظر می‌رسد که زمین با تجربه پدیده آب‌وهوایی سه ساله «لانینا»، به سمت یکی از قوی‌ترین رویدادهای ال‌نینو با پیامدهای جهانی حرکت می‌کند

هشدار دوری از هدف ۱.۵ درجه
کارشناسان اقلیمی هشدار داده‌اند که در این شرایط هدف محدود کردن دمای زمین به دمای ۱.۵ درجه سانتی‌گراد دور از دسترس شده است. در شرایطی که زمین با گرمایش جهانی دست و پنجه نرم می‌کند، از راه رسیدن اِل‌نینو بار مضاعفی به این گرما وارد خواهد کرد. رویترز گزارش داده که با وجود ماه‌ها گرمای بی‌سابقه در خشکی و دریا، کشورها نتوانند در مسیر اهداف بلندپروازانه‌تر حرکت کنند. در همین حال سازمان جهانی هواشناسی با احتمال 66 درصد پیش‌بینی کرده است که دمای جهانی حداقل برای یک سال تمام -از هم اکنون تا سال 2027- به 1.5 درجه سانتیگراد برسد.
مجله «نیچر» نیز پنج‌شنبه هفته پیش در گزارشی نوشت که ال‌نینوی قوی امسال می‌تواند دمای جهانی را به بالاترین حد خود برساند. به نظر می‌رسد که زمین با تجربه پدیده آب‌وهوایی سه ساله «لانینا»، به سمت یکی از قوی‌ترین رویدادهای ال‌نینو با پیامدهای جهانی حرکت می‌کند. این گزارش اگرچه از یک سو احتمال داده که ال‌نینوی امسال یک ال‌نینوی معتدل باشد اما بعضی دانشمندان بیم دارند که این پدیده قوی‌تر از همیشه باشد. هواشناسان و مسئولان مدیریت بحران خود را برای سیل و خشکسالی احتمالی آماده کرده‌اند و از سوی دیگر این احتمال وجود دارد که دمای سیاره زمین به بالاترین حد خود برسد. سازمان بهداشت جهانی هم هشدار داده است که ال‌نینوی امسال می‌تواند باعث گسترش بیماری‌های منتقله از طریق حشرات مانند «زیکا» و «چیکونگونیا» شود. رویداد ال‌نینو در آب‌های گرم اقیانوس‌ها، در شیوع شدید بیماری ویروسی تب دنگی در پرو دخیل بوده است.
هراس از وقوع قوی‌ترین ال‌نینو
اداره ملی اقیانوس‌شناسی و جوی ایالات متحده (NOAA) هشتم ژوئن (۱۸ خرداد) در بیانیه‌ای خبر داد که ال‌نینو فرا رسیده است و در ماه‌های آینده قدرت می‌گیرد. اداره هواشناسی استرالیا نیز در 6 ژوئن (۱۶ خرداد) هشداری درباره احتمال وقوع ال‌نینو صادر کرده بود اما آژانس‌های هواشناسی دیگر هنوز به طور رسمی وقوع ال‌نینو را اعلام نکرده‌اند، چون برای تشخیص این پدیده باید شاخص‌های مختلفی را بسنجند.
پدیده ال‌نینو چند ماه پس از الگوی جوی مخالف خود از راه رسید؛ لانینا در ماه‌های ابتدایی سال ۲۰۲۳ از بین رفت. امیلی بکر، دانشمند اقلیمی دانشگاه میامی در فلوریدا می‌گوید: «انتقال وضعیت جوی سریع اتفاق افتاد اما چنین روندی وقتی ال‌نینو در پی لانینا روی می‌دهد، غیرمعمول نیست.» لانینا نیز برای سه سال متوالی ادامه داشت.
بر اساس میزان گرمایش آب‌های شرق و مرکز اقیانوس آرام، اکنون به نظر می‌رسد ال‌نینو در حال شکل‌گیری یک رویداد متوسط تا قوی باشد. میکی گلانتز، دانشمند علوم اجتماعی در دانشگاه کلرادو بولدر که تأثیرات ال‌نینو را مطالعه می‌کند، می‌گوید: «به‌نظر من ال‌نینوی امسال بسیار بزرگ و قوی خواهد بود.»
ال‌نینو دمای برخی مناطق زمین را بیش از حد معمول گرم می‌کند و همین گرما به معنی قدرت گرفتن ال‌نینو است. همچنین اگر این پدیده به‌اندازه کافی شدید شود، می‌تواند دمای سال ۲۰۲۴ را به بالاترین حد یا نزدیک بیشترین رکورد برساند. بیشترین دمای ثبت‌شده، مربوط به سال ۲۰۱۶ است که با وجود قدرت ال‌نینو به این رکورد رسید.
تبعاتی برای سلامت، امنیت غذایی و اقتصاد جهان
کشورهای متاثر از این پدیده، خود را برای طیف وسیعی از اثرات آماده می‌کنند؛ از خشکسالی در استرالیا و بخش‌هایی از جنوب شرقی آسیا گرفته تا افزایش بارندگی در مناطقی مانند شاخ آفریقا و آسیای مرکزی. در حالی که باران‌های شدید می‌تواند زمین‌های کشاورزی را در سیل غرق کند و سبب کاهش تولید محصول شود، خشکسالی نیز از سوی دیگر به این روند دامن می‌زند. در اندونزی که احتمالاً خشکی بیش از حد معمول را تجربه می‌کند، دولت به‌تازگی توافق‌نامه‌ای با هند امضا کرده تا بتواند در مواقع اضطراری برنج وارد کند.
ال‌نینو حتی در آغاز وقوع می‌تواند بر سلامت انسان تاثیر بگذارد. اوایل امسال وقوع پدیده‌ای مشابه ال‌نینو در سواحل پرو و اکوادور سبب وقوع بارش‌های سیل‌آسا در این منطقه شد. سیل‌های ناشی از این بارش‌ها، پس از باران‌های ناشی از توفان‌های استوایی در ماه مارس، شرایط را برای تولید مثل حشرات و انتقال بیماری‌های ویروسی از جمله تب دنگی فراهم کرد. چنان که امسال بیش از ۱۵۰ نفر در پرو با شیوع دنگی تب دنگی جان خود را از دست دادند.
البته همه این اتفاقات به دلیل ال‌نینو نیست: بسیاری از فاکتورها از جمله کاهش کنترل حشرات می‌تواند بر شیوع بیماری‌ها تاثیر بگذارد. ایوان رامیرز، جغرافیدان دانشگاه کلرادو دنور، می‌گوید: «شیوع چند بیماری عفونی می‌تواند با خطرات ال‌نینو همراه شود و موقعیت پیچیده‌ای برای کارشناسان بهداشت عمومی ایجاد کند.» همه این تبعات در پس‌زمینه گرمایش زمین رخ می‌دهد.
چندی پیش مجله «ساینس»، در گزارشی به تبعات اقتصادی ال‌نینو برای کشورهای مختلف پرداخت و نوشت که ال‌نینوی امسال می‌تواند ضرری سه تریلیون‌دلاری به اقتصاد جهان وارد کند و تولید ناخالص داخلی را کاهش دهد چرا که پدیده‌های شدید آب و هوایی تولیدات کشاورزی را از بین می‌برد و به گسترش بیماری‌ها می‌انجامد. این میان برخی کشورهای آسیب‌پذیر برای تبعات این رویداد برنامه‌ریزی کرده‌اند. مثل کشور پرو که برای مقابله با تاثیرات ال‌نینو و البته تغییر اقلیم، ۱.۰۶ میلیارد دلار کنار گذاشته است و همچنین فیلیپین که برای پیامدهای پیش‌بینی شده توفان، گروه دولتی ویژه‌ای را تشکیل داده است.

تأسیس صنایع آب بر در کویر غفلتی بزرگ بود

|پیام ما| فاز سوم از تصفیه‌خانه فاضلاب ارومیه و خط انتقال پساب به دریاچه ارومیه روز گذشته با حضور «محمد مخبر» افتتاح شد. قرار است سالانه ۵۱ میلیون مترمکعب پساب این واحد تصفیه‌خانه که فاضلاب شهری جمعیتی ۳۰۰ هزار نفری را پوشش می‌دهد، از طریق خط لوله‌ای ۱۱ کیلومتری به دریاچه ارومیه منتقل شود. مخبر در مراسم افتتاح این واحد، مسئله آب را یک مشکل جدی دنیا دانست و در عین حال تأسیس صنایع آب‌بر در مناطق مرکزی و کویری کشور را «غفلتی بزرگ» خواند، هرچند که از طرح‌های انتقال آب دریا به مرکز ایران دفاع کرد.

 

معاون اول رئیس جمهوری بر این نظر است که ایران در زمینه آب یک نقطه تهدید و در عین حال فرصت‌هایی برای بهره‌برداری دارد: «کشور ما به لحاظ آب‌وهوایی و متوسط بارش باران وضعیت مناسبی ندارد اما با وجود دریا در شمال و جنوب کشور فرصت‌های بزرگی به‌وجود آمده است که متاسفانه در سال‌های گذشته به‌خوبی نتوانسته‌ایم از آنها استفاده کنیم.»
معاون اول رئیس جمهوری ادامه داد: تأسیس صنایع آب‌بر در مناطق کویری و مرکزی کشور غفلتی بزرگ بود که آب شرب مورد نیاز مردم را با کمبود روبرو ساخته و همچنین برای رساندن مواد اولیه به این صنایع و صدور محصولات آنان باید چندین هزار کیلومتر مسیر طی شود و اگر این صنایع بزرگ در کنار دریاها تاسیس می‌شد قطعاً مشکلات کمتری در زمینه آب در مناطق مرکزی کشور وجود داشت.
او با اشاره به اینکه ۶ طرح انتقال آب دریا در وزارت نیرو در حال بررسی و اجرایی شدن است، تصریح کرد: با افتتاح این طرح‌های بزرگ تنش‌های آبی در مرکز و شرق کشور حل می‌شود و آب مورد نیاز صنایع آب‌بر نیز از دریا تامین می‌شود.
مخبر با بیان اینکه برخی از کشورهای همسایه ایران با بهره گیری از تکنولوژی به خوبی از منابع آبی خود استفاده می‌کنند، گفت: با یک مدیریت مناسب می‌توان با بهره‌گیری از تکنولوژی، مابین توسعه و افزایش جمعیت تناسب ایجاد کرد.

مخبر: شش طرح انتقال آب دریا در حال بررسی و اجرایی شدن است و با افتتاح این طرح‌های بزرگ تنش‌های آبی در مرکز و شرق کشور حل می‌شود و آب مورد نیاز صنایع آب‌بر نیز از دریا تامین می‌شود

تأمین ۱.۵ درصد نیاز آبی دریاچه
معاون اول رئیس جمهوری همچنین درباره افتتاح مدول سوم تصفیه خانه فاضلاب ارومیه و خط انتقال پساب به دریاچه ارومیه گفت: با این اقدام مهم وزارت نیرو علاوه بر جلوگیری از هدر رفت آب، کاهش آلایندگی و تخریب محیط زیست حجم بزرگی از آب نیز به دریاچه ارومیه انتقال می یابد.
آنطور که در اخبار آمده است، میزان پسابی که قرار است از این واحد تصفیه‌خانه به دریاچه ارومیه برسد، سالانه ۵۱ میلیون مترمکعب است. تصفیه فاضلاب‌های شهری و انتقال پساب به دریاچه ارومیه یکی از اقداماتی است که از دولت نهم، در برنامه مدیریت زیست‌بومی دریاچه ارومیه پیش‌بینی شده بود. بر اساس مطالعات انجام شده، نیاز آبی دریاچه ارومیه سالانه بالغ بر سه میلیارد مترمکعب است که پساب این تصفیه‌خانه، چیزی حدود ۱.۵ درصد از کل نیاز آبی سالانه را تأمین خواهد کرد.
تصفیه‌خانه فاضلاب با ظرفیت کمتر از جمعیت
پروژه تصفیه‌خانه فاضلاب ارومیه از سال ۱۳۹۴ آغاز شده است. این پروژه شامل چهار فاز است که دو فاز پیش از این افتتاح شده است. دو فاز قبلی، ظرفیت تصفیه فاضلاب ۴۰۰ هزار نفر را داشت. احداث فاز چهارم نیز در مراحل مقدماتی است. بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر ارومیه یک میلیون و ۴۰ هزار نفر بود که در سال ۱۴۰۰ به یک میلیون و ۱۰۹ هزار نفر رسید. با این حساب، ظرفیت پیش‌بینی شده برای چهار فاز تصفیه‌خانه فاضلاب ارومیه جمعا برای جمعیتی یک میلیون نفری بوده است، از میزان جمعیت واقعی این شهر کمتر است. از سوی دیگر، با توجه به رشد جمعیت و توسعه شهرها، معمولا در طرح‌های تصفیه‌خانه‌های فاضلاب، افق بلند مدت وضعیت شهرها در نظر گرفته می‌شود که به نظر می‌رسد افق بند مدت در نظر گرفته شده برای تصفیه‌خانه فاضلاب، حدود یک دهه پیش بوده و نیاز است علاوه بر فاز چهارم تصفیه‌خانه، فازهای جدیدتری نیز طراحی و احداث شوند.

«یک کلمه» از «مستشارالدوله» برای پتروشیمی میانکاله

عید قربان امسال همزمان بود با سالگرد دستگیری و به زندان افکندن «میرزا یوسف خان مستشارالدوله». از این ایرانی ناشناخته ولی میهن‌پرستِ زاده تبریز، در جایگاه نخستین برنامه‌ریز راه‌آهن سراسری و همچنین نخستین کسی که برای سرزمین ما پیش‌نویس «قانون اساسی» نوشت نام برده می‌شود. از آنجایی که بخت با «مستشار‌الدوله» یار بود و او در جایگاه یک سیاستمدار برجسته در شهر‌هایی همچون آستراخان و پترزبورگ و سپس در پاریس و لندن به ایفای نقش دیپلماتیک پرداخت، با رمز بخت‌یاریِ جغرافیای غرب که چیزی نبود مگر «قانون» و «پایبندی به آن» آشنا شد.
این درک درست از کارکرد و اثرگذاری «قانون» در سامان‌مندی ساختارهای اداری کشور از سوی او موجب شد تا در واپسین روزهای پیشکاری در سفارت ایران در پاریس به نگارش اثر جاودان خود با نام «یک کلمه» که گویی برگردانی از گفتار نخست قانون اساسی فرانسه بود، بپردازد. نگارش رساله «یک کلمه» در سال 1248 خورشیدی در پاریس به پایان رسید و در سال 1253 خورشیدی در تهران چاپ شد. او سی و شش سال پیش از آغاز جنبش مشروطه ایران با نگارش نامه‌ای به مظفرالدین میرزای ولیعهد چنین یادآور شده بود: «اگر زمامداران ایران خود در صدد بنیان نهی مجلس قانونگذاری برنیایند، سیر رخداد‌های تاریخی آن را بر ما تحمیل خواهد کرد. اینگونه بود که شاید برای نخستین بار، پنداره «قانون» وارد فرهنگ و ساختار کنشگری سیاسی ایرانیان دوران نوین شد.
پیامد رساله «یک کلمه» برای مستشار‌الدوله بسیار سنگین‌تر از چیزی بود که بتوان پیش‌بینی کرد. در سال ۱۲۷۰ خورشیدی او را به فرمان شاه در عمارت رکنیه قزوین به زنجیر و کُنده کشیدند. خانه‌اش چپاول و همه دارایی‌هایش مصادره و دستمزدهای دولتی او نیز به دستور ناصر‌الدین‌شاه گسسته شد. سرگذشتی بسیار دردناک در تاریخ نوشته شده که برای شکنجه «مستشار‌الدوله» آنقدر با همان رساله «یک کلمه» در زندان بر سرش کوفتند تا نابینا شد و در سال۱۲۷3 خورشیدی درگذشت.

یکی از برجسته‌ترین نماد‌های قانون‌گریزی در کشور را این روزها در اراضی حسین‌آباد بهشهر می‌توان یافت. قانون می‌گوید ساخت پتروشیمی نیازمند «گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی» پذیرش شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست است

خوشامدها را کنار بگذاریم. همه برگه‌های کتاب تاریخ سرزمین ما سرشار و لبریز از بالندگی نیست. بی‌گمان 22 فروردین‌ماه 1273 خورشیدی که از بی‌‌کسی و تنهایی، بارکِش‌های تهران پیکر بی‌جانِ نگارنده رساله «یک کلمه» را به گورستان «قبر آقا» در جنوب تهران می‌بردند تا در منزلگاه ابدیش بیارامد، یکی از لکه‌های ننگین نگاشته شده بر کتاب تاریخ کشورمان است. سرنوشت رساله «یک کلمه» و نگارنده آن، گویای حقیقت تلخ قانون‌گریزی و نخبه‌کشی ما ایرانیان است. باز هم خوشامدها را کنار بگذاریم، 150 سال پس از نگارش رساله «یک کلمه» و آغاز گفتمان هرچند شکست‌خورده نخبگان با گروهی از مدیران درباره قانون، این واژه همچنان در کشور ما و در فرهنگ ما به پیمانی همگانی تبدیل نشده است. «قانون» در کشور ما هنوز به ریلی آهنین و استوار برای به حرکت درآوردن قطار پیشرفت همگانی با هدف دستیابی به برابری نسبی و برخورداری شهروندان از بن‌مایگان و آبشخورهای ثروت‌های ملی تبدیل نشده است.
«قانون» می‌نویسیم تا تنها «قانون» داشته باشیم. چه کسی باید «قانون» را کارگزاری کند و به کار بندد یا اینکه گرانمایه و پر ارج‌تر از آن، چه کسانی باید پایبند به قانون نوشته شده باشند، گزاره‌ای ناشناخته و بی‌ارج است. قانون خوب است، بایسته است، نشانه تمدن است ولی نه برای من! گواه همان زبانزد گزیده گوی و شناخته شده که می‌گوید؛ «مرگ حق است ولی نه برای من! برای همسایه من!» از این روست که در ایران ما با پیشینه قانونگذاری دست بالا 117 ساله، بیش از 11 هزار قانون و بیش از 122 هزار قانون، مقرره، رای و نظر شایسته گواهمندی در سامانه ملی قوانین و مقررات کشور نگاشته شده است. اما در کشوری مانند فرانسه با پیشینه بیش از 200 سال قانونگذاری، دست بالا 3800 قانون نگاشته و پذیره شده است. فراوانی و گوناگونی قانون‌ها و نبود ضمانت اجرا و نبود انگیزه برای پایبندی به قانون، بزرگ‌ترین آسیب گاه کشور و مهم‌ترین گزینه اثرگذار بر ناکارآمدی قانون است. بماند که در بسیاری از موارد، قانون‌های پذیره شده در پی همان فراوانی و گوناگونی، از دوگانگی و ناهمسانی هم نسبت به یکدیگر برخوردارند. به بیان دیگر بسیاری از قانون‌هایی که پی‌در‌پی پذیره می‌شوند، نه تنها از هم‌افزایی و توان‌بخشی جایگاه قانون پیشین برخوردار نیستند که گاهی شکننده قانون پیشین نیز هستند.
یکی از برجسته‌ترین نماد‌های قانون‌گریزی در کشور را این روزها در اراضی حسین‌آباد بهشهر می‌توان یافت. قانون می‌گوید ساخت پتروشیمی نیازمند «گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی» پذیرش شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست است. ولی پیمانکار و کارفرما و سرمایه‌گذار بدون توجه به قانون و با دستاویز به یک برگ «صورتجلسه غیر‌رسمی» که در پای آن امضای چند تن از کارکنان ارشد پیشین سازمان حفاظت محیط زیست و استاندار و عضو هیات رئیسه قوه قانونگذاری به چشم می‌خورد، 92 هکتار از اراضی ملی را دریافت و بدون توجه به دستور دستگاه قضایی درباره توقف عملیات، حصارکشی و اشغال می‌کنند. اثرگذاری، جایگاه و کارکرد قانون در کشور ما را می‌توان در همین یک طرح عمرانی با پوست و استخوان دریافت. پتروشیمی میانکاله زنجیره‌ای از قانون‌گریزی‌ها و قانون‌شکنی‌هاست. نه تنها از سوی سرمایه‌گذار، که بیشتر از سوی کارگزاران قانون از هیات وزیران تا دهیاری روستای حسین‌آباد همه در پیوستگی حلقه‌های این زنجیره قانون‌گریزی به سهم خود نقش‌آفرینی کردند تا دیگِ آشِ شور پتروشیمی میانکاله روی دیگپایه آتش‌دان برود.
اعضای هیات وزیران! چگونه مصوبه 23 اسفند 1399 که در ناهمسویی و ناهماهنگی با مصوبه دیگر هیات وزیران در 16 آبان ماه سال 1381 است و همچنین در سراسر ماده‌ها و بند‌ها و تبصره‌های آن ناهماهنگی با مفاد همین مصوبه دیده می‌شود را نگاشته و تصویب کردید؟
آقای نایب رئیس وقت قوه قانون‌گذار با دستاویز به کدام قانون‌ در خارج از وقت اداری و در دفتر خود، استاندار و شماری از مدیران وقت سازمان حفاظت محیط زیست را فراخواندید تا مصوبه غیر‌‌قانونی و غیررسمی مبنی بر پایبندی سازمان حفاظت محیط زیست به صدور مجوز ارزیابی محیط زیستی را دریافت کنید؟
آقایان مدیران ارشد وقت سازمان حفاظت محیط زیست! با کدام اختیار و تکلیف قانونی در چنین جلسه‌ای شرکت و با امضای خود چنان تعهداتی را برای سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد کردید؟
آقایان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری وقت! با استناد به کدام قانون 92 هکتار از عرصه‌های ملی دارای طرح مرتعداری را که بر مبنای پیش‌بینی قانون غیر‌قابل واگذاری و غیر‌قابل تغییر کاربری است، اینگونه غیر‌کارشناسی و غیر‌مسئولانه استعداد‌یابی کرده و مجوز تخصیص برای واگذاری آن صادر کردید؟
آقایان سازمان امور اراضی کشور! با استناد به کدام قانون 35 هکتار زمین مازاد بر نیاز پتروشیمی میانکاله را از ثروت‌های مردم واگذار کردید؟ مگر نه این است که بر اساس اسناد در دسترس، «کل مساحت در نظر گرفته شده برای تاسیسات و انبارها 55 هکتار بوده»؟! چرا 92 هکتار واگذار کردید؟ با دستاویز به کدام قانون؟
آقایان اعضای محترم «شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان مازندران»، چگونه و با استناد به کدام قانون در جلسه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ برخلاف نظریه کمیته فنی که آشکارا درباره پهنه 92 هکتاری بیان کرده بود «اراضی درجه یک و پناهگاه حیات وحش»، چنین تصمیم گرفتید که؛ «پس از بحث و بررسی با موضوع موافقت می‌شود»؟ و با استناد به کدام قانون مصوب کردید که؛ «مقرر گردید ارزیابی زیست محیطی تا قبل از ارسال به تهران با تایید اداره کل محیط زیست استان برسد»؟
بخشی از رنج‌نامه پتروشیمی میانکاله، رهاوردی از نگارش نادرست و ناهماهنگ و ناهمسوی قانون از سوی هیات دولت وقت و بخشی دیگر هم در پیِ ناپایبندی و گردن نهی به قانون است که می‌توان از آن با جستارهایی همچون خودسری اقتصادی، رانت مالی و همچنین افسارگسیختگی در ساختار مدیریتی نام برد. پتروشیمی میانکاله آیینه تمام نمای آنچه که می‌توان از آن با نام «بد‌نگاری» و «بی‌اَرجی» قانون نام برد شده و ساختار کارگزاری کشور و پر ارج‌تر از آن قانون را بی‌ارزش و جایگاه آن را فروکاسته است. بایسته است تا برای جلوگیری از هرچه ژرف‌تر شدن این شکافِ بی‌ارجی، تنها با همان «یک کلمه» تاریخیِ «مستشار‌الدوله» همگی به قانون پناه بریم و آن را ارج بگذاریم.

چه کسی دریچۀ خوانش کتیبه‌های باستانی را باز کرد؟

|پیام ما| خوانش کتیبه‌های باستانی تنها کلید راه‌یافتن به دنیای باستان بود، اما خوانش آن تا قرن نوزدهم امکانپذیر نشد. تا اینکه رونوشته‌های فردی دانمارکی به‌نام «نیبور» مورد مطالعه قرار گرفت. این رونویسی‌ها چه زمانی انجام شده بود؟ نیبور که بود؟ و چرا به ایران آمده بود؟ کتاب «عربستان خوشبخت» نوشتۀ «ترکیلد هانسن»، ترجمۀ «فرشید روهنده» که از سوی انتشارات «دادکین» منتشر شده است، به این سؤالات پاسخ می‌دهد. ماجرا از این قرار است که در میانه‌های قرن هجدهم برای نخستین‌بار پادشاهی دانمارک گروهی از دانشمندان و کاشفان را راهی مشرق زمین می‌کند. این گروه پرماجرا یک روز سرد زمستانی با کشتی‌ای به‌نام گرینلند راهی آب‌های خروشان می‌شوند تا سرزمین‌های دور ناشناخته را بشناسند. مقصد آنها عربستان خوشبخت است. نامی که بر یمن گذاشته بودند. آنها در مسیر رسیدن به مقصد رؤیایی‌شان، یمن، مدتی در ترکیه و مصر می‌گذرانند. در مصر به‌دنبال تور سینا می‌گردند و انجیل‌های کهن را جستجو می‌کنند.
این سفر اما به‌همین خوبی‌وخوشی‌ پیش نمی‌رود، آنها در طول سفر چنان به ورطۀ ناشناخته‌ها کشانده می‌شوند که حتی در خواب هم نمی‌دیدند. نیبور یکی از این کاشفان است که از میان همۀ مسافران راهی ایران می‌شود. او به تخت‌جمشید می‌رود و شروع به رونویسی از کتیبه‌های آن می‌کند. در این راه بینایی‌اش را از دست می‌دهد، اما دریچۀ خوانش کتیبه‌ها را به‌روی مردم جهان باز می‌کند. کتاب «عربستان خوشبخت»، برای نخستین‌بار در ایران از دانمارکی ترجمه و از سوی انتشارات دادکین منتشر شده است. این کتاب راوی رازهای پنهان مسافران و فراز‌ونشیب‌های این سفر پرماجراست. در مراسم رونمایی این کتاب که از سوی مجلۀ بخارا و به همت «علی دهباشی» در کافه مانا برگزار شد، «احمد محیط‌ طباطبایی»، رئیس ایکوم عنوان کرد: «روابط ایران و دانمارک برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی همواره برپایۀ دادن حق امتیاز در صنعت بوده است و بر همین اساس، ما شاهد این هستیم که خط راه‌آهن که امروز جهانی شده است و حتی صنعت پنیرسازی در برخی از شرکت‌های ایرانی وام‌دار این کشور هستند. جالب اینجاست که این گروه دانمارکی اعزامی به ایران هم خوانش کتیبه‌های باستانی ایران را مهیا کردند.»
«کامیار عبدی»، باستان‌شناس، نیز دربارۀ نقش مؤثر نیبور در خوانش کتیبه‌های باستانی توضیح داد: «نیبور به‌دلیل اینکه کار اصلی‌اش نقشه‌کشی بود برخلاف بسیاری از افرادی که پیش از این از کتیبه‌ها نقش‌برداری کرده بودند، بسیار دقیق و به دور از ذهنیات شخصی رونویسی‌ها را انجام داد و همین پایه‌واساس کتیبه‌های باستانی در آینده شد.»
«فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ، نیز از کارستن نیبور گفت که در اواخر دورۀ زندیه و اوایل صفویه به ایران آمده و خاطراتش برای شناخت این دوره بسیار راهگشاست. او فردی کاملاً مشاهده‌گر یود و بیش از آنکه تخیل خود را در ثبت مسایل پیش بگیرد، براساس واقعیت‌ها داده‌هایش را ثبت و ضبط کرده است. «فرشید روهنده»، مترجم این کتاب فارغ‌التحصیل رشتهۀ ایرا‌‌ن‌شناسی در مقطع کارشناسی و رشتۀ زبا‌‌ن‌ها و جوامع خاورمیانه در مقطع کارشناسی ارشد، از دانشگاه کپنهاگ دانمارک است. از او تاکنون مجموعه شعرهای «سال صفر»، «شهر خاموش است»، «نامها و نشانه‌ها»، «افشین در چنگال زمهریر»، «زن رؤیایی» و مجموعه داستان‌های کوتاه «جمعۀ بی‌بی» و ترجمۀ گزیده‌ای از شعرهای هنریک نربرانت، شاعر دانمارکی، با عنوان «فرود» به چاپ رسیده است.
او دربارۀ ترکیلد هانسن (۱۹۲۷ـ ۱۹۸۹)، نویسندۀ دانمارکی عنوان کرد که آثار ماندگاری از او به‌جای مانده و برجسته‌ترین آن‌ها «عربستان خوشبخت»، «سه‌گانه ساحل برده‌ها»،« کشتی برده‌ها» و «جزایر برده‌ها» است. او برای سه‌گانۀ خود دربارۀ برده‌داری در دانمارک در سال ۱۹۷۱ بهترین جایزۀ ادبی «اسکاندیناوی» را دریافت کرده است.

ارزیابی ایمنی بیش از ۱۰ درصد ساختمان‌های بلندمرتبه

 

رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران اعلام کرد که از زمان آغاز اجرای طرح ارزیابی ایمنی ساختمان‌های مهم و بلندمرتبه شهرتهران، وضعیت ایمنی هزار و 700 ساختمان مورد ارزیابی قرار گرفته است. به گزارش ایسنا، علی نصیری در جلسه کمیته ایمنی شورای اسلامی شهر تهران که با هدف بررسی موضوعات مربوط به ایمنی و مدیریت بحران و نیز پیگیری وضعیت ساختمان‌های ناایمن در منطقه سه شهرداری تهران برگزار شد، گفت: «بیش از یک سال است که پروژه ارزیابی ایمنی ساختمان‌های مهم و بلندمرتبه در تهران آغاز شده که با الگوگیری از تهران اکنون وزارت کشور نیز آن را برای کل کشور ابلاغ کرده است. طبق ماده ۱۴ قانون مدیریت بحران کشور ارزیابی ایمنی ساختمان‌های مهم و ساختمان‌های بلندمرتبه در برابر چهار مخاطره آتش‌سوزی، زلزله، فرونشست و فروریزش زمین به مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی سپرده شد اما با توجه به مشکلاتی که این مرکز ذیل وزارتخانه راه و شهرسازی داشت این ظرفیت مهم قانونی و ایمنی سازه در عمل مغفول مانده بود.» او اضافه کرد: «در نتیجه این اقدام با مشارکت ۹ دستگاه مسئول در بحث ایمنی ساختمان اجرایی شده و تفاهم‌نامه آن با حضور مدیران این دستگاه‌ها در حضور وزیر کشور و شهردار تهران امضا و وارد فاز اجرا شد و تا امروز حدود هزار و 700 ساختمان یعنی بیش از ۱۰ درصد از ۱۶ هزار ساختمان مهم و بلندمرتبه تهران ارزیابی ایمنی شده است.» رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران گفت: «با دستور معاون دادستان کل کشور ما ۱۲۹ ساختمان معروف مدنظر آتش‌نشانی را با اولویت استخراج نتایج ارزیابی مدنظر قرار دادیم. این اتفاق از هفته گذشته که دستور را دریافت کردیم، آغاز شده است. نصیری با بیان اینکه سال‌هاست که آتش‌نشانی این ۱۲۹ ساختمان را به عنوان ساختمان بحرانی قرار داده است، گفت: «اگر نتایج ارزیابی آتش‌نشانی و ارزیابی سازه‌ای در کنار هم قرار بگیرد و بر اساس نتایج این دو دستگاه، ساختمانی در وضعیت رده‌بندی پرخطر قرار گیرد، دیگر دلیلی ندارد که در آن ساختمان جزئیات را اصلاح کنیم.» او همچنین به بررسی وضعیت ساختمان‌های ناایمن در محدوده شهرداری منطقه ۳ پرداخت گفت:‌ «هیچ کدام ساختمان‌های این منطقه شامل موضوع ممانعت از بهره‌برداری نمی‌شود و در ذیل بخش مقاوم‌سازی قرار می‌گیرند.»

جای خالی اسطوره‌های دماوند در برنامه‌های گردشگری

دماوند 15 سال است که به ثبت ملی رسیده و تا ثبت جهانی هم راه زیادی دارد. به‌جز رویدادهای محدودی چون بازی‌های محلی‌ یا جشنواره‌های زمستانی با موضوع «آدم برفی»، «جشنوارۀ سیب»، «گردشگری پاییزه»، نمایشگاه «عکس گردشگری دماوند» و «گردشگری تابستانۀ دماوند»، نه این کوه آن‌طور که باید موضوع رویدادهای گردشگری است و نه اسطوره‌هایش.

 

دماوند، هم از نظر زمین‌شناسی یک پدیدۀ نادر و منحصربه‌فرد محسوب می‌شود و هم از نظر فرهنگی که ریشۀ بسیاری از افسانه‌ها، قصه‌ها و ادبیات و فرهنگ ما در آن است. «فرهاد نظری»، از کارشناسان حوزۀ میراث فرهنگی با تأکید بر این موضوع به «پیام ما» می‌گوید که «وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی قلۀ دماوند را با شمارۀ یک در فهرست میراث طبیعی به ثبت رسانده است و این نشان از توجه این میراث است، اما برای ثبت در فهرست جهانی، مدیریت عرصه و حریم و معرفی بهتر این قله، نهادهای مختلفی دخیل هستند که باید دست به دست هم دهند.»
نظری معتقد است هر فردی در هر جایی و هر نهاد یا ارگانی از صداوسیما گرفته تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، منابع‌طبیعی، وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و محیط‌ زیست همه به سهم خودشان باید دراین‌باره تلاش کنند تا دماوند سهم بیشتری از رویدادهای فرهنگی و میراثی داشته باشد.
او ارزش دماوند را تا اندازه‌ای می‌داند که باید یک کارگروه ملی برای آن برگزار شود؛ کارگروهی متشکل از نمایندگان نهادهای مختلف که برای معرفی دماوند و حفاظت از آن تلاش کنند.

یک کارشناس میراث معنوی: صداوسیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان منابع‌طبیعی، وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و سازمان حفاظت محیط‌زیست باید تلاش کنند تا دماوند سهم بیشتری از رویدادهای فرهنگی و میراثی داشته باشد

نظری با تأکید بر اینکه دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای دارد و تعدادی از شاهکارهای اسطوره‌ای جهان در ارتباط با این کوه شکل گرفته است، تأکید می‌کند که ثبت این اثر وظیفۀ میراث فرهنگی،‌ اما پاسداری و توجه به آن یک کار مشترک است که همه باید به آن توجه کنند: «دربارۀ دماوند اتفاقاتی افتاده و رویدادهایی برگزار شده،‌ اما جا دارد برای ارزش‌ها و اهمیت‌های ملی و بین‌المللی دماوند توجه و انرژی بیشتری صرف شود.»
«بهمن ایزدی» از فعالان محیط زیست است که برای دماوند فعالیت کرده. او می‌گوید: «وقتی صحبت از دماوند می‌شود یعنی یک هویت طبیعی ملی و فرهنگی. اگر به تاریخ و ادبیات نگاه کنیم، می‌بینیم عرفا، شعرا، نویسندگان و مورخان دربارۀ دماوند بسیار سخن گفته‌اند. تمثیل‌هایی از دماوند در ادبیات و اسطورۀ ما وجود دارد که بر پایداری ما در این اقلیم دلالت دارد. به آنچه فردوسی روایت کرده است بنگرید. گرچه اهمیت آن بیش از آنچه در قالب نماد و تمثیل گفته شده است.»
به باور ایزدی، اینکه هنوز می‌بینیم بعد از هزاره‌ها البرز و جنگل‌های هیرکانی با وجود همۀ زخم‌هایی که بر پیکره‌اش وارد شده هنوز پابرجاست، تحت‌تأثیر موقعیت اکولوژیک و هیدورولوژیک دماوند است که موجب شده نظام رطوبتی این منطقه از دست نرود: «اینکه در این منطقه از مازندران، گلستان تا گیلان و سمنان؛ اقتصاد معیشتی‌شان استمرار دارد، نیز به برکت نظام هیدرولوژیک و چشمه‌ها و رودهایی است که از دماوند سرچشمه می‌گیرد.»
به گفتۀ او این قله از ابعاد گوناگونی مهجور قرار گرفته است: «از هر بعدی که به دماوند نگاه کنیم، از قابلیت و اثرگذاری‌اش در ایران در همۀ زمینه‌ها ما خیلی مهجور هستیم و اطلاعات کمی در موردش داریم. به‌همین دلیل است که وقتی صحبت از دماوند می‌شود، یا صحبت از سفر به این منطقه در قالب گردشگری و رونق گردشگری‌اش به میان می‌آید، فهممان از این مباحث اندک است. ما از یک ارزش برجسته در زیستکره که به دورهٔ چهارم زمین‌شناسی مربوط می‌شود، درکی نداریم. به‌همین دلیل است که تحت لوای گردشگری برنامه‌ای اجرا می‌شود که عموماً با مختصات فرهنگی، تاریخی و حتی طبیعی این قله کاملاً بی‌ارتباط است. یعنی شما هیچ رد و نشانی از آثار فرهنگی و تاریخی این اثر طبیعی فاخر که در جای‌جای تاریخ و ادبیات و اسطوره و افسانهٔ ما حضور دارد، چیزی نمی‌بینید.»

 

مخاطرات نامعلوم دماوند

 

«دیو سپید» زیر پای گردشگری ناپایدار