بایگانی مطالب نشریه
نمایشگاه عکس آثار مسعود مصری
نمایشگاه عکس آثار مسعود مصری، عکاس پیشکسوت کرمان در گالری هومهر کرمان افتتاح شد.
این نمایشگاه عکس تا ۱۸ شهریورماه دایر است.
ساعت بازدید نیز ۱۷ تا ۲۰ اعلام شده است.
علاقه مندان می توانند جهت بازدید به ۲۰متری نادری، کوچه شماره یک، نگارخانه هومهر مراجعه نمایند.
کارت پستال
مجموعه کارت پستال جاذبه های دیدنی کرمان را می توانید از کتاب فروشی طاقچه واقع در میدان کوثر تهیه نمایید.
«اسمش عشقه» به نام پاشایی، به کام بازماندگان
«اسمش عشقه» به نام پاشایی، به کام بازماندگان
به اسم آلبوم دقت کنید: «اسمش عشقه». اما گویا گفتههای نشست خبری این آلبوم چندان بر مدار عاشقانه نبوده. حتی خصمانه بود. نشست خبری آلبوم «اسمش عشقه» روز سهشنبه درحالی برگزار شد که هیچکدام از اعضای خانواده خواننده فقید در آن نبودند و تنها به فرستادن نمایندهشان بسنده کردند. طبیعی هم هست. در این روزها فضای مجازی پر شده از حواشی «اسمش عشقه». چه کسی دنبال میراث مرد مرده است؟ حاشیهها از قیمت بالای آلبوم مرتضی پاشایی شروع شد و در نشست خبری به اوج خود رسید. آنجا حرفی از عشق نشد و همه بیشتر از پول گفتند؛ از اختلافات مالی بین خانواده پاشایی و دستاندرکاران تنظیم آلبوم. برگزارکنندگان گفتند خانواده پاشایی به دلیل جنجالهای برخاسته نیامدند و ترجیح دادند نماینده بفرستند.
اما رامین بصیرتنیا (مسئول موسیقی موسسه دنیای هنر)، همان ابتدا گفت: «مصطفی پاشایی (برادر مرتضی پاشایی) قرار بود در این نشست باشد اما از ساعت ۶ بعدازظهر روز گذشته، به تلفنش جواب نمیدهد.» بعد هم اشاره کرده نمیداند این جنجالها چرا به وجود آمده: «نمیدانم چه اتفاقی افتاده که اینقدر حاشیه بهوجود آمده است. مردم از این آلبوم استقبال کردهاند و به نظر من که ۱۷سال است در حوزه موسیقی تجربه دارم، این آلبوم از بسیاری از آلبومهای خوانندگان درجه اول این مملکت بالاتر است و در مدت یکی – دو ماه آینده جای خود را در بازار موسیقی باز میکند. در بخش ترانه و ملودی آنقدر قوی است که ضعف وکالها را میپوشاند.»
البته منتقدان و برخی صاحبنظرانی که در این مدت در فضای مجازی ابراز نظر کردهاند چندان با گفته آقای بصیرت موافق نبودند و کیفیت آلبوم را ضعیف ارزیابی کردهاند. مسئول پخش این آلبوم همچنین درباره قیمت این محصول که ۱۸هزار تومان است، به خبرنگار ایسنا گفته: «ما دنبال موج درست کردن نبودیم. در طول ۱۰سال فعالیتمان ۳۰ آلبوم درست کردهایم. کارنامه پخشمان هم مشخص است. ما نه قرار بود با این آلبوم میلیاردر شویم و نه شدهایم. قبلا آلبوم «یکی هست» مرتضی پاشایی را تولید و توزیع کردیم و دلمان میخواست آخرین یادگاریاش را هم خودمان پخش کنیم. برای این کار هم هزینه بسیار سنگینی را پرداخت کردیم.» این هزینه سنگین حتی اگر صرف تولید کار نشده باشد، دستکم خرج حواشی شده! بهخصوص که امیرخانی، ترانهسرای آلبوم «اسمش عشقه»، در این نشست به تسویهحسابش با خانواده پاشایی اشاره کرد و گفت: «ما هنوز تسویهحساب مالی نکردهایم. در صحبتهایی که با هم داشتیم، به یک روندی رسیدیم و درنهایت به من یک چک دادند که ۱۱میلیون تومان از قیمت توافقشده کمتر است و گفتند فعلا نداریم بقیهاش را بدهیم… تا قبل از اینکه رضایتنامه ترانههایم را برای این آلبوم به خانواده پاشایی بدهم، خیلی حرفها زدند و همهچیز هم مکتوب است.
بعد از گرفتن رضایتنامه همهچیز تغییر کرد. به من تهمت زدند و گفتند زیادهخواهیهای تو باعث بیماری مرتضی شده است. مسأله من فقط تسویهحساب برای این آلبوم نیست. من ۷،۸ سال با مرتضی کار کردم و حتی یک ریال هم از او پول نگرفتم… من آدمی نبودم که مرتضی ملودیاش را بفرستد و من برایش ترانه بگویم. ما با هم زندگی کردیم و شریک بودیم. توقع داشتم وقتی کار به جایی میرسد که پای خانوادهاش وسط است، کمی شبیه خود مرتضی رفتار میکردند، اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.» گویا مشکلات از جایی شروع شده که هر کس خواسته موفقیت پاشایی را به نفع خودش مصادره کند و در این بین جنگی پیش آمده که بازنده اصلی همهاند؛ حتی خانواده پاشایی. آخرین آلبوم او حالا در شمارگان ۴۵۰هزار نسخه منتشر شده اما گویا استقبال از آن چندان هم با پیشبینی تولیدکنندگان همسو نبوده و حواشی دامنگیر فروش شده. هرچند که ناصر پاشایی (پدر مرتضی پاشایی) به ایلنا گفته: «از زمانی که آلبوم منتشر شد استقبال زیادی از آن شده و علاقهمندان مرتضی پاشایی در شهرهای مختلف همچون کاشان، شیراز، مجتمع تجاری پارسیان در فلکه صادقیه و ستارخان جشن گرفتند و فیلمهای این جشنها را هم برای من فرستادند…»او از انتشار آلبومی دیگر از این خواننده در آینده خبر داده که گویا متعلق است به بعضی شرکتهای آهنگسازی. ناصر پاشایی مدعی است برخی با او تماس گرفته و خواستهاند این آهنگها را منتشر کنند.
او در پایان خبری هم از ساخت فیلمی سینمایی درباره زندگی پاشایی گفته که مجوز و پروانه آن صادر شده. البته مستندی درباره این خواننده توسط جواد هاشمی ساخته شده که برای عید نوروز ۹۵ پخش خواهد شد. در هر حال با تمام این حواشی پیش آمده، بعد از مرگ پاشایی اوضاع دستکم به لحاظ مالی به کام بازماندگان است… .
توضیحات یک خواننده رپ درباره دلایل عدم حضورش در فیلم «سنتوری، مرد پائیزی»/ لطفا بی انصاف نباشید آقای مهرجویی!
بهمن بابازاده
حاشیه های ساخت فیلم جدید یک کارگردان سرشناس سینمای ایران تمامی ندارد و هر روز شاهد اتفاقات و اخبار جدیدی درباره این فیلم و حواشی آن هستیم. به گزارش «موسیقی ما»، داریوش مهرجویی این روزها در مراحل پیش تولید فیلم «سنتوری، مرد پائیزی» (سنتوری 2) است و پس ازانصراف محسن چاوشی و بهرام رادان به دلایل مختلف، این بار یک خواننده رپ از برخی اظهارنظرهای این کارگردان سینمای ایران دلخور شده و با ارائه برخی توضیحات، جواب محترمانه به اظهار نظرهای کارگردان سینمای ایران داد. آن طور که برخی رسانه ها گزارش داده اند درفیلمنامه «سنتوری ۲ » علی سنتوری در آسایشگاه ترک اعتیاد تحت درمان است و دوست رپر او به سراغش می رود تا به او کمک کند دوباره به اوج برسد. مهرجویی قصد داشت از زوج بهرام رادان و یاسر بختیاری برای این دو نقش بهره ببرد. اما اخبار تازه و متفاوت حاکی از آن است که یاس هم مثل چاوشی و رادان قید حضور در جدیدترین اثر مهرجویی را زده است. یاسر بختیاری که از شناخته شده ترین رپرهای حال حاضر کشور است پیش از این در چند گفتگوی مطبوعاتی اعلام کرده بود که قصد حضور در عالم سینما را ندارد و ترجیح میدهد موسیقی را به صورت حرفه ای دنبال کند و تمام تمرکز خود را روی این هنر بگذارد؛ اما خبر رد شدن او توسط مهرجویی با عدم علاقه یاس به بازیگری در تضاد بود. این خبر از سوی نزدیکان داریوش مهرجویی طوری بیان شده بود که گویی یاس به بازیگری علاقه مند بوده اما آقای کارگردان او را مستعد بازیگری تشخیص نداده است! یاس ماجرا را این طور بیان می کند: «چند روز پیش یکی از دوستانم به نام محمد علیپور صفحه ای از یک مجله برای من ارسال کرد که در آن نوشته شده بود آقای مهرجویی بازی من را برای سنتوری ۲ تأیید نکرده و مرا رد کرده است. نمی دانم این بی انصافی از سمت کسی است که خبر را منتقل کرده، یا آقای مهرجویی؛ ولی این خبر از هر طریقی نقل شده، نهایت بی انصافی و کم لطفی است. قضیه از این قرار است که بهرام رادان با من تماس گرفت و گفت باید در مورد مسأله ای باهم صحبت کنیم. در نهایت در یکی از روزهایی که بهرام مشغول بازی در فیلم عصر یخبندان بود، سر صحنه این فیلم سینمایی یکدیگر را ملاقات کردیم و بهرام مسأله سنتوری ۲ را مطرح کرد و قرار شد یک روز به اتفاق هم آقای مهرجویی را ملاقات کنیم. این اتفاق افتاد و ما یکدیگر را دیدیم اما در آن دیدار نه تستی دادم، نه پذیرفتم در این پروژه حضور داشته باشم و نه حتی با فیلمنامه ایشان موافق بودم! مضمون این فیلمنامه و همچنین نام شخصیت ها و ماجراهایی که در این فیلمنامه عنوان شده هیچ ارتباطی به رپ فارسی و فراز و نشیب هایی که در طول همه این سال ها داشته ایم، ندارد. من برای آقای مهرجویی به عنوان یک پیشکسوت احترام خاصی قائلم اما این احترام دلیل بر این نمی شود که ایشان خودشان یک طرفه شخصی را تأیید یا تکذیب کنند. نمی دانم روال کار اهالی سینما به چه صورتی است اما فکر می کنم در اولین قدم باید بازیگر با فیلمنامه ارتباط برقرار کند که همان طور که گفتم من با فیلمنامه سنتوری 2 ارتباط برقرار نکردم. شاید این حرف من از سمت عده ای حمل بر خودستایی شود اما تا امروز بیش از ۱۰ فیلم سینمایی به من پیشنهاد شده ولی ترجیحم این است در حیطه ای فعالیت کنم که عاشقش هستم و آن هم چیزی نیست جز موسیقی! به همین دلیل هم تا امروز حتی یک بار هم خودم را در زمینه بازیگری و سینما محک نزد ه ام که ببینم آیا در این زمینه استعداد دارم یا خیر. در آخر امیدوارم کسانی که مطلب می نویسند به درجه ای از درک برسند که مطلبی را یک طرفه چاپ نکنند.» پیش از این نیز «محسن چاوشی» و «بهرام رادان» از حضور در این فیلم انصراف دادند و گفته می شود حامد بهداد گزینه اصلی حضور در نقش اول فیلم جدید مهرجویی است.
گفتوگو با کسی که خودش را کاندیدای شهرداری کرمان کرد: در انتخابات شورای شهر نفر 95 شدم
گفتوگو با کسی که خودش را کاندیدای شهرداری کرمان کرد: در انتخابات شورای شهر نفر 95 شدم
پیام ما- رئیس شورای شهر کرمان چندی پیش گفته بود از تمامی مردم کرمان می خواهم کاندیدای مورد نظر خود را جهت شهرداری کرمان، به این شورا معرفی کنند. پس از این صحبت، مدیرمسئول یکی از نشریات محلی کرمان در فضای مجازی خود با انتشار متنی آمادگی خود را جهت شهردار شدن اعلام کرد. سایت گفتار نو هم با وی مصاحبه ای خواندنی را انجام داده که در زیر می خوانید:
سید علی موسوی دامپزشکی خوانده و به گفته خودش کارآفرین است. دو دوره کاندیدای شورای شهر شده که رای دهندگان چندان اقبالی هم به او نشان ندادهاند. این روزها و پس از کنارهگیری سیف االهی از شهرداری کرمان با انتشار متنی در شبکههای اجتماعی خودش را به عنوان نامزد تصدی شهرداری کرمان مطرح کرده است. گفتگوی کوتاه ما با او را در ادامه میخوانید:
• چرا تصمیم گرفتید خودتان را به عنوان گزینه شهرداری کرمان معرفی کنید؟
من پیش از این در دو دوره نامزد شورای شهر بودم و در هر دوره یک سری برنامهها و ایدهها مطرح کردم.
• در کدام دورهها نامزد شورای شهر بودید؟
فکر کنم در دوره دوم یا سوم بود. و بعد از آن هم یک دوره کاندیدا بودم. فکر کنم سوم بود یا شاید هم چهارم. در هر دوره برنامهای داشتم و بالاخره ما در این شهر داریم زندگی میکنیم و یک سری نقطه نظرات و دیدگاهها در خصوص مسائل شهری داریم و دوست داریم یک تغییرات کلی در امور شهر بدهیم. تغییراتی در خود سازمان شهرداری، در برنامههای سازمان و همچنین در نحوه ارتباطش با مردم. حالا یا من به عنوان شهردار انتخاب میشوم و یا اگر انتخاب نشدم حداقل برنامههایم مورد توجه قرار میگیرد.
• در دورههایی که کاندیدا شدید خاطرتان هست چه قدر رای آوردید؟
من تبلیغ خاصی نکردم و تنها در مجموعه خودم معرفی کردم. در دورههای قبل خاطرم نیست اما در این دوره اخیر که 135 نفر کاندیدا وجود داشت فکر کنم نفر 75 شدم یا 85، شاید هم نفر 95 بودم. با وجود اینکه تبلیغی نکردم در حدود 4500 یا 5500 رای داشتم.
• در زمینه مدیریت شهرری آیا سوابقی هم دارید؟
به شکل خیلی خاص که در سازمان شهرداری یا سازمانهای مشابه خیر. اما به عنوان یک شهروند 15 سال در حوزه اشتغال و کارآفرینی که یکی از حوزههای جدی شهری هست، فعالیت دارم. در حوزه بهداشت مثل مسائل رستورانها و کشتارگاهها و کلا بهداشت عمومی تخصص دارم چون تحصیلاتم دکترای دامپزشکی است. در مورد صنعت بیمه راهکاری دارم که بتوانیم در مقابل خطراتی مثل زلزله کل شهر را بیمه کنیم و تمام شهر را از نگرانی خارج کنیم. در خصوص ارتباطات و رسانه هم تخصص دارم و خودم مدیر مسوول یک نشریه هستم.
• از بین بیش از 190 وظیفه شهرداری تنها یکی از آنها رسیدگی به اموری مثل کشتارگاه است. سایر وظایف شهرداری چه ارتباطی با مدرک تحصیلی شما دارد؟
اگر بخواهیم این طور به مسائل نگاه کنیم که نمیشود. آقای رییس جمهور هم کارشناس حقوق است. ما در کشور بخش نظامی و مهندسی هم داریم! البته دامپزشکی بخش بسیار وسیعی هست. از بحث دام و بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان شروع میشود تا سفره مردم.
• از اعضای شورا کسی از شما حمایت کرده؟
هنوز به این مساله فکر نکردهام فقط میدانم برخی از آنها به دلیل کاندیداتوریام در انتخابات شورای شهر من را میشناسند. نه اینکه کسی دعوت کند و از من حمایت کند خیر. اما روی من شناخت وجود دارد.
• یکی از چالشهای شهرداری کرمان بحث کمبود بودجه عمرانی شهرداری کرمان است. که در دوره قبل از روشهای متعددی بودجه جذب میشد، شما از چه روشهایی برای تامین بودجه برای شهرداری استفاده خواهید کرد؟
معتقدم نه تنها شهرداری که تمام سازمانها باید در زمینه مدیریتی تغییر نگرش دهند و بروند به سمت نوآوری و کارآفرینی. باید خود سازمان شهرداری برود به سمت تولید ثروت. که از راههای مختلف امکان پذیر است.
مثلا یکی از راههایی که قصد دارم آن را عملی کنم برویم سراغ جذب سرمایهگذار از کشورهای عربی چون خودم هم به زبان عربی تسلط دارم. باید مدلهایی طراحی شود و در مورد آن فکر شود که سرمایههایی جذب شود به نوعی که به مردم هم فشار وارد نشود. در بحث بازیافت میشود کارهایی را انجام داد.
• میشود موردی نام ببرید چه روشهایی قرار است برای جذب سرمایه طراحی شود؟
باید رفت در بحر موضوع و به برآوردی از ساختار موضوع رسید. ما میتوانیم توریست درمانی را انجام دهیم. در این حوزه هم آشنایی دارم و در حال حاضر پیگیری میکنم. از طرف دیگر میشود با کارآفرینی تولید ثروت کرد. راه دیگری هم نیست چون بودجهها محدود است.
• شما اطلاع دارید بودجه سالانه شهرداری کرمان چه قدر است؟
در مقطعی اعلام شد. اما بنده فعلا حضور ذهن ندارم.
• ترجیح میدهید با سرمایه گذارانی که جذب میکنید قرارداد BOT منعقد کنید یا نوع دیگری را ترجیح میدهید؟
من اطلاعی از قراردادها و موضوعات مالی ندارم.
• کسری بودجه شهرداری را چه طور جبران میکنید. مثلا حل مساله تقاطع سیدی به دلیل کسری بودجه را چه طور حل میکنید؟
یک سری از این مسائل را داریم و کشوری هم هست. در همه دستگاههای بودجه محور هم وجود دارد. راهکارهای حل این مشکلات را باید از دل همین مسائل بیرون آورد.
نقد «پروانه ها قربانی زیباییاند» در جیرفت
جلسه نقد مجموعه شعر «پروانه ها قربانی زیبایی اند» اثر مشترک کیوان و علیرضا براهام دیروز چهارشنبه ساعت 18 در سالن اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان در شهرستان جیرفت برگزار شد. در این جلسه، این مجموعه توسط حسین سبزه صادقی و شهرام پارسا مطلق شاعران و منتقدان استان مورد نقد و بررسی قرارگرفت. این مجموعهی شعرسپید توسط نشر فرهنگ عامه در 124 صفحه چاپ و منتشر شده است.
جشن امضای رمان بی سایگان
مراسم جشن امضای رمان بی سایگان اثر فرانسوازساگان با ترجمه ی علیرضا دوراندیش که توسط نشر نون در سال جاری منتشر شده است با گفتگوهایی از رستم سلطانی و رضا شمسی پیرامون این کتاب روز یکشنبه 15/6/94 در کتابفروشی طاقچه برگزار خواهد شد.
نامه های احمد شاملو
به پسرش سامان
نشر چشمه پس از چاپ کتاب «مثل خون در رگ های من» که مجموعه نامه های احمد شاملو به همسرش آیدا بود، به تازگی مجموعهی نامه های احمد شاملو به پسرش سامان را با نام «امید آفتابی من» در 96 صفحه چاپ و منتشر کرد.
فراخوان دهمین دورهی جایزهی کتاب سال شعر، منتخب «خبرنگاران»، منتشر شد
به گزارش ایسنا، دهمین دورهی جایزهی کتاب سال شعر، منتخب «خبرنگاران»، در سه بخش کتاب سال، ویژه (شاعران بدون کتاب) و تجلیل از یک عمر فعالیت شعری، همچون گذشته با داوری جمعی از شاعران خبرنگار و فعال رسانه در حوزه شعر و ادبیات، برگزار میشود. این دوره از جایزهی کتاب سال شعر خبرنگاران نیز با دبیری علیرضا بهرامی، از شاعران و ناشرانی که در سال 1393 مجموعه شعر منتشر کردهاند، دعوت کرده است.
تا با توجه به شرایط زیر، در بخش کتاب سال جایزه شرکت کنند: 1- کتاب در سال 1393 منتشر و در شناسنامهی کتاب ذکر شده باشد. 2- چاپ اول و به زبان فارسی در ایران منتشر شده باشد. 3- برگزیدهی اشعار یا مجموعهی گروهی نباشد.
گنجشک زخمی بر ریلهای راه آهن
چند اپیزود به مناسبت چاپ و انتشار مجموعه شعر «پروانه ها قربانی زیبایی اند» سرودهی مشترک کیوان و علیرضا براهام
1- شعریت مجموعه ی عناصر شعری است که ابعاد آن مشخص و محصور نیست و شاید بتوان بی نهایت بعد برای آن متصور بود. تعداد و اهمیت این ابعاد بستگی به خوانش ها و تاویل های فردی داشته و شخصی است.
نگارنده بر این باور است مهم ترین پارامترهایی که شعریت یک شعر آزاد را می سازند عبارت اند از: تخیل، تصویر، کشف، ایجاز، خلق، معنا، روبه رو شدن با نا به هنگامی، بازی های زبانی متعادل، تعادل در فرم و مضمون و معاصریت.
2- تخیل منطق (شاید بی منطق) شعر است و آن را از نثر متمایز می کند و می توان گفت فونداسیون یک شعر آزاد موفق را می سازد و در واقع فرم متکامل خیال بافی است. این تخیل ما به ازای بیرونی داشته و خیالات صرفا انتزاعی و ذهنی بیشتر در محدوده خیال بافی جای می گیرند. دراکثر کارهای مجموعه ی «پروانه ها قربانی زیبایی اند» تخیل شعری به طور کامل شکل نگرفته و بیشتر در مرحله ی حرف زدن ها و خیالات شخصی باقی مانده است و شاعران در نقش یک مصلح و اندیشمند اجتماعی! خطابه های ملال آوری را ایراد نموده اند که شعرهایی از این دست در این مجموعه فراوانند، از جمله شعر «ما مردگان داوودیم» سطر « کدام پاییز نامت را سرفه می کند» ، شعر آخرین زیبایی و … درجاهایی خیالهای شاعر به تخیل شعری نزیکتر می شود ، در شعر «کسی که دوستش داری در زیر باران است» سطر « زندگی / یک اعدامی بزرگ است/ که صندلی زیر پاهایش را / با هیچ لگدی نمی توان انداخت» یا در شعر « جبهه چشمان تو» سطر «من شهید شدم/ وقتی سربازی دیگردر جبهه چشمانت گل سرخ کاشت» از نمونه های نسبتا موفق تخیل شعری در این مجموعه هستند.
3- از منظر کشف زوایای پنهان و روابط اشیا در این مجموعه به نمونه های نسبتا موفقی بر می خوریم از جمله شعر شماره سه صفحه 59 « اگر به جای تفنگ پرنده در دستانمان بود / آنوقت/ چه چیزی شکار می کردیم» یا شعر « زمین « ص 122 « این زمین نیست/ خداست/ پدرم از همین زمین توانست/ دوچرخه ای برایم بخرد»
4- می گویند ایجاز اساس بلاغت در زبان است در ادبیات کلاسیک ما حافظ با « حال اهل درد… به لفظ اندک و معنی بسیار» و سعدی در گلستان با نمونه های متعدد و سایر آثار کلاسیک از جمله قابوس نامه بر اعجاز ایجاز به عنوان بنیاد بلاغت مهر تایید می زنند شاید بتوان گفت شاعر موفق به خصوص در شعر آزاد برخلاف داستان نویس در خرج کردن کلمات باید خست به خرج دهد. در این مجموعه شعر اگرچه بسیاری شعرهای کوتاه و موجز وجود دارد اما در مواردی شاعر مفاهیم قبلی را بدون ضرورت در سطرهای بعدی بازنویسی و تکرار کرده است . شعرهای « شناور سرگردان» ص 77 و «تیر از گلوی بهار شکوفه می کند» ص 80 ، این اطناب غیرضروری در برخی شعرهای علیرضا براهام بیشتر به چشم می خورد.
5- مراد از معنا در شعر معنای مستقیم نیست، بلکه شعر معنای معناها یا به عبارت بهتر معنای « معنای معناها» است مفهوم و معنای چند لایه و اتفاق آن در اعماق زبان، به شعر آزاد غنای بیشتری می بخشد ، شعرهای این مجموعه را شاید بتوان ، اشعار مفهوم محوری دانست که در اغلب آنها این معنا عمیق و به فعلیت شعری نرسیده و در سطح باقی مانده است و یا یک مفهوم به خوبی اجرا نشده است نمونه های این مدعا در این مجموعه فراوانند از جمله شعر شماره 14 ص 48 و شعر شماره 17 ص 51 . البته نمونه های موفق معنا محور هم در این مجموعه وجود دارد از جمله شعر شماره 4 ص 60 و همچنین شعر شماره 2 ص 58 ، همچنین شعر « گندم» ص 124. اگرچه از نظر فرمی به اجرای قابل قبولی نرسیده است از بابت مضمون عمیق و قابل تامل است.
6- در یک فرم زیبا ، فرم و محتوا به تعادلی نسبی می رسند، نه آنقدر معنا توسط فرم به صورت افراطی به تعویق می افتد که شاعر به هذیان گویی بپردازد و نه آنقدر مضمون بر فرم منطبق می گردد که شعر به حرف زدن تقلیل یابد. نمونه های این افراط و تفریط در شعر معاصر ما فراوانند. شکل گرایی افراطی شعر دهه 70 به بحران مخاطب در شعر دامن زد و در شهر دهه های 80 و 90 در برخی موارد ساده نویسی های نا شاعرانی شعر آزاد را به حرف زدن صرف بدل کرد و در معرض تهمت هایی چون « پلکانی نوشتن یک نثر» قرار داد. در مجموعه شعر « پروانه ها قربانی زیبایی اند» تجربیات متنوعی در این زمینه وجود دارد و به نظر می رسد شاعران در برخی موارد در دام ساده نویسی افراطی افتاده اند و هیچ اتفاق شعری در کارشان نمی افتد، مثل شعر « عصیان زمین» ص 114 و یا شعر « درد مشترک» ص 115.
7- جای بازی های زبانی در این مجموعه شعر به شدت خالی است و به نظر می رسد شاعران با تکیه افراطی بر مفهوم، شعر را به عنوان حادثه ای زبانی به فراموشی سپرده اند و بعضا شعرها از نرم عادی زبان خارج نمی شوند و به نثر شاعرانه می مانند.
8- جزئی نگری و طنز از مهمترین پارامترهای شعر مدرن است. در این مجموعه اگرچه شاعران به کلی گویی های خطابه وار پرداختند اما، در مواردی به نمونه های موفقی ازین دست نیز بر می خوریم. ازجمله شعر شماره پنج، ص39 «تورا دوست داشته باشم/ یا نداشته باشم/ به باد چه مربوط است/ که کلاهم را برمی دارد/ و به پنجره خانه ات می کوبد» که از طنز زیبایی برخوردار است.
9- مشکل اکثر مجموعه های شعر آزاد به خصوص در سالهای اخیر این است که شاعران در شعرهای بلند مجموعه ی سطرهای شعرشان به یک غایت و ساختار واحد نمی رسد و به عبارتی شعرها فاقد ساختار ارگانیک هستند. این آشفتگی سطرهای روایی در «پروانه ها قربانی زیبایی اند» نیز در جاهایی به چشم می خورد. از جمله شعرهای « آخرین زیبایی» ص30 ، « مسیح چراغ آخر نیست» ص 37 و شعر «هراس آینه ها» ص 94. ناگفته نماند که شعرهای کوتاه تر این مجموعه از ساختار محکم تری برخوردارند.
10- دیالوگ ها و شعرهای شبه گفتاری در این مجموعه وجود دارند که در خدمت شعریت نیستند و در سطح یک نثر عقیم مانده اند. مثل شعرهای « کلاغ سفید» و « زمین جای دهاتی ها نبود» که استفاده از مکان ها و بعضا زبان بومی نیز نتوانسته شعر را نجات بدهد.
11- برخی ترکیب ها، اضافه ها و عبارات این مجموعه شعری نیستند و یا در مورد اضافه های تشبیهی در مواردی وجه شبه ای وجود ندارد یا وجه شبه مناسب و زیبایی نیست و یا بسیار انتزاعی اند، از جمله « کدام پاییز نامت را سرفه می کند» ، «حلقوم فلسفه» ، « شقیقه رود»، « سم کلمات» ، «لب های درخت» و …
12- ادگار آلن پو می گوید « داستان باید به خاطر آخرین جمله و شعر به خاطر اخرین سطرش نوشته شود» ( نقل به مضمون) مثل شعر شماره 7، ص 41 که با این سطر تمام می شود « بیا عروس شو/ اسب می شوم/ برای دزدیدنت» که از شعرهای زیبای این مجموعه است. شعرهای نسبتا زیبا و موفق در این کتاب کم نیستند ازجمله شعر شماره نه « پرنده/ هی پرنده غمگین ناگفته ها/ از مجلس عزای باران به آشیانه ات برگرد/ پروانه ها/ همیشه قربانی زیبا یی اند» که به نظر می رسد سطر اول اضافه است. همچنین شعر شماره پانزده ص 49 ، «زندگی / گاهی عبور طناب/ از سوراخ سوزن است…» و یا شعر «زمین» ص 122 و شعر «دریچه رو به باران و «گل سرخ»، ص 86 که اگر چند سطری از آن حذف شود شعر موفق تری از آب در می آید.
13- به طور کلی می توان گفت با توجه به اینکه شعر آمیزه ای از قریحه، ذات شاعرانه و تکنیک است، برادران جوان براهام مطمئنا واجد این ذات شاعرانه هستند و مجموعه « پروانه ها قربانی زیبایی اند» را اگر در ظرف مذکور بررسی کنیم به عنوان اولین مجموعه کاری نسبتا قابل تامل است که با کار کردن بیشتر بر روی تکنیک شعر، گسترش دایره ی واژگان ، جدی گرفتن زبان و فرم همراه با کسب تجربیات شعری بیشتر و مطالعه مداوم شعر امروز شاهد کارهای قوی تری از انها در آینده خواهیم بود.
کتاب خوانی در وایبر، واتس آپ و تلگرام
کتاب خوانی در وایبر، واتس آپ و تلگرام
مُحسنِ آزرم
همهجای دنیا همینطور است یا فقط ایرانیها بهمحض آشنایی با وایبر و واتساَپ و تلگرام کمر به قتل دوست و آشناهایشان بستهاند؟
مهم نیست واقعاً؛ مهم فاجعهی اعصابخردکُنیست که هر روز اتّفاق میافتد و ظاهراً راهی هم برای فرار از دستش نیست جز ترک گروهی که بقیهی اعضایش پشت سرت شروع میکنند به حرف زدن و گفتن حرفهایی که نخواندن و نشنیدنشان بهتر است. گروههای کتابخوانی در وایبر و واتساَپ و تلگرام راه میافتند و همهی امیدشان ظاهراً این است که یکدیگر را به خواندن (یا بیشتر خواندن) تشویق کنند ولی چهطور میشود روزی شانزده ساعت در این گروهها فعّال بود و همزمان کتاب هم خواند؟
بامزهتر از این گروههای داستاننویسی و رماننویسیاند که از بام تا شام دربارهی کار یکدیگر نظر میدهند. ایرادی هم ندارد اگر واقعاً آن هشت ساعتِ دیگر را به خواندن و نوشتن بپردازند. ولی چهکسی هست که نداند نمیشود هم در این گروهها بود و مدام نظر داد و همزمان کتاب خواند و داستان نوشت؟
واقعیت این است که نمیشود. واقعیت این است که اینجور گروهها یکجور کلاه گذاشتن سرِ خود و دیگران است و ناآشنایی اعضای گروه با کتابخوانی از جایی شروع میشود که میبینید متنی را از گروهی دیگر کپی کردهاند و نام شخصیتی مشهور را زیرش نوشتهاند. مسخره است واقعاً. جمعیتی خودشان را سر کار میگذارند که بگویند کتاب میخوانیم. خب بخوانید. چی بهتر از این؟ ولی کو نشانهی کتابخوانیتان؟ کتابخوان حرفهای که هیچوقت شعری بینهایت ضعیف و مضحک را بهاسم نیما یوشیج منتشر نمیکند. حتماً نیما را نخوانده که این شعر را در گروه منتشر کرده. حتماً نمیداند که ادبیات احمد شاملو شبیه حسین پناهی نیست. حتماً نمیداند که شاملو در همهی عمرش هیچ شعری در ستایش نان و پنیر و چای ننوشته.
وضعیت وخیمی است و کتابها روز به روز خوانندههای کمتری پیدا میکنند و درعوض گروههای کتابخوانی در وایبر و واتساَپ و تلگرام صاحب اعضای بیشتری میشوند. مایهی تأسف است واقعاً. یا درستترش اینکه مایهی شرمندگی است اینهمه کتاب نخواندن و مدام دربارهی کتاب حرف زدن.
دل تنگ
دلم برایت تنگ شده است
هوا، هوای علف و رویاست
چقدر در هوای موهایت
خیال های پریشان ببافم
و رها کنم
در باد
ای نارنج آبستن!
به من بگو
شعبده ی بهار
چقدر شکوفه از کلاهت بیرون بیاورد؟
تا رنگ زمستان
از خواب پروانه ها
پریده باشد
ای ستاره ی دور
بگو
مرگ در کدام چهارراه
پشت چراغ قرمز سینه ام ایستاده است؟
بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری برای برنامه کلارکسون در آمازون
پس از قرارداد آمازون با سه مجری محبوب سابق تاپگیر، اکنون جزییات بیشتری در خصوص سرمایهگذاری آمازون روی این برنامه فاش شده است. ظاهرا آمازون قصد دارد تا بهترین شرایط ممکن را برای مجریان سابق تاپگیر برقرار کند تا آنها نیز بتوانند موفقیت خود را اکنون در آمازون ادامه دهند. سرمایهگذاری ۲۵۰ میلیون دلاری آمازون روی برنامهی کلارکسون، هموند و می، این برنامه را به بزرگترین سرمایهگذاری آمازون برای تولید محتوا تبدیل میکند. با حساب سرانگشتی متوجه میشویم که برای تولید هر قسمت از این برنامه ۷ میلیون دلار در نظر گرفته شده است. مستند خودرویی آمازون با همکاری مجریان سابق تاپگیر از پاییز سال بعد آماده استریم خواهد بود و تمامی قسمتها به طور هفتگی و همانند سیاست بیبیسی در فصلهای جداگانه پخش خواهند شد. متاسفانه استیگ، راننده مرموز تاپگیر، در این برنامه حضور نخواهد داشت و پیست دانسفلد (پیست برنامه تاپگیر) نیز برای کلارکسون، هموند و می در دسترس نخواهد بود. به همین دلیل آمازون در جستجوی مکانی جدید و مجهز برای فیلمبرداری و تست قابلیت خودروها است.
رانندگی نیمه هوشمند
کمپانی آلمانی فولکس واگن تصمیم گرفته که برخلاف سنت کنونی، سیستمهای رانندگی نیمه هوشمند را در اغلب خودروهای خود از ابتدای سال ۲۰۱۶ میلادی در اختیار خریدارانش قرار دهد. بزرگترین خودروساز اروپا از سال آیندهی میلادی خودروهای نظیر گلف* جتا و توارگ را همراه با سیستم هایی نظیر کروز کنترل هوشمند و سیستم ترمزگیری اورژانسی که میتواند در صورت عدم عکس العمل راننده، به سرعت وارد عمل شده و از تصادفات جلوگیری کند، اشاره کرد. این ویژگیها در خوردوهایی نظیر سی سی و توارگ بصورت استاندارد عرضه خواهند شد. همچنین باید به قابلیتهایی نظیر سیستم نگهداری خودرو بین خطوط در سی سی، گلف و توارگ اشاره کرد. خودروی گلف علاوه بر موارد اشاره شده از سیستم پارک خودکار نیز بهره خواهد برد. علاوه بر اضافه شدن بر قابلیتهای هوشمند خودروهای فولکس واگن، این کمپانی آلمانی سیستم اطلاع رسانی و مدیریت داشبورد خودروی خود را نیز بروزرسانی خواهد کرد. خودروهای مجهز به MIB II این کمپانی قابلیت ارتباط با اندروید اتو و کارپلی اپل را در کنار سیستم میرورلینک خواهند داشت. همچنین فولکس واگن سیستمی را با عنوان Car-Net معرفی کرده که خریداران میتوانند در صورت تمایل به عضویت آن درآیند.
نسخه اروپایی کیا اپتیما 2016
کیا بعد از معرفی و رونمایی نسل جدید اپتیما در نمایشگاه خودروی نیویورک، نسخه اروپایی آن را نیز در نمایشگاه فرانکفورت رونمایی خواهد کرد. نسل چهارم کیا اپتیما با تغییرات زیادی در طراحی بیرونی و درونی و فناوریهای جدید و موتورهای بهبود یافته روانه بازار میشود. چیز زیادی در مورد طراحی نسخه اروپایی نمیتوان افزود. زیرا ظاهراً این نسخه تفاوت خاصی با نسخه آمریکایی اپتیما ندارد. تنها تغییرات این دو نسخه، سپر عقب و چراغهای LED متفاوت در عقب خودرو میباشند.
افزایش اندکی در ابعاد شامل 10 میلیمتر در طول، ارتفاع و فاصله بین دو محور و 25 میلیمتر در عرض باعث شده تا این خودرو کابینی راحتتر و جادارتر از سابق داشته باشد. حجم صندوق عقب نیز با 5 لیتر افزایش به 510 لیتر رسیده است.
درون کابین با تمرکز بر راننده با ویژگیهای لوکس و وسواس در جزئیات همراه است. درواقع تغییرات داخلی در این مدل، بزرگترین گام روبهجلو در اپتیمای جدید تلقی میشوند. مواد با کیفیتتر و نرم همراه با صداگیری بهتر برای آسایش بیشتر سرنشینان قابل تحسین میباشند. بدنه کیا اپتیمای جدید به لطف استفاده گسترده از فولاد با مقاومت کششی فوقالعاده بالا (UHTS) تا 50 درصد سختتر و 8.6 کیلوگرم سبکتر از قبل شده است. سیستم تعلیق و شاسی نیز سبکتر و بهینهتر از سابق شدهاند که درنتیجه عملکرد بهتری را در رانندگی به نمایش میگذارند.
در اروپا گزینههای دیزلی نیز به مجموعه پیشرانهها افزوده میشوند. موتور 1.7 لیتری دیزلی CRDi و یک موتور 2.0 لیتری بنزینی از انتخابهای ویژه خریداران اروپایی میباشند. موتور دیزلی با ارتقای انجام شده، قدرت و گشتاور بیشتر و آلایندگی کمتری تولید میکند. قدرت این پیشرانه 139 اسب بخار و گشتاور آن 340 نیوتن متر میباشد. انتشار گاز CO2 این موتور هم با 14 درصد کاهش به 110 گرم در هر کیلومتر رسیده است. این موتور را میتوان با یک گیربکس دستی با سیستم استارت-استاپ و یا یک گیربکس 7 سرعته خودکار با کلاچ دوگانه DCT خریداری کرد.
موتور 2.0 لیتری هم 161 اسب بخار نیرو تولید میکند که مشابه مدلهای سابق میباشد. همچنین قرار است در سال 2016 مدل هیبرید-پلباگین این خودرو هم با کارایی بالا معرفی شود و در عین حال شاید اروپاییها بتوانند مدل استیشن اپتیما که بر اساس نسخه کانسپت Sportspace ساخته میشود و البته احتمال وقوع اندکی دارد را نیز ملاقات کنند.
آقای وزیر! حد خود را بشناسید و با مردم درست صحبت کنید/ نخریدن خودروهای شما خیانت نیست
آقای وزیر! حد خود را بشناسید و با مردم درست صحبت کنید/ نخریدن خودروهای شما خیانت نیست
جعفر محمدی
وزیر صنعت، معدن و تجارت در نشست اخیر مطبوعاتی خود سخنانی گفته است که نشان می دهد دولت، هیچ تدبیری برای بهبود وضعیت خودروسازی ندارد و اگر هم مشکلی در این باره وجود دارد، مقصر مردمی هستند که دیگر نمی خواهند خودروهای کم کیفیت و گران داخلی را بخرند.
وی به جای عذرخواهی از مردم به خاطر اجحاف مستمری که در عرصه خودرو به آنها شده و می شود، به کمپین نخریدن خودرو اشاره کرده و کسانی که در این راستا، خودروی داخلی نمی خرند را «ضدانقلاب» نامیده و آنها را متهم به «خیانت» کرده است.
او حتی خود را در مقام فتوا نیز تصور کرده و این کار مردم را «حرام» اعلام کرده است!
در این باره نکاتی چند به طور جدی، قابل ذکر و تذکر است:
1 – ادبیات اتهامی، از شاخصه های یک طیف سیاسی خاص و تمامیت خواه است که مردم ایران در انتخابات سال 92 ، با رأی شان از آن ادبیات ابراز برائت کردند. با این حال، وزیر دولت تدبیر و امید، مردم ناراضی از کیفیت و قیمت خودروهای داخلی را که سال های سال، تولیدات شان را تحمل کرده اند و اینک بدان اعتراض دارند را با بدترین ادبیات اتهامی می نوازد و آنها را خائن، ضدانقلاب و عامل فعل حرام می خواند!
بهتر است جناب نعمت زاده یا اثبات کند که خودروسازی های داخلی مترادف با انقلاب هستند تا مخالفت با آنها ضدیت با انقلاب تلقی شود یا از سخن خام و زشتی که گفته، عذرخواهی کند و از این به بعد حد و شأن خود را بشناسد و با ادبیات محترمانه تری با مردم ایران سخن بگوید.
2 – سخن گفتن از حرام و حلال و فتوا دادن در این باب، صرفاً در حوزه اختیارات مراجع تقلید است که آن هم فقط درباره مقلدان خودشان جاری و ساری است. نعمت زاده، فقط یک وزیر است ، او نه فقیه است و نه مقلدی دارد. بنابر این از کجا و بر چه اساسی، تصمیم عده ای از مردم ایران برای نخریدن خودرو را «حرام» اعلام کرده است؟! 3 – این که عده ای از مردم ایران می خواهند خودرو نخرند، خیانت نیست.
خیانت این است که خودروسازان داخلی، همچنان خودروهای از رده خارج که متعلق به قرن گذشته میلادی است را همچنان تولید می کنند و به مردم می فروشند.
خیانت این است که خودروسازی ایران با حدود نیم قرن سابقه، دست به دامن خودروسازان و قطعه سازان تازه کار چینی شده و با افتخار، محصولات چینی را مونتاژ می کنند و به خلق الله می فروشند!
خیانت این است که مردم ایران با پولی که در همه جای دنیا می توانند با آن خودروهای روز بخرند، ناچار می شون خودورهایی با کیفیتی به مراتب پایین تر و ناایمن تر بخرند و همیشه حسرت به دل بمانند.
خیانت این است که با خودروهای تولیدی داخلی، سالانه میلیاردها لیتر بنزین بیشتر مصرف می شود، سرمایه های کشور می سوزد و هوا آلوده تر می شود و مردم سرطان می گیرند و می میرند. شگفت اینجاست که وزیر کهنه کار، هزینه های غیر مستقیم تولیدات داخلی را نمی بیند و می گوید که با تولیدات داخلی، فلان قدر صرفه جویی ارزی داشته ایم.
خیانت این است که با خودروهای ناایمن داخلی، سالانه هزاران نفر کشته می شوند و این در حالی است که اگر همان تصادفات در همان شرایط ولی با خودروی ایمن تری رخ می داد، بسیاری زنده می ماندند و کودکان پرشماری یتیم نبودند.
اما بزرگ ترین خیانت، خیانت به عزت و اعتماد بنفس ایرانی هاست ؛ ایرانی هایی که هر روز تولیدات داخلی و خارجی را پیش رویشان دارند و خودآگاه و ناخودآگاه، مقایسه می کنند و محصول خودشان را نازل تر و پایین تر می بینند.
4 – ادعای حمایت از صنعت خودروسازی دارند. حمایت منطقی از صنایع داخلی، البته گزاره ای قابل قبول است اما حمایت یک چیز است و نازپروردگی چیز دیگر.
اینان از خودروسازی حمایت نمی کنند بلکه آن را «بد بار آورده اند» و بازی را طوری چیده اند که هیچ خودروی خارجی نتواند با قیمت مناسب به دست مردم برسد و هیچ رقابتی در میان نباشد؛ اسم این رانت و انحصار را هم گذاشته اند حمایت!
این چه صنعتی است که محصولاتش را پیش پیش می فروشد، به هر قیمتی که خواست عرضه می کند، هر وقت هم که خواست تحویل می دهد، با هر کیفیتی که خواست تولید می کند ولی به اعتراف خود وزیر ، باز هم ضرر می کند؟!
اگر این همه حمایتی که تا کنون از خودروسازی شده ، متوجه صنعت دیگری مانند نساجی شده بود، الان ایران بزرگ ترین صادر کننده منسوجات جهان بود. از بستنی و لواشک هم اینقدر حمایت شده ، برندهای بستنی و لواشک هم در سطح جهان مال ایران بود!
حکایت، حکایت صنعت و اشتغالزایی و چیزهایی از این قبیل نیست، حکایت دولتمردان و چاه نفت است.
آقای نعمت زاده! به جای نمک بر زخم مردم پاشیدن، فکری به حال خودروسازی کشور کنید که ملتی را به ستوه آورده است.
