بایگانی مطالب نشریه
ارائه فرصت های سرمایه گذاری حوزههای صنعتی و معدنی جنوب در تهران
به گزارش روابط عمومی سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان، فرصت های سرمایه گذاری و خلاصه ای از پتانسیل های صنعتی و معدنی جنوب استان کرمان در کارگروه فرصت های سرمایه گذاری در جشنواره هفته فرهنگی و اقتصادی استان کرمان در برج میلاد تهران ارائه شد. در این کارگروه شرکت ها و سرمایه گذاران بخش های خصوصی و دولتی به ارائه فرصت های سرمایه گذاری و پتانسیل ها و توانمندی های خود می پرداختند. نماینده سازمان صنعت ،معدن و تجارت جنوب استان کرمان نیز در این کارگروه با توصیف ذخایر و پتانسیل های قابل توجه، بکر، کم نظیر و گاه بی نظیر منطقه از جمله: ذخایر بسیار بالای کرومیت (70 درصد کرومیت استخراجی کشور)، مجموعه صنعتی و معدنی تیتانیوم کهنوج، ذخایر بالای مس، طلا، آهن و سایر سنگ های معدنی و همچنین توانمندی بسیار بالای کشاورزی برای ایجاد کارخانه های فرآوری محصولات کشاوری و صنایع تبدیلی کشاورزی پرداخت. وی همچنین در ادامه به معرفی فرصت های سرمایه گذاری جدید در جنوب استان کرمان پرداختهو مشوق های سرمایه گذاری عالی در منطقه را بیان داشت.
حضور پررنگ منابع طبیعی جنوب کرمان در جشنواره
در پی برگزاری جشنواره فرهنگی و اقتصادی استان کرمان که از 16 لغایت 23 مردادماه در محل برج میلاد تهران برگزار شد، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان نیز با برپایی غرفه ای نمایشگاهی به معرفی قابلیت های فرهنگی و اقتصادی حوزه کاری خود پرداخت. مهندس محمدحسن کردستانی مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان در این رابطه گفت : هدف از برگزاری این جشنواره معرفی قابلیت ها و پتانسیل های استان کرمان در حوزه های فرهنگی و اقتصادی بود که منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان نیز به منظور شناساندن پتانسیل های بالقوه و بالفعل منابع طبیعی در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و همچنین آشنایی عموم مردم با مخاطرات این حوزه نظیر تخریب و تصرف آن، اقدام به برپایی غرفه منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان کرده که با توجه به اهداف پیشرو با استقبال غیر قابل تصوری هم مواجه شد. کردستانی در ادامه افزود:غرفه منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان و معرفی پتانسیل های آن حول سه محور برپا شده بود.
پیگیری برای تصویب مرز هوایی فرودگاه جیرفت
فرماندار جیرفت از نشست تخصصی با حضور مسئولان محلیو کشوری در وزارت کشور برای بررسی نهایی تصویب مرز هوایی فرودگاه این شهرستان خبرداد. بر اساس گزارشی که روی خروجی سایت فرمانداری شهرستان جیرفت قرار گرفته است ، ‹احمد امینی روش نتیجه برگزاری نشست کارگروه مرزهای مجاز کشور را که به میزبانی وزارت کشور برگزار شد، تشریح کرده است. وی در این رابطه گفت:این نشست با موضوع بررسی تصویب مرز هوایی فرودگاه جیرفت برگزار شد، که جا دارد از پیگیری های شخص استاندار کرمان، مدیران کشوری و محلی جهت پیگیری این موضوع تقدیر شود.امینی روش در ادامه از پیگیری و پشت کار استاندار کرمان جهت تصویب مرز هوایی فرودگاه جیرفت، که نقش تعیین کننده ای در توسعه زیر ساخت های این منطقه از جمله رونق اقتصادی و توسعه بخش کشاورزی خبرداده است. وی همچنین با اشاره به خدمات ارزنده دولت تدبیر و امید در شهرستان جیرفت و منطقه جنوب کرمان ،راه اندازی فرودگاه راپس از هفت سال تعطیلی، راه اندازی نمایندگی گمرک، اتاق بازرگانی و پیگیری احداث پایانه صادراتی از جمله این فعالیت هایی برشمرده که در توسعه اقتصادی منطقه تاثیرگذار هستند.
آتش سوزی در دلفارد جیرفت
عصر دیروز حدود 2 هکتار از باغات و مراتع دلفارد جیرفت در آتش سوخت. به گفته شاهدان این آتش سوزی در منطقه آب برده دلفارد رخ داد و تا قبل از رسیدن نیروهای امدادی، 60 نفر از مردم توانستند آتش را مهار کنند. گفتنی ست منطقه دلفارد جیرفت یکی از مناطق بسیار دیدنی و جاذب توریست است که در تابستان محل ییلاق مناطق گرمسیری و جزو مناطق هدف گردشگری جنوب استان کرمان محسوب می شود. این روستا، دره ای با حدود 40 کیلومتر وسعت دارد و در دشت جیرفت به سمت کوه های شمال غرب جیرفت ادامه می یابد. دلفارد در 36 کیلومتری شمال شهر جیرفت و در 200 کیلومتری جنوب کرمان قرار گرفته است و از جاذبه ها و مناظر زیبای طبیعی همچون آبشار، ارتفاعات، دره سبز و پوشش گیاهی برخوردار است. روستای دلفارد از سوی سازمان گردشگری و میراث فرهنگی استان کرمان به عنوان یکی از 11 روستای هدف گردشگری در استان انتخاب شده است.
روایتی شیرین از سالروز ورود آزادگان
روایتی شیرین از سالروز ورود آزادگان
26 مردادماه سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، بهانه ای برای نشر روایتی شیرین و خواندنی بود. در زیر روایتی شیرین از ورود آزادگان به کشور را که احمد یوسف زاده، نویسنده توانای جنوب کرمان نوشته می خوانید:
این مطلب را در حین وبگردی پیدا کردم . نویسنده اش – سرهنگ پاسدار علی رستمی – چند سال پس از آزادی با ارسال نامه ای باب رفاقت را گشود .رفاقتی که به گرمی ادامه دارد. جمعی از پاسداران سپاه در مرز قصر شیرین پادگان الله اکبر اسلام آباد غرب اردو می زنیم و منتظر ورود همرزمان خود می شویم. اسرای عراقی گروه گروه از اتوبوسهای زیبا در نقطه مرزی (خسروی – منظریه) پیاده می شوند آنچه به هیمنه و هیکل آنان نمی خورد «اسیر» است. انگار نه انگار که بعد از 10 سال به وطن خود بر می گردند. همه شیک پوش و ساک بدوش با کوله های پر از سوغات محلی و ریش های آنکارد شده حتی ریش بعضی از آنها به ریش بعضی از ماها طعنه می زند! . با چشمانی اشکبار در کناره مرز نظاره گر اتوبوسهایی هستیم که آرام آرام به ما نزدیک و نزدیکتر می شوند از پله اولین اتوبوس «تن» هایی رنجور با لباس های زرد و یک دست که برگودی کمر آنان عبارت P.W «اسیر جنگی» نقش بسته، یکی یکی پیاده می شوند با مأمورانی از U.N که سخت مراقب آنانند و رفتاری مهربانانه و البته ساختگی از چهره هاشان می بارد! ولی آثار خشم و عصبانیت متقابل بین نگاههای افراد زردپوش و نظامیان عراقی رد و بدل می شود. آنان ناباورانه ما را می پایند و ما نیز ناباورانه منتظر ورود آنان هستیم. رهبر گروه مارش نظامی ما دستانش را به حالت ضربدری بالا می برد و با پایین آوردن یکباره دستان او، طبل و شیپور و سنج نوای غمگینانه سر می دهند گروهی از سربازان نیز همنوا با موسیقی سرود «به ایران خوش آمدی» با هیمنه خاصی می خوانند. با ورود اسیران ایرانی، بغض ها در گلو به یکباره می ترکد، اشک ها جاری می شود همه حتی گروه موسیقی می گریند ولی از نواختن دست بر نمی دارند، گروه سرود هم می گریند و ما نیز چون دیگران شیون می کنیم. می شوم مسئول گروهی از آزادگان که باید آنها را تحویل فرودگاه باختران بدهم داخل یکی از اتوبوس هایم که یکسره مورد سؤال آنها هستم از انواع و اقسام سوالات از قیمت پیکان گرفته تا دلایل قبول قطعنامه و تا عزل …
از شهر اسلام آباد عبور می کنیم یکی از آزادگان در رابطه با عملیات سازمان منافقین می پرسد و به دنبال آن همه به اتفاق می خواهند ببینند آنچه که آنجا شنیده اند درست است یا دروغ های ساخته پرداخته سازمان در اردوگاهها بلند می شوم و در وسط اتوبوس با صدای گرفته «مرصاد» را برایشان شرح می دهم و وقتی به «چهارزبر» می رسیم می گویم: بله تا اینجا آمدند ولی نه رفتند و نه برگشتند. فرودگاه باختران تا امروز این قدر هواپیما و این قدر مسافر به خود ندیده با همه خداحافظی می کنم پس از چند بوسه برگونه هم، آنان بوسه ای بر آرم سپاه که روی سینه ام نقش بسته زدند و از من دور می شوند. یکی از آنان پس از خداحافظی برگه ای دستم می دهد فرصت که می کنم در آن شلوغی فرودگاه آن را می خوانم.
مادر از راه سفر برگشتم
با دلی پر ز شرر برگشتم
شرر از داغ غم روح الله
دیدگانم همه تر برگشتم
من جوان بودم و از داغ غمش
شد خمیده کمرم برگشتم
مادر غم زده ام شادی کن
چشم بردار ز در برگشتم
و زیر شعرش نوشته بود «تقدیم به تو برادر خوبم: احمد یوسف زاده اعزامی از کهنوج» شعر احمد به دلم می نشیند. طاقت نمی آورم از بلندگوی فرودگاه او را می خوانم: برادر احمد یوسف زاده به اطلاعات. احمد می آید و برای بار دوم او را می بینم جوانی به نظر 20 ساله، سابقه هجرانش را می پرسم با خنده می گوید هفت، هشت سالی می شه می خواستم سال 61 خرمشهر را آزاد کنم که اسیر شدم! با تعجب می پرسم: مگه چند سالت بود که اسیر شدی. باز هم می خندد می گوید اسارت من حکایت دارد من جز اسرای خردسال ایرانی بودم. بلندگوی فرودگاه او را از من جدا می کند کلیه آزادگان کرمانی. کلیه آزادگان کرمانی آماده سوار شدن. همه اسرا مبادله می شوند. ای کاش مرا هم با گذشته ام مبادله کنند آیا کسی هست که مرا هم آزاد کند و مرا به گذشته ببرد.
والسلام
تمدن هلیل، کهنترین گهوارهگاه تمدنِ جهان
تمدن هلیل، کهنترین گهوارهگاه تمدنِ جهان
سید محی الدین طیبی
چه سخت است سخن راندن از تمدنی به وسعت هزاره ها، تمدنی که بر بلندای کوهساران رابر، بحرآسمان، ساردوییه و اسفندقه اوج می گیرد. در دامنه دلربای کوه تپه های دلفارد سر به زیر می شود و در دامن رها و گرم و نامحدود مادری به نام دشت جیرفت آرام می گیرد و به پختگی و بلوغ می رسد. به راستی احسنت بر هوش و فراست خالقین این تمدن که در میان دشت ها و بلندی های مشرق زمین چنین منطقه ای جادویی با ترکیبی مینیاتور گونه از انواع آب و هوا، محصولات کشاورزی، گونه های جانوری و گیاهی و مناظر دلربای طبیعی را برای بنیان تمدن زمین برگزیدند.
شاید بتوان برای هر منطقه ای از این دیار کهن ویژگی خاصی را متصور شد که باعث ارزش گذاری آن در سطح منطقه و یا حتی کشور بشود؛ اما آنچه که امروز در دل خاک سرزمین هلیل رود می تپد، نگاه جهان و جهانیان را به این منطقه معطوف کرده است. هلیل دیگر امروز تنها یک رود از هزاران رود غلطان بر خاک زمین و خاطره ای از خروش ایام جوانی پیران دهکده نیست. هلیل ما امروز یک نام جهانی است. نامی که نوید یک تمدن خفته بر دل خاک است. تمدنی با هزاران سال سابقه که نقشی دیگر است از آوازه نکویی این سرزمین و تأییدی بر انگاره های اصالت سرزمینی کهن. باشد که پاسبان این افتخار دیرین باشیم.
تمدن هلیل:
در جنوب شرق ایران در استان کرمان، شهری کوچک به نام جیرفت قرار گرفته که از سه جهت کوهستان هایی به ارتفاع ۴۰۰۰ متر آن را احاطه کرده اند و تنها از جانب جنوب غربی به سمت تنگه معروف «هرمز» در خلیج فارس راه گریزی دارد. این منطقه به دلیل موقعیت خاص طبیعی اش که آن را کاملاً به محاصره در آورده، از مسیر گردش های جهانگردان و نیز تحقیقات باستان شناسی به دور مانده است، تحقیقاتی که عمدتاً بر روی منطقه بین النهرین واقع در هزار کیلومتری آن متمرکز شده اند. تا این که سرانجام بر حسب اتفاق آثار فراوانی از تمدن ناشناخته ای در جلگه هلیل رود از زیر خاک سر بیرون آوردند. تمدنی که از سپیده دم بشریت منشأ می گیرد.
ویژگی منحصر به فرد آثار به دست آمده که در آن سیر تکوین جهان، انسان ها و حیوانات در سبکی بی نظیر به تصویر کشیده شده است، جای هیچ شک و تردیدی را برای باستان شناسان نسبت به قدمت و ظرافت فرهنگ هلیل رود باقی نمی گذارد. به نظر می رسد که فرهنگ و تمدن هلیل رود به طور مستقل از تمدن دولت _ شهرهای بین النهرین در هزاره سوم قبل از میلاد پای به عرصه حیات نهاده و به این ترتیب حتی از تمدن سومر نیز چندین قرن تقدم زمانی می یابد که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
تاریخچه کشفیات
کشف تمدن هلیل را نمی توان حاصل هوش و فراست باستان شناسان دانست، بلکه چنین کشفی نتیجه حرص و طمع کاری غارتگرانی است که گورهای قدیمی را حفاری و اشیای آن ها را تارج کرده اند. در مدت ۹ ماه قاچاقچیان با همدستی برخی از مسئولان محلی و قاچاقچیان بزرگ اشیای عتیقه بی آنکه از جانب کسی تهدید به مجازات شوند، تمام منطقه را مورد غارت قرار دادند و شرکای آن ها، اشیای مشکوفه را از طریق کوه یا دریا از منطقه خارج ساختند.
در آغاز ماجرا چنین بود که یکی از روستاییان گلدان حجاری شده ای را می بیند-که در آب جاری شده حاصل از بارش باران در حرکت است- گلدانی که از گوری بیرون افتاده بود، در نتیجه باران های تند خاک آن شسته شده بود. فردای آن روز تمام مردم منطقه با بیل و کلنگ به منطقه حمله ور شدند تا گنجی را که خدا به آن ها هدیه داده بود به دست آورند. زیرا خشکسالی شدیدی طی ۲ سال در منطقه حاکم بود. هیچ کس از گذشته با شکوه این اشیا خبری نداشت و آن ها را نمی شناخت. جز این که همه می دانستند که با یافتن این اشیا پول هنگفتی به دست خواهند آورد. در همان ابتدای کار بیش از ده قبر غارت شد و دو هزار شیء از آن بیرون آوردند که برخی از آن ها در هفته های بعدی در سالن های فروش اشیای عتیقه نیویورک، پاریس و لندن ظاهر شدند. هزاران فرد دیگر به خیل غارتگران افزوده شدند. یوسف مجیدزاده باستان شناس ایرانی می گوید: «هیچ تپه و منطقه ای را در جیرفت نمی توان یافت که زیر و رو نشده باشد.» مدت ها بود که اشیا زیر خاکی بسیار قدیمی با مبدأ نامعلوم در کلکسیون ها و گالری های کشورهای آمریکایی، اروپایی و آسیایی به فروش می رسیدند. این آثار رفته رفته توجه کارشناسان هزاره های قبل از میلاد را به خود جلب کردند. با کنکاشی که آنان انجام دادند سر نخ به گمرک ایران ردیابی شد و در سال 2001 (1380) مراتب به دولت جمهوری اسلامی اطلاع داده شد. در پی تحقیقات مأموران بازداشت شده گمرک اعتراف کردند که تا کنون به طور سازمان یافته با باندهایی که با روستاییان منطقه ای در ایران همکاری دارند، هزاران قطعه شیئی زیر خاکی را به طور غیر قانونی از ایران خارج کرده اند. پس از این اعترافات، باستان شناسان ایرانی عکس العمل نشان دادند و در مناطق باستانی ایران مشغول جستجوی نمونه هایی از آثار شدند. در نتیجه تفحص باستان شناسان ایرانی در منطقه «هلیل رود» متوجه شدند که روستاییان فقیر منطقه در 20 کیلومتری جنوب جیرفت منطقه ای را بین خود تقسیم کرده و مشغول حفاری هستند.
هرگاه باستانشناسان به منطقه می رفتند، روستاییان به آنان حمله برده و آن ها را از منطقه دور می کردند. پس از رد یابی شبکه قاچاق اشیا و بازرسی منازل افراد در شهرهای بردسیر، جیرفت، بندر عباس و تهران هزاران قطعه از اشیای زیر خاکی به دست آمد.
در نوروز 1382 دولت سرانجام تصمیم گرفت که برای فراری دادن روستاییان و جلوگیری از حفاری آنان نیروهای نظامی و امنیتی را به منطقه اعزام نماید و سپس هیأت باستان شناسی به سرپرستی پروفسور یوسف مجید زاده با حمایت نیروهای نظامی به منطقه فرستاده می شود. مجیدزاده به محض ورود به منطقه با این که منطقه به طور گسترده ویران شده بود، متوجه اهمیت یافته ها می شود. به فوریت از متخصصین بزرگ دنیا در آثار سومر و ایلام دعوت می کند که به او در این مهم کمک کنند.
کارشناسان متوجه می شوند محوطه ای که به وسیله روستاییان حفاری شده، زمین بزرگی بوده که محوطه قبرستان شهر کهن بوده است و اشیای به یغما رفته هدایایی بوده اندکه معمولاً در هر قبری به طور متوسط 50 تا 60 عدد شیئ که برای خدایان همراه با مردگان در داخل قبور نهاده می شدند. غم انگیز آن که در اثر رفتار نابخردانه برخی اهالی روستا تمام استخوان ها پودر و نابود شده اند. در حال حاضر به نظر می رسد که تنها باقی مانده بیولوژیک از این مردمان که می توانست اطلاعاتی در مورد هویت و نوع زندگی ایشان به باستان شناسان برساند از دست رفته است. مجیدزاده و همکارانش کار خود را از منطقه ای جنوبی تر در امتداد «هلیل رود» ادامه می دهند و با کمال تعجب به آثار بیشتری برخورد می کنند. در نهایت، در منطقه ای به وسعت 50 کیلومتر عرض و 400 کیلومتر طول جغرافیایی: تمام امتداد «هلیل رود» از جیرفت تا دریاچه هامون (جازموریان) آنان به منطقه ای با چندین شهر، گورستان و یک زیگورات عظیم برخورد می کنند، با آثاری از تمدنی بین 4500 تا 3000 سال پیش از میلاد (پیش از سلسله های ایلام و سومر) با پیدایش این آثار می توان از یک بین النهرین دیگر سخن گفت.
کهن ترین تمدن شرق
قدمت تمدن جیرفت حدود 7000 سال تخمین زده می شود (کهنتر از تمدن بین النهرین) و به این طریق به عنوان کهن ترین تمدن شرق شناخته میشود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشتهاند. در این محل چند لوحه گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده؛ اما در کل روایتگر آن است که این مردم مخترع خط و زبان بوده اند، نه سومریان. وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیش تر ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی را شامل میشود. مهمترین صنعت منطقه همان کنده کاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافت خاص است و موارد کاربردی و زیبایی شناختی را در بر میگیرد. در روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز و گوسفند، نخل، مار و عقرب وجود دارد که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است. نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدن های دیگر جدا میکند چشم درخشان و مرصع کاری روی قطعات است. در برخی طرحها دیده میشود در دور تا دور ظرف چند حیوان در هم تنیده وجود دارند که برای کنار هم قرار دادن آن ها نیاز به محاسبات پیچیده بوده است.
با این همه، سطح تکنیک و ابزار به کار رفته در کنار سبک های طراحی نشان می دهند که یافته ها به یک دوره تعلق نداشته و چه بسا به ادوار مختلفی تعلق دارند (و ما اینک تنها دوره مرهشی را می شناسیم) و حوزه هلیل رود را باید چون بسیاری از رودهای فلات ایران و بین النهرین، خاستگاه تاریخی سلسله های مختلفی با تمدنی کهن و دامنه دار طی هزاران سال شمرد؛ به خصوص که از دیرباز این منطقه یکی از مناطق مهم کشاورزی بوده و هنوز هست و این خود، دلیلی دیگر بر این که بر بستر رودخانه هلیل رود و جازموریان، همچون بسیاری از رودها و مناطق دارای آب شیرین برای خوردن و کشاورزی، مهد تمدنی کهن و سلسله وار خفته است.
شهرنشینان متمدن
با پایان یافتن فصل اول کاوش اقامت گاه ساکنان قدیمی جیرفت از جنس خشت از زیر خاک بیرون آمد. همچنین دیوار و باروی قدیمی شهر و بنای عظیمی از خشت خام که شاید نوعی زیگورات باشد، پدیدار شده اند. برروی بسیاری از اشیاء پیدا شده مانند جام ها، ظروف مختلف، گلدان های ساخته شده از سنگ یا گل مخصوص کوزه گری که با نقش و نگارهای برجسته بسیار بدیع و نگین های رنگین گران بها مانند فیروزه، مرمر، یشم ویا مروارید مزین شده اند طرح معماری ساختمان های 2 یا 3 طبقه به چشم می خورد. کارشناسان از نقوش دام، طبیعت و انسان بروی ظروف و از باز مانده دانه های غلات پی برده اند که این مردم زندگی کاملأ شهرنشینی توأم با کشاورزی، دامپروری، پیشه وری و صنعت داشته اند. در هیچ کدام از نقوش اثری از شکار یا جنگ و یا ابزاری که گویای چنین صحنه ها و اعمالی باشد دیده نشده است.
ادامه دارد ….
معمای خط
نمونه هایی از خط بر روی گل رس در «هلیل رود» پیدا شده که به گفته کارشناسان این خط قرن ها قدیمی تر از خط میخی است. این خط یک خط سمبلیک (symbolic) نیست، آثار به دست آمده نشاندهنده آن است که این خط در زمره خطوط Linear بوده و در گروه خطوط سمبولیک جای نمیگیرند. دوم این که خط کشف شده در جیرفت شباهتی به هیچیک از خطوط باستانی دیگر ندارد و میتوان رواج آن را تقریباً همزمان با اختراع خط سومری دانست. این یافتهها تغییرات و دگرگونیهای زیادی را در باورهای گذشته درباره پیشتازی و سابقه خط در تمدن بین النهرین به وجود آورده است.
باستانشناسان به دلیل منحصر به فرد بودن، این آثار را با نام خط شرقی معرفی کرده و امید دارند بتوانند در آینده آن را بخوانند. تا قبل از کشف این نمونه خطها که آن ها را روی چند لوح باستانی پیدا کرده اند، فقط از ۲ خط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان نمونههای باستانی یاد میشد که اینک باید در آن تجدید نظر کرد.
از دیدگاه بسیاری از باستان شناسان، چهار لوح گلی کشف شده در محوطه پیش از تاریخ شهر دقیانوس که بر روی آنها خطوط هندسی کهنترین خط جهان نقش بسته آخرین حلقه هویتی تمدن «ارت» است که دانشمندان در رمزگشایی از آنها ناتوان ماندهاند. خط تمدن هلیلرود، به صورت اشکال هندسی هستند که هیچگونه معادل یا شبیهی ندارند و تاکنون کسی موفق به خواندن آن ها نشده است.
راز مهرهای سر به مهر
مُهرهای یافت شده با نقوش مختلف در منطقه متعلق به بازرگانانی بوده که از نقاط دیگر برای خرید کالا به «جیرفت قدیم» می آمدند و از این مُهر ها برای مُهر و موم کالا ها استفاده می کردند. تعداد زیاد مهرها و تنوع طرح ها نشان می دهد که خریداران زیادی از نقاط مختلف خارج از منطقه به این شهر می آمده اند.
چند سالی بود که کارشناسان به اشیایی با فرم مشابه هم (با نقوش مختلف و مزین به نگین های قیمتی) در کشورهای مصر، تاجیکستان، مغولستان، افغانستان و بین النهرین برخورد می کردند، بدون آن که بتوانند مبدأ آنان را پیدا کنند. متخصصان، این اشیاء را «کیف دستی» می نامند و تا کنون هیچ کاربرد خاصی برای این اشیا معلوم نشده بود. اکنون پس از کاوش های «جیرفت» متخصصان پی به مبدأ ساخت این اشیای گران بها برده اند. خانم پیتمن و آقای مجید زاده معتقدند که این اجسام برای وزن کردن دقیق سنگ ها و نگین های گران بها استفاده می شده اند. به دلیل تراکم مهر ها و سنگ وزن ها خانم پیتمن معتقد است که:«جیرفت؛ الدورادوی خریداران سنگ های قیمتی بوده است.»
تجارت جهانی
بدون تردید باید بگویم که گستردگی و تنوع تجارت این منطقه در دنیای باستان همگان را شگفتزده کرده است. تمدن جیرفت در زمان خودش از هر سمت و سوی جغرافیایی که در نظر بگیرید، از شرق، جنوب، شمال و غرب با همسایگانش روابط مستقیم تجاری داشته است. در واقع این جا برای همه تمدنهای اطراف شناخته شده بود و پل ارتباطی بین سکونت گاههای بشری در افغانستان، هند، جنوب خلیج فارس و تمدنهای میان رودان (بینالنهرین) محسوب میشده است.
تنوع گسترده مهرها و اثرات پیدا شده آن ها نشان میدهد که این منطقه، مرکزی برای تجارت بازرگانان از تمدن دره رود سند تا تمدنهای میانرودان (بینالنهرین) بوده است. مواد خام سنگی از جاهایی مثل بدخشان و نقاط دیگر به این منطقه میآمده و اینجا به اشیا و ابزار قیمتی تبدیل میشده است. ظروف تولیدی در جیرفت را پیش از این در عراق، سوریه، ازبکستان، عربستان و هند یافتهاند و این نشان دهنده بزرگی صنعت و تجارت در جیرفت و حجم بالای صادرات این تمدن بوده است. میتوان این نتیجهگیری را کرد که تمدن هلیلرود، از مراکز اصلی تجارت جهانی در هزاره سوم پیش از میلاد بوده است.
مهد صنعت
نقطه تعجب برانگیز در آثار به دست آمده از تمدن هلیل رود آن است که گلدان های کلرویتی مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد کاملاً برای باستان شناسان ناشناخته نبود. برخی از این آثار پیش تر در ماری Marie جلگه فرات، جلگه سند و سواحل خلیج فارس و حتی تپه یحیی شناسایی شده اند. تشابه بسیار آن ها، متخصصان را به فکر فرو برده است. در این میان پیرآمیه Pierre Amite بی آن که اطلاعی از سر منشأ آن ها داشته باشد، از نوعی سبک بین فرهنگی سخن می گفت. از این پس می دانیم که این اشیا به شکلی صنعتی در جیرفت ساخته شده اند و در تمامی مشرق زمین در نتیجه تجارت منتشر شده اند به همین دلیل می توان این حوزه را به عنوان مهد صنعت در عصر باستان نام گذاری کرد.
ساختمان سازی مدرن
واژه زیگورات، یک لغت میان رودانی (بینالنهرینی) است و نمیدانیم که در اینجا چه نام داشته است. در نگاه اول میبینیم تختگاهی است که طبقات پلکانی دارد. مسلم است که این ساختمانهای پلکانی در جیرفت، قدیمیتر از زیگوراتهای تمدن میان رودان هستند.
قدیمیترین زیگورات بین النهرین، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است و به تمدن سومریها و شهر اور تعلق دارد که پایهاش مربع شکل بوده و 120 متر در 120 متر است. در حالی که پایه ساختمان پلکانی پیدا شده در کناره هلیلرود در پایه 400 متر در 400 متر بنا شده و به هزاره چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. در ساخت این بنا، بیش از 4 میلیون خشت گلی به کار رفته و تحقیقات ما نشان میدهد که در عمق 12 متری تپهها، آثار و لایههایی به مراتب قدیمیتر از لایههای فوقانی قرار دارد. طبقه اول این ساختمان بزرگ، 90 هزار متر مربع و طبقه دوم، 22 هزار متر مربع مساحت دارد. در تحقیقاتی که در زمستان 2005 با کمک دستگاه های الکتریکی (مقاومت کهربایی ) در تپه باستانی «کُنار صندل» انجام شده، نتیجه مقاومت زمین نشان می دهد که در عمق 12 متری زیر تپه ها آثار و لایه هایی به مراتب قدیمی تر از لایه های فوقانی وجود دارند.
آجرهای پخته به دست آمده در کشفیات این منطقه حتی از نمونه هایی که به تمدن هارپایی (که به تمدنی در نواحی بلوچستان پاکستان و ایران تعلق داشته) نسبت می دهند، بزرگتر و بهترند و آن احتمال این که یکی از مراکز تمدن هارپایی را علاوه بر ایندوس باید در حوزه هلیل رود و جازموریان جست، قوت می بخشد. گذشته از آن که این تنها می تواند به یکی از ادوار تاریخی آن تمدن مربوط شود و چه بسا در ادوار دیگر می توانسته خاستگاه تمدنی مستقل و حتی رقیب برای حوزه «ایندوس» باشد؛ به ویژه این که مطالعات اخیر علاوه بر ارتباط با عیلام و شوش، نوعی ارتباط را بین این منطقه با ترکمنستان و مگان (Magana) و دیلمون (Dilmun) برای ادواری نشان می دهد.
آراتای گمشده
دیر زمانی است که باستان شناسا ن در لوح های گلی یافت شده از بین النهرین به نام تمدنی به نام «آراتا» برخورد کرده بودند؛ اما تا کنون اثری از چنین تمدنی پیدا نشده بود.
در یکی از این الواح «مردوک» پادشاه سومر (هزاره سوم پیش از میلاد) از زبان «ای نانا» بزرگ ترین الهه خدای سومریان، مردم «آراتا» را که به تازگی تحت سلطه سومریان درآمده بودند زنهار می دهد و می گوید که اگر می خواهند پس از شکست تحت سلطه سومر به زندگی خود آزادانه ادامه دهند، باید از گنجینه های گران بهایی که در اختیار دارند به عنوان خراج به او بپردازند.
در یکی از این الواح مسیر فرستاده مردوک برای بردن پیام به نزد مردم «آراتا» چنین شرح داده شده است:«از اوروک به آنشان و از آنشان به سمت شرق باید چندین کوه را پشت سر می گذاشته است.»
پروفسور مجید زاده و هیأت همراه او اعتقاد کامل دارند که این مسیر، مسیری است که فرستاده از سومر به سمت کرانه های «هلیل رود» پیموده است.
سخن پایانی
در پایان باید گفت امروزه، یافته های جیرفت افق دیگری از فرهنگ های شرق را گشوده است. امروزه، کارشناسان و خاورشناسان هم صدا بر یک باورند که در تاریخ مردم شناسی 2 دوره وجود دارد. یکی دوره پیش از کشفیات جیرفت و دیگری پس از کشفیات آن. پس از این کشفیات است که تاریخ تمدن جهان باید از نو نگاشته شود.
درخشش هنرمندانه جنوب کرمانیها در برج میلاد
درخشش هنرمندانه جنوب کرمانیها در برج میلاد
برگزاری جشنواره اقتصادی و فرهنگی استان کرمان در برج میلاد تهران فرصتی مناسب و شاید تکرار نشدنی برای معرفی ظرفیتها و قابلیتهای جنوب کرمان محسوب می شد.
آمادگی برای حضور فعالانه
برای شرکت در این المپیاد اقتصادی و فرهنگی همه شهرستانهای استان فراخور توانمندی هایشان آمادگی خود را اعلام کردند و شهرستانهای هفتگانه جنوب کرمان نیز فرصت را غنیمت شمرده تا نگاه پایتخت نشینان را به بخشهای فرهنگی، اقتصادی، کشاورزی، معدنی و … معطوف کنند.
جنوب هم مهیا شد
جنوب کرمان با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر به عنوان منطقه ای دانشگاهی، کشاورزی، صنعتی، معدنی و استعدادهای هنری در زمینه های هنری ،موسیقی، هنرهای تجسمی و … برای شرکت در این فرصت استثنایی مهیا شد.
روز تمدن هلیل رود جیرفت ماندنی ترین خاطره
هفت روز فرهنگی و اقتصادی برای استان کرمانیها و جنوب زر خیز با اقلیم مدیترانه ای تعریف شد، شاید روز تمدن هلیل رود جیرفت ماندنی ترین خاطره دوستدارن میراث کهن پدرانی بود که موی خود را برای پاسداشت از آن سپید کردند.
درخشش ادارات کل جنوب کرمان
ادارات کل جنوب کرمان با برپایی غرفه های اختصاصی آن هم با سلایق بومی و سنتی گامی امیدوار کننده در جهت توسعه جنوب برداشتند که قابل تقدیر است، اگر چه علی رغم همه تلاشها نواقصی هم وجود داشت که انتظار میرود با استفاده از تجربیات صاحب نظران، کارشناسان و اهالی فن در سالهای آتی درخششی دوباره تکرار شود.
همه تلاش کردند تا جنوب خوش درخشید
احمد امینی روش فرماندار جیرفت طی گفتگویی ضمن تشریح اهداف برگزاری جشنواره فرهنگی و اقتصادی جنوب کرمان و استان در برج میلاد تهران اظهار داشت: جشنواره اقتصادی و فرهنگی به مدت یک هفته با تدبیر استاندار کرمان در محل برج میلاد تهران با همکاری سایر دستگاههای اجرایی برگزار شد که فرصت بسیار خوبی برای معرفی ظرفیتهای پیدا و پنهان منطقه بود. وی ضمن قدردانی از دست اندرکاران برگزاری این فرصت استثنایی افزود: استان کرمان به عنوان پهناورترین استان کشور در بخشهای دام و طیور، گردشگری، صنعت و معدن و کشاورزی حرف برای گفتن دارد که جنوب کرمان با برخورداری از ظرفیتهای باستانی و تاریخی از جمله تمدن کهن هلیلی رود موقعیتی استثنایی را به خود اختصاص داده است.
وجه تمایز جنوب کرمان
امینی روش این جشنواره را فرصتی تکرار نشدنی و یا غیر ممکن برای معرفی ظرفیتهای موجود بیان کرد و ادامه داد: تولیدات کشاورزی به میزان 4 و نیم تن در سال و در کنار آن محصولات باغی متنوع و اقلیم آب و هوایی جنوب کرمان را از دیگر مناطق متمایز کرده است.
تمدن 7 هزارساله سرآمد داشت های تاریخی
امینی روش با بیان اینکه تمدن هفت هزار ساله جیرفت همواره سرآمد داشته های تاریخی استان است، عنوان داشت: غرفه میراث فرهنگی، عشایری، صنایع دستی و هنرهای تجسمی مورد استقبال بازدید کنندگان قرار گرفت.
هنرمندانه درخشیدند
امینی روش نقش رسانه ها را در معرفی اهداف این جشنواره مثبت توصیف کرد و تصریح کرد: مطبوعات و رسانه های جنوب کرمان به همراه هنرمندان هنرمندانه درخشیدند که با ترسیم به موقع توانمندیهای جیرفت در بخشهای مختلف دین خود را به منطقه ادا کردند./هلیل
تجلی معاون اداره کل فرهنگی و رئیس مرکز رسانههای دیداری و شنیداری دردانشگاه تهران: کار کردن با همشهریانم برای من باعث افتخار بود
مهدی تجلی، متولد ۱۳۵۲ کرمان. دانشآموخته دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. از فعالیتهای اجرایی وی می توان به: عضویت در شورای سیاستگذاری مجامع کانونهای فرهنگی دانشگاههای کشور، عضو شورای سیاستگذاری دو سالانه آهنگسازی دانشگاه تهران، دبیر مجمع موسیقی دانشجویان کشور، مدیر هنری فصلنامه برگ فرهنگ، مدیر هنری ماهنامه اثر، مدیر نگارخانه تهران، مشاور هنری سازمان زیبا سازی شهر تهران، رئیس اداره همکاریهای فرهنگی دانشگاه تهران و … اشاره کرد. او تا کنون برنامههای متعددی را در داخل و خارج ازایران؛ از جمله در شهرهای وین، آنکارا، زاگرب، بیروت، پراگ، سالزبورگ، پاریس و … با موضوعات هفته فرهنگ ایران، کارگاه آموزشی و کنسرت موسیقی داشته است. در حال حاضر او در کنار تدریس به عنوان معاون اداره کل فرهنگی و رئیس مرکز رسانههای دیداری و شنیداری دردانشگاه تهران مشغول فعالیت است. با او درباره جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان صحبت کرده ایم. گفتنی ست تجلی در این جشنواره کارگردانی مراسم افتاحیه و اختتامیه را برعهده داشت.
درباره روند فعالیت تان در جشنواره کرمان بفرمایید.
آقای یزدانپناه به عنوان مشاور عالی جشنواره با بنده صحبت مقدماتی کردند و بعد جلسه با دبیر جشنواره آقای سلیمانی داشتیم و قرار شد کارگردانی مراسم افتتاحیه و اختتامیه جشنواره را بر عهده بگیرم.
درباره کارگردانی همایش های این جشنواره توضیح دهید.
به هر صورت این جشنواره یک برنامه رسمی با دو محور فرهنگی و اقتصادی کرمان بود و مسلما نمی شود با یک برنامه خاص که فقط یک بعد دارد مقایسه کرد منظورم اینست که مثلا در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر فقط به موضوع فیلم پرداخته می شود و فضای برنامه کاملا هنری است اما این برنامه مخاطبان خاص خود را داشته و ما مجبور بودیم فصل مشترک این دو محور را مبنای اصلی خود برای چیدمان برنامه، طراحی میزانسن، ساختکلیپها و … قراردهیم. به طور مثال برای دکور به جهت تغییر محتوای هر روز برنامهها، از قابلیتهای تصویری مرکز همایشها استفاده کردیم و به صورت ثابت چند نماد مربوط به کرمان، مثل بادگیرهای کرمان، شمعدانی و … به صورت حجم در صحنه قراردادیم. در چیدمان برنامهها، تعدد سخنرانها در مراسم افتتاحیه -که با توجه به موضوع جشنواره گریزی از ان وجود نداشت و زمان کم برنامه جایی برای اجرای برنامههای ویژه باقی نمی گذاشت. ما در برنامه افتتاحیه دو اجرای هنری زنده داشتیم و استفاده از ویدیو آرت و عناصر دیداری و شنیداری را به عنوان دستمایه اصلی کل برنامه قرار دادیم. در اختتامیه هم تقریبا روال به همین گونه بود یعنی به علت محدودیت زمانی، حتی وقت برای اجرای یک گروه موسیقی نداشتیم چون ورود، خروج و جایگیری گروه موسیقی در روی صحنه زمانبر بود لذا ما مجبور شدیم فقط به یک خواننده فکر کنیم. پخش زنده مراسم از شبکه های صدا و سیما نیز حساسیت های خاص خود را داشت و ما میبایست در تنظیم برنامهها با کارگردانهای پخش هماهنگی لازم را داشته باشیم. به نظرم در مجموع محتوی برنامهها و نظم به جز زمان شروع برنامه!- مناسب بود.
درباره هویت بصری جشنواره چه نظری دارید.
باید در سه بخش این موضوع را بررسی کرد. بخش اول نشان جشنواره و پوستر و تیزر جشنواره و … بخش دوم گرافیک محیطی نمایشگاه جشنواره که شامل المانهای تبلیغاتی و طراحی غرفه و …. و بخش سوم کلیپهای برنامهای و گزارش های تصویری و … هستند که هر کدام باید با شاخصهای خود جداگانه بررسی و تحلیل شوند. به طور کلی از نظر من نشان و پوستر جشنواره طرح مناسبی را داشت، در طراحی نمایشگاهی غرفهها به جز چند غرفه بقیه طراحی مناسبی نداشتند و کلیپها هم در مجموع حد متوسطی داشتند.
صحبت خاصی اگر مانده بفرمایید.
دو مطلب اول اینکه خیلی خوشحال بودم با یک گروه کرمانی کار میکردم یعنی جدا از عوامل اصلی جشنواره یعنی رئیس، دبیر، ستاد مرکزی، … در برنامههای دیگر از جمله برنامههای همایشها، همه عوامل کرمانی بودند یعنی مجری، شاعر، قاری، خواننده، آهنگساز، نویسنده، تدوین، برنامه ریز و … و این مساله برای من باعث افتخار بود که با یک گروه حرفهای کرمانی کار میکردم. مطلب دوم برای اجرای یک ثانیه از برنامه، یک گروه بزرگ همزمان با هم مشغول فعالیت هستند که خیلی از این عوامل دیده نمیشوند اما درست عمل نکردن حتی یک نفر از آنها در خروجی کار کاملا قابل مشاهده است و اینجاست که کار تیمی مفهوم پیدا میکند و من لازم میدانم از تمام بچههای این گروه بزرگ تشکر و قدردانی کنم. از آقای دکتر یزدانپناه که یک هفته کامل را همیشه با هم بودیم و راهنماییهای ارزندهای داشتند ممنونم.
همچنین از استاندار محترم، دکتر گرامی، آقای سلیمانی، دکتر پورنصاری، آقای عظیمی زاده، آقای نوروزی، خانم خالقی، خانم مرادی، خانم بیگی، آقای منظری، آقای جعفری مدیر فنی مرکز همایشها وسایر عوامل فنی مرکز همایشهای میلاد و دیگر دوستان تشکر میکنم. از شما و همکارانتان هم برای پوشش رسانهای جشنواره تشکر میکنم و آرزوی توفیق دارم.
اکتاپلای قیام شالبافها
اثرمشترک مسعود نکویی و پوریاقلی پور؛در ژانر ترکیبی آوازآکاپلای پلی فونیک و رقص مدرن به زودی در روزهای 1تا15شهریوردر پلاتوی صنعتی کرمان و مهر ماه در تهران به روی صحنه خواهد رفت . این اثر با مشارکت گروه موسیقی مهر وطن و گروه تیاتر بوتیاآل تولید شده است.شالبافی در کرمان بیش از 100 سال قدمت دارد و در دوران قاجار به اوج خود رسید،شهرت جهانی یافت و به سرتاسر جهان صادر میشد. به اعتقاد دکتر باستانی پاریزی، کلمه «شال» در گذشته و در منابع و ادبیات، به صورت «شَعرِ» ثبت شده است و براین مدعا میتوان به این بیت فردوسی اشاره نمود:شب تیره زو دامن اندر کشید یکی چادر شَعر بر سر کشید و «شعر باف» که در منابع مختلف به عنوان شغل و حرفه بسیاری از مردم ذکر شده است، همان «شالبافی» است،
مرغوبیت پشم و در پی آن شال کرمان به قدری بوده است که تاورنیه ـ سیاح و تاجر معروف ـ برای خرید آن به کرمان آمده است: «… در اواخر سنه 1647م (1058هـ .ق) هرچه شال کرمانی، زیبا، قیمتی و زیب دوش امراء و حکام و سلاطین بود و آوازه و شهرتش تا به اقصی نقاط عالم پیچید، به حدی که رونق شال کشمیر را شکست، اما همین منابع و شاهدین، گاه جسته و گریخته روایاتی نیز از رنج و الم بیشمار این هنرمندان بیادعا و گمنام گفتهاند.
شالبافی دسترنج شالبافان گمنامی بود که از شدت کار در سیاه چاله های شالبافی در سنین بسیار کم جان خود را از دست می دادند. وضعیت شالبافان به حدی بد بوده که ادوارد براون در توصیف وضعیت نا بهنجار کارگاههای شالبافی کرمان اینگونه میگوید: چند جا رفتیم تماشا کردیم. مرد و بچهی کوچک چند نفر به سن هفت نرسیده در توی زیر زمین، در اتاق تاریک متعفن نشسته، مشغول شالبافتن بودند. دو ساعت پیش از طلوع آفتاب شروع، و شب تا یک ساعت بعد از مغرب کار میکردند… شالبافها اکثر جوان میمیرند و سببش کار سخت و عفونت اطاق و هوای بد آنجا است، و جمیع شالبافها ناخوش و بدحالاند»
شالبافها دوبار قیام کردند و در قیم دوم حاکمیت کرمان را عوض کردند.این اثر به پاسداشت جانفشانی این کارگران گمنام تقدیم میگردد. آخرین تمرین گروه با حضور استاد گلابزاده (کرمان شناس شهیر) در حالی انجام شد که ایشان گفتند که از ابتدا تا انتهای اثر نفسشان به شماره افتاده و تحت تاثیر قرار گرفتند(استاد گلابزاده خطاب به گروه اجرایی: بعداز اجرای شما ، نفس من هنوز بند نیامده است؛ اثر شما متفاوت و فراتر از هنر کرمان است.)
.سبک اکتاپلا هنوز در ایران انجام نشده و در جهان تنها دو گروه به این شیوه فعالیت میکنند و سبک نوینی در جهان محسوب میشود زیرا ترکیب act و accapella بسیار دشوار است.
تقدیم به روح شالبافهای گمنام کرمان
شوخی
– آمَمَد!… آمَمَد سبزواری! … داداش کاری نِداری؟ مَ دارم میرم به خونه.
– نه قربانت… به سلامت.
یکی اَ شوخیاش ای بود هر وقت میخواست بره به مرخصی میرفت بالا سِرِ همه بَچا یکی یکیشونِ بیدار میکِرد اَزِشون میپرسید کاری نِدارن ،چیزی نمیخوان.ای قَ بیدارشون میکِرد تا خواب از سِرِشون بپره.
– رورِدات میشه؟تعارف نِکن…بگو…تومَم مِث داداش خودم.به خدا تعارف کُنِن دلگیر میشم.
– تعارف چی؟!!نه برو خدا پشت و پناهت.
– سِد جِواد داداش توچی؟خلاصه کاری هَس بِگِن…بَچا ما رفتیم این دِم آخری بِحِلمون کُنِن…دِگه خوبی بِدی دیدِن ببخشِن،راستییی سوغات نمی خوایِن؟ ماشین اومد علی ممد منتظره بچا مطمعنِن؟
– ای بابا…تورو ارواح هر کی میپرستی برووو.
خلاصه با پَس گردنی و کتِک و پرتاب پوتین و لیوان تا بدرقش نمیکِردن نمی رف.بعضیا برا تلافی وقتی نوبت مرخصیشون میشد همین بِلارِ سِرِش در میوردن یا تو چاییش نِمک میرِختن ، بندا پوتیناشِ برمیدوشتن؛ هر کی به نحوی جبران مافات میکِرد، کلی سر به سر میذوشتن.اَ بچگی همتو بود، اَ همو کلاس یک که کنار هم پُش یه میز نشِستیم دوس شدیم تا حالو که با هزار دوز و کِلک و دستکاری کِردنِ سه جلدمون قایمِکی اومده بودیم جبهه.تو مدرسه مَم شیطِنت میکِرد، بعضی موقا خودِش میزد به مِریضی و دل درد میرف از کلاس بیرون ، قایمِکی میرف تو دفتر زنگِ خونه رِ میزد؛یه وقتویی که کِسی تو مدرسه نِبود با چنتو اَ دوستا دِگِش میرف رو دیوار مدرسه شعار انقلابی مینوش. اما خداییش خیلی بچه با معرفِتی بود درساش خیلی قِوی بودن کلی تقلب به همه میرسوند ،برگه امتحانِشِ با کِسایی نِنِوشته بودن جا به جا میکِرد.خوراکیشِ میداد بچایی که نِدوشتن. یا به کلاس پایینیا را میداد اول آب بخورن. تو جبهه مَم خیلی کارا میکِرد، با شوخی بیشترِ غِذاشو میداد به بچه تر از خودش یا میگف روزه مَم.آب یِخِ کانتینر تو دبه میکِرد میوورد تو سنگر تا یِخیش بره بچا اذیت نِشن.تو ماموریِتا مهره اصلی بود؛ تیز و فرز و چابک.بچه کِرمونی بود خُ. فِقَ منو حسین و ناصر کرمونی بودیم دِگه بقیه تهرونی بودن و اصفهونیو کاشونی…
اَشوخیا بچا ناراحت نمیشد اَرومَم نمیرف که دِگه شوخی نِکنه.کم میخوابید،کمتر پیش میومد ببینم خوابه.روز عملیاتم بیداربود. نیمه چشمامِ باز کِردم دیدم آماده نِشِسته گوشه همِه رِ نگا میکنه.گفتم :حسین جانِ عزیزت امرو بی خیال شو…خندید گف: رو تُخ چشام. همه چی مثه فیلم جلو چشمامه آروم و تو فکربود انگار میدونست قِراره چی بِشه.رسیدیم به منطقه مورد نظر،ما سرگرم محدوده خودمون بودیم که از جلو بچا پیغام دادن دَس تَنان. حاجی حسینِ فرستاد جلو؛حسین دَس راسِ حاجی بود. بعد از چَن ساعت خدا کمِکمون کِردو پیروز و خسته آماده برگشتن شدیم ولی از حسین خِبری نبود دِویدم به سمت خاکریز جِلو، تو دلم آشوب بود. حسین خوابیده بود رو زمین بودِ هیکِلش خیسِ خون بود.یه تسبیح تُربِتی دوشت باهاش ذکر میگفت بعد مِنداخت تو دستش؛ پاره شده بود رِخته بوددورِش. خون از گوشش اومِده بود تا رو چشاش.لبخند قِشَنگِش هَنو رو لِباش بود. ای قَ آروم بود که انگار دردی نِداره. انگار باز داره شوخی میکنه؛ فیلم درمیاره، دستمون مِندازه.
– حسین! حسین آقا…پاشووو…بِسه دیگه؛ خودت امروگفتی دِگه شوخی نمیکنی… حسین!
از جذب کلسیم غافل نشید
کلسیم یک مادهی معدنی مفید است که همهی افراد بخصوص خانمها در تمام مراحل زندگی خود به آن نیاز دارند. متأسفانه خانمها بیشتر در معرض پوکی استخوان قرار دارند. این بیماری تأثیر منفی روی زندگی افراد میگذارد. در واقع عدم جذب کلسیم کافی در طول روز باعث افزایش روند پیری در خانمها میشود. توصیه میکنیم با افزایش مصرف مواد غذایی زیر از همین امروز با فرا رسیدن پیری استخوانهایتان مقابله کنید:
ماست طبیعی بدون قند، شیر (اگر نسبت به لاکتوز حساسیت دارید و نمیتواند شیر گاو را درست هضم کنید می توانید از نوشیدنیهای گیاهی مانند شیر بادام استفاده کنید)، توفو (پنیر سویا) در سالاد، روزانه 3 عدد بادام و 3 عدد گردو اگر یکی از اعضای خانواده تان از پوکی استخوان رنج می برد حتماً با یک پزشک مشورت کنید تا دستورات لازم برای تأمین نیازهای بدن و جذب کلسیم کافی و یا مصرف مکمل را در اختیارتان بگذارد. توجه داشته باشید که مشکلات ناشی از پوکی استخوان باعث پیری پوست نیز میشود.
افراد باهوش عمر طولانی تری دارند
به گزارش ساینس، مطالعات نشان می دهد که افراد باهوش به دلیل تاثیرات ژنتیکی، طول عمر بیشتری دارند. ژنهای مربوط به هوش و بهره هوشی افراد باهوش ، طول عمرشان را تضمین می کند. مدیر این پروژه تحقیقاتی بر این باور است که 95 درصد ارتباط بین هوش و طول عمر، توسط ژنها قابل توضیح است. البته از تاثیر مسائل مالی نیز نمی توان چشم پوشی کرد. افراد باهوش، معمولا روشهای هوشمندانهای برای کسب درآمد انتخاب می کنند و از لحاظ مالی در سطح بالایی قرار دارند. رفاه در زندگی و مراقبتهای بهداشتی نیز در طول عمر این افراد موثر است؛ ولی تاثیر آن به اندازه ژنتیک این افراد نیست. نتیجه این تحقیق با بررسی دوقلوهای همسانی که از نظر ژنتیکی کاملا به هم شبیه بودند و در شرایط مختلف اجتماعی، شغلی و کاری زندگی می کردند، تایید شده است. این نتایج نشان می دهد که تاثیر عوامل محیطی بر طول عمر تنها 5 درصد است؛ در حالی که اثرات ژنتیکی 95درصد اهمیت دارند.
خوردن غذاهایی که نباید بخورید
همه ی ما میدانیم که مواد غذایی نقش مهمی در سلامتی بدن و عملکرد ارگانهای مختلف ایفا می کنند. اما با این حال همه ما عادتهای بد غذایی زیادی داریم که روند پیری را به سرعت میاندازد. یکی از این عادتهای نادرست مصرف زیاد آردهای تصفیهشدهای است که به صورت شیرینی جات صنعتی و یا غذاهای آماده و بخصوص برای وعده شام مصرف میکنیم. فراموش نکنید که این قبیل مواد غذایی پرکالری هستند و در بدن به صورت چربی یا کلسترول تجمع می کنند. بنابراین لازم است که تا حد ممکن از مصرف مواد غذایی زیر خودداری کنید:
مواد غذایی شیرین: مصرف زیاد و بیش از اندازه قند و مواد قندی کلاژن پوست را از بین میبرد و باعث پیری سلولها میشود.
گوشتهای فرآوری شده: سوسیس، کالباس، همبرگرها و غیره حاوی سولفیتها هستند که روند پیری را سرعت میدهند.
مواد غذایی حاوی چربیهای ترانس: اسیدهای چرب باعث بروز التهاب و احتباس آب شده و پوست ما را نسبت به نور خورشید حساس و آسیبپذیر میکنند.
سم زدایی با بروکلی
بروکلی یک سم زدای عالی و قوی برای بدن است؛ طبق آخرین پژوهشها سه نوع ریزمغذی گلوکوزینولات که در ترکیبات خاص بروکلی وجود دارد، باعث چنین خاصیت شگفت انگیزی می شود. این ریزمغذی ها در تمام فرآیند سم زدایی بدن شامل فعالسازی، خنثی سازی و حذف آلایندههای ناخواسته، نقش پشتیبانی را به عهده دارند. <
در این ستون قصد داریم پاسخ سوالات پزشکی خوانندگان مان را در زمینه های مختلف پزشکی بدیم.همچنین توصیه های مهم سلامتی را از زبان خود پزشکان داشته باشیم.
خوانندگان محترم لطفا سوالات خود را در رابطه با تمام رشته های تخصصی پزشکی را به شماره 10009353412500 پیامک کنید تا از طریق دکتر صفا با پزشکان متخصص حاذق شهرمان در میان گذاشته و پاسخ را در این ستون چاپ کنیم.
شماره تلفن مطب دکتر صفا: 32478203
www.drsafa.org
1284…0937
سلام اقای دکتر میشه بگید آیا نشانه های حمله قلبی موقع حمله به سراغ آدم میاد یا از چند روز قبل ادم اون نشانه ها رو داره باتشکر
پاسخ:
با سلام. بیماری قلبی معمولا همراه علامت می باشد ولی سکته قلبی می تواند به صورت حاد و غیر منتظره باشد ولی اکثرا با وسایل تشخیصی در حال حاضر قابل پیش بینی می باشد.
4568…0913
سلام.من 31 سالمه و مشکل اعصاب ندارم و خیلی ریلاکس وآرامم و اگر ضربه ناخوادگاه یا درد شدید داشته باشم فشارم پایین میاد و بیهوش میشم. از هیچ قرصی هم استفاده نمی کنم لطفا راهنماییم بفرمائید.
پاسخ:
با سلام.لباس تنگ نپوشید.در فضای گرم و هوای بسته قرار نگیرید و طولانی مدت نایستید.پس از برخاستن از خواب به آرامی بلند شوید.واکنش عصبی عروق شما به محرک ها شدید می باشد.پیروز باشید.
8943…0913
سلام.من پسری 14ساله هستم.از اول بچگی تا به الان در هنگام گریه کردن اشک از چشمانم نمی آید یا کم می آید،می خواستم ببینم درمانی دارد ؟
پاسخ:
نداشتن اشک معمولا ایجاد خشکی در چشم می کند که این خشکی عوارض و ناراحتی های خاص خود را خواهد داشت .اگر شما مشکل خاصی ندارید (سوزش، خارش، ترشحات غیر معمول و …) نیاز به بررسی نیست ولی اگر این موارد وجود دارد باید بررسی شوید و به متخصص مراجعه نمایید .
3591…0933
سلام و عرض ادب. بنده کودکى دارم یک ماهه بعد از شیر خوردن خیلى به ندرت و سختى آروق مى دهد و بیشتر مواقع شیر خورده را بالا مى آورد. لذا از شما خواهشمندم بنده را راهنمایى فرمائید.
پاسخ:
درود و ادب . در صورتی که بیش از حد در یک نوبت به شیرخوار خود شیر بدهید ممکن است بالا آورد . یک احتمال دیگر هم وجود دارد و آن ریفلاکس که باید توسط متخصص اطفال بررسی شود .
5168…0937
سلام خسته نباشید کودک من از 2 سال و نیم سالگی لکنت گرفت در صورتی که قبل از ان نسبت به سنش بسیار عالی صحبت میکرد. و این لکنت در اثر یک ترس ایجاد شد. حالا حدود چند هفته ای لکنت دارد دوباره خوب میشود. مثلا یک ماه اصلا مشکلی ندارد دوباره شروع میشود نمیدانم علت این نوسانات چیست؟ اگه ممکنه راهنمایی کنید که چکار کنم و ایا فرزندم به طور کامل بهبود میابد.
پاسخ:
سلام ماهیت لکنت بصورتیست که نوسان دارد و موجی شکل است،ولی کودک شما نیاز به درمان دارد تا لکنتش برطرف شود به گفتاردرمانی مراجعه کنید.
4693…0912
با سلام من یک پسر3.5 ساله دارم بر اثر خوردن پستانک دچار اپن بایت شده الان می تونم کاری کنم تا این مساله بر طرف بشه؟ با تشکر
پاسخ:
درود و ادب . از سن 6 سالگی تا 7 سالگی درمان ارتودونسی شروع میشود ولی اکنون جهت شکستن عادت اقدام نمایید .
چطور از سکته مغزی پیشگیری کنیم
چطور از سکته مغزی پیشگیری کنیم
سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال خون رسانی به قسمتی از بافت مغز می باشد؛ این آسیب ناشی از انسداد رگ مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز می باشد. به بیان دیگر اگر خون رسانی به قسمتی از مغز، مختل و متوقف گردد٬ این قسمت از مغز دیگر نمی تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد. سکته مغزی یکی از دلایل عمده مرگ و ناتوانی جسمانی است. اما خبر خوب این است که می توان با انجام اقدام های پیشگیرانه که شامل اصلاح شیوه زندگی می شوند، از احتمال سکته مغزی کاست.
سیگار را ترک کنید
احتمال سکته مغزی در افراد سیگاری، دو برابر افراد غیرسیگاری است و دلیل آن، تأثیر سیگار بر قلب، خون و رگ ها است. سیگار کشیدن موجب کاهش اکسیژن خون می شود و در نتیجه، قلب سخت تر کار می کند و احتمال لخته شدن خون را بالا می رود. سیگار موجب گرفتگی عروق می شود که این می تواند از رسیدن جریان خون کافی به مغز جلوگیری کند و در نتیجه، موجب بروز سکته مغزی شود. خوشبختانه، تنها با ترک کردن سیگار می توان خطر سکته مغزی را بسیار کاهش داد.
دیابت خود را کنترل کنید
احتمال سکته مغزی در افراد مبتلا به دیابت، بیشتر است. حقیقت این است که به طور کلی، احتمال بروز بیماری های قلبی عروقی در افراد دیابتی، ۲٫۵ برابر بیشتر از بقیه افراد است. کنترل دیابت اولین گام برای کاهش خطر سکته مغزی است؛ دیابت را می توان با استفاده از دارو، برنامه غذایی مناسب و یا کاهش وزن کنترل کرد.
کلسترول خون خود را پایین بیاورید
میزان کلسترول و چربی مصرفی شما، با میزان ساخته شدن پلاک در رگ های خونی رابطه مستقیم دارد. این پلاک ها نیز می توانند جریان خون عادی به مغز را مختل کنند و منجر به سکته مغزی شوند. کلسترول بالا احتمال بیماری های قلبی و تصلب شریان را نیز بالا می برد که هر دو می توانند عامل سکته مغزی باشند. می توان با استفاده از دارو یا برنامه غذایی مناسب، کلسترول را کنترل کرد.
مراقب اضافه وزن خود باشید
چاقی یا حتی اضافه وزن، فشار اضافی و غیرضروری را به دستگاه گردش خون وارد می کند. چاقی و اضافه وزن، احتمال ابتلا به کلسترول بالا، فشار خون بالا و دیابت را افزایش می دهد که همه این بیماری ها نیز خطر بروز سکته مغزی را بیشتر می کنند. با برنامه غذایی مناسب و ورزش، وزن خود را در حد مناسب نگه دارید و خطر سکته مغزی را کاهش دهید. یک شیوه زندگی سالم شامل تغذیه سالم، فعالیت جسمانی کافی و مراجعه منظم به پزشک ، سلامت کلی شما را حفظ و خطر بروز سکته مغزی را کاهش می دهد.
قد و وزن کودکتان مناسب است؟
به کوشش عطیه بهره بر
تولد یک نوزاد در بدو تولد با سؤالهای زیادی از سوی والدین و خانواده همراه است. یکی از سؤالها این است که قد، وزن، اندازه دور سر نوزاد چقدر است. تازه وقتی این اطلاعات به دست میآید، تجزیه و تحلیلها پیرامون اینکه آیا این قد و وزن طبیعی است یا نه شروع میشود. برای مادر تولد فرزندی با قد و وزن طبیعی به منزله به ثمر رسیدن 9 ماه تلاش است. این موضوع آنقدر مورد توجه قرار دارد که معمولا در خاطر سپرده شده یا در آلبوم یا کتاب کودک به دقت ثبت میشود و کمتر مادری وزن و قد نوزاد خود را فراموش میکند.
قد و وزن طبیعی چیست؟
در نوزاد طبیعی که به حد نهایی رشد داخل رحمی رسیده باشد وزن 200/3-3 کیلوگرم، قد 50سانتیمتر و دور سر 35 سانتیمتر در حد طبیعی است. البته وزن نوزاد دختر تقریبا 200گرم کمتر بیان شده است ولی گاهی وزن نوزاد بیشتر از حد طبیعی یا چنانچه زودتر ازموعد طبیعی به دنیا بیاید ممکن است کمتر باشد. نوزاد با تغذیه از شیر مادر در سال اول و سالهای بعد تا 4 سالگی رشد سریع دارد که با تغذیه او در ارتباط است . کودک ماههای اول روزانه 30 گرم، وزن می گیرد، در 5 ماهگی 6 کیلوگرم، در 8 ماهگی 8 کیلوگرم و یک سالگی سه برابر وزن تولد یعنی تقریبا 10 کیلوگرم وزن دارد. قد نیز رشدی سریع دارد. در یک سالگی 25 سانتی متر افزایش معادل 75سانتی متر، 2 سالگی 85 سانتی متر، 3سالگی 95سانتی متر و 4 سالگی 100 سانتی متر قد دارد. دور سر نیز در 2سالگی 45 سانتی متر است. این مقیاس ها نسبی و میزان رشد طبیعی شیرخوار را دقیقا نشان میدهد.
چه زمان باید نگران شد؟
والدین اغلب به اینکه فرزندشان کجای نمودار رشد قرار دارد، توجه می کنند. اگر رشد کودک زیر صدک 50 درصد باشد نگران می شوند و تصور می کنند فرزندشان کوتاه قد یا کم وزن خواهد شد در حالی که این طور نیست تا وقتی که قد و وزن در محدوده طبیعی باشد و در همان مسیر صدک رشد کند، مشکلی وجود ندارد. پزشکان وقتی نگران می شوند که کودک به طور مکرر به پایین تر از محدوده قد و وزن افت کند. برای مثال چنانچه کودکی در 6ماهگی در صدک 5/2، در 9 ماهگی 25درصد و در 16ماهگی کمتر باشد، پزشک را نگران می کند یا اگر در اندازه گیریهای مکرر خط رشد طبیعی کند، داشته باشد، پزشک نگران میشود.
پایش رشد چیست؟
در دنیا در کشورهای مختلف منحنی پایش رشد با مختصر تغییراتی نشان داده می شود. در ایران نیز در زایشگاهها و در بدو تولد برای تمام نوزادان دختر و پسر جداگانه منحنی پایش رشد وزن، قد و دورسر و برنامه واکسیناسیون ثبت شده و در اختیار والدین گذاشته می شود.
وزن و قد به ویژه تا 3 سالگی نشانگر و شاخص خوبی برای ارزیابی وضعیت سلامت عمومی و رشد کودک است. کودکانی که علاوه بر شیر مادر از 6 ماهگی به بعد تغذیه خوبی دارند از مهر و محبت و حمایت عاطفی والدین بهره میبرند و بیماری یا مشکل پزشکی خاصی ندارند، الگوی رشد مشابهی دارند. مربیان بهداشت و پزشکان کودک برای بررسی رشد و سلامت کودک از منحنی پایش رشد استفاده می کنند که محدوده طبیعی قد و وزن و رشد کودک را نشان می دهد که از میانگین قد و وزن هزاران کودک سالم و طبیعی به دست آمده است.
نمودارها چه میگویند؟
منحنی رشد برای پیگیری وضعیت رشد کودکان در طول زمان طراحی شده است به نوعی که تغییرات وزن در زمان های مختلف قابل تفسیر باشد. این منحنی با استفاده از وزن کردن گروهی از کودکان سالم (سنین مثلا 6-0 سال) تهیه شده و دارای 2 حد بالا و پایین است که برای دختران و پسران حد بالا و پایین آن کمی متفاوت است.
منحنی خطی صدک 50 درصد که پررنگ تر مشخص می شود و به تفکیک سن از تولد تا 36ماهگی جنس دختر و پسر بر اثر آمار ترسیم شده است. منحنی خطی صدک به این معنی است که از هر 1000 کودک دختر و پسر 500 نفر بالای منحنی و 500 نفر پایین منحنی هستند و رشد مناسب و خوب روی منحنی خطی 50درصد قرار میگیرد. در دوران رشد طبیعی چنانچه کودکی بیماری، سرماخوردگی یا اسهال و استفراغ بعد از 6 ماهگی و تغذیه خوب نداشته باشد، رشد منحنی خطی پایین تر نشان داده می شود. این نمودارها برای نوزادانی که زودتر از موعد به دنیا آمدهاند یا وزن شان کمتر از سن تولدشان است نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
رشد حرکتی هم مهم است
کودکان علاوه بر رشد جسمی باید از نظر رشد روحی و حرکتی نیز مورد توجه قرار گیرند و سلامت روحی و حرکتی آنها نیز پیگیری شود. شیرخواران در 3-2 ماهگی گردن می گیرند، در 6 ماهگی می نشینند و از یک سالگی می ایستند و به تدریج راه می روند.
از ابتدای 2 سالگی تکلم را شروع کرده و چند کلمه بیان می کنند و در آخر 2 سالگی کلمات و جملات را به طور کامل بیان می کنند. این رشد روحی- حرکتی باید توام با روابط عاطفی والدین و آموزش حرکتی کودکان باشد. رویش دندانهای شیری کودک از 6 ماهگی شروع شده و تعداد آنها 20 عدد است که تا آخر 2سالگی به تدریج رویش دارد. تاخیر در رویش دندانها تا یک سالگی از اهمیت رشد برخوردار نبوده و تغذیه خوب باعث رشد خوب دندانهاست.
این کارت چطور پرمیشود؟
بسیاری از مادرانی که به این کارت منحنی رشد توجه دارند میدانند خطوط روی کارت چگونه رسم می شود. رسم این خطوط بسیار ساده است. باید اولین ماه تولد نوزاد را در خانه شماره یک سال اول زندگی بنویسید و ماههای بعد را در ادامه آن قرار دهید. وزن کودک در اولین روز تولد را در خانه اول (جلوی مقدار وزنی که داشته) علامت بزنید. برای ماه بعد، یک خط را از 2 ماهگی به طرف بالا رسم کنید. سپس وزن کودک را اندازه گرفته و از روی عدد وزن هم یک خط به طرف داخل بکشید. محل برخورد این خط، نقطه مورد نظر است.
به همین ترتیب، هر ماه کودک را وزن کرده و این نقطه را پیدا کنید اما برای رسم نمودار باید نقطه هر ماه را به ماه بعد، با یک خط وصل کنید. این خط در واقع رشد بچه را نشان می دهد و منحنی رشد به دست می آید. بهتر است برای هر کودک، عمل وزن کردن را در روز تولدش انجام دهید. برای مثال، اگر کودک در ۱۷ تیر به دنیا آمده، وزن کردن ماه بعد او ۱۷ مرداد و به ترتیب ۱۷شهریور، ۱۷ مهر و… است.
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ تنها جنایت ما مبارزه با شرکت غاصب نفت جنوب بود
بخش بیست و هشتم
از آنجایی که نخست در این مجموعه از دکتر مظفر بقایی کرمانی و مهندس سید احمد رضوی در جریانات مختلف کرمان همچون: درگیریهای جناحهای سیاسی، کودتای 28 امرداد، انتخابات دوره هیجدهم مجلس، کمیته مجازات و … به تفصیل سخن به میان آمده است، از طرف دیگر، با توجه به اذعان تمامی نویسندگان و پژوهشگران عرصه تاریخ و سیاست، این دو نفر (به ویژه دکتر بقایی) از مطرحترین چهرههای سیاسی ایران در چند دههی اخیر به شمار میآیند، و در نهایت با توجه به این که هر دوی آنها کرمانی بودند و سالها در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این استان، نقش تعیینکنندهای داشتهاند، دیدگاه تعدادی از نویسندگان و پژوهشگران را در مورد این دو شخصیت به اختصار میآوریم.
ما در زندگی سیاسی خود فقط یک جنایت کردهایم و آن مبارزه با شرکت غاصب نفت جنوب بود
از دیگر فرازهای مهم زندگی سیاسی مهندس رضوی بایستی به صراحت لهجه، اعتقاد به حقانیت مبارزات خود و طرفداری از دکتر مصدق پس از کودتای 28 مرداد اشاره نمود. بر این مدعا بد نیست به سخنان وی در یکی از جلسات دادگاه محمد مصدق اشاره نمود که وی به عنوان شاهد به جلسه دادگاه احضار گردیده بود.
«شاهد دیگری که به دادگاه آورده شد، مهندس احمد رضوی نایب رییس مجلس دورهی هفدهم بود. مهندس رضوی با شجاعت تمام سخن گفت … و به رغم مزاج تند و عصبانی که داشت، متانت خود را از دست نداد. پاسخ وی به پرخاشگریهای دادستان بسیار حساب شده، هیجانانگیز و دندانشکن بود:
آقای دکتر محمد مصدق یک پیشوای سیاسی و یک پدر روحانی بود و بنده به اتفاق چند نفر از رفقا در اطراف ایشان جمع شده بودیم و این اجتماع هم به هیچ وجه شرمآور نیست بلکه موجب افتخار است و من برای این اجتماع و خدمت به وطن عزیز افتخار و مباهات میکنم … شما جناب سرلشکر مقبلی و شما آقای دادستان همین قدر بدانید که ما در زندگانی سیاسی خودمان فقط یک جنایت کردهایم و آن جنایت و خیانت این بود که با شرکت غاصب نفت جنوب مرد و مردانه مبارزه کردیم و شما آقایان بدانید که سیاست نفت در تمام دنیا با خون مخلوط بوده است و آن فرزندان ایرانی که در روز 28 مرداد به زمین افتادند، از هر دسته و طرف، برای من فرق نمیکند، فدای این سیاست شدند … وضعی پیش آوردند و طرزی عمل کردند و طوری دست بیگانه مابین فرد فرد ملت ایران تفرقه انداخت که در نتیجه امروز، جمعی از خدمتگزاران مملکت ایران به عنوان متهم یا به عنوان مطلع که در هر حال اطلاق متهم به آنها میشود، در حضور شما حاضر باشند …» (1).
محاکمه و صدور رأی مهندس رضوی
مهندس رضوی پس از کودتای 28 مرداد 1332 به فاصله کوتاهی دستگیر و پس از مدتی بازداشت، به همراه دکتر حسین فاطمی و دکتر شایگان مورد محاکمه قرار گرفتند. جریان محاکمات این سه نفر تا جلسه چهارم به صورت علنی انجام گرفت و مابقی جلسات به صورت غیر علنی. در خصوص تشکیل دادگاه و حکم وی آمده است:
«ساعت یازده صبح امروز اولین جلسه دادگاه شماره یک دادرسی ارتش برای رسیدگی به اتهام آقایان دکتر شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی به ریاست آقای سرتیپ قطبی و کارمندی آقایان سرهنگ قهرمانی، سرهنگ لشکری، سرهنگ شیبانی، سرهنگ گلشنی و سرهنگ نقدی و به دادستانی سرهنگ مدرس در لشکر دو زرهی تشکیل گردید. خبرنگاران و عکاسان جراید داخلی و خارجی از ساعت هشت صبح در لشکر دو زرهی گرد آمده بودند. مقارن ساعت یازده آقایان شایگان و مهندس رضوی به اتفاق وکلای مدافع خود آقایان سرهنگ بواسحقی، تیمسار سرتیپ قلعهبیگی، سرهنگ بهرهور، سرهنگ امینپور و سرهنگ 2 خلعتبری در سالن دادگاه حاضر شدند … چند دقیقه بعد از رفتن عکاسان جراید، دکتر فاطمی در حالی که روی تختخواب دستی (برانکارد) خوابیده و ریش نسبتاً زیادی صورتش را مستور کرده بود به وسیله چند نفر سرباز به سالن دادگاه منتقل شد. دکتر فاطمی چشمهای خود را روی هم گذاشته بود و ناله میکرد. بعد از این که جای تختخواب دکتر فاطمی تعیین گردید، رییس دادگاه با نواختن زنگ رسمیت دادگاه را اعلام کرد. در این موقع منشی دادگاه صورت جلسه را قرائت کرد و سپس رییس دادگاه [خواست متهمان] خود را معرفی کنند …
مهندس رضوی: بنده اسمم احمد، نام خانوادگی رضوی، اسم پدرم علیاکبر، شغلم سابقاُ نماینده مجلس شورای ملی و به طور مستمر استاد دانشگاه تهران هستم. سنم 49 سال است، مذهب اسلام، پیشینه کیفری ندارم، عیال و اولاد دارم، محل اقامت تهران، فعلاًُ در زندان هستم …
دیروز آخرین جلسه دادرسی آقایان شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی در دادگاه عادی شماره یک دادرسی ارتش در لشکر دو زرهی تشکیل گردید. آخرین جلسه دادگاه مقارن ساعت سه بعد از ظهر تشکیل شد و بعد از بیان آخرین دفاع مهندس رضوی که تا ساعت سه و چهل دقیقه بعد از ظهر به طول انجامید، آقای سرتیپ قطبی رییس دادگاه ختم دادرسی را اعلام داشت و دادگاه برای صدور رأی وارد شور شد.
شور قضات دادگاه قریب سه ساعت و نیم به طول انجامید. در خلال این مدت متهمین و وکلای مدافع با بیصبری انتظار تشکیل مجدد جلسه دادگاه و قرائت رأی صادره را داشتند … درست در همان موقعی که این اطلاع به خبرنگاران جراید رسید، رسمیت جلسه دادگاه از طرف آقای سرتیپ قطبی اعلام گردیده بود و منشی دادگاه در میان سکوت متهمین و وکلای مدافع رأی دادگاه را قرائت کرد که مفاد آن به شرح زیر است … دادگاه پس از بررسی مدافعات متهمین آنها، سرانجام ماده استنادی دادستان ارتش را علیه متهمین مورد تأکید قرار داد و به اتفاق آرا، حسین فاطمی را به اعدام محکوم و در مورد غیر نظامی دکتر شایگان چون متهم در جریان دادرسی مکرراًُ نسبت به اعمال ناشی از خود اظهار تأسف و تأثر نموده و خود را از جمله کسانی دانسته است که به کرات مورد تفقد و عنایات شاهنشاه فقید و اعلیحضرت همایونی قرار گرفته، دادگاه به اتفاق آراء با توجه به سوابق فرهنگی وی، او را مستحق یک درجه تخفیف دانسته و او را به حبس ابد محکوم میکند.
در مورد مهندس رضوی نظر به این که متهم به کرات از اعمال ناشی از خود شفاهاًُ و کتباًُ اظهار تأسف نموده و اعمال خود را معلول وقایع روز دانسته و خود را از فدائیان و خدمتگزاران شاهنشاه و مملکت معرفی کرده، دادگاه با اجازه ماده 44 قانون مجازات عمومی نام برده را نیز مستحق یک درجه تخفیف دانسته و او را به حبس ابد محکوم میکند. بعد از قرائت رأی دادگاه محکومین متن رأی را امضا کردند، مهندس رضوی در ذیل رأی نوشت در مدت قانونی تجدید نظر خواهم کرد و دکتر شایگان در زیر رأی دادگاه فقط امضا نمود و فقط دکتر فاطمی در جلسه دیشب بلافاصله از رأی صادره تقاضای تجدید نظر کرد …
[پس از تشکیل دادگاه تجدید نظر] به موجب رأی دادگاه تجدید نظر، آقای دکتر فاطمی به اعدام (2) و آقایان دکتر شایگان و مهندس رضوی با دو درجه تخفیف هر یک به 10 سال حبس محکوم گردیدند. پس از ابلاغ رأی به محکومین، آقای دکتر فاطمی و دکتر شایگان از رأی دادگاه تجدید نظر تقاضای فرجام کردند ولی آقای مهندس رضوی در زیر اوراق رأی نوشت در انقضای مهلت قانونی تقاضای فرجام خواهد شد
امروز اطلاع حاصل شد که تقاضای فرجام آقایان دکتر شایگان، مهندس رضوی و دکتر فاطمی مورد قبول قرار نگرفته است. بدین ترتیب حکم دادگاه در باره سه نفر آقایان مزبور قطعی اعلام گردیده …» (3).
مگر این سید جلیلالقدر/ زادهی خسرو خراسان نیست؟
حکم ده سال حبس برای مهندس رضوی، پس از چندی لغو و وی از زندان آزاد گردید. زندهیاد باستانی پاریزی در این مورد و فرجام کار وی آورده است:
«… باز یکی از کسانی که به جرم هواداری مصدق به زندان افتاد و محکوم به ده سال زندان شد کرمانی بود، و مرحوم حبیب یغمایی شعری برای اسخلاص او سروده:
مگر این سید جلیل القدر زادهی خسرو خراسان نیست؟ (4)
شعر را توسط مرحوم علاء به شاه رساند و عفو او را گرفت و آن سید جلیلالقدر که مهندس سید احمد رضوی باشد، به محض آن که پا از ایران به خارج گذاشت، در فرودگاه آتن که هواپیما برای سوختگیری نشسته بود، به مخبرین جراید گفت: «ایران باید جمهوری شود» (5) و هنوز طنین این صدا از رادیوهای خارجی در گوش مردم ایران بود که اتومبیل مهندس رضوی در حوالی مرز فرانسه و بلژیک با تیر چراغ برق ـ یا یک درخت ـ درست نمیدانم تصادف کرد و مهندس آناً درگذشت و جسد او را آوردند و در «پرلاشز» کنار قبر صادق هدایت دفن کردند. در واقع او نیز جزء اولینها بود که قدرت مطلقهی بعد از کودتا را زیر سوال قرار داد». (7).
پی نوشت:
(1) ـ موحد، محمدعلی: خواب آشفتهی نفت (از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی)، ج 3، ص 233، 235 و 236.
(2) ـ دکتر حسین فاطمی در سحرگاه 19 آبان 1332 اعدام گردید.
(3) ـ طیرانی، بهروز: محاکمات سیاسی در ایران (از سال 1333 تا 1352)، ص 17 تا 50.
(4) ـ «شعر با این مطلع شروع میشود:
فروردین مــاه بر جهان خندید لیک آوخ که بخت خندان نیست
و در آن گوید:
یادِ یاران چو شهد بود و کنون هیچ تلخی جــز یادِ یاران نیست
دلم از دردِ دوستــان خونست دوستان، این دلست، سندان نیست …
حال زندانیان چــــــه میداند آن را که جای کنج زندان نیست
گر شود هر شکستگی جبران در شکستِ حیات، جبران نیست
یک صد و بیست ماه، ده سال است یک خزان نیست، یک زمستان نیست
حبسِ مسعودِ سعد سلمان هست صبر مسعودِ سعدِ سلمان نیست …
و در آخر:
راهها بسته است و، هیچ امید جز به احسانِ شاه ایران نیست
شهریارا به عفو کوش، به عفو که به از عفو، پیش یزدان نیست …
قسمت عمدهی این قصیده در مجلهی یغما سال هفتم، ص 542 چاپ شده است بدون اسم مهندس رضوی». باستانی پاریزی، محمد ابراهیم: پاورقی مار در بتکده، ص 422 .
(5) ـ «پیرمرد یغمایی میگفت: آن شعر را پیش علا فرستادم و او به شاه داد و شاه به تجدید نظر و آزادی او اشاره کرد. مرحوم یغمایی گفت؛ مرا بردند به دادگاه نظامی و گفتند باید آقای مهندس تعهد بدهد که دیگر کاری نکند تا آزاد شود. مهندس گفت: من نمینویسم. یغمایی گفته بود؛ من از جانب او مینویسم و نوشته بود. آنها هم موافقت کردند و مهندس آزاد شد. گویا یغمایی در تعهد خود نوشته بود «تضمین میکنم که اگر دولت، این سید اولاد پیغمبر را خواست، خودم او را شانه بسته تحویل دهم». آخر او هم سید بود و بنیعم همان مهندس رضوی! …». همان، ص 423.
(6 ) ـ همان، ص 422 تا 424.
