بایگانی مطالب نشریه

به کارگیری رسمی دبیران غیرانتفاعی در آموزش و پرورش

کارزاری با نام مطالبه به کارگیری رسمی دبیران غیرانتفاعی در آموزش و پرورش در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #نیروهای_آزاد_شاغل_در_مدارس_غیرانتفاعی پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به وزیر آموزش و پرورش و رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی آمده است: « بسیاری از دبیران آزاد شاغل در مدارس غیرانتفاعی، سابقه‌ای چندساله و درخشان در امر آموزش و اعتلای سطح علمی فرزندان این کشور دارند؛ این افراد با داشتن سال‌ها تجربه و آزمون پس دادن در زمینه آموزش، موجب ایجاد هزینه تربیت و پرورش دبیر برای سازمان آموزش و پرورش نمی‌شوند لازم به ذکر است حق این افراد از لحاظ میزان حقوق و بیمه سال‌هاست نادیده گرفته شده است. لذا از مسئولین مربوط و به خصوص وزیر محترم آموزش و پرورش و ریاست کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی تقاضا داریم به این خواسته به حق ما دبیران و نیروهای آزاد شاغل در مدارس غیرانتفاعی رسیدگی و جهت استخدام آنان در آموزش و پرورش اقدام شود.» امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر « استخدام و جذب رسمی دبیران حق‌التدریسی مدارس غیرانتفاعی» شوند.
این کارزار از ۰۱ اسفند ۱۳۹۹ آغاز شده و تا ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از 7هزار و ۷۰۰ نفر امضا شده است.

بررسی احتمال خروج ایران از پیمان‌نامه حقوق کودک

همزمان با ابلاغ سند ملی کودک و نوجوان از سوی رئیس‌جمهوری در روزهای گذشته بسیاری از فعالان حقوق کودک به محتوا و ساختار این سند انتقاد کردند. فاطمه قاسم‌زاده از بنیان‌گذاران شبکه یاری کودکان به روزنامه «پیام ما» گفته بود که این سند «ملی» نیست و در آن به حقوق کودکان اقلیت بی‌توجهی شده است. لطف‌الله محسنی، معاون اجتماعی شبکه یاری کودکان هم در گفت‌وگو با «پیام ما» از مبهم بودن تعریف سن کودکی در این سند انتقاد کرده و معتقد بود که توجه به حقوق کودکان مهاجر در آن کمرنگ است. گروه دیگری از منتقدان نیز با مبهم خواندن محتوای این سند اینگونه برداشت کردند که ایران از پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک خارج خواهد شد. برداشتی که ماده 13 سند ملی کودک و نوجوان هم بر آن صحه گذاشته است: «این سند مبنای معرفی و تبیین جایگاه کودکان و نوجوانان در نظام جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌­المللی قرار می­‌گیرد و از تاریخ تصویب، مفاد مرتبط با کودکان و نوجوانان در معاهدات بین‌­المللی در راستای این سند قابل اجراست و قوانین و برنامه­‌های مغایر نیز باید اصلاح شود.» با این حال عبارت «خروج ایران از پیمان‌نامه حقوق کودک» دیروز در ذهن منتقدان بیش از پیش پررنگ شد، بعد از گفت‌وگوی رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک با خبرگزاری ایلنا که اعلام کرد: ملاک عمل در این سازمان از این پس سند ملی حقوق کودک و نوجوان است.

با اینکه در روزهای اخیر معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزیر دادگستری، خروج ایران از کنوانسیون حقوق کودک را تکذیب کرد اما به نظر می‌رسد که پایبندی دستگاه‌ها به سند ملی کودک و نوجوان زمزمه‌های خروج ایران از پیمان‌نامه حقوق کودک را پررنگ می‌کند. مساله‌ای که دو حقوقدان در گفت‌وگو با «پیام‌ما»، احتمال و تبعات آن را تشریح می‌کنند. یک حقوقدان احتمال آن را جدی‌ می‌داند و دیگری معتقد است خروج ایران از پیمان‌نامه در شرایط فعلی موضوعیت ندارد.
محمود عباسی، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک، چندی پیش در گفت‌وگو با خبرگزاری قوه قضائیه اعلام کرد خروج ایران از پیمان‌نامه حقوق کودک مطرح نیست اما محتوای مبهم آن فعالان حقوق کودک را به این شک انداخته است که احتمال خروج ایران از پیمان نامه وجود دارد. عباسی گفته بود: «آنچه در ماده ۱۳ سند ملی حقوق کودک مصوب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به آن اشاره شده، تأکید بر حق شرط جمهوری اسلامی ایران در خصوص مفاد کنوانسیون حقوق کودک است که حرف تازه‌ای نیست و پیش از این جمهوری اسلامی ایران با تحفظ حق شرط، مفاد کنوانسیون را پذیرفته است.» با این وجود دیروز، علیرضا حاجیان‌زاده، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک در گفت‌وگو با ایلنا تاکید کرد: «سند ملی حقوق کودک طراحی شده و به تصویب رسیده و برای همه ما ملاک و معیار است. بخش‌هایی از سند بین المللی کودک هم که متناسب با معیارهای نظام جمهوری اسلامی ایران است در این سند ملی استفاده شده و در عین حال ملاک ما سند ملی حقوق کودک است که به تصویب رسید.» گفته‌ای که البته پیشتر هم زهرا آیت‌اللهی، عضو سابق شورای فرهنگی و اجتماعی زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی، روی آن تاکید کرده بود: «از این پس، مبنای رعایت حقوق کودکان، سند ملی حقوق کودک و نوجوان است و براساس این سند، خانواده و دولت وظیفه دارند با رعایت حریم جنسی و عفاف، از هوشیارسازی زودهنگام غریزه جنسی کودکان پیشگیری کنند».
احتمال نسخ ضمنی پیمان‌نامه حقوق کودک و نوجوان
اینکه تصویب سند ملی کودک و نوجوان تا چه حد باعث اجرا نشدن پیمان‌نامه در کشور و خروج ضمنی آن می‌شود، همچنان جای ابهام دارد. مونیکا نادی، وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی در گفت‌وگو با «پیام‌ما» با طرح این پرسش که آیا مصوبه مرجع شورای عالی انقلاب فرهنگی که در حکم قانون است با پیمان‌نامه در مغایرت است یا نه می‌گوید: «قاعدتا اینطور پیش‌بینی می‌شود که وقتی دو قانونی در زمان‌های مختلف تصویب می‌شوند و قانون موخر مغایرت‌هایی با قانون مقدم دارد به صورت ضمنی قانون مقدم اجرا نمی‌شود و قانون موخر لازم‌الاجرا محسوب می‌شود.» او با بیان اینکه پیمان‌نامه حقوق کودک در حال حاضر جزو قوانین داخلی ماست، ادامه می‌دهد: «وقتی ما پیمان‌نامه را تصویب کردیم، باید با آن به مانند یکی از قوانین داخلی‌مان برخورد شود». او با اشاره به مقررات نسخ در قانون داخلی ایران می‌گوید: «ما در قانون یک نسخ صریح داریم که وقتی قانونی جدید تصویب می‌شود صراحتا باید در آن نوشته شود که قانون قبلی دیگر اعتباری ندارد.» نادی می‌گوید در موضوع سند ملی و پیمان‌نامه چنین اتفاقی رخ نداده است: «اما در نسخ ضمنی قانونگذار بدون اینکه قوانین قبلی را نسخ کند، قوانینی تصویب می‌کند که مغایر با قوانین گذشته است این می‌تواند در کل موارد باشد و می‌تواند مثل این سند ملی در یک سری موارد مغایرت جزیی وجود داشته باشد. در اینجا به نظر می‌رسد که اراده قانون‌گذار این بوده که قانون جدید لازم‌الاجرا باشد و به همین دلیل نسخ ضمنی قانون قبلی است.» نادی اما می‌گوید در موضوع نسخ ضمنی از منظر حقوقی نکات بسیاری وجود دارد، علی‌الخصوص در موضوعی مانند پیمان‌نامه و سند ملی حقوق کودک که هر دو قوانینی عام تلقی می‌شوند و مراجع تصویب آن‌ها نیز یکسان نیست: «به همین خاطر اصل و قاعده بر این است که پیمان نامه حقوق کودک اعتبار خودش را دارد اما تفسیری که از سند ملی حقوق کودک می‌شود این است که در موارد مغایرت می‌توان پیمان‌نامه را کنار گذاشت و به سند رجوع کرد و براساس این سند تفسیر کرد.» این وکیل دادگستری معتقد است که این رخداد از منظر بین‌المللی برای ایران مناسب نیست: «مناسب نیست که ایران بعد از پذیرش پیمان‌نامه مقرراتی تصویب کند که خلاف آن باشد. هرچند ما پیمان‌نامه را به صورت مشروط پذیرفتیم اما مواد شرطمان منوط بر این است که مغایر با قوانین اساسی و شرع ما نباشد.»
خروج از پیمان‌نامه موضوعیت ندارد
نفیسه حبیبی، کارشناس ارشد حقوق بشر اما معتقد است که تصویب این سند به معنای خروج ایران از پیمان‌نامه نیست. او به «پیام ما» می‌گوید: «ایران هنگام پیوستن به پیمان‌نامه شرطی کلی و مبهم گذاشته بود که باعث اعتراض جامعه جهانی به نحوه تصویب این کنوانسیون توسط ایران شد. این سند در واقع کمک کرد که بخشی از شرطی که آن هنگام گذاشته است از حالت ابهام خارج شده و انسجام پیدا کند.» او با بیان اینکه اکنون با ابلاغ سند ملی کودک و نوجوان خروج ایران از پیمان‌نامه موضوعیتی ندارد می‌گوید: «اگر قرار باشد ایران از کنوانسیون بیرون بیاید، باید با تصویب قوه مقننه باشد و خروج از کنوانسیون در صلاحیت نهاد دیگری نیست.»
هنوز هیچ یک از مسئولان قوه مقننه و قوه مجریه درباره خروج ایران از پیمان‌نامه به طور اظهار نظر نکرده‌اند. به این ترتیب ابهام‌ درباره سند ملی حقوق کودک و احتمال خروج ایران از پیمان‌نامه پابرجاست.

کول فرح تنها شد

|پیام ما|دره فراخ تاریک و ساکت است. نگارکندهای عیلامی دیگر نگهبانی ندارند. «بَلیطی»، راهنمای چندین ساله آثار باستانی کول فرح ایذه، صبح پنج‌شنبه در کهنسالی و بیماری جان سپرد. «کول فرح» از چندین سال پیش فقط یک محافظ داشت؛ آعبدالرحیم اسدپور، پیرمردی که روزگاری نزد رومن گیرشمن به اهمیت آثار تاریخی این دره پی برد و حتی وقتی اهالی کول فرح در پی درگیری این دره را خالی کردند و دو کیلومتر دورتر ساکن شدند، او به تنهایی آن‌جا ماند. هرچند دیگر مثل قدیم توان نداشت. کول فرح دره‌ای فراخ بود و بلیطی گرچه از جان مایه می‌گذاشت اما به تنهایی از پس آن گستره بزرگ برنمی‌آمد.

به او می‌گفتند بلیطی. بلیط به زبان بختیاری یعنی بلوط؛ درختی که بلندی‌های آن دیار را پوشانده و در گذشته از آن آرد درست می‌کردند. آعبدالرحیم خودش گفته بود: «فصل پاییز بی. مردم رن بی قد کٌه، بلیط ایچیدن. در همو حین مُنَم واس که به دنیا نیام، وه دنیا آویدم، ایگن بلیطی.» (فصل پاییز بود. مردم برای چیدن بلوط به کوه رفته بودند. بلوط می‌چیدند تا آردش کنند و نان بپزند. همان وقتی مردم از کوه به روستا برگشتند و بلوط‌ها را آوردند، من که نباید به دنیا می‌آمدم، به دنیا آمدم. از آن وقت معروف شدم به بلوطی.» مرد 70 ساله در مستند «تنها میان سنگ‌ها»، ساخته آرمان قلی‌پور دشتکی که یک سال پیش به سومین جشنواره باستان‌شناسی، قوم‌نگاری و تاریخی قبرس راه یافت، داستان بلیطی را تعریف کرده بود. او از گیرشمن هم گفته بود که در سال 1345 به ایذه آمده و در مصاحبه‌های دیگر هم بارها تعریف کرده بود که 20 روز در خانه‌اش مانده و خط عیلامی باستان را به او آموخته.آعبدالرحیم اسدپور، محافظ و راهنمای چندین ساله آثار باستانی کولفرح ایذه، صبح پنج‌شبه به دلیل بیماری و کهولت سن، در بیمارستان شهدای ایذه به دیار باقی شتافت. فعالان میراث‌فرهنگی، مسئولان و دوست‌داران تاریخ و آنها که با بلیطی آشنا بوده‌اند، درباره او نوشته‌اند و پیام‌هایی منتشر کرده‌اند؛ تسلیت‌هایی برای ایل بختیاری و میراث‌دوستان خوزستان.
او زاده اول فروردین‌ماه ۱۳۳۰ خورشیدی بود؛ زاده روستا و تنگه تاریخی کول فرح. کودکی و نوجوانی را در کنار نگارکندهای بی‌بدیل کول فرح سپری کرد و بسیار به آنها دل بست. او جایی در مستند «تنها در میان سنگ‌ها» از این کنجکاوی می‌گوید: «نیمه‌های شب کنار سنگ‌ها می‌آمدم و با آنها راز و نیاز می‌کردم. از خدا می‌خواستم که یا آنها (سنگ‌نگاره‌ها) را زنده کند و با من صحبت کنند یا من به راز آنها پی ببرم.» روح کنجکاو بلیطی برای شناخت این آثار زمانی اوج گرفت که جعفر مهرکیان و بعدها خاویر آلوارز مون اسپانیایی برای شناخت آثار به تنگه تاریخی کول فرح وارد شدند و این سرآغاز شناخت بهتر او از یادمان‌های نیاکان خود شد.اسدپور از سال ۱۳۶۶ به مدت ۳ سال با شرکت گاز همکاری کرد و برای نخستین بار با بنیان پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر و نیاز جایگاه پرآوازه و تاریخی کول فرح به یک مراقب دلباخته، خانه سنگی پدری او توسط پایگاه آیاپیر به عنوان جایگاه حفاظت از آثار بازسازی و با حمایت جهاد سازندگی وقت در سال ۱۳۷۹ در آنجا مستقر شد. او سال‌ها در همین خانه پدری در دره باستانی کول فرح از آثار تاریخی نگهبانی می‌کرد. در سال ۱۳۸۰ به عنوان مراقب آثار تاریخی کول فرح به استخدام سازمان میراث فرهنگی وقت درآمد و سال‌ها در کسوت مراقب آثار و راهنما گردشگران خارجی و داخلی بی‌شماری را راهنمایی و تا همین اواخر با دل و جان برای آنها تاریخ نگارکندهای عیلامی کول فرح را بازگو می‌کرد.
همراهی با گیرشمن
آعبدالرحیم، همراه رومن گیرشمن بود؛ باستان‌شناس فرانسوی اوکراینی‌تباری که یکی از پیشگامان باستان‌شناسی در ایران بود. بلیطی دو سال پیش در مصاحبه‌ای با اسکان‌نیوز گفته بود: «گیرشمن که زبان فارسیش و مسلمانیش خیلی خوب بود، هر خط میخی را که یاد می‌گرفتم، خط دیگر را آموزش می‌داد اما اگر خط اول را یاد نمی‌گرفتم این‌قدر تکرار می‌کرد تا کامل یاد بگیرم. به خطر آخر کتیبه‌های ایلامی که رسیدیم دیدم گیرشمن ناراحت و پژمرده است، گفتم دکتر امروز ناراحتی، دوری از وطن هست یا مهمان‌نوازی من بد بوده؟ (گیرشمن برای خواندن خط میخی 20 روز در منزل اسدپور، نگهبان دره کول‌فرح اقامت داشت.) گیرشمن گفت: خط الفبای میخی دوره ایلامی 300 حرف داشته ولی این‌جا 220 حرف دیده می‌شود، 80 حرف کم دارد. بعد از چند روز 80 حرف الفبا را هم پیدا کردیم و گیرشمن به من گفت که اگر عمرت کفاف داد هرکس که برای کاوش به این منطقه آمد بگو که 80 حرف الفبا میخی ایلامی در این منطقه است، اگر هم کسی نیامد بهتر است در زیر خاک باشد تا ضربه‌ای نخورد و سالم بماند.»
تنهایی کول فرح
کول فرح، یعنی دره فراخ؛ مجموعه‌ای از دیرینه‌ترین نگارکند‌های صخره‌ای دوران عیلامی شهر ایذه را در خود دارد. ۶ نگارکند ۳۵۰۰ساله این مجموعه در معرض انواع آسیب‌ها قرار گرفته؛ در سال‌های گذشته گلسنگ‌ها روی بعضی از کتیبه‌ها را گرفت و اداره میراث فرهنگی را به تکاپو واداشت. آعبدالرحیم روی یکی از کتیبه‌ها را می‌خواند و می‌گفت:
«من هانی، فرزند تاهی‌هی، فرمانروای آیاپیر، اموالُم، آثارُم در این سرزمینه. کسی به اموالُم، آسیبی برسونه، خدای تعالی زیر آفتاب داغ او را بخشکونه.» کتیبه‌ها سالهاست زیر بارش‌های فصلی و آفتاب پرجان ایذه قرار گرفته‌اند و دل‌نگرانی برای آنها، نگرانی همیشه میراثی‌هاست. سال ۲۰۰۸ بود که کارشناسان یونسکو به ایذه آمدند تا مجموعه کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها و نگارکندهای این شهر را برای ثبت در فهرست جهانی، بررسی کنند اما همه چیز در حد وعده ماند و پرونده منظر فرهنگی ایذه به جایی نرسید. حالا با رفتن نگهبان دره کول فرح، نگارکندها دلسوزترین آدم ایل را از دست داده‌اند و تنهاتر شده‌اند.

لزوم ایجاد در آمد پایدار برای صندوق ملی محیط زیست

معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به همراه، اصغر دانشیان معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس و هیات همراه روز گذشته به بازدید از صندوق ملی محیط زیست و دیدار و گفت‌وگو با اعضای هیئت مدیره این صندوق پرداختند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست، علی سلاجقه در این نشست ایجاد درآمد پایدار را امری ضروری عنوان کرد و بر ضرورت اجرای این موضوع تاکید کرد.
او به موضوع مالیات‌های محیط زیستی اشاره کرد و گفت: همه در امر محیط زیست و ارتقا و احیای آن موظف هستیم و هر کس به هر اندازه‌ای که در این بستر در حال استفاده از آن است باید مشارکت در ارتقا آن داشته باشند از این رو شرکت‌ها و سازمان‌ها موظف به پرداخت مالیات هستند تا محیط زیستی سالم به آیندگان تحویل دهیم. سلاجقه کنوانسیون‌ها و مشارکت صندوق در این امر را مهم دانست و گفت حمایت از این کنوانسیون‌های بین‌المللی می‌تواند حضور و مشارکت صندوق را در عرصه بین‌المللی فراهم سازد . او با تاکید مجدد بر آموزش و تعامل با بستر فرهنگ‌سازی گفت : صندوق همواره باید در این امر با برنامه‌ریزی‌های خوب نقش سازنده‌ای در اتقای فرهنگ و آموزش محیط زیست داشته باشد و در تمام مقاطع آموزشی با مشارکت آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و رسانه‌ها و سمن ها و سایر نهادهای دلسوز محیط زیست همکاری شود .
رئیس سازمان محیط زیست کشور با تاکید به بحث تجهیز مراکز پایش آب و خاک و هوا در سطح کشور تاکید کرد و گفت: این بخش هم برای ما بسیار اهمیت دارد چرا که می توانید اطلاعات و داده‌های آماری خوبی داشته باشیم و می‌تواند نقش به‌سزایی در تهیه و تدوین برنامه‌های مختلف ایفا کند.
او در پایان با تاکید بر انسجام در بین سازمان محیط زیست با سایر ارگان‌ها گفت: این انسجام و همکاری با سایر ارگان ها به‌عنوان یک اصل در سازمان مطرح است و می تواند نقش مهمی در جامعه بشری داشته باشد.

زلزله و تغییر اقلیم

در 50 سال گذشته به دلیل پمپاژ و استفاده از آب‌های زیر زمینی حدود 16 متر سطح آب زیر زمینی در دشت‌های غرب تهران افت کرده است. همین موضوع موجب فرونشست زمین نیز شده و خانه‌های شهریار، وردآورد، ملارد و شهر قدس و جنوب جاده تهران-کرج تا نزدیک منطقه غرب تهران از جمله فرودگاه مهرآباد، تهرانسر و منطقه 17، 18 ، 21 و جنوب منطقه 22 شهر تهران را تحت تاثیر قرار داده است. فرونشست زمین عامل تغییر تنش در گسل‌های تهران است. برای ایجاد ارتباط بین تغییرات بارهای تنشی بر روی پوسته طی خشکسالی و ‌زلزله ، ابتدا باید تعیین کنید که چه نوع فرایندهای زمین ساختی ممکن است با پدیده های اقلیمی مرتبط باشد. زمین لرزه ها می توانند با تغییر در میزان تنش بر روی گسل ایجاد یا مهار شوند. بزرگترین متغیر آب و هوایی که می تواند بارهای تنش گسل را تغییر دهد‌، آب‌های سطحی به شکل باران و برف است. مطالعات متعددی چنین همبستگی هایی را تایید کرده‌اند.‌

به‌طور معمول‌، جایی که ما شاهد این نوع همبستگی‌ها بوده‌ایم‌، خرد لرزه‌خیزی مشهود است‌، ریتم رخداد زمین‌لرزه‌های کوچک با بزرگای کمتر از صفر‌، بسیار کوچکتر از آنچه انسان می‌تواند احساس کند تا بزرگای حدود 1.5 فزونی می‌گیرند.‌
بین میزان خرد لرزه‌خیزی در هیمالیا و فصل بارندگی موسمی سالانه ارتباط وجود دارد. در طول ماه‌های تابستان ، مقدار زیادی بارندگی در دشت هند و گنگتیک، که مناطق شمالی شبه قاره هند را در بر می‌گیرد ، می بارد. این موضوع باعث افزایش بارهای تنش بر روی پوسته زمین در آنجا و کاهش سطح خرد لرزه ها در هیمالیا در مجاورت آن ناحیه می‌شود. در طول فصل خشک زمستان، هنگامی که وزن کمتری روی پوسته زمین در دشت وجود دارد‌، خرد زمین‌لرزها در هیمالیا به اوج خود می رسد. استنباط چنین مواردی در مورد زلزله‌های بزرگتر بسیار دشوارتر می‌شود. مشاهده شده که تغییرات نسبتاً کوچک استرس به دلیل تغییرات اقلیمی می تواند بر خرد لرزه خیزی اثر بگذارد. بسیاری از شکستگی‌های کوچک در پوسته زمین ناپایدار هستند. جزر و مد می تواند باعث لرزش ضعیف زمین شود . باید دانش ما در مورد ریز لرزه خیزی بیشتر شود تا آن را برای بررسی احتمال رخداد و تحریک وقوع زلزله بزرگ به کار بریم.
زمین‌لرزه‌های ریجکرست در جنوب کالیفرنیا به ترتیب با بزرگاهای 6.4 و 7.1 که به ترتیب در 4 و 5 ژوئیه 2019 در در صحرای موهاوی کالیفرنیا در شمال شرقی لس آنجلس رخ داد.‌ این زمین لرزه‌ها به عنوان زنگ خطری برای مردم کالیفرنیای به شمار می‌روند که در کشور زلزله زده زندگی می‌کنند و باید خود را برای زلزله ای “بزرگ” اجتناب ناپذیری آماده کنند. تغییرات بارهای تنشی بر روی پوسته زمین از دوره های خشکسالی می تواند قابل توجه باشد. دوره های متناوب خشکسالی و بارش سنگین در سیرا نوادا بین 2011 تا 2017 در واقع باعث ایجاد بالا و پایین رفتن آمدن این رشته کوه شده است. تقریباً 5 سانتی‌متر بالا رفته و سپس حدود 2.5 سانتی متر پایین رفته ، زیرا سنگهای کوه در خشکسالی آب خود را از دست داده و سپس آن را دوباره به دست آورده اند. چنین تغییرات استرس به طور بالقوه می تواند بر روی گسل های محدوده یا نزدیک آن احساس شود.
محدوده سیرا نوادا در کالیفرنیا بین سال‌های 2011 تا 2015 در طول دوره خشکسالی به دلیل از دست دادن آب از داخل سنگ‌ها تقریباً 3.5 سانتی متر افزایش یافت. چنین تغییراتی در بارهای تنشی بر روی پوسته زمین می تواند به طور بالقوه در گسل های نزدیک آن احساس شود. به طور مشابه ، پمپاژ آبهای زیرزمینی از سفره های زیرزمینی توسط انسان ، که در زمان خشکسالی تشدید می‌شود، با باربرداری از پوسته زمین بر الگوهای بارهای تنشی اثر می گذارد. با بررسی استخراج آبهای زیرزمینی در دره مرکزی کالیفرنیا و اثر آن بر لرزه خیزی در گسل سن آندریاس ، مشخص شد که چنین استخراج هایی می توانند تغییرات جانبی تنش را در دو طرف گسل سان آندریاس ایجاد کنند. این موضوع می تواند به طور بالقوه باعث قفل شدگی‌، سپس لغزش و در نتیجه زلزله شود. چنین تنش هایی کوچک هستند ، اما اگر در مدت زمان طولانی پمپاژ آب های زیرزمینی تداوم داشته باشد، می توانند اهمیت بیشتری پیدا کنند و به طور بالقوه می تواند شروع زلزله بزرگ بعدی در سان آندریاس را تسریع کند . ضمنا از آنجا که میزان لغزش گسل با گذشت زمان بین زلزله‌ها افزایش می‌یابد، می‌تواند منجر به زلزله‌های مکرر اما کوچکتر نیز شود.

وعده بیش از 100 کشور برای حفاظت از جانوران

قسمت اول پانزدهمین کنوانسیون تنوع زیستی سازمان ملل یا COP15 با محور «تمدن اکولوژیکی: ساخت آینده‌ای مشترک برای تمام جان‌های روی کره‌زمین» در طول ۵ روز به میزبانی چین برگزار شد. همه‌گیری بیماری کووید-۱۹ که تاریخ برگزاری این نشست را دو بار عقب انداخته بود و در نهایت برگزارکنندگان آن تصمیم گرفتند تا این دوره را در دو قسمت برگزار کنند. قسمت اول آن از ۱۱تا ۱۵ اکتبر (۵ روز گذشته) به صورت مجازی برگزار شد. قسمت دوم این نشست نیز از ۲۵ آوریل تا ۸ می در کونمینگ مرکز استان یون نان با محور حفاظت از طبیعت و گونه‌ها طی دهه آینده و به صورت حضوری خواهد بود.

استان یون‌نان واقع در جنوب غرب چین دارای اکوسیستم‌های مختلف است و منطقه‌ای غنی از تنوع زیستی در جهان به شمار می‌رود. یکی از اهداف برگزاری COP15 ارتقاء سطح حفاظت از تنوع زیستی به میزان تغییرات اقلیمی است. به گفته کارشناسان محیط زیست، اکوسیستم‌های سالم، به طور مشخص جنگل‌ها و اقیانوس‌ها قدرت جذب کربن بالایی دارند پس حفاظت از تنوع زیستی با بحران تغییرات اقلیمی گره خورده است. کاهش گرمایش کره زمین نیز خطر انقراض جانوران را نیز کاهش می‌دهد.
ارتباط نشست‌های تنوع زیستی با تغییرات اقلیمی
همایش احزاب یا COP، نشست‌هایی زیر نظر سازمان ملل است که سران دولت‌ها، نمایندگان سازمان‌های محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد در آنها شرکت می‌کنند. سازمان ملل نشست‌های COP را با محورهای متفاوتی از جمله تغییرات اقلیمی و حفاظت از تنوع زیستی برگزار می‌کند. تاکنون نشست‌های تغییرات اقلیمی و تنوع زیستی به طور مستقل فعالیت می‌کردند اما در نهایت به گفته الیزابت ماروما، مدیر اجرایی کنوانسیون تنوع زیستی این دو بحران به یکدیگر گره خورده‌اند و راه‌حل‌ها باید هر دو بحران کارساز باشد. شناخته‌شده‌ترین COP نشست‌های تغییرات اقلیمی است که هر سال در کشور متفاوتی برگزار می‌شود. برگزاری کنفرانس سال ۲۰۱۵ در فرانسه منجر به شکل‌گیری معاهده پاریس شد. هدف این معاهده کاهش گرمایش کره زمین به کمتر از ۲ درجه و ترجیحا ۱.۵درجه سانتی‌گراد است. کنفرانس احزاب در پاریس یاCOP21 بیست‌ویکمین کنفرانس تغییرات اقلیمی بود.
نشست حفاظت از تنوع زیستی
رهبران ۱۵۰ کشور دنیا کنوانسیون تنوع زیستی را سال ۱۹۹۲ در نشست ریودوژانیرو با هدف حفاظت از تنوع زیستی امضا کردند. امروز ۱۹۵ کشور به علاوه اتحادیه اروپا عضو این کنوانسیون شده‌اند که آمریکا و واتیکان عضو این دسته نیستند. بر اساس پیش‌نویس بیانیه‌ای که روی وب‌سایت کنفرانس منتشر شده انتظار می‌رود تا بر تلاش‌ها و تعهدات کشورهای بسیاری تاکید شود تا سال ۲۰۳۰، از ۳۰درصد مناطق خشک و اقیانوسی حفاظت کنند.
تنوع زیستی به زمین جان می‌دهد
در جریان این نشست که نمایندگان ایران هم در آن شرکت کردند، شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری جمهوری خلق چین اعلام کرد برای تشکیل صندوقی به منظور حفاظت از گونه‌های مختلف گیاهان و جانوران در کشورهای در حال توسعه، ۱.۵ میلیون یوان معادل ۲۳۲ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار اهدا می‌کند. شی همچنین وعده داد تا سرعت توسعه انرژی بادی و خورشیدی را در چین افزایش دهد: «تلاش‌هایمان برای توسعه انرژی تجدیدپذیر را بیشتر می‌کنیم و سرعت برنامه‌ریزی پروژه‌های انرژی باد و فوتوولتائیک با مقیاس بزرگ را در صحراها و مناطق اطراف افزایش می‌دهیم.» رئیس‌جمهوری چین افزود: «ساخت فاز اول این پروژه‌ها با ظرفیت تولید ۱۰۰ میلیون کیلووات برق شروع شده است.» شی همچنین از احداث پارک‌های ملی جدید خبر داد. یکی از پارک‌ها قرار است در فلات تبت که سرچشمه سه رودخانه بزرگ آسیاست تاسیس شود. یک پارک ملی برای پانداهای بزرگ استان سیچوان در جنوب غرب چین و پارک دیگری برای ببرهای سیبری و پلنگ‌های آمور در شمال غرب چین نیز تاسیس خواهند شد. به گفته شی مساحت کل این مناطق حفاظت شده به ۲۳۰هزار کیلومتر مربع می‌رسد که ۳۰درصد از مساحت زمین را به خود اختصاص خواهد داد.
شی جین پینگ در سخنرانی خود تاکید کرد که تنوع زیستی به زمین جان می‌دهد و حفاظت از آن به ارتقای توسعه پایدار بشر کمک می‌کند.
به گفته رسانه‌های چینی، این کشور به منظور اجرای برنامه حفاظت از تنوع زیستی، نزدیک به ۱۸درصد از خشکی را به منطقه حفاظت‌شده تبدیل کرده که باعث شده که ۹۰درصد گونه از اکوسیستم زمینی و ۷۱درصد گونه‌های وحشی را تحت پوشش خود قرار دهد. رئیس‌جمهوری چین همچنین پیش‌تر قول داده بود که چین قبل از سال ۲۰۳۰ که انتشار دی‌اکسید کربن به ازای هر واحد تولید داخلی را تا سال ۲۰۳۰ را به ۶۵درصد میزان آن در سال ۲۰۰۵ می‌رساند و خنثی کردن آن تا سال ۲۰۶۰ به وقوع خواهد پیوست. در روزهای گذشته، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه هم پیامی ویدئویی به پانزدهمین کنفرانس تنوع زیستی سازمان ملل فرستاد و گفت: «بار مسئولیت مبارزه با تغییرات اقلیمی و مشکلات محیط زیستی نباید تنها بر دوش کشورهای خاصی قرار گیرد.» او به این اشاره کرد که «رسیدگی به مسئله تغییرات آب و هوایی ضروری است» و «همه کشورها بدون توجه به قدرت اقتصادی، موقعیت جغرافیایی و مسئولیت تاریخی خود باید در مسیر مبارزه با تغییرات اقلیمی تلاش کنند». اردوغان همچنین گفت:‌ «نابودی محیط زیست یکی از دلایل تبدیل شدن دریای مدیترانه به عنوان گهواره تمدنی جهان به گورستان پناهجویان است.» رئیس جمهور ترکیه اعلام کرد که با توجه به اهمیت تغییرات اقلیمی و تنوع زیستی برای ترکیه، سال آینده میزبان شانزدهمین کنفرانس تنوع زیستی سازمان ملل خواهد بود و طی سال‌های 2022 تا 2024 نیز ترکیه ریاست این ساز و کار را برعهده خواهد داشت.
احیای اقتصاد همگام با حفاظت از تنوع زیستی
شی، رئیس جمهور چین همچنین درخواست کرد تا اداره محیط زیست جهانی سیستمی «منصفانه‌تر» و «منطقی‌تر» شود و در جریان احیای اقتصاد و حفاظت از محیط زیست، به کشورهای در حال توسعه توجه بیشتری شود. از نظر شی، محیط زیست خوب، ثروت اقتصادی است و اقتصاد و محیط زیست باید به طور هماهنگ پیشرفت کنند. او همچنین با تاکید بر همکاری کشورها چهار پیشنهاد شامل هماهنگی میان انسان و طبیعت با کمک تمدن اکولوژیکی، تحقق توسعه پایدار جهانی با محرکه ایده سبز، برقراری انصاف و عدالت اجتماعی با محوریت رفاه مردم و در نهایت حفظ سیستم مدیریت جهانی عادلانه و منطقی بر اساس قوانین بین‌المللی را مطرح کرد.
روز چهارشنبه نیز بیش از ۱۰۰ کشور قول دادند تا حفاظت از جانوران را محور اصلی تصمیم‌گیری‌های دولت خود قرار دهند

انتقال آب و اولویت‌های فراموش شده

متاسفانه رویکرد وزارت نیرو در سال‌های گذشته از مدیریت منابع آب، به مدیریت توزیع آب تنزل پیدا کرده است. و تاسف‌بارتر آن‌که از ابتدای شروع کار دولت سیزدهم و استقرار تیم جدید در وزارت نیرو و به‌‌رغم تمام هشدارهای متخصصان و دلسوزان صنعت آب و محیط زیست، به استفاده نکردن از راهکار انتقال آب برای رفع مشکلات کم‌آبی و خشکسالی به عنوان گزینه برتر، باز هم همین سیاست دنبال می‌شود. شاهدیم که از تریبون‌های مختلف بحث انتقال آب برای استفاده در مصارف شرب و صنعت – که صد البته بعدها کشاورزی هم به آن اضافه خواهد شد مطرح می‌شود.همه ما می‌دانیم که انتقال آب طی دهه‌های گذشته در بسیاری از کشورهای دنیا به خصوص کشورهای توسعه یافته انجام می‌شده که شاید در آن زمان نماد قدرت و فناوری بود ولی به واقع انتقال آب نشان‌دهنده بی‌کفایتی و سوء‌مدیریت منابع پایدار آب است. تجارب بسیار تلخ حاصل از انتقال آب آن کشورها را مجاب کرد که به جای استفاده از این گزینه ابتدا راهکارهای دیگری را به اجرا بگذارند و در نهایت در شرایط بسیار سخت به این راهکار به عنوان آخرین گزینه روی آورند. اهم راهکارهای آزمایش شده در دسترس به شرح ذیل است:
1. ارتقاء بهره‌وری آب 2. جلوگیری از هدررفت آب در شبکه‌های تامین 3. اصلاح و افزایش تعرفه آب برای ایجاد انگیزه در بهره‌وری بیشتر و ورود سرمایه‌گذاران در بخش صنعت آب به منظور تولید روش‌هایی که منجر به مصرف کمتر آب شود 4. بازچرخانی آب در مناطق شهری 5. به روز کردن قوانین و مقررات مرتبط با آب 6. نظارت مستمر به دور از هرگونه سیاسی‌کاری 7. مدیریت مصرف آبهای سطحی و زیرزمینی
چنانچه این راهکارها انجام و منجر به رفع مشکل کم‌آبی نشد، با رعایت کلیه ملاحظات محیط زیستی و اجتماعی و با صرف هزینه‌های بسیار سنگین اجرای پروژه‌ها و عملیات انتقال آب توجه‌پذیر می‌شود. طی دهه‌های گذشته بی‌توجهی به مدیریت یکپارچه و مشارکت عمومی در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، و صرفا انجام پروژه با تحلیل‌های هزینه- فایده منجر به مراجعه به راهکار انتقال آب می‌شد. که آثار مخرب آن در محیط زیست بر کسی پوشیده نیست. لذا باید از خود بپرسیم که آیا راهکارهای دیگر موجود برای مهار بحران آب را آزموده‌ایم که حال به گزینه انتقال آب رسیده‌ایم؟ آیا زمان و هزینه‌هایی که برای اجرای این پروژه‌ها صرف می‌شود را در نظر گرفته‌ایم؟ آیا بهتر نیست یک بار برای همیشه از ابزارهای موجود استفاده کنیم؟ ابزارهایی که هزینه‌های به مراتب کمتری دارند و ماندگارتر هستند؟ در کشوری که بهره‌وری آب پایین است به بازچرخانی آب توجه نمی‌شود و یا به دلیل محدودیت‌های مالی پروژه‌های مربوط به آن رها شده‌اند. کشوری که به لحاظ فناوری کشاورزی در حد فاجعه است و یا طرح آمایش سرزمین در آن توجهی به ملاحظات محیط زیستی ندارد، انتقال آب توجیه دارد؟

پا‌فشاری دو لت بر ای انتقال آب

از همان روزی که علی‌اکبر محرابیان برنامه‌های خود را برای سکانداری وزارت نیرو در دولت سیزدهم ارائه کرد، تا دیروز که در سفر به استان فارس گفت: «این استان در تخصیص منابع برای اجرای طرح انتقال آب از خلیج فارس در اولویت است» همواره یک سیاست را دنبال کرده است. سیاستی که سال‌هاست امتحان خود راپس داده و از منظر بسیاری از کارشناسان حوزه آب و محیط زیست یک استراتژی غلط و پرهزینه است. محرابیان و سیاست‌گذاران دولت سیزدهم اما همچنان معتقدند: «یکی از راهکارهای مهم تامین آب مورد‌نیاز، انتقال آب دریا به فلات مرکزی و استان‌های مختلف است» و با جدیت این رویکرد را دنبال کرده و در میان سیاست‌گذاری‌ها، مصوبات و تصمیمات خود جایگاه ویژه‌ای برای آن قائلند. سوال اینجاست که پیامدهای این اصرار و پیگیری سیاستی که بسیاری از صاحبنظران بر اشتباه بودن آن تاکید دارند، چیست؟ آیا با هزینه‌ای که برای اجرای این طرح‌ها صرف می‌شود، می‌توان اقدامی پایدار در حوزه تامین منابع آب در کشور صورت داد؟

«انتقال آب» این طبلی است که محرابیان و حامیان او چند ماهی است که با وجود تمام انتقادات، همچنان مصرانه بر آن می‌کوبند. در سفرهای استانی تاکید وزیر بر پروژه‌های انتقال آب و نقش آنها در حل بحرانی است که نیازمند سیاست‌گذاری‌های بلند مدت و هوشمندانه‌تری است. اما گویا سهل‌ترین و پرهزینه‌ترین راه برای حل کوتاه مدت و مقطعی این بحران، از منظر وزیر نیرو، اجرای پروژه‌های انتقال آب از دریا به فلات مرکزی ایران است. منطقه‌ای که قرن‌ها سابقه و تاریخ مدیریت اصولی آب را دارد، حالا چشم به دریاهای شمال و جنوب کشور و هزینه‌های هنگفت شیرین‌سازی و انتقال آب دریا دارد تا شاید کمی سیراب شود. هر چند این انتقال‌ها در مواردی نه برای تامین آب شرب و نیازهای حیاتی مردم، که برای بخش صنعت و کشاورزی هزینه های هنگفت به کشور تحمیل می‌کنند. با این همه باز هم در میان سیاست‌های کلان آبی در دولت سیزدهم، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، تاکید بر بهره‌برداری از آب‌های ژرف و انتقال آب دریا به فلات مرکزی است. این سیاست تا جایی برای دولتمردان اهمیت پیدا کرده است که معاون اول رئیس جمهور، چند روز پیش مشاوری جدید برای اجرای این سیاست‌ها انتخاب کرده و طی حکمی علیرضا رزم‌حسینی را به سمت «مشاور امور پروژه‌های انتقال آب از دریا به نقاط نیازمند کشور» منصوب کرد. در حکم رزم‌حسینی آمده است این انتساب در پی تاکید رئیس‌جمهور بر این امر صورت گرفته است. سید ابراهیم رئیسی بارها در سخنان انتخاباتی خود هم بر این موضوع تاکید کرده بود و حالا دولت او هم پیگیر این سیاست است که به جای بهره‌برداری از منابع آب با نگاهی پایدار، دست به دامن راحت‌ترین راه یعنی انتقال آب شود. بسیاری از کارشناسان حوزه آب با نگرانی این سیاست‌ها و تصمیمات را دنبال می‌کنند و معتقدند در این نوع نگاه به مهار بحران آب برنامه بلندمدتی دیده نمی‌شود. انوش نوری اسفندیاری، دبیر اندیشکده تدبیر آب ایران در خصوص سیاست‌گذاری دولت سیزدهم در زمینه حل بحران آب با تاکید بر اینکه یک شتابزدگی در این سیاست‌گذاری‌ها وجود دارد که کارشناسان را نگران می‌کند به «پیام‌ما» می‌گوید: «بخشی از این تلاش‌های بدون برنامه در مورد مگا پروژه‌هایی است که در کشور اجرا می‌شود. این پروژه‌ها در غالب موارد برای مدیریت عرضه همواره با ناکامی‌های زیادی همراه بوده است. در شرایط فعلی، ما به اجبار و به دلیل رشد و اسکان مهار نشده جمعیت در مناطقی که با محدودیت آب روبه‌رو هستند، باید به فکر تامین منابع آب باشیم. اما لازم است که این اقدام سنجیده و همراه با مآل اندیشی باشد. از آنجا که این پروژه‌ها هزینه‌های بالایی دارند و هزینه‌های نگهداری و بهره‌برداری آنها هم زیاد است با مشکلات فراوانی روبه‌رو هستند از نظر تامین منابع با چالش روبه‌رو می‌شوند.»
اسفندیاری در خصوص میزان موفقیت سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها معتقد است: «سرمایه‌گذاری در این پروژه‌ها سنگین است و این موضوع همواره مورد نقد بوده و در عین حال کارایی این اقدامات هم زیر سوال است. در حال حاضر با توجه به شرایطی که دولت با تشدید محدودیت‌ها در منابع مالی خود دارد، طبیعی است که نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت و آن را بی‌تاثیر دانست. این وضعیت هم دوره اجرای پروژه را افزایش می‌دهد و هم موجب می‌شود که اجرا با نواقص زیادی محقق شود. علاوه بر این در آینده در بهره‌برداری و کیفیت خدماتی که این پروژه‌ارائه می‌کند هم دچار مشکل خواهیم بود. به همین دلیل است که این موضوع با نگرانی‌هایی همراه است.»
علاوه بر انتقاداتی که در حوزه منابع مالی می‌توان بر این پروژه‌ها وارد دانست، آثار اجتماعی اجرای این طرح‌ها هم قابل اغماض نیستند. دبیر اندیشکده آب البته معتقد است: «موضوع انتقال آب یکی از خطوط مختلف سیاست‌گذاری‌های دولت در مورد مهار بحران آب است. باید منتظر ماند تا خطوط دیگر این سیاست‌ها هم روشن شود تا بتوان در مجموع قضاوت بهتری کرد. اما در حال حاضر چنین کشیدن چنین خطی، آن هم به شیوه‌ای چنین ناشیانه، نگرانی‌ها را بیشتر می‌کند» برخی کارشناسان معتقدند هزینه‌ای که در اجرای پروژه‌های انتقال آب صرف می‌شود می‌تواند برای اجرای طرح‌هایی که منجر به تامین پایدار آب در یک منطقه می‌شود، تخصیص داده شود. در حوزه آب چطور می‌شود هم اصول توسعه پایدار را در نظر گرفت و هم به تامین منابع با هزینه و آسیب کمتر پرداخت؟ پاسخ انوش نوری اسفندیاری به این پرسش این است که: «برای هر منطقه باید این موضوع را جداگانه مورد بررسی قرار داد. به فرض در سیستان و بلوچستان تا به حال هزینه‌های بسیار گزافی در حوزه شده است. از تامین شبکه‌ها تا تامین آب شرب و کشاورزی. اما موضوع اینجاست که آسیب‌ها و نواقص این اقدامات مورد رسیدگی قرار نگرفته است. دلایل منتج به این نواقص و پایین بودن کارایی آنها بررسی نشده است. طبیعی است که نمی‌توانیم بدون توجه به برنامه توسعه در یک منطقه، سیاست‌های آبی برای آن منطقه تعیین کنیم».
بخش عمده آب در ایران در حوزه کشاورزی مورد مصرف قرار می‌گیرد. در حالی که محصولاتی که در این حوزه تولید می‌شود به مقدار قابل توجهی، به اندازه آبی که در این حوزه مورد مصرف قرار می‌گیرد نیست. اسفندیاری معتقد است: «در مجموع از شواهد مختلف می‌توانیم این برداشت را داشته باشیم که تکیه بیش از حد بر کشاورزی سنتی و عدم توجه دقیق بر تحولات توسعه‌ای ‌می‌تواند نتایج منفی را در زمینه منابع آب داشته باشد. این حقیقتی است که باید بپذیریم که به سوی کشاورزی با مصرف آب کمتر برویم و منابع آب را برای مصارف غیر کشاورزی تامین کنیم. ما هیچ راهی نداریم جز اینکه تاکید کنیم کشاورزی در ایران یا باید محدود شود یا کارایی خود را افزایش دهد. تنها در اینصورت است که می‌توانیم بخشی از منابع آب را در هر منطقه آزاد کنیم و به مصارف مربوط به توسعه برسانیم. دلیلی ندارد که ما توسعه را تنها توسعه کشاورزی بدانیم یا توسعه روستایی را محدود به توسعه کشاورزی کنیم.»
با نگاهی وسیع‌تر می‌توان پیش‌فرض‌های دیگری برای تامین پایدار منابع آب تعریف کرد و به نتایج مطلوب‌تری دست پیدا کرد. موضوعی که دبیر اندیشکده آب آن را در تحولات عمده و افزایش مهارت نیروی انسانی تعریف می‌کند و معتقد است: «طبیعی است که در حوزه نیروی انسانی کشاورزی باید تحولاتی صورت گیرد. نمی‌شود با سالمندان کشاورزی را متحول کرد. کشاورزی ما در بیشتر مناطق ایران بر سالمندان تکیه دارد. آنها توانایی همراهی با این تحولات را ندارند. بنابراین در درجه اول باید روی نیروی انسانی در بخش کشاورزی سرمایه‌گذاری کرد تا به تحولات توسعه‌ای رسید. این نکته قابل تاملی است که تا برنامه‌های توسعه اصلاح نشود برنامه‌های ما در حوزه مدیریت منابع آب هم با شکست روبه‌رو خواهد بود. بیشتر از 80 تا 90 درصد آب در ایران صرف کشاورزی می‌شود. این میزان نسبت به شرایط منابع آب در ایران میزان مناسبی نیست. باید از سهم آب کشاورزی کمتر کنیم و منابع آب را به صورت پایدار مورد استفاده قرار دهیم و توسعه را بر مبنای رشته‌های غیر کشاورزی و دانش بنیان تعریف و برنامه‌ریزی کنیم»
در زمینه سیاست‌‌هایی که محرابیان و به طور کلی مدافعان انتقال آب دنبال می‌کنند، یکی از نگرانی‌ها و انتقادات جدی این است که این انتقال با تمام هزینه‌ای که به کشور تحمیل می‌کند برای مصارف کشاورزی و صنعت منتقل شود. به عقیده اسفندیاری اما: «این موضوع هیچگونه توجیه اقتصادی ندارد و با توجه به نوع مصرفی که وجود دارد طبیعی است که با یارانه‌های بسیار زیادی همراه خواهد بود. یارانه‌هایی که نمی‌تواند تداوم داشته باشد. کشاورزی ما با یارانه تحول پیدا نمی‌کند. این تصور نباید به وجود بیاید که با این اقدامات از بخش کشاورزی حمایتی صورت می‌گیرد. در نهایت با اجرای این طرح‌ها کشاورز است که با پایین آوردن قدرت خرید و قیمت محصولات تولیدی خود به شهرنشین‌ها یارانه می‌دهد» با وجود تمام انتقاداتی که صاحب‌نظران حوزه آب به رویکرد دولت سیزدهم در حوزه آب دارند، باز هم باید منتظر ماند و دید در سفر بعدی هیئت دولت به استانی دیگر از کشور، وعده‌ محرابیان برای حل بحران آب، سد سازی خواهد بود یا شیرین‌سازی و انتقال آب.

گشت ار شاد مقابل آینه

انتشار فیلم کوتاهی که نشان‌دهنده برخورد خشن ماموران گشت ارشاد با یک زن بود واکنش انتقادی چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا و فعالان مدنی را در پی داشت. نیروی انتظامی البته در برابر این انتشار این فیلم سکوت نکرد و ضمن تایید فیلم، از مجازات مامور خاطی خبر داد. فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی و معاونت زنان ریاست جمهوری اما تاکنون واکنشی به این موضوع نداشته‌اند. سکوت، تنها پاسخ آنان بود.

بیست و یکم مهر‌ماه است. آفتاب چشم ماموران را اذیت کرده، آنقدر که به ناچار، پلک‌هایشان را برهم فشار داده‌اند اما هوا گرم نیست. این را می‌توان از پوشش‌شان فهمید. آن‌ها فقط 40 ثانیه برای انجام ماموریت محوله زمان نیاز دارند. 40 ثانیه‌ای که از دید آن‌ها فقط یک ماموریت ساده است ولی برای آن زن، احتمالا یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی‌اش. ماموران 4 نفرند. 2 مرد و 2 زن. همگی با لباس‌های شخصی. یکی از مردان مامور دست به کمر ایستاده و مشغول تماشای اطراف است. با نگرانی چشم به اطراف می‌چرخاند. مرد دوم اما با قدرت هرچه تمام تر در کنار 2 مامور زن تلاش می کند به هر شکلی که شده زن از دید خود خاطی را سوار ون کند. ونی سفید رنگ که حداقل در ظاهر با ماشین‌های مورد استفاده ماموران گشت ارشاد اندکی تفاوت دارد. رنگ سبز و سفید مورد استفاده در اکثر ماشین‌های گشت ارشاد، در ون مورد اشاره، استفاده نشده بود. فقط روی در آن نوشته شده بود: «فرماندهی انتظامی تهران بزرگ».
همین تفاوت کوچک در ساعات اولیه انتشار فیلم سبب شد تا برخی کاربران موسوم به ارزشی در شبکه اجتماعی توئیتر تلاش کنند اصل فیلم را زیر سوال ببرند اما نیروی انتظامی فیلم را تکذیب نکرد. شهروندی که فیلم را تهیه کرده، در طول فیلم، ساکت است ولی در عوض صدای جیغ زنی که ماموران گشت ارشاد تلاش می‌کنند سوار ماشین اش کنند، به خوبی شنیده می‌شود به ویژه از ثانیه 10 به بعد. جایی که مامور زن حاضر در بیرون خودرو، موهای قهوه‌ای رنگ فرد از دید خود متهم را در دست می‌گیرد و با کشیدن‌اش، تلاش می‌کند او را به داخل ماشین بفرستند. مامور مرد هم با تمام توان او را به داخل ماشین هل می‌دهد. ثانیه 16 اما فیلمبردار هم از حجم خشونت روا داشته شده به سطوح می‌آید و با گفتن «سرشو کوبیدن به ماشین»، نارضایتی خود را نشان می دهد. مامور زنی که داخل خودرو قرار گرفته هم در این میان با استفاده از وسیله‌ای که چیستی‌اش در شبکه های اجتماعی مشخص شد، به همکارانش کمک می‌کند. کمکی که در نهایت موثر واقع و زن به زور سوار اتومبیل گشت ارشاد شد. 2 مرد هم پس از بسته شدن در عقب خودرو، سوار ون می‌شوند تا محل حادثه را ترک کنند.
قلاب 14 میلیونی شکار
آن‌ها رفتند ولی این فیلم ماند و شبکه‌های اجتماعی. وقتی همه مشغول نقد رفتار ماموران بودند. سیدعلی موسوی، یکی از کاربران ارزشی توئیتر از ابزار مورد استفاده توسط ماموران پرده برداری کرد: « Catch Pole». اوایل کلیپ، جایی که زن در مقابل تلاش ماموران برای سوار کردنش به ون گشت ارشاد مقاومت می‌کند، استفاده نیروی حاضر در صحنه از این قلاب به خوبی نمایان می‌شود. وسیله‌ای که برای زنده‌گیری حیوانات استفاده می‌شود. همین مساله انتقادات به پلیس را دو چندان کرد ولی آنان هیچ پاسخی به استفاده از این وسیله ندادند و نگفتند استفاده از آن مطابق کدام قانون صورت گرفته است. فروشگاه‌های آنلاین داخلی هم مشابه این وسیله را موجود نداشتند ولی امکان خریدش از فروشگاه آمازون فراهم است با قیمتی حدود 200 دلار. فروشگاه اینترنتی «مالتینا» که امکان خرید ایرانیان از آمازون را فراهم کرده و مجوز فعالیت از طرف اتحادیه کسب و کارهای مجازی و وزارت فرهنگ و ارشاد در کنار نماد اعتماد الکترونیکی دارد، تنها فروشگاهی بود که امکان خرید قلاب زنده‌گیری شکار مورد استفاده توسط ماموران گشت ارشاد در ویدیوی منتشر شده را فراهم می‌کرد. آن هم با مبلغی حدود 14 میلیون تومان. این فروشگاه زمان دریافت کالا را 3 تا 8 هفته بعد از ثبت سفارش اعلام کرد.
بمب اتم، وسط تهران
پیام کاویانی، رئیس پلیس امنیت عمومی پایتخت رسما کلیپ منتشر شده را تایید کرد ولی همزمان از «برخورد انضباطی» با مامور خاطی گفت. او تاکید کرد که «در این ماموریت برخورد نامناسب و خارج از ضوابط» از سوی ماموران صورت گرفته ولی هیچ توضیحی درباره استفاده
ماموران از قلاب زنده‌گیری حیوانات ارائه نکرد. عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر اما در توئیتر خود نوشت که «استفاده از قلاب مربوط به گرفتن حیوانات برای بازداشت این زن، جزو ابزارهای سازمانی موجود در ماشین پلیس» است. او انتشار کلیپ‌هایی از این دست را مثال انفجار بمب اتم وسط تهران دانست و خواستار برخورد قاطع با ماموران خاطی و جمع شدن بساط گشت ارشاد در ایران شد. محمد پدرام، فعال فرهنگی حاضر در شبکه اجتماعی توئیتر از دیگران منتقدان گشت ارشاد بود. او که خود در زمره روحانیون قرار دارد، با انتقاد از کلیپ منتشر شده نوشت: « گشت ارشاد، ادابازی دولت است برای فریفتن مذهبی‌ها که مثلا ما به مطالبات فرهنگی شما اهتمام داریم! طرحی که هم‌واره به تلقی مردم از دین و متدینین و حتی پلیس صدمه زده و اسباب نفرت فراهم آورده، طرح باطلی است! طرحی که بهره‌برداری‌اش را دشمن بکند و تاوانش را دوستان بدهند، طرح باطلی است!» گروهی دیگر از کاربران اصولگرای توئیتر هم به طعنه اظهارات گذشته رئیسی را یادآوری کردند. ابراهیم رئیسی در جریان مناظرات انتخابات ریاست جمهوری گفته بود که در دولت او «گشت ارشاد فقط برای مدیران» خواهد بود ولی پس از حضورش در دولت، هم اعلام اموال مسئولان محرمانه و ممنوع شد و هم گشت ارشاد فعال تر از گذشته.
معنای دفاع از طرح صیانت روشن می‌شود
پروانه سلحشوری، رئیس فراکسیون زنان مجلس دهم از بعد دیگری به بررسی کلیپ منتشر شده پرداخت. این نماینده سابق مجلس در گفت‌وگو با «پیام ما» با انتقاد از گشت ارشاد گفت: «کجای دنیا یک زن، یک انسان را اینطور سوار ماشین می‌کنند؟ کدام اسلام اجازه داده یک مرد این چنین پای یک زن نامحرم را بگیرد و او را سوار ماشین کند؟ کجای اسلام گفته با خشونت با مردم برخورد کنید؟» سلحشوری در بخش دیگری از اظهاراتش حجاب زنی که به زور سوار ماشین گشت ارشاد شده بود را هم بدون ایراد دانست و بیان کرد: «آنچه ما دیدیم، این بود که حجاب آن زن هیچ ایرادی نداشت و معمولی بود. اگر قرار باشد با این حجاب هم مردم را بگیرند که باید نیمی از زنان ایران را بازداشت کنند.» او انتشار کلیپ‌هایی از این دست را دلیل اصرار نمایندگان بر طرح صیانت دانست و به «پیام ما» گفت: «وقتی می‌گویند طرح صیانت باید تصویب شود، به دنبال دیده نشدن همین فیلم‌ها هستند. می‌خواهند مردم این خشونت را نبینند.» رئیس فراکسیون زنان مجلس دهم همچنین همزمانی انتشار این کلیپ با محرمانه دانستن اموال مسئولان جمهوری اسلامی را معنادار خواند و تصریح کرد: «یک دیدگاه می‌تواند آن باشد که می‌خواهند مردم حواسشان از آن اتفاق پرت شود. فراموش نکنید که محرمانه شدن اموال مسئولان از طرف آنانی که مدعی شفافیت بودند و فضای مجازی را با فحش به ما در مجلس دهم پر می‌کردند، امر بسیار خطرناکی است. ما که رای ندادیم اما آنانکه رای دادند، بگویند چرا همه چیز به یکباره تغییر کرد و مدعیان شفافیت شدند مخالف آن؟»
سکوت؛ از پاستور تا بهارستان
غوغای انتشار برخورد خشونت‌آمیز ماموران گشت ارشاد با یک زن و استفاده از قلاب شکار حیوانات اما از قرار معلوم به مجلس و دولت نرسید. معاونت زنان ریاست جمهوری هیچ واکنشی به این مسئله نشان نداد. فراکسیون زنان مجلس یازدهم هم همچنین. خبرنگار «پیام ما» تلاش کرد نظر نمایندگان زن مجلس یازدهم را درباره این کلیپ جویا شود ولی از 15 نماینده، فقط 9 نفر تلفن همراه خود را پاسخ دادند که هیچ کدام کلیپ منتشر شده را ندیده بودند. آنان درخواست خبرنگار «پیام ما» برای تماشای این کلیپ 40 ثانیه‌ای و گفت‌وگو درباره‌اش را هم با بهانه «جلسه داریم»، رد کردند. فاطمه محمدبیگی، عضو فراکسیون زنان مجلس یازدهم اما بررسی این کلیپ در فراکسیون زنان را بدون مانع خواند و به «پیام‌ما» گفت: «من این کلیپ را ندیده‌ام ولی ما پیگیر حقوق زنان در حوزه‌های اجتماعی هستیم و تلاش می‌کنیم این کلیپ را هم بررسی کنیم.»
هر 3 هفته، یک جلسه
همه این‌ها در کنار هم می‌تواند نشانی باشد از انفعال فراکسیون زنان مجلس یازدهم در حوزه رسیدگی به آسیب‌های مرتبط با زنان در قیاس با مجلس دهم. محمد بیگی در جریان گفت‌وگوی خود با «پیام ما» این اتهام را رد کرد ولی گفت که «ما به دلایل سفرها و ماموریت‌های نمایندگان، جلسات منظمی در فراکسیون زنان نداریم و آخرین جلسه حدود 2 یا 3 هفته پیش بود.» پروانه سلحشوری، رئیس فراکسیون زنان مجلس دهم در جریان گفت‌وگوی خود با «پیام‌ما» در مواجه با انفعال زنان مجلس یازدهم در دفاع از حقوق زنان، به شکایت نیروی انتظامی از خود در دوران حضورش در مجلس اشاره کرد: «یکی از پرونده‌های من مربوط به شکایت نیروی انتظامی در ماجرای اظهاراتم درباره دختر تهران پارس بود. درباره ماجرای سحر خدایاری، دختر آبی هم برای من پرونده تشکیل دادند. وظیفه فراکسیون زنان است که سریعا به این مسائل رسیدگی کند نه این اینکه ماهی یک جلسه بگذارد.» پیش از این و در جریان زیرگرفتن یک زن به دلیل حجابش در ارومیه، سارا فلاحی، سخنگوی فراکسیون زنان وعده «برخورد قضایی با رفتارهای طالبانی» داده بود ولی هرگز فراکسیون زنان گزارشی درباره بررسی این مساله یا شکایت به قوه قضائیه ارائه نکرد تا کارشناسان بیش از پیش از انفعال آنان بگویند. انفعالی که می‌تواند زنان ایرانی را در مواجهه با خشونت عریان نهادهای قانونی، بی پناه‌تر از گذشته کند و باید پرسید در دولت و مجلسی که مدعی حفظ کرامت زنان بر مبنای اسلام‌اند، چرا برخورد قاطعی با این اقدامات صورت نمی‌گیرد و در عوض سکوت مسئولان شنیده می‌شود.

شکنجه نورانی درختان در اصفهان

درختان در بیش از 4 خیابان بلند در اصفهان نورپردازی شدند. روندی که از ابتدای دهه نود آغاز شده و به نظر می‌رسد که به تعداد بیشتری از خیابان‌های شهر نیز سرایت کند. درحالی که گفته شده بود، لامپ‌های ال ای دی، تنها درختان سوزنی برگ در خیابان‌های این شهر را منور می‌کنند اما در روزهای گذشته مسافران به این شهر خبر از نورانی شدن درختان کاج و توت و چنار در خیابان‌های کمال اسماعیل، انقلاب، استانداری و محورهای کنار رودخانه و خیابان چهارباغ می‌دهند. برگ‌ درختان در این شهر هنگام غروب، 5 ثانیه بنفش می‌شوند، 5 ثانیه آبی و بعد هم سبز. با اینکه نورپردازی درختان چند سالیست به دلیل آسیب به پرندگان و حشرات و رشد درختان در پایتخت ایران متوقف شده است اما به نظر می‌رسد که کلان‌شهرهای دیگر هنوز بر آن اصرار دارند.

نورپردازی درختان در شهر اصفهان اولین بار در اواسط دهه نود آغاز شد. سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان در سال 94 درختان خیابان فیض در این شهر را نورانی کرد. در ویدیویی که این سازمان در فضای مجازی منتشر کرده است، مشخص می‌شود که پروژکتورهای بنفش و نارنجی رنگی در چند سانتی‌متری درختان خیابان فیض بنا شدند و درختان را مجبور به تحمل این نور می‌کنند. یک سال بعد، هم سازمان زیباسازی به دنبال استقبال مردم از این نورپردازی اقدام به نورانی کردن خیابان بیدآبادی می‌کند. خیابان بیدآبادی یکی از محله‌های قدیمی شهر اصفهان است که به گفته مدیرعامل وقت سازمان زیباسازی با 156 پروژکتور به صورت دفنی با طیف رنگی rgb با 16 میلیون رنگ متنوع نورپردازی شد. پروژه‌ای که به گفته مهدی بقایی در راستای تبدیل شهر اصفهان به شهر شب ایجاد شده است. در سال‌های اخیر بارها پیرامون تاثیر انوار رنگی بر درختان و محیط زیست پیرامون آن‌ها مطالبی منتشر شده است. حامد میرزاخلیل، پژوهشگر آلودگی نوری معتقد است که نورپردازی باعث می‌شود که درختان حس کنند، هنوز طول روز کم نشده است و همچنان تابستان است: «به همین دلیل هم فرآیند خزان درختان با تاخیر اتفاق می‌افتد و متاسفانه گاه شاهد آن هستیم که تا پایان آذر روی درختان چنار همچنان برگ سبز وجود دارد. طبیعتاً با این روال فصل شکوفه‌زنی هم چند ماه عقب می‌افتد و در نهایت به تدریج باعث مرگ درخت می‌شود.» اما این تنها درختان نیستند که بر اثر آلودگی نوری، آسیب می‌بینند، بلکه پرندگان و حشراتی که روی درختان زیست می‌کنند هم از این نور در امان نیستند. مهسا هاشمی، پژوهشگر پرنده‌نگری که در موسسه آوای بوم فعالیت می‌کند، معتقد است که دو دسته پرنده روز فعال و شب فعال وجود دارند و پرندگان روز فعال در تاریکی شب به دنبال جایی برای پنهان شدن می‌گردند: «وقتی ما نورپردازی می‌کنیم، ساعت زیستی پرنده را مختل می‌کنیم و پرنده نمی‌تواند جایی پنهان شود و حتی اگر لانه‌سازی کرده باشد، فضا را برای پرندگان شب فعال مهیا می‌کنیم تا دست به شکار آن‌ها بزنند.» او می‌گوید انواع دیگری از پرندگان هم حشره خوار هستند: «اطراف نورهایی که در پیاده‌روهای کنار درختان و در اطراف درختان نصب می‌شود، حشرات زیادی وجود دارند، حشرات روز فعال که حشره‌خوار هستند هنگام شب استراحت نمی‌کنند؛ زیرا غذا به فراوانی اطراف نورها وجود دارد. این باعث آسیب به پرنده روزفعال می‌شود و چرخه زیستی‌اش بهم می‌خورد و زمان مهاجرتش نیز تغییر می‌کند.» هاشمی می‌گوید نور زیاد پرنده را گیج می‌کند و مسیریابی مهاجرت پرندگان مختل می‌شود، بسیاری از پرندگان به همین دلیل نابود می‌شوند.
انتقادات به فراخوانی بی‌نتیجه ختم شد
منتقدان به نورپردازی درختان در سال‌های اخیر کم تعداد نبودند. آن‌ها توانستند چراغ‌ چنارهای خیابان ولیعصر را خاموش کنند. چراغ‌هایی که البته در اصفهان روزبه‌روز نورانی‌تر می‌شوند و به گفته هاشمی: «به نظر می‌رسد که بر تعداد خیابان‌هایی که درختان نورانی دارند، روزبه‌روز افزوده می‌شود.» او می‌گوید منتقدان آلودگی نوری، در سال‌های اخیر بارها به شهرداری اصفهان رفت‌ و آمد کردند و پیشنهاد دادند تا دست کم، درختان قدیمی‌تر که مامن پرندگان بیشتری هستند، نورانی نشوند: «درختان یکی در میان نورپردازی شوند، یا دست کم این اتفاق تنها در یک خیابان رخ دهد و از طیف‌نورهایی استفاده شود که تاثیر کمتری روی سلامت موجودات زنده دارد.» طیف رنگی که او مثال می‌زند، رنگ‌های گرمی مانند قرمز و نارنجی است. کوروش محمدی، رئیس سابق کمیسیون محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر اصفهان نیز می‌گوید در 4 سال گذشته چندباری از طریق کمیسیون محیط زیست به سازمان پارک‌ها و سازمان زیباسازی که متولی نورپردازی درختان است، اعتراض شده است: «یک دیدگاه می‌گوید، این نورپردازی‌ها موجب برهم زدن تعادل بیولوژیکی و خواب درختان می‌شود و دیدگاه دیگر می‌گوید، استفاده از رنگ‌های خاص مشکل ساز نیستند.» با این حال او می‌گوید در این سال‌ها هیچکس پاسخ علمی درستی به شورای شهر اصفهان نداده است که آیا نورپردازی برای درختان ضرر دارد یا نه: «محیط زیست ورود نکرد و سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری که مسئول صیانت از فضای سبز است به نوعی ابراز بی‌خطری کردند و گفتند این نورپردازی‌ها ضرری ندارد.» محمدی می‌گوید تنها اقدامی که در سال‌های اخیر در شهرداری اصفهان صورت گرفته است، این بوده که نورپردازی از حالت شبانه‌روزی خارج شود و تنها هنگام تاریکی هوا چراغ‌ها روشن می‌شوند. شاید بالاگرفتن انتقادات نسبت به نورانی شدن درختان اصفهان بود که شهرداری این شهر مجاب شد تا فراخوانی درباره بررسی تاثیرات نورپردازی بر فضای سبز و اکوسیستم در این شهر برگزار کند. اسفند سال گذشته پیرامون این فراخوان اطلاع‌رسانی شد اما به نظر می‌رسد که نتایج آن هنوز منتشر نشده است. موضوعی که محمدی هم آن را تایید می‌کند: «نتایج مطالعات هنوز مشخص نشده است، با این حال ما امیدواریم شورای جدید پیگیر این موضوع باشد.»
درختان پهن برگ هم نورانی می‌شوند
با این وجود احمدرضا مصور، عضو فعلی کمیسیون محیط زیست و خدمات شهری اصفهان شورای شهر اصفهان که پیشتر معاون خدمات شهری، شهرداری اصفهان هم بوده است، می‌گوید بنا بر اطلاعاتی که داشته طیف نوری چراغ‌هایی که پای درختان دفن می‌شدند، برای آن‌ها مضر نبوده است: «مگر اینکه تازگی آن‌ها تغییر داده باشند، همچنین در گذشته توجه می‌شود که تنها درختان سوزنی برگ که مقاومت بالایی دارند، نورپردازی شوند.» با این حال مشاهدات میدانی خبرنگار روزنامه پیام ما از خیابان‌های اصفهان نشان می‌دهد که در هفته‌های اخیر درختان پهن‌برگی چون چنار هم در اصفهان با انواع طیف‌های نوری، رنگی شدند. مساله‌ای که مصور هم آن را تایید می‌کند و می‌گوید: «اخیرا من هم در بعضی خیابان‌ها دیدم که درختان پهن برگ هم نورپردازی شدند. قاعدتا ما باید استدلال‌های سازمان زیباسازی را درباره این سبک نورپردازی و توسعه آن بشنویم.» او معتقد است که اول بار و بعد از نورپردازی اطراف گلستان شهدای اصفهان، نورپردازی درختان و خیابان‌ها هم رونق پیدا کرده است و این روزها چشمه‌های نوری که از پایین به بالا نور می‌تابانند، برای نورپردازی درختان در این شهر به کار گرفته شدند.
علمی نیست
اما این گزاره که بعضی از طیف‌های نوری آسیبی به درختان وارد نمی‌کنند از نظر حامد میرزاخلیل علمی و پذیرفته نیست. او می‌گوید این مساله در هیچ ژورنال علمی پذیرفته شده نیست و مانند تولید علم است: «نور این ال ای دی‌ها هر 5 ثانیه یکبار تغییر می‌کند و به درخت فرصت نمی‌دهند که بتواند تنش را رفع کند.» او همچنین به میکروارگانیسم و ماکروارگانیسم‌هایی که در درخت زندگی می‌کنند، اشاره می‌کند و می‌گوید این تغییر طیف می‌تواند روی آن‌ها نیز موثر باشد. اینکه سوزنی برگ‌ها تاثیر کمتری از نورها می‌گیرند، موضوع دیگریست که میرزاخلیل آن را تشریح می‌کند. او می‌گوید درختانی که خزان دارند دو عامل تغییر طول روز و تغییر دما آن‌ها را متوجه خواب زمستانی‌ می‌کند: «درختانی که خزان ندارند احتمالا از این نورها که چرخه زیستی درخت را بهم می‌زند، آسیب کمتری ببینند.»
تمایل مردم اصفهان به نورپردازی درختان؟
مهسا هاشمی می‌گوید بارها و بارها در جلسات شهرداری به او گفته شده که مردم با شهرداری تماس می‌گیرند و می‌خواهند که شهرداری نورپردازی درختان را از سر بگیرد. موضوعی که مصور هم روی آن تاکید دارد و می‌گوید بعد از تبدیل شده رودخانه زاینده رود به رودخانه‌ای فصلی، شهرداری به دنبال ایجاد لذت بصری در شهر بود و چه چیزی بهتر از نورپردازی خیابان‌ها. گفته‌هایی که البته هیچ پژوهش و نظرسنجی مردمی درباره‌اش منتشر نشده است. میرزاخلیل اما موافق این موضوع که مردم خواستار نورپردازی درختانند نیست. او می‌گوید هیچ شهروندی در قدم اول از شهرداری‌اش نخواسته تا درختی را نورپردازی کند و این از اساس ایده‌ شهرداری‌ها بوده تا بتوانند شهرهای خاکستری را از این طریق از بین ببرند: « شهر که اتاق نقاشی نیست. همین الان در نورپردازی‌ها از نور بنفش و قرمز استفاده می‌کنند، در روانشناسی رنگ‌ها، بنفش نماد ترس و شک و افسردگی است، این رنگ‌ها خودشان ظن و بدگمانی در دل شهروندان ایجاد می‌کنند، شهرداری به چه مجوزی این آشوب را در ذهن شهروندان ایجاد می‌کند؟»

تحقیق‌و‌تفحص در خصوص به‌کارگیری معاملات الگوریتمی و هوش مصنوعی در بورس

کارزاری با نام درخواست تحقیق‌و‌تفحص در خصوص به‌کارگیری معاملات الگوریتمی و هوش مصنوعی در بورس در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #معاملات_الگوریتمی پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به جناب آقای درویشیان رئیس سازمان بازرسی کل کشور آمده است: « با احترام با توجه به اهمیت بازار بورس و اوراق بهادار، به عنوان بستر اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی، جمعیت زیادی از مردم با نیت سرمایه‌گذاری در بورس و مشارکت در تولید و رونق اقتصادی کشور در شرایط تحریم، وارد این بازار شدند و برای حدود ۶۰ درصد جمعیت کشور کد بورسی صادر شده و درصد زیادی از جمعیت کشور را درگیر خود کرده است. لذا لزوم برقراری عدالت و شفافیت در این بازار بسیار با‌اهمیت و مورد توجه است؛ به‌طوری‌که هرگونه عدم شفافیت در این بازار مالی می‌تواند زمینه‌ساز فساد و عدم اعتماد مردم به بازار سرمایه شود. از آنجایی که به نظر می‌رسد از آغاز سال ۱۳۹۹ با تحلیل‌ها و رصد‌های کارشناسان زبده، متخصص و جمعی از دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی که گزارش آن به صورت تخصصی به نهادهای ناظر ذی‌صلاح ارجاع داده شده است، معاملات الگوریتمی در بورس تهران استفاده شده و قیمت‌ها دچار تغییرات لحظه‌ای و غیرطبیعی از تاریخ مذکور تا به امروز شده است که به دلیل پیچیدگی‌های فنی این سبک از معاملات، درخواست می‌شود که نحوه و چگونگی و علت استفاده از هوش مصنوعی و معاملات الگوریتمی در بازه زمانی مورد‌نظر نزد نهاد قانونی عادل و صادق بررسی شود.»

اسارت کروکودیل‌ها به بهانه گردشگر ی

نام مزرعه پرورش کروکودیل را عوض کرده‌اند و عنوان جدیدش این است: پارک کروکودیل مشهد. مجموعه‌ای در ابتدای جاده دهسرخ که نه در مسیر مترو و اتوبوس قرار دارد و نه اسنپ و تپسی می‌خورد، اما سرمایه‌گذار پروژه مدعی است با هدف گردشگری آنجا را ساخته. سازمان حفاظت محیط زیست به دنبال هجمه‌هایی که به این مرکز وارد شده آن را تایید کرده و هرگونه مجوز کشتار و سلاخی را رد کرده است. مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی گفته که «گردشگری، محور اصلی فعالیت این مزرعه است» اما معاون سرمایه‌گذاری و تامین منابع اداره کل میراث فرهنگی، استان خراسان رضوی می‌گوید مجوزی به این مرکز داده نشده.

مزرعه پرورش کروکودیل مشهد 10 روز پیش آغاز به کار کرد؛ درست بعد از ورود ۸۰ کروکودیل پروسوس از مالزی. این گونه جزو یکی از ۵ گونه با ارزش کروکودیل در دنیا محسوب می‌شود و ارزش تجاری بالایی دارد. این سومین مرکز تجارت کروکودیل ایران بعد از قشم و همدان است. مهری رمضانی 10 سال پیش پیگیر دریافت مجوزهای این مرکز بود، تا جایی که بنا به گفته علی کشمیری، فعال محیط زیست در مشهد، مجوز تاسیس این مرکز در سال 96 و پروانه بهره‌برداری آن بهمن‌ماه 98 از دامپزشکی گرفته شده.
مجید طاهرپور، مدیر امور شیلات و آبزیان سازمان جهاد‌کشاورزی خراسان‌رضوی روز دوشنبه ۱۲ مهرماه یعنی یک روز پس از رهاسازی کروکودیل‌ها در مزرعه پرورش کروکودیل ملک‌آباد، هدف از راه‌اندازی این مجموعه را به صراحت «استفاده از پوست ارزشمند این گونه» عنوان کرده بود. او گفته بود: «این واحد با ظرفیت تولید ۳۰۰ تخته پوست کروکودیل، ظرفیت‌سازی شده و مجوزهای لازم را دریافت کرده است. تولیدات پوست و گوشت این‌ گونه صرفا برای مصرف خارجی و صادرات خواهد بود. در واقع ۲.۵ تا سه سال طول می‌کشد که پس از آن پوست این گونه آماده دباغی و صادرات شود.»
با این حال پس از انتشار ویدیوی نحوه سلاخی و کشتار کروکدیل‌‌ها توسط حامیان محیط زیست، حرف‌های جدیدی مطرح شد. به طوری که مدیر امور شیلات و آبزیان سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی نیز طی یک مصاحبه با ایرنا از حرف سابق خود برگشت :«اگر در هرجایی از کشور، کشتار این گونه انجام شده آن را محکوم می‌کنیم، اما باید توجه داشت که مجوز صادر شده در مزرعه پرورش مشهد صرفا تکثیر، پرورش و صادرات آن و نیز برای مزارع پرورش داخلی است.»
به گفته طاهرپور در سال‌های ۹۸ و ۹۹ بیش از 8 میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در این زمینه انجام شده و این مجموعه صرفا دارای استخرهای نگهداری و تکثیر است که امکانات بازدید گردشگران نیز برای آن فراهم شده است.
تورج همتی، مدیرکل حفاظت از محیط زیست خراسان رضوی نیز 18 مهرماه تاکید کرده که هدف از ایجاد این مرکز بحث‌های گردشگری است: «با توجه به اینکه گردشگری، محور اصلی فعالیت این مزرعه است حساسیت‌هایی به لحاظ امنیت گردشگران داشتیم که توسط سرمایه‌گذار رفع شد. در نتیجه امسال با هماهنگی سازمان مرکزی، مجوز بهره‌برداری و واردات کروکودیل را صادر کردیم. طبق مجوز صادر شده، هرگونه اقدامی اعم از فروش داخلی یا خارجی، واگذاری، انتقال و کشتار کروکودیل‌های این مزرعه و یا فروش تخم آنها باید با هماهنگی و مجوز اداره‌کل صورت گیرد که در غیر این‌صورت، بهره‌بردار، تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت. به همین منظور همه کروکودیل‌های این مزرعه با نظارت کارشناسان اداره کل به میکروچیپ مجهز شده‌اند.»
بررسی‌های «پیام‌ما» اما نشان می‌دهد که این مزرعه پرورش کروکودیل که هدف اصلی آن گردشگری خوانده می‌شود، هیچ گونه مجوزی از میراث فرهنگی ندارد. احمد دیناری، معاون سرمایه‌گذاری و تامین منابع اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خراسان رضوی به «پیام‌ما» می‌گوید: «این مرکز هیچ مراجعه‌ای برای اخذ مجوز از میراث فرهنگی نداشته و ما مجوزی برای گردشگری به این مرکز نداده‌ایم.»
مدیر‌کل حفاظت از محیط زیست خراسان رضوی هرگونه مصاحبه در این رابطه را منوط به اطلاع روابط‌عمومی مجموعه می‌داند و روابط‌عمومی مذکور نیز خبرنگاران را به بیانیه‌ای که روز گذشته در سایت این اداره کل بارگذاری شده ارجاع می‌دهد. در بیانیه این اداره آمده است: «در مزرعه تکثیر و پرورش کروکودیل در مشهد سازوکار کشتار نه تنها دیده نشده، بلکه همانطور که قبلا هم در اخبار، مصاحبه با خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها اعلام نموده‌ایم، مسیر این مزرعه صرفا تکثیر، پرورش، گردشگری پژوهشی و آموزشی خواهد بود. مجوز صادره، نتیجه حدود یک دهه کار کارشناسی ادارات و سازمان‌های مختلف و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و کاملا بر اساس پروتکل‌های ملی و بین‌المللی است.»
مرکز گردشگری کروکودیل توجیه اقتصادی ندارد
فعالان محیط زیست اما هیچ تردیدی در «کشتار» و «سلاخی» کروکودیل‌ها در این مرکز ندارند. علی کشمیری در این رابطه به «پیام‌ ما» می‌گوید:«مرکز گردشگری هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد. مثل این می‌ماند که شما بروید وسط کویر سوپر‌مارکت باز کنید؛ مسلما شکست می‌خورید. باغ وحش وکیل‌آباد مشهد انواع گونه‌های مختلف از جمله کروکودیل را دارد و مردم با هزینه اندک حتی با اتوبوس و مترو می‌توانند به آنجا بروند. با این اوصاف کسی نمی رود در 35 کیلومتری مشهد که کروکودیل‌های مزرعه پرورش کروکودیل را ببیند. چیزی که فریاد می‌زنند با کاری که انجام می‌دهند همخوانی ندارد. مثل اینکه من زیر نور خورشید بایستم و بعد بگویم الان شب است و چرا حرف من را باور نمی‌کنید؟ ما داریم آفتاب را می‌بینیم.»
سپهر سلیمی فعال حقوق حیوانات نیز صحبت‌های مربوط به گردشگری بودن این مرکز را دروغ می‌خواند. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «80 کروکودیل در یک مرکز برای گردشگری! در باغ وحش هم که می‌روید از یکی، دو حیوان از یک گونه می‌بینید. این طور نیست که 100 شیر را داخل باغ وحش بگذراند تا شما ببینید. این هیچ جذابیتی ندارد و صرفا یک دروغ است.» با اینکه مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و شیلات سعی در غیر قانونی نشان دادن کشتار این حیوان دارند، طبق دستور‌العمل‌های سازمان حفاظت از محیط زیست که در این سایت بارگذاری شده پرورش کروکودیل به قصد فروش حیوان و یا اجزای بدن آن بلامانع دانسته شده است. در ماده یک و 6 قانون شکار و صید مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۴۶و مواد ۳۳ آلی ۳۶ آیین‌نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب سال ۵۳ مجوز تکثیر و پرورش کروکودیل در اسارت برای اهدافی چون تولید پوست، پروتئین و محصولات جانبی مجاز دانسته شده است.
پارک کروکودیل به جای مزرعه پرورشی
با این حال مدیران سازمان حفاظت از محیط زیست و سرمایه گذار پروژه سعی در ایجاد سرپوشی بر این واقعیت دارند. حال آنکه صاحبان این مجموعه پیش از این از عنوان پارک کروکودیل استفاده می‌کردند. حمید علی‌میرزایی از سرمایه‌گذاران در پاسخ به اعتراضات گفته است:« کسانی که علیه ما صحبت می‌کنند واقعاً اطلاع ندارند و این بی‌اطلاعی باعث این حرف‌هایی است که فضای مجازی را قبضه کرده است. دارند ما را با مزرعه‌های پرورش کروکودیل در انگلیس و ویتنام مقایسه می‌کنند و این اصلاً حرف درستی نیست. جایی که می‌خواهد دباغی داشته باشد دیگر سوله مجلل احداث نمی‌کند بلکه یک سوله سیمانی کافی است. ما سالن کشتار نداریم. این فضاسازی زیبا هدفش جذب گردشگر است.» او گفته که این حیوانات را در مرحله اول برای گردشگری و فروش به باغ وحش‌ها و بعد هم برای استفاده از خون آن‌ها خریداری کرده: « پژوهش‌های مهم پزشکی در دنیا ثابت کرده است که کروکودیلین موجود در خون کروکودیل می‌تواند ایدز، سرطان و بیماری هپاتیت را درمان کند. آنتی‌بیوتیکی که در خون این حیوان وجود دارد، ۵۰۰ برابر آنتی‌بیوتیک‌های دیگر اثرگذار است. از بابت خون‌گیری از حیوان هم تمام پروتکل‌های سلامت حیوان رعایت می‌شود و این خون‌گیری برای این حیوان، حکم حجامت را دارد و اساساً برای ریکاوری فیزیکی حیوان هم از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و این کار توسط یک دامپزشک حاذق انجام می‌پذیرد.»
کشمیری ادعای این سرمایه‌گذار درباره پرورش این حیوانات برای باغ وحش‌های دیگر و صادرات را فرار رو به جلو می‌داند و می‌گوید: «من هم می‌دانم که کشتن حیوان در مشهد انجام نمی‌شود، اما تفاوتی نمی‌کند که کجا انجام شود چه داخل همین مزرعه، چه صد کیلومتر آن طرف‌ تر و چه در کشور دیگری؛ این اتفاق برای این حیوان می‌افتد. دارند آدرس غلط می‌دهند و رو به جلو فرار می‌کنند که ما کروکودیل‌ها را اینجا کشتار نمی‌کنیم اما به هر حال این مرکز قسمتی از زنجیره‌ای است که منجر به کشتار می‌شود. مرحله اول پرورش‌دهنده در مالزی است و بعد هم این مرکز و سپس مرکزی که در آن کشتار انجام می‌شود و دست آخر هم مصرف‌کننده نهایی که از پوست این‌ حیوان استفاده می‌کند.»
به گفته او با توجه به استقرار ۲ مرکز پرورش کروکودیل دیگر در کشور، احداث یک مرکز برای پرورش و فروش کروکودیل به باغ‌ وحش‌ اقتصادی و منطقی نیست. «مگر ما چند باغ وحش متقاضی کروکودیل داریم؟ آن هم در شرایطی که هنوز مزرعه خانم مژگان روستایی 150 کروکودیل دارد و آقای جلیلی هم در همدان 50 کروکودیل دیگر.»