بایگانی مطالب نشریه
خسارت سالانه ۳ هزار میلیارد تومان بابت ریزگردها و فرسایش خاک
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری گفت: سالانه حدود ۳ هزار میلیارد تومان خسارت ریزگردها و فرسایش عرصههای بیابانی و حرکت شنهای روان است.
مسعود منصور، به مناسبت هفته منابع طبیعی و آبخیزداری عنوان کرد: در کشور حدود ۱۴.۳ میلیون هکتار جنگل در کشور داریم. حدود ۸۴ میلیون هکتار مراتع ما را شکل میدهد. ۲.۳ میلیون هکتار بیشهزار و قریب به ۳۲ میلیون هکتار هم اراضی بیابانی هستند.
او افزود: جنگلهای ما در معرض حریق، آفات، قطع درخت و قاچاق چوب، تولید زغال و قطع درخت برای گسترش و توسعه اراضی و تصرفات است. در مراتع ما بیش از ۷۰ میلیون واحد دامی تعلیف میکنند که تقریبا دو برابر ظرفیت مجاز استفاده از آنهاست. نزدیک به ۲۷ میلیون هکتار از اراضی ما در پهنه سیلخیزی قرار دارد. در بیست سال اخیر قریب به ۳۵۰۰ سیلاب داشتیم که متوسط خسارت هر سیلاب بیش از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است. ۵۰ تا ۶۰ درصد قناتهای کشور درمعرض کم آبی و خشک شدن هستند.
منصور ادامه داد: ۵۰ درصد دشتهای ما در معرض فرونشست است و ۱۵.۴ درصد میزان فرسایش آبی ماست.
پروندههای تشکیل شده علیه ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی تنها اختلاف باقی مانده میان جمهوری اسلامی و 6 کشور عضو توافق هستهای موسوم به برجام است. اختلافی که با سفر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران تلاش شد حل و فصل شود. پیشتر بریتانیا و فرانسه تاکید کرده بودند که این مساله ارتباطی با برجام ندارد ولی ایران بسته شدن این پروندهها را خط قرمز خود اعلام کرده بود. خط قرمزی که از قرار معلوم و با توافق ایران و آژانس برای تبادل مدارک لازم به منظور بسته شدن این پروندهها تا خردادماه، رعایت شده و امیدها برای احیای برجام دو چندان شده است. همزمان نماینده ارشد روسیه در مذاکرات نیز پیش بینی کرده تا اواسط این هفته، شاهد اعلام توافق بر سر احیای برجام باشیم.
خبر شکست مذاکرات وین بر سر احیای توافق هستهای موسوم به برجام زمانی منتشر شد که رسانهها از بروز اختلاف میان ایران با آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان باخبر شدند. موضوع اختلاف 4 پرونده تشکیل شده علیه ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود. 4 پروندهای که میتوانست موجبات صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی را فراهم آورد. این پرونده مربوط به کشف ذرات اورانیوم از برخی مراکز نظامی ایران بود. ایران همواره این ادعاها را تکذیب کرده بود. مطالبه مذاکرهکنندگان ایران در وین، بسته شدن قطعی این پروندهها بود اما بریتانیا و فرانسه تاکید داشتند که نمیتوانند با مذاکرات برجام موجب بسته شدن این پروندهها شوند و ایران باید مشکلاتش با آژانس را حل و فصل کند. نتیجه این رایزنیها شد سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران. او شب سیزدهم اسفند ماه به تهران آمد و دیروز، چهاردهم اسفند با محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی و حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران دیدار و رایزنی کرد. مهمترین بخش این دیدار نشست خبری مشترک گروسی با اسلامی بود. نشستی که در جریان آن رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از حصول توافق میان ایران و آژانس برای تبادل مدارک تا خرداد ماه جهت حل و فصل پروندههای تشکیل شده علیه جمهوری اسلامی در آژانس خبرداد. پروندههایی که ایران تشکیل برخی از آنها را ناشی از جاسوسی کشورهای ثالث نظیر رژیم صهیونیستی میداند. بدین ترتیب میتوان گفت که آخرین مانع بر سر احیای برجام هم برداشته شده هرچند که باید منتظر بیانیه آژانس ماند اما با اتکا به گفتههای اسلامی و تاکید او بر اجرای فاز نخست توافق برجام، میتواند این توافق را احیا شده در نظر گرفت.
یکبار برای همیشه
اسلامی در جریان نشست خبری خود درباره جزئیات رایزنیهای صورت گرفته میان ایران و آژانس اظهارکرد: «با آقای گروسی مسائل باقیمانده در سفرهای گذشته و سفر همکاران ما به وین مورد گفتوگو قرار گرفته بود، را مرور کردیم و به یک جمعبندی رسیدیم که مدارکی که باید بین سازمان انرژی اتمی و آژانس مبادله شد، حداکثر تا خرداد انجام دهیم و برای روز باز اجرا که جزو مفروضات مذاکرات وین است، اینها حل و فصل شود و همانگونه که در توافق برجام مورد تصمیم گیری قرار گرفته بود، مجدد مورد تصمیمگیری و بسته شدن قرار بگیرد. تاکید ما و آژانس و آقای گروسی این است که این مسائل باید در روال طبیعی و در چارچوب مقرراتی خودش انجام شود و هیچ نفوذ سیاسی و لابیگری و دخالتی که بتواند در تصمیمات آژانس برای رفتار و تعاملش با ایران تاثیر بگذارد، نباید راه پیدا کند و در یک مسیر کاملا حرفهای و رفتاری در چارچوب ضوابط آژانس این مسائل را دنبال کنیم.» رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه یک سال است در حال توضیح به ادعاهای مطرح شده هستیم، این بار قرار است چه اتفاقی بیفتد که تضمینی باشد و این موضوع حل شود؟ بیان کرد: «فلسفه وجودی برجام و مذاکراتی که انجام شد صرفا برای دفع و رفع این اتهامات از سر کشور بود. ایجاد یک برنامه توطئه آمیزی که توسط صهیونیستها مدیریت و هدایت می شود، متاسفانه انتها نداشته و دلیل شکلگیری برجام هم عبور از همین موانع ادعایی بوده است که در سال ۲۰۱۵ بسته شده است؛ ولی باز مجددا شیطنت ها ادامه یافته و در این مقطع که مذاکرات در وین در حال انجام است و در مراحل پایانی قرار گرفته، به همین دلیل روشن و واضح، این یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران است که این موارد ادعایی باید برای همیشه بسته شود و بیش از این مزاحمت سر راه ملت ایران و کشور ایجاد نکند. براساس توافقی که بین ما و آژانس حاصل شده و مذاکراتی که در طی هفتههای گذشته بین ما و گروسی انجام شد و امروز در بیانیهای این توافق را اعلام میکنیم، گامهایی است که در تعامل با یکدیگر و به صورت مساعدت متقابل و ارائه مدارک و مستنداتی که این ابهام را از سر کشور برطرف کند و به سمت بسته شدن ببرد.» اسلامی تصریح کرد: «ما تا خرداد که یک فاز از فازهای توافق وین است، انشاالله این را انجام میدهیم و اگر کسی باز مزاحمتی سر راه ما ایجاد کند و بخواهد با تولید اطلاعات جعلی مانعی بر سر راه پیشرفت شود، اختیار داریم که از ابزار خود استفاده کنیم و اجازه ندهیم تجربه گذشته دوباره تکرار شود.»
شفافسازی مقابل شورای حکام
گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم در جریان نشست خبری مشترک خود با رئیس سازمان انرژی اتمی ایران درباره اختلافات باقی مانده گفته است: «چند موضوع خاص مانده که باید در مقابل شورای حکام شفافسازی میکردیم و مدتها این مسائل حل نشده بود و دو طرف تلاش کردند در رابطه با این مسائل شفافسازی کنندکه تا پیش از این در این خصوص موفقیتی نداشتیم. به همین خاطر تلاش کردیم رویکرد عملگرایانه ای را داشته باشیم. این امر از چند جهت مهم است امروز به دو مورد اشاره میکنم اول اینکه بر کسی پوشیده نیست در حالی که اینجا در حال مذاکره هستیم، مذاکرات مرتبطی با این مذاکرات درباره احتمال بازگشت ایران و بقیه کشورها به برجام وین در حال انجام است. این دو روند بسیار به هم وابسته و متصل هستند. در صورتی ایران و آژانس درباره مسائل پادمانی باقیمانده تفاهم نداشته باشند، تصور اینکه توافق جامع درباره برجام به نتیجه برسد، بسیار دشوار است.»
او تاکید کرد: «بسیار مهم است به درک متقابلی برای آینده همکاریهای فشرده برسیم که همراه با حرفهای گری باشد که متخصصان بتوانند درباره مسائل باقیمانده شفافسازی کنند. نکته دوم اینکه امیدوارم رو به جلو باشد و گذشته را در نظر نگیرد، انرژی هستهای قابلیت های فراوانی دارد که برای توسعه کشورها و از جمله ایران بسیار مهم است. با در نظر گرفتن تمامی وقایعی که در دنیا رخ میدهد مثل گرمایش زمین، تولید انرژی و … به این نتیجه میرسیم که تولید انرژی متناسب با شرایط فعلی محیط زیست که انرژی اتمی هم جزو آن است میتواند حائز اهمیت باشد. برای حرکت سریعتر به سمت آینده و پیشبرد همکاریهای ایران و آژانس متعهد هستم که بیش از گذشته به آینده و رو جلو حرکت کنیم که جامعه ایران از توسعه و رفاه و پیشرفت ناشی از انرژی هستهای بهرهمند شود.» گروسی در پاسخ به سوالی درباره انتشار گزارشهای محرمانه ایران به آژانس و بحث اصل محرمانگی اظهار کرد: «بارها این سوال را از خود پرسیدم. متاسفانه برخی اعضا به این پروتکل های محرمانگی احترام نمیگذارند و این باعث تاسف است. اعضای فراوانی را در آژانس داریم و شاید برخی از آنها قبل از اینکه گزارش بهصورت رسمی منتشر شود، محتوای گزارش را در اختیار دیگرانی که دسترسی به آن ندارند، قرار بگذارند.» مدیرکل آژانس درباره مکانیسمهای آژانس برای جلوگیری از تکرار این قبیل اقدامات بیان کرد: «بحثهای بسیاری در آژانس مطرح شده که چطور می امنیت اسناد را تقویت و قوانینی ایجاد کنیم و حتی پیشنهادی بود که وبسایت امنی ایجاد کنیم، ولی با وجود این اقدامات وقتی کسی بخواهد اطلاعات را برملا کند نمی توان کاری صورت داد.» گروسی درباره تهدیدات مستمر رژیم صهیونیستی علیه برنامه هسته ای ایران گفت: «تمرکز آژانس بر همکاری با ایران است و اگر در جامعه بینالمللی بنگرید مثالهای مشابهی مثل وضعیت ایران و اسرائیل است و این گونه مخاطرات اجتناب ناپذیر است، ولی آژانس همیشه با آرامش و حرفهای گری کار خود را انجام میدهد.» گروسی در پاسخ به این سوال که تا چه زمانی قرار است اسرائیل پرونده سازی علیه ایران مطرح کند و آژانس بررسی کند؟ خاطرنشان کرد: «دستورکار آژانس تحت تأثیر هیچ کشور و طرف ثالثی دیکته و رهبری نمیشود و وقتی برای مثال در مورد ایران اطلاعاتی به دست ما میرسد که منجر به سوال و شبهاتی میشود ما آنها را مستقیم با آژانس مطرح می کنیم و کار ما تحت تاثیر و دیکته و کنترل هیچ کشور ثالثی نیست. آنچه مهم بوده حفظ استقلال آژانس بوده و فشار همیشه از سوی دیگر کشورها و طرفها وجود دارد، ولی اینکه آیا ما تسلیم می شویم و یا اعتنا نمی کنیم و به حرکت خود ادامه می دهیم. به شما اطمینان میدهم آژانس همواره استقلال خودش را حفظ میکند و قضاوت آژانس همواره مستقل از نظرات کشورهای ثالث خواهد بود.»
ابهام در اجرای مصوبه ممنوعیت تردد کاربراتوریها
| پیام ما | سازمان حفاظت از محیط زیست یک هفته پیش اعلام کرد که تردد وسایل نقلیه کاربراتوری از ابتدای سال آینده با مصوبه هیات وزیران در هشت کلانشهر ممنوع است. ممنوعیتی که پیشتر رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت از محیط زیست از آن خبر داده بود. محمدمیرزاییقمی آذر امسال در یک گفتوگوی تلویزیونی تاکید کرده بود که براساس آییننامه جدید برای معاینه فنی برای سال ۱۴۰۱ نوشته شده که براساس آن تردد تاکسیها و موتورسیکلتهای کاربراتوری در سطح کلانشهرهایی که اولویت آلایندگی دارند، ممنوع است همچنین ورود خودروهای سواری و موتورسیکلتهای کاربراتوری به محدوده کاهش انتشار نیز ممنوع خواهد بود. او از پلیس راهور خواسته بود تا در این بخش اعمال قانون کند و به ویژه باید از تردد موتورهای کاربراتوری از سال ۱۴۰۱ جلوگیری کند. اما این ممنوعیت تا چه اندازه میتواند با تردد خودروها و متورسیکلتهای کاربراتوری مقابله کند و از آلودگی هوا بکاهد؟ پلیس راهنمایی و رانندگی معتقد است که اجرای این طرح در حال حاضر غیرمنطقی و بررسی نشده است.
هفته گذشته بود که سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرد که براساس مصوبه هیات وزیران و در راستای ماده ۸ قانون هوای پاک زین پس تردد تاکسی و موتورسیکلتهای کاربراتوری در ۸ کلانشهر: تهران، کرج، شیراز، مشهد، اراک، تبریز و اهواز ممنوع است. همچنین براساس این مصوبه تردد کلیه وسایل نقلیه کاربراتوری در نواحی کم انتشار LEZ«طرح کاهش آلودگی هوا» در این کلانشهرها نیز ممنوع اعلام شده است. آخرین بررسیها نشان میدهد که خودروهای کاربراتوری بیش از ۱۰ برابر خودروهای جدید است. معاون اسبق حملونقل و ترافیک شهرداری تهران اوایل دهه نود گفته بود: ۱۰۰ هزار دستگاه خودروی کاربراتوری فرسوده 5 تا 10 برابر یک دستگاه خودروی یورو 2 یعنی معادل 500 هزار دستگاه تا یک میلیون دستگاه خودروی یورو 2 آلودگی تولید میکنند. این آمار در حالی ارائه میشود که در شهری مانند قزوین عامل ۲۵ درصد از آلودگی هوا خودروهای کاربراتوری هستند. همچنین آخرین سیاهه انتشار آلودگی هوای تهران نشان میدهد که بخش عمده آلایندگی هوای تهران به منابع متحرک وابسته است که در اثر احتراق سوخت، دیاکسیدکربن و نیتروژن تولید میکنند. زهرا صدراعظمنوری، رئیس سابق کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران پیشتر گفته بود: در ایران همچنان خودروها با استاندارد یورو ۳ و یورو ۴ تولید میشوند، که قابل قبول نیست و باید یورو ۵ و یورو ۶ را رعایت کنند. ارتقا سطح استاندارد ساخت خودرو و سوخت، و موجب کاهش حجم آلایندهها میشود.
تمام این آمارها در سالهای اخیر توجیهی شد تا تردد خودروها و موتورسیکلتهای کاربراتوری در ۸ کلانشهر از ابتدای سال ۱۴۰۱ ممنوع شود. اما این تصمیم تا چه اندازه عملیاتی است؟
سردار سید کمال هادیانفر، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور، دیروز در گفتوگو با ایسنا این طرح را غیرمنطقی خوانده است. او با اشاره به نامهنگاریهای پلیس و دولت در این رابطه تاکید کرده است: ما در این مورد هم به دولت محترم و هم مشخصا به سازمان حفاظت محیط زیست نامه نوشتیم و گفتیم که باید ابعاد مختلف این طرح مشخص شود. این در راستای این است که دولت شرایط قانون هوای پاک را ایجاد کند.
او با بیان اینکه در حال حاضر ۱۲ میلیون دستگاه موتور سیکلت در کشور داریم که نزدیک به ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار دستگاه آن کاربراتوری است، اظهار میکند: همچنین ۸۵ درصد موتورسواران هم از موتور برای تامین معیشت خود استفاده میکنند و موتور عمده این افراد هم کاربراتوری است. خب اینکه میگویند از سال ۱۴۰۱ تردد نکند یعنی چه؟ این موضوع برای ما هم روشن نیست و دولت باید برای ما روشن کند که ممنوعیت تردد یعنی چه؟ یعنی موتورسیکلت را توقیف کنیم و اصطلاحا آن را بخوابانیم؟ آن را به پارکینگ ببریم؟ جریمه کنیم؟ دقیقا باید مشخص شود که چکار کنیم؟
هادیانفر با بیان اینکه این مصوبات و پیشنهاداتی که سازمان محیط زیست میدهد در این بخش بررسی شده نیست، میگوید: ۳۵ درصد سواریها در کشور در سن فرسودگی هستند که سرجمع آن با اتوبوسها عدد بالایی میشود. حدود ۶۰ درصد تاکسی ها هم دچار مشکلند و در سن فرسودگی قرار دارند. اینها هم کاربراتوری هستند. خب اینکه بگویند تردد نکنند یعنی چه؟ مگر در شرایط فعلی میشود؟ برای ما ابعاد و جزئیات این موضوع را مشخص نکردند.
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی با بیان اینکه طرحهای این چنینی میبایستی منطقی داشته باشند، تاکید کرد: اما باید طرحها منطقی باشند. عزیزانی که چنین طرحهایی را تصویب میکنند باید یک بررسی جامعتر و کاملتری انجام دهند. اگر بگویند پلیس اینها را بگیرد خب این یک آشوب اجتماعی میشود. ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار موتور و اکثر تاکسیها را بگیریم و توقیف کنیم؟
هادیانفر درباره اینکه آیا چیز بیشتری از جزئیات این طرح به پلیس ابلاغ شده یا خیر؟، اظهار میکند: چیز بیشتری به ما گفته نشده و معتقدم در حال حاضر چنین طرحی غیرمنطقی و بررسی نشده است.
شهرداری تهران نیز همانند پلیس اجرای این مصوبه را شدنی نمیداند. مجتبی شفیعی، معاون حملونقل و ترافیک شهرداری تهران با بیان اینکه اجرای این مصوبه نیازمند اراده پلیس است، تاکید میکند که بخش عمده وسایل نقلیه کاربراتوری هستند و اگر از قبل پیشبینی برای جایگزینی آنها صورت نگیرد، رانندگان معترض میشود. شفیعی معتقد است که این طرح در همه قسمتها به راحتی اجرای نمیشود: شاید در برخی از قسمتها و عناصر بشود این کار را اجرا کرد اما در برخی دیگر از قسمتها نه. در مجموع بعید است این مصوبه سال ۱۴۰۱ به نتیجه برسد.
گردوغبار؛ تیر ی بر پیکر نیمه جان زاگرس
رخداد روزهای اخیر در سطح زاگرس، تداوم بحران گذشته و هشداری برای زاگرس و زاگرسنشینان بود. شب با بارش باران تمام و صبح با بارش خاک از آسمان شروع شد؛ شبی که بهاری بود و صبحی که نمایی مشابه فیلمهای آخرالزمانی داشت. در این روزها وقوع پدیده گردوغبار، بخش وسیعی از زاگرس را در بر گرفت. در برخی مناطق همانند ایلام، شدت گردوغبار چنان بود که منجر به تعطیلی مدارس و ادارات شد و شرایطی همانند بحران کرونا را ایجاد کرد. این اتفاق در زمانی رخ داد که مناطق گرمسیر داخل و کشورهای همسایه در شرایط بهاری و مناطق سردسیر تر در وضعیتی زمستانی قرار دارند، حجم بالای گردوغبار در شرایط رطوبت خاک و پوشش گیاهی این فصل، هشداری برای بهار و تابستانی پر از ریزگرد است.
وقوع این پدیده در بخش وسیعی از زاگرس و تداوم آن میتواند منجر به پیامدهای گستردهای شود. این پیامدها بدون شک تنها در سطح زاگرس محدود نشده و میتواند سایر بخشهای کشور را تحت تاثیر قرار دهد. گردوغبار که باعث صدمه و خسارت همزمان به سلامت انسان و طبیعت میشود، در کنار اثرات مستقیم بهداشتی و اقتصادی بر زندگی ساکنان کشور و به طور خاص منطقه زاگرس، دارای اثرات غیرمستقیمی است که نباید از آن چشمپوشی کرد. تهدید حیات پوشش گیاهی زاگرس در اثر ریزگردها، قطعه اول دومینویی است که میتواند کل کشور را در بر گیرد. زوال در زاگرس که سالها است دامن جنگلهای غرب را گرفته است، دلایل متعددی دارد که یکی از این دلایل، گردوغبار است. با زوال پوشش گیاهی زاگرس، حفاظت از خاک و تامین آب کشور دچار شرایطی بحرانی خواهد شد. این شرایط بحرانی با تاثیر بر کشاورزی و معیشت مردم، تشدید شده و در نهایت منجر به بروز مسائل اجتماعی همچون بیکاری، فقر و مهاجرت خواهد شد. نتیجه این وضعیت، بر تمام کشور گذار است. وابستگی کشور به آب زاگرس، جمعیت ساکن در این منطقه، حفاظت از خاک در منطقهای که هم اکنون نیز شرایط فرسایش خاک بحرانی دارد، در کنار اهمیت ژئوپلتیکی زاگرس، شرایطی را فراهم آورده است که موکول کردن حل این بحران از امروز به فردا، دیر است. ریزگردها با دو منشا داخلی و خارجی، گاه و بیگاه، مهمان ناخوانده طبیعت و مردم زاگرس است، نیاز به اقداماتی دارد. در موضوع ریزگردهای داخلی، مهمترین اقدام حفاظت، احیا و توسعه پوشش گیاهی و پیروی از اصول توسعه پایدار است. پیروی از این اصول باعث میشود که طبیعت و پوشش گیاهی قربانی توسعه ناپایدار نشده و زمینه برای ایجاد کانونهای ریزگرد داخلی از بین برود. حل معضل ریزگردها با منشا خارجی، نیازمند اقدامات فراملی و سیاسی است. این نوع ریزگرد که از کشورهای همسایه یا حتی دورتر، وارد کشور میشود، محصول تغییر اقلیم و اقدامات توسعهای این کشورها است. لازم است که ضمن توجه به موضوعات تغییر اقلیم، از اهرم دیپلماسی، نهادهای محیط زیست و سیاسی بینالمللی، برای ممانعت از اقدامات بحران آفرین کشورهای همسایه در بروز ریزگرد، استفاده کرد. همانگونه که تغییر کاربری، از بین بردن پوشش گیاهی و دستکاری در چرخه هیدرولوژی داخلی، باعث ایجاد ریزگرد در درون مرزها میشود، این شرایط در کشورهای اطراف نیز میتواند منجر به ایجاد کانونهای ریزگرد در این کشورها شود که مقصد آنها، کشور ما است. تاثیرات منفی این ریزگردها با هر منشایی، نیاز به اقدام فوری دارد. بنابراین لازم است که همزمان در مقیاس ملی و بینالمللی، اقداماتی را برای کاهش و قطع این فاکتور مخرب انجام داد.
چالشهای محیط زیستی و بومشناختی خلیج فارس
نوسانات شدید شوری و دما در آبهای خلیج فارس زیستبومهای دریایی و ساحلی منحصربهفردی پدید آورده که به ایران و کشورهای همسایه برکتهای فراوان میرساند. با این حال، فعالیتهای انسانی، از جمله توسعه پُرشتاب سواحل، آلودگیهایی که از خشگی به دریا وارد میشوند، استخراج نفت و گاز، و کشتیرانی، بقای این زیستبومها را تهدید میکند. با توجه به سواحل طولانی، جمعیت بالای ساحلی و همچنین ماهیگیری و مشاغل مرتبط با گردشگری، که در سطح محلی اهمیت بهسزایی دارند، تخریب محیط زیست دریایی و ساحلی ایران عقوبتهای را برای کشور به همراه میآورد. با این وجود هنوز برای جلوگیری از تخریب بیشتر دیر نیست. این مقاله، پس از برشماری ویژگیهای حیرتانگیز این زیستبوم، به مرور این عقوبتها، با نگاهی به مطالعات انجامشده، میپردازد.
مقدمه جدید مولف
برای ترجمه فارسی متن
هدفم از نوشتن مقاله «چالشهای محیطزیستی و بومشناسی خلیج فارس» که در سال ۲۰۱۶ در مجلد ۴۹ شماره ششم از نشریه «Iranian Studies» به زبان انگلیسی به چاپ رسید ترغیب علاقهمندان به توجه بیشتر به محیط زیست خلیج فارس و تلاش برای معکوس کردن روند تخریب آن بود. در آن مقاله تلاش کردم از اصطلاحات تخصصی دوری کنم تا لُب کلام به شکل قابل فهمی در اختیار خواننده قرار گیرد.
این مقاله آشکارا ملزومات، دیدگاهها، و چشماندازهای متاثر از فضای اجتماعی-سیاسی زمان نگارشش را بازتاب میدهد. مواردی که اگر امروز مینگاشتم در آن بیشک تغییراتی میدادم.
طی چند سال گذشته، شرایط منطقه از نظر میزان دستاندازی انسان (با گسترش طرحهای انتقال آب از خلیج فارس، افزایش آبشیرینکنها) در کنار اعمال محدودیتهای روزافزون بر فعالان محیط زیست، نیاز به توجه به شرایط زیستی خلیج فارس را حتی مبرمتر کردهست. با وجود تمامی این شرایط، آیا هنوز میتوان به حفظ طبیعت به اراده انسان دلخوش کرد؟ در این مقاله، تلاش بر این بود تصویری از شرایط محیط زیستی خلیجی پیش رو بگذاریم که بر «فارس» بودنش اصرار داریم.
خلیج فارس مامن تنوع شگفتانگیز و منحصربهفردی از حیات است. آبهای خلیج فارس، که از تنگه کمعرضِ هرمز به دریای عمان و اقیانوس هند میپیوندد و بخشی از منطقه بزرگ اقیانوس هند و آرام به حساب میآید، شامل آبهای سواحل اقیانوس هند، مناطق غربی و مرکزی اقیانوس آرام، و دریاهای پیوسته به آنهاست. اما شرایط استثنایی محیط زیست خلیج فارس سبب شده اجتماعات بومشناختی نادری پدید آید.
بومشناختی (اکولوژی) خلیج فارس
عمق خلیج فارس به طور متوسط ۳۵ متر است که با نزدیک شدن به تنگه هرمز این عمق رفتهرفته زیاد شده و به ۱۱۰ متر (حداکثر عمق) میرسد. با این اوصاف خلیج فارس در مقایسه با سایر خلیجهای جهان، برای مثال خلیج مکزیک (با عمق متوسط ۱۶۵۰ متر) و خلیج عقبه (با عمق متوسط ۸۰۰ متر)، آبگیر بسیار کم عمقی به حساب میآید. آب شور از تنگه هرمز که تنها ۵۵ تا ۹۵ کیلومتر عرض دارد وارد خلیج فارس شده و در جهت خلاف عقربههای ساعت جاری میشود. این جریان نخست از کنار ساحل ایران عبور کرده و به سمت شمال غرب حرکت میکند تا به عراق میرسد. جریان آب سپس به سمت جنوب حرکت کرده و از کویت و عربستان سعودی میگذرد. از آنجا، جریان آب حرکتش را به سمت شرق ادامه داده تا بار دیگر از تنگه هرمز خارج و به دریای عمان وارد شود و نهایتاً به اقیانوس هند بپیوندد. با گردش آب در خلیج فارس، تبخیر بالا سبب افزایش غلظت آب شده و بنابر این به عمق فرو میرود تا از زیر آب ورودی از تنگه هرمز خارج شود. این سفر، که از آن به عنوان «میانگین مدت زمان اقامت» یاد میشود، بین ۳ تا ۵.۵ سال بهطول میانجامد.
موقعیت جغرافیایی خلیج فارس، توام با عمق کم و تبادل محدود آب، تغییرات گستردهای در دمای سطح آب دریا ایجاد کرده است. زمستانها دمای آن تا ۱۲ درجه سانتیگراد پایین میآید، در حالی که تابستانها این دما ممکن است به ۳۶ درجه سانتیگراد هم برسد. به علت آبوهوای منطقه میزان تبخیر آب خلیج فارس بالاست (۱.۴ تا ۵ متر در سال به طور متوسط). این میزان بیش از ۱۰ برابر حجم آب شیرین ورودی به خلیج فارسست. همین مسئله به شوری شدید آب کمک میکند، که ۴۰ تا ۵۰ جزء در هزار است. در خورهای کمعمق، تبخیر آب به بیش از ۲۰ متر در سال میرسد و میزان شوری ۷۰ جزء در هزار را در پهنههایی به وسعت صدها کیلومتر ایجاد میکند که در مقایسه با میانگین شوری آب اقیانوسهای جهان (۳۰ تا ۴۰ جزء در هزار) بسیار بالاست.
نوسانات زیاد دما و شوری شدید، حضور بسیاری از گونههایی که در آبهای کمعمق عرضهای جغرافیایی مشابه در منطقه اقیانوس هند و آرام یافت میشوند را محدود کرده است. در مقابل آن، گونههایی که با این شرایط ویژه و سخت سازگارند در مزیت قرار دارند. با این همه، خلیج فارس طیف وسیعی از حیات گیاهی و حیوانی را در خود جای داده است که برخی از گونههای آن مختص منطقه است. تا کنون ۶۸ گونه مرجان و ۸۳۴ گونه ماهی -از جمله ۳۱ گونه کوسه- در خلیج فارس شناسایی شده است. به علاوه سه گونه لاکپشت دریایی و چهارده پستاندار دریایی، شامل ۷ گونه دلفین و ۷ گونه نهنگ و یک گونه پورپویز یا گرازماهی در این آبها زیست میکنند. با ادامه بررسیهای پژوهشگران، تعداد گونههای شناسایی شده در حال افزایش است. پژوهشگران ایرانی به تازگی چهار گونه جدید کوسه را در خلیج فارس به ثبت رسانیدهاند و به مراتب بیش از آنچه تصور میشد در آبهای ایران گونههای مرجانی یافت شده است.
طیف وسیعی از زیستگاههای طبیعی در این آبهای نیلی یافت میشود. بسترهای گیاهان دریایی تا آبسنگهای مرجانی جنگلهای مانگرو مناطق جزر و مدی و تالابهای ساحلی زیستگاههای مناسبی برای زاد و ولد و زیست بسیاری از ماهیها، نرمتنان و پستانداران است. همچنین تعدادی از گونههای مهاجر مثل ماهی تن، لاکپشتهای دریایی، دلفینها و نهنگها و دستههای سیّار ماهیان در آبهای آزاد (آبهای دور از ساحل) زندگی میکنند.
جنگلهای حرا (مانگرو) در سواحلی که حد فاصل جزر و مد است یافت میشوند، از جمله مصب یا دهانه رودخانهها و خورها. این جنگلها در سواحل بحرین، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هم دیده میشوند اما ایران در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشترین مساحت این جنگلها را داراست.
«منطقه حفاظت شده حرا» با مساحت ۸۲۳۶ کیلومتر مربع بزرگترین جنگل مانگرو در خلیج فارس محسوب میشود. این منطقه در فاصله میان جزیره قشم و سواحل جنوبی استان هرمزگان واقع شده است. در سال ۱۹۷۵ منطقه حفاظت شده حرا به عنوان یکی از تالابهای مهم بینالمللی تحت کنوانسیون رامسر (برای حفاظت از تالابهای با ارزش جهانی) ثبت شد. هدف از این اقدام، یکی بهرسمیت شناختن ارزش فوقالعاده این تالاب در سطح جهانی بود، و دیگری به دلیل مساحت زیاد آن و نیز سازگاری خاصاش با آب و هوای گرم و آب بسیار شور. پس از آن در سال ۱۹۷۶ این منطقه به عنوان یکی از ذخایر زیستکره زمین توسط یونسکو به ثبت رسید. این منطقه زیستگاه مناسبی برای جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار پرنده از ۹ گونه متفاوت را فراهم میآورد که شامل گونههایی است که در مسیر مهاجرت از آن عبور کرده یا در آنجا زمستانها را سپری میکنند. همچنین زیستگاه مهمی برای میگوها، خرچنگها و بسیاری از ماهیهای شیلاتی نیز هست. از جمله گونههای نادری که در منطقه حرا یافت میشود، یکی از اعضای خانواده دلفینها و نهنگها، یعنی گرازماهی بیباله با نام علمی نئوفوکالنا فوکانئویدست.
گیاهان دریایی (تنها گیاهان گلداری که زیر آب زندگی میکنند) یکی دیگر از زیستگاههای مهم ساحلی خلیج فارس را ایجاد میکنند. این زیستگاهها عمدتاً در آبهای کم عمق (کمتر از ۱۰ متر) دیده شده و بیش از ۵۳۰ گونه گیاه و حیوان را در خود پناه میدهند. این نواحی محل رشد و نمو بسیاری از ماهیان صیادی و غیرصیادی در دوران پیش از بلوغ است و در کنار جنگلهای مانگرو نقشی اساسی در ادامه بقای ماهیگیری محلی دارند. گیاهان دریایی همچنین زیستگاه پراهمیتی برای پستانداران دریایی و لاکپشتهایند. فیل دریایی تقریبا منحصراً از گیاهان دریایی تغذیه میکند. جالب اینکه این پستاندار شگفتانگیز، که بعید نیست شکل بدنیاش تخیل ملوانان را برای ساختن افسانههای پری دریایی به راه انداخته، از نظر تکامل با فیل خاکی خویشاوندی بیشتری دارد تا سایر همخانوادههای دریاییاش یعنی دلفینها و نهنگها. بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار فیل دریایی در خلیج فارس زیست میکنند که این جمعیت مقام دوم را میان جمعیتهای این گونه در کره زمین کسب کرده است.
آبسنگهای مرجانی، اطراف ۱۶ جزیره و دو منطقه ساحلی (بوشهر و چابهار) پراکندهاند. ۶۸ گونه مرجان سخت و نرم را میتوان یافت که ۱۹ گونه از آنها از مرجانهای سختاند. این عدد نسبت به سایر نواحی منطقه هند و آرام تنوع کمی را نشان میدهد و فقط ۱۰ ٪ مرجانهای آن را در بر میگیرد. با این حال، با در نظر گرفتن شرایط سختِ خلیج فارس، این تنوع حقیقتاً چشمگیر است.
قابلیت تحمل شرایط حاد ویژگیهای شاخصی به مرجانهای خلیج فارس دادهست. مرجانهای سخت این منطقه میتوانند دما و شوری شدید را تحمل کنند و در شرایطی به بقای خود ادامه دهند که برای اکثر مرجانهای جهان، که حداکثر میتوانند شوری بین ۳۲ با ۴۲ جزء در هزار را تحمل کنند، مرگبار به حساب میآیند. در مقایسه با سایر مرجانهای جهان، مرجانهای خلیج فارس همچنین با بیشترین تغییرات دمای آب دستوپنچه نرم میکنند. در حالی که بیشتر آبسنگهای مرجانی حداکثر اختلاف حدود ۴ درجه بین کمترین و بیشترین دمای آب را تجربه میکنند، اجتماعات مرجانی خلیج فارس ممکن است در یک روز ۹ درجه تفاوت دما و در سال ۲۰ درجه دما را تحمل کنند.
این تحمل حرارتی بسیار بالا اخیراً توجه پژوهشگران جهانی را به خود جلب کرده، از آن جهت که امکان دارد آبسنگهای مرجانی خلیج فارس بتوانند پرده از تأثیرات محیط زیستی حاد بر روی جانوران دریایی برداشته و حتی راهکارهایی برای سازگاری با تغییر اقلیم در سطح جهانی ارائه دهند. در نتیجه تغییرات آبوهوایی، دمای سطح آب دریاهای کره زمین در حال افزایش است. این مسئله مرجانها را تحت فشار قرار داده و بقای آنها را تهدید میکند، خصوصاً در شرایطی که آبسنگها تحت فشار مضاعف از سوی فعالیتهای انسانی قرار دارند. پژوهشگران در حال بررسی ویژگیهای مرجانهای خلیج فارساند که به آنها قابلیت تحمل تغییرات دمایی را میدهد. آنها هچنین خطرات و فواید انتقال مرجان از خلیج فارس به مناطق هند و آرام را با هدف افزایش تحملپذیری در مقابل فشار و تاثیرات منفی تغییر اقلیم از پیوند زدن بررسی میکنند. این کار اهمیت جهانی مرجانهای خلیج فارس را به عنوان منابع بالقوه ژنتیکی برای افزایش تابآوری در برابر تغییرات آب و هوا نشان میدهد.
تهدیدهای محیط زیستی
محیط زیست خلیج فارس به عنوان یکی از مناطق جهان که بیشترین تاثیر را از فعالیتهای انسانی پذیرفته قلمداد میشود. بالاترین تراکم تاسیسات استخراج نفت و گاز و آبشیرینکنها در این منطقه مستقر است. همچنین، توسعه صنعتی پرشتاب، ساختوسازهای ساحلی، رفتوآمد بالای کشتیها، صید بیرویه و اَشکال ناپایدار دیگرِ استفاده از منابع، فشار بیاندازهای را بر محیط زیست این ناحیه تحمیل کرده است.
انواع گوناگون آلودگی، شامل آلودگی نفتی، ترافیک بالای دریایی، فاضلاب شهری و صنعتی تصفیهنشده، و انتقال گونههای غیربومی از نقاط دیگر این محیط را تهدید میکند. آنچه این تهدیدها را شدت میبخشد سرعت پایین جریان آب و ویژگی نیمهمحصور بودن این خلیج است که با محدود کردن تبادل آبی، شرایط ایدهآلی برای «دام آلودگی» – انباشت آلایندهها – پدید میآورد. از این رو زیستبومهای این منطقه به خاطر دوام طولانی مدت آلایندهها در آب به شدت در خطرند.
صنعت عظیم نفت و گاز خلیج فارس یکی از بزرگترین تهدیدات محیط زیست دریایی به شمار میآید. این خلیج با مساحتی در حدود ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع قریب به ۶۰درصد مخازن شناخته شده نفت و ۴۱.۹درصد مخازن گاز طبیعی جهان را درخود جای دادهست. بر اساس تخمینهای سال ۲۰۰۶، ۱۵.۹درصد از این میزان در ایران واقع شدهست. تعداد پرشماری از پالایشگاهها و کارخانههای پتروشیمی و فولاد در دریا یا نزدیک دریا قرار دارند. طی دهههای اخیر بخش اعظمی از نفت جهان از طریق تنگه هرمز جابهجا شده است. در نتیجه نشت پیدرپی نفت، سوراخی تانکرها و سایر منابع آلودگی نفتی تاثیر محسوسی بر محیط زیست منطقه گذاشته است.
هر ساله حدود ۲ میلیون بشکه نفت در روند شستوشوی مخازن کشتیها و تخلیه «آب تعادل» آلوده به نفت در خلیج فارس سرریز میشود. آبِ تعادل برای سنگین کردن کشتیهای باربر داخل منبع آن پمپاژ میشود تا ثبات کشتی در فقدان وزن بار یا کاهش وزن ناشی از مصرف سوخت حفظ شود. وقتی بارگیری یا سوختگیری انجام شود، این منبع به دریا تخلیه میشود. بسیاری از کشتیهای باری مخزن نفت را برای آب تعادل هم استفاده میکنند که نتیجه آن آلودگی نفتی در نقاطیست که این تخلیه انجام میگیرد.
جنگهای متعدْ آلودگی نفتی را در خلیج فارس تشدید کرده است. حملات متعدد به میدانهای نفتی توسط هر دو کشور در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۰-۱۳۵۷) منجر به نشت ۲ تا ۴ میلیون بشکه نفت در خلیج فارس شد. چند سال بعد، در زمانی که در اولین جنگ خلیج در سال ۱۳۷۰ عراق کویت را مورد حمله قرار داد، نیروهای عراقی در حین عقبنشینی میدانهای نفتی کویت را به آتش کشیده و یکی از بزرگترین رویدادهای تخریب محیط زیست را در خلیج فارس رقم زدند. آلودگی نفتی حاصلْ سبب کشته شدن بیش از ۳۰ هزار پرنده و آلودگی ۲۰ درصدِ جنگلهای مانگروی عربستان سعودی و ۵۰ درصدِ آبسنگهای مرجانی شد. صدها کیلومترمربع از بسترهای گیاهان دریایی نیز غرق در فرآوردههای پتروشیمی شد. نبردهای دومین جنگ خلیج در سال ۱۳۸۲ منجر به نشت ۶ تا ۸ میلیون بشکه نفت در خلیج فارس و دریای عرب (دریای عمان) شد.
علاوه بر آلودگی نفتی، آب تعادل کشتیها که در خلیج فارس تخلیه میشود خطر انتقال تعداد زیادی جانوران غیربومی را نیز بههمراه دارد، که میتواند صدمه زیادی به زیستبومهای محلی وارد کند. حجم آب تعادل هر کشتی تا ۱۰۰ هزارتن هم میرسد و قادر است هزاران یا میلیونها جانور میکروسکوپی از جمله جلبکها، باکتریها و تخم یا لارو ماهیان و نرمتنان را در خود جای دهد. نتایج یک پژوهش در جزیره خارک ایران نشان داده که کشتیها آبهای اقصی نقاط دنیا را در مخزن خود به این بندر آورده و در آنجا تخلیه میکنند که البته گونههای مهاجمی که از استرالیا، جنوب شرقی آسیا، و اروپا وارد میشوند بهویژه خطرناکند. دلیل آن حجم زیاد آب تعادل منتقل شده از این نواحی میباشد. تعداد زیاد گونههای بالقوه مهاجم در مبدا و شباهت شاخصههای محیط زیستی میان مبدأ و مقصد است که تحمل شرایط جدید را در جانورانی که در این آبها رها میشوند محتملتر میسازد و بنابراین میتوانند به تعداد کافی زنده بمانند تا رشد و تولید مثل کرده و جمعیت زیستایی (ماندنی) پدید آورند.
ساختوساز در سواحل و ایجاد بندرگاهها و جزایر مصنوعی خطر مضاعفی برای محیط زیست بههمراه دارد که تاثیرات آن از آلودگیهای نفتی هم بیشترست. بزرگترین جزایر مصنوعی جهان در کرانه جنوبی خلیج فارس قرار گرفتهاند و مسائل محیط زیستی متعددی خلق کردهاند. لاروبیهای متمرکز و «تبدیل بستر دریا به خشکی» برای ایجاد جزایر مصنوعی و بنادر بهصورت فیزیکی به آبسنگهای مرجانی و سایر زیستگاهها صدمه میزند. بالغ بر ۸ کیلومتر مربع از آبسنگهای مرجانی فقط بهخاطر ساخت «نخل جبلعلی» در دوبی از میان رفت. تقاضا برای ساختوسازهای لوکس بیشتر، مناطق وسیعتری را تهدید میکند. آنچه ذکر شد تهدید مضاعفیست بر تأثیرات منفی گسترش مناطق شهری و صنعتیِ ساحلی و توسعه بنادر.
در چندین کشور، از جمله امارات متحده عربی و ایران، آبسنگهای مرجانی، با هدف تعدیل میزان تخریب، از مکانهای در حالِ توسعه به مناطق دیگری در خلیج فارس منتقل شدهاند. در نبود پایشهای کافی، میزان موفقیت این پروژهها هنوز مشخص نشده است. اما بهطور کلی، جابهجایی مرجانها در سطح بینالمللی با میزان بالای مرگومیرها و سرعت پایین رشد آنها همراه بوده است. صرف نظر از میزان موفقیت، در بیشتر موارد نسبت مرجانهای جابهجا شده به آبسنگ اولیه از دست رفته ناچیز است.
خاکبرداری/لایروبی برای ساختوساز ساحلی و ایجاد خشکیهای جدید در دریا مناطق وسیعتری از نواحی مجاور را تحت تاثیر قرار میدهد. گلآلود شدن آب و رسوبات معلق که از این نقاط پخش میشوند، محیط زیست دور از ساحل را هم متأثر میکنند. رسوبات معلق جلوی نور خورشید را گرفته و باعث کاهش زایاییِ بسترهای گیاهان دریایی و آبسنگهای مرجانی که برای فتوسنتز به نور خورشید وابستهاند میشود. علاوه بر این، رسوبگذاری روی مرجانها سطحِ در دسترس برای رشد مرجانهای جدید را محدود میکند.
سرعت توسعه پرشتاب از توان کشورهای خلیج فارس برای گسترش و بهبود زیرساختِ عادی مدیریت پسماند پیشی گرفته است. هر ثانیه حدود هزار متر مکعب پسماند از شهرهای ساحلی و سایتهای صنعتی وارد خلیج فارس میشود. بهعلاوه، تقریباً نیمی از آبشیرینکنهای جهان در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهخصوص کشورهای عربی، واقع شدهست. پساب آبشیرینکنها، چه اول به رودخانه سرریز شود و چه مستقیماً وارد دریا شود، آلاینده شیمیایی از جمله کلر را وارد آب کرده و دما و شوری آب را بالا میبرد. آبهای خنککننده برای فعالیتهای صنعتی نیز به دریا رها میشوند و دمای آب را در مناطقی افزایش میدهند که گونهها در حال حاضر دمایی را در حداکثر سطح تحمل خود تجربه میکنند.
آبهای آلوده اغلب محیط مناسبی برای رشد بیرویه جلبکهای میکروسکپی فراهم میآورند. این رشد بیرویه و مضر جلبکها اکسیژن محلول در آب را کاهش میدهد و شرایط مرگباری را برای ماهیها پدید میآورد. بهعنوان نمونه، در چند دهه اخیر پدیده «کَشندِ سرخ» بهدفعات متوالی در خلیج فارس، از جمله آبهای ایران، ثبت شدهست. دلیل نامگذاری این پدیده، رنگ سرخ حاصل از آن است که تا چند کیلومتر از سطح دریای را میتواند بپوشاند. با وجود این که کشندهای سرخ برای انسان سمی نیستند، مرگو میر وسیع ماهیها را سبب میشوند که میتواند هزاران ماهی را قربانی کند و البته برای پستانداران دریایی نیز خطرناک است. این رخدادها همچنین فعالیت صنایع ساحلی و آبشیرینکنها را تحت تاثیر قرارداده و موجب زیان اقتصادی میشود.
تاثیر بر زیستگاههای طبیعی
تنش حاصل از فعالیتهای انسان در تخریب زیستبومهای ساحلی و دریایی، که بهطور طبیعی تحت فشارند، نقش دارد. علاوه بر «آلودگی از خشکیِ» ناشی از کشتیرانی و توسعه سواحل، صدمه حاصل از لنگر بهعلت ترافیک بالای کشتیها در خلیج فارس، آبسنگهای مرجانی را نابود میکند. قریب به ۷۰ درصد از مساحت مرجانی شناساییشده در خلیج فارس را میتوان ازدسترفته دانست، در حالی که ۲۷ درصد در خطرند یا در مقاطع بحرانیای از تخریب قرار دارند.
مرجانهای تحت فشار همچنین نسبت به بیماریها و سفیدشدگی آسیبپذیرترند. «بیماری نوار زرد» که سابقاً در جنوب خلیج فارس و دریای عمان گزارش شده بود، در سال ۲۰۰۰ در مرجانهای اعماق ۶ تا ۱۲ متری اطراف جزیره فارور در سطح متوسط (کمتر از ۵ درصد) مشاهده شد. این عفونت باکتریایی که علت نامگذاری آن خط زردیست که بر تاج مرجان بهجا میگذارد، بهنظر میرسد که در میان مرجانهای خلیج فارس در حال گسترش بوده و نمونهای از تاثیر آلودگی در منطقه است. وقتی مرجان از پیش تحت فشار آلودگی، صدمه بیرویه و غیره قرار دارد، باکتری به کلونیهای مرجانی حمله میکند.
مرجانهای خلیج فارس همچنین متأثر از سفیدشدگیاند، که یکی از دلایل اصلی نابودی مرجانها در سراسر جهان است. وقتی دمای آب بالاتر از حد معمول میرود، جلبکهای همزیست که در بافت مرجان زندگی میکنند و باعث ایجاد رنگ آن نیز میشوند، بدنه را ترک کرده و اسکلت سفید مرجان هویدا میشود. اگر جلبک در بازه زمانی کوتاهی دوباره جذب نشود مرجانها میمیرند. حتی افزایش یک درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین حداکثر دمای سالانه میتواند عامل سفیدشدگی شود. دورههای طولانی افزایش دما و فشار فراگیر فعالیتهای بشر، از جمله آلودگی، مرجانها را نسبت به سفیدشدگی حساستر میکند. سفیدشدگی مرجانها در سالهای ۱۹۹۵، ۱۹۹۶، ۱۹۹۸، ۲۰۱۲ در خلیج فارس مشاهده شده است. سفیدشدگیهای گسترده مرتبط با افزایش دمای آب دریا در سراسر کره زمین فراوانتر شدهاند و بهدلیل افزایش دمای سطحِ آب دریاها که مرتبط با تغییرات آب و هواییست، بیشتر و بیشتر مرجانها را تهدید میکند. آبسنگهای مرجانی خلیج فارس، علیرغم تحملپذیری بالایشان نسبت به نوسانات زیاد دما و شوری، همچنان نسبت به تغییرات این عوامل خارج از گستره طبیعیشان حساس هستند.
مانگروها که زیستگاه حیاتی بسیاری از گونههای در خطر هستند، نیاز به شرایط نسبتاً ثابت شوری دارند و سدها و کشاورزی در بالادست که سبب تغییرات در رودخانهها میشوند آنها را در معرض خطر قرار میدهند. همچنین آلودگی شهری و صنعتی، جنگلزدایی و چرای دام در تخریب منگروها نقش دارند .
همراه با ناپدید شدن این زیستگاههای حائز اهمیت، حیات شگفتانگیز گیاهی و جانوری خلیج فارس نیز از دست میرود. انقراضْ پدیده غیرقابل بازگشتی است که طی آن گونههایی که صدها میلیون سال با محیط سازگار شده و تکامل یافتهاند برای همیشه نابود میشوند. در حال حاضر اطلاعات کافی برای تخمین سرعت انقراض در خلیج فارس در دست نیست و با توجه به کمبود اطلاعات علمی در مورد تنوع گونهها در این منطقه، گونههای بسیاری پیش از آنکه بشر آنها را بشناسد در دام انقراض میافتند.
*پیامدهای تخریب محیط زیست برای ایران
عواقب تخریب محیط زیست خلیج فارس از ناپدید شدن تنوع زیستی بیهمتای آن فراتر میرود. تخریب پیوسته محیط زیست پیامدهای بارز اقتصادی و اجتماعی بههمراه خواهد داشت، که تنها چند دلیل آن از دست رفتنِ منابع محلی غذایی و درآمد، از جمله محصولات شیلاتی و گردشگری و از میان رفتن منابع طبیعی در مقابل مخاطرات ساحلیست. این اثرات نه تنها برای مردم محلی، بلکه در سطح ملی ایران و همچنین در کشورهای ساحلی همجوار ملموس خواهد بود.
با توجه به خط ساحلی طولانی که جمعیت زیادی را در خود جای داده، اهمیت ماهیگیری در اقتصاد محلی و علاقمندی به گسترش گردشگری ساحلی، ادامه تخریب محیط زیست در خلیج فارس بسیاری از منابع ایران را تهدید میکند. خط ساحلی کشور بیش از هزار و هشتصد کیلومتر در شمال خلیج فارس و دریای عمان کشیده شده و چهار استان جنوبی (خوزستان، بوشهر، هرمزگان، و سیستان و بلوچستان) در کنار دریا قرار دارند. همچنین جزایر ایرانی خلیج فارس روی هم رفته سواحلی بهطول تقریبی ۶۰۰ کیلومتر دارند. بیش از ۵.۵ میلیون نفر در استانهای ساحلی زندگی میکنند که ۷۰ درصد انها در فاصله کمتر از ۱۰۰ کیلومتر تا کرانه دریا ساکناند.
پس از نفت، محصولات شیلاتی دومین منبع طبیعی مهم در منطقه خلیج فارس و مهمترین منبع تجدیدپذیرست. ایران دارای بزرگترین ناوگان ماهیگیری و بیشترین حجم صید ماهی در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس است. با وجودی که سهم شیلات در تولید ناخالص ملی ایران نسبتا کم است، این بخش فرصتهای شغلی قابل توجهی را برای جوامع محلی ساحلی فراهم میکند. ماهیگیری و آبزیپروری رایجترین منبع امرار معاش در میان جمعیت سواحل ایران است. بیش از ده هزار شناور ماهیگیری سنتی در آبهای ایرانی خلیج فارس و دریای عمان فعالاند.
با این وجود، صید بیرویه همراه با توسعه ساحلی، نابودی زیستگاهها و رسوبگذاری که در مناطق مهم – از جمله بسترهای گیاهان دریایی، مانگروها و آبسنگهای مرجانی –گونههای سودآور شیلاتی را تخریب میکند و امرار معاش را به خطر میاندازد. در نتیجه، تداوم زوال محیط زیست پیامدهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی برای استانهای ساحلی ایران خواهد داشت.
ایران در سالهای اخیر در صنعت گردشگری بهعنوان یکی از شیوههای تنوع بخشی به اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت، جذب درآمد و ایجاد فرصتهایی برای رشد، سرمایهگذاری کردهست. بهطور کلی در ایران اکوتوریسم صنعتِ در حال رشدی است و جزایر خلیج فارس، شامل کیش و قشم، مقاصد گردشگری پرطرفداریاند؛ هم بهدلیل مانگرو و هم انواع غواصی و بازدید از آبسنگهای مرجانی. مردم محلی جزایر بیش از پیش از طریق کار در هتلها و سایر مشاغل مرتبط با گردشگری درآمد خود را کسب میکنند. اما گردشکری قادر به بقا در محیط زیستی آلوده و فرسوده نیست، چیزی که نگهداری از زیستبومهای سالم ساحلی و دریایی را، چه در سطح محلی و چه ملی، حیاتی میکند.
پیامد دیگر تخریب محیط زیست، نابودی کامل زیستبومهای دریایی و ساحلی خواهد بود که نقش مهمی به عنوان موانع طبیعی در مقابل مخاطرات ایفا کرده و از مردم و زیرساختهای عمرانی در مقابل بلایا و اثرات تغییر اقلیم حفاظت میکنند. پروژههای علمی زیادی از سراسر جهان نشان داده است که تخریب زیستگاهها باعث افزایش خطر بلایا میشود. زیستبومهای سالم ساحلی و دریایی مثل تالابها، جنگلهای مانگرو و آبسنگهای مرجانی میتوانند به عنوان مانعی در مقابل امواج شدید و آبگرفتگی حاصل از توفان عمل کرده و تأثیرات منفی رویدادهای آبوهوایی شدید را کاهش دهند. برای مثال، بعد از سونامی اقیانوس هند در سال ۲۰۰۴، مشاهده شد که جوامعی که در مجاورت مانگروها و جنگلهای ساحلی ساکن بودند به میزان چشمگیری کمتر از آنهایی که در مناطق مجاور زیستبومهای دستخورده توسط انسان زندگی میکردند از امواج سونامی صدمه دیدند.
در صورتی که این موانع طبیعی از بین روند، سرمایهگذاری بالایی برای جایگزین کردن نقش حفاظتی آنها نیاز خواهد بود. برای مثال آبسنگهای مرجانی قادرند تا ۹۷ درصد انرژی امواج را پراکنده کرده و از بین ببرند؛ انرژیای که در غیر این صورت باعث خیزش موج در ساحل و آبگرفتگی میشود. این میزان مساوی یا بیشتر از توان سازههای ساخت بشر مثل موج شکنها در تضعیف امواج است.
خلیج فارس تحت تأثیر بادهای شدید شمال غربیست که اصطلاحا به آن «باد شمال» میگویند. باد شمالی علیالخصوص در زمستان قوی و ناگهانی میوزد و خیزش شدید موج ایجاد میکند، حالتی که در آن سطح آب بالا آمده و میتواند موجب آبگرفتگی مناطق ساحلی و مواجه با باد شدید شود، آبگرفتگی در اثر بارانهای شدید نیز سواحل ایرانی خلیج فارس را تحت تاثیر قرار میدهد. آبگرفتگیهای مهلک در شهرهای ایرانی بندرعباس و بندرلنگه در سال ۱۹۹۳ و بوشهر در سال ۲۰۰۴ موجب مرگ دهها نفر و تخریب خانهها و تاسیسات زیرساختی بسیار شدند. احتمال زیان حاصل از مخاطرات ساحلی، با توجه به بالا آمدن سطح آب دریاها، که از اثرات قابل پیشبینی تغییرات آبوهواییست، در حال افزایش است. اما خطر بلایای اینچنینی را میتوان با حفاظت و احیای زیستبومهای حیاتی مثل آبسنگهای مرجانیِ مجاور ساحل و تالابها و پوشش گیاهیِ ساحلی، که سیلاب را جذب کرده و سرعت جریان آب را کم میکنند، کاهش داد. بهعلاوه، خلاف سازههای مهندسی شده، مثل سدها و موج شکنها، سرمایهگذاری در مدیریت و حفاظت زیستبومها فواید مضاعفی به همراه خواهد داشت، از جمله تأمین خوراک و منابع پایدار درآمد پیش، حین، و پس از بحران ناشی از بلایا. با این حساب، تدابیر زیستبومگرایانه برای کاهش خطر بلایا راهکارهایی بیپشیمانی انگاشته میشوند.
کنشگری محیط زیستی محلی و ملی
در حالی که بسیاری از ایرانیان احساسات پرشوری نسبت به نام خلیج فارس به عنوان نماد اقتدار و قدرت ایران در منطقه دارند، بسیار اندکاند کسانی که در مورد تخریب محیط زیستی همین آبراهه سخنی به میان آوردهاند. با وجود تخریب شدیدی که تاکنون رخ داده، هنوز هم برای معکوس کردن این روند و حفاظت و احیای این زیستبومها فرصت باقیست. نباید فراموش کنیم که تهدیدهای محیط زیستی نه مختص خلیج فارس است و نه ایران. در اصل، تکتک کشورهای جهان با مسائل محیط زیستی دست و پنجه نرم میکنند و ناچارند راه حلهایی برای چالشهای پیش رویشان بیابند. کشورهایی که بتوانند محیط زیست سالمی را حفظ کنند، مزیتهای اجتماعی و اقتصادیِ مضاعفی را نیز بدست خواهند آورد.
یکی از راههای تخمین سطح دانش علمی، بررسی تعداد مقالات علمی معتبر چاپ شده درباره آن موضوع است. از زمان انتشار اولین اثر در عصر حاضر توسط کینزمن و همکاران در ۱۹۶۴، که آبسنگهای مرجانی خلیج فارس را توصیف کرده، تنها در حدود ۲۷۰ اثر علمی درباره زیستبومهای مرجانی این منطقه به چاپ رسیده است. این رقم در مقایسه با تنوع گیاهی و جانور دریایی و پیچیدگی روابط این موجودات ناچیزست. همان طور که ذکر شد، دست کم ۶۸ گونه مرجان و ۸۳۴ گونه ماهی در خلیج فارس یافت شده است، که بسیاری از این ماهیها وابسته به مرجانها هستند. در مقایسه با تعدادِ کم مقالات، مشخصست که شکافهای زیادی در دانش ما از حیات وحش خلیج فارس وجود دارد.
با این همه نشانههای مثبتی از افزایش پژوهشهای بومشناختی علیالخصوص در ایران دیده میشود. تقریباً نیمی از مقالات ذکر شده در دو دهه اخیر منتشر شده است. پژوهشگران ایرانی نزدیک به ۴۰ نوشته به چاپ رسانیدهاند که ۹۰درصد آن از سال ۲۰۰۳ به بعد نگاشته شده است. این مسئله ایران را در مقام دوم از نظر تعداد مقالات در مورد سیستمهای آبسنگ مرجانی در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار داده است. بین سالهای ۱۳۷۶و ۱۳۸۸ ایران بالاترین سرعت رشد تولیدات علمی، بخصوص در حوزه زیستشناسی دریا و علوم محیط زیستی را از سر گذراند. بخشی از این فراوانی مدیون رشد طرحهای دانشگاهی در کشور است. میتوان امید داشت با برداشته شدن تحریمها، حداقل با افزایش منابع در دسترس و از میان رفتن موانع همکاری بینالمللی، بیش از پیش از پژوهشهای بومشناختی در ایران پشتیبانی شود.
کنش مفید دیگر در سطح ملی تلاش بیشتر برای هماهنگ کردن مدیریت با علم است. مؤلفان بسیاری به اهمیت گسترش مناطق حفاظت شده دریایی در خلیج فارس اشاره کردهاند. جهت حفاظت از مناطقِ برتر از نظر تنوع زیستی و فواید زیستبومها -برای انسان- اطلاعات علمی میبایست جمعآوری شده و به سیاستگذاران منتقل شود. بالا بردن اهمیت مساله خلیج فارس و یافتن راه حلهای مناسب برای چالشهای آن، مستلزم آن است که در کنار پژوهشهای بومشناختی بررسیهایی از نقطه نظرات متعدد انجام گرفته و متخصصان از رشتههای مختلف از جمله علوم اجتماعی و رفتاری پا به عرصه بگذارند. برای آن که چند نمونه از رشتههایی که تا بهحال پژوهشگران علاقمند به این منطقه کمتر توجهی به آن کردهاند میتوان از تاریخ اقتصاد و روانشناسی محیط زیست – و بسیار کمتر در خصوص محیط زیست دریا – نام برد. امید است که کارشناسان حوزههای مختلف نسبت به مسائل محیط زیست علاقه بیشتری نشان داده و با همکاری خود زمینه را برای شناخت گستردهتری از محیط زیست خلیج فارس فراهم آورند.
برای بهبود وضعیت خلیج فارس کنشگری محیط زیستی در همه سطوح مورد نیاز خواهدبود. از آنجا که جوامع ساحلی در خط مقدم تخریب محیطزیستی قرار دارند و ناچارند در مقابل آن اقدام کنند، افزایش آگاهی همسو با کنش علمی سرنوشتساز خواهد بود. هشیاریِ در حال شکوفایی محیط زیستی در ایران نشان داده که تنها رسیدن به این باور که میتوان طور دیگری رفتار کرد، میتواند شروع تحول باشد. در چند سال اخیر شاهد چندین نمونه موفق از فعالیتهای محیط زیستی جوامع محلی در اقصی نقاط ایران بودهایم. برای مثال، اعتراضات صلحآمیز اهالی محل در استان زنجان در سال ۱۳۹۲ نسبت به آلودگی شدید کارخانه فلزکاری منجر به بسته شدن آن توسط دولت شد. با وجود صنایع آلاینده متعدد، تاکنون استانهای ساحلی فعالیت محیط زیستی کمتری از خود نشان داده اند. ارتقای آگاهی جوامع محلی قدم ارزشمندی جهت تسریع حفاظت محیط زیستی جامعه مدنی خواهد بود.
جوامع ساحلی، علاوه بر کنشگری محیطزیستی میتوانند برخی تغییرات کوچک ساده را اعمال کنند که تاثیر بزرگی بر سلامت زیستبومهای دریایی خواهد گذاشت. به عنوان مثال، به راحتی میتوان از تخریب بر اثر لنگراندازی در آبهای کمعمق که آبسنگهای مرجانی از سطح آن قابل رؤیت هستند پرهیز کرد. با توجهِ بیشتر، افرادی که از آبسنگهای مرجانی بازدید میکنند، میتوانند از تخریب فیزیکی آنها اجتناب کنند. غالباً چنین دانشی از قبل در میان جوامع محلی وجود دارد اما گاه از یاد رفته یا نسلهای جدید به آن بیتوجهی میکنند. آموزش روشهای بیخطر تماشای دلفینها به صیادان و قایقرانانی که گردشگران را برای بازدید میبرند توسط یکی از سازمانهای مردمنهاد داخلی در دفع خطر برخورد با قایق (یکی از مهمترین تهدیدات دلفینها و گرازماهیهای اطراف قشم) مفید واقع شده است. چنین نمونههایی تأثیرگذاری گفتوگوی مؤثر درباره اهمیت زیستبومهای دریایی و اثرات منفی بالقوه فعالیتهای محلی را نشان میدهد.
با این همه، تهدیدهایی وجود دارند که نمیتوان فقط از طریق تلاشهای جوامع محلی و مدنی آنها را دفع کرد، بلکه اقدامات هماهنگ وسیعتر و سرمایهگذاری در سطح استانی و ملی میطلبد. برای مثال، مدیریت اثرات غیرمستقیم توسعه ساحلی، ساختوسازها و فعالیت کارخانهها، بنادر و امکانات گردشگری (هتلها، لنگرگاههای تفریحی، فرودگاهها…) فقط از طریق سیاستگذاریها، برنامهها و قانونگذاریهای موثر ملی و اجرای صحیح آنها میسر خواهد بود.
برای نمونه، اگر صنایع نفتی توسط ایران و کشورهای همسایه ملزم میشدند که پساب ناشی از استخراج نفت به مکانهایی در خشکی برای تصفیه یا بازیافت انتقال دهند، بخش مهمی از آلودگی نفتی خلیج فارس مهار میشد. رویکردهای جایگزین دیگری نیز وجود دارند، مثل قانونگذاری ملی برای الزام استفاده تکنولوژیهای کمخطر مانند تانکرهای دو جداره که از سرریز نفت جلوگیری میکند و یا جداسازی محل ذخیره آب تعادل کشتی از مخزن نگاهداری نفت خام. با ایجاد مکانهایی برای شستوشوی کمخطرتر مخازن میتوان از آلودگی نفتی ناشی از شستشوی مخازن نفت و تخلیه آب تعادل اجتناب کرد، که البته این کار مستلزم سرمایهگذاری کلان در بنادر است. اجرای مؤثر مقررات و اقدامات ایمنی محیط زیست در همه فعالیتها، از جمله رشد صنایع نفت و گاز، اقدام تعیینکنندهای در مسیر احیای این زیستگاه مهم و در حال نابودی آبی خواهد بود.
اهمیت همکاری بینالمللی
حتی در صورت اقدامات موثر ملی، باز هم تهدیداتی باقی خواهد ماند که دامنه آنها فراتر از وسعت جغرافیایی هر یک از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود. بنابراین همکاری منطقهای بین کشورهای همسایه اجتناب ناپذیر است. نه تنها آلودگی دریایی با جریان و گردش آب از کشوری به کشور دیگر سرایت میکند، بلکه در دریا منابع زیستی (اکولوژی ملی) نیز بین کشورها مشترکاند. جمعیتهای جانوران دریایی مرزهای سیاسی نمیشناسند. مرجانها و ماهیها بخشی از زندگی خود را به شکل لارو شناور سپری میکنند که با جریانهای آب پراکنده شده و امکان دارد در منطقهای جدا از جایی که از تخم در آمدهاند مستقر شوند. بهعلاوه، بسیاری از پستانداران دریایی مهاجرند. لاکپشتهای دریایی ممکن است در یک کشور تخمریزی و در آب کشور دیگری تغذیه کنند.
برای همین، تلاشهای محیط زیستی باید در بطن چشمانداز وسیعتری قرار گیرد که پیوستگی زیستگاههای دریایی را در نظر گرفته باشد. برای مثال، حفاظت گونههای مهاجر همچون ماهی تُن و گونههای بسیار سیار، مثل لاکپشتهای دریایی، مستلزم همکاری در سراسر خلیج فارس است. به همین قیاس، ماهیهایی که بین فواصل طولانی مهاجرت میکنند، و همچنین ذخایر وسیع صید مشترک بین کشورهای حاشیه خلیج، سبب میشود که سومدیریت شیلات در یک کشور، کشورهای همسایه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
علیرغم توافق نداشتن کشورهای مجاور خلیج فارس بر سر بسیاری از مسائل و مجادلههای بسیار بر سر حتی اسم خلیج فارس، این کشورها اهمیت همکاری محیط زیستی را به رسمیت شناختهاند. پیرو پیشنهاد کویت به «برنامه محیط زیست سازمان ملل» در سال ۱۹۷۳ جهت ایجاد یک سازمان منطقهای برای حل مساله آلودگی محیط زیستی در خلیج فارس و نشستهای متعددِ پس از آن، در سال ۱۹۷۹ سازمان منطقهای برای حفاظت محیط زیست دریایی «راپمی» تاسیس شد که هدف آن حفاظت از خلیج فارس و دریای عمان در مقابل منابع گوناگون آلودگی بود. در حال حاضر هشت کشور در سازمان راپمی عضوند (بحرین، ایران، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی). این سازمان فضای بیطرف و قابل اعتمادی را در اختیار کشورهای عضو برای همفکری و تصمیمگیری درباره چشماندازی مشترک و راهبرد کلی جهت حفاظت از محیط زیست قرار داده است. در حالی که دبیرخانه راپمی و سازمانهای منطقهای دیگر هماهنگی اقدامات و پایش پیشرفت را بر عهده دارند، هر کشور ملزم است برنامههای چندجانبه مدیریت ساحلی را در قوانین کشوری ادغام کند.
راپمی از بعضی جهات موفق بوده و گزارشهای منظمی از وضعیت محیط زیست دریایی منطقه منتشر کرده است اما همکاری منطقهای کافی شکل نگرفته است. لذا در سال ۱۳۹۲، کشورهای عضو راپمی تصمیمی اتخاذ کردند که بر اساس آن در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ از طریق تقویت ظرفیتهای ملی در حوزه مدیریت دریا و سواحل، تقویت همکاری منطقهای و ارتقای بازدهی و بهرهوری از منابع همکاری خود را گسترش دهند. در حال حاضر، فرصت مناسبی پیش روی ایران و سایر کشورهای ساحلی در راستای گسترش همکاری، گفتوگو در باب نگرانیهای محیط زیستی، و اقدامات هماهنگ جهت مقابله با تهدیدات محیط زیستی خلیج فارس و حفاظت از آن برای خود و نسلهای آینده قرار دارد.ایران عضو پیماننامههای دوجانبه و چندجانبه متعددِ دیگری در حوزههای محیط زیست و اقتصاد نیز هست، که در تسهیل گفتوگوها و همکاریهای منطقهای میتوانند مفید واقع شوند. میتوان امید داشت که برداشته شدن تحریمهای بینالمللی و استحکام بیشتر موقعیت ایران در منطقه بر بهبود همکاریها با کشورهای همسایه و در سطح جهانی، در جهت حفاظت از محیط زیست بینظیر و گرانبهای دریایی و ساحلی خلیج فارس و زیستبومهای مرتبط با آن اثرات مثبتی بگذارد.
*منابع این مقاله در دفتر روزنامه «پیام ما» قابل دسترسی است.
|پیام ما| دیروز باز هم ادارات و دستگاههای اجرایی شهرستانهای اندیمشک، بهبهان، دزفول و شوشتر تعطیل شدند. علت: گردوغبار گسترده. ورود این گرد و غبار از اواخر بهمنماه به مناطق جنوب و جنوب غرب کشور شروع شد و حالا توده گرد و غبار جدید که در اردن، سوریه و عراق تشکیل و از مرزهای غربی ایران وارد کشور شده استانهای خوزستان، ایلام و لرستان را درگیر کرده و حتی استانهای شمالی مانند مازندران و گیلان را تحت تاثیر قرار داده است.
صبح جمعه میزان آلودگی هوا در خرمشهر به ۵۴ برابر حد مجاز و در آبادان و شادگان به ۴۷ برابر حد مجاز رسید، وضعیتی غیرقابل تحمل برای مردم این منطقه. روز گذشته هم روابطعمومی ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان با بیان آنکه حد مجاز غبار در هوا ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب است اعلام کرد که شاخص کیفی هوای شهرهای اهواز ۵۰۰، شاخص هوای دزفول ۳۳۰، شاخص رامشیر ۵۰۰، شاخص شوشتر ۳۹۱ و شاخص سوسنگرد ۵۰۰ در شرایط خطرناک و شاخص کیفی اندیمشک ۱۷۴ در شرایط ناسالم برای همه گروهها است.
محمدجواد اشرفی، دبیر کارگروه اضطرار آلودگی هوای خوزستان هم درباره وضعیت این مناطق به ایسنا گفت: «به تدریج گردوغبار به شهرهای مرکزی و جنوب استان خوزستان و در حال حاضر به شهرهای شرقی و شمالی استان گسترش پیدا کرده است اما غلظت آلودگی در قسمتهای غربی و مرکزی استان کاهش یافته است.»
وضعیت آلودگی در این مناطق بحرانی است. روز جمعه عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت با بیان اینکه حتی ۱۰ درصد از روزهای اهواز استانداردهای ملی را نداشته و با رهنمودهای سازمان بهداشت جهانی فاصله زیادی دارد به ایرنا گفته بود: «در سالهای ۹۲ تا ۹۹ به طور میانگین تقریبا ۰.۶درصد از روزهای سال هوا در محدوده خوب و ۳۱.۴درصد در محدوده قابل قبول قرار داشته. همچنین ۴۸درصد از روزهای سال در محدوده ناسالم برای گروههای حساس، ۱۷.۳درصد در محدوده ناسالم برای همه گروهها، ۱.۷درصد در محدوده بسیار ناسالم و ۰.۹۳درصد در محدوده خطرناک بوده است؛ تعداد روزهای ناسالم برای گروههای حساس و تعداد روزهای بسیار ناسالم در اهواز افزایش یافته است.» او همچنین هزینه اقتصادی مرگهای ناشی از مواجهه با ذرات معلق در سال ۹۹ در شهر اهواز بالای ۴۵۶ میلیون دلار اعلام کرد و در ادامه گفت: «اگر ۱۰ درصد از این هزینه را به عنوان هزینههای درمان بیماریهای منتسب به آلودگی هوا در نظر بگیریم ۴۵ میلیون دلار هزینه بیماریهای منتسب به آلودگی هوا در اهواز بوده است در حالی که در ایران نیز به طور میانگین هفت میلیارد دلار بابت مرگهای منتسب به آلودگی هوا هزینه شده است.» تعطیلی ادارات و دیرتر شروع شدن ساعات کاری همچنان در شهرهای خوزستان ادامه دارد و این گردوغبار همچنان در این مناطق باقی مانده است.
دیپلماسی در این حوزه ضعیف است
چند روز قبل بود که علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست در حاشیه پنجمین مجمع محیط زیست ملل متحد که در نایروبی کنیا برگزار میشد رتبه ایران را در مهار بیابانزایی و گردوغبار، رتبه اول در جهان خواند. او همچنین گفت اقدامات سریع و اضطراری در دو سال اخیر در خوزستان برای جلوگیری از گسترش گردوغبار انجام گرفته و نقشههای گردوغبار در کشورهای همسایه را شناسایی کردهایم. او البته توضیح نداد که بر اساس کدام بررسیها ایران در مبارزه با بیابانزایی و گردوغبار به رتبه نخست دست یافته است. این ادعا در حالی است که اواخر سال 98، طرح مشترک ایران و عراق برای بیابانزدایی و جنگلکاری موقتا غیرفعال شد. بر اساس آن طرح پیشبینی شده بود که مسیر مهران تا کربلا به طول ۳۰۰ کیلومتر که هرسال بیشتر از ۵میلیون زائر از آن میگذرند، جنگلکاری شود. طرح را ایران تهیه کرد و جلساتی با مسئولان عراق تشکیل شد تا آنها را متقاعد کنند. عراق چالهکنی را در دو طرف جادهای ۸۲کیلومتری آن سوی مرز و در هر طرف ۵ردیف انجام داد. و چون انتقال نهال با خاک از یک کشور به کشور دیگر ممنوع است، ایران درحال ساخت نهالستانهایی در شهرستانهای عزیزیه و کوت شد تا در این چالهها درختانی سبز شود. اسفند سال 98 اما مدیرکل منابع طبیعی ایلام خبر داد که پس از حوادث دیماه آن سال اتفاقاتی افتاد که مرز را از سمت عراق بستند و کار متوقف شد.
سلاجقه همچنین در ادامه صحبتهایش در پنجمین مجمع محیط زیست ملل متحد بر این موضوع تاکید و اعلام کرد که «برداشت شن و ماسه در عراق و خشک شدن هورالعظیم مشکلات بسیاری برای معیشت و سلامت مردم ایجاد کرده است. در سال 86 و 96 تفاهمنامههای همکاری در این زمینه داشتیم که امیدوارم بهروزرسانی و اجرا شود.» با این حال جاسم العزیز حَمَدی، وزیر محیط زیست کشور عراق هم که در این مجمع حضور داشت، با تاکید بر آنکه همکاریها با ایران مثل قبل نیست گفت: «باید در این زمینه پیشرفت داشته باشیم. عراق یکی از کشورهای بسیار آسیبپذیر از تغییرات اقلیمی در دنیا شناخته شده و درباره گردوغبار، امنیت آب، خشکسالی، بیابانزدایی و مینزدایی نیاز به مذاکره دوجانبه است.» حالا با غبارهای پیش رو بار دیگر دیپلماسی ضعیف و کمکاریهای موجود را به رخ کشیده. خوزستان، ایلام و حتی زنجان و استانهای دیگر درگیر غباری هستند که گویا تا فعلا قصد رفتن از منطقه را ندارد. غباری که احتمال افزایش آن بالا و طولانی شدن ماندن آن بر سر بسیاری از شهرهای جنوبی زیاد است.
دیروز نیز مسعود منصور، رییس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در نشستی خبری درباره مدیریت گردوغبار در جنوب غرب کشور به ایسنا گفت: «عربستان، عراق و کویت کانون گردوغبار فعلی در استانهای جنوب غرب کشور هستند. گردوغباری که در استانهای کرمانشاه و خوزستان مشاهده میشود، منشا خارجی دارد و باید با دیپلماسی فعال به این موضوع ورود شود.» به گفته او حتی اگر کانونهای داخلی گردوغبار کنترل شود، وجود کانونهای خارجی سبب ایجاد مشکل میشود.
کشورهای همسایه باید پای کار بیایند
«تا کشورهای دیگر پای کار نیایند این مشکل حل نمیشود.» علی محمد طهماسبی بیرگانی، دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گردوغبار این را به «پیام ما» میگوید و تاکید میکند بررسیهای مختلف و اقدامات کارشناسی انجامشده در سالیان گذشته نشان داده که نیاز به همکاری کشورهای اطراف نکته مهم و الزامآوری است و چنانچه کشورهای حاشیه خلیج فارس و از سوی شرق افغانستان، پاکستان، ازبکستان و …. پای کار نیایند نمیتوان به آینده امیدوار بود. او میگوید: «این مشکل برای بسیاری از این کشورها به عنوان مشکل اصلی شناخته نمیشود. آنها مشکلات بزرگتری دارند و برای این مسئله وقت و انرژی نمیگذارند. در نتیجه تاکنون نتوانستهایم به نتیجه درستی برسیم.» او به برنامه عمل منطقهای اشاره میکند که ایران و با توجه به دادههای علمی تدوین کرده و علی سلاجقه هم در نشست نایروبی بر آن تاکید کرده است. طهماسبی بیرگانی ادامه میدهد: «در بهار سال آینده گردهمایی را با حضور وزرای محیط زیست کشورهای منطقه و برای حل این مشکل خواهیم داشت. کشورهای عراق، افغانستان، پاکستان، عربستان، امارات، ازبکستان، سوریه و … باید پای کار بیایند.»
طهماسبی بیرگانی میگوید در برنامه تدوین شده در ایران بر حضور ارگانهای بینالمللی تاکید کرده و گفتهایم بدون الزام آور شدن این برنامه کاری از پیش نخواهد رفت «همچنین ساختار و برنامه عمل مشخص پیشبینی کردهایم. از سویی باید صندوق مالی مشترکی ایجاد شود تا مشکل کمبود منابع مالی مرتفع شود. این برنامه در حد پیش نویس است و امیدواریم کشورهای منطقه هم از آن استقبال کنند و بتوانیم این ساختار را عملیاتی کنیم.»
دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گردوغبار، مساحت کانونهای بحرانی غبارخیز داخلی را 35 میلیون هکتار عنوان میکند و میگوید در حال حاضر 6 میلیون هکتار از این وسعت فعال است و برخی مناطق چون جنوب شرق اهواز مدیریت شده اما همچنان مناطق غبارخیز داخلی هم به فعالیتشان ادامه میدهند. او در پایان خبر میدهد وزارت خارجه در بحث دیپلماسی فعال شده و وزیر خارجه خواستار صحبت با رئیس سازمان محیط زیست در این ارتباط شده است اما «همچنان باید بر ارتباط سازندهتر تاکید کرد و دانست که تا وقتی کشورهای برون مرزی اقدام عملی نکنند کاری از پیش نخواهد رفت».
صبح دیروز گرد و خاک شدید خوزستانیها را غافلگیر کرد به گونهای که دید افقی در برخی نقاط استان به ۵۰ متر رسید و نفس کشیدن سخت شد. این وضعیت که دیروز در ایلام با کاهش دید افقی تا 600 متر و وضعیت بحرانی در کرمانشاه تکرار شد، حاصل غباری است که پنجشنبه شب در عراق تشکیل شد و ابتدا بر مناطق نیمه غربی و سپس سایر مناطق استان خوزستان تاثیرگذار گذاشت.
اهالی خوزستان که از ۳۰ بهمن تا ۶ اسفند با گردوغبار درگیر بودهاند، بار دیگر شرایط سختی را تجربه میکنند. اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان در گزارشی خبر داده که با وقوع پدیده گرد و غبار در برخی شهرهای خوزستان از صبح جمعه میزان آلودگی هوا در خرمشهر به ۵۴ برابر حد مجاز و در آبادان و شادگان به ۴۷ برابر حد مجاز رسیده است. طبق پیشبینیهای اعلام شده، این شرایط جوی تا اوایل وقت شنبه در استان ماندگار است.همچنین دیروز شدت گردوغبار کرمانشاه را در وضعیت بحرانی قرار داد و به همه اهالی شهرستانهای قصرشیرین، اسلامآباد غرب، سرپلذهاب و کرمانشاه، تأکید شد از منزل خارج نشوند. توده گرد و غبار شدید از اوایل بامداد جمعه مناطق مختلف استان ایلام را نیز دربرگرفت و با کاهش میزان دید افقی به ۶۰۰ متر، پروازهای صبح لغو شدند. شدت غبار به حدی است که نفس کشیدن در شهر ایلام سخت شد. طبق گزارش ایرنا در حالیکه هواشناسی ایلام برای پایان هفته بارندگی بهویژه در شهرستان های جنوبی را پیشبینی کرده بود ، نسبت به ورود این توده گردوغبار هشدار چندانی نداده بود.
هیات رئیسه یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی نظر معاونت قوانین را پذیرفت و رای به ابطال تصویب کلیات طرح صیانت در کمیسیون ویژه داد. موافقان این طرح از رضا تقی پور، رئیس کمیسیون ویژه صیانت گرفته تا دیگر اعضای جبهه پایداری مجلس اما حاضر به پذیرش این مهم نشدند. یکی از آنان منتقدان را «سگهای قلاده بلند»، «قمار باز» و «غرب زده» و خواند دیگری تاکید کرد که به واسطه «حملات گروهی هماهنگ شده» حاضر به عقبنشینی از طرح صیانت نیست. همه این اظهارات در شرایطی مطرح شده که مرکز پژوهشهای مجلس یازدهم یکی از جدیترین مخالفان طرح صیانت به شمار میرود. تشکلهای صنفی و تخصصی نیز بارها و بارها مخالف خود با این طرح را بیان کردهاند. اعضای جبهه پایداری اما همچنان در مطالبه خود اصرار دارند. دیروز مرتضی آقاتهرانی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس که از بانیان اصلی تهیه و تدوین طرح صیانت در پارلمان به شمار میرود و بارها از حمایت نهادهای مختلف کشور از این طرح سخن گفته، در اظهاراتی با رد انتقادات نسبت به این طرح بر لزوم «جهاد تبیین درباره طرح صیانت» تاکید کرد. این در حالی است که اخیرا فیلمهای در شبکههای اجتماعی منتشر شد که فعالان بسیج در اماکن مذهبی در حمایت از طرح صیانت اظهارنظر میکردند.
مرتضی آقاتهرانی در بخش دیگری از اظهاراتش که خبرگزاری «حوزه» آن را منتشر کرده، گفته است: « فضای مجازی در تمام کشورها دارای قوانینی است؛ در آمریکا حدود ۲۷۰ ماده قانون برای این موضوع تصویب شده است. ما محکم پای طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی ایستادهایم؛ اصل این طرح لازم است، اما در جزئیات آن می توان اصلاحاتی را انجام داد. تبیین در این حوزه بسیار ضعیف است؛ دشمنان مختلفی می خواهند فضای مجازی در ایران کاملاً رها باشد تا بتوانند نقشههای خود را در این حوزه اجرایی کنند.» او حضور حوزویان در عرصه جهاد تبیین را ضروری دانست و گفت: «حوزویان می توانند در عرصههایی همچون احیای حجاب اسلامی، صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی و امر به معروف و نهی از منکر از طریق ارتباط گیری با مسئولان تصمیم گیر در نظام ایفای نقش داشته باشند. در صورت تصویب طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی سرعت اینترنت و زیرساخت های آن افزایش خواهد یافت.» این اظهارات در شرایطی صورت گرفته که نمایندگان مجلس، حتی اصولگرایان پارلمان تلاش میکنند طرح صیانت از کمیسیون ویژه خارج و در صحن علنی بررسی شود.
جلیل رحیمی جهانآبادی، نماینده تایباد در توصیف مضرات طرح صیانت به «خبرآنلاین» گفته است: « طرح صیانت به صورت آشکار با قانون اساسی، حق آزادی ارتباطات و حقوق شهروندی ایرانیان در تضاد است و مرکز پژوهش های مجلس به عنوان بازوی کارشناسی قوه مقننه ایرادات بسیاری را به این طرح وارد کرده است.» او با اشاره به این که روح طرح فعلی با قانون اساسی در تضاد است، افزود: «به فضای اقتصادی و کسبوکارها در فضای مجازی آسیب اساسی وارد میکند. در شرایطی که در کشور ما برای ایجاد یک شغل باید میلیونها تومان هزینه شود چه اصراری است بستری که مردم در حال فعالیت اقتصادی در آن هستند و هزینههای زندگی خود را تامین میکنند، بسته شود.» رحیمی جهانآبادی درباره مشکلات طرح صیانت برای پلتفرمها و کسبوکارهای اینترنتی گفت: «ایجاد بروکراسی برای فعالیت اقتصادی یا دسترسی به اطلاعات که حق هر انسانی است، نباید محدود و مشمول هزاران قانون و تبصره شود، این مسیر خلاف مصلحت عمومی و اقتصاد کشور است. یکی از ایرادهای اساسی این طرح بروز مشکلاتی برای پلتفرمها و استارتاپها و کسبوکارهای اینترنتی است؛ این طرح به دنبال منع کاری است که در جامعه رایج است. اصل مهم در قانونگذاری این است که قانونی که قاطبه مردم رعایت نمیکنند، مشکل دارد، نمیتوان با تغییر واژهها ماهیت اصلی طرح را تغییر داد.»
مخالفت با هرگونه صدور مجوز برای استخراج چرخه کوه نطنز
کارزاری با نام مخالفت با هرگونه صدور مجوز جهت استخراج چرخه کوه نطنز در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #لغو_استخراج_سنگ_از_چرخه_کوه_نطنز پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران، رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر صنعت، معدن و تجارت آمده است: « اخیراً زمزمههایی به گوش میرسد که وزارت صمت در صدد صدور مجوز استخراج سنگ از چرخه کوه نطنز است، در حالیکه اعتراضات مردمی به وسیله نامهها و شکایات و همچنین تشکیل کارزارهای متعدد، نشان از آسیبهایی است که معادن سنگ به شهر و روستاهای اطراف نطنز وارد کرده است. لازم به ذکر است چرخه کوه نطنز یکی از بینظیرترین مناظر طبیعت زیبای منطقه نطنز و حتی ایران است و قدمتی بالای چند میلیون سال دارد که محلی مناسب برای تحقیقات علمی است نه برای محلی برای استخراج سنگ و کوهخواران.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «توقف صدور مجوز استخراج از چرخه کوه نطنز» شوند.
این کارزار از ۸ اسفند ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای محیط زیستی بوده و از سوی بیش از۱ هزار و ۴۷۵ نفر امضا شده است.
تلاشهای بزرگترین آلودهکنندگان جهان در تاریخ، آمریکا و اروپا تحت تاثیر جنگ و سیاست قرار گرفته است. کار آنها برای کاهش روند گرمایش تغییر اقلیم سختتر شده است. یکی از محورهای اصلی برنامه جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا مبارزه با تغییر اقلیم و سازگاری با آن است اما چند روز پیش در اولین سخنرانی سالانهاش موسوم به «سخنرانی وضعیت کشور»، به ندرت اسمی از آن برد. این در شرایطی است که بایدن قول داده بود اقلیم عامل هدایت دوران ریاستجمهوریاش باشد و دانشمندان محیط زیست هم هر روز درباره خطرات شدت گرفته آن هشدار میدهند. سیاستمداران اروپایی هم درگیر مشکلات خودشان هستند: آنها میکوشند معرض هدف قویترین سلاح اقتصادی کرملین، یعنی قطع صادرات سوختهای فسیلی قرار نگیرند؛ سوخت فسیلی که اروپا را برای تامین گرما و برق خود به روسیه وابسته کرده است.
تاثیر جنگ بر تغییر اقلیم
قیمت نفت و گاز در جهان رو به افزایش است. آنهایی که استخراج میکنند و میفروشند و عامل وقوع امواج گرمای مرگبار، آتشسوزیهای جنگلی و افزایش سطح دریا هستند. حمله روسیه به اوکراین باعث شده تقاضا برای حفاریهای بیشتر در آمریکا بیشتر شود؛ در کشوری که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان است. این تحولات چند روز بعد از انتشار گزارش جامع سازمان ملل شکل گرفته که دانشمندان در آن از رهبران دنیا التماس میکنند انتشار دیاکسید کربن، متان و دیگر گازهای گلخانهای را که بهطور خطرناکی باعث گرم شدن کره زمین شدهاند، متوقف کنند. در این گزارش آمده که اگر رهبران دنیا در این مسئله شکست بخورند، باید منتظر آیندهای وحشتناک بود که در آن سرعت گرمایش جهان از سرعت توانایی انسان برای سازگاری با محیط زیست بیشتر میشود.
لایحه اقلیمی بایدن بلندپروازانهترین اقدام او است که در واشنگتن به اتفاق آرای جمهوریخواهان و یکی از سناتورهای دموکرات، جو منوچین مسدود شده است. جو منوچین با اینکه همحزب بایدن است، نماینده ایالت وست ویرجینیا، یکی از بزرگترین ایالتهای تولیدکننده زغالسنگ است که حمایت قوی صنایع سوختهای فسیلی را دارد. دادگاه عالی میتواند اقدامی فراتر بردارد و جاهطلبیهای بایدن به منظور محدود کردن قدرت دولت فدرال در تنظیم انتشار گازهای گلخانهای را محدود کند.
سخنرانی سالانه بهترین فرصت یک رئیسجمهور برای متحد کردن مردم پشت یکی از برنامههای اوست. اما بایدن در این سخنرانی به تغییر اقلیم مستقیم اشاره نکرد و فقط از آن در برنامههای پیشنهادی ایجاد اشتغال برای تعمیر جادهها، فرودگاهها و دیگر زیرساختهای مهم اشاره کرد.
قیمت بالای گاز تهدید برای دموکراتها
قیمت بالای گاز در آستانه انتخابات میاندورهای مجلس آمریکا موقعیت دموکراتها را تهدید میکند. بایدن هم در سخنرانی خود سعی کرد تا این خطر را با اعلام آزادسازی ۳۰ میلیون بشکه ذخایر نفتی برای پایین نگه داشتن قیمت برای شهروندان آمریکایی برطرف کند.
کارشناسان انرژی معتقدند بایدن فرصت خود را از دست داد. او میتوانست با اشاره به جنگ اوکراین نیاز به قطع وابستگی اقتصادی به سوختهای فسیلی را مطرح کند. پال بلدسو، مشاور استراتژیک در اتاق فکر Progressive Policy در واشنگتن میگوید که بایدن درباره فرصت آمریکا در دراز مدت که رهبری دنیا بهطور مجزا از کابوسهای ژئوپلتیک که وابستگی نفتی است صحبتی نکرد.
تغییر در زیرساختها
حمله روسیه به اوکراین رهبران دنیا را در موقعیت جدید و مشکلی قرار داده و این میان اتحادیه اروپا اثرات این جنگ را با شدت بیشتری احساس میکند.
روسیه، ۴۰درصد گازی را تامین میکند که اروپاییها برای گرما و الکتریسیته از آن استفاده میکنند. حالا که روسیه با صادرات انرژی از داشتههای خود بهره کافی برده است، جنگ با اوکراین، رهبران دنیا را بر آن داشته تا سریعتر تصمیم بگیرند بر سر اینکه آیا باید زیرساختهای جدید برای سوختهای فسیلی بسازند تا سوخت روسیه را با گاز طبیعی مایع از منبعی دیگر به ویژه آمریکا جایگزین کنند؟ یا آیا باید سریعتر سوختهای فسیلی را کنار بگذارند؟
هفته آینده ایده کلیتری از تمایلات اروپا خواهیم داشت. مقامات بروکسل قرار است استراتژی جدید انرژی را با هدف استقلال این قاره از گاز روسیه اعلام کنند. در پیشنویس این گزارش که به دست نیویورک تایمز رسیده نشان داده میشود استراتژی جدید به دنبال تسریع معیارهای اثربخش انرژی و نصب تاسیسات انرژیهای تجدیدپذیر است. کادری سیمسون از کمیسیون انرژی اتحادیه اروپا در گفتوگو با خبرنگاران بعد از جلسه فوری با وزرای انرژی ۲۷ کشور عضو گفت: «این جنگ به هر شکلی عواقب عمیقی روی سیستم انرژی خواهد داشت.»
کارشناسان میگویند کشورهای اروپایی میتوانند با معیارهای بهرهوری انرژی و افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر وابستگی به گاز را به سرعت کاهش دهند تا بتوانند تا اواسط این قرن افزودن گازهای گلخانهای بیشتر را متوقف کنند. در این شرایط جنگ اوکراین میتواند سرعت برخی از این تحولات را بیشتر کند.
جان کری، فرستاده ویژه بایدن در امور اقلیم در گفتوگویی اعلام کرد که پوتین سوختهای فسیلی را به ادوات نظامی تبدیل کرده است. کری میگوید انرژی بزرگترین بخش ژئوپلتیک در گزینههای پیشرو است. او معتقد است که انرژی اصلیترین سلاح در این جنگ است و اگر وابستگی کمتری به گاز وجود داشت با سناریوهای دیگری روبهرو بودیم.
پس از حمله روسیه به اوکراین، آمریکا صادرات گاز طبیعی مایع به اروپا را افزایش داد تا کمبود گاز لولهکشی از روسیه جبران کند. تا پایان سال، آمریکا بزرگترین ظرفیت استخراج گاز طبیعی مایع را خواهد داشت.
تحریمهای کنونی که برای روسیه اعمال شده بخش نفت و گاز را مستقیما هدف نمیگیرد اما انتظار میرود جنگ اوکراین راههای انتقال را مختل کند. حتی این نگرانی وجود دارد که روسیه نقل و انتقالات کشتیها را محدود کند.
جمهوریخواهان در آمریکا اعلام کردهاند حمله روسیه به اوکراین تاکیدی بر نیاز به حفاری بیشتر نفت و گاز در آمریکاست.
آیا تغییر اقلیم همچنان در اولویت است؟
مقامات کاخ سفید میگویند بایدن در سخنرانی خود از تغییر اقلیم و انرژی پاک گفته است. بایدن اعلام کرد که صنایع خودروسازی فورد و جیام هزاران میلیارد دلار در تولید ماشینهای الکتریکی سرمایهگذاری کردهاند و میلیونها شغل در کارخانههای آمریکا ایجاد کردهاند.
اما قوانین تغییر اقلیم در دولت بایدن در شرایط بحرانی قرار دارد. دستورالعمل اصلی اقلیمی او تقریبا از بین رفته است. دموکراتها همچنان امیدوارند بتوانند بخشهایی از آن را به تصویب برسانند اما فرصت آنها رو به پایان است. از سوی دیگر مقامات دولت آمریکا میگویند جنگ روسیه علیه اوکراین باعث نشده که اهداف اقلیمی جو بایدن عقب بیفتد. حالا سوال اینجاست که آیا بزرگترین کشورهای آلودهکننده جهان میتوانند در سایه جنگ به اهداف اقلیمی خود برسند یا نه.
نقش انرژی هستهای در کاهش آثار تغییر اقلیم
پیامدهای خطرآفرین تغییر اقلیم جهانیان را بر آن داشته است که در راستای کاهش آثار آن چارهجویی کنند. نخستین گام در این مسیر، توقف یا کاهش مصرف سوختهای فسیلی است. آسیبهای جدی محیط زیستی و پیامدهای منفی مستقیم مصرف این نوع سوختها بر جوامع محلی در همه مراحل استخراج و حملونقل و مصرف انکارناپذیر است. سوزاندن سوختهای فسیلی با تولید حدود 35 گیگا تن دیاکسیدکربن در سال منبع اصلی انتشار گازهای گلخانهای است. افزایش غلظت گازهای گلخانهای یکی از عوامل اصلی گرمایش زمین و به تعاقب آن تغییرات اقلیمی است. انرژیهای سبز نظیر انرژیهای خورشیدی و آب و باد به دلیل محدودیتهای بسیار نمیتوانند بهطور کامل تامینکننده انرژی جهان باشند. اگر معیار، قطعِ وابستگی از سوختهای فسیلی و کربنزدایی کامل از فرایند تولید انرژی باشد، انرژی هستهای بهویژه انرژی گداخت هستهای، راهبردی جدی برای تضمین بلندمدت انرژیِ جهان است.
انرژی گداخت یا همجوشی هستهای به لحاظ ماهوی کاملاً با شکافت هستهای متفاوت است. گازهای گلخانهای تولید نمیکند و فاقد آلودگی آب و پساب است. پسماند آن هلیوم است. البته سوخت تریتیم پرتوزا است ولی به دلیل نیمعمر پایین بهسرعت دستخوشِ فروپاشی شده و تمام سوخت آن در نیروگاه مصرف میشود. این انرژی نیازی به حمل سوختهای پرتوزا به داخل یا خارج نیروگاه ندارد زیرا مواد لازم برای سوختِ گداخت، لیتیوم و آب است. علاوه بر این خطر هر نوع انفجار یا حادثه هستهای در نیروگاه هستهای به صفر میل میکند، چرا که امکان ذوب شدن هسته رآکتور وجود ندارد. واکنشها نیز تحت کنترل هستند. رآکتور به مواد شکافتپذیر و رادیواکتیو نیاز ندارد و به این دلیل که امکان استفاده از نوترونهای تولیدی برای تهیه پلوتونیوم بسیار ضعیف است، نگرانی بابت انحراف به مصارف نظامی و گسترش تسلیحات هستهای کم است. پذیرش انرژی هستهای بهعنوان پیشنیاز انرژیهای سبز و راهکار نهایی تأمین انرژی زمانی پذیرفتنی است که امکان و حق دسترسی به آن برای همه کشورها بهویژه کشورهای درحالتوسعه فراهم باشد. همچنین جامعه بینالملل در راستای تدوین مقرراتی عادلانه بهمنظور نظارت بر فرآیندهای تولید انرژی و انتقال دانش و فناوری از کشورهای برخوردار به سایر کشورهای جهان به توافق برسد.
تقابل ذینفعان ایمنی بازار را مسکوت گذاشت
| پیام ما | کمتر از یک ماه پیش بود که تیمچه حاجب الدوله بازار بزرگ تهران در آتش سوخت و دست کم ۳۰ باب مغازه دچار حریق سنگین شدند. آتشسوزی که هر از چندگاهی به دلیل تاسیسات فرسوده به کار رفته در کالبد بازار رخ میدهد و تبعاتی زیان آور به بار میآورد. بعد از فروکش شدن شعلههای آتش در بازار تهران هربار این پرسش به ذهن متبادر میشود که مقصر ناایمن بودن بازار کیست؟ مدیران شهری و مسئولان دولتی از همکاری نکردن بازاریان میگویند و بازاریان هم از شرایط نابهسامان اقتصادی میگویند که دست بازاری جماعت را برای ایمن کردن مغازه بسته است. شهرسازان و طراحان شهری اما معتقدند اگر بتوان زمینهای برای انسجام و وحدت بخشی میان بازاریان و متولیان امر شهری ایجاد کرد و به تبع آن در میان بازاریان علاقهای به کالبد بازار این مکان تاریخی ۳۰۰ ساله ایجاد کرد، میتوان به آینده خوشبین بود. هفته گذشته گروه «ترانه تهران» -گروهی متشکل از معماران و جامعهشناسان و صاحبنظران حوزه شهری- رویدادی با همین موضوع را در کلابهاوس ترتیب داده بود. رویدادی با عنوان «مرگ یا زندگی بازار تهران، ایمنسازی و تجهیز بازار تهران» که گزیدهای از آن را در ادامه میخوانید.
| ترانه یلدا |
| معمار و شهرساز |
هجرت عمدهفروشان از بازار تهران
خطرات جدی متوجه بازار تهران است. در بازار تهران و سایر نقاط تهران ما متاسفانه با نگاهی مواجه هستیم که بافت تاریخی را فرسوده میخوانند از طرف دیگر بازار تهران روزانه یک میلیون مراجعه کننده دارد و این موضوعی است که دست و دلمان را برای احیا و مرمت بازار تهران میلرزاند. من وقتی طرح جامع تهران را تهیه میکردم به بازار تهران پرداختم و خوب یادم است که تضادهایی که برای بازار همراه هم داشتیم. افقمان به نوعی سبککردن کار بازار تهران بود. آن زمان به این موضوع توجه کرده بودیم که خیلی از مشاغل خوب است در بازار بماند مانند بازار فرش متاسفانه خیلی از کسانی که در بازار میشناختم، اکنون در تجریش کسبوکار راهانداختهاند.
بازار تهران اگر بخواهد به سمت فروش چیزهایی که از ارزش کمی برخوردار است جالب نیست، اقلامی مانند پلاستیک که ارزش زیادی ندارد. بنابراین در بازار باید حتما فضایی برای عمده فروشی باقی بماند. مطمئنا بازار تهران خوب است که حفظ شود بالاخره روزی تحریمها تمام میشود و ما سیل گردشگر را به ایران خواهیم داشت خوب است که گردشگران بازار خوبی که وجود داشته را ببینند.
| عبدالله اسفندیاری |
| عضو هیاتامنای بازار تهران |
بازارهای تازه و بیتوجهی به مساله ایمنی
بازار تهران حدود ۱۱۲ هکتار است و بیشتر از ۶۵ واحد هزار صنفی دارد و حدود ۲۰ اتحادیه صنفی را پوشش میدهد. طبیعتا وجود مساجد، وجود مراکز مختلف فرهنگی و تاریخی توجه ما به بازار تهران را جلب کرده است. رویکرد اقتصادی کلان کشور در سالهای اخیر باعث شده که بازار از حالت عمده فروشی خارج و به حالت خرده فروشی تبدیل شود و این سیاست از سالها قبل برای ما در بازار قابل تشخیص و لمس بوده است. وقتی که این تحولات عظیم اقتصادی و صنعتی و اجتماعی و اقتصادی در کشور شکل به وجود میآید به تبع هم اثری در بازار تهران میگذارد.
در بازار تهران مواردی وجود دارد که میتواند به صورت بالقوه برای این مکان ایجاد خطر کند، بازار تهران حدود ۵۰۰ چاه جذبی دارد، همچنین ما حدود ۱۰ هزار چرخ دستی و باربر در بازار داریم و هیچ کنترلی هم روی آنها نیست و میتواند آسیبی به همراه داشته باشد.
بازار تهران در سالهای اخیر تغییراتی بسیاری کرده است، بهطور مثال بازار در سالهای اخیر از حالت عمده فروشی خارج شده است و بسیاری از اصناف تغییر شغل دادند. همچنین در سالهای اخیر بازارها و پاساژهای تازه افتتاح شد و جغرافیای بازار گسترده شد و باید پرسید مسئولان برای ایمنی آنها چه تدبیری داشتند که قرار باشد ما از آنها برای ایمنی بازار تهران استفاده کنیم، مثلا در ۱۵ خرداد بازار دلگشا افتتاح شده است با چند باب مغازه که مساله پارکینگ آن فکر نشده است و البته بازارهای دیگر هرکدام به همین ترتیب مشکلاتی داشتند.
| سعید صانعیموسوی |
| مدیریت بحران منطقه ۱۲ شهرداری تهران |
فرونشست در کمین بازار تهران
یکی از مشکلات اصلی بازار که به نظر بیشتر افراد هم با آن آشنا هستند نحوه اتصالات و کنتورهای برقی است. این باعث شده که ۴۳ درصد از حریقهای بازار به دلیل اتصالات برقی باشد. کنتورهای بازار تهران همه کنتورهای قدیمی ۱۵ آمپر هستند که باید تقویت شوند و به کنتورهای ۳۲ آمپر سه فاز تبدیل شوند. سیمکشیهای داخلی هم متاسفانه مشکل دارند. یکی از بحثهای دیگری که من خودم به شخصه خیلی نگران آن هستم بحث جرز کاری در بازار است. اتفاقاتی که برای سازههای بناهای قدیمی افتاده است و منفعتطلبیهایی باعث شده تا دیوارهای قدیمی بازار تراشیده شود و از نئوپان استفاده شود. تصور میکنم که این موضوع میتواند در زلزلههای احتمالی برای بازار آسیبزا باشد. چاههای جذبی بازار نیز از دیگر موضوعاتی است که به تازگی با آن آشنا شدم که این هم میتواند خطرناک باشد. در بازار ۵۰۰ حلقه چاه جذبی وجود دارد. جذب فاضلاب بازار از طریق چاه جذبی باعث شده تا بافت خاک محدوده بازار تراکم طبیعی خودش را از دست دهد و پایداری لازم را نداشته باشد. این موضوع نیازمند ورود جدی شرکت آب و فاضلاب است. عدم تناسب معابر و جمعیتی که در بازار حضور دارند هم از دیگر موضوعاتی است که میتواند برای بازار تهران مشکل آفرین باشد.
| محمد سعید ایزدی |
| معاون سابق وزیر راه و شهرسازی |
به دنبال عوامل وحدتبخش باشیم
در وهله اول باید بدانیم که بازار یکی از پیچدهترین عرصههای شهری است و قابل قیاس با هیچ عرصه دیگری نیست. به نظر میرسد که تمام نابهسامانیها در بازار تهران تجسم کالبدی تفرقه است. تقابل بین مالکان و بهرهبرداران، تقابل بین مدیریت شهری و بازاریان، تقابلهایی که بین دستگاههای دولتی و عدم ایفای نقش درست آنها وجود دارد. اگر میخواهیم راهحلمحور بحث کنیم باید به دنبال عوامل وحدت بخش و نیروهای انسجام بخش بگردیم. به نظر میرسد که اولین راهحل برای رفع این آشفتگی این است که به وحدت برسیم. در ابتدا باید آگاهیرسانی بین همه بهرهبرداران اتفاق بیفتد و بدانیم که در وهله اول چه مخاطراتی بازار را تهدید میکند، این شاید خودش عامل مهمی باشد که ما را به هم نزدیک کند. بهرهبرداران اکنون حداکثر استفاده از مکان را میکنند بدون اینکه تعلق خاطری به بازار داشته باشند.
| اکبر تقیزاده |
| مجری طرح مرمت بازار تبریز |
باید به ایمنی اقتصادی هم توجه کرد
ایمنی را نباید تنها به حوزه آتشسوزی و زلزله محدود کرد. چند حوزه دیگر هم هست که اگر ایمنی در آنها اتفاق نیفتد بازار به نحو دیگری میمیرد. اولین آن ایمنی اجتماعی بازار است که اگر برای این موضوع تدبیری نکنیم، بازار محل جرم و فساد میشود. در این ۴۰ سال اخیر روال کار در بازار به ترتیبی پیش رفته که ارزشهای انسانی موجود در بازار یا تک به تک از دست رفته یا به دلایلی عمرشان تمام شده است. در واقع بازتولید سرمایههای انسانی جزو اولویتهای کاری ما در بازار نیست و این تنها محدود به بازار تهران نیست و ما در بازار تبریز هم این مشکل را داریم. دومین حوزهای که باید به آن توجه کرد، ارزشهای اجتماعی لازم برای حضور در بازار است، بازار در حال حاضر شرایط کسبوکار قدیمی خودش را که مبتنی بر ارزشهای اجتماعی بوده است، ندارد. کسانی که در حوزه اخلاق در کشور فعالیت میکنند، باید به برگرداندن ارزشهای اجتماعی در بازار کمک کنند. علاوه بر اینها بایستی به ایمنی اقتصادی در بازار هم اندیشید. در حدود ۵۰ سال اخیر بازار از حالت عمده فروش به خرده فروش تبدیل شده است. پیشتر تنها در حاشیه بازار خرده فروش وجود داشت و سراها و تیمچهها کار خرده فروشی نمیکردند اما اکنون برعکس شده است.
| سولماز شمشیری |
| معمار و طراح شهری |
بازاریها از مدیریت شهری خدمات نمیگیرند
بازار تهران در مقیاس ملی کار میکند و ابعاد سیاسی دارد و از بسیاری جهات قابل قیاس با هیچ بازار دیگری نیست. تجربه ما نشان میدهد که اگر بازاریان حرکت مطلوبی از طرف نهادهای عمومی و دولتی ببینند، حرکتهای روبه جلویی خواهند داشت. سه سال و نیم پیش وقتی ما از سازمان نوسازی مامور شدیم و به دفتر توسعه محله بازار آمدیم بیاعتمادی شدیدی به شهرداری و میراث فرهنگی وجود داشت. این بیاعتمادی هم از اینجا نشات میگیرد که بازاریها از سمت مدیریت شهری خدماتی دریافت نمیکنند.
چند ایستگاه مترو در اطراف بازار تهران افتتاح شده و مردم به سمت بازار کشیده شدهاند اما این مردم کمترین نیازشان که سرویس بهداشتی باشد هنوز برطرف نشده است. این مشکل از دهه ۴۰ که طرح تفصیلی بازار تهران تهیه شده است، به عنوان مشکل مطرح شده است تا همین الان. اگر نهادهای عمومی در قبال عوارضی که دریافت میکنند، خدمات بدهند مطمئنا کسبه هم همکاریهای لازم را به آنها میکنند. این خدماتدهی از سمت مدیریت شهری جایگاه ضعیفی دارد. پیشکسوتان بازار همیشه پای کار بودند و بدون چشمداشت مسائل بازار را پیگیری میکنند، اگر مدیریت قرار است به خود بازاریها منتقل شود باید قدرتهای اجرایی هم به آنها منتقل شود. برای انسجام بخشی، مدیریت شهری باید همراهی بیشتری با بازاریان داشته باشد.
| علی محمد سعادتی |
| شهردار سابق منطقه ۱۲ شهرداری تهران |
توجیهات اقتصادی برای عدم همراهی در ایمن سازی
به نظر میرسد که به موضوع ایمنی بازار تهران همچنان به صورت دغدغه و نفر و نفر نگاه نمیشود. به ویژه اینکه تفرق بین صنفی و گسترش بازار و تنوع اصناف نسبت به قبل بیشتر شده است. اما به هر ترتیب به نظر میرسد که زحمات حوزههای اجرایی و عملیاتی در سالهای اخیر از آتش نشانی گرفته تا شهرداری و دیگر نهادها آنچنان که باید با همراهی جامعه اجتماعی و اصناف بازار تهران همراه نبوده است. البته نکاتی که دوستان مطرح میکنند نکات درستی است. در این سالها به ویژه در این دو سال اخیر که مساله کرونا سایه سنگینی به لحاظ اقتصادی روی بازار تهران انداخته است. مساله مالیات و ضرورتی که باید از تولیدکنندگان داخلی یا عرضه کنندگان داخلی اخذ شود و البته فشارهای اقتصادی که ما عموما در سطح جامعه داریم موجب شده تا همه فعالان اقتصادی توجیهی برای عدم همراهی در ایمنسازی داشته باشند. به نظر میرسد که برگزاری نشستها و اطلاعرسانی بیشتر یا حرکتهایی که در قالب آموزش در بازار تهران توسط شهرداری و ستاد مدیریت بحران و مانورها و متاسفانه حوادثی که هر از گاهی با آن مواجه میشویم زنگ خطرهایی است که به صورت مقطعی عزمی برای ایمنی در بازاریان و کسبه ایجاد میکند اما به فراموشی سپرده میشود. مساله اوقاف و اختلاف بین مالکان و مستاجران و تقابلی که در حقوقشان وجود دارد هم میتواند در این میان مورد توجه باشد.
