بایگانی مطالب نشریه
انتقاد بی سابقه نماینده اسبق جیرفت از آیت الله هاشمی امیدی به عاقبت به خیر شدن هاشمی نیست
انتقاد بی سابقه نماینده اسبق جیرفت از آیت الله هاشمی
امیدی به عاقبت
به خیر شدن هاشمی نیست
نماینده ادوار مجلس گفت: سران فتنه و در رأس آنها هاشمی رفسنجانی مشغول مقدمه چینی برای فتنه هستند. حجت الاسلام علی زادسر جیرفتی در گفت و گو با خبرآنلاین با اشاره به روند ثبت نام پنجمین دوره انتخابات خبرگان رهبری گفت: روند ثبتنام در انتخابات خبرگان که قبلاً بیشتر از باب تکلیف بود، به اکثراً سیاسی بدل شده است. کثرت ثبتنام که بیش از 60 درصد افزایش داشته است حس نامطلوبی به آدمی منتقل میکند که تا کنون سابقه نداشته است. ظاهراً دشمن در کمین نفوذ نشسته است که خدا کند چنین نباشد. زادسر ادامه داد: تعدد نامزدهای مجلس شورای اسلامی و شرکت بیشتر مردم در انتخابات، بیشتر قابل حس و لمس بوده و هست تا مجلس خبرگان رهبری. وی درباره صحت برخی گمانهزنیها از احتمال رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی بیان کرد: این سؤال را باید از اعضای محترم شورای نگهبان بپرسید. اما اولی که حقیقتاً انحرافی و فتنهجویانه راه میرود و سخن میگوید و امیدی به عاقبت بخیر شدنش نمانده است و ای کاش دومی از برادر زادهی سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی حفظه الله تعالی میآموخت و از نام مبارک امام خمینی کبیر نورالله مرقده الشریف، برای خودش و مشوقش خرج نمیکرد و به وصایای پدر بزرگوارش عمل میکرد. کاش در حوزه درس میخواند تا به سطوح عالی میرسید و اینچنین خود را گرفتار نمیکرد که حالا برای رأی آوری و جلب نظر خاکستریها، مجبور باشد که بگوید «… به دیروز افتخار میکنیم و به امروز نقد داریم … ». ایشان توضیح بدهد که نقدش چیست و به کیست.
زادسر درمورد بررسی صلاحیت نامزدهای خبرگان رهبری توسط شورای نگهبان از این نهاد نظارتی خواست مانند همیشه چون کوه، مقاوم و سربلند بایستد و صلاحیت هر کس را که سرسپردهی نظام نباشد احراز نکند. در پایان زادسر درباره راههای آرامش بخشیدن به فضای انتخابات گفت: الحمدلله آرامش کامل در جامعه حاکم است و مردم با اعتقاد به تکلیف الهی میآیند و رأی میدهند و میروند و نتیجه را تمکین میکنند مگر سران فتنه و اهل فتنه و در رأس آنها هاشمیرفسنجانی که مشغول مقدمه چینی برای فتنه است که به فضل الهی و کمک شهیدان و امامت امام خامنهای مدظلهالعالی، موفق نخواهد شد.
پیام ما بررسی می کند مسابقه توهین به هاشمی رفسنجانی و سیدحسن خمینی در استان
مسابقه توهین
به هاشمی رفسنجانی و سیدحسن خمینی
پیام ما- احترام به بزرگان چه از لحاظ سنی و چه به لحاظ علمی یا اجتماعی جزو جدایی ناپذیر فرهنگ ایرانی- اسلامی است.
رسول اکرم(ص) در باب احترام به علما می فرمایند:«کسی که عالمی را حقیر و کوچک بشمارد، مرا حقیر شمرده است و هر کس مرا حقیر بشمارد کافر است.»پیامبر مهربانی(ص) در جای دیگر فرموده اند:«هر کس به فقیه و عالم مسلمانی اهانت کرده و او را خوار کند، خداوند را در روز قیامت ملاقات می کند در حالی که بر وی خشمناک است.»
اما چندی است که فحش و ناسزا به برخی علما در استان کرمان باب شده است. آن هم برای رسیدن به اهداف و منافع گروهی و جناحی!
مدتی قبل بود که آیت الله جعفری- امام جمعه کرمان- گفتند:«چندی قبل، جلالی[رییس دفتر آیت الله مصباح یزدی] پیش من آمد و به آقایان روحانی، لاریجانی، باهنر و هاشمی رفسنجانی با الفاظی مانند بی شعور و… توهین کرد. به وی گفتم بر چه اساسی این مردان مسلمان را لعنت می کنی؟ که وی گفت من اجازه گرفتم!»
جلالی علیرغم توصیه های امام جمعه کرمان مبنی بر حفظ احترام بزرگان جامعه، رویه خود را همچنان ادامه داده و پس از ثبت نام هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی برای نامزدی مجلس خبرگان رهبری در توهینی مستقیم و دور از شأن با اشاره به این که سید حسن خمینی پیاده نظام هاشمی رفسنجانی است، گفت:«تصمیم هاشمی عمر و عاصی است… تصمیم عمر و عاصی می گوید باید کاری کنم که در هر دو صورت برد-برد باشد. اگر صلاحیت سید حسن خمینی در خبرگان رد شود می توانیم پیراهن عثمان کنیم و آشوب درست کنیم و اگر تایید کردند یک«ویروس ایدز» به مجلس خبرگان وارد می کنیم و افراد را بیمار می کنیم.» (سایت الف)
اما گویا جلالی در اظهارنظرهای این چنینی تنها نیست و افراد دیگری هم وجود دارند که در آستانه انتخابات، پیش از اعلام احراز صلاحیت ها به نامزدها در تخریب نامزدهای مشخص با یکدیگر مسابقه گذاشته اند.
علی زادسر جیرفتی که خود نیز از حوزه انتخابیه جیرفت و عنبرآباد نامزد شده است، در گفت و گو با خبرآنلاین در رفتاری مشابه پس از ابراز نگرانی از کثرت کاندیداها گفت:«اولی[هاشمی رفسنجانی] که حقیقتاً انحرافی و فتنه جویانه راه می رود و سخن می گوید و امیدی به عاقبت به خیر شدنش نمانده است. ای کاش دومی[سیدحسن خمینی]… از نام مبارک امام خمینی کبیر برای خودش و مشوقش خرج نمی کرد.»
زادسر در این گفت و گو از هاشمی رفسنجانی به عنوان رأس فتنه نام برد که مشغول مقدمه چینی برای فتنه است.(خبر آنلاین11/10/94)
دانشی-امام جمعه بم- نیز در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته با اشاره به سرگذشت حضرت نوح(ع) گفت:« برای حضرت نوح وحی نازل شد که تو و اهلت در امان هستید. اما فرزند و همسر تو اهل تو نیستند… همچنان که بیت پیغمبران خدا و نوح و لوط از نفوذ مصون نبود، هسچ بیت و جایگاه دیگری نیز مصون نیست.»
وی تلویحاً هاشمی رفسنجانی را نیز مورد هجمه قرار داد و گفت:«غیر خودی کسی است که از ابتدای انقلاب به دنبال ارتباط با آمریکا بود. به امام بی احترامی می کرد؛ اما اگر کسی به آمریکا توهین می کرد ناراحت می شد و موضع می گرفت.»(ارگ نیوز11/10/94)
دامنه این بی حرمتی ها به راهپیمایی 9 دی در کرمان هم کشیده شد، که واکنش شدید نماینده ولی فقیه در استان کرمان را به دنبال داشت. امام جمعه کرمان در این خصوص ابراز داشت:«بی احترامی به اشخاص و شعارهای خلاف شرع، گناه کبیره است. لذا در مراسمات باید از معصیت و گناه پرهیز کرد. متاسفانه امسال مدیریت مراسم 9 دی با ضعف هایی روبرو بود و قطعاً سخنران می توانست محیط را اداره کند.»
استاندار کرمان نیز در موضع گیری در خصوص توهین ها و هجمه ها علیه هاشمی رفسنجانی گفت:«حرمت آیت الله هاشمی رفسنجانی بر همگان واجب است. آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارند و مورد تایید مقام معظم رهبری هستند و معظم له مکرر از این شخصیت ارزشمند و یار دیرین امام(ره) دفاع نموده اند. در مراسم نه دی ماه به جای بی احترامی باید نقاط ضعف، شناسایی و بیان شود که چگونه شد تا چنین موضوعی در جامعه به وقوع پیوست. لذا باید چنین مراسم هایی محور وحدت در جامعه باشند. زیرا این گونه شعارها توسط گروهی خاص، خود نمونه ای از فتنه است.»
گزارش «پیام ما» از خبری که اخیرا در فضای مجازی دست به دست می شود سگ کشی دو هزار تایی در کرمان
گزارش «پیام ما» از خبری که اخیرا در فضای مجازی دست به دست می شود
سگ کشی
دو هزار تایی
در کرمان
خبری که در خرداماه سال جاری مبنی بر کشتن
دو هزار سگ ولگرد در سال 93 در کرمان منتشر شده بود
اخیرا در فضای مجازی بازنشر شده و باعث اعتراض کاربران شده است
مدیرعامل مدیریت پسماند شهرداری:
سال گذشته دو هزار سگ ولگرد را معدوم کردیم
فرماندار کرمان:
صدور مجوز سگ کشی را نه تایید می کنم و نه تکذیب
مدیرکل حفاظت محیط زیست کرمان:
با سگ کشی مخالف هستیم
شهردار سابق کرمان:
حضور ذهن ندارم.
اخیرا در فضای مجازی خبری مبنی بر کشتن دو هزار سگ ولگرد در کرمان منتشر شده است.
مدیرعامل مدیریت پسماند شهرداری: سال گذشته دو هزار سگ ولگرد را معدوم کردیم
چندی پیش و در خردادماه سال جاری خبری به نقل از سایت آرمان کرمان در خبرگزاری فارس منتشر شد. در این خبر آمده بود که مدیرعامل مدیریت پسماند شهرداری کرمان از معدوم سازی 2 هزار قلاده سگ در شهرستان در سال گذشته خبر داد. اسماعیل جهانشاهی، مدیر عامل مدیریت پسماند شهرداری کرمان در گفتگو با آرمان کرمان علت معدوم کردن سگ ها را تضمین سلامت مردم بیان کرد و گفت: معدوم کردن این حیوانات با سلاح گرم انجام شده و مجوز این امر را از فرمانداری شهرستان کرمان دریافت کرده ایم اما حفاظت محیط زیست چنین مجوزی صادر نکرده است.
جهانشاهی همچنین ابتدای سال جاری به «پیام ما» گفته بود: در بحث سگ های ولگرد شهرداری ها یک شیوه نامه ای دارند که دو روش زنده گیری همراه با معدوم کردن سگ ها در حاشیه شهرها در آن دیده شده و ما از هر دو روش استفاده کرده ایم. حالا پس از چند ماه مجددا خبر کشتن دو هزار سگ ولگرد در فضای مجازی بازنشر شده است.
کشتن دو هزار سگ ولگرد در کرمان؟
اخیرا خبری مبنی بر کشتن دو هزار سگ ولگرد توسط شهرداری کرمان در فضای مجازی در این شهر منتشر شد. در این خبر با عنوان «کشتار غیزقانونی دو هزار سگ ولگرد در کرمان با تضمین سلامتی مردم» آمده بود: «دوستان به تازگی از کشتار و قتل عام غیرقانونی سگ های شهر کرمان باخبر شدیم. این درحالی است که یکی از کارشناسان حفاظت محیط زیست کرمان گفته است این موضوع خلاف مقررات است.» پس از این متن هم شماره تماس های شهرداری کرمان نوشته شده بود.
این خبر که در صفحه حمایت از حیوانات با 51 هزار و 700 دنبال کننده در اینستاگرام منتشر شده بود به سرعت بین کاربران کرمانی شبکه های اجتماعی دست به دست شد و با واکنش هایی روبرو شد. هر چند خبری که اخیرا در شبکه های اجتماعی منتشر شده مربوط به چند ماه پیش است اما با توجه به خبر آرمان کرمان و صحبت های مدیرعامل مدیریت پسماند شهرداری کرمان، صحت کشتن دو هزار سگ در سال گذشته در کرمان تایید می شود. کشتن دو هزار سگ ولگرد آنقدر دردناک و تاسف برانگیز است که چندماه پس از انتشار و با بازنشر مجدد، با نارضایتی افکار عمومی همراه شود. به خصوص که طبق دستورالعمل کنترل سگ های ولگرد، شهرداری ها حق کشتن سگ ها را به جز موارد خاص ندارند.
نارضایتی کاربران فضای مجازی از سگ کشی
همانطور که در دیگر موارد مشابهی مثل سگ کشی در شیراز مردم واکنش منفی نسبت به ماجرا داشتند، کرمانی ها هم نسبت به این خبر موضعی منفی گرفتند. رویا تیموری نوشته بود: خدا ازشون نگذره. پژمان هم گفته بود: کشتار غیرقانونی سگ ها را متوقف کنید. فلان مسئول شهرداری گفتند معدوم کردن سگ تضمین سلامتی!!! چطور ویروس آنفلوآنزا و آلودگی های انسانی و هزار مورد دیگر خطری برای سلامتی نیست و فقط این حیوانات بی گناه خطر هستن؟ چرا مسئولان ما تا این حد با حیوانات دشمنی دارند؟ این کشتار غیرقانونی را متوقف کنید. او همچنین از مردم خواسته تا با شماره های شهرداری کرمان تماس گرفته شود تا از کشتار به زعم او غیرقانونی سگ ها جلوگیری شود. او در ادامه گفته که چندین بار با شهرداری تماس گرفته و به جایی نرسیده است. صفحه حمایت از حیوانات در اینستاگرام هم چند پست بالاتر از پست مربوط به خبر سگ کشی در کرمان نوشته: «جناب شهردار نگاه کن، تو تنها نیستی که فرزند داری. این ها هم بچه دارند، مادرند، بچه هایشان برایشان جگر گوشه است، وقتی سنگ به پای فرزندانشان می خورد دنیا روی سرشان خراب می شود، اگر به آن ها غذا نمی دهی، اگر نوازش شان نمی کنی حداقل بگذار زنده بمانند. آن ها را نکش. به مامورانت بگو با سنگ و چوب بر سر و صورتشان نزنند… حداقل جلوی چشمان مادر، فرزندش را نکش… گناه دارد جناب شهردار، خیلی گناه دارد…» کامنت های مربوط به این نوشته هم پر است از اعتراض کاربران فضای مجازی به سگ کشی.
فرماندار کرمان: صدور مجوز سگ کشی را نه تایید می کنم و نه تکذیب
فرماندار کرمان در این رابطه به «پیام ما» گفت: در بحث جمع آوری سگ های ولگرد کارگروهی وجود دارد و من دقیق خبر ندارم. محمد علی توحیدی در پاسخ به این سوال که آیا فرمانداری کرمان مجوزی برای کشتن سگ ها با سلاح گرم صادر کرده گفت: من این را نه تایید می کنم و نه تکذیب. او در واکنش به این موضوع که از نظر قانونی سگ کشی مجاز نیست گفت: باید سگ ها را مهار و کنترل کنند. کسی با کشتن سگ بی آزار موافق نیست اما باید همه جوانب را در ماجرای سگ های ولگرد در نظر بگیریم.
با سگ کشی مخالف هستیم
مدیرکل حفاظت محیط زیست کرمان در این ارتباط به «پیام ما» گفت: من در جریان چنین موضوعی که دو هزار سگ ولگرد را در کرمان کشته اند نیستم اما قطعا با سگ کشی مخالف هستیم. محمود صفرزاده افزود: ما با مسئولان شهرداری جلسات متعددی را برگزار کرده ایم و کارشناسان ما هم آموزش های لازم را برای زنده گیری سگ ها داده اند. وی درباره انتشار خبر کشتن دو هزار سگ ولگرد هم گفت: من چیزی در این مورد نشنیدم.
شهردار سابق کرمان: حضور ذهن ندارم
ابوالقاسم سیف الهی شهردار سابق کرمان که به نظر می رسد در زمانی که شهردار کرمان بود این اتفاق رخ داده باشد به «پیام ما» گفت: من آمار دقیقی ندارم. وی افزود: جمع آوری سگ های ولگرد جزو وظایف شهرداری هاست و ما هم به دو روش زنده گیری و یا معدوم کردن اقدام به جمع آوری سگ های ولگرد می کردیم. سال پیش هم دو اسلحه برای بیهوش کردن سگ های ولگرد خریداری شده است. وی در پاسخ به این سوال که سگ کشی با سلاح گرم در دوره مدیریتی خود را تایید می کنید گفت: من حضور ذهن ندارم.
گفتنی است علی بابایی شهردار فعلی کرمان پاسخگوی تماس های مکرر روزنامه «پیام ما» نبود.
نظر شرع درباره سگ کشی
چندی پیش هم و پس از ماجرای سگ کشی با اسید در شیراز، خبرگزاری مهر نظر برخی از ماجع تقلید را گرفت. متن استفتا به این شرح است:«اخیرا افرادی تحتتاثیر موارد معدود گزارش بیماری حیوانات شهری، اقدام به تحریک ارگانهایی نظیر شهرداری نموده اند که باید برای مقابله با بیماری یا جلوگیری از خطر حیوانات شهری (نظیر سگ و گربه) آنها را معدوم نمود. آیا کشتن و معدومسازی یک گونه حیوان شهری با هدف «امحا» آن را به چنین بهانهای مجاز میدانید؟» در ادامه پاسخ سه مرجع تقلید هم آمده است:
آیت … العظمی نوری همدانی: بسمه تعالی، سلام علیکم، تلف نمودن حیوانات غیر موذی جایز نیست.
آیت الله العظمی حسین مظاهری: بسمه تعالی، چنین کارهایی روا نیست.
آیتا… مکارمشیرازی: تنها درصورتی این کار جایز است که واقعا احساس خطر از ناحیه آنها شود و راه دیگری جز این نباشد.
دفاع کرمان از آیت الله هاشمی
آیت الله جعفری:
بی احترامی به اشخاص
گناهی کبیره است
علیرضا رزم حسینی:
حرمت آیت الله هاشمی رفسنجانی
بر همگان واجب است
پیام ما- علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان و آیت الله جعفری نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان نسبت به بی احترامی های صورت گرفته به آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم گرامیداشت نهم دی ماه سال جاری واکنش نشان دادند. به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان آیت الله جعفری با حمایت از آیت الله هاشمی رفسنجانی، گفت: بی احترامی به اشخاص و شعارهای خلاف شرع گناه کبیره است لذا در مراسمات باید از معصیت و گناه پرهیز کرد.
وی یادآور شد: حرف ما این است که اگر اشخاص عیبی دارند اول به خود او اطلاع داده شود نه اینکه عیب اشخاص را در تجمع های چند هزار نفری اعلام کرد و سپس شعارهایی داده شود که خلاف اسلام و شرع است بلکه گناه کبیره است.
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان خاطر نشان کرد: اگر افراد فقیه مراجعه نمایند قطعا آنان نیز چنین خواهند گفت که بی احترامی نسبت به اشخاص( چه دارای منصب دولتی باشند و چه نباشند) گناهی کبیره است لذا نباید مراسم های گوناگون با معصیت و گناه درآمیخته شود. وی به برگزاری 9 دی ماه امسال در استان و شعارهای گروهی برعلیه اشخاص معتمد نظام و رهبری و یار دیرین امام(ره) اشاره کرد و افزود: متاسفانه امسال مدیریت مراسم 9 دی با ضعف هایی روبرو بود و قطعا سخنران می توانست محیط را اداره کند.
استاندار کرمان هم با تاکید براینکه 9 دی ماه باید محور وحدت باشد، گفت: حرمت آیت الله هاشمی رفسنجانی بر همگان واجب است. علیرضا رزم حسینی نسبت به بی احترامی به اشخاص سرشناس کشوری در مراسم های گوناگون واکنش نشان داد و افزود: در جلسات هماهنگی مراسم 9 دی مکرر تاکید شد تا مراسم بگونه ای مدیریت شود که نسبت به هیچ شخصی بی احترامی صورت نگیرد. وی خاطر نشان کرد: آیت الله هاشمی رفسنجانی هم اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارند و مورد تایید مقام معظم رهبری هستند و معظم له مکرر از این شخصیت ارزشمند و یار دیرین امام(ره) دفاع نموده اند. استاندار کرمان یادآور شد: در مراسم 9 دی ماه به جای بی احترامی باید نقاط ضعف شناسایی و بیان شود که چگونه شد تا چنین موضوعی در جامعه به وقوع پیوست لذا باید چنین مراسم هایی محور وحدت در جامعه باشند زیرا اینگونه شعارها توسط گروهی خاص، خود نمونه ای از فتنه است.
گفتنی است در مراسم نهم دی ماه سال جاری در برخی شهرستان های کرمان نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی بی احترامی هایی صورت گرفت.
با سرمایهگذاری گروه مالی گردشگری؛
آغاز عملیات ساخت بزرگترین مجموعه تفریحی و گردشگری جنوبشرق کشور در سیرجان
عملیات اجرایی یک پروژهی گردشگری به همت گروه مالی گردشگری در شهر سیرجان آغاز به کار کرد. در این آیین معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری کشور، استاندار کرمان و معاون عمرانی وی، رییس گروه مالی گردشگری، مدیرکل میراث فرهنگی استان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان، فرماندار سیرجان، نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس، مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گلگهر و جمعی دیگر از مقامات محلی حضور داشتند.
چهار تفاهمنامه با گروه مالی گردشگری امضا کرده ایم
در آیین آغاز این عملیات استاندار کرمان گفت: «در استان کرمان، یکی از سیاستهای ما، جذب سرمایهگذاران بخش خصوصی و احترام به کارآفرینان بوده؛ گفتیم فرش قرمز پهن میکنیم و اکنون نتیجه آن شده که ۷۵ هزار میلیارد تفاهمنامه سرمایهگذاری در استان امضا شده است». وی افزود: «در این راستا، چهار تفاهمنامه با گروه مالی گردشگری امضا کردهایم که در حال اجراست». رزمحسینی ادامه داد: «اولین آن، خرید یک بنای قدیمی در کرمان و تبدیل آن به اقامتگاه سنتی بوده که به زودی کار اجرایی آن آغاز میشود». رزمحسینی ورود گروه مالی گردشگری در معدن شماره پنج گلگهر و همچنین معدن مس چاهفیروزه را از دیگر مواد این تفاهمنامهها دانست و اظهار کرد: «این مجموعه تفریحی و فرهنگی در سیرجان نیز از دیگر پروژههای گروه مالی گردشگری است که ظاهرا از قبل کلنگزنی شده و مدتی معطل مانده بود، اما امروز عملیات اجرایی آن آغاز شده و امیدواریم که سرعت بگیرد تا مردم از یک هتل خوب و آبرومند بهرهمند شوند». استاندار کرمان در بخش دیگری از صحبتهای خود، به توجه استان به میراث فرهنگی و بخش گردشگری اشاره کرد. وی با بیان اینکه کار بزرگی در بازار تاریخی کرمان در حال انجام است، احیای باغ فتحآباد، باغ بیرمآباد، خانه خشتی حاجآقاعلی رفسنجان را از جمله دستاوردهای این توجه برشمرد.
رزمحسینی اظهار کرد: «ما میدانیم بروکراسی نحس اداری مانع پیشرفت است؛ هر دولتی هم که روی کار میآید، در چنبرهی این بروکراسی گرفتار میشود». وی افزود: «دولتها باید مسیر توسعه را هموار کنند؛ اما ما در کشور آمدهایم و دولتها را توسعه و کارمندان را از یک میلیون نفر به سه میلیون نفر افزایش دادهایم!». استاندار کرمان با اینحال از بهبود فضای کسب و کار در استان طی دو سال اخیر خبر داد و گفت: «من امروز در یک جلسهی بسیار مهم در جنوب استان باید حضور مییافتم اما اینجا آمدم تا در عمل نشان بدهم که برای سرمایهگذاران فرش قرمز پهن کردهایم». وی تصریح کرد: «هماکنون استان کرمان نیازمند همراهی فعالان اقتصادی بوده و از نظر ما سرمایهگذار یک مجاهد اقتصادی است». وی خطاب به گروه مالی گردشگری اظهار کرد: «هرجای کار با مانع و مشکلی روبهرو شدید، از فرمانداری آن را پیگیری کنید؛ فرمانداران ما ماموریت رفع موانع توسعه را دارند».
یک روز هم عملیات ساخت این مجموعه تعطیل نخواهد شد
مهدی جهانگیری، رییس گروه مالی گردشگری هم گفت: تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا ساخت مجموعه تفریحی و گردشگری سیرجان حتی یکروز هم تعطیل نشود و طبق برنامهی زمانبندی کار را جلو میبرند. وی با بیان اینکه پروژه نامبرده بزرگترین مجموعهی تفریحی و گردشگری در جنوبشرق کشور است، اظهار کرد: «در گام اول، بالغ بر ۶۰۰ نفر شغل در این پروژه ایجاد میشود». وی بیان کرد: «پیمانکار به من گفت که در برخی روزها تا بیش از هزار نفر هم مشغول میشوند». جهانگیری افزود: «در مرحلهی بهرهبرداری نیز چیزی در حد همین آمار، اشتغالزایی میشود».
رییس گروه مالی گردشگری همچنین، از همراهی مسوولین دولت یازدهم برای اجرای این پروژه قدردانی و اشارهی کوتاهی به برخی چالشهای پیشروی بخش خصوصی کرد. وی گفت: «روزی که ما هتل بینالمللی فرودگاه امام را شروع کردیم، در طرحی که به وزارت راه دادیم، ۶۰ میلیارد تومان سرمایهگذاری پیشبینی کردیم». جهانگیری با بیان اینکه پیمانکار همان پروژه امروز به سیرجان آمده است، افزود: «تا این لحظه اما، برای هتل فرودگاه، ۳۰۰ میلیارد تومان هزینه کردهایم و هنوز هم بدهکاریم!». رییس گروه مالی گردشگری اظهار کرد: «بخشی از این افزایش هزینهها به دلیل تحریمها و تورم ۴۰ درصدی بود که در دولت قبل آن را تجربه کردیم؛ همان تحریمهایی که با افتخار آن را کاغذ پاره میخواندند، بخش خصوصی را اینگونه گرفتار کرد». وی در ادامه، با بیان اینکه پروژهی سیرجان، بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایهگذاری نیاز دارد، تصریح کرد: «بنای کار ما این است نگذاریم پروژه حتی یک روز تعطیل بشود». جهانگیری به موقعیت جغرافیایی شهرستان سیرجان نیز اشاره و بیان کرد: «با توجه به پتانسیلهای موجود، چنین پروژهای در سیرجان خیلی دیر شروع شده است». وی با اینحال گفت: «این سرمایهگذاری بزرگ، حق مردم سیرجان و منطقه بوده است». رییس گروه مالی گردشگری از افرادی چون «واحدی و پالیزدار» و دیگر شرکا و سهامداران این گروه قدردانی و اظهار کرد: «امروز استاندار محترم کرمان جلسهی مهمی در کهنوج و جنوب استان داشتند اما با نهایت بزرگواری دعوت ما را پذیرفتند و در مراسم شرکت کردند؛ البته کارنامهی عملکرد ایشان با توسعه و سازندگی گره خورده است». وی از حضور «ابراهیم جهانگیری» در این مراسم نیز قدردانی کرد.
رییس گروه مالی گردشگری در بخش دیگری از سخنان خود، به ضرورتهای توجه و توسعهی صنعت گردشگری اشاره کرد. جهانگیری گفت: «یکی از بزرگترین مشکلات صنعت گردشگری، بالا بودن ریسک سیاسی در کشور ما است که خوشبختانه در دولت یازدهم به حداقل رسیده است؛ اثری که این ریسک در فعالیتهای اقتصادی به جا میگذارد، در مورد صنعت گردشگری به صورت آنی لمس میشود». وی با بیان اینکه در ۱۰ سال گذشته، تحریمهای ظالمانه و بالا بودن ریسک سیاسی در کشور، رنج و عذاب فراوانی برای فعالان اقتصادی و به خصوص گردشگری ایجاد کرد، افزود: «یکی از الزامات اساسی توسعه هر منطقهای از جمله کرمان و سیرجان، توجه به صنعت گردشگری است». جهانگیری افزود: «اگر میخواهید سیرجان را قطب فولاد کشور بکنید، زیربنای آن، صنعت گردشگری است؛ اگر به فرض مهندس شما نتواند محل اقامت و آرامش مناسبی داشته باشد، در تصمیمگیری هم نمیتواند آرامش داشته باشد». مدیر گروه مالی گردشگری، در بخش دیگری از سخنان خود، گفت: «سیرجان باید در فولاد حرف اول را بزند، باید شرایط برای توسعهی همهجانبهی این منطقه و کل استان فراهم شود، اما تحقق این امر، راهی جز کوتاه کردن فرآیندهای اداری ندارد».
جهانگیری ادامه داد: «اگر میخواهیم در حوزهی سرمایه گذاری به جایگاه قابل قبولی دست پیدا کنیم، باید تجربهی کشورهای پیشرفتهای را مدنظر قرار دهیم که یک زمانی جزو کشورهای جهان سوم بودند». وی با تاکید بر اینکه دورهی آزمون و خطا گذشته است، از کشور مالزی نام برد و اظهار کرد: «مالزی کشوری بود که ایران یکزمانی کمک مالی به آن میکرد؛ باید ببینیم چه کرده است؟ یا کشور ترکیه که مردم ما از بدو ورود از فرودگاههای آن، توسعهیافتگی را لمس میکنند، بررسی شود که چه تجربیاتی دارند؟». رییس گروه مالی گردشگری تاکید کرد: «باید توسعهی کشور و استان را فارغ از نقطه نظرات فردی جلو ببریم و باور کنیم که دورهی آزمون و خطا گذشته است».
این پروژه برگ زرین دیگری در تاریخ سازندگی کشور است
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری کشور نیز در این مراسم بر اهمیت صنعت گردشگری تاکید کرد. مرتضی رحمانیموحد با بیان اینکه درآمدهای گردشگری ۹ درصد از تولید ناخالص داخلی برخی کشورها را تشکیل میدهد، تصریح کرد؛ گردشگری صنعت پردرآمدی است که به راحتی نمیتوان از کنار آن گذشت.
وی سپس به ظرفیتهایی که استان کرمان و سیرجان برای توسعهی این صنعت دارند اشاره کرد و تاکید کرد که از این ظرفیتها استفاده بشود. وی افزود: «سیرجان محور مواصلاتی و یک مرکز اقتصادی بوده؛ محلی است که با اقتصاد زیرزمینی و رو زمینی، به یک مزیت تبدیل شده است». رحمانیموحد به مفاخر این شهرستان نیز اشاره و اظهار کرد: «از همه مهمتر، همتهای بلندی در این شهرستان داریم که امروز برای ارج نهادن به یکی از این همتها اینجا دور هم جمع شدهایم». وی شروع پروژهی ساخت مجتمع تفریحی و گردشگری سیرجان را برگ زرین دیگری در تاریخ سازندگی کشور دانست و ادامه داد: «بهخاطر این اقدام بزرگ، باید به آقای جهانگیری تبریک گفته و از همراهی ایشان قدردانی کنم». معاون گردشگری کشور گفت: «نیروهای استان کرمان همه یک ید واحد را تشکیل دادهاند و از این بابت، برای سایر مناطق کشور، به یک نمونهی خوب رفتاری تبدیل شدهاند».
رحمانیموحد اضافه کرد: «در کنار این همدلی و همزبانی مدیران و نمایندگان همگی زیر چتر استاندار کوشای کرمان در حال خدمترسانی به این خطه هستند». وی تصریح کرد: «اینها داراییهای بزرگی بوده که استان کرمان از آن بهرهمند است». معاون گردشگری کشور با قدردانی از عوامل اجرای این پروژه، تاکید کرد که؛ ساخت مجموعهی تفریحی و گردشگری سیرجان زودتر از برنامهی زمانبندی صورت گیرد.
از حضور سرمایه گذاران
حمایت می کنیم
شهباز حسنپور، نماینده سیرجان و بردسیر در مجلس نیز از گروه مالی گردشگری تشکر کرد. وی با بیان اینکه سیرجان به خوبی مسیر رشد و توسعه را دارد طی میکند، گفت: «ما دست سرمایهگذاران و کارآفرینان را میبوسیم و از آنها برای حضور در بخشهای مختلف شهرستان و استان، حمایت میکنیم». وی در ادامه، اظهار کرد: «شهادت میدهم که آقای جهانگیری در دولت قبل و از زمان آقای رئوفینژاد (اولین استاندار دولت نهم در کرمان) به دنبال اجرای پروژههایی در پنج نقطهی استان بود، اما سیستم پوسیده اداری این سرمایهگذاران را هفت سال معطل گذاشت». حسنپور افزود: «سیرجان باز هم به چنین سرمایهگذاریهایی نیاز دارد و برای حمایت از آن، اعلام آمادگی میکنیم». نماینده سیرجان و بردسیر در مجلس بیان کرد: «در ۳۵ سال گذشته، امسال سختترین دوران برای دولت بوده و هیچوقت تا این حد شرایط دشوار نبوده است». وی تصریح کرد: «ما تازه متوجه شدیم که تحریمهای ظالمانه چه مشکلاتی برایمان ایجاد کرده است».
در آینده شاهد توسعه همگون سیرجان خواهیم بود
فرماندار سیرجان هم با بیان اینکه استاندار محترم کرمان عنایت ویژهای به شهرستان سیرجان دارند، گفت: «در سالهای گذشته با وجود تحریمهای ظالمانه، شهرکهای صنعتی و منطقهی ویژه اقتصادی سیرجان پویایی خود را حفظ کردند». منصور مکیآبادی افزود: «اما توسعهی سیرجان، تک بعدی صورت گرفته و ما باید برای این مساله، چارهای بیاندیشیم». وی به رویکردی که در دولت یازدهم در مورد این شهرستان به کار گرفته گرفته اشاره و اظهار کرد: «با اقدامات دولت تدبیر و امید، ما در آینده شاهد توسعه همگون شهرستان خواهیم بود». مکیآبادی در پایان، با قدردانی از گروه مالی گردشگری برای اجرای این پروژه در سیرجان، گفت: «فقدان یک اقامتگاه مناسب و در شان مردم مهماننواز سیرجان، برای شهرستان دغدغهای بود که آقای جهانگیری و همکارانشان در راستای رفع آن قدم بزرگی برداشتهاند».
گفتنی است شرکت توسعه مجتمعهای خدماتی و رفاهی «پارس زیگورات»، وابسته به گروه مالی گردشگری و با مدیریت منصور زیدآبادی، پیمانکار پروژهی ساخت «مجموعه تفریحی و گردشگری سیرجان» است. این پروژه ۶۲ هزار مترمربع زیربنا دارد؛ هتل چهار ستاره در ۱۲ طبقه شامل ۸۲ اتاق دو نفره، ۱۶ سوئیت، ۲۰ اتاق تک نفره، اتاق ویژهی معلولین، لابی، رستوران و کافیشاپ؛ بخشهایی از این مجتمع است. سالن ورزشی شامل استخر، سونا، جکوزی، بدنسازی، بولینگ و بیلیارد، تالاری با هشت هزار نفر گنجایش، مرکز خرید شامل مجموعهای از مغازههای خرده فروشی، رستورانها، استودیوهای عکاسی، سالنهای آرایشی و دیگر کسبوکارها نیز به عنوان دیگر اجزای این پروژه تعریف شده است. فودکورت و هایپرمارکت نیز در این پروژه دیده شده است. تاکنون ۲۲۰ هزار مترمکعب خاکبرداری برای احداث این مجموعه انجام شده و به زودی فونداسیون و اسکلت آن اجرا میشود.
بیسوادی که حساب و کتاب
سرش میشد
ما پیش از این با خواندن کتاب «پیرمرد صدساله ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد» از یوناس یوناسون با سبک خاص او آشنا شده بودیم. این نویسنده شوخی و جدی را درهم میآمیزد. او در کتاب قبلیاش که در ایران بسیار مورد استقبال قرار گرفت، یک شخصیت حاشیهای را در یک چرخه حوادث تصادفی قرار دارد و او را در بطن یک سری رخدادهای جنجالی قرار داد.
و حالا مدتی است که کتاب تازهای از این نویسنده به فارسی منتشر شده است: کتابی که با عنوانها «بیسوادی که حساب و کتاب سرش میشد» و «دختر بی سوادی که حساب و کتاب بلد بود» و نیز «دختری که پادشاه سوئد را نجات داد»، به ترتیب توسط انتشارت چشمه، قطره و آموت منتشر شده است. این بار هم نویسنده از نظر روال کار، سبکی مشابه رمان قبلی دارد. راستاش خواندن داستانها و سریالهایی که در آنها شخصیتهای عادی و حاشیهای، به تدریج و مرحله به مرحله، با تلاش خود و نیز به لطف یک سری شانسها و حوادث رشد میکنند، لطف خاص خود را دارد و ما ایرانیها هم همیشه روی خوشی به این داستانها نشان دادهایم. موضوع داستان کتاب جدید یوناسون هم به همین ترتیب است و البته چون کتاب سبک طنزگونهای هم دارد، کتاب دلگیر و غمافزا از آب درنیامده. این بار با دختر سیاهپوست آفریقایی آشنا میشویم که از پستترین کار که پاک کردن فاضلاب و حمل مدفوع باشد، با اتکا به مهارت محاسباتی ذاتی خود، به درمیآید و به یمن بعضی از شانسها، به ناگاه سازنده بمباتمی میشود! باز هم مانند رمان قبلی ارجاعات ظریف سیاسی و اجتماعی در جاهای زیادی از این رمان هم به چشم میخورد.
ژن هوشمندی کشف شد
دانشمندان کالج سلطنتی لندن، ژنهایی را که باعث هوشمندی انسان میشوند، کشف کردند
گفته میشود که ۷۵ درصد ضریب هوشی انسان، حاصل عوامل ژنتیکی و تنها ۲۵ درصد آنها حاصل شرایط محیطی است. ولی تا حالا کسی به درستی ژنهایی را که باعث ایجاد حافظه، میزان ادراک و توجه بهتر، سرعت پردازش بیشتر یا مهارتهای استدلالی میشوند، به درستی بررسی نکرده بود. به تازگی پژوهشگران کالج سلطنتی لندن، ننایج تحقیق خود را مجله علمی Nature Neuroscience منتشر کردهاند. مطابق این تحقیق دو شبکه از ژنها وجود دارند که مشخص میکنند یک فرد هوشمند یا غیرهوشمد خواهد بود. ژنهای حاضر در این شبکهها به مانند اعضای یک تیم فوتبال میمانند و فعالیت و تعامل گروهی آنها و بنابراین نه یک ژن منفرد، تعیینگر میزان هوشمندی فرد خواهد بود. چیز هیجانانگیز این است که این شبکههای ژنی توسط سیستمهای تنظیمگر مشترکی مدیریت میشوند و به عبارت دیگر به احتمال زیاد یک شاهکلید باید برای تنظیم این شبکهها وجود داشته باشد. اگر روزی این شاهکلید تنظیمکننده یافت شود، احتمال دارد که بتوان میزان هوشمندی افراد را تغییر داد! پژوهشگران برای انجام تحقیقشان فعالیت هزاران ژن را در افراد دچار صرع، افراد سالم و نیز افرادی که مبتلا به اتیسم یا مشکلات ذهنی بودند با هم مقایسه کردند. دست آخر متوجه شدند که همان ژنهایی که در افراد سالم، میزان هوش را مشخص میکنند، اگر دچار جهش یا موتاسیون شوند، افراد را دچار مشکلات شناختی و صرع میکنند. نام این شبکههای مرتبط با هوشمندی M1 و M3 نهاده شده است.
مرد ۵۳ ساله با قایق پارویی از آمریکا به استرالیا رفت
یک مرد ۵۳ ساله بریتانیایی اولین سفر انفرادی بی وقفه با قایق پارویی در اقیانوس آرام، از آمریکای شمالی تا استرالیا، را کامل کرده است.
جان بیدن سفرش را روز اول ژوئن از سان فرانسیسکو شروع کرد و به طور متوسط روزی ۱۵ ساعت پارو زد.
او امیدوار بود که چند هفته پیش به کرنز در شمال شرقی استرالیا برسد اما هوای نامساعد از سرعت حرکتش کم کرد. آقای بیدن که چهار سال پیش در طول اقیانوس اطلس پارو زده بود گفت در برخی مقاطع سفر فکر می کرد دیگر توان ادامه آن را ندارد. در مجموع ۹ عبور موفق از اقیانوس آرام با قایق پارویی انجام شده است. بعضی از آنها مرحله به مرحله انجام شد و بعضی هم از آمریکای جنوبی – به جای آمریکای شمالی – راه افتادند. جان فرفکس و سیلویا کوک در سال ۱۹۷۱-۱۹۷۲ از سان فرانسیسکو راه افتادند و به جزیره هیمند استرالیا رفتند. آنها اولین کسانی بودند که با قایق پارویی از اقیانوس آرام می گذشتند. خانم کوک اولی زنی بود که به این شکل یک اقیانوس را فتح می کرد. آنها در طول مسیر توقف داشتند. در سال ۱۹۸۳ پیتر برد از سان فرانسیسکو به قصد عبور از آرام حرکت کرد اما ۲۹۴ روز بعد درحالی که به تپه های مرجانی بزرگ استرالیا رسیده بود توسط نیروی دریایی این کشور نجات یافت.
چطور فیلم جدید کوئنتین تارانتینو -هشت نفرتانگیز- قبل از اکران شدن، در اینترنت درز پیدا کرد؟
هشت نفرت انگیز را دزدیدند
آن دسته از دوستانی که همیشه فیلمهای روز را دنبال میکنند، حتما این روزها هیجانزده هستند. چرا؟ چون ناگهان انبوهی از فیلمهای خوب سال، یعنی درست آنهایی که شانس جایزه گرفتن در اسکار، بفتا یا گلدون گلوب را دارند، به کیفیت قابل قبول -و نه عالی- برای دانلود وارد تورنت و نیز سایتهای دانلود معتبر شدهاند.
در اینجا من نمیخواهم وارد مبحث قدیمی کپیرایت بشوم. تجربه این سالها نشان داده است که دسته قابل توجهی حتی در محیط ایران هم هرگاه شرایط دانلود قانونی داشته باشیم، از خرید گیفت کارت، دانلود کتاب از فیدیبو، دانلود قانونی موسیقی از بیپتونز و یا سریالهایی (مثل همین سریال محبوب شهرزاد)، گریزان نیستیم.
اما خب، باید سطح توقع را پایین بیاورید، ما نه سینمای استانداردی داریم که بتواند مثلا با کیفیت IMAX فیلم پخش کند و نه اصولا راه سرراستی برای دانلود یا استریم این فیلمها به صورت قانونی مثلا از نتفلیکس داریم.
برای همین، همه تلاش دوستداران سینما در ایران این است که فیلمهای مطرح روز را شناسایی کنند و هر چه زودتر لینکهای دانلود آنها را پیدا کنند.
معمولا از زمانی که یک فیلم اکران میشود، تا زمانی که نسخه قابل قبول آن-حتی نه در حد عالی- وارد اینترنت شود، مدت زیادی طول میکشد.
اما این موضوع بیشتر در مورد فیلمهای اکران شده در بهار، تابستان و اوایل پاییز صادق است. وقتی نوبت به فیلمهای مطرحی که شانس درو کردن جایزههای معتبر سینمایی دارند و معمولا زمان اکران آنها از نیمه پاییز به آن سو است، میشود، میبینیم که زمان درز پیدا کردن فیلم، خیلی کوتاه میشود.
مثلا همین دو سه روز پیش لینک یکی از مطرحترین فیلمهای سال یعنی فیلم هشت نفرتانگیز The Hateful Eight، ساخته تارانتینو، در تورنت و سایتهای دانلود درز پیدا کرد. فیلمهای Creed، Legend، In The Heart of the Sea، The Revenant، استیو جابز و Carol هم درز پیدا کردهاند.
اما چرا این طور میشود؟
آن کسانی که بیشتر اهل سینما و فیلم دانلود کردن هستند، قطعا علت را میدانند:
قضیه این است که به سبب فاصله کوتاهی که بین اکران این فیلمها و برگزاری جشنوارههای مطرح وجود دارد، استودیوها تعداد محدودی از DVDهای فیلمها را در اختیار داوران و نیز منتقدان مطرح مینهند.
البته روی تصویر این DVDها به نمایشی بودن محدود این نسخهها اشاره میشود و آنها معمولا نرمافزار DRM تا کپی یا «ریپ» شدن DVD را مشکل کند. همچنین واترمارکهایی یکتا و انحصاری روی هر نسخه DVD درج میشود، تا اگر فیلم درز پیدا کرد، متوجه شوند که از ناحیه کدام داور یا منتقد بوده است! اما علیرغم این احتیاطها به خصوص در دو سه سال اخیر، درست در همین بازه زمانی که در آن هستیم، فیلمها وارد اینترنت میشوند. در مورد فیلم هشت نفرتانگیز که اصلا یک هفته قبل از اکران عمومی، فیلم لو رفته است. این در شرایطی است که متأسفانه در سال ۲۰۱۴ فیلمنامه فیلم هم لو رفته بود و تارانتینو مدتی تصمیم گرفته بود به همین علت، فیلم را اصلا نسازد! فیلمهایی که به این ترتیب درز پیدا میکنند، موسوم به فیلمهای DVDScr یا DVSCREENER هستند. در پسوند فایل فیلمهای درز پیدا کرده معمولا تگهایی مانند Hive-CM8 یا ShAaNiG دیده میشود که اشاره به گروهی دارد که فیلم را درز دادهاند. جالب است که Hive-CM8، یعنی همان گروهی که هشت نفرتانگیز را لو داده، اعلام کرده که ۴۰ فیلم برای درز دادن دارد که تعدادی از آنها را در روزهای اخیر دیدیم.
آیا فیلمهایی مثل مریخی یا جنگ ستارگان هم به زودی برای دانلود، وارد اینترنت خواهند شد؟
آیا شما شکیبایی لازم برای عرضه نسخههای با کیفیت عالی فیلمهای مطرح را دارید یا همین که فیلمها با کیفیتی در حد همین DVDScr وارد اینترنت شدند، دانلودشان میکنید؟
پینوشت: فیلمهای The Martian و نیز Bridge of Spies هم با کیفیت قابل قبول برای دانلود در ساعات اخیر، در دسترس قرار گرفتهاند.
کلاسیک ترین اقتباس سینمایی از رمانتیکترین داستان کلاسیک
کلاسیک ترین اقتباس سینمایی
از رمانتیکترین داستان کلاسیک
فیلم “بلندی های بادگیر” که اقتباسی از “رمان بلندی های بادگیر” نوشته ی امیلی برونته است، اولین بار در سال ۱۹۳۹ به کارگردانی “ویلیام وایلر” و با داستان تراژیک دوره ی ویکتوریایی با فیلمبرداری سیاه و سفید “گرگ تولند” روی پرده ی سینما رفت. این فیلم فقط شانزده فصل از سی و چهار فصل کتاب را به تصویر کشیده بود.
داستان این فیلم، احساس و عشقی بسیار عمیق و نافرجام میان هیتکلیف و کاترین ارنشاو است؛ بدین ترتیب که هیتکلیف یک کولی زاده ست که خانواده اش او را رها کردهاند و آقای ارنشاو او را نزد خود در روستا پذیرفته است. پس از مرگ ارنشاو، پسرش هیندلی که بسیار پست و بوالهوس بوده، هیتکلیف را، که همواره مورد تنفرش بوده است، رنج میدهد. اما کاترین، دختر ارنشاو با او چنین نیست و هیتکلیف با همه شخصیت پرشور و خشن خود عاشق او میشود. اما روزی میشنود که کاترین میگوید هرگز خود را تا آن حد پایین نخواهد آورد که با آن کولی ازدواج کند. غرور هیتکلیف جریحهدار می شود و خانه را با ناراحتی ترک می کند تا اینکه سه سال بعد، پس از اندوختن ثروت، بازمیگردد.. اینکه هیتکلیف تا آخرین لحظه ی زندگی اش با تمام نفرتی که از کودکی به همراه داشت و از او یک آدم انتقام جو ساخته بود، باز هم به کاترین علاقه داشت، فقط بخشی از اتفاقات جذاب و در عین حال تلخ ِ این فیلم است.
وایلر، کارگردان این فیلم، با دریافت سه اسکار “بهترین کارگردانی” جزء رکوردداران است. همچنین او با ۱۲ بار “نامزدی اسکار بهترین کارگردانی“، رکورددار بیشترین نامزدی در این رشته نیز هست. جالب است بدانید ویلیام وایلر در سومین جشنواره بینالمللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۳ که بخشی از آن به بزرگداشت او اختصاص داشت، حضور یافت. در این برنامه ۱۱ فیلم از این کارگردان به نمایش درآمد.
فیلم “بلندی های بادگیر” در سال های ۱۹۵۴، ۱۹۷۰ و ۱۹۹۸ نیز بازسازی شد اما هیچ کدام گیرایی و تاثیر نسخه ی کلاسیک وایلر با بازی “مرل اوبرن” و “لارنس اولیویه” در نقشهای ارنشاو و هیتکلیف را نداشتند. این فیلم موفق به دریافت دو جایزه ی اسکار در سال ۱۹۴۰، به دلیل بهترین فیلم سینمایی سیاه و سفید، و “بهترین فیلم” از طرف “حلقه ی منتقدان فیلم نیویورک” شد.
بلندیهای بادگیر اولین و تنها رمان “امیلی برونته” است که بار اول در سال ۱۸۴۷ با نام مستعار الیس بل منتشر شد. ویژگی متمایزکننده ی این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود. این رمان یکی از عجیبترین و شورانگیزترین آثار ادبیات انگلیس است. امیلی برونته، یکی از سه خواهر معروف و نویسنده ی انگلیسی است. از این کتاب، دو ترجمه موجود است؛ ترجمه ی خانم فاطمه امینی توسط انتشارات زرین و ترجمه ی رضا رضایی که توسط نشر نی به چاپ رسیده است.
کتاب صوتی بلندی های بادگیر را می توانید از سایت نوار http://www.navaar.ir دانلود کنید.
شنیدن این کتاب، مانند دیدن فیلمش هرگز خالی از لطف نخواهد بود.
در حزب اعتدال و توسعه کرمان چه می گذرد؟
در حزب اعتدال و توسعه کرمان چه می گذرد؟
اگرچه حزب اعتدال و توسعه شعبه کرمان حضور پررنگی در زمان نام نویسی داوطلبان نامزدی انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی داشت اما حالا با گذشت چند روز از پایان نام نویسی، به نظر می رسد این حزب حداقل در کرمان چندان منسجم نیست. فعالین ستادهای روحانی در انتخابات ۹۲ که اینک در مجموعه حزب اعتدال و توسعه حضور پیداکردهاند حضور پررنگی در فرمانداری کرمان داشتند. پس از ثبتنام ابوسعیدی دبیر این حزب در استان در روز یکشنبه هفته گذشته، پنجشنبه گذشته نیز جمعی دیگر از فعالین این حزب با حضور در محل ثبتنام برای حضور در انتخابات مجلس پیش رو نامزد شدند. علی بهرامی رئیس حزب اعتدال و توسعه استان کرمان فعال اقتصادی، اجتماعی و مطبوعات که سردبیری هفتهنامه بیداری را به عهدهدارد، دکتر دادخدا غضنفری معاون امور شهرستانهای حزب اعتدال و توسعهشهرستان و رئیس سابق دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، عباس بابایی مسول واحد جوانان حزب اعتدال و توسعهی کرمان و مدیر گروه بخش مدیریت و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و همچنین خانم افضل السادات رضوی مدرس دانشگاه، با سابقهی عضویت در شورای شهر انار از جمله کسانی بودند که به فرمانداری کرمان رفتند. کسانی که در ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی فعال بودند و به نوعی برای تقویت آن گفتمان و از هم نپاشیدن آن به فعالیت حزبی روی آوردند به نظر میرسید با برنامهریزی مناسبی پا به میدان انتخابات گذاشته باشند اما روز دوشنبه و مصاحبه ای از ابوسعیدی دبیر این حزب با یکی از روزنامه های محلی، انسجام ظاهری این حزب در کرمان را تحت الشعاع قرار داد. محمد رحیم ابوسعیدی در این مصاحبه گفته است: «زوج انتخاباتی اینجانب دکتر ویدا رضوی است.» ابوسعیدی در حالی این گفت و گو را با یکی از روزنامه های هوادار جریان اصولگرا انجام داده است که تاکنون صحبتی از ویدا رضوی به عنوان کاندیدای حزب اعتدال و توسعه نبود و حتی از عضویت وی در این حزب هم صحبتی نشده بود. از طرف دیگر و با این فرض که ویدا رضوی هم عضویت در حزب اعتدال و توسعه را پذیرفته باشد، باز هم مصاحبه ابوسعیدی ثبت نام چهار عضو دیگر حزب را نمایشی جلوه داده است چرا که ابوسعیدی به نوعی گفته است با ویدا رضوی زوج انتخاباتی تشکیل می دهد و دیگر افرادی که از این حزب ثبت نام کرده اند قرار نیست در کارزار انتخابات باقی بمانند.
رئیس حزب اعتدال و توسعه کرمان:
مصاحبه ابوسعیدی نظر شخصی وی بوده است
علی بهرامی رئیس حزب اعتدال و توسعه کرمان در ارتباط با مصاحبه دبیر این حزب با اشاره به اینکه ویدا رضوی عضویت در حزب اعتدال و توسعه را پذیرفته است به «پیام ما» گفت: مصاحبه آقای ابوسعیدی مربوط به قبل از تکمیل نام نویسی بود و ایشان به دلیل علاقه ای که حضور نماینده ای از جامعه بانوان در انتخابات داشتند، این صحبت را گفته اند. وی در پاسخ به این سوال که آیا به طور قطع دو نامزد نهایی حزب اعتدال و توسعه ابوسعیدی و رضوی هستند، گفت: خیر. قرار شده است هرکس که تایید صلاحیت شد تا پایان باقی بماند و پس از دو نظر سنجی در هفته پایانی و دو روز مانده به انتخابات، دو نامزد نهایی مشخص شوند. بهرامی با اشاره به اینکه اکثر اعضای حزب اعتدال و توسعه کرمان حامی آقای ابوسعیدی هستند اظهار داشت: مصاحبه آقای ابوسعیدی نظر شخصی وی بوده است. وی در پاسخ به این سوال که پس این صحبت موضع رسمی حزب نیست گفت: تقریبا خیر. می توان گفت این صحبت موضع نیمه رسمی حزب است.
دبیر حزب اعتدال و توسعه کرمان:
هرکسی حق دارد زوج انتخاباتی خود
را انتخاب کند
دبیر حزب اعتدال و توسعه کرمان هم در این ارتباط به «پیام ما» گفت: این مصاحبه مربوط به هفته گذشته است. محمد رحیم ابوسعیدی در پاسخ به این سوال که صحبت شما موضع رسمی حزب است یا نظر شخصی، گفت: نظر شخصی من است. طبیعتا هرکس حق دارد فرد موردنظر خود را انتخاب کند. من هم چون می خواهیم به بانوان احترام بگذاریم تصمیم دارم یک بانو را به عنوان زوج انتخاباتی خود انتخاب کنم.
گزارش اختصاصی «پیام ما» از فروش کالای قاچاق در روستای میشی جنگ نابرابر کالای قاچاق با صنعت ایرانی
گزارش اختصاصی «پیام ما» از فروش کالای قاچاق در روستای میشی
جنگ نابرابر کالای قاچاق با صنعت ایرانی
اگر برای مردمان مرکز و غرب کشور، بانه محلی برای خرید لوازم خانگی ارزان قیمت است، برای مردمان شرق کشور بازارچه روستای میشی در شرق استان هرمزگان بهترین منطقه برای خرید لوازم خانگی ارزان قیمت است.
بازارچه میشی کجاست؟
بازارچه میشی در روستای میشی واقع شده است. میشی یکی از روستاهای قدیمی وتاریخی است که قدمت آن به چند صد سال می رسد و از توابع بخش مرکزی شهرستان سیریک و در شاهراه میناب و جاسک قراردارد. روستای میشی تا بندرعباس حدود 150 کیلومتر فاصله دارد. اگر بخواهیم از کرمان به این روستا برویم بهتر است جاده جیرفت بندرعباس را انتخاب کنیم. شهرستان رودان را که رد کردیم دو ایست بازرسی در مسیر قرار دارد. 500 متر پس از ایست بازرسی دوم و در 60 کیلومتری بندرعباس باید به سمت چپ بپیچیم تا وارد جاده میناب شویم. حالا تا میناب حدود 25 کیلومتر راه است. در این مسیر باید از دو شهرستان میناب و سیریک بگذریم. از میناب تا سیریک هم حدود 60 کیلومتر راه است. به سیریک که رسیدیم دیگر چیزی تا روستای میشی نمانده است. پنج کیلومتر پس از سیریک، جاده ای در سمت راست جاده وجود دارد که به روستای میشی می رود اما مقصد اصلی ما در این جاده نیست. یک کیلومتر پس از دو راهی روستای میشی، به بازارچه میشی می رسیم. بازارچه ای که در دو طرف جاده میناب جاسک قرار دارد. من و یکی از دوستانم که در کار فروش لوازم خانگی بود سه شنبه گذشته ساعت سه بعد از ظهر به این بازارچه رسیدیم. بازارچه ای که بیش از 300 مغازه دارد.
فروش لوازم خانگی با قیمت پایین
اجناس این بازار به خصوص لوازم صوتی و تصویری، انواع پتو، البسه، برنج، چای، لاستیک ماشین و انواع آب میوه بین ۱۰تا ۳۰ درصد ارزان تر از میناب و حتی بندرعباس عرضه می شود. البته اکثر مغازه های این بازارچه لوازم خانگی عرضه می کنند. لوازم خانگی با برندهای ال جی و سامسونگ از دیگر لوازم بیشتر در این بازارچه هستند اما برندهایی همچون بکو و ایندزیت و بوش هم پیدا می شود. همه مارک ها هم یافت می شوند. حتی مارک هایی که در دیگر شهرها به راحتی گیر نمی آیند. مثل برند بکو که این روزها نامش روی پیراهن تیم فوتبال بارسلونا هم دیده می شود. بکو برندی ترکیه ای است که هنوز در ایران جا نیفتاده اما در بازارچه میشی به وفور یافت می شود. قیمت لوازم خانگی در این بازارچه تفاوت چشمگیری با قیمت لوازم خانگی در دیگر شهرها دارند. به عنوان مثال یخچال ساید سامسونگ مدل HM24ZPN که در شهر کرمان با قیمت پنج میلیون و 500 هزار تومان فروخته می شود در میشی نهایتا قیمتش چهار میلیون و 200 هزار تومان است و اگر بیشتر بگردید تا قیمت سه میلیون و 900 هزارتومان هم پیدا می شود. ماشین لباس شویی ال جی مدل 1496 هم در این بازارچه با قیمت یک میلیون و 300 هزارتومان فروخته می شود در حالی که در کرمان ارزان ترین قیمتش یک میلیون و 750 هزار تومان است. تفاوت قیمت تلویزیون ها هم چشمگیر است. ال ای دی سه بعدی ال جی در میشی فقط یک میلیون و 300 هزار تومان قیمت دارد در حالی که در کرمان با این رقم اصلا نمی توان ال ای دی خرید. البته در این بازارچه فقط لوازم خانگی فروخته نمی شود و چند لاستیک فروشی هم وجود دارد. قیمت لاستیک ها هم به نسبت پایین تر است. تنها نکته ای که باید در این بازارچه به آن دقت کنید، اصل بودن اجناس است. اگر از تجربه کافی برخوردار نباشید به راحتی یک جنس چینی بی کیفیت را به جای جنس اصلی به شما قالب می کنند. این موضوع به خصوص در برندهای معروف تر بیشتر رخ می دهد. مثلا در همین بازارچه به یک یخچال ال جی برخوردم که قیمتش چهار میلیون و 700 هزار تومان بود. مغازه کناری اما همین مدل یخچال را به قیمت شش میلیون و 600 هزارتومان می فروخت. دلیل این تفاوت قیمت در تقلبی و اصلی بودن دو یخچال بود و قطعا اگر دوست همراه من در این کار وارد نبود امکان نداشت بفهمم کدام جنس تقلبی است.
قاچاق کالا دلیل ارزان قیمت بودن
با یکی از مغازه داران در این بازارچه چند کلامی صحبت می کنم. نام او احمد است و به او می خورد که 35 سال داشته باشد. از احمد درباره دلیل ارزان بودن کالاهای مختلف می پرسم. می گوید: هیچ کدام از این اجناس از گمرک رد نمی شوند. به همین دلیل قیمتشان خیلی پایین می آید. احمد ادامه می دهد: البته ما جنس گمرکی هم داریم. اجناسی که از گمرک عبور کرده اند و گارانتی دارند هم می فروشیم اما مردم استقبال چندانی نمی کنند چرا که این همه راه تا میشی می آیند که پول کمتری بدهند. در میانه صحبت هایم با احمد بودم که یک زن و شوهر که سنی از آن ها گذشته بود وارد مغازه شدند. می گفتند از شیراز آمده اند برای دخترشان جهاز تهیه کنند. آن مرد به من گفت که برای یکی از دخترهایش هم سال 90 از میشی چند قلم جنس خریده و کلی سود کرده است. این مرد که حسین نام داشت ادامه داد: یخچال، ماشین لباسشویی، ماکروفر و چند جنس کوچک مثل آبمیوه گیر را از اینجا خریدم و هنوز هم دارند کار می کنند. از او می پرسم از اینکه جنس بدون گارانتی می خری نگران نیستی که می گوید: چرا نگران باشم؟ مگر چقدر اجناسی که گارانتی دارند در قبال گارنتی شان به ما پاسخگو هستند؟ این زن و شوهر یک ماشین ظرفشویی ال جی را به قیمت یک میلیون و 700 هزار تومان خریدند و به من گفتند همین ماشین در شیراز دو میلیون و 300 هزارتومان قیمت دارد.
حسین و همسرش که از مغازه احمد بیرون می روند به صحبت هایم با وی ادامه می دهم.از او می پرسم این اجناس چگونه به دست شما می رسند. با خنده می گوید: قایق، لنج و کشتی این وسایل را به اینجا می آورند. البته هر مغازه داری باید خودش سفارش بدهد تا اجناس مورد نظرش به دستش برسند. در کل می توان گفت که اجناس خارجی با قایق های موتوری و بعضا با لنج های باری به صورت قاچاق وارد میشی می شود که این اجناس با بسته بندی به واسطه چتربازان به نقاط مختلف ایران انتقال می یابند.
مشکلی به نام حمل اجناس
پس از خرید با یک مشکل اساسی مواجه می شوید. حالا باید این اجناس قاچاق را تا شهر خودتان ببرید و این یعنی عبور از ایست بازرسی هایی که جلوی جنس قاچاق را می گیرند. البته در ایست بازرسی میناب بندرعباس یک مامور به من گفت تا یک میلیون تومان جنس قاچاق محسوب نمی شود. اما تعداد کسانی که زیر یک میلیون تومان جنس از میشی می خرند خیلی کم است. چرا که هرچه کالایی را گران تر بخرید، سود بیشتری می کنید چون تفاوت قیمتش با قیمت گمرکی اش زیادتر می شود. برای حمل اجناس از میشی به شهرهای دیگر دو راه وجود دارد. یا باید خودتان خودروی باری ببرید تا بتوانید کالاهای خریداری شده را حمل کنید یا با خودروهای باری که در همان میشی هستند، توافق کنید تا کالاهای شما را بیاورند. یک نیسان در میشی به من گفت قیمتی که توافق می شود بستگی به اندازه بار و مسافت دارد.
او قبل از صحبت با من با یک خانواده توافق کرده بود که یخچال، گاز روکار، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی و یک ال ای دی را تا شهر بم با قیمت 550 هزار تومان حمل کند. از وی پرسیدم که تا جیرفت و کرمان چقدر می گیرد که گفت: تا جیرفت 400 هزارتومان و تا کرمان 650 هزارتومان. او می گوید هرچه تعداد اجناس بیشتر باشند کارش برای عبور از ایست بازرسی ها سخت تر می شود به همین دلیل اگر اجناس زیادتر شوند پول بیشتری می گیرد. در حال صحبت با این راننده بودم که صحبت های یک مغازه دار توجهم را جلب کرد. این مغازه دار به یک خانواده می گفت اگر بیشتر از سه قلم جنس با خود ببرید قطعا در ایست بازرسی ها با مشکل مواجه می شوید. اما تا سه قلم جنس را اگر با ایست بازرسی ها صحبت کنید و بگویید که برای جهاز است و یا برای خانه خودتان، شاید بگذارند رد شوید. مغازه دار دیگری اما در این هنگام وارد بحث آن ها شد و گفت معمولا مشکلی پیش نمی آید حتی اگر بیش از سه قلم جنس ببرید. او البته پیشنهاد کرد احتمال به مشکل خوردن در ایست بازرسی ها در شب کمتر از روز است و به آن خانواده توصیه کرد که شب به جاده بزنند.
ریسکی که خریدار می کند
اگر تصور می کنید پس از حمل کالا و رساندن آن به مقصد مشکلات شما تمام شده سخت در اشتباهید. چرا که بعضا دیده شده که اجناس خریداری شده از میشی عمر بسیار کمی دارند. به عنوان نمونه یک زن در کرمان به من گفت که از میشی یک یخچال خریده و به کرمان آورده اما پس از یک سال موتور این یخچال سوخته و هیچ کس حاضر به تعمیر این یخچال نبوده است. این موضوع نشان می دهد خرید لوازم خانگی از میشی چه ریسک بالایی دارد.
فرماندار سیریک: بدنبال مبارزه
با قاچاق کالا و ارز هستیم
فرماندار سیریک چندی پیش در ارتباط با قاچاق کالا گفت: بر اساس آخرین آمار وزارت کشور و دستگاه های مربوطه حدود ۲۵ میلیارد دلار قاچاق وارد و صادر می شود و درعین مخرب بودن متاسفانه درحال انجام است. سعیدالله مبارکی افزود :با توجه به اینکه این پدیده مخرب اقتصاد ما را هدف قرار داده و هزینه های تولید داخلی را بالا می برد و با قاچاق کارخانه ها دچار تعطیلی خواهند شد و جوانان بیکار خواهند شد و اقتصاد ضربه می خورد توجه به این مساله و حل کردن آن از اولویت های دولت در منطقه است.
مبارکی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درجلوگیری از گسترش قاچاق و مصرف کالای داخلی ادامه داد: بر ماست که از تولید داخلی حمایت کنیم وعموما کالاهای بی کیفیت تری نسبت به داخل وارد کشور می شوند و باید در زمینه استفاده از تولیدات داخلی فرهنگ سازی کرد کالاهای خارجی از اول کیفیت نداشته اند و کم کم با دست یابی به بازار فروش در ایران کیفیت یافته اند و اگر همدلی مردم و دولت محقق شود تولیدات داخلی را نیز می شود با حمایت به درجه مطلوبی از کیفیت رسانید.
نماینده دولت در سیریک گفت: با ایجاد زیرساخت ها در شهرستان و تقویت آنها، راه اندازی گمرک و ایجاد راه های تبادل تجارت با کشورهای حوزه خلیج فارس بدنبال مبارزه به قاچاق کالا و ارز هستیم.
افزایش کیفیت کالای ساخت داخل راهکار
مقابله با قاچاق کالا
با وجود تلاش دست اندرکاران برای اشاعه فرهنگ استفاده از تولید داخلی در راستای سیاست های اقتصاد مقاومتی، گرایش خریداران لوازم خانگی به خرید اجناس خارجی همچنان به قوه خود باقی است و دلیل این موضوع هم چیزی نیست جز کیفیت بالاتر اجناس خارجی. مشتریانی که تصور بالا بودن کیفیت اجناس خارجی را در ذهن دارند و مسحور جذابیت های بسته بندی و طراحی زیبای اجناس خارجی می شوند و در این بین محصولات داخلی به سادگی به باد فراموشی سپرده می شوند.
از سوی دیگر با ورود برخی لوازم خانگی لوکس برقی به منازل ایرانی مانند ماکروفر، قهوه جوش، ساندویچ ساز، بخارشور و تخم مرغ پز و سایر کالاها، بهانه های خروج ارز از کشور و رونق قاچاق بیش از پیش پا می گیرد. در مجموع می توان گفت فرهنگ سازی برای استفاده مردم از کالاهای داخلی می تواند راهکارهایی برای حمایت از تولید لوازم خانگی در داخل کشور باشد اما کاهش هزینه های تولید لوازم خانگی برای رقابت با محصولات مشابه خارجی نیز در ریشه کنی قاچاق، بی تاثیر نخواهد بود. در غیر اینصورت و با ادامه این روند و فروش اجناس قاچاق حاصلی جز نابودی صنعت ایرانی نخواهد داشت.
حضور گسترده مردم بصیر کرمان در راهپیمایی 9 دی
حضور گسترده مردم بصیر کرمان در راهپیمایی 9 دی
تجمع بزرگ مردم کرمان به مناسبت گرامی داشت حماسه 9 دی با حضور اقشار مختلف مردم، مسئولین و روحانیون صبح دیروز در کرمان برگزار شد. در آغاز این مراسم تجمع کنندگان شعارهای «حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»، « راه خمینی پاینده باد رهبر ما خامنهای زنده باد»، «مرگ بر اسراییل»، «مرگ بر آمریکا»،« مرگ بر منافق فتنه گر» و … سر دادند.
مهدی صدفی رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی کرمان در ارتباط با حماسه 9 دی گفت:ملت ایران از روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی شاهد توطئه های مختلف دشمنان نظام جمهوری اسلامی جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده و هستند. وی بیان کرد: بدخواهان ملت با ایجاد تنش و بلوا در سطح جامعه و اختلافات قومی و مذهبی بین قبایل مختلف، بمب گذاری ها، جنگ تحمیلی، جنگ نرم، شایعات و جریان های گوناگون در جهت براندازی نظام فعالیت داشته اند.
وی گفت: ملت شریف ایران دو روز بعد از هفتم دی ماه به میدان آمدند و با حضور در راهپیمایی خودجوش و مردمی در سراسر کشور از جمله استان کرمان تمامی ترفندهای دشمنان را نقش بر آب کردند. صدفی بیان کرد: 9 دی ماه پیام هایی را به دنبال داشت که مهمترین آن پایبندی همیشگی به ارزش های انقلابی و دینی بویژه مذهبی آحاد ملت بود چرا که ملت ما واقعا به این ارزش ها پایبند هستند، ملتی ولایتمدار که پایبندی خود را در حماسه 9 دی ماه به نمایش گذاشت. وی گفت: نفی سلطه زورگویان و زیاده خواهان، پیروی از امام شهیدان در جهت حفظ آرمان های نظام و اعتقاد راسخ به اصل ولایت فقیه و رهبری و وفاداری مردم نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی از جمله پیام های واقعه نهم دی ماه بود.
وی به دستاوردهای این روز اشاره کرد و افزود: به نمایش گذاشتن پایبندی مردم به ارزش های دینی، اقتدار مردمی و معنوی انقلاب و رهبری، انزوای سیاسی و مردمی جریان فتنه، آشکار شدن نقش نیروهای مردمی مدافع نظام، تجدید بیعت مردم با نظام جمهوری اسلامی، عقب نشینی دشمنان نظام، انسجام و تحکیم وحدت ملی و در عرصه خارجی اذعان غرب به قدرت ملت ایران، حفظ استقلال سیاسی و تحرک بخشی به بیداری اسلامی از دستاوردهای این حماسه ملی است. رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان کرمان با اشاره به اینکه 9 دی یکی از روزهای بزرگ و ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است گفت: 9 دی نور بصیرت الهی در دل های امت بود. وی بیان کرد: از جمله رویکردهای ستاد بزرگداشت نهم دی ماه استان کرمان فعالیت در راستای تحکیم ارکان نظام و انقلاب اسلامی، تبیین جایگاه ولایت و نقش رهبری در هدایت و سکان داری نظام و مقابله با بحران ها، مردمی بودن و فراگیر بودن برنامه هاست.
وی در پایان خاطر نشان کرد: در موضوعات مختلف معمولا دو بعد تبیینی و تبلیغی را در نظر می گیرند و ما در مرحله اول بعد تبیینی موضوع را مد نظر قرار دادیم و تصمیم گرفتیم به تبیین موضوع 9 دی و عوامل تشکیل دهنده و پیام واقعه هفتم دی ماه و عوامل و دست های آشکاری که در این جریان دخیل بودند و کارکردهای این روز به عنوان تبیین واقعی و عمیق جریان نهم دی ماه به عنوان رویکرد اصلی مد نظر قرار گیرد.
خاطرات حاج قاسم سلیمانی
تا اواخر دهه 80 شمسی، کمتر سیاست مدار و نظامی غر بی بود که نام «قاسم سلیمانی» را شنیده باشد، اما با آغاز جنگ در «سوریه»، طولانی شدن آن و خصوصاً منازعات «عراق»، شهرت این فرمانده 57 ساله را عالم گیر کرد.
حالا غربی ها، با کابوسی متفاوت از خیال پردازی های هالیوودی مواجه بودند که هم مورد نفرت شان بود و چاره ای جز تحسینش نداشتند. «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا در عراق می گوید: «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است … و هیچ کس او را نمی شناسد.»
اما ما، حاج قاسم را می شناسیم. او همرزم خاکی و بی ادعای «حاج همت»، «مهدی باکری» و «علی هاشمی» است. سردارانی که دراذهان مردم ایران، خلق و خویشان، تن به تنه فرشتگان می زند و در مرز اسطورگی قرار دارند. سردارانی که در حافظه تاریخی ملت مسلمان اسران، نام شان با «جهاد اکبر» بیشتر از «جهاد اصغر» پیوند خورده است. «حاج قاسم» برای ایرانیان، از همان زمره و یادگار همان جان های تابناک به شمار می رود و به همین دلیل، طی چند سال گذشته، به شخصیتی ملی تبدیل شده است. غربی ها، خصوصاً یانکی ها، درست همین چهره «حاج قاسم» را نمی شناسند و از همین رو، فرزندِ کویر برای شان مرموز و رعب انگیز است.
برای کابوهای آمریکایی، مصداق فرمانده نظامی، یا «ژنرال رومل» است یا «ژنرال آیزنهاور». این دو به لحاظ الگویهای نظامی تفاوت زیادی با هم ندارند، به جز آن که جبهه هایشان متفاوت است. اما «قاسم سلیمانی» با نبوغ نظامی حیرت انگیزش، زمانی که دست به سوی آسمان بلند می کند و به نماز می ایستد، از تمامی ژنرال های شناخته شده تاریخ نظامی گری مدرن، متمایز می شود. در منطق کابوی ها، او هیچ تعریفی ندارد. انگار که از دنیایی دیگر آمده است. او وحشتِ محض و یک کابوس است. باید «بتمن» و «سوپرمن» و «اسپایدرمن» به جنگش بروند. آنها هم که اوهامی بیش نیستند. و اینجا است که آینده تاریخ، به گونه ای متفاوت از تمامی محاسبات، ورق می خورد. آینده ای که بندگی و نماز، اصلی ترین استراتژی نظامی اش خواهد بود. البته هشتند بسیاری که این جملات را شعاری و تبلیغاتی خواهند دانست، اما چه باک؟ بگذار هر چه می خواهند بگویند و ببافند. تا اینجای کار، این سردار نماز خوانِ ما بوده است که پوزه شیطان را با همه ناوگان و شکوه آهنینش، به خاک مالیده.
وَ لَقَد کَتَبنَا فِی الزّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنّ الأرضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصّالِحُونَ
چند خطی از صاحب اثر:
عرضی نیست جز ذکر نکاتی در ابتدای امر، بر حسب ضرورت :
علی رغم این که «حاج قاسم سلیمانی» را باید رزمنده ای با سی و چند سال سابقه جبهه دانست، این کتاب بنا نداشته به جز خاطرات سال های دفاع مقدس، وارد مقطع دیگری از حیات جهادی ایشان شود. در این کتاب، تنها خاطرات و نکته هایی که از زبان خود ایشان بیان شده و سند آنها در اختیار گردآورنده بوده است، گزینش و منتشر شده اند. بدیهی است که حجم بسیاری از این قبیل در دسترس نبوده و از درج آن محروم بوده ایم. در تنظیم و گردآوری کتاب حاضر، از یاری و مساعدت این عزیزان بهره مند شده ام؛ دوست هنرمندم «محسن رنگین کمان» که عکس روی جلد، محصول لنز دوربین او است. سرکار خانم «همتی» و حضرت «علی استادی» که دسترسی به تعدادی از تصاویر را مدیون آنان هستم و سرور عزیزم، جناب «محمدحسن پورمحمدی» که برای گویاسازی عکس ها از وجودشان مستفیض شدم. و در پایان، سپاسگذار برادرم «محمدعلی صمدی» هستم که مقدمه کتاب، تراوشی از قلم او است.
یا علی
کار خود را انجام داد و برگشت. اما عراقی ها او را دیدند. سرباز عراقی تا او را دید، تیراندازی نکرد. حالا یا کمین بود یا چیز دیگر، نمی دانم. به سوی فرمانده اش دوید تا حمید را نشان دهد. در همین فاصله حمید با چابکی خود را بالا کشید. ما همان جا ماندیم تا واکنش عراقی ها را ببینیم. حدود 10، 15 نفر ایستاده بودند و مشکوک به این سو نگاه می کردند و برای شان سوال بود که آیا آن که را دیده اند، از افراد بومی بوده، یا نظامی؟ بالاخره پایین آمدند و ما هم عقب کشیدیم.
شناسایی دوم ما با حمید چریک، شب عید نوروز یا شب قبل از آن بود. حمید بود، «رحیمی» و «تهامی» و حاج مهدی کازرونی و من. در منطقه «امام زاده عباس»، سمت چپ ارتفاعات کمر سرخ، چند تا دِه بود. تک درختی هم بود که فکر می کنم بلوط بود. ما روزها در پناه این درخت که تنه بزرگی داشت، خط عراقی ها را دیده بانی می کردیم. آن شب پای درخت یک چیزی خوردیم و در همان حال برنامه ریزی کردیم. بلدی داشتیم به نام «شیخ عیسی» که نوه «شیخ قیوم» بزرگ روستای «قیوم» بود. قرار شد حاج رحیمی، تهامی و شیخ عیسی با یکی از بچه های اطلاعات به نام «عرب» به سوی جاده آسفالت رفته، از طریق شیارها از خط دشمن عبور کنند و اگر ممکن شد به سمت 202 بروند و پس از شناسایی، به خط خودی برگردند.
آنها سینه خیز از شیارها به سوی بلندی رفتند و وارد شیار دیگری شدند که گودتر بود و رو به جلو می رفت. من و مهدی و حمید چریک هم از فرط خستگی کنار درخت خوابیدیم. آن وقت ها مثل اواخر جنگ خیلی احتیاط نمی کردیم. وقتی بیدار شدیم، به شدت احساس ناامنی می کردیم. برخوردمان با عراقی ها زیاد بود. ما از این طرف می رفتیم، آنها از آن طرف. نمازمان هم داشت قضا می شد. به سرعت آمدیم پایین،بی آن که مراقب عراقی ها باشیم. نمازمان را در شیاری خواندیم و به خط خودی برگشتیم. برادر «اشجع»، فرمانده سپاه منطقه 6 دنبال مان می گشت. برگه ای نشان داد که دست خط «آقا محسن» ]رضایی[ بود که تازه «فرمانده کل سپاه» شده بود. گویا دشمن به بچه های قم در شوش حمله کرده و آنها هم مهمات شان تمام شده بود. بعید نبود به جای دیگری هم حمله کند. بنابراین، بهتر است امشب شب عملیات باشد و همه به طرف میدان های خود حرکت کنند. خیال ما راحت بود که شناسایی مان انجام شده.
بود گروهانی مرکب از سپاه و ارتش به سوی 202 بفرستیم. گروهانی به فرماندهی حمید چریک، مهدی کازرونی و برادر «خوشی» از سمت چپ بیایند و گروهان او با ارتش هم به فرماندهی «شادکام» از سمت راست رودخانه «چیخواب» عبور کند. ما فرماندهان اصلی را به سمت چپ فرستادیم. چون امیدمان از سمت راست کم بود. امکان پشتیبانی از سمت راست اصلاً وجود نداشت.
جاده ای از امام زاده عباس به خط ما می آمد که از این راه می توانستیم کمر سرخ را دور بزنیم و به بچه های سمت چپ مهمات برسانیم. همه امید ما آنجا بود و به همین دلیل تقویتش کردیم. حمید سریع به گردان خودش رفت. خوشبختانه آقای رحیمی نرفته بود. سریع برگشت و ما نیروها را سامان دادیم. هوا تاریک شده بود که آنها گردان را از ارتفاعات پایین آورده، تجهیز کردند و به خط دشمن حرکت کردند و ساعت12 به نقطه درگیری رسیدند. حمید چریک با رحیمی و حاج مهدی، کمر سرخ را دور زدند و پشت دشمن کنار روستای شیخ قیوم مستقر شدند و منتظر بودند که من از سمت راست حرکت کنم تا همه با هم به مرحله شروع عملیات برسیم. ساعت 12 تماس گرفتند که عملیات لغو شده و نیروها باید برگردند. من با حاج مهدی تماس گرفتم و به رمز گفتم: « برگردید»
در آن موقع شب کسی دفترچه رمز را باز نمی کرد که ببیند رمز چیست و آن قدر هم آماده عملیات بودند که احتمال لغو شدن آن را نمی دادند. اولین رگبار از سوی حمید چریک شلیک شد که آماده ترین نیرو بود. ناهماهنگی پیش آمده بود. وقتی به معبر رسیدند، بچه های گروهان می روند پیش حمید و می پرسند : «پس کی مهمات می دهی؟» حمید می گوید: «فعلاً خشاب تان را مصرف کنید تا بعد». می گویند: « خب، می خواهیم مهمات تو خشاب هایمان بگذاریم.» حمید می گفت از این گروهان 60، 70 نفری هیچ کدام حتی یک خشاب پر نداشتند. خدایی بود که عملیات لغو شد.
بچه ها 6 بعد از ظهر رفتند و 6 صبح برگشتند. 12 ساعت راهپیمایی با کوله پشتی همه را از پا انداخته بود. دور زدن مسیر برای آمدن به این طرف خیلی زمان برده بود. باید توی «گناره» و «هتیت» می نشستند. خطر گشتی های عراقی با سگ هایشان وجود داشت و بچه ها که خیلی خسته بودند، اصلاً استتار و اختفاء نمی کردند. روی روی خاکریزها افتاده بودند. با این حال، حمید که خیلی سرحال بود، به من گفت: «اگر این طور پیش برویم، عراقی ها ما را می بینند و همه را تکه پاره می کنند.» گفتم: «می بینی که خسته افتاده اند. کاری نمی شود کرد.» سری تکان داد و گفت: «این جوری نمی شود.» و رفت و خدا می داند از کجا تانکر آبی آورد و شروع کرد روی بچه ها آب ریختن.
با این که منطقه جزء خوزستان بود و زمستانش خیلی سرد نبود و روزهای گرم و شب های بهاری داشت، اما آن اب بچه ها را حسابی سرحال آورد. بعضی با سر و روی خیس می خندیدند، بعضی هم از این حرکت او خوش شان نیامد. به هر حال با ترفند بچه ها را به پشت خاکریز کشید.
دوباره پیغام آمد. که امشب عملیات است. باز بچه را بجهیز کردیم. اتفاقاً بهتر هم شد. چون در این رفت و برگشت، مسیر را خوب توجیه شده بودند. به خصوص که ردّ مشخص هم به جا گذاشته بودند. در مسیر برگشت کوله پشتی، آرپی جی، خرده ریزه های بچه ها افتاده بود و مسیر را مشخص کرده بود. ما دشمن را کنترل کردیم. واکنش خاصی روی ارتفاعات دیده نمی شد، ولی هواپیماهای عراقی با ارتفاع بسیار کم، خط ما و خط های دیگر جبهه را کنترل کردند و رفتند.
ما دوباره بچه ها را با همان تجهیزات به سوی عراقی ها حرکت دادیم. نیروی سمت راست ما به میدان مین برخورده بود و همراه خود تخریب چی نداشتند. یکی از دلایل که باید دشمن را دور می زدیم، همین بود.
ما سه تا تخریب چی داشتیم که برای هر میدان مین یک نفر را فرستادیم. گروهان حمید منطقه را دور زدند، یعنی از راه عراقی ها بالا آمدند. همین که درگیری شروع شد، آتش کمر سرخ قطع شد و بچه ها تا نزدیکی ارتفاعات ارتفاعات بدون درگیری پیش رفتند. بلافاصله بعد از شنیدن رمز، به ارتفاعات حمله کرده، سرشاخه آنها را گرفتند. اطراف کمر سرخ کاملا بسته شده و 202 سقوط کرده بود. ناحیه کمر سرخ دو محور شده بود. یک محور را حمید چریک می رفت و محور دیگر را سردار «خوشی» که فرمانده گردان بود و حمید جانشین او . او پیک مخصوص حمید، شهید «منصوری» بود و «مصطفی هندوزاده» هم کنار او بود. در محور او شهید « طاهری» بی سیم چی بود. حمید از وسط ارتفاعات رفت و سردار خوشی از سمت چپ ارتفاعات را دور زد. آنها از دو محور حرکت کردند و ارتفاعات را گرفتند. حمید خیلی سریع نیروها را به سوی اهدافی که باید فتح می شد، رساند. سرعت عمل خوبی داشت که این سرعت را به نیروهای تحت امرش هم منتقل کرد. طوری که ابتکار عمل و قدرت تحرک را از دشمن سلب می کرد. برادر طاهری، بی سیم چی حمید در همان عملیات شهید شد. حمید و سردار خوشی رفتند جسد او را پیدا کنند. چون کاغذ رمز همراهش بود و ممکن بود لو برود. این شهید کاغذ رمز را خرد کرده، هنگام شهادت خورده بود. خرده های کاغذ در دهانش مانده بود.
حمید با وجود موانع، خط را شکست و ارتفاعات تا صبح به جز یک منطقه تثبیت شد. سردار خوشی و حمید چریک به آن نقطه رفتند. در آنجا حاج «حسن رشیدی» و دو نفر دیگر زخمی شده بودند و امکان نزدیک شدن به روستا وجود نداشت.
حمید و سردار خوشی مجدداً نیروها را سازماندهی کردند و با حاج مهدی کازرونی به سمت روستا رفته، درگیر شدند. عده ای شهید شدند که به نظرم برادر «موذن زاده» هم جزوشان بود. سازمان پیاده راه انداختند تا روستا را دور بزنند. تا 50 متری، دشمن واکنشی نشان نداد. خطر زدن آرپی جی وجود داشت. ناگهان از چهار طرف تیربار و آرپی جی زدند که تعدادی از بچه ها زخمی و یک نفر هم شهید شد. بعد از نیم ساعت عقب کشیدند و با تانک هرچه داشتند، روستا را کوبیدند و آنجا را پیاده فتح کردند.
من آن موقع از حمید بی خبر بودم و دنبالش می گشتم. فکر می کردم شهید شده. ارتفاعات طولانی بود و همین طور از صبح می گشتیم. ساعت 10 حمید به طرف نیروهایش آمد. صلوات می فرستادند و شور و حال خاصی داشتند. پای حمید زخمی شده بود. روبوسی کردیم. ماجرای فتح ارتفاعات را برایم تعریف کرد و گفت: «چند تا اسیر گرفتیم که بالای تپه اند». و چون تپه محاصره شده بود و می دانستند اگر تیراندازی کنند، همه شان کشته می شوند. حمید با دیدن تردید آنها و با استفاده از غفلت شان اسلحه یکی شان را می گیرد و همه را اسیر می کند. برای شان چند مراقب گذاشته بود و خودش آمده بود پایین. بعد که اسرا را آوردند پایین، 70، 80 نفرند. به این ترتیب عملیات در روز اول با موفقیت به پایان رسید.
روز دوم، خبر پخش شد که عراقی ها با تیپ 10 زرهی به «دشت عباس» حمله کرده، نیروهای ما را در موقعیت 202 محاصره کرده و بین ما و کمر سرخ فاصله انداخته اند. از طرفی بچه های تیپ امام حسین (ع) در دِهی بین ما، «شیخ مزبور» و «عین خوش» عملیات می کردند.
در شیخ مزبور عده زیادی بودند که مشخص نبود بچه های امام حسین (ع) هستند یا افراد خود ما یا حتی عراقی ها. هر چند رنگ ]ماشین های[ ایفای شان به رنگ ایفاهای عراقی می خورد، اما برای ما قطعیت نداشت، چون بچه های اصفهان ماشین را از طریق القدس آبادان و جاهای مختلف به غنیمت گرفته بودند.
حمید را با آن پای مجروح که کوچک ترین تأثیری بر روحیه اش نداشت، با تعدادی از بچه ها به شیخ مزبور فرستادیم. تمام مدت با همه ارتباط برقرار کردیم و یک تیم هم از آنها به سوی هدف حرکت کردند. افراد شیخ مزبور حدود 600 عراقی بودند که در درگیری عین خوش و 202 به آن دِه ریخته بودند تا از راه رودخانه چیخواب فرار کنند، اما در شیخ مزبور به محاصره افتادند. آنها سازماندهی رزمی نداشتند. ترسیده بودند. با این حال امکان خطر و درگیری جدّی وجود داشت. اما حمید هر 600 نفر را با حداقل درگیری و کمترین تلفات اسیر کرده و به منطقه ما آورد.
عملیات فتح المبین 10 روزی طول کشید. ما با عراقی ها در دشت عباس درگیر بودیم. کمر سرخ دست ما بود و با خاکریزی که کنار امام زاده زده بودیم، کنترل منطقه را در دست داشتیم. عراقی ها هم به سمت تنگه «ابوغریب» عقب نشینی کردند. از نیروهای ما هم یک گروهان مانده بود.
5/1 نیمه شب، شهید «حسن باقری» با «محمدعلی ایرانمنش» آمدند پیش من. نامه ای از آقا محسن ]رضایی[ داشتند و نقشه ای از تنگه ابوغریب، تا مرا توجیه کنند که تنگه را ببندیم و از ورود دشمن به منطقه فتح المبین جلوگیری کنیم. احتمال داشت عراقی ها با عبور از رودخانه «دُبُویدج» از طریق دشت «چمسری« به سوی ارتفاعات «تینو» و ارتفاعات «رقابیه» و ارتفاعات عین خوش بیایند و همه زحمات ما هدر برود. ما تا آن موقع تنگه ابوغریب را ندیده بودیم. جلسه ای گذاشتیم و قرار شد اولاً 10 یا 12 کمپرسی با چراغ روشن به سمت عراقی ها حرکت کنند. تضاهر به آوردن نیرو و تجهیزات کنیم. این عملیات باعث ترس عراقی ها می شد، یا فرار می کردند یا دست از مقاومت برمی داشتند.
ثانیاً قرار شد شهید «حمید عرب نژاد» با لودر جلودار ما شود و اولین درگیری را او به وجود آورد. عراقی ها کالیبر و آرپی جی داشتند و کار عرب نژاد خیلی خطرناک بود. قرار شد حمید چریک و تهامی با گروهان بعدی پشت سر حمید عرب نژاد حرکت کنند.
آن شب، با فاصله حدود 20 متر در پی هم بودیم. صبح تا ساعت 30/8 حرکت مان به سوی عراقی ها شروع شد، اما اثری از آنها نبود. من و تهامی و «حسین دانایی» با استیشن به سوی تنگه ابوغریب رفتیم تا موقعیت عراقی ها را شناسایی کنیم که همان جا انفجار ماشین پیش آمد و عملیات فتح المبین تمام شد.
حمید در عملیات فتح المبین اواخر عملیات مدتی مفقود شد. بعدها از خودش شنیدیم که اسیر شده. به قول خودش به خاطر قراردادی که با امام زمان (عج) داشته، او هم نجاتش داده است.
می گفت: «در اثر برخورد ترکش خمپاره یا آرپی جی مجروح شدم و از هوش رفتم. فردا ظهر ساعت 11 به هوش آمدم و خود را در محاصره 10، 20 عراقی دیدم. خود را مُردن زدم و دعا کردم که ای امام زمان! من هر کار کردم، برای رضای خدا بود و برای اعتلای دین اسلام. خودت مرا نجات بده. عراقی ها به سوی من آمدند و حتی لگدی هم به من زدند، اما چون فکر کردند مُرده ام، رفتند. 10 دقیقه بعد، دو سرباز عراقی نزدیک شدند. باز هم احتیاط کردم و خود را به مُردن زدم. اما این دو برادر عراقی با بغض مرا سرباز امام خمینی خطاب کردند و وقتی جیب هایم را گشتند، مهر، قران و عکس امام را درآوردند. به صدام فحش دادند و گفتند این سرباز علی و محمد است. به دلم افتاده این لطف امام زمان است و حرکتی کردم که آنها متوجه شدند زنده هستم. مرا به سنگرشان بردند و غذا دادند. بعضی از عراقی ها که فارسی بلد بودند، گفتند که به زور آنها را به جبهه آورده اند. دکترشان مرا معاینه و پانسمان کرد. تمام تنم پر از ترکش بود و دردناک. مرا سوار تانکی کردند تا به عقب منتقل کنند، اما من از خدا خواسته بودمم شهید بشوم، اما اسیر نشوم. برای همین در یک لحظه وقتی خدمه تانک پیاده شدند و دیدم کسی دور و بر تانک نیست، از فرصت استفاده کردم و کمی سینه خیز و کمی به حالت دو به سمت سنگرهای خودی آمدم. وقتی بچه ها را دیدم، سر به سجده گذاشتم و خدا را شکر کردم. مرا با هلی کوپتر به بیمارستان اهواز منتقل کردند.»1
چهره دیدنی شهید «مهدی زین الدین»(2)
در عملیات خیبر روی شهید «زین الدین» و بچه های لشر ]17[ «علی ابن ابیطالب خیلی فشار بود. چون توی ضلع مرکزی جزیره جنوبی ]مجنون[ بودند. آن موقع خاکریزی هم نبود، پناهگاهی هم نبود، سیل بندی هم نبود، سنگری هم نبود، بمباران های دشمن، آتش های شدید دشمن مجال سنگر درست کردن نمی داد. بچه ها توی گِل و آب غوطه ور بودند، دفاع می کردند. باور کنید خون و گِل با هم توی این کانال ها قاطی بود و جاری می شد. پشت سر، نه پلی بود، نه جاده ای بود، نه ماشینی می توانست بیاید، همه با بلم، با قایق، آن هم با آن امکانات ابتدایی که وجود داشت، خودشان را رسانده بودند به این هدف. آنجا سنگری بود که شاید در طول تاریخ هم نمونه نداشته باشد. پایین همین تأسیسات نفتی عراقی ها در جزیره جنوبی ]مجنون[، یک سنگر کوچکی بود شاید به اندازه ای کمتر از 5/1 در 2. داخل این سنگر چهار پنج تا فرمانده وجود داشت. از جمله شهید «زین الدین»، شهید «همت»، شهید «باکری»، و یکی دو سه نفر دیگر که زنده هستند. آتش به قدری شدید بود که آنجا هر کس بیرون بود، شهید می شد، زخمی می شد. سنگرها هم همین طور فرو می ریختند روی بچه ها یکی یکی و شهیدشان می کردند. واقعاً هم در طول جنگ که ما جنگیدیم و عملیات کردیم، جزیره جنوبی ]مجنون[ و مقاومتی که در آن انجام گرفت، جزو برجسته های مقاومت در جنگ ما محسوب می شد. من انجا چهره زین الدین را دیدم. چهره ای که تمام گردن و صورت سیاه شده بود، اما از دود باروت. یعنی اگر ناخن می کشیدی روی صورت شهید زین الدین، یا روی پیشانی شهید زین الدین، یا توی گردن شهید زین الدین، دستت از دود باروت سیاه می شد ]در اثر[ آن آتش ها و وضعیتی که وجود داشت. اما توی همین وضعیت، آن چیزی که مایه تعجب خود من بود، روحیه ایشان بود، با همه این مشکلاتی که وجود داشت.
اینجا «وجعلنا» بخوانید(3)
در عملیات «ثامن الائمه»4 ]شهید مهدی کازرونی[ اسیر شد و در حالی که اسیر شده بود، دشمن را اسیر کرده بر پشت یکی از اسرای دشمن سوار شده و اسرا را به پشت جبهه آورده بود. در ارتفاعات «کله قندی» در مهران مشرف به جاده آسفالت، هر که رد می شد، او را می زدند. کازرونی خیلی جسارت داشت، می ایستاد روی جاده و ماشین را سر و ته می کرد، مقابل عراقی ها چراغ را خاموش و روشن می کرد، یک بوق می زد و روی همین آسفالت که هیچ کس عبور نمی کرد، می رفت. در اراده شکنی دشمن، هنرمند بود.
خاطره ای نقل کنم پیرامون یکی از شهدا که خیلی هم در جنگ تأثیر گذاشت. شهید «حاج احمد امینی»5، در سرگذشت او می خوانیم دوران دبیرستان او با دوران جنگ، خیلی متفاوت بوده است. خداوند در وجود او شجاعت را قرار داده بود. شهدا هر یک ویژگی خاصی داشتند. بعضی ها در شجاعت فوق العاده بودند. حضورشان به اندازه یک لشکر موثر بود.
ویژگی شهید امینی این بود که معنویتش به اندازه شجاعتش رشد کرده بود. دو نکته بارز داشت. قبل از عملیات، یک شب همه بچه ها بودند، بهرام سعیدی، حسین فتاحی، امینی، تاجیک، بینا، زنگی آبادی، نصراللهی، یوسف اللهی، راجی، مشایخی و همه فرمانده گردان ها و ارکان لشکر بودند. فرمانده هان از بچه ها سوال می پرسیدند. بعضی سوالات دل بچه ها را خالی می کرد ولی آنها با قوت جواب سوالات را می دادند. برای یک سوال جواب نبود. که اگر اینجا گیر کردیم، چه کنیم؟ شهید امینی گفت: «اینجا «وجعلنا» بخوانید.» خداوند این شهید را بر پشت امواج سوار و پیاده کرد و عملیات انجام شد. والفجر 8 را مدیون این جوان بودیم. بعضی از عملیات ها شاه کلیدهایی دارند که اینها کلیدهای پیروزی اند. هر دری کلید خاص خودش را دارد. به نظر من هر کدام از عملیات ها به نام یک نفر ثبت است که او در را باز کرده. در والفجر 8 کسی که در را باز کرد، شهید امینی بود که همان جا به شهادت رسید. خدا ان شاءالله همه ما را توفیق بدهد که از معنویت شهدا بهره مند شویم. رنگ و بوی شهدا به ما بدهد. توصیه ام به شما این است هر کدام، یک شهید را برای خودتان انتخاب کنید. حتماً هم نباید معروف باشد. در گمنام ها، انسان های فوق العاده ای وجود داشت، آنها را هم در نظر بگیرید. دعا کنید خدا به حق زهرا السلام علیها ما را به شهادت برساند و این شهادت را منشاء رحمت و آمرزش ما قرار دهد و ان شاءالله شرمنده دوستان شهیدمان نشویم. هیچ چیز بالاتر از شهادت نیست. شما خواهران هم که جهاد از شما گرفته شده، می توانید شهید شوید. شما جهاد مهم تری دارید که الان به آن مشغول هستید. «آقا» را دعا کنید برای مسئولیت سنگینی که به عهده اش است. در این دنیای پرتلاطم و سختی که امروز ایششان با آن مواجه هستند، در داخل و خارج؛ دوستان نادان و دشمنان قسم خورده مجهز و مسلح و نفاق، ان شاءالله خدا ایشان را کمک کند. عمر طولانی و نفوذ کلام بیشتری به ایشان بدهد و قلب ها را در تسخیرش قرار دهد.
پاورقی:
– «حمید ایرانمنش» مشهور به «حمید چریک» در مرحله اول عملیات «بیت المقدس» و در حالی که 20 گلوله بر تنش نشست، به جایگاه رفیع شهادت دست پیدا کرد. جنازه مطهر او بعد از 9 روز که روی شن های داغ خوزستان خفته بود، در مرحله دوم عملیات به عقب منتقل شد.
2- ویژه برنامه عملیات خیبر، ساخت گروه «روایت فتح».
3 – سخنان در بازدید از مرکز اسناد دفاع مقدس کرمان، 1389.
4 – عملیات «ثامن الائمه» به تاریخ 5 مهر 1360 در محور آبادان – شرق کارون انجام شد و منجر به شکسته شدن حصر آبادان و بازپس گیری بیش از 150 کیلومتر مربع از خاک ایران گردید.
5 – فرمانده گردان 410 غواص لشکر 41 ثارالله که در عملیات والفجر 8 (1364) به فیض شهادت نائل آمد.
