بایگانی مطالب نشریه

تقاضای سه تشکل برای شفافیت وضعیت سینماگران بازداشتی

سه تشکل صنفی سینمای مستند با انتشار نامه‌ای از همه رسانه‌ها استمداد خواستند تا «ورود غیرقانونی و بدون‌مجوز و توقیف وسایل کاری‌» و همچنین بازداشت دو تن از همکاران آن‌ها را مطرح و پیگیری کند.
در این نامه که با سربرگ انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند برای مدیران رسانه‌ها ارسال شده، آمده‌ است: صبح روز بیستم اردیبهشت با ورود و بازرسی گسترده به خانه‌ها و محل‌های کار دستکم 10 تن از مستندسازان، گوشی‌های همراه، هاردها، لپتاپ‌ها و برخی دیگر از وسایل کارشان بدون توضیحی رسمی ضبط و دو تن از آنها، مینا کشاورز و فیروزه خسروانی، بازداشت شده‌اند.
در بیانیه این انجمن‌صنفی با تأکید براینکه در چند روز گذشته به خواست وکلا و خانواده‌های این عزیزان، از هرگونه واکنش عمومی، حتی در حد اطلاع‌رسانی خودداری کردیم افزوده است‌:‌ به این امید که کمترین بخت احتمالی برای گشایش وضعیت را از آنها دریغ نکنیم هیچ اقدامی نکردیم؛ اما به‌رغم وعده‌هایی چند، بعد از 5 روز هیچ چشم‌انداز روشنی از وضعیت همکارانمان پیش روی ما قرار نگرفته و توضیحی رسمی درباره این بازداشت‌ها و نحوه رسیدگی به آن بیان نشده است.
امضا‌کنندگان بیانیه انجمن صنفی تهیه‌کنندگان سینمای مستند در بخش دیگری از بیانیه خود آورده‌اند: امروز ما اعضای هییٔت مدیره‌های سه انجمن فعال در حوزه سینمای مستند ایران ( هیئت‌مدیره انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند، هیئت‌مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران و هیئت‌مدیره انجمن صنفی تهیه‌کنندگان سینمای مستند)
بنا بر وظیفه صنفی و انجمنی خود، خواستار اعلام روشن دلایل بازداشت همکارانمان و آزادی فوری آنها هستیم؛ ما می‌خواهیم روند رسیدگی و تعیین تکلیف کاملاً شفاف و علنی و در کوتاهترین زمان ممکن طی شود؛ ما نگران گرفتار شدن همکارانمان در هزارتوی سؤتفاهم‌های فزاینده سیاسی هستیم؛ ما خواهان بازگرداندن بی‌قید و شرط و هرچه زودتر وسایل و لوازم کاری و شخصی همه همکاران خود هستیم.در بخش دیگر این بیانیه نیز درباره وسایل و ابزار کار مستندسازان آمده است‌: این وسایل همه سرمایه و زندگی یک مستندساز است و بدون آنها زندگی‌اشان مختل می‌شود. ما نگران مصایٔب تشدیدشده خانواده‌های همکاران‌مان هستیم که راه دور و کسالت و کهولت امکان پیگیری‌های بی‌پاسخ را درباره وضعیت فرزندشان دشوارتر و ناگوارتر کرده و می‌خواهیم به نگرانی‌ها و شرایط ویژه‌ آنها توجه شده و به خواست‌ها و انتظارات‌شان پاسخ روشن داده شود. ما خواهان از میان برداشتن فضای آکنده از ترس و ناامنی مدام از زندگی و کار فیلمسازان مستند به عنوان بخش مهمی از تاریخ‌نگاری کشورمان هستیم؛ و در این راه همراهی و همگامی همه دستاندرکاران سینمای ایران را در بیان خواستی جمعی برای آزادی همکارانمان خواستاریم.




تهدید موزه ارتباطات برای ایجاد موزه هدایای ریاست جمهوری

رئیس کمیته ملی موزه‌ها در ایران (ایکوم) از ادامه تهدید موزه ارتباطات به دلیل ایجاد موزه هدایای ریاست جمهوری در ساختمان خبر داد. او در نشستی خبری، در آستانه روز جهانی موزه‌ها گفت: «تهدیدی که از اواخر دولت قبل شروع شده و برای موزه هدایای ریاست جمهوری بال شرقی ساختمان را گرفتند همچنان باقی است. اگر این بخش به ساختمان اداری تبدیل شود، میدان مشق در تهدید قرار می‌گیرد.» او در این نشست همچنین از اعطای نشان «خورشید» به عبدالمجید ارفعی از آخرین مترجمان بازمانده خط میخی ایلامی خبر داد و برنامه‌های روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی را تشریح کرد.

 

در آستانه روز جهانی موزه‌ها که ۱۸ می برابر با ۲۸ اردیبهشت‌ماه است، نشستی خبری در خانه تاریخی پروین‌اعتصامی برگزار شد تا درباره برنامه‌های این رویداد صحبت شود. احمد محیط‌طباطبایی، رئیس شورای بین‌المللی موزه‌ها (ایکوم) در این نشست خبر داد که همزمان با شعار جهانی روز موزه‌ها، موزه‌های ایران در ۱۴ شاخص مورد سنجش قرار گرفتند و ۱۱۰ موزه به صورت داوطلبانه در این ارزیابی شرکت کردند. محیط‌‌طباطبایی گفت: «قصد ما از ارزیابی موزه‌ها معرفی آنها به مخاطبانشان است.»
اینطور که ایسنا می‌نویسد، محیط‌طباطبایی با اشاره به اینکه انگیزه این ارزیابی، به اشتراک گذاشتن تجربیات موزه‌های برتر است عنوان کرد: «یکی از شاخص‌های مورد ارزیابی، معرفی درست موزه است، معتقدیم وقتی یک موزه نتواند خود را درست معرفی کند دچار مشکل می‌شود. به نظرم موزه برتر موزه‌ای نیست که ویترین خوب و تکنولوژی بالا داشته باشد. البته این‌ها شرط‌های لازم است، ولی اصلی و کافی نیست. یک موزه ممکن است همه این شاخص‌ها را داشته باشد و حتی دارای آثار باارزش باشد، ولی آنچه به موزه اهمیت می‌بخشد، ‌موزه‌دار است. موزه‌دار مثل پرده‌خوان است. او راوی اصلی موزه است.»

موزه نهاد روشنفکری محسوب می‌شود، یعنی موزه است که به ما یادآوری می‌کند از چه گذشته‌ای عبور کردیم که به آینده می‌خواهیم برسیم. موزه است که قدرت مکث در این روند سریع را دارد و مشخص می‌کند از کجا به کجا می‌رویم، موزه فقط برای آینده نیست

بینال‌ها دیگر در موزه هنرهای معاصر برگزار نمی‌شود
او افزود: «نتیجه این ارزیابی عصر روز ۲۸ اردیبهشت همزمان با روز جهانی موزه‌ها در موزه هنرهای معاصر اعلام می‌شود. موزه هنرهای معاصر به این دلیل به عنوان محل برگزاری انتخاب شده که مدیر جدید آن تعهداتی برای تبدیل این مکان به موزه داده است. در واقع موزه هنرهای معاصر قصد دارد موزه شود و گالری ثابت را در کنار گالری‌های ادواری داشته باشد. هفت گالری موزه‌ای است و دو سه گالری هم ادواری باقی می‌ماند که در این صورت، بینال‌ها و دوسالانه‌ها دیگر به موزه هنرهای معاصر ارتباطی نخواهد داشت.»
اهدای «خورشید» یونسکو به ارفعی
او در ادامه برنامه‌هایی را که در هفته میراث فرهنگی متأثر از روز جهانی موزه‌ها در کشور برگزار می‌شود این‌گونه تشریح کرد:
از ۲۲ اردیبهشت‌ماه در موزه گرافیک، مجموعه پوسترهای دو دهه قبل در ارتباط با روز جهانی موزه‌ها که آثار هنرمندان برجسته‌ای چون مرتضی ممیز، حقیقی، ‌قباد شیوا و دیگران است به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه تا هشتم خردادماه ادامه دارد.
روز ۲۵ اردیبهشت‌ماه در سه خانه موزه شهرداری تهران نشست ادبی برگزار می‌شود. روز ۲۵ اردیبهشت در خانه اخوان ثالث، ۲۷ اردیبهشت در خانه نیما و ۲۹ اردیبهشت در خانه جلال و سیمین این نشست‌ها برگزار می‌شود.
روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه به موزه ارتباطات اختصاص دارد که هنوز برنامه دقیق آن اعلام نشده است.
رئیس ایکوم این میان به تهدید موزه ارتباطات اشاره کرد و افزود: «تهدیدی که از اواخر دولت قبل شروع شده و برای موزه هدایای ریاست جمهوری بال شرقی ساختمان را گرفتند همچنان باقی است. این بخش نه این‌که به موزه تبدیل شده باشد، بلکه از موزه خارج شده است. در واقع بزرگترین بخش ساختمانی این موزه که به لحاظ معماری همه شاخص‌های آن ارزش غیرقابل تردیدی دارد، در تهدید است. فراموش نشود اگر این بخش به ساختمان اداری تبدیل شود، میدان مشق که می‌خواهیم از حالت اداری خارج شود و ساختمان‌های وزارت خارجه به موزه تبدیل شود، در تهدید قرار می‌گیرد.»

بال شرقی ساختمان موزه ارتباطات از موزه خارج شده است. در واقع بزرگترین بخش ساختمانی این موزه که به لحاظ معماری همه شاخص‌های آن ارزش غیرقابل تردیدی دارد، در تهدید است. فراموش نشود اگر این بخش به ساختمان اداری تبدیل شود، میدان مشق که می‌خواهیم از حالت اداری خارج شود و ساختمان‌های وزارت خارجه به موزه تبدیل شود، در تهدید قرار می‌گیرد

محیط‌طباطبایی در ادامه، دیگر برنامه‌های هفته میراث فرهنگی را که در موزه‌ها برگزار می‌شود به این شرح اعلام کرد:
۲۸ اردیبهشت‌ در ساعت ۱۱ وزارت میراث فرهنگی، برنامه رسمی روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی را در موزه ملی ایران برگزار می‌کند.
۲۹ اردیبهشت نیز موزه سینما نشست تخصصی با حضور سینماگران دارد. از ساعت ۱۵ تا ۱۷ هم در موزه ملی نشست مجموعه‌داران برگزار می‌شود که همزمان برای غلامرضا سحاب بزرگداشتی برگزار می‌شود.
روز ۳۰ اردیبهشت‌ماه، از ساعت ۹ تا ۱۳ در کتابکده «افسانه و خیال» نشست غول چراغ جادو برگزار می‌شود. این برنامه الهام گرفته از طرح پوستر جهانی روز موزه است که مخاطبان آن کودکان و نوجوانان هستند.
در همین روز، ساعت ۱۴:۳۰ موزه کلیمیان ایران در خیابان سی‌تیر برنامه‌ای را اجرا می‌کند و از ساعت ۱۵ تا ۲۰ هم در موزه موسیقی گردهمایی برگزار می‌شود که به این بهانه بزرگداشتی برای مدیریت قبلی این موزه که در دوران کرونا درگذشت، برگزار می‌شود.
روز ۳۱ اردیبهشت‌ماه موزه علوم و فناوری نشستی با موضوع «دانش سنتی و نقش آن در موزه‌ها» دارد و در ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ موزه ارتباطات درباره حقوق مالکیت فکری نشستی خواهد داشت. در همین روز که «تنوع فرهنگی» نام‌گذاری شده، کاخ گلستان نشستی با این رویکرد برگزار می‌کند.
روز یکم خردادماه نمایشگاه گروهی آثار هنرمندان غارموزه وزیری در موزه دفاع مقدس برپا می‌شود. در همان روز، اولین نشست موزه‌داران خصوصی در ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار می‌شود.
روز دوم خردادماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ کاخ نیاوران کارگاهی با عنوان کودک و موزه‌ها دارد و موزه فرهنگ ملل و دوستی هم جشنواره قرقره را برپا می‌کند. موزه خیمه شب‌بازی هم در محله سرچشمه و بافت قدیمی تهران برای کودکان برنامه‌ای را اجرا می‌کند.
در روز سوم خردادماه همزمان در کاخ سعدآباد و ۱۱ استان و با همکاری انجمن معلولان، پاراتور برگزار می‌شود تا به شاخص‌های دسترسی موزه ها بیشتر پرداخته شود.
چهارم خردادماه نیز مهم‌ترین برنامه به موزه دکتر حبیبی اختصاص دارد. این موزه از سوی همسر ایشان مدیریت می‌شود که به انگیزه این هفته قرار است معرفی شود.
ششم خردادماه ساعت ۱۵ در موزه ملی ایران نشان «خورشید» یونسکو به دکتر ارفعی اهدا می‌شود. موزه پمپ بنزین هم ساعت ۱۲ ظهر کارناوالی از خودروهای تاریخی راه خواهند انداخت.
دهم خردادماه هم در یونسکو نشست «قدرت موزه‌ها و میراث دیجیتال» برگزار می‌شود که کاری مشترک از ایکوم و یونسکو است تا در نهایت به طرح ایجاد کنوانسیون میراث دیجیتال منتهی شود.
شعار امسال: قدرت موزه
رئیس کمیته ملی موزه‌ها در ایران در ادامه با اشاره به شعار امسال روز جهانی موزه‌ها با عنوان قدرت موزه‌ها، گفت:‌ «این شعار قدرت موزه‌ها را در وجوه مختلف تعریف می‌کند. قدرت موزه را در این‌که پیشرفت تکنولوژی و فناوری‌هایی که با استفاده از آن موزه‌ها می‌توانند فراگیرتر شوند و قدرت موزه را در این‌که به پایدار منطقه و محیطی که در آن قرار گرفته‌اند، کمک می‌کنند و قدرت موزه را به این‌که موزه یک امر آموزشی است و با آموزش مداومِ مخاطب خود سعی در ارتقاء مدنی جامعه‌ دارد، می‌بیند.»
او با اشاره به مزیت موزه‌ها در دنیای امروز، عنوان کرد: «از آغاز دهه ۸۰ میلادی که به سمت پایان قرن بیستم در حرکت بودیم، وارد دوره بسیار مهم شکوفایی انقلاب علمی و صنعتی شدیم، انقلابی که گاه به آن انقلاب ارتباطات می‌گویند که تمام پدیده‌های اجتماعی و مفاهیم را تحت تاثیر قرار داد. این روند به قدری سریع پیش می‌رود که گفته می‌شود ما وارد انقلاب چهارم صنعتی یا عصر هوش مصنوعی شده‌ایم. موزه در چنین روندی نهاد روشنفکری محسوب می‌شود، یعنی موزه است که به ما یادآوری می‌کند از چه گذشته‌ای عبور کردیم که به آینده می‌خواهیم برسیم. موزه است که قدرت مکث در این روند سریع را دارد و مشخص می‌کند از کجا به کجا می‌رویم، موزه فقط برای آینده نیست.»
به گفته او می‌توان گفت همه در مقابل این روند علمی سریع مرعوب شده‌اند و برای خود تعریف‌های مختلفی ارائه می‌دهند، حتی موزه‌هایی در نقاطی از دنیا تاسیس می‌شود که برای آینده و جوامعی است که فاقد گذشته فرهنگی مقتدر هستند و جوامعی با قدمت ایران قطعا به چنین موزه‌هایی نیاز دارند. این قدرت موزه است‌.




تکرار مرگ مادری در«ازنا»

زن 31 ساله فرزند خود را ندید، همان لحظاتی که پسر بچه به دنیا آمد، مادر از دنیا رفت، آرزوی مادر شدن برای اولین بار به خاک سپرده و بار دیگر پرونده «مرگ‌های مادری» در ازنا گشوده شد. شهری در شرق استان لرستان که به گفته مسئولان جمعیتش 75 هزار جمعیت شهری و روستایی است، تنها یک بیمارستان 96 تختخوابی دارد. این بیمارستان که شهریور پارسال هم مرگ یک مادر دیگر را به چشم خود دیده بود، حالا محل بررسی پزشکان و بازرسانی شده که خواهان کشف علت مرگ مادران هستند.

 

مادر باردار ازنایی، 19 اردیبهشت امسال در بیمارستان امام علی شهر حین جراحی سزارین درگذشت. زنی 31 ساله که شایعاتی درباره مرگش در فضای مجازی پیچیده است. یک گروه مجازی از کمبود اکسیژن نوشته و کانال دیگری از خونریزی بعد از زایمان گفته است. دانشگاه علوم‌پزشکی یک تیم ارزیاب برای بررسی علل حادثه به بیمارستان امام علی ازنا فرستاده و در سمت دیگر ماجرا پزشکی قانونی مشغول حقیقت‌یابی است. حقیقت‌یابی برای مرگ‌هایی که حین بارداری، زایمان یا حتی 42 روز بعد از زایمان رخ می‌دهند و پیشتر هم در ازنا اتفاق افتاده است.

زن 31 ساله فرزند خود را ندید، همان لحظاتی که پسر بچه به دنیا آمد، مادر از دنیا رفت، آرزوی مادر شدن برای اولین بار به خاک سپرده و بار دیگر پرونده «مرگ‌های مادری» در ازنا گشوده شد

شهریور سال 1400 بود که زنی 23 نیز حین جراحی سزارین در بیمارستان ازنا درگذشت. حشمت‌الله بهمنی، فرماندار سابق «ازنا» همان زمان در گفت‌وگو با صداوسیما تاکید کرد که مادر به دلیل کوتاهی و قصور تیم پزشکی فوت کرده است. بهمنی شهریورماه تاکید کرد ظرف یک سال گذشته این سومین مادر بارداری بوده که بر اثر کوتاهی و قصور تیم پزشکی و کمبود تجهیزات فوت می‌کند.
حسین گودرزی، نماینده مردم دورود و ازنا نیز همان زمان در نامه‌ای خطاب به بهرام عین‌اللهی، وزیر بهداشت از او خواست تا نسبت به کوتاهی صورت گرفته اقدام کند و برای پیگیری موضوع بازرس ویژه ارسال کند.
خانواده متوفیان همان زمان به دادسرا شکایت کردند و در نهایت 15 اردیبهشت بعد از بررسی تیم ارزیاب، براساس حکم و رای نهایی هیات بدوی تخلفات اداری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، متخصص زنان و زایمان مقصر شناخته شد و به انفصال دائم از خدمات دولتی هم محکوم شد.

بیمارستان ازنا اما به گفته رحیم یگانه، رئیس بیمارستان علاوه بر کمبود تخت بیمارستانی پزشک متخصص نیز کم دارد. او به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «بیمارستان ازنا، بیمارستانی عمومی است اما هم متخصص ارتوپدی ندارد، هم متخصص گوش و حلق و بینی و هم متخصص چشم پزشکی. می‌گویند باتوجه به شاخص جمعیتی به شما تعلق نمی‌گیرد اما بسیاری توجیه نیستند، ما بیمارستان داریم و مردم توقع پزشک دارند. مردم هم برای درمان این بیماری‌ها به پزشکان متخصص به شهرهای دیگر مراجعه می‌کنند.»

مرگ مادر 31 ساله پرونده مرگ مادری سال گذشته را در ذهن شهروندان ازنایی بار دیگر باز کرده است. آمارها نشان می‌دهد که به ازای هر 100 هزار زایمان در سال 2015، 216 مرگ مادری ثبت شده است و این یعنی روزانه حدود 800 زن در دنیا از علل و عوامل مرتبط با زایمان می‌میرند که 99 درصد این مرگ‌ها در کشورهای درحال توسعه رخ می‌دهد. تازه‌ترین گزارش عملکرد نظام کشوری مراقبت مرگ مادری که در سال 98 منتشر شده است آمار مرگ مادری در این سال را در کشور 300 مورد ثبت کرده است. براساس این گزارش، در استان لرستان نرخ مرگ و میر مادری در سال 96، 4، در سال 97، 3 نفر و در سال 98، دو نفر ثبت شده است. این آمار درحالی اعلام شده است که سال 96، پیمان آسترکی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی لرستان از کاهش 66 درصدی مرگ‌و‌میر مادران باردار در این استان خبر داده بود و گفته بود: فشار خون بالا، مسمومیت‌ بارداری و خونریزی حین بارداری مشخصه مادران باردار پرخطر است و به همین خاطر تمام مادران باردار تا نزدیک زایمان‌ به‌خصوص در روستاها پایش می‌شوند و این یکی از علل موثر کاهش مرگ و میر مادران باردار در لرستان است.
مرگ مادر 31ساله در ازنا در چند روز گذشته، انگشت اتهامی هم به سوی امکانات بهداشتی شهر ازنا دراز کرده است. بیمارستان امام علی ازنا تنها 96 تخت خواب دارد که 64تای آن فعال است. براساس آمار و اطلاعات سالنامه آماری کشور در سال 94، دسترسی لرستانی‌ها به تخت بیمارستانی به ازای هر هزار نفر، حدود 1.5 عنوان شده است و این یعنی حدود 0.4 کمتر از میانگین کل کشور. این آمار زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم در کشورهای اروپایی، سرانه دسترسی به تخت بیمارستانی حدود 6.36 است.
بیمارستان ازنا اما به گفته رحیم یگانه، رئیس بیمارستان علاوه بر کمبود تخت بیمارستانی پزشک متخصص نیز کم دارد. او به روزنامه «پیام ما» می‌گوید: «بیمارستان ازنا، بیمارستانی عمومی است اما هم متخصص ارتوپدی ندارد، هم متخصص گوش و حلق و بینی و هم متخصص چشم پزشکی. می‌گویند با توجه به شاخص جمعیتی به شما تعلق نمی‌گیرد اما بسیاری توجیه نیستند، ما بیمارستان داریم و مردم توقع پزشک دارند. مردم هم برای درمان این بیماری‌ها به پزشکان متخصص به شهرهای دیگر مراجعه می‌کنند.» یگانه درباره آمار مرگ مادری نیز توضیحاتی می‌دهد. او معتقد است که در یازده سالی که تاکنون در بیمارستان بوده تنها شاهد 11 مرگ مادری بوده است: «باید آمار مرگ مادری در یک سال بررسی کرد، اکنون می‌توانیم بگوییم که مثلا از ابتدای تاسیس بیمارستان امام خمینی تهران حدود 4 هزار مرگ مادری اتفاق افتاده است، یک مورد مرگ هم برای ما بغرنج است، دو مورد مرگ آخری یکی برای سال 1400 بوده و آخرین مورد هم جزو آمار امسال است. از آن طرف ماجرا هم پزشک متخصصی که سال گذشته ممنوع الفعالیت شد، حدود 4200 زایمان داشته که حالا یک مورد منجر به مرگ شده، نباید رخ می‌داده اما اتفاق افتاده است.»
رئیس بیمارستان با قطعیت درباره علت مرگ صحبتی نمی‌کند، او تنها به بیان این جمله بسنده می‌کند: «علت مرگ در حال بررسی است و تا زمانی که پاسخ نظام پزشکی و پزشکی قانونی به ما نرسد، نمی‌توان درباره آن اظهار نظر کرد.» کمیته حقیقت‌یاب تا لحظه نگارش این گزارش نتیجه‌ی نهایی را اعلام نکرده است.




کشورها ی تحت تحریم دنبال دریافت «دانش خنثی‌سازی تحریم» از ایران هستند

| پیام ما | پس از بیانیه جو بایدن در مورد کاهش خریداری نفت از ایران معاون سیاسی وزارت امور خارجه و مذاکره ارشد ایران در مذاکرات برجام با حضور در نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز و پتروشیمی گفت: «پایداری رفع تحریم‌ها» در گرو حفظ و ارتقای ظرفیت‌های سخت و نرم در خنثی‌سازی تحریم‌ها است.

جو بایدن به تازگی در بیانیه‌ای اعلام کرد میزان ذخایر نفت موجود از کشورهای غیر از ایران به اندازه‌ای است که بتوان خریداری نفت از ایران را کاهش داد. این در حالی است که انتظار می‌رفت در پی سفر انریکه مورا به ایران سطح تنش‌ها کاهش یابد. در حالی که … از روی کار آمدن دولت جو بایدن می‌گذرد هنوز توافقی بین ایران و کشورهای طرف مذاکره در وین یا همان کشورهایی که برجام را امضا کرده بودند روی نداده صباح زنگنه کارشناس مسائل بین‌المللی نیز تأکید کرده است نه تنها ایران و آمریکا، بلکه تمام جامعه جهانی از تاخیر در احیای برجام متضرر خواهند شد.
اظهارنظر در نمایشگاه نفت
علی باقری معاون سیاسی وزارت امور خارجه مذاکره کننده ارشد ایران در مذاکرات وین (برجام) گفت: جمهوری اسلامی ایران به همان اندازه که در مذاکرات جدی است، در عدم اعتماد به دشمن نیز مصمم است.
به گزارش ایسنا، باقری همزمان با بازدید از نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز و پتروشیمی تأکید کرد: سیاست راهبردی خنثی‌سازی تحریم در کنار ابتکار هوشمندانه رفع تحریم، ترفند دشمن در متوقف‌سازی قطار توسعه همه‌جانبه کشور را ناکام گذاشته است.
باقری در تشریح سیر رسیدن به دانش خنثی‌سازی تحریم، گفت: اراده راسخ و توانمندی شگرف کارگزاران و متخصصان صنعت انرژی کشور، هنر دور زدن تحریم را که زمانی تنها ابزار این صنعت در مقابله با تحریم هوشمند بوش بود به «فناوری مقابله با تحریم فلج‌کننده اوباما» و سپس به «دانش برای خنثی‌سازی تحریم ناشی از کارزار فشار حداکثری ترامپ» تبدیل کرد و اکنون دیگر کشورهای تحت تحریم نیز به‌ دنبال دریافت «دانش خنثی‌سازی تحریم» از ایران هستند.

اگر اکنون هیچ کدام از این ابتکارات به نتیجه نرسد، دیگر نمی‌توان امید داشت که در فضای انتخاباتی چند ماه آینده ایالات متحده، رئیس جمهور این کشور بتواند در مورد مذاکرات وین تصمیم قطعی بگیرد.

مذاکره کننده ارشد ایران همچنین با تاکید توان خنثی‌سازی تحریم را ایجاد کننده قدرت بازدارندگی در برابر تحریم‌های ظالمانه عنوان کرده و گفت: «توانمندی دانشمندان و صنعتگران» در خنثی‌سازی تحریم، افزون بر آنکه «ظرفیت دیپلماسی» برای رفع تحریم‌ها را به‌شدت افزایش می‌دهد، «قدرت بازدارندگی» کشور در قبال تحریم‌های ظالمانه را به‌طور قابل ملاحظه‌ای ارتقا می‌بخشد.
باقری تصریح کرد: پایداری رفع تحریم‌ها در گرو حفظ و ارتقای ظرفیت‌های سخت و نرم در خنثی‌سازی تحریم‌ها است. جمهوری اسلامی ایران همان اندازه که در فرآیند مذاکرات و انجام تعهدات بین‌المللی از جمله در موضوع توافق برای رفع تحریم‌ها جدی است، در اعتماد نکردن به دشمن و اتکا نکردن به بیگانگان برای مصونیت از تحریم هم راسخ و مصمم است. عقلانیت انقلابی اقتضا می‌کند با عدم اعتماد به دشمن و عدم اتکا به بیگانگان، از همه ظرفیت‌های میدان دیپلماسی برای تامین منافع ملی استفاده کرد.
معاون سیاسی وزارت امور خارجه گفت: وزارت امور خارجه افزون بر آن که یک تنه در میدان دیپلماسی با همه توان در پی «رفع حداکثری تحریم‌ها» است، در کنار دانشمندان و فناوران صنعتگران بخش انرژی کشور از همه، ظرفیت‌های بین‌المللی برای ارتقای توان کشور در خنثی‌سازی تحریم‌ها استفاده خواهد کرد.
ضرر برای همه
صباح زنگنه تحلیلگر مسائل بین‌الملل که معتقد است نه تنها ایران و آمریکا، بلکه تمام جامعه جهانی از تاخیر در احیای برجام متضرر خواهند شد نیز در بررسی وضعیت پیش روی طرفین مذاکرات وین گفت: هرچند اروپا بر حفظ گفت‌وگوها به منظور نزدیک کردن دیدگاه‌های طرفین اصرار دارد، اما باید دید در فضای داخلی آمریکا چه اتفاقاتی می‌افتد. جمهوری اسلامی حتما باید به خواسته‌های خود برسد و خطوط قرمز تعیین‌شده از طرف ایران رعایت شود، اما باید دید چطور می‌شود در عین رعایت این خطوط، خواسته‌های آمریکا نیز تحقق یابد.
به گزارش ایسنا این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به اظهارات جوزپ بورل پس از سفر انریکه مورا به ایران، در مورد نزدیک بودن زمان شروع مجدد مذاکرات وین، اظهار کرد: : در این خصوص راه‌هایی وجود دارد که بسته به ابتکار طرف اروپایی، از هر کدام آن‌ها می‌توان استفاده کرد. مورا باید نتیجه سفر خود به ایران را ابتدا به کشورهای اروپایی و سپس به آمریکا گزارش دهد و تا دستورالعمل آمریکایی‌ها به مورا اعلام نشود، نمی‌توان به طور قطع نسبت به سرنوشت مذاکرات احیای برجام اظهار نظر کرد.
او همچنین به نزدیک بودن زمان انتخابات کنگره آمریکا، بیان کرد: اگر اکنون هیچ کدام از این ابتکارات به نتیجه نرسد، دیگر نمی‌توان امید داشت که در فضای انتخاباتی چند ماه آینده ایالات متحده، رئیس جمهور این کشور بتواند در مورد مذاکرات وین تصمیم قطعی بگیرد. اگر رئیس جمهور آمریکا اراده سیاسی لازم را داشته باشد، می‌تواند در این چند ماه باقی‌مانده تا انتخابات کنگره، به یک نتیجه عملی در مورد برجام برسد، کما اینکه سایر کشورها هم به دنبال ادامه گفت‌وگوها با آمریکا هستند تا بتوانند این کشور را متقاعد کنند از خواسته‌های تند خود صرف نظر کند تا بتوان به توافقی میانه که نظر هر دو طرف ایران و آمریکا را تامین می‌کند، دست یافت.
زنگنه با اشاره به سفر اخیر امیر قطر به ایران و همچنین اخبار منتشرشده در خصوص گفت‌وگوهای تلفنی وزیر امور خارجه قطر با جوزپ بورل و رابرت مالی در مورد مذاکرات هسته‌ای ایران، گفت: قطعا این نوع اقدامات میانجی‌گرانه و ابتکارات کشورهای مختلف، بر تصمیم‌گیری آمریکا بی‌تاثیر نیست، اما باید دید آیا این تاثیرات می‌تواند اقدامات مخرب رژیم صهیونیستی را خنثی کند یا خیر. کشورهایی که طرفدار احیای برجام هستند و در این خصوص تلاش می‌کنند، یک ظرفیت مشخصی دارند و در مقابل آن‌ها کشورها و رژیم‌هایی وجود دارند که مایل به سنگ‌اندازی در مسیر مذاکرات وین هستند. تا زمانی که یک پاسخ روشن از سوی آمریکا اعلام نشود، نمی‌توان به طور قطعی گفت که نهایتا تلاش‌های طرفداران برجام به نتیجه خواهد رسید یا تلاش‌های کشورها و رژیم‌هایی که با آن مخالفت دارند.
او با تاکید بر اینکه تاخیر در از سرگیری مذاکرات، قطعا آثار منفی در پی خواهد داشت، عنوان کرد: نه تنها ایران و آمریکا، بلکه تمام جامعه جهانی از تاخیر در احیای برجام متضرر خواهند شد. اگر مذاکرات وین به سرانجام نرسد، اروپایی‌ها با وجود تمام تلاش‌هایی که انجام داده‌اند، دست خالی خواهند ماند. رئیس جمهور آمریکا نیز نشان خواهد داد از زنده نگه داشتن برجام ناتوان بوده و این مسئله بر همکاری‌های بین‌المللی این کشور تاثیر خواهد گذاشت. جنگ اوکراین و روسیه، پیچیده‌تر شدن وضعیت اقتصاد جهانی و بحران‌های غذایی و انرژی، باعث تشدید اثرات منفی ناشی از عدم احیای برجام خواهد شد و قطعا اقتصاد ایران و آمریکا آسیب بیشتری خواهد دید.




استانهای شمالی،اسیر پسماند

وضعیت برای اهالی روستای سراوان در استان گیلان سخت‌تر از گذشته شده است. آنها که از اواخر فروردین امسال، به مدت دو هفته مقابل ورودی سایت زباله ایستادند تا دیگر زباله‌ای به جنگل نرود، هشتم اردیبهشت با برخورد سخت نیروی انتظامی روبه‌رو شدند. بیست‌و‌ دو نفر بازداشت شدند. حالا پس از کمتر از 20 روز بار دیگر پای زباله‌ها به سایت باز شده است. اهالی روستا می‌گویند بعد از اتفاقات روز هشتم اردیبهشت، شهرداری دیگر زباله‌ها را از کوچه و خیابان‌های روستا جمع نمی‌کنند. آنها بارها با دهیاری و نهادهای دیگر تماس گرفته‌اند و جوابی نیامده. این درحالی است که مجید صالحی، دهیار روستای سراوان در پاسخ به «پیام ما» صرفا گوشی تلفن را قطع کرد. بدون آنکه بخواهد درباره وضع فعلی سراوان و سایت زباله توضیحی داشته باشد. همزمان با این نابسامانی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در کارگروه پسماند گفته است که استان‌های شمالی دیگر برای دفن زباله جا ندارند.

محلی‌ها که در چهل سال گذشته سختی زندگی در کنار سایت زباله را تحمل کرده‌اند حالا می‌گویند جمع نکردن زباله فقط یک معنی دارد و آن هم این است که می‌خواهیم «تنبیهتان کنیم.» یکی از ساکنان سراوان این را می‌گوید و تاکید می‌کند اسمی از او در گزارش نیاید. «می‌خواهند بگویند اگر زباله سایر مناطق را جمع نکنیم هم همین وضع می‌شود. آنها می‌خواهند به ما بگویند ببنید اگر زباله خودتان جمع نشود چه حسی دارید؟ اما می‌گوییم چرا فکری اساسی نمی‌کنید؟ بحثِ ما یا دیگران نیست.»
از روز هشتم اردیبهشت، کانکس نیروی انتظامی در ورودی سایت زباله گذاشته شده و نیروهای مردمی از مقابل آن پراکنده شده‌اند. وعده‌های مسئولان می‌گوید این سایت تا پایان 1401 ساماندهی می‌شود اما محلی‌ها با اتفاقات رخ داده امیدی به حل مشکل ندارند «سال 98 قرار بود پایان زمانی باشد که فکری به حال اینجا می‌کنند. قرار بود بعد از آن حداقل دیگر زباله به اینجا نیاید. اما چه شد؟ هیچ.»

اولادزاد: مسئولان تنها در پی یافتن محلی برای ریختن یا به اصطلاح دفن زباله هستند و از هیچ رویه علمی و تکنولوژی جدید استفاده نمی‌کنند. چرا که عملا نمی‌خواهند این معضل حل شود

در دو هفته گذشته که کانکس نیروی انتظامی آمده، آنها به صورت شیفتی مقابل ورودی سایت حضور دارند. همه چیز به روال گذشته برگشته و باز هم زباله‌ها به داخل سایت می‌ایند. یکی دیگر از ساکنان سراوان می‌گوید باز هم روزانه چندین وانت حمل زباله به داخل سایت می‌رود «الان تقریبا پنج روز می‌شود که وانت‌ها دوباره می‌آیند. به شدت قبل نیست اما وضعیت به روال قبل برگشته.» او می‌گوید دوره‌های قبل هم که مردم اعتراض می‌کردند، به مدت دو هفته وضعیت بهتر می‌شد. خاک روی زباله‌ها می‌ریختند و حجم را کنترل می‌کردند اما بعد از دو تا سه هقته به همان روال قبلی برمی‌گشت. «الان هم وضع مانند گذشته است. »
اعتراضات سراوان در حالی از تب و تاب افتاده که سی‌ویکمین کارگروه ملی مدیریت پسماند که با حضور نمایندگان وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مرتبط برگزار شده است؛ از آن دست کارگروه‌ها پس از سال‌ها نتوانسته‌اند تاثیری بر روند بهبود مدیریت پسماند کشور داشته باشند. علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست در این جلسه گفته: «امیدوارم در برنامه زمان‌بندی چهارساله دولت سیزدهم مشکلات پسماند کشور حل شود و در پایان این دولت شاهد معضلات پسماند در استان‌های شمالی نباشیم. به منظور حفاظت بهینه از عرصه‌های منابع طبیعی استان‌های شمالی تکالیف دستگاه‌ها به خصوص وزارت جهاد کشاورزی باید مشخص شود.» او در نهایت تاکید کرده که استان‌های شمالی نقطه‌ای برای دفن زباله ندارند: «مردم را همیشه در تولید پسماند مقصر ندانیم، استانداری‌ها، ادارات کل محیط زیست، شهرداری‌ها، شرکت آب و فاضلاب، پسماند، وزارت کشور باید تکالیف‌شان را در این بخش به درستی انجام دهند. خود ما به عنوان مسئولان دستگاه‌های اجرایی مقصریم و باید در این زمینه پاسخگو باشیم.»

محلی‌ها که در چهل سال گذشته سختی زندگی در کنار سایت زباله را تحمل کرده‌اند حالا می‌گویند جمع نکردن زباله فقط یک معنی دارد و آن هم این است که «می‌خواهیم تنبیهتان کنیم». یکی از آنها می‌گوید: می‌خواهند بگویند اگر زباله سایر مناطق را جمع نکنیم هم همین وضع می‌شود. آنها می‌خواهند به ما بگویند ببنید اگر زباله خودتان جمع نشود چه حسی دارید؟ اما می‌گوییم چرا فکری اساسی نمی‌کنید؟

فقط محل دفن زباله را عوض می‌کنند
پاسخگو نبودن در زمینه مدیریت پسماند اما عمری چهل ساله دارد. ماجرا نه فقط در گیلان که در مازندران هم حاد است. چنانچه سهیل اولادزاد، فعال محیط زیست و پژوهشگر در حوزه پسماند به «پیام ما» هم همین را می‌گوید. به گفته او، مسئولان تنها در پی یافتن محلی برای ریختن یا به اصطلاح دفن زباله هستند و آنها از هیچ رویه علمی و تکنولوژی جدید استفاده نمی‌کنند. چرا که عملا نمی‌خواهند این معضل حل شود. «20 سال قبل زباله‌های بابل در منطقه‌ای ریخته می‌شد که مردم اعتراض کردند و جای جدیدی برای ریختن تعیین شد. در ساری هم همین وضعیت است. مدتی در سمسکنده رها می‌شد. بعد از اعتراض مردمی در سال 84 زباله‌ها را به تلمادره و حاشیه پارک ملی کیاسر ریختند. اما مردم کیاسر هم معترض شدند و حالا قرار است به آق‌قلا برده شود. این وضعیت مدیریت پسماند کشور است.»
این فعال محیط زیست می‌گوید وضعیت در گیلان هم همین است. او می‌گوید: «سایت سراوان با آن حجم از زباله را چطور می‌خواهند ساماندهی کنند، آن هم وقتی این خواست وجود ندارد. سی سال قبل در سوادکوه، زباله‌ها به داخل رودخانه ریخته می‌شد. بعد به داخل جنگل ریختند. فقط جابه‌جایی محل دفن رخ می‌دهد نه حل مشکل. این در حالی است که همه روش‌های مدیریت پسماند مشخص است، تجربه کشورهای مختلف وجود دارد و البته منابع اقتصادی زیادی هم در این راه صرف شده و هنوز صرف می‌شود.»
اولادزاد از سوی دیگر می‌گوید در سال‌های پیش برای سراوان و سایر نقاط جلسات مختلف برگزار شده، مصوبات و آیین‌نامه‌های مختلفی تدوین شد اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ هیچ. «ما حتی 10 سال پیش طرح جامع مدیریت پسماند برای استان‌های ساحلی را داشتیم. نتیجه این طرح چه شد؟ نتیجه جلسات و کمیته‌هایی که همه ارگان‌ها برای مدیریت پسماند برگزار می‌کنند چیست؟»
پاسخ تمام این پرسش‌ها مشخص است و البته مردم سراوان هم گلایه‌شان مانند مردم ساری و نوشهر و سایر شهرهای مازندران از همین بی‌عملی است. اولادزاد می‌گوید از دهه هفتاد قرار بود مازندران سه دستگاه زباله‌سوز داشته باشد اما در حال حاضر فقط یک زباله‌سوز و آن هم با ظرفیت کم در بهشهر فعال است. «از سال 90 که قرار شد ساری و نوشهر دستگاه زباله‌سوز داشته باشند، هر سال 22 بهمن گفتند امسال افتتاح می‌شود اما هنوز نشده. تازه درباره عملکرد آن زباله‌سوز هم اما و اگر فراوان است. یکی از موارد این است که می‌گویند زباله مخلوط می‌سوزاند اما همه می‌دانیم سوزاندن زباله مخلوط با این حجم زیاد ممکن نیست.»
اما نکته دیگر در ساماندهی که اولادزاد هم بر آن تاکید دارد، نخواستن سازمان‌های مختلف است. به گفته این فعال محیط زیست، پسماند برای ارگان‌های مختلف، علی‌الخصوص شهرداری‌ها درآمد میلیاردی دارد و آنها با اجاره این سایت‌های زباله به پیمانکاران درآمد هنگفتی کسب می‌کنند. در نتیجه دلشان نمی‌خواهد این وضعیت سامان بگیرد. در غیر این صورت بعد از سه دهه باید ساماندهی رخ می‌داد. « شرکت‌های زیادی چه در ایران و چه خارج داشتیم که می‌خواستند در این حوزه سرمایه‌گذاری کنند. اگر قرارداد مناقصه‌ها را در شهری چون آمل بینید، نام شرکت معتبری چون مپنا هم در آن وجود دارد. اما بعد آنها کم‌کم پا پس کشیدند. چرا که سودآوری برایشان نداشت. می‌گفتند زباله‌گردها همه آنچه را که می‌خواهیم جمع می‌کنند و بدون پرداخت مالیاتریال سود می‌کنند. این در حالی است که حمل و نگهداری پسماند بدون اجاره شهرداری یا ارگان‌های مجری جرم است اما از سوی دیگر سازمان صنعت، معدن و تجارت برای جمع‌آوری ضایعات مجوز صنفی می‌دهد و محیط زیست به عنوان ناظر هیچ کاری نمی‌کند. این روند، مافیایی که غیرقانونی بوده را قدرتمند کرده است.»
شهرداری‌ها، محل دفن زباله را اجاره می‌دهند و اجاره‌کنندگان هم هیچ تعهدی برای ریختن خاک روی زباله یا مدیریت شیرابه و … ندارند. « زباله داستانی است که در تمام دنیا اشتغال‌زایی می‌کند. میلیون‌ها دلار پول از قبل آن جابه‌جا می‌شود و شرکت‌هایی هستند که در این زمینه با هم رقابت می‌کنند. بنابراین قرار نیست ما چرخ را از اول اختراع کنیم.»

 

 

 




شهرهای ایده آل دوچرخه سواران

تشویق شهروندان به استفاده از دوچرخه به جای خودرو شخصی یکی از راهکارهایی است که بسیاری از دولت‌ها و شهرداری‌ها برای کنترل آلودگی هوا و کاهش ترافیک از آن استفاده کرده و می‌کنند. اگرچه استفاده از دوچرخه در شهرهای کوچک و روستاها به مراتب آسان‌تر است اما برخی شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا نیز توانسته‌اند از طریق طرح‌های تشویقی، فرهنگی و عمرانی تعداد دوچرخه‌سواران را بالا برده و از این طریق، آلودگی هوا و ترافیک را تا سطح بسیار زیادی پایین بیاورند.

در شهرهای بزرگ ایران، به‌خصوص تهران، طرح‌های زیادی اجرا شد تا فرهنگ دوچرخه‌سواری در بین مردم جا بیفتد؛ اما متاسفانه این طرح‌ها علی‌رغم تلاش بسیار، نتوانستند راه به جایی ببرند. فقدان ساختار شهری مناسب برای دوچرخه سواران از جمله وجود لاین مخصوص دوچرخه‌سواری در همه خیابان‌ها، وجود اتوبان‌های مناسب و کم‌خطر برای دوچرخه‌سواران، فرهنگ مناسب و عدم آزار دوچرخه‌سواران توسط رانندگان، تناسب قیمت و وجود دوچرخه‌های سالم، مناسب و مجهز و … همه و همه موانع اجرای طرح دوچرخه‌سواری در تهران و شهرهای دیگر ایران بودند.
اگرچه شکست طرح دوچرخه‌سواری همگانی در تهران بسیاری را بر این فکر داشت که اصولا اجرای این طرح در شهرهای بزرگ و پرجمعیت و به خصوص پایتخت‌ها ممکن نیست اما اگر مروری بر شهرهای مناسب برای دوچرخه‌سواران داشته باشیم متوجه می‌شویم که بسیاری از این شهرها هم جمعیت بسیار زیادی دارند و هم در قلب کشورهای صنعتی اروپا و آمریکا واقع شده‌اند. از این رو، بررسی چگونگی اجرای طرح توسعه دوچرخه‌سواری در این شهرها می‌تواند کمک فراوانی به ما جهت الگوبرداری و اجرای طرح‌های مربوطه در شهرهای بزرگ و پرجمعیت ایران بکند.
پایگاه‌های آماری و اطلاعاتی مختلف، دسته بندی‌های مختلفی از مناسب‌ترین شهرهای دنیا برای دوچرخه سواری و دوچرخه‌سواران (Bike-friendly cities) دارند.
پایگاه Trip to discover یکی از پایگاه‌هایی است که اخیرا در گزارشی، بر اساس رویکرد و اطلاعات خود، منسب‌ترین شهرهای جهان برای دوچرخه سواری شهری را معرفی کرده است. شهرهای دوستدار دوچرخه معمولاً بر اساس شاخص‌هایی من جمله میزان دسترس‌پذیری (accessibility)، امکانات و تجهیزات، فرهنگ، سیاست، ترافیک و … رتبه‌بندی می‌شوند.
در این گزارش به معرفی مناسب‌ترین و برترین مناطق دنیا برای دوچرخه‌سواری شهری می‌پردازیم.
آمستردام، دوستدار دوچرخه است
آمستردام همیشه در صدر فهرست شهرهای دوستدار دوچرخه در سراسر جهان قرار دارد. تقریباً 40 درصد از ترافیک شهر مربوط به دوچرخه است. این شهر شبکه‌ای از مسیرهای دوچرخه‌سواری توسعه یافته دارد. مسافرانی که از قطار و اتوبوس جا مانده‌اند می‌توانند از یکی از هزاران دوچرخه قرار گرفته در مراکز نگه‌داری این وسیله نقلیه برای رسیدن به محل کار و تحصیل خود خود استفاده کنند. آمستردام خطوط خیابانی و علائم راهنمایی و رانندگی مشخصی برای دوچرخه سواران دارد و فرهنگ دوچرخه سواری در این کشور بسیار بسیار قوی و بالا است.
محبوب توریست‌ها
یکی از شهرهای فوق‌العاده محبوب اروپا برای دوچرخه‌سواران، کپنهاگ است. تقریباً همه کسانی که در این شهر زندگی می‌کنند دوچرخه دارند و شهر هر ساله میلیون‌ها دلار برای بهبود و تعمیر دوچرخه‌ها خرج می‌کند. تقریبا همه خیابان‌های کپنهاگ خطوط دوچرخه سواری مشخص و جداشده دارند. همچنین، کاربران می‌توانند از دوچرخه‌های عمومی رایگان استفاده کنند. این دوچرخه‌ها به مسافران و توریست‌ها نیز داده می‌شوند.

پورتلند به عنوان پایتخت دوچرخه آمریکا شناخته می‌شود و ساکنان آن کاملاً با دوچرخه سواری خو گرفته‌اند

سیاست‌های افزایش استفاده از دوچرخه
یکی از منحصر به فردترین ویژگی‌های شهر تروندهایم نروژ تعداد بالای دوچرخه در آن است. در تروندهایم بالابرهایی وجود دارد که مانند بالابرهای پیست اسکی است و دوچرخه سواران را بدون نیاز به پیاده شدن از دوچرخه به مسیرهای پرشیب یا روی تپه‌ها و مناطق کوهستانی می‌برد. جای تعجب نیست که این مکان به یک جاذبه توریستی محبوب برای مسافران و گردشگران تبدیل شده است. نروژ در تلاش است تا استفاده از دوچرخه را در سراسر کشور و از جمله پایتخت افزایش دهد.
استفاده هزاران نفری آلمانی‌ها از دوچرخه
پایتخت آلمان یک شهر بزرگ اروپایی است که دوچرخه سواری درآن تقریبا به اندازه رانندگی با اتومبیل محبوب است. صدها مایل مسیر دوچرخه ‌سواری در این شهر وجود دارد و مناطق مختلف پایتخت بزرگ آلمان را به هم وصل می‌کند. همچنین، مسیرهای دوچرخه ‌سواری خارج از شهر و جاده‌ای نیز در این منطقه از آلمان وجود دارد. صدها هزار نفر هر روز در برلین برای رفت‌و‌آمد به محل کار، گردش در شهر و دیدن مناظر مختلف دوچرخه سواری می‌کنند.

تشویق شهروندان به استفاده از دوچرخه به جای خودرو شخصی یکی از راهکارهایی است که بسیاری از دولت‌ها و شهرداری‌ها برای کنترل آلودگی هوا و کاهش ترافیک از آن استفاده کرده و می‌کنند

بوردو عرصه همگانی دوچرخه‌سواری
بوردو یکی از شهرهای فرانسه است که اخیراً در عرصه دوچرخه سواری همگانی به طور گسترده‌ای پیشرفت حاصل کرده است. این شهر سرمایه‌گذاری‌های وسیعی در زمینه توسعه مسیرهای دوچرخه‌سواری خیابانی و مسیرهای دوچرخه سواری در کنار شبکه ریلی تراموا کرده است. یک سیستم اشتراک دوچرخه فوق‌العاده در این شهر وجود دارد که هم محلی‌ها و هم توریست‌ها را ترغیب می‌کند به جای وسیله نقلیه چهار چرخ از وسیله دو چرخ استفاده کنند.
در بازل دسته‌جمعی دوچرخه سواری کنید
بازل که توسط درختان میوه سرسبز و تاک‌های انبوه انگور احاطه شده است، به خاطر تورهای دوچرخه سواری در حومه خود مشهور و شناخته شده است. این تورها از خود شهر نیز عبور کرده و بخشی از مسیر آنها با خطوط و شبکه‌های دوچرخه سواری داخل شهر یکی می‌شود. می‌توانید به راحتی دوچرخه‌ها را در این شهر کرایه کنید و یک نقشه راهنمای مسیر دوچرخه دریافت کنید. خیابان‌های بازل بر اساس مسیرهای دوچرخه سواری طراحی شده‌اند و حتی دارای چراغ‌های راهنما و خطوط گردش به چپ و راست مخصوص دوچرخه هستند.
برنامه تازه دوبلین برای دوچرخه سواری
دوبلین یکی دیگر از مقصدهای مناسب دوچرخه سواری در اروپا است. این شهر در حال ایجاد جاده‌های مخصوص دوچرخه سواری است و در حال حاضر، یک برنامه موفق برای اشتراک و کرایه دوچرخه دارد. فضای شهری دوبلین که روزگاری پرترافیک و شلوغ بود حالا خالی از خودرو است و به همین دلیل، بسیاری دوچرخه را بزرگترین «امید» جوانان شهر برای آینده می‌دانند.
پورتلندی‌ها به دوچرخه خو گرفتند
پورتلند به عنوان پایتخت دوچرخه آمریکا شناخته می‌شود و ساکنان آن کاملاً با دوچرخه سواری خو گرفته‌اند. در واقع، تعداد دوچرخه سواران در این شهر نزدیک به 11 برابر میانگین کل کشور آمریکا است. شبکه دوچرخه سواری پورتلند در سال‌های اخیر به شدت گسترش یافته و استفاده از دوچرخه در دو دهه گذشته چهار برابر شده است. مسیرهای دوچرخه سواری زیادی در شهر وجود دارد که باعث می‌شود مردم به راحتی با دوچرخه به محل کار رفت‌وآمد کنند. پارک جنگلی پورتلند، یک فضای سبز زیبا در غرب شهر ایجاد کرده و می‌توان با افتادن در این مسیر، بدون وقفه کیلومترها از مناظر زیبای رودخانه کلمبیا و کوه‎ها و درخت‌ها استفاده کرد.
کرایه ارزان دوچرخه در مونترال
شهر مونترال کانادا دارای یک سیستم اشتراک و کرایه دوچرخه عالی است. توریست‌ها و ساکنان محلی می‌توانند با هزینه کم دوچرخه را از ایستگاه‌های انرژی خورشیدی در اطراف شهر دریافت کنند. یکی از بهترین مسیرهای دوچرخه‌سواری در مونترال وجود دارد. این مسیر از جاده اولمستد (Olmsted Road) شروع می‌شود و در امتداد تپه‌ها به سمت مونت رویال (Mont-Royal) ادامه می‌یابد.
پرث مقصد استرالیایی دوچرخه‌سواران
اگرچه اکثر شهرهای برتر برای دوچرخه‌‌سواری در اروپا و آمریکای شمالی واقع شده‌اند، اما مقاصد دوچرخه ‌سواری عالی دیگری نیز در سراسر جهان وجود دارد. پرث که چهارمین شهر بزرگ استرالیا است، بیش از 700 کیلومتر مسیر دوچرخه سواری دارد. وزارت حمل و نقل استرالیا در ماه مارس هر سال میزبان یک هفته تور دوچرخه سواری در سراسر استرالیای غربی است که این امر نشان دهنده اهمیت دوچرخه سواری برای مردم و مدیران این شهر است.

 

 

 

تغییر ساعت رسمی کشور مغایر با قانون اساسی نیست

سخنگوی شورای نگهبان در نشست خبری از آخرین مصوبات شورای نگهبان خبر داد و در ادامه گفت طرح تغییر ساعت رسمی کشور مغایر با قانون اساسی نیست و در مورد ساعت کاری کارکنان با توجه به منطقه و جغرافیا دولت می‌تواند ساعت کاری کارکنان را تغییر دهد.

هادی طحان‌نظیف دیروز در نشست خبری درباره نظرات شورای نگهبان درباره آخرین مصوبات، گفت: طرح «جهش تولید دانش‌بنیان» چند بار بین شورای نگهبان و مجلس در رفت‌وآمد بود و در نهایت چهارشنبه گذشته مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت. این طرح براساس یک آسیب‌شناسی خوب طراحی شده است و بسیاری از مانع‌زدایی‌ها در حوزه تولید دانش‌بنیان انجام گرفته است.
به گزارش ایسنا، او افزود: دومین طرح، طرح «تغییر ساعت رسمی کشور» است که مغایر با شرع و قانون اساسی شناخته نشد البته در مرحله قبل ابهاماتی نسبت به این مصوبه وجود داشت که با اصلاحات مجلس این ابهامات از بین رفت. در این طرح بین ساعت رسمی کشور و ساعت کاری کارکنان تفکیک انجام شد. در مورد ساعت رسمی کشور دولت دیگر نمی‌تواند ساعت را تغییر دهد اما در مورد ساعت کاری کارکنان با توجه به منطقه و جغرافیا دولت می‌تواند ساعت کاری کارکنان را تغییر دهد. این قانون از ابتدای سال ۱۴۰۲ اجرایی می‌شود.

سخنگوی شورای نگهبان درباره مسئله نظام پارلمانی دومجلسی گفت: این‌ها بحث‌های علمی و کارشناسی و پژوهشی است و در این جلسه فرصت طرح آن نیست. این بحث مشخصا در شورای نگهبان مطرح نشده است اما دانشگاه‌ها باید حتما به این مسائل حقوق عمومی بپردازند

او در پاسخ به سوالی درباره مصوبه تغییر ساعت رسمی کشور گفت: هر نهادی باید در راستای وظایف خودش کار کارشناسی و تخصصی انجام دهد ما در شورای نگهبان درباره خوب بودن یا بد بودن یک مصوبه و ضرورت تصویب آن ورود نمی‌کنیم و تنها ورود ما در حوزه مغایرت با شرع و قانون اساسی است. گاهی نسبت به مصوبه مخالفان و موافقانی وجود دارد که ما در این حوزه ورود نمی‌کنیم و این وظیفه مجلس است اما در رابطه با مغایرت با شرع و قانون باید کار کارشناسی انجام دهیم.
سخنگوی شورای نگهبان بیان کرد: مصوبه بعدی طرح «تسهیل صدور مجوزهای کسب‌و‌کار» است که شورای نگهبان در مرحله قبل ایراد مستقلی نسبت به این مصوبه نداشت اما ایراد هیات عالی نظارت را به مجلس منتقل کرده بود که در نهایت با رفع ایراد، مصوبه مورد تایید شورا قرار گرفت.
طحان نظیف در پاسخ به سوالی درباره قضازدایی و کاهش ورودی پرونده‌ها گفت: وظیفه شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی مشخص است و ما در انتهای زنجیره تقنین قرار داریم اما از هر طرح و لایحه کارشناسی استقبال می‌کنیم و از لوایح قضایی نیز چون از بعد کارشناسی برخوردارند همیشه استقبال کردیم و کمک می‌کنیم. پژوهشکده شورای نگهبان نیز در خدمت همه نهادهای پژوهشی و کارشناسی کشور است.
سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سوالی در ارتباط با استخدام و به کارگیری نیروها در دستگاه‌هایی خاص گفت: این موارد را باید از مجلس بپرسید زیرا تفسیر قانون عادی با مجلس است. دستگاه‌هایی هستند که مقررات استخدامی خاص دارند سابقه آن نیز در قانون محاسبات وجود دارد پس این به معنای بی‌ضابطه بودن نیست. بعضی دستگاه‌ها مستقل از دولت هستند و مقتضیات خاص خودشان را دارند.
طحان نظیف در پاسخ به سوالی در رابطه با نشست با سخنگویان دولت و قوه قضائیه گفت: این نشست‌ها در جهت تعامل بین قوا با حفظ استقلال آن‌ها است. این نشست‌ها برای اطلاع پیدا کردن از موضوعات است و ما وارد حیطه سایر دستگاه‌ها نمی‌شویم. کشور مشکلات اقتصادی دارد و همه دستگاه‌ها باید در جهت رفع آن کمک کنند ما نیز در حیطه اختیارات و وظایف خود ورود می‌کنیم.
سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با تاثیر فعالیت رسانه‌ای در تایید صلاحیت‌ها گفت: فضای سیاسی کشور باز و آزاد است و گروه‌ها آزاد هستند در چارچوب قانون اظهارنظر کنند اما اقتضائات کشور این است که بیش از گذشته به قانون و مصالح کشور پایبند باشند.
او در پاسخ به سوالی راجع به طرح شفافیت قوا گفت: موضوع شفافیت موضوع مهمی بوده است و این طرح در حال تصویب است و اظهارنظرات بسیاری راجع به آن انجام شده. باید اجازه دهید متن نهایی و مصوبه مجلس را دریافت کنیم و طبیعتا اعلام نظر کنیم.
طحان‌نظیف درباره الکترونیکی برگزار شدن انتخابات گفت: شورای نگهبان ناظر انتخابات است و نمی‌تواند به این موضوع ورود کند باید پیشنهادات وزارت کشور داده شود و بعد ما ورود کنیم.
سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با قانون انتخابات و آخرین وضعیت آن گفت: آخرین مرحله مربوط به یک سال گذشته است و مصوبه مجلس به شورای نگهبان ارسال شد و شورا نیز اعلام کرد که ایرادی به این مصوبه ندارد اما ایراد هیات عالی نظارت هم‌چنان پابرجاست.
او در رابطه با اصلاح قانون انتخابات شوراها گفت: نسبت به انتخابات شوراها در دستور کار کمیسیون تخصصی مجلس است اما نماینده‌ای از شورای نگهبان در این جلسات شرکت نکرده است.
طحان نظیف در پاسخ به سوالی درباره این‌که چرا اسم شورای نگهبان در طرح شفافیت قوای سه‌گانه نیست؟ گفت: شورای نگهبان اساسا مصوبه ندارد و در مورد مصوبات اظهارنظر می‌کند من دوستان را به سامانه جامع نظرات شورای نگهبان ارجاع می‌دهم. این سامانه حاوی تمام متن‌های طرح‌ها و لوایح، مشروح مذاکرات شورا تا آن‌جا که پیاده شده و استدلال‌های دسته‌بندی شده اعضا است. پس ما همیشه پیشتاز شفافیت بودیم اما این‌که چرا اسم ما در این طرح نیست را باید از نمایندگان مجلس بپرسید.
سخنگوی شورای نگهبان درباره مسئله نظام پارلمانی دومجلسی گفت: این‌ها بحث‌های علمی و کارشناسی و پژوهشی است و در این جلسه فرصت طرح آن نیست. این بحث مشخصا در شورای نگهبان مطرح نشده است اما دانشگاه‌ها باید حتما به این مسائل حقوق عمومی بپردازند. سازوکار بازنگری در قانون اساسی مشخص است و هیچ بن‌بستی وجود ندارد طبیعتا اگر سیر قانونی آن طی شود ماهم استقبال می‌کنیم.
او در پاسخ به سوالی درباره مصوبه دولت درباره واردات خودرو گفت: ما در بحث ساماندهی صنعت خودرو در مرحله آخر ابهام و ایرادی نداشتیم و تنها هیئت عالی نظارت مجمع اشکالاتی داشت اما این‌که مصوبه دولت با نظرات هیات عالی نظرات انطباق دارد را نمی‌دانم.
طحان نظیف در پاسخ به سوالی راجع به اصلاح قانون انتخابات مجلس گفت: دو نکته وجود دارد یکی بحث کلی اصلاح قانون انتخابات است که معتقدیم همه تلاش کنند تا این اصلاحیه به سال بعد برسد. اما درباره انتخابات استانی یا تناسبی بحثی در شورای نگهبان مطرح نبوده است. جلساتی در مورد اصلاح انتخابات برگزار شده است اما بحثی در مورد انتخابات استانی یا تناسبی نداشتیم. باید ببینیم پیشنهادات عزیزان ما در مجلس چه بوده است و بعد راجع به آن اظهارنظر می‌کنیم.

 

 

 

سودای رستاخیز کتاب

سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حالی بعد از دو سال وقفه کار خود را آغاز کرده که امیدها برای افزایش سرانه مطالعاتی در کشور به‌واسطه حمایت و سیاست‌های تشویقی دولت سیزدهم، افزایش یافته است تا شاید سودای دلسوزان این عرصه برای رستاخیز دوباره کتاب و کتابخوانی محقق شود.
عمو حسن همزمان با ورود به مصلی تهران و پرت شدن الوان خورشید از دریچه‌های نمایشگاه مسقف کتاب به صورتش، یاد دورانی افتاد که قاضی حکم حبس و زندانش را برای داشتن کتاب «آینده در قلمرو اسلام» با کوباندن چکش بر روی میز دادگاه که نور ارسی از حیات کاخ دادگستری در آن قطعه قطعه می‌شد را اعلام کرد.
به یاد می‌آورد که در روزگاران نه چندان دور، کتاب و قلم به ‌سان شمشیری بران، دل شب می‌دریدند و پیش می‌رفتند؛ کمتر جوان تحصیلکرده‌ای بود که عاشق آثار نویسنده‌ای نباشد؛ گویی که مطالعه و یافتن دنیای جدید از دل ورق‌های کاهی چاپخانه‌ها همچون نان شب از اهم واجبات است.
طنز تلخ ماجرا آنجایی است که در تاریخ این سرزمین حق خواندن و نوشتن مختص طبقات خاصی بود و اگر چه نظام کاستی در ایران حاکم نبود اما تا پیش از اسلام هر فردی نمی‌توانست اقدام به یادگیری نوشتن و خواندن کند به گونه‌ای که روایاتی از مشقت، یافتن کتاب کلیله و دمنه توسط فرستاده انوشیروان به هند در تاریخ کهن ایران بیان شده است.
داستان به دست آوردن این کتاب سترگ از سوی ایرانیان چنین است که انوشیروان ساسانی می‌شنود کتابی ارجمند در گنجینه‌ هندوستان است، کتابی که همچون آب زندگانی، زندگی ‌بخش است؛ از بزرگمهر، وزیر دانشمندش، می‌خواهد تا این کتاب را به دست آورد. بزرگمهر از برزویه‌ پزشک که زبان سانسکریت می‌داند، می‌خواهد که به هندوستان سفر کرده و نسخه‌ای از کتاب را بیاورد؛ اما نسخه‌ ارزشمند آن در کتابخانه‌ پادشاه هند است و امانت دادن آن برای کتابدار کتابخانه به بهای از دست دادن جانش است.
برزویه که دارایی فراوان همراه خود دارد تا به هر بهایی که هست این کتاب را برای انوشیروان ببرد، با پرداخت گنج و تاب آوردن سالی رنج، شب‌ها کتاب را از خزانه ‌دار به امانت می‌گیرد و رونویسی می ‌کند و پگاه به خزانه باز می‌گرداند پس از یک سال، نسخه ‌نویسی کتاب به پایان می‌رسد و این گنجینه را که خود از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ترجمه می‌کند را به ارمغان می‌‌آورد؛ ولی این کتاب نیز طی سال ها فقط مختص اشراف و اعیان و بزرگان بود.
هر چند که با ظهور اسلام و برافراشته شدن تمدن جدید، علی‌الخصوص با سفارش‌های متعدد رسول اکرم (ص) به کسب علم ،از میزان چنین رویه‌ای کاسته شد اما این گونه نبود که به تمامی رو به اضمحلال رود به گونه‌ای که حتی پادشاهان برای بقای قدرت خاندانشان توصیه به گرسنه و بی‌سواد نگه داشتن، عوام‌الناس می‌کردند.
این رویه از دوران ناصری و ظهور مکتب چاپ و فراگیری کتب، شکل دیگری به خود گرفت به گونه‌ای که سانسور و مجازات حبس برای دوستداران اندیشه و آگاهی در نظر گرفته شد.
شگفتا که با وجود مشقت‌هایی این چنینی آمار فروش کتاب افزایش می‌یافت و کمتر محفلی بود که در آن از مباحث و کندوکاو در مورد اندیشه‌ای خالی باشد و حتی سوسوی تیر چراغ برق‌های شبانه کوچه‌ها، مامن افراد برای رسم خواندن و نوشتن شده بود.در دوران پهلوی مجازات خواندن کتاب‌های ممنوعه به صورت علنی گسترده‌تر شد و حاکمیت با تمسک به زور و سانسور سعی کرد تا از گسترش آگاهی در جامعه جلوگیری کند به گونه‌ای که فریدون هویدا در کتابش به خوبی به موضوع سانسور کتاب توسط ساواک اشاره کرده و می‌گوید که «سانسور گاه شامل کتاب‌هایی می‌‌شد که قبلا چاپ شده بودند و یا از انتشار نمایشنامه‌هایی مثل هملت و یا مکبث فقط به این دلیل جلوگیری می‌‌کرد که در آنها شاه یا شاهزاده‌ای کشته می‌‌شد.»
شدیدترین سانسورها از سوی رژیم پهلوی طی سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ اعمال شد که به باور کارشناسان، علت و نقطه عطف اصلی آغاز سانسور در این دوره را می‌توان شروع موج جدیدی از اعتراضات و مخالفت‌های عمومی به رهبری امام (ره) دانست که با اعتراض ایشان به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز شد؛ در این دوره سانسور و یا ممنوعیت چاپ شامل محدودیت دسترسی نیز می شد؛ چنانچه در زندان اوین و کمیته زندانیان مطلقا از کتاب، نوشت‌افزار، روزنامه و مکاتبه با بیرون از زندان محروم بودند. فضای سانسور کتاب و آزادی بیان حتی در نمایش آرام‌ سازی شاه در سال ۵۶ نیز تغییر چندانی نکرد؛ علی‌رغم شعار امیرعباس هویدا به اینکه «همه ما می‌خواهیم در مملکتی زندگی کنیم که در آن آزادی قلم وجود داشته باشد»، فضای سیاسی و فرهنگی کشور همچنان از محدودیت هایی برخوردار بود؛ چنانچه به گفته نخست وزیر «هر فکر و عقیده ای آزاد است مگر آنکه به حیات ملی ایران صدمه بزند.» و این «مگر آنکه» همیشه به نفع خاندان سلطنت تحریف می‌‌شد.
صدای اپراتور سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از بلندگوهای نصب شده در مصلی که غرفه‌های انتشارات را به شهروندان اعلام می‌کرد؛ پیرمرد را از خیالات دور جدا ساخت و به زمان حال کشاند و شگفتا که با وجود رشد روزافزون نهضت سوادآموزی در کشور که بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده، درصد باسوادی از ۴۷.۵ درصد سال ۱۳۵۵ به ۹۰.۵ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است، اما دیگر از شور و شوق جوانان برای خرید و خواندن کتاب، خبری نبود!
اینک سال‌ها از ایام جوانی عمو حسن گذشته و گرد گذر دوران، محاسن سیاهش را به توده‌ای برف سفید تبدیل کرده بود و می‌دید که چگونه جوانان امروزی دیگر آن شوق و ذوق گذشته را ندارند و اغلب خودخواه و هوسران، با ظاهری آراسته، اوقاتشان را با گوشی ها و ورود به دنیای فضای مجازی، به بطالت می‌گذرانند.
پیرمرد به یاد داشت که در آن روزها، در دل جوانان آتش شوق زبانه می کشید به گونه‌ای که با اشتیاق و عشق در راه طلب گام برمی‌داشتند تا بر اسرار جهان دست یابند ولی اینک کمال مطلوب بخش بزرگی از این قشر به شهوت پرستی مجازی و لذایذ کم عمق اینترنتی تبدیل شده بود! در آن روزها با احساسی عمیق و شکوهمند و والا به سوی طبیعت و زیبایی‌های معنوی کشیده می‌شدند و حالا جز تفریح و خوشگذرانی در صفحات مجازی و رفت و آمد با دوستان سبک سر، چیزی برای آنان اهمیت ندارد.
در آن روزها شخصیت افراد را به اخلاق و معنویات و خواندن و دانستن وابسته می‌دانستند ولی اینک شخصیت هر فردی را در سینه ناستبر تلفن همراه‌ها می‌بینند!
به نظر پیرمرد این دگرگونی، دلایل روشنی دارد چرا که جوانان هم سن و سالش در آن روزها برای فهم حقایق به تفکر و تامل می‌پرداختند ولی اینک جوانان این دوره و زمانه برعکس، دنیا را از چشم دیگران می‌نگرند و هرچه دیگران در صفحات مجازی می‌گویند را بازگو می‌کنند.
عمو حسن بر این باور بود که رنج بردن و از راه درست به حق و حقیقت رسیدن کار هر فردی نیست و حالا بسیاری از جوانان این مرز و بوم نیز راه آسان را انتخاب کرده‌اند و به جای این که از توصیه‌های مشفقانه اخلاقی و معنوی دست نوشته‌های اندیشمندان یاری بگیرند به فرونشاندن هوس‌های نفسانی قناعت می‌کنند به گونه‌ای که از روزی که صفحات مجازی و پست‌های اینستاگرامی در این راه پست و هموار قدم گذاشتند، برای او کف زدند و چون جان شیرین او را در میان گرفتند.
در آن روزها که جوانان از حق و عدالت دفاع می‌کردند، آسایش بی‌دلیل توانگران و بدبختی طاقت سوز بینوایان را به باد انتقاد می‌گرفتند، ساواک آنان را دستگیر و زندانی می‌کرد و یا در خوشبیانه‌ترین حالت، این افراد را دست می‌انداخت و آنان را فلسفه‌باف به جامعه معرفی می‌کرد! اما اینک که زمانه تغییر یافته، بسیاری از جوانان روایات مخدوش می‌بینند و می‌شنوند و برای تماشای نمایش‌های مسخره به صفحات مجازی پناه می‌بردند و خوشمزگی می‌کنند!
چنین سقوط و انحطاط اخلاقی در عرصه کتاب و دانش به مخیله هیچ نظریه پرداز و پیشگویی نمی‌رسید به گونه‌ای که در نمایشگاه کتاب نیز بیشتر از خرید کتب، تنقلات و خوراکی‌های مختلف به فروش برسد و صفحات مجازی و تصاویر خویش‌انداز در این عرصه جولان داده و یکه تازی کنند.
عمو حسن با خود می‌اندیشید که ایراد کار چه بوده که جامعه جوان ایرانی با وجود حمایت گسترده حاکمیت و ارایه تسهیلات و یارانه‌های مختلف به این عرصه آنچنان که شایسته است در امر کتاب و کتابخوانی ورود جدی نداشته‌اند و سالیانه میلیون‌ها دلار برای ترویج فرهنگ کتابخوانی از بیت‌المال هزینه می‌شود؟ به طور نمونه برای برگزاری سی‌‌ودومین نمایشگاه کتاب حدودا ۳۰ میلیارد تومان هزینه شده بود که قطعا برای این دوره با توجه به گرانی‌های رخ داده در همه حوزه‌های اقتصادی، هزینه برگزاری رقم بالاتری را تجربه می‌کند. منبع: ایرنا

 

 

 

بحران غذا، سهم‌آفریقا و خاورمیانه از جنگ

جهان با بحران امنیت غذایی روبه‌رو است، جنگ در اوکراین نیز مشکلات موجود در زمینه عرضه و قیمت جهانی غلات را تشدید کرده‌است. این گزاره حتمی است. در این میان اگرچه افزایش قیمت مواد غذایی فشار بر اقشار مختلف را در سراسر جهان بیشتر کرده‌است اما کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه به‌طور مستقیم فشار شدیدتری را متحمل می‌شوند. علاوه بر این، افزایش ناگهانی قیمت مواد غذایی به‌طور مستقیم، افزایش ناآرامی اجتماعی و بی‌ثباتی‌های داخلی را دامن خواهد زد. جنگ در اوکراین اگر به همین شکل ادامه یابد، می‌تواند ذخایر کود شیمیایی مورد نیاز بخش کشاورزی را در معرض خطر قرار دهد و این پارامتر، باعث افزایش بیشتر قیمت مواد غذایی می‌شود.

حمله‌ روسیه به اوکراین در زمانی رخ داد که بخش کشاورزی جهان و زنجیره تامین مواد غذایی از قبل از آن به‌واسطه دخالت عوامل گوناگون، وضعیتی شکننده داشت. خشکسالی‌ها در سال 2021 در سراسر ایالات متحده و کانادا، موجب شد این دو کشور که از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گندم و سایر غلات هستند، محصول کمتری برداشت کنند. آب‌و‌هوای خشک به صادرکنندگان عمده محصولات کشاورزی در نیمکره جنوبی نیز صدمه زد و حجم صادرات برخی از غلات مانند ذرت را در بازار کاهش داد. تولیدکنندگان کوچک‌تر مانند سوریه و عراق نیز از خشکسالی رنج برده، تولیدشان کاهش یافته و در نتیجه تقاضای آنها برای واردات محصولات غذایی افزایش یافته است. و در این میان روسیه، بزرگترین صادرکننده گندم جهان، سهمیه صادرات خود برای سال 2022 را کاهش داد تا نیاز داخلی‌اش را تضمین کند. حتی قبل از جنگ روسیه و اوکراین هم پیش‌بینی وزارت کشاورزی دولت آمریکا باره عملکرد بخش کشاورزی جهان در سال‌های 2021-2022 در خصوص کالاهای حیاتی مانند گندم، ذرت و دانه‌های روغنی این بود که عرضه کمتر و تقاضای بیشتر شده و ذخایر سیلوها در کشورها کاهش خواهد یافت. این پیش‌بینی دقیق حالا به وقوع پیوسته است و جنگ روسیه و اوکراین نیز سرعت وقوعش را بیشتر کرده‌است.
از سوی دیگر افزایش قیمت انواع کود‌های شیمیایی از نیمه دوم سال گذشته به وخامت اوضاع افزود. تصمیم روسیه در پایان سال گذشته برای ممنوعیت صادرات کود نیترات تا ماه آوریل سال 2022 اوضاع را بدتر کرد و در آن سو، چین نیز اعلام کرد صادرات کودهای فسفات را حداقل تا ژوئن سال 2022 ممنوع می‌کند. قیمت بالا در کنار کمبود کودهای شیمیایی در پایان سال 2021 باعث شد بسیاری از کشاورزان از جمله کشاورزان اوکراینی برای فصل آینده زمین‌های کمتری را نسبت به آنچه برنامه‌ریزی کرده‌ بودند زیر کشت ببرند. علاوه بر این، کمبود کود‌های کشاورزی باعث شد که کشاورزان تصمیم به کشت محصولاتی بگیرند که نیاز به کود کمتری دارد. برای مثال در اوکراین، محصولاتی مانند ذرت که کود شیمیایی بیشتر در مقایسه با دیگر محصولات نیاز دارد، بسیار کمتر کشت شد.
فارغ از این عوامل، تاثیرات منفی پاندمی کوید 19 بر بخش کشاورزی جهان را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. این تاثیرات منفی به خصوص در بخش انرژی و لجستیک بسیار نمود داشت. به راه افتادن دوباره‌ چرخ اقتصاد جهانی در سال 2021، باعث افزایش فعالیت‌های صنعتی در سراسر جهان شد و این از سرگیری همزمان فعالیت‌های صنعتی در سراسر جهان به انرژی نیاز داشت. بنابراین تقاضای کشورهای برای انرژی به یکباره و به‌طور همزمان افزایش یافت. در نتیجه قیمت انرژی نیز در جهان بیشتر شد. وقتی قیمت انرژی افزایش می‌یابد، معمولا در ابتدا در بخش حمل‌ونقل اثر می‌‌گذارد. به این ترتیب بود که هزینه حمل‌ونقل کالاها نیز افزایش یافت. علاوه بر این، محدودیت‌های طولانی‌مدت لجستیکی که به واسطه پاندمی کوید 19 ایجاد شده بود، باعث شد قیمت اولیه مدت محصولات نهایی، از جمله مواد غذایی افزایش یابد. اگرچه کمبود نیروی کار در بخش کشاورزی و فرآوری مواد غذایی در سال 2021 در مقایسه با سال 2020 بسیار بهتر شده است، اما همچنان مشکلاتی در این بخش‌ها وجود دارد و نیروی کار مدام درخواست افزایش دستمزد را مطرح می‌کند که اینها نیز بر افزایش قیمت مواد غذایی تاثیرگذار است. البته غیر از مواردی که در بالا ذکر شد، می‌توان عوامل موثر دیگری در خصوص افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان ذکر کرد.

اگر تا پیش از این، در مورد روند ادامه‌دار افزایش قیمت مواد غذایی تردیدی وجود داشت، جنگ اوکراین این تردیدها را برطرف کرده‌است. این که این افزایش قیمت‌ها قرار است تا کجا ادامه یابد، کاملا به مدت زمان جنگ بستگی دارد

بی‌ثباتی بازار
جنگ اوکراین باعث حذف دو تولیدکننده عمده غلات و دانه‌های روغنی و سایر اقلام کشاورزی از بازار‌های جهانی شد و در نتیجه سطح عظیمی از بی‌ثباتی و در نتیجه آن افزایش قیمت‌‌ها را به بازار جهانی محصولات کشاورزی تزریق کرد. روسیه و اوکراین در مجموع 28.5 درصد از صادرات جهانی گندم، 18.7 درصد از صادرات ذرت، 29.6 درصد از صادرات جو و 78.3 درصد از صادرات روغن آفتابگردان که مواد اصلی در رژیم غذایی انسان و خوراک دام هستند را به خود اختصاص داده‌اند. از روزهای اول جنگ، به‌واسطه‌ حضور کشتی‌های جنگی روسیه بسته شده و بسته باقی مانده‌اند. در تاریخ نهم ماه مارس سال جاری،‌ کابینه اوکراین با تصویب قانونی، صادرات چاودار، جو، گندم سیاه، ارزن، شکر، نمک و گوشت را برای بقیه سال، ممنوع کرد. حتی قبل از این تصمیم، سهم بزرگی از تولیدات کشاورزی سال 2021 اوکراین همچنان در سیلوها در انتظار حمل‌و‌نقل بود. این میزان تقریباً 30 درصد گندم، 45 درصد ذرت و یک چهارم تولید جو و روغن آفتابگردان بود. تا به حال تصمیم این است که این کالاها در سال 2022 وارد بازار نمی‌شوند.
از سوی دیگر، روسیه خودش نیز با مشکلاتی مواجه است. اگرچه بنادر و خطوط کشتیرانی روسیه باز هستند، اما تحریم‌های غرب خریداران بالقوه، شرکت‌های کشتیرانی و شرکت‌های بیمه‌ی حمل‌ونقل را به وحشت انداخته و مانع همکاری آنها با روسیه شده‌است. یافتن کانتینرهای حمل‌ونقل به میزان کافی، شرکت‌های حمل‌ونقلی که حاضر به همکاری با روسیه باشند و بنادری که کالاهای روسی را بپذیرند به طور فزاینده‌ای دشوار شده‌است. علاوه بر این تجارت کالا عمدتاً با دلار آمریکا انجام می‌شود اما دسترسی روسیه به منابع دلاری محدود شده‌است. گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد که تحریم‌های آتی که کشتی‌های کانتینربر را هدف قرار می‌دهد، صادرات غلات از روسیه را بیشتر به خطر می‌اندازد. این امر واردکنندگان غلات و دانه‌های روغنی را آسیب‌پذیر می‌کند.

بیشتر کشورهای جهان ذخایر استراتژیک غلات دارند، اما معمولا از این ذخایر برای مصارف اضطراری خانگی، آنهم در شرایط دشوار استفاده می‌کنند. تولید کود شیمیایی نیز به شدت به استخراج منابع و توسعه زیرساخت‌ها بستگی دارد. یک کشور نمی‌تواند مواد اولیه‌ای را که ندارد، تولید کند و حتی اگر هم تولید کند، سال‌ها طول می‌کشد تا زیرساخت‌های فرآوری و پردازش و صادرات آنها ایجاد شود

در این میان کشورهایی که فوراً تحت تأثیر این تحولات قرار می‌گیرند، کشورهایی هستند که دو ویژگی دارند: نخست کشورهایی که به شدت به واردات غلات و دانه‌های روغنی وابسته هستند، و دوم کشورهایی که با روسیه و اوکراین به عنوان تأمین‌کنندگان اصلی این کالاها، قرارداد امضا کرده‌اند. کشورهای حاشیه‌ دریای مدیترانه در شمال آفریقا و خاورمیانه در صف اول کشورهایی قرار دارند که متضرر می‌شوند. مصر و ترکیه تا به امروز بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. ترکیه 40 درصد گندم و 33 درصد ذرت خود را از طریق واردات از روسیه و اوکراین تامین می‌کند. روسیه و اوکراین مجموعاً 75 درصد از واردات گندم و 50 درصد از واردات ذرت و همچنین 51 درصد از واردات روغن آفتابگردان ترکیه را تامین می‌کنند. مصر نیز تقریباً 60 درصد از گندم و ذرت مصرفی خود را از طریق واردات تامین می‌کند و از این مقدار، 86 درصد از واردات گندم و 40 درصد از واردات ذرت خود را از روسیه و اوکراین دریافت می‌کند. ترکیه در حال حاضر با تورم شدید مواد غذایی روبه‌رو است و اعتراضات مردمی مربوط به افزایش قیمت مواد غذایی در این کشور رخ داده است. وزارت کشاورزی و جنگلداری ترکیه به مردم اطمینان داده که ذخایر غلات تا برداشت بعدی محصول، وضعیت خوبی دارند، اما حتی اگر چنین باشد، عملکرد ترکیه نشان می‌دهد که قادر به مهار تورم و تثبیت ارزش لیر نیست. به عبارت دیگر، ترکیه هنوز راهی برای محافظت از مردم در برابر افزایش قیمت مواد غذایی، به ویژه موارد مربوط به واردات، پیدا نکرده‌است. مصر در حال حاضر دو سفارش عمده‌ گندم را لغو کرده‌ است و در یک مورد به دلیل گرانی بیش از حد و در مورد دیگر به نبود فروشنده، اشاره کرده‌است. دولت مصر به شدت به محصولات گندم یارانه می‌دهد زیرا تلاش‌های قبلی دولت مصر برای کاهش این یارانه‌ها باعث ناآرامی‌های گسترده در این کشور شد. قاهره در ماه‌های آینده دوباره مجبور است یارانه‌های مواد غذایی را کاهش دهد. بی‌ثباتی داخلی در هر یک از این کشورها با توجه به جایگاه آنها در منطقه، نگران‌کننده خواهد بود. کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه نیز وضعیت بهتری ندارند. در مراکش، خشکسالی شدید وابستگی مراکش به واردات، به ویژه گندم و روغن پخت و پز را در چند سال گذشته افزایش داده‌است. البته مراکش وابستگی کمتری به واردات گندم دارد، اما تقریباً تمام ذرت مورد نیاز خود را از طریق واردات تامین می‌کند.
اوکراین و روسیه 20 درصد نیاز مراکش به واردات گندم و کمتر از 10 درصد نیاز این کشور به واردات ذرت را تامین می‌کنند. در اواخر فوریه، گروهی به نام جبهه اجتماعی مراکش، تظاهرات سراسری را علیه افزایش قیمت مواد غذایی سازماندهی کرد. تونس برای نیمی از واردات گندم و 60 درصد از واردات ذرت خود به روسیه و اوکراین متکی است. دولت تونس اکنون به واسطه‌ افزایش شدید قیمت‌ها قادر به پرداخت هزینه محموله‌های واردات گندم نیست و کمبود گسترده غلات در این کشور گزارش شده‌است. لبنان نیز تقریباً 45 درصد از واردات غلات خود را از روسیه و اوکراین تامین می‌کند. در دو سال گذشته واردات برای این کشور بسیار حیاتی بوده‌است. انفجار بندر بیروت در سال 2020 اکثر سیلوهای غلات لبنان را ویران کرد و مقامات این کشور از آن زمان برای جبران کمبود پیش‌بینی‌شده‌ گندم تلاش می‌کنند. در این میان، سوریه وابستگی نسبتاً کمتری به واردات غلات دارد این کشور برای تامین 50 درصد غلات خود به خارج از کشور متکی است و روسیه و اوکراین در تامین این مقدار، نقش برجسته‌ای دارند. این دو کشور 61 درصد از واردات گندم سوریه، 42 درصد از واردات جو و 20 درصد از واردات ذرت سوریه را تامین می‌کنند. سوریه در حال حاضر جیره‌بندی گندم و آرد را آغاز کرده‌‌است. در این شرایط و در حالی که هیچ نشانه‌ای از بهبود اوضاع در کوتاه مدت دیده نمی‌شود، ناآرامی‌های مربوط به توده‌های مردم در این کشورها تقریباً اجتناب ناپذیر است.
آینده به چه صورت خواهد بود؟
جنگ در اوکراین می‌تواند به تولید غلات در آینده نیز آسیب برساند. البته میزان این آسیب، به مدت زمان جنگ بستگی دارد. اما مهم‌ترین عامل این آسیب، تخریب زمین‌های حاصلخیز است که حالا تبدیل به میدان نبرد شده‌اند. تحرکات نظامی در این مناطق نه تنها به محصولات موجود آسیب می‌رساند، بلکه می‌تواند کاشت محصولات فصل آینده را متوقف کند. استفاده از سموم و کود‌شیمیایی برای مزارع گندم معمولا از اوایل ماه مارس (اسفند‌ماه) آغاز می‌شود. در حالی که شخم‌زدن زمین‌ها اواخر مارس و اوایل آوریل از سر گرفته می‌شود. برداشت جو نیز در اوکراین از اوایل مارس تا آوریل ادامه دارد. کاشت ذرت نیز در فروردین و اوایل اردیبهشت انجام می‌شود. بنابراین با ادامه یافتن جنگ در اوکراین باید گفت که اوکراینی‌ها و به خصوص آن دسته ‌از زمین‌‌داران اوکراین که در مناطق جنگی قرارگرفته‌اند، موفق به کشت نمی‌‌شوند. بنابراین با توجه به مختل‌شدن فرآیندهای تولید محصول برای سال آینده، بازارها نیز بی‌ثبات می‌شوند.
موضوع کودهای شیمیایی نیز یک نگرانی مهم دیگر است. بازار کودهای شیمیایی، به‌ویژه کودهای نیترات، همین‌حالا کود‌های مورد نیاز برای برخی محصولات را قیمت‌گذاری کرده‌است. تحریم‌های روسیه بر صادرات کود از این کشور تاثیر منفی نگذاشته زیرا در پایان سال گذشته میلادی، این کودها از بازار خارج شده‌بودند. البته همان زمان نیز هیچ تضمینی وجود نداشت که حتی اگر جنگی وجود نمی‌داشت، روسیه صادرات کود را در ماه مه از سر بگیرد. با این حال، تحریم‌های جدید ضربه بزرگی به صادرات کودهای شیمیایی از طریق بلاروس وارد کرده‌است. شاید برایتان جالب باشد بدانید که بلاروس 17 درصد از نیاز جهان به کود پتاس تامین می‌کند. اگر میزان تولید روسیه را نیز در نظر بگیریم، می‌‌توان این دو کشور سرجمع 30 درصد کود پتاس مورد نیاز جهان را تولید می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که حالا، 30 درصد از میزان مورد نیاز جهان به کود پتاس دیگر در بازار موجود نیست. عامل بحران‌زای دیگر را نیز نباید از نظر دور داشت؛ روسیه همچنان به صادرات گاز به اروپا ادامه می‌دهد، اما کاهش عمده در عرضه گاز روسیه به خریدارانی مانند آلمان، لهستان، لیتوانی، هلند و بلژیک که مجموعا 16 درصد از کود نیترات مورد نیاز جهان را تولید می‌‌کنند، موجب تضعیف بازار جهانی کود‌های نیترات شده‌است. گاز طبیعی برای تولید کود شیمیایی یک نیاز ضروری است بنابراین در صورتی که بخش کشاورزی جهان در تامین کود مورد نیاز خود با مشکل مواجه شود، کاهش محصول رخ خواهد داد و این کاهش محصول به کاهش عرضه مواد غذایی به بازارهای جهانی انجامیده در نتیجه قیمت مواد غذایی در سراسر جهان افزایش خواهد یافت.
آیا راه‌حلی هست؟
واقعیت این است که وقتی یک تولید‌کننده‌ اصلی از مدار خارج می‌شود، افزایش عرضه‌ی جهانی بسیار دشوار است. برای مثال، تولید غلات باید بر اساس زمان‌بندی‌های چند ماهه ‌انجام شود و نمی‌‌توان در آن عجله کرد. بیشتر کشورهای جهان ذخایر استراتژیک غلات دارند، اما معمولا از این ذخایر برای مصارف اضطراری خانگی، آنهم در شرایط دشوار استفاده می‌کنند. تولید کود شیمیایی نیز به شدت به استخراج منابع و توسعه زیرساخت‌ها بستگی دارد. یک کشور نمی‌تواند مواد اولیه‌ای را که ندارد، تولید کند و حتی اگر هم تولید کند، سال‌ها طول می‌کشد تا زیرساخت‌های فرآوری و پردازش و صادرات آنها ایجاد شود. با این حال، منابع جایگزین برای غلات، دانه‌های روغنی و کودها وجود دارد. برای تامین گندم، ذرت و سایر غلات، ایالات متحده، کانادا، استرالیا، قزاقستان و آرژانتین بهترین گزینه‌های جایگزین هستند. استرالیا برای جبران برخی از کمبود‌های عرضه، محصول گندم بیشتری تولید کرد. از آنجایی که قیمت‌ها بسیار بالا رفته و عرضه بسیار پایین آمده است، حتی تولیدکنندگان کوچک‌تری مانند رومانی، فرانسه و هند وارد بازاری به شدت رقابتی می‌شوند. اما اینکه یک کشور می‌تواند صادرات غلات داشته باشد، لزوما به این معنی نیست که حتما این کار را می‌کند. معمولا کشورها در شرایط بحران جهانی غذا، سیاست‌های حمایتی و بسته در خصوص تولیدات غذایی خود به اجرا خواهند گذاشت.
برای مثال، مجارستان پیشتر صادرات غلات را برای حمایت از نیاز داخلی، ‌ممنوع کرده‌است. کشاورزان آرژانتینی نیز به دلیل ابهام موجود در قیمت‌گذاری و عدم اطمینان نسبت به آینده قیمت گندم، فروش این محصول استراتژیک را متوقف کرده‌اند.
و اما در خصوص منابع جایگزین برای تامین کمبود عرضه‌ی کود‌های شیمیایی، موضوع کمی، پیچیده‌تر است. بسیاری از کشورهایی که به دلیل بحران امنیت غذایی در معرض خطر بی‌ثباتی داخلی قرار دارند، همان کشورهایی هستند که می‌توانند کمبود عرضه کود به بازارهای جهانی را کاهش دهند! به عنوان مثال مصر و الجزایر 9 درصد کودهای نیترات را به بازار جهانی عرضه می‌کنند. علاوه بر این، الجزایر یکی از تولیدکنندگان عمده گاز طبیعی است که یک عنصر کلیدی برای تولید کود نیتروژن محسوب می‌شود. مصر و مراکش بیش از 30 درصد از نیاز جهان به کود پتاسیم را تولید می‌کنند. با توجه به وضعیت بازار و میزان عرضه‌ عرضه کود، ثبات داخلی در این کشورها اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. چرا که هر‌گونه اختلال در صادرات کود این کشورها به بازارهای جهانی، آنهم در چنین شرایطی، بسیار فاجعه‌بار خواهد بود.
خلاصه کلام اینکه اگر تا پیش از این، در مورد روند ادامه‌دار افزایش قیمت مواد غذایی تردیدی وجود داشت، جنگ اوکراین این تردیدها را برطرف کرده‌است. این که این افزایش قیمت‌ها قرار است تا کجا ادامه یابد، کاملا به مدت زمان جنگ بستگی دارد. اما تا به اینجای کار، کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه و کشورهایی که در امتداد دریای مدیترانه واقع شده‌اند، بیشترین فشار را متحمل شده‌اند. این فشارهای به نوبه‌ی خود، خطر بی‌ثباتی سیاسی در منطقه را دامن خواهدزد؛ منطقه‌ای که کشورهایش پیش‌تر از این نیز از ثبات چندان زیادی برخوردار نبوده‌اند. در چنین شرایطی هر کشوری که جمعیت کمتری داشته باشد، به تناسب از شدت بحرانش کاسته می‌شود. به دیگر سخن؛ یک نان‌خور کمتر، بهتر!

 

 

 

به مساله «پسماندهای پزشکی» بی تفاوت نباشیم

یکی از موضوعات بسیار مهم در مقوله سلامت اجتماعی، مدیریت صحیح بر پسماندهای پزشکی است. بخش مهمی از پسماندهایی که در مراکز بزرگ و کوچک واحدهای درمانی تولید ‌می‌شوند، در گروه پسماندهای خطرناک طبقه‌بندی ‌می‌شوند و مدیریت صحیح و اصولی بر آنها بسیار حائز اهمیت است. مدیریت نامناسب پسماندهای بیمارستانی، خطر انتشار عفونت و عوامل بیماری‌زا را گسترش ‌می‌دهد. بسیاری از بیماری‌های خطرناک مانند ایدز و هپاتیت‌هایB و C ممکن است از طریق زخم‌های حاصل از پسماندهای تیز و برنده اتفاق بیفتد. ضمن اینکه خطر انتشار عوامل شیمیایی و فلزات سنگین مانند جیوه، برم و نقره که در برخی تجهیزات پزشکی موجود است، تا مدت‌های مدیدی در طبیعت باقی ‌می‌ماند. بیمارستان‌های کشور به عنوان یکی از بزرگ‌ترین منابع تولید پسماندهای بیمارستانی، روزانه 400 تن پسماند تولید می‌کنند. در شهر تهران نیز هر روزه قریب به 110 تن پسماند بیمارستانی تولید ‌می‌شود که در صورت نبود مدیریت مناسب، ‌می‌تواند مخاطرات زیادی برای محیط زیست، بهداشت و سلامت شهروندان ایجاد کند.
مهمترین سند بالادستی ما در حوزه پسماند در کشور قانون مدیریت پسماند مصوب اردیبهشت ماه سال 1383 است. بر اساس مفاد ماده هفت این قانون، مدیریت اجرایی تمامی پسماندها غیر از صنعتی و ویژه در شهرها و روستاها و حرایم آنها به عهده شهرداری‌ها و دهیاری‌ها و در خارج از حوزه و وظایف شهرداری‌ها و دهیاری‌ها بر عهده بخشداری‌ها هست. در این قانون، مدیریت اجرایی پسماندهای صنعتی و ویژه بر عهده تولیدکننده قرار گرفته که در صورت تبدیل آن به پسماند عادی به عهده شهرداری‌ها، دهیاری‌ها و بخشداری‌هاست. از این جهت مدیریت پسماندهای ویژه بیمارستانی و صنعتی بر عهده شهرداری‌ها نیست. همچنین از سال 1386 با تصویب و ابلاغ «ضوابط و روش‌های مدیریت اجرایی پسماندهای پزشکی و وابسته» در کشور، روش‌های تصفیه و بی‌خطرسازی غیرسوز مطرح شده و متعاقب آن بیمارستان‌های کشور در دهه گذشته به سیستم‌های غیرسوز مجهز شدند.
اتوکلاو، هیدروکلاو، سیستم‌های شیمیایی و حرارت خشک و سیستم‌های تلفیقی ماکروویو- اتوکلاو از جمله این سیستم‌ها هستند. نکته قابل توجه این است که استفاده و راهبری این سیستم‌ها به‌صورت مجزا در واحدهای درمانی به‌نحوی که بتواند پسماندهای ویژه بیمارستانی را به معنای واقعی کلمه بی‌خطر و نه کم‌خطر و صرفا ضدعفونی کنند به سختی قابل حصول است. از مرحله تفکیک اصولی روزانه پسماندها در مراکز درمانی در چهار دسته اصلی یعنی «عفونی»، «تیز و برنده»، «شیمیایی – دارویی» و «شبه خانگی» و نحوه نگاهداری پسماندها در اتاق مبرد پسماند که در برخی مراکز درمانی به‌واسطه نبود آموزش‌های لازم با اما و اگرهایی همراه است که بگذریم، کارکرد صحیح هر یک از انواع دستگاه‌های ضدعفونی‌کننده مهمترین مسئله در این حوزه است. این سیستم‌های غیرسوز باید مجهز به تجهیزات ثبت کامپیوتری باشند تا به‌طور اتوماتیک و مداوم پایش شوند. همچنین این دستگاه‌ها باید حداقل سالانه کالیبره شده تا محصولات جانبی سمی یا خطرناک در حین کار تولید نشود. مرحله مهم دیگر، پایش میکروبی‌زدایی پسماندهای عفونی توسط دستگاه‌های غیرسوز است که با استفاده از اندیکاتورهای باکتریایی ‌می‌توان میکروبی‌زدایی پسماند‌های پزشکی توسط این دستگاه‌ها را صحه‌گذاری کرد، به‌نحوی که هر دستگاه ضدعفونی‌کننده قابلیت غیرفعال‌سازی میکروبی اسپورهای باکتری به میزان حداقل تا 6 کاهش لگاریتمی در پایه 10 را داشته باشد. شواهد و بررسی‌های آزمایشگاهی و میدانی حاکی از وجود مشکلات متعدد در عملکرد دستگاه‌های غیرسوز بیمارستانی در کشور به دلیل نقایص فنی، عدم کالیبراسیون، عدم نگهداشت و راهبری مناسب و نبود امکانات برای رصد و نظارت کافی و وافی بر عملکرد یکایک این تجهیزات داشته و دارد.
حال اگر علاوه بر بیمارستان‌هایی که دارای این تجهیزات هستند، مراکزی چون مطب‌ها، کلینیک‌ها، مراکز تزریقات، دندانپزشکی‌ها، رادیولوژی‌ها وآزمایشگاه‌های تشخیص طبی و پژوهشی و سایر مراکز خرد را -که بالغ بر 4200 مرکز فقط در تهران است- در نظر بگیریم، ‌می‌بینیم که در مدیریت پسماندهای بیمارستانی به‌ویژه پسماندهای عفونی و تیز و برنده با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستیم که فشار مدیریتی و اجرایی آن به‌رغم عدم الزام و تکلیف قانونی همچنان بر دوش شهرداری‌های کشور سنگینی ‌می‌کند.
آنچه را که امروز در بیمارستان‌های دارای سیستم‌های غیرسوز مشاهده ‌می‌شود، شاید بتوان در خوشبینانه‌ترین حالت به کم‌خطرسازی پسماندهای عفونی تعبیر کرد. این در حالی است که ضرورت دارد برای مدیریت یکپارچه پسماندهای پزشکی که مشتمل بر همه انواع پسماندهای خطرناک پزشکی و تمامی مراکز درمانی از بیمارستان‌ها تا مراکز کوچک مقیاس ‌می‌شود به‌عنوان یک مسئله اولویت‌دار در حوزه سلامت و محیط زیست تدبیری اساسی اندیشید.

 

 

 

جدال توفان و غبار درآسمان جنوب

|پیام ما| چتر غبار باز هم بر آسمان کشور سایه انداخت و نفس کشیدن در بوشهر، خوزستان، سیستان‌و‌بلوچستان و خراسان جنوبی را سخت‌تر کرد؛ نقاطی با برخاستن توفان شن و و نقاطی دیگر با فعال شدن کانون‌های غبار خارجی و داخلی. همزمان با اینکه بحث درباره کانون‌های خارجی غبار داغ است و مقامات ایران و ترکیه درباره سدسازی‌های کشور همسایه و نقش آن در خیزش غبار در عراق و سوریه و رسیدن آن به ایران جدل می‌کنند، دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گردوغبار کشور دیروز از کانون‌های فعال غبار در داخل کشور صحبت کرد و گفت ۱.۵ میلیون هکتار از بستر تالاب‌هایی که به دلیل خشکسالی و تخصیص نیافتن حقابه خشکیده‌اند، به کانون گردوغبار تبدیل شده است.

تا ساعت 16 دیروز، شاخص کیفی هوا در ایستگاه کوه خواجه در زابل و همچنین فهرج کرمان 500 بود. توفان شن از صبح دیروز شدت گرفته و گردوغبار دید افقی را کاهش داده است. دیروز نقاط وسیعی از شرق کرمان گرفتار این پدیده بودند و در فهرج و نرماشیر به علت توفان شدید شن و افزایش گردوغبار همه ادارات و مدارس تعطیل شدند. همزمان شاخص کیفی هوا در بهبهان هم 318 بود. وضعیت خطرناک در این سه نقطه به این معنی است که افراد باید در خانه بمانند و از فعالیت‌های خارج از منزل خودداری کنند. بررسی نقشه‌ای که در سامانه پایش کیفی هوای کشور قرار گرفته است، در همین زمان چهار ایستگاه در جنوب غرب و جنوب شرق در وضعیت بنفش یا بسیار ناسالم قرار داشتند؛ ایستگاه‌های هندیجان در خوزستان با شاخص 279 و در استان بوشهر نیز ایستگاه‌های بندر دیلم با شاخص 231، گناوه با شاخص 266 و برازجان (در دشتستان) با شاخص 242 نقاطی بودند که با وجود ذرات معلق کوچکتر از 10 میکرون شرایط بسیار ناسالم داشتند؛ یعنی شرایطی که بر اساس آن افراد باید از فعالیت‌های طولانی یا سنگین خارج از منزل خودداری کنند. وضعیت در بسیاری نقاط نیز قرمز و ناسالم بود، از جمله در خوزستان ایستگاه امیدیه 176، در استان بوشهر ایستگاه‌های بوشهر 160 و منطقه ویژه اقتصادی پارس- پارس 2 163، در استان کرمان ایستگاه‌های راور 167، بافق 156. در کرمان و سیستان‌و‌بلوچستان پدیده‌ای که شهروندان تجربه می‌کنند، توفان شدید شن و گردوغبار است. صبح دیروز این غبار که سه‌برابر حد مجاز و خطرناک گزارش شده بود، مناطق وسیعی از شرق کرمان را در برگرفت و شهرستان‌های فهرج و نرماشیر را تعطیل کرد و جاده فهرج، زاهدان را بست. از سوی دیگر اینطور که رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهنمایی و رانندگی خبر داده محور هراز هم از یکشنبه تا روز چهارشنبه مسدود خواهد بود.

با افزایش تاثیر کانون‌های خارجی غبار بر ایران، اصرار بر به‌کارگیری دیپلماسی بیشتر شده اما طهماسبی می‌گوید ایراد دیپلماسی در این زمینه این است که در ایران هنوز مجموعه‌ای که بتواند همه این کشورها را زیر یک چتر بگیرد، نداریم

گردوغبار دیروز حتی به شیراز هم رسید و مردم صبح را با آسمانی مملو از غبار آغاز کردند. اینطور که قاسم نهاوندی، معاون نظارت و پایش محیط زیست استان فارس از کارشناسان اداره کل هواشناسی نقل کرده، این گردوغبار منشأ خارجی و داخلی داشته است.
بر اساس اعلام سازمان هواشناسی و اطلاعیه‌ای که دیروز صادر کرد، تا روز دوشنبه در شرق و جنوب شرق به‌ویژه در خراسان جنوبی،‌ شمال سیستان‌و‌بلوچستان و شرق کرمان وزش باد شدید همراه با گردوخاک با احتمال رخداد توفان شن پیش‌بینی شده است. همچنین امروز (یکشنبه) در بعضی مناطق مرکز، شمال شرق، جنوب، جنوب غرب و غرب کشور وزش باد شدید همراه با گردوخاک پیش‌بینی می‌شود.
خاورمیانه، دومین تولیدکننده بزرگ غبار
علی محمد طهماسبی، دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گردوغبار کشور دیروز با اشاره به مساحت ۲۷۰ میلیون کیلومتری کانون‌های گردوغبار در اطراف ایران گفت: «خاورمیانه پس از صحرای بزرگ آفریقا دومین تولیدکننده بزرگ گردوغبار در جهان است.» او در گفت‌وگو با ایسنا در توضیح تفاوت خشکسالی و مدیریت منابع آب گفت: «خشکی‌ها دو نوعند؛ نوع اول خشکی عام یا خشکسالی است که استمرار آن به محیط زیست ضربه می‌زند. نوع دوم خشکسالی هیدرولوژیکی است که بر اثر مدیریت نامناسب منابع آب بالادست رخ می‌دهد. خشکسالی هیدرولوژیکی روی تالاب‌ها، دشت‌های سیلابی و اراضی زراعی تاثیرگذار است؛ در حالی که خشکسالی عام تاثیرات گسترده‌تری دارد و روی پوشش گیاهی منطقه نیز موثر است.»
به گفته طهماسبی در منطقه جنوب غرب آسیا، خشکسالی غالب، غیرهیدرولوژیکی یا عام و بر اثر کمبود بارش رخ داده است. سطح مناطقی که به علت غبارخیز کاربری مرتع خود را از دست داده و اصطلاحا مراتع فقیر شده‌اند، بیشتر شده است. بر اساس بررسی‌ها سطح غبارخیز داخل کشور ۳۴.۶ میلیون هکتار است که ۱۵ میلیون هکتار آن مراتع فقیر هستند.بر اساس اعلام ستاد ملی گردوغبار که با عنوان ستاد سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گردوغبار شناخته می‌شود، ۳ میلیون هکتار از اراضی زراعی دیم و ۲ میلیون از زمین‌های کشاورزی آبی و ۱.۵ میلیون هکتار از تالاب‌ها به کانون گردوغبار تبدیل شده‌اند و تبدیل به کانون‌های گردوغبار برای بخشی از دشت‌های سیلابی نیز اتفاق افتاده است.
با افزایش تاثیر کانون‌های خارجی غبار بر ایران، اصرار بر به‌کارگیری دیپلماسی بیشتر شده اما طهماسبی می‌گوید ایراد دیپلماسی در این زمینه این است که در ایران هنوز مجموعه‌ای که بتواند همه این کشورها را زیر یک چتر بگیرد، نداریم.
به گفته او به‌طور میانگین ۲۷۰ میلیون هکتار از اراضی کشورهای منطقه کانون گردوغبار هستند؛ در غرب و جنوب غرب کشور عربستان با ۹۰ میلیون هکتار مساحت نخستین کانون گردوغبار است و کشورهای عراق با ۲۴ میلیون هکتار، یمن، امارات و سوریه در رده‌های بعدی قرار دارند. دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گردوغبار می‌گوید با اینکه در امارات مساحت بیشتری برای تولید گردوغبار وجود دارد، سوریه و عراق بر ایران تاثیرگذارترند. عربستان از جنوب و مرکز خود که بیابان ربع الخالی قرار دارد همچنین از مناطق شمالی خود گردوغبار به سمت ایران گسیل می‌کند. در شرق و شمال شرق نیز ترکمنستان و صحرای قره‌قوم تاثیرگذارند و افغانستان و پاکستان نیز در رده‌های بعدی هستند.

بر اساس اعلام سازمان هواشناسی و اطلاعیه‌ای که دیروز صادر کرد، تا روز دوشنبه در شرق و جنوب شرق به‌ویژه در خراسان جنوبی،‌ شمال سیستان‌وبلوچستان و شرق کرمان وزش باد شدید همراه با گردوخاک با احتمال رخداد توفان شن پیش‌بینی شده است. همچنین امروز (یکشنبه) در بعضی مناطق مرکز، شمال شرق، جنوب، جنوب غرب و غرب کشور وزش باد شدید همراه با گرد و خاک پیش‌بینی می‌شود

با این همه بیشترین مشکل ما از نظر تکرار و غلظت گردوغبار از سمت عراق است. علاوه بر این ترکیه نیز به‌طور غیرمستقیم روی این مسئله نقش دارد اما همه مسئله ترکیه نیست. «در واقع رودخانه‌های منتهی به دریا تنها روی تالاب‌ها و اراضی کشاورزی موثرند. ما در عراق ۲۳.۸ میلیون هکتار کانون گردوغبار داریم که به علل مختلف نظیر جنگ، خشکسالی و تخریب مرتع و بخشی نیز به علت مدیریت نامناسب آب پدید آمده‌اند.» بنابراین باید نسخه‌ای جداگانه برای هر کشور در نظر گرفت و بر اساس اولویت‌ها عمل کرد.

 

 

 

واکنش جهاد کشاورزی گیلان به گزارش «برداشت شن و ماسه به جای برنج»

سازمان جهاد کشاورزی گیلان در واکنش به گزارش «برداشت شن و ماسه به جای برنج» روزنامه «پیام ما» منتشر شد، درباره پیگیری این تخلف در آستانه اشرفیه توضیحاتی مطرح کرد.در گزارش «پیام ما» که چهارم اردیبهشت امسال منتشر شد، با توجه به شواهد موجود، به برداشت غیرقانونی شن و ماسه از 42 هکتار از شالیزارهای شهرستان آستانه اشرفیه و نابودی این میزان از شالیزارها اشاره شده بود. همچنین در گفت‌و‌گو با کارشناسان و افراد محلی بر این موضوع تاکید شده بود که چنین برداشت‌هایی برای شالیزارهای استان تا چه میزان خطرآفرین است و ادامه این روند می‌تواند امنیت غذایی کشور را تهدید کند. حالا روابط عمومی سازمان جهادکشاورزی به نقل از مدیر امور اراضی سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان، جوابیه‌ای درباره این مطلب ارسال کرده که در ادامه آن را می‌خوانید:

جهاد کشاورزی گیلان: صدور مجوز برداشت شن و ماسه از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت بوده اما نظارتی بر نحوه برداشت نداشته‌اند و این معدن در مجاورت رودخانه سپیدرود بوده که نظارت بر آن با سازمان آب است

«در خصوص مطلب منتشر شده در روزنامه محیط زیستی «پیام ما» با عنوان «برداشت شن و ماسه بجای برنج»، که بیانگر حساسیت نگارنده در خصوص مسائل محیط زیستی است؛ به استحضار می‌رساند که سازمان جهاد کشاورزی پس از شکایات متعدد در سال‌های ماضی و صدور آرای متعدد که محکومیت نامبرده در دادگاه بدوی و متاسفانه استدلال قضات تجدید نظر به نظریه کارشناسان ۵نفره که با تامین خاک زراعی امکان کشت و کار مهیا است، رای بر برائت نامبرده در تیر ماه ۹۸ اصرار گردید. مجددا از مهر ماه سال ۹۸پرونده توسط مدیریت جهادکشاورزی شهرستان آستانه اشرفیه و سازمان مطبوع طرح شکایت گردیده که با پیگیری‌های مستمر جهاد کشاورزی شهرستان و حمایت دادگستری شهرستان با مصوبه شورای حفظ حقوق بیت‌المال حدود یک ماه معدن پلمب بوده که با پیگیری‌های فرماندار وقت بازگشایی شد. همزمان پرونده علیه متخلف بالغ بر ۵۰۰صفحه در دادسرای شهرستان آستانه اشرفیه در مرحله هیات کارشناسی است. در ادامه پیگیری‌های جهاد کشاورزی شهرستان و دادستان محترم شهرستان در اسفند ماه سال ۱۴۰۰با حضور رئیس کل دادگستری استان گیلان و هیات همراه و مدیران کل مرتبط ،دستور به تعطیلی معدن صادر گردید. خاطر نشان می‌گردد که صدور مجوز برداشت از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت برای برداشت صورت گرفته که متاسفانه نظارتی بر نحوه برداشت از سوی سازمان مذکور وجود نداشته و همچنین معدن مذکور در مجاورت رودخانه سپیدرود بوده که نظارت بر آن با سازمان آب است.»