بایگانی مطالب نشریه

گفتگوی اختصاصی پیام ما با دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا: «ایران‌رود» اقلیم کرمان را متحول می‌کند

گفتگوی اختصاصی پیام ما با دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا: «ایران‌رود» اقلیم کرمان را متحول می‌کند

طرح اتصال دریای خزر به خلیج فارس از دهه 40 خورشیدی مطرح بوده‌است. اولین طرح توسط مهندس هومان فرزاد در سال ۱۳۴۵ نوشته شد که وی این طرح را به سازمان پژوهش‌های علمی کشور ارائه داد. بر اساس این طرح باید بین دریای خزر و خلیج فارس دریاچه‌هایی ایجاد شود تا این دو دریا به هم متصل بشوند. در این ارتباط سه نقطه پست در ایران شامل چاله جازموریان، دشت لوت و دیگری هم دشت کویر در نظر گرفته شد. ساخت این کانال در دوران دولت هاشمی رفسنجانی و اصلاحات نیز بررسی شد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز ساخت این کانال را بررسی کرد و نتیجه این بررسی در 10 جلد کتاب به دولت تحویل داده شد اما تاکنون قدمی جدی برای اجرایی شدن این پروژه برداشته نشده است. ایرانرود همانند هر پروژه دیگری مخالف و موافق دارد. یکی از موافقان این پروژه دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست که نسبت به نتیجه ایرانرود خوش بین است. فراستی امید زیادی دارد تا با اجرایی شدن این پروژه، اقلیم ایران عوض شود، هرچند که به گفته او در صورت عدم تغییر اقلیم ایران، سودی که استان های کویری از این پروژه می برند کم نیست. ماحصل گفتگوی 2 ساعته «پیام ما» با دکتر فراستی را در ادامه می خوانید:
• در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و ابرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شده ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود.
در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شدکه مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم. الان هم ما در حال بررسی طرح مهندس هومان فرزاد هستیم که هیچگاه به طور جدی و کارشناسی این طرح بررسی نشده و می خواهیم به این نتیجه برسیم که آیا انتقال آب به کویر ایران باعث تغییر اقلیم خواهد شد یا خیر. این طرح هنوز در مرحله مطالعاتی است و یک کارگروه مطالعاتی در «انجمن ایرانرود» با شرکت عده ای از کارشناسان ایرانی در داخل و خارج کشور مشترکا روی ابعاد گوناگون این نظریه در حال مطالعه هستند.
• خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطق مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را اباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست.
من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمت های بالا خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
• همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر میگردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت اب؛ و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت اب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در امریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم ابی مواجه شود: ذخیره اب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع اب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
• پس این «طرح ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است وحدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
• خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک شده و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوهها را مشخص نمود. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن اب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد.
طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فن اوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ اب از اعماق زمین؛ که آنهم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود وبه مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند با و سپس پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا حفر شود می توان اب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد.منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیاء شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
• اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاط فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
• با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال گذشته به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با آقای سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا اون مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و اون طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود که الان 3 ماه از حیاتش می گذرد و تعدادی از دوستان ما در تهران و تعدادی از دوستان ما در خارج از ایران در حال فعالیت هستند، بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم. فکر می کنم چند ماه دیگر وقت لازم داریم تا این کار را انجام دهیم.
• برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد.
الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
• با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
• خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد.در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
• اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود و آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد و زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
• برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال اب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن اب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح اب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
• صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
جمعی از هموطنان در داخل کشور و عده ای از ایرانیان وطنپرست و دلسوز در خارج از کشور بدون هیچ چشمداشتی در انجمنی بنام «ایرانرود» گرد آمده اند تا بعنوان یک وظیفه شهروندی روی معضل خشکسالی در کشور مطالعه کنند و طرح هایی را ارائه دهند. پروزه ایرانرود به معنای انتقال اب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح ابیاری بلکه یک طرح گسترده ابادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.

خبر

تقدیر از ماموران قرائت، وصول مطالبات و پلیس برق در شرکت توزیع نیروی برق جنوب
همایش تقدیر از ماموران قرائت،توزیع قبوض و وصول مطالبات شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان در اردیبهشت ماه جاری در محل تالار برق منطقه ای کرمان برگزار گردید. در این همایش عبدالوحید مهدوی نیا گفت: تلفات انرژی از 25 درصد به 4/14 در سال 93 کاهش یافته است و کاهش تلفات انرژی به عدد 5/11 درصد و وصول مطالبات از راهبردهای حوزه خدمات مشترکین در سال 94 می باشد. مدیرعامل شرکت توزیع برق نیروی جنوب با تاکید بر لزوم قرائت صحیح تمامی لوازم اندازه گیری و توزیع مناسب و به موقع صورتحساب های برق و پیگیری موثر و جدی وصول مطالبات در سال جاری گفت: به منظور عدم برگشت انشعابات غیرمجاز و کنتورهای دستکاری شده بایستی با هماهنگی شورای تامین شهرستانها و بر اساس قانون نسبت به جمع آوری و انجام اقدامات قانونی و اخذ هزینه های انرژی سرقت شده مطابق دستورالعمل توانیر اقدام نمایند.

دیدار مدیرعامل
شرکت شهرک‌های صنعتی کرمان و رئیس دانشگاه شهید باهنر
در جلسه ای که در دفتر ریاست دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد مجید غفاری مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی کرمان ضمن ارائه گزارشی از وضعیت شهرکها ونواحی صنعتی استان به ورود دانشگاه در حوزه های مختلف صنعتی تاکید کرد. غفاری گفت : مرکز خدمات فناوری و کسب وکار شهرک صنعتی کرمان 2 نیز پل ارتباطی شرکت های مشاوره ودانش بنیان با صاحبان صنایع می باشد که در حال حاضر با استقرار دفاتر مختلفی ،خدماتی در سطح شهرکهای صنعتی استان ارائه می شود. در ادامه محمد جواد فدایی رئیس دانشگاه شهید باهنر کرمان به شکل گیری جلساتی از سوی این دانشگاه ، سازمان صنعت، معدن وتجارت ، اتاق بازرگانی صنایع ، معادن وکشاورزی کرمان بمنظور بررسی مسایل صنعت ومعدن اشاره کرد وگفت :در نظر داریم این جلسات را در سال جاری بطور جدی دنبال کنیم.

ضرورت جداسازی زباله‌های عفونی از زباله‌های عادی
معاون خدمات شهری شهردار کرمان گفت: در فاز نخست و در اسرع وقت باید زباله‌های بیمارستانی از زباله‌های عادی و خانگی جدا شوند. علی بابایی افزود: در فاز نخست جداسازی زباله‌های عفونی از عادی خیلی مهم است؛ در این زمینه حدود 50 کلنیک، مجتمع پزشکی و داندان‌پزشکی وجود دارد که اگر زباله‌های عفونی را با زباله‌های عادی و خانگی مخلوط نکنند، خیلی به ما کمک می‌کند و از جمله کارهایی که علوم پزشکی می‌تواند در کوتاه‌مدت انجام دهد، اخطار به این واحدهاست. وی افزود: نکته‌ی دوم این است که در بیمارستان‌های وابسته به علوم پزشکی، باید دستگاه‌های امحای زباله روشن شوند؛ طبق آماری که در اختیار داریم، برخی بیمارستان‌ها از جمله بیمارستان «شفا» دستگاه امحای زباله دارند؛ اما به‌دلیل بالابودن هزینه‌اش، آن‌را روشن نمی‌کنند. وی گفت: متأسفانه تاکنون، بیمارستان‌ها از فضای همراهی و تعاملی که شهرداری ایجاد کرده، سوءاستفاده کرده‌اند.

نشاط اجتماعی کرمانی‌ها پایین‌تر از میانگین کشوری
رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان گفت: استان کرمان در زمینه نشاط اجتماعی نسبت به میانگین کشوری جایگاه مطلوبی ندارد درحالیکه یک لبخند ساده بهترین و کم‌هزینه‌ترین هدیه به دیگران است. دکتر علی‌اکبر حقدوست در صبحگاه مشترک آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی کرمان به مناسبت هفته سلامت اظهار کرد: در مفاهیم دینی سلامت دارای ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی اعلام شده است. وی با اشاره به اینکه بدون مفاهیم دینی نمی‌توان از زندگی لذت برد افزود: سبک صحیح زندگی تضمین یا تامین کننده جامعه سالم است از این رو باید مبانی زندگی خود را از اسلام ناب و فرهنگ غنی اقتباس و به چگونه خوابیدن، چطور غذا خوردن و… توجه ویژه‌ کنیم. رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان همچنین گفت: باید بتوانیم براساس مبانی فکری و عقلی از درون باورهای اصلی و دینی و سنت‌های ملی روش زندگی را اقتباس کنیم.

دومین دفتر «لیکوهای رودباری» منتشر شد / هایکوهای بومی ایران

دومین دفتر «لیکوهای رودباری» منتشر شد / هایکوهای بومی ایران

دومین دفتر از مجموعه لیکوهای رودباری با برگردان منصور علیمرادی منتشر شد.
منصور علیمرادی شاعر و محقق درباره این کتاب گفت: لیکو شعری است مثل‌ «هایکو» کوتاه، تصویری و به غایت موجز و در پی حذف کلمات. لیکو در تلاش است تا با حداقل کلمات، موقعیتی را بسازد که شنونده را در ساخت آن دخالت دهد. لیکوها که به عنوان کوتاه‌ترین سروده‌های شفاهی جهان معروفند در اصل تک‌بیتی است کوتاه، دارای چهار تا شش واژه، موزون و مقفا، که هر مصراع آن پنج هجا دارد و هر بیت آن به‌اندازه یک مصراع از لیکوی بلوچی است.
وی ادامه داد: لیکو در نواحی «رودبار زمین» (جنوب استان کرمان) همراه با سازهایی مثل «چنگ»(سرود)، «نی شبانی»، «چنگ قوطی» و «سرنا» خوانده می‌شود. محتوای لیکوها را بیش‌تر درد و داغ‌های عاشقانه، جوان‌مرگی و سوگ، فراق و هجرت و هجران، درد دوری از سرزمین مادری و و توصیف «محبوب» تشکیل می‌دهند.
لیکو بیش‌تر به معنای دل‌تنگی است و در بعضی از نواحی جنوبی ایران، به مویه و دل‌تنگی، «لیکه»، «لیک» و «لاک» می‌گویند. به گفته علیمرادی لیکو در واقع ادامه سنت شعر هجایی ایران کهن است و بنا به شواهد متعدد، باید ادامه ی لاسکو های ایران باستان باشد که در کنار خسروانی‌ها، نوعی شعر هجایی در ایران قدیم به حساب می‌آمده است.
‌این شاعر افزود: تفاوت لیکوهای رودباری با دیگر انواع به‌جامانده از ادب شفاهی کهن را باید در ایجاز، تصویر، وجه نمادین و پایان باز آن دانست. لیکو ناگهانی، رعدی است که ما را متوجه آنی از تاریکنای یک رویداد شگفت می‌کند.
درک آن اتفاق بر مبنای تجارب شخصی، تداعی معانی، دیده‌ها و شنیده‌ها و رویدادهای مشترک قومی ‌به کمک تخیل شنونده امکان‌پذیر است. مجموعه شعر «لیکوها-۲» در ۱۵۲ صفحه و با قیمت ۱۰هزار تومان توسط نشر نون به بازار نشر راه پیدا کرده است.
از منصور علیمرادی دفتر اول «لیکوها» و چاپ دوم مجموعه داستان «زیبای هلیل» توسط همین نشر منتشر شده است و مجموعه داستان «نام دیگرش باد است؛ سینیور» و رمان «شب جاهران» را نیز همین نشر در دست انتشار دارد.

حمله زنجره به نخلستان ها / مرگ 90 درصدی

حمله زنجره به نخلستان ها/ مرگ 90 درصدی

شیوع آفت زنجره در نخلستان های شهرهای شرقی استان کرمان باعث شده امکان باروری نخلها در ۹۰ درصد نخلستان‌های شرق کرمان از بین برود. همان طورکه میدانید بم یکی از قطبهای اصلی تولید خرمای مضافتی در کشور محسوب می شود کیفیت این محصول و طعم آن ، خرمای بم را در سبد محصولات منحصر به فرد و اختصاصی استان کرمان قرار داده است. با این وجود چند سالی است که نخلستانهای بم با آفتی کابوس وار به نام زنجره مواجه شده اند. این آفت طی سالهای اخیر ضربه های جدی به تولید محصول خرما در بم وارد کرده است. آفت زنجره خرما هر چند حشره ای بسیار کوچک است اما یکی از سرسخت ترین زنجیره های حیات را در جهان دارد. این حشره که هر سال چندین بار نسل عوض می کند در مدت کوتاهی می تواند خود را مقابل سموم مختلف مقاوم کند و هر نسلش از نسل قبل سر سخت تر می شود و می تواند شرایط سخت زیستی را پشت سر بگذارد. در چنین شرایطی استان کرمان که نخستین سطح زیر کشت نخلستانها را در کشور دارد و دومین تولید کننده خرما در کشور محسوب می شود و تنها تولید کننده خرمای مضافتی و درجه یک است در سیطره این حشره گرفتار شده است. آنطور که مهر گزارش داده این حشره، بومی استان نیست و از نخلستانهای استان های مجاور وارد باغهای کرمان شده است این داستان به چندین سال قبل باز می گردد اما از آن زمان تاکنون اقدام قابل توجه تحقیقاتی برای مبارزه با این حشره صورت نگرفته و طرح های مبارزه با زنجره ناکام مانده اند.
طی چند سال اخیر راه حل های متفاوتی برای مقابله با این آفت در نخلستانهای بم پیشنهاد شده که متاسفانه هیچ کدام از این راه حلها منتج به نتایج مطلوبی نشد و بعضا موجب بروز پیامدهای دیگری در این نخلستانها گردید. یکی از راه حلهایی که برای مقابله با این آفت در نظر گرفته شده است سم پاشی هوایی نخلستانهای بم بوده است که از نظر بسیاری از کارشناسان حوزه ی محیط زیست کاربرد این روش در باغ شهری مانند بم اصلا کارایی لازم را نداشته و موجب آلودگی محیط به سموم خطرناک شده است و زندگی جانوری و انسانی را در این منطقه با چالشهای فراوانی رو به رو کرده است . در سالهای انتهای دولت گذشته سم پاشی هوایی درختان خرما به عنوان یکی از مهمترین طرحهای مبارزه با این آفت، متوقف شد و پس از آن بود که طغیان آفت نخلستانها را فرا گرفت و هم اکنون که باید فصل باروری نخلستانها طی شود بسیاری از نخلستانهای بم آلوده به این آفت است. به گفته رئیس خانه کشاورز استان کرمان در حالی که تنها چند روز تا انتهای فصل گرده افشانی باقی مانده، ۹۰ درصد باغ های بم به دلیل شیوع این آفت نتوانسته اند گرده افشانی کنند و تولید این محصول در بزرگترین گسترده نخلستان های کشور با خطر جدی مواجه شده است. این در حالی است که خرما، کالای اقتصاد تک محصولی هزاران خانواده شرق کرمان محسوب می شود و همین اوضاع در سایر شهرستانهای شرق استان نیز در حال مشاهده است. طرح مبارزه با آفت زنجره خرما اسفند ماه سال گذشته کلید خورد و نکته قابل توجه اینکه در سفر معاون رئیس جمهور به کرمان این امر به شدت مورد توجه قرار گرفت تا جایی که اعتباری خاص برای مبارزه با این آفت در نظر گرفته شد. گفته می شود هنوز این اعتبار اختصاص پیدا نکرده است و دلیل عمده شیوع آفت زنجره نیز همین عدم تخصیص اعتبار است. بر اساس مصوبه هیئت وزیران، مبلغ چهل میلیارد ریال برای مبارزه با آفات زنجره خرما در شهرستان بم در اختیار استانداری کرمان قرار می گیرد.
گفتنی ست کارشناسان حوزه محیط زیست بر این عقیده اند که می بایستی از راهکارهای جایگزین مانند مبارزات بیولوژیکی جهت مبارزه با آفت زنجره استفاده کرد تا اثرات استفاده از این گونه سموم کاهش یابد و خطرات احتمالی استفاده از این سموم را به حداقل رساند. چندی پیش محققان دانشگاه “پاتیالا‌” در ایالت پنجاب هند در تحقیقاتی که بر روی سموم آفت کش داشتند به این نتیجه رسیدند که استفاده از این سموم خطر ابتلا‌ به سرطان را در این افرادی که به مدت طولانی از این سموم استفاده کنند تا حد قابل ملا‌حظه ای افزایش می دهد . این محققان ضمن هشدار به استفاده از سموم آفت کش به لزوم رعایت ضوابط جدید جهانی در مصرف این مواد تاکید و خاطرنشان کردند، این مواد از پتانسیل بالا‌یی در آسیب رساندن به سلا‌متی برخوردارند.
درآمدی برای گذران زندگی نداریم
رئیس خانه کشاورز استان کرمان به مهر گفته: ما نمی گوییم باید باغ های بم سم پاشی هوایی شود. ما هم در این زمینه دغدغه های زیست محیطی را در نظر داریم اما حرف ما این است حداقل سم پاشی زمینی و سایر اقدامات انجام شود. محمد نیکفر افزود: هم اکنون گستره آفت زنجره خرما در نخلستانهای بم زیاد شده و چشمگیر است. باید هر چه زودتر در این خصوص چاره اندیشی کرد زیرا زمان طلایی برخورد با این مشکل در حال سپری شدن است. احمد کمال الدینی کشاورز بومی در خصوص وضعیت کنونی نخلداران گفت: در این زمان از سال عملا مرحله بو دادن به درختان که همان گرده افشانی است باید انجام شود این عمل به نخلستانها به صورت دستی انجام می شود اما در سال جاری شیوع زنجره بالاست و امکان گرده افشانی وجود ندارد و بسیاری از کشاورزان دست نگه داشته اند. وی افزود: اگر گرده افشانی نشود عملا درختان بارور نمی شوند و اگر بارور نشوند محصولی وجود ندارند. این درحالی است که بسیاری از مردم شغلشان کشاورزی و نخل داری است و در این صورت عملا درآمدی برای گذران زندگی نخواهیم داشت. وی ادامه داد: زنجره خرما از یک سو و از سوی دیگر پدیده خشکیدگی خوشه های خرما ضررهای هنگفتی به کشاورزان وارد کرده است و انتظار داشتیم در سفر وزیر جهاد کشاورزی این مورد مورد توجه مسئولان قرار می گرفت.

گزارشی از وضعیت آب در استان کرمان/ کیفیت آب شرب کرمان پایین است؟

گزارشی از وضعیت آب در استان کرمان/ کیفیت آب شرب کرمان پایین است؟

«آب در استان کرمان از نظر کمیت و کیفیت بد‌ترین وضعیت را در کشور دارد.» این جمله را مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان کرمان گفته است. محمد رضا بختیاری در دیدار با مجمع نمایندگان استان به کیفیت پایین آب کرمان اشاره کرده بود و به نظر می رسد حالا علاوه بر کم آبی کرمانی ها باید نگران کیفیت پایین آب شهرشان هم باشند. سایت خبری گفتار نو در گزارشی از دیگر مسئولان استان درباره کیفیت آب سوال کرده است.
محمدعلی توحیدی فرماندار شهرستان کرمان گفت: «ما تا الان درباره اینکه آب شرب شهر کرمان خارج از نرم استاندارد است، گزارشی نداشته‌ایم.» مدیرعامل آب فاضلاب استان نیز در خصوص کیفیت آب شهر کرمان تاکید کرد که آب شهر کرمان هیچ گونه مشکلی ندارد. وی در عین حال اذعان کرد که بعضی شهرستان‌های دیگر از نظر کیفیت آب با مشکل مواجه هستند.
نماینده مردم زرند در مجلس گفت: «این موضوع اولین بار است که مطرح می‌شود اما به طور کلی هر چه سطح سفره‌های آب زیرزمینی پایین‌تر می‌رود بر کیفیت آب تاثیر می‌گذارد.» حسین امیری افزود: «ما هم اکنون در بعضی استان‌ها مثل استان کرمان و فارس حتی در مرکز استان‌ها از آب چاه‌ها استفاده می‌کنیم که این موضوع روی کیفیت آب اثر می‌گذارد.» به گفته امیری رفسنجان بیشتر از سایر شهر‌ها با این مشکل مواجه است. امیری درباره وضعت آب حوزه انتخابیه‌اش هم گفت: در کوهبنان، زرند، ریحان شهر و کیان‌شهر این مشکل وجود دارد که در این رابطه قراردادی با بخش خصوصی برای تصفیه آب بسته شده است. امیری در پاسخ به این سوال که مجلس تاکنون در این باره چه بررسی‌هایی انجام داده، گفت: «این بحث‌ها در مجلس مطرح نمی‌شود.»
اما مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی کیفیت پایین آب را رد نمی‌کند. رشیدی معتقد است: «در حال حاضر در اکثر شهرهای استان کاهش کیفیت و شوری آب وجود دارد.» وی در خصوص شاخص‌های بی‌کیفیتی آب گفت: «مشکل شوری و وجود فلزات در آب از این شاخص‌ها هستند.»
حمید ملانوری فرماندار رفسنجان گفت: «دشت رفسنجان یکی از دشت‌های بحرانی در این خصوص است و هر ساله با کاهش سطح سفره‌های اب زیر زمینی مواجه است.» او تایید کرد که «سختی و شوری آب در این شهرستان بسیار زیاد است که مناسب برای بخش کشاورزی نیست.» وی همچنین وجود فلز آرسنیک را در آب‌ شهرهای مختلف این شهرستان را تایید کرد. به گفته ملانوری وزارت نیرو وجود این مشکل در آب شهرستان رفسنجان را پذیرفته و اقداماتی در خصوص تصفیه آب در ماهای اولیه سال صورت خواهد گرفت. او گفت: «مردم چاره‌ای جز استفاده از آب ندارند.»
فرماندار کهنوج آخرین مسئولی ست که در این باره صحبت کرده و خشکسالی و استفاده بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی را دلیل پایین آمدن کیفیت دانسته است. صمدانی گفت: «با اقداماتی نظیر جا به جایی چاه‌ها تحت عنوان همیاری اب شوری اب کاهش پیدا کرده است.» وی در عین حال تاکید کرد که تاکنون گزارشی مبنی بر وجود آرسنیک در آب‌های این شهرستان دریافت نکرده است.

خبر

برگشتن احمدی‌نژاد به قدرت توهم است
سید حسین مرعشی به روزنامه آرمان گفت: پیش‌بینی بنده این است که مجلس متعادل خوبی را در دور بعد خواهیم داشت به نحوی که اکثریت اصلاح‌طلبان میانه با اکثریت اصولگرایان میانه‌رو شکل خواهد گرفت. وی درباره احتمال بازگشت محمود احمدی نژاد به قدرت اظهار داشت: هیچ تحلیل منطقی و عقلانی‌ای وجود ندارد که کسی بخواهد منتظر برگشتن آقای احمدی‌نژاد باشد. روشن است که او باز نخواهد گشت. برگشتن احمدی‌نژاد به قدرت توهم است. مرعشی همچنین درباره مخالفان دولت روحانی گفت: نیروهای تندروی مخالف دولت یازدهم بسیار تندتر از نیروهای مخالف دولت اصلاحات هستند. مخالفان آن روز تا چند سال مراعات دولت اصلاحات را کردند اما مخالفان امروز اصلا مراعات ندارند. من واقعا نمی‌دانم چطور باید با آنها حرف زد و رفتار کرد.

هرگز نگفتم
به سیاست ورود نمی کنم
اسفندیار رحیم مشایی به روزنامه اعتماد گفت: س از پایان کارمان در دولت تصمیم گرفته‌ام حرف سیاسی نزنم. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر بازنشستگی سیاسی جواب داد: من، بعد از پایان ریاست‌جمهوری با هیچ جایی مصاحبه نکرده‌ام و هرگز نگفته‌ام به سیاست ورود نمی‌کنم. یار غار محمود احمدی نژاد ادامه داد:پیش از آنکه وارد دولت شوم و از جوانی فعالیت‌های فرهنگی اولویتم بوده و اگر به سیاست هم ورودی داشته‌ام بنا به انجام تکلیف بوده است. اما درباره اینکه بخواهید بدانید از سیاست خداحافظی کرده‌ام یا نه هیچ جوابی ندارم بدهم. رحیم مشایی با تکذیب تیره شدن روابطش با احمدی نژاد گفت: اگر رابطه‌مان مثل گذشته نبود من الان از کجا می‌آیم؟ من و آقای دکتر احمدی‌نژاد دو برادریم و برادری‌مان تمام نمی‌شود.

زمان تحویل «اس-300» به ایران محرمانه است
به گزارش روزنامه ایران و به نوشته روزنامه «الحیات» چاپ لندن، دیمیتری روگوزین، معاون نخست وزیر روسیه، گفت: «زمان‌های احتمالی برای تحویل دادن موشک‌‌های اس-300 به ایران محرمانه است و فاش نخواهد شد.» این درحالی است که کمی پیش از آن خبرگزار‌ی‌های ایتارتاس و رویترز به نقل از وزارت خارجه روسیه اعلام کرده بودند که «تحویل این سامانه موشکی دفاعی، به این زودی،‌ انجام نخواهد شد.» با فرمان پوتین به نظر می‌رسید که مسیر حل اختلاف هموار شده است اما با سخنان اخیر مقامات روسی، بدبینی به اجرایی شدن تعهد کرملین افزایش یافت و برخی کارشناسان معتقدند که سرنوشت نیروگاه هسته ای بوشهر در انتظار اس- 300 خواهد بود و مسکو کسب منافع سیاسی- اقتصادی از غرب را بر عمل به تعهدات قانونی خویش در قبال ایران ترجیح خواهد داد.

ادعای مقام سعودی: هواپیمای ایرانی مجوز نداشت
سخنگوی نیروهای عربستان سعودی علت جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی را در صنعا پایتخت یمن نداشتن مجوز عنوان کرد. به گزارش «تسنیم » به نقل از رسانه‌های عربستان، «احمد عسیری» سخنگوی نیروهای ائتلاف عربی به سرکردگی سعودی علیه یمن در واکنش به احضار کاردار عربستان در تهران و ابلاغ اعتراض ایران به اقدام این ائتلاف در جلوگیری از فرود دو هواپیمای ایرانی حامل کمک‌های انسان‌دوستانه برای مردم یمن در صنعا مدعی شد: «ما به این دلیل به هواپیمای ایرانی اجازه فرود ندادیم که مجوز نداشت». در حالی که اوضاع انسانی در یمن وخیم گزارش می‌شود، رژیم سعودی از فرود یک فروند هواپیمای هلال احمر ایران حامل کمک‌ها و تجهیزات دارویی و پزشکی در فرودگاه صنعا جلوگیری کرد. هم‌اکنون هواپیمای حامل کمک‌های ایران برای مردم یمن در تهران است و رایزنی‌های ایران برای اخذ مجدد مجوز و ارسال کمک‌ها در نخستین فرصت ادامه دارد

چرایی اختلال در وایبر چه کسی مسئول است؟

چرایی اختلال در وایبر چه کسی مسئول است؟

شبکه پیام رسان وایبر این روزها با اختلالات زیادی روبرو شده. این اختلالات به حدی بوده که برخی شرکت های ارائه دهنده اینترنت پرسرعت با ارسال پیامک و یا ایمیل این اختلالات را مربوط به شرکت خود ندانسته اند. در پیامک یکی از این شرکت ها آمده: مشترک گرامی مدتی است برخی از نرم افزارهایی مانند وایبر با اختلالاتی مواجه شده اند که خارج از حیطه اختیارات این شرکت خارج است. کاربران این شبکه پیام رسان هم این روزها صبرشان سرآمده است. روزنامه ایران گزارش مفصلی را درباره این اختلال در وایبر منتشر کرد و به نوعی می خواهد نشان دهد مسئولان دولت تدبیر و امید نقش چندانی در این اختلالات ندارند.برخی کاربران این شبکه اما معتقدند فیلترینگ هوشمند باعث اختلالات اخیر وایبر شده است. اختلالاتی که چند ماه پیش برای اینستاگرام هم پیش آمده بود اما هیچگاه از طرف مسئولی رسمی این ماجرا تایید نشد.
« از چند روز قبل در حساب کاربری خود روی وایبر با مشکل مواجه شده‌ام. هر زمان که می‌خواهم مطلبی به دوستانم بفرستم پیغام خطا برایم ظاهر می‌شود و برای ارسال انواع مختلف پیام و برقراری تماس‌های صوتی، یا سرعت آن بسیار کم است یا اینکه سرویس مربوطه در دسترس نیست. به صورت همزمان شبکه Wi-Fi من بخوبی کار می‌کند و برای استفاده از دیگر ابزارهای اینترنتی یا گشت‌وگذار در سایت‌های مختلف مشکلی ندارم. آیا این اختلالی است که مربوط به شرکت وایبر می‌شود؟» این پیامی است که حین جست‌وجو به دنبال علت اصلی کند شدن سرعت این ابزار پیام‌رسان و بررسی احتمال بروز اختلال مشابه در نقاط مختلف جهان مشاهده شد، البته این پیام از سوی یک کاربر ایرانی روی صفحه اختصاصی شرکت وایبر ارسال شده بود. جست‌وجوهای بیشتر، تعداد زیاد این قبیل پیام‌ها که کاربران ایرانی روی صفحات وایبر در شبکه‌های اجتماعی مختلف منتشر کردند را نشان داد و شرکت مربوطه در هیچ یک از پاسخ‌های خود مسئولیت این اختلالات را نپذیرفته و در برخی موارد هم کاربران را راهنمایی کرده که با تغییر شبکه محلی اینترنت یا به‌روزرسانی نرم‌افزار به آخرین نسخه، بتوانند مشکل خود را حل کنند.
در ادامه این بررسی‌ها مشخص شد آخرین باری که شرکت وایبر به صورت رسمی روی صفحه خود در فیس‌بوک خبر از بروز مشکل فنی و کند شدن سرعت دسترسی به سرویس‌ها را داده، مربوط به تاریخ اول آوریل 2014 یعنی حدود یک سال قبل است.
به گزارش روزنامه ایران بررسی برای یافتن علت اختلال وایبر ادامه یافت و در مطالعه سایت اینترنتی وایبر تأیید شد که هیچ خبر، بیانیه یا اعلامیه رسمی مبنی بر بروز اختلالات در سرور مرکزی و کاهش سرعت دسترسی کاربران در نقاط مختلف جهان گزارش نشده است. حتی سایت اینترنتی شرکت مربوطه هم چنین مسئله‌ای را تأیید نمی‌کند در مقابل شکایت‌ها عمدتاً از جانب کاربران ایرانی است.
این در حالی است که طی چند هفته اخیر برخی محافل داخل کشور بارها اعلام کردند پایین آمدن سرعت دسترسی به این ابزار پیام‌رسان در هفته‌های گذشته، ارتباطی به اپراتورها و مراکز ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی داخلی نداشته است و شرکت وایبر مسئول این اتفاق است.
ایرانی‌ها بزرگترین گروه مخاطبان وایبر
در فوریه 2014 شرکت ژاپنی Rakuten به صورت رسمی اعلام کرد با پرداخت 900 میلیون دلار وایبر را از آن خود کرده است. گفتنی است از زمانی که مدیریت وایبر در اختیار ژاپنی‌ها قرار گرفت، امنیت و ارتقای خدمات به مهم‌ترین اولویت آن تبدیل شد.
پیش از این دلیل عدم رمزگذاری اطلاعات کاربران، دسترسی راحت به محتوای داخلی و نبود سیستم محافظتی قوی، عنوان ناامن‌ترین ابزار پیام‌رسان اینترنتی به وایبر اختصاص یافت. اما با همه این توضیحات و وجود رقبای سرسختی چون واتس‌اپ، لاین، تانگو و…، وایبر از همان ابتدا نزد ایرانی ها بیشترین نفوذ را داشت و مرکز رتبه‌بندی اینترنتی الکسا سال گذشته ایرانی‌ها را بزرگترین گروه مخاطبان وایبر اعلام کرد و توضیح داد بیش از 11 درصد مشترکان این سرویس در سراسر جهان ایرانی هستند.
همین نفوذ باعث شد نخستین روزهای سال 94 شمسی بین سه اپراتور تلفن همراه کشور 19 میلیارد پیامک رد و بدل شود تا در مقابل 28 میلیارد پیامک ارسال شده در مدت مشابه سال قبل، بزرگترین سقوط در این زمینه به ثبت برسد. در حالی که سال‌های گذشته شبکه تلفن ثابت و همراه در ایام نوروز با بیشترین اختلال مواجه می‌شدند، طی 14 روز نخست امسال شبکه اینترنت کشور بیشترین مشکلات را پیش‌روی خود دید و بخش اعظم شکایت‌های کاربران هم به کندی سرعت برای بهره‌مندی از خدمات وایبر مربوط می‌شد و این گمانه‌زنی‌ها ایجاد شد که مدیران ذیربط با هدف جلوگیری از ضررهای بیشتر اپراتورهای موبایلی چنین اقدامی را انجام داده است.
این در حالی است که برخی مدیران ارتباطی کشور ادعا کرده‌اند که نقشی در اختلال پیش آمده در شبکه اجتماعی وایبر نداشته‌اند و در آخرین اظهار نظر وحید صدوقی مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار با رد اختلال پیش آمده در وایبر از سوی اپراتورها اعلام کرده است که اختلال وایبر شاید به دلیل تعویض تیم مدیریتی این شبکه و رفتن آنها به شبکه اجتماعی تلگرام به وجود آمده است؛ ادعایی که نمی‌توان بر آن مهر تأیید گذاشت.

وزیر کشور در صحن علنی مجلس مطرح کرد: وارد کردن 27 هزار خودروی لوکس به اسم کمیته امداد

وزیر کشور در صحن علنی مجلس مطرح کرد: وارد کردن 27 هزار خودروی لوکس به اسم کمیته امداد

اواخر سال گذشته بود که وزیر کشور نسبت به ورود پول های کثیف به انتخابات هشدار داد. رحمانی فضلی گفته بود: ورود این پول‌ها به چرخه انتخاباتی متاسفانه باعث ایجاد شکاف، اعمال‌نظر و اعمال‌قدرت توسط برخی افراد شده است؛ تا جایی که اگر دقت لازم را نداشته باشیم، ورود این پول‌ها توانایی آن را دارد که قدرت‌ها را نیز آلوده کند. بعد از این صحبت ها برخی از نمایندگان مجلس از این صحبت های رحمانی فضلی انتقاد کردند و از وی خواستند برای ارائه توضیحات و شفاف سازی درباره پول های کثیف به مجلس بیاید. رحمانی فضلی یکشنبه با حضور در مجلس تا حدودی از صحبت های قبلی خود عقب نشینی کرد. گزیده ای از سخنان وزیر کشور را در صحن علنی مجلس به نقل از ایسنا و مهر می خوانید:
• در حوزه اجتماعی نیز مسأله قاچاق و ورود پول‌های ناشی از آن باعث شده که یک میلیون و 500 هزار نفر معتاد که با خانواده‌های آنها جمعیتی بالغ بر 5.5 تا 6 میلیون نفر می‌شود به وجود آید. در نهایت این خانواده‌ها متلاشی شده و مباحثی مثل بزهکاری، سرقت و قتل رخ می‌دهد. اینها همه به دلیل قاچاق و پولهای ناشی از آن است.
• در حوزه سیاسی اگر مواظب نباشیم قاچاقچیان و کسانی که دنبال پول‌های کثیف هستند به حامی احتیاج دارند و حامی را در حوزه قدرت جستجو می کنند که اگر هوشیار نباشیم امکان دارد از طرق مختلف در حوزه سیاسی از جمله انتقال قدرت که در قالب انتخابات صورت می‌گیرد، اعمال نظر و اعمال نفوذ کنند.
• اگر به موضوع پول‌های کثیف توجه نشود یقین بدانید که این پول‌ها به همه حوزه‌ها نفوذ خواهند کرد تا با جلب حامی منافع و قدرت کسب کنند.
• فردی با 35 سال سن، 5 کلاس سواد در ظرف دو سال 200 تن مواد مخدر را جابجا کرده است و 2300میلیارد تومان پول در حساب هایش چرخانده، حسابی که مربوط به خودش هم نبوده و این ها همه خلاف است. بررسی‌هایی که به عمل آمد نهایتا به بیش از 2000 شماره حساب رسیدیم که همه با هم مرتبط بودند. افرادی که در حوزه‌های مختلف کشوری و لشگری حق حساب دادند.
• آیا به روند هزینه‌های انتخابات در کشور نظارت و کنترلی وجود دارد؟ آیا قدرتمندان و سودجویان به دنبال استفاده از این مساله هستند؟ بنابراین معتقدم باید با اقدامات جدی جلوی پولهای کثیف گرفته شود.
• در کمیته امداد، افرادی بودند که 27 هزار خودروی وارداتی را به اسم این افراد وارد کشور کردند از قبیل پورشه، لکسوز و ….. برای این که مالیات به گمرک ندهند و این افراد دچار این نوع سوء استفاده‌ها قرار دارند.
• شرکت‌هایی به ثبت رسیدند که یک کد آدرس دارند به عنوان مثال از 9 هزار و 570 شرکت ، 2 هزار و 714 شرکت با یک آدرس به ثبت رسیده در واقع کد پستی 99 درصد شرکت‌های ثبت شده یک رقم بوده است و این باعث شده که حدود 200 میلیارد دلار مالیاتی که کشور می‌توانسته دریافت کند را نگیرد.

خبر

ایران و اس- 300

بهرام امیراحمدیان*
سال‌ها پیش ایران قرارداد خرید موشکهای اس-300 را با روسیه امضا کرد اما بنا به دلایلی ازجمله تحریم‌های هسته‌ای، روسیه از تحویل آنها سر باز زده و ایران نیز از طریق مجامع بین‌المللی خواهان اجرایی شدن آنها شده است. روس‌ها به ادعای شکایت ایران واکنش نشان دادند و اعلام کردند که اگر ایران شکایت خود را پیگیری کند، روسیه در موضع خود نسبت به پرونده هسته‌ای ایران تجدیدنظر خواهد کرد. در حال حاضر که روس‌ها قصد تحویل این سامانه را به ایران دارند و برای تحویل آن شرط می‌گذارند بد نیست بدانیم سامانه‌های ضد اس-300 در دنیا در حال طراحی و فروش است و داشتن اس-300 به این معنی نیست که از تله این سامانه به‌هیچ‌وجه نمی‌توان رد شد. به‌عبارت‌دیگر می‌توان ادعا کرد که کارایی این سیستم مختل شده است. امروزه شرکت‌های ساخت تسلیحات دفاعی با یکدیگر در طراحی و تولید سامانه‌هایی بر ضد یکدیگر و از دور خارج کردن آخرین دستاورد‌های یکدیگر، رقابت دارند. چند روز پیش نیز ایران اعلام کرد که اس-300 بومی ساخت داخل را به ‌زودی آزمایش خواهد کرد. ایران در صنایع موشکی و دفاعی دارای توانایی زیادی است و در صورت نبود چنین سامانه‌هایی مشکلی برای ایران به وجود نمی‌آید. در دورانی که روس‌ها قصد فروش این سامانه را به ایران داشتند، دائما اعلام می‌شد که به‌ زودی غرب با ایران درگیر خواهد شد. روس‌ها می‌خواستند با ایجاد جو روانی، این سامانه را به ایران بفروشند و اکنون باید توجه کرد ایران قدرتمندتر از آن است که روسیه بخواهد دوباره با این حربه با ایران وارد معامله شود. روسیه یک باراعلام می‌کند که این سامانه را تحویل ایران خواهد داد و چند روز بعد اعلام می‌کند که تحویل آن را به تاخیر انداخته است. شتاب روسیه برای فروش این تسهیلات به ایران به این دلیل است که زمانی که تحریم‌ها علیه ایران برداشته شود، این کشور می‌تواند از فناوری‌های به‌روزتری که در دنیا عرضه می‌شود استفاده کند. همچنین زمانی که تحریم‌ها برداشته شود، ایران می‌تواند به بازار گاز اروپا وارد شود و این به نفع روسیه نیست چراکه اگر تحریم‌های ایران برداشته شود، اروپایی‌ها در صنایع نفت و گاز این کشور سرمایه‌گذاری خواهند کرد تا امنیت انرژی خود را بالا ببرند. اگر رابطه ایران با غرب اصلاح شود ایران تنوع فناوری بیشتری خواهد داشت و این به نفع روسیه نیست. در حال حاضر با توجه به توانمندی داخلی نیازی به روسیه نداریم وحتی می‌توانیم صادرات هم داشته باشیم و این روسیه است که به ما احتیاج دارد. بنابراین روسیه با کارت اس-300 به ایران نشان داده که شریک مطمئنی نیست و ایران نباید همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد روسیه قرار دهد. روسیه به دنبال منافع خود است و در مذاکرات لوزان هم نشان داد که حاضر به همکاری با ایران آنطور که ایران انتظار دارد، نیست. چون روس‌ها راضی به اینکه این موفقیت در این حد حاصل شود، نیستند. روسیه نمی‌خواهد یک ایران قدرتمند را در جنوب کشورش شاهد باشد. بر این اساس ایران باید مقتدرانه با روسیه وارد تعامل شود و از منافع خود به بهترین وجه دفاع کند.
* کارشناس مسائل روسیه

گفتگوی اختصاصی پیام ما با دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا: «ایران‌رود» اقلیم کرمان را متحول می‌کند

گفتگوی اختصاصی پیام ما با دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا: «ایران‌رود» اقلیم کرمان را متحول می‌کند

طرح اتصال دریای خزر به خلیج فارس از دهه 40 خورشیدی مطرح بوده‌است. اولین طرح توسط مهندس هومان فرزاد در سال ۱۳۴۵ نوشته شد که وی این طرح را به سازمان پژوهش‌های علمی کشور ارائه داد. بر اساس این طرح باید بین دریای خزر و خلیج فارس دریاچه‌هایی ایجاد شود تا این دو دریا به هم متصل بشوند. در این ارتباط سه نقطه پست در ایران شامل چاله جازموریان، دشت لوت و دیگری هم دشت کویر در نظر گرفته شد. ساخت این کانال در دوران دولت هاشمی رفسنجانی و اصلاحات نیز بررسی شد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز ساخت این کانال را بررسی کرد و نتیجه این بررسی در 10 جلد کتاب به دولت تحویل داده شد اما تاکنون قدمی جدی برای اجرایی شدن این پروژه برداشته نشده است. ایرانرود همانند هر پروژه دیگری مخالف و موافق دارد. یکی از موافقان این پروژه دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست که نسبت به نتیجه ایرانرود خوش بین است. فراستی امید زیادی دارد تا با اجرایی شدن این پروژه، اقلیم ایران عوض شود، هرچند که به گفته او در صورت عدم تغییر اقلیم ایران، سودی که استان های کویری از این پروژه می برند کم نیست. ماحصل گفتگوی 2 ساعته «پیام ما» با دکتر فراستی را در ادامه می خوانید:
• در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و ابرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شده ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود.
در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شدکه مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم. الان هم ما در حال بررسی طرح مهندس هومان فرزاد هستیم که هیچگاه به طور جدی و کارشناسی این طرح بررسی نشده و می خواهیم به این نتیجه برسیم که آیا انتقال آب به کویر ایران باعث تغییر اقلیم خواهد شد یا خیر. این طرح هنوز در مرحله مطالعاتی است و یک کارگروه مطالعاتی در «انجمن ایرانرود» با شرکت عده ای از کارشناسان ایرانی در داخل و خارج کشور مشترکا روی ابعاد گوناگون این نظریه در حال مطالعه هستند.
• خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطق مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را اباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست.
من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمت های بالا خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
• همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر میگردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت اب؛ و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت اب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در امریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم ابی مواجه شود: ذخیره اب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع اب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
• پس این «طرح ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است وحدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
• خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک شده و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوهها را مشخص نمود. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن اب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد.
طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فن اوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ اب از اعماق زمین؛ که آنهم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود وبه مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند با و سپس پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا حفر شود می توان اب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد.منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیاء شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
• اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاط فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
• با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال گذشته به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با آقای سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا اون مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و اون طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود که الان 3 ماه از حیاتش می گذرد و تعدادی از دوستان ما در تهران و تعدادی از دوستان ما در خارج از ایران در حال فعالیت هستند، بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم. فکر می کنم چند ماه دیگر وقت لازم داریم تا این کار را انجام دهیم.
• برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد.
الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
• با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
• خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد.در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
• اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود و آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد و زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
• برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال اب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن اب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح اب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
• صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
جمعی از هموطنان در داخل کشور و عده ای از ایرانیان وطنپرست و دلسوز در خارج از کشور بدون هیچ چشمداشتی در انجمنی بنام «ایرانرود» گرد آمده اند تا بعنوان یک وظیفه شهروندی روی معضل خشکسالی در کشور مطالعه کنند و طرح هایی را ارائه دهند. پروزه ایرانرود به معنای انتقال اب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح ابیاری بلکه یک طرح گسترده ابادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.

رهبر انقلاب: اقتدار پلیس به معنای ظلم کردن و حرکت بی مهار نیست

رهبر انقلاب: اقتدار پلیس به معنای ظلم کردن و حرکت بی مهار نیست

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با شرکت کنندگان در همایش فرماندهان و مدیران و روسای عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی، این نیرو را «مظهر حاکمیت و امنیت» جمهوری اسلامی خواندند و با تأکید بر اینکه ایجاد امنیت فردی، اجتماعی، اخلاقی، و روحی و روانی در جامعه از مهمترین مسئولیت های نیروی انتظامی است، گفتند: لازمه برقراری امنیت، «اقتدار پلیس» است اما این اقتدار باید همراه با عدالت، مروت و ترحم باشد. به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب اسلامی اهمیت ایجاد و استقرار امنیت به‌عنوان مأموریت اصلی نیروی انتظامی را نشان دهنده اهمیت سازمان این نیرو برشمردند و افزودند: ایجاد امنیت مقوله ای تبلیغاتی و لسانی نیست بلکه وجود امنیت را باید مردم احساس کنند. حضرت آیت الله خامنه ای لازمه ایجاد امنیت در جامعه را، عمل مقتدرانه پلیس دانستند و گفتند: نیروی انتظامی مظهر حاکمیت و امنیت جمهوری اسلامی است بنابراین باید اقتدار داشته باشد اما این اقتدار به معنای ظلم کردن و حرکت بی مهار نیست. ایشان با تأکید بر اینکه ما بدنبال اقتدار پلیسی هالیوودی و جوامع غربی و آمریکایی نیستیم افزودند: چنین اقتداری نه تنها امنیت ایجاد نخواهد کرد بلکه موجب ناامنی هم خواهد شد.

در پی مسمومیت 76 دانش آموز زرندی / توزیع غذای گرم در مدارس زرند ممنوع شد

در پی مسمومیت 76 دانش آموز زرندی / توزیع غذای گرم در مدارس زرند ممنوع شد

اواخر هفته گذشته خبری مبنی بر مسمومیت 76 دانش آموز زرندی در رسانه ها منتشر شد. 40 نفر از این دانش آموزان مدرسه فرهنگیان مسموم و در بیمارستان بستری شدند. در پی این مسمویمت و بستری شدن تعدادی از دانش آموزان در بیمارستان‌های زرند جلسه اضطراری با حضور فرماندار، معاون پشتیبانی اداره کل اموزش وپرورش، نماینده استانداری و جمعی از مدیران و مسئولین مراکز بهداشتی، درمانی و آموزشی شهرستان زرند در محل فرمانداری تشکیل شد . به گزارش ایسنا حبیب اله خنجری فرماندار شهرستان زرند در ابتدای این جلسه با ابراز تاسف از این اتفاق تصریح کرد: با توجه به اینکه مسئله مسمومیت غذایی هنوز به طور دقیق مورد تایید نمی باشد خواستار توقف توزیع هر گونه غذای گرم در آموزشگاه‌های شهرستان شد. فرماندار زرند گفت: به محض اطلاع از شیوع بیماری و مراجعه تعدادی از دانش آموزان به مراکز درمانی شهرستان بلافاصله تیم هایی از مراکز بهداشت تشکیل و به بیمارستانهای سطح شهر به منظور شناسایی نوع بیماری و اقدامات اولیه و جلوگیری از گسترش این بیماری صورت گرفت. رئیس شورای آموزش و پرورش شهرستان زرند گفت: تیمهای مذکور نیز جهت روشن شدن وضعیت بهداشت مدرسه به این آموزشگاه مراجعه و پس از نمونه برداری از غذاهای سرو شده و نمونه برداری از آب آشامیدنی مدرسه این موارد را به مراکز آزمایشگاهی مربوطه ارسال کردند .وی آخرین آمار دانش آموزان بیماری که در بیمارستانهای زرند بستری شده اند را 26 نفر اعلام کرد و تصریح کرد: با توجه به درخواست والدین تاکنون دو نفر از این دانش آموزان برای ادامه درمان به مرکز استان اعزام شده اند. فرماندار زرند خاطرنشان کرد: هرگونه آمار و اطلاعات در خصوص دانش آموزان از هر منبعی مورد تائید نیست و فقط آماری و ارقامی که از سوی روابط عمومی های فرمانداری و آموزش وپرورش منتشر شوند قابل استناد است. مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمان هم با تایید بستری 26 دانش آموز یکی از مدارس شهرستان زرند گفت: منشا بیماری دانش آموزان زرندی در دست بررسی است. ابراهیم جهانگیری خاطر نشان کرد: با هماهنگی های به عمل آمده با مرکز بهداشت شهرستان زرند اکیپ این مرکز از دیروز در آموزشگاه مستقر و از تمام دانش آموزان تست سلامتی توسط پزشک و کارشناسان بهداشت محیط و واحد پیشگیری از بیماری ها به عمل آمده است و در حال حاضر مشکل خاصی وجود ندارد . وی افزود: تیمی به سرپرستی دکتر «محمد محسن بیگی» پزشک و معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش استان کرمان برای بررسی موضوع به زرند اعزام شده است. نکته جالب اما صحبت های رئیس اداره اطلاع‌رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان کرمان به ایلنا بود. تقی زاده با بیان اینکه به غیر از دانش‌آموزان این مدرسه تعدادی از اهالی زرند با علائم مشابه مسمومیت به مراکز درمانی مراجعه داشته‌اند، گفته: حتی در میان دانش‌آموزان مسموم شده، چند نفر از روستاهای اطراف به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند.