بایگانی مطالب نشریه
انتشار نسخه فارسی «جایی که ماه نیست»
انتشار نسخه فارسی «جایی که ماه نیست»
نسخه فارسی رمان «جایی که ماه نیست» نوشته ناتان فایلر با امضاء قرارداد با نویسنده به منظور پرداخت حقوق قانونی وی، در ایران منتشر میشود. به گزارش مهر، نشر نون اولین قرارداد بینالمللی خود را برای اخذ مجوز قانونی نشر کتاب منعقد کرد. این قرارداد که با موضوع انتشار نسخه فارسی رمان «جایی که ماه نیست» برنده جایزه کاستا و نوشته ناتان فایلر است که به منظور انتشار این کتاب در ایران و با دریافت حقالتالیف و حقوق قانونی کتاب با این نویسنده انگلیسی منعقد شده است. «شوک سقوط» در آمریکا با عنوان «جایی که ماه نیست» منتشر شده و محمد حکمت این کتاب را از روی نسخه انگلیسی آن ترجمه کرده است. ناتان فایلر برای این کتاب علاوهبر جایزه کتاب سال کاستا، عنوان بهترین نویسنده اثر داستانی انگلیس را در سال ۲۰۱۵ کسب کرده است.
جایزه کتاب «کاستا» یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه های ادبی در انگلستان است که کتابها و نویسندگان مطرح در انگلستان و ایرلند بر اساس این جایزه شناخته می شوند و برای تجلیل از قدرت لذت بخشی کتاب اهدا میشود. «جایی که ماه نیست» داستان شیداییهای یک کودک است که با شیوهای بسیار خواندنی و با استفاده از فرمهای متنوع نوشته شده است. این کتاب تا کنون به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است و ترجمه فارسی آن به زودی با عنوان «جایی که ماه نیست» توسط نشر نون منتشر خواهد شد.
تمدن هلیل، کهنترین گهوارهگاه تمدنِ جهان
تمدن هلیل، کهنترین گهوارهگاه تمدنِ جهان
سید محی الدین طیبی
چه سخت است سخن راندن از تمدنی به وسعت هزاره ها، تمدنی که بر بلندای کوهساران رابر، بحرآسمان، ساردوییه و اسفندقه اوج می گیرد. در دامنه دلربای کوه تپه های دلفارد سر به زیر می شود و در دامن رها و گرم و نامحدود مادری به نام دشت جیرفت آرام می گیرد و به پختگی و بلوغ می رسد. به راستی احسنت بر هوش و فراست خالقین این تمدن که در میان دشت ها و بلندی های مشرق زمین چنین منطقه ای جادویی با ترکیبی مینیاتور گونه از انواع آب و هوا، محصولات کشاورزی، گونه های جانوری و گیاهی و مناظر دلربای طبیعی را برای بنیان تمدن زمین برگزیدند.
شاید بتوان برای هر منطقه ای از این دیار کهن ویژگی خاصی را متصور شد که باعث ارزش گذاری آن در سطح منطقه و یا حتی کشور بشود؛ اما آنچه که امروز در دل خاک سرزمین هلیل رود می تپد، نگاه جهان و جهانیان را به این منطقه معطوف کرده است. هلیل دیگر امروز تنها یک رود از هزاران رود غلطان بر خاک زمین و خاطره ای از خروش ایام جوانی پیران دهکده نیست. هلیل ما امروز یک نام جهانی است. نامی که نوید یک تمدن خفته بر دل خاک است. تمدنی با هزاران سال سابقه که نقشی دیگر است از آوازه نکویی این سرزمین و تأییدی بر انگاره های اصالت سرزمینی کهن. باشد که پاسبان این افتخار دیرین باشیم.
تمدن هلیل:
در جنوب شرق ایران در استان کرمان، شهری کوچک به نام جیرفت قرار گرفته که از سه جهت کوهستان هایی به ارتفاع ۴۰۰۰ متر آن را احاطه کرده اند و تنها از جانب جنوب غربی به سمت تنگه معروف «هرمز» در خلیج فارس راه گریزی دارد. این منطقه به دلیل موقعیت خاص طبیعی اش که آن را کاملاً به محاصره در آورده، از مسیر گردش های جهانگردان و نیز تحقیقات باستان شناسی به دور مانده است، تحقیقاتی که عمدتاً بر روی منطقه بین النهرین واقع در هزار کیلومتری آن متمرکز شده اند. تا این که سرانجام بر حسب اتفاق آثار فراوانی از تمدن ناشناخته ای در جلگه هلیل رود از زیر خاک سر بیرون آوردند. تمدنی که از سپیده دم بشریت منشأ می گیرد.
ویژگی منحصر به فرد آثار به دست آمده که در آن سیر تکوین جهان، انسان ها و حیوانات در سبکی بی نظیر به تصویر کشیده شده است، جای هیچ شک و تردیدی را برای باستان شناسان نسبت به قدمت و ظرافت فرهنگ هلیل رود باقی نمی گذارد. به نظر می رسد که فرهنگ و تمدن هلیل رود به طور مستقل از تمدن دولت _ شهرهای بین النهرین در هزاره سوم قبل از میلاد پای به عرصه حیات نهاده و به این ترتیب حتی از تمدن سومر نیز چندین قرن تقدم زمانی می یابد که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
تاریخچه کشفیات
کشف تمدن هلیل را نمی توان حاصل هوش و فراست باستان شناسان دانست، بلکه چنین کشفی نتیجه حرص و طمع کاری غارتگرانی است که گورهای قدیمی را حفاری و اشیای آن ها را تارج کرده اند. در مدت ۹ ماه قاچاقچیان با همدستی برخی از مسئولان محلی و قاچاقچیان بزرگ اشیای عتیقه بی آنکه از جانب کسی تهدید به مجازات شوند، تمام منطقه را مورد غارت قرار دادند و شرکای آن ها، اشیای مشکوفه را از طریق کوه یا دریا از منطقه خارج ساختند.
در آغاز ماجرا چنین بود که یکی از روستاییان گلدان حجاری شده ای را می بیند-که در آب جاری شده حاصل از بارش باران در حرکت است- گلدانی که از گوری بیرون افتاده بود، در نتیجه باران های تند خاک آن شسته شده بود. فردای آن روز تمام مردم منطقه با بیل و کلنگ به منطقه حمله ور شدند تا گنجی را که خدا به آن ها هدیه داده بود به دست آورند. زیرا خشکسالی شدیدی طی ۲ سال در منطقه حاکم بود. هیچ کس از گذشته با شکوه این اشیا خبری نداشت و آن ها را نمی شناخت. جز این که همه می دانستند که با یافتن این اشیا پول هنگفتی به دست خواهند آورد. در همان ابتدای کار بیش از ده قبر غارت شد و دو هزار شیء از آن بیرون آوردند که برخی از آن ها در هفته های بعدی در سالن های فروش اشیای عتیقه نیویورک، پاریس و لندن ظاهر شدند. هزاران فرد دیگر به خیل غارتگران افزوده شدند. یوسف مجیدزاده باستان شناس ایرانی می گوید: «هیچ تپه و منطقه ای را در جیرفت نمی توان یافت که زیر و رو نشده باشد.» مدت ها بود که اشیا زیر خاکی بسیار قدیمی با مبدأ نامعلوم در کلکسیون ها و گالری های کشورهای آمریکایی، اروپایی و آسیایی به فروش می رسیدند. این آثار رفته رفته توجه کارشناسان هزاره های قبل از میلاد را به خود جلب کردند. با کنکاشی که آنان انجام دادند سر نخ به گمرک ایران ردیابی شد و در سال 2001 (1380) مراتب به دولت جمهوری اسلامی اطلاع داده شد. در پی تحقیقات مأموران بازداشت شده گمرک اعتراف کردند که تا کنون به طور سازمان یافته با باندهایی که با روستاییان منطقه ای در ایران همکاری دارند، هزاران قطعه شیئی زیر خاکی را به طور غیر قانونی از ایران خارج کرده اند. پس از این اعترافات، باستان شناسان ایرانی عکس العمل نشان دادند و در مناطق باستانی ایران مشغول جستجوی نمونه هایی از آثار شدند. در نتیجه تفحص باستان شناسان ایرانی در منطقه «هلیل رود» متوجه شدند که روستاییان فقیر منطقه در 20 کیلومتری جنوب جیرفت منطقه ای را بین خود تقسیم کرده و مشغول حفاری هستند.
هرگاه باستانشناسان به منطقه می رفتند، روستاییان به آنان حمله برده و آن ها را از منطقه دور می کردند. پس از رد یابی شبکه قاچاق اشیا و بازرسی منازل افراد در شهرهای بردسیر، جیرفت، بندر عباس و تهران هزاران قطعه از اشیای زیر خاکی به دست آمد.
در نوروز 1382 دولت سرانجام تصمیم گرفت که برای فراری دادن روستاییان و جلوگیری از حفاری آنان نیروهای نظامی و امنیتی را به منطقه اعزام نماید و سپس هیأت باستان شناسی به سرپرستی پروفسور یوسف مجید زاده با حمایت نیروهای نظامی به منطقه فرستاده می شود. مجیدزاده به محض ورود به منطقه با این که منطقه به طور گسترده ویران شده بود، متوجه اهمیت یافته ها می شود. به فوریت از متخصصین بزرگ دنیا در آثار سومر و ایلام دعوت می کند که به او در این مهم کمک کنند.
کارشناسان متوجه می شوند محوطه ای که به وسیله روستاییان حفاری شده، زمین بزرگی بوده که محوطه قبرستان شهر کهن بوده است و اشیای به یغما رفته هدایایی بوده اندکه معمولاً در هر قبری به طور متوسط 50 تا 60 عدد شیئ که برای خدایان همراه با مردگان در داخل قبور نهاده می شدند. غم انگیز آن که در اثر رفتار نابخردانه برخی اهالی روستا تمام استخوان ها پودر و نابود شده اند. در حال حاضر به نظر می رسد که تنها باقی مانده بیولوژیک از این مردمان که می توانست اطلاعاتی در مورد هویت و نوع زندگی ایشان به باستان شناسان برساند از دست رفته است. مجیدزاده و همکارانش کار خود را از منطقه ای جنوبی تر در امتداد «هلیل رود» ادامه می دهند و با کمال تعجب به آثار بیشتری برخورد می کنند. در نهایت، در منطقه ای به وسعت 50 کیلومتر عرض و 400 کیلومتر طول جغرافیایی: تمام امتداد «هلیل رود» از جیرفت تا دریاچه هامون (جازموریان) آنان به منطقه ای با چندین شهر، گورستان و یک زیگورات عظیم برخورد می کنند، با آثاری از تمدنی بین 4500 تا 3000 سال پیش از میلاد (پیش از سلسله های ایلام و سومر) با پیدایش این آثار می توان از یک بین النهرین دیگر سخن گفت.
کهن ترین تمدن شرق
قدمت تمدن جیرفت حدود 7000 سال تخمین زده می شود (کهنتر از تمدن بین النهرین) و به این طریق به عنوان کهن ترین تمدن شرق شناخته میشود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشتهاند. در این محل چند لوحه گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده؛ اما در کل روایتگر آن است که این مردم مخترع خط و زبان بوده اند، نه سومریان. وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیش تر ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی را شامل میشود. مهمترین صنعت منطقه همان کنده کاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافت خاص است و موارد کاربردی و زیبایی شناختی را در بر میگیرد. در روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز و گوسفند، نخل، مار و عقرب وجود دارد که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است. نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدن های دیگر جدا میکند چشم درخشان و مرصع کاری روی قطعات است. در برخی طرحها دیده میشود در دور تا دور ظرف چند حیوان در هم تنیده وجود دارند که برای کنار هم قرار دادن آن ها نیاز به محاسبات پیچیده بوده است.
با این همه، سطح تکنیک و ابزار به کار رفته در کنار سبک های طراحی نشان می دهند که یافته ها به یک دوره تعلق نداشته و چه بسا به ادوار مختلفی تعلق دارند (و ما اینک تنها دوره مرهشی را می شناسیم) و حوزه هلیل رود را باید چون بسیاری از رودهای فلات ایران و بین النهرین، خاستگاه تاریخی سلسله های مختلفی با تمدنی کهن و دامنه دار طی هزاران سال شمرد؛ به خصوص که از دیرباز این منطقه یکی از مناطق مهم کشاورزی بوده و هنوز هست و این خود، دلیلی دیگر بر این که بر بستر رودخانه هلیل رود و جازموریان، همچون بسیاری از رودها و مناطق دارای آب شیرین برای خوردن و کشاورزی، مهد تمدنی کهن و سلسله وار خفته است.
شهرنشینان متمدن
با پایان یافتن فصل اول کاوش اقامت گاه ساکنان قدیمی جیرفت از جنس خشت از زیر خاک بیرون آمد. همچنین دیوار و باروی قدیمی شهر و بنای عظیمی از خشت خام که شاید نوعی زیگورات باشد، پدیدار شده اند. برروی بسیاری از اشیاء پیدا شده مانند جام ها، ظروف مختلف، گلدان های ساخته شده از سنگ یا گل مخصوص کوزه گری که با نقش و نگارهای برجسته بسیار بدیع و نگین های رنگین گران بها مانند فیروزه، مرمر، یشم ویا مروارید مزین شده اند طرح معماری ساختمان های 2 یا 3 طبقه به چشم می خورد. کارشناسان از نقوش دام، طبیعت و انسان بروی ظروف و از باز مانده دانه های غلات پی برده اند که این مردم زندگی کاملأ شهرنشینی توأم با کشاورزی، دامپروری، پیشه وری و صنعت داشته اند. در هیچ کدام از نقوش اثری از شکار یا جنگ و یا ابزاری که گویای چنین صحنه ها و اعمالی باشد دیده نشده است.
ادامه دارد ….
معمای خط
نمونه هایی از خط بر روی گل رس در «هلیل رود» پیدا شده که به گفته کارشناسان این خط قرن ها قدیمی تر از خط میخی است. این خط یک خط سمبلیک (symbolic) نیست، آثار به دست آمده نشاندهنده آن است که این خط در زمره خطوط Linear بوده و در گروه خطوط سمبولیک جای نمیگیرند. دوم این که خط کشف شده در جیرفت شباهتی به هیچیک از خطوط باستانی دیگر ندارد و میتوان رواج آن را تقریباً همزمان با اختراع خط سومری دانست. این یافتهها تغییرات و دگرگونیهای زیادی را در باورهای گذشته درباره پیشتازی و سابقه خط در تمدن بین النهرین به وجود آورده است.
باستانشناسان به دلیل منحصر به فرد بودن، این آثار را با نام خط شرقی معرفی کرده و امید دارند بتوانند در آینده آن را بخوانند. تا قبل از کشف این نمونه خطها که آن ها را روی چند لوح باستانی پیدا کرده اند، فقط از ۲ خط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان نمونههای باستانی یاد میشد که اینک باید در آن تجدید نظر کرد.
از دیدگاه بسیاری از باستان شناسان، چهار لوح گلی کشف شده در محوطه پیش از تاریخ شهر دقیانوس که بر روی آنها خطوط هندسی کهنترین خط جهان نقش بسته آخرین حلقه هویتی تمدن «ارت» است که دانشمندان در رمزگشایی از آنها ناتوان ماندهاند. خط تمدن هلیلرود، به صورت اشکال هندسی هستند که هیچگونه معادل یا شبیهی ندارند و تاکنون کسی موفق به خواندن آن ها نشده است.
راز مهرهای سر به مهر
مُهرهای یافت شده با نقوش مختلف در منطقه متعلق به بازرگانانی بوده که از نقاط دیگر برای خرید کالا به «جیرفت قدیم» می آمدند و از این مُهر ها برای مُهر و موم کالا ها استفاده می کردند. تعداد زیاد مهرها و تنوع طرح ها نشان می دهد که خریداران زیادی از نقاط مختلف خارج از منطقه به این شهر می آمده اند.
چند سالی بود که کارشناسان به اشیایی با فرم مشابه هم (با نقوش مختلف و مزین به نگین های قیمتی) در کشورهای مصر، تاجیکستان، مغولستان، افغانستان و بین النهرین برخورد می کردند، بدون آن که بتوانند مبدأ آنان را پیدا کنند. متخصصان، این اشیاء را «کیف دستی» می نامند و تا کنون هیچ کاربرد خاصی برای این اشیا معلوم نشده بود. اکنون پس از کاوش های «جیرفت» متخصصان پی به مبدأ ساخت این اشیای گران بها برده اند. خانم پیتمن و آقای مجید زاده معتقدند که این اجسام برای وزن کردن دقیق سنگ ها و نگین های گران بها استفاده می شده اند. به دلیل تراکم مهر ها و سنگ وزن ها خانم پیتمن معتقد است که:«جیرفت؛ الدورادوی خریداران سنگ های قیمتی بوده است.»
تجارت جهانی
بدون تردید باید بگویم که گستردگی و تنوع تجارت این منطقه در دنیای باستان همگان را شگفتزده کرده است. تمدن جیرفت در زمان خودش از هر سمت و سوی جغرافیایی که در نظر بگیرید، از شرق، جنوب، شمال و غرب با همسایگانش روابط مستقیم تجاری داشته است. در واقع این جا برای همه تمدنهای اطراف شناخته شده بود و پل ارتباطی بین سکونت گاههای بشری در افغانستان، هند، جنوب خلیج فارس و تمدنهای میان رودان (بینالنهرین) محسوب میشده است.
تنوع گسترده مهرها و اثرات پیدا شده آن ها نشان میدهد که این منطقه، مرکزی برای تجارت بازرگانان از تمدن دره رود سند تا تمدنهای میانرودان (بینالنهرین) بوده است. مواد خام سنگی از جاهایی مثل بدخشان و نقاط دیگر به این منطقه میآمده و اینجا به اشیا و ابزار قیمتی تبدیل میشده است. ظروف تولیدی در جیرفت را پیش از این در عراق، سوریه، ازبکستان، عربستان و هند یافتهاند و این نشان دهنده بزرگی صنعت و تجارت در جیرفت و حجم بالای صادرات این تمدن بوده است. میتوان این نتیجهگیری را کرد که تمدن هلیلرود، از مراکز اصلی تجارت جهانی در هزاره سوم پیش از میلاد بوده است.
مهد صنعت
نقطه تعجب برانگیز در آثار به دست آمده از تمدن هلیل رود آن است که گلدان های کلرویتی مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد کاملاً برای باستان شناسان ناشناخته نبود. برخی از این آثار پیش تر در ماری Marie جلگه فرات، جلگه سند و سواحل خلیج فارس و حتی تپه یحیی شناسایی شده اند. تشابه بسیار آن ها، متخصصان را به فکر فرو برده است. در این میان پیرآمیه Pierre Amite بی آن که اطلاعی از سر منشأ آن ها داشته باشد، از نوعی سبک بین فرهنگی سخن می گفت. از این پس می دانیم که این اشیا به شکلی صنعتی در جیرفت ساخته شده اند و در تمامی مشرق زمین در نتیجه تجارت منتشر شده اند به همین دلیل می توان این حوزه را به عنوان مهد صنعت در عصر باستان نام گذاری کرد.
ساختمان سازی مدرن
واژه زیگورات، یک لغت میان رودانی (بینالنهرینی) است و نمیدانیم که در اینجا چه نام داشته است. در نگاه اول میبینیم تختگاهی است که طبقات پلکانی دارد. مسلم است که این ساختمانهای پلکانی در جیرفت، قدیمیتر از زیگوراتهای تمدن میان رودان هستند.
قدیمیترین زیگورات بین النهرین، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است و به تمدن سومریها و شهر اور تعلق دارد که پایهاش مربع شکل بوده و 120 متر در 120 متر است. در حالی که پایه ساختمان پلکانی پیدا شده در کناره هلیلرود در پایه 400 متر در 400 متر بنا شده و به هزاره چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. در ساخت این بنا، بیش از 4 میلیون خشت گلی به کار رفته و تحقیقات ما نشان میدهد که در عمق 12 متری تپهها، آثار و لایههایی به مراتب قدیمیتر از لایههای فوقانی قرار دارد. طبقه اول این ساختمان بزرگ، 90 هزار متر مربع و طبقه دوم، 22 هزار متر مربع مساحت دارد. در تحقیقاتی که در زمستان 2005 با کمک دستگاه های الکتریکی (مقاومت کهربایی ) در تپه باستانی «کُنار صندل» انجام شده، نتیجه مقاومت زمین نشان می دهد که در عمق 12 متری زیر تپه ها آثار و لایه هایی به مراتب قدیمی تر از لایه های فوقانی وجود دارند.
آجرهای پخته به دست آمده در کشفیات این منطقه حتی از نمونه هایی که به تمدن هارپایی (که به تمدنی در نواحی بلوچستان پاکستان و ایران تعلق داشته) نسبت می دهند، بزرگتر و بهترند و آن احتمال این که یکی از مراکز تمدن هارپایی را علاوه بر ایندوس باید در حوزه هلیل رود و جازموریان جست، قوت می بخشد. گذشته از آن که این تنها می تواند به یکی از ادوار تاریخی آن تمدن مربوط شود و چه بسا در ادوار دیگر می توانسته خاستگاه تمدنی مستقل و حتی رقیب برای حوزه «ایندوس» باشد؛ به ویژه این که مطالعات اخیر علاوه بر ارتباط با عیلام و شوش، نوعی ارتباط را بین این منطقه با ترکمنستان و مگان (Magana) و دیلمون (Dilmun) برای ادواری نشان می دهد.
آراتای گمشده
دیر زمانی است که باستان شناسا ن در لوح های گلی یافت شده از بین النهرین به نام تمدنی به نام «آراتا» برخورد کرده بودند؛ اما تا کنون اثری از چنین تمدنی پیدا نشده بود.
در یکی از این الواح «مردوک» پادشاه سومر (هزاره سوم پیش از میلاد) از زبان «ای نانا» بزرگ ترین الهه خدای سومریان، مردم «آراتا» را که به تازگی تحت سلطه سومریان درآمده بودند زنهار می دهد و می گوید که اگر می خواهند پس از شکست تحت سلطه سومر به زندگی خود آزادانه ادامه دهند، باید از گنجینه های گران بهایی که در اختیار دارند به عنوان خراج به او بپردازند.
در یکی از این الواح مسیر فرستاده مردوک برای بردن پیام به نزد مردم «آراتا» چنین شرح داده شده است:«از اوروک به آنشان و از آنشان به سمت شرق باید چندین کوه را پشت سر می گذاشته است.»
پروفسور مجید زاده و هیأت همراه او اعتقاد کامل دارند که این مسیر، مسیری است که فرستاده از سومر به سمت کرانه های «هلیل رود» پیموده است.
سخن پایانی
در پایان باید گفت امروزه، یافته های جیرفت افق دیگری از فرهنگ های شرق را گشوده است. امروزه، کارشناسان و خاورشناسان هم صدا بر یک باورند که در تاریخ مردم شناسی 2 دوره وجود دارد. یکی دوره پیش از کشفیات جیرفت و دیگری پس از کشفیات آن. پس از این کشفیات است که تاریخ تمدن جهان باید از نو نگاشته شود.
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ تنها جنایت ما مبارزه با شرکت غاصب نفت جنوب بود
بخش بیست و هشتم
از آنجایی که نخست در این مجموعه از دکتر مظفر بقایی کرمانی و مهندس سید احمد رضوی در جریانات مختلف کرمان همچون: درگیریهای جناحهای سیاسی، کودتای 28 امرداد، انتخابات دوره هیجدهم مجلس، کمیته مجازات و … به تفصیل سخن به میان آمده است، از طرف دیگر، با توجه به اذعان تمامی نویسندگان و پژوهشگران عرصه تاریخ و سیاست، این دو نفر (به ویژه دکتر بقایی) از مطرحترین چهرههای سیاسی ایران در چند دههی اخیر به شمار میآیند، و در نهایت با توجه به این که هر دوی آنها کرمانی بودند و سالها در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این استان، نقش تعیینکنندهای داشتهاند، دیدگاه تعدادی از نویسندگان و پژوهشگران را در مورد این دو شخصیت به اختصار میآوریم.
ما در زندگی سیاسی خود فقط یک جنایت کردهایم و آن مبارزه با شرکت غاصب نفت جنوب بود
از دیگر فرازهای مهم زندگی سیاسی مهندس رضوی بایستی به صراحت لهجه، اعتقاد به حقانیت مبارزات خود و طرفداری از دکتر مصدق پس از کودتای 28 مرداد اشاره نمود. بر این مدعا بد نیست به سخنان وی در یکی از جلسات دادگاه محمد مصدق اشاره نمود که وی به عنوان شاهد به جلسه دادگاه احضار گردیده بود.
«شاهد دیگری که به دادگاه آورده شد، مهندس احمد رضوی نایب رییس مجلس دورهی هفدهم بود. مهندس رضوی با شجاعت تمام سخن گفت … و به رغم مزاج تند و عصبانی که داشت، متانت خود را از دست نداد. پاسخ وی به پرخاشگریهای دادستان بسیار حساب شده، هیجانانگیز و دندانشکن بود:
آقای دکتر محمد مصدق یک پیشوای سیاسی و یک پدر روحانی بود و بنده به اتفاق چند نفر از رفقا در اطراف ایشان جمع شده بودیم و این اجتماع هم به هیچ وجه شرمآور نیست بلکه موجب افتخار است و من برای این اجتماع و خدمت به وطن عزیز افتخار و مباهات میکنم … شما جناب سرلشکر مقبلی و شما آقای دادستان همین قدر بدانید که ما در زندگانی سیاسی خودمان فقط یک جنایت کردهایم و آن جنایت و خیانت این بود که با شرکت غاصب نفت جنوب مرد و مردانه مبارزه کردیم و شما آقایان بدانید که سیاست نفت در تمام دنیا با خون مخلوط بوده است و آن فرزندان ایرانی که در روز 28 مرداد به زمین افتادند، از هر دسته و طرف، برای من فرق نمیکند، فدای این سیاست شدند … وضعی پیش آوردند و طرزی عمل کردند و طوری دست بیگانه مابین فرد فرد ملت ایران تفرقه انداخت که در نتیجه امروز، جمعی از خدمتگزاران مملکت ایران به عنوان متهم یا به عنوان مطلع که در هر حال اطلاق متهم به آنها میشود، در حضور شما حاضر باشند …» (1).
محاکمه و صدور رأی مهندس رضوی
مهندس رضوی پس از کودتای 28 مرداد 1332 به فاصله کوتاهی دستگیر و پس از مدتی بازداشت، به همراه دکتر حسین فاطمی و دکتر شایگان مورد محاکمه قرار گرفتند. جریان محاکمات این سه نفر تا جلسه چهارم به صورت علنی انجام گرفت و مابقی جلسات به صورت غیر علنی. در خصوص تشکیل دادگاه و حکم وی آمده است:
«ساعت یازده صبح امروز اولین جلسه دادگاه شماره یک دادرسی ارتش برای رسیدگی به اتهام آقایان دکتر شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی به ریاست آقای سرتیپ قطبی و کارمندی آقایان سرهنگ قهرمانی، سرهنگ لشکری، سرهنگ شیبانی، سرهنگ گلشنی و سرهنگ نقدی و به دادستانی سرهنگ مدرس در لشکر دو زرهی تشکیل گردید. خبرنگاران و عکاسان جراید داخلی و خارجی از ساعت هشت صبح در لشکر دو زرهی گرد آمده بودند. مقارن ساعت یازده آقایان شایگان و مهندس رضوی به اتفاق وکلای مدافع خود آقایان سرهنگ بواسحقی، تیمسار سرتیپ قلعهبیگی، سرهنگ بهرهور، سرهنگ امینپور و سرهنگ 2 خلعتبری در سالن دادگاه حاضر شدند … چند دقیقه بعد از رفتن عکاسان جراید، دکتر فاطمی در حالی که روی تختخواب دستی (برانکارد) خوابیده و ریش نسبتاً زیادی صورتش را مستور کرده بود به وسیله چند نفر سرباز به سالن دادگاه منتقل شد. دکتر فاطمی چشمهای خود را روی هم گذاشته بود و ناله میکرد. بعد از این که جای تختخواب دکتر فاطمی تعیین گردید، رییس دادگاه با نواختن زنگ رسمیت دادگاه را اعلام کرد. در این موقع منشی دادگاه صورت جلسه را قرائت کرد و سپس رییس دادگاه [خواست متهمان] خود را معرفی کنند …
مهندس رضوی: بنده اسمم احمد، نام خانوادگی رضوی، اسم پدرم علیاکبر، شغلم سابقاُ نماینده مجلس شورای ملی و به طور مستمر استاد دانشگاه تهران هستم. سنم 49 سال است، مذهب اسلام، پیشینه کیفری ندارم، عیال و اولاد دارم، محل اقامت تهران، فعلاًُ در زندان هستم …
دیروز آخرین جلسه دادرسی آقایان شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی در دادگاه عادی شماره یک دادرسی ارتش در لشکر دو زرهی تشکیل گردید. آخرین جلسه دادگاه مقارن ساعت سه بعد از ظهر تشکیل شد و بعد از بیان آخرین دفاع مهندس رضوی که تا ساعت سه و چهل دقیقه بعد از ظهر به طول انجامید، آقای سرتیپ قطبی رییس دادگاه ختم دادرسی را اعلام داشت و دادگاه برای صدور رأی وارد شور شد.
شور قضات دادگاه قریب سه ساعت و نیم به طول انجامید. در خلال این مدت متهمین و وکلای مدافع با بیصبری انتظار تشکیل مجدد جلسه دادگاه و قرائت رأی صادره را داشتند … درست در همان موقعی که این اطلاع به خبرنگاران جراید رسید، رسمیت جلسه دادگاه از طرف آقای سرتیپ قطبی اعلام گردیده بود و منشی دادگاه در میان سکوت متهمین و وکلای مدافع رأی دادگاه را قرائت کرد که مفاد آن به شرح زیر است … دادگاه پس از بررسی مدافعات متهمین آنها، سرانجام ماده استنادی دادستان ارتش را علیه متهمین مورد تأکید قرار داد و به اتفاق آرا، حسین فاطمی را به اعدام محکوم و در مورد غیر نظامی دکتر شایگان چون متهم در جریان دادرسی مکرراًُ نسبت به اعمال ناشی از خود اظهار تأسف و تأثر نموده و خود را از جمله کسانی دانسته است که به کرات مورد تفقد و عنایات شاهنشاه فقید و اعلیحضرت همایونی قرار گرفته، دادگاه به اتفاق آراء با توجه به سوابق فرهنگی وی، او را مستحق یک درجه تخفیف دانسته و او را به حبس ابد محکوم میکند.
در مورد مهندس رضوی نظر به این که متهم به کرات از اعمال ناشی از خود شفاهاًُ و کتباًُ اظهار تأسف نموده و اعمال خود را معلول وقایع روز دانسته و خود را از فدائیان و خدمتگزاران شاهنشاه و مملکت معرفی کرده، دادگاه با اجازه ماده 44 قانون مجازات عمومی نام برده را نیز مستحق یک درجه تخفیف دانسته و او را به حبس ابد محکوم میکند. بعد از قرائت رأی دادگاه محکومین متن رأی را امضا کردند، مهندس رضوی در ذیل رأی نوشت در مدت قانونی تجدید نظر خواهم کرد و دکتر شایگان در زیر رأی دادگاه فقط امضا نمود و فقط دکتر فاطمی در جلسه دیشب بلافاصله از رأی صادره تقاضای تجدید نظر کرد …
[پس از تشکیل دادگاه تجدید نظر] به موجب رأی دادگاه تجدید نظر، آقای دکتر فاطمی به اعدام (2) و آقایان دکتر شایگان و مهندس رضوی با دو درجه تخفیف هر یک به 10 سال حبس محکوم گردیدند. پس از ابلاغ رأی به محکومین، آقای دکتر فاطمی و دکتر شایگان از رأی دادگاه تجدید نظر تقاضای فرجام کردند ولی آقای مهندس رضوی در زیر اوراق رأی نوشت در انقضای مهلت قانونی تقاضای فرجام خواهد شد
امروز اطلاع حاصل شد که تقاضای فرجام آقایان دکتر شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی مورد قبول قرار نگرفته است. بدین ترتیب حکم دادگاه در باره سه نفر آقایان مزبور قطعی اعلام گردیده …» (3).
مگر این سید جلیلالقدر/ زادهی خسرو خراسان نیست؟
حکم ده سال حبس برای مهندس رضوی، پس از چندی لغو و وی از زندان آزاد گردید. زندهیاد باستانی پاریزی در این مورد و فرجام کار وی آورده است:
«… باز یکی از کسانی که به جرم هواداری مصدق به زندان افتاد و محکوم به ده سال زندان شد کرمانی بود، و مرحوم حبیب یغمایی شعری برای اسخلاص او سروده:
مگر این سید جلیل القدر زادهی خسرو خراسان نیست؟ (4)
شعر را توسط مرحوم علاء به شاه رساند و عفو او را گرفت و آن سید جلیلالقدر که مهندس سید احمد رضوی باشد، به محض آن که پا از ایران به خارج گذاشت، در فرودگاه آتن که هواپیما برای سوختگیری نشسته بود، به مخبرین جراید گفت: «ایران باید جمهوری شود» (5) و هنوز طنین این صدا از رادیوهای خارجی در گوش مردم ایران بود که اتومبیل مهندس رضوی در حوالی مرز فرانسه و بلژیک با تیر چراغ برق ـ یا یک درخت ـ درست نمیدانم تصادف کرد و مهندس آناً درگذشت و جسد او را آوردند و در «پرلاشز» کنار قبر صادق هدایت دفن کردند. در واقع او نیز جزء اولینها بود که قدرت مطلقهی بعد از کودتا را زیر سوال قرار داد». (7).
پی نوشت:
(1) ـ موحد، محمدعلی: خواب آشفتهی نفت (از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی)، ج 3، ص 233، 235 و 236.
(2) ـ دکتر حسین فاطمی در سحرگاه 19 آبان 1332 اعدام گردید.
(3) ـ طیرانی، بهروز: محاکمات سیاسی در ایران (از سال 1333 تا 1352)، ص 17 تا 50.
(4) ـ «شعر با این مطلع شروع میشود:
فروردین مــاه بر جهان خندید لیک آوخ که بخت خندان نیست
و در آن گوید:
یادِ یاران چو شهد بود و کنون هیچ تلخی جــز یادِ یاران نیست
دلم از دردِ دوستــان خونست دوستان، این دلست، سندان نیست …
حال زندانیان چــــــه میداند آن را که جای کنج زندان نیست
گر شود هر شکستگی جبران در شکستِ حیات، جبران نیست
یک صد و بیست ماه، ده سال است یک خزان نیست، یک زمستان نیست
حبسِ مسعودِ سعد سلمان هست صبر مسعودِ سعدِ سلمان نیست …
و در آخر:
راهها بسته است و، هیچ امید جز به احسانِ شاه ایران نیست
شهریارا به عفو کوش، به عفو که به از عفو، پیش یزدان نیست …
قسمت عمدهی این قصیده در مجلهی یغما سال هفتم، ص 542 چاپ شده است بدون اسم مهندس رضوی». باستانی پاریزی، محمد ابراهیم: پاورقی مار در بتکده، ص 422 .
(5) ـ «پیرمرد یغمایی میگفت: آن شعر را پیش علا فرستادم و او به شاه داد و شاه به تجدید نظر و آزادی او اشاره کرد. مرحوم یغمایی گفت؛ مرا بردند به دادگاه نظامی و گفتند باید آقای مهندس تعهد بدهد که دیگر کاری نکند تا آزاد شود. مهندس گفت: من نمینویسم. یغمایی گفته بود؛ من از جانب او مینویسم و نوشته بود. آنها هم موافقت کردند و مهندس آزاد شد. گویا یغمایی در تعهد خود نوشته بود «تضمین میکنم که اگر دولت، این سید اولاد پیغمبر را خواست، خودم او را شانه بسته تحویل دهم». آخر او هم سید بود و بنیعم همان مهندس رضوی! …». همان، ص 423.
(6 ) ـ همان، ص 422 تا 424.
مسجد خانه حزب و جناح نیست
حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی با تاکید بر اینکه مسجد خانه حزب و جناح نیست بلکه خانه ملت و مردم است، گفت:مسجد فراتر از حزب و تشکل سیاسی است و همه را درون خود می پذیرد. گزیده سخنان رئیس جمهوری در اجلاس روز جهانی مسجد را به نقل از ایسنا می خوانید:
در مسجد باید مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و مشکلات جهان اسلام بیان شود اما یک مسجد نباید تبدیل به تبلیغی برای یک حزب شود چون در این صورت از هدف ایجاد وحدت و اتحاد میان امت اسلامی دور شده و حتی گاهی باعث تفریق مومنان میشود.
خاطره تلخ به آتش کشیدن قبله اول مسلمانان را در 46 سال گذشته از یاد نخواهیم برد که ماهیت متجاوزگر و تروریست و غاصب رژیم صهیونیستی را نشان داد و از طرف دیگر علامتی برای بیداری و هوشیاری ما بر حفظ هویت دینی و اسلامی و مراکز اخلاق و تعلیم و تربیت و ترویج احکام آسمانی بود.
در ماه رمضان سال 53 در مسجد آیت الله مهدوی کنی سخنرانی داشتم که صحبت های من باعث تعطیلی جلسه، فرار من و دستگیری ایشان شد و از همان ابتدا آیت الله مهدوی کنی با مزاح به من می گفت تو امسال هم خودت را گیر می اندازی و هم من را .
از مسجد مقاومت و ایستادگی برمی خیزد نه ظلم و تجاوز و خشونت و تفرقه.
نمی گویم در دنیای امروز مسجد جای مدرسه، دانشگاه، مراکز ورزشی و … را بگیرد که هر کدام جای خود را دارد اما مسجد مرکزیت خاصی برای جمع مومنان و صالحان و تعلیم و تربیت اسلامی و همچنین آمادگی جامعه برای مقاومت، معنویت، وحدت و فداکاری دارد.
متاسفانه در دنیا مساجدی هستند که خطبای آن مذهب پر افتخار شیعه و شیعیان را کفر و کافر معرفی میکنند.و برای تفرقه میان فرق اسلامی و پیروان اهل بیت (ع) و شیعه و اهل سنت سخن می گویند و از این مساجد افرادی پرورش می یابند که در جامعه به خشونت و افراط و کشتن مردم افتخار کرده و آن را به دروغ راه جهاد اسلامی نام می نهند.
مسجد نباید رنگ و بوی حزب و جناح و تشکل خاص به خود بگیرد بلکه باید رنگ اسلام باشد، جان و روح مسجد باید قرآن و اهل بیت (ع) و منافع کشور و دنیای اسلام باشد و مسجد باید مرکز اتحاد، وحدت و جذب باشد.
آتش سوزی در دلفارد جیرفت
عصر دیروز حدود 2 هکتار از باغات و مراتع دلفارد جیرفت در آتش سوخت. به گفته شاهدان این آتش سوزی در منطقه آب برده دلفارد رخ داد و تا قبل از رسیدن نیروهای امدادی، 60 نفر از مردم توانستند آتش را مهار کنند. گفتنی ست منطقه دلفارد جیرفت یکی از مناطق بسیار دیدنی و جاذب توریست است که در تابستان محل ییلاق مناطق گرمسیری و جزو مناطق هدف گردشگری جنوب استان کرمان محسوب می شود. این روستا، دره ای با حدود 40 کیلومتر وسعت دارد و در دشت جیرفت به سمت کوه های شمال غرب جیرفت ادامه می یابد. دلفارد در 36 کیلومتری شمال شهر جیرفت و در 200 کیلومتری جنوب کرمان قرار گرفته است و از جاذبه ها و مناظر زیبای طبیعی همچون آبشار، ارتفاعات، دره سبز و پوشش گیاهی برخوردار است. روستای دلفارد از سوی سازمان گردشگری و میراث فرهنگی استان کرمان به عنوان یکی از 11 روستای هدف گردشگری در استان انتخاب شده است.
تجلی معاون اداره کل فرهنگی و رئیس مرکز رسانههای دیداری و شنیداری دردانشگاه تهران: کار کردن با همشهریانم برای من باعث افتخار بود
مهدی تجلی، متولد ۱۳۵۲ کرمان. دانشآموخته دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. از فعالیتهای اجرایی وی می توان به: عضویت در شورای سیاستگذاری مجامع کانونهای فرهنگی دانشگاههای کشور، عضو شورای سیاستگذاری دو سالانه آهنگسازی دانشگاه تهران، دبیر مجمع موسیقی دانشجویان کشور، مدیر هنری فصلنامه برگ فرهنگ، مدیر هنری ماهنامه اثر، مدیر نگارخانه تهران، مشاور هنری سازمان زیبا سازی شهر تهران، رئیس اداره همکاریهای فرهنگی دانشگاه تهران و … اشاره کرد. او تا کنون برنامههای متعددی را در داخل و خارج ازایران؛ از جمله در شهرهای وین، آنکارا، زاگرب، بیروت، پراگ، سالزبورگ، پاریس و … با موضوعات هفته فرهنگ ایران، کارگاه آموزشی و کنسرت موسیقی داشته است. در حال حاضر او در کنار تدریس به عنوان معاون اداره کل فرهنگی و رئیس مرکز رسانههای دیداری و شنیداری دردانشگاه تهران مشغول فعالیت است. با او درباره جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان صحبت کرده ایم. گفتنی ست تجلی در این جشنواره کارگردانی مراسم افتاحیه و اختتامیه را برعهده داشت.
درباره روند فعالیت تان در جشنواره کرمان بفرمایید.
آقای یزدانپناه به عنوان مشاور عالی جشنواره با بنده صحبت مقدماتی کردند و بعد جلسه با دبیر جشنواره آقای سلیمانی داشتیم و قرار شد کارگردانی مراسم افتتاحیه و اختتامیه جشنواره را بر عهده بگیرم.
درباره کارگردانی همایش های این جشنواره توضیح دهید.
به هر صورت این جشنواره یک برنامه رسمی با دو محور فرهنگی و اقتصادی کرمان بود و مسلما نمی شود با یک برنامه خاص که فقط یک بعد دارد مقایسه کرد منظورم اینست که مثلا در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر فقط به موضوع فیلم پرداخته می شود و فضای برنامه کاملا هنری است اما این برنامه مخاطبان خاص خود را داشته و ما مجبور بودیم فصل مشترک این دو محور را مبنای اصلی خود برای چیدمان برنامه، طراحی میزانسن، ساختکلیپها و … قراردهیم. به طور مثال برای دکور به جهت تغییر محتوای هر روز برنامهها، از قابلیتهای تصویری مرکز همایشها استفاده کردیم و به صورت ثابت چند نماد مربوط به کرمان، مثل بادگیرهای کرمان، شمعدانی و … به صورت حجم در صحنه قراردادیم. در چیدمان برنامهها، تعدد سخنرانها در مراسم افتتاحیه -که با توجه به موضوع جشنواره گریزی از ان وجود نداشت و زمان کم برنامه جایی برای اجرای برنامههای ویژه باقی نمی گذاشت. ما در برنامه افتتاحیه دو اجرای هنری زنده داشتیم و استفاده از ویدیو آرت و عناصر دیداری و شنیداری را به عنوان دستمایه اصلی کل برنامه قرار دادیم. در اختتامیه هم تقریبا روال به همین گونه بود یعنی به علت محدودیت زمانی، حتی وقت برای اجرای یک گروه موسیقی نداشتیم چون ورود، خروج و جایگیری گروه موسیقی در روی صحنه زمانبر بود لذا ما مجبور شدیم فقط به یک خواننده فکر کنیم. پخش زنده مراسم از شبکه های صدا و سیما نیز حساسیت های خاص خود را داشت و ما میبایست در تنظیم برنامهها با کارگردانهای پخش هماهنگی لازم را داشته باشیم. به نظرم در مجموع محتوی برنامهها و نظم به جز زمان شروع برنامه!- مناسب بود.
درباره هویت بصری جشنواره چه نظری دارید.
باید در سه بخش این موضوع را بررسی کرد. بخش اول نشان جشنواره و پوستر و تیزر جشنواره و … بخش دوم گرافیک محیطی نمایشگاه جشنواره که شامل المانهای تبلیغاتی و طراحی غرفه و …. و بخش سوم کلیپهای برنامهای و گزارش های تصویری و … هستند که هر کدام باید با شاخصهای خود جداگانه بررسی و تحلیل شوند. به طور کلی از نظر من نشان و پوستر جشنواره طرح مناسبی را داشت، در طراحی نمایشگاهی غرفهها به جز چند غرفه بقیه طراحی مناسبی نداشتند و کلیپها هم در مجموع حد متوسطی داشتند.
صحبت خاصی اگر مانده بفرمایید.
دو مطلب اول اینکه خیلی خوشحال بودم با یک گروه کرمانی کار میکردم یعنی جدا از عوامل اصلی جشنواره یعنی رئیس، دبیر، ستاد مرکزی، … در برنامههای دیگر از جمله برنامههای همایشها، همه عوامل کرمانی بودند یعنی مجری، شاعر، قاری، خواننده، آهنگساز، نویسنده، تدوین، برنامه ریز و … و این مساله برای من باعث افتخار بود که با یک گروه حرفهای کرمانی کار میکردم. مطلب دوم برای اجرای یک ثانیه از برنامه، یک گروه بزرگ همزمان با هم مشغول فعالیت هستند که خیلی از این عوامل دیده نمیشوند اما درست عمل نکردن حتی یک نفر از آنها در خروجی کار کاملا قابل مشاهده است و اینجاست که کار تیمی مفهوم پیدا میکند و من لازم میدانم از تمام بچههای این گروه بزرگ تشکر و قدردانی کنم. از آقای دکتر یزدانپناه که یک هفته کامل را همیشه با هم بودیم و راهنماییهای ارزندهای داشتند ممنونم.
همچنین از استاندار محترم، دکتر گرامی، آقای سلیمانی، دکتر پورنصاری، آقای عظیمی زاده، آقای نوروزی، خانم خالقی، خانم مرادی، خانم بیگی، آقای منظری، آقای جعفری مدیر فنی مرکز همایشها وسایر عوامل فنی مرکز همایشهای میلاد و دیگر دوستان تشکر میکنم. از شما و همکارانتان هم برای پوشش رسانهای جشنواره تشکر میکنم و آرزوی توفیق دارم.
قد و وزن کودکتان مناسب است؟
به کوشش عطیه بهره بر
تولد یک نوزاد در بدو تولد با سؤالهای زیادی از سوی والدین و خانواده همراه است. یکی از سؤالها این است که قد، وزن، اندازه دور سر نوزاد چقدر است. تازه وقتی این اطلاعات به دست میآید، تجزیه و تحلیلها پیرامون اینکه آیا این قد و وزن طبیعی است یا نه شروع میشود. برای مادر تولد فرزندی با قد و وزن طبیعی به منزله به ثمر رسیدن 9 ماه تلاش است. این موضوع آنقدر مورد توجه قرار دارد که معمولا در خاطر سپرده شده یا در آلبوم یا کتاب کودک به دقت ثبت میشود و کمتر مادری وزن و قد نوزاد خود را فراموش میکند.
قد و وزن طبیعی چیست؟
در نوزاد طبیعی که به حد نهایی رشد داخل رحمی رسیده باشد وزن 200/3-3 کیلوگرم، قد 50سانتیمتر و دور سر 35 سانتیمتر در حد طبیعی است. البته وزن نوزاد دختر تقریبا 200گرم کمتر بیان شده است ولی گاهی وزن نوزاد بیشتر از حد طبیعی یا چنانچه زودتر ازموعد طبیعی به دنیا بیاید ممکن است کمتر باشد. نوزاد با تغذیه از شیر مادر در سال اول و سالهای بعد تا 4 سالگی رشد سریع دارد که با تغذیه او در ارتباط است . کودک ماههای اول روزانه 30 گرم، وزن می گیرد، در 5 ماهگی 6 کیلوگرم، در 8 ماهگی 8 کیلوگرم و یک سالگی سه برابر وزن تولد یعنی تقریبا 10 کیلوگرم وزن دارد. قد نیز رشدی سریع دارد. در یک سالگی 25 سانتی متر افزایش معادل 75سانتی متر، 2 سالگی 85 سانتی متر، 3سالگی 95سانتی متر و 4 سالگی 100 سانتی متر قد دارد. دور سر نیز در 2سالگی 45 سانتی متر است. این مقیاس ها نسبی و میزان رشد طبیعی شیرخوار را دقیقا نشان میدهد.
چه زمان باید نگران شد؟
والدین اغلب به اینکه فرزندشان کجای نمودار رشد قرار دارد، توجه می کنند. اگر رشد کودک زیر صدک 50 درصد باشد نگران می شوند و تصور می کنند فرزندشان کوتاه قد یا کم وزن خواهد شد در حالی که این طور نیست تا وقتی که قد و وزن در محدوده طبیعی باشد و در همان مسیر صدک رشد کند، مشکلی وجود ندارد. پزشکان وقتی نگران می شوند که کودک به طور مکرر به پایین تر از محدوده قد و وزن افت کند. برای مثال چنانچه کودکی در 6ماهگی در صدک 5/2، در 9 ماهگی 25درصد و در 16ماهگی کمتر باشد، پزشک را نگران می کند یا اگر در اندازه گیریهای مکرر خط رشد طبیعی کند، داشته باشد، پزشک نگران میشود.
پایش رشد چیست؟
در دنیا در کشورهای مختلف منحنی پایش رشد با مختصر تغییراتی نشان داده می شود. در ایران نیز در زایشگاهها و در بدو تولد برای تمام نوزادان دختر و پسر جداگانه منحنی پایش رشد وزن، قد و دورسر و برنامه واکسیناسیون ثبت شده و در اختیار والدین گذاشته می شود.
وزن و قد به ویژه تا 3 سالگی نشانگر و شاخص خوبی برای ارزیابی وضعیت سلامت عمومی و رشد کودک است. کودکانی که علاوه بر شیر مادر از 6 ماهگی به بعد تغذیه خوبی دارند از مهر و محبت و حمایت عاطفی والدین بهره میبرند و بیماری یا مشکل پزشکی خاصی ندارند، الگوی رشد مشابهی دارند. مربیان بهداشت و پزشکان کودک برای بررسی رشد و سلامت کودک از منحنی پایش رشد استفاده می کنند که محدوده طبیعی قد و وزن و رشد کودک را نشان می دهد که از میانگین قد و وزن هزاران کودک سالم و طبیعی به دست آمده است.
نمودارها چه میگویند؟
منحنی رشد برای پیگیری وضعیت رشد کودکان در طول زمان طراحی شده است به نوعی که تغییرات وزن در زمان های مختلف قابل تفسیر باشد. این منحنی با استفاده از وزن کردن گروهی از کودکان سالم (سنین مثلا 6-0 سال) تهیه شده و دارای 2 حد بالا و پایین است که برای دختران و پسران حد بالا و پایین آن کمی متفاوت است.
منحنی خطی صدک 50 درصد که پررنگ تر مشخص می شود و به تفکیک سن از تولد تا 36ماهگی جنس دختر و پسر بر اثر آمار ترسیم شده است. منحنی خطی صدک به این معنی است که از هر 1000 کودک دختر و پسر 500 نفر بالای منحنی و 500 نفر پایین منحنی هستند و رشد مناسب و خوب روی منحنی خطی 50درصد قرار میگیرد. در دوران رشد طبیعی چنانچه کودکی بیماری، سرماخوردگی یا اسهال و استفراغ بعد از 6 ماهگی و تغذیه خوب نداشته باشد، رشد منحنی خطی پایین تر نشان داده می شود. این نمودارها برای نوزادانی که زودتر از موعد به دنیا آمدهاند یا وزن شان کمتر از سن تولدشان است نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
رشد حرکتی هم مهم است
کودکان علاوه بر رشد جسمی باید از نظر رشد روحی و حرکتی نیز مورد توجه قرار گیرند و سلامت روحی و حرکتی آنها نیز پیگیری شود. شیرخواران در 3-2 ماهگی گردن می گیرند، در 6 ماهگی می نشینند و از یک سالگی می ایستند و به تدریج راه می روند.
از ابتدای 2 سالگی تکلم را شروع کرده و چند کلمه بیان می کنند و در آخر 2 سالگی کلمات و جملات را به طور کامل بیان می کنند. این رشد روحی- حرکتی باید توام با روابط عاطفی والدین و آموزش حرکتی کودکان باشد. رویش دندانهای شیری کودک از 6 ماهگی شروع شده و تعداد آنها 20 عدد است که تا آخر 2سالگی به تدریج رویش دارد. تاخیر در رویش دندانها تا یک سالگی از اهمیت رشد برخوردار نبوده و تغذیه خوب باعث رشد خوب دندانهاست.
این کارت چطور پرمیشود؟
بسیاری از مادرانی که به این کارت منحنی رشد توجه دارند میدانند خطوط روی کارت چگونه رسم می شود. رسم این خطوط بسیار ساده است. باید اولین ماه تولد نوزاد را در خانه شماره یک سال اول زندگی بنویسید و ماههای بعد را در ادامه آن قرار دهید. وزن کودک در اولین روز تولد را در خانه اول (جلوی مقدار وزنی که داشته) علامت بزنید. برای ماه بعد، یک خط را از 2 ماهگی به طرف بالا رسم کنید. سپس وزن کودک را اندازه گرفته و از روی عدد وزن هم یک خط به طرف داخل بکشید. محل برخورد این خط، نقطه مورد نظر است.
به همین ترتیب، هر ماه کودک را وزن کرده و این نقطه را پیدا کنید اما برای رسم نمودار باید نقطه هر ماه را به ماه بعد، با یک خط وصل کنید. این خط در واقع رشد بچه را نشان می دهد و منحنی رشد به دست می آید. بهتر است برای هر کودک، عمل وزن کردن را در روز تولدش انجام دهید. برای مثال، اگر کودک در ۱۷ تیر به دنیا آمده، وزن کردن ماه بعد او ۱۷ مرداد و به ترتیب ۱۷شهریور، ۱۷ مهر و… است.
معرفی فرصت های سرمایه گذاری کشاورزی جنوب در جشنواره کرمان
معرفی فرصت های سرمایه گذاری کشاورزی جنوب در جشنواره کرمان
به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، همزمان با برگزاری جشنواره فرهنگی اقتصادی استان کرمان در برج میلاد، نمایشگاه توانمندیهای کشاورزی این منطقه برپا شد. در این نمایشگاه که از تاریخ 16تا 23 مردادماه به مدت یک هفته برگزار شد، بخش کشاورزی جنوب کرمان تواناییها و ظرفیتهای خود را در 13غرفه به نمایش گذاشت. سازمان جهاد کشاورزی، کشت و صنعت، دامپزشکی، منابع طبیعی و امور آبخیزداری، تحقیقات و تعاون روستایی و همچنین بخشهای خصوصی کشاورزی جنوب کرمان از جمله غرفههای برپا شده در نمایشگاه بودند. در نمایشگاه فرهنگی اقتصادی استان کرمان افراد زیادی از جمله سرمایهگذاران، استادان، دانشجویان و … از ظرفیتهای کشاورزی جنوب کرمان بازدید به عمل آوردند و فرصتهای سرمایهگذاری این بخش کشاورزی در قالب کتاب، بروشور، بنر و کلیپ ارائه شد. همچنین در این نمایشگاه علاوه بر به نمایش گذاشتن ارقام مختلف مرکبات، خرما و عسل، این محصولات از طریق بخشهای خصوصی به فروش رسید.
افتتاح پالایشگاه قطران زرند نماد تحقق اقتصاد مقاومتی است
افتتاح پالایشگاه قطران زرند نماد تحقق اقتصاد مقاومتی است
دومین پالایشگاه قطران ایران در آستانه هفته دولت، با حضور رییس هیات عامل ایمیدرو، مدیر عامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران، مدیر مجتمع پالایشگاه قطران و کک سازی زرند، نماینده مردم زرند در مجلس و جمعی از مسوولان محلی به طور رسمی وارد مدار تولید شد.
افتتاح این پالایشگاه یک گام دیگر در سازندگی کشور است
گزیده صحبت های مهدی کرباسیان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در آیین افتتاحیه پالایشگاه قطران زرند را در زیر می خوانید:
این پروژه از سوی پیمانکار خارجی آن متوقف شده بود اما طی 18 ماه گذشته در دولت تدبیر و امید از سوی سازمان ایمیدرو و شرکت تهیه و تولید مواد معدنی تصمیم به راه اندازی این مجتمع گرفته شد.
افتتاح پالایشگاه قطران زرند یک گام دیگر در سازندگی کشور است. ضمن اینکه یکی از مزیت های این کارخانه این است که ثابت کردیم ما می توانیم و در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری و سیاست های دولت در باب اقتصاد مقاومتی گام برداشته ایم.
در رابطه با بوی پالایشگاه نیز باید عرض کنم که هیچ آلایندگی زیست محیطی ندارد.
موضوع ایمنی به عنوان یک اولویت جدی برای تمام افراد فعال در بخش معدن از سوی سازمان ایمیدرو در دستور کار قرار دارد و در این رابطه وام های چند ساله با نرخ سود پایین اعطا می شود.
انتظار می رود تعاملات جدید با کشورهای جهان نقش موثری در گام های رو به جلو برای جمهوری اسلامی در پی داشته باشد.
مردم ما سختی های زیادی را طی 35 سال گذشته پشت سر گذاشته اند بنابراین مشکلات ناشی از کاهش درآمدهای کشور را نیز با صبوری می توان پشت سر نهاد.
معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در پایان از برنامه افتتاح واحد کنستانتره مس سرچشمه کرمان در هفته آینده خبر داد که توسعه جدیدی در استان فراهم می سازد.
مشکلات پشت سرگذاشته شد
گزیده صحبت های وجیه ا… جعفری، مدیر عامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران را هم در زیر می خوانید:
به رغم نبود پیمانکار خارجی و همچنین نبود تجربه لازم بین کارشناسان داخلی در راه اندازی چنین پالایشگاهی، خوشبختانه مشکلات پشت سرگذاشته شد.
تجهیزات این پالایشگاه سال ها پیش نصب شده بود که در گذر سال ها دچار فرسایش شده بود که برخی از آن ها نیاز به تعویض داشتند که این مهم نیز توسط کارشناسان این مجتمع و نیز همکاری متخصصان ایرانی انجام و اکنون این طرح راه اندازی شد.
هنر راه اندازی پالایشگاه مهمتر از تولید محصولات است
گیده صحبت های حسین متصدی، مدیر مجتمع کک سازی و پالایشگاه قطران زرند هم در ادامه آمده است:
هنر راه اندازی پالایشگاه مهمتر از تولید محصولات در این مجتمع است.
این پالایشگاه به سبب کنار رفتن پیمانکار چینی حدود هشت سال دچار وقفه شده بود اما به همت متخصصان داخلی از اسفند گذشته تولید آزمایشی را آغاز کرد و طی این مدت به ثبات در تولید رسید.
برخی از چالش های زیست محیطی این مجتمع را با هزینه پایین برطرف کرده ایم.
دغدغه های تحقیقاتی روسای دانشگاه در کرمان
دغدغه های تحقیقاتی روسای دانشگاه در کرمان
افتتاح مرکز تحقیقات و آموزش راه، مسکن و شهرسازی منطقه جنوبشرق کشور در کرمان، بهانه خوبی بود تا روسای دانشگاه های آزاد اسلامی، تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته و جهاد دانشگاهی کرمان از دغدغه های تحقیقاتی خود بگویند.
رییس دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته روز چهارشنبه در این آیین بر استانداردسازی تحقیقات و پژوهش ها تاکید کرد و گفت: تقاضا داریم با راه اندازی این مرکز تحقیقات فعالیت ها به گونه ای پیش رود که پروژه های دانشجویان ارشد و دکترای ما از این مرکز خط بگیرند.
محمد میرازیی ادامه داد: امروز دانشگاههایی در کشور داریم که دست آنها از نظر بودجه تحقیقاتی خالی است.
وی گفت: مراکز تحقیقاتی مانند مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی به نیروهای متخصص نیاز دارند و وظیفه داریم که چنین نیروهایی را پرورش دهیم.
وی با اشاره به اینکه کنترل مصرف انرژی بسیار مهم است و وزارت راه و شهرسازی نقش مهمی در این زمینه دارد بیان کرد: هر صرفه جویی کمک بزرگی به اقلیم و حیات بشر است.
رییس دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته گفت: گازهای گلخانه ای امروز بزرگترین مصیبت زیست محیطی جهان است و مراکز تحقیقاتی در این زمینه تلاش ویژه داشته اند.
وی با بیان اینکه مسکن در جامعه ما گران است و 70 درصد موتور حرکت و نیروی فعال جامعه توان تهیه مسکن خوب را ندارند اظهار کرد: اگرچه بخشی از این قمیت مسکن به مسوولان بر می گردد اما متخصصان این حوزه نیز می توانند با تیپ سازی، سبک سازی و انبوه سازی برای تهیه مسکن به مردم کمک کنند.
میرزایی آمادگی خود را برای هر گونه همکاری با مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی جنوبشرق کشور اعلام کرد.
رییس دانشگاه آزاد اسلامی کرمان هم گفت: در فعالیت های تحقیقاتی دانش بنیان از نظر علمی و مالی به این مرکز تحقیقات کمک خواهیم کرد.
بابک آل طه افزود: از دانشجویان تحصیلات تکمیلی که پروژه هایی در زمینه راه و مسکن دارند می خواهیم که طرح های خود را بیاورند و ما با جدیت از آنها پشتیبانی می کنیم.
وی اظهار کرد: امیدواریم موضوعات پایان نامه ها با تلاش هایی که در زمینه تحقیقات در این مرکز انجام می شود از اینجا به دانشگاهها بیاید.
وی گفت: امکانات تحقیقاتی و آزمایشگاهی دانشگاه آزاد در اختیار این مرکز قرار دارد که بتواند با حمایت دانشگاهها تحقیقات خود را توسعه دهد.
رییس جهاد دانشگاهی استان کرمان هم مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی را از جمله مراکزی دانست که در آن اقدامات کاربردی بزرگی انجام می شود و ادامه داد: مراکز تحقیقاتی و پژوهشی بسیاری در کشور وجود دارد اما موفق ترین و کاربردی ترین آن مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی است.
رضا کامیاب مقدس گفت: نتایج کار محققان در این مرکز بسیار عینی و مشخص است و در جهاد دانشگاهی نیز ارتباط خوبی با این مجموعه داریم.
وی بیان کرد: امسال کنفرانس سازه و زلزله را بصورت بین المللی برگزار می کنیم و وزارت راه و شهرسازی در دادن مقاله و برخی فعالیت ها با ما همکاری داشته است.
وی گفت: ما استانی هستیم که زخم های زلزله های بم و زرند هنوز التیام پیدا نکرده اند و سیستم سازه ای ما در شهر نیز قدیمی است و هر جای دنیا این موضوع را بگوییم باور نمی کنند.
رییس جهاد دانشگاهی کرمان اظهار کرد: پیکره کار عمرانی ما نیاز به بهره گیری جدی از تحقیقات دارد و در بحث استفاده از مصالح و تکنولوژی های نوین و فلسفه طراحی جای کار بسیاری داریم.
وی گفت: در رابطه با پیوست فرهنگی و اجتماعی پروژه ها کار بسیار وجود دارد و در شهرسازی و معماری باید کارهای جدی تری را انجام دهیم.
کامیاب مقدس افزود: هزاران کار بر زمین مانده وجود دارد که پرداختن به آنها به سرعت و به صورت عینی در کیفیت زندگی مردم در شهرها تاثیرگذار خواهد بود.
این آیین با حضور معاون مرکز تحقیقات و فناوری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و سرپرست معاونت عمرانی استانداری کرمان در اداره کل راه و شهرسازی استان برگزار شد.
آمادهسازی 300 هیئت برای اجرای طرح توسعه ورزش
مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمان گفت: در مرحله اجرایی طرح توسعه ورزش همگانی و قهرمانی و افتتاح آکادمیها، طی سه روز اخیر با مسئولان 300 هیئت ورزشی جلسه توجیهی برگزار کردهایم. محمود محمودینیا اظهار داشت: مرحله اجرایی و راهاندازی آکادمی یکی از مراحل حساس و قابل توجه در طرح توسعه ورزش همگانی و قهرمانی است.وی افزود: ما برای توجیه مسئولان تمام هیئتهای ورزشی درگیر با اجرای این طرح در مرحله نخست در سه روز اخیر جلسات فشرده را با 300 هیئت ورزشی در سرتاسر استان کرمان برگزار کردهایم تا با توجیه مسئولان امر خواسته خود را از اجرای این مرحله از آنان مطالبه کنیم. محمودینیا ادامه داد: در مرحله اجرا و راهاندازی طرح توسعه ورزش همگانی و قهرمانی 320 آکادمی برای استعدادها و نخبگان 14 تا 18 سال ورزشی در سراسر استان کرمان فعالیت خود را از شهریور ماه و همزمان با هفته دولت آغاز میکنند. وی تصریح کرد: در این مرحله آکادمیها در رشتههای فوتبال، والیبال، بسکتبال، هندبال، ووشو، کاراته، تکواندو، دوومیدانی، کشتی و پهلوانی و زورخانهای راهاندازی و فعالیت خود را دنبال میکنند.
گلمحمدی سرپرست هیئت کاراته کرمان شد
با تصمیم مدیریت ورزش استان کرمان مبنی بر تغییر و تحول در برخی هیئتها، ناصر گلمحمدی به عنوان سرپرست هیئت کاراته استان کرمان منصوب شد. به گزارش واحد خبر اداره کل ورزش و جوانان ، با توجه به وضعیت فعلی کاراته و با تصمیم مدیریت ورزش استان کرمان در یکی از هیئتهای کلیدی ورزش تغییر مدیریت انجام گرفت. کاراته که روزگاری در دهه 70، سوگلی ورزش کرمان بود و قهرمانان و بزرگان زیادی از کرمان توانسته بودند تا فتح تیمهای ملی راه یابند در یکی دو دهه اخیر وضعیت نابسامانی داشت و دیگر از آن روزهای خوب هیچ نشان و اثری نبود. بر همین اساس با تصمیم مدیریت ورزش استان کرمان پس از رایزنیهای مختلفی با فدراسیون کاراته تغییر جدیدی در راس این هئیت انجام شد تا از این پس ناصر گلمحمدی، معاون توسعه و امور ورزش اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان سرپرستی هیئت کاراته کرمان را بر عهده گیرد.اداره کل ورزش و جوانان با قدردانی از خدمات حسین فتاحی رئیس سابق این هیئت اعلام کرد از تمام اهالی خانواده بزرگ کاراته تقاضا دارد تا برای رونق و پیشرفت دوباره این رشته با یکدیگر اتحاد و تعامل داشته باشند.
عنوان سومی قهرمانی نونهالان کشور به کرمان رسید
مسابقات زورخانه ای قهرمانی کشور سرانجام پس از دو روز رقابت میان نونهالان در زورخانه بزرگ امیرالمومنین (ع) استان کرمانشاه به پایان رسید. در این مسابقات مدعیان قهرمانی در رشته های هنرهای فردی ، سنگ، کباده، چرخ تیز، چرخ چمنی، ۲ میل بازی، ۴و۳ میل بازی، تیمی زورخانه ای، مرشدی و میانداری با یکدیگر به رقابت پرداختند. در پایان این مسابقات استان اصفهان با ۶۸۵ امتیاز و غلبه بردیگر حریفان خود در مجموع امتیازات رشته های یاد شده به عنوان قهرمانی کشور این دوره از پیکارهای نونهالان در سال ۱۳۹۴ دست یابد. نونهالان استانهای کرمانشاه، کرمان، یزد، کردستان و خراسان رضوی نیز به ترتیب با ۶۵۵، ۶۰۴، ۵۸۴، ۵۷۵ و ۴۷۹ امتیاز در رده های دوم تا ششم قرار گرفتند. گفتنی است تیم استان کرمان بعد از قهرمانی در سه گانه تیمی (پازدن) به فینال تیمی زورخانه ای راه یافت و توانست مقام سوم را از آن خود کند. همچنین در بخش انفرادی نونهال کرمانی آقایان ایمان ملک زاده در رشته هنر مرشدی مقام سوم ، محمدطاها ترکزاده در ۲ میل بازی مقام سوم ، علی فکری در رشته میانداری مقام چهارم ، ابوالفضل موسی زاده در رشته چرخ تیز مقام پنجم ، محمدعماد سروستانی در رشته چرخ چمنی مقام ششم از آن خود کرده تا تیم استان کرمان بتواند در مجموع مسابقات با جمع آوری ۶۰۴ امتیاز به مقام سوم برسد.
انوان کونگفوکار کرمانی قهرمان کشور شدند
دبیر هیأت کونگفوی گفت: بانوان کونگفوکار کرمانی در رقابتهای قهرمانی کشور مقام نخست را از آن خود کردند. علیرضا همتی گفت: «هلیا رضایی»، «نگین نعمتی»، «بهاره جمالیزاده»،«پریسا شیخخوشکار»، «سحر ابراهیمی»، «زینب ساعدی»، «عاطفه عسکرپور»، «فاطمه گیلانی» و «مریم پورمحمدی» موفق به کسب مدال طلای این رقابتها شدند. وی با بیان اینکه «فهیمه موسیزاده»، «سوده فردوسی»، «الهه الهی»، «سپیده سپیدبخت»، «فاطمه مهدیزاده»، «کوثر احمدی» و «پردیس ستوده» مدال نقرهی این رقابتها را از آن خود کردند، گفت: «درسا شریفی»، «سارا صالحی»، «پریسان کاردوست»، «فاطمه عربزاده»، «نگین صحرایی»، «فاطمه کریمی»، «زهرا زنگیآبادی» و «فاطمه خودسر» نیز مدال برنز را بر گردن آویختند. وی همچنین گفت: مسابقات قهرمانی کونگفو توتایما در ردهی آقایان نیز با شرکت 300 ورزشکار در چهار ردهی سنی برگزار شد و در پایان «حکمت مهدیزاده» با کسب مدال طلا، ستارهی مسابقات شد و «محمدرضا ایراننژاد» و «امیرحسین کاردوست» نیز مدال طلای این رقابتها را از آن خود کردند. وی افزود: «صالح فتحی»، «علی کریمزاه» و «اسماعیل کاردوست» نیز سوم شدند و مدال برنز را به دست آوردند.
مربی برتر استان در گفتگو با نقطه اوج: به ورزش بانوان ظلم می کنند
مربی برتر استان در گفتگو با نقطه اوج: به ورزش بانوان ظلم می کنند
اگر موفقیتهای پیاپی در این چند ساله نبود، شاید این عدم کمک منطقی به نظر میرسید ولی با این موفقیتها، ظلم به این تیم و ورزش بانوان است. مسئولان باید کمک کنند و مشکلات مالی و اسپانسری تیم را حل کنند تا من بتوانم تمام توانم را برای تیم بگذارم.
تیم فوتسال آراد، اولین تیم فوتسال استان است که با موفقیتهای پیاپی در سالهای اخیر، امسال موفق به کسب جواز حضور در مسابقات لیگ برتر شده است. سعیده ایرانمنش از ۱۶ سالگی ورزش می کند و چند سالی است که سر مربی تیم فوتسال بانوان است. تیمش را دوست دارد و به گفته خودش با کم ترین امکانات پله به پله تیم را با یک انگیزه و تلاش گروهی به لیگ های بالا تر رساندند. اما این روز ها ناامید از همه جا به دنبال حامی مالی برای تیمشان می گردد. خود او می گوید : اگر موفقیتهای پیاپی در این چند ساله نبود، شاید این عدم کمک منطقی به نظر میرسید ولی با این موفقیتها، ظلم به این تیم و ورزش بانوان است. مسئولان باید کمک کنند و مشکلات مالی و اسپانسری تیم را حل کنند تا من بتوانم تمام توانم را برای تیم بگذارم. گفتگویی کوتاه داریم با مربی برتر استان:
لطفا خودتان را معرفی کنید.
سعیده ایرانمنش هستم. حدودا از ۱۶ سالگی فوتسال را آغاز کردم. پس از آن وارد فوتبال شدم و در سالهایی که تیم فوتبال بانوان شهرداری بم مقامهای سوم و اول لیگ برتر را به دست آورد، بازیکن آن بودم. همزمان با آن در کرمان تیم فوتسال بانوان را تشکیل دادم. فوتبال را کاملا کنار گذاشتم و به طور کامل وارد عرصه مربیگری فوتسال شدم.
از تیم فوتسال بانوان کرمان بگویید.
بعد از تشکیل این تیم، در اولین سال حضور در مسابقات منطقهای کشور مقام اول را به دست آوردیم. در اولین سال حضور در مسابقات دسته سوم کشور، قهرمان شدیم و اجازه ورود به دسته دو را به دست آوردیم. سال بعد با قهرمانی در دسته دو، وارد لیگ دسته یک شدیم و امسال هم با قهرمانی در لیگ دسته یک، به لیگ برتر راه پیدا کردیم. در طی چهارسال پیاپی با قهرمانی در هر لیگ به لیگ بعدی صعود کردیم. افتخار ما این است که با تکیه بر توانایی خودمان و پشت سر گذاشتن تمام مراحل به لیگ برتر راه پیدا کردیم و مثل بسیاری از تیمها امتیاز حضور در لیگ برتر را خریداری نکردهایم.
میانگین سنی بازیکنانتان چقدر است و از کدام شهرها هستند؟
تمام بازیکنان تیم، بومی شهر کرمان هستند و هیچ بازیکن شهرستانی نداریم. همه بازیکنان متولدین سالهای۷۱ و کمتر هستند، با این میانگین سنی، تیم خیلی جوان است و حداقل ده سال پشتوانه برای فوتسال استان محسوب میشود. تیم ما از بچههای شهر کرمان تشکیل شده ولی هزینههای ما از طریق دوستان بیرون تامین شد تا ما به اینجا رسیدیم.
در اولین سال حضور در مسابقات دسته سوم کشور، قهرمان شدیم و اجازه ورود به دسته دو را به دست آوردیم. سال بعد با قهرمانی در دسته دو، وارد لیگ دسته یک شدیم و امسال هم با قهرمانی در لیگ دسته یک، به لیگ برتر راه پیدا کردیم.
اولین حضورتان در لیگ برتر را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسابقات لیگ برتر از هفتم مهرماه آغاز میشود که در آن ۱۴ تیم حضور دارند. ۱۳ بازی خانگی و ۱۳ بازی خارج از استان داریم. چون امسال اولین حضورمان در لیگ برتر است و به تازگی از مسابقات دسته یک برگشتهایم و بچهها استراحت نداشتهاند، هدفمان این است که برای سال اول در لیگ برتر باقی بمانیم و حتما در سال آینده جزء سه تیم برتر لیگ برتر قرار بگیریم.
استعدادیابی و جذب بازیکن به چه شکلی انجام شده است؟
چند سال قبل بازیکنان را از طریق اعلام فراخوان و تست انتخاب کردیم. ۱۴ بازیکن فعلی از میان ۵۰ نفر انتخاب شدهاند. زنان کرمانی در ورزش بینهایت با استعداد هستند، تنها یکی از بازیکنان ما ۱۷۰۰ روپایی میزند. در لیگ دسته یک، خانم گل مسابقات، بهترین خط حمله، بهترین خط دفاع و بهترین دروازهبان مسابقات از تیم ما انتخاب شد. امسال برای انتخابی تیم ملی، چهار بازیکن از تیم ما دعوت شدهاند. در حال حاضر تیم ما یکی از مطرحترین تیمهای فوتسال است و کرمان با این تیم در سطح ملی مطرح شد و بنده امسال به عنوان مربی برتر استان انتخاب شدم.
استقبال خانمهای کرمانی از این ورزش به چه صورت است؟
بچهها به لحاظ فنی و اخلاقی فوقالعاده هستند و نتیجه کار به خوبی نشاندهنده این مجموعه بسیار قوی است. مهمترین علت عدم حضور بانوان، مخالفت خانوادهها به دلیل پسرانه دانستن این گونه ورزشهاست، هرچند نسبت به سالهای گذشته وضعیت رو به بهبود است. بازیکنان ما با تلاش زیادی توانستند در تیم باقی بمانند و آنقدر به ورزش و اثرات آن وابسته شدهاند که دیگر نمیتوانند آن را کنار بگذارند. آنها با برنامهریزی میتوانند به همه ابعاد زندگیشان برسند. تمام بازیکنان تیم ما دانشجو و جزء بهترینها در رشتههای تحصیلیشان هستند.
منابع مالی تیم چگونه تامین میشود؟
با عناوین مختلفی در طی این سالها کار کردهایم و اکنون با عنوان باشگاه آراد کار میکنیم که امسال در حد یک سالن به ما داده است. دنبال اسپانسری هستیم تا زیر نظر مجموعه دیگری قرار بگیریم که مجبور نباشیم ذره ذره پول از این و آن جمع کنیم تا هزینههایمان را تامین کنیم.
مهمترین مانع و مشکل تیم را چه میدانید؟
خوشبختانه یا متاسفانه همه ما تا به حال رایگان کار کردهایم و تنها همدلی و همبستگیمان باعث تداوم کار شده است. تیم در بحث اسپانسر و کمکهای مالی بسیار ضعیف بوده است. چون زن هستیم و امکان فیلمبرداری و تبلیغ و فروش بلیط و حضور تماشاچی وجود ندارد، تبعیضهایی بین ما و آقایان قائل شدهاند که ما را دچار مشکلات زیادی کرده است. در صورتی که هزینههای تیم ما در مقابل آقایان بسیار ناچیز است. مثلا امسال برآورد هزینه حضورمان در لیگ برتر، ۳۰۰ میلیون تومان است؛ در صورتی که این شاید پول یک بازیکن نیمکتنشین مس هم نباشد.
سال گذشته در اواسط مسابقات که ما شش بازی را بُرده و اول گروه بودیم؛ از لحاظ مالی به بنبست خوردیم و از آنجا که پشتیبان مالی نداشتیم، تصمیم به انصراف از مسابقات گرفتیم. اما آقای محمودینیا مدیر کل اداره ورزش و جوانان- ناجی ما شدند و هزینهی بازیها و حتی جشن قهرمانی را بر عهده گرفتند.
مشکل اساسی و جدی ما نداشتن اسپانسر است. ما از لحاظ فنی و استعداد واقعا قوی هستیم ولی حتی بنده به عنوان مربی در این چند سال نه تنها هیچ هزینهای دریافت نکردهام که حتی از زندگیام گذاشتهام. گاهی برای سفرها و مسابقات از جیب خرج کردهایم. اگر این تیم با این پیشرفت مداوم در طی چهارسال با دست خالی متعلق به آقایان بود، خیلی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت و پیشرفت خیلی خوبی حتی از لحاظ مالی داشت. در مسابقات دسته یک که به مشکل مالی برخوردیم، به خیلی از مسئولین نامه زدیم ولی هیچ جوابی ندادند. تنها کمکهای آقای محمودینیا که خودشان خاک خورده ورزش هستند، تا این مرحله ما را کمک کرده است. سال گذشته در اواسط مسابقات که ما شش بازی را بُرده و اول گروه بودیم؛ از لحاظ مالی به بنبست خوردیم و از آنجا که پشتیبان مالی نداشتیم، تصمیم به انصراف از مسابقات گرفتیم
انتظار شما از مسئولین چیست؟
اگر موفقیتهای پیاپی در این چند ساله نبود، شاید این عدم کمک منطقی به نظر میرسید ولی با این موفقیتها، ظلم به این تیم و ورزش بانوان است. مسئولان باید کمک کنند و مشکلات مالی و اسپانسری تیم را حل کنند تا من بتوانم تمام توانم را برای تیم بگذارم. بنده الان مجبورم در بعضی ساعات، تمرین را بنویسم و بدهم که خود بچهها انجام بدهند و خودم به دنبال اسپانسر بروم. مجبورم بار فنی تیم را روی شانهی بازیکنان بیندازم و دنبال اسپانسر باشم.
حرف آخر
آرزو دارم با توانایی و استحقاقی که داریم، حتما طی یکی دوسال آینده قهرمانی لیگ برتر را به دست بیاوریم. تنها دلیل ماندن من به خاطر احساس دینی است که به بچهها دارم؛ آنها به خاطر من آمدند و من هم به خاطر آنها میمانم تا به نقطه اوج که قهرمانی لیگ برتر است برسیم. نتیجه کار تا اینجا نشاندهنده بار فنی قوی تیم است و هر نتیجهای که کسب کنیم متعلق به کرمان است.
برداشت از نشریه الکترونیک نقطه اوج-گفتگو از مریم ماهانی-
