بایگانی مطالب نشریه
قلیان ها جمع و قلیان خانه ها بسته می شوند؟ نهضت تنباکوی دولتی
قلیان ها جمع و قلیان خانه ها بسته می شوند؟
نهضت تنباکوی دولتی
چند وقتی است که قلیان دوباره خبرساز شده است. در دوره ناصرالدین شاه قاجار بود که نهضت تنباکو توسط مراجع و مردم ایران شکل گرفت و مردم برای اعتراض به قرارداد تنباکوی ناصرالدین شاه با تالبوت انگلیسی قلیان ها را شکستند و باعث لغو این قرارداد شدند. حالا با گذشت بیش از یک قرن از این اتفاق، این بار نهضت تنباکوی جدیدی شکل گرفته است. با این تفاوت که مردم در آن نقشی ندارند و مسئولان شمشیرها را برای قلیان از رو بسته اند.
استاندار کرمان اواخر سال گذشته در جلسه شورای سلامت و امنیت غذایی استان کرمان گفت: از عرضه قلیان در رستوران ها و سفره خانه ها جلوگیری شود. قبل از آن هم معاون دادستان کرمان گفته بود: باید با همکاری همه دستگاه ها قلیان خانه ها تعطیل شوند. در اینکه قلیان برای سلامتی افراد ضرر دارد هیچ شکی نیست و رسیدن به جامعه ای که کسی در آن قلیان نکشد بسیار ایده آل است اما جمع آوری قلیان ها و قلیان خانه ها، آن هم با طرح های ضربتی نه تنها مثمرثمر نیست بلکه اثرات منفی برجای خواهد گذاشت.
ممنوعیت استفاده از قلیان در پارک ها و جمع آوری قلیان خانه ها باعث می شود قلیان به خانه ها برود و چه تضمینی وجود دارد در خانه پای مواد مخدر دیگری به میان کشیده نشود؟ اگر قلیان خانه ها و قلیان در ظاهر جمع شوند، مصرف قلیان در کشور کاهش می یابد؟ مگر چند سال پیش طرحی مشابه اجرا نشد و مصرف قلیان بیشتر از قبل نشد؟ از طرف دیگر با توجه به محدودیت های تفریحی که در کشور ما وجود دارد، قلیان خانه ها از معدود مکان های تفریحی محسوب می شوند. در صورت بسته شدن قلیان خانه ها آیا جایگزینی برای اوقات فراغت جوانان ایجاد می شود؟ اگر جایگزین مناسبی وجود نداشته باشد چه بسا جوانان به خلاف های دیگری روی بیاورند. آنوقت مسئول این خلاف و از چاله به چاه افتادن جوانان کیست؟ از طرف دیگر تجربه نشان داده هرگاه فرهنگ سازی درست صورت گرفته باشد، جامعه خود بخود به سمت مسیر درست می رود. مگر رئیس جمهور نگفت باید به مردم آگاهی داد تا آنان خود انتخاب کنند، کدام راه بهتر است. آیا طرح ضربتی و روش قهری در مسئله قلیان همان آگاهی دادن به مردم است؟ علاوه بر این، آیا فکری برای صاحبان قلیان خانه ها شده است؟ مگر قهوه خانه دارها جوازهای لازم را از سازمان های مربوطه کسب و براساس همین جواز برای کارشان سرمایه گذاری نکرده اند؟ چه کسی مسئول برباد رفتن این سرمایه است؟ در این اوضاع نامناسب اشتغال، بیکار کردن صاحبان قهوه خانه ها چه دردی را از جامعه دوا می کند؟ آیا بهتر نیست مسئولان محترم به جای پایه ریزی چنین روش های قهری و ضربتی، با برنامهریزی منظم و منسجم، زمینه را برای اشتغال و اوقات فراغت جوانان فراهم کنند و با دادن اطلاعات لازم از پیامدهای مصرف مواد دخانی به جوانان، زمینههای کاهش به مصرف را در جامعه فراهم کنند؟
جیره بندی آب در کلانشهرها روی میز وزیر نیرو / آب و فاضلاب کرمان پاسخگو نیست
جیره بندی آب در کلانشهرها روی میز وزیر نیرو / آب و فاضلاب کرمان پاسخگو نیست
پیام ما- بحران آب در ایران هر روز بیشتر می شود و راه حل مقابله با این بحران کمتر. حالا آنطور که روزنامه اعتماد گزارش داده طرح جیره بندی آب در برخی کلانشهرها توسط وزارت نیرو در دست بررسی است. تابستان سال گذشته هم البته صحبت از جیره بندی آب بود اما انگار که موضوع این بار جدی ست. هدایت فهمی، معاون دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو به عنوان نخستین مسوول دولتی از جیرهبندی آب در صورت عدم مدیریت مصرف مشترکین به ویژه در کلانشهرها صحبت کرد و رسما اعلام کرد: «با وجود بارشهای صورت گرفته با میزان نزولات جوی درازمدت فاصله داریم و حجم ذخایر آبی سدها نیز کم است، بنابراین مردم باید مصرف را مدیریت کنند. در صورت عدم همکاری مردم طبیعی است که کلانشهرها با توجه به کاهش بارندگی با مشکل مواجه شوند.» وی تاکید کرده است: «با توجه به منابع محدود نیاز است که در شرایط بحرانی به ویژه در کلانشهرها مردم مصرف را مدیریت کنند تا نیازی به استفاده بیشتر از منابع آب زیرزمینی نیز نباشد.» این مسوول وزارت نیرویی با امیدواری به بارشهای خردادماه اشاره میکند و میگوید: «امیدواریم بارشهای بهاری تا نیمه خرداد ادامه یابد اما اگر حجم بارشها کمبود آب را جبران نکند، در تعدادی از شهرها با کمبود آب مواجه خواهیم شد و ممکن است جیرهبندی آب صورت گیرد.» صحبت های فهمی نشان از جدی شدن بحث جیره بندی آب در کلانشهرها دارد و احتمال می رود بدلیل بحران بی سابقه آب در کرمان، این شهر هم جزء کلانشهرهایی باشد که تابستان امسال را با جیره بندی آب پشت سر می گذارد.
رفتار عجیب مسئول روابط عمومی
شرکت آب و فاضلاب کرمان
برای اطلاع از بودن یا نبودن کرمان در بین کلانشهرهایی که احتمال جیره بندی آب در آن ها وجود دارد، با دفتر مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کرمان تماس گرفتیم و مسئول دفتر مدیرعامل، صحبت کردن با طاهری را منوط به هماهنگی با روابط عمومی دانست. چندین بار تماس با دفتر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب نتیجه ای در برنداشت و با غفاری، مسئول روابط عمومی این شرکت تماس گرفتیم. این مسئول پس از شنیدن سوال از ما خواست چند لحظه ای منتظر بمانیم اما بدون هیچگونه توضیحی گوشی را قطع کرد و پس از این هرچه با او تماس گرفتیم جواب نداد. پس از این مجددا با مسئول دفتر مدیرعامل تماس گرفتیم و رفتار روابط عمومی را برای او بازگو کرده و خواستار صحبت با مدیر شدیم که پاسخ قانع کننده ای روبرو نشدیم و درنهایت نتوانستیم نظر این مجموعه را نسبت به جیره بندی آب بدانیم. دلیل این رفتار عجیب مسئول روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب کرمان هنوز برای ما سوال برانگیز است. اینگونه رفتارها در سال همدلی و همزبانی دولت و ملت برخلاف سیاست های کلی کشور و رهنمودهای مقام معظم رهبری است. شاید بهتر باشد روابط عمومی این نهاد نحوه تعامل و پاسخگویی به نشریات به عنوان صدای مردم از نو بیاموزد. آماده چاپ هرگونه پاسخ قانع کننده از طرف شرکت آب و فاضلاب کرمان هستیم.
پلی آفی شدیم
تیم مس کرمان در هفته بیست و دوم و پایانی رقابت های لیگ دسته یک فوتبال عصر دیروز با کسب مساوی مقابل آلومینیوم هرمزگان به مرحله پلی آف این رقابت ها راه یافت.
این دیدار که در ورزشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد با نتیجه مساوی صفر بر صفر پایان یافت.
قاسم واحدی با کمک فرهاد مروجی و فرید امیدوار این دیدار را قضاوت کرد و علیرضا حیدرپناه و ایرج نظری داور چهارم و ناظر داوری این دیدار بودند.
تیم مس کرمان با کسب یک امتیاز این دیدار 36 امتیازی شد و به مرحله پلی آف لیگ دسته یک صعود کرد.
واکنش استثنایی سیروس سنگچولی دروازهبان مس کرمان عامل اصلی شاگردان اکبر میثاقیان به مرحله پلی آف لیگ دسته اول بود.
در شرایطی که دیروز همه انتظار داشتند مس حریف خود آلومینیوم را شکست بدهد، بازی مطابق میل کرمانی ها پیش نرفت و آنها به سختی یک امتیاز این مسابقه حساس را از آن خود کردند. در این بین آنها باید شکرگذار حضور سیروس سنگچولی باشند که در لحظا پایانی مسابقه با یک واکنش عالی دروازه مس را از فروریختن نجات داد. این در حالی بود که یک دقیقه بعد ضربه کاشته بازیکن آلومینیوم هم تیر دروازه مس را لرزاند تا آنها با بخت بلند به مرحله پلی آف صعود کنند.
جالب اینکه نساجی که می توانست با برد مقابل گیتی پسند به جای مس به پلی آف برود، در همین ثانیه ها مغلوب ضربه بازیکن حریف شد تا با تساوی در اصفهان یک بار دیگر لیگ یکی باقی بماند. نساج ها که امسال به مدد هواداران به امید صعود به لیگبرتر بودند، در نهایت روزی تلخ را پشت سر گذاشتند و با وجودی که تا دقیقه 6+90 صعود را در دست داشتند، طلا را از مشت خود رها کردند و به مس سپردند. تیمی که با 2 امتیاز برتری به عنوان تیم دوم گروه الف به پلی آف لیگ دسته اول صعود کرد.
نساجی در دقیقه 92 پلی آفی شد اما 4 دقیقه بعد با ضربه پنالتی مرتضی عزیزمحمدی به لیگ یک بازگشت. آنها که در بازی های قبلی بابت گل های لحظات پایانی مس شاکی بودند، حالا باید از خودشان شاکی باشند که نتوانستند برتری شان را مقابل تیم با انگیزه گیتی پسند که برای فرار از سقوط می جنگید حفظ کند. این یک خبر بد برای هواداران پرتعداد نساجی است که حضورشان در لیگبرتر می توانست گرمابخش مسابقات باشد.
کرمانیها باید منتظر بمانند تا حریفشان را بشناسند. احتمالاً از بین تیم های مس رفسنجان، پاس همدان، نفت آبادان و شاید سیاه جامگان یکی حریف مس کرمان خواهد شد. در صورتیکه مس رفسنجان در گروه ب دوم شود، مصاف کرمانیها دیدنیتر از سایر بازیها خواهد بود.
رضا یزدانی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: بارون میاد تو میدون اصلى، گل با حلزون عکس میگیره… یه گله اهو رد میشن از باد با رنگهاى روشن و تیره.. هر روز پارو میزنم اینجا ، رو بستر سیمانی سر سخت… مرغاى دریایى میان سمتم، سمت همین دیوونه خوشبخت… سیگار من مه میشه روى پل، تصویرها تو مه فرو میرن.. دریا رو پوست شهر خوابیده گنجشکا یک هو اوج میگیرن… ترانه(پله براقى)
مصطفی پاشایی با انتشار این عکس در ایسنتاگرام برادرش نوشت: من و مرتضی – بیست سال پیش
قضاوت داور کرمانی در رقابتهای جام جهانی شطرنج
قضاوت داور کرمانی در رقابتهای جام جهانی شطرنج
علیرضا موسی علی داور کرمانی حاضر در رقابت های جام جهانی شطرنج دیدار دو تیم مصر و امریکا را قضاوت کرد. علیرضا موسی علی داور بین المللی شطرنج کشورمان که مسابقات شطرنج تیمی قهرمانی جهان را در ارمنستان قضاوت می کند روز شنبه دیدار دو تیم مصر و امریکا را در مرحله ششم این بازی ها قضاوت کرد موسی علی پیش از این نیز قضاوت مسابقات هلند و کوبا، هلند و چین، اکراین و مصر را و روسیه و امریکا را بر عهده داشته است.
کسب مدال طلا مسابقات برلین توسط شناگر معلول کرمانی
کسب مدال طلا مسابقات برلین توسط شناگر معلول کرمانی
سید شورش دلپسند، شناگر معلول کرمان، در مسابقات جهانی IDM برلین، مدال طلای ۱۰۰ متر پروانه و مدال نقره ۴۰۰ متر آزاد را به خود اختصاص داد. وی که به منظور شرکت در مسابقات شنای IDM برلین به آلمان سفر کرد توانست در اولین دوره از حضور خود در مسابقات جهانی آفتخارآفرین شود. گفتنی است این دوره از مسابقات با حضور ۵۳ کشور در برلین برگزار شد و سید شورش دلپسند شناگر کرمان، موفق به اخد مدال طلای ۱۰۰ متر پروانه و ۴۰۰ متر آزاد شد.
کرمانیان! از کوه شاه تا کاخ شاه
کرمانیان!
از کوه شاه تا کاخ شاه
مظفر اسکندرى زاده
سفر کوتاه نوروزی و اخلاقی وکاری معاون اول ریس جمهور دکتر اسحاق جهانگیرى کوه شاهى به استان کرمان که بخصوص در دوسال گذشته وبعد از رییس الوزرا شدن وى و در کسوت دومین مقام اجرایی کشور وقائم مقام رییس جمهور در بحرانها معنى خاصى پیدا کرده است یاداور خاطرات تلخ وشیرین سى وهشت ساله ایی است که ذکرش را بخصوص براى نسل جوان و دانشجویان استان وکشورمفید فایده دیدم.
اسحاق امسال دومین عید است که براى گذراندن ایام کوتاه تعطیلات به شکل غیر رسمى به کرمان سفر می کند و هدف اصلیش دیدار و بوسه زدن بر دستان و صورت مادر گرانقدرش،أسوه صبر واستقامت شیر زن طایفه و عشایر پر افتخار جهانگیرى و مادر دو شهید گلگون کفن محمد و یعقوب است.
پدر رشید، دلاور وشجاع جهانگیرى ها(رحمت الله علیه) و مادرصبورشان اسامى فرزندان را از میان انبیاء و اولیاء الهى انتخاب کردند.
اسحاق، یعقوب، محمد، ابراهیم و مهدى که پسر اخر را دوستان شوخ و بذله گویش شمعون هم لقب داده اند؟!لابد بخاطر شم اقتصادى وعلاقه وافرش به کسب و کار و تجارت ومعامله ! وگردشگری و کار افرینى!!
شهید محمد جهانگیرى اوایل جنگ به ستاد جنگ هاى نامنظم به فرماندهى شهید چمران پیوست و در منطقه هویزه و در قامت چریکى دلاور و شجاع در جنگ هاى نامنظم شرکت و در حوالى سوسنگرد به درجه شهادت رسید وشهید پاسدار یعقوب جهانگیرى نیز در عملیات بدرو در نبردى دلاورانه به لقا الله پیوست.
اسحاق را اما خدا علیرغم خطرى که در اولین تظاهرات انقلابیون رفسنجان و کرمان و پس از سخنرانى مشهور و دلاورانه مرحوم اقا شیخ محمد هاشمیان تهدیدش کرد و دهها صحنه خطرناک دیگر چه در سنگر جهاد سازندگى و حضورش در دورافتاده ترین و نا امن ترین مناطق محروم استان کرمان یعنى جازموریان،جیرفت و بم در اوایل انقلاب و حضور مکرر و کار سازش در جبهه و پشتیبانى رزمندگان مظلوم و قهرمان استان تا نمایندگى جیرفت ،استاندارى اصفهان و …..خداحفظ کرد تا دانشجوى سخت کوش ساده پوش و باهوش و متدین و انقلابى و ولایی دیروز دانشگاه پر افتخار شهید باهنر کرمان اینک معاون اول رییس جمهور و امین نظام و پیرو راستین مقام معظم رهبرى و ولایت فقیه وخدمتگذار صادق مردم قدر شناس ایران اسلامى شود.
ایران با همه عظمت گذشته و افتخارات حال و اینده اش و درسى باشد براى همه جوانان و دانشجویان و دانش اموزان حال و اینده و مسئولان دلسوز امروز که قدر خود وسرمایه هاى اصلى کشور رابدانیم.
ما هنوز اول راهیم ……
کوه شاه: منطقه ایى ییلاقى و کوهستانى حد فاصل شهرستان هاى جیرفت و سیرجان زادگاه دکتر جهانگیرى
کاخ شاه: کاخ سعد اباد محل استقبال جلسات و پذیرایى رسمى از سران کشورهاى جهان
شمعون: یکى از برادران حضرت یوسف
تولید خمیرمرغ مجاز شد
درحالی که سال گذشته تولید خمیرمرغ و مصرف آن در فرآوردههای گوشتی ممنوع و باعث اختلاف نظراتی بین دستگاههای نظارتی شد، رییس سازمان دامپزشکی از عدم ممنوعیت تولید خمیرمرغ تحت نظارت این سازمان خبر داد و مدیرعامل اتحادیه مرغداران مرغ تخمگذار هم اعلام کرد که کشتار مرغهای تخمگذار با بخشنامه جدید دامپزشکی آغاز شده است. خمیرمرغ یکی از افشاگریهای وزیر بهداشت در سال گذشته بود که مصرف آن در فرآوردههای گوشتی غیرمجاز اعلام شد. حالا اما مهدی خلج، رئیس سازمان دامپزشکی کشور گفت: از نظر سازمان دامپزشکی کشور تولید آن دسته از خمیرهای مرغی که در داخل کارگاههای تحت نظارت بهداشتی سازمان دامپزشکی و در اماکنی با عنوان تولیدکننده فرآوردههای گوشتی حرارت دیده صورت گیرد، هیچ منعی ندارد. او افزود: سازمان دامپزشکی مسئول نظارت بر تولید این محصول بوده و مسئولیت مصرف آن با مردم و دستگاههایی مانند وزارت بهداشت است.
گرفتار موش ها و سالک هستیم
نه سگها
ماجرای سگ کشی در استان فارس موجب اعتراض گسترده شدن اعتراضات حامیان حیوانات و سازمان حفاظت از محیط زیست شد. ماجرا از فیلمی شروع شد که در شبکه های اجتماعی دست به دست گشت. آنچه صدای اعتراض یکپارچه حامیان و دوستداران حیوانات را بلند کرد روش کشتن این حیوانات و به دست آوردن عایدی ناچیز از لاشه های این حیوانات ولگرد بود. سید حسن هاشمی، وزیر بهداشت در حاشیه همایش ملی سلامت در جمع خبرنگاران در مورد سگ های ولگرد و مساله بهداشت آنها گفت: مساله سگ ها جزو وظایف شهرداری ها، سازمان دامپزشکی و سازمان محیط زیست است و مشکل ما فعلا شیوع بیماری سالک در 17 استان کشور است. ما فعلا گرفتار موش ها هستیم اجازه دهید بلایی سر موش ها بیاوریم تا حاشیه و مشکل جدیدی را ایجاد نکنند و گربه ها و سگها را به سازمان های دیگر بسپاریم.
درمان آسم در 5 سال آینده
دانشمندان دانشگاههای کاردیف و کینگز کالج لندن در دستاوردی که میتواند زندگی میلیونها مبتلا به آسم را در جهان تغییر دهد، توانستهاند سلولهای عامل باریک شدن راههای هوایی را در زمان تحریک با محرکهایی مانند آلایندهها شناسایی کنند. به طور قطع در حال حاضر داروهایی برای غیرفعالسازی این سلولها وجود دارد که به calcilyticsها مشهور بوده و برای درمان بیماران مبتلا به پوکی استخوان مورد استفاده است. دانشمندان امیدوارند در آینده، مبتلایان به آسم از این دارو برای جلوگیری از حمله استفاده کرده و دیگر از اسپری تنفسی استفاده نکنند.اگر دانشمندان بتوانند ایمن بودن calcilyticsها را در زمان اعمال مستقیم آنها به ریه اثبات کنند، ظرف پنج سال آینده میتوان از این دارو برای درمان بیماران و حتی جلوگیری از بروز آن استفاده کرد. آسم یک بیماری ناتوانکننده بلندمدت است که باعث سرفه، خسخس سینه، تنگی قفسه سینه و تنگی نفس میشود.
نیمی از مردم ایران دیابتی میشوند
بنیانگذار دیالیز در اصفهان گفت: بیش از نیمی از مردم ایران تا ۲۰ سال دیگر به بیماری دیابت مبتلا میشوند. مهدی اذانی گفت: بین ۴۰ تا ۴۵ درصد دیالیزیها مبتلا به دیابت هستند و ۲۰ تا ۳۰ درصد بر اثر فشارخون به دیالیز احتیاج پیدا کردند. وی افزود: دو بیماری خاموش عامل اصلی دیالیز هستند. اذانی تصریح کرد: بیماری های کلیه روز به روز در حال افزایش است، کمبود ویتامین B۶ و ازدیاد دو ویتامین A و C سبب سنگ کلیه در بدن فرد می شود و نیاز به دیالیز پیدا میکنند. وی گفت: گرد و غبارها مانع جدی جذب ویتامین D در فرد میشوند، اگر در گذشته افراد به راحتی می توانستند با نشستن نیم ساعت در مقابل آفتاب ویتامین D جذب کنند اما این امر امروز با وجود گرد و غبارها امکانپذیر نیست.
بچهها هم فهمیدهاند
دانش آموزان امروزی دیگر مثل دانش آموزان قدیم نیستند که روی حرف معلم شان حرف نزنند. دانش آموز امروزی اگر معلمش یک کلمه اطلاعات نادرست به او بدهد، زنگ تفریح با تبلت اش به اینترنت وصل می شود و بی اطلاعی معلمش از علوم روز را کشف می کند و جلسه بعد کف دست او می گذارد. معلم های امروز باید واژه«نمی دانم» را با خود تمرین کنند تا در پاسخ دانش آموزان زبر و زرنگ، خود را راحت کنند.
دانش آموزان امروز به مدد اینترنت، نشریات، کانال های گوناگون تلویزیونی و… به اطلاعات مورد نظر خود دست می یابند. و این یعنی این که دیگر معلم نمی تواند سر کلاس شعار بدهد و به قول امروزی ها سر بچه ها را شیره بمالد. نوجوانان امروز شاید «بیل گیتس» را بیش تر از «ادیسون» دوست داشته باشند و ترجیح بدهند در آینده با اتومبیل های گران قیمتی که معلم شان اسم آن اتومبیل ها را هم بلد نیست در خیابان آیند و روند بکنند تا این که با عنوان دکتری و کتاب به دست در دانشگاه قدم بزنند.
ایده آل دانش آموز امروزی بالا بردن مدل موبایلش است تا خواندن یک رمان جدید! دانش آموز امروز نام کمپانی های موفق اقتصادی را بهتر از دانشگاه های معتبر جهان می داند. کافی است به کار تدریس مشغول باشید و روزتان را با همین دانش آموزان امروزی سپری کنید تا متوجه شوید که اوضاع همین طور است که می گویم. اما گاهی اوقات دانش آموز امروز برای لحظاتی معلم خود را دچار سرگیجه می کند. آن گاه که بعد از نصایح آبدار و کوبنده معلم مبنی بر نزدیک بودن امتحانات خرداد ماه و لزوم هر چه بیش تر درس خواندن، با بی تفاوتی خودکارش را لای دندانهایش می گذارد و می پرسد:«آقا! شما که درس خواندید به کجا رسیدید؟» معلم دیگر نمی تواند مثل قدیم جواب بدهد:«علم فلان است و بهمان است!» چون دانش آموزان امروز – درست یا نادرست- به این نتیجه رسیده اند که علم از ثروت بهتر نیست! گویا بچه ها هم فهمیده اند که معلم شان حقوق دندان گیری عایدش نمی شود.
گویا فهمیده اند تحصیلات عالیه معلم شان خیلی هم به کار معیشتش نیامده است. و معلم هم در جواب دانش آموز نوجوانش در می ماند. از شما چه پنهان! معلم هم -درست یا نادرست- به این نتیجه رسیده است که ثروت اگر از علم بهتر نباشد، دست کمی هم از علم ندارد. معلمی که به خاطر دو شغله بودن فرصت مطالعه ندارد. صبح معلم مدرسه است و عصر راننده آژانس باید هم به این نتیجه برسد. معلمی که برای ارتقای علمی و تحصیلات خود توان تأمین هزینه دانشگاه آزاد اسلامی را ندارد چرا باید به نتیجه ای غیر از این برسد؟ آیا متولیان فرهنگی این کشور اندیشیده اند معلمی که صبح در مدرسه تدریس و عصر هم در آژانس تاکسی تلفنی کار می کند.
اگر عصر همان روزی که تدریس داشته، دانش آموزش برای رفتن به شهربازی مسافر معلم خود (بخوانید راننده اش!) شود چه بر آن معلم می گذرد؟ اوضاع فرهنگی و آموزشی این سرزمین از خطوط قرمز هم عبور کرده است. بچه ها هم این را فهمیده اند!
کوچ مجازی ایرانیان / فیسبوک در کما
کوچ مجازی ایرانیان / فیسبوک در کما
پیام ما- فیسبوک خلوت شده است. نه اینکه کاربرانش کم شده باشد نه ، بلکه حضور کاربران در این شبکه اجتماعی تاثیرگذار کمتر از قبل شده است و می توان گفت دیگر شبکه اجتماعی اول نیست. البته این موارد در ایران صادق است وگرنه در دنیا فیسبوک همچنان بالاتر از سایر رقبا ایستاده است آن هم با یک میلیارد و 100 میلیون کاربر که در بدبینانه ترین حالت فقط 8 درصدشان واقعی نیستند.
حالا اما فیسبوک در ایران آن شلوغی اولیه را ندارد و نشانش تعداد لایک و کامنت هایی ست که زیر پست های افراد معروف می خورد. به عنوان مثال رضا یزدانی در فیسبوک 390 هزار و 547 نفر طرفدار دارد و پیج او در اینستاگرام 140 هزار دنبال کننده. یکی از پست های او که در یک زمان هم در فیسبوک و هم در اینستاگرام قرار داده شده است گویای تفاوت فاحش این دو شبکه اجتماعی ست. پست او در فیسبوک تا لحظه نگارش این مطلب توسط 2 هزار و 690 نفر لایک شده و همین پست او در اینستاگرام 7 هزار و 58 لایک دارد. در تعداد کامنت ها هم اوضاع فرقی ندارد و اینستاگرام 136 به 21 پیش است.
در پیج فیسبوک و اینستاگرام مازیار فلاحی هم اوضاع مشابه است. فلاحی در فیسبوک 336 و در اینستاگرام 260 هزار طرفدار دارد. اما آخرین پست او در فیسبوک که نزدیک به 13 ماه پیش نشر شده است 1642 لایک دارد اما آخرین پست او در اینستاگرام که یک هفته ای از نشر آن گذشته، 16 هزار و 339 لایک دارد. امید حاجیلی هم اوضاع مشابهی را تجربه می کند. پست مشترک صفحه فیسبوک و اینستاگرامش به ترتیب 157 و 4 هزار 756 لایک دارد. تنها برتری فیسبوک به اینستاگرام در تعداد دنبال کنندگان است که قدیمی تر بودن فیسبوک نسبت به اینستا دلیل قانع کننده ای برای این امر به نظر می رسد. این ها نمونه بارز خالی شدن فیسبوک است.
اواخر دولت محمود احمدی نژاد بود که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه نرم افزار موبایلی وی چت را فیلتر کرد و بعد از فیلتر شدن این نرم افزار، کاربران این شبکه که اتفاقا در ایران هم کم نبودند به سمت برنامه های دیگری مثل وایبر، لاین و واتساپ رفتند که کاملا با فیسبوک متفاوت بودند. همزمان با افزایش کاربران این نرم افزارهای پیام رسان، شبکه اجتماعی که کارکردش نزدیک به فیسبوک بود، در موبایل ها فراگیر شد. اینستاگرام که از سال 2010 راه اندازی شد تفاوت های زیادی با فیسبوک داشت اما در ایران توانست به خوبی جای خود را باز کند.
اما تفاوت های اینستا و فیسبوک آنقدر زیاد است که کارکردهای این دو شبکه کاملا مغایر یکدیگر باشد. یکی از مهمترین مشخصه های فیسبوک قابلیت شیر کردن و یا همان به اشتراک گذاشتن مطالب است.
هر کاربر می توانست مطالب مدنظرش را تنها با کلیک کردن بر روی یک گزینه به اشتراک بگذارد و دوستانش در این شبکه از این مطالب آگاه شوند. در حالی که در اینستاگرام امکان به اشتراک گذاشتن وجود ندارد.
علاوه بر این در فیسبوک محدودیتی برای نشر مطالب وجود ندارد و کاربر می تواند لینک مطلب موردنظر را منتشر کند و کاربران دیگر با یک کلیک به صفحه اصلی هدایت شوند و یا ویدئو و فایل صوتی را با هر مدت زمانی به اشتراک بگذارد اما اینستاگرام به کاربر اجازه می دهد تنها 15 ثانیه از یک ویدئو را آپ کند و امکان نشر لینک به آسانی فیسبوک وجود ندارد. شبکه های پیام رسان موبایلی هم بیشتر به فضاهایی برای شادی و سرگرمی بدل شدند و بیشتر اخباری که توسط کاربران دست بدست می شوند آنچنان قابل اعتماد نیستند چرا که نمی توان به راحتی منبع خبر را چک کرد. نمونه این قضیه هم خبر دروغ دعوت دکتر ظریف از مردم برای حضور در جشن تفاهم لوزان بود که منبع موثقی نداشت. دلیل رواج اینگونه شایعات این است که با اینترنت کم سرعت هم می توان از این شبکه ها استفاده کرد و نمی توان با سرعت کم اینترنت به کاوش درباره اخبار منتشره پرداخت.
دولت روحانی که بر سرکار آمد وعده باز شدن فضا را داده بود و یکی از این فضاها همان فضای مجازی بود. دولت تدبیر و امید بارها و بارها در مقابل فشار دیگر سازمان ها ایستاد و از فیلتر شدن اینستاگرام، وایبر، واتساپ و لاین جلوگیری کرد. اقدامی که هم در راستای تحقق وعده ها بود و هم به نفع حاکمیت. با فیلتر نشدن این شبکه ها، به تدریج اقبال عمومی به فیسبوکی که فیلتر بود و برای استفاده از آن نیاز به فیلتر شکن بود، کم شد و تعداد زیادی از کاربران این شبکه ترجیح دادند خود را با وایبر و لاین و اینستاگرام سرگرم کنند و برای استفاده از فیسبوک زحمتی به خود ندهند.
این کار دولت تدبیر و امید در جلوگیری از فیلتر شدن شبکه های اجتماعی موبایلی منجر به کم شدن نفوذ فیسبوک در بین ایرانیان شد. نتیجه ای که سال ها دیگر نهادها به دنبالش بودند و با خرج های آنچنانی می خواستند از اقبال عمومی به فیسبوک جلوگیری کنند حالا بدون هزینه و بدون مقاومت کاربران فیسبوک، بدست آمده و دیگر خبری از درخواست برای رفع فیلتر فیسبوک به گوش نمی رسد. شبکه ای که دو سال پیش اینگونه مورد تحسین آیت الله هاشمی قرار گرفته بود: حالا شاهدیم که یک صفحه فیسبوک که برای مردم هزینه ندارد، تبدیل به چندین دستگاه رادیو و تلویزیون میشود که میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد و یک ویدیو تصویر که با موبایلها گرفته شده به دنیا منتقل میشود که به نظر من، این امری مبارک برای دنیاست.
در پی مسمومیت 76 دانش آموز زرندی / توزیع غذای گرم در مدارس زرند ممنوع شد
در پی مسمومیت 76 دانش آموز زرندی / توزیع غذای گرم در مدارس زرند ممنوع شد
اواخر هفته گذشته خبری مبنی بر مسمومیت 76 دانش آموز زرندی در رسانه ها منتشر شد. 40 نفر از این دانش آموزان مدرسه فرهنگیان مسموم و در بیمارستان بستری شدند. در پی این مسمویمت و بستری شدن تعدادی از دانش آموزان در بیمارستانهای زرند جلسه اضطراری با حضور فرماندار، معاون پشتیبانی اداره کل اموزش وپرورش، نماینده استانداری و جمعی از مدیران و مسئولین مراکز بهداشتی، درمانی و آموزشی شهرستان زرند در محل فرمانداری تشکیل شد . به گزارش ایسنا حبیب اله خنجری فرماندار شهرستان زرند در ابتدای این جلسه با ابراز تاسف از این اتفاق تصریح کرد: با توجه به اینکه مسئله مسمومیت غذایی هنوز به طور دقیق مورد تایید نمی باشد خواستار توقف توزیع هر گونه غذای گرم در آموزشگاههای شهرستان شد. فرماندار زرند گفت: به محض اطلاع از شیوع بیماری و مراجعه تعدادی از دانش آموزان به مراکز درمانی شهرستان بلافاصله تیم هایی از مراکز بهداشت تشکیل و به بیمارستانهای سطح شهر به منظور شناسایی نوع بیماری و اقدامات اولیه و جلوگیری از گسترش این بیماری صورت گرفت. رئیس شورای آموزش و پرورش شهرستان زرند گفت: تیمهای مذکور نیز جهت روشن شدن وضعیت بهداشت مدرسه به این آموزشگاه مراجعه و پس از نمونه برداری از غذاهای سرو شده و نمونه برداری از آب آشامیدنی مدرسه این موارد را به مراکز آزمایشگاهی مربوطه ارسال کردند .وی آخرین آمار دانش آموزان بیماری که در بیمارستانهای زرند بستری شده اند را 26 نفر اعلام کرد و تصریح کرد: با توجه به درخواست والدین تاکنون دو نفر از این دانش آموزان برای ادامه درمان به مرکز استان اعزام شده اند. فرماندار زرند خاطرنشان کرد: هرگونه آمار و اطلاعات در خصوص دانش آموزان از هر منبعی مورد تائید نیست و فقط آماری و ارقامی که از سوی روابط عمومی های فرمانداری و آموزش وپرورش منتشر شوند قابل استناد است. مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمان هم با تایید بستری 26 دانش آموز یکی از مدارس شهرستان زرند گفت: منشا بیماری دانش آموزان زرندی در دست بررسی است. ابراهیم جهانگیری خاطر نشان کرد: با هماهنگی های به عمل آمده با مرکز بهداشت شهرستان زرند اکیپ این مرکز از دیروز در آموزشگاه مستقر و از تمام دانش آموزان تست سلامتی توسط پزشک و کارشناسان بهداشت محیط و واحد پیشگیری از بیماری ها به عمل آمده است و در حال حاضر مشکل خاصی وجود ندارد . وی افزود: تیمی به سرپرستی دکتر «محمد محسن بیگی» پزشک و معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش استان کرمان برای بررسی موضوع به زرند اعزام شده است. نکته جالب اما صحبت های رئیس اداره اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان کرمان به ایلنا بود. تقی زاده با بیان اینکه به غیر از دانشآموزان این مدرسه تعدادی از اهالی زرند با علائم مشابه مسمومیت به مراکز درمانی مراجعه داشتهاند، گفته: حتی در میان دانشآموزان مسموم شده، چند نفر از روستاهای اطراف به مراکز درمانی مراجعه کردهاند.
گفتگوی اختصاصی پیام ما با دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا: «ایرانرود» اقلیم کرمان را متحول میکند
طرح اتصال دریای خزر به خلیج فارس از دهه 40 خورشیدی مطرح بودهاست. اولین طرح توسط مهندس هومان فرزاد در سال ۱۳۴۵ نوشته شد که وی این طرح را به سازمان پژوهشهای علمی کشور ارائه داد. بر اساس این طرح باید بین دریای خزر و خلیج فارس دریاچههایی ایجاد شود تا این دو دریا به هم متصل بشوند. در این ارتباط سه نقطه پست در ایران شامل چاله جازموریان، دشت لوت و دیگری هم دشت کویر در نظر گرفته شد. ساخت این کانال در دوران دولت هاشمی رفسنجانی و اصلاحات نیز بررسی شد. مرکز پژوهشهای مجلس نیز ساخت این کانال را بررسی کرد و نتیجه این بررسی در 10 جلد کتاب به دولت تحویل داده شد اما تاکنون قدمی جدی برای اجرایی شدن این پروژه برداشته نشده است. ایرانرود همانند هر پروژه دیگری مخالف و موافق دارد. یکی از موافقان این پروژه دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست که نسبت به نتیجه ایرانرود خوش بین است. فراستی امید زیادی دارد تا با اجرایی شدن این پروژه، اقلیم ایران عوض شود، هرچند که به گفته او در صورت عدم تغییر اقلیم ایران، سودی که استان های کویری از این پروژه می برند کم نیست. ماحصل گفتگوی 2 ساعته «پیام ما» با دکتر فراستی را در ادامه می خوانید:
• در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و ابرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شده ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود.
در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شدکه مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم. الان هم ما در حال بررسی طرح مهندس هومان فرزاد هستیم که هیچگاه به طور جدی و کارشناسی این طرح بررسی نشده و می خواهیم به این نتیجه برسیم که آیا انتقال آب به کویر ایران باعث تغییر اقلیم خواهد شد یا خیر. این طرح هنوز در مرحله مطالعاتی است و یک کارگروه مطالعاتی در «انجمن ایرانرود» با شرکت عده ای از کارشناسان ایرانی در داخل و خارج کشور مشترکا روی ابعاد گوناگون این نظریه در حال مطالعه هستند.
• خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطق مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را اباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست.
من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمت های بالا خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
• همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر میگردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت اب؛ و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت اب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در امریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم ابی مواجه شود: ذخیره اب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع اب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
• پس این «طرح ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است وحدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
• خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک شده و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوهها را مشخص نمود. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن اب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد.
طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فن اوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ اب از اعماق زمین؛ که آنهم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود وبه مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند با و سپس پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا حفر شود می توان اب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد.منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیاء شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
• اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاط فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
• با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال گذشته به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با آقای سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا اون مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و اون طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود که الان 3 ماه از حیاتش می گذرد و تعدادی از دوستان ما در تهران و تعدادی از دوستان ما در خارج از ایران در حال فعالیت هستند، بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم. فکر می کنم چند ماه دیگر وقت لازم داریم تا این کار را انجام دهیم.
• برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد.
الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
• با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
• خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد.در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
• اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود و آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد و زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
• برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال اب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن اب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح اب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
• صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
جمعی از هموطنان در داخل کشور و عده ای از ایرانیان وطنپرست و دلسوز در خارج از کشور بدون هیچ چشمداشتی در انجمنی بنام «ایرانرود» گرد آمده اند تا بعنوان یک وظیفه شهروندی روی معضل خشکسالی در کشور مطالعه کنند و طرح هایی را ارائه دهند. پروزه ایرانرود به معنای انتقال اب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح ابیاری بلکه یک طرح گسترده ابادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.
