بایگانی مطالب نشریه

همر اهی چهر ه‌ها با محیط زیست

کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال بر زمینی تشنه نشسته و به نقطه‌ای خیره شده است. این تصویر را علی کریمی هفته گذشته در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، بی‌هیچ توضیحی درباره پیام و محل عکس. هواداران او به رسم همیشه زیر عکس آقای شماره هشت تیم ملی با پیام‌های خود ابراز محبت کردند و اغلب متوجه پیام نهفته در تصویر نشدند. تا اینکه قاسم تقی‌زاده خامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، از این عکس رمزگشایی کرد و نوشت: «اگرچه علی کریمی کار خود را برای تلنگر زدن انجام داده اما کسی منظور او را نگرفته» بازیکن خوشنام و مردمی تیم ملی ایران با این هدف که درباره وضعیت وخیم آب در ایران و تهران به هواداران خود و مردم هشدار دهد این تصویر را منتشر کرده بود. تصویری که بر بستر خشکیده سد لتیان در اطراف پایتخت گرفته شده و به خوبی نشان می‌دهد یکی از کلیدی‌ترین منابع تامین آب تهران در چه وضعیتی قرار دارد. این حرکت اثرگذار علی کریمی می‌تواند شروع حرکتی از سوی چهره‌های مردمی و محبوب در شبکه‌های اجتماعی باشد، تا با استفاده از دایره تاثیرگذاری خود، این دغدغه را برای مردم ایجاد کنند که وضعیت آب در کشور، بحرانی‌تر از آن است که تصور می‌کنیم.

نقش هنرمندان در آگاهی‌بخشی مردم در زمینه مشکلات محیط زیست، بر کسی پوشیده نیست. هر‌چند برخی سلبریتی‌ها در مورد این آگاهی بخشی دچار سوء‌تفاهم شده‌اند و سرنا را از سرگشاد آن نواختند. اما حرکت‌ها و اقدامات اصولی و اثرگذاری هم توسط هنرمندان در سراسر جهان برای ترویج حفاظت از محیط زیست و آگاهی در مورد مسائل محیط زیست، گرمایش زمین، کم‌آبی و تغییرات اقلیمی صورت می‌گیرد. اقداماتی که در مواقعی منجر به شکل‌گیری حرکتی جمعی می‌شود و در مواردی باعث خلق اثری هنری برای تلنگر‌زدن به ذهن جامعه‌ای که نمی‌داند بحران تا چه اندازه عمیق است.
هشدار به انسان
«اسپنسر تونیک» هنرمند عکاسی که سال‌هاست هنر خود را به هشدار در زمینه گرمایش زمین معطوف کرده و با شیوه خودش به مردم دنیا در‌خصوص وضعیت بحرانی زمین هشدار می‌دهد. او چندی پیش آخرین اثر خود را در ساحل بحرالمیت با حضور 300 زن و مرد در سنین مختلف ارائه کرد. پرفورمنسی برای هشدار در مورد خشک شدن این دریاچه در نتیجه برداشت‌های بی‌رویه برای مصارف کشاورزی در بالادست این دریاچه، نگاه‎ها را به زمین خشکی جلب کرد که روزگاری بستر این دریاچه عجیب و پر ماجرا بود.
شنا در کویر
آکواریومی در بستر خشکیده دریاچه بختگان، انسانی با تمام تجهیزات لازم غواصی در این آکواریم کوچک در حال شناست. زمینی که روزگاری بستر دریاچه بود، حالا کویری است بی‌انتها، مرد اما در دل کویر و در چارچوب آکواریوم در حال شناست. «علی رستگار» هنرمندی که دو سال پیش این پرفورمنس را در دریاچه خشک شده بختگان در استان فارس اجرا کرد، قصد داشت نظر مسئولان کشور را به موضوع خشکی دریاچه و عدم تخصیص حق‌آبه آن جلب کند. هنر او نگاه بسیاری از مردم را هم به سمت این دریاچه که در سکوت در‌حال از بین رفتن بود، جلب کرد. او که خود اهل همین استان است درباره اثر هنری‌اش گفته بود: «در سال‌های کودکی به همراه خانواده کنار دریاچه زیبای بختگان می‌آمدیم و یک روز کامل را کنارش می‌گذراندیم. اما در سال‌های گذشته و خشکی دریاچه بارها افسوس می‌خوردم که چرا این دریاچه دیگر رنگ آبی آب را به خود نمی‌بیند؟ بنابراین سه شبانه روز و هر روز چهار ساعت درون محفظه شیشه‌ای پر از آب به ابعاد 5/2 در 70 در ۶۰ سانتی‌متر به صورت شنای درجا در این شوره‌زار خشک شنا کردم. سعی داشتم پیامم حاوی طنز تلخی باشد تا نظرها به سوی دریاچه خشک بختگان جلب شود.»
بعد از ویرانی
یکی از آثار ماندگاری که به هشدار درباره گرمایش زمین پرداخت، اثری بود که یک هنرمند آلمانی حوزه هنرهای تجسمی، چند سال پیش در ساحل میامی خلق کرد. هدف اثری که «لئوناردو ارلیخ» ارائه کرد، این بود که آینده جهان را در پی تشدید گرمای زمین به نمایش بگذارد. ارلیخ با تعداد زیادی از ماشین‌های شنی در ساحل میامی توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد. اثری که او خود نام آنرا «ترتیب اهمیت» گذاشته بود. 66 مجسمه شنی از اتومبیل‌ها در مقیاس حقیقی، در شن فرو رفته و گرفتار شده بودند. او در توضیح اثر خود گفته بود: «صف این اتومبیل‌ها احساس ویرانی‌ را منتقل می‌کند. انگار سال‌ها بعد از ویرانی آنها را می‌بینیم.» ارلیخ معتقد است: «تغییرات آب‌ و هوایی و عواقب آن دیگر یک دیدگاه یا عقیده نیست. بحران آب‌ و هوا مشکلی اساسی است که نیاز به راه‌ حلی فوری دارد. من به‌عنوان یک هنرمند، با جدیت افراد را از این حقیقت آگاه می‌کنم و موضوع اصلی هم این است که ما نباید از مسئولیت خود برای محافظت از زمین شانه خالی کنیم.» یکی از همکاران او برای توصیف این اثر می‌گوید: «این تصویر از پمپی Pompeii معاصر است.» پمپی همان شهری است که سال‌ها پیش بر اثر آتشفشانی عظیم، برای همیشه مدفون و قرنها بعد توسط باستان‌شناسان کشف شد. شاید بشر امروز هم روزی در آتشفشان خودساخته‌ای مدفون شود که جنون توسعه برای او به ارمغان خواهد آورد.
یوز تا ابد
یوز تا ابد نام کمپینی بود که «هدیه تهرانی» آن را تشکیل داد و به رغم تمام انتقاداتی که در طول فعالیت کمپین به او و همراهانش وارد شد تلاش خود را متوقف نکرد و در نهایت موفق شد یوزها را به پارک ملی توران بازگرداند. او آن روزها با صراحت اعلام کرده بود: «کمپین یوز تا ابد یک مطالبه مردمی است و قصد دارد تا در کنار همه تلاش‌های گذشته، یک قدم مردمی بردارد چرا که این باور در ما ایجاد شده که انقراض صبر نخواهد کرد، نمی‌توان تنها به تلاش‌های افراد، سازمان‌ها، انجمن‌ها و… تکیه کرد یا فقط از آنها انتظار داشت. امروز برای ما ثابت شده که نجات یوز از گرداب انقراض نیازمند تلاش، قدرت و منابعی فراتر از توان همه این افراد و سازمان‌ها و انجمن‌هاست. یک هدف مهم کمپین، جمع‌آوری سرمایه‌های اجتماعی است؛ منظور از سرمایه‌های اجتماعی همان جلب مشارکت مردمی است.» او در طول دو سال سرمایه اجتماعی قابل توجهی کسب کرد. سرمایه‌هایی که با تلاش‌ها و همکاری‌های مردم توانستند بیش از ۸ هزار گوسفند و سگ را از زیستگاه یوزپلنگ آسیایی خارج کنند تا یوزها باز به توران بازگردند. هومن جوکار، ‌مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، امیرحسین خالقی از کارشناسان حیات‌وحش و احمد عجمی محیط‌بان بازنشسته، از همراهان اصلی هدیه تهرانی در این کمپین بودند.
محیط زیست و اسکار
نقش چهره‌های محبوب و مردمی در آگاهی‌بخشی در زمینه محیط زیست، اثری غیرقابل انکار دارد. در دنیا هنرمندان بزرگ بسیاری از فرصت‌های مختلف برای این آگاهی بخشی استفاده می‌کنند. «لئوناردو دی کاپریو» که چندی پیش هم تصویری از دریاچه ارومیه در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده و در مورد وضعیت آن ابراز نگرانی کرده بود، یکی از این افراد است. او در سخنرانی خود در زمان دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در سال ۲۰۱۶ به موضوع تغییر اقلیم و گرمای زمین پرداخت و از تجربه خود در زمان ساخت فیلم بازگشته گفت. دی‌کاپریو در مراسم اسکار گفت: «تغییرات اقلیمی واقعا وجود دارد و همین حالا در حال اتفاق افتادن است. این مسئله، مهمترین تهدیدی است که بشر با آن روبرو است. همگی ما باید دست در دست هم تلاش کنیم» دغدغه او در زمینه گرمایش زمین، بهانه ساخت دو مستند هم شده که او در مقام تهیه کننده در آنها حاضر بوده فیلم مستند «ساعت یازدهم» در سال ۲۰۰۷ و «پیش از سیل» در سال ۲۰۱۷ آثاری هستند که به موضوع محوری آنها گرمایش عمومی زمین است. او راوی مستند «یخ روی آتش» هم بود که با موضوع تغییرات اقلیم و تبعات ناشی از آن تهیه شده است. این روزها در گوشه و کنار دنیا تحرکات و برنامه‌های عمومی از سوی مردم و هنرمندان برای بیان این هشدار که زمین و زندگی بشر در معرض تهدیدی جدی قرار دارد، برگزار می‌شود. برنامه‌هایی که هر کدام به زبانی درباره بحرانی که پیش روی ساکنان زمین است، نکته‌ای را گوشزد می‌کنند. کشور ما هم از آثار تغییرات آب و هوایی مستثنا نیست. خشکسالی بی‌سابقه که در سال جاری زندگی و معیشت بسیاری از مردم را در نقاط مختلف کشور تحت تاثیر قرار داد، یکی از نتایج این پدیده است.
هر چند نمی‌توان نقش مدیریت منابع آب و به طور کلی مدیریت انرژی را در بروز این بحران‌ها در کشور نادیده گرفت، اما این واقعیت را هم باید پذیرفت که کشور ما هم مثل تمام دنیا در معرض تهدیداتی قرار دارد که تغییرات آب و هوایی برای زمین رقم خواهند زد. هر چند در میان تمام مصائب معیشتی در ایران، موضوع محیط زیست، کم‌آبی و بیشتر از آن تغییرات آب و هوایی آنقدر که باید مورد تاکید و توجه عموم مردم قرار ندارد، اما در مواردی برخی چهره‌های محبوب و مردمی اقداماتی انجام می‌دهند که می‌تواند در آگاهی بخشی عمومی نقشی اثر گذار داشته باشد، مثل تصویری که علی کریمی در روزهای اخیر در اینستاگرام خود منتشر کرد. تصویری که قصد داشت تشدید بحران آب در پایتخت را به مخاطبان گوشزد کند. به نظر می‌رسد نقش چهره‌ها در مواجهه با بحرانی که بشر با آن روبرو است می‌تواند در ایجاد آگاهی عمومی، بسیار پر رنگ و اثرگذار باشد. امروز علی کریمی می‌تواند تنها چهره‌ محبوب نباشد که در مورد کم‌آبی و بحرانی که هر روز در کشور در حال تشدید است و آثار و تبعات آن زندگی انسان‌های بیشتری را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اقدامی در جهت آگاهی‌بخشی انجام داده است. این حرکت می‌تواند تبدیل به موجی شود که در آن چهره‌هایی که محبوبیتی در میان مردم دارند، عموم مردم را با بحرانی آشنا کنند که بیشتر از آنچه تصور می‌کنند جدی است و آنها را تهدید می‌کند.

قلب «ایران» از حر کت ایستاد

|پیام ما| قلب «ایران درودی» صبح دیروز، هفتم آبان از حرکت باز ایستاد. او نقاشی نامدار و عاشق سرزمینش بود که تمام آرزویش راه‌اندازی موزه نقاشی بود اما با وجود وعده‌های بسیار مسئولان شهری و میراثی، این کار انجام نشد و پس از تحمل سه ماه بیماری، در 85 سالگی جان سپرد. ایران درودی متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ بود؛ نقاشی که روزی «سالوادور دالی»، «آنتونیو رودریگز»، «آندره مالرو»، «فرانک الگار» و «ژان کوکتو» او را ستوده‌ بودند و احمد شاملو، شاعر نام‌آشنا، او را صورت‌گر «آزادی» خوانده بود.

ایران درودی را که طغیان نور از مهمترین عناصر در نقاشی‌هایش بود، بانوی نور و بلور می‌خواندند. او در دانشکده عالی هنرهای زیبای پاریس، مدرسه لوور پاریس در رشته نقاشی و رشته تاریخ هنر دانشکده سلطنتی بروکسل تحصیل کرده بود. در طول حیاتش 64 نمایشگاه انفرادی در سراسر جهان برگزار کرده و در بیش از 250 نمایشگاه گروهی شرکت کرده بود. از سال ۱۳۴۳ عضو کنگره بین‌المللی هنرمندان و منتقدان ریمنی، ووکیو و سان ماریو ایتالیا بود و از سال 1346 تا 1351 80 فیلم مستند برای شناسایی هنر، برای تلویزیون تهیه‌کنندگی و کارگردانی کرده بود. در سال ۱۳۴۷ فیلم مستند بی‌ینال «ونیز» را در مدت زمان ۵۵ دقیقه کارگردانی کرد و از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ استاد مدعو دانشگاه صنعتی شریف برای تدریس تاریخ و شناسایی هنر محسوب می‌شد. ایران به زندگی امیدوار بود و می‌گفت که از مرگ هراسی ندارد. شهریور ماه وقتی به کرونا مبتلا شد و پس از بستری شدن در بیمارستان و گذراندن دوران نقاهت، برای ادامه مراحل درمان به منزل انتقال یافت، گفته بود: «بار دیگر مرگ را شکست دادم». خبر درگذشت ایران درودی اما صبح دیروز در صفحه رسمی این هنرمند منتشر شد و در پی آن سیل پیام‌های تسلیت مسئولان روان شد.
همه بدعهدی‌ها و همه آرزوها
خانه ایران درودی که هم نقاش و هم کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد رشته تاریخ هنر بود، در خیابان نظامی گنجوی تهران، اولین خانه‌ای بود که برای حفظ میراث ناملموس شهر، از سوی سازمان میراث فرهنگی پلاک ماندگار گرفت. آرزو داشت همین خانه موزه او باشد. ایران ۱۹۵ تابلویش را به مردم بخشیده و امیدوار بود تا پیش از مرگ در موزه‌اش نصب کند. اردیبهشت 96 وقتی پلاک ماندگار را بر سر در خانه او نصب می‌کردند گفته بود: هرچه داشتم بخشیدم، ادامه داد: من حتی خانه‌ای را که در فرانسه داشتم، فروختم تا صرف ساخت موزه‌ام کنم. خانه‌ای هم که اکنون در آن زندگی می‌کنم، موزه خواهد شد تا مردم بیایند و جایی را که من در آن زندگی و نقاشی کرده‌ام، ببینند. دلم می‌خواهد وقتی از این خانه بیرون می‌روید به خودتان بگویید، کسی را دیدیم که گفت «یکی از خوشبخت‌ترین‌های روی زمین هستم». اما موزه دست آخر به راه نیفتاد. بعد از ده سال وعده‌های بی‌سرانجام، موزه ایران درودی شهریور ۱۳۹۵ در محله یوسف‌آباد کلنگ‌زنی شد. نقشه موزه را جهانگیر درویش، معمار ورزشگاه تختی به او هدیه کرده. قرار بود که او با هزینه شخصی این موزه را بسازد و آن 195 تابلوی نقاشی را خودش به دیوارها نصب کند اما صدور مجوزها گرفتار بروکراسی اداری شد و عوض شدن مدام مدیران.
درودی یک سال پیش درباره بی‌سرانجامی موزه به ایسنا گفت: «متاسفانه تا آخرین روزهای سال گذشته (98) منتظر دریافت مجوز ساختمان موزه‌ام بودم که سرانجام پس از پنج سال انتظار داده نشد و کرونا اوج گرفت. در این مرحله تصمیم گرفتم مجوز شهرداری را رها کنم و به جایش مجوز عرش را بگیرم و به حرفه خودم بپردازم. بارها از خودم پرسیده‌ام آیا دادگاهی وجود دارد که من به آن شکایت برم و بپرسم به چه گناهی پنج سال از عمر کسی را که هست و نیست خود را محضری به ملت ایران بخشیده است تلف کرده‌اند؟ گرچه این انتظار پنج ساله که مرا تحت فشار قرار داد از من یک بیمار عصبی ساخته است. ولی کرونا سبب شد به خودم بیایم و این روزها را اگر عمری برایم باقی مانده با آرامش به معنای واقعی با خودم زندگی کنم. پس تصمیم گرفتم به جای مجوز ساخت موزه مجوز ورود به عرش را بگیرم و مانند سابق با نقاشی کردن در بهشت خودم زندگی کنم.»
روی گورم بنویسید: ایران
درودی می‌گفت در هیچ مقام و قدرتی دو چیز را نمی‌توانند از او بگیرند؛ یکی هویت ایرانی و دیگری نقاشی را. وصیت کرده بود روی سنگ قبرش فقط بنویسند «ایران». روزی در گفت‌وگو با برنامه شوکران شبکه چهار گفته بود: «عاشق این سرزمینم. برای اینکه اسمم ایران است. برای اینکه برای خودم رسالت قائلم. یک ایرانی هستم که فرانسه تحصیل کردم. بلژیک تحصیل کردم. آمریکا تحصیل کردم. همیشه فکر کرده‌ام که وظیفه بزرگی به عنوان یک زن ایرانی به وطنم دارم. یک برای اینکه اهل خراسانم و همشهری فردوسی. برای اینکه ذره ذره این خاک وطنم را دوست دارم.» ایران در همین مصاحبه گفته بود که با همه سختی‌ها پر از آرامش است: «خیلی با خودم در آرامشم. راضی‌ام با این سختی‌هایی که کشیدم. در نظر بگیرید زنی 60 سال پیش نقاشی کند و نمایشگاه بگذارد؛ چه نقدهایی که برای من نوشتند، چقدر من را تمسخر کردند… واقعا زن بودن من باعث این شد که بهانه کنند و بگویند نه، نقاشی‌هایش زنانه است.»
گفته بود آرزو دارم که گورم در موزه‌ام باشد؛ به صورت یک مجسمه. گفته بود که این وصیت را به صورت محضری ثبت خواهد کرد. از صبح دیروز اما با توجه به اصالت خراسانی ایران درودی و علاقه‌اش به فردوسی، موضوع خاکسپاری این هنرمند در کنار آرامگاه فردوسی مطرح شده. حالا پیدا نیست سرانجام این آرزو و وصیت چه می‌شود.
داستان یک تابلو
تابلوهای «جاودانه خلیج فارس» و «رگ‌های زمین، رگ‌‌های ما» از آثار درخشان درودی است. اردیبهشت امسال در مصاحبه‌ای با خبر جنوب نور طغیان کرده در نقاشی‌هایش را برخاسته از ایمانش به مفهوم مطلق نور دانسته بود. گفته بود که مسحور جهان اساطیری «ساندرو بوتیچلی» است و روزی در موزه فلورانس با دیدن تابلویی از این نقاش دوره رنسانس فلورانس، به زانو درآمده. او به تابلوی «به زلالی یک عشق» خود بسیار علاقه‌مند بود و چند سال پیش آن را به موزه هنرهای معاصر تهران هدیه کرده و اکنون این اثر در گنجینه موزه هنرهای معاصر ایران نگهداری می‌شود. از میان آثار او اما تابلوی «نفت ایران» داستان معروفی دارد. درودی خود می‌نویسد: «در سال 1969 شرکت آی‌تی‌تی که لوله کشی نفت آبادان به ماهشهر را انجام داده بود، گروهی را به ایران گسیل داشت تا هنرمندی را برای اجرای تابلویی از این لوله کشی‌ها انتخاب کنند. این گروه پس از دیدن آثاری چند از نقاشان ایران، به سراغ آتلیه کوچکم که در آن مشغول انجام مراحل نهایی اثر بزرگ «رستاخیز» بودم آمدند.» او از میان دیگر نقاشان برای کشیدن تابلوی «‌نفت ایران» ‌انتخاب شده بود. «آن شب وقتی قرارداد را جلویم گذاشتند، گفتند ما یک عکاس می‌فرستیم تا مرحله به مرحله از کار شما عکس بگیرد. اگر کار شما در مهلت یک‌ماهه، جوابگوی ما نباشد، می‌باید اثر دیگری بکشید. پاسخ دادم نیازی نیست عکاس بفرستید من تعداد زیادی نقاشی با موضوع نفت نقاشی خواهم کرد و تابلویی که چاپ خواهد شد تابلویی است که من انتخاب خواهم کرد. به اهمیت انتشار تابلویی با عنوان «نفت ایران» ‌در مطبوعات مهم دنیا پی برده و از رسالتی که به من واگذار می‌شد آگاه بودم.» ایران در یک لحظه تمام امتیازهای مادی این کار را زیر پا گذاشت و روی حق انتخاب اثر پافشاری کرد. قرارداد دوباره‌نویسی شد تا قرارداد قطعی شده و هیچ شرط و شروطی از طرف آنها اعمال نشود. «آنجا مهم‌ترین قرارداد سرتاسر زندگیم را امضاء کردم.
چند ماه بعد این اثر که بعدها احمد شاملو آن را «رگ‌های زمین، رگ‌های ما» نام داد، با تیراژ چند میلیونی در دو صفحه رنگی همراه با نوشته‌ای از من در مطبوعات مهم و معتبر دنیا از جمله «لایف»، «تایم»، «نیوزویک»، «نیوزفرانت» و بسیاری دیگر انتشار یافت.» بعد از انتشار این اثر بود که شاملو یکی از «زیباترین اشعارش» را به درودی هدیه کرد: «پیش از تو/ صورتگران بسیار/ از آمیزه برگ‌ها آهوان برآوردند/ یا در خطوط کوهپایه‌ای/ رمه‌ای/ که شبانش در کج و کوجِ ابر و ستیغ کوه/ نهان است/ یا به سیری و سادگی/ در جنگل پرنگار مه‌آلود/ گوزنی را گرسنه/ که ماغ می‌کشد…./ سکوت آب/ می‌تواند خشکی باشد و فریاد عطش/ سکوت گندم/ می‌تواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمند قحط/ همچنان که سکوت آفتاب ظلمات است/ اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست/ غریو را تصور کن!/ …تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و /آن نگفتیم که به کار آید/ چرا که تنها یک سخن/ یک سخن در میانه نبود/ آزادی!/ ما نگفتیم/ تو تصویرش کن!»

مذاکر ه برای نجات زمین

نشست تغییرات اقلیمی COP26 در حالی برگزار می‌شود که نگرانی‌ها درباره رسیدن جهان به توافق و اراده لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای بیشتر شده است. طی دو هفته، ۲۰هزار نماینده از ۱۹۵ کشور تلاش می‌کنند تا اختلافات بر سر کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را حل کنند و برنامه‌های خود را ارائه دهند. برنامه محیط زیست سازمان ملل که طرح‌های کشورها را قبل از برگزاری نشست بررسی می‌کند در گزارشی اعلام کرد که اگر کشورها به تعهدات خود پایبند باشند، دمای کره زمین ۲.۷ درجه سانتی‌گراد در قرن حاضر افزایش می‌یابد؛ میزانی که با اهداف معاهده پاریس مغایرت دارد و فاجعه بزرگی را برای کره زمین و ساکنان آن به بار می‌آورد. این نشان می‌دهد که دولت‌ها باید سیاست‌های جدی‌تر و عملگرایانه‌تری را نسبت به استفاده از سوخت‌های فسیلی به کار بگیرند. زمان آن رسیده که وعده «کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای» با «حذف سوخت‌های فسیلی» جایگزین شود.

کره زمین در سال ۲۰۱۴ و قبل از شکل‌گیری معاهده پاریس در مسیر گرم‌شدن تا ۴‌درجه سانتی‌گراد با تبعاتی فاجعه‌بار قرار داشت. تعهدات کشورها برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای و پیشرفت سریع فناوری‌های انرژی‌های پاک، می‌تواند میزان گرم‌شدن کره زمین را تا سال ۲‍۱۰۰ به ۳درجه سانتی‌گراد برساند؛ نتیجه‌ای بهتر اما همچنان ویرانگر.
بسیاری از کشورها تاکنون تعهد خود را روی کاغذ نشان داده‌اند اما اگر اجرای آنها را جدی بگیرند تا سال ۲۱۰۰ می‌توانند گرم‌شدن کره زمین را به ۲ تا ۲.۴ درجه سانتی‌گراد برسانند. این میزان افزایش دما بسیار خطرناک است. برای نگه داشتن دما به کمتر از ۱.۵ درجه سلسیوس، اقدامات جدی‌تری باید صورت گیرد.
نادیا پوپویچ و برد پلامر در گزارشی مشترک در نیویورک تایمز می‌نویسند تمرکز نشست تغییرات اقلیمی گلاسکو روی یک عدد حیاتی خواهد بود: کره زمین چند درجه گرم‌تر خواهد شد؟ و چگونه می‌توان این عدد را در کمترین مقدار نگه داشت؟
هزینه گزاف انقلاب صنعتی
از زمان وقوع انقلاب صنعتی تاکنون از زغال‌سنگ، نفت و گاز به عنوان منبع انرژی استفاده شده و قطع درختان و نابودی جنگل‌ها که به جذب گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کنند، باعث شده دمای کره زمین ۱.۱ درجه سانتی‌گراد افزایش پیدا کند. تبعات این اقدامات امروزه هزینه گزافی را روی دوش دولت‌ها و بشر گذاشته است. در سالی که گذشت، موج گرمای طاقت‌فرسا، جان صدها نفر را در مناطق شمال‌غربی آمریکا و کانادا گرفت. وقوع سیل در چین و آلمان ویرانی‌هایی به‌جای گذاشت و آتش‌سوزی‌های گسترده در سیبری،‌ ترکیه و کالیفرنیا از کنترل خارج شدند. دانشمندان و کارشناسان محیط زیست در موسسه تحقیقاتی و ردیابی اقدامات مقابله با تغییرات اقلیمی، تاثیر سیاست‌گذاری‌های دولت‌ها در میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای و افزایش دمای کره زمین را محاسبه می‌کنند. یافته‌های این موسسه هم هشداردهنده است، هم امیداوارکننده.
عملکرد بهتر جهان برای کاهش گرمایش کره زمین
دانشمندان این موسسه تحقیقاتی در سال ۲۰۱۴ تخمین زدند که تا سال ۲۱۰۰ افزایش دمای کره زمین به ۴ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. نتایج تحقیقات سال جاری این موسسه امیدوارکننده‌تر به نظر می‌رسند، چون کشورها اقدامات بیشتری برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای انجام داده‌اند. بانک جهانی در یکی از ارزیابی‌های خود به خطرات ناشی از این میزان افزایش دما پرداخت و با اشاره به مشکلاتی مانند کاهش محصولات کشاورزی در جهان هشدار داد که هر چه زودتر باید جلوی این اتفاق باید گرفته شود. سیاست‌های کنونی، گرم شدن کره زمین تا سال ۲۱۰۰ را تا حدود ۲.۹ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌دهد. (این بهترین تخمین است، بازه گرم شدن زمین بین ۲.۱ تا ۳.۹ درجه سانتی‌گراد خواهد بود.) به گفته دانشمندان تغییرات اقلیمی با وجود اینکه شاهد وقوع جنبش‌های واقعی هستیم، پیشرفت به کندی انجام می‌شود و هنوز کافی نیست. پس از معاهده پاریس با اینکه برنامه کشورها برای مهار گازهای گلخانه‌ای داوطلبانه بود اما تحولاتی بوجود آمد: اتحادیه اروپا میزان مجاز تولید آلاینده‌های صنعتی را محدودتر کرد. چین و هند استفاده از انرژی تجدیدپذیر را افزایش دادند. مصر پرداخت یارانه به سوخت‌های فسیلی را کاهش داد. اندونزی با قطع غیرقانونی درختان جنگلی مقابله کرد. در این میان، اقداماتی هم باعث عقب‌گرد از اهداف اقلیمی شد؛ دولت ترامپ برخی از سیاست‌های اصلی مقابله با تغییرات اقلیمی را تغییر داد. قطع درختان جنگلی برزیل نیز در زمان ریاست‌جمهوری بولسونارو افزایش پیدا کرد. اما در کل می‌توان گفت جهان نسبت به یک قرن پیش عملکرد بهتری داشته است.
معاهده پاریس بی‌تاثیر نبوده است
انرژی‌های پاک سریع‌تر از پیش‌بینی‌ها پیشرفت کردند. یک قرن پیش، پانل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی و ماشین‌های برقی به عنوان تکنولوژی خاص و بسیار گران برای استفاده در سطح گسترده به نظر می‌رسیدند. اما با کاهش قیمت‌ها، انرژی بادی و خورشیدی ارزان‌ترین منبع تولید برق تبدیل شدند. فروش ماشین‌های برقی نیز در حال رکورد زدن است. خودروسازانی مانند فورد و جنرال موتورز خود را برای کاهش خط تولید ماشین‌های بنزینی در سال‌های آینده آماده می‌کنند. در عین حال، سوخت‌های فسیلی که منبع اصلی تولید گازهای گلخانه‌ای هستند کمرنگ‌تر شده‌اند. چین و هند ۱۰ سال پیش هر هفته نیروگاه جدید فسیلی می‌ساختند. اما با پیشرفت انرژی‌های پاک و استفاده از آنها به عنوان سوخت جایگزین و افزایش فشار فعالان محیط زیست روی بانک‌ها و دولت‌ها برای توقف سرمایه‌گذاری در سوخت‌های فسیلی، این روند کندتر شده است. بعد از معاهده پاریس ۷۶‌درصد از طرح‌های پیشنهادی برای نیروگاه‌های سوخت‌های فسیلی رد شدند. تمام این اقدامات تاثیرگذار بوده‌اند. بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، میزان نشر گازهای گلخانه‌ای در جهان به طور میانگین سالانه ۳درصد افزایش داشت. اما از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹، میزان انتشار با حدود یک درصد در سال روند کندتری را پیش گرفت.
افزایش دما تا ۳ درجه سانتی‌گراد
آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند که در اواسط دهه آینده میزان انتشار گاز دی‌اکسیدکربن احتمالا به پیک خود می‌رسد و از آنجا به تدریج رو به کاهش می‌رود. اگر نگرانی‌ها درباره کارکرد سیاست‌های کنونی برطرف شوند و میزان حساسیت زمین نسبت به انتشار گازهای گلخانه‌ای سنجیده شود، افزایش دما تا سال ۲۱۰۰ به ‌جای ۴ درجه سانتی‌گراد، به ۳ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. اما با این حال دانشمندان هشدار می‌دهند که این نتیجه خوشحال‌کننده نیست. ۳ درجه از ۴ درجه خیلی کمتر است اما چیزی از فاجعه‌بار بودن آن کم نمی‌کند.
ذوب شدن ورقه‌های یخی گرینلند و قطب جنوب که روی هم رفته آب کافی برای افزایش سطح آب دریاها تا حدود ۱۲ متر را دارند، می‌تواند بسیاری از شهرهای ساحلی بزرگ دنیا را غرق کند. هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی یا IPCC اخیرا هشدار داده است که اگر گرمایش کره زمین بین ۲ تا ۳ درجه پایدار بماند، این ورقه‌های یخی به مدت هزاران سال به طور برگشت‌ناپذیر ذوب می‌شوند تا کاملا از بین بروند و نسل آینده را تا قرن‌ها بعد با افزایش شدید و بی‌امان سطح آب دریاها روبه‌رو می‌کنند.
ضربه گلاسگو از تغییرات اقلیمی
برگزاری این نشست در گلاسگو که آثار تغییرات اقلیمی را به چشم خود دیده است، اهمیت زیادی دارد. سال ۱۹۹۴، بارش پیاپی و بالا آمدن آب رودخانه‌ای که از شهر می‌گذرد منجر به وقوع سیلی شد که عواقب مرگ‌باری را به همراه داشت. سیل دو هفته قبل از روز کریسمس رخ داد، جان ۲ نفر را گرفت و بیش از ۱۰۰ میلیون پوند به ساختمان کنفرانس و موزه اسکاتلند (محل برگزاری COP26) خسارت وارد کرد. جیمز کوران، رئیس انجمنی است که به آماده‌سازی منطقه برای مقابله با گرمایش زمین کمک می‌کند‌. او در گفت‌وگو با بلومبرگ می‌گوید که در دهه‌های آینده خطر وقوع سیل در مناطق آسیب‌پذیر گلاسگو بیشتر می‌شود. با اینکه احتمال وقوع چنین سیلی در نوامبر امسال کم است اما سازمان محیط زیست اسکاتلند تخمین می‌زند که نزدیک به ۱۷۰هزار نفر در گلاسگو و اطراف آن در معرض خطر وقوع سیل قرار دارند؛ رقمی که تا سال ۲۰۸۰، ۳۰ درصد افزایش پیدا می‌کند. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که آسیب‌های ناشی از وقوع سیل نیز تا اواسط این قرن به سالی ۱۰۰ میلیون پوند برسد.
تبعات نابرابری توزیع واکسن
نابرابری توزیع واکسن کرونا در کشورهای جهان و محدودیت‌های کرونایی مسافران ورودی به انگستان، واکنش‌هایی را از سوی فعالان محیط زیستی کشورهای کم‌درآمد به همراه داشت.
آنها که نگران بودند تا زمان آغاز این نشست دو دوز واکسن کرونا خود را نزده باشند، درخواست به تعویق افتادن آن را داشتند. دولت بریتانیا در پاسخ به این درخواست‌ها پیشنهاد داد که هزینه اقامت نمایندگان کشورهای کم‌درآمد را می‌پردازد و آنها را مجانی واکسینه می‌کند. اما در نهایت ورود افرادی که واکسینه نشده‌اند و بالا رفتن آمار مبتلایان در انگلستان، ممکن است اختلالاتی در جریان برگزاری این نشست ایجاد کند. نابرابری توزیع واکسن در دنیا، توانایی کشورها برای احیای اقتصاد و سرمایه‌گذاری برای مقابله با تغییرات اقلیمی را تحت تاثیر قرار داده است. در آفریقای جنوبی تاکنون از هر ۵ نفر یک نفر، ۲دوز واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند که نسبت به کشورهای توسعه یافته، آمار بسیار پایینی است. بنابراین اقتصاد این کشورها فضایی برای تغییر به سمت انرژی‌های پاک را ندارد. آفریقای جنوبی دوازدهمین کشور دنیا از لحاظ انتشار گازهای گلخانه‌ای است. مقامات این کشور ماه گذشته از برنامه جدیدی برای رسیدن به اهداف اقلیمی خود خبر دادند. این کشور در نشست گلاسگو پیامی را برای کشورهای ثروتمند به همراه دارد که آنها نیز باید به وعده‌های خود عمل کنند.
تعهدات عملی شده و قول‌های کاغذی
کشورهای توسعه‌یافته در سال ۲۰۰۹ وعده دادند که از سال ۲۰۲۰ سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار را به مدت ۵ سال پرداخت می‌کنند. اما کانادا و آلمان گزارشی را تهیه کرده‌اند که نشان می‌دهد این پرداخت تا سه سال دیگر محقق نخواهد شد.
وقتی‌که این وعده‌ها عملی نمی‌شوند، تلاش‌ها برای تعیین اهداف جدید پیچیده‌تر می‌شود.
برای اجرایی شدن تعهدات اقلیمی، میزان آلاینده‌های نیروگاه‌های سوخت‌های فسیلی، کارخانه‌ها و خودروها باید به شدت کاهش پیدا کند. در عین حال باید فناوری‌های جدیدی برای خروج دی‌اکسید‌کربن از جو زمین در نظر گرفته شوند. سرمایه‌گذاری برای مقابله با تغییرات اقلیمی یکی از مشکلات حیاتی کشورهای در حال توسعه است که در این نشست بررسی خواهد شد.
از سوی دیگر بر اساس داده‌های موسسه منابع جهانی، حداقل ۱۴۰ کشور به طور رسمی برنامه‌های خود برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۳۰ را به‌روز رسانی کرده‌اند. آمریکا و اتحادیه اروپا به کاهش شدیدتر متعهد شده‌اند. آرژانتین و آفریقای جنوبی وعده داده‌اند تا روند رشد استفاده از سوخت‌های فسیلی را کندتر کنند. اما دیگر کشورهای آلاینده مانند چین و هند همچنان برنامه‌های کوتاه‌مدت خود را تغییر نداده‌اند.
بسیاری از تعهدات بین‌المللی همچنان پشتوانه سیاستگذاری‌های سفت و سخت را ندارند. تحقیقات موسسه محیط زیستی رودیوم نشان می‌دهد که اگر دولت بایدن بتواند طرح خود را که شامل میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک است، در کنگره آمریکا پیش ببرد و در پی آن هر کدام از ایالت‌ها قوانین سخت‌گیرانه‌تری را نیز وضع کنند، باز هم آمریکا نمی‌تواند به اهداف اقلیمی خود برسد.
در جریان معاهده پاریس ایران متعهد شده بود تا میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای را تا ۴درصد بدون شرط و ۸درصد به شرط برداشته شدن تحریم‌ها تا سال ۲۰۳۰ کاهش دهد. اما با خروج آمریکا از برجام در زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و بازگشت تحریم‌ها، موانعی در مسیر تحقق این تعهدات ایجاد شده است. از سوی دیگر به گفته مسعود تجریشی، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست، الحاق ایران به معاهده پاریس در نهایت با تغییر دوره مجلس شورای اسلامی بلاتکلیف مانده است.
گردهمایی فعالان محیط زیست در جریان برگزاری نشست
برگزاری این نشست تاکنون واکنش‌های مختلفی را از سوی فعالان محیط زیست داخل انگلستان داشته است. آنها از ایده‌های مختلفی برای جلب توجه سران دولت‌ها و شهروندان استفاده کردند. اعضای گروه «عایق‌بندی بریتانیا» در روز چهاردهم اعتراضات خود نسبت به بی‌توجهی دولت جلوگیری از هدررفت انرژی خانه‌ها، در سه محله پرتردد لندن دست‌های خود را با چسب به زمین چسباندند. یک معترض صورت خود را طوری با چسب به زمین چسبانده بود که جدا شدن آن از آسفالت با درد شدیدی همراه بود. در اقدامی دیگر، ۴ نفر از فعالان جنبش عدالت‌خواه «شورش حیوانات» از یکی از ساختمان‌های دولتی با طناب، هارنس و تجهیزات کامل بالا رفتند تا «حمایت دولت برای سیستم غذایی بر پایه مواد گیاهی را در Cop26» جلب کنند.
این جنبش بخشی از گروه Extinction Rebellion است که در زمینه تاثیر صنایع دامپروری بر تغییرات اقلیمی فعالیت می‌کند.
نزدیک به ۱۵۰۰ نفر از کارکنان حمل و نقل ریلی، رانندگان اتوبوس، پاکبانان و خدمتکاران مدارس و رستوران‌ها (کیترینگ‌ها) اعلام کرده‌اند که در هفته دوم این نشست نسبت به حقوق کم خود دست به اعتراض خواهند زد.
گرتا تونبرگ، فعال محیط زیست نیز اعلام کرد که در این تظاهرات روز پنجم نوامبر شرکت خواهد کرد. تونبرگ در توییتی نوشت که عدالت تغییرات اقلیمی به معنی عدالت اجتماعی است که هیچ‌کس در آن نادیده گرفته نمی‌شود.
دیوید اتنبرو، طبیعت‌شناس، مستندساز و نویسنده انگلیسی نیز هشدار داد که «اگر همین الان اقدامی نکنیم، خیلی دیر خواهد شد». بوریس جانسون، نخست‌وزیر انگلستان هم با ابراز نگرانی می‌گوید کسب موفقیت در جریان این نشست بسیار سخت، امکان‌پذیر ولی نگران‌کننده است.
اما این هنوز سخت‌ترین بخش کار نیست. در سال‌های اخیر، بیش از ۵۰ کشور به همراه اتحادیه اروپا به طور رسمی به انتشار کربن صفر خالص متعهد شده‌اند که اساسا وعده‌ای است برای جلوگیری از انتشار گازهای گلخانه‌ای تا یک تاریخ مشخص. آمریکا می‌گوید تا سال ۲۰۵۰ به آن می‌رسد. چین می‌گوید تلاشش برای سال ۲۰۶۰ است.
این اهداف از لحاظ تئوری می‌توانند تاثیر به‌سزایی داشته باشند. تخمین‌ها نشان می‌دهد که اگر هر کشوری به وعده رسیدن به کربن خنثی عمل کند، گرمایش کره زمین تا پایان قرن تا حدود ۲ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌یابد.
راه باریکه پیش‌رو
در معاهده پاریس دولت‌ها توافق کردند که گرمایش کره زمین را تا کمتر از ۲درجه سلسیوس و در حد ۱.۵درجه نگه دارند. از آن زمان تاکنون تحقیقات مختلف نشان داده که ۲ درجه سلسیوس افزایش گرما آسیب‌های بیشتری نسبت به ۱.۵درجه خواهد داشت. همان نیم درجه یعنی وقوع موج گرمای شدید، کم‌آبی و سیل، جان هزاران میلیون نفر دیگر را تهدید می‌کند. اما رسیدن به ۱.۵ درجه بسیار سخت‌تر از ۲ یا ۳ درجه سانتی‌گراد است. اینکه انتشار گازهای گلخانه‌ای در جهان تا اواسط دهه آینده به پیک خود برسد و بعد کاهش پیدا کند کافی نیست. میزان استفاده از سوخت‌های فسیلی در جهان باید به نصف مقدار کنونی برسد تا بتوان تا سال ۲۰۵۰ به انتشار کربن را به صفر رساند.
آژانس بین‌المللی انرژی امسال نقشه راهی را ارائه کرده که در آن سهم فروش خودروهای برقی باید تا سال ۲۰۳۰، از ۵درصد کنونی، به بیش از ۵۰ درصد در بازار برسد. تا سال ۲۰۳۵، کشورهای ثروتمند باید تمام نیروگاه‌های سوخت‌های فسیلی خود را تعطیل و فناوری‌های پاک مانند انرژی بادی، خورشیدی و هسته‌ای را جایگزین کنند. تا سال ۲۰۴۰، تمام نیروگاه‌های زغال‌سنگ باقیمانده نیز یا تعطیل شوند یا به تکنولوژی جذب کربن و چال کردن آن در اعماق زمین مجهز شوند. فناوری‌های جدید برای پاک‌سازی صنایعی مانند پرواز هوایی نیز لازم است.
تخمین‌های این آژانس نشان می‌دهد که سیاست‌های کنونی در جهان برای رسیدن به گرمایش ۱.۵درجه سانتی‌گراد تنها کاهش انتشار آلاینده‌ها را به یک‌پنجم می‌رساند. اگر اقداماتی سریع و فوری صورت نگیرد، اهداف اقلیمی می‌تواند تا چند سال آینده دست‌نیافتی باشد.

جادوگری به نفع محیط زیست

لازم نیست حتماً «جادوگر» باشی تا بتوانی کیمیاگری کنی! از سویی عصر کیمیاگران سپری شده است. هیچ‌کس هم معجزه‌ نمی‌داند، زیرا اعجاز خاص پیامبران بوده و بس. آنچه این روزها در دنیا کاربرد دارد ساده است. حتماً هم به فعل و انفعالات شیمیایی وابسته نیست. البته فرمول خاص دارد. مثل همین کاری که جادوگر فوتبال ایران به تازگی انجام داده و در یکی از فن‌پیج‌هایش منتشر کرده است. فکر کنید امروز که این مطلب را می‌خوانید در سی و نهمین روز از سال آبی جدید هستیم. به عبارت دیگر ما اینک در بهار سال آبی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ هستیم و خوب می‌دانیم «سالی که نکوست از بهارش پیداست» چه باری از منظر مفهومی دارد. پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمده و پاییز خشکی تا این‌جا تجربه کرده‌ایم. در همین روزها «علی کریمی» فوتبالیست مشهور ایرانی که ملقب به «جادوگر» است عکسی از خود منتشر کرده که گفته می‌شود این عکس در بستر دریاچه سد لتیان گرفته شده است.

به عبارتی او درست جایی نشسته است که باید پر از آب می‌بود و بدون قایق و تجهیزات نمی‌شد در آن نقطه نشست.
اینکه دقیقاً او چنین منظوری داشته یا نه بحث دیگری است ولی به هر حال این عکس بهانه‌ای شده تا چنین نکته‌ای مطرح شود که دریاچه سد لتیان خالی است. یکی از سدهایی که آب شرب مردم پایتخت از آن تأمین می‌شود و جالب است که مردم پایتخت این روزها به هر چیزی می‌اندیشند جز خالی بودن سدهایی که آب شربشان را تأمین می‌کند. اما هدف از نوشتن این سطور قضاوت‌کردن و ذهن‌خوانی پایتخت‌نشینان هم نیست. اتفاقاً نکته این است که چگونه می‌توان مردمی که به خالی بودن دریاچه پشت سدها نمی‌اندیشند را جادو و سحْر کرد تا بلکه به این مقوله متوجه شوند! راه این متوجه کردن دیگر جادو و سحْر نیست. راه‌های بسیاری برای آن ایجاد شده است. زندگی در عصر تکنولوژی و ارتباطات بسیاری از ابتکار عمل‌ها را پیش روی ما گذاشته است. برای مثال چند سالی است که «مت دیمون» بازیگر سرشناس سینِما به یکی از افراد مؤثر در زمینه «آب» و نشان دادن ارزش آب تبدیل شده است. این موضوع هیچ آورده مالی برای این بازیگر برنده اسکار ندارد بلکه کاملاً متأثر از «مسئولیت اجتماعی» اوست. در ایران نیز تلاش «هدیه تهرانی» در حمایت از پروژه «حفاظت از یوزپلنگ ایرانی» از جمله اقدامات موفق است. اما بحث مسئولیت اجتماعی به ویژه در مقوله حفاظت محیط زیست به چیزی خیلی بیشتر از یک یا دو بازیگر نیازمند است. برای مثال «پرویز پرستویی» که تلاش ویژه‌ای برای کار خیر دارد یک موقعیت بی‌نظیر در اینستاگرام در این عرصه ایجاد کرده است. «رضا کیانیان» نیز چندین سالی است که در زمینه محیط زیست فعال است. اما آیا فقط بازیگران سینِما باید پیش‌قدم شوند؟ بازیکنان فوتبال یا سایر ورزشکاران سرشناس چطور؟
اوایل امسال در بهار که هنوز با ماجرای قطع برق و روزهای اوج بار مواجه نشده بودیم در جلسه‌ای پیشنهاد دادیم که از کمک بازیگران و هنرمندان سرشناس کشور برای جلب حمایت مردم در کاهش مصرف برق بهره‌مند شویم. این پیشنهاد عملاً در نطفه خفه شد چه به سبب بی‌رغبتی هنرمندان و چه به سبب کاهش سطح سرمایه‌‌های اجتماعی زیرا عموما این سال‌ها روز به روز مردم اعتمادشان را به هر حرکتی از دست داده‌اند. انتشار عکس «علی کریمی» بهانه خوبی ایجاد کرد تا بار دیگر این موضوع را مطرح و به یک مطالبه عمومی مطرح کنیم. همین روزها عموما به پدیده «وارونگی» و آلودگی هوا دچار می‌شویم که در سال‌های گذشته کم از آن آسیب ندیده‌ایم. از تعطیلی مدرسه‌ها و اعمال محدودیت برای تردد گرفته تا انواعی از بیماری‌های تنفسی که مرگ‌تدریجی رقم می‌زنند. در همین زمان هم با یک مقوله دیگر مواجه می‌شویم. به دلیل برودت هوا، مردم برای گرم‌کردن خانه‌هایشان بیشتر و بیشتر از گاز استفاده می‌کنند. نتیجه اینکه دولت اولویت تأمین گاز را به مصارف خانگی می‌دهد و نیروگاه‌های تولید برق مجبور به استفاده از مازوت و سوخت‌های سنگین برای تولید برق می‌شوند و بر آلودگی هوا افزوده می‌شود. برای مثال آیا می‌توانیم انتظار داشته باشیم بازیگر سرشناس کشورمان خانم «سحر دولتشاهی» که اتفاقاً در فیلم «وارونگی» هم‌بازی کرده در قالب «مسئولیت اجتماعی» کارزاری طراحی و اجرا کند که از مردم بخواهد در زمستان گاز کمتری مصرف کنند تا ضمن کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی بستر آلودگی هوا هم کمتر شود؟
محیط زیست و به طور خاص مقولاتی چون «آلودگی هوا» و «آب» از آن جنسی هستند که فارغ از هر دولت و حکومتی توجه مردم را می‌طلبند. حساسیت مردم نسبت به چنین مقوله‌ای دست دولت و حکومت در تصمیمات بی‌پشتوانه و فاقد دیدگاه‌های تخصصی از جمله در انتقال آب و نظایر آن را محدود می‌کند.
پیش از آنکه بیشتر و بیشتر اسیر روزهای آلوده به وارونگی در پاییز شویم بیاییم و از جادوی «مسئولیت اجتماعی» به نفع حفظ محیط زیست و حفظ جان مردم بهره‌بگیریم.

نعل وارونه فدراسیون فوتبال

«استادیوم 100 هزار پسری آزادی»؛ عنوانی است که گاه و بی‌گاه در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. عنوانی برای توصیف محرومیت نیمی از جامعه ایران برای حضور در استادیوم‌های ورزشی. محرومیتی که البته بی‌هزینه هم نبوده، چه برای نهادهای حاکم و چه برای زنان. فوتبال ایران حالا با تهدید جدی از سوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا مواجه است و می‌داند در صورت سهل‌انگاری، محرومیت‌های سفت و سختی انتظارش را می‌کشد. ایران و کامبوج آخرین بازی بود که در دولت حسن روحانی زنان موفق شدند به صورت محدود به استادیوم آزادی بروند. در دولت ابراهیم رئیسی اجازه حضور تماشاگران در بازی ایران و کره جنوبی صادر نشد تا فیفا بهانه‌ای برای محروم کردن ایران نداشته باشد. کسی نمی‌داند سرنوشت سکوهای استادیوم‌های فوتبال چه خواهد شد و زنان بالاخره به صورت آزادانه و چون مردان به تماشای فوتبال خواهند نشست یا خیر ولی فدراسیون فوتبال در این میان معتقد است که با ارائه طرحی به مجلس و تصویب حضور زنان در استادیوم‌ها، می‌تواند مشکل سالیان را حل کند. اقدامی که شاید در نگاه اول چاره‌ساز باشد ولی هم بدعتی در نظام حقوقی است و هم مخاطرات خاص خود را به همراه دارد و می‌تواند رویای حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی را به کلی نیست و نابود کند.

همه چیز با سفر دبیر کل فدراسیون فوتبال به بوشهر شروع شد. او نشستی با حضور اعضا هیات فوتبال و مسئولان ورزش و جوانان استان بوشهر برگزار کرد. دوربین‌های صداوسیما یا عکاسان گزارشی تصویری‌ از این نشست‌ها ثبت نکرده و خبرگزاری‌های ایلنا و تسنیم، تنها رسانه‌هایی هستند که بخشی از اظهارات او در این سفر را منتشر کرده‌اند. اظهاراتی که یک جمله‌اش برای جنجال‌سازی کافی بود: «طرح ورود بانوان به ورزشگاه به مجلس ارائه شد که با تصویب این طرح حضور بانوان در ورزشگاه‌ها آزاد می‌شود.» خبر ساعت 2 ظهر 6 آبان از سوی خبرگزاری تسنیم منتشر شد و حدود 2 ساعت بعد، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. کاربران فضای مجازی از این طرح استقبال کردند. توئیت‌ها و پست‌هایی که اقدام فدراسیون فوتبال را مثبت ارزیابی می‌کرد، بیشتر دست به دست می‌شد اما کارشناسان حقوقی و فعالان اجتماعی درباره اقدام عجیب فدراسیون سکوت کردند. اکنون فدراسیون فوتبال برای قانونی کردن موضوعی که منع قانونی ندارد، اقدام به تهیه طرح کرده و حسن کامرانی فر، دبیر کل فدراسیون از تقدیم آن به مجلس خبر می‌دهد.
انقلت پارلمانی
کامرانی‌فر در میان اظهارات خود صراحتا اعلام کرده که طرح ورود زنان به استادیوم‌ها از سوی فدراسیون فوتبال به «مجلس ارائه شده است». این در حالی است که براساس قوانین موضوعه ایران، فدراسیون فوتبال هرگز حق ارائه طرح به نمایندگان مجلس را ندارد. بررسی این مهم در مجلس تنها از 2 طریق امکان‌پذیر است. نخست آنکه دولت لایحه‌ای را به مجلس ارائه کند. برای این مساله، فدراسیون فوتبال از طریق وزارت ورزش و جوانان رایزنی‌هایی را با هیات دولت ترتیب خواهد داد. دولت نیز پس از تهیه لایحه، ابتدا در کمیسیون فرهنگی و سپس در صحن هیات دولت اقدام به بررسی آن خواهد کرد و در صورت تصویب، به مجلس تقدیم می‌شود تا روند قانونی خود را طی کند. حالت دوم، رایزنی یا در عبارتی صحیح‌تر، لابی فدراسیون فوتبال با نمایندگان مجلس است. در صورت جلب نظر نمایندگان، 10 تن از آنان می‌توانند راسا اقدام به تهیه طرح کنند و آن را در دستور کار پارلمان قرار دهند تا پس از اعلام وصول در صحن مجلس، روند بررسی در کمیسیون تخصصی (فرهنگی) آغاز شود. هیچ یک از این اقدامات اما حداقل تا اینجای کار درباره «طرح ورود زنان به استادیوم‌های فوتبال» صورت نگرفته است. پیگیری‌های خبرنگار «پیام ما» از وزارت ورزش و جوانان و هیات دولت حاکی از آن است که نه تنها طرحی در این زمینه در دست بررسی نیست بلکه اساسا صحبتی نیز برای طرح این مساله صورت نگرفته است. محمدمهدی فروردین، رئیس فراکسیون ورزش مجلس یازدهم هم در گفت‌وگو با «پیام ما» اعلام کرد که «چنین طرحی به فراکسیون ورزش تقدیم نشده است.» کریمی فیروزجائی، عضو هیات رئیسه مجلس هم به خبرنگار «پیام ما» گفت که «طرحی برای ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی به هیات رئیسه مجلس ارائه نشده است.» 3 عضو کمیسیون فرهنگی و 2 عضو فراکسیون زنان مجلس هم تقدیم طرحی با این عنوان به مجلس را رد کردند.
چرا نعل وارونه؟!
سازوکار اداره پارلمان در ایران و تاثیرگذاری نهادهای قدرت بر آن، به گونه‌ای است که بی‌اطلاعی نمایندگان از یک طرح یا لایحه نمی‌تواند موجودیت آن را از اساس رد کند از این رو فرض را بر تهیه طرح یا لایحه‌ای برای حضور زنان در استادیوم‌ها بگذارد. پرسش آن است که چرا اهل فن این اقدام را بدعت و نعل وارونه خوانده‌اند؟ نعل وارونه در ضرب المثل‌ها افرادی را نمایندگی می‌کند که استادانه برعکس کاری را انجام می‌دهند که باید انجامش می‌دادند. حکایت فدراسیون فوتبال هم همین است. محمود پوررضایی، حقوق‌دان درباره این موضوع به «پیام ما» می‌گوید: «ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی جزیی از حقوق و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی آنان است. در این حوزه، نبود قانون هیچ‌گاه نمی‌تواند به منزله ممنوعیت تفسیر شود. این قاعده پذیرفته شده حقوقی از سوی تمام کشورهای جهان است. آنجا که نبود قانون به منزله ممنوعیت است، صلاحیت مقام عمومی است». پورضیایی برای این موضوع مثالی هم می‌زند: «رئیس یک اداره فقط حق انجام اقدامات و صدور مجوزهایی را دارد که در قانون ذکر شده باشد. انجام هر موردی که در قانون ذکر نشده باشد، از سوی رئیس آن اداره ممنوع است. در حوزه آزادی‌های اجتماعی شهروندان ولی چنین نیست و نبود قانون هیچ منعی ایجاد نمی‌کند. فراموش نکنید که حقوق و آزادی‌های مردم نیازی نیازی برای به رسمیت شناخته شدن از سوی دولت‌ها ندارند. موضوعاتی چون ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی که به نسل اول حقوق یعنی حقوق مدنی و سیاسی اختصاص دارد. دولت‌ها در چنین مواردی تنها موظف به حراست از حقوق مردم‌اند. یعنی باید مراقبت کنند که کسی در مقابل این آزادی‌ها سد ایجاد نکند.»
در مذمت یک فرضیه
مدافعان اقدام فدراسیون که خبرنگاران زن ورزشی هم در میانشان کم نیست، می‌گویند «باید از اندک امیدها حراست کرد.» براساس این فرضیه، باید امیدوار بود که این طرح در مجلس تصویب و به قانون تبدیل شود تا زنان اجازه حضور در استادیوم‌ها را پیدا کنند. روی دیگر این فرضیه اما خطری نهفته است. مجلس یازدهم متشکل از محافظه‌کاران و اصولگرایان است. همان‌هایی که در طول سالیان گذشته بزرگترین مخالفان حضور زنان در استادیوم‌ها بودند. با چنین ترکیبی، هیچ بعید نیست که این طرح یا لایحه در صورت عبور از سد کمیسیون فرهنگی هم، در صحن مجلس با مخالفت نمایندگان مواجه شده و رد شود. حتی ممکن است این طرح در مجلس تصویب شود ولی شورای نگهبان این طرح را مغایر شرع بداند و آن‌را رد کند. در آن صورت مجلس می‌تواند طرح را به مجمع تشخیص بفرستند ولی ترکیب مجمع هم به گونه‌ای نیست که بتوان امیدوار بود ورود زنان به استادیوم‌ها در آن تصویب شود. هرکدام از این اتفاقات که رخ دهد، یک معنی بیشتر ندارد و آن هم ممنوعیت «قانونی» حضور زنان در استادیوم‌هاست و همین مساله می‌تواند فوتبال ایران را برای مدت‌ها با محرومیت‌های سنگینی مواجه کند. مسئولان ایرانی تا امروز به نهادهای بین‌المللی از نبود قانونی برای ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌ها می‌گفتند ولی از آن تاریخ به بعد، دیگر نمی‌توانند چنین ادعایی کنند و این یعنی با آغوش باز به استقبال محرومیت رفتن.
پارلمان محافظه کار
آنچه خطر رد طرح حضور زنان در استادیوم‌ها در مجلس را دو چندان می‌کند، جسارت مخالفان و محافظه کاری موافقان است. مخالفان این مساله با شدت و حدت به رد آن می‌پردازند. مخالفتی که البته مبنای آن شرع است نه قانون. حسین جلالی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به «پیام ما» گفت: «در هر موضوعی به تعیین سازوکارهای نیازمندیم. در موضوع ورود زنان به استادیوم هم همینطور است. بعضی از اصول مخالف آن است که مردان در برابر زنان بدون لباس ورزش و کشف حجاب کنند. این بحث مبنایی است. ماهم برای ورود زنان به استادیوم منع قانونی داریم». او در پاسخ به این سوال که کدام بند از کدام قانون ورود زنان به استادیوم‌ها را ممنوع کرده، گفت: «شرع و شریعت با این مساله مخالفت کرده است.» او درباره اینکه کدام نهاد مسئول اعلام نظر شرع و شریعت است نیز بیان کرد: «شورای نگهبان و مجمع تشخیص مسئول هستند. بالاتر از همه فتوای رهبری را داریم. فتوای رهبری است که رویت مستقیم بدن مردان توسط زنان حرام است. این فتوا تکلیف حضور زنان در استادیوم‌ها را روشن و آن را منع کرده است.» فاطمه محمدبیگی، عضو فراکسیون زنان مجلس اما در اظهارات کوتاهی به خبرنگار «پیام ما» گفت که «در کشور ما متاسفانه مسائلی را به چالش تبدیل کرده‌اند که در حقیقت چالش نیست. موضوعاتی نظیر ورود زنان به استادیوم نیازمند قانون و مجلس نیست و به عهده دولت و وزارتخانه است. نمی‌شود همه چیز را به مجلس سپرد.» همه این‌ها یعنی دولت رئیسی کار سختی در پیش دارد. احتمالا می‌دانند که واگذاری امور به پارلمان و شورای نگهبان و مجمع تشخیص، نتیجه‌اش محرومیت ایران است همانطور که می‌دانند صدور مجوز حضور زنان در استادیوم به منزله انتقادهای تند و تیز بخشی از اصلی‌ترین حامیان دولت سیزدهم، است. تصمیم دولت مشخص نیست ولی آنچه عیان است، حق زنان برای حضور در استادیوم‌هاست. همان که پروانه سلحشوری در قامت رئیس فراکسیون زنان مجلس دهم گفت: « ورود زنان به ورزشگاه‌ها اولویت نیست، حق ابتدایی است».

امید در «ازباران» فرود آمد

امید، تک‌‌درنای سیبری برای چهاردهمین سال متوالی در آبگیرهای شمالی کشور فرود آمد.
تنها بازمانده گله غربی درنای سیبری، ساعت 17 روز جمعه، 7 آبان 1400، برای زمستان‌گذرانی به تالاب بین‌المللی فریدونکنار و سرخرود مهاجرت کرد و موجب خوشحالی علاقه‌مندان به محیط زیست و حیات وحش شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان مازندران، درنای امید از زیستگاه زادآوری خود در سیبری از مسیر روسیه، قزاقستان و آذربایجان به تالاب بین‌اللملی فریدونکنار در زمان مهاجرت و حدود چهار ماه از سال را با تغذیه در محدوده دامگاه‌های سنتی ازباران و سرخرود و فریدونکنار زمستان‌گذرانی می‌کند.
اداره کل حفاظت محیط زیست استان مازندران اعلام کرده که با کمک جوامع محلی و بومیان منطقه و با توجه به اهمیت این پرنده به عنوان گونه‌ای در خطر انقراض با انجام اقدامات مختلفی از این پرنده زیبا و با ارزش حفاظت می‌کند.
درنای امید چهارده سال است که به صورت تنها و انفرادی مهاجرت می‌کند. این پرنده عاشق در این سال‌ها، با یادِ جفت از دست رفته‌اش، این مسیر طولانی را سپری می‌کند و به نمادی از امید بدل شده است. در سال ۱۳۸۶ سه درنای سفید سیبری به تالاب‌های ایران آمدند و یکی از آنها شکار شد. یک سال بعد دو درنای دیگر که جفت بودند، در فریدونکنار به زمین نشستند و در همان زمان جفتِ ماده نیز جان خود را از دست داد. سال بعد خبری از درنای نر بازمانده نبود تا اینکه در سال 89 بار امید به تنهایی به ایران برگشت.
این تک‌درنا، سال گذشته 14 آبان ماه در تالاب فریدونکنار فرود آمد و پس از 115 روز زمستان‌گذرانی در این تالاب در تاریخ 8 اسفند ماه 1399 به سیبری بازگشت.

جایزه‌ای برای بهترین شهر سبز اسلامی

قرار است جایزه «شهر سبز برتر اسلامی» به زودی به محیط زیستی‌ترین شهر جهان اسلام داده شود. این جایزه و جشنواره که در عربستان سعودی برگزار می‌شود، به دنبال این است که مفهوم شهر سبز را میان کشورهای مسلمان جا بیندازد.

شهر سبز یکی از مهم‌ترین اصطلاحات مربوط به توسعه پایدار است. این اصطلاح اصولا به شهرهایی اطلاق می‌شود که آلایندگی کمتری تولید کرده، فضای سبز بیشتری داشته باشند و از انرژی‌های طبیعی و تجدیدپذیر به جای سوخت‌های فسیلی استفاده کنند. از این رو، می‌توان اصطلاح شهر سبز را به منطقه‌ای اطلاق کرد که کم‌ترین آسیب را به محیط زیست وارد کرده یا عبارت بهتر با آن دوست باشد. براساس گزارش پایگاه خبری funds for NGOs اولویت در شهرهای سبز توجه به این مسئله است که توسعه ی شهری نباید منابع محدود و تجدید ناپذیر را از بین ببرد و نظام‌های محیط زیستی را به هر نحوی تخریب کند. در این راستا، بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی به دنبال بهره‌گیری از انرژی طبیعی خورشید و باد به جای سوخت فسیلی هستند. از همین رو، بیشتر شهرهای سبز را در اروپا و گاه شرق آسیا پیدا می‌کنیم.
همچنین، فضای سبز شهری به‌عنوان بخشی از فضای باز شهری، یکی از شاخص‌های اصلی سبز بودن شهرها است که نقشی حیاتی در توسعه پایدار منطقه و افزایش کیفیت زندگی دارد.
جایزه شهر سبز اسلامی
شاید بررسی ملاک‌های فوق ما را به این سمت بکشاند که در قاره سبز یعنی اروپا و برخی قسمت‌های آمریکا و آسیای شرقی به‌دنبال شهر سبز بگردیم.
با این حال، ایده جشنواره شهر سبز اسلامی نشان می‌دهد که توسعه پایدار شهری در همه کشورهای جهان مهم است و ایده شهر سبز در تمام مناطق کره زمین طرفدار دارد. این جشنواره به دنبال آن است که به افراد، موسسات خصوصی، شرکت‌ها و برخی نهادهای دولتی کشورها و شهرهای اسلامی که در زمینه توسعه پایدار و شهر سبز فعالیت کرده‌اند، جایزه دهد و آنها را به فعالیت بیشتر در این زمینه ترغیب کند.
همچنین، یکی از شعارهای این جشنواره تبلیغ محیط زیست دوستی، دین اسلام است. این جشنواره سعی دارد بر تحقیقاتی که این وجهه اسلام را برجسته می‌کنند تاکید داشته باشد.
طبق اعلام برگزار کنندگان این جشنواره، جایزه شهر سبز اسلامی با هدف تثبیت و اتخاذ مفهوم مدیریت محیط زیست در جهان اسلام که مستلزم استفاده مناسب از منابع طبیعی و حفاظت از آنها در برابر تخریب و آلودگی است، ایجاد شده و به دنبال آن است که از طریق تبلیغ اصول و روش‌های صحیح مدیریت محیط زیست در نهادها و سازمان‌های عمومی و خصوصی و نهادینه کردن آنها در جهان اسلام به اهداف خود برسد.
ملاک‌های سبز بودن یک شهر در جشنواره شهر سبز جهان اسلام
برگزار‌کنندگان جشنواره شهر سبز اسلامی، ملاک‌هایی را برای سبز‌بودن یک شهر یا منطقه در نظر گرفته‌اند. این ملاک‌ها که شاخص‌های خوبی برای تشخیص سبز بودن یک شهر است، عبارتند از: حمل‌و‌نقل هوشمند ( Smart Transport) و سبز و پایدار در یک شهر، وجود ساختمان‌های سبز و هوشمند در یک شهر (Green and Smart Buildings)، استفاده و حفظ انرژی‌های پایدار، ایجاد شبکه هوشمند و قوی بازیافت و آب و فاضلاب (Wastewater Management and Recycling)، مدیریت پایدار باغ‎‌ها، پارک‌های معمولی و پارک‌های جنگلی، مقابله با آلودگی هوا، آلودگی صوتی و آلودگی نوری و کاهش آن به حداقل، حفاظت از تنوع زیستی (گیاهی و جانوری) شهرها و مناطق اطراف آن و کاهش و سازگاری تغییرات آب و هوایی (Climate Change Mitigation).
همچنین جشنواره شهر سبز اسلامی بخش‌های مختلفی دارد. در یک بخش آن به بهترین تحقیق نظری (تز، مقاله یا کتاب) که درباره توسعه پایدار، شهر سبز و ارتباطش با جهان اسلام انجام شده، یک جایزه مخصوص اعطا می‌شود. جایزه دیگر به بهترین موسسه یا نهاد خصوصی یا غیر دولتی اختصاص دارد که بیشترین و اثرگذارترین فعالیت را در زمینه محیط زیست شهری داشته است. یک جایزه اختصاص به زن یا زنانی دارد که بیشترین فعالیت را در زمینه توسعه فضای سبز در شهرهای جهان اسلام داشته‌اند. این جایزه سه بخش دارد. یک بخش به فعالیت علمی زنان اختصاص دارد، بخش دیگر مختص زنان فعال در گروه‌های مردم نهاد (NGO) بوده و دیگری هم به زنان سیاستمدار یا مدیران شهری فعال در زمینه شهر سبز اعطا می‌شود.
در نهایت، یک جایزه ویژه به شهر سبز برتر اسلامی داده می‌شود. شهر سبز برتر اسلامی برترین شهر جهان اسلام است که با فعالیت‌هایش نشان داده که دوستدار محیط زیست است و شرایط لازم برای دستیابی به پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را دارد.
لازم به‌ذکر است که برخی از کشورهای اسلامی منطقه در زمینه توسعه شهری و پیشرفت تکنولوژی‌های پاک فعالیت بسیار زیادی داشته‌ و در این زمینه، پیشرفت به‌سزایی داشته‌اند. کشورهای قطر، امارات، عربستان سعودی، کویت، اردن و عمان شرایط خوبی را در زمینه توسعه فضای سبز دارند و با وجود آب و هوای گرم و بیابانی توانسته‌اند با استفاده از تکنولوژی بر محدودیت‌های اقلیمی غلبه کرده و فضای سبز زیادی را در میان شهرهای بیابانی خود به‌وجود بیاورند.
این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که احداث شهرهای سبز ارتباطی به اقلیم و جغرافیا ندارد و هر شهری با تدبیر، استفاده درست از فناوری و مدیریت هوشمند می‌تواند به شهری دوستدار محیط زیست و مفید برای کره زمین تبدیل شود.

درخواست پرداخت حق پخش تلویزیونی بازی‌های فوتبال

کارزاری با نام درخواست پرداخت حق پخش تلویزیونی بازی‌های فوتبال توسط صداوسیما در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #حق_پخش_تلویزیونی پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران آمده است: « همان‌طور که مستحضرید حق پخش تلویزیونی در فوتبال دنیا بزرگ‌ترین راه درآمدی باشگاه‌ها محسوب می‌شود و بیش از ۵۰ درصد از درآمد آن‌ها از این طریق است. به‌طور مثال هر شبکه تلویزیونی خواهان حق پخش لیگ برتر انگلیس، باید حدودا سالی ۳۵۰ میلیون پوند هزینه کند. در ایران اما ماجرا فرق می‌کند و صداوسیما نه تنها برای پخش رقابت‌های فوتبال داخلی به فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ پولی پرداخت نمی‌کند، بلکه در بعضی مواقع از باشگاه‌ها هزینه‌ای دریافت می‌کند تا بازی‌هایشان را پخش کند. در آماری که به تازگی منتشر شده مشخص شده که صداوسیما تنها از پخش بازی‌های دو تیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس در طی فصل ۱۳۹۹-۱۴۰۰ حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان پول به دست آورده که اگر درصدی از آن به باشگاه‌های لیگ برتری پرداخت شود، بسیاری از مشکلات مالی آن‌ها حل خواهد شد. مورد دیگری که در این مورد قابل ذکر است این است که میزبانی دو فصل اخیر باشگاه‌های ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا تحت‌الشعاع عدم پرداخت حق پخش تلویزیونی به اسپانسر کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) قرار گرفته است. این بازی‌ها در این مدت بدون خرید حق پخش از صداوسیما پخش می‌شده که این امر زیبنده سازمان صداوسیما نیست. لذا از جنابعالی درخواست می‌شود که همکاری لازم را با فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ فوتبال ایران مبذول فرمایید.» امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر « دریافت حق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال» شوند. این کارزار از 2 آبان ۱۴۰۰ آغاز شده و تا 2 بهمن ۱۴۰۰ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از 14هزار و ۶۷۰ نفر امضا شده است.

تبعات تخلیه سفره‌های آب زیر‌زمینی

ایران بین سال‌های 1381 تا 1394 مناطق برداشت از آب زیرزمینی را تا دو برابر افزایش داده است. با این استدلال که در کشاورزی سرمایه‌گذاری کند. این اقدام باعث تخلیه سفره‌های زیرزمینی شده است. با کاهش شدید سطح آب، شوری آب در سفره‌های زیرزمینی به میزانی افزایش پیدا کرده است، که دیگر حتی قابل استفاده در بخش کشاورزی هم نیست.
همانطور که منافذ پر از آب در خاک تخلیه می‌شوند، وزن زمین، آنها را فشرده کرده و باعث می‌شود سفره‌های زیرزمینی ظرفیت نگهداری آب خود را از دست داده و فرونشست زمین تشدید و تسریع شود. محدوده تهران، با بیش از 13 میلیون ساکن، بین سال‌های 1382 تا 1396 حدود 4 متر در بیشینه مقدارها، و در جنوب دشت شهریار فرونشست داشته است.

مهاجرت اقلیمی، ماهیت اجتماعی ایران تغییر داده است. تمرکز صنایع آب‌بر در استان‌هایی که منابع آبی کافی ندارند، نتیجه سیاست‌های ضعیفی است که شروع برخی از آنها به برنامه‌های قبل از انقلاب برمی‌گردد.
طبق بیانیه زمین در کنفرانس جهانی 1992 ریو، کشورها باید از حداکثر 40 درصد منابع آب تجدیدپذیر خود استفاده کنند. اما در ایران سال‌هاست که بیش از 100 درصد از ظرفیت آب تجدیدپذیر استفاده شده است. به این ترتیب شرق و جنوب کشور کاملاً خالی از سکنه خواهد شد و حدود 50 میلیون نفر مجبور به مهاجرت خواهند شد. حدود نیمی از جمعیت روستایی استان سیستان و بلوچستان به دلیل خشکسالی ناگزیر به مهاجرت شده و این منطقه خالی از سکنه می‌شود.
پروژه‌های متعدد انتقال آب بین حوضه‌ای، موجب رشد ناپایدار شده و تقاضا را بدون وجود آب کافی برای حمایت از آن، افزایش داد. اکنون در سال‌های خشک، هیچ منطقه‌ای آب کافی ندارد. بسیاری از مردم خوزستان – منطقه تامین کننده آب مرکز ایران- با خشک شدن مزارع، از بین رفتن تالاب‌ها و تلف شدن دام‌ها از تشنگی، با مشکلات جدی در حوزه معیشت روبرو شدند. مردم در ایران مرکزی نیز محصولات خود را به دلیل خشکسالی با قطع آب ورودی از دست دادند.
پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند چنانچه الگوی لانینا در طول زمستان برقرار شود، به این معنی است که ایران احتمالاً در سال آبی 1400-1401 از حد معمول خشک‌تر خواهد بود. الگوهای آب و هوای لانینا می‌تواند باعث خشکی بیشتر از سال‌های متوسط ​​در برخی مناطق شود. زمانی که لانینا به شکل شدید حاکم می‌شود، احتمال شرایط مرطوب کم و احتمال خشکسالی شدید پاییزی تشدید می‌شود و احتمالا در مناطق جنوب شرق و شمال غرب ایران، خطر خشکسالی زمستانی افزایش پیدا می‌کند.
از سال 1381 تا 1394 بیش از 74 میلیارد مترمکعب از سفره‌های آب زیرزمینی در ایران برداشت شده است. مجموع مخازن سدهای کشور حدود 50 میلیارد متر مکعب ظرفیت دارد. در 14 سال یادشده 22 میلیارد مترمکعب بیشتر از ظرفیت مخازن تمام سدها از منابع زیرزمینی کشور استخراج شده است. با توجه به این آمارها می‌توان گفت در ایران به ظرفیت‌های اکولوژیکی سرزمین بی‌توجه بوده‌ایم و ادامه این روند باعث بروز پدیده بسیار نگران کننده فرونشست زمین در کشور شده است.
ظرفیت زیادی برای صرفه‌جویی در مصرف آب از طریق سامانه‌های آبیاری کارآمد و کشاورزی دقیق وجود دارد که می‌تواند کشاورزی را زنده نگه دارد. شهرها می‌توانند با کاهش هدررفت آب در فضای باز، مثلا چمن‌های زینتی، در مصرف آب صرفه‌جویی کنند. کمبود آب را نمی‌توان تنها با افزایش عرضه آب کاهش داد. مدیریت تقاضای آب نیز مهم است. کاشت مجدد مناظر شهری با پوشش گیاهی بومی مقاوم به خشکی می‌تواند به حفظ آب کمک کند. در سمت عرضه، جوامع می‌توانند منابع آب غیرسنتی، بازیافت و استفاده مجدد آب در تمام بخش‌های اقتصاد، مسیریابی روان‌آب و سیلاب‌ها را برای تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی در نظر بگیرند. همچنین راه‌حل‌های فن‌آوری در حال ظهوری وجود دارد که می‌تواند منابع آب را در برخی مناطق تقویت کند، از جمله کارخانه‌های نمک‌زدایی که آب دریا را به آب آشامیدنی تبدیل می‌کنند. البته این کارخانه‌های نمک زدایی خود موجب پیامدهای محیط زیستی مهمی می‌شوند.
اثر کاهش ذخایر آب زیرزمینی ایران در حال حاضر با اضافه برداشت‌های شدید در حدود 77 درصد از مساحت ایران، افزایش شوری خاک در سراسر کشور و افزایش فراوانی و گستردگی فرونشست زمین آشکار شده است. در حالی که خشکسالی‌های هواشناسی-هیدرولوژیکی به عنوان محرک عمل می‌کنند و میزان کاهش در ذخیره آب‌های زیرزمینی در سطح کشور را تشدید می‌کنند، کاهش آب‌های زیرزمینی در مقیاس حوضه در ایران عمدتاً ناشی از برداشت‌های گسترده آب توسط انسان است.

اقتصاد و حفاظت از محیط زیست

اختلاف‌های بسیاری بین صاحبنظران اقتصاد سنتی و حامیان به شدت سبزگرای محیط زیست وجود دارد. اختلاف‌هایی که باید آنها را نوعی توافق نانوشته میان دو گروه در جهت تخریب بیشتر محیط زیست دانست. زیرا هر دو گروه بر این عقیده‌اند که حفاظت محیط زیست و قوانین اقتصادی دو روی یک سکه بوده و نمی‌توان هر دو را در کنار هم قرار داد. جالب آنکه، هرچه این افراد سنتی‌تر باشند اختلاف‌های بیشتری داشته و نمی‏توان به توافق بینشان امید داشت. حامیان محیط زیست معتقدند تصور رایگان بودن منابع طبیعی باعث بهره‏برداری بیش از حد منابع و ایجاد آلودگی‌های بسیار شده است.

ادامه این روند باعث نابودی بوم سازگان و موجودات زنده ساکن آن و در نهایت نابودی نسل بشر خواهد شد. از سوی دیگر اقتصاددانان سنتی معتقدند حامیان محیط زیست به‌دلیل اینکه برای حل مشکلات موجود راهکارهای عملی ارائه نمی‌دهند، باعث کند شدن چرخ اقتصاد و توسعه می شوند. به بیانی دیگر آنها محیط زیست را سربار و مانع توسعه می‌دانند و می‌گویند حتی رشته‏ای همچون اقتصاد محیط زیست نیز، در حل مشکل و ایجاد همدلی ناتوان بوده است.
در طی سه‌دهه فعالیت در حوزه محیط زیست همواره مانعی بزرگ در مقابل محیط زیست دیده‌ام. مانعی که باعث کم‌اثر یا بی‌اثر شدن نتایج حاصل از برنامه‌ها و فعالیت‌های این حوزه شده است. در نتیجه روزبه‌روز آسیب‌های وارده بر محیط زیست بیشتر، و شرایط زیستی بدتر می‌شود. حامیان و متخصصان محیط‏زیست گویی در یک جزیره و اقتصاددانان و طرفداران بازار نیز در جزیره‌ای دیگر زندگی می‌کنند. هیچکدام علاقه‌ای به پل زدن بین دو جزیره و ایجاد ارتباط و تعامل پایدار با دیگری ندارند.
برای رسیدن به وضعیت مطلوب، ناگزیر به ایجاد شرایط تعامل و همراهی دو طرف هستیم. بدون توجه به نتایج مشهود و مثبت اقتصادی، نمی‌توان هیچ راهکاری برای حفظ محیط زیست اندیشید. زیرا همانگونه که از نامش پیداست، محیط زیست همه آنچه که ما را احاطه کرده را شامل می‌شود. به قول دانشمندان عاملی ثابت است. همین باعث شده توجه‌مان نسبت به آن کم باشد. مگر آنکه یکی از شاخص‏هایش دچار تغییر محسوس و قابل توجهی شود. به عنوان مثال توجه ما به هوای پیرامونمان زمانی جلب می‌شود که در شرایط فصلی، یا آب و هوایی و یا کیفیتی تغییراتی رخ دهد. اما اقتصاد عاملی متغیر است. تغییراتش تاثیر روزانه در زندگی انسان‌ها حتی در کشورهای پیشرفته می‌گذارد.برای رسیدن به زندگی مطلوب و نزدیک به شرایط ایده‌آل باید پلی بین دو گروه ایجاد شود. بیان مشکلات و عوارض وارده بر محیط زیست با زبان محیط زیستی حساسیتی آنچنان و تاثیرگذار بر جامعه نمی‏گذارد. مگر آنکه نتایج حاصله، اثرات قابل توجهی بر زندگی شهروندان گذاشته باشد. این زمان بسیار دیر بوده و شاید جبران‏ناپذیر باشد. اما اگر آگاهی‌رسانی محیط زیستی به شهروندان با چاشنی اقتصاد و زندگی روزمره آنان همراه باشد،‏ برایشان ملموس‌تر است. زیرا موضوع را با تمام وجود حس خواهند کرد. این یادداشت را با مثالی در این زمینه به پایان می‌رسانم: سال‌هاست که سازمان‌های فعال در بخش محیط زیست در تلاشند تا میزان مصرف پلاستیک به‌ویژه کیسه‌های پلاستیکی را کاهش دهند. مهمترین اقدام آنها آگاهی‏رسانی برای کاهش تقاضای مصرف این مواد توسط شهروندان بوده است. همه ما جملاتی از این دست را به شکل‌های مختلفی دیده و شنیده‌ایم: «یک کیسه پلاستیکی حداقل 300 سال در طبیعت باقیمانده و تجزیه نمی‌شود.» اما حساسیتی در ما ایجاد نکرده است. زیرا 300 سال رقمی نیست که به سن ما کفاف دهد. هیچ یک از ما تا آن روز زنده نیستیم. اما اگر از دیدگاه اقتصادی با این مسئله برخورد کنیم، به نتیجه دلخواه خواهیم رسید. شهروند در صورتی که بداند با استفاده از یک سبد با دوام چقدر می‌تواند کیسه کمتر مصرف کرده و درنتیجه هزینه کمتری به خود تحمیل کند‏، با این موضوع بهتر کنار خواهد آمد.

بی‌عملی جهان برای کاهش کربن

گزارش جدید برنامه محیط زیست سازمان ملل نشان می‌دهد که تلاش کشورها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و رسیدن به تعهدات دیگر تنظیم شده برای سال ۲۰۳۰، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای را تنها ۷.۵درصد در سال کاهش می‌دهد.
در دوازدهمین گزارش شکاف تصاعدی سازمان ملل آمده که تعهدات جدید و به‌روزرسانی شده‌ای که در ماه‌های گذشته و پیش از برگزاری نشست تغییرات اقلیمی شکل گرفته‌اند، گام‌های مثبتی برای مقابله با انتشار گازهای گلخانه‌ای هستند اما اگر تمام این تعهدات اجرا شوند، دنیا همچنان در مسیر گرم شدن تا حداقل ۲.۷درجه سانتی‌گراد قرار داد.

کاهش ۷.۵ درصدی گازهای گلخانه‌ای در سال برای جلوگیری از افزایش دمای زمین بالاتر از ۱.۵ درجه سانتی‌گراد کافی نخواهد بود. بر اساس گزارش سازمان ملل، کشورهای جهان باید میزان آلاینده‌های خود را ۵۵ درصد کاهش دهند تا این امر محقق شود. دانشمندان و کارشناسان محیط زیست افزایش دما تا ۱.۵درجه سانتی‌گراد را به عنوان سقفی تعریف کرده‌اند که کمترین خطر را برای آینده کره زمین و بشر دارد.
آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل در نشست خبری روز سه‌شنبه درباره ارزیابی‌های جدید این گزارش اعلام کرد: «کمتر از یک هفته به نشست COP26 باقی‌مانده و همچنان در مسیر وقوع فاجعه‌ای اقلیمی هستیم.» گوترش در ادامه می‌گوید که دمای کره زمین رو به افزایش است و فشارها برای مقابله با آن بیشتر شده اما رهبری مورد نیاز وجود ندارد.
دنیا باید بیدار شود
در این گزارش آمده که اگر وعده‌های کربن صفر خالص به طور کامل اجرا شوند، تفاوت‌های بزرگی حاصل می‌شوند و افزایش گرمایش جهانی به ۲.۲ درجه سانتی‌گراد کاهش پیدا می‌کند. این نتیجه امیداوارکننده است چون نشان می‌دهد اگر اقدامات جدی‌تری صورت گیرند می‌توان جلوی تاثیرات فاجعه‌بار تغییرات اقلیمی را گرفت. اما برنامه محیط زیست سازمان ملل هشدار می‌دهد که این وعده‌ها مبهم هستند و با تعهدات ملی کشورها برای سال ۲۰۳۰ ناهماهنگ.
۴۹ کشور به‌همراه اتحادیه اروپا برای رسیدن به اهداف کربن خنثی وعده داده‌اند. این اقدام بیش از نیمی از انتشار گازهای گلخانه‌ای کشورها، بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی در جهان و یک‌سوم جمعیت جهان را پوشش می‌دهد.
اما بسیاری از مشارکت‌کنندگان معاهده پاریس اقدامات خود را تا بعد از سال ۲۰۳۰ متوقف کرده‌اند که شک و شبهه‌ها را درباره رسیدن به هدف کربن صفر خالص افزایش داده است. با اینکه ۱۲ کشور از اعضای G20 وعده کربن خنثی را داده‌اند اما ابهاماتی درباره اقدامات لازم برای رسیدن به این هدف وجود دارد. اینگر اندرسون، مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل در مقدمه این گزارش هشدار می‌دهد که «دنیا باید در برابر خطر قریب‌الوقوعی که همه جانداران با آن روبه‌رو می‌شویم بیدار شود. دولت‌ها باید سیاست‌هایی را به‌کار گیرند تا بتوانند به تعهدات جدید عمل کنند و در طی چند ماه آنها را اجرا کنند».اندرسون در ادامه تاکید می‌کند که وعده‌های کربن صفر خالص باید منسجم‌تر باشند و به اجرا گذاشته شوند. سیاست‌گذاری‌های موجود نیز باید پشتوانه این اهداف باشند و فورا اجرا شوند.
زمان صبر نمی‌کند
در این گزارش به خوبی توضیح داده شده که اگر شانسی برای رسیدن به گرمایش زمین تا ۱.۵درجه سانتی‌گراد وجود داشته باشد کشورهای جهان باید انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را در ۸ سال آینده به نصف برسانند. این بدان معنی است که سالانه باید معادل ۲۸ گیگاتن دی‌اکسید کربن را حذف کنند؛ که از وعده‌های کنونی و تعهدات ۲۰۳۰ بسیار بیشتر و بالاتر است.
انتشار گازهای گلخانه‌ای در ابتدای همه‌گیری کرونا روندی کاهش پیدا کرد اما هم‌اکنون در حال افزایش است به گونه‌ای که غلظت دی‌اکسید کربن از هر زمانی در ۲ میلیون سال گذشته بیشتر است.
عملکرد ضعیف سران دولت‌ها یکی از دلایل وجود شکاف میان میزان گازهای گلخانه‌ای تولید شده و رسیدن به اهداف معاهده پاریس است.
فرصت از دست رفته
کارشناسان اشاره می‌کنند که تاکنون کشورهای بسیاری فرصتی را از دست دادند که می‌توانستند در روند احیای اقتصاد خود با استفاده از بودجه‌های مالی به سمت کاهش تولید کربن تغییر جهت دهند.
اما تنها تعداد کمی از کشورهای پردرآمد برای انرژی‌های پاک سرمایه‌گذاری کردند. کشورهای در حال توسعه و بازارهای جدید در معرض خطر عقب‌گرد قرار دارند. در کشورهای کم‌درآمد بودجه در نظر گرفته شده برای جبران خسارات ناشی از بیماری کووید-۱۹بسیار کمتر از (۶۰دلار به ازای هر نفر) اقتصادهای بزرگ جهان (۱۱هزار و ۸۰۰دلار) بوده است. این شکاف در سرمایه‌گذاری، احتمال افزایش شکاف میان مقاومت در برابر تغییرات اقلیمی و اقدامات کاهش آن را در کشورهای آسیب‌پذیر را بیشتر می‌کند. به گفته گوترش دانشمندان به وضوح حقایق را بیان کرده‌اند و حالا رهبران دنیا باید درباره اقدامات خود شفاف باشند. انتشار این گزارش قبل از نشست گلاسگو به گفته گوترش زنگ بیدارباش بزرگی برای رهبران دنیا است تا برای شرکت در آن برنامه‌های جسورانه، با زمان‌بندی و هزینه‌ها و مزیت‌های مشخص داشته باشند.
بررسی کاهش انتشار گاز متان
حذف گاز متان می‌تواند افزایش دما را سریع‌تر از حذف دی‌اکسید کربن کنترل کنند. متان که دومین عامل گرم کننده کره زمین است می‌تواند در مدت زمان ۲۰ ساله کره زمین را ۸۰ برابر نسبت به دی‌اکسید کربن گرم‌تر کند. گزارش سازمان ملل نشان می‌دهد که فناوری‌های کم‌هزینه یا بدون هزینه در دسترس می‌توانند انتشار گاز متان را که در نتیجه فعالیت‌های انسان منتشر می‌شود را سالانه نزدیک به ۲۰درصد کاهش می‌دهد. اگر زیرساخت‌های گسترده‌تر و اقدامات بیشتری انجام شود تا ۴۵ درصد نیز کاهش می‌یابد.

باید طالبان را بپذیریم

نشست تهران با‌حضور کشورهای همسایه افغانستان در ایران و بدون حضور طالبان برگزار شد. طرف‌های مختلف در جریان این نشست از چند و چون مواجه با افغانستان در عصر حاکمیت گروهک تروریستی طالبان بر این کشور گفتند. حسین امیرعبداللهیان در نشست خبری خود بعد از نشست تهران درباره افغانستان گفت: «نفس برگزاری نشست همسایگان افغانستان با حضور فیزیکی چهار وزیر و دو وزیر به‌طور مجازی پیام دارد. هدف پیدا کردن راه حل سیاسی است و تاکید داشتیم که باید دولت فراگیر با مشارکت همه اقوام تشکیل شود و اینکه همه کشورهای همسایه برای رسیدن به دولت و حکومت فراگیر و همه طرف ها را تشویق کنند.» او بیان کرد: «ما نگرانی‌های مشترک از رعایت حقوق بشر، وضعیت زنان، گسترش تروریسم و داعش، تشدید فقر و امنیت مرزها و موج آوارگان داریم. همه باید کمک کنیم که دیگر اقوام توسط هیات حاکمه سهیم شوند تا همه با هم از این مرحله سخت عبور کنند.»
دعوتی برای تشکیل دولت فراگیر در افغانستان
او در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه شما گفتید طالبان باید برای حفظ امنیت مردم و مرزها تضمین دهد، گفت: «ما با همه طرف‌های افغان در تماس هستیم و در سطح امنیتی با هیات حاکمه تماس داریم و سفیر ایران بنا به دعوتی که از او کردند با سرپرست هیات حاکمه سرپرستی افغانستان دیدار کرده است. نگرانی‌هایمان درباره امنیت مرزها و امنیت ملی مان را بیان کردیم و آنها را توجه دادیم که اقدامات تروریستی نباید باعث به مخاطره افتادن امنیت همسایگان شود.
فرمت نشست مسکو با حضور کشورهای ویژه در منطقه هفته گذشته انجام شد و از ایران نماینده ویژه ایران در امور افغانستان و مدیرکل وزارت خارجه حضور داشتند. ما از هر فرمتی که به برطرف شدن نگرانی‌های امنیتی در منطقه منجر شود استقبال می کنیم. آقای لاوروف هم امروز صحبت کردند در نشست تهران و ما فکر می کنیم فرمت های منطقه ای باید به دور از دخالت کشورهای بیگانه بین‌المللی تقویت شود و از آن استقبال می کنیم. ایران همه اقوام و طرف ها را برای مشارکت در تشکیل دولت فراگیر دعوت می کند.»
وزیر امور خارجه درباره استمرار کمک‌های ایران به افغانستان گفت: «نگاه ما کمک به مردم افغانستان است. ما تمام گذرگاه‌های مرزی را باز نگه داشتیم که کمک ها تبادل شود تا مردم دچار کمبود مواد غذایی و نیازهای بهداشتی نشوند. در بخش امنیت مشورت های لازم را در مبارزه با تروریسم و داعش داشته و خواهیم داشت.» امیرعبداللهیان درباره ورود یا دعوت از کشورهای دیگر یا گروه‌های مختلف افغان به نشست تهران یا دورهای آتی گفت: «ما در جلسه بسته این مساله را بحث کردیم، برای عضویت ناظر نماینده اتحادیه اروپا در فرمت اجلاس همسایگان اتفاق نظر در جلسه وجود نداشت و برای عضویت هیات حاکمه سرپرستی طالبان منوط بر اینکه همه نمایندگان اقوام اصلی در قالب این فرمت مورد توجه باشند و در نشست بعدی حضور پیدا کنند اجماع اولیه ایجاد شد اما بررسی بیشتر به نشست کارشناسان ارشد و قبل از نشست سوم موکول شد اما اصل ایده که نمایندگان افغانستان در نشست همسایگان باید حضور یابند مورد اجماع بود.»
آمریکا مسئول درد افغانستان است
او درباره دریافت کمک های بین المللی برای کمک به مردم افغانستان به ویژه در حوزه بهداشت و آموزش گفت: «این مساله جدی بود که بحث شد. در افغانستان وارد فصل سرما می شویم. این کشور وضعیت اقتصادی آشفته ای دارد و ثبات و امنیت را مورد تهدید قرار می دهد و جوانان و مردمی که غم نان دارند ممکن است به سمت گروه های تروریستی بروند، از این رو تاکید شد که همه بسیج شوند هم کشورهای منطقه و هم سازمان های بین‌المللی برای ارسال کمک‌های انسان‌دوستانه به افغانستان تلاش داشته باشند و اگر این شرایط کنترل و مدیریت نشود آوارگان جدیدی را در آستانه فصل سرما راهی کشورهای همسایه می کند.» وزیر امور خارجه ایران همچنین خاطرنشان کرد: «ما آمریکا را مسئول آلام و درد و رنج مردم افغانستان می دانیم. ما از ایده دولت فراگیر حمایت می کنیم و برای تقویت بنیه اقتصادی آن ها تمام امکانات مرزی و تجاری را فعال نگه داشتیم و برای تقویت امنیت مسیر گفت‌وگو با همه دیدگاه های افغان را ادامه می دهیم اما باید بپذیریم طالبان هیات حاکمه سرپرستی در این کشور است و در کل سعی داریم آنها را به سمت تشکیل دولت فراگیر تشویق کنیم.»