بایگانی مطالب نشریه
بنز S کلاس کوپه زیر تیغ فاب دیزاین
بنز S کلاس کوپه زیر تیغ فاب دیزاین
برای ملحق کردن دو کوپه ی دیگر به طبقه ی خودرو های اشرافی،فاب دیزاین تصمیم گرفته تا دو مدل کوپه ی فوق لوکس جدید را بر پایه ی مرسدس بنز S کلاس کوپه و با نام»ESQUIRE»وارد بازار کند.یکی از مدل ها به کیت بدنه ای عریض تر مجهز می شود تا در نمایشگاه ژنو در برابر عموم صف آرایی کند.
«کافی هیچگاه کافی نخواهد بود» این شعاریست که فاب دیزاین برای بهینه سازی S کلاس کوپه به آن تکیه کرده.تناسب و هماهنگی طی پروسه ی مجهز کردن این کوپه ی سوپر لوکس به کیت بدنه و آیرودینامیک به بهترین شکل رعایت شده تا به این ترتیب چهره ی اسپورت تری به نمای خارجی آن ببخشد.
این فعالیت ها در نهایت به این نتیجه منجر شد که این کوپه ی آلمانی قدرتمند تر،اسپورت تر و جذاب تر شود و مسافران احساس آرامش بیشتری داشته باشند.در حقیقت جاه طلبی ESQUIRE از نمای خارجی آن کاملا پیداست.
سپر جلوی این کیت واحد پهن تری با گلگیر تشکیل می دهد و قسمت باز وسط سپر جلو باعث می شود تا هوای تازه ی بیشتری برای خنک کردن به پیشرانه ی خودرو برسد.با وجود گسترش و افزایش حجم گلگیر ها،تناسب و هماهنگی میان اجزای خودرو همچنان مانند نسخه ی استاندارد حفظ شده است.همچنین برآمدگی حاصل شده در امتداد خط پایینی در ها نه تنها چهره ای اسپورت تر به آن بخشیده بلکه چهره ی پویا تر و جذاب تری از آن را به نمایش درآورده است.علاوه بر این پره ی رینگ ها نیز پهن تر شده تا جذاب تر جلوه کند.
طراحی سطح بالا و منحصر به فرد سپر عقب نه تنها باعث ایجاد وضعیت آیرودینامیکی بهتری شده بلکه ظاهر زیباتری نیز به آن هدیه کرده است.
علاوه بر تغییرات یاد شده توسط این تیونر،برای انتخاب رینگ ها نیز دو گزینه برای خریدار وجود دارد.اولین مورد یک رینگ سه تکه ی فورج کاری شده با نام EVOLUTION II است که در اکسل جلو ابعاد 9,5J x 22 و در اکسل عقب ابعاد 10J x 22 را دارا می باشند و در جلو و عقب به ترتیب با تایر هایی به سایز های 265/30R22 و 295/25R22 مچ می شوند.در عین حال یک رینگ یک تکه ی فورج کاری شده با نام EVO-LIGHT و در ابعاد مشابه نیز قابل سفارش است.
به لطف تلاش های مهندسان فاب دیزاین برای افزایش بازده خودرو،پیشرانه ی Biturbo V8 آن بعد از تغییرات اعمال شده می تواند 621 اسب بخار قدرت و 920 نیوتن متر گشتاور را راهی چرخ ها کند.مکانیک و الکترونیک سیستم انتقال قدرت نیز مورد بازبینی و بهینه سازی قرار گرفته اند و سیستم ترمز نیز دارای تطابق و عملکرد بهتری شده.طبق معمول هم محصول نهایی شامل یک گارانتی طولانی مدت از سوی شرکت خواهد شد.
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ ماجرای تاسیس شرکت اتوبوسرانی کرمان
بخش سی و پنج
در شماره قبل در خصوص تشکیل هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان صحبت شد. یکی از طرحهایی که توسط هیئت مشورتی روزنامه در کرمان به ویژه توسط آقای محمد صنعتی پیگیری و به اجرا درآمد، تأسیس شرکت اتوبوسرانی کرمان است.
شهردار نیز به دنبال گلایهی نماینده هیئت مؤسس شرکت، با بیان این مطلب که از کمپانیهای فروشنده اتوبوس در خصوص ظرفیت، بها و نحوه پرداخت پول سوال شده و چون مردم با خرید سهام مزبور علاقهمندی خود را به انجام طرح نشان دادهاند، با دریافت جواب کمپانیهای فروشنده اتوبوس، قول داد سریعاً قرارداد تنظیم و شرکت اتوبوسرانی در کرمان دایر خواهد گردید. (9).
موضوع شرکت اتوبوسرانی که تا مرحلهی مذاکره و تنظیم قرارداد خرید اتوبوس پیش رفته بود، در این مقطع باز دچار وقفه گشت و به رغم کوشش بسیار نماینده هیئت مؤسس و اصرار هیئت مشورتی، چون کلافی سردرگم شده بود؛ گویی تا مرحلهی اجرا راه زیادی در پیش داشت. چرا که تا دو سال بعد همچنان در گیر و دار خرید سهام توسط شهرداری و برطرف نمودن موانع قانونی بود. در سال 1347 به دنبال دعوت مجدد محمد صنعتی از مسئولین، دوباره اجرای طرح بحث داغ مسئولین میگردد.
«آقای صنعتی در جلسه مزبور در خصوص تأسیس شرکت اتوبوسرانی کرمان گفت: … یکی از پیشنهادات هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان که تا کنون مورد توجه قرار نگرفته، مسئله شرکت اتوبوسرانی شهری کرمان است. در دو سه سال قبل مسئولین شهرداری و شهربانی کرمان به جلسه هیئت مشورتی دعوت شدند و با حضور آنان مسئله شرکت اتوبوسرانی شهری مطرح شد.
مسئولین شهربانی اظهار داشتند این موضوع مربوط به شهرداری است. شهرداری هم پاسخ گفت: برای تأسیس شرکت مزبور باید شهرداری 51 درصد از سهام آن را خریداری کند و اهالی 49 درصد سهام دیگر را متقبل نمایند ولی در حاضر شهرداری بودجه خرید 51 درصد از سهام شرکت را ندارد. تعقیب این مسئله به عهده من (محمد صنعتی) واگذار شد و در جلسه بزرگ هیئت مشورتی که در دبیرستان پهلوی کرمان با حضور عده کثیری از طبقات مختلف مردم تشکیل شد، آقای سعیدی فیروزآبادی استاندار وقت کرمان، وعده داد در صورتی که 49 درصد از سهام شرکت اتوبوسرانی توسط مردم خریداری شود، 51 درصد بقیه را شهرداری خریداری خواهد کرد. برای این منظور حسابی در بانک ملی باز شد و عده[ای] از اهالی قسمتی از سهام را خریداری کردند و قریب سیصد نفر از مردم کرمان تعهد نمودند که بقیه سهام را خریداری نمایند. با توجه به این که قسمتی از 49 درصد سهام خریداری شده و شرکت سازنده اتوبوس هم وعده مساعدت داده است، تقاضا میشود هر چه زودتر در این مورد اقدام شود.
آقای مرتضوی شهردار کرمان در پاسخ محمد صنعتی اظهار داشت: از روزی که مسئولیت شهرداری کرمان به عهده من واگذار شده است، این موضوع را در نظر گرفتهام و بودجهای نیز برای همین منظور تأمین شده است و چنانچه در نیمهی اول سال 47[13] موفق به دایر کردن خطوط اتوبوسرانی شهری نشویم، مسلماً در نیمه دوم سال جاری این آرزو تحقق خواهد یافت». (10).
اما این قول و وعدهی شهرداری چندی بعد به دلیل تغییر و تحولات در سطح مدیران استان، در آستانهی فراموشی قرار گرفت.
محمد صنعتی در این خصوص میگوید: «به رغم تعهد و عزم راسخ شهرداری در خصوص تأسیس اتوبوسرانی، در پی تغییر استاندار، شهردار نیز مجبور به استعفا گردید. چرا که با انتصاب «هوشنگ منتصری» به استانداری کرمان، وی مصمم بود تا شخص مورد نظر خود شهرداری کرمان شود، تا به تعبیر خودش تعامل بیشتری در امور شهری کرمان حاصل گردد. از این رو مرتضوی مجبور به استعفا و به جای وی دکتر شریف نژاد بدین سمت انتخاب گردید. از آنجایی که بنده یقین داشتم با این تغییر و تحولات ممکن است مسئلهی تأسیس شرکت اتوبوسرانی که با پیگیریهای مستمر چند ساله بدین مرحله رسیده، دچار توقف گردد، لذا با مطرح نمودن مجدد آن در هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات، با تلاشی مضاعف سعی در به ثمر رساندن این طرح نمودم.
«چند روز قبل جلسهای به منظور سرمایهگذاری و تأسیس شرکت واحد اتوبوسرانی در کرمان با حضور دکتر شریفنژاد و آقای صنعتی نماینده هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان با شرکت عدهای از اصناف و اعضای انجمنهای محلی تشکیل گردید … در این جلسه نخست آقای شریف نژاد پیرامون لزوم تأسیس شرکت اتوبوسرانی صحبت کرد. آن گاه آقای صنعتی مطالبی در همین زمینه بیان داشت. سپس در مورد سرمایهگذاری برای ایجاد شرکت اتوبوسرانی تصمیماتی اتخاذ شد و حضار تعهد کردند که چهل و نه درصد سرمایه این پروژه را نقداً پرداخت نمایند». (11).
با وجود صحبتهای زیاد و قولهای مسئولین وقت در طول سه سال (1344 تا 1347) طرح تأسیس شرکت اتوبوسرانی شهر کرمان همچنان در رأس پیگیریهای هیئت مشورتی قرار داشت، به نحوی که در شصت و یکمین جلسه هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات، محمد صنعتی در خصوص این مهم میگوید:
«… چهار سال پیش مسئله تأسیس شرکت واحد اتوبوسرانی در کرمان از طرف هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات پیشنهاد و در این مدت فعالیتهای زیادی از طرف این هیئت انجام شد. بر اساس مأموریتی که هیئت مشورتی به این جانب محول کرد، اقداماتی در زمینه فراهم کردن مقدمات کار انجام گردید و حسابی هم در بانک افتتاح شد و عدهای از مردم مقداری از سهام شرکت واحد اتوبوسرانی را خریداری کرده و بابت سهام خود مبالغی به حساب مخصوص در بانک واریز نموده، لیکن حل این مسئله به تأخیر افتاد و با وجود استقبال مردم کرمان از این کار، از طرف دستگاههای مربوط توجه جدی به این خواسته عمومی به عمل نیامده … خوشبختانه مسئله شرکت واحد اتوبوسرانی با حسن نیت و مساعی جدی آقای دکتر منتصری استاندار و فعالیت آقای دکتر شریفنژاد شهردار حل شد و به طوری که وعده داده شد، از اول سال چهل و هشت (1348) شرکت واحد اتوبوسرانی رسماً شروع به کار میکند».
گویا پس از چندین سال افت و خیزهای متعدد، مذاکرات مفصل با چندین استاندار و شهردار و چانهزنیهای بیوقفه در خصوص تأسیس شرکت اتوبوسرانی شهر کرمان، بالاخره با فعالیتها و پیگیری مستمر نماینده هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات (محمد صنعتی) طلسم آن شکسته و طرح به مرحلهی اجرا رسید. در گزارشی در روزنامه اطلاعات در این مورد آورده شده است:
«به منظور تأسیس شرکت اتوبوسرانی در کرمان، از طرف شهرداری نسبت به خرید پانزده دستگاه اتوبوس اقداماتی به عمل آمد و کار خرید اتوبوسهای مورد احتیاج کرمان پایان یافت … به قرار اطلاع ده دستگاه از اتوبوسها خریداری شده تا 29 اسفند سال جاری به کرمان حمل خواهد شد و بقیه اتوبوسها تا آخر فروردین ماه چهل و هشت (1348) تحویل میگردد. هم اکنون از طرف شهرداری کرمان کار تعمیر و روکش آسفالت خیابان شاهپور (شریعتی) شروع شده و با سرعت ادامه دارد … ».
شروع به کار شرکت اتوبوسرانی کرمان
پس از سالها پیگیریهای مستمر، شرکت اتوبوسرانی شهر کرمان در فروردین سال 1348 ش. دایر و شروع به کار نمود.
محمد صنعتی که خود بانی طرح تأسیس شرکت اتوبوسرانی شهر کرمان (در پنجمین جلسه هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات، سال 1344 ش.) بود و تا زمان افتتاح آن، نقشی مؤثر ایفا نموده بود، در این خصوص میگوید:
«به هر تقدیر پس از سالها تلاش و پیگیری توانستیم شرکت واحد اتوبوسرانی را در شهر کرمان تأسیس نماییم و با خرید ده دستگاه اتوبوس بنز 1313 از شرکت ایران ناسیونال، پروژه اتوبوسرانی کرمان رسماً افتتاح گردید.
در همین راستا، چند نفر از اهالی کرمان که در امر رانندگی اتوبوس مهارت داشتند به تهران اعزام شدند تا اتوبوسهای خریداری شده را با خود به کرمان بیاوردند و بدین ترتیب در اولین روز فروردین سال 1348، با جا به جا نمودن تعدادی از اهالی شهر، شرکت مزبور آغاز فعالیت خود را شروع نمود.
چند ماه بعد نیز به دلیل نیاز اهالی حومه شهر، تعداد 5 دستگاه اتوبوس بیابانی از شرکت ارژنگ خریداری گردید و مشکل بسیاری از اهالی ماهان، جوپار و … تا حدود زیادی مرتفع گردید.
شایان ذکر است در اجرای این طرح ضمن استقبال اهالی از خرید سهام شرکت، تعدادی از متمولین شهر نیز همت نموده و کمکی شایان نمودند، از جمله بایستی از مرحوم «حاج اصغر نخعی» (12) یاد کنم که با خرید قسمت عمدهای از سهام و همچنین در اختیار گذاشتن مقداری از زمین شخصی خود (واقع در جاده تهران) به شرکت اتوبوسرانی جهت پارک اتوبوسها، نقشی مهمی داشت.
در آخر این مبحث، باید به این مورد اشاره کنم که مسیر پر نشیب و فراز تأسیس شرکت واحد اتوبوسرانی شهر کرمان در طول پنج سال (1343 تا 1349 ش.) تنها به مدد پیگیری، اصرار و ابرام هیئت مشورتی (و این جانب) هموار گردید، چرا که متأسفانه از آنجایی که همواره در طول بیش از شش دهه فعالیت اقتصادی و اجتماعی خویش مشاهده نمودم، یکی از عیوب بزرگ و رایج در کرمان، این است که معمولاً وقتی طرح و پروژهای توسط فرد یا سازمان و دستگاهی مطرح میگردد، در ابتدا از آن به شدت استقبال میشود؛ در جلسات متعدد، روزنامهها و حتی نشستهای دوستانه و خانگی نیز در مورد آن بحث و تبادل نظر میشود، اما پس از چند روز و چند هفته، تب و تاب اولیه آن فروکش نموده و پس از چند ماه کاملاً به بوتهی فراموشی سپرده میشود.
این مهم را بنده در مسئلهی تأسیس شرکت اتوبوسرانی کاملاً به وضوح مشاهده نمودم و حتی در یکی از جلسات هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات به آن پرداختم و از مردم و مسئولین به شدت گله نمودم (13) اما هیچ گاه در پیگیری آن دچار رخوت و سستی نگردیدم و اکنون به خود میبالم که به یاری خداوند توانستم جزو افرادی باشم که در سایهی همدلی اهالی و متنفذین کرمان، در حدود 45 سال پیش در تأسیس شرکت اتوبوسرانی شهر کرمان نقشی هر چند کم رنگ داشته باشم. امید دارم این کار عامالمنفعه، باقیاتالصالحاتی برای تمامی دستاندرکاران طرح ـ که اکثر آنان اکنون به رحمت خداوند رفتهاند ـ و بندهی حقیر باشد». (14).
نگرانی در مورد مدیران باقیمانده از دولت قبل وجود ندارد
نگرانی در مورد مدیران باقیمانده از دولت قبل وجود ندارد
معاون اجرایی رئیسجمهور گفت: برای تفویض اختیار به مدیران و فرمانداران در استانها، هیچگونه نگرانی برای ایجاد اخلال در کار دولت وجود ندارد.
محمد شریعتمداری در پاسخ به این سوال که آیا تفویض اختیارات رئیسجمهور به فرمانداران و استانداران با توجه بهاینکه برخی از مدیران از دولت قبل باقی ماندهاند خللی در کار دولت یازدهم ایجاد نمیکند، گفت: دو سال از عمر دولت میگذرد، الان دیگر همه آنهایی که استاندار و فرماندار هستند متعلق به همین دولتاند. ممکن است فردی از دولت آیتالله هاشمی تا الان در یک پست مدیریتی در وزارتخانهای باشد که این به دلیل تجربه و سوابق اوست، نمی توان گفت چنین فردی مدیر دیگران است، او هم مدیر دولت است.
وی افزود: کسانی که در حال حاضر مشغول فعالیت هستند، مدیران این دولت هستند بنابراین تفویض اختیار نیز به مدیران همین دولت صورت میگیرد، البته معتقدم از مدیران فرمانداران و استانداران دولت قبل هنوز باقی ماندهاند. این موضوع در همه ادوار وجود داشته حتما هر دولتی که سر کار میآید تلاش میکند مدیرانش با برنامههای او موافق باشند لذا نگرانی در این مورد وجود ندارد.
ادای دین به استاد شجریان
هنر وجدان جامعه است، نه عقل جامعه. جامعه با هنر روح می یابد و جسم بی جان جنازه ای بیش نیست. اگر هنرمندی از محبوبیت خود و صاحب جاه و جلالی غیر هنری شد، چون از آسمان به زمین آمده باید قواعد زمینی را هم رعایت بپذیرد چون خطا کرده اما اگر فارغ از دسته بندیهای سیاسی حرفی زد برای مردم، دیگر حرجی بر او نیست.
نقطه ی تماس هنر و سیاست، آزادی ست.
مردم پرو در انتخابات ریاست جمهوری به بارگاس یوسا رای ندادند اما او از اصل نیفتاد و همچنان یوسا ست. ژنرال دوگل هم می دانست سارتر اشتباه کرده اما این اشتباه را نکرد که او را زندانی کند.
ما می توانیم به یوسا رای ندهیم و با سارتر مخالف باشیم اما نمی توانیم هنر را و وجدان جامعه را انکار کنیم.
اگر فردوسی نبود زبان و فرهنگ ایرانی نبود که صفویه و قاجار بر آن حکمرانی کنند. سیاست در مقابل هنر در حد یک شوخی بیشتر نیست. مرزهای یک کشور را ادبیات و هنر آن تعیین می کنند نه جغرافیا. اگر به ادعای عده ای مردم دیگر شجریان گوش نمی کنند( که می کنند) پس چه گوش می کنند؟ آیا با شنوندگان آثار شجریان بهتر می توان کنار آمد یا شنوندگان ….
دعای ربنا که از شاهکارهای موسیقی آیینی ماست شامل چهار دعاست که همگی آیات قرآن هستند با عبارت ربنا آغاز می شوند. ربنا دستگاه راست شروع می شود و در دستگاه عجم ( شبیه ماهور) پایان می یابد.
ربنا به همراه اذان موذن زاده که در بیات ترک، گوشه ی روح الارواح اجرا شده خاطره انگیز ترین نغمه های دینی مایند. با این تفاوت که اذان اردبیلی سال ۱۳۸۷ به عنوان اثر ملی معنوی به ثبت رسید اما دعای شجریان علیرغم زمزمه هایی که مبنی بر پخش آن به گوش می رسید، نه تنها محقق نشد بلکه پخش آن در سالهای اخیر از صدا و سیما قطع شده است.
هنر بومی، بیرق ملتهاست. در ادبیات کلاسیک ما یک نسل آمد ادبیات کهن را تصحیح کرد، یک نسل آنرا معنی کرد و امروز نسلی به تحلیل و تفسیر آنها پرداخته با کوششهای عبدالحسین زرین کوب و اسلامی ندوشن و شفیعی کدکنی و …
اما در مورد موسیقی ملی ما می شود گفت ردیف ها به روایتها مختلف نت شده، ضبط شده تا پژوهشگرانی خبره در این زمینه به تحلیل آنها نپرداخته اند تا کوشش های علینقی وزیری، خالقی، حنانه، پایور، سپنتا، فخرالدینی و …فراتر از لذتی آنی مسیر آینده ی موسیقی را روشن کند.
شجریان برای روزهایی که صدایش پیر خواهد شد، با تکیه بر پژوهشهای چندین ساله اش به اصلاح برخی تئوری های موسیقی و تدوین آنها پرداخته و اقدام مهم دیگرش، سازهایی ست که ابداع کرده تا جایشان در موسیقی ما خالی نباشد مانند؛ شهرآشوب، صراحی، ساغر، کرشمه، سبو، تندر، باربد، ارغنون و …
در شرایطی که گفته می شود سینماگران ما به سفارش مجلات سینمایی فرانسه فیلم می سازند، وجود امثال شجریان در موسیقی غنیمتی ست که استفاده نکردنش بیشتر به خودزنی می ماند.
از بدوی ترین قبایل تا مترقی ترین ابرشهرهای عالم را بگردی پیدا نمیکنی این پرهیز را که در ملک با پیشینه ی ما از موسیقی می شود. شجریان نیز که در خانواده ای متشرع زندگی می کرد تا مدتها با نام مستعار سیاوش بیدگانی آواز می خواند و در برنامه ی گلها شرکت می کرد تا مورد اعتراض خانواده قرار نگیرد.
احمدرضا احمدی در مصاحبه ای که برای مجله ی کلک و علی دهباشی از شجریان می گرفت از او پرسید استاد آواز شما چه کسی بوده؟ و شما قبل از اینکه جواب استاد را بخوانی به خودت می گویی احمدرضا احمدی که با همه ی بزرگان فرهنگ این مرز بوم دمخور بوده چطور نمی داند استاد ردیفها و گوشه ها را نزد مهرتاش و دوامی و نورعلی برومند فراگرفته!
بعد میخوانی که او با همان لبخند ابدی و با آن چشمان براق که مملو از هوش و زندگی ست گفته: از تار جلیل شهناز و سه تار احمد عبادی.
تازه می فهمی برای مصاحبه گرفتن از یکی مثل شجریان باید یکی مثل احمدرضا باشی.
مربی بزرگ داشتن موهبتی ست. همایون در تصنیف (گناه عشق) از گیتار استفاده کرد، خیلی ها گمان می کردند اگر استاد پسرش را تکفیر نکند، حتما سرزنشش خواهد کرد اما او با نگاهی وسیع گفت: مگر گیتار گناه کرده؟ چطور ویولون و پیانو می توانند در موسیقی ما وارد شوند اما گیتار نباشد؟ اگر تعصبات را کنار بگذاریم می بینیم مرتضی محجوبی پیانو میزند و از هر ساز ایرانی, حس و حال موسیقی ما بهتر بیان می کند.
مرحوم علی حاتمی آمد ادای دینی کند به موسیقی سنتی مان. فیلم دلشدگان را ساخت که یک گروه موسیقی ایرانی در زمان قاجار به سفر فرنگ رفت تا اجرای آواز داشته باشد.
حاتمی از شجریان خواست روی فیلمش آواز بخواند، شجریان به شرط نوازندگی حسین علیزاده و مدیریت فریدون مشیری روی ترانه ها و همچنین لب نزدن بازیگر کار را پذیرفت و به اعتبار و احترام علی حاتمی برای اولین و آخرین بار برای یک فیلم آواز خواند تا روی تصویرهای بازیگر نقش طاهر( امین تارخ) سوار شود.
دلشدگان یکراست رفت توی حافظه ی سینمای ما چون خالق بزرگ و عوامل بزرگی داشت؛
غلام چشم آن ترکم در خواب خوش مستی …
این تنها شعر فارسی ست که چون با موسیقی در می آمیزد، می شود شیر و شکر که در جانت می ریزد یا تیغ و تبر که به ریشه ات می زند. و به ریشه ی خود حاتمی زد. یادش بخیر پیرمرد.
در آن روزها که سرطانش می برد بااین تکه از ساز علیزاده و صدای سیاوش سر تکیده اش را در بالش فرو می برد زار میزد.
افتخاراتش از جنس مدال و نشان نیست. تربیت نسل آینده ی موسیقی و نشان پیکاسو و مدال موتزارت و نامزد دریافت گرمی شدن و … افتخار او نیست. افتخار او باغ هنر بم است علیرغم همه ی کارشکنی هایی که شد. افتخارش اینست که هر گاه می خواهد امضایش را پای نوشته ای بگذارد، می نویسد: (خاک پای مردم ایران؛ شجریان)
افتخار او اینست که وقتی که وقتی اواخر حکومت پهلوی دید تلویزیون دارد آهنگهای مبتذل لاله زاری پخش می کند همکاری اش را با تلویزیون قطع کرد. افتخارش اینست که وقتی مردم بم هنوز زیر آوار بودند و سینه چاک عده ای را بابت تخریب ارگ دید، فریاد زد که هر هم وطن بمی از هزار ارگ با ارزش تر است.
افتخار او کنسرت (همنوا با بم) است که همه ی حاضران در تالار کشور را کباب کرد. در هیچ دستگاه و مایه و گوشه ای بند نبود، از بیداد می زد به افشاری و هنوز در آنجا مامن نکرده می گریزد به همایون، آنهم با چه سوز و عشوه ای آنگاه که ( سلسله ی موی دوست …) را در شور می خواند.
تمام سالن سرا او را و همایون و کامکار و علیزاده را غرق احترام می کنند و این پایان کار نیست.
پایان کار آنجاست که در آخرین ایستگاه این کنسرت سراغ مرغ سحر، ترانه ی ماندگار محمد تقی بهار میرود. حالا منوچهر، برادر ایرج بسطامی هم پهنای صورتش را به اشک سپرده و داغ ایرج را با همه ی ایرانی های فرهنگ دوست قسمت می کند.
گزارش مراسم افتتاح بوستان افضل الدین ابوحامد کوهبنانی همزمان با هفته دولت
گزارش مراسم افتتاح بوستان افضل الدین ابوحامد کوهبنانی همزمان با هفته دولت
به گزارش روابط عمـومی شهرداری، به منـاسبت هفـته دولت با حضور امام جـمعه محـترم شهرستان، فـرماندار، شهـردار و اعضـای شورای اسـلامی شهر و مسئـولین ادارات شهرستان، بوستان افضـل الدین ابوحـامد کوهبنانی جهت استفاده عموم شهروندان افتتاح گردید.
یاسر محسـنی شهردار کوهبنان در راستـای احـداث این بوســتان ضـمـن تقــدیــر از زحمات پرسنل خدوم شهرداری بیان داشت: افـضل الدین ابوحامد کوهـبنانی در ســال 530 قمری متولد و بنیانگذار طب پیشگیری، طبیب حاذق، شاعر و فیلسوف قرن 6 و 7 هجری بود وی افـزود: به منظور پاسـداشت و زنده گذاشتن یاد و خاطره این مرد بـزرگ ایــن بوستان در بهترین نقطه شهر با زیـربنای بیش از یک هزار مـتر مربع با اعـتـبار 265 میـلیون تـومـان احـداث و تندیس این فیلـسوف بزرگ نیز در میدان وسـط این پارک نصـب شـده اسـت.
شهردار کوهبنان ابراز داشت: طی چند ماه گذشته علاوه بر احداث پارک بانوان نسبت به تجهیز سایر پارکها و بوستانها برای رفاه حال مسافران اقدام شده است.
شهردار کوهبنان از تغییر المان میدان شهدای شهر کوهبنان خبر داد .وی در ادامه یادآور شد احداث باند دوم بلوار شهید صدوقی، احداث ساختمان غسالخانه، برنامه ریزی جهت انتقال آبهای سطحی به خارج از شهر، احداث خیـابان نهم دی، احـداث کمربندی جنب شهرک امام رضا (ع) و …. از جمـله برنامه هایی است که در دستور کار شهرداری قرار دارد. وی همچنین از لکه گیری معابر شهر کوهـبنان خـبر داد و بـیان داشـت: در راستای رفـاه حـال شهـروندان کوهبنانی سامانـدهـی پیاده روها در دستور کار قرار گرفت.
چرا مرتضوی 4 محافظ مسلح دارد؟
ایمان حاج محمود عطار – وکیل دادگستری و از شکات سعید مرتضوی – نحوه حضور دادستان سابق تهران و مدیرعامل پیشین سازمان تامین اجتماعی در دادسرا را مورد انتقاد قرار داده است.
حاج محمود عطار در «خبرآنلاین» نوشت: «روز موعود فرا رسید. دوشنبه دهم شهریورماه 1393، جلسه رسیدگی به اتهامات آقای سعید مرتضوی در شعبه 15 بازپرسی دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت تشکیل شد. من و دو همکارم (آقایان مصطفی ترک همدانی و علیرضا دقیقی) به عنوان شکات خصوصی سوءاستفاده مالی مرتضوی وارد دادسرا شدیم. نخست گوشی موبایلم را تحویل انتظامات دادم. کیف دستیام را روی ریل بازرسی که به یک رایانه وصل بود گذاشتم. سرباز مسئول گفت آقا اینها چیست که درون کیفت جاسازی کردی؟ من که شگفتزده شدم از این سخن، به او گفتم شاید بمب است. سرباز دیگر به سمت کیفم آمد و درونش را بیرون ریخت. دو فلشمموری بود که لوایح و مکاتبات پروندههای موکلان و مقالات حقوقی را که از شبکهها پیدا کرده بودم در آنها ریخته بودم. به دو سرباز گفتم مگر ورود فلشمموری به دادسرا هم جرم است؟ یکی از آن دو گفت آری، لطفا اینها را هم به همراه گوشی همراهتان تحویل دهید. من نیز این دستور را اجابت کردم. به همراه دوستان به جلوی درب شعبه 15 بازپرسی رفتیم. آنجا آقایان روحالامینی و کامرانی، پدران دو شهید بازداشتگاه کهریزک را هم در آن راهرو دیدیم و عرض سلامی کردیم. با تاخیری قابل توجه، آقای سعید مرتضوی به همراه چهار محافظ تنومند نیز وارد شدند و بدون هرگونه مکثی وارد شعبه گردیدند و محافظین پس از آنکه از شرایط اتاق بازپرس اطمینان حاصل کردند، دو نفر به بیرون اتاق رفتند ولی دو نفر دیگر در مقابل صندلی آقای مرتضوی نشستند. به همراه آقای مرتضوی، وکیل مدافعش جناب رضا جعفری نیز حضور داشت. آقای رضا جعفری پیش از آنکه به کسوت شریف وکالت بیایند، قاضی دادگستری و آخرین پست سازمانی ایشان معاونت آقای مرتضوی به عنوان معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت بود. این آقای جعفری همان کسی بود که قرار بازداشت موقت من در سلول انفرادی را تایید کرده بود و من همراه مرتضوی از او نیز شکایت کرده بودم ولی با شگفتی تمام دیدم که قرار منع تعقیب وی صادر شده و با اخذ منع تعقیب، موفق به دریافت پروانه وکالت از کانون وکلای تهران شده بود و چون هیچ وکیلی وکالت مرتضوی را نمیپذیرفت، آقای جعفری (معاون سابق مرتضوی) اکنون وکیل او شده بود.
هم محافظان مرتضوی و هم خود او و وکیل مدافعش، پس از نشستن بر صندلی اتاق بازپرسی، گوشیهای همراه خود را از کتشان بیرون آوردند و نیمنگاهی کرده و دوباره به درون جیبشان گذاشتند. دو محافظی که بیرون بودند هم با گوشیشان مستمرا در تماس بودند و در راهرو در حین مکالمه با تلفن قدم میزدند و هم بعضی وقتها گوشه کتشان را کنار میزدند و ما را از زیارت اسلحه کمریشان مستفیض میکردند. این رفتار خردگرایانه این دو نفر را به دوستان نشان دادم و بلافاصله یاد نهیب سرباز انتظامات دادسرا افتادم که فریاد زد آقا چه در کیفت پنهان کردی و بودن دو فلشمموری در کیفم را جرمانگاری کرد و تحویل همکارش داد.
صرفنظر از اینکه من یک وکیل دادگستری هستم، یک شهروند ایرانیام که برابر مقررات ابلاغی آن سربازان باید گوشی همراه و فلش را تحویل انتظامات بدهم. اکنون پرسش من از مسئولان اینست که مگر آقای مرتضوی و وکیل مدافع و چهار محافظش از لحاظ طبقهبندی اجتماعی چقدر با من و همکارانم متفاوتند که آنها مجازند همگی با گوشی همراهشان به درون دادسرا وارد شوند و افزون بر آن با کلت کمری و من حتی از بردن فلش معذورم؟؟؟؟ پرسش دیگر اینکه مگر آقای مرتضوی چه پست سازمانی مهم و خطرناکی دارد که باید چهار محافظ مسلح داشته باشد؟ موقعیت و طبقه اجتماعی او چیست که هنوز میتواند از چنین تبعیضات اجتماعیای برخوردار باشد؟
به یادداستان گهربار اسطوره قسط، حضرت علی علیهالسلام افتادم هنگامی که به قاضی اعتراض کرد چرا طرف دعوای مرا با نام خطاب کردی و مرا با کنیه؟ این الگوی رفتاری امام اول شیعیان را با رفتار دادسرا با آقای سعید مرتضوی مقایسه کردم و افسوس خوردم.»
پرادو با 40 میلیون خلافی در زرند توقیف شد
رئیس پلیس راهور شهرستان زرند استان کرمان از توقیف یک دستگاه خودرو «پرادو» با 80 فقره تخلف و 40 میلیون ریال خلافی پرداخت نشده در این شهرستان خبر داد.
سرگرد علی زمانی رئیس پلیس راهور شهرستان زرند در تشریح این خبر گفت: ماموران پلیس راهور در راستای اجرای طرح های ترافیکی یک دستگاه خودرو پرادو را متوقف کردند. وی افزود : پس از استعلام ماموران از وضعیت خودرو مشخص شد خودرو مذکور دارای ۸۰ فقره تخلف پرداخت نشده جمعاً به مبلغ چهار میلیون و۹۲۰ هزار ریال است. زمانی ادامه داد: از این رو بر اساس ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی خودروی مذکور توقیف و روانه پارکینگ شد. رئیس پلیس راهور شهرستان در پایان تشریح کرد: در صورتی که میزان خلافی خودروها از ۱۰میلیون ریال بیشتر باشد برابر تبصره ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات متوقف و برای سیر مراحل قانونی به پارکینگ منتقل می شوند.
جهانگیری به کرمان سفر میکند
معاون اول رئیسجمهور به منظور بازدید و بهرهبرداری از چندین پروژه مهم صنعتی در استان کرمان، روز شنبه هفته آینده به این استان سفر خواهد کرد.
اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهور به منظور بازدید و بهرهبرداری از چندین پروژه مهم صنعتی در استان کرمان، روز شنبه هفته آینده به این استان سفر خواهد کرد. جهانگیری در این سفر یک روزه قرار است پس از حضور در شهرستان سیرجان، چند واحد کنسانتره را در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر مورد بهرهبرداری قرار دهد.
معاون اول رئیسجمهور همچنین کارخانه آهن اسفنجی شرکت مجتمع جهان فولاد سیرجان را نیز مورد بهره برداری قرار خواهد داد. بازدید از مجتمع مس سرچشمه در جنوب شهرستان رفسنجان و افتتاح فاز دوم توسعه تغلیظ این مجتمع از دیگر برنامههای معاون اول رئیسجمهور در سفر به استان کرمان خواهد بود.
دایره امنیت جمهوری اسلامی به برکت شهدای مدافع حرم، در خاورمیانه گسترده است
استاندار کرمان گفت: امروز امنیت داخلی و منطقهای ما به برکت خون شهدا بالاخص شهدای مدافع حرم در منطقه خاورمیانه گسترده است. علیرضا رزم حسینی عصر چهارشنبه در دیدار با خانواده ۳۵ شهید مدافع حرم کشوری در کرمان؛ خطاب به خانواده معظم شهدا، اظهار داشت: امروز که بار سنگین شهدا را بر دوش گرفتید؛ از روزی که جمهوری اسلامی و انقلاب بر این کشور پدید آمد چه از دوران تثبیت تا بعد از آن دوران استقامت و پایداری فرزندان انقلاب اسلامی و… همه اینها به دلیل استقلال، اسلامی و مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی است که ضامن بقای آنست. وی افزود: اگر تا امروز با گذشت ۳۶ سال از عمر نظام اسلامی در منطقه، با سربلندی و ایستادگی و مقاومت حضور داریم به برکت انسجام داخلی و رهبری مقام معظم رهبری و وحدت مردم است. رزم حسینی خاطر نشان کرد: امروز امنیت داخلی به ملی و منطقهای پیوسته و دیگر نمیتوانیم امنیت کشور را به مرزهایمان محدود کنیم و دایره امنیتی خود را تا مرز اسراییل برده و این به برکت شهدای شماست و حقیقتی است که همه میدانند.
اجرای عملیات احداث زیرگذر گنبد جبلیه
معاون فنی و عمرانی شهرداری کرمان گفت: عملیات احداث زیرگذر گنبد جبلیه در راستای تسهیل در عبور و مرور صورت می گیرد. فرقانی با بیان این که در اجرای پروژه زیرگذر گنبد جبلیه، وارد محدوده میراث فرهنگی نمی شویم، اظهار کرد: جهت اجرای این پروژه مذاکراتی با اداره کل میراث فرهنگی انجام گرفته و مجوز لازم اخذ شده است. به گفته وی این عملیات، به صورت زیرگذر شرق به غرب و برعکس و به صورت «باکسی» در چهارراه اجرا خواهد شد. معاون فنی و عمرانی شهرداری از آغاز اجرای فاز سوم و چهارم عملیات بهسازی میدان شهداء خبر داد و گفت: این پروژه بعد از ستون کاری در فاز اول و دوم، به صورت امانی به سازمان عمران واگذار شده و معماری سنتی آن را سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری کرمان اجرا می کند. وی همچنین به عملیات روشنایی و نورپردازی پل های سطح شهر اشاره و تصریح کرد: نورپردازی با چراغ گاردریل در پل ایثار (چهارراه بازرگانی ) آغاز شده و نورپردازی دیگر پل ها نیز در دستور کار است.
نامه کاراته کاهای کرمانی در انتقاد به بازگشت فتاحی به ریاست هیات کاراته استان/ بازگشت سیاسی فتاحی به تاتامی
– چندین سال به ما گفتند تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید. وارد مسائل و درگیریهای هیات نشوید. دنبال حاشیه ها نباشید. ما هم گوش کردیم، احترام گذاشتیم، تمرین کردیم و به لطف خداوند نتیجه گرفتیم و عمرمان به بطالت نگذشت.الان هم قصد هتک حرمت و درگیری و حاشیه سازی نداریم و فقط و فقط می خواهیم با جناب فتاحی رئیس محترم هیات کاراته درد دل پدر و فرزندی داشته باشیم.
– جناب فتاحی ما جای فرزندان شما هستیم. پس لطفا برای یک بار هم که شده ما را در کنار خود و نه در مقابل خود، ببینید!!! به درد دل ما گوش دهید.تامل کنید، تفکر کنید، با اهلش مشاوره کنید و در آخر نتیجه و تصمیم بگیرید.
– شما در یک تشکیلات بزرگ به نام مجلس شورای اسلامی کار می کنید پس شاید تشکیلات کاراته را خیلی کوچک ، ضعیف و بی اهمیت می پندارید که از مسائل و واقعیات آن، اینقدر بی اطلاع و دور هستید و فقط به آمار و ارقامی که به شما میدهند بسنده کرده و در مصاحبه تان همه مسائل هیات را خوب و عالی جلوه داده اید. در این تشکیلات باید عشق حاکم باشد. فقط با صداقت می توان دلها را تسخیر و بر آن حکومت کرد. هیات کاراته کنونی که عنوان کردید پرکار و پویاست، فعالیتش در حد یک هیات نوپا و تازه کار است ، نه در حد کاراته ای به قدمت 40 سال ، با بیش از 20000جمعیت و تعدادبیش از30 قهرمان جهان و آسیا و بین المللی. امروزه کاراته استان بیشتر از هر زمانی دچار تفرقه و اختلاف می باشد.به طوری که در طول حدود 7 سال که جنابعالی سکاندار آن هستید حتی کسانی هم که از ابتدا در رکاب شما بودند نیز دچار تردید گردیده و از بدنه هیات جدا شده اند. کاش مشکل هیات کاراته فقط اختلاف نظر بود.آری اختلاف نظر همه جا هست ولی با تبادل نظر می توان گامهای موفقیت را برداشت. مشکل ما این است که در این به قول شما اختلاف نظرها، ما جوانان قربانی شده ایم و با این روش مدیریت، این روند همچنان سیر صعودی را خواهد پیمود. درد ما این است که شما که در راس هیات کاراته هستید ، آیا بجز تعداد اندکی، با سایر مربیان، قهرمانان، ملی پوشان از نزدیک برخورد حضوری داشته اید؟آیا می توانید ورزشکاران نخبه و افتخار آفرین را از ورزشکاران مبتدی و تازه کار تشخیص دهید؟ یادمان هست فقط یکبار در فرودگاه برای گرفتن عکس یادگاری حضور پیدا کردید و در آنجا قولها و وعده هایی را دادید که نه تنها وعده هایتان به وقوع نپیوست که دیدار اول و آخر ما و شما بود و هر بار که خدمت رسیدیم فقط پشت درب اتاقتان ماندیم. مگر توقع ما جز این بود که مثل یک پدر که موفقیت فرزندش را می بیند و دستی به مهر بر سرش میکشد شما هم با چند کلمه محبت آمیز ما را مورد لطف خود قرار دهید!
– جناب فتاحی ما قهرمانان می خواهیم همانگونه که شما وزراء را استیضاح می کنید ضمن ارائه گزارش صحیح ، با کمال ادب و احترام در یک مجموعه کوچکتر شما را استیضاح کنیم!
1- شما در طول 7 سال مدیریتتان نه تنها نتوانستید همه پیشکسوتان را دورهم جمع کنید بلکه بسیاری از آنها هم که افراد مورد اعتماد شما بودند به مرور از هیات جدا شدند.چرا؟
2- در این 7 سال مدیریت جنابعالی ، حتی برای یک بار هم هیچ یک از مسئولین ارشد هیات کاراته استان (رئیس،نائب رئیس، دبیر، مسئول کمیته فنی و…) در مسابقات رسمی کاراته حضور نداشته اند تا از نزدیک درد و مشکلات بازیکنان و یا حتی سطح فنی مسابقات را ببیند و درک کند و در صدد بهبود آن گام بردارد.چرا؟
3- کلیه ملی پوشان ،قهرمان ملی و بین المللی، مربیان موفق، مربیان تیم ملی هم بانوان و هم آقایان از مخالفین سیاست های مدیریتی شما هستند.چرا؟
4- مدیران قبلی هرساله یک یا دو مسابقه قهرمانی کشور در طول سال برگزار می کردند و این میزبانی ها علاوه بر اینکه امتیاز برای عملکرد هیات محسوب میشد باعث جلوگیری از هزینه های اعزام می گردید ولی از بدو ورود شما هرگز این اتفاق توسط هیات نیفتاد. چرا؟؟؟
5- درگذشته در کلیه اعزامها چه مسابقات قهرمانی کشور و چه حضور در اردوهای تیم ملی، ورزشکاران هزینه ای را متحمل نمی شدند ولی در چند سال اخیر تمام هزینه ها توسط خود ورزشکاران پرداخت می گردد و به سختی مقداری از آن هزینه ها، آنهم نه همیشه، از طرف هیات به بازیکنان برمی گردد.چرا؟
6- آقای فتاحی آیا می دانستید استان کرمان بعد از تهران دارای بیشترین داور آسیایی و جهانی بود و در کلیه مسابقات کشوری تعداد زیادی داور از استان کرمان حضور داشتند و آیا می دانید در این چند ساله مدیریت جنابعالی تنها یک داور آنهم نه به طور مستمر جهت قضاوت مسابقات قهرمانی کشور دعوت می شود.چرا؟
7- در گذشته کاراته کرمان، قطب کاراته کشور بود و در لیگ های مختلف کشوری دارای تیم مجزا و صاحب عنوان بود ولی در حال حاضر متاسفانه بیش از 15 بازیکن کرمانی برای اینکه از قافله کاراته عقب نمانند بایستی از استانهای دیگر در لیگ های کشوری حضور پیدا کنند و این در حالی است که شما بارها قول داده بودید با رایزنی کاراته استان را تحت پوشش شرکت مس خواهید برد ولی هرگز این اتفاق رخ نداد، چرا؟
8- آقای فتاحی از شروع فعالیت کاراته در استان کرمان علاوه بر تعداد کثیری از باشگاهای کرمان دراکثر شهرستانها نیز قهرمان کشور و ملی پوش داشتند ولی در حال حاضر این موفقیتها فقط به سه یا چهار باشگاه و سبک در کرمان محدود شده است و تنها یک ورزشکار خانم از شهرستان رفسنجان است که از گذشته تا کنون موفقیت هایش ادامه دارد.و متاسفانه در دوران مدیریت جنابعالی شاهد افت شدید در شهرستانها می باشیم.چرا؟
9- آقای فتاحی متاسفانه جنابعالی آنقدر از کاراته فاصله دارید که حتی فرصت پیگیری اخبار درست و صحیح را ندارید.تیم شهرداری سیرجان با بازیکنان غیر بومی را به عنوان تیم سوم سوپر لیگ معرفی کرده اند که این مطلب تکذیب می شود و این تیم در جایگاه چهارم قرار دارد و البته هیچ کاراته کای سیرجانی نتوانست روی سکوی قهرمانی قرار گیرد و این در حالی بود که بیش از یک صد میلیون تومان هزینه گردید ولی هیچ سود و بازدهی برای هم استانیهای عزیزمان در سیرجان نداشت و در حالیکه استان ما ، از پتانسیل لازم و کافی برای تشکیل یک تیم قوی هم در کاتا و هم در کومیته برخوردار بود از آنها استفاده نشد و فقط جیب بازیکنان غیر بومی پر شد، چرا؟
10- آقای فتاحی به هیچ عنوان قصد اهانت نداریم ولی افراد باقیمانده و مورد اعتماد شما که امروزه هیات را اداره می کنند نه شاگرد دارند، نه باشگاه، نه قهرمان و ملی پوش. شما خود قضاوت کنید این عزیزان بیشتر دلسوز کاراته هستند یا افراد خستگی ناپذیری که با تلاش های فراوان و بدون چشمداشت، خود و زندگی شان را وقف کاراته و خدمت به فرزندان این دیار کرده اند.و البته هرگز دیده نشده اند و با وجود اینکه هرساله در میادین ملی و برون مرزی افتخار آفرینی می کنند نه مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفتند و نه حتی به عنوان مربیان برتر معرفی گردیدند و فقط از موفقیتهای آنان در آمار و ارقام و عملکرد هیات استفاده می شود. چرا؟
11- جناب فتاحی مشکل کاراته کنونی ساختمان اداری و خانه اختصاصی کاراته نیست. مشکل کاراته نداشتن عشق، صداقت و معرفت است. اگر به تاریخچه کاراته بنگرید ملاحظه خواهید کرد که تمام قهرمانان جهان و آسیا و بین المللی و کشوری بدون داشتن خانه اختصاصی کاراته، از همین باشگاهای زیر زمینی هم توانستند با تلاش، تمرین، عشق، یکدلی و معرفت به این موفقیتها دست یابند. هدف ورزش در ابتدا جذب جوانان و نوجوانان و گرویدن آنها به سمت یک رشته ورزشی وبعد انگیزه دادن و سوق دادن آنها به سمت پهلوانی و قهرمانی است.آری در کنار این اهداف ، داشتن ساختمان، سالن و خوابگاه مجزا هم خالی از لطف نیست. ولی جالب این است از این 40 سال که شما عنوان کردین بیش از 7 سال آن ،کاراته تحت هدایت و مدیریت جنابعالی است و شما حتی به تنهاترین هدفتان که ساخت خانه کاراته بود نیز جامه عمل نپوشاندید و همانطور که یکبار وعده اتمام کار را در سال 89 دادید باز هم قول دادید تا پایان امسال تحویل خواهید داد . امیدواریم این اتفاق رخ دهد !! اگرچه استاد مرحوم وزیری اولین شخصی بود که خانه کاراته را بنا نهادند و بعد از آن با همت خیرین خانه کاراته در اختیارآباد و بعد از آن نیز خانه کاراته الماس در کرمان ساخته شد و کاری را که شما رئیس هیات با پول بیت المال و تخصیص بودجه توان تمام کردنش را نداشتید بسیاری از خیرین با هزینه شخصی انجام داده اند.
12- سردار گفته بودین هیات کاراته منحصر به فرد خاصی نیست. شما که به این امر واقفید پس به بقیه هم حق بدهید که نگران این خانه باشند و فقط به آمار و ارقامی که به شما ارائه می گردد اکتفا نکنید. همه را بخواهید. صحبت همه را بشنوید . به همه بها دهید و همه را در کنار خود ببینید نه فقط تعداد انگشت شماری را !!. قرار نیست یک گروه هر گونه که می خواهند حکومت کنند و گروه دیگر اطاعت بی چون و چرا داشته باشند و قربانی تصمیم هایی باشند که هیچ هدف و نتیجه ای را بدنبال نخواهد داشت.
13- جناب فتاحی ای کاش شما هم بجای اهداف سیاسی، مانند آقای محمودی نیا درایت، مدیریت و قصد خدمت به ورزش استان را داشتید .ایشان که کمتر از دو سال است بعنوان مدیر کل ورزش و جوانان استان منصوب گردیدند بارها به باشگاهها ی ما سر زده اند و با مشکلات و حتی نحوه تمرینات ما آشنایی دارند و نه تنها ملی پوشان و قهرمانان ایشان را از نزدیک دیده و می شناسند که حتی با حضورشان در ورزشکاران مبتدی هم ایجاد انگیزه کرده اند.و اما شما که 7 سال سکاندار هیات کاراته هستید جز نام شما در پایین نامه های هیات و هراز گاهی عکس شما در روزنامه ها چیزی دیگری از شما در خاطر نداریم.
14- در آخر بدانید که ما فرزندان شما هستیم و فرزندان ایران. ما مسلمان هستیم. دوستدار نظام و ولایت. دلسوز این خاک و دیار و عاشق کاراته.امام راحل فرموده بودند در کاری که در آن تخصص ندارید وارد نشوید.و اگر شما هم به این فرمایش رهبر فقیدمان گوش فرا داده بودین امروزه وضعیت کاراته این چنین نبود. حال که برای ماندن در هیات کاراته فریاد بر آوردید و از وزیر و وکیل و مدیر گرفته تا عده ای غوغا کن که استان را بهم ریخته اند تا در جایی که خانه شما نیست بمانید و حکومت کنید، بدانید در هر صورت ما منتظریم برای یک بار هم که شده بعد از هفت سال نشستی با قشر اکثریت کاراته داشته باشید و فقط یکبار از نزدیک صدای ما را بشنوید.. این را بدانید اگر باز هم گوش شنوایی برای حرفهای دلمان پیدا نشود نا امید نخواهیم شد چون برای ما تازگی ندارد.ما یقین داریم این صبوری و مظلومیت، این عدم حمایتها و در کنارش این موفقیتهای بدون پشتوانه در تاریخ ورزش استان و کاراته کشور ثبت خواهدشد. پس ما مثل گذشته دست به زانوی خود می گیریم، یا علی می گوییم و همچنان با عشق به تلاش و رسیدن به اهدافمان گام برمیداریم. ما به حرکتمان ادامه خواهیم داد. همچون گذشته احترام می گذاریم ، تمرین می کنیم، و با توکل به خدا نتیجه می گیریم و افتخار می آفرینیم.چون ……
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
جمعی از ملی پوشان و قهرمانان جهانی و آسیایی
نمایشگاه بومی سازی گل گهر میتواند الگوی مس و سایرین باشد
مدیر کل امور دولت در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حاشیه بازدید از نمایشگاه بومی سازی قطعات و ماشین آلات صنعتی شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به خبرنگار ما گفت: نمایشگاه بسیار خوب و در نوع خودش بی نظیر است و تا به حال ندیده بودم نمایشگاهی با این هدف نیازمندی های خودش را معرفی کند و شرکت های نیازمند و سازنده قطعات را در کنار هم قرار دهد. نمازیان ابراز داشت: فکر میکنم برگزاری این نمایشگاه به نوعی در راستای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است. سایر شرکتها مثل مس و لاستیک سازی می توانند از این الگو استفاده کنند و چنین نمایشگاههی را راه اندازی کنند. وی در ادامه گفت: استاندار محترم و همه ی مسئولین و بخش حاکمیت و شرکت های صنعتی اتاق بازرگانی دست به دست هم دهند تا انشاالله این حرکت شکل بگیرد و لازمه اش این است که همه ی سازندگان بومی در عرصه حضور پیدا کنند.
انتصاب احمدی خواه به دبیری حزب مردمی اصلاحات در کرمان
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو حجت الاسلام و المسلمین محمد زارع فومنی دبیر کل حزب مردمی اصلاحات در احکامی تعدادی از دبیران استانی این حزب را منصوب کرد .
در این حکم محمد مهدی احمدی خواه وکیل پایه یک دادگستری به عنوان دبیر این حزب در استان کرمان منصوب شد. دبیر استانی این حزب در کرمان به خبرنگار ما گفت فعالیت های رسمی حزب با تشکیل شورای مرکزی استان و شهرستان ها بزودی آغاز خواهد شد . وی افزود قطعا در جهت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات پیش رو تلاش خواهیم کرد و برای حضور مردم در پای صندوق های رای برنامه ریزی خواهیم کرد. احمدی خواه تصریح کرد : با تشکیل کمیسیون انتخابات و دفتر سیاسی حزب در کرمان قصد داریم تا معیارهای مورد نظر خود را با نامزدهای موجود تطبیق دهیم و همچنین از افراد شاخص جهت حضور در انتخابات دعوت به عمل آوریم. همچنین احمدی خواه افزود معیار ما در اصلاحات و عملکرد حزب منویات مقام معظم رهبری است و بر آنیم تا با همدلی و همزبانی با تمام ارکان نظام و مردم زمینه مشارکت هر چه بیشتر مردم در انتخابات پیش رو بر اساس شایسته سالاری کاندیدا ها فراهم کنیم، امید آن داریم که در انجام وظایف خود در مقابل شهدا و امام شهدا رو سفید شویم.
نامه کاراته کاهای کرمانی در انتقاد به بازگشت فتاحی به ریاست هیات کاراته استان/ بازگشت سیاسی فتاحی به تاتامی
– چندین سال به ما گفتند تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید. وارد مسائل و درگیریهای هیات نشوید. دنبال حاشیه ها نباشید. ما هم گوش کردیم، احترام گذاشتیم، تمرین کردیم و به لطف خداوند نتیجه گرفتیم و عمرمان به بطالت نگذشت.الان هم قصد هتک حرمت و درگیری و حاشیه سازی نداریم و فقط و فقط می خواهیم با جناب فتاحی رئیس محترم هیات کاراته درد دل پدر و فرزندی داشته باشیم.
– جناب فتاحی ما جای فرزندان شما هستیم. پس لطفا برای یک بار هم که شده ما را در کنار خود و نه در مقابل خود، ببینید!!! به درد دل ما گوش دهید.تامل کنید، تفکر کنید، با اهلش مشاوره کنید و در آخر نتیجه و تصمیم بگیرید.
– شما در یک تشکیلات بزرگ به نام مجلس شورای اسلامی کار می کنید پس شاید تشکیلات کاراته را خیلی کوچک ، ضعیف و بی اهمیت می پندارید که از مسائل و واقعیات آن، اینقدر بی اطلاع و دور هستید و فقط به آمار و ارقامی که به شما میدهند بسنده کرده و در مصاحبه تان همه مسائل هیات را خوب و عالی جلوه داده اید. در این تشکیلات باید عشق حاکم باشد. فقط با صداقت می توان دلها را تسخیر و بر آن حکومت کرد. هیات کاراته کنونی که عنوان کردید پرکار و پویاست، فعالیتش در حد یک هیات نوپا و تازه کار است ، نه در حد کاراته ای به قدمت 40 سال ، با بیش از 20000جمعیت و تعدادبیش از30 قهرمان جهان و آسیا و بین المللی. امروزه کاراته استان بیشتر از هر زمانی دچار تفرقه و اختلاف می باشد.به طوری که در طول حدود 7 سال که جنابعالی سکاندار آن هستید حتی کسانی هم که از ابتدا در رکاب شما بودند نیز دچار تردید گردیده و از بدنه هیات جدا شده اند. کاش مشکل هیات کاراته فقط اختلاف نظر بود.آری اختلاف نظر همه جا هست ولی با تبادل نظر می توان گامهای موفقیت را برداشت. مشکل ما این است که در این به قول شما اختلاف نظرها، ما جوانان قربانی شده ایم و با این روش مدیریت، این روند همچنان سیر صعودی را خواهد پیمود. درد ما این است که شما که در راس هیات کاراته هستید ، آیا بجز تعداد اندکی، با سایر مربیان، قهرمانان، ملی پوشان از نزدیک برخورد حضوری داشته اید؟آیا می توانید ورزشکاران نخبه و افتخار آفرین را از ورزشکاران مبتدی و تازه کار تشخیص دهید؟ یادمان هست فقط یکبار در فرودگاه برای گرفتن عکس یادگاری حضور پیدا کردید و در آنجا قولها و وعده هایی را دادید که نه تنها وعده هایتان به وقوع نپیوست که دیدار اول و آخر ما و شما بود و هر بار که خدمت رسیدیم فقط پشت درب اتاقتان ماندیم. مگر توقع ما جز این بود که مثل یک پدر که موفقیت فرزندش را می بیند و دستی به مهر بر سرش میکشد شما هم با چند کلمه محبت آمیز ما را مورد لطف خود قرار دهید!
– جناب فتاحی ما قهرمانان می خواهیم همانگونه که شما وزراء را استیضاح می کنید ضمن ارائه گزارش صحیح ، با کمال ادب و احترام در یک مجموعه کوچکتر شما را استیضاح کنیم!
1- شما در طول 7 سال مدیریتتان نه تنها نتوانستید همه پیشکسوتان را دورهم جمع کنید بلکه بسیاری از آنها هم که افراد مورد اعتماد شما بودند به مرور از هیات جدا شدند.چرا؟
2- در این 7 سال مدیریت جنابعالی ، حتی برای یک بار هم هیچ یک از مسئولین ارشد هیات کاراته استان (رئیس،نائب رئیس، دبیر، مسئول کمیته فنی و…) در مسابقات رسمی کاراته حضور نداشته اند تا از نزدیک درد و مشکلات بازیکنان و یا حتی سطح فنی مسابقات را ببیند و درک کند و در صدد بهبود آن گام بردارد.چرا؟
3- کلیه ملی پوشان ،قهرمان ملی و بین المللی، مربیان موفق، مربیان تیم ملی هم بانوان و هم آقایان از مخالفین سیاست های مدیریتی شما هستند.چرا؟
4- مدیران قبلی هرساله یک یا دو مسابقه قهرمانی کشور در طول سال برگزار می کردند و این میزبانی ها علاوه بر اینکه امتیاز برای عملکرد هیات محسوب میشد باعث جلوگیری از هزینه های اعزام می گردید ولی از بدو ورود شما هرگز این اتفاق توسط هیات نیفتاد. چرا؟؟؟
5- درگذشته در کلیه اعزامها چه مسابقات قهرمانی کشور و چه حضور در اردوهای تیم ملی، ورزشکاران هزینه ای را متحمل نمی شدند ولی در چند سال اخیر تمام هزینه ها توسط خود ورزشکاران پرداخت می گردد و به سختی مقداری از آن هزینه ها، آنهم نه همیشه، از طرف هیات به بازیکنان برمی گردد.چرا؟
6- آقای فتاحی آیا می دانستید استان کرمان بعد از تهران دارای بیشترین داور آسیایی و جهانی بود و در کلیه مسابقات کشوری تعداد زیادی داور از استان کرمان حضور داشتند و آیا می دانید در این چند ساله مدیریت جنابعالی تنها یک داور آنهم نه به طور مستمر جهت قضاوت مسابقات قهرمانی کشور دعوت می شود.چرا؟
7- در گذشته کاراته کرمان، قطب کاراته کشور بود و در لیگ های مختلف کشوری دارای تیم مجزا و صاحب عنوان بود ولی در حال حاضر متاسفانه بیش از 15 بازیکن کرمانی برای اینکه از قافله کاراته عقب نمانند بایستی از استانهای دیگر در لیگ های کشوری حضور پیدا کنند و این در حالی است که شما بارها قول داده بودید با رایزنی کاراته استان را تحت پوشش شرکت مس خواهید برد ولی هرگز این اتفاق رخ نداد، چرا؟
8- آقای فتاحی از شروع فعالیت کاراته در استان کرمان علاوه بر تعداد کثیری از باشگاهای کرمان دراکثر شهرستانها نیز قهرمان کشور و ملی پوش داشتند ولی در حال حاضر این موفقیتها فقط به سه یا چهار باشگاه و سبک در کرمان محدود شده است و تنها یک ورزشکار خانم از شهرستان رفسنجان است که از گذشته تا کنون موفقیت هایش ادامه دارد.و متاسفانه در دوران مدیریت جنابعالی شاهد افت شدید در شهرستانها می باشیم.چرا؟
9- آقای فتاحی متاسفانه جنابعالی آنقدر از کاراته فاصله دارید که حتی فرصت پیگیری اخبار درست و صحیح را ندارید.تیم شهرداری سیرجان با بازیکنان غیر بومی را به عنوان تیم سوم سوپر لیگ معرفی کرده اند که این مطلب تکذیب می شود و این تیم در جایگاه چهارم قرار دارد و البته هیچ کاراته کای سیرجانی نتوانست روی سکوی قهرمانی قرار گیرد و این در حالی بود که بیش از یک صد میلیون تومان هزینه گردید ولی هیچ سود و بازدهی برای هم استانیهای عزیزمان در سیرجان نداشت و در حالیکه استان ما ، از پتانسیل لازم و کافی برای تشکیل یک تیم قوی هم در کاتا و هم در کومیته برخوردار بود از آنها استفاده نشد و فقط جیب بازیکنان غیر بومی پر شد، چرا؟
10- آقای فتاحی به هیچ عنوان قصد اهانت نداریم ولی افراد باقیمانده و مورد اعتماد شما که امروزه هیات را اداره می کنند نه شاگرد دارند، نه باشگاه، نه قهرمان و ملی پوش. شما خود قضاوت کنید این عزیزان بیشتر دلسوز کاراته هستند یا افراد خستگی ناپذیری که با تلاش های فراوان و بدون چشمداشت، خود و زندگی شان را وقف کاراته و خدمت به فرزندان این دیار کرده اند.و البته هرگز دیده نشده اند و با وجود اینکه هرساله در میادین ملی و برون مرزی افتخار آفرینی می کنند نه مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفتند و نه حتی به عنوان مربیان برتر معرفی گردیدند و فقط از موفقیتهای آنان در آمار و ارقام و عملکرد هیات استفاده می شود. چرا؟
11- جناب فتاحی مشکل کاراته کنونی ساختمان اداری و خانه اختصاصی کاراته نیست. مشکل کاراته نداشتن عشق، صداقت و معرفت است. اگر به تاریخچه کاراته بنگرید ملاحظه خواهید کرد که تمام قهرمانان جهان و آسیا و بین المللی و کشوری بدون داشتن خانه اختصاصی کاراته، از همین باشگاهای زیر زمینی هم توانستند با تلاش، تمرین، عشق، یکدلی و معرفت به این موفقیتها دست یابند. هدف ورزش در ابتدا جذب جوانان و نوجوانان و گرویدن آنها به سمت یک رشته ورزشی وبعد انگیزه دادن و سوق دادن آنها به سمت پهلوانی و قهرمانی است.آری در کنار این اهداف ، داشتن ساختمان، سالن و خوابگاه مجزا هم خالی از لطف نیست. ولی جالب این است از این 40 سال که شما عنوان کردین بیش از 7 سال آن ،کاراته تحت هدایت و مدیریت جنابعالی است و شما حتی به تنهاترین هدفتان که ساخت خانه کاراته بود نیز جامه عمل نپوشاندید و همانطور که یکبار وعده اتمام کار را در سال 89 دادید باز هم قول دادید تا پایان امسال تحویل خواهید داد . امیدواریم این اتفاق رخ دهد !! اگرچه استاد مرحوم وزیری اولین شخصی بود که خانه کاراته را بنا نهادند و بعد از آن با همت خیرین خانه کاراته در اختیارآباد و بعد از آن نیز خانه کاراته الماس در کرمان ساخته شد و کاری را که شما رئیس هیات با پول بیت المال و تخصیص بودجه توان تمام کردنش را نداشتید بسیاری از خیرین با هزینه شخصی انجام داده اند.
12- سردار گفته بودین هیات کاراته منحصر به فرد خاصی نیست. شما که به این امر واقفید پس به بقیه هم حق بدهید که نگران این خانه باشند و فقط به آمار و ارقامی که به شما ارائه می گردد اکتفا نکنید. همه را بخواهید. صحبت همه را بشنوید . به همه بها دهید و همه را در کنار خود ببینید نه فقط تعداد انگشت شماری را !!. قرار نیست یک گروه هر گونه که می خواهند حکومت کنند و گروه دیگر اطاعت بی چون و چرا داشته باشند و قربانی تصمیم هایی باشند که هیچ هدف و نتیجه ای را بدنبال نخواهد داشت.
13- جناب فتاحی ای کاش شما هم بجای اهداف سیاسی، مانند آقای محمودی نیا درایت، مدیریت و قصد خدمت به ورزش استان را داشتید .ایشان که کمتر از دو سال است بعنوان مدیر کل ورزش و جوانان استان منصوب گردیدند بارها به باشگاهها ی ما سر زده اند و با مشکلات و حتی نحوه تمرینات ما آشنایی دارند و نه تنها ملی پوشان و قهرمانان ایشان را از نزدیک دیده و می شناسند که حتی با حضورشان در ورزشکاران مبتدی هم ایجاد انگیزه کرده اند.و اما شما که 7 سال سکاندار هیات کاراته هستید جز نام شما در پایین نامه های هیات و هراز گاهی عکس شما در روزنامه ها چیزی دیگری از شما در خاطر نداریم.
14- در آخر بدانید که ما فرزندان شما هستیم و فرزندان ایران. ما مسلمان هستیم. دوستدار نظام و ولایت. دلسوز این خاک و دیار و عاشق کاراته.امام راحل فرموده بودند در کاری که در آن تخصص ندارید وارد نشوید.و اگر شما هم به این فرمایش رهبر فقیدمان گوش فرا داده بودین امروزه وضعیت کاراته این چنین نبود. حال که برای ماندن در هیات کاراته فریاد بر آوردید و از وزیر و وکیل و مدیر گرفته تا عده ای غوغا کن که استان را بهم ریخته اند تا در جایی که خانه شما نیست بمانید و حکومت کنید، بدانید در هر صورت ما منتظریم برای یک بار هم که شده بعد از هفت سال نشستی با قشر اکثریت کاراته داشته باشید و فقط یکبار از نزدیک صدای ما را بشنوید.. این را بدانید اگر باز هم گوش شنوایی برای حرفهای دلمان پیدا نشود نا امید نخواهیم شد چون برای ما تازگی ندارد.ما یقین داریم این صبوری و مظلومیت، این عدم حمایتها و در کنارش این موفقیتهای بدون پشتوانه در تاریخ ورزش استان و کاراته کشور ثبت خواهدشد. پس ما مثل گذشته دست به زانوی خود می گیریم، یا علی می گوییم و همچنان با عشق به تلاش و رسیدن به اهدافمان گام برمیداریم. ما به حرکتمان ادامه خواهیم داد. همچون گذشته احترام می گذاریم ، تمرین می کنیم، و با توکل به خدا نتیجه می گیریم و افتخار می آفرینیم.چون ……
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
جمعی از ملی پوشان و قهرمانان جهانی و آسیایی
آقای وزیر! حد خود را بشناسید و با مردم درست صحبت کنید/ نخریدن خودروهای شما خیانت نیست
آقای وزیر! حد خود را بشناسید و با مردم درست صحبت کنید/ نخریدن خودروهای شما خیانت نیست
جعفر محمدی
وزیر صنعت، معدن و تجارت در نشست اخیر مطبوعاتی خود سخنانی گفته است که نشان می دهد دولت، هیچ تدبیری برای بهبود وضعیت خودروسازی ندارد و اگر هم مشکلی در این باره وجود دارد، مقصر مردمی هستند که دیگر نمی خواهند خودروهای کم کیفیت و گران داخلی را بخرند.
وی به جای عذرخواهی از مردم به خاطر اجحاف مستمری که در عرصه خودرو به آنها شده و می شود، به کمپین نخریدن خودرو اشاره کرده و کسانی که در این راستا، خودروی داخلی نمی خرند را «ضدانقلاب» نامیده و آنها را متهم به «خیانت» کرده است.
او حتی خود را در مقام فتوا نیز تصور کرده و این کار مردم را «حرام» اعلام کرده است!
در این باره نکاتی چند به طور جدی، قابل ذکر و تذکر است:
1 – ادبیات اتهامی، از شاخصه های یک طیف سیاسی خاص و تمامیت خواه است که مردم ایران در انتخابات سال 92 ، با رأی شان از آن ادبیات ابراز برائت کردند. با این حال، وزیر دولت تدبیر و امید، مردم ناراضی از کیفیت و قیمت خودروهای داخلی را که سال های سال، تولیدات شان را تحمل کرده اند و اینک بدان اعتراض دارند را با بدترین ادبیات اتهامی می نوازد و آنها را خائن، ضدانقلاب و عامل فعل حرام می خواند!
بهتر است جناب نعمت زاده یا اثبات کند که خودروسازی های داخلی مترادف با انقلاب هستند تا مخالفت با آنها ضدیت با انقلاب تلقی شود یا از سخن خام و زشتی که گفته، عذرخواهی کند و از این به بعد حد و شأن خود را بشناسد و با ادبیات محترمانه تری با مردم ایران سخن بگوید.
2 – سخن گفتن از حرام و حلال و فتوا دادن در این باب، صرفاً در حوزه اختیارات مراجع تقلید است که آن هم فقط درباره مقلدان خودشان جاری و ساری است. نعمت زاده، فقط یک وزیر است ، او نه فقیه است و نه مقلدی دارد. بنابر این از کجا و بر چه اساسی، تصمیم عده ای از مردم ایران برای نخریدن خودرو را «حرام» اعلام کرده است؟! 3 – این که عده ای از مردم ایران می خواهند خودرو نخرند، خیانت نیست.
خیانت این است که خودروسازان داخلی، همچنان خودروهای از رده خارج که متعلق به قرن گذشته میلادی است را همچنان تولید می کنند و به مردم می فروشند.
خیانت این است که خودروسازی ایران با حدود نیم قرن سابقه، دست به دامن خودروسازان و قطعه سازان تازه کار چینی شده و با افتخار، محصولات چینی را مونتاژ می کنند و به خلق الله می فروشند!
خیانت این است که مردم ایران با پولی که در همه جای دنیا می توانند با آن خودروهای روز بخرند، ناچار می شون خودورهایی با کیفیتی به مراتب پایین تر و ناایمن تر بخرند و همیشه حسرت به دل بمانند.
خیانت این است که با خودروهای تولیدی داخلی، سالانه میلیاردها لیتر بنزین بیشتر مصرف می شود، سرمایه های کشور می سوزد و هوا آلوده تر می شود و مردم سرطان می گیرند و می میرند. شگفت اینجاست که وزیر کهنه کار، هزینه های غیر مستقیم تولیدات داخلی را نمی بیند و می گوید که با تولیدات داخلی، فلان قدر صرفه جویی ارزی داشته ایم.
خیانت این است که با خودروهای ناایمن داخلی، سالانه هزاران نفر کشته می شوند و این در حالی است که اگر همان تصادفات در همان شرایط ولی با خودروی ایمن تری رخ می داد، بسیاری زنده می ماندند و کودکان پرشماری یتیم نبودند.
اما بزرگ ترین خیانت، خیانت به عزت و اعتماد بنفس ایرانی هاست ؛ ایرانی هایی که هر روز تولیدات داخلی و خارجی را پیش رویشان دارند و خودآگاه و ناخودآگاه، مقایسه می کنند و محصول خودشان را نازل تر و پایین تر می بینند.
4 – ادعای حمایت از صنعت خودروسازی دارند. حمایت منطقی از صنایع داخلی، البته گزاره ای قابل قبول است اما حمایت یک چیز است و نازپروردگی چیز دیگر.
اینان از خودروسازی حمایت نمی کنند بلکه آن را «بد بار آورده اند» و بازی را طوری چیده اند که هیچ خودروی خارجی نتواند با قیمت مناسب به دست مردم برسد و هیچ رقابتی در میان نباشد؛ اسم این رانت و انحصار را هم گذاشته اند حمایت!
این چه صنعتی است که محصولاتش را پیش پیش می فروشد، به هر قیمتی که خواست عرضه می کند، هر وقت هم که خواست تحویل می دهد، با هر کیفیتی که خواست تولید می کند ولی به اعتراف خود وزیر ، باز هم ضرر می کند؟!
اگر این همه حمایتی که تا کنون از خودروسازی شده ، متوجه صنعت دیگری مانند نساجی شده بود، الان ایران بزرگ ترین صادر کننده منسوجات جهان بود. از بستنی و لواشک هم اینقدر حمایت شده ، برندهای بستنی و لواشک هم در سطح جهان مال ایران بود!
حکایت، حکایت صنعت و اشتغالزایی و چیزهایی از این قبیل نیست، حکایت دولتمردان و چاه نفت است.
آقای نعمت زاده! به جای نمک بر زخم مردم پاشیدن، فکری به حال خودروسازی کشور کنید که ملتی را به ستوه آورده است.
تغییر در مبدا اقتصاد ایران
مهدی جهانگیری*
حمایت جدی از تولید داخلی و محدود کردن منطقی واردات یکی از راههایی است که اقتصاد ایران هماکنون نیاز اساسی به آن دارد.
وقتی چشم دنیا در وین به وزیر خارجه ایران بود تا هر از گاهی در بالکن هتل ظاهر شود و فاتحانه خبر احقاق حقوق ایرانیان را اعلام کند، «سخنگوی دولت» یک گام جلوتر از همه رسانهها و تحلیلگران مقابل تریبون همیشگی ایستاد و پیام آورد که قرار است برنامه ششم توسعه برمبنای اصول و الگوهای «پسا تحریم» نوشته شود. جمله، صریح و کوتاه بود و حکایت از آن داشت که «مبدا اقتصاد ایران عوض شدهاست»؛ به بیان دیگر، دوران تحریم بهسر آمده و برنامهریزیها که روزگاری لازمهاش قابلیت عبور از تحریمها بود، زین پس باید در افق پساتحریم ترسیم شود.
پر واضح است که شرط موفقیت در انجام هر کاری، شناخت کافی از وضعیت موجود و برنامهریزی اصولی بر مبنای مختصات آن است. در این راستا باید در نظر داشت که تغییر در شرایط اقتصادی کشور بعد از توافق سیاسی صورت گرفته در وین و رفع تحریمهای اعمال شده توسط غرب علیه کشورمان موضوعی است که این روزها در محافل اقتصادی مورد بحث قرار میگیرد. در اصل آنچه در این بین مطرح است چگونگی تقابل اقتصاد کشور با وضعیت پساتحریم است و اینکه چگونه اقتصاد ایران باید خود را با شرایط پساتحریم هماهنگ کند. آنچه در ابتدا باید مدنظر داشت اتکای بیش از حد اقتصاد ایران به نفت است.
اقتصاد تک محصولی ما طی سالهای گذشته همواره از نوسان قیمت نفت هراس داشته و کوچکترین تغییری در قیمت جهانی نفت شوکهای ریز و درشتی را به اقتصاد کشور وارد ساخته است. وقوع تحریم، این فرصت را به اقتصاد ایران داد تا یکبار برای همیشه از وابستگی به نفت و اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی رهایی یابد. اکنون نیز با رفع تحریمها باید این روند ادامه یافته و سایر بخشهای اقتصادی کشور نیز با رشد و توسعه مناسب همراه باشد. اقتصاد ایران برای نیل به این هدف نیازمند توجه بیشتر تمام نهادهای ذیربط به بخشهای دیگر اقتصادی است.
حمایت از تولید ملی، نکته قابل تاملی است که نمیتوان نسبت به آن بیتوجه بود. آنچه تاکنون شاهد بودیم بهدلایل متعدد آنگونه که باید از تولید داخلی حمایت جدی بشود؛ این امر محقق نشده و صنایع ما با رکود جدی دست و پنجه نرم میکنند و به بیانی صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتهاند، بنابراین در این شرایط تبدیل شدن ایران به یک بازار طلایی و جذاب برای واردات بیرویه تهدید جدی است که همه و همه باید به آن توجه کنند و لحظهای از این امر غفلت نکنند. این مانع سنگین، برداشتنی نیست مگر با همافزایی و یکیشدن نیروی اجرایی و رایزنی توامان دولت و بخش خصوصی؛ صدالبته ممکن است مدیریت این موضوع، نیازمند بسترسازی قانونی هم باشد که در آن صورت، پای مجلس هم به موضوع بازخواهد شد.
حمایت جدی از تولید داخلی و محدود کردن منطقی واردات یکی از راههایی است که اقتصاد ایران هماکنون نیاز اساسی به آن دارد. دستیابی به این هدف مستلزم تغییر در نگرش بدنه اقتصادی کشور و همپای آن حمایت مردم و مصرفکنندگان داخلی است. اما چالش مهم در این راه نگرانی مصرفکننده بابت کیفیت پایین محصولات تولید داخلی در مقایسه با نمونه خارجی آن است. وجود واردات بیش از حد طی چند سال گذشته امکان رقابت را از تولیدات داخلی سلب کرده و در واقع محصولات داخلی ما در بسیاری از زمینهها صادرات محور نیست. دقت در تولید محصول داخلی با رعایت اصل صادرات محور بودن علاوه بر امکان حضور در بازارهای جهانی باعث ارتقای کیفیت تولید داخل نیز میشود؛ اصلی که در سالهای اخیر همواره زیر سایه سیل عظیم واردات به ورطه فراموشی سپرده شده و علاوه بر افزایش میزان واردات باعث غیرشفاف شدن اقتصاد ایران شده است.
اقتصاد آلوده به رانتخواری ما مولود همین غیرشفاف بودن فعالیتها است که در چند سال گذشته بهانهای تحت عنوان دور زدن تحریمها برای خاکستری شدن بیشتر پیدا کرده است. نکته مهم در جهت ارتقای کیفیت تولید داخل تعامل بیشتر صنایع داخلی با اقتصاد جهانی و صنایع بینالمللی است. در واقع بخش صنعتی ما بهدلیل تحریمهای اعمال شده و دور بودن از فضای جهانی صنایع تا حد بسیار زیادی دچار عقبماندگی و دور بودن از تکنولوژی روز جهان شده است.
این نقطهضعف بزرگ باید ترمیم شود ؛ چراکه عدم تجهیز صنایع داخلی به تکنولوژی روز چیزی جز عدم رشد و توسعه صنعتی در پی نخواهد داشت. مسلما توان صنعتی ما افزایش نخواهد داشت مگر با رشد توان رقابتپذیری و امکان مقایسه با نمونه خارجی. حال در نظر بگیرید محصول خارجی که تحت تکنولوژی روز جهان تولید میشود تا چه اندازه با نمونه مشابه داخلی آن تفاوت دارد. جذب سرمایههای خارجی یکی از عواملی است که میتوان در سایه آن نسبت به رشد تکنولوژی و انتقال دانش فنی اقدام کرد اما به شرط آنکه در کنار حضور شرکتهای خارجی خود نیز بتوانیم تلاش کرده و از نقش یک تماشاگر صرف خارج شویم. اکنون زمان آن رسیده که سرمایه خارجی را برای رشد مقطعی صنایع نوپای داخلی بهکار گیریم و به محض راه افتادن بخش صنعتی کشور خود توسعه آن را انجام دهیم؛ چراکه هیچ دایهای مهربانتر از مادر نیست. موضوع مهم دیگری که نباید در این میان از آن غافل شد، گردشگری است!
گردشگری ایران میتواند بسترساز توسعه مناسب اقتصادی کشور باشد؛ سرمایهگذاری در حوزه گردشگری، تسهیل مقررات، توجه بیشتر در مسیر گسترش امکانات و تحقق وعده انتخاباتی دکتر روحانی مبنی بر افزایش اعتبار پاسپورت ایرانی و لغو دوجانبه روادید با کشورها، شاید نخسین قدمهایی باشد که نیاز برای برداشته شدن آن بسیار است.
این همه اگرچه نکاتی است لازم و ضروری اما نباید از نظر دور داشت که در شرایط کنونی که نقطه کانونی اقتصادمان بازتعریف شده، باید نقش محوری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی را بهعنوان پاتوق دیپلماسی اقتصادی کشور بیش از پیش به رسمیت شناخت. در این راستا اگر در صدد برشمردن عوامل موثر در افق پسا تحریم برای برونرفت از چالشهای موجود با محوریت «اتاق» باشیم، «دعوت و ایجاد زمینه ارتباط گسترده با تجار و بازرگانان خارجی در جهت تعامل بیشتر و برگزاری نشستها و همایشها، تدوین برنامه همراهی سرمایهگذار خارجی از بدو ورود تا منتهای خروج، تسریع در اعطای مجوز به سرمایهگذار خارجی در بخشهای بازرگانی داخلی، فعال کردن رایزنان بازرگانی اقتصادی در سایر کشورها با هدف تسهیل دسترسی فعالان اقتصادی بازار جهانی و…» میتواند چند نمونه ساده باشد. این موارد را کنار برنامههای سالانه و بلندمدتی بگذارید که قرار است بر مبنای قابلیتهای جدید و در افق پساتحریم تعریف شود.
به هر حال نباید از یاد برد که اقتصاد ایران اکنون روز دیگری را تجربه میکند؛ روزی که باد در پرچم ما است.
* نایب رئیس
اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران
