بایگانی مطالب نشریه
همان روزی که دولت سیزدهم لایحه حذف ارز ترجیحی، 4200 تومانی را با عنوان «حمایت از اقشار فرودست جامعه» تقدیم مجلس کرد و محمد مخبر در قامت معاون اول رئیس جمهوری به دفاع از این مساله پرداخت، نمایندگان مجلس یکی پس از دیگری به انتقاد از دولت پرداخته و این تصمیم را باعث افزایش تورم در جامعه و شوک قیمتی مجدد به بازار و فشار بیشتر به مردم دانستند.
این اختلاف میان دولت و مجلس باعث شد لایحه دولت از دستور کار مجلس به طور غیر رسمی خارج شود.
دولت اما بر تصمیم خود اصرار داشت در نتیجه به طور غیررسمی ماجرای حذف ارز 4200 تومانی از اقلامی چون دارو را پیگیری کرد و همزمان این مهم را در لایحه بودجه 1401 لحاظ کرد. اقدامی که با اعتراض نمایندگان همراه شد و نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه از بازگشت ارز 4200 تومانی به بودجه گفت. کمیسیون تلفیق که تشکیل شد اما اوضاع به سود دولت برگشت.
این کمیسیون فورا کلیات بودجه را تصویب کرد و براساس روال جدید پارلمان در بررسی بودجه، آن را به صحن علنی ارجاع داد. مجلس دیروز کلیات بودجه را با حضور رئیسی بررسی کرد.
کلیات بودجه با 174 رای موافق در مقابل 76 مخالف تصویب شد اما اختلافات بر سر ارز ترجیحی همچنان پا برجاست.
رئیسی، رئیس جمهوری در مجلس از رای ندادن مجلس به لایحه دو فوریتی دولت درباره ارز ترجیحی تلویحا انتقاد کرد و گفت: «ترجمان رای به عدم فوریت لایحه دولت، یعنی حذف ارز ترجیحی. من شرحی برای ریاست مجلس نوشتم تا برای نمایندگان روشن شود که رای به عدم فوریت لایحه دولت چیست.
بالاخره یا مجلس باید میگفت این ارز ترجیحی ادامه یابد یا میگفت ادامه نیابد که ما جبران آن را چه کنیم. نتیجه این میشد که ارز ترجیحی باید حذف شود ولی ما آن را به مصلحت ندانستیم.
این کار شوک وارد کردن به معیشت مردم است که مقام معظم رهبری لطف کردند و مشکل را برای این چند ماه حل کردند تا ما وضعیت فعلی اقتصادی را ادامه دهیم تا تعیین تکلیف قطعی شود.
ما هم باورمان این است که اگر ارز ترجیحی قطع شود حتماً باید برای جبران آن برای زندگی مردم و به ویژه نیازمندان فکر جدی کرد. امکان ندارد این ارز ترجیحی حذف شود بدون اینکه فکری برای معیشت مردم صورت گیرد.» این اظهارات با پاسخ قالیباف همراه شد.
او گفت: «اگر واقعا این بحث خوب بود دولت باید لایحه اصلاحیه بودجه میداد که این کار را انجام نداد. امروز مجلس شورای اسلامی و دولت براین موضوع تاکید دارند که معیشت مردم اولویت اول است، اگر مجلس در کلیات به جمعبندی رسید در جزئیات هماهنگی با دولت خواهد داشت.
به مردم اطمینان میدهیم که دغدغه اول ما معیشت مردم است درباره ارز ترجیحی در سال ۱۴۰۱ هم توجه ما به معیشت مردم با اولویت محرومان خواهد بود.»
حمیدرضا حاجیبابایی، رئیس کمیسیون تلفیق هم در پاسخ به اظهارات رئیس دولت، بر لزوم اقناع نمایندگان و اخذ تصمیمات شفاف از سوی مسئولان دولتی تاکید کرد و گفت: «اگر دولت میخواهد تصمیمی بگیرید باید با همراهی مجلس آن را تصویب کند تا خیال نمایندگان از تأمین منافع مردم راحت شود.
تصمیمات ما چه مثبت چه منفی میتواند ۴۰۰ هزار میلیارد تومان اعتبارات و منابع دولت را کاهش یا افزایش دهد.
بسیاری از دوستانی که مخالف رای دادند، مخالف نبودند. حرفشان این است که اگر میخواهید ارز ۴۲۰۰ تومانی را حذف کنید به ما بگویید که کیفیت حذف آن چگونه است.»
آسیبهای اجتماعی به محلات باز میگردند
قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران وارد فاز عملیاتی شده است و در اقدامی هفته گذشته معتادان متجاهر اطراف رود دره فرحزاد جمعآوری شدند. منطقهای اطراف مسیل فرحزاد مابین منطقه 2 و منطقه 5 شهرداری تهران که مدیران شهری پایتخت در ادوار گذشته سودای تبدیل آن به اکوپارک را داشتند. در این طرح حدود 400 معتاد متجاهر و کارتنخواب شناسایی و به مراکز مربوطه تحویل داده میشوند. معتادان با توجه به جنسیت، سن و سال و سلامتشان به مراکز بازپروری و کمپی در منطقه 5 شهرداری تهران میروند که حدود 5 هزار نفر ظرفیت دارد. به گفته مسئولان شهرداری تهران، قرار است در این مراکز برنامههای کارآفرینی، آموزشهای تخصصی فنی و حرفهای برایشان در نظر گرفته شود که هدف آنها ایجاد ارتباط میان فرد معتاد با خانواده و جامعه است. فرآیند مداخله فیزیکی جمعآوری ضربتی معتادان در اطراف رود دره فرحزاد که به گواه مدیران شهری نامش ساماندهی آسیبهای اجتماعی است و در سالهای اخیر هم چندباری عملیاتی شده است، تا چه میزان میتواند در کاهش تعداد معتادان و بازگرداندن هویت اجتماعی محلات موثر باشد؟
قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران از نخستین روزهای حضور زاکانی در بلدیه تهران سازوکار و اهداف خود را روشن کرده بود. طرح کلی که یکی از اهدافش کاهش جمعیت 20 هزار نفری معتادان متجاهر تهرانی بود. آماری که شهردار تهران به آن استناد میکرد و در گفتوگوهای مختلف از کلیدواژههایی چون «پاک کردن لکههای ننگ» برای کاهش این جمعیت استفاده میکرد. زاکانی مرداد امسال گفته بود که شهرداری با سیاست جمعآوری موافق است. موافقتی که اکنون در محلههایی چون «رود دره فرحزاد» به روشنی نمایش داده شده است.
به گفته محمدامین توکلیزاده، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، این نهاد بعد از جمعآوری، غربالگری را پیش رو دارد. او به «پیام ما» میگوید: «در مرحله اول تنها جمعآوری است، بعد از جمعآوری غربالگری میکنیم، کسی ممکن است کبر سنی داشته باشد، کسی صغر سنی دارد، کسی زخم باز دارد و کسی هم ممکن است ترنس باشد، برای هرکدام قرار شده، مجموعه جدا داشته باشیم.»
در مرحله اول متولیان قرارگاه اجتماعی، تهران را به 7 منطقه پرمساله اجتماعی تقسیمبندی کردهاند که برای هرکدام نقشه راه جداگانهای مصوب شده است. به گفته توکلیزاده متناظر با شورای اجتماعی شهر تهران که رئیس آن شهردار تهران است، در 7 منطقه آسیبزا نیز شورای اجتماعی شکل گرفته است با حضور شهردار منطقه و اعضای محلی. برای هرکدام از این محلات نیز طرحی استخراج شده است: «مثلا موضوع دره فرحزاد با خلازیر متفاوت است. مثلا دره فرحزاد باید ساماندهی شود، شهرسازی و خدمات شهری باید وارد شوند، مالکیت افراد مشخص شود، حاشیه و حریم رودخانه را آبفا باید تعیین کند یعنی مساله بین دستگاهی است. درباره مالکیت آنجا ستاد اجرایی نظر دارد زمین شهری نظر دارد، بعضی جاها مالکیت شخصی افراد مطرح است و بنابراین کمیته حقوقی میخواهد. در خلازیر موضوع متفاوت است، موقوفه دارد. یعنی هرکدام از این مناطق به اقتضا خودش باید با مجموعههای خودش جلسه بگذارد و طرح جامع در بیاورد و طرح جامع در شورای اجتماعی تهران تصویب میشود و اجرا میشود.» مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران نیز دیروز در توضیحاتی تاکید کرد که فعالیتهای قرارگاه آغاز شده و شهرداری تهران مکلف شده حدود 5 هزار نفر از معتادان متجاهر را ساماندهی کند.
بعد از شوش و هرندی که مدتی پیش جمعآوری معتادان متجاهر بدون سروصدا در آنجا آغاز شده بود، 16 دیماه طرح ضربتی جمعآوری معتادان متجاهر از فرحزاد آغاز شد. احسان شریفی، شهردار منطقه 5 در حاشیه طرحی موسوم به پاکسازی دره فرحزاد گفته است که این منطقه اهمیت محیط زیستی دارد و طبیعتش جذاب است: در سالهای اخیر به دلیل بیتوجهی بخشهای مختلف، این دره به مکانی برای تجمع معتادان و فروشندگان مواد مخدر و پایگاه ناامنی برای شهروندان منطقه تبدیل شده بود.
او اعلام کرده که از یک ماه پیش و همزمان با دستور رئیس جمهور که شهرداری تهران را متولی طرح امنیت اجتماعی تهران کرده است، قرارگاه اجتماعی آغاز به کار کرده و طی آن: «اعضای سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی، مقامات قضایی، بهزیستی و شهرداری تهران در این قرارگاه حضور دارند. چند کار ویژه در این قرارگاه تعریف شده که یکی از آنها موضوع پاکسازی دره فرحزاد است.» به گفته او بعد از جمعآوری معتادان متجاهر در گام بعدی طرح: «سازمان پارکها و فضای سبز متولی ایجاد اکوپارک در این محدوده و به تعبیری امتداد شمالی بوستان نهجالبلاغه خواهد بود. امیدواریم که در آینده نه چندان دور، مردم لذت بهرهمندی از این طبیعت زیبا را داشته باشند.» شریفی که طرح پیادهشده برای پاکسازی دره فرحزاد را موفقیتآمیز میداند، تاکید کرده: «ما هفته گذشته به اتفاق مقامات انتظامی و قضایی از این دره بازدید کردیم و با حمله معتادان مواجه شدیم که درگیری نیز با نیروهای انتظامی همراه ما شکل گرفت ولی با پاکسازی صورت گرفته، امروز فضای دره بسیار امن است و به نظر میرسد فضای دره به سمت امنیت پایدار پیش خواهد رفت.»
سال 98 هم مسئولان شهری، معتادان متجاهر در رود دره فرحزاد را جمعآوری کردند. جمعآوری که پلیس پیشگیری پایتخت پای کار آن بود و حدود 220 معتاد متجاهر برای جلوگیری از روند تکراری پاکسازی این منطقه و تبدیل فرحزاد به بوستان تفریحی جمعآوری شدند. سردار ظهیری همان زمان در گفتوگو با رسانهها گفته بود: در این طرح که با همکاری پلیس مبارزه با مواد مخدر انجام شد، ۲۲۰ معتاد متجاهر از سطح این منطقه جمعآوری شدند که کار انتقال آنها به کمپ بازپروری صورت میگیرد.
فرآیندی که سالهای قبل نیز تکرار شده بود، به نظر بینتیجه میآمد زیرا رود دره فرحزاد مجدد به پاتوق معتادان تبدیل میشد و هویت دیگری پیدا نکرد.
نفیسه آزاد، پژوهشگر جامعهشناسی شهری به روزنامه پیام ما میگوید که تمام شهرداران تهران دست کم یکبار مداخله انتظامی و ضربتی برای جمعآوری معتادان در مناطق مختلف تهران را انجام دادهاند: «مساله اینجاست که تمام شهرداران تصور میکردند که قدرتی دارند که دیگران ندارند و اگرچه پیشینیان شکست خوردند اما آنها در پروژه موفق خواهند شد و دقیقا همان کار را تکرار کردند، به نظرم همگی میخواستند با سرعت و قاطعیت این زمینه به نتیجه برسند، اما کدام یک از این پروژهها موفق بود؟ هیچکدام.» به گفته او مطالعات روی محلههایی که جمعآوری معتادان روی آنها انجام شده نشان میداد که بعد از ساماندهیهای ضربتی، آسیب به محلههای مجاور یا حتی محلات دیگر منتشر شد است: «ما نمیتوانیم آسیب را در شهر تهران دستکاری کنیم و انتظار داشته باشیم تبعات آن در همان محله بماند. انتشار آسیب لزوما به محلات مجاور هم نیست، یعنی در زمینه آسیبهای اجتماعی فرحزاد به هرندی وصل است، هرندی به خلازیر وصل است حتی اگر این مناطق به لحاظ جغرافیایی مجاور هم نباشند.» این پژوهشگر حوزه جامعهشناسی شهری معتقد است که آسیبهای اجتماعی به مناطق باز خواهند گشتند: «شما وقتی با حلقه آخر زنجیر آسیب یعنی بیخانمانی و معتاد کارتنخواب مبارزه میکنید، زنجیره هنوز وجود دارد، هنوز بیخانمان در اثر فقر در اثر توسعه نامتمرکز تولید میشود و اضافه میشود، افرادی که اعتیاد دارند به کمپ میروند و آنها دوباره به شهر باز میگردند.» آزاد با اشاره به رود دره فرحزاد نیز میگوید: «شما اگر دره فرحزاد را به اکوپارک تبدیل کنید که آرزوی بسیاری از شهرداران هم بوده است، سرنوشتش مانند پارک زندگی هرندی میشود، یعنی ممکن است در آن محدوده جغرافیایی دیگر کارتن خواب نباشد اما آیا واقعا آسیب درمان در دروازه غار درمان شد؟ برای محلههای مجاور چه اتفاقی افتاد؟» این پژوهشگر اجتماعی مانند سایر جامعهشناسان به رویکرد شهرداری در موضوع مساله اجتماعی نیز انتقاد میکند: «آیا شهرداری تهران یا هر نهاد دیگری قادرست اساسا آسیب اجتماعی را از تهران ریشهکن کند؟ شهرداری تنها در حوزه اسکان نقش محوری دارد. ما نهادهای حاکمیتی دیگری داریم که در حوزه مسائل اجتماعی صاحب و نقش و وظیفهاند که بعید است در کوتاه مدت بتوانند ریشه آسیبهای اجتماعی را بخشکانند چرا که ساختارهای کلان اجتماعی و اقتصادی کلان در همین شهر تهران دوباره کارتن خواب و معتاد متجاهر را تولید میکند بنابراین جمعآوریهای ضربتی از یک محله به معنای استقرار بیشتر آسیب در یک محله دیگر است.»
او معتقد است که تجربههای پیشینیان بدون هیچ تغییری درحال تکرار است، تجربههایی که نهتنها نتوانستند شرایط زندگی قشر آسیبپذیر جامعه را بهبود ببخشند بلکه وضعیت را پیچیدهتر هم کردند: «چارهای نداریم جز جایگزینکردن رویکرد پذیرش بهجای طرد، استفاده از راهکارهای محلهمحور و موضعی بهجای کارهای ضربتی و از بالا به پایین یا همانطور که با خاطیانِ ساخت و سازی مناطق برخوردار مدارا میکنیم با بیخانمانِ آسیبدیده محله فرودست هم مدارا کنیم.»
مذاکره با دشمن به معنای تسلیم نیست
رهبر انقلاب صبح دیروز (یکشنبه) در دیدار تصویری با جمعی از قشرهای مختلف مردم قم، قیام تاریخی ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم را نشان دهنده «عمق اعتقاد دینی» و «غیرت دینی همراه با عقلانیت» خواندند و با اشاره به کینه عمیق امریکا به نظام برخاسته از اعتقادات ملت ایران گفتند: باید با درک وظیفه کنونی، با امید و وحدت و قدرت به سمت چشمانداز روشنِ آینده حرکت کنیم که در این مسیر مسئولان نیز باید با تقویت و تکمیل ابعاد مردمی، تلاشهای مشهود خود را برای حل مشکلات گسترش دهند.
رهبر انقلاب حادثه ۱۹ دی ۱۳۵۶ را منشأ ایجاد حرکتی سلسلهوار در شهرهای مختلف و در نهایت پیروزی انقلاب خواندند و افزودند: اینگونه حوادث که مضامین قوی و پیامهای بزرگی برای نسلهای آینده دارند، نباید در غبار فراموشی، کمرنگ شوند.
ایشان افزودند: حادثه ۱۹دی و دنبالههای سیاسی- اجتماعی آن، نشاندهنده عمق اعتقادات دینی مردم بود زیرا اگر امام به عنوان یک مرجع تقلید و عالِم دینی در مرکزیت آن نبود، هیچ شخص و جریان دیگری نمیتوانست ملت را شهر به شهر به خروش و قیام وادارد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به محوریت علمای دینی شجاع و سیاستشناس در اغلب حوادث تاریخی و اجتماعیِ ۱۵۰ سال اخیر ایران از جمله قضیه تنباکو، نهضت مشروطه، حادثه گوهرشاد، قیام ۳۰ تیر و قیام ۱۵ خرداد گفتند: عناصر با نفوذ ممکن است شماری از مردم را به حرکت درآورند اما به موج درآوردن اقیانوس عظیم ملت در مقابل استعمار و استکبار و دنبالههای آنها، فقط کار عالِم و مرجع دینی است و از همین جا میتوان راز دشمنی عمیق مستکبران را با دین، علمای دینی، علمای سیاسی، فقه سیاسی و اسلام سیاسی درک کرد.
ایشان با اشاره به کسانی که شعار «مرگ بر امریکا» را علت خصومت همیشگی استکبار با جمهوری اسلامی میدانند، افزودند: امریکا از بُن دندان با نظام اسلامی دشمن است زیرا این نظام را برخاسته از دین و مظهر اعتقادات دینی ملت میداند.
حضرت آیتالله خامنهای، غیرت دینی را از دیگر عوامل قیام ۱۹ دی برشمردند و گفتند: برخی تلاش و تبلیغ میکنند که غیرت دینی را «بیمنطقی و خشونت» بنامند اما حقیقت این است که غیرت دینی همراه با عقلانیت و برخاسته از بصیرت است و بصیرت نیز شعبه و مظهری از عقلانیت است ضمن اینکه در عمل نیز در اغلب موارد، غیرت دینی با عقلانیت همراه بوده است.
ایشان امام خمینی(رض) را مظهر کامل غیرت دینیِ همراه با عقلانیت و خردمندی دانستند و افزودند: شاگرد شایسته امام، آیتالله مصباح نیز، هم در غیرت دینی در اوج بود و هم در عقلانیت یک فیلسوف به معنی واقعی کلمه بود.
رهبر انقلاب تصمیم رژیم طاغوت برای چاپ مقاله موهن درباره امام در یکی از روزنامهها را تصمیمی براساس محاسبه و نقشه خواندند و گفتند: طاغوت با درک نفوذ روزافزون امام در مردم، میخواست جایگاهِ انگیزهبخش و انرژیبخش ایشان را تنزّل دهد و مرکزیت نهضت را از بین ببرد و اگر مشت محکم مردم قم در ۱۹ دی ۵۶ به سینه طاغوت نمیخورد، این حرکت را در شکلهای مختلف ادامه میداد.
رهبر انقلاب با اشاره به پشتگرمی طاغوت به حمایت واشنگتن و سخنان کارتر رئیسجمهورِ وقتِ آمریکا در ۱۰ دی ۵۶ در تهران افزودند: کارتر براساس محاسبات غلط امریکاییها که همچنان ادامه دارد، ایرانِ پهلوی را «جزیره ثبات» نامید اما قیام مردم قم و سلسله قیامهای بعد از آن، بهگونهای نقشه محاسباتی رژیم و امریکا را بر هم زد که کارتر مجبور شد سال ۵۷، ژنرالی بهنام هایزر را به ایران بفرستد تا با کشتار، کودتا یا هر روش دیگر، نهضت اسلامی ملت ایران را سرکوب کند که به فضل الهی ناکام ماند.
حضرت آیتالله خامنهای به شهادت رساندن سردار سلیمانی را نمونه دیگری از استمرار محاسبات غلط امریکاییها دانستند و افزودند: تروریستها میخواستند حاج قاسم را بهعنوان نماد حرکت عظیمی که نمایندهاش بود از بین ببرند اما حرکت عظیم و ابراز ارادت و محبت عمومی ملت ایران و مردم کشورهای دیگر در دومین سالگرد شهادت سردار، به عنوان یک حرکت عظیم ناشی از دست قدرت خداوند، نشان داد که دستگاه محاسباتی امریکاییها حقاً و انصافاً معیوب و خراب است.
رهبر انقلاب با اشاره به گذشت ۴۳ سال از روزهای پر شکوه پیروزی انقلاب و برپایی نظام مردمسالاری دینی، وظیفه یک ملتِ زنده را عبرت گرفتن از گذشته، شناخت وظایف کنونی، و تعیین چشمانداز و گامهای استوار برای حرکت پر قدرت به سمت آن چشم انداز دانستند و افزودند: این وظیفهدانی و آیندهشناسی موجب کامیابی و پیروزی نهایی یعنی حیات طیبه ملت ایران و تأمین دین، دنیا و رفاه روحی و جسمی برای ملت میشود.
ایشان با ابراز خرسندی از گسترش فکر و عمل جوانان مؤمن و حزباللهی در سراسر کشور، گفتند: برخی اظهار نظرها و گزارشها گویای حقیقت ملت نیست و باطن و احساسات واقعی مردم را باید در مسائلی همچون تشییع شهید سلیمانی درک کرد.
حضرت آیتالله خامنهای در ادامه چند تذکر مهم خطاب به مردم و مسئولان برای حفظ نشاط و حرکت رو به پیشرفت انقلاب اسلامی بیان کردند.
ایشان «غیرت دینی» را عامل نجات کشور در بزنگاههای مختلف و تبدیل کردن تهدیدها به فرصت خواندند و افزودند: غیرت دینی را حفظ کنید زیرا این غیرت دینی مردم بود که کشور را در دفاع مقدس -یعنی آن جنگ بینالمللی که آمریکا، شوروی، ناتو و ارتجاعِ آن روز برای به زانو درآوردن انقلاب به راه انداخته بودند- پیروز کرد.
رهبر انقلاب، تشییع تاریخی شهید سلیمانی را نمونه دیگری از فورانِ غیرتِ فرصتساز مردم دانستند و گفتند: در آن مراسم، ملت ایران بار دیگر وحدت و هویت دینی و انقلابی خود را عیان کرد و اگر آن پیکر مقدس به سوریه، لبنان و پاکستان نیز میرفت، همانند ایران و عراق مورد استقبال عظیم ملتهای مسلمان قرار میگرفت.
ایشان ۹ دی ۸۸ را مصداق دیگری از تجلّی غیرت دینی مردم خواندند و خاطرنشان کردند: در آن حادثه نیز غیرت دینی مردم آثار سوء تهدیدها را از بین برد و آنها را به فرصت تبدیل کرد، بنابراین باید گویندگان، نویسندگان و صاحبان نفوذ تلاش کنند تا غیرت دینی مردم محفوظ بماند.
حضرت آیتالله خامنهای «حساسیتزدایی از اصول و مبانی انقلاب بهوسیله تبلیغات وسیع در فضای مجازی و رسانههای بیگانه و برجستهسازی سخنان افراد کممایه و پر ادعا» را از دیگر برنامههای دشمنان دانستند و گفتند: اصول انقلاب از جمله «شکلگیری حکومت و جامعه بر اساس هندسه دینی»، «استقلال» و«مبارزه با فساد و بیعدالتی» نباید تضعیف شوند.
ایشان در همین زمینه افزودند: «تسلیم نشدن در برابر دشمن مستکبر و زورگو» نیز جزو اصول انقلاب است و اینکه در مقطعی با دشمن مذاکره، صحبت و تعامل شود به معنای تسلیم شدن در مقابل آن نیست، همچنانکه تا کنون تسلیم نشده و از این پس نیز نخواهیم شد.
رهبر انقلاب، حساسیتزدایی از اصول انقلاب را بخشی از جنگ نرم وسیع و متنوع علیه ملت دانستند و با دعوت از اهل فکر و قلم و صاحبان فعالیتهای اجتماعی و مجازی برای مقابله با این نقشه، افزودند: این تصور که اصول انقلاب برای مردم و آینده سودمند نیست خلاف واقع و بیانصافی محض است.
ایشان با تأکید بر اینکه پایبندی به اصول انقلاب از مهمترین ابزارهای پیشرفت کشور است، خاطرنشان کردند: در طول این ۴۳ سال هر جا پیشرفت و حرکت کردهایم، محصول روحیه و مجاهدت افراد مؤمن و انقلابی بوده و هر جا کار زمین مانده، پای فرصتطلبی، فساد، اشرافیگری و نگاههای غیرانقلابی در میان است.
حضرت آیتالله خامنهای در تذکری دیگر، همگان را به «حفظ وحدت و انسجام ملی» فراخواندند و تأکید کردند: البته در خصوص بعضی که در مقابل انقلاب میایستند، انقلاب چارهای جز ایستادگی ندارد اما نباید «اختلاف نظر و سلیقه» به جبههگیری در مقابل یکدیگر، تضعیف امید و مخدوش شدن انسجام عمومی منجر شود.
ایشان با اشاره به تخصص برخی دشمنان انقلاب در سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» و تلاش آنها برای ایجاد اختلافهای مذهبی و درگیر کردن شیعه و سنّی، افزودند: نباید اجازه داد این مسائل در کشور اتفاق بیفتد و اوج بگیرد، همچنانکه قرنها است شیعه و سنّی در کشور در کنار یکدیگر و بدون درگیری و اختلاف زندگی کردهاند، بنابراین نباید برای اختلافها بهانهای بهوجود بیاید که خوشبختانه نیز بهوجود نیامده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: حالا یک کسی حرف غلطی میزند و یک نفر هم احساس تکلیف میکند اما این مسائل را نباید ادامه داد و همه باید انسجام عمومی را حفظ کنند.
ایشان، جمهوری اسلامی ایران را مظهر اسلام و حاکمیت امت اسلامی خواندند و با اشاره به اظهار علاقه و تعصب اهل سنت در کشورهای مختلف به جمهوری اسلامی، گفتند: مراسمهای عظیم تجلیل از شهید سلیمانی در کشورهای اسلامی نمونهای از این علاقه و تعصب و پشتیبانی امت اسلامی از جمهوری اسلامی از شرق آسیا تا غرب آفریقا است.
حضرت آیتالله خامنهای در توصیه بعدی با تأکید بر لزوم تقویت امید به آینده، گفتند: جوانِ امیدوار، بهتر کار و تلاش و تحقیق میکند البته تقویت امید فقط با حرفزدن نیست و مسئولان باید با کار و تلاش خود که امروز بحمدالله به آن مشغول هستند، دل جوانان را از امید لبریز کنند.
ایشان با اشاره به مکتوم ماندن موفقیتهای جمهوری اسلامی در عرصههای گوناگون، افزودند: با وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی بخصوص برای طبقات ضعیف و مشکلاتی همچون مشکلات بانکی و مالیاتی، جمهوری اسلامی دستاوردهای مهمی در بخشهای مختلف داشته که باید برای مردم و کسانی که فقط با بیان مشکلات از این موفقیتها غافل هستند، بیان شود.
حضرت آیتالله خامنهای با تحسین گرایش مردمی و محسوس دولت، تقویت و تکمیل این حرکت را ضروری خواندند و افزودند: باید به وعدهها نیز در موعِد خود عمل کرد و اگر به هر دلیلی اجرای وعده ممکن نشد، صریح و صادقانه برای مردم توضیح داد.
ایشان ایجاد سازوکاری برای استفاده از دیدگاهها و شیوههای پیشنهادی صاحبنظران، متخصصان و مردم و بررسی چگونگی استفاده از مشارکتهای مردمی را در اقدامات دولت لازم دانستند و به دولتمردان توصیه کردند از ظرفیتهای مردمی برای نظارت عمومی بر مسائلی نظیر فساد و ویژهخواری نیز استفاده کنند.
رهبر انقلاب در پایان سخنانشان تأکید کردند: مسئولان با همه وجود برای مردم کار کنند و با نیت خالص، کار و تلاشِ محسوسِ فعلی را گسترش دهند تا خداوند این تلاشها را هرچه بیشتر پُر برکت گرداند.
بکتاش آبتین در آغوش خاک آرام گرفت
پیکر بکتاش آبتین، شاعر و مستندساز زندانی در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد.
بکتاش آبتین در زندان دو بار به کرونا مبتلا شد و در هفتههای گذشته با وخیمشدن وضعیت سلامت او، به بیمارستانی در تهران منتقل شد و پزشکان به ناچار او را به خواب مصنوعی بردند. روز شنبه اما این شاعر 47 ساله در حالی که دوران محکومیت خود را سپری میکرد در بیمارستان جان باخت.
مرگ بکتاش آبتین (مهدی کاظمی) در پی ابتلا به کرونا در زندان، واکنشهای گستردهای را از سوی نهادهای صنفی، فعالان سیاسی و مدنی در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت.
در پی انتقادات درباره روند درمان این شاعر اما دادستانی تهران با انتشار اطلاعیهای درباره روند درمانی بکتاش آبتین توضیح داد. در بخشی از این اطلاعیه با اشاره به اینکه «مرحوم آبتین به جرم اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده بود» آمده است: «در فروردین ماه سال ۱۴۰۰ و در زمانی که مرحوم آبتین در حال گذران دوران محکومیت خود بود، به محض ادعا مبنی بر ابتلا به بیماری کرونا، دستورات پزشکی مقتضی خطاب به بازداشتگاه اوین صادر شده، اما نهایتا مشخص شده بود که مشارالیه در آن برهه زمانی به ویروس کووید۱۹ مبتلا نبوده است.»
در گزارش دادستانی تهران تاکید شده است، در مدت بستری این شاعر زندانی در هر دو بیمارستان، دادستانی تهران با اعزام پزشکان حاذق اداره کل پزشکی قانونی استان تهران بر بالین او، نسبت به نظارت بر روند درمان او و تضمین هرچه بیشتر خدمات دهی به بیمار در بیمارستانهای محل بستری اقدام کرده بوده است.
اینطور که ایسنا نوشته است «با اعلام خبر فوت مرحوم بکتاش آبتین، عکسی قدیمی از حضور وی در بیمارستان در شبکههای مجازی منتشر شده که بر پای او پابند زده شده، قابل ذکر آنکه این تصویر مربوط به خرداد ماه سال جاری است که وی جهت پیگیری معالجات به بیمارستان اعزام شده بود».
«و پای من که قلم شد نوشت برگردیم»، «مژهها، چشمهایم را بخیه کردهاند»، «شناسنامه خلوت»، «در میمون خودم پدربزرگم» و «پتک» (برگزیده جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران) کتابهای شعر بکتاش آبتین هستند.
خاموشی در تابستان 1401 قطعی است
تابستان۱۴۰۰ و حتی پیش از آن یعنی زمستان ۹۹ قطعی برق مشکلات زیادی برای مردم ایجاد کرد. رضا اردکانیان وزیر پیشین نیرو تیرماه ۱۴۰۰ گفته بود ناترازی تولید و مصرف برق در تابستان امسال ۱۲ هزار مگاوات است. کمیسیون اصل ۹۰، آبانماه در گزارشی ظرفیت عملی تولید برق در کشور در اوج پیک تابستان امسال را ۵۶ هزار مگاوات و مصرف در اوج پیک را ۶۶هزار و ۴۰۰ مگاوات بیان کرد، که مهر تاییدی بر صحبتهای وزیر نیرو بود. افزایش بیسابقه مصرف برق به دلیل رشد مصرف صنایع بزرگ به میزان ۱۵۰۰ مگاوات، استخراج رمز ارز با مصرف بیش از ۲ هزار مگاوات، افزایش بیسابقه دما، خشکسالی بیسابقه که باعث کاهش بارندگیها و خروج بیش از نیمی از نیروگاههای برق آبی از مدار تولید، از جمله عوامل بود که علت ناترازی تولید و مصرف برق عنوان شد. حالا کمتر از سه ماه مانده به پایان سال ۱۴۰۰ همایون حائری معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی از آغاز برنامهریزی برای پیک سال آینده خبر داده است: تا پیک سال آینده ۶ هزار مگاوات به ظرفیت تولید کشور اضافه میشود. با در نظر گرفتن ناترازی ۱۲ هزار مگاواتی تابستان سال گذشته، حتی با وجود اضافه شدن ۶ هزار مگاوات جدید به نظر میرسد داستان قطعی برق در تابستان ۱۴۰۱ هم قطعی باشد. اما برای نجات کشور از بحران برق چه باید کرد؟
خاموشیهای زمستان پارسال مردم را شوکه کرده بود. کمبود گاز و ممنوعیت استفاده از سوخت مازوت در نیروگاهها یکی از دلایل خاموشیهای پارسال عنوان شد. اما همان موقع هم کارشناسان در گفتوگو با «پیام ما» هشدار دادند که خاموشیها به تابستان میرسد زیرا نیروگاههای برق آبی به دلایل فنی و کمبود آب نمیتوانند به تولید ادامه دهند.
اردیبهشت امسال بود که اولین خبرهای قطعی برق منتشر شد. مصطفی رجبی مشهدی، سخنگوی صنعت برق به بارش کم باران اشاره کرد و گفت که وضعیت ذخایر برق آبیها مناسب نیست و تا حدود ۳۴ درصد میزان مخازن نسبت به سال ۹۹ کمتر است. طبق گفته رجبیمشهدی در اردیبهشت ۱۴۰۰ حدود ۳۰۰۰ مگاوات نسبت به سال ۹۹ کمبود برق وجود داشت.
رضا اردکانیان وزیر پیشین نیرو تیرماه ۱۴۰۰ اعلام کرد: ناترازی تولید و مصرف برق در تابستان ۱۴۰۰ به ۱۲ هزار مگاوات است. افزایش بیسابقه مصرف برق به دلیل رشد مصرف صنایع بزرگ به میزان ۱۵۰۰ مگاوات، استخراج رمز ارز با مصرف بیش از ۲ هزار مگاوات، افزایش بیسابقه دما، خشکسالی بیسابقه که باعث کاهش بارندگیها و خروج بیش از نیمی از نیروگاههای برق آبی از مدار تولید، از جمله عوامل بود که اردکانیان علت ناترازی تولید و مصرف برق عنوان کرد.
با پایان تابستان و خاموشیهای مکرر، به دنبال تبعات سنگین بر مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به موضوع ورود کرد. آبانماه فهرست عوامل دخیل در خاموشیهای سریالی نیمه اول سال منتشر شد. بنا به یافتههای گزارش کمیسیون اصل ۹۰، ظرفیت عملی تولید برق در کشور در اوج پیک تابستان امسال ۵۶هزار مگاوات و مصرف در اوج پیک ۶۶هزار و ۴۰۰ مگاوات بوده است.
کمیسیون اصل ۹۰ هم دلایلی همچون نداشتن اقدامات مناسب در تبدیل نیروگاههای گازی به سیکل ترکیبی، رشد سریع صنایع انرژیبر، پرداخت نکردن مطالبات نیروگاههای بخش خصوصی، ناهماهنگی در تامین سوخت نیروگاهها، استخراج رمزارزها، استفاده از دستگاههای پرمصرف وغیراستاندارد سرمایشی و لوازم خانگی را از دلایل خاموشیها تابستان ۱۴۰۰ اعلام کرد.
خاموشی تابستان آینده قطعی است
کمتر از ۳ ماه به پایان سال ۱۴۰۰ حالا همایون حائری معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی از آغاز برنامهریزی برای پیک سال آینده خبر داده است.
به گزارش ایسنا همایون حائری گفته که با توجه به تجربیات سالهای گذشته به نظر میرسد خطر تکرار خاموشیها در تابستان وجود خواهد داشت و فعالان بخش خصوصی نیز به این موضوع اذعان دارند. او از اضافه شدن حدود ۶ هزار مگاوات به ظرفیت تولید کشور تا زمان پیک سال آینده خبر داده است.
حائری با اشاره به جزئیات برنامهریزی برای پیک مصرف سال آینده، گفته است: بخشی از این برنامه بر عهده نیروگاههای حرارتی، بخشی به عهده صنایع و بخشی دیگر توسط تجدیدپذیرها خواهد بود و از اکنون برنامههای آن نیز تنظیم شده و در دست اجرا قرار گرفته است.
در حال حاضر ظرفیت مجموع نیروگاههای ایران به ۸۶ هزار و ۲۱۵ مگاوات رسیده که از این میزان ۶۹ هزار و ۶۲۲ مگاوات آن سهم نیروگاههای حرارتی است که از ابتدای سال تا نیمه آذرماه، ۹۵ درصد برق کشور توسط نیروگاههای حرارتی تولید شده؛ در این بازه زمانی سهم این واحدها در تامین برق مورد نیاز مشترکان ۲۵۷ میلیارد کیلووات ساعت بوده است.
بر اساس برآوردهای صورت گرفته تا پیک سال آینده در ۲۸۶ واحد نیروگاهی کشور طرحهای ارتقای توان تولید به ظرفیت ۱۱۱۳ مگاوات اجرایی میشود، علیاکبر محرابیان – وزیر نیرو نیز چندی پیش از افزایش ظرفیت تولید برق کشور به ۶ هزار مگاوات خبر داد و گفت: از این میزان ۴۵۰۰ مگاوات از طریق نیروگاههای حرارتی، گازی و بخار تامین شود.
او گفته برای تولید برق در کشور برنامه چهارسالهای پیشبینی شده که براساس این برنامه کسری موجود در تولید برق کشور جبران میشود. در این میان برای توسعه تجدیدپذیرها نیز برنامهریزی شده است؛ درحال حاضر ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر احداث شده در کشور یک درصد ظرفیت برق بوده و این در حالی است که براساس قانون برنامه ششم توسعه باید به سهم پنج درصد از سبد انرژی الکتریکی کشور ارتقاء مییافت. برنامههای دولت سیزدهم در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر برای احداث ۵۰۰ مگاوات تا پیک تابستان ۱۴۰۱ و احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر تا سال ۱۴۰۴ تدوین شده است.
با در نظر گرفتن ناترازی ۱۲ هزار مگاواتی تابستان سال گذشته، حتی با وجود اضافه شدن ۶ هزار مگاوات جدید به نظر میرسد داستان قطعی برق در تابستان ۱۴۰۱ هم قطعی باشد. اما برای نجات کشور از بحران برق چه باید کرد؟
راهکار نجات کشور از بحران برق چیست؟
کمیسیون اصل ۹۰ در گزارش خود ۱۵پیشنهاد کوتاهمدت و بلندمدت برای نجات کشور از بحران برق ارائه شده است. «اجرای کامل ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید با احداث و تکمیل سریع واحدهای بخار نیروگاههای سیکل ترکیبی و گازی، رفع موانع موجود بر سر راه سرمایهگذاری نیروگاههای خورشیدی توسط بخش خصوصی (در کشور ظرفیت انرژی خورشیدی حدود ۱۰۰هزار مگاوات و انرژی بادی ۶۰هزار مگاوات برآورد شده است)، بهبود بازده مصرف انرژی وسایل برقی خانگی ساخت داخل با هماهنگی وزارت صمت و سازمان ملی استاندارد ایران، بهبود رابطه مالی وزارت نیرو و بخش خصوصی، اصلاح ساختار حکمرانی انرژی در کشور به منظور سیاستگذاری چابک و منسجم و هماهنگ در حوزه انرژی، اصلاح نظام حکمرانی صنعت برق از طریق تاسیس نهاد مستقل تنظیمگر بخش برق در سریعترین زمان ممکن، تامین ارز مورد نیاز برای نیروگاههای در حال احداث و تعمیر برای تامین قطعات و تجهیزات نیروگاهی و تسریع در ترخیص واردات آن» از جمله برخی از این پیشنهادهاست.
برنامهریزی برای کاهش سالانه حدود ۵/ ۱درصد اتلاف انرژی در بخش تولید، توزیع و انتقال و فوق توزیع، تفویض اختیارات شورایعالی نظام فنی به وزیر نیرو و تشکیل کارگروه وزارتی رفع معضل قراردادهای متوقف با حضور نماینده نهاد صنفی مرتبط، افزایش مدت قراردادهای خرید تضمینی برق یا صدور مجوز صادرات یا اختصاص برق مازاد در دوران غیر پیک با رعایت مقررات به استخراج رمزارز به طوری که امکان بازپرداخت تسهیلات ارزی نیروگاههایی که با منابع صندوق توسعه ملی احداث شدهاند فراهم و بخشی از بدهی وزارت به آنان نیز مستهلک شود. همچنین، ساماندهی نحوه استخراج رمزارزها و زمانبندی تخصیص برق به آن با برنامهریزی دقیق به طوری که تا رفع کامل معضل ناترازی تولید و مصرف، صرفا در ایام غیر پیک از محل مازاد اختصاص یابد، از دیگر پیشنهادهاست.
همچنین در این گزارش تاکید شده است سازمان برنامه و بودجه مکلف شود در لایحه بودجه سنواتی، ردیف مشخصی را تحت عنوان «تعهدات دولت بابت مابهالتفاوت قیمتهای تمام شده و تکلیفی فروش برق» پیشبینی کند.
|پیام ما| آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان جان بیش از هزار پرنده مهاجر تالاب میقان را گرفته است. مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست میگوید کاهش آب میانکاله نگرانی از تکرار این حادثه را در این تالاب شمالی را بیشتر کرده است. او دیروز هم در نشستی خبری از آنفلوآنزای پرندگان سخن گفت و هم در جلسهای با مسئولان سازمان دامپزشکی. پیش از این در پاییز درباره شیوع این بیماری در تالاب، آب بندان و آبگیرهای مازندران هشدارهایی داده شده بود و حالا با کمآب شدن تالاب میانکاله، هشدارها جدیتر شده است. آنفلوآنزا اما تنها بیماری کشنده حیات وحش نیست، امسال ۱۰ کانون در هشت استان درگیر بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک بود و چهار روز پیش خبر رسید که این بیماری ویروسی بار دیگر در علفخواران طالقان شایع شده است.
بیماری در خشکی و تالاب حیات وحش را تهدید میکند. جلسه دیروز مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست با مسئولان سازمان دامپزشکی و نمایندگان دفاتر مرتبط با تالابهای کشور اما بیشتر به آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان اختصاص داشت؛ یکی از بیماریهای ویروسی خطرناک پرندگان که معمولا در فصل مهاجرت از طریق پرندگان مهاجر منتقل میشود. این ویروس میتواند بهسرعت منتشرشود و پرندگان، حیوانات و حتی انسانهای بسیاری را بیمار کند.
منتظمی در این جلسه گفت: «از ابتدای شیوع بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان در سال جاری تاکنون، شمار تلفات پرندگان مهاجر تالاب کویری میقان اراک به ۱۰۷۰ بال رسیده و بیشترین تلفات از گونه غاز خاکستری بوده است.» او به ضرورت نظارت و پایش بیشتر از تالاب میقان و لزوم کنترل بیماری آنفلوانزای فوق حاد پرندگان و جمعآوری تلفات با رعایت پروتکلهای بهداشتی تاکید کرد و شرحی از اقدامات انجام شده از سوی نماینده اداره کل حفاظت محیط زیست استان مرکزی برای پیشگیری و مهار بیماری داد: «جمعآوری بهموقع و امحای بهداشتی لاشه پرندگان در شرایط سخت محیطی و با وجود مشکلات و کمبود امکانات.» به گفته منتظمی پیگیری این اقدامات با توجه به شرایط فصل مهاجرت پرندگان و لزوم رصد و پایش تالابها، ضرورت استفاده از وسایل بهداشتی، حفاظت فردی و اقدامهایی که محیطبانان، نیروهای اجرایی و کارشناسان در شرایط سخت محیطی و در خط مقدم پیشگیری و مبارزه با بیماری باید انجام دهند، طی دستورالعملی به استان ابلاغ شده است. از سوی دیگر ممنوعیت ورود گردشگران به تالاب میقان برای مقابله با شیوع احتمالی بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان هم انجام شده است؛ مسئلهای که از قضا در ارتباط با طاعون نشخوارکنندگان کوچک چندان جدی گرفته نشد.
شهابالدین منتظمی در نشست خبری امروز که در ساختمان سازمان محیط زیست بهصورت برخط برگزار شد با اشاره به شیوع طاعون نشخوارکنندگان خاطرنشان کرد: هشت استان درگیر طاعون بودند. خوشبختانه با هماهنگی دامپزشکی و واکسیناسیون مناسب، تلفات ما با وجود گستردگی آن مدیریت شد. برای روزهای آینده نیز با قدرت و دقت واکسیناسیون انجام میشود. شیوع این بیماری اکثرا در مناطق حفاظت شده بود همچنین در برخی مناطق حیات وحش نیز پرندگان و دام از آب مشترک استفاده میکردند که این موضوع نیز برطرف شد.
اینطور که ایسنا و ایرنا نقل کردهاند، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش در نشست خبری صبح دیروز هم به سم بوتولیسم و مرگ پرندگان مهاجر در میانکاله اشاره کرد و گفت: «چندی است در میانکاله با تلفات سنگینی بین پرندگان شاهد هستیم. مرجع مقابله با این بیماری سازمان دامپزشکی است و در بررسی آنها این سم تایید شد. نشستهایی در زمینه ارزیابی موضوع داشتهایم و از این رو امسال نگرانی ما درباره شیوع بیماری میان پرندگان نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر هم شده است. موضوع کاهش آب میانکاله نگرانی ما از تکرار این حادثه تلخ را بیشتر میکند که امیدواریم بخشهای متولی تامین آب به این مسئله توجه ویژه داشته باشند.» اشاره او به تلفات سنگین پرندگان در سال 98 بود که به دلیل کاهش آب میانکاله، رخ داد و سم بوتولیسم هزاران پرنده مهاجر را کشت. منتظمی با اشاره به قاچاق پرندگان و بازار پرندهفروشی فریدونکنار ادامه داد: «ما جدی هستیم تا حوادث تلخ گذشته مانند قاچاق و جابجایی بیماری رقم نخورد و از طریق وزارت بهداشت و دامپزشکی پیگیر این موضوع هستیم. امیدواریم بتوانیم ساز و کار بهتری برای فریدونکنار داشته باشیم.»
او با اشاره به این موارد اضافه کرد: «مدیریت آنفلوانزای فوق حاد مستلزم همکاری سه دستگاه شامل سازمان دامپزشکی، وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست است. سختترین بخش این کار بر عهده ماست چرا که این گونهها تلف میشوند و جمعآوری آنها کار بسیار سختی است. لذا مجبور شدیم غذادهی دستی داشته باشیم تا از پراکندگی آنها جلوگیری کنیم.»
مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست گفت: امسال ۱۰ کانون در هشت استان درگیر بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک بود که برخی آنها در مناطق حفاظت شده بودند.
تلفات طاعون کمتر از پارسال بود
با وجود نگرانی از تلفات پرندگان مهاجر اما منتظمی گفت که تلفات امسال طاعون نشخوارکنندگان کوچک، کمتر از پارسال بوده است. «با وجود اینکه تعداد استانها و کانونهای درگیر این بیماری زیاد بود اما به علت گستردگی واکسیناسیون دامهای اهلی از سوی سازمان دامپزشکی شاهد تلفات زیادی در حیات وحش نبودیم و نسبت به سال قبل حتی کمتر بود که امیدواریم واکسیناسیون با قدرت ادامه یابد تا شاهد کاهش تلفات گونههای وحشی در طبیعت به علت ابتلا به بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک باشیم.» به گفته او مشکل اصلی دامهای اهلی سبک هستند که موجب شیوع این بیماری در میان حیات وحش میشوند، از طرف دیگر خشکسالی امسال سبب شد حیات وحش برای تامین آب موردنیاز خود به حاشیه مناطق تحت حفاظت بروند و استفاده از آبشخورهای مشترک با دام اهلی، به بیماری دامن زد.
نبود نگرانی در این ارتباط اما در حالی است که پنج روز پیش خبر آمد طاعون بار دیگر در طالقان شایع شده است. این بیماری اواخر تابستان در بعضی زیستگاههای حیات وحش مازندران به ویژه منطقه دلیر شایع شد و اوایل مهر به طالقان رسید.
به گفته مدیر کل حفاظت محیط زیست البرز در ماههای آبان و آذر تلفاتی مشاهده نشد و به نظر میرسید بیماری کنترل شده اما ۱۵ دیماه ( حدود ۲۰ روز از زمان شروع سرمستی کل و بز)، لاشه یک بز وحشی در منطقه مشاهده شد.
در انتظار حکم مراجع قضایی برای گردشگری آشوراده
در این نشست آنلاین همچنین علی بالی، معاون دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست درباره فعالیت منطقه گردشگری آشوراده گفت: «منتظر صدور حکم مراجع قضایی برای منطقه گردشگری آشوراده هستیم.» به گفته او «با توجه به اینکه پرونده گردشگری جزیره آشوراده در مراجع قضایی مفتوح است از این رو سازمان محیط زیست تا تعیین تکلیف فعلا اقدامی نمی کند» چرا که مکاتباتی با با معاون حقوقی ریاست جمهوری انجام شده، مدارک و مستندات ارائه شده و باید منتظر صدور رای ماند.
با وجود مخالفت جدی گروههای فعال محیط زیست از جمله مرکز حفاظت از فک خزری، سازمان حفاظت محیط زیست بر راهاندازی گردشگری در آشوراده تاکید دارد. چه آنکه بالی میگوید: «موضوع طبیعتگردی یکی از مواردی است که باید به آن توجه ویژه داشته باشیم و سیاست سازمان این است که موضوع طبیعت گردی را در جاهای مناسب توسعه دهد اگرچه موانع زیادی وجود دارد اما سیاست ما توسعه طبیعتگردی است چون یکی از روشهایی است که منافع آن میتواند به جوامع محلی برسد.» اجرای طرح گردشگری در آشوراده که تنها جزیره ایرانی خزر است همیشه مخالفان زیادی داشته است. اواخر دولت دهم بار دیگر تغییر کاربری آشوراده مطرح شد و با مخالفت دوباره مخالفان در اجرای آن با حکم دادستانی کل کشور طرح متوقف شد و همچنان نیز مسکوت مانده است. معاون دفتر زیستگاهها اما در نشست دیروز گفت که «در این فرآیند بر رعایت تمام ضوابط و اصول تاکید داریم». طبق طرحی که برای تبدیل جزیره به مرکز گردشگری در نظر گرفته شده، قرار بود که در جزیره ۲۳ پروژه گردشگری به اجرا درآید.
دستورالعمل شناسایی گونههای مهاجم نهایی شد
محمد مدادی، مدیر کل دفتر موزه و ذخایر ژنتیکی سازمان حفاظت محیط زیست هم با حضور در این نشست، خبری تازه درباره گونههای مهاجم داد. او گفت: « حدود ۱۲ دستگاه درگیر موضوع گونههای مهاجم هستند. با توجه به اهمیت موضوع با همکاری آنها دستورالعملی تدوین شد مبنی بر تشکیل کارگروهی برای شناسایی، بررسی و مدیریت گونههای مهاجم که بعد از چند بار بررسی نهایی شد.» به گفته او به زودی اولین جلسه این کارگروه برگزار میشود و تمام دستورالعملها و سیاستها در زمینه گونههای مهاجم مورد رصد قرار میگیرد.»
انتظار ناتمام برای گزارش مرگ «بوریس»
منتظمی در پایان درباره مرگ بوریس، شیر دریایی دلفیناریوم برج میلاد در باغ وحش صفادشت هم چنین گفت: «صفادشت از مراکزی است که ۶۰ فاکتور استاندارد دارد و مشکلی از نظر مدیریتی در این مرکز وجود ندارد. ما منتظر گزارشات مرگ شیر دریایی هستیم تا بتوانیم علت آن را به شکل دقیق اعلام کنیم.» اشاره او به این گزارش در حالی است که 28 آذر «پیام ما» از مرگ بوریس، آخرین بازمانده دلفیناریوم تهران خبر داده بود و منتظمی درباره پیگیری این ماجرا باز هم از «انتظار» برای ارسال گزارش از سوی باغ وحش گفته بود.
«با توجه به کاهش چشمگیر موارد ابتلا و فوتی، ستاد ملی مقابله با کرونا تصمیم گرفت که کلاسهای درس و امتحانات مدارس و دانشگاهها به شکل حضوری برگزار شود که باید دستگاههای مسئول اجرای آن را پیگیری کنند»؛ این سخنان را روز شنبه ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس ستاد ملی مقابله با کرونا مطرح کرد. اظهاراتی که نشانگر خوشبینی رئیس دولت به آینده مقابله با کرونا بود. یک روز بعد، یکشنبه، اما نقض این اظهارات از سوی دبیر کمیته علمی مقابله با کرونا مطرح شد. حمیدرضا جماعتی، دیروز در حاشیه جلسه این کمیته با بیان اینکه «با توجه به شیوع امیکرون در کشورهای جهان و در کشورهای اطراف ما از جمله در بحرین و کویت، به نظر میرسد که ما در چند هفته آینده شاهد پیکی از امیکرون باشیم»، گفت: «با توجه به اینکه امیکرون در کشورمان تقریبا دارد شیوع پیدا میکند و در دو تا سه هفته آینده به احتمال زیاد به پیک خودش میرسد، کمیته علمی در نظر گرفت که حتما بحث بازگشایی مدارس و دانشگاهها به تعویق بیفتد و این بازگشایی انجام نشود تا دو سه هفته آینده مشخص شود که در کجای کار هستیم. پیشبینیهای متخصصان اپیدمیولوژی و آمار و اعضای کمیته علمی این است که طی دو سه هفته آینده با پیک امیکرون در کشور مواجه خواهیم شد. بنابراین به نظر نمیرسد که بازگشایی مدارس و دانشگاهها کار معقولی باشد. باید احتیاطات لازم را داشته باشیم.»
او از آغاز روند افزایش ابتلا به امیکرون در ایران گفته و در بخش دیگری از اظهاراتش تاکید کرده که «طبق گزارشها بر اساس آزمایشهای انجام شده حدود ۵۰۰ بیمار را گزارش کردند که بر اساس آزمایشهایی است که در آزمایشگاههای ما است که تقریبا ۲۷ درصد از کل تستهایی که انجام شده در هفته گذشته، مربوط به امیکرون بوده است که نشان میدهد که در عرض یک هفته اینقدر افزایش یافته که میتواند در چند هفته دیگر به پیک خودش برسد.» دبیر کمیته علمی مقابله با کرونا متذکر شد: «بر همین اساس با توجه به بحث امیکرون که در کشور وجود دارد و در چند هفته آتی شاهد پیک جدیدی هستیم، توصیه اعضای کمیته به صورت مصوب این بود که حتما بر تزریق دز سوم تاکید شود و این اقدام صورت گیرد. با توجه به اینکه اکنون حدود ۹ میلیون نفر در کشور ما دز سوم را تزریق کردند، نیاز است که ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر دیگر وارد تزریق دز سوم شوند و حتما دز سوم را تزریق کنند.» او خطر شیوع بیماری بین اطفال را نیز گوشزد کرد: «دیگر این است که با توجه به اینکه حدود ۱۰ درصد جامعه ما در سن ۵ تا ۱۱ سال هستند، خود واکسیناسیون این افراد میتواند از ایجاد پیک و چرخش ویروس در جامعه جلوگیری کند. نکته دیگر هم این است که با توجه به اینکه بحث بازگشایی مدارس مطرح است، بنابراین انجام واکسیناسیون یکی از ضرورتهایی است که حتما باید انجام شود. باتوجه به اینکه اگر مدارس باز شده اما کودکان واکسینه نباشند، باتوجه به اوج امیکرونی که در سنین کودکان بیشتر دیده میشود، میتواند خودش یک بحث بسیار موثری را به وجود آورد که باعث به وجود آمدن بیماری در بین اطفال باشد.»
سیل هفته گذشته اگرچه خانههای بسیاری را به زیر آب برد و بسیاری را آواره کرد اما حالا خبر رسیده همان سیل جازموریان را کمی زنده کرده است. تالابی که سال گذشته را در خشکی گذراند، در روزهای اخیر توانسته کمی جان بگیرد و مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان هم گفته «در بارش روزهای اخیر افزون بر ۵۰ درصد تالاب جازموریان آبگیری شده. این در حالی است که ورودی تالاب هنوز در حال آبگیری است بنابراین عدد ۵۰ درصد طی روزهای بعدی تغییر میکند، ضمن اینکه احتمال بارش هنوز در این فصل وجود دارد». اما محلیها همچنان میگویند: «جازموریان خشک است.»
خشکی تالاب جازموریان برای کرمانیها و اهالی سیستان و بلوچستان که با این تالاب همسایهاند، تکراری است. آنها در حدود یک دهه است که جازموریان را خشکیده و تشنه دیدهاند و بارانهای مقطعی برایشان نوید روزگار خوش نیست. رضا عباسزاده که از ساکنان رودبار جنوب است از بارانهای اخیر فقط سیل را دیده و به «پیام ما» میگوید باران فقط 24 ساعت بارید و نتیجهای جز سیل نداشت. «هندوانه و گوجه و خیار محصول ماست. گندم هم در این منطقه زیاد کشت میشود. با وجود آبی که کشت هندوانه میبرد اما نمیتوانیم دست از کاشتنش برداریم. مجبوریم برای کسب درآمد بکاریم. سال قبل که محصولی نداشتیم و هزینه زمین هم در نیامد. در این مدت صادرات هم سخت شده.» آنها در زمینهای تشنه هندوانه میکارند و گندم محصول دومشان است و حالا برای عباسزاده سوال است که چطور در خبرها از حال خوش جازموریان و بیش از 50 درصد آبگیری تالاب گفتهاند، در حالی که آنها نشانی از آب نمیبینند. «در سالهای قبل که بارش باران زیاد بود و از طرفی سد جیرفت را باز میکردند هم این میزان آبگیری اتفاق نمیافتاد اما الان میگویند 50 درصد آبگیری شده.» او روستاهای مختلفی را دیده که در این سیل ساکنانش آواره شدهاند و در رودبار هم آب به خیابانها هجوم آورده اما خبری از پرآب شدن تالاب نبوده. «اگر هم آبی به بعضی از بخشها رسیده باشد صرفا زمین را خیس کرده و میتواند برای دامداران خوب باشد. علوفه در زمین زیاد میشود و همین هم بد نیست. البته برای گرد و غبار هم خوب است اما همه اینها مقطعی است. مثل سالهای قبل.» او از سال 98 میگوید و بارشهای گستردهای که حال بسیاری از زیستگاههای تالابی جنوب و جنوب شرق را خوب کرد اما باز هم برای کشاورزانی که آب مورد نیازشان را از چاه میگیرند فرق چندانی نداشت. «کشاورزان این منطقه با چاه کار میکنند. اینجا مثل چابهار نیست که از رود و سد استفاده کنیم. کشت پارسالمان روی زمین ماند. بار زدیم که از مقابل چشممان برود. همین.»
وضعیت در قلعه گنج هم همان است. آنها که در 20 کیلومتری جازموریان زندگی میکنند هم میگویند تالاب آبگیری نشده و با این بارشهای کم و مقطعی کاری از پیش نمیرود. مرتضی حسنی، کشاورزی است که از خشکسالیهای پی در پی میگوید و اینکه هر سال بار گندمش کمتر از قبل شده اما چارهای نبوده جز ماندن. «سدهای مختلفی اطراف تالاب ساختند. سد جیرفت هم که در تمام این سالها نگذاشت یک قطره آب به پاییندست برسد، چطور میگویند با بارانی چند روزه تالاب آبگیری شده؟» او میگوید خاک تالاب رسوبی است و سیل جاری شده به آن منطقه روان شده و در بعضی مناطق مانده اما این اتفاق طولانی مدت نخواهد بود. «مگر سال 98 بسیاری از تالابها به خاطر باران و سیل آبگیری نشدند؟ اما پارسال خشکسالی گسترده بود.» برای حسنی رفتن محلیها به شهر برای کارگری خاطره تلخ سالهای اخیر است؛ وضعیتی که هر سال بدتر از سال قبل شده.
بعضی از محلیها اما به بارشهای بعدی امیدوارند. عیسی باقری، از اهالی زهکلوت یکی از این افراد است که میگوید حالا که زمین خیس شده و کف تالاب رنگ آب را به خود دیده این امکان وجود دارد که آبگیری تالاب وسعت و حجم بیشتری بگیرد. «این آبها اما از رود هلیلرود نبود. بلکه آب رودهای فصلی است.»
کلیات احیای جازموریان تصویب شد
زمزمههای خشکی جازموریان در سال 93 شنیده شد. آن زمان هلیلرود که با وسعت قریب ۳۹۰ کیلومتر از ارتفاعات رابر، بحرآسمان، بافت، ساردوئیه و رمون سرچشمه میگرفت و پس از گذشت از شهرستانهای جنوبی استان کرمان به تالاب جازموریان سرازیر میشد، بر اثر سدسازیهای بیبرنامه بر روی سرچشمههای آبریز سد جیرفت و پس از آن بروز خشکسالی و حفر چاههای غیرمجاز خشکید. سال 94 معصومه ابتکار که آن زمان رئیس سازمان محیط زیست بود به کرمان سفر کرد و یکی از محورهای سفرش احیای تالاب جازموریان بود. روند احیای تالاب اما طولانی شد و به سرانجام نرسید. محسن صالحی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان در رابطه با نگرانی مردم از طولانی شدن زمان شروع عملیات احیای تالاب جازموریان در سال 95 به «پیام ما» گفته بود: «مشاور احیای تالاب جازموریان جهاد دانشگاهی است و بر اساس پژوهشهایی که می شود، اعتبار لازم برای احیای این تالاب مشخص می شود.»
آنچه درباره برنامه احیای جازموریان گفته میشد، برنامهای 5 تا 20 ساله است که مهرماه امسال مرجان شاکری، مدیرکل محیط زیست کرمان درباره آن گفت: «کلیات برنامه مدیریت جامع احیا تالاب جازموریان در شورای برنامهریزی استان مصوب شده است. این طرحها شامل تعیین میزان حقابه و طرح معیشت پایدار برای مردم منطقه جازموریان است که در کنار طرح اصلی مدیریت تالاب جازموریان چشمانداز خوبی برای تالاب دارند.»
طبیعت را به حال خودش رها کنید
در سالهای گذشته برنامه احیا تا حدودی شروع شد اما نتیجه چندانی نداشت و همچنان بارشهای گاه و بیگاه تا حدودی تالاب را زنده کرد. همین هم دلیلی است که فرود رفعتی، از فعالان کمپین احیای جازموریان در کرمان به «پیام ما» بگوید: «طرحهای احیا در سالهای اخیر بدون برنامهریزی و دقت بوده. پنج سال قبل از ما هم دعوت کردند تا به آنها بپیوندیم اما قبول نکردیم. حتی دفتر این ستاد هم در کرمان است، نه مناطق اطراف تالاب. افراد پشت میز نشین نمیتوانند شرایط تالاب را بهبود ببخشند. حتی درختکاریهای انجامگرفته اشتباه بوده و درختان بومی کاشته نشد و از سویی مالچپاشی هم انجام گرفت تا گرد و غبار را بخوابانند و در نتیجه با این اقدامات بدون برنامهریزی هر روز آسیب بیشتری را متوجه منطقه کردند.»
او به صحبتهای اخیر درباره آبگیری تالاب هم اشاره میکند و میگوید آبگیریهایی از این دست وضعیت را چندان بهبود نمیبخشند چرا که تالاب باید به صورت مداوم آبگیری شود و همیشه خیس باشد. «هنوز حقابه محیط زیستی تالاب جازموریان داده نمیشود و بستن شاخههای هلیلرود و سد زدن باعث وضعیت فعلی است.» رفعتی از سالهایی میگوید که آب رودخانه هلیلرود جاری بود و آنچنان حجمی داشت که کشاورزان و باغداران منطقه مجبور بودند اطراف رود زهکشی کنند و در طول سالیان گذشته با بستن سد بر روی رودخانه باعث شدن کشاورزان و باغدارانی که سالیان سال شغلشان همین بوده مجبور به حفر چاه شوند و بعد از آن شاهد حفر چاههای گسترده مجاز و غیرمجاز بودیم. «منبع اصلی تامین آب جازموریان هلیلرود است که بالای 200 میلیون مترمکعب از آب آن پشت سد جیرفت ذخیره شده و بر اثر تابش آفتاب فقط تبخیر میشود و بدون تولید هیچ برقی فقط باعث شده آب به جازموریان نرسد.»
او میگوید کرمان به آب آشامیدنی نیاز ندارد و وقتی در سال 95 در شورای آب تصویب کردند که لولههای انتقال آب، آب را از هلیلرود به کرمان ببرند بار دیگر ضربه سختی به منطقه زدند. «سد صفارود به عنوان مخزنی بود که آب را پمپاژ کند و بعد از طریق لوله و با گذر از بردسیر به آنجا برسد. این آب برای صنایع و گردشگری استفاده میشود و همین هم مشکلی بر مشکلات دیگر است.»
او در نهایت تاکید میکند که باید بگذارند روند طبیعی منطقه دوباره احیا شود. تالاب جازموریان فقط در صورتی احیا میشود که دست از دستکاری طبیعت بردارند،هیچ راه دیگری باقی نیست و برنامههای احیا به شکلی که در حال اجراست بینتیجه خواهد بود.
زرادخانه کیفری بورس را متوقف کنید
کارزاری با نام زرادخانه کیفری بورس را متوقف کنید در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #امنیت_سرمایه_گذاری پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس قوه قضائیه آمده است: « در طول یک سال و نیم گذشته سرمایه مردم بیش از هشتاد درصد ریزش کرده، ولی همچنان بیمهری و بدعهدی برخی مدیران بر زندگی و معیشت پنجاه میلیون سهامدار باقی است. جوانان این مملکت به رمزارزها روی آورده و سرمایه انسانی و ارزی در حال خروج از مملکت است ولی صدایی از مسئولان اقتصادی در حمایت از بازار سرمایه برنمیخیزد. ملتی به دعوت دولتمردان خود به این بازار آمدند ولی با بیمهری چنان به فریاد برآمده و بیقرار گشتهاند که دیگر تحمل ادامه وضعیت بسیار سخت گردیده است. اهالی بازار سرمایه چند وقتی است که به فرمایشات جنابعالی امید بسته و با دستوری که به دادستان کل کشور و رئیس سازمان بازرسی کل کشور صادر فرمودید به شدت امیدوار شدهاند.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «شفافسازی بازار سرمایه و قوانین حاکم بر آن» شوند.
این کارزار از۱۷ دی ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۵ نفر امضا شده است.
تاکید بر بازگشایی مدارس و دانشگاهها
شیوع امیکرون در ایران چند وقتی است شدت یافته و برخی پزشکان در صفحات شخصی خود در شبکههای اجتماعی از لزوم در نظرگیری پروتکلهای بهداشتی برای مقابله با این ویروس مینویسند. در دولت و وزارت بهداشت اما اوضاع متفاوت است و تاکید آنان همچنان بازگشایی مدارس است. رئیس جمهوری دیروز و در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا با اشاره به اینکه تعطیلی مدارس و دانشگاهها و آموزش غیرحضوری اقتضای وضعیت زمان شدت یافتن شیوع کرونا بود، اما باعث افت تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان شد، اظهار کرد: «در وضعیت فعلی با توجه به کاهش چشمگیر موارد ابتلا و فوتی، ستاد ملی مقابله با کرونا تصمیم گرفت که کلاسهای درس و امتحانات مدارس و دانشگاهها به شکل حضوری برگزار شود که باید دستگاههای مسئول اجرای آن را پیگیری کنند.»
سید ابراهیم رئیسی صبح روز شنبه با قدردانی از تلاشهای همه دستاندرکاران بخش بهداشت و سلامت کشور گفت: «با وجود کاهش موارد بیماری و فوتی همه باید شیوهنامهها و اصول بهداشتی را به دقت رعایت کنند تا زنجیره سویه جدید بیماری کرونا نیز قطع شود.» رئیس دولت سیزدهم در بخش دیگری از اظهاراتش با بیان اینکه «کارکنان ادارات و دستگاههای دولتی باید بیش از دیگران در رعایت دستورالعملهای بهداشتی کوشا باشند»، گفت: «طبق گزارشهای ارائه شده در کشور هیچ کمبودی در زمینه واکسن، چه واکسنهای ساخت داخل و چه واکسنهای وارداتی وجود ندارد و از همه دعوت میکنم نسبت به تزریق دز سوم واکسن اقدام کنند تا به شکل موثرتری از سلامت جامعه صیانت کنیم.» رئیسی از اقدامات انجام شده برای کنترل تردد از مرزهای کشور تشکر کرد و اظهار کرد: «از همه مسئولان مربوطه و از جمله استانداران میخواهم که همچنان با حساسیت از تردد در مرزهای کشور مراقبت کنند و به ویژه ورود افراد را به طور دقیق کنترل کنند تا با ورود افراد مبتلا به کرونا دچار مشکل نشویم.» رئیس جمهوری ادامه داد: «تصمیم گیری درباره محدودیتهای وضع شده برای ورود اتباع برخی کشورهایی که سویه اُمیکرون در آنها فراگیر شده به ایران به وزارت کشور و قرارگاه مربوطه واگذار میشود تا حسب وضعیت نسبت به ادامه یا رفع این محدودیتها تصمیمگیریهای مقتضی انجام شود.»
رئیسی در بخش دیگری از اظهاراتش همچنین از بررسیهای علمی انجام شده درباره واکسیناسیون کودکان در برابر ویروس کرونا قدردانی و تصریح کرد: «گزارش خوبی ارائه شد اما با توجه به سوالات و مخالفتهایی که همچنان نسبت به این موضوع مطرح است، لازم است کار کارشناسی در این زمینه ادامه یابد.» رئیس جمهور با اشاره تصمیم ستاد ملی مقابله با کرونا برای بازگشایی مدارس و دانشگاهها با توجه به وضعیت فعلی شیوع بیماری کرونا خاطرنشان کرد: «با توجه به کاهش آمار ابتلا و فوتی با واکسیناسیون گسترده، ستاد ملی مقابله با کرونا به عنوان مرجع تصمیمگیری، بازگشایی مدارس و دانشگاهها را بلامانع دانسته است. هر زمان که وضعیت شیوع بیماری تغییری کند ستاد ملی مقابله با کرونا با حساسیت و دقت نسبت به وضعیت جدید تصمیمگیری و اقدام میکند.» رئیسی در بخش دیگری از اظهاراتش درباره اجرای قانون نسخهنویسی الکترونیکی اظهار کرد: «خوشبختانه امروز در قریب به ۹۵ درصد موارد و در برخی استانها تا ۱۰۰ درصد، این قانون با موفقیت اجرا میشود، اما برای برخی از مناطق کشور که با مشکلاتی در زمینه پایداری اینترنت مواجه هستند، این اجازه داده شده است که تا زمان تکمیل زیرساختها و رفع مشکل در دوره زمانی تعیین شده، برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای مردم و جلوگیری از ابتلای به کرونا نسخههای دستی موقتاً تا اول اردیبهشت ارائه شود.»
دیروز دومین سالروز انهدام هواپیمای مسافربری اوکراینی بر اثر اثابت دو موشک پدافند هوافضای سپاه بود.
مسئولان این واقعه را نتیجه «خطای انسانی» اعلام کردند اما هنوز رسیدگی به این خطا به نتیجه نرسیده است.
هر چند پرونده قضایی برای پیگیری این واقعه تشکیل شده ولی تا امروز فقط 2 جلسه دادگاه برگزار شده است.
جلساتی که نتیجه آنها شده بازگشت پرونده به بازپرسی برای رفع ایرادات متعدد آن بوده است. دیروز خانواده جانباختگان با حضور در «فرودگاه امام خمینی» خواستار دادخواهی شدند. آنان به روند برگزاری دادگاه اعتراض کردند.
آنان ظهر دیروز همچنین با حضور در محل انهدام هواپیمای اوکراینی مراسمی را برای یادبود جانباختگان برگزار کردند.
همزمان با این مراسم یک بالگرد با پرواز بر فراز محل سقوط هواپیما اقدام به گلباران این محل کرد که این اقدام با اعتراض و ناخرسندی شماری از خانوادههای جانباختگان همراه بود. خبرگزاری صداوسیما این اقدام را این تیتر پوشش داد: «گلباران محل سقوط هواپیمای اوکراینی». این تیتر انتقادها به صداوسیما را بیشتر کرد.
خانوادههای جانباختگان نیز در زمره منتقدان قرار داشتند. برخی از این خانوادهها به تقطیع اظهاراتشان توسط صداوسیما در گذشته اشاره کرده و از صداوسیما انتقاد کردند.
رویداد 24 در همین زمینه نوشته است: «البته پیش از این برخی خانوادههای قربانیان شلیک به هواپیمای اوکراینی از تقطیع سخنانشان در صداوسیما گلایه داشتند؛ از جمله پدر نسیم رحمانیفر که گفته بود: «صداوسیما همان اوایل با خانواده سعیدینیا از جانباختگان مصاحبه کرد و تمام سخنان آنها را تقطیع کرد و فقط آن بخشی که گفته بود «اگر بچه ما برای جنگ به جبهه رفته بود و توسط دشمن شهید میشد، بچهام را به اسلام تقدیم کردم» را منتشر کردند.
این پدر و مادر وقتی مصاحبه را دیدند سکته کردند و به بیمارستان رفتند. متاسفانه بهرهبرداریهای ناجوانمردانهای داشتند. در مصاحبه امسال صداوسیما، مادر یکی از جانباختگان درباره مرگ فرزندش میگوید «بعد از دو سال، ما چند سوال داریم. چرا آن روز پروازها لغو نشد؟ ما از ماجرا هیچ چیز نمیدانیم و کسی برای ما توضیح نداده که چه اتفاقی افتاده است.»»
در شرایطی که خانوادهها خواستار برگزاری دادگاه عادلانه در ایران و رسیدگی به آمران و عاملان انهدام هواپیمای اوکراینی بودند، خبرگزاری مهر به نقل از وزیر راه و شهرسازی به مساله غرامت اشاره کرد. رستم قاسمی به این خبرگزاری گفته است: «بخشی از دیه جانباختگان به وراث این سانحه پرداخت شده است.
در حال حاضر آمار دقیقی از میزان پرداختیها ندارم اما بخشی از آن پرداخت شده است.» پیش از این ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری نیز بر لزوم پرداخت غرامت تاکید کرده بود. این در حالی است که خانوادهها بارها خواسته خود را رسیدگی عادلانه مطرح کردهاند.
محسن اسدیلاری، پدر محمدحسین و زینب، از جانباختگان هواپیمای اوکراینی در همین زمینه گفته که آنچه خواسته خانوادههاست، رسیدگی عادلانه قضایی به اتهامات تمام مسئولان مربوطه است. هیچکس درخواست غرامت نکرده است که آقایان مدام به این مساله اشاره میکنند.
نوای تار یحیی در یتیمخانه جلفا
صدای تار یحیی میپیچد در دل و جان. از دل تاریخ بیرون آمده این نوا انگار. میآمیزد با نواهای کلیسایی. عرش به زمین میآید اینجا. خانه ایستاده تا بنوازد. محفل تار هوانس آبکاریان است. او که ما به نام یحیی میشناسیمش. تارش نشسته در دل این خانه که یتیمنواز بوده. ۶۴ سال گذشته. بانو «یغی سابت» مرده. او زنی خیرخواه بود که نمیخواست یتیمی بیپناه باشد. این خانه را در جلفای اصفهان خرید اما در خاطرش هم نمیگنجید روزی از راه میرسد که خانه ماوای آواز کلیسایی و ارامنه میشود. موزهای برای ماندگاری صداها؛ صداهایی که از دل تاریخ به ما رسیدهاند. در این موزه میشود به سازها دست زد. تعاملی میان ما و صدا. زویا خاچاطور، مدیر این موزه است. او برای ما از اینجا میگوید: از گنجینه موزه ارامنه جلفا، از راهاندازی بزرگترین پیانوی زمینی در این موزه.
از داستان پرورشگاه یتیمان برای ما بگویید. اینجا را چه کسی برای چه ساخته بود؟
بنایی که گنجینه موسیقی در آن شروع به فعالیت کرده را بانو یغی سابت آبراهامیان و فرزندانشان به یاد همسر و پدر محرومشان، آرام آبراهامیان که او نیز از خیرین معروف جلفایی بود، با مبلغ 500 هزار ریال برای نگهداری از کودکان بیسرپرست جلفا در سال 1958خریداری کرده بود. در این ساختمان بعدها از دختران بیسرپرست نیز نگهداری میشد. پیش از سال 1958 یتیمخانهای در دیر کاتارینه مقدس جلفای نو به همین نام فعالیت داشت که با مدیریت انجمن خیریه بانوان ارمنی اصفهان اداره میشد. خوشبختانه از سال 2004 به دلیل کمشدن کودکان بیسرپرست، این ساختمان بدون استفاده باقی مانده بود، بنابراین به پیشنهاد خلیفهگری ارامنه اصفهان این ساختمان به آموزشگاه موسیقی تغییر کاربری داده و همزمان با برگزاری کلاسهای آموزشی موسیقی، گروههای کُر «کمیتاس» و «داتو» ارمنیان جلفا در آن مکان به تمرین میپرداختند تا سال 2018 به تصمیم مجمع ارامنه اصفهان و شورای خلیفهگری کارگروهی برای تاسیس موزه موسیقی ارمنیان جلفا تشکیل شده و پس از حدود هجده ماه تلاش و در دوم فروردینماه 1400 گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو افتتاح شد.
دلیل انتخاب این بنا برای ساخت گنجینه موسیقی ارمنیان چه بود؟
با هدف احیای بناهای تاریخی شهر و بهبود مسیرهای گردشگری جلفای نو و همچنین به دلیل سابقه طولانی و فضای مناسب برای اجرای موسیقی در این ساختمان، این مکان به عنوان محل ساخت برگزیده شد.
با چه هدفی این موزه راهاندازی شد؟
با مطالعه تاریخ هنر موسیقی ایران میتوان دریافت ارمنیان نقش به سزایی در گسترش موسیقی مدرن و ورود موسیقی کلاسیک جهان به ایران داشتند. ارامنه به دلیل سفرهای بسیار و نگاه وسیع خود توانستهاند آنچه را که در عرصه موسیقی جهان درحال رخ دادن بود را به ایران آورده و با هممیهنانشان سهیم شوند. هنرمندان موسیقی ارمنی از بنیانگذاران و مشارکتکنندگان مهم موسیقی پاپ ایران نیز محسوب میشوند. این ستارگان موسیقی فارغ از زادگاهشان در سراسر ایران آثار بسیاری ماندگاری خلق کردند. ارامنه در کنار اجرا، تدریس، جمعآوری موسیقی فولکلور ایران، در شاخههای دیگر این هنر مانند ساختوسازهای ارزشمند و تربیت استادان موسیقی نقش بهسزایی داشته است و حفظ این افتخار و ارائه آن به همگان بهخصوص هموطنان ایرانی از اهداف اصلی این موزه بوده است.
این موزه چه زمانی راهاندازی شد؟ در این مدت چقدر از آن استقبال شده و بازدیدکنندگان چه واکنشهایی پس از دیدن آن داشتند؟
دوم فروردین 1400 گنجینه موسیقی جلفای نو فعالیت خود را به طور رسمی آغاز کرد. واکنش بازدیدکنندگان به موزه به دلیل نوآوری در معماری و سبک خاص و جدید طراحی داخلی آن همیشه مثبت بوده و یادآور موزههای خارج از کشور است. بهخصوص قابلیت «تعاملی» بودن موزه که به بازدیدکنندگان امکان آن را میدهد تا با اشیای موزه ارتباط برقرار کنند و از نزدیک، طرز کار آلات موسیقی بهویژه آلات موسیقی کلیسایی آشنا شوند.
آینده این موزه را در جلفا چطور میبینید؟
موسیقی بخش جداییناپذیر فرهنگ ارمنی و ایرانی بوده و هست، امید است که در آینده گنجینه موسیقی به یکی از بزرگترین مراکز گردشگری و پژوهشی اصفهان و ایران تبدیل شود و میزبان گروههای موسیقی، محققان و موسیقیدوستان باشد. گنجینه موسیقی ارمنیان در محلههای ارمنینشین جلفای اصفهان قرار دارد و کاملاً رنگ و بوی فرهنگ ارامنه را در خود دارد، همچنین با قرار گرفتن مسیر گردشگری جلفا یکی از مقاصد مورد علاقه گروههای گردشگری شهری است.
برنامه شما برای آینده موزه چیست؟
از همان افتتاح گنجینه موسیقی هدف بر این گذاشته شده به غیر از بخش موزه و نمایش آثار، گنجینه فعالیتهای متنوعی در کنار رسالت اصلی خود داشته باشد از جمله معرفی ایرانیان ارمنی در حوزه موسیقی، معرفی و اجرای گروههای کر جلفا (کمیتاس و داتو) برگزاری همایشها و نمایشگاههای هنری و غیره. در کنار برنامههای اجرایی گنجینه برنامههایی هم برای توسعه بنا و بخشهای موزه داریم که به مرور زمان با کم شدن بحران همهگیری بیماری کرونا ادامه خواهیم داد. از جمله این پروژههای در دست ساخت؛ راهاندازی بزرگترین پیانوی زمینی در حیاط موزه برای استفاده علاقهمندان و بازدیدکنندگان، راهاندازی مرکز فروشآلات موسیقی و صنایعدستی و محصولات فرهنگی، کارگاه مرمت سازهای قدیمی، مرکز پژوهش موسیقی است.
داستان هر یک از اشیای مهم موزه حتما شنیدنی است. یکی را برایمان بگویید.
تار یحیی مهمترین و ارزشمندترین شیء موزه ما محسوب میشود. هوانس آبکاریان، معروف به یحیی تارساز، در1876م در جلفای نو به دنیا آمد. او تارسازی را نزد پدرش آموخت. آبکاریان برای مشخص شدن اصالت سازهایش آنها را به نام خود مهمور میکرد. تخمین زده میشود که امروزه 150عدد از سازهای ساخت استاد یحیی باقی مانده که شماری از آنها زینتبخش موزههای ایران است. یحیی در1932م در جلفای نو درگذشت و در قبرستان ارمنیان، به خاک سپرده شد.
نکته جالب توجه ایکه در طول هفت، هشت ماهی که از آغاز فعالیت موزه میگذرد، بازدیدکنندگان ایرانی توجه خاصی به آلات و وسایل موسیقی که در زمان اجرای مراسم مذهبی در کلیسا استفاده میشوند دارند. لمس و به صدا در آوردن این سازها توسط بازدیدکننده هیجانانگیر و جالب است.
