بایگانی مطالب نشریه

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان در گفت و گو با «پیام ما»: با شعار «میزبانی در بزرگ ترین مهمان خانه ایران، افتخار ماست» به استقبال نوروز می رویم

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان در گفت و گو با «پیام ما»:
با شعار «میزبانی در بزرگ ترین مهمان خانه ایران، افتخار ماست» به استقبال نوروز می رویم

کمتر از یک هفته تا آغاز سال نو و تعطیلات نوروزی باقی مانده و مردم به تدریج برنامه سفر خود را برای این تعطیلات می بندند. در این میان، یکی از سیاست های اصلی استان کرمان، جذب گردشگر در این ایام است. در همین راستا با محمود وفایی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان صحبت کردیم.
وفایی گفت: پیش بینی می کنیم گردشگران داخلی که به کرمان می آیند نسبت به تعطیلات سال قبل، حداقل 15 درصد رشد داشته باشند. مدیرکل میراث فرهنگی استان افزود: با اقداماتی همچون جشنواره ها، نمایشگاه صنایع دستی، تنوع بخشیدن به اقامت گاه ها و محوریت قرار دادن جاده بهار نارنج قصد داریم سفر گردشگران در داخل استان را مدیریت کنیم. وی با بیان اینکه جاده بهار نارنج به طول 300 کیلیومتر از جبال بارز تا منوجان، یکی از زیباترین جاده های کشور در ایام نوروز است، اظهار داشت: قصد داریم کسانی را که قصد گذر از استان کرمان را به مقصد دیگر مکان ها دارند، جذب کنیم. وی در پاسخ به این سوال که بر چه اساسی فکر می کنید نسبت به سال قبل گردشگران بیشتری به کرمان بیایند، گفت: گردشگری در کل کشور حرکت خوبی را آغاز کرده و استان کرمان هم از این موضوع بی نصیب نیست اما به دلیل رویدادهایی مثل جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان در برج میلاد تهران، ثبت جهانی میمند و اخباری که حول جهانی شدن بیابان لوت وجود داشت، پیش بینی می شود شرایط مناسب تری داشته باشیم. وفایی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اقامت گاه های بوم گردی گفت: با به چرخه خدمات وارد شدن ایستگاه های بوم گردی، 800 نفر به ظرفیت اقامتی استان کرمان اضافه شده که اتفاق خوبی است.
مدیرکل میراث فرهنگی کرمان همچنین از آماده بودن پنج هزار و 600 مدرسه در سطح استان برای اسکان مسافران نوروزی خبر داد و افزود: هتل ها هم آمادگی پذیرایی از مسافران را دارند.
وفایی در پاسخ به این سوال که کدام بخش از استان ظرفیت بیشتری برای جذب گردشگر را داراست، اظهار داشت: کلوت های شهداد گردشگر بیشتری را جذب خواهد کرد. مدیرکل اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان افزود: برای ما حرکت بر روی برنامه های گام به گام و رو به جلو اهمیت بیشتری نسبت به میزان مسافر ورودی و از این دست آمارها دارد. وی در پایان گفت: با شعار «میزبانی در بزرگ ترین مهمان خانه ایران، افتخار ماست» به استقبال مسافران نوروزی خواهیم رفت.
شایان ذکر است ستاد اجرایی خدمات سفر استان به ریاست استاندار کرمان برای برنامه ریزی مناسب جهت جذب هرچه بیشتر مسافران نوروزی در هفته های اخیر آغاز به کار کرده و تاکنون چهار جلسه داشته است.

خبر

مدیر راهداری اداره کل راه وشهرسازی کرمان عنوان کرد:
آماده سازی گروه های راهداری و امدادی در 61محور استان
مدیر راهداری اداره کل راه و شهرسازی استان کرمان از آمادگی کامل این اداره کل در تامین ایمنی سفرهای نوروزی با ایجاد اکیپ‌های فعال راهداری و گشت‌های برنامه‌ریزی شده خبر داد. به گزارش روابط عمومی راه وشهرسازی کرمان،مهندس عطالله منوچهری در حاشیه نشست ستاد خدمات سفر استان که با حضور استاندار کرمان برگزار شد، بابیان اینکه براساس مصوبه کارگروه اموراجتماعی، آموزش و فرهنگ کمیسیون ایمنی راهها، شعارمحوری ایام سفرهای نوروزی ۹۵ (نوروزی شاد باسفری ایمن) نامگذاری شده افزود: در راستای تحقق شعار نوروز ۹۵ این اداره کل نسبت به تدارک و آماده نمودن 59 اکیپ راهداری و55گروه امدادی با استفاده از 427دستگاه از ماشین آلات سبک، نیمه سنگین و سنگین جهت خدمت رسانی به مسافرین نوروزی در 61محور اصلی و فرعی درسطح استان اقدام نموده است. وی به آماده‌سازی و تجهیز 29 راهدارخانه در سطح محورهای استان اشاره نمود و افزود: علاوه بر این تکمیل علائم اطلاعاتی، انتظامی و اخباری و لکه گیری، درزگیری و اجرای روکش موضعی راهها، نظافت و شستشوی علائم و مرمت آنها، نصب و رفع عیب چراغ های روشنایی، پاکسازی سطح راهها و حاشیه آنها قبل از شروع تعطیلات و آغاز سفرهای نوروزی را از دیگر اقدامات موثر اداره کل اعلام نمود. وی با اشاره به اینکه تعداد نقاط پرحادثه جاده‌های استان کاهش پیدا کرده است، گفت: اصلاح این نقاط با انجام عملیات زودبازده ایمنی اعم از لکه‌گیری، اصلاح شانه، خاکریزی، خاکبرداری، نصب علائم و چراغ‌های راهنمایی، نصب روشنایی و آشکارسازی درحال انجام است. منوچهری با اشاره به اینکه هماهنگی و تعامل بسیار خوبی با سایر سازمانها و ارگان‌های مسئول به منظور خدمات‌دهی هرچه بهتر به مسافرین نوروزی حاصل شده، رعایت مسائل ایمنی و قوانین جاده‌ای را جهت نوروزی شاد و ایمن از سوی مسافرین نوروزی ،خواستار شد. وی در پایان افزود: برای آسایش بیشتر مسافران و آمادگی برای مقابله با مشکلات احتمالی مسئولان اداره راه و شهرسازی به صورت کشیک در این اداره حضور پیدا می‌کنند و شماره گویای ۱۴۱ و تلفن 03432520919 به طور شبانه‌روز آماده پاسخگویی در رابطه با وضعیت راه‌های استان است.

بارش باران به فاریاب خسارت وارد کرد
ابراهیم تاجیک- پیام ما: خسارت بارش باران همراه با طغیان رودخانه فصلی به مزارع کشت گوجه، هندوانه، پیاز، خیار و گندم بین 80 تا 100 درصد وارد نمود. بگفته امیری فرماندار فاریاب طغیان سیل و بارش سنگ تگرگ بیش از200 راس گوسفند را تلف نمود. وی افزود: خسارت ریالی در حال برسی می باشد. وی همچنین اذعان نمود: بیشترین خسارت در روستاهای اسلام اباد تلمبه مسافری-چاه زیارت-هور زنجیری و قسمتی از بخش مرکزی وارد نمود بطورییکه 5 روستا در محاصره اب قرار داشت. وی گفت: تمامی ادارات بصورت اماد باش در منطقه در حال کارشناسی می باشند. وی از نحوه امدادرسانی هلال احمرانتقاد ورزید و خواستار توجه جدی هلال احمر استان به شهرستان فاریاب شد. لازم بذکراست 24 ساعت برق واب اسلام اباد قطع بوده و اهالی در رنج گرفتاری می باشند.

خبر

توصیه های پلیس راهنمایی و رانندگی جیرفت به
میهمانان نوروزی
خط ممتد وسط جاده حکم دیوار قانون است ، از آن عبور نکنید.
با پرهیز از تخلف رانندگی ، سفر ایمن و خوشی را برای خود و همسفران مهیا کنیم.
رعایت مقررات رانندگی مساوی است با پیشگیری از حوادث و سفری سالم.
همیشه قبل از سفر از سلامت فنی و وجود تجهیزات ایمنی در وسیله نقلیه خود اطمینان حاصل کنید.
رانندگان محترم بزرگترین حوادث رانندگی همیشه در اثر کوچکترین بی احتیاطی ها اتفاق می افتد.
رانندگان ، بستن کمربند ایمنی هنگام رانندگی میزان صدمات وارده به سر و تنه را تا حدود 70درصد کاهش می دهد.
راننده عزیز با نخستین احساس خستگی و خواب آلودگی از ادامه رانندگی اجتناب ورزید.
معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان جیرفت

سد نساء بم در آستانه آبگیری کامل
مدیر سد نساء بم گفت: تاکنون 164 میلیون متر مکعب از ظرفیت این سد آبگیری شده است و فقط چهار میلیون متر مکعب باقی مانده تا سرریز کند. به گزارش ایرنا علی امینی افزود: اگرچه بارندگی های اخیر در حوزه بالا دست سد نبوده و تاثیری در ورودی و خروجی آب این سد نداشته اما آبگیری سد در سال جاری روند مطلوبی داشته است. وی از بازگشایی دریچه های تخلیه رسوب سد اولین بار طی چند روز گذشته خبر داد و گفت: این کار نیز به منظور تخلیه رسوب آب دریاچه با موفقیت انجام شد.
وی بیان کرد: از آب استحصالی سد نساء بیش از 45 درصد به کشاورزی، 20 درصد آشامیدنی، 10 درصد صنعت و 22 و نیم درصد تامین آب موردنیاز زیست محیطی شرق استان مورد استفاده قرار می گیرد. مدیر سد نساء بم گفت: با تکمیل آبگیری سد امیدواریم با همت و همکاری مسئولان، خط انتقال آب شرب از سد به بم و دیگر شهرهای شرقی با جدیت پیگیری شود.

پیام مشترک امام جمعه و استاندار کرمان به مناسبت روز شهدا
نماینده ولی فقیه در استان و استاندار کرمان به مناسبت 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا پیام مشترکی صادر کردند. به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان آیت الله سید یحیی جعفری و علیرضا رزم حسینی در این پیام آورده اند: شهید، واژه واژه شجاعت می سراید و دیوان اشعار زمان را در فصل آزادگی و استقلال به اتمام می رساند و از همین روست که خداوند متعال برای شهید جایگاهی بس والا را تعیین کرده و فرموده است که شهدا عند ربهم یرزقون هستند. این پیام می افزاید: 22 اسفند که در آستانه بهار طبیعت به نام روز شهدا نام گرفته، بهترین فرصتی است که به یاد آوریم بهار امروز عزت، استقلال و آزادی این ملت با نسیم خوش شهادت در این کشور مستقر شده و توانسته که ریشه های بی عدالتی و ظلم پذیری را از جای در آورد. امام جمعه و استاندار کرمان افزودند: مکتب سرخ شهادت که برگرفته از آموزه های عاشورایی است بی شک تا همیشه در جان زمان جریان خواهد داشت.

برخورد قاطع دامپزشکی با متخلفین بهداشتی در ایام نوروز
رئیس اداره روابط عمومی اداره کل دامپزشکی استان کرمان از آمادگی کامل اکیپهای نظارتی دامپزشکی کرمان در راستای اجرای طرح تشدید نظارت ویژه ایام نوروز خبر داد . دکتر جواد نگارستانی اظهار داشت : در طرح مذکور که از تاریخ 25 اسفند ماه سالجاری آغاز و تا پایان 14 فروردین ماه 95 ادامه خواهد داشت ، 57 اکیپ ثابت و سیار در دو شیفت صبح و عصر نظارت بر عرضه مواد خام دامی را در استان کرمان بر عهده خواهند داشت .وی بیان داشت : در ایام نوروز که شاهد افزایش تقاضا جامعه و ورود تعداد زیادی مسافر نوروزی هستیم احتمالا برورز مشکلاتی در چرخه عرضه بهداشتی مواد خام دامی توسط افراد سود جو و متخلف وجود دارد و در این زمینه دامپزشکی قاطعانه برخورد خواهد نمود زیرا تامین امنیت غذایی جامعه یکی از وظایف خطیر مجموعه دامپزشکی می باشد. دکتر نگارستانی افزود : کارشناسان حاضر در اکیپها در خصوص چگونگی برخورد با متخلفین توجیه شده اند و مقرر گردید تا روسای دامپزشکی شهرستانها با رایزنی و همکاری با دادگستری و تعزیرات نسبت به تشکیل اکیپ های بازرسی مشترک اقدام و با متخلفین برخورد قانونی صورت پذیرد .

برای نخستین بار از خیرین ورزش یار کشور تقدیر شد/ محمد صنعتی؛ یکی از پنج خیر ورزش یار کشور

برای نخستین بار از خیرین ورزش یار کشور تقدیر شد
محمد صنعتی؛ یکی از پنج خیر ورزش یار کشور

اگر پیش از این فقط کرمانی ها نام او را شنیده بودند، حالا دیگر در کشور برای خود نام و آوازه ای پیدا کرده است. نام و آوازه ای که بیش از هر نام و آوازه دیگری ارزش دارد. قرار گرفتن نام محمد صنعتی، پیشکسوت ورزش استان کرمان و خیر بزرگ کرمانی، جزو پنج خیر ورزش یار کشور در حالی رخ داد که سال هاست نام محمد صنعتی نه فقط در ذهن و قلب ورزشکاران کرمانی، که در ذهن و قلب اکثر مردم کرمان جای گرفته است. فردی که همیشه دست به خیر بوده و تا آن جا که می توانسته برای دیار خود مایه گذاشته است و حالا از او به عنوان یکی از پنج خیر ورزش یار کشور تقدیر و تجلیل شده است. این اتفاق در نخستین همایش خیرین ورزش یار کشور رخ داد و نشانِ افتخار، لوحِ سپاس و تندیسِ ویژه همایش با دستان محمدباقر نوبخت، معاون رئیس جمهور و ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به محمد صنعتی اهدا شد.
سید حسن خمینی؛
مهمان ویژه خیرین ورزش یار
چهارشنبه گذشته نخستین همایش خیرین ورزش یار کشور در حالی در هتل المپیک تهران برگزار شد که محمد صنعتی و 159 خیر ورزش یار در این همایش حضور داشتند. سید حسن خمینی نوه بنیانگذار انقلاب، یکی از میهمانان ویژه این مراسم بود. با ورود او به سالن جماعت ابتدا صلوات فرستادند و سپس در حدود 5 دقیقه ایستاده برای او دست زدند. محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان، هاشمی معاون توسعه منابع و پشتیبانی، سجادی معاون ورزش قهرمانی و حرفه ای، احمدی معاون فرهنگی، آموزش و پژوهش، خادم معاون حقوقی، مجلس و امور استان ها، شعبانی بهار معاون توسعه ورزش همگانی و رباب شهریان معاون امور ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان به همراه مدیران کل ستادی و استانی وزارت ورزش و جوانان، روسای فدراسیون ها، ورزشکاران و پیشکسوتان از دیگر حاضران در این همایش بودند.
گزارش صنعتی از اقدامات خیرین
ورزش یار در کرمان
محمد صنعتی در این همایش به بیان خلاصه ای از فعالیت های خیرین ورزش یار در استان کرمان پرداخت. این خیر بزرگ کرمانی گفت: خیرین ورزش یار در 10 سال گذشته، 7.5 میلیارد تومان به توسعه ورزش استان کمک نقدی کردند. صنعتی افزود: همچنین 17.5 هکتار زمین در اختیار اداره ورزش و جوانان استان کرمان قرار گرفته و در رفسنجان هم خانواده آگاه به نام خجسته آگاه در حال ساخت مجموعه ورزشی با 100 میلیارد تومان اعتبار هستند. وی تصریح کرد: این مجموعه ورزشی اکثر رشته های ورزشی را پوشش خواهد داد و ساخت آن تاکنون 50 درصد پیشرفت داشته است. صنعتی با تشکر از مدیرکل اداره ورزش و جوانان استان کرمان اظهار داشت: از دیگر اقدامات خیر در توسعه ورزش کرمان می توان به ساخت ورزشگاه 30 هزار نفری در کرمان، 15 هزار نفری در رفسنجان و 15 هزار نفری در شهربابک توسط صنایع مس اشاره کرد.
استاندار کرمان حامی ورزش است
محمد صنعتی در پایان صحبت هایش با اشاره به اقدامات رزم حسینی استاندار کرمان در جهت نوسازی و عمران شهری، عنوان کرد: استاندار کرمان در این دو سال تلاش های زیادی در جهت عمران و آبادانی کرمان انجام داده. ایشان همچنین نشان داده که حامی ورزش است و از این جهت از وی تشکر می کنم.
خیرات در توسعه ورزش ماندگار است
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی هم در این همایش گفت: صدقه و خیرات در توسعه ورزش، ثوابی است که تا همیشه به یادگار می‌ماند. وی در نخستین همایش خیرین ورزش‌یار، با اشاره به روایات و احادیث مختلف در مورد اهمیت خیرات و صدقه در اسلام، افزود: در فرهنگ دینی ما، برای صدقه و کارهای خیر دستورهای بسیاری وجود دارد و ثواب بسیار بزرگی برای آن درنظر گرفته شده است. وی با بیان اینکه بهترین کار خیر، صدقات جاریه است، گفت: ایران، جامعه جوانی دارد و افرادی که سرانه و یا فضاهای ورزشی در مناطق محروم ایجاد می‌کنند، بسیاری از ناهنجاری‌های جامعه را کاهش می‌دهند و بطور حتم ثواب بسیاری در انتظار آنها خواهد بود. فرزند یادگار امام خمینی (ره) افزود: پیوند عمیقی میان ورزش قهرمانی و عمومی وجود دارد و ایجاد نشاط اجتماعی می‌تواند نقش بسزایی در توسعه کشور داشته باشد. وی با بیان اینکه در حوزه ورزش، راه نرفته بسیاری پیش رو داریم، گفت: دولت و وزارت ورزش و جوانان، تلاش‌های زیادی انجام می‌دهند تا بتوانند سرانه و فضاهای ورزشی کشور را افزایش دهند. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی افزود: واقعیت اینست که جایگاه ایران در ورزش با توانمندی‌های جامعه ما فاصله زیادی دارد. باید این فاصله‌ها را کاهش دهیم و یکی از راهکارها اینست که ورزش به عنوان یک واقعیت ضروری در جامعه تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور توسعه یابد.و ی گفت: برای ایران بسیار نامطلوب است که از میانگین جهانی به میزان 2 برابر و یا بیشتر در مقوله ورزش عقب باشد، امیدوارم با تلاش مسئولان و مشارکت فعال خیرین بتوان فاصله‌های موجود را کاهش داد.
از خیرین ورزش یار که دستی را برای کمک به دولت دراز کردند تشکر می کنیم
رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و سخنگوی دولت هم در این همایش با بیان این که رئیس جمهور ماموریت ویژه ای به من ابلاغ کرده است، گفت: طی نامه ای رسمی از سوی دکتر روحانی به من ماموریت داده شده که ورزش را به صورت عام و المپیک را به صورت خاص در دستور کار قرار دهم و نسبت به رفع موانع مالی آن اقدام کنم. محمدباقر نوبخت با تاکید به این نکته که ایران افتخار همه ما و نام ایران عزیزتر از جان ما است، افزود: ما از مزیتی برخوردار هستیم و آن جوانی جمعیت است. از این رو آنچه برای جوانان می‌‌گوییم می‌توانیم برای بخش‌های مختلف جامعه بیان کنیم؛ بنا به اهمیت این موضوع جوانان را به عنوان عاملی که می‌تواند شاداب‌کننده باشند و در کنار ورزش قرار بگیرند، می‌شناسیم. وی ادامه داد:‌ هیچ یک از بخش های کشور به مثابه گوهری که به دکتر گودرزی سپرده شده است با اهمیت نیست و برای حل مشکل مهم ترین بخش کشور یعنی جوانان دارویی به نام ورزش گذاشته شده است. چرا که پرداختن به ورزش پرداختن به جوانان و پرداختن به جوانان پرداختن به جامعه است. سخنگوی دولت در ادامه با طرح این پرسش که آیا دکتر گودرزی و یا هر فردی که در مسند وزارت ورزش و جوانان بنشیند می تواند به تنهایی فعالیت کند؟ اظهار داشت: به طور حتم نمی تواند وامکان موفقیت در آن کم است. ما بودجه وزارت ورزش و جوانان را با توجه به محدودیت های مالی دولت 42 درصد افزایش دادیم و این در حالی است که بودجه 95 حدود 12 درصد افزایش داشته است. اما هر چه قدر در بخش ورزش و جوانان افزایش داشته باشیم برای اقداماتی که قرار است انجام شود، ناکافی است. رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تصریح کرد: هر چقدر بتوانیم از صور مختلف، همکاری بخش خصوصی و مردمی را داشته باشیم، موفق‌تر می‌شویم. در حال حاضر تقریبا نمی‌توانیم طرح‌های جدید را که لازمه کشور است آغاز کنیم چرا که طرح‌های نیمه‌کاره زیادی داریم به همین دلیل به نمایندگی از دولت از همه خیرین ورزش یار که در این کار بزرگ، میهن را یاری می‌کنند تشکر می‌کنم.
محمد باقر نوبخت با بیان اینکه در روزهای سختی قرار داریم خاطرنشان کرد: قبل از اینکه به این برنامه بیایم با دو وزیر ملاقات داشتم و پس از این برنامه هم باید با چند وزیر دیگر دیدار کنم که بدون شک تمام آن‌ها به فکر رفع مشکلات و پرداخت‌های جاری هستند. وی خاطرنشان کرد: از اینکه گودرزی می‌داند در چه شرایط سختی قرار داریم و درخواست جدیدی را به من ارجاع نمی‌دهد باید از وی تشکر کنم چرا که با اندک بودجه باقی مانده باید پروژه‌های نیمه کاره را به اتمام برسانیم و به همین دلیل پروژه جدیدی را آغاز نمی‌کنیم.
معاون رئیس جمهور گفت: روحانی در واکنش به نامه دکتر گودرزی حدود نیم صفحه برای من نوشت که چه وظایفی دارم که مشکلات ورزش را قبل از المپیک به سرانجام برسانم باید برنامه‌ریزی کنیم تا برای شکوفایی قهرمانان گام برداریم و به همین دلیل امروز یک روز خاص و کاملا ورزشی است.
نوبخت با بیان اینکه باید تلاش کنیم اقدامات موثری در راستای بالندگی جامعه داشته باشیم عنوان کرد: من به نمایندگی از دولت از خیرین ورزش‌یار تقدیر و تشکر می‌کنم که دستی را برای کمک به دولت و ملت دراز کردند. همچنین باید از گودرزی و همکارانش هم تشکر کنم. در آینده جلساتی را برگزار خواهیم کرد و امیدوارم بتوانیم با اقدام مناسب مشکلات ورزش را به فرجام برسانیم و برای این کار تا روز پنجشنبه هفته آینده بیشتر زمان نداریم.
خیرین ورزش یار به اندازه اعتبارات دولتی، به ما کمک کردند
محمود گودرزی در نخستین همایش تجلیل از خیرین ورزش یار با اشاره به حرکت روبه جلوی ورزش ایران، گفت: امیدورام اجازه دهند تا طرح آمایش سرزمینی که آغاز نسبتا خوبی داشته، با موفقیت در شناسایی و پرورش قهرمانان پایدار کشور دنبال شود تا از افت و خیزها در کسب نتایج مناسب فاصله بگیریم .دکتر گودرزی تصریح کرد: در سال جاری با زحماتی که حوزه خیرین ورزشیار داشته اند و با پیگیری معاونت توسعه منابع و پشتیبانی توانستیم به میزان اعتبارات عمرانی که دولت در اختیار ما می گذارد، از خیرین کمک بگیریم تا سطح تکمیل طرح های نیمه تمام ورزشی، افزایش پیدا کند. وزیر ورزش و جوانان با اشاره به اینکه ورزش سال بسیار سختی را از لحاظ اقتصادی پشت سر گذاشته است، گفت: امیدوارم به برکت هفته نیکوکاری، بتوانیم از خدمات بیشتر خیرین ورزش یار و بخش خصوصی بهره مند شویم تا جوانان کشورمان در فضایی آرام و مثبت، قابلیت های خود را توسعه داده و نسل شادابی را در ورزش کشور شاهد باشیم.
دست خیرین ورزش یار را می بوسیم
معاون توسعه منابع و پشتیبانی وزارت ورزش و جوانان از شناسایی 421 طرح نیمه تمام ورزشی برای واگذاری به خیرین ورزشیار خبر داد و گفت: در حال حاضر 92 طرح نیمه تمام به خیرین ورزش یار 16 استان واگذار شده است. سید مناف هاشمی معاون توسعه منابع و پشتیبانی وزیر ورزش و جوانان، درباره مراسم خیرین ورزش‌یار اظهار داشت: تلاش ما این بود از نظر قانونی شرایطی را فراهم کنیم تا برخی پروژه‌ها توسط خیرین تکمیل شود. 5 هزار میلیارد تومان نیاز ما در سال 95 است اما دولت مبلغی کمتر از هزار میلیارد را در سال 95 در اختیار ما قرار می‌دهد بنابراین با چنین رقمی نمی‌توان پروژه‌های نیمه تمام را تکمیل کرد. وی افزود: ما 232 پروژه را تعیین تکلیف کردیم که 92 پروژه توسط خیرین کامل شده است. از طرفی بودجه ما زمانی که دکتر گودرزی وزارت را تحویل گرفت 500 میلیارد بود که این اعتبارات در سال 95 به هزار و 100 میلیارد خواهد رسید. معاون توسعه منابع و پشتیبانی وزارت ورزش و جوانان تاکید کرد: خدا را شاکرم که این توفیق نصیب ما شد تا بتوانیم برای اولین بار این مراسم را برگزار کنیم و میزبان عزیزانی باشیم که در امر ورزش خیر هستند و دست آنها را می‌بوسیم. می‌دانید که از سال‌های قبل خیرین در وزارت آموزش و پرورش، حوزه‌های علمیه، بهداشت، ساخت بیمارستان و مسائلی از این قبیل فعال بودند و ما هم به این نتیجه رسیدیم که بدون کمک خیرین کارها به خوبی پیش نمی‌رود و به همین دلیل خیرین در امر ورزش هم ورود کردند. وی ادامه داد: دولت اجازه داده تا طرح‌های نیمه‌کاره ورزشی را به خیرین بسپاریم و از ابتدای سال، 92 پروژه ورزشی در 16 استان را تحویل دادیم و کارها در حال اتمام است. این کار خیرین هم جای تشکر دارد. هرچند که آنها از ما تشکری نمی‌خواهند و با اعتقاداتشان کار می‌کنند اما به هر حال ما باید برای فرهنگسازی از آنها تشکر و تقدیر کنیم. دکتر هاشمی تصریح کرد: ورزش کشور سالانه نیازمند 5 هزار میلیارد تومان بودجه در همه حوزه‌ها است اما ما توقع نداریم که دولت همه آن را بدهد بلکه یک دوم آن را دولت بدهد و بقیه با مشارکت خیرین انجام خواهد شد.

در آستانه سال نو، پیام ما نگاهی کوتاه دارد به کوچ ابدی عده ای از اهالی ورزش

در آستانه سال نو، پیام ما نگاهی کوتاه دارد به
کوچ ابدی عده ای از اهالی ورزش

در حالی به دقیقه 90 سال 94 خورشیدی نزدیک می شویم که ورزش ایران در این سال اتفاقات تلخ وشیرین زیادی را لمس کرد و شاهد موفقیت و ناکامی خیلی از ورزشکاران ایرانی در سطح آسیایی و جهانی بودیم.اما شاید مهمترین و تلخ ترین اتفاق سال گذشته، کوچ ابدی تعداد زیادی از اهالی ورزش به دیار باقی بود،از همایون بهزادی و هادی نوروزی گرفته تا محمدعلی اینانلو و فاروق فتاحی، همه جز کسانی بودند که به دیدار ملکوت حق پیوستند.در این مقاله،ضمن تبریک سال نو خورشیدی به شما عزیزان و خوانندگان پیام ما، نگاهی گذرا داریم به زندگی آنها. باشد تا تمامی درگذشتگان از رحمت الهی بی نصیب نمانند.

بیت الله عباسپور
بیت‌ الله عباسپورمعروف به بیتو متولد 1358 در شهرستان بیجار، یکی از بزرگان و اسطوره های پرورش اندام ایران بود.او از ۲ سالگی به همراه خانواده اش از کردستان به ماهدشت کرج نقل مکان نمود. ابتدا ورزش فوتبال را در سطح بالایی دنبال می‌کرد و در کنار آن به ورزش یوگا می‌پرداخت اما به دلیل آسیب دیدگی در رقابت‌های فوتبال، مدتی با وزنه‌های ابتدایی سعی به قدرتمند کردن بدن خود نمود . در سال ۱۳۷۴ به پیشنهاد عمویش به باشکاه بدنسازی رفت که از همان روز اول به خاطر داشتن بدنی ورزیده و عضلانی مورد توجه مربی باشگاه، حسین حسینی قرار گرفت . عباسپور اولین مسابقه اش را با مربیگری و زیر نظر عباس مهدوی (قهرمان آسیا) انجام داد و قهرمان جوانان کرج در سن ۱۶ سالگی در مسابقات کرج شد.عباسپور که دارای مدرک لیسانس حقوق قضایی است،برای اولین بار در سال 2013 میلادی با نام کشور ایران وارد مسابقات مستر المپیا (معتبرترین مسابقات پرورش اندام) شد . بیت الله عباسپور ، دلاور با غیرت ایرانی قدم در آوردگاهی گذاشت که پیش تر بسیاری از قهرمانان و بزرگان پروش اندام جهان از جمله رونی کلمن افسانه ای (8 بار قهرمان مستر المپیا )در آن به نبرد پرداخته بودند. بیت الله عباسپور یکی از پر افتخارترین قهرمانان این رشته درایران و جهان محسوب می شود . به طوری که خیلی ها او را پرچم دار پرورش اندام ایران ، در جهان می دانند .
این ورزشکار خوش اندام و برجسته که دارای عناوین بسیار زیادی از مسابقات آسیایی و جهانی است و بعد از علی تبریزی دومین ورزشکار برجسته پرورش اندام ایران محسوب میشود، در سال ۱۳۹۳ مبتلا به بیماری واسکولیت شد، پس از مبتلا شدن عباسپور به این بیماری شایعات زیادی در مورد ارتباط بیماری این ورزشکار و تمرینات و رژیم‌های سنگین و نیز مصرف مکمل‌ها مطرح شد که خود او این موضوعات را در صفحه شخصی خودرد کرد[و دراین باره گفت: که این بیماری هیچ ار تباطی به تمرینات و رژیم‌های سنگین و مکمل ندارد و احتمال بروز این بیماری در هر فردی وجود دارد. بیماری واسکولیت از بیماری‌های نادر است و هر سال ۱۰-۱۵ مورد در هر یک میلیون نفر گرفتار این بیماری می‌شوند. با این حال، اختلال سیستم ایمنی و التهاب عروق خونی ویژگی‌های مشترک این بیماری هستند. واسکولیت بیشتر در افراد بالای ۵۰ سال دیده می‌شود ولی کودکان و جوانان را نیز می‌تواند درگیر کند. دنیس جیمز ستاره آمریکایی پرورش اندام جهان، به جمع‌آوری کمک مالی برای تأمین هزینه‌های درمان بیماری بیت‌الله عباسپور پرداخت.وکارزاری اینترنتی با هدف جمع‌آوری صدهزار دلار تشکیل داد که چند هزار دلار تأمین شد.جیمز در معرفی کمپین خود نوشت: بیتو بدون هیچ کمکی در بیمارستان است و حتی دولت هم کمکی نکرده. هرچه داشته‌است را فروخته تا بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند.او از ورزشکاران و علاقه‌مندان این رشته ورزشی دعوت به همکاری کرده و نوشته‌است: کمک کنید تا بیتو روی پای خود بایستد و بزرگ شدن فرزندانش را ببیند،اما عباس‌پور دوام نیاورد و سرانجام به دلیل بیماری التهاب رگ در ساعت ۲۳:۱۵ شامگاه سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴در بیمارستان آتیه درگذشت.
هادی نوروزی

هنوز فوت بیتو را فراموش نکرده بود که بامداد 9 مهرماه، خبری در رسانه ها پخش شد که باورش برای خیلی از اهالی ورزش سخت و محال بود اما واقعیت داشت و هادی نوروزی کاپیتان جوان و فقید پرسپولیس در اثر ایست قلبی دارفانی را وداع گفته بود. هادی نوروزی متولد ۲۸ تیر ۱۳۶۴ در بابل بود.او نخست به کشتی روی آورد اما بعد از آن به فوتبال علاقه‌مند شد و به طور حرفه‌ای این رشته را آغاز کرد.. وی سابقه بازی در باشگاه‌های داماش ایرانیان، پرسپولیس و نفت تهران را داشت. وی در فصل ۸۵-۸۶ به پرسپولیس پیوست، اما حتی یک بار هم بازی نکرد و بعد از یک فصل نیمکت نشینی در تیم بزرگ پایتخت، به داماش ایرانیان پیوست و در ۲۲ بازی ۱۰ گل به ثمر رساند. پس از درخشش در لیگ آزادگان، به پرسپولیس بازگشت و در اولین فصل حضور مجددش در پرسپولیس، بیشتر به عنوان بازیکن تعویضی به میدان می‌رفت و به مرور به یکی از بازیکنان ثابت تیمش تبدیل شد و در بیشتر بازهای آسیایی، یکی از ۱۱ مرد اصلی پرسپولیس بود. فصل ۸۸-۸۹ را با درخشش آغاز کرد و در اولین بازی فصل مقابل مس کرمان دو گل به ثمر رساند. در دربی ۶۸ نیز توانست گل تساوی پرسپولیس را به ثمر برساند. وی در این فصل بازهای زیادی برای پرسپولیس در پست‌های هافبک-مهاجم راست و مهاجم نوک انجام داد که نهایتاً منجر به دعوتش به تیم تیم ملی توسط افشین قطبی و 9 بازی در رده ملی شد. باشگاه پرسپولیس برای جذب محسن مسلمان هافبک وقت ذوب آهن هادی نوروزی به علاوه یک بازیکن دیگر و به علاوه مبلغ قابل توجهی پول به باشگاه ذوب آهن پیشنهاد داد. با اینکه باشگاه ذوب آهن با این انتقال مخالفت کرد اما به گفته نزدیکان هادی نوروزی وی از اینکه‌شان وی پایین آورده شده و به او بی احترامی شده از پرسپولیس جدا شد هرچند در آغاز فصل بعد مجددا به پرسپولیس بازگشت و در بازی مقابل نفت تهران یک نیمه بازی کرد. در ان یه نیمه ضعیف عمل کرد و تا بازی تراکتور به نیمکت چسبیده بود اما با روی کار امدن حمید درخشان او در بازی مقابل نفت مسجد در دقیقه 56 به محض ورود به زمین گل زد و بازیکن محبوب این سرمربی شد.هادی تا پایان فصل با گل ها و پاس گل های موثر خود به تاثیر گذارترین و محبوب ترین بازیکن پرسپولیس تبدیل شد. و در انتهای فصل با جدایی محمد نوری به عنوان کاپیتان اول پرسپولیس انتخاب شد.و در اولین بازی فصل پانزدهم مقابل پدیده که بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را بر بازو داشت با دادن پاس گلی زیبا و سوپر گلی تماشایی که آخرین گل این فوتبالیست بااخلاق بود، فصل پانزدهم را شروع کرد. نوروزی که دارای دو فرزند به نام هانی و هانا ست در بامداد روز پنجشنبه ۹ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۴ صبح بر اثر ایست قلبى درگذشت و انتقال او به بیمارستان آتیه تهران هم نتیجه‌ای در پی نداشت. پس از مراسم تشییع جنازه که در روز جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴ در ورزشگاه آزادی جمعیتی نزدیک به ۳۵ هزار نفر برگزار شد. پیکر نوروزی به زادگاهش منتقل و در روستای کپورچال بابل به خاک سپرده شد. ازآن روز به بعد هواداران و دوستداران هادی در دقیق 24 بازی های پرسپولیس به یاد بازیکن 24 تیم شان، می ایستند وبه تشویق وی می پردازند.

ریحانه بهشتی
ریحانه بهشتی از ورزشکاران و مربیان دوومیدانی خراسان رضوی که در مسابقات کشوری نیز دارای عناوین مختلف بود. وی بامداد دوشنبه 20 مهرماه 1394 در خانه مادرش به یک باره دچار سرگیجه شد. ریحانه که از سردرد روی پایش هم نمی توانست بایستد تلاش خانواده برای اینکه وی را آرام کنند، بی نتیجه بود. تماس خانواده با اورژانس هم فایده ای نداشت و آن ها برای سردرد خودشان را به منزل این ورزشکار نرساندند تا خانواده ریحانه وی را به بیمارستان فارابی منتقل کنند و در آنجا تحت عمل جراحی قرار گرفت اما پس از عمل دیگر هرگز به هوش نیامد. تلاش پزشکان نیز برای این ورزشکار مشهدی که در مقطع ابتدایی در منطقه رضویه مشهد به عنوان معلم ورزش فعالیت می کرد، فایده ای نداشت تا وی به مرگ مغزی دچار شود. این بانوی ورزشکار با اخلاق ، چند سال قبل از فوت اقدام به عضویت در خانواده اهدا کنندگان عضو کرده بود و به همین خاطر پس از محرز شدن مرگ مغزی اش و با موافقت خانواده‌اش، این ورزشکار به بیمارستان منتصریه مشهد منتقل شد واعضای حیاتی بدنش همچون کبد، کلیه‌ها و نیز پوست و قرنیه وی به شش بیمار نیازمند اهدا شد . ریحانه بهشتی دارای دختری 11 ماهه به نام مهتا عجمی‌نژاد است و همسرش حامد عجمی نژاد نیز معلم ورزش است. همچنین برادر این بانوی ورزشکار نیز در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل شده بود. پیکر ریحانه بهشتی پس از طواف در حرم مطهر امام رضا(ع) و پس از تشییع توسط جمعی از مردم و ورزشکاران خراسانی در قطعه نام‌آوران بهشت رضا(ع) به خاک سپرده شد. وجیه موسوی مادر این بانوی ورزشکار و مادر شهید پرویز بهشتی، درباره اهدا اعضای بدن دخترش به بیماران نیازمند گفته بود: این کاری است که دخترم نیز قلبا راضی به انجامش بود و پیش از این اتفاق نیز کارت اهدا عضوش را دریافت کرده بود. وی ادامه داد: از حالا به بعد باید دختر 11 ماهه ریحانه را بزرگ کنم و امیدوارم که او هم همچون مادرش مایه مباهات ما شود. ما راضی به رضای خدا هستیم و از این دست فداکاریها و ایثارگری ها در خانواده شهدا کم نیست.

محمد علی اینانلو
محمدعلی اینانلو ،مردی که به گفته خودش تمام روزها را زندگی کرده است،متولد ۲ فروردین ۱۳۲۶ در قزوین مجری برنامه های ورزشی و مستند تلویزیون، بازیگر، صداپیشه، کارشناس ورزشی، روزنامه‌نگار و مستندساز طبیعت بود، وی به عنوان قدیمی‌ترین گزارشگر و مفسر والیبال در ایران و بنیان‌گذار روزنامه‌نگاری محیط زیست شناخته می‌شد.
او که پسر خان و مهم‌ترین تفریح کودکی‌اش شکار بود؛ دارای سابقه ۴۰ سال طبیعت‌گردی در ایران بود و آموخته‌های خود را به صورت نوشته و فیلم درآورد.او در بیست سال اخیر بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ کیلومتر (برابر 50 بار دور کره زمین ) در طبیعت ایران سفر کرده است. همچنین، او از مبتکران کلاس‌های آموزش اکوتوریسم در ایران بود. او دارای مدرک کارشناسی در رشته ادبیات بود و در زمینه کار در رسانه‌های مکتوب و تصویری ایران سوابق متعددی داشت. اینانلو همواره دغدغه معرفی و حفظ طبیعت ایران را داشت و در برنامه‌های مختلف آن را مورد تأکید قرار می‌داد. وی درباره ظرفیت‌های طبیعت ایران اعتقاد داشت: اکوتوریسم ۸ شاخه اصلی دارد و ۸۰۰ شاخه- فرعی که همه اینها در طبیعت ایران در دسترس است. از طرف دیگر کشور ما جوان‌ترین کشور دنیاست، یعنی با تربیت نیروهای جوان به این سمت به راحتی می‌توان این جاذبه‌ها را برای دیگران توضیح و تفسیر کرد. محمدعلی اینانلو به عنوان مفسر بازی‌های والیبال از بازی‌های آسیایی تهران در سال ۱۹۷۴ شروع به کار کرده بود و از مجریان معروف تلویزیون و رادیوی ایران به شمار می‌رفت. محمدعلی اینانلو طی دوره فعالیت خود تعداد زیادی مستند در زمینه زیست‌محیطی و گردشگری تهیه و کارگردانی نمود که از شاخص‌ترین آنها می‌توان به ایران؛ جهانی در یک مرز اشاره کرد. وی هم‌چنین در دو فیلم سینمایی «ارتفاع پست» و «به رنگ ارغوان» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان بازیگر حضور داشت و به ایفای نقش پرداخته بود. اینانلو از سال ۱۳۴۲ فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز نمود و در 42 سال فعالیت مطبوعاتی علاوه بر نگارش مقاله‌های متعدد در مجلات و روزنامه‌هاو سردبیری مجله ایران شناسی «گردش»، مجله ایران شناسی سیلک‌رود به (زبان انگلیسی)، شکار و طبیعت، مجله جهانگردان و مجله طبیعت (هم‌چنین صاحب امتیازی) را به عهده داشت، این درحالی است که بابرخی نشریات و موسسات ازجمله مجله « فیلم « همکاری می کرد محمدعلی اینانلو، در شهریور نود و چهار براثر یک ضایعه مغزی در بیمارستان بستری شده بود. وی مدتی تحت درمان بود و با بهبود حالش توانسته بود برنامه‌های تلویزیونی را هم اجرا کند. اینانلو چند ماه بعد، صبح روز دوازده دی ماه همان سال در بیمارستان آتیه تهران بر اثر سکته قلبی درگذشت و در14 دیماه 94 در زادگاه خود واقع در روستای عصمت آباد بوئین زهرا،برای همیشه آرمید.

رضا احدی
رضا احدی یکی از بهترین مربیان پایه فوتبال ایران بود، آمار او در استقلال چنین کارنامه‌ای را برجا گذاشت او در تیم جوانان و امید استقلال و زمانی که فتح الله زاده آکادمی لورکوزان را در استقلال کپی کرده بود، بازیکنانی مثل تیموریان، جباری، طالب لو، صادقی، قربانی، آشوبی و … را ساخت. رضا نداف احدی (متولد ۹ آذر ۱۳۴۱) سابقه عضویت در تیم‌های باشگاه فوتبال استقلال تهران و باشگاه فوتبال روت‌وایس اسن آلمان را داشت. او از معدود لژیونرهای ایرانی است که در دهه شصت شمسی برای بازی در باشگاهی در آلمان دعوت شد و در لیگ آلمان بازی کرد. احدی در استقلال تهران و روت وایس اسن آلمان به میدان رفت و در بازگشت به ایران کاپیتان استقلال شد. او دقیقا از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ فوتبال را در اوج سپری کرد و در تمام این سال ها در استقلال بود منهای سال ۱۹۸۶ که به آلمان رفت. در واقع او خیلی زود لژیونر شد و از این منظر او جلودار است و جزو پرچم داران. رودی فولر ایران ۱۳ بازی برای تیم ملی ایران انجام داد و ۲ گل هم زد. وی پس از دوران بازیکن بودن و آویختن کفش‌ها در باشگاه‌های استقلال اهواز«۲۰۰۸»، ابومسلم خراسان« ۲۰۰۸-۲۰۰۹ »، شهرداری زنجان«۲۰۰۹» کوثر لرستان«۲۰۰۹» پیام مشهد«۲۰۱۱» سرمربی بود و در پیکان تهران هم به عنوان دستیار مربی کار کرد. رضا احدی در پانزدهم دی ماه جاری به دلیل آنچه خود، “مشکل اعصاب” عنوان می‌کرد در بیمارستان بستری شد، ولی سپس پزشکان عفونت داخلی و عارضه کبد را در بدن وی تشخیص دادند. وی از دو روز پیش و به دنبال از کار افتادن کلیه ها و عفونت ریه هایش در بیمازستان به کما رفت و در میان ناباوری همگان در میانسالی و در حالی که تنها ۵۳ سال داشت در یک روز سرد زمستانی و در بامداد ۲۸ دیماه و در میان بهت همگان، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

همایون بهزادی
همایون بهزادی که اصالتی تهرانی دارد به خاطر مأموریت پدر که نظامی بود، در خرم‌آباد و به تاریخ ۱۴ دی ۱۳۲۰ چشم بر جهان گشود،خانواده بهزادی تهرانی هستند و چندی بعد همراه خانواده به تهران نقل مکان کرد. سرطلایی فوتبال ایران در سال ۱۹۶۷ به تیم پیکان پیوست و پس از آن در بهار سال ۱۹۶۸ به پرسپولیس منتقل شد. در همان سال به خاطر مصدومیت شدیدی که از جام ملت‌های آسیا ۱۹۶۸ به جا مانده بود به صورت قرضی از پرسپولیس به پیکان بازگشت. در نهایت و قبل از این که دوباره به پرسپولیس برگردد، همراه با پیکان قهرمان جام تهران شد. پس از آن در پرسپولیس ماند و همراه این تیم قهرمان لیگ ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ شد. بهزادی در سال ۱۹۶۶ به همراه تیم ملی ایران به مقام دومی بازی‌های آسیایی تایلند رسید. هم چنین در سال ۱۹۶۸ قهرمان جام ملت‌های آسیا شد، زمانی که در چهار بازی چهار گل به ثمر رساند و نامش به عنوان یکی از بازیکنان گلزن جام سر زبان ها افتاد. بهزادی در بازی فینال گل تساوی ایران در مقابل اسراییل را زد که در نهایت ایران با برتری ۲ بر ۱ قهرمانی این رقابت ها را بالای سر برد. پس از آن و چهار سال بعد بهزادی همراه با تیم ملی ایران توانست قهرمان جام ملت های آسیا ۱۹۷۲ شود. همایون بهزادی در زمان بازی اش در پرسپولیس و تیم ملی، یکی از بهترین مهاجمان زمان خودش بود و در قدرت سر زنی نظیر و مانند نداشت. به خاطر قدرت سرزنی و گلزنی اش و همچنین پرش های بلند به همایون سرطلایی معروف شده بود. او پیش از سرمربی گری، به واسطه کاپیتانی تیم و قدرت رهبری‌اش در غیاب آلن راجرز، سرمربی آن زمان پرسپولیس تیم را تمرین می‌داد و مربیگری می‌کرد. او در اواخر سال ۱۳۵۳ به سرمربیگری پرسپولیس رسید و دست به جوان گرایی زد. او در جام تخت جمشید ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت. نخستین بازی او به عنوان مربی بازی دوستانه‌ای با ملوان بود که پرسپولیس آن بازی را ۳-۱ برد. وی سال ها رئیس و عضو کمیته پیشکسوتان فدراسیون فوتبال هم بود. همایون بهزادی در اولین ساعات بامداد ۲ بهمن ۱۳۹۴ پس از طی یک دوره طولانی بیماری ریوی و قلبی در تهران درگذشت.

فاروق فتاحی
«فاروق فتاحی» را همه در آبادان می‌شناسند چه با بازی‌هایش در عرصه فوتبال و چه با گزارش‌هایش ولی مردی که روزگاری تعصب فوتبالی را معنا می‌کرد.در سومین روز از یکی از سال‌های دهه ۱۳۱۰شمسی در «گران شاپوری» آبادان؛ محلی که بعد از آن برای فرخ (فاروق) تغییر کاربری داد، صدای نوزادی بلند شد که آمده بود تا آبادان همه جای زندگی‌اش باشد.بعدها با همان توپ پلاستیکی بزرگ شد و در زمین های نفتی آبادان رشد کرد و دروازه‌بان تیم‌های شاهین آبادان و شاهین تهران و همچنین مربی تیم رستاخیز خرمشهر در دوران دهه 50 شد. سال 47 و زمانی که شخصی به نام پویا؛ مسئول ورزش سیمای مرکز آبادان بود، فتاحی چند آیتم با موضوع آموزش فوتبال برای سیمای آبادان می‌‌سازد، همین اتفاق باعث می‌شود که در سال 48 فعالیت رسمی خود را به‌عنوان تهیه‌کننده در سیما آغاز کند. اما روایت فتاحی از نخستین گزارش فوتبالیش نیز شنیدنی‌ست وقتی که تعریف می‌کند: «بازی پاس تهران و نیروی اهواز در اهواز برگزار می‌شد که مدیر سیمای استان بدون آمادگی قبلی از من خواست که پشت میکروفن بروم. شروع کردم؛ بنام خدا، فاروق فتاحی هستم از آبادان.» این گوشه‌ای از زندگی معلم و مربی بازنشسته‌ای‌ست که با نزدیک به نیم‌قرن حضور در رسانه شاید قدیمی‌ترین حق‌الزحمه‌ای صداوسیمای کشور باشد. مردی که پیشنهاد ریاست تربیت‌بدنی وقت آبادان و مدیریت عاملی موسسه ورزشی صنعت نفت آن را در برهه‌های زمانی مختلف رد کرد؛ تا هیچ‌گاه از «کنار مردم بودن» دور نشود. این پیشکسوت عرصه رسانه و ورزش که گزارش‌های اجتماعی وی از مشکلات و کمبودهای شهرهای آبادان و خرمشهر با استقبال گسترده مخاطبان شبکه سیمای آبادان مواجه شده و او را به یک چهره محبوب رسانه‌ای مبدل ساخته بود از خردادماه امسال بر اثر سکته مغزی در تهران بستری شد و از آن زمان به حالت نیمه کما ادامه حیات دادو سرانجام در شامگاه 15 بهمن 94 به دیدار حق شتافت. آنچه نوشتیم و شما خواندید، تنها شمه ای از دوران پربار زندگی این اهالی ورزش بود البته بودند و هستند کسانی مانند مرحوم مرتضی محمودی، یکی از مردان اهنین ایران و یا مرحوم علی اکبر دارستانی، مربی نفت تهران که در سال 94 از بین ما رفتند و به دیار باقی شتافتند.روحشان شاد و یادشان گرامی.

گفت و گو با نامزدی که پوستر تبلیغاتی‌اش بیش از دیگر نامزدها دیده شد/ تعداد زیادی از آرا به نام پدرم نوشته شد

گفت و گو با نامزدی که پوستر تبلیغاتی‌اش بیش از دیگر نامزدها دیده شد
تعداد زیادی از آرا به نام پدرم نوشته شد

او فرزند غلامرضا عبدالوند است؛ نماینده مردم ازنا و دورود در مجلس‌های چهارم تا ششم که کرسی مهم رئیس کمیسیون آموزش را در مجلس ششم بر عهده داشته است .عبدالوند بزرگ، این دوره هم از زادگاهش ثبت‌نام کرده بود اما به دلیل آنچه در گذشته اتفاق افتاده، رد صلاحیت شد و مجددا مجال رسیدن به مجلس را نیافت تا مهدی به جایش وارد عرصه انتخابات شود. عکس انتخاباتی مهدی که در آن پدرش داشت به او توصیه می کرد، به سرعت همه‌جا پر شد و عکس‌های این دو سوژه شوخی و خنده شدند. مهدی که در انتخابات اخیر مجلس از حوزه دورود و ازنا بیشترین رای را آورده، نفر سوم شده، چون خیلی از آرایش به نام پدرش محاسبه و باطل شدند.
بالاخره عکست جهانی شد. فکر کنم بیشتر از خیلی‌های دیگر، در تمام کشور بازنشر شد.
طبق اطلاعی که از وزارت کشور دادند گفتند پوستر شما در فضای مجازی از محبوب‌ترین کاندیدای تهران هم بیشتر دیده شده است. آنها گفتند عکست دوبرابر عکس بالاترین رأی تهران رصد شده است. می‌گفتند چه عاملی باعث شد شما این عکس را انتخاب کردی که اینقدر جهانی شد و در بین مردم بازخورد داشت. خب این اتفاق از پیش تعیین نشده بود و ما برای آن برنامه‌ریزی نکرده بودیم. وقتی کاندیدای تهران شدم یک روز با پدرم در راه منزل بودیم که یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت بیا اینجا چندتا عکس از تو بگیریم. من هم در حال رفتن به پشت پرچم بودم که پدرم دستم را گرفت و شروع به نصیحتم کرد. پدرم انگشت اشاره‌‌اش را به سمت من گرفت و گفت مهدی تو باید به شهر خودت بروی و در آنجا خدمت کنی. همین‌طور که پدرم در حال نصیحت من بود دوستان ما-به قول خودشان- شکار لحظه‌ها کردند و چند تا عکس گرفتند. بعد رفتم و با پرچم عکس گرفتم. در نتیجه، همه این اتفاقات از پیش تعیین نشده بود و آنی اتفاق افتاد. وقتی قصد داشتم بنر تبلیغاتی‌ام را چاپ کنم گفتند باید این عکس را به‌عنوان عکس اصلی کمپینت انتخاب کنی؛ چون هم پدرت نصیحتت کرده است که باید به شهرت بروی و هم ایشان در این شهر ردصلاحیت شده‌اند.
پس یک آن تصمیم گرفتی که پدرت هم در تبلیغات انتخاباتی‌ات به این شکل حضور داشته باشند.
پدرم را رد صلاحیت کرده بودند، ولی اگر نظرسنجی‌های شهر ما را رصد کنید، پدرم بیش از 80 درصد آرای شهرمان را داشت. این نظرسنجی‌ها را حتی افراد مخالف پدرم هم منتشر کرده بودند و این را می‌دانستند.
خانواده‌ و پدرت این شوخی‌هایی که در فضای مجازی وجود داشت را می‌دیدند؟
بله. البته چون وقت را از ما گرفته بودند و رسما هیچ وقتی برای تبلیغات نداشتیم آن روزها اصلاً فرصت رصد فضای مجازی را نداشتیم. ما نزدیک به 400 روستا در آنجا داریم و باید به همه روستاها و شهرهای‌مان سرکشی می‌کردیم. اما از زبان دوستان می‌شنیدیم که این پوستر تبلیغاتی تقریباً سوژه جهانی شده است و خیلی از خبرگزاری‌های خارجی آن را به عنوان نصحیت پدر رد صلاحیت شده به پسرش منتشر کرده‌اند. البته پدر از این شوخی‌ها خیلی استقبال کرد و اصلاً ناراحت نشد.
شما خودت کی این عکس‌ها را دیدی؟
من خودم تازه بعد از انتخابات این عکس‌ها را دیدم. کانال‌های مختلف تلگرامی را دیدم که این عکس‌ها را درست کرده‌اند. چون در آن چهار پنج روز حتی وقت خوابیدن هم نداشتم. ما در آن فرصت کم حتی سخنرانی هم نکردیم. فقط توانستم به روستاها بروم و بگویم من مهدی عبدالوند هستم، این اتفاقات برای من افتاده و ما را دیر به صحنه انتخابات وارد کرده‌اند. الان آمده‌ام. روزی ده جلسه برای من می‌گذاشتند که فقط بتوانم به مردم بگویم عبدالوند آمد. در نتیجه تا بعد از انتخابات نتوانستم این شوخی‌ها را ببینم.
حالا جالب‌ترین شوخی‌ای که دیدی کدام شوخی بود؟
خیلی از آنها خوب بود. بالاخره حالت طنز داشتند و طنز‌های خیلی شیرینی هم بودند. ولی یک عکس را که در آخرین روزها دیدم تصویری بود که یک شمشیری به شکم من زده بود و نوشته بود که باعث ننگ فامیلم شدی. خون من هم روی پرچم ایران ریخته بود. شوخی با آقای قاضی‌پور را هم دیدم که در یک روز 300 هزار بیننده داشت.
فکر می‌کردی یک روز چنین اتفاقی برایت بیافتد؟ بالاخره فکر کنم الان هرجا بروی به‌خاطر این پوستر تو را می‌شناسند.
اتفاقاً من امروز برای انجام کاری به شهرداری رفتم. از قبل به بچه‌ها خبر داده بودم که می‌آیم. وقتی وارد ساختمان شدم همه بچه‌ها انگشت‌شان را مثل عکس به سمت من گرفته بودند. کلی با هم خندیدیم. دو سه جای دیگر هم که رفته بودم همه با همین حالت دست، من را نشان می‌دادند و شوخی می‌کردند. روز رأی‌گیری هم در شهرمان، کسانی که می‌خواستند به من رأی بدهند، این حالت دست تبدیل به نمادشان شده بود و هرکس سر صندوق رأی می‌خواست بگوید به عبدالوند رأی می‌دهیم دستش را به این‌ شکل نشان می‌داد.
چه شد که از شهرستان ازنا و دورود نامزد انتخاباتی شدی؟ سن کمی هم به نسبت دیگر نامزدها داشتی و دو سال از کف سنی مجاز بالاتر بودی.
بالاخره با این تغییر نسلی که در کشور به‌وجود آمده برادر کوچک‌تر من و فرزند من برای شعارهایی که در انقلاب وجود داشته است نیاز به تحلیل دارند و بدون تحلیل زیر بار آن نمی‌روند. پس منی که هم‌نسل آنها و با زبان آنها آشنا هستم باید اینها را برای‌شان تحلیل کنم و این نسل را با شعائر کشور همراه کنم. از طرف دیگر وقتی مردم حجم رد صلاحیت‌ها را می‌بینند و متوجه می‌شوند که افراد زیادی به عناوین مختلف مانند عدم التزام به اسلام و دیگر دلایل رد صلاحیت می‌شوند، برای اینکه نشان دهند خیلی هوشمندانه عمل می‌کنند می‌‌آیند و به افراد جوانی که هم‌فکرشان هستند رأی می‌دهند؛ با اینکه ممکن است هیچ رزومه خاصی هم نداشته باشند. ولی مردم می‌‌آیند تا ثابت کنند دیگران نمی‌توانند برای آنها تصمیم بگیرند.
حالا چه شد که تصمیم گرفتی وارد صحنه انتخابات شوی؟
من در شهر تهران مدیر دفتر خدمات شهری هستم. نزدیک به 200 تا 300 هزار مدرک صادر کرده‌ام و به مردم داده‌ام. در طول این مدت نزدیک به چهارصد پانصدهزار نفر به دفتر ما رفت‌وآمد داشته‌اند. من افتخار می‌کنم که هیچ وقت مدیریتی با آنها وارد بحث نشده‌ام. من همیشه به عنوان اولین نفر پشت پیشخوان با ارباب رجوع روبه‌رو می‌شوم. یعنی ارباب رجوع که وارد دفتر می‌شوند اول از همه من را می‌بینند. این هم به‌خاطر حساسیت کار من است. اگر کسی مشاوره بدی به ارباب رجوع بدهد آن ‌فرد گرفتار می‌شود. به همین علت سعی می‌کنم اولین فردی باشم که با مردم روبه‌رو می‌شوم تا بتوانم زودتر کارهای‌شان را انجام دهم و مردم در سیکل بروکراسی نیافتند. این دوستان به علت خدمات صادقانه‌ای که برای‌شان انجام داده بودم به من پیشنهاد دادند که بیایید و کاندیدای مجلس شوید؛ شما خانواده سیاسی‌ای هستید و پدرتان هم سیاسی بوده، خودتان هم رزومه مناسبی دارید. من گفتم درست است که در منطقه‌های 13 و 14 و 15 مردم من را می‌شناسند و کلی پایان کار در این مناطق صادر کرده‌ام ولی اگر رأی این مناطق را هم جمع کنم‌، تا در لیست نباشم رأی نخواهم آورد. آنها هم گفتند ما رایزنی و حمایت می‌کنیم تا شما را به لیست ببریم.
نظر پدر در این باره چه بود؟
پدر با نامزدی من در انتخابات مخالفت کرد. ایشان می‌گفت اگر هدفت کمک به مردم است در جایی که الان هستی بیشتر می‌توانی به مردم کمک کنی و فعلاً صلاح نمی‌دانم وارد کارهای سیاسی شوی. به هر حال چون پدرم هم ضربه زیادی از کارهای سیاسی خورده بود دوست نداشت من وارد عرصه سیاسی شوم.
چه کسی از پدر دعوت کرد که به صحنه انتخابات بیایند؟
پدر من معلم و آموزش و پرورشی بود. دانش‌آموزان وقتی دانشجو شدند و وارد کارهای سیاسی شدند به سراغ پدرم آمدند. شناسنامه ایشان را گرفتند و گفتند شما باید وارد صحنه انتخابات و نماینده ازنا و دورود شوی. ایشان هم در مرحله اول رأی نیاورد ولی در مرحله دوم وارد مجلس شد. ایشان از نیمه‌های مجلس چهارم وارد خانه ملت شد و تا مجلس ششم نماینده مردم ازنا و دورود بود. بعد از آن هم با رد صلاحیت توانستند این دست خدمت‌گذاری ایشان به مردم را کوتاه کنند. در هر انتخابات، ایشان با بیشترین آرا به مجلس می‌رفت تا اینکه با رد صلاحیت جلوی خواست مردم گرفته شد.
از کاندیداتوری‌ات از تهران می‌گفتی.
بله. این دوستان رایزنی کردند و ما دیدار‌های مختلفی با آقایان عارف، موسوی تبریزی و مرعشی داشتیم. اینها می‌گفتند که ما ائتلاف داریم و در این ائتلاف 41 حزب وجود دارند. از بین آنها باید جمع‌بندی کنیم و 30 اسم بدهیم. حالا این احزاب اگر هر کدام‌شان یک نفر را هم معرفی کنند، ما یازده نفر اضافه هم داریم. در نتیجه شما باید صبر کنید. تا اینکه حجم گسترده رد صلاحیت‌ها در تهران اتفاق افتاد. بعد از آن آنها خودشان با من تماس گرفتند و گفتند بیایم. گفتند رزومه شما بررسی شده است و شما به‌عنوان جوان‌ترین کاندیدای لیست اصلاح‌طلبان هستید. در آن روزهای اول که هنوز جواب عدم احراز صلاحیت‌ها نیامده بود من جوان‌ترین نامزد لیست اصلاح‌طلبان بودم. شورای ائتلاف اصلاح‌طلبان هم تصمیم داشت حتماً 30 درصد لیست از جوانان باشند. آنها گفتند با توجه به رزومه‌ام می‌توانم در لیست قرار بگیرم و می‌توانم به عنوان کاندیدا در صدر این لیست حضور داشته باشم. خلاصه گفتند شما به طور قطع در لیست حضور خواهی داشت. دفاتر خدمات شهرداری، پیشخوان دولت و پلیس به‌علاوه ده به من نامه زدند و گفتند از من حمایت می‌کنند. این اتفاقات افتاد که من برای نامزدی در تهران مصمم شدم. همزمان با من پدرم هم از حوزه دورود و ازنا کاندیدا شد، ولی پدر هم رد صلاحیت شد. بعد از تأیید صلاحیت، ستادهایم را فعال کردم. وقتی در شهرستان فهمیدند که من تأیید صلاحیت شده‌ام، هر روز مردم تماس می‌گرفتند که اینجا عده زیادی را رد صلاحیت کرده‌اند و تو باید از شهر خودمان کاندیدا شوی.
نظر پدرت درباره اینکه از کدام حوزه نامزد شوی چه بود؟
پدرم می‌گفت حالا که وارد عرصه شده‌ای به نظر من باید به مردم دورود و ازنا خدمت کنی و کاری برای مردم آن منطقه انجام دهی که به سمت تهران نیایند و در شهرشان کارشان را انجام دهند. وقتی شهر خودت کاندیدا ندارد صلاح نیست که از تهران در انتخابات شرکت کنی. من هم به اصرار پدر و به‌رغم اینکه خیلی مخالف بودم قبول کردم. بالاخره یک‌سری مشکلات و دغدغه‌های خاصی آنجا بود؛ می‌گفتند فلانی تا الان خودش کاندیدا بوده و حالا می‌خواهد پسر جوانش را به مجلس بفرستد. خودم هم خیلی تمایل نداشتم و می‌خواستم در همان تهران کارم را انجام بدهم. در تهران بسیاری از هنرمندان از من حمایت کرده بودند. آنها در حال تهیه تیزر انتخاباتی من بودند. آقای سام درخشانی، خانم نیکی کریمی و آقای ابراهیم میرزاپور دروازه‌بان تیم ملی، هم جزو افرادی بودند که از من حمایت کردند. اکثراً در کمپین انتخاباتی من در لرستان هم حضور داشتند.
چه شد که تصمیم آخرت این شد؟
افرادی از بزرگان شهر آمدند و با من صحبت کردند. آنها گفتند باید به شهر ما بیایی و به مردم اینجا ادای دین کنی. من هم روز 21 بهمن به فرمانداری تهران رفتم و پرونده‌ام را منتقل کردم. طی همین نقل و انتقالات هم حوادث بدی برایم اتفاق افتاد. وقتی قانون را مطالعه کردم نوشته بود تا دو هفته قبل از انتخابات می‌توانیم حوزه‌های‌مان را عوض کنیم. من هم قبل از موعد قانونی کارهای انتقالم را انجام دادم. طبق قانون، 24 ساعت بعد، هیأت اجرایی و 48 ساعت بعد، هیأت نظارت صلاحیت را بررسی کردند و کار انتقال من را انجام دادند. طبق قانون دو مورد باید بررسی شود. یکی اینکه در آن شهر عدم شهرت به فساد داشته باشی و دوم اینکه کار دولتی در آن شهر نداشته باشی. بعد طبق قانون نمی‌شود گفت که با انتقالت موافقت نشده است. باید یا من را ردصلاحیت می‌کردند یا تایید. هیأت اجرایی که از آنها بابت قانون مداری‌شان تشکر می‌کنم، بلافاصله پس از ابلاغ به لرستان، در موعد قانونی من را تأیید کردند. ولی متأسفانه شورای محترم نگهبان پرونده ما را آنقدر کش داد که ما به تبلیغات انتخابات نرسیدیم. سرانجام پس از کلی بلاتکلیفی و دو روز پس از شروع تبلیغات گفتند شما تأیید شده‌اید. داستان هم از این قرار بود که من و آقای یحیوی، کاندیدای بروجرد تنها کسانی بودیم که از لرستان حوزه‌های‌مان را جابه‌جا کرده بودیم؛ ولی ایشان که اصولگرا بودند روز اول کارشان تمام ‌شد اما من که اصلاح‌طلب بودم تکلیف پرونده‌ام مشخص نشده بود. به همین دلیل، یک جلسه با مقام عالی وزیر کشور برگزار شد و بحث شد که چطور آقای یحیوی اصولگرا به سرعت تأیید می‌شود ولی عبدالوندِ اصلاح‌طلب تأیید نمی‌شود. اگر با او موافقت شده است باید با عبدالوند هم موافقت شود. آنها هم ناچار به پذیرش شدند. در نتیجه آقای یحیوی به داد ما رسید. وقتی همه داشتند تبلیغات می‌کردند، هنوز تکلیف من مشخص نبود که کاندیدای کدام شهر محسوب می‌شوم و کجا باید تبلیغات کنم. به تهران می‌آمدم می‌گفتند پرونده‌ات به دورود و ازنا منتقل شده است. به لرستان می‌رفتم می‌گفتند اینجا رد صلاحیت شده‌ای و طبق قانون باید به تهران بروی. بین زمین و هوا بودم و دو روز بعد از موعد قانونی تبلیغات بالاخره در لرستان من را تأیید کردند. ما هم به شهرمان رفتیم. باید تازه از صفر شروع می‌کردیم. همه تبلیغات را شروع کرده بودند و ما تازه دنبال یک مغازه برای ستاد بودیم. سرانجام هم یک مغازه ده متری‌ پیدا کردیم و همان‌جا را به‌عنوان ستادمان انتخاب کردیم. با هزار بدبختی و مشقت هم یک داربست تهیه کردیم و عکس‌مان را به آن زدیم.
خب این نوشتن نام پدرت در برگ رأی حرکت اعتراضی بوده یا واقعا اشتباه کرده‌اند؟
نه واقعاً نمی‌دانستند. چون آنها شنیده بودند یک عبدالوندی آمده ولی نمی‌دانستند که من مهدی عبدالوند هستم و در ذهنشان نام پدرم بود که همان را هم نوشتند. بالاخره مردم با استقبالی که از من کردندیک مدال خدمت گذاری غیر رسمی را به من دادند ولی خب با توجه به مشکلاتی که در نحوه اطلاع‌رسانی داشتیم قسمت نبود که قانونا هم بتوانم آنها را در مجلس نمایندگی کنم.
آمار مشارکت در ازنا و دورود چگونه بود؟
در این دوره مشارکت 65 درصدی داشتیم ولی در دوره قبل شاهد کمترین میزان مشارکت در انتخابات بودیم که یکی از اصلی‌ترین دلایلش ردصلاحیت پدرم در بود. اگر من به صحنه انتخابات نمی‌رفتم مشارکت مردم ازنا هم پایین می‌آمد.
پس با این شرایط تو می‌توانستی تهران بمانی و الان بی‌دردسر مثل باقی اعضای لیست با رأی بالا در مجلس بودی.
بله؛ اگر تهران بودم رأی می‌آوردم. پدرم هم شاید اگر از تهران کاندیدا می‌شد ردصلاحیت نمی‌شد. ولی برایش مهم بود که به مردم ازنا و دورود خدمت کند. او زمانی که نماینده مجلس بود سه چهار طرح ملی در آنجا افتتاح کرد و پس از اینکه رد صلاحیت شد و به مجلس راه پیدا نکرد همه آن طرح‌ها از 12 سال پیش مسکوت ماند. خیلی دوست داشت به خاطر این حجم زیاد بیکاری خدمتی انجام دهد. الان متأسفانه بسیاری از جوانان از ازنا به تهران مهاجرت کرده‌اند. یک روند رکود جمعیتی در این شهر مشهود است و شهرستان در حال خالی شدن است. پدرم به‌خاطر این تعهد می‌خواست این پروژه‌ها را تمام کند. یکی از آن پروژه‌ها ذوب‌آهن فولاد ازنا بود که دو هزار نفر را مشغول به کار می‌کرد.
حالا تو در عرصه انتخابات و سیاست می‌مانی یا اینکه پشیمان شده‌ای؟
من دوست دارم به مردم خدمت کنم حالا در جایگاه مجلس باشد، یا شورا یا جایگاه فعلی‌ام در تهران. هرجا که احساس کنم تأثیر دارم و می‌توانم به مردم خدمت کنم تمایل دارم در آنجا حضور داشته باشم.
خب شاید ایرادی که بشود گرفت این است که تا حالا کار مدیریتی انجام نداده‌ای و به همین علت شاید بعضی‌ها در مورد انتخاب تو دو دل باشند.
من در شرکت‌های سایپا، پتروشیمی، وزارت کار و چند جای دیگر جوان‌ترین مدیر مجموعه بوده‌ام. از سن 21 سالگی، هم کار کرده‌ام و هم درس خوانده‌ام. هرجا به‌عنوان کارمند وارد سیستم شدم، با عنوان مدیر از آنجا خارج شدم و بعد از آن هم یک فرصت بهتر نصیبم شد. من به‌عنوان جوان‌ترین مدیر شهرداری توانستم بالاترین پایان کار را داشته باشم.
برویم به روز رأی‌گیری؛ خیلی‌ها در این شهر به نام عبدالوند رأی می‌دادند و پیش از این، این نام در آن منطقه با پدرتان شناخته شده بود. همین قضیه برایت مشکلاتی را ایجاد کرد.
بله. ما سه شهر و دو شهرستان و 400 روستا در آنجا داریم که در این فصل خیلی از آنها صعب‌العبور است. ما در سه روز توانستیم تنها به 50 روستا برویم. اطلاع‌رسانی کردیم که به همه بگویید پسر عبدالوند آمده است. خب در شهر هم همه راه افتادند و گفتند عبدالوند آمده و وارد انتخابات شده است. منتها در آن زمان کم نمی‌شد اطلاع‌رسانی زیادی کرد. ما خبر تأیید صلاحیت را که شنیدیم سریع به سمت شهرمان حرکت کردیم و به ده یازده نفر از دوستانم اطلاع دادیم که در خانه عمویم جمع شوند تا در رابطه با راه‌اندازی ستاد صحبت کنیم. وقتی به شهرمان رسیدیم ناگهان متوجه شدیم که پنج شش‌هزار نفر به استقبال ما آمده‌اند و شهر تقریباً تعطیل شده بود. من آن صحنه را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. آن صحنه برایم از صندلی مجلس باارزش‌تر و مقدس‌تر است که بعد از دوازده سال ردصلاحیت پدرم، عملکرد ما در آن شهر جوری بوده که مردم گفتند در عرض سه چهار ساعت این جمعیت در شهر ازنا جمع شد تا حضور ما در انتخابات را جشن بگیرند. ولی باز هم ما نتوانسته بودیم با دقت اطلاع‌رسانی کنیم. نتیجه انتخابات در شهر ما همیشه ساعت 12 همان شب تقریباً مشخص است و اعلام می‌شود. دویست سیصد صندوق است که از طریق همان‌ها همه چیز مشخص می‌شود. ساعت 12 شب تقریباً 80 درصد نامزدها به من تبریک گفتند که تو با اختلاف زیادی نماینده شده‌ای. دوستان ما در ازنا همان موقع جشن گرفتند. وقتی آمار را اعلام کردند مشخص شد که تعداد زیادی از آرا با نام کوچک پدرم حاج غلامرضا یا با عنوان حاجی عبدالوند نوشته شده است. در نتیجه تعداد زیادی از آرای من در این انتخابات باطله محسوب شد.
چه مقدار رأی داشتی و فکر می‌کنی چه تعداد از آنها باطله محسوب شد؟
14 هزار رأیم خوانده شد و حوزه ما هشت هزار آرای باطله داشت. در صورتی که معمولاً در آن شهر آرای باطله چندانی وجود ندارد و مردم چون قومی قبیله‌ای رأی می‌دهند کسی رأیش را خراب نمی‌کند. خود مسوولان محترم هم اعلام کردند که عموما رأی‌های باطله یک‌جور‌هایی به عبدالوند مربوط می‌شود. تعداد زیادی از آرا با نام کوچک پدرم حاج غلامرضا یا با عنوان حاجی عبدالوند نوشته شده است. در نتیجه تعداد زیادی از آرای من در این انتخابات باطله محسوب شد./تماشاگران امروز

ناظم الاسلام کرمانی و تاریخ بیداری ایرانیان

ناظم الاسلام کرمانی
و تاریخ بیداری ایرانیان

قسمت اول
محمد فرزند علی محمد شریف کرمانی که بعدها به ناظم الاسلام ملقب گردید در سال 1242 هجری شمسی برابر با 1280 هجری قمری و 1864 میلادی در کرمان پا به عرصه وجود گذاشت. از هفت سالگی به مکتب رفت و آموختن علوم زمان خویش را آغاز کرد. ابتدا نوشتن فارسی و مقدمات عربی را آموخت. پس از آن در دانش های روزگار خود آنچنان مستعد پیش رفت که در پانزده سالگی به تدریس مقدمات و ادبیات پرداخت و همواره تا پایان عمر، آموزگاری یکی از افتخاراتش بود. محمد در زمانی به دنیا آمد که ایران یکی از دوره های پر تلاطم و بی ثباتی تاریخ خود را تجربه می کرد. بنادر جنوبی ایران در محاصره بریتانیا بود. حق حاکمیـت دولت ایـران بر افغانستان طی معاهده پارِیس از ایران سلب شد و سرتا سر ایران را جوی از ناامنی، تلاطم و آشوب تهدید می کرد در نوجوانی شاگردی میرزا عبدالحسین خان بردسیری معروف به میرزا آقا خان کرمانی یکی از بیدارگران ایرانی و میرزا آقاخان شیخ احمد روحی و میرزا حسن خان خبیرالملک – نصیبش شد و در محضر وی علوم عقلیه و نقلیه و همچنین منطق و اشارات را تلمذ نمود.
محمد در حالیکه به ادبیات عرب و فارسی تسلط یافته بود، به کفایت به زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز احاطه پیدا نمود و در علوم ریاضی و تجربی و همچنین حکمت الهی دستی وافر و توانا یافته بود. در اوان بیست سالگی ضمن بهره گیری از محضر مرحوم حاج شیخ ابوجعفر مجتهد فرزند مرحوم حاج آقا احمد احمد ی کرمانی، به دیگر طلاب، درسهای استاد را آموزش می داد. در آن دوران محصلین روشنفکر حکمت و علم معقول اغلب به طلابی که فقه، اصول و منقول را تحصیل می کردند به چشم تمسخر و تحقیر می نگریستند. طلاب خوش ذوق و عاشق مباحث مربوط به ادبیات و از جمله محمد برای رهایی از زخم زبانهای روشنفکران زمانه مدتی را صرف آموختن علم معقول می نمودند. از اینرو ناظم الاسلام مدتی را در اصفهان در محضر اساتید علوم معقول حاضر شد.
در سال 1309 قمری با دلی پرشور و سری پر از اندیشه های آزادی خواهانه راهی تهران می شود. در تهران شاگرد حاج میرزا حسن خان آشتیانی می شود و درست میانه معرکه و جنبش تنباکو از راه می رسد. از آن پس به حوزه درس روحانی آزاده و روشنفکری به نام حاج شیخ هادی نجم آبادی پای می نهد که خود یکی از نخستین بیدارگران راه آزادی و مشروطه بوده است.
برای خواندن فلسفه، در تهران نزد دو مدرس معتبر فلسفه آن روزگار یعنی «میرزای جلوه » و «سید شهاب الدین شیرازی » می رود و چون به حوزه درسی مرحوم « حاج میرزا حسن آشتیانی » علاقه ای وافر داشت، راه سامرا و عتبات عالیه را در پیش گرفت و از محضر آن بزرگوار و « میرزا محمد حسین شهرستانی » و میرزا حسن شیرازی، بهره ها برد. ناظم الاسلام چون از دست مبارک میرزای شیرازی و میرزای آشتیانی و سایر بزرگواران دین و علم ایران، رخصت اجتهاد یافت، بعد از بازگشت به تهران در حوزه های مختلف به آموزش و تدریس دروس سطح، شرح لمعه، عربی، صرف و نحو و ادبیات و ریاضیات پرداخت واقعه مهم این دوره از زندگی ناظم الاسلام، ورود او به حوزه درس آیت اله سید محمد طباطبایی سرشناس ترین روحانی مشروطه خواه که بعدها رهبری جنبش مشروطه را نیز برعهده گرفت، بوده است و از این هنگام است که محمد کرمانی با شور و شوق فراوان وارد فعالیت های مهم اجتماعی و سیاسی می شود.
وی در مدرسه حاج رجبعلی واقع در محله سنگلج حوزه درسی تشکیل داده بود و هر روز در آنجا ( امروزه این مکان در حوالی پارک شهر تهران به سید حاج رجبعلی معروف است ) به شاگردان و طلاب، درسهای ادبیات فارسی و عربی می آموخت و خود از جلسات درسی مرحوم سید محمد طباطبایی بهره مند می شد.
در آغاز کار مستبدین با مدارس نوین دشمنی می کردند و مدرسه را کارخانه بی دین سازی مردم معرفی می کردند و از سوی دیگر مشروطه خواهان نیز براین باور بودند که برای بنیاد نهادن مشروطه و آزادی، نیاز به مردمانی باسواد دارند و مدرسه را کارخانه آدم سازی می پنداشتند. برای جلوگیری از مخالفت مستبدین با مدرسه، آیت اله طباطبایی دلیری نمود و پا پیش نهاد ومدرسه ای به نام « اسلام » در محله سنگلج پایه ریزی نمود. مدیریت این مدرسه با فرزند آزادیخواه آیت اله سید محمد صادق طباطبایی که بعدها به ریاست مجلس هم رسید بود و محمد کرمانی که دراین زمان جزو محارم آیت اله طباطبایی به شمار می رفت نیز ناظم این مدرسه شد و به همین سبب لقب وی ناظم الاسلام یعنی ناظم مدرسه اسلام شد.
ناظم الاسلام کرمانی هرگز از مطالعه روی گردان نبود.با آن که بیشتر وقت او به تعلیم وتربیت جوانان می گذشت، به کار تصنیف و تدوین کتاب نیز می پرداخت. از آنجا که هنوز مدارس نوین ایران، دارای کتاب درسی نبودند و ناظم الاسلام هم در کار استادی زبردست شده بود. به نوشتن کتاب هایی مانند « شمس التصاریف » و شمس الفات دست که نا سال های دراز کتاب درسی همه مدارس ایران بود. پس از راه اندازی مدرسه، از فاز فرهنگی مبارزه وارد فاز سیاسی شد و بنا به پیشنهاد آیت اله طباطبایی دست به کار سازماندهی « انجمن مخفی » شد. این رویداد تاریخی را خود چنین می نگارد. « شب سه شنبه دوم ماه ذی الحجه الحرام سال هزار وسیصد وبیست ودو هجری هفتم فوریه ماه فرانسه سال 1905 میلادی، نگارنده این تاریخ میرزا محمد ناظم الاسلام کرمانی وارد شد بر جناب آقا میرزا سید محمد طباطبایی در حالتی که تنها نشسته و کتابی در پیش گذارده….. جناب حجت الاسلام فرمودند : تا دولت ایران مشروطه و دارای قوانین اساسی نگردد و این استبداد برداشته نشود، هرگز متوقع اصلاح و منتظر انتظام نباید بود.
نگارنده عرض کرد ک کی و چه وقت دولت ایران مشروطه خواهد شد ؟ فرمود وقتی که افراد ملت عالم و از خواب گران غفلت بیدار و معنی علیت و قومیت را بدانند… و یا عده عالم بر جاهل غلبه کند و یا لااقل عالم و جاهل در عدد مساوی باشند… باید در انعقاد مجالس و انجمن ها اقدام کنید و در خفیه و آشکار با اشخاص عالم و متمدن بنشینید و در امر وطن عزیز و اصلاح خرابی ها سخن رانید… »، « فرمایشات آن بزرگوار که از روی غیرتمندی و وطن خواهی بود، در من اثری تمام نمود فردای آن شب رقعه جات دعوت برای بعضی دوستان و آشنایان فرستادم، دو روز دیگر انجمن مخفی تشکیل یافت.»
این انجمن مخفی ضمن اینکه کانون آزادی خواهان بود، الگوی راه اندازی انجمن های دیگری نیز شد. ناظم الاسلام که دلباخته آزادی است برای راه اندازی انجمن از جان مایه می گذارد و همه زندگی اش را در راه مبارزه صادقانه پیشکش می کند. در آن روزگار با همه آزادی خواهان دوست وهمرزم می شود و با کوشش های بی ادعای خود، جایگاه ویژه ای در میان روشنفکران پیدا می کند. آتش اشتیاقش به آزادی هر روز شعله ورتر می شود. مدرسه و انجمن مخفی را بنیاد نهاده و اکنون در پی آن است که « رکن چهارم دموکراسی » یعنی مطبوعات را نیز در راستای اهداف آزادیخواهانه توسعه دهد. او که قبل از این در سال 1320 هجری قمری انتشار جریده ای بنام « نوروز »را در قطع وزیری و چاپ سنگی در کوله بار تجربه خود داشت، اینبار ( صفر 1325 )، روزنامه « کوکب دری » را به دست چاپ می سپارد و براین باور است که می توان مردم خفته ایران را با مدرسه و انجمن و روزنامه بیدار کرد. روزنامه کوکب دری با قطعی بزرگتر از « نوروز » دربین دوستان و روشنفکران و آزادیخواهان جای خود را باز کرد. هم میهنان ناظم الاسلام به ظاهر استقبال خوبی از مشروطه و آزادی به عمل آورده بودند. انجمن هابر پا کرده بودند، روزنامه می خواندند، همه چیز به خوبی پیش می رفت. مظفرالدین شاه، فرمان مشروطیت را صادر کرد و پس از مرگ وی، ولیعهدش محمد علی شاه نیز مجلس ( سه شنبه 16 ذی العقده 1324 ) برای او بهترین و شیرین ترین روز زندگی اش بود، همان گونه که در یادداشت های همین روز می نویسد : «… نگارنده را از شدت مسرت و فرح گریه دست داد، چه چنین روزی را مگر در خواب می دیدیم که به این زودی و این آسانی و این ارزانی مملکت و وطن، صاحب قانون اساسی و ملت زیر سایه دولت زندگانی نماید.»

زاهدی در پاسخ به سوال پیام ما پیرامون اختلاف با دیگر نماینده کرمان و راور: سکوت می‌کنم اگرچه حرف‌های زیادی برای گفتن وجود دارد

زاهدی در پاسخ به سوال پیام ما پیرامون اختلاف با دیگر نماینده کرمان و راور:
سکوت می‌کنم اگرچه حرف‌های زیادی برای گفتن وجود دارد

صبح شنبه گذشته، محمد مهدی زاهدی، نماینده فعلی مجلس نهم و منتخب ملت برای مجلس دهم نشستی خبری برگزار کرد. اگرچه زاهدی در این نشست قصد داشت عملکرد یک سال گذشته اش را تشریح کند، اما سوالات خبرنگاران جهت صحبت های او را به سمت انتخابات و مجلس دهم کشاند.
سکوت مصلحتی
نمی خواست درباره حاشیه های انتخاباتی صحبت کند. در صحبت های خود به جز مشارکت بالای 60 درصدی مردم، اشاره ای به انتخابات مجلس دهم نکرد و گفت که نمی خواهم با صحبت در مورد حاشیه ها، شیرینی انتخابات اخیر را به کام مردم تلخ کنم. انتخاباتی که او برخلاف دوره نهم، این بار در حوزه کرمان و راور اول نشد. حالا هم برخی رسانه ها که هوادار پورابراهیمی بودند، از عملکرد زاهدی در انتخابات اخیر انتقاد می کنند و به طور غیرمستقیم وی را به تلاش برای رای نیاوردن پورابراهیمی متهم می کنند. هم در رسانه های مکتوب و هم در فضای مجازی. یکی از هفته نامه های کرمانی هفته گذشته انتقادات تندی را از زاهدی کرد و این مطالب عینا در یکی از کانال های خبری هوادار پورابراهیمی در تلگرام منتشر شد. انتقادات هواداران پورابراهیمی از زاهدی نشان دهنده این است که اختلاف این دو نماینده نه تنها پس از ائتلاف در انتخابات اخیر، کم تر نشده بلکه بیشتر هم شده است. همین موضوع یکی از سوالات «پیام ما» از محمد مهدی زاهدی بود. از او پرسیدیم که اگرچه گفتید نمی خواهید شیرینی انتخابات را به کام مردم تلخ کنید، اما این موضوع در کنار ائتلافی که در اوج اختلاف انجام شد، در ذهن خبرنگاران سوال ایجاد کرده است. زاهدی در پاسخ گفت: من همیشه گفته ام وارد این بحث ها نمی شوم چرا که حاشیه سازی را به مصلحت نمی دانم. وی ادامه داد: اما اگر بخواهم میان خود و خدای خودم حرف بزنم، حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد اما در این زمان سکوت می کنم و این سکوت را به مصلحت مردم می دانم چرا که به صلاح نیست خاطر مردم کرمان و راور را پس از این انتخابات باشکوه، آزرده کنیم.
برای ریاست فراکسیون اصولگرایان با من صحبت هایی شده است
دومین سوال ما از زاهدی به ترکیب مجلس دهم برمی گشت. ترکیبی که با مجلس نهم کاملا متفاوت است و چهره های شاخص اصولگرا که عمدتا در لیست تهران این جناح قرار داشتند، از راه یابی به مجلس دهم بازماندند. همین امر باعث شده تا زمزمه هایی مبنی بر احتمال رییس شدن زاهدی در فراکسیون اصولگرایان به گوش برسد. از او پرسیدیم که برای ریاست فراکسیون اصولگرایان، کاندیدا می شوید؟ زاهدی پاسخ داد: ابتدا باید بگویم که با توجه به اینکه تاکنون 104 اصولگرا، 97 اصلاح طلب و 20 مستقل وارد مجلس دهم شده اند و برای دور دوم هم در 10 حوزه اصولگرایان، در 9 حوزه اصلاح طلبان و در 50 حوزه این دو جناح با هم رقابت می کنند و این دور اکثریت مجلس را مشخص می کند، اصولگرایان در مجلس فراکسیون قدرت مندی خواهند داشت. وی افزود: برای ریاست فراکسیون اصولگرایان هم با من صحبت هایی شده که نمی توان آن ها را رسانه ای کرد.
وقتی وزیر علوم بودم، دانشگاه ها
را از سیاسی بازی خارج کردم
زاهدی در این نشست خبری درباره دیگر مسائل هم صحبت کرد که اهم صحبت های وی را در ادامه می توانید بخوانید:
در دوران تصدی بنده در وزارت علوم سعی کردیم دانشگاه را از سیاسی بازی خارج کرده و در ریلی قرار بدهیم که هدف اصلی، توسعه علمی و فناوری کشور باشد، ضمن اینکه دانشگاه همواره با سیاست همراه باشد.
بالاترین رشد علمی کشور در سال 2007 رخ داد که رشد 11 برابری متوسط جهان را داشتیم و امیدواریم دوباره تکرار شود، اگر چه کار بسیار سختی است و همت و تسهیلات زیادی لازم دارد.
اقتصاد مقاومتی و جهش علمی سال ها مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده و مجلس شورای اسلامی طی چهار سال گذشته در این راستا فعالیت خوبی داشته و در کمیسیون آموزش برنامه های سنگینی در این راستا داشته و توفیقات خوبی کسب کرده ایم و در صورتیکه عملیاتی شود، می تواند هم به اقتصاد مقاومتی از منظر اقتصاد دانش بنیان پاسخ داده و هم جهش علمی را دنبال کند.
از دلایل عمده تعطیلی برخی معادن استان کرمان، عدم سازگاری درآمد با فروش آنها بود به دلیل اینکه روش‌های سنتی و 60 سال قبل اجرا می‌شد که ضرر را به همراه داشت.
پنج ماه قبل سند مهندسی فرهنگی کشور
را تصویب کردیم
شورای عالی انقلاب فرهنگی پنج ماه قبل سند مهندسی فرهنگی کشور را تصویب کرد و امیدواریم با اجرایی شدن این سند در موضوع مصون‌سازی فرهنگی بتوانیم اقدام جدی داشته باشیم.
نگاه ما به مسائل فرهنگی و مصون‌سازی فرهنگی نباید نگاه دولتی باشد، تمام نهاد‌ها و ارگان‌های دولتی و غیردولتی و تشکل‌های مردم نهاد باید در مصون‌سازی فرهنگی پای کار بیایند و سند مهندسی فرهنگی جای خوبی برای این حضور است.
اجرای برخی پروژه ها در تاریخ 100 سال اخیر کرمان بی سابقه اند
در این دوره از نظر اقداماتی که برای توسعه استان کرمان می‌شد کار کرد، گام‌های بزرگی با کمک مسئولان کشوری و استانی برداشتند.
پروژه‌های عظیمی طی چهار سال گذشته شکل گرفت و عملیات اجرایی برخی از آنها آغاز شده که طی تاریخ 100 ساله اخیر بی‌نظیر بوده و امیدواریم مجمع نمایندگان بتواند این روند را در آینده داشته باشد.
پروژه‌های فولاد کرمان، بردسیر، سیرجان و زرند، پروژه‌های انتقال آب به کرمان، اتمام پروژه‌ سند نسا در بم و کلنگ‌زنی پایانه بین‌المللی با کمک ماهان‌ایر را از جمله اقدامات صورت گرفته هستند.
سازمان انرژی اتمی روی برخی معادن استان در حوزه های شمالی و شرقی دست گذاشته بود و اجازه بهره برداری را نمی داد که در مذاکره با رییس سازمان، طی یک تفاهم نامه بین انرژی اتمی و وزارت صنعت و معدن، اجازه بهره برداری از این معادن صادر شد و دو معدن در راور در این زمینه آغاز به کار کرده است.
رزمایش اقتدار ولایت توسط سپاه پاسداران با نشان دادن بخش هایی از توان جمهوری اسلامی، ضمن خوشحال کردن دوستان انقلاب در تمام دنیا، ضرب شصتی به دشمنان این انقلاب و نظام نشان داد.
سردار حاج قاسم سلیمانی با اقتدار در منطقه حاضر شده و به جای اینکه دشمنان در مرزها با جمهوری اسلامی مواجه شوند، ایشان توانست هزاران کیلومتر خارج از مرزها آنها را درگیر کند و باید از قدرت او و رهنمودهای رهبری که اینگونه امنیت داخل کشور را تامین می کند، تشکر کنیم.

کیا ریو سدان 2016 محبوب تر و برتر از هیوندای اکسنت و تویوتا یاریس در دنیا

کیا ریو سدان 2016 محبوب تر و برتر
از هیوندای اکسنت و تویوتا یاریس در دنیا

نسل جدید کیا ریو که از مدتی قبل زمزمه‌های حضور آن در ایران شنیده می‌شد، ازنظر ظاهری و امکانات خودرویی موفق در بازارهای جهانی است و اینک فروش آن به مدت محدود و با گارانتی رسمی 5 ساله یا 150هزار کیلومتری اطلس خودرو آغاز شده است.گروه خودرویی دلیلی که بیشترین تعداد نمایندگی در ایران را اختیار دارد، به عنوان عاملیت مجاز 452 اطلس خودرو، در طرح فروش ویژه کیا ریو سدان، این خودرو را به‌صورت تحویل فوری و باقیمت 113میلیون تومان عرضه می‌کند ضمن آنکه این خودروها با گارانتی رسمی اطلس خودرو عرضه می‌شوند. عرضه کیا ریو سدان با قیمت 113 میلیون تومان فرصت بسیار مناسبی برای خرید این خودرو است چرا که عملا خودرو با قیمتی پایین تر از قیمت مصوب شرکت عرضه می شود ضمن آنکه شرایط تحویل فوری آن را نیز نباید نادیده گرفت تا عملا علاوه بر مزیت قیمتی در مقابل رقبایش، خیال خریداران از تحویل خودرو در سریعترین زمان ممکن و به طور ویژه پیش از تعطیلات سال جدید نیز آسوده باشد.
کیا ریو سدان را بیشتر بشناسید
نسل سوم کیا ریو، در دو مدل هاچ بک و صندوق‌دار در بازارهای جهانی عرضه می‌شود. نسل جدید این خودرو از سال 2011 روانه بازارهای جهانی شده است و در این مدت توانسته حضور موفقی داشته باشد. زمزمه‌های ورود این خودرو به کشور از مدت‌ها پیش شنیده می‌شد اما اکنون شاهد عرضه نمونه‌های صندوق‌دار (سدان) آن هستیم، خودرویی که در بازارهای جهانی فروش خیره کننده ای داشته و از نظر توانایی و ظاهر یک سر و گردن بالاتر از هیوندای اکسنت و تویوتا یاریس ایستاده است.
مشخصات فنی
کیا ریو برای ورود به بازار ایران به موتور 107اسب بخاری تجهیز شده است تا بتواند در مقابل رقبای خود در این کلاس ابعادی به‌خوبی قد علم کند. این موتور با حجم 1.4 لیتر، 16 سوپاپ است و می‌تواند 137 نیوتون متر نیز گشتاور تولید کند که در این کلاس می‌توان آن‌ها را اعدادی مناسب دانست ضمن آنکه با مصرف سوخت ترکیبی 6.4 لیتر در یک‌صد کیلومتر، خودروی کم‌مصرفی است و از این نظر خریداران را دچار مشکل نخواهد کرد.
بر روی این خودرو گیربکس چهارسرعته اتوماتیک نصب شده است. این گیربکس به‌طور مشخص برای موتور ریو تنظیم‌ شده و همین مسئله باعث می‌شود تعویض دنده‌های آن در زمان مناسبی انجام شود و به این ترتیب علاوه بر آنکه مصرف سوخت خودرو همواره در بهینه‌ترین وضعت قرار دارد، خودرو می‌تواند کشش مناسبی نیز داشته باشد ضمن آنکه گیربکس خودرو همواره گوش‌به‌فرمان راننده است و با فشردن سریع پدال گاز و در زمان نیاز به شتاب‌گیری، می‌تواند به‌خوبی با دنده معکوس و تاخیر در تعویض دنده، شتاب کافی را به خودرو بدهد و به این ترتیب ریو جدید می‌تواند مورد پسند جوانان و خانواده‌ها باشد ضمن آنکه گیربکس این خودرو قابلیت تعویض دستی دنده‌ها (تیپ ترونیک) را نیز دارد و به این ترتیب می‌توانید برای یک رانندگی اسپرت تر، تعویض دنده‌ها را در اختیار بگیرید.
نمای ظاهری
کیا ریو به‌طورکلی از فلسفه طراحی محصولات کیا پیروی می‌کند و به این ترتیب خودرویی با ظاهری پویا است که این مسئله می‌تواند آن را جلوتر از رقبایش قرار دهد ضمن آنکه طراحی خودرو به‌گونه‌ای نیست که حسی از یک خودروی کوچک القا کند. کیا ریو در دو مدل هاچ بک و سدان عرضه می‌شود اما برخلاف برخی دیگر از خودروهای این کلاس، با دیدن صندوق‌عقب آن احساس اضافه بودن صندوق در طراحی خودرو را نخواهید داشت چراکه طراحان کیا به‌خوبی موفق شده‌اند صندوق‌عقب را با طراحی خودرو ترکیب کنند ضمن آنکه طراحی مدل‌های صندوق‌دار و هاچ بک این خودرو به‌طور همزمان از سوی کیا انجام شده و به این ترتیب طراحان این خودرو از ابتدا خودروی سدان را به‌عنوان خودرویی مستقل طراحی کرده‌اند که این یک مزیت مهم برای رسیدن به نمایی زیبا است. وجود چراغ روشنایی روز (دیلایت) در جلو، چراغ‌های راهنما و خطر LED در عقب و راهنمای روی آیینه‌ها ، نمای زیبایی را به ریو می‌دهد تا به این ترتیب به‌خوبی بتواند خود را از رقبایش در نمای ظاهری جلو بیاندازد.
فضای داخلی
ریو ازنظر فضای داخلی توانسته عملکرد مناسبی داشته باشد چراکه در داخل خودرو فضای کافی برای سرنشینان وجود دارد و از این نظر می‌توان به طراحان آن نمره قبولی داد. طول این خودرو 4365 میلی‌متر و فاصله دو محور آن 2570 میلی‌متر است و به این ترتیب می‌توان آن را در کلاس ابعادی خودروهایی همچون هیوندای اکسنت و تویوتا یاریس قرار داد با این تفاوت که فاصله دو محورش اندکی از یاریس بیشتر است. با داشتن چنین ابعادی، ریو سدان خودرویی است که می‌تواند در یک مسافرت خانوادگی به‌خوبی همراهی‌تان کند و سرنشینان عقب هم در زمان حضور در آن مشکلی نخواهند داشت و از این جهت می توان تلاش تیم طراحی کیا را ستود چرا که کیا ریو به خوبی توانسته از فضای داخلی خودرو جهت افزایش رفاه سرنشینان استافده کند.
طراحی داخلی ریو را می‌توان ادامه دهنده سبک طراحی سایر خودروهای کیا دانست و از این نظر ترکیبی از سادگی و امکانات را عرضه می‌کند که کار با آن‌ها آسان است ضمن آنکه بخش زیادی از تنظیمات سیستم صوتی و کروز کنترل و کارکرد سیستم بلوتوث و تلفن همراه را می‌توان از روی فرمان خودرو انجام داد و به این ترتیب نیازی به برداشتن دست‌ها از روی فرمان نیز نخواهید داشت که باعث می‌شود تمرکز راننده در زمان حرکت از مسیر برداشته نشود.
امکانات رفاهی و ایمنی
خودروهای کره‌ای درزمینه امکانات پربار هستند و ریو نیز از این نظر توانسته با ارائه امکانات رفاهی و ایمنی مناسب، جایگاه خود را در بازارهای جهانی تثبیت کند. درزمینه ایمنی، ریو با نصب 6 ایربگ، به‌خوبی در زمان تصادف از سرنشینان حفاظت می‌کند ضمن آنکه اتاق این خودرو به‌گونه‌ای طراحی شده است که در زمان تصادف می‌تواند بخش عمده‌ای از ضربات را جذب کند تا مانع از انتقال آن‌ها به سرنشینان شود.
کیا ریو به سیستم ترمز ABS و EBD نیز مجهز است که توقف ایمنی را برای آن به ارمغان می‌آورد ضمن آنکه سانروف و شیشه‌های آن در صورت برخورد با موانع عکس‌العمل نشان می‌دهند تا مانع از آسیب‌های ناخواسته به سرنشینان شود. برای پارک آسان‌تر خودرو، سیستم هشداردهنده صوتی بر روی سپر عقب ریو نصب شده است. علاوه بر این‌ها، پشت‌سری‌های این خودرو در زمان تصادف از عقب واکنش نشان می‌دهند تا بتوانند ضربات شلاقی به گردن را جذب کنند.
درزمینه امکانات رفاهی ریو، می‌توان به سیستم ورود بدون کلید، سیستم استارت دگمه‌ای، تهویه مطبوع اتوماتیک، کروز کنترل، صفحه کیلومتر سوپرویژن، محفظه خنک‌کننده، سنسور باران، آیینه‌های جانبی تاشو برقی و سیستم صوتی باقابلیت پخش انواع فایل‌های صوتی و اتصال به iPod و بلوتوث اشاره کرد.

افشاگری از روش‌های عجیب ورود خودروهای لوکس در دولت احمدی نژاد/ میلیاردرهای زاغه نشین!

افشاگری از روش‌های عجیب ورود خودروهای لوکس در دولت احمدی نژاد
میلیاردرهای زاغه نشین!

یکی از جذاب‌ترین خبرهای هر از چندگاهی رسانه‌ها، آماری است که از واردات ماشین‌های گران‌قیمت و لوکس به کشور داده می‌شود. اتومبیل‌هایی که قیمت و تعدادشان چشم‌ها را از حیرت گرد می‌کند. نمونه می‌خواهید؟ گزارش گمرک ایران از کالاهای وارداتی در سه ماهه اول سال جاری، برنج، خودرو و گندم را در صدر واردات نشان می‌دهد. در بررسی واردات خودرو که در رتبه دومین محصول پرطرفدار برای واردکنندگان گنجانده شده، سه دستگاه خودرو به عنوان گران‌ترین خودروهای فصل بهار به کشورمان وارد شده‌اند. در طول این مدت یک دستگاه خودروی پورشه ماکان نو -station wagon- مدل 2015 به رنگ آبی تیره با ارزش 59 هزار و 831 دلار به کشور وارد شده است. در کنار این خودرو اما دو دستگاه بنز نیز در صدر گران‌ترین خودروهای وارداتی بهار امسال جای گرفته‌اند؛ دو دستگاه بنز S400 هیبریدی که هر یک به قیمت 125 هزار دلار و از کشور آلمان وارد شده‌اند. تنها همین سه دستگاه اتومبیل در زمان ورود ارزشی بیش از یک میلیارد تومان داشته‌اند. خوردروهایی که برای نهاد‌های سیاسی و تشریفات وارد شده اند. این در شرایطی است که ورود خودرو در دو سال اخیر به کمترین حد خود رسیده و دیگر از صدها دستگاه پورشه و مازراتی که در اواخر دهه هشتاد تا سال 92 به خیابان‌ها وارد می‌شدند تا مانور تجمل بدهند، خبری نیست. دولت یازدهم با سیاست‌هایش جلوی سونامی ورود خودروهای میلیاردی به کشور که بیشترین سود را به کمپانی‌هایی چون پورشه می‌رساند، گرفت. همیشه هم آنچه با مرور این اخبار به ذهن متبادر می‌شود بازرگانان بسیار متمولی هستند که با کارت‌های بازرگانی و موسسات صادرات و واردات خود پشت این حجم عظیم از مبادلات ارزی و ریالی ایستاده‌اند. اما سر زدن به گمرک و پیگیری ماجرا شما را با حقیقت مهلکی مواجه می‌کند؛ اینکه نام‌های ثبت شده در واردات اتومبیل و بسیاری دیگر از کالاهای گران‌قیمت، در بسیاری از موارد، شهروندان گمنام و فقیری هستند که در هفت آسمان یک ستاره هم ندارند. هموطنانی که تنها یک کارت بازرگانی به نام‌شان خورده است تا به شکلی باور نکردنی مبادلات میلیاردی را شکل بدهند که خود ذره‌ای در آن سهیم نیستند. آنها تنها معبری هستند برای فرار از مالیات و مشکلات عدیده گمرکی. اما این میلیاردرهای زاغه‌نشین از کجا می‌آیند و چطور حضوری سایه‌وار و تراژیک در این تجارت غول‌آسا و مافیایی پیدا می‌کنند؟
سلطان پورشه!
وارد‌کننده بیش از 700 دستگاه پورشه به ایران‌ زنی است با نام مخفف «م-د» از روستایی در حوالی بوشهر. مسوولان عالی‌رتبه گمرک، این خبر را در جمعی خصوصی با گروهی از خبرنگاران مطرح کردند. در سال‌های اخیر، زنی از آبادی محقری در حوالی بوشهر، در حقیقت بزرگترین واردکننده پورشه به ایران بوده. آن هم در زمانی کمتر از یک‌سال. ماشین‌هایی که هیچ‌وقت این پیربانوی فقیر حتی به خواب هم نمی‌توانست تصوری از شکوه‌شان داشته باشد. «م-د» مثل خیلی از مهجور ماندگان این روستاهای دور افتاده، به وسوسه پولی شاید چند صدهزار تومانی، فریب گروهی را خورده است که نمی‌خواهند ردشان در واردات این کشور پیدا شود و کسی سر از کارشان در بیاورد. پرونده این زن البته مربوط به چند سال قبل است؛ زمانی که وارد کردن خودروهای بالای 2500 سی‌سی آزاد بود اما قربانیانی چون او بسیارند و حالا نهادهای مسوول با تنظیم مکانیسمی تکنولوژیک برای یافتن افرادی چون او، بسیاری دیگر از این فریب‌خوردگان را شناسایی کرده‌اند اما به دلیل خلاء قانونی توان برخورد با مجرمین پرونده‌ها را ندارند. رندانی که اصلاً قانون به سختی آنها را متخلف می‌شناسد!
چغادک و تنگک و میلیادرهای زاغه‌نشین
مهوش، این روستازاده جنوبی، باید یک مولتی میلیاردر باشد. زنی که بر اساس خوداظهاری‌‌اش، بیش از 50 میلیارد تومان از گمرکات مختلف کشور، کالا وارد ایران کرده. لابد او نباید هیچ کم و کسری در زندگی‌‌اش داشته باشد. بازرگانی که کارتش چند سال بی‌فعالیت‌ تمدید می‌شده ناگهان در چند ماه توانسته وارداتی را با چنین رقمی در پهنای نقشه ایران، از تهران تا بندرشهید رجایی، بازرگان و نوردوز انجام دهد؛ و تازه وقتی موضوع جذاب‌تر می‌شود که به اقلام وارداتی‌‌ دقیق شوید؛ از تجهیزات و قطعات خودرو تا ماشین‌های راهسازی و بیش از 300 کیلوگرم مواد اولیه پر کردن دندان! این وارد‌کننده بزرگ اما کجا اقامت دارد؟ او یکی از 533 نفر جمعیت ساکن روستای تنگک است. روستایی که کمتر کسی نامش را شنیده است و در 15 کیلومتری شهرستان بوشهر واقع شده. مهوش یک مغازه کوچک دارد و از فروش جنس‌های ته‌لنجی زندگی را می‌گذراند. او تنها یکی از هزاران نفری است که توسط افراد سودجو برای‌شان کارت بازرگانی صادر شده. یعنی به سادگی و بدون اینکه احراز هویت شوند و نیازی به مدارک دیگر باشد حسابی در گردش برای‌شان باز شده و توانسته‌اند با طی مراحل قانونی صاحب کارت بازرگانی شوند. بعد هم به عنوان یکی از ساکنین استان‌های مرزی از کارت بازرگانی‌شان برای واردات میلیاردها میلیارد کالای صنعتی یا مصرفی بهره‌برداری شده است. مهوش و همه آنهایی که در ادامه، روایت تجارت‌شان را می‌خوانید به احتمال فراوان میلیاردرهایی زاغه‌نشین هستند. فقرایی که طعمه می‌شوند تا گروهی دیگر، از خلاء قانونی بهره بگیرند و بتوانند از پرداخت مالیات‌های کلان طفره بروند. تعداد مهوش‌ها هم بی‌شک محدود به همین چند نفر نیست و هزاران نفرشان با وسوسه دریافت رقمی معمولا بین 20 تا 25 میلیون تومان، وارد این معاملات می‌شوند و تبدیل می‌شوند به بدهکاران بزرگ مالیاتی. آنهایی که با این همه حجم تجارت اما سهم‌شان همچنان زاغه‌نشینی‌ست.
شرایط داشتن کارت بازرگانی
سه برگ اظهارنامه ثبت‌نام در دفاتر بازرگانی جهت اخذ کارت بازرگانی
پلمب دفاتر تجارتی (‌روزنامه و کل‌) در سال جاری و ارائه گواهی پلمب دفاتر تجارتی جهت اخذ کارت بازرگانی
یک برگ فتوکپی شناسنامه (‌در صورتی که متقاضی شخص حقیقی باشد‌) جهت اخذ کارت بازرگانی
فتوکپی آگهی تاسیس شرکت و آخرین تغییرات آن (‌در صورتی که متقاضی شخص حقوقی باشد) جهت اخذ کارت بازرگانی
فیش پرداختی حق‌الثبت‌نام در دفاتر بازرگانی جهت اخذ کارت بازرگانی
شرایط گرفتن کارت بازرگانی خیلی ساده است. همان کارت‌هایی که برای اشخاص حقیقی صادر می‌شوند و آنها حتی بی‌آنکه روح‌شان خبردار باشد، تبدیل به غول‌های واردات می‌شوند. یکی از مسوولان محلی گمرک در بوشهر می‌گوید: «پیدا کردن آدم‌هایی از این دست خیلی سخت نیست. این روستاها پر است از مردم فقیری که همه دنیای‌شان همین روستا و شاید زندگی بخور نمیری باشد که از پول یارانه دارند. خانه‌های‌شان را ببینید، متوجه حرفم می‌شوید. حالا یکی می‌‌آید و 20 تا 25 میلیون تومان به آنها می‌دهد و بر‌ای‌شان کارت بازرگانی می‌گیرد. کارت‌هایی که ما اسمش را گذاشته‌ایم یک‌بار مصرف؛ یعنی تا پایان اعتبارش، کلی واردات با آنها انجام می‌شود و بعد هم چون مالیات زیادی برای صاحبان‌شان ایجاد می‌کنند، دیگر اعتبارشان تمدید نمی‌شود. مجازات این نوع فعالیت‌های اقتصادی در صورتی‌که بدهکار مالیاتی هم باشد، تهش می‌شود ممنوع‌الخروجی یا ممنوع‌المعامله شدن. آن هم چند سال بعد از پایان اعتبار کارت اینها. حالا برای پیرزن 70 ساله‌ای که در تمام عمرش حتی تا تهران نرفته، ممنوع الخروجی چه اهمیتی دارد؟ او با آن 20 میلیون، سامانی به زندگی‌‌اش داده است. کاری بیشتر از این هم بر اساس قوانین از گمرک یا نهادهای نظارتی دیگر بر نمی‌آید».
«محسن-م- ک» روستای چغادک اطراف بوشهر
چغادک یکی از شهرهای استان بوشهر است در مسیر شیراز. تمام جمعیتش بیش از 20 هزار نفر نیست. آدرس ثبت شده برای «محسن -م- ک» ساکن این شهر کوچک است. کارت این بازرگان چندسالی بوده که فقط تمدید می‌شده تا زمانش برسد و حالا در کمتر از شش ماه 49 میلیارد تومان از بندر بوشهر واردات داشته و 44 میلیارد تومان دیگر هم از بندر لنگه! 27 میلیارد تومان هم از بندر گناوه به کشور واردات داشته و چهار میلیارد تومان هم از بوشهر. از اروند، چابهار و باهنر هم واردات داشته و البته حتی از گمرک فرودگاه امام خمینی. وارداتی که شامل بنزین و انواع قطعات خودرو بوده‌اند.
فریده روستای حسن آباد سنندج:
«فریده – ح»‌؛ او یکی دیگر از این کیس‌های خاص است. او امسال فعالیتی نداشته اما سال قبل یعنی سال 93، 55میلیارد تومان از بندر رجایی و 10 میلیارد تومان از اروند و خرمشهر کالا وارد کرده است. فریده از روستایی در پنج کیلومتری سنندج که قلعه‌ای تاریخی دارد و سکنه‌ای کمتر از 1000 نفر را در خود جای داده، توانسته صاحب کارت بازرگانی باشد. او بیش از هزار ثبت سفارش داشته و به عنوان اظهارکننده، با کارت بازرگانی خود حداقل 65 میلیارد تومان واردات داشته است. هیچ سندی از اینکه تجارت‌خانه داشته یا در عرصه واردات نامی شناخته شده باشد، به دست نیامده. وارداتش شامل بنزین، قطعات خودروهای لوکس و ماشین آلات صنعتی بوده‌اند. اینکه بسیاری از قطعات خودروهای لاکچری با کارت بازرگانی فریده به کشور وارد شده‌اند، این گمانه را قوت می‌بخشد که بعد از ممنوعیت واردات خودروهای بالای 2500 سی‌سی، واردکنندگان دارند این خودروها را به صورت سی‌کی‌دی (قطعه‌های جداگانه) وارد می‌کنند و اینجا در ایران سر هم بندی‌شان می‌کنند و می‌فروشند. برای پلاک کردن‌شان هم شاید راهکارهای دیگری پیدا کرده‌اند.
سعید – ق» بوشهر:
این بازرگان در بوشهر 50 میلیارد تومان واردات داشته. اگر این رقم را به بیش از 20 میلیارد تومان دیگر که از گمرک‌های رجایی، امام، تهران، بازرگان و نقاط مختلف دیگر کشور اضافه کنیم، می‌توان او را یکی از واردکننده‌های دانه‌درشت محسوب کرد. او از روغن زیتون تا بنزین و مجدداً تقریباً تمام قطعات خودرو را در این یک سال وارد کرده است. تلاش و ارتباط با گمرک بوشهر ما را به شماره‌ای که از این مرد ثبت شده بود، رساند. شماره‌ای که چه بسا به خودش هم تعلق نداشت. بعد از تماس با این شماره، پاسخگو که می‌توانست خود آقاسعید باشد و مضطرب به نظر می‌رسید، گفت: بله من هستم‌‌؛ یعنی من نیستم ولی ایشان را می‌شناسم!
‌این شماره به نام آقاسعید ثبت شده.
بله. من برایش کار ‌ای‌پی‌اس انجام داده‌ام و در گمرک ثبت سفارش کرده‌ام. من تا حدودی او را می‌شناسم. کارت بازرگانی دارند.
‌شما چه نسبتی با ایشان دارید؟
من گفتم که؛ وکالتش را داشتم.
‌شما از ابتدای امسال نزدیک به 50 میلیارد تومان واردات داشته‌اید؟
والله من فقط ثبت کرده‌ام، رقمش را نمی‌دانم. از خودش باید بپرسید. پنج دقیقه دیگر زنگ بزنید شماره را می‌دهم.
… (5 دقیقه بعد)
‌قرار شد شماره آقای قنبری را به ما بدهید.
0939….
‌ایشان کار دقیقش ‌چیست؟
کار گمرک. البته من دو ماه است که ندیدمش. من وکالتش را داشتم. تقریباً پادویی‌‌اش را می‌کردم.
‌شما پادویی می‌کردید؟
او یک بازرگان است و من آویزانش بوده‌ام.
‌مطمئنی بازرگان است و کارت الکی نداشته؟
نه آقا؛ من چه کاره‌ام که خبر داشته باشم. من پیشکار ساده بودم.
‌آن وقت ایشان با این سطح معاملات، یک دفتر مشخص ندارد و تلفنش یک خط اعتباری است؟
چی بگم والا، این شماره را به من دادند!
بعد از این مکالمه، تلاش ما برای پیدا کردن این دو نفر به جایی نرسید. یعنی شماره دوم که خاموش بود و شماره اول هم بلافاصله و برای همیشه خاموش شد.
الهام -م» ارومیه‌:
برای این تاجر آدرس یکی از خیابان‌های اصلی شهر و جلوی مخابرات ثبت شده است و یک شماره آذربایجان. آدرسی گنگ و شماره‌ای که در نهایت مجدداً مشخص می‌شود مال خود بازرگان نیست. در ادامه ماجرای پیگیری‌‌اش برای‌‌تان روایت می‌شود. این بازرگان اهل ارومیه در ماه‌های گذشته 394 پرونده وارداتی داشته. او از مرز بازرگان 36 میلیارد تومان واردات داشته. نخ، الیاف پارچه، تلمبه بتن، مجدداً انواع قطعات یدکی ماشین، خازن‌های ثابت برقی و هیزم، ماشین‌های خم کردن و پرس علوفه، یاتاقان ماشین و چوب خام از کالاهایی هستند که او واردشان کرده است. تماس برای یافتن این خانم بازرگان ما را به آقایی به نام پیام رساند.
‌شما خانم الهام- م را می‌شناسید؟
من نماینده‌شان در گمرک بودم. نماینده حق‌العمل‌کار بودم و حق‌العمل‌کارم آقای ر-ع بود.
‌این خانم چه کاره هستند؟
تاجر بودند دیگر.
‌واقعاً تاجر بودند؟
والله نمی‌دانم. من نماینده کس دیگری بودم. من حتی کارت‌شان را ندیده‌ام. خودشان را هم ندیده‌ام. من فقط امضاء می‌کردم و ماهی 700 هزار تومان حقوق می‌گیرم.
‌این آدرس ارومیه متعلق به شماست؟
نه والله. من در ماکو هستم. اصلاً دفتر کار هم ندارم. از خانه‌ام می‌روم گمرک و حقوق می‌گیرم.ما اینجا شش هفت کارت بازرگانی داریم که به ما وکالت داده‌اند.
از ابتدای امسال قطعه ماشین و چوب وارد کرده‌اید.
من نمی‌دانم. فقط رفتم امضاء کرده‌ام. نقش دیگری ندارم. من برگه‌ها را امضاء کردم اما نمی‌دانم چه جزئیاتی داشته. فقط یک سوال: شما سندها را دیدید، غیر از من اسم دیگری نبود؟ شما با آقای ر-ع تماس بگیرید، این هم شماره‌‌اش. چون من اسم این خانم را در سندها دیدم، یادم بود.
حق‌العمل‌کار این تاجر خانم بعد از تماس خبرنگار ما، ابتدا ماجرا را شنید و گفت بعداً تماس بگیریم و دیگر هم پاسخگو نشد!
ابوالفضل – ب» از شهرستان گنبد:
او بی‌شک یکی از جالب‌ترین سوژه‌هایی بود که همکاران ما در «تماشاگران امروز» در رابطه با این گزارش پیدا کردند. مردی که 35 میلیارد تومان از بندر لنگه واردات داشته و اروند، رجایی، سجافی، پارس، دیلم و بوشهر دیگر مبادی ورودی کالاهای او هستند. برای صحبت با ابوالفضل که کارتش قدیمی بوده اما یک باره به فعالیت‌ افتاده است و این سطح از فعالیت اقتصادی را داشته، تنها یک شماره همراه می‌توان پیدا کرد.
سلام؛ آقای ابوالفضل؟
(صدایی با لهجه بوشهری) نه عامو من ابوالفضل نیستم.
‌این شماره به این نام ثبت شده.
خب که چی؟ برای ‌چی می‌گی؟
‌شما از ابتدای امسال بیش از 35 میلیارد تومان واردات داشته‌اید؟
نه این شماره را نمی‌دانم کی داده. نگاه کن این شماره من را اشتباه داده‌اند. اشتباه می‌کنند، این کارت (بازرگانی) اصلاً کار نمی‌کند.
‌اتفاقاً این کارت امسال کار کرده و بیش از 35 میلیارد هم واردات داشته!
بابا بگو شماره من را از این کارت پاک کنند! من اصلاً ربطی با این کارت ندارم!
‌شما الان کجا هستید؟
من جنوبی‌ام. من اصلاً با این آدم کاری ندارم. رفتم به گمرک هم گفتم از این کارت برای من اس‌ام‌اس می‌‌آید اما من نه کارمندش بوده‌ام، نه ترخیص کارش بوده‌ام، نه هیچی. نمی‌دانم چرا برای من اس‌ام‌اس می‌آید!
‌چه کاره بوده این ابوالفضل – ب؟
کارت داشته، کارت بازرگانی داشته.
‌تاجر بوده یا از این کارت‌های یک‌بار مصرف داشته؟
نمی‌دانم. به خدا من نمی‌شناسمش! من اصلا شماره تلفنم از کجا رفته اونجا؟
الکی که شماره شما را ننوشته‌اند. حتما خودت رفته‌ای این شماره را نوشته‌ای و پیگیر ترخیص بوده‌ای؟
نه من نرفته‌ام. تو این مدت 57 تا اس‌ام‌اس برایم آمده. کلی را پاک کرده‌ام. هی می‌زنند که فلان محموله ثبت شد. فلان چیز وارد شد. فلان چیز در مرحله بارگیری است. من اصلاً سر در نمی‌آورم. من زنگ زدم گفتم چرا برای شماره تلفنم اس‌ام‌اس میاد؟ من اصلاً کار هم نمی‌کنم با این کارت.
‌شما خودت ترخیص‌کاری؟
بله. من ترخیص‌کارم ولی این کار را نکرده‌ام!
* ‌فقط می‌خواهیم بدانیم چه چیزی وارد می‌کردی؟
نمی‌دانم. من اصلاً ربطی به این آدم ندارم. اصلاً من ربطی ندارم با این کارها. من اصلاً ملوانم! برای خودم هم سؤال و تعجب است که شماره‌ام از کجا رفته آنجا.
‌این‌طوری برایت مشکل درست نشود؟
نه بابا. من 70 سال سنم است و 4 تا بچه دارم. دیگر سنم از ترسیدن گذشته! من اصلاً این را نمی‌شناسم. من بچه بوشهر هستم. نه از او وکالت دارم نه کاری با او دارم. نه کارت بازرگانی دارم و نه چیزی. باور کن من اصلاً کارت بازرگانی ندارم. برایم مرتب اس‌ام اس میاد. من تو بندر پادویی می‌کنم. شماره من چطور رفته تو این کارت ؟ از گمرک هی اس‌ام‌اس می‌زنند در سامانه جنس ترخیص شده. برای‌ چی شماره من در این سامانه است؟ خودم هم داخلش مانده‌ام.
‌شما قبلش گفتی که ترخیص‌کار بوده‌ای!
نه من از اول ترخیص کار نبودم! کار ملوانی کرده‌ام! ولی واقعاً چطوری تلفن من رفته در سامانه. نمی‌دانی من از کی باید سؤال بپرسم؟
این بندگان خدا از کجا می‌آیند؟
قصه این آدم‌ها، قصه‌ای عجیب است. اینها البته یکی از هزاران هستند. در همین تهران هم هستند نمونه‌هایی از این دست. نزدیک به 15 هزار کارت بازرگانی در دست مردم پایتخت است که خیلی از صاحبان این کارت‌ها، کارت‌شان را اجاره می‌دهند، می‌فروشند یا مشارکت در سود می‌کنند. این شهرستانی‌ها اما قصه‌های‌شان متفاوت است. آنها بیشتر به چشم می‌آیند چون در ازای مبلغی ناچیز، به دلیل کم‌سوادی و فقر، کمتر متوجه می‌شوند چه اتفاقی به نام‌شان رقم می‌خورد و اصلاً هیچ‌گاه تا پایان عمرشان پی نمی‌برند چه استفاده‌ای از آنها به ازای پول ناچیزی که گرفته‌اند، شده است. پیدا کردن این افراد، خیلی هم دشوار نیست. در حوالی بنادر و مبادی ورودی کشور، دلالان زیادی در جست‌وجوی راهکاری هستند برای بیرون کشیدن اجناس مانده در گمرک‌ها. افرادی که خودشان مشکلات مالیاتی دارند یا اصلاً نمی‌خواهند هزینه‌های میلیاردی مالیاتی این واردات بزرگ‌شان را بپردازند، در ازای بهایی ناچیز، سراغ این قربانیان می‌روند. سراغ آنهایی که 20 میلیون تومان، دل و دین‌شان را می‌برد. همه اینهایی که سرگذشت‌شان را خواندید، اغلب از شهرهایی عجیب و غریب انتخاب می‌شوند. هرچه روستاها گمنام‌تر و صاحبان کارت‌ها کم‌سواد‌تر و دورتر از فضای اقتصاد باشند، احتمال لو رفتن هم کمتر است. البته این شیوه، در یک دهه گذشته، شیوه‌ای کارا بود. زمانی که سامانه‌ای هوشمند برای رصد و شناسایی کیس‌های مشکوک نبود و افراد همه فرم‌ها را دستی وارد می‌کردند و اظهارنامه‌ها تنها در یکی از مبادی ورودی کشور ثبت می‌شد.
گمرک به سمت اصلاحات
«گمرک حالا سامانه‌ای راه‌اندازی کرده که همه تبادلات وارداتی را به صورت آنلاین ثبت می‌کند. مثلاً قبلاً یک ارزیاب، بارها را می‌کشید. از وقتی این کار دیجیتال شد، ما در سه ماه و تنها در یکی از این گمرکات، بیش از 650 درصد افزایش درآمد خروجی داشتیم». این نمونه‌ای است از تأثیر طرح دیجیتال و سامانه‌ای که از ابتدای دولت امید در گمرکات کشور به بهره‌‌برداری رسیده است. مسعود کرباسیان و دوستانش در گمرک، در این چند سال توانستند با همکاری دولت، روند بی‌رویه ورود خودرو‌های لاکچری را تقریباً به صفر برسانند. آنها همچنین با ایجاد سامانه دیجیتال، احتمال اشتباهات یا خدای ناکرده سهل‌انگاری‌ها را هم به شدت کاهش داده‌اند و حالا در پی مبارزه با شکلی دیگر از فساد هستند‌؛ کارت‌های یک‌بار مصرف بازرگانی. آنها حالا توانسته‌اند رد خیلی از صاحبان این کارت‌ها را بزنند و دارند با خیلی از این متخلفین برخورد می‌کنند اما همچنان دغدغه بزرگ‌شان، نواقص قانونی است. نواقصی که اجازه سوء‌استفاده را به سودجویان می‌دهد. آنها برای برخورد با این پدیده شوم، نیاز به همراهی همه دستگاه‌های مسوول دیگر دارند تا مانع از فرار مالیاتی گروهی سودجو و قربانی شدن عده‌ای بی‌بضاعت در دادوستدی.

هشدار سرهنگ اسماعیلی رئیس پلیس فتا کرمان برای کاربران تلگرام با رمزعبور مجزا وارد شوید تا هک نشوید

هشدار سرهنگ اسماعیلی رئیس پلیس فتا کرمان برای کاربران تلگرام
با رمزعبور مجزا وارد شوید تا هک نشوید

رییس پلیس فتای استان کرمان گفت: کاربران کانال اینترنتی تلگرام برای جلوگیری از هک شدن اکانت خود در محیط مجازی از پسورد مجزا برای ورد به تلگرام استفاده کنند.
سرهنگ کامبیز اسماعیلی با بیان اینکه امکان امنیت صددرصدی در شبکه های اینترنت و اپلیکیشن های اینترنتی وجودندارد گفت: یکی از اپلیکیشن هایی که این روزها با استقبال زیادی از سوی کاربران روبه رو شده شده است تلگرام است که می طلبد مردم از تنظیمات مهم امنیتی برای این اپلیکیشن استفاده کنند.
وی افزود: اخیرأ اشخاصی اقدام به دسترسی به اکانت افراد در تلگرام می کنند و پس از سرقت اطلاعات موجود در اکانت از قبیل عکس ها ،ویدئو ها و …. ارسالی و دریافتی و همچنین اطلاعات مخاطبین از طرف فرد قربانی برای مخاطبین پیام ارسال می کنند .
وی تصریح کرد: از ذخیره کردن عکس ها و ویدئوها ی شخصی در تلفن همراه خوداری کنند، هر لینکی را باز نکنند ، در گروههای ناآشنا عضو نشوند و پیام ارسال نکنند.
وی گفت: گزینه last seen را در تلگرام را غیر فعال کنید وتنظیمات امنیتی را در تلگرام اعمال کنید.
وی افزود: بیشتر کاربرانی که از وایبر ، تلگرام ، لاین ، واتس آپ و دیگر برنامه ها استفاده می کنند باید نسبت به اطلاعات این محیط ها آگاه باشند تا مورد سوء استفاده قرا نگیرند.
رییس پلیس فتای استان کرمان خاطرنشان کرد : مجرمان اینترنتی با ارسال پیام هایی مانند اکانت شما نیاز به بازنویسی دارد ، اکانت شما در حال غیر فعال شدن است ، در یافت شارژ رایگان ، ودیگر پیام های این چنینی ،کدی که برای قربانی ارسال شده را در خواست می کنند .
اسماعیلی تصریح کرد : در صورتی که آن کد را برای مجرمان ارسال کنند، اکانت تلگرام شما در اختیار مجرمان قرار داده می شود بنابراین برای اینکه افراد در دام این اشخاص نیفتند هرگز کد را ارسال نکنند.
رییس پلیس فتای استان کرمان یادآور شد: برای جلوگیری از خطر هک در تلگرام باید برای آن رمز عبور مجزا به ثبت رساند چراکه این اقدام باعث ایمن شدن اکانت می شود.
اسماعیلی تأکید کرد: بهترین کار برای جلوگیری این است هر ازچند گاهی تلفن همراه خود را به تنظیمات کارخانه برگردانیم چراکه در صورت انجام اینکار، بدافزارها پاک می شوند.

خانه‌ای که ایمان را از من گرفت

خانه‌ای
که ایمان را از من گرفت

سروان رضا افشارجهانشاهی
معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان سیرجان
یکی دوسال بود عقد کرده بودیم با توجه به شرایط بد معیشتی و کم سن و سالی من زیر بار مسئولیتی رفته بودم که کمرم را خم کرده بود ، درمانده شده بودم نمی توانستم خودم را جم و جور کنم و بساط دامادیم را بر پا سازم .
گوشه اتاق نشسته بودم زانوی غم به بغل گرفته بودم و به قاب عکس روی دیوار خیره و به آینده مبهم فکر می کردم آنقدر مشغله ذهنی داشتم که متوجه حضور پدرم به داخل اتاق نشدم دستی به شانه ام زد یک دفعه از جا پریدم لبخندی زد و دستش را دراز کرد گفت بلند شو فکر خیال نکن درست میشه انشاءا… به اتفاق پدرم سری به زمین های کشاورزی زدیم ، پدرم کشاورز بود.
غیراز من و پدرم کسی حضور نداشت و مشغول صحبت های پدر و پسری شدیم . پدرم از مشکلاتم پرسید من هم سفره دلم را برایش باز کردم، گرچه او خودش همه اینها را می دانست اما به روی خود نمی آورد که غرورم نشکند و سرخورده نشوم اما تا آن روز مرا اینگونه محزون ندیده بود و از این رو تصمیم گرفت کمکم کند تا دستم را به طرف هر کس نا کسی در از نکنم.
بعد از کلی درد و دل پدرم پیشنهادی به من کرد که ای کاش هیچ وقت نمی کرد ،کاش آن روز مرا با این حال نمی دید ، کاش آن روز بغضم نمی ترکید و از مشکلاتم حرفی نمی زدم شاید پدرم زنده بود منم روبه روی شما با دست پای زنجیر شده نبودم. آن روز پدرم از من خواست که کمر همت ببندم و با کمک مالی او طبقه ای بروری منزلش بنا کنم و خیالم را از بابت سکونت بعد از مراسم دامادی راحت کند.
البته شروطی هم داشت که تازمانی مجاز به استفاده از این واحد باشم که تمام تلاشم را برای تهیه یک ساختمان در خور و شان منزلت بکار گیرم و اینکه حق را برای برادران کوچک تر خودت هم قائل باشی .
من قبول کردم آخه اوایل زندگی بود من از تمکن مالی خوبی بر خوردار نبودم هزینه اش را پدرم تقبل می کرد و دیگر دغدغه خانه اجاره ای پیش رهن خانه را نداشتم می توانستم دامادیم را آبرومند برگزار کنم و دو سه ساله خودم را جم وجور کنم سیاه روزی من از از زمانی شروع شد که من در خانه مستقر شده بودم چند سالی از زندگی مشترکمان می گذشت بنده صاحب فرزند شده بودم.
همه می دانیم پدرو مادر در اویل زندگی بخصوص بعد از تولد اولین فرزند بسیار وابسته و دلبسته فرزندانشان هستند و هر عیب فرزند خویش را حسن می دانند من وهمسرم از این قائله مستثنی نبودیم .و از اعتراض نسبت به فرزندم بسیار آزرده خاطر می شدیم .
از آن طرف پدرم اخلاق به خصوصی داشت پدر سالاری شدید در خانه ما حکم فرما بود .اما به خانه و خانواده توجه خاصی داشت مقید به قانون خودش بود، آدم خوب و درست کاری بود اما یک دنده و لجباز.
اگر بر سر دنده لج می افتاد دیگر قادربه متقاعد کردنش نبودیم همین لجبازی پدرم و عشق به فرزند کار دست من و همسرم داد.
یک روز پسرم هوس توپ بازی زد به سرش با توپ خود به در دیوار می کوبید که اعتراض پدر و مادرم را به دنبال داشت من هم از پدر و مادر دلخور می شدم که فرزند مرا دوست ندارند و به او خرده می گیرند.این بگو مگو ها باعث پا درمیانی و ورود همسرم در این بحث ها شد کدورت ها یک به یک پشت سر هم آغاز شد تا آنجا که پدر به ستوه آمده بود و مارا از خانه بیرون کرد .
آن روز پیش همسر و فرزندم شرمنده و دلشکسته شدم . مجبور به ترک آن خانه ورفتن به اتاق کوچک خانه مادرهمسرم شدم به نوعی داماد سرخانه.از لحاظ روانی در شرایط سخت و و یژه ای بودم مدت سه ماه گذشت تا اینکه سرکوفت های همسر و خانواده وی شروع شد ، که تو بی عرضه هستی آن خانه حق تو بود کلی بابتش خون دل خوردی چه هاااا و چه هاااا نقل محافل هرروز شان بود. مرا ناخواسته تحریک می کردند شرایط بد اقتصادی و سابقه حمل مواد مخدر که به زندان رفته بودم را به رخم می کشیدند.
خود را در مانده دیدم و تلافی گرفتن انتقام در سر می پروراندم و حس انتقام هر لحظه در وجودم شعله ور می شد.
در یک شب سرد زمستانی ، مهتاب تا وسط آسمان با لا آمده بود و بر پهنای زمین خود نمایی می کرد با وجود آن همه سرما آتش خشم، وجودم را شعله ور می ساخت و از فرط خشم عرق کرده بودم می دانستم آن شب پدرم به آبیاری درون باغش مشغول است و فرصت را غنیمت دانستم خواستم کار را یکسره کنم.
می خواستم از خلوتی و تاریکی شب استفاده کنم و انتقام آن همه توهین و تحقیر را یکجا بگیرم، معطل نکردم به سمت باغ پدرم رفتم، چاقوی از قبل برای کشتنش درون جیبم گذاشته بودم، بیلی را بالای وانت انداختم تا طیبعی جلوه کند که من قصد رفتن به سر زمین های کشاورزی خودم را دارم .
در میان راه پشیمان شدم و تصمیم گرفتم تا با پدرم صحبت کنم تا به این اختلاف برای همیشه پایان دهم چند کلمه صحبت نکرده بودیم که بحث بالا گرفت با بیلی که در دست داشتم ضرباتی را به او وارد ساختم، تا آن لحظه از وجود برادر کوچک ترم اطلاعی نداشتم آن در اتاقک داخل باغ بود. سر و صدایمان که بالا رفت کنجکاو شده بود از پشت درختان نظاره گر مشاجره من و پدرم بود تمام شرایط مهیا بود پدر خونین مال بر کف زمین افتاد. به سمت ماشین رفتم چاقو را از جیب پالتو که روی صندلی افتاده بود برداشتم و ضرباتی را پی در پی به پیکر پدرم فرود آوردم.
جسدش را به عقب وانت بردم خواستم که منتقلش کنم ناگهان متوجه حرکتی پشت درختان شدم برادر کوچک ترم بود تا متوجه شد از حضورش آگاهم پا به فرار گذاشت و به سمت آبادی گریخت .از دست من هم کاری ساخته نبود .سوار بر ماشین، آواره دشت و بیابان شدم نمی دانستم چه بکنم از کرده خود پشیمان شدم افسوس که دیگر پشیمانی سودی نداشت.
خواستم خودم و جسد را سر به نیست کنم که، چهره معصوم فرزند م مقابل چشمانم مجسم شد به خانه زنگ زدم همسرم هم از جریان مطلع بود برادرم بلا فاصله بعد از مشاهد مشاجره و قتل پدرم به دست من با مامورین تماس گرفته بود. همسرم و مامورین نیروی انتظامی مرا مجاب کردند که خودم را تحویل دهم و کار احمقانه دیگری نکنم. ساعاتی بعد خودم را با جسد بی جان پدرم به کلاتنری معرفی نمودم و اینک معرف حضور شما هستم.نظریه کارشناسی:
خشونت به عنوان رفتاری که متاسفانه رواج دارد دلایل متعددی دارد مهم ترین عامل خشونت ناکامی است . خشو نت موجب تخلیه انرژی فرد می شود و با تکراربه صورت یک عادت در می آید و فرد به طور دائم به خشونت متوسل می شودعوامل متعددی در ارتکاب این قتل نقش داشته از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در خصوص عوامل فردی: خصوصیات و ویژگی های فرد قاتل که وی سطح آگاهی کمی نسبت به قوانین و احقاق حقوق خود داشته و همچنین مورد ظلم واقع شدن که به نوعی تلاش داشته تا این مظلو میت را جبران نماییدو همچنین ضعیف بودن کنترل هیجان و عواطف در وی ، اختلال شخصییت ضد اجتماعی، فقدان توانایی حل مسئله قاتل ذکر نمود.در خصوص عوامل خانوادگی شیوه تربیتی نامناسب والدین و آشفتگی خانواده قاتل و همچنین در گیر بودن والدین و دیگر اعضایی خانواده با قاتل و عوامل اجتماعی بیکاری قاتل را ذکر نمود.