بایگانی مطالب نشریه
زوال روستاها نتیجه فقدان سیاست اجتماعی
| پیام ما | وبینار «توسعه دانش روستایی، شرط لازم حفظ محیط زیست» با حضور فعالان این حوزه و علاقهمندان، از سوی مدرسه روزنامهنگاری کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان و با سخنرانی کمال اطهاری، اقتصاددان و پژوهشگر توسعه برگزار شد.
کمال اطهاری در وبینار «توسعه دانش روستایی، شرط لازم حفظ محیط زیست» با بیان اینکه، کمیابترین عامل توسعه، دانش است و طی چهلواندی سال گذشته، با شیوههایی که در حاکمیت به کار برده شده، این دانش تقلیل پیدا کرده است گفت: گرایش غالب در روشنفکران جامعه مدنی این است که اقتصاد سیاسی را به تضاد کلی بین کار، سرمایه و بحثهایی در مورد تضادهای جامعه مدنی و حوزه سیاسی و … تقلیل میدهند.
او در تعریفی از اقتصاد سیاسی گفت: اقتصاد سیاسی رابطه طبقات را با هم و مسائل و تحولات طبقات را بهخصوص در رابطه با نظام سرمایهداری بررسی کرده و راه رهایی را میجوید، آن هم در چشماندازی بلندمدت که ممکن است چند قرن طول بکشد، نه به شکل کاری آنی. اقتصاد توسعه نیز به صورت روشنتری به این موضوع میپردازد. عدهای نیز اقتصاد توسعه را بحثهای مرتبط با سرمایهداری دانسته و میگویند ربطی به وضعیت ما ندارد و این غفلت، مانع پرداختن به افقی درازمدت با برنامههای مشخص است. این اشکال تا اندازهای به فعالان محیط زیست نیز وارد است.
او توضیح داد: بهطور مثال، برای حل مقولاتی مانند ریزگردها –که بر اثر سدسازی ایجاد شده- نیاز به نظم نوین جهانی در چارچوبی برنامهریزی شده است؛ برهمین اساس از دهه ۱۹۶۰ برنامهریزی در حوزه مدیترانه آغاز شده و برای حل مسئله، نیاز به رابطهای تعاملی و مبتنی بر بازی برد-برد با کشورهای همسایه و نظام کامل برنامهریزی منطقهای است. نمیتوان آب رودخانههایی که به کردستان عراق میریزد را بست و توقع داشت ترکیه سد نسازد و آب را نبندد. ترکیه به دنبال نفت ارزان است و اگر به آن دست نیابد هزینه آب را افزایش خواهدداد. بنابراین نیاز به تعامل وجود دارد و مسئله با برنامههای کوچک و یا محلی محیط زیست، حل نشده و باید در سطح ژئوپلیتیک منطقه و برنامهریزی آمایش منطقهای، به موضوع پرداخت. اینکه گفته شود ما کشاورزی ساده خود را میخواهیم و نیازی به صنایع بزرگ نداریم هم فرقی نمیکند. چرا که حتی اگر این امر ممکن باشد و مردم هم شغلهای جدید و فعالیتهای همهجانبه فرهنگی نخواهند باز هم پسماندهای تولید شده، همان مسائلی را خواهد داشت که پسماندهای کنونی به وجود آوردهاند.
عدهای اقتصاد توسعه را بحثهای مرتبط با سرمایهداری دانسته و میگویند ربطی به وضعیت ما ندارد و این غفلت، مانع پرداختن به افقی درازمدت با برنامههای مشخص است، این اشکال تا اندازهای به فعالان محیط زیست نیز وارد است
برداشت بیش از حد ایران از منابع طبیعی
این پژوهشگر در توضیح این مبحث با تاکید بر بهرهبرداری بیش از حد از منابع آبی گفت: ما ۸۶ درصد از منابع تجدیدپذیر آبی خود را در بخش کشاورزی مصرف میکنیم درحالی که حد مجاز ۴۰ درصد است که این امر منجر به افزایش ۱.۷ برابری شوری آب سفرههای زیرزمینی در سه دهه گذشته شده و روند آن نیز رو به افزایش است. از دیگر سو، تعداد چاههای عمیق مجاز کشور ۴۰۰هزار حلقه است که به گفته کشاورزان، بسیاری از مجوزها نیز با رابطه دریافت میشود و ۳۰۰هزار حلقه نیز، غیرمجاز است.
اطهاری شرایط برداشت از مراتع کشور را نیز مشابه به برداشت بیرویه از منابع آبی و سایر منابع طبیعی کشور عنوان کرد و در این خصوص توضیح داد: در این بخش نیز ۲.۵ تا ۳ برابر بیشچرایی (چرای بیش از حد) وجود داشته و مراتع در حال نابودی است. دلیل آن هم فقر روستایی و فقدان برنامههای سنجیده است. بهطور مثال بنیاد مسکن انقلاب اسلامی که طرحهای هادی روستایی را سامان داده، نتوانسته است در روستاها نظام تولید جمعی در خصوص نگهداری دام و طیور ایجاد کند. روستاییان در گذشته دام و طیور را در منازل مسکونی خود نگه میداشتند و با جمعآوری آنها از محل زندگی، به جای جدیدی نیاز است. به همین دلیل است که تنوع مواد غذایی روستایی از بین رفته و نرخ تورم مواد غذایی در روستا بیش از شهر شده است و این مربوط به مثلاً نئولیبرالیسم و… نیست بلکه به برنامهریزی نادرست برمیگردد. باید این ساماندهی صورت میگرفت و محل مشترکی برای دام روستاییان در طرحهای هادی پیشبینی میشد تا تنوع تولید کشاورزی حفظ شود.
بخش کشاورزی را با دانش بنیان کردن میتوان رقابتی کرد و توسعه درونزا را سامان داد، زیرا امکان استفاده از همه منابع محلی و بیرونی فراهم است؛ در صورتی که در حالت فعلی، این بخش، اساساً برای بیرون، تولید میکند و تنوعش –حتی تنوع تولید کشاورزیاش- را از دست میدهد
کسب درآمد به بهای نابودی محیط زیست
او همچنین راهکار ازدیاد تولید کشاورزی در ایران برای برون رفت از فقر را که با گسترش سطحی صورت گرفته و پیامد آن نیز حفر تعداد قابل توجهی چاههای مجاز و غیرمجاز است به عنوان چالشی اساسی عنوان کرد و گفت: در کنار آنچه گفتم میبینیم که همه زمینها به کشت خربزه و هندوانه اختصاص یافته و این محصول حتی صادر هم میشود و این درحالی است که دشتهای ما از بیآبی در حال فروریزش است. براساس برآوردها این میزان کشت خربزه و هندوانه (حدود ۲۰۰ هزار هکتار) به اندازه ۲۵ برابر ذخیره سد کرج، آب مصرف میکند و این میزان مصرف آب و درآمد حاصل از آن، منجر به نابودی محیط زیست شده که در اصطلاح به آن «مبادله نابرابر زیستبوم» (ecological unequal exchange) میگویند. یعنی کسب درآمد به بهای نابودی محیط زیست و زمینهای کشاورزی. از سوی دیگر کشت اقلامی مانند پنبه، چغندر قند و سویا و مانند آن که برای پرورش دام و طیور مصرف میشود بهشدت کاهش پیدا کرده است و کشاورز هم از آن نوع کشت به این دلیل که هم اعتماد اجتماعی از بین رفته، هم ترویج روستایی بهدرستی صورت نمیگیرد؛ دست برنمیدارد.
این اقتصاددان در بخش دیگری از سخنانش گفت: در ابتدای انقلاب، شورای انقلاب، اعلام کرد اعضای تعاونیهای تولیدی و شرکتهای سهامی زراعی -یعنی دهقانان- میتوانند تعاونیها و شرکتها را منحل کنند و اکثریت آنها نیز این کار را کردند. تقریباً تمام شرکتهای سهامی زراعی و ۸۰ درصد تعاونیهای تولیدی که پیش از انقلاب تشکیل شده بود منحل شد و کسی هم از میان روشنفکران جامعهمدنی واکنشی نشان نداد و بعدها نیز به جای اینگونه مسائل، معمولاً به مباحث خیلی انتزاعیتری پرداختهاند. در نتیجه، خردهمالکی رواج پیدا کرد به صورتی که مساحت بالغ بر ۴۵ درصد واحدهای بهرهبرداری کشاورزی کشور، کمتر از دو هکتار است اما حداقل سطح زیرکشت برای ایجاد درآمد کافی، در ایران ۵ هکتار برآورد شده است. به این ترتیب آن ۴۵ درصد، فقط مالک ۶ درصد اراضی کشاورزیاند که بیشتر در مناطق کوهستانی واقع شدهاند و اکنون، بیشترین میزان رها کردن زمینهای کشاورزی در روستاهای کوهستانی بهصورت جاکن شدن، در همین مناطق رخ میدهد. زیرا این حد دو هکتاری، کفاف زندگیشان را نمیدهد و این یعنی نابودی محیط زیست. در واقع دو نوع نابودی داریم: هم کسی که بهرهبرداری میکند در حال نابود کردن است و هم آنکه رها میکند. تحقیقاتی در ژاپن نشان میدهد که با رها شدن روستاها، محیط زیست تخریب میشود و به همین دلیل در این نوع روستاها به کشاورزان، تا ۱۰۰ درصدِ درآمد حاصل از تولید کشاورزی، یارانه داده میشود. امری که در ایران در حال رها شدن بوده و در حد معیشتی اندک، به نام یارانه نقدی، صدقه میدهند.
حذف روستاییان از سیاست اجتماعی
اطهاری معتقد است که به دلیل فقدان سیاست اجتماعی (social policy)، 9درصد روستانشینان بیمه بازنشستگی دارند و به ناچار به زمینشان اتکا میکنند. او توضیح داد: تحقیقات نشان داده روستاییان مالکی که با گذر زمان پیرترهم میشوند، حاضر نیستند تعاونی تشکیل داده و در برابر هرگونه مشارکتی مقاومت میکنند و همین مقاومت باعث میشود جوانترها روستاها را رها کنند. به این معنا گفتمان رایج در خصوص سیاست اجتماعی به چانهزنی بر سر مزد حداقل تقلیل پیدا کرده و روستاییان از آن محو شدهاند، اثر معکوس داشته و به نابودی محیط زیست انجامیده است.
او همچنین در مورد اینکه این تقلیلگراییها چگونه ما را از واقعیتهای حیات اقتصادی و اجتماعیمان دور میکند گفت: گفتمان رایج بسیاری این است که کشاورزی ما در اصلاحات ارضی نابود شد. اما این حرفها بیشتر توجیهکننده سیستم ناکارآمد و کژکارکرد موجود است. ایالات متحد امریکا در ابتدای قرن بیستم با جمعیتی کمتر از ۱۰۰ میلیون نفر، نزدیک به ۲۰ میلیون فعال کشاورزی داشت و در حال حاضر با جمعیت نزدیک ۳۰۰ میلیون، ۲.۹ میلیون نفر. حالا نهتنها این سه میلیون، همه جمعیت را تغذیه میکنند، بلکه به همه جای جهان، صادرات هم دارند. برآوردها نشان میدهد ایران در ابتدای قرن بیستم با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر، حدود ۳.۱ میلیون نفر کشاورز داشته و الان حدود ۳.۵ میلیون. اما فقط میتوانیم ۶۰ درصد غذای خود را بهصورت معمول تأمین کنیم که این رقم در خشکسالیها کمتر است. در عین حال، آنها در هر محصول سه تا چهار برابر، بازده بیشتر دارند و این سه میلیون نفر بهرهبردار کشاورزی آمریکا، ده برابر ما گندم، عسل و غیره تولید میکنند. پس موضوع این نیست که چرا کشاورزان مهاجرت میکنند. اساساً رابطه معکوسی بین ازدیاد تولید کشاورزی با شاغلان بخش کشاورزی وجود دارد. به این معنا که همان سه میلیون نفر به این میزان، تولید را در آمریکا افزایش دادهاند و در ایران هم همینطور هست.
این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه نسبت به اولین سرشماری کشاورزی در سال ۱۳۳۹، در حال حاضر تولید کشاورزی -همراه با تنوع تولید- حداقل ۵ تا ۶ برابر بیشتر شده است. بنابراین مباحثی مانند مهاجرت معکوس به روستا را -که در زمان احمدینژاد مطرح شد- باید کنار گذاشت اضافه کرد: در مباحث مربوط به سکونتگاههای غیررسمی یا حاشیهنشینی، اشتباهات دولت را نسبت میدهند به اینکه شاه کشاورزی را نابود کرد و باعث مهاجرت روستاییان به شهر شد. اشتباه دولت را در ساماندهی شهرها و سکونتگاههای غیررسمی و ازدیاد اشتغال، به این مقولات نسبت میدهند و بعضی نیز این مسائل را به نولیبرالیسم نسبت میدهند که تحلیل مبتنی بر اقتصاد سیاسی نیست.
چرا توسعه روستایی باید دانشبنیان شود؟
اطهاری در پاسخ به این پرسش اساسی که چرا توسعه روستایی باید دانشبنیان شود توضیح داد: در اقتصاد دانش، دانش، آموخته، آفریده و فراگیر شده و به کار گرفته میشود تا توسعه اقتصادی-اجتماعی به بار بیاید. در واقع در فرآیندی که اقتصاد دانش توسعه پیدا میکند -عصر پساصنعتی- بهدلیل پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، امکان حاکمشدن دانش بر تولید فراهم میشود. به این معنا که دانش سهم بیشتری در تولید مییابد. در واقع اگر ما تولید را به چهار عنصر تفکیک کنیم: منابعبر (resource intensive)، کاربر (labor intensive)، سرمایهبر (capital intensive) و دانشبر (knowledge intensive)، بهتدریج، دانش جای سرمایه را هم میگیرد و دانش فکری به دارایی اصلی شرکتها تبدیل میشود. مثلاً در بورسهای جهانی تا دهه ۱۹۷۰ داراییهای ملموس –فیزیکی- حدود ۷۰ درصد ارزش سهام شرکتها را تشکیل میداد. الان این روند معکوس شده، یعنی داراییهای ناملموس یا فکری به ۷۰ تا ۸۰ درصد دارایی شرکتها تبدیل شده است. و این کاملاً نشان میدهد که چقدر مقوله دانش بر مقوله سرمایه و کار -که امری فیزیکیست- غلبه پیدا کرده است. به این دلیل که وقت فراغت انسانها بیشتر میشود. این را هم بگویم که بخشهای اصلی اقتصاد دانش، صنایع دارای فناوری متوسط به بالا و خدمات مولد است. خدمات مولد بهخصوص در روستاها میتواند سامان بگیرد. خدمات مولدِ مرتبط با شبکهسازی و ارتباطات و سیستمهایی که موردنیاز جامعه بوده و بهخصوص در روستاهایی که به شهرها نزدیکند، قابلیت جانمایی دارند. بهطور مثال ایجاد امکان استقرار این متخصصان -که میتوانند دورکاری کنند- و نیز امکان بهکارگیری جوانان روستایی باید در طرحهای هادی روستایی دنبال شود. این نوع ساماندهیها امکاناتی است که اقتصاد دانش میتواند فراهم آورد، به این شرط که برپایی جامعه دانش هم دنبال شود.
او جامعه دانش را اینگونه تشریح کرد: جامعه دانش (knowledge society) جامعهای است که در آن انسانها میتوانند دانایی را به توانایی تبدیل کنند (توانا بود هرکه دانا بود) و به این ترتیب، هم مشارکت با دیگر انسانها، هم مشارکت با محیط و حوزه سیاسی و شهر و غیره را افزایش میدهند و این مجموعهای است که امکانات فناوری اطلاعات میتواند آن را ساماندهی کند.
توسعه، روستاها را چند کارکردی میکند
او همچنین با اشاره به پراکندگی روستاها و خالی از سکنه شدن روستاهای کوچک در کشور گفت: جنبه اصلی این تخلیه نیز، اقلیمی نیست، بلکه جنبه اصلیاش این است که در برنامههای توسعه، بهجای توسعه روستایی، توسعه کشاورزی مد نظر بوده است. یعنی الگوی ساماندهی روستایی، بالا رفتن تولید بخش کشاورزی بوده است. جهاد کشاورزی و سایر دستگاهها به دنبال ایجاد امکانات زیربنایی برای ازدیاد تولید کشاورزی بوده و اقدامات بسیاری هم انجام دادهاند، اما این اقدامات، با خرد کردن زمین همراه بوده و به این ترتیب استفاده از امکانات تکنولوژیک جدید -حتی امکان تسطیح و زهکشی اصولی- امکانپذیر نیست. تحقیقات نشان میدهد تنها با زهکشی اصولی در مناطقی مانند کرج، تا ۶۰ درصد امکان بهرهبرداری بهتر از منابع آب، فراهم میشود و این اصلاً دستاورد کوچکی نیست و از طرفی، به تکنولوژی بسیار مدرن هم نیاز ندارد. اما چسبیدن کشاورزها به زمین و رواج خرده مالکی، باعث سلب مالکیت از مالکان میشود. در واقع سیستم به لحاظ اقتصاد سیاسی، کشاورز را به سمت پیرامون شهرها برای حاشیهنشینی هل داده و نابودش میکند و محیط زیست را هم باز بین میبرد. یعنی همین دفاع بسیار غلط از نوع مالکیت، باعث از دست رفتن مالکیت و محیط زیست میشود. از قبل هم که سفره آب زیرزمینی خشک شده و مراتع هم دیگر بار نمیدهد و این مجموعه علتهاست که او را از روستا میراند.
اطهاری در قیاسی میان سرمشق کشاورزیگرا با توسعه روستایی میگوید: در سرمشق کشاورزیگرایی، منافع کشاورزان، همان منافع روستایی است. به این ترتیب اساساً بقای روستا به بقای کشاورزی وابسته است و یا اینکه به همین ترتیب به مسکن دوم شهری تبدیل شده و از بین میرود. اما در توسعه روستایی، چند کارکردی بودن مناطق روستایی، حاصل تنوع درونی و ارتباطات است. بخش کشاورزی را هم به همین ترتیب با دانش بنیان کردن میتوان رقابتی کرد و توسعه درونزا را سامان داد. زیرا امکان استفاده از همه منابع محلی و بیرونی فراهم است؛ در صورتی که در حالت فعلی، این بخش، اساساً برای بیرون، تولید میکند و تنوعش –حتی تنوع تولید کشاورزیاش- را از دست میدهد و به این ترتیب همانگونه که گفته شد، موجب گرانتر شدن مواد غذایی نسبت به شهرها شده و بهرهوری کاهش یافته و با از دست دادن نیروی کار بهنوعی فرار مغزها از روستا –بدون جایگزینی- شدت گرفته و روستاها همواره تحت قیمومیت شهرها به سر میبرد.
باستانشناسان: طرح مجلس شرمآور است
|پیام ما| طرح 46 نفر از نمایندگان مجلس برای تجاریسازی حفاری و فروش اشیای تاریخی کشور واکنشهای بسیاری به دنبال داشته و اعتراضاتی جدی را سبب شده است. در حالی که این میان عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی به عنوان اصلیترین متولی این حوزه، درباره «طرح استفاده بهینه از اشیای باستانی و گنجها» سکوت کرده، 61 نفر از استادان باستانشناسی دانشگاههای سراسر کشور در نامهای سرگشاده به رئیس مجلس شورای اسلامی خواستار ملغی شدن این طرح شدهاند و اعضای انجمن علمی باستانشناسی ایران نیز در نامهای جداگانه به محمدباقر قالیباف طرح را «خطرناک» و شرمآور» خواندهاند.
وزیر میراث فرهنگی سکوت اختیار کرده اما بسیاری از باستانشناسان، کارشناسان میراث فرهنگی، فعالان و دوستداران این حوزه برآشفتهاند. آنها طرح را باورنکردنی دیدهاند و خواستار ملغی شدن آناند. در یکی از همین واکنشها حکمتالله ملاصالحی، عضو هیأت امنای بنیاد ایرانشناسی با نوشتن یادداشتی، این طرح را «سیاهنامهای شرمآور» خوانده و از نخبگان و جامعه باستانشناس و دغدغهمندان میراث فرهنگی خواسته اعتراض و مخالفت خود را با این طرح که میراث فرهنگی کشور را «گنج»، «غنیمت»، «عتیقه»، «دفینه» و «زیرخاکی» تلقی کرده است، به مراجع ذیصلاح بهویژه نهاد بینالمللی یونسکو اعلام کنند.
پاسخ به مزیتهای مورد ادعای نمایندگان
نامه 61 استاد باستانشناسی به قالیباف با انتقاد از «گنج» خواندن میراث هویتی و تاریخی کشور آغاز شده است: «تنها یک نگاه گذرا به طرح از جانب هر دانشآموخته باستانشناسی کافیست تا روشن سازد که تهیهکنندگان طرح یادشده، نه تنها از بدیهیات و الفبای رشته باستانشناسی بیاطلاع بودهاند، بلکه از مشاوره هیچیک از نهادهای رسمی باستانشناسی کشور نیز کوچکترین بهرهای نبردهاند؛ نفس حضور واژه سخیف و گمراه کننده «گنج» در عنوان طرح، خود بسیار گویاست.»
امضاکنندگان همچنین به هدف «ایجاد اشتغال زاینده برای کاوشهای باستانشناسانه» هم اینطور پاسخ میدهند: کاوشهای باستانشناسی نزدیک به یک قرن است که دیگر با هدف به قول آقایان «گنجیابی!» به انجام نمیرسد و مطالعات علمی باستانشناسی از رویکرد «شیءمحور» عبور کرده است
امضاکنندگان این نامه با اشاره به مغایرتهای آشکار طرح یادشده با قوانین مصوب جمهوری اسلامی ایران مزیتهای مورد ادعای این طرح را بررسی کرده و به آن پاسخ دادهاند. و خواستار ملغی شدن طرح شدهاند. «تبدیل ایران به هاب منطقهای خرید و فروش آثار باستانی و ورود ارز به کشور»، اولین مزیتی است که در مقدمه «طرح استفاده بهینه از اشیای باستانی و گنجها» به آن اشاره شده. اعضای هیات علمی دانشگاهها اما چنین پاسخی به آن دادهاند: «کدامین کشور با سابقه تاریخی همچون ایران را سراغ دارید تا با حراج نوامیس ملی و فرهنگی خود اقدام به ارزآوری کرده باشد؟ در مقدمه طرح، اشاره شده که در کشورهای مصر و انگلستان چنین قوانینی به تصویب رسیده است. تنها یک نگاه به وبگاه دولت بریتانیا در خصوص وظایف شهروندان در قبال کشف آثار باستانی و اطلاعرسانی به نزدیکترین مسئول مربوطه، حاکی از کذب بودن چنین ادعاهایی است… قوانین بسیار سختگیرانه کشور مصر، هرگونه خرید و فروش و انتقال آثار باستانی کشور مصر را ممنوع و متخلفان را به پرداخت جزای نقدی و تحمل حبس محکوم کرده است.»
آنها همچنین درباره «ایجاد ردیف درآمدی جدید برای وزارت گردشگری و میراث فرهنگی برای خرید و حفظ آثار باستانی» میگویند: «نفس درآمدزایی از مواریث ملی و فرهنگی کشور، از طرف هیچ فرد ایرانی باوجدان و آگاهی قابل پذیرش نبوده، نیست و نخواهد بود. مضافا اینکه، وزارت محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همواره در خلال سالیان گذشته به دلیل قلت بودجه، قادر به آزادسازی محوطههای باستانیِ واقع در املاک شخصی افراد از طریق پرداخت وجه نبوده است و بیشمار محوطه و بافت بینظیر باستانی به همین دلیل از بین رفتهاند (مثال اخیر: تخریب بافت قدیم شیراز در پیرامون حرم مطهر حضرت شاه چراغ (ع))؛ حال این وزارتخانه چگونه و با کدام بودجه میخواهد برای خرید این آثار اقدام کند؟ وظیفه ذاتی وزارت میراث فرهنگی، حفاظت از کیان مواریث ملی است، نه مشارکت در به تاراج دادن آنها.»
نویسندگان در بخش دیگر نمایندگان مجلس را خطاب قرار داده و به آنها میگویند: در باستانشناسی، کشف اشیای باستانی و خود اشیا به خودی خود اهمیت ندارند، بلکه نحوه کشف، خاک و نهشتهای که اشیای از آنها به دست آمده، رابطه اشیای باستانی با یکدیگر، استاندارهای کاوش، ثبت و ضبط دقیق، مطالعات علمی و آزمایشگاهی روی شی و نگارش ماحصل این موارد است که اهمیت دارند
استادان باستانشناسی موضوع «اشتغالزایی فراوان برای فارغالتحصیلان…» را نیز خطرناکترین بخش طرح خواندهاند و به نویسندگان طرح که هیچ آشنایی با مفاهیم باستانشناسی نداشتهاند، انتقاد کردهاند.
در ادامه این نامه درباره «گذراندن دوره کوتاه مدت کاوشگری باستانشناسی» (بند سه و چهار طرح) گفته شده حتی باستانشناسان فعال در کاوشهای میدانی نه تنها ملزم به تحصیل در رشته باستانشناسی به مدت حداقل ۱۱ سال بوده، بلکه صرف در دست داشتن مدرک دکتری نیز مجاز نیستند.
نویسندگان در بخش دیگر نمایندگان مجلس را خطاب قرار داده و به آنها میگویند: «در باستانشناسی، کشف اشیای باستانی و خود اشیاء به خودی خود اهمیت ندارند، بلکه نحوه کشف، خاک و نهشتهای که اشیای از آنها به دست آمده، رابطه اشیای باستانی با یکدیگر، استاندارهای کاوش، ثبت و ضبط دقیق، مطالعات علمی و آزمایشگاهی روی شی و نگارش ماحصل این موارد است که اهمیت دارند و بدیهی است این موارد تنها از عهده باستانشناسان متخصص و با تجربه برخواهد آمد و نه هر فردی که در دورههای یادشده شرکت کرده باش..»
بند چهار بخش مقدمه طرح نمایندگان مدعی حفظ گنجینه تمدنی و میراث باستانی از تخریبهاست. منتقدان اما میگویند: «اجرای این بند نه تنها از تخریبها و کاوشهای غیرکارشناسی جلوگیری نمیکند، بلکه درست به مثابه شرکتدادن همه تخریبگران و غارتگران آثار ملی و فرهنگی کشور عزیزمان ایران، در انجام این کار است! این طرح به نوعی به سودجویان و عتیقهجویان در قبال اخذ مدرکی در ازای شرکت در دورههای کاوش، اجازه خواهد داد تا اینبار رسمی و تحت نام قانون به غارت و آسیبرسانی به آثار باستانی و مواریث ملی کشورمان بپردازند.»
«حفظ گنجینه تمدنی و میراث باستانی از فروش به ثمن بخس به دلالان و قاچاقچیان» بند پنجم طرح نمایندگان مجلس بود. اما پاسخ استادان باستانشناسی این است: «نمایندگان محترم خانه ملت، مستحضر باشید اصل فراموش شده در ایران که منجر به چنین نابسامانی شده است، عدم مقابله درست نهادهای ذیربط با پدیده شوم گنجیابی و قاچاق آثار باستانی است. قوانین مکفی و کارآمد هستند، اما در عمل اجرا نمیشوند. از همین روی است که شاهد حضور هزاران صفحه رسمی گنجیابی و تبلیغ فلزیاب در فضای مجازی هستیم، بدون آنکه شاهد برخوردی از جانب پلیس فضای مجازی باشیم.»
طرح را سوداگران نوشتهاند
در نامه رسمی انجمن علمی باستانشناسی ایران خطاب به محمدباقر قالیباف نیز با اشاره به اینکه عنوان طرح «ذهن هر ایرانی آگاه به تاریخ را به یاد خیانتِ شاهان گنجیاب قاجار میاندازد» آمده است: «ناآگاهی نویسندگانِ طرح از موضوع و هدف مطالعات باستانشناسی نشان میدهد نویسندگان اصلی آن به احتمال بسیار زیاد نمایندگان محترم امضاکننده طرح نبوده و تهیهکنندگانِ آن، سوداگرانِ اشیا عتیقه و سودجویانی بودهاند که همچنان در دوره قاجار زیست میکنند!»
اعضای انجمن علمی باستانشناسی ایران در ادامه گفتهاند که بهشدت با این طرح مخالفند و تقاضا کردهاند که «نسبت به ابطال آن اقدام شده و برای همیشه این پرونده شوم و خطرناک را که تبعات سنگینی از نظر امنیتی، سیاسی و فرهنگی برای کشور خواهد داشت، مختومه اعلام شود».
در نقد محتوایی انجمن علمی باستانشناسی ایران به طرح «استفاده بهینه از اشیاء باستانی و گنجها» آمده است: «از بین بردن فرهنگ کشور به دست متخصصان نااهل! که به نظر از همانجا آبشخور دارند، خیانتی بزرگ است و جامعه دانشگاهی و علمی باستانشناسی ایران امیدوار است با کمک نمایندگان محترم مجلس، دستگاههای امنیتی و نظارتی این خیانت بزرگ در نطفه نابود شود.»
امضاکنندگان همچنین به هدف «ایجاد اشتغال زاینده برای کاوشهای باستانشناسانه» هم اینطور پاسخ میدهند: کاوشهای باستانشناسی نزدیک به یک قرن است که دیگر با هدف به قول آقایان «گنجیابی!» به انجام نمیرسد و مطالعات علمی باستانشناسی از رویکرد «شیءمحور» عبور کرده است.
آنها میگویند این طرح شکل جدیدی از قانون موقتی «حفاریهای تجاری» در حکومت پهلوی است و گویی با عجله و توسط سوداگران تهیه شده و در آن موضوعاتی به چشم میخورد که غیرواقعی و بسیار خطرناک است. انتقاداتی که درباره بخشهای مختلف طرح نمایندگان مجلس از سوی 61 استاد دانشگاه مطرح شده بود، بار دیگر در این نامه به شکل دیگری مطرح شده و اعضای انجمن به ابعاد مختلف طرح پرداختهاند. بهطور مثال آنها در واکنش به «تبدیل ایران به هاب منطقهای…» نوشتهاند: «این یعنی چوب حراج به تمام ناموس فرهنگی کشور. در حالی که در این طرح سخن از حفظ میراث فرهنگی است.» به گفته آنها در حالی که فشار و شرایط بد اقتصادی، همین امروز نیز تخریبهای فراوانی بر آثار فرهنگی کشور وارد آورده است، اگر این اقدام به شکلی قانونی و حتی جعلی گسترش یابد، نمیتوان جلوی خسران را گرفت.
نماینده جیرفت: جلوی طرح را میگیریم
ذبیحالله اعظمی، نماینده جیرفت که یکی از کسانی است که نام آن در میان 46 نماینده امضاکننده طرح دیده میشود، حالا امضایش را پس گرفته است. بر اساس فایل صوتی که از او منتشر شده، اعظمی پس از تذکر مشاورش از « عوارض و عواقب بسیار خطرناک» طرح آگاه شده و گفته: «این طرح میتواند باعث سوءاستفاده حفاران و کاوشگران غیرقانونی شود.» اعظمی به نصرالله پژمانفر، نویسنده این طرح، تذکر داده، امضایش را پس گرفته و گفته به دنبال برگرداندن نظر نمایندگان است و اجازه نمیدهد که این طرح در کمیسیون مربوطه بررسی شود.
فضایی که اطراف یک سیاره را در بر میگیرد نقش مهمی در این تشخیص دارد که چه مولکولهایی در اتمسفر آن وجود دارد و اینکه آیا آن سیاره برای زندگی مناسب است یا نه. تحقیقات تازه ناسا نشان میدهد که میدانهای الکتریکی اطراف سیاره زهره یا ونوس به پاک کردن اتمسفر آن از اجزای موردنیاز برای تولید آب کمک کردند.
امکان حیات در کره زمین
«ما چرا اینجاییم؟» گلین کالینسون، دانشمند هوا و فضا در مرکز پروازهای فضایی «گودارد» در مریلند آمریکا و یکی از محققان اصلی ماموریت Endurance ناسا است. او در گفتوگویی توضیح میدهد که در ماموریت جدید خود به دنبال جواب یکی از اساسیترین سوالهای علمی میگردد: چرا در زمین حیات وجود دارد ولی در سیارات دیگر نه؟
محققان ناسا در ماموریت اندورانس، قرار است پتانسیل الکتریکی جهانی کره زمین را اندازهگیری کنند و بسنجد که میدان الکتریکی زمین، چقدر ذرات باردار الکتریکی موجود در هوای اطراف را به سمت خود میکشد. انتظار میرود این پتانسیل الکتریکی بسیار ضعیف باشد و اندازهگیری آن کاری بسیار سخت. اما تنها دلیلی است که حیات در زمین را ممکن میکند. فضاپیما اندورانس قرار است به زودی از شهر کوچکی در مجمعالجزایر سوالبار در نروژ پرتاب شود.
میلیاردها سال پیش سیاره زهره آب داشته
کره زمین پرآب است و یکی از دلایلی که حیات در این سیاره وجود دارد همین است. ممکن است میلیاردها سال پیش نیز درباره سیاره زهره چنین چیزی را گفته باشیم. دانشمندان معتقدند سیاره زهره زمانی پرآبتر از حالا بوده اما به دلایلی که هنوز مبهم است، خشک شده. درک علت آن میتواند تفاوت اصلی میان کره زمین و دیگر سیارات را مشخص کند و از مادهای پنهانی پردهبرداری کند که برای سیاره قابل زیست لازم است.
تفاوت پتانسیل الکتریکی زمین و زهره
سال ۲۰۱۶ در ماموریت کاوشگر ونوس اکسپرس که به وسیله آژانس فضایی اروپا انجام شد، سرنخی به دست آمد. این فضاپیما پتانسیل الکتریکی ۱۰ ولتی را شناسایی کرد که اطراف این سیاره میچرخد. یعنی ذرات باردار مثبت از سطح آن دور میشوند. این پتانسیل الکتریکی مانند جاروبرقی بزرگی به سایز کره زمین اطراف سیاره وجود دارد که میتواند ذرات آب را از سطح آن خالی کند و به فضا بریزد؛ مانند اکسیژن باردار مثبتی که به وسیله تابش شدید اشعه خورشید از هیدروژن جدا میشود. در طول زمان این پتانسیل الکتریکی احتمالا نقشی در خالی شدن آب به فضا داشته است.
یافتههای علمی درباره سیاره زهره سوالاتی را درباره کره زمین مطرح کرده است. پتانسیل الکتریکی زهره به وسیله یونوسفر یا خارجیترین لایه یونیزه که بیرون از اتمسفر این سیاره قرار دارد، به وجود آمده. اما کره زمین هم دارای لایه جوی یونوسفر است. آیا زمین هم پتانسیل الکتریکی مشابهی دارد؟ اگر دارد چرا هنوز آب داریم؟
ماموریت به شمالیترین نقطه جهان
کالینسون میگوید: «ما فکر میکنیم یکی از دلایلی که زمین قابل زیست است به دلیل همین پتانسیل الکتریکی بسیار ضعیف است.» تیم اندورنس تخمین میزند قدرت این میدان ۳/۰ ولت باشد؛ ۲۵ برابر ضعیفتر از زهره و آنقدر ضعیف که تمام تلاشهای پیشین برای اندازهگیری آن را خنثی میکند. کالینسون در ادامه میگوید: «حتی به اندازه باتری یک ساعت هم قوی نیست، اما باید وجود داشته باشد.»
یافتههای علمی درباره سیاره زهره سوالاتی را درباره کره زمین مطرح کرده است. پتانسیل الکتریکی زهره به وسیله یونوسفر یا خارجیترین لایه یونیزه که بیرون از اتمسفر این سیاره قرار دارد، به وجود آمده. اما کره زمین هم دارای لایه جوی یونوسفر است. آیا زمین هم پتانسیل الکتریکی مشابهی دارد؟ اگر دارد چرا هنوز آب داریم؟
کالینسون به همراه تیم خود برای اجرای این ماموریت به شمالیترین نقطه زمین در مجمعالجزایر نروژ در اقیانوس منجمد شمالی میرود. تیم کالینسون قرار است از طریق میدان مغناطیسی قطب شمال آزمایش خود را آغاز میکنند. کالینسون میگوید که ما باید تکنولوژی جدیدی را برای این اکتشاف اختراع میکردیم و از تکنیکهایی استفاده کنیم که در تحقیقات سیاره زهره پیشرو بودهاند.
ماموریت اندورنس
زمانی که فضاپیما پرتاب شود، اندورنس الکترونهایی را اندازهگیری میکند که از جو زمین فرار میکنند؛ فرآیندی که میلیاردها سال است رخ میدهد و بخشی از روند تدریجی «گریز جوی» است. این الکترونها با سرعتی مشخص و قابل پیشبینی از زمین میگریزند اما احتمالا به واسطه پتانسیل الکتریکی جهانی کره زمین سرعت کندتری پیدا میکنند. تیم کالینسون تلاش میکند که با استفاده از تجهیزات خود آن اثر کندکننده را اندازهگیری کند تا میزان قدرت آن را بسنجند.
اگر همهچیز طبق برنامه پیش رود، برای اولین بار پتانسیل الکتریکی جهانی کره زمین اندازهگیری میشود.
کالینسون میگیود: «اگر موفق بشویم، پاداش آن معرکه است. چون یکی از اساسیترین ویژگیهای زمین را اندازهگیری کردیم که ارتباط مستقیمی با درک این موضوع دارد که چرا ما اینجاییم.»
کالینسون میگوید: «ما فکر میکنیم یکی از دلایلی که زمین قابل زیست است به دلیل همین پتانسیل الکتریکی بسیار ضعیف است.» تیم اندورنس تخمین میزند قدرت این میدان ۳/۰ ولت باشد؛ ۲۵ برابر ضعیفتر از زهره و آنقدر ضعیف که تمام تلاشهای پیشین برای اندازهگیری آن را خنثی میکند
کشف قدرت میدان الکتریکی دوقطبی
فرآیند اولیه از دست رفتن یونوسفر کره زمین، از بادهای قطبی است که در امتداد خطوط میدان مغناطیسی باز موجود در بالای کلاهکهای یخی قطبی کره زمین به خارج از آن جریان دارند. تصور میشود یکی از اصلیترین اجزایی که در تشکیل این ریزش بیرونی مهم است، میدان الکتریکی دو قطبی ضعیف باشد. در واقع افت پتانسیل ناشی از این میدان الکتریکی به فرار جوی زمین کمک میکند. با این حال میدان الکتریکی دو قطبی به دلیل قدرت ضعیف آن هیچوقت اندازهگیری نشده است. به همین ترتیب اداره کلی ملی هوانوردی و فضا یا ناسا، دو سال پیش اعلام کرد که سال ۲۰۲۲ اقدام به پرتاب فضاپیما اندورنس میکند تا به این کشف بزرگ علمی دست پیدا کند: کشف قدرت میدان الکتریکی دو قطبی که به وسیله یونوسفر ایجاد میشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز (چهارشنبه) با صدها تن از معلمان و فرهنگیان دیدار کردند و در بیان چند نکته درباره مسائل معلمان، سنگینی بار اجرای مسائل مهم نظام تعلیم و تربیت را بیش از همه بر دوش معلمان دانستند و گفتند: معلمان عزیز که در مقاطع مختلف همچون دوران انقلاب، دفاع مقدس و حوادث گوناگون سیاسی با نقشآفرینی درست خود، نوجوانان و جوانان را هدایت میکردند امروز نیز باید بیش از همیشه متوجه نقش مهم و مسئولیت بزرگشان باشند و مسائلی همچون مشکلات معیشتی نباید موجب خسته و ملول شدن یا تحقیر و کوچکانگاشتن کار بزرگ آنها شود.
رهبر انقلاب اسلامی معلمان را مفتخرین به هدایت نسلهای آینده خواندند و افزودند: هدف از دیدار با معلمان برجسته شدن نقش آنان و تثبیت و ماندگار شدن ارزش معلمی در افکار عمومی است تا هم معلم و خانوادهاش به شغل او افتخار کنند، هم جامعه به معلم به چشم یک فرد مفتخر نگاه کند.
رهبر انقلاب با تشکر از نکات خوب سخنان وزیر آموزشوپرورش افزودند: کشور از لحاظ قانون، سند و تصمیمات خوب، هیچ چیز کم ندارد، مهم این است که این تصمیمات و قوانین با کار جدی و مجاهدانه پیگیری و اجرا شوند.
ایشان در تبیین دو کاربرد مفهوم معلمی گفتند: معلم به معنای تعلیمدهندگی، ارزش بسیار بزرگی است زیرا خداوند به استناد آیات قرآن، تعلیمدهنده است و پیامبر و همه حکما، علما، دانشمندان و شخصیتهای برجسته نظیر استاد شهید مطهری نیز دارای این ارزش بسیار والای معلمی هستند.
حضرت آیت الله خامنهای افزودند: در کاربرد دوم که منطبق با کار آموزش و پرورش است، علاوه تعلیمدهندگی، ارزش بالاتری نیز وجود دارد زیرا مخاطب این تعلیم در بهترین سنین تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند و تعلیم آنها، تأثیرگذاری بسیار بیشتری از تعلیم دیگر قشرها دارد.
ایشان با اشاره به هدف بلندمدتِ ایجاد تمدن نوین و شکوفای اسلامی گفتند: منابع انسانی، زیرساخت هر تمدنی به شمار میرود و برپاکنندگان تمدن نوین اسلامی نسلی هستند که اکنون در اختیار معلمان قرار دارند، بنابراین اهمیت و ارزش کار معلمی را باید از این زاویه درک کرد.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: این نسل با این هدف بسیار بزرگ باید دارای هویت ایرانی- اسلامی، اعتقادات محکم و عمیق، دارای اعتماد به نفس، خودساخته، هوشیار در برابر تمدنهای منسوخ شده شرق و غرب، دانشمند و کارآمد باشد تا بتواند آن تمدن عظیم را شکل دهد.
حضرت آیت الله خامنهای با اشاره به تربیت عناصر برجسته در آموزشوپرورشِ بعد از انقلاب افزودند: به برکت تلاش معلمان در چهار دهه اخیر، عناصری کارآمد در عرصههای مختلف رشد یافتهاند اما کافی نیست و برای آن تمدن شکوفا، باید اینگونه پرورشها فراگیر شود.
ایشان فرصت دوازده ساله آموزش و پرورش را برای تربیت چنین نسلی، بینظیر برشمردند و گفتند: سازمان گستردهی آموزشوپرورش در همه شهرها و روستاها، زمینه مناسبی دارد تا در پرتو تلاش و مجاهدت معلمان، ارزشها و آرمانهای انقلاب را بهدرستی به دلها و گوشهای آمادهی فرزندان ملت منتقل، و هویت اسلامی- ایرانی را در آنها نهادینه کند.
رهبر انقلاب، وزارت آموزشوپرورش را دستگاهی بسیار پر عظمت و آیندهساز خواندند و افزودند: از امروز آموزش و پرورش میتوانیم فردای کشور را حدس بزنیم.
ایشان با تأکید بر تمجید واقعی از زحمات معلمان افزودند: البته برای رسیدن به وضع مطلوب، مشکلات موجود باید با تدبیر، دانایی، همت، مجاهدت و شکیبایی حل شود.
حضرت آیتالله خامنهای در تشریح مسائل لازم برای حل مشکلات، به تدوین متنهای مناسب آموزشی و تأمین کمّی معلمِ مورد نیاز آموزشوپرورش اشاره کردند و افزودند: کیفیت معلم و تدیّن، اخلاق و مهارتهای او بسیار مهم است و نباید بهگونهای باشد که رتبههای پایین کنکور سراغ معلمی بروند، البته امروز هم مثل برهههای مختلف معلمان متعهد و دلسوز کم نداریم.
رهبر انقلاب در بیان چند نکته درباره آموزشوپرورش گفتند: دانشآموز باید دارای هویت ملی باشد و در کنار اهتزاز پرچم علم، با اعتماد به نفس، پرچم «هویت ملی و پر افتخار اسلامی ایرانی» را هم به اهتزاز در آورد.
ایشان با انتقاد از ناآشنایی دانشآموزان با افتخارات کشور از جمله عناصر پر تلاش بعد از انقلاب، بیاطلاعی آنان از افکار راهگشای امام خمینی(ره) و آرمانهای سرنوشتساز انقلاب و ناآگاهی آنان از حوادث انقلاب گفتند: معلمان علاوه بر آگاه کردن نسل نوجوان و جوان، باید اینگونه مسائل را با دل و جان آنان آمیخته سازند.
ایشان درک ارزش ایستادگی و مقاوم بودن را از دیگر نیازهای دانشآموزان دانستند و افزودند: در جهانی که هر کس، چه شرق چه غرب، زور میگوید نسل آینده باید ارزش و اهمیت ایستادگی را از هماکنون بیاموزد تا در پرتو این آموزهها تمدنساز شود و ملت و کشور را عزتمند سازد.
رهبر انقلاب، وزارت آموزش و پرورش را به تفکیک «علم نافع» از «علم غیرنافع» در برنامه درسی دانشآموزان توصیه کردند و گفتند: علم نافع علمی است که استعدادهای نوجوان و جوان را شکوفا میکند و با سرمایهسازی برای آینده او، موجب پیشرفت و تعالی کشور میشود.
رهبر انقلاب به معلمان توصیه کردند با وجود انتظارات زیادی که از وزارت آموزشوپرورش برای عمل به وظایفش وجود دارد، منتظر تحقق آن توقعات نمانند و با ابتکارهای شخصی و روحیه خیرخواهی و دلسوزی خود، برنامههای تربیتی دانشآموزان و کارهای بزرگ را پیش ببرند
ایشان در این زمینه افزودند: بعضی مطالب در برنامه درسی کنونی، صرفاً محفوظاتی است که بدون هیچ سودی برای حال یا آینده دانشآموزان به ذهن آنها سرازیر میشود که باید این موارد شناسایی و از آموزشها حذف شود.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اختصاص ساعاتی به آموزشهای مهارتی بجای مطالب غیرنافع گفتند: مسائلی همچون سبک زندگی اسلامی، تعاون و همکاری اجتماعی، مطالعه و تحقیق، فعالیتهای جهادی، مبارزه با آسیبهای اجتماعی و نظم و قانونگرایی از جمله مهارتهایی است که باید در مدرسه آموزش داده، و از دوران کودکی و نوجوانی در افراد نهادینه شود.
ایشان میزان تحقق سند تحول آموزشوپرورش را خرسند کننده ندانستند و گفتند: با گذشت بیش از ۱۰ سال از تنظیم سند و رفتوآمد وزیران متعدد که البته این تعدد مدیریتها نیز نوعی آسیب و آفت است، به این سند بهعنوان یک مجموعه کامل و بهم پیوسته عمل نشده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر سند نیاز به اصلاح و تکمیل دارد، مسئولان این کار را انجام دهند، ضمن اینکه برای سنجش پیشرفت سند نیز باید شاخصهای کمّی معیّن شود.
حضرت آیتالله خامنهای سپس در بیان چند نکته درباره مسائل معلمان، سنگینی بار اجرای مسائل مهم نظام تعلیم و تربیت را بیش از همه بر دوش معلمان دانستند و گفتند: معلمان عزیز که در مقاطع مختلف همچون دوران انقلاب، دفاع مقدس و حوادث گوناگون سیاسی با نقشآفرینی درست خود، نوجوانان و جوانان را هدایت میکردند امروز نیز باید بیش از همیشه متوجه نقش مهم و مسئولیت بزرگشان باشند و مسائلی همچون مشکلات معیشتی نباید موجب خسته و ملول شدن یا تحقیر و کوچکانگاشتن کار بزرگ آنها شود. ایشان، نوجوانان و جوانان را دُردانههای کشور و امانتهایی بزرگ در دست معلمان خواندند و افزودند: این امانتهای گرانسنگ باید در اثر تربیت معلمانِ دینباور و دینمدار، به افرادی با ارزشافزودهی بالاترِ علمی، اخلاقی و رفتاری تبدیل شوند.
رهبر انقلاب دانشگاه فرهنگیان و همه مراکز تربیت معلم را دارای وظایف سنگین و نیازمند تقویت همهجانبه دانستند و گفتند: این مراکز باید از لحاظ امکانات سختافزاری، مدیریت، اساتید، متون آموزشی و فعالیتهای تربیتی بهگونهای تقویت شوند که بتوانند «معلم مطلوب» تربیت کنند.
ایشان با توصیه به هماهنگیِ رشته تحصیلی معلمان با تدریس آنها تا حدّ امکان، به دشواریهای آموزش در دوره کرونا و زحمات معلمان نیز اشاره و خاطرنشان کردند: در این دوره، زحمات معلمان مضاعف شد که در این خصوص باید صمیمانه از همه معلمان تشکر کنیم.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر سفارش همیشگی خود به بهبود معیشت معلمان، افزودند: با وجود مشکلاتِ امکانات دولتی، اما به مسائل معیشتی، بیمه، بازنشستگی و درمان معلمان توجه ویژه شود.ایشان در پایان سخنانشان، به معلمان توصیه کردند با وجود انتظارات زیادی که از وزارت آموزشوپرورش برای عمل به وظایفش وجود دارد، منتظر تحقق آن توقعات نمانند و با ابتکارهای شخصی و روحیه خیرخواهی و دلسوزی خود، برنامههای تربیتی دانشآموزان و کارهای بزرگ را پیش ببرند.در ابتدای این دیدار، وزیر آموزشوپرورش گزارشی از اقدامات و برنامههای این وزارتخانه در خصوص اجرای سند تحول، استفاده از ظرفیت فضای مجازی و فناوریهای نوین در عرصه تعلیم و تربیت، توسعه عدالت آموزشی، مهارتآموزی، پرورش استعدادهای درخشان، رتبهبندی و معیشت معلمان و تحول در منابع درسی بیان کرد.
آزادسازی پهنههای معدنی در مناطق چهارگانه غیرقانونی است
پس از اظهارات سرپرست معاونت امور معادن استان سمنان درباره آزادسازی پهنههای معدنی در خارتوران، عباسآباد و طرود، مدیرکل دفتر زیستگاهها در سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «آزادسازی پهنههای معدنی در مناطق چهارگانه محیط زیست غیرقانونی است.»
سه روز پس از انتشار گزارش «پیام ما» با تیتر «طمع معدنکاران به آخرین زیستگاههای یوز»، که از برنامه آزادسازی این پهنهها در روز 27 اردیبهشت خبر میداد، رضا اقتدار عنوان کرد: «ما در مجموعه توران شامل منطقه حفاظت شده، پناهگاه حیات وحش و پارک ملی توران برای اکتشاف و بهرهبرداری برای هیچ معدن جدیدی مجوز صادر نکردهایم و تاکنون استعلامی هم از ما صورت نگرفته است، معادنی که در منطقه توران فعال است، از گذشته در حال کار بودهاند.»
اقتدار: برای پیشگیری از صدور مجوز جدید معدنی در مناطق چهارگانه، نقشه و فایل رقومی این مناطق را به وزارت صنعت، معدن و تجارت فرستادهایم
او افزود: «سازمان حفاظت محیط زیست برای پیشگیری از صدور هرگونه مجوز جدید معدنی در حدود مناطق چهارگانه محیط زیست در سراسر کشور، نقشه و فایل رقومی این مناطق را طی مکاتبات متعدد به وزارت صنعت، معدن و تجارت فرستاده است تا این لایههای رقومی را بر روی سیستم کاداستر وزارتخانه بارگذاری کنند، این به آن معناست که اگر کسی بخواهد روی محدودههای معدنی، عملیات ثبت انجام دهد، این کار در حدود مناطق چهارگانه امکانپذیر نیست.» بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، اقتدار تصریح کرد: «اخیرا اطلاع پیدا کردیم که پهنههای معدنی که عموما در اختیار سازمان زمینشناسی یا ایمیدرو است، در 26 ماه جاری آزادسازی میشود تا متقاضیان نسبت به ثبت آنها و طی فرآیند قانونی اقدام کنند. بر این اساس، یک مکاتبه فوری با امضای معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی با معاونت معدنی وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام دادیم و رونوشت آن را برای دستگاههای نظارتی ارسال کردیم، در این نامه تصریح شده است که فایل رقومی مناطق چهارگانه در آزادسازی پهنهها مدنظر قرار گیرد یعنی اگر آزادسازی در محدوده مناطق چهارگانه انجام شود، غیرقانونی است.»مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه این نامه در حقیقت پاسخ به استعلام ماده ۲۴ قانون معادن هم است، افزود: «بر اساس بند چ ماده ۲۴ قانون معادن، وزارت صنعت برای صدور مجوز اکتشاف جدید معدنی مکلف به استعلام از سازمان حفاظت محیط زیست در حدود مناطق چهارگانه است، به عبارت دیگر اگر به فرض آزادسازی هم انجام شود، موظف به استعلام از سازمان محیط زیست هستند و حتما با آن مخالفت خواهیم کرد.»
دوازده اسفند 1400 مدیرعامل گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس گفت: حجم گازی ۴۸۰ میلیون فوت مکعب روزانه در حال سوختن است و امیدواریم ظرف چند سال آینده در دولت سیزدهم به اتمام برسد و در روزی، خاموش شدن آخرین گاز فلر را جشن بگیریم. هزینه جمع آوری گازهای مشعل این پروژه یک میلیارد یورو است. یکی از سرچشمههای مهم تولید گازهای گلخانهای در ایران، سوزاندن گازهای همراه نفت است . وهاب پور و همکاران در سال 97 براساس اطلاعات ماهوارهای حجم گاز مشعل در مناطق نفتخیز ایران را محاسبه کردند. سالیانه حدود ۵۳ میلیون تن دیاکسید کربن از طریق گاز مشعل در ایران منتشر میشود. ایران براساس توافقنامۀ پاریس (COP21) به کاهش ۴ الی ۸ درصدی گازهای گلخانهای متعهد است .گاز مشعل بهتنهایی حدود 7٫4 درصد از میزان انتشار دیاکسید کربن کشور را به خود اختصاص می دهد.
ترکیب اتمسفر یک جزء کلیدی در تنظیم دمای سیاره است. اتمسفر 78 درصد نیتروژن (N2)، 21 درصد اکسیژن (O2)، یک درصد آرگون (Ar) و کمتر از یک درصد اجزای کمیاب است که همه گازهای دیگر هستند. اجزای کمیاب شامل دی اکسید کربن (CO2)، بخار آب (H2O)، نئون، هلیوم و متان است. بخار آب عمدتاً بر اساس منطقه متغیر ، و حدود یک درصد از جو را تشکیل میدهد. گازهای جزیی شامل چندین گاز گلخانهای مهم هستند که گازهای مسئول گرم کردن و خنک کردن گیاه هستند. در مقیاس زمین شناسی، آتشفشان ها و هوازدگی- فرآیندی که CO2 را در رسوبات دفن میکند- منابع CO2 جو است. فرآیندهای بیولوژیکی هم CO2 را در جو اضافه و کم میکنند.
گازهای گلخانهای گرما را در جو به دام میاندازند و با جذب مقداری از امواج مادون قرمز خروجی امواج بلندتر که از زمین ساطع می شود، سیاره را گرم میکنند و بنابراین از تلف شدن گرما در جو جلوگیری میکنند. گازهای گلخانهای بیشتر در اتمسفر، گرمای امواج بلند بیشتری را جذب کرده و سیاره را گرمتر میکند. گازهای گلخانهای اثر کمی بر تابش خورشیدی ورودی با موج کوتاهتر دارند.
رایجترین گازهای گلخانهای عبارتند از بخار آب(H2O)، دیاکسید کربن(CO2)، متان (CH4) و اکسید نیتروژن(N2O). بخار آب فراوانترین گاز گلخانهای است، اما فراوانی جوی آن در طول زمان تغییر چندانی نمیکند. دی اکسید کربن بسیار کمتر از بخار آب است، اما دی اکسید کربن در اثر فعالیتهای انسانی مانند سوزاندن سوختهای فسیلی ، تغییر کاربری زمین و جنگلزدایی به جو اضافه میشود. علاوه بر این، فرآیندهای طبیعی مانند فورانهای آتشفشانی دی اکسید کربن را زیاد میکنند، اما اثری بسیار کمتر از مداخلات انسانی دارند.
دو دلیل مهم وجود دارد که چرا دی اکسید کربن مهمترین گاز گلخانهای است. اول اینکه دی اکسید کربن در جو میماند و صدها سال از بین نمیرود. دوم، بیشتر دی اکسید کربن اضافی منشأ فسیلی دارد، به این معنی که با سوزاندن سوختهای فسیلی آزاد میشود. زغال سنگ و نفت سوختهای فسیلی هستند و از گیاهان مردهای ساخته شدهاند که در اصل میلیونها سال پیش در اثر فتوسنتز ایجاد شده و در زمین ذخیره شدهاند.
فتوسنتز با استفاده از نور خورشید و دی اکسید کربن گیاهان را ایجاد میکند. این دگرگونی طی میلیونها سال بهعنوان یک فرآیند آهسته رخ میدهد و کربن فسیل شده در سنگ ها و رسوبات را ذخیره میکند. بنابراین، وقتی زغال سنگ و نفت می سوزانیم، بلافاصله انرژی خورشیدی ذخیره شده و دی اکسید کربن فسیلی را آزاد می کنیم که میلیون ها سال طول کشیده تا در وهله اول انباشته شوند. سرعت انتشار برای درک تغییر اقلیم فعلی بسیار مهم است.
در علم، سامانه مجموعهای از اشیا و فرآیندهای متقابل است. مطالعه سامانه زمین مطالعه این سامانهها است: ژئوسفر — سنگ ها؛ اتمسفر – گازها؛ هیدروسفر – آب؛ کرایوسفر – یخ؛ و بیوسفر (زیست کره) – موجودات زنده. علم زمین این سامانه ها و نحوه تعامل و تغییر آنها را در پاسخ به چرخه های طبیعی و نیروهای انسانی یا انسان زا مطالعه می کند. تغییرات در یک سامانه زمین بر سایر سامانه ها اثر می گذارد.
برای ما بسیار مهم است که از زمینه زمینشناسی فرآیندهای تغییر اقلیم و نحوه تعامل این سامانه های زمینی آگاه باشیم، اولاً برای ما درک چگونگی و چرایی فعالیت های انسانی به عنوان موجب تغییرات اقلیمی کنونی و ثانیاً، تفکیک فرآیندهای طبیعی و فرآیندهای انسانی در سوابق اقلیمی گذشته زمین شناسی بسیار مهم است.
دما و آب و هوای زمین تا حد زیادی بر اساس ترکیب گازهای جوی، گردش اقیانوسها، و ویژگیهای سطح زمین سنگ ها، یخچال های طبیعی و گیاهان تغییر می کند. همچنین برای درک تغییرات اقلیمی، تمایز بین اقلیم و آب و هوا ضروری است. آب و هوا عبارت است از الگوهای دما و بارش کوتاه مدت که در روزها و هفته ها رخ می دهد. اقلیم محدوده متغیر دما و الگوهای بارندگی است که در بلندمدت برای یک منطقه خاص به طور میانگین محاسبه می شود . بنابراین، تنها یک زمستان سرد به این معنی نیست که کل کره زمین در حال خنک شدن است. بسیاری از دانشمندان از میانگین 30 ساله به عنوان یک مقیاس مناسب استفاده میکنند. بنابراین، تغییر اقلیم به تغییرات و روندهای آهسته دما و بارش در دراز مدت برای یک منطقه خاص یا زمین به عنوان یک کل اشاره دارد.
بدون اتمسفر، زمین مانند ماه دارای نوسانات شدید دمایی بین روز و شب خواهد بود. دمای روز صدها درجه سانتیگراد بالاتر از حد نرمال و دمای شبانه صدها درجه کمتر از نرمال خواهد بود. از آنجایی که ماه جو چندانی ندارد، دمای آن در روز حدود 106 درجه سانتیگراد و دمای شب در حدود 183 – درجه سانتیگراد است. این یک محدوده حیرتانگیز 272 درجه سانتیگراد بین سمت روشن و تاریک ماه است که چگونگی دخالت جو زمین در تنظیم دمای زمین را شرح میدهد.
آتش کاروانسرای ایوانکی را تخریب نکرد
گوینده ویدیو از آتشسوزی در کاروانسرای خیابان مطهری در شهر ایوانکی استان سمنان خبر میدهد. ویدیو از کانالهای استانی دست به دست میشود و به کانالهای خبری پربازدید میرسد. گوینده معتقد است که کارتونخوابها و معتادانی که در کاروانسرا وقت میگذرانند، این بنای متعلق به دوره پهلوی اول را سوزاندند. بنایی که در فهرست آثار ملی ثبت شده است اما تحت مالکیت بخش خصوصی است. حالا سرپرست اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان گرمسار توضیحاتی در این رابطه به روزنامه «پیام ما» داده است. محمد عوض زاده گفته است که «آتشسوزی در کاروانسرای دادگر ایوانکی، خوشبختانه به این کاروانسرا خسارتی وارد نکرده است.» او تاکید کرده است که «بلافاصله پس از اعلام خبر وقوع حریق در کاروانسرای دادگر ایوانکی، یگان حفاظت میراثفرهنگی گرمسار به منطقه اعزام شده است و حریق در این کاروانسرا جزیی بوده و خسارتی به بنا وارد نشده است.»او دلیل بروز این حادثه را محصور نبودن بنا و آسانی دسترسی و تردد افراد ناشناس به این مجموعه عنوان کرد و افزود: «پروژه حصارکشی کاروانسرا با مشارکت شهرداری ایوانکی در دست اجرا است.»
تولید خودروی غیراستاندارد باید متوقف شود
پس از سخنان اخیر مقام معظم رهبری در مورد خودروسازان و تولیداتشان سخنگوی قوه قضائیه نیز از اخطار به شرکت سایپا در مورد استاندارد خودروهای تولیدیاش خبر داد.
ذبیحالله خداییان سخنگوی قوه قضائیه در حالی به پرسشهای خبرنگاران پاسخ گفت که از موافقت رییسقوه قضائیه با استعفایش خبر داد. او در آخرین نشست خود با خبرنگاران در قامت سخنگویی قوه قضائیه به مسائلی از جمله احکام صادره شده برای مهرشاد سهیلی و احمدرضا جلالی، حمیدنوری، فساد در شهرداری ارومیه و همینطور قتلهای خانوادگی توضیحاتی داد.
براساس گزارشی که خبرگزاری میزان منتشر کرده سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در پی تذکر سازمان بازرسی کل کشور به شرکت سایپا آیا روند بازرسی مجدد از این شرکت خودرو ساز ادامه دارد و اینکه شرکت سایپا نسبت به تغییر کنترل کیفی خودرو ها اقدام جدی را انجام داده است؟ توضیح داد: مسئله استانداردسازی خودروها با سلامت مردم در ارتباط است بنابراین خودروسازان باید به این امر توجه داشته باشند.
خداییان : تعداد جرایم خشن خانوادگی که به قتل در کشور منتهی می شود، انگشت شمار است. نمیتوان اینطور برداشت کرد که تعداد اینگونه جرایم در کشور رو به شیوع و افزایش است
او در توضیح این وضعیت افزود: کشته شدن هزاران نفر در ظرف ۲ الی ۳ هفته در تصادفات فاجعه است با وجود اینکه عوامل متعددی ازجمله خطای انسانی، استاندارد نبودن جاده در این موضوع دخیل هستند اما قطعا بخشی مربوط به استاندارد نبودن خودروها است که مسئولان نیروی انتظامی نیز این موضوع را مطرح کردند.
خداییان همچنین تأکید کرد: مقام معظم رهبری نیز دو مرتبه به استانداردسازی خودروها تاکید کردهاند. استانداردسازی خودروها تکلیفی برای همه مسئولان به خصوص سازمانهایی چون سازمان ملی استاندارد، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان حفاظت محیط زیست و نیروی انتظامی است و باید در این خصوص نظارت های لازم را داشته باشند.
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به اینکه باید از تولید خودرویی که از استاندار لازم برخوردار نیست جلوگیری کرد، گفت: در سازمان بازرسی کل کشور نیز قاطعانه و جدی به موضوع استاندارد سازی خودروها ورود کرده و پیگیر این موضوع است.
خداییان همچنین در توضیح این بخش از پاسخ خود افزود: باید به کمک سازمانهای متولی امر، خودروهایی را تولید کنیم که از استاندارد آن اطمینان داریم.
مسئله استانداردسازی خودروها با سلامت مردم در ارتباط است بنابراین خودروسازان باید به این امر توجه داشته باشند.
۶۰۰ کارگاه آموزشی پیشگیری از کودکآزاری
سخنگوی دستگاه قضا در پاسخ به سوالی مبنی بر اقدامات دستگاه قضا درباره مقابله با افزایش جرایم خشن خانوادگی که به قتل منجر می شود، گفت: تعداد جرایم خشن خانوادگی که به قتل در کشور منتهی میشود، انگشت شمار است. نمیتوان اینطور برداشت کرد که تعداد اینگونه جرایم در کشور رو به شیوع و افزایش است.
خداییان در اینباره توضیح داد : همه دستگاههای فرهنگی، اقتصادی و سایرین باید برای آموزش پیشگیری از خشونت و کنترل رفتار افراد کمک کنند و دستگاه قضایی نیز در این زمینه کارهایی انجام داده است، نمی خواهیم بگوییم تمام پیگیری و رفع ریشههای این موضوع بر عهده قوه قضائیه است اما در وسع خود اقداماتی را ترتیب داده است.
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به اقدامات قوه قضائیه در این راستا، خاطرنشان کرد: در آماری که معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم اعلام کرده ۶۰۰ کارگاه آموزشی با موضوع پیشگیری از خشونت ویژه والدین دارای اطفال و نوجوانان برگزار شده، همچنین کارگاه هایی برای نحوه برخورد ضابطان و مددکاران اجتماعی و قضات با جرایم خانوادگی اجرا شده است. بیش از ۶۰ کارگاه مهارت آموزشی کنترل خشم، تابآوری و بخشودگی نیز برگزار شده است. برای افرادی که در این نوع جرایم دارای پرونده در دادگاههای خانواده هستند معمولا از مشاوره استفاده میشود.
او با تاکید بر اینکه رفع این معضل نیاز به همکاری همه دستگاهها دارد، گفت: اساس و بنیان کشور خانواده است؛ باید بر تربیت افراد در خانواده ها و بعد از آن در مدرسه و دانشگاهها برنامه داشته باشیم. اینطور نیست که بگوییم راه مبارزه با چنین مواردی فقط برخورد قضایی است، برخورد قضایی باید با کسی که مرتکب جرم خشن می شود، صورت بگیرد اما نیاز است که اقدامات پیشگیرانه و باز اجتماعی برای افرادی که سابقه دار باشند یا نباشد، انجام شود.
ماجرای شورای شهر ارومیه
سخنگوی قوه قضائیه در مورد آخرین وضعیت پرونده فساد مالی در شورای اسلامی شهر ارومیه به عنوان یکی از بزرگترین پروندههای فساد مالی، گفت: در این پرونده تعداد زیادی از مسئولان وقت و کارکنان شهرداری ارومیه و برخی از اعضای شورای اسلامی ادوار قبلی و فعلی ارومیه تحت تعقیب قرار گرفتند.
خداییان تصریح کرد: در این پرونده قرار جلب به دادرسی و کیفر خواست در مورد ۸۴ نفر متهم این پرونده صادر شد، از این تعداد ۳۶نفر مدیران و کارکنان شهرداری ارومیه ،۲۳نفر اعضای فعلی و سابق شورای اسلامی شهر ارومیه و ۲۵نفر افرادی با شغل آزاد هستند.
سخنگوی قوه قضائیه اضافه کرد: ارتشاء، رشا، تبانی در معاملات، تحصیل وجه از راه نامشروع با سو استفاده از موقعیت شغلی از اتهامات متوجه این افراد است.
خداییان تاکید کرد: اکثر این متهمان با وثیقه آزاد شدند و کسانی که مسئولیت داشتند بر اساس قانون تشدید مجازات مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری، از خدمت تعلیق شدند و پرونده در حال ارجاع به دادگاه است.
سخنگوی قوه قضائیه اظهار کرد: اگر چنانچه قاضی تشخیص دهد جریان محاکمه افراد در این پرونده با ذکر مشخصان متهمان علنی برگزار میشود.
ملاقات مجازی
در همین حال ایسنا درباره این نشست و سخنان خداییان به پاسخ سوالی درباره ملاقات مجازی زندانیان اشاره کرد. او دراینباره گفت: موضوع ملاقات برخط و تصویری خانواده زندانیان با آنها دو سال در دستور کار قوه قضائیه است و زیرساختها فراهم شده ولی کامل نیست. البته در تمام زندان ها اجرا شده است و ۶۹ هزار و ۳۰۰ مورد ملاقات برخط و تصویری داشتیم. ترتیبی داده شده دادگاهها هم بهصورت برخط برگزار شوند و حدود ۲۷۸ هزار جلسه دادگاه بهصورت ویدیو کنفرانسی برگزار شده و از اعزام ۴۱۸ هزار زندانی به دادگاهها خودداری شده است.
او درباره علنی برگزار شدن دادگاههای مفاسد اقتصادی گفت: تمام محاکمات ما اعم از اقتصادی و غیراقتصادی علنی است. علنی بودن هم به معنی انتشار محاکمات نیست. ما در ماههای اخیر به خصوص در دوره تحول محاکمات متعددی داشتیم که نه تنها علنی بوده بلکه منتشر شده است مثل بانک سرمایه. این طور نیست که جلسات دادگاه علنی نباشد. در دو سه ماه اخیر با تاکید ریاست قوه قضائیه در رسیدگی به پرونده های مفاسد اقتصادی، حدود ۹۶ پرونده در این مدت رسیدگی را کردیم و به صدور حکم قطعی منتهی شدند لذا برخورد با مفاسد جدی و قاطع است و ادامه دارد.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوال ایسنا درباره جزئیات حکم صادره برای مهرشاد سهیلی گفت: این پرونده با کیفرخواست به دادگاه ارسال شد. حکم بدوی صادر و به سه سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، جزای نقدی و رد مال محکوم شده است. حکم بدوی است و در صورت قطعیت اجرا میشود.
او در پاسخ به سوال درباره “اتفاقی که برای خبرنگار فرهیختگان در قم رخ داد”، گفت: استفاده از ظرفیتهای مردمی و اصحاب رسانه در مبارزه با فساد مهم است و در قوانین تاکید بر این امر شده است. در ارتباط با موارد فساد مثل سوت زنی حتما در چارچوب قانونی اقدام می شود و به مراجع مرتبط موارد فساد گزارش میشود و تحت حمایت قرار میگیرند. در مورد خبرنگار عزیز فرهیختگان به محض اطلاع موضوع پیگیری و پرونده در قم تشکیل شده و وسیله نقلیه مرتکبین شناسایی شده است و قطعا نه تنها با این مورد بلکه در هر موردی برخورد قاطع می کنیم.
خدائیان در پاسخ به سوالی درباره شکایت رئیس مجلس از جعفرزاده نماینده سابق مجلس به علت انتشار خبر خرید منزل توسط خانواده قالیباف در ترکیه و اینکه در چه مرحلهای است؟ گفت: در خصوص این موضوع با توجه به شکایت انجام شده پروندهای در تهران تشکیل شده و مشتکی عنه احضار شده است. کسانی که با فوریت دست به انتشار مطالبی میزنند اگر نتوانند ادعای خود را ثبت کنند، تحت تعقیب قرار گرفته و محکوم خواهند شد. اگر دقت نکنند و به صرف شنیدهها مطالبی را منتشر کنند پروندهای تشکیل شود، قوه قضائیه ورود میکند.
او درباره اجرای حکم احمدرضا جلالی تا پایان اردیبهشت گفت: آقای احمدرضا جلالی فرزند محمد از اتباع ایران و تابعیت ایران دارد و ایرانی است و در ۱۳۹۶ به اتهام جاسوسی و ارتباط با موساد و اقدام علیه امنیت کشور و افشای اطلاعات طرحهای سری و فوق سری و حتی اطلاعات مربوط به دانشمندان هسته ای تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد و بعد از بازداشت ایشان، کشور سوئد به او تابعیت و امتیازی به او داد. این شخص به لحاظ اتهامات متعدد به اعداممحکوم شده و حکم قطعی است و در دستور کار مقامات قضایی است و نسبت به اجرای حکم اقدام میکنند.
او در پاسخ به سوالی درباره مبادله احمدرضا جلالی و حمید نوری گفت: این دو ارتباطی با هم ندارند. آقای حمیدنوری بی گناه و محاکمات ایشان نامشروع است. آقای جلالی دو سال قبل از ایشان بازداشت شده و حکم قطعی در موردش صادر شده است. بحث مبادله مطرح نیست و قوه قضائیه براساس حکم صادره اقدام میکند.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره مقابله با زورگیران و مجرمان حرفهای و چرا ما شاهد جرایم خشن این چنینی همانند زورگیری چند روز گذشته در شهریار هستیم، گفت: در خصوص دستورالعمل صادره باید گفت نه تنها آن دستورالعمل بلکه رئیس قوه قضائیه تاکید کرده با کسانی که زورگیری میکنند و اخلال در نظم دارند برخورد جدی صورت میگیرد. با این جرایم، برخورد خشن صورت میگیرد. در کشورهایی که در تمامی خیابانها هم دوربین هست باز شاهد وقوع این اتفاقات هستیم و اگر موردی صورت میگیرد دلالتی به عدم برخورد دستگاه قضا نیست و بیشتر کسانی که در زندان هستند از این قبیل افراد هستند. از اینجا به دادستانها میگویم با این افراد برخورد قاطع صورت گیرد و از نیروی انتظامی میخواهیم با ورود درست از تکرار جرمجلوگیری کند.
سخنگوی قوه قضائیه در اسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر فائزه هاشمی در رابطه با درخواست تحریم برخی نهادهای امنیتی و توهین به پیامبر، گفت: در رابطه با هر دو موضوع پروندهای در دادسرای تهران تشکیل شده و دادستان به عنوان مدعیالعموم پیگیر موضوع بوده است.
او در پاسخ به سوالی در خصوص آخرین وضعیت پرونده بابک زنجانی و پرداخت بدهی و آیا او آزاد شده است؟ گفت: این فرد همچنان در زندان است و نسبت به تسویه بدهی خود اقدام نکرده است.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره رسیدگی به پرونده حمید نوری گفت: تشکیل پرونده برای آقای نوری جنبه سیاسی دارد و نمیتوان اسم این پرونده را پرونده قضایی گذاشت.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره نظارتهای قوه قضائیه بر تنظیم بازار پس از حذف ارز ترجیحی، گفت: ساماندهی و نظارت بر عهده تعزیرات است؛ مگر اینکه، احتکار یا جرایم این چنینی رخ دهد. رئیس قوه قضائیه بارها اعلام کرده که دستگاه قضا باید در مقابله با گرانفروشی به دستگاههای دیگر کمک کند. در رابطه با مقابله با گرانفروشی در کنار دولت هستیم.
خداییان افزود: بسیاری از افراد که ارز ترجیحی دریافت کردند یا کالا را وارد نکردند یا در بازار آزاد فروختند. دولت به دنبال جراحی اقتصادی هست و سران قوا نیز هم نظر هستند اما این مسئله نیاز به همراهی مردم و نظارتهای به موقع مسئولان دارد، با این اتفاق افرادی که رانتهایی را در اختیار داشتند ممکن است مشکلاتی را ایجاد کنند که دستگاه قضایی با این افراد برخورد میکند.
او در پاسخ به سوالی درباره اینکه در شبکههای اجتماعی آمده شهرام جزایری با تحمل کیفر و پرداخت بدهی خود آزاد شده است؟ گفت: این فرد محکومیت قطعی دارد و در حبس به سر میبرد.
خداییان در پاسخ به سوالی درباره اقدام دستگاه قضا در رابطه با صدور مجوزهای کسب و کار گفت: طبق قانون تمام دستگاههایی که مجوز کسب و کار صادر میکنند باید این فرآیند را الکترونیکی کنند. سازمان بازرسی کل کشور به این موضوع ورود کرده است. برخی دستگاهها به تکالیف خود عمل کردهاند. گزارش ما هنوز تکمیل نشده اما در زمان تکمیل اگر دستگاهی به تکالیف خود عمل نکرده باشد، به مراجع ذیربط معرفی میشوند.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا در خصوص برخورد با افرادی که مرتکب جرایم خشن اعم از زورگیری و موبایل قاپی میشوند خلاء قانونی داریم یا در اجرای قوانین از سوی نیروی انتطامی دچار مشکل هستیم؟ گفت: در مورد مرتکبین جرایم خشن که اخلال در نظم عمومی و دست بردن به سلاح و سرقت مسلحانه و چاقو کشی دارند، از نظر قانونی ما با خلا قانونی مواجه نیستیم و برای تمامموارد قوانین لازم وجود دارد و مجازات متناسب صورت گرفته است، به طوری که اگر کسی دست به اسلحه ببرد حکم آن محارب است و تاحد اعدام است و در مواردی هم داشتیم کسانی که دست به اسلحه بردند به عنوان محارب محکوم شدهاند.
دومینوی کشتار پلنگها با شیوع آبله در سمداران
آبله خودش را آرام آرام از سمت شرق یعنی از جاسک و بشاگرد به سمت شمال و غرب کشانده است، در میناب و هشتبندی کل و بزها و قوچ و میشها یکی یکی مبتلا میشوند، در یکی از همین مناطق است که بز ماده خلاف عقربه ساعت حول یک دایره کوچک میچرخد، دوربین آرام آرام به او نزدیک میشود، بز همچنان در حال چرخیدن است، چشمهایش سفید شده، دوربین لحظه افتادن و مرگ را ثبت نمیکند ولی تصاویری که از مناطق هرمزگان منتشر میشود نشان میدهد این بز یکی از قربانیان شیوع بیماری آبلهای است که مناطق هرمزگان را زیر سایه خود قرار داده است . مرگ سمداران در این منطقه علاوه بر کاهش جمعیت آنها، روی زندگی پلنگ، خرس سیاه، شاهروباه و سایر گونههای گوشتخوار هم اثر منفی بر جای گذاشته است.
مرتضی آریانژاد کارشناس حیاتوحش در هرمزگان و منطقه میناب و هشتبندی معتقد است زمانی که جمعیت طعمههای گوشتخوار در منطقه کاهش یابد، به تبع آن تعارض جامعه محلی افزایش یافته و در نهایت به مرگ گونههای گوشتخوار منجر میشود. این کارشناس حیاتوحش سالهاست در منطقه میناب تلاش میکند با تسهیلگری و ارتباط موثر با دامداران از کشتار پلنگها و سایر گوشتخواران جلوگیری کند. تسهیلگری از نظر او به گفتوگو و برگزاری کارگاه ختم نشده و نمیشود. به گفته آریانژاد در این منطقه تلفات دام با دو عامل اتفاق میافتاد که اصلیترین آنها بیماری بود، بیماری که به جان بزها و بزغالهها میافتاد سرمایه دامدار در اندک زمانی به خاک مینشست، همزمان با بیماری تعارض با پلنگ هم وجود داشت که داشتههای اندک دامدار را تحلیل میبرد و از دستش درمیآورد. از آنجا که منطقه صعبالعبور و واکسن زدن دام برای دامداران ناشناخته بود، آنها سراغ این راهحل برای حفظ داشتههایشان نمیرفتند، دامپزشکی برایش دشوار بود واکسن را در میان کوهها به آنها برساند، محیط زیست هم معتقد بود واکسیناسیون موضوعی نیست که آنها بخواهند بین این همه کار ریز و درشت خودشان پیگیری کنند، نتیجه اینکه دامها تلف میشدند، کلو بزها و قوچومیشها تلف میشدند، پلنگها به واسطه کمبود طعمه سراغ دامها میرفتند، دامداران هم خسته از اینهمه خسارت دیدن و مال از دست دادن، لاشه بز را به سم آغشته میکردند، لاشه مسموم هم پلنگ را میکشت، هم خرس سیاه را، هم شاهروباه را و هم هر گونه دیگری را که نزدیکش میشد و میخواست از آن تغذیه کند.
برخی دامداران منطقه معتقدند از آنجا که دامشان بیمار نیست، نیازی به واکسیناسیون ندارند. آنها به هیچ عنوان قبول نمیکنند که واکسیناسیون عاملی برای پیشگیری در برابر بیماری است
این سیکل معیوب را آریانژاد با واکسیناسیون دامها شکسته است. او با هماهنگی با دامپزشکی شروع به رساندن واکسن به دامداران میکند تا اصلیترین عامل تلفات دام را از بین ببرد و سود سالیانهشان را افزایش دهد. با این شیوه تسهیلگری آنها هم چشم بر تلفات معدود دام توسط پلنگ می بندند و در نهایت هم دامها ایمنی مییابند، هم گوشتخواران و هم سایر سمداران.
با هزینه شخصی واکسن به مناطق صعبالعبور بردم
با وجود تمام این تلاشهای چندین ساله، زمستان سال 1400 آبله از سمت شرق هرمزگان شروع به پیشروی کرد، جاسک و بشاگرد ابتدا درگیر شدند. همان زمان آریانژاد از طریق دامپزشکی توانسته بود 10 هزار دوز واکسن بگیرد و دامها منطقه فعالیتش را واکسینه کند، او میگوید: « برای واکسینه کردن این دامها ناچار شدم با هزینه شخصی به مناطق صعبالعبور بروم و کار را به انجام برسانم. اما بیماری زمانی که آغاز میشود، در یک محدوده نمیمانند و شروع به شیوع میکند، آّبله هم از شرق استان که منطقهای کوهستانی و دارای روستاهای زیادی است، شروع شد و با حرکت به سمت غرب سمداران میناب، سندرک و هشتبندی را درگیر کرد. زحمات ما برای واکسیناسیون دام در این منطقه تنها به زنده ماندن دارایی دامداران منجر شد و نتوانست سمداران را نجات دهد، همین موضوع در نهایت باعث میشود تعارض پلنگ و دامداران افزایش یافته و جان گوشتخواران به خطر بیفتد.»
علی حسین زاده معاون محیط زیست شهرستان بشاگرد در گفتوگویی با «مهر» عنوان کرده است: «نظر به وجود بیماری آبله در دامهای اهلی و امکان انتقال به علفخوران وحشی از طریق منابع آبی مشترک و مراتع مشترک و بر اساس نتایج نمونهبرداری از یک راس قوچ وحشی تلف شده توسط دامپزشکان محیط زیست هرمزگان وجود بیماری آبله در قوچها و میشها محرز شد.همچنین با توجه به عدم امکان انجام واکسیناسیون در حیات وحش و درمان کل جمعیت علفخوران وحشی، تنها راه کنترل بیماری در گونههای وحشی که به راحتی در دسترس نیستن، ایمنسازی دامهای اهلی بر علیه بیماریهای واگیردار مشترک است.» او تاکید کرد: « برای کنترل بیماری و کاهش تلفات در سال های آتی پوشش کامل واکسیناسیون در دام های اهلی منطقه توسط دامپزشکی به صورت مستمر و سالیانه ضروری است.» در همین گزارش مهر مدیرکل دامپزشکی هرمزگان گفته است: «همه امور حیات وحش بر عهده اداره کل محیط زیست است و بلافاصله پس ارائه گزارش بیماری در منطقه بشاگرد از سوی محیط زیست، اکیپهای تشخیصی دامپزشکی استان به منطقه اعزام شدند و بیماری آبله تشخیص داده شد.تاکنون اکیپهای عملیاتی دامپزشکی در روستاهای منطقه حاضر شدهاند و واکسیناسیون دامهای منطقه در برخی از روستاها انجام و در برخی دیگر نیز در حال انجام است تا بتوانیم از سرایت بیماری از دامهای وحشی به دامهای اهلی پیشگیری کنیم.»
تبعات عدم واکسیناسیون و همهگیری بیماریها در دامهای اهلی در نهایت دامن حیاتوحش منطقه را میگیرد و خسارتهای جدی وارد میکند
واکسیناسیون دام اجباری شود
مرتضی آریانژاد معتقد است با توجه به وسعت منطقه و مناطق صعبالعبور آن مشکل با انداختن مسئولیت واکسیناسیون بر دوش دامپزشکی حل نمیشود و باید اداره محیطزیست و فعالان این حوزه در سایر مناطق استان به ویژه در جاسک، رودان، بشاگرد و … نیز فعالانهتر ظاهر شوند زیرا تبعات عدم واکسیناسیون و همهگیری بیماریها در نهایت دامن حیاتوحش منطقه را میگیرد و خسارتهای جدی وارد میکند. او در ادامه از چالش دیگری در این منطقه نام میبرد که مقاومت برخی دامداران در مقابل واکسیناسیون است. این کارشناس حیاتوحش میافزاید: «برخی دامداران منطقه معتقدند از آنجا که دامشان بیمار نیست، نیازی به واکسیناسیون ندارند. آنها به هیچ عنوان قبول نمیکنند که واکسیناسیون عاملی برای پیشگیری در برابر بیماری است. از این رو باید واکسیناسیون دامهایی که به ویژه در حاشیه زیستگاههای حیاتوحش هستند اجباری باشد تا شاهد شیوع بیماری در مناطق نباشیم.»
به گفته این کارشناس حیاتوحش اگر فعالان محیطزیست در شرق استان بخواهند وارد این فرآیند تسهیلگری شوند، او و سایر فعالان این حوزه هر کاری از دستشان بربیاید را انجام میدهند. او با اشاره به اینکه اداره کل محیط زیست هرمزگان همکاریهایی در این زمینه داشته خواستار گسترش این همکاریها با فعالان محیط زیست است تا آنها بتوانند پل ارتباطی میان دامپزشکی و محیط زیست باشند و وظیفه دامپزشکی در مناطقی که واکسیناسیون برایشان دشوار است را انجام دهند و با انجام این کار از بروز بیماری در دام اهلی و انتقال آن به حیاتوحش خودداری کنند.
از نفتفروشی به تاریخفروشی رسیدیم!
آیا چوب حراج به تاریخ ملت ایران میخورد و مهر تاییدی بر قاچاق اشیاء عتیقه؟ آیا از این پس باید شاهد خرید و فروش آثار تاریخی در ملاعام باشیم؟ بیشک شما هم شوکه میشوید: به زودی قرار است طرحی که تاریخ و گنجینههای ملی ایران را بر باد میدهد و به امضای ۴۶ نفر از نمایندگان مجلس رسیده است، تبدیل به قانون شود! نام این طرح «استفاده بهینه از اشیاء باستانی و گنجها» است. نویسندگان این طرح به این نتیجه رسیدند: «رویکرد قانونی فعلی درباره گنجها و آثار باستانی به نظر میرسد به لحاظ تجربه رخداده در سنوات گذشته نیاز به بازنگریهایی داشته باشد.»
بیاییم با هم به جستوجوی تفکر کسانی که برای نخستین بار خواستار این بازنگری بودند، برویم. جالب است بدانید، رد پای این طرح به دورهی احمدینژاد برمیگردد که امروز از دیدگاه اصولگرایان به نام جریان انحرافی شناخته میشوند و این طرح نخستین بار از تاریکخانه ناکارشناسان دورهی ریاست «حمید بقایی» در سازمان میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بیرون آمده است. حمید بقایی که مدتها به دلایل مشخصی زندان بوده و رویکرد و نگاهش به ایران اظهرمنالشمس است. این طرح همان زمان، در بدو مطرح شدن «قاچاق در روز روشن» لقب گرفت و قاطعانه رد شد. خطر یک بار از سر تاریخ ملت ایران گذشت.
اما عجیب است که بار دیگر مجلس انقلابی آن را دوباره مطرح کرده و این بار امضا هم گرفته است. چه کسانی این طرح را امضا کردهاند؟ و چگونه و با چه تحلیلی جزو مزایای آن نوشتهاند: «حفظ گنجینه تمدنی و میراث باستانی از تخریبها و کاوشهای غیرکارشناسی، اشتغالزایی فراوان برای فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط با تاریخ، گوهرشناسی و باستانشناسی، تبدیل شدن ایران به هاب منطقهای خرید و فروش آثار باستانی و ورود ارز به کشور، ایجاد ردیف درآمدی جدید برای وزارت گردشگری و میراثفرهنگی برای خرید و حفظ آثار باستانی، حفظ گنجینه تمدنی از فروش به ثمن بخس به دلالان و قاچاقچیان».
به نظر میرسد که این افراد هنوز تاریخ و اشیا تاریخی را با نام عوامانهی «گنج» میشناسند.همین حالا هم ما با مشکلات جدی در حفظ آثار تاریخی روبهرو هستیم و تمام محوطههای باستانی سراسر ایران سوراخ سوراخ است. تازه قاچاقچیها به صورت شبانه کار میکنند. یک لحظه فکر کنید، اگر خرید و فروش قانونی شود، معلوم نیست که فردا محوطهها چگونه شخم زده شوند. بر اساس قوانین فعلی جمهوری اسلامی: «خارج کردن میراث فرهنگی یا ثروتهای ملی حتی در صورتیکه به خارج کردن آن از کشور نیز نینجامد، قاچاق محسوب شده و تمام اموال کشف شده، قاچاق بوده و مال مربوطه به نفع دولت ضبط میشود».حالا با این طرح جدید، دولت موظف است، اشیا تاریخی را خریداری کند! اگر چه هیچکس نمیداند، منابع مالی آن از کجا باید تامین شود! اگر ردیف مالی دارید چرا پس به وزارتخانه میراثفرهنگی نمیدهید که آقای ضرغامی میگوید برای حفاظت هر اثر ۳۰ هزارتومان داریم. در حال حاضر بزرگترین چالشی که وزارت میراثفرهنگی در بوق و کرنا کرده: «نداری است!» این تناقض را چگونه حل میکنید؟
اما هاب منطقهای شدن از همه مزایا جالبتر و قابل تاملتر است؛ یعنی خودمان آثار تاریخی را به حراج بگذاریم و آن وقت پولش در جیب چه کسانی میرود؟ این کار به نفع کدام ملت ایران است؟ ارزآوری چگونه انجام میشود؟ مطمئن هستید که خریدار اثر تاریخی پولش را در ایران خرید میکند و در ترکیه ملک نمیخرد؟
اما بیاییم سراغ اشتغالزایی برای فارغالتحصیلان. به نظر میرسد کسانی که این طرح را دادهاند، نمیدانند ما رشتهای به نام گوهرشناسی نداریم! تاریخشناسان هم کارشان در پژوهشکدهها و کتابخانههاست نه در میدان قاچاق! اگر منظور باستانشناسی است که آن هم طبق قانون جزو مشاغل حاکمیتی است و کسی که مجوز برای کاوش میگیرد باید طرح علمی و سوال تاریخی داشته باشد، دنبال گنج نیست. چرا متوجه نیستید؛ باستانشناسی گنجیابی نیست! زیر نظر بازرسان باید فعالیت کند و باستانشناس باید از کاوشهایش گزارش ارائه دهد تا رازی از تاریخ این مملکت و هویت ملی پنهان نماند و در جهان با مدرک مدعی تاریخی بودنمان باشیم، دست خالی چه حرفی برای گفتن است؟ اینکه هر کسی بخواهد هر جایی را که دلش خواست بکاود که دیگر چیزی از محوطهها باقی نمیماند. برای باستانشناسی مدرک فنیحرفهای نمیدهند. یعنی شما الفبای اولیه را نمیدانید و طرح مینویسید؟
این طرح علیه قانونی است که با خون دل زمانی در مجلس با تلاشهای دکتر عزتالله نگهبان به تصویب رسیده است تا جلوی قاچاق اشیای عتیقه که زمانی منسوب به شهرام پهلوینیا، پسر اشرف پهلوی بود، گرفته شود. نگهبان و مجلس آن روزگار جلوی قاچاق را گرفتند و در سال 1347 قطعنامهای در محکومکردن قاچاق و فروش اشیای عتیقه تصویب شد. حتی دکتر نگهبان میخواست خیابان منوچهری را تعطیل کند. این قطعنامه در سال ۱۹۷۲ میلادی در یونسکو هم تصویب و امکان پیگیری خرید و فروش غیرقانونی آثار تاریخی از سوی پلیس بینالملل مهیا شد. حالا بعد از این همه سال به این نتیجه رسیدیم، برای ارزآوری تاریخ بفروشیم؟ آیا از نفتفروشی به تاریخفروشی رسیدهایم؟
این روزها، با افزایش آگاهی عمومی، کمتر پیش میآید که فردی از اهمیت پوشش گیاهی در تامین سلامت و زیبایی شهرها و مکانهای شهری بیاطلاع باشد. اما در مورد مکانها و فضاهای مشخصی همچون محوطههای بازی و گروههای خاص همچون کودکان و نوجوانان چطور؟ در این یادداشت مرور کوتاهی بر ابعاد اهمیت گیاهان در فضاهای حضورپذیر، بهویژه زمینهای بازی، برای کودکان شده است.
اگر در رابطه با نقش پوشش گیاهی در مجاورت زمینهای بازی، از یک طراح محیط بپرسید، او به شما میگوید که که گیاهان میتوانند عملکردهای متنوعی را در مجاورت زمین بازی کودکان بین 2 تا 12 ساله بر عهده بگیرند: میتوانند بهعنوان یکی از وسایل بازی مورد استفاده قرار گیرند، حواس کودک را از طریق بافت، رنگ و عطر خود درگیر کنند، با تغییر فصول، سایهسار و پناهگاهی در برابر تابش خورشید، باران و برف باشند. بعضی از گیاهان میوههای خوراکی دارند و میتوانند در فصولی از سال جذابیت متفاوتی را ایجاد کنند. برخی از آنها میتوانند بهعنوان حائل عمل کنند و تجهیزات نازیبا را پنهان کنند یا حریم خصوصی تفکیکشدهای را فراهم کنند یا بهعنوان زیستگاهی برای جانوران بیآزار بومی مورد استفاده قرار گیرند.
برخی از درختچهها میتوانند در حالیکه نظارت اجتماعی در موردشان امکانپذیر باشد، محدودههای آرامی برای خلوت کردن و بازی کودکان ایجاد کنند
مهمترین نکته درباره گیاهان مجاور زمینهای بازی، ایمنی و امنیت کودکان است. گیاهان از چند بعد اصلی سمی، محرک و التهابآور یا آلرژیک، زبر و خاردار بودن میتوانند زمین بازی و محدوده اطراف آن را به فضایی ناامن و ناایمن تبدیل کنند. شمار زیادی از گیاهان، باوجود زیبایی و جذابیت، سمی یا خطرناک هستند و به همین علت در محوطهسازی و منظرسازی مورد استفاده قرار نمیگیرند. این در حالی است که گروههایی از گیاهان مورد استفاده در فضاهای سبز و پارکها، بخشهایی دارند «نظیر: برگ یا میوه» که در شرایط عادی سمی یا محرک نیست اما در صورت بلعیده شدن توسط کودکان کمسال یا تماس در حین بازی «مانند: گل تاج خروس یا سرو رونده» میتوانند ایجاد ناراحتی یا بیماری کنند. به همین علت کاشت آنها در مجاورت محوطههای بازی توصیه نمیشود.
بعد دیگر، مساله از بین بردن دید و ایجاد فضای بیدفاع است. بسیاری از درختچههایی که برای ایجاد حصار یا پرچین دور زمینهای بازی کودکان استفاده میشوند، در صورت هرس نشدن میتوانند به ارتفاع بیش از 90 سانتیمتر رسیده، دید افقی به زمین بازی را محدود کرده و فضاهای بیدفاعی ایجاد کنند. معمولا پیشنهاد میشود برای پرچین دور زمینهای بازی از گیاهانی که با وجود انبوهی شاخسار و برگ، رشد عمودی محدودی دارند و مانند اسطوخودوس یا رزماری، علاوهبر بینیازی از هرس، معطر و آرامبخش، خوشرنگ و متمایز و در صورت تماس و بلع کاملا بیخطر هستند، استفاده شود.
ممکن است فکر کنیم که اگر گیاهان میتوانند چنین معضلاتی را ایجاد کنند، بهتر است از بهکار بردنشان در مجاورت زمینهای بازی اجتناب شود. اما باید توجه کرد که استفاده از گیاهان، بهخصوص درختچههایی که لبههای سبز جداکننده فضا را ایجاد میکنند امتیازات فراوانی دارد که صرفا با کمی دقت در انتخاب و جانمایی میتواند اثرات مثبتی بر سلامتی بگذارد.
مثلا برخی از درختچهها میتوانند در حالیکه نظارت اجتماعی در موردشان امکانپذیر باشد، محدودههای آرامی برای خلوت کردن و بازی کودکان ایجاد کنند. در موارد بسیاری نیز، کودکان میتوانند کاربردهای زیادی برای میوههای سخت درختان سوزنیبرگ، دانهها، غلافها، برگها و گلها پیدا کنند و در ترکیب آنها با عناصر طبیعی مانند سنگها، کندهها و … محیط بازی پویاتر و تعاملیتری را تجربهکنند. علاوه بر این، استفاده از گیاهان یا عناصر با منشا گیاهی مانند تنه درختان، بهعنوان عناصر بازی، با رعایت الزامات ایمنی و امنیت، انتخاب بسیار خوبی برای ایجاد زمین بازی خلاقانه است.
گیاهانی که گل میدهند، در هر محیطی دارای ارزش بصری هستند و مناطق بازی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این گیاهان همچنین میتوانند فرصتهای آموزشی برای آموزش تولید غذا به بچهها و اینکه کدام گیاهان خوراکی هستند و کدامها مضر هستند، فراهم کنند. با این وجود، کاشت گیاهان میوهدار در مجاورت محل بازی کودکان خردسال، بهدلیل امکان بلع میوهها و انتقال سموم و آلودگیها به بدن کودک توصیه نمیشود.
مهمترین نکته درباره گیاهان مجاور زمینهای بازی، ایمنی و امنیت کودکان است. گیاهان از چند بعد اصلی سمی، محرک و التهابآور یا آلرژیک، زبر و خاردار بودن میتوانند زمین بازی و محدوده اطراف آن را به فضایی ناامن و ناایمن تبدیل کنند
در رابطه با اهمیت پوشش گیاهی در ایجاد سایه نیز میتوان بر این نکته تاکید کرد که نقش گیاهان در تامین سرپناه در برابر تابش و بارش در فصول گرم و سرد بسیار مهم است و درختان بزرگ میتوانند سایهسار مطلوبی برای فضاهای بازی کودکان ایجاد کنند. برای حفاظت از ریشهی درختان مجاور یا واقع در محوطههای بازی نیز، یک لایه ضخیم از مالچ میتواند علاوهبر ایفای نقش حفاظتی، یک سطح بالشتکی زیبا ایجاد کند.
همچنین درختان و درختچهها، بهویژه گیاهان همیشهسبز که برگهای خود را در طول زمستان حفظ میکنند، مضاف بر القای شادابی و نشاط، ابزار بسیار خوبی برای جلوگیری از وزش بادهای شدید هستند. بهترین راه برای ایجاد مانع کاشت چند ردیف است: یک ردیف بوتهای کوتاه، سپس درختچه های بلندتر و یک ردیف آخر درخت. این روش نیروی باد را کاهش داده و میتواند فاصلهای حدودا دو برابر ارتفاع مانع را محافظت کند «به عنوان مثال، مانعی با ارتفاع 10 متر میتواند از منطقهای تا 20 متر طول را در برابر باد محافظت کند».
علاوهبر نقشهایی که تا اینجا مورد اشاره قرار گرفته است، در مورد برخی از گیاهان نقش زیستگاهی تعریف میشود. دیدن اینکه گیاهان چگونه از حیاتوحش حمایت میکنند، میتواند یک تجربه غنی و آموزشی برای کودکان باشد. تماشای پروانهای که از گلی به گل دیگر میرود، یا پرندهای که برای یافتن غذای خود در اطراف گیاهان پرواز میکند نیز میتواند به کودکان شهرنشین کمک کند تا با محیط زیست آشنا شوند. اختصاص بخش کوچکی از یک منطقه بازی به زیستگاه جانوران «بهعنوان مثال نصب لانههای پرندگان» میتواند کودکان را برای مدت طولانی سرگرم کند.
مزارع آموزشی و تفریحی کودکان که یکی از شکلهای دیگر رویش گیاهان در مجاورت کودکان هستند، نقش یک دانشکدهی کوچک کشاورزی را در دل بوستان یا محدوه بازی ایفا میکنند. در این زمینها کودکان با عناصر طبیعی ارتباط مستقیمی ایجاد کرده و ضمن یادگیری فرآیند آمادهسازی زمین تا برداشت محصول، مسئولیتپذیری را میآموزند. با اختصاص سطوحی از اراضی دارای خاک، نور و شرایط زیستی مناسب و کرتبندی زمین برای کاشت صیفیجات و میوههای بوتهای میتوان به تقویت ارتباط کودک با طبیعت و آموزش مباحث کشاورزی شهری که امروزه بر آن تاکید فراوانی میشود پرداخت. نکات قابل توجه در رابطه با مزارع کودکان در شهرهای بزرگ و آلوده مربوط به اهمیت حضور مراقبان «والد/ مربی و …» در کنار کودکان زیر 6 سال، محصور بودن محدودهی کرتبندی شده، ضرورت کاشت گیاهان با میوهی غیرقابل مصرف بهصورت خام و یا دارای غلاف یا پوست ضخیم «مانند لوبیا، ذرت، هندوانه»، اجتناب از کاشت سبزیجات و استفاده باغی «کاشت درختان مثمر» از زمینها است.
طیف گستردهای از صداها، بافتها، رنگها و بوها میتواند در کودکان احساس شادی کند. هنگامی که بسیاری از گیاهان محرک احساس در یک محوطه کنار هم قرار میگیرند، میتوانند در مجاورت یک محوطه بازی، یک «باغ حسی» ایجاد کنند که در آن کودکان میتوانند تجربههای عینی از تمام احساسات متفاوتی داشته باشند که طبیعت ارائه میدهد و زندگی شهری آنها را ازشان دریغ کرده است.
مجوز ساخت سد مارون۲ صادر میشود
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با انتقاد از صدور مجوز سد مارون۲ در آینده نزدیک گفت: حقابه تالاب بینالمللی شادگان از رودخانه مارون در حال حاضر قابل تامین نیست، بنابراین بارگذاری جدید روی این حوضه کار اشتباهی است.
محمدجواد اشرفی با اشاره به برگزاری نشست کمیته ارزیابی سد مارون۲ در سازمان حفاظت محیط زیست در اواخر سال گذشته به ایرنا گفت: در این نشست مخالفت خود را با ساخت این سد اعلام کردیم که در صورتجلسه هم قید شده اما به رغم مخالفت این اداره کل، سازمان حفاظت محیط زیست با ساخت این سد موافقت ضمنی کرده و قرار است بعد از برطرف کردن ایرادهای گزارش ارزیابی، مجوز محیط زیستی ساخت این سد صادر شود.
او با بیان اینکه گزارش ارزیابی محیط زیستی سد مارون۲ بسیار ضعیف بوده تصریح کرد: رکن اصلی ارزیابی محیط زیستی بررسی تاثیر در معیشت و مسائل اجتماعی یک طرح است که در این گزارش توجهی به آن نشده است.
اشرفی افزود: برای سد مارون۲ توسعه بخش کشاورزی و مصارف دیگر پیشبینی شده که با توجه به حجم مخزن سد کاملا مشخص است شاهد توسعه بیشتری خواهیم بود و بارگذاری بیشتری صورت خواهد گرفت بنابراین مطمئن هستیم با ساخت این سد، هیچ آبی از رودخانه مارون-جراحی به تالاب شادگان نخواهد رسید.
او اضافه کرد: استدلال وزارت نیرو این است که نیاز آبی در خوزستان آنقدر زیاد نیست و با افزایش راندمان آبیاری در این استان میتواند نیازهای خود را تامین کند به این معنی که خوزستان باید با صرفهجویی راندمان آبیاری خود را از ۳۰ درصد به متوسط ۴۵ درصد که متوسط کشوری برساند اما درخواست ما این است که اگر فکر میکنند حوضه مارون آب مازادی دارد، ابتدا ساختارها را اصلاح و الگوی کشت را تعدیل و آبیاری مکانیزه را اجرا کنند و بعد از آن اگر آب مازادی وجود داشت، سد مارون۲ را بسازند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان همچنین با تاکید بر ضرورت تامین حقابه تالاب بینالمللی شادگان، گفت: این تالاب در شرایط نرمال باید سالانه بصورت متوسط ۳۸ مترمکعب بر ثانیه حقابه از رودخانه مارون دریافت کند این در حالی است که هم اکنون حتی 3 مترمکعب هم به عنوان حقابه تالاب تامین نمیشود و این تالاب عملا با زهابهای نیشکر زنده است.
او افزود: برای این تالاب پنج مترمکعب حقابه از رودخانه کارون تخصیص یافته بود که آن نیز تامین نشده و عملا حدود ۲ مترمکعب برثانیه از این طریق آب به تالاب میرسد.
اشرفی اضافه کرد: در برخی روزها از رودخانه مارون هیچ آبی وارد تالاب شادگان نمیشود بنابراین بارگذاری جدید روی این حوضه کار اشتباهی است و میتواند تنشهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی ایجاد کند.
او با بیان اینکه سرمایهگذاری مهمتر از تالاب شادگان وجود ندارد افزود: حیات تالاب شادگان، صرف نظر از کنوانسیونهای بینالمللی ، به دلیل تنوع زیستی و تاثیری که در تامین معیشت خانوارها دارد و ارزشهای کارکردی و اکولوژیکی آن، اهمیت دارد و اگر نابود شود فاجعه بزرگی روی میدهد.
به گفته اشرفی، طرح سد مارون۲ انتقال بین حوضهای هم محسوب میشود که این موضوع نیز به سازمان محیط زیست منعکس شده است.
بر اساس این گزارش، سازمان حفاظت محیط زیست در حالی با سد مارون۲ اعلام موافقت کرده که لاهیجانزاده معاون سابق این سازمان سال گذشته مخالفت این سازمان را با ساخت سد مارون۲ اعلام کرده بود.
