بایگانی مطالب نشریه
مدیرعامل ایرتویا نماینده انحصاری تویوتا در ایران در آیین افتتاح نمایندگی تویوتای گروه خودرویی دلیلی در کرمان:
نمایندگی تویوتا «دلیلی» در سطح نمایندگیهای ژاپن است
شامگاه یکشنبه با حضور مدیران شرکت ایرتویا، نمایندگی انحصاری تویوتا در ایران و جمعی از مسئولان دولتی و بخش خصوصی استان کرمان، گواهینامه نمایندگی مجاز فروش و خدمات پس از فروش تویوتا به گروه خودرویی دلیلی اعطا و رسما نمایندگی تویوتای گروه خودرویی دلیلی افتتاح شد. در این آیین همچنین از خودروی تویوتا پریوس هیبرید ، محصول جدید تویوتا که به تازگی وارد ایران شده است، رونمایی شد. گروه خودرویی دلیلی که 5 سال جزو گروه های خودرویی برتر کشور قرار دارد در حالی موفق شد نمایندگی تویوتا را در کرمان افتتاح کند که پیش از این هم نمایندگی شرکت های هیوندایی، جیلی، کیا، مرسدس بنز و بی ام دبلیو را در اختیار داشت و خدمات فراوانی را از این طریق به مردم استان کرمان ارائه می نماید. کیفیت خوب و رضایت مشتریان از گروه خودرویی دلیلی باعث شد تا شرکت ایرتویا، نمایندگی انحصاری تویوتا در ایران، که به سخت گیری در اعطای نمایندگی مشهور است، نمایندگی تویوتا در کرمان را به گروه خودرویی دلیلی اعطا نماید. در ادامه گزارشی از این آیین را بخوانید.
امیر دلیلی: این نمایندگی بهترین نمایندگی تویوتا در جنوب شرق خواهد شد
امیر دلیلی یکی از مدیران گروه خودرویی دلیلی در آیین افتتاح نمایندگی تویوتای این گروه خودرویی گفت: امروز مایه افتخار من است. وی سپس به ارائه تاریخچه ای کوتاه از گروه خودرویی دلیلی پرداخت و اظهار داشت: ما کارمان را در زمینه خودرو از سال 87 با نمایندگی هیوندایی شروع کردیم و گروه خودرویی دلیلی از آن جا شکل گرفت. این کارآفرین برتر استان کرمان افزود: امروز خیلی خوشحالم که ما پیش بزرگان شرکت ایرتویا روسفید شدیم. دلیلی با بیان اینکه تاکنون نمایندگی های جیلی، کیا، هیوندایی، مرسدس بنز و بی ام دبلیو را در کرمان راه اندازی کردیم، عنوان کرد: این بار اما به درجه یک نمایندگی ها یعنی نمایندگی تویوتا رسیدیم. در فضایی به مساحت دو هزار و 500 متر مربع این نمایندگی ایجاد شده و قول می دهم همانند دیگر نمایندگی ها، نمایندگی تویوتا هم در جنوب شرق کشور به بهترین نمایندگی تبدیل شود. این مدیر در بخش دیگری از سخنانش گفت: علاوه بر علاقه به خدمت به مردم استان کرمان، بحث کارآفرینی هم برای ما اهمیت داشت. افرادی که هم اکنون در نمایندگی های مختلف گروه خودرویی دلیلی مشغول به کار هستند، تخصص پیدا می کنند. کار کردن در این نمایندگی ها همانند یک دانشگاه است و این افراد اگر روزی از مجموعه ما هم جدا شوند، تخصص دارند و بیکار نمی مانند. دلیلی در ادامه با بیان اینکه برخی از هم استانی هایمان به دلیل ترس از چشم زخم حاضر به سرمایه گذاری در استان نیستند، اظهار داشت: گروه خودرویی دلیلی اما به سرمایه گذاری در کرمان اعتقاد دارد. با این کار علاوه بر خدمت به مردم، از خروج سرمایه از استان جلوگیری می شود. امروز شما می بینید که مردم کرمان در زمینه خودرو دیگر نیازی به رفتن به دیگر استان ها ندارند چرا که در کرمان بهترین نمایندگی ها را داریم. وی در پایان گفت: تویوتا با دیگر برندها تفاوت دارد و از راه اندازی نمایندگی این شرکت در کرمان خرسندیم.
وحید دلیلی: بالاترین استانداردهای تویوتای ژاپن در این نمایندگی رعایت شده است
وحید دلیلی دیگر مدیر گروه خودرویی دلیلی هم در این مراسم گفت: امروز دور هم جمع شدیم تا آغاز همکاری گروه خودرویی دلیلی با برند خوشنام تویوتا را جشن بگیریم. وی همچنین به روزهای آغاز به کار گروه خودرویی دلیلی اشاره کرد و اظهار داشت: شاید هشت سال پیش که ما شروع کردیم، برای دو جوانی که تصمیم گرفته بودند برای جوانان شهرشان کارآفرینی کنند، آینده روشن نبود، نیروی متخصص و توانمند به میزان کافی وجود نداشت و مشکلات بسیاری باعث رنج ما می شد، اما هیچوقت خسته و مردد نشدیم و به مسیرمان اعتقاد داشتیم. این کارآفرین برتر استان کرمان افزود: امروز خوشحالیم که تلاش هایمان به بار نشسته و در کنار خود ۲۲۰ جوان علاقمند و توانمند شده داریم. برای این اتفاق وقت وهزینه بسیاری صرف کردیم و مفتخریم که امروز تلاش هایمان به ثمر نشسته است. دلیلی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه همشهریانمان در گذشته نه چندان دور برای یک سرویس تعویض روغن برای ماشین های شرکتی مجبور به طی مسافت ۴۰۰ کیلومتری می شدند، عنوان کرد: امروز با سرمایه گذاری انجام گرفته در بخش امکانات لجستیکی استاندارد روز دنیا و همچنین تربیت نیروی انسانی متخصص، تقریبا همه خودروهای روز دنیا می توانند با بالاترین استاندارد در گروه خودرویی دلیلی خدمات بگیرند. این مدیر افزود: افتخار می کنیم که این خدمات را در خور شان کرمانی های عزیز فراهم کرده ایم. وی در ادامه با اشاره به افتتاح نمایندگی تویوتا توسط گروه خودرویی دلیلی در کرمان، گفت: به گواه مدیران محترم شرکت ایرتویا که امروز در اینجا حضور دارند، بالاترین استانداردهای تویوتای ژاپن در این نمایندگی برای خدمت بیشتر به همشهریان رعایت شده است. دلیلی در پایان اظهار داشت: امیدوارم گروه خودرویی دلیلی خدمات صادقانه خود را تا سالیان سال به کرمانی های عزیز ارائه دهد.
مدیرعامل ایرتویا: نمایندگی تویوتا دلیلی در سطح نمایندگی های ژاپن است
مدیرعامل شرکت ایرتویا هم در این مراسم گفت: خیلی خرسندم که این فرصت به ما دست داد تا بتوانیم خدمات شایسته ای به مردم این دیار ارائه دهیم. دکتر عبدالرضا فهیمی افزود: شرکت ایرتویا در سال 1350 توسط شادروان حدادزاده تاسیس شد. پس از انقلاب این شرکت در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت و در سال 73 سهامش مجددا توسط خانواده حدادزاده خریداری شد. وی با بیان اینکه براساس رسالت جهانی که ما برعهده داریم و همچنین بر اساس شعار جدید تویوتا، سیاست ما این است که بهترین نمایندگی را در هر شهر داشته باشیم و به نحو احسن به مردم خدمت کنیم، تصریح کرد: دوستان ما شریک بسیار خوب و قابل اعتمادی را در این منطقه به ما معرفی کردند. ما امروز با حضور نماینده تویوتا ژاپن که تایید کردند که این نمایندگی از نظر سخت افزاری و نرم افزای در سطح نمایندگی های ژاپن است، نمایندگی تویوتا گروه خودرویی دلیلی را افتتاح می کنیم. مدیرعامل شرکت ایرتویا اضافه کرد: این نمایندگی به عنوان یک نمایندگی مدرن می تواند در سطح استان و کشور معرفی شود.
رونمایی از تویوتا پریوس
در این مراسم از خودوری تویوتا پریوس هیبرید رونمایی شد. تویوتا پریوس پرفروشترین و یکی از بهترین خودروهای هیبریدی جهان است. این خودرو به لطف استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته تویوتا، مصرف سوخت بسیار اندکی دارد و به همین دلیل نیز پس از افزایش قیمت بنزین، بسیار مورد توجه مشتریان قرار گرفت. پریوس سفیر تویوتا در به ارمغان آوردن فناوری، آرامش، حفاظت از محیط زیست و ایمنی محسوب می شود. در مدل جدید این خودرو، شاسی به سبب افزایش ایمنی تقویت شده و علاوه بر آن بهمنظور ارتقای ایمنی رادار پیشگیری از تصادف در کنار رادار کروز به لیست آپشن های این خودرو افزوده است. دیگر لوازم جانبی سیستم هیبریدی بهمنظور عملکرد بهتر ارتقا یافته است نیکل فلزی باتری جدید هایبریدی فشردهتر از مدل نسل قبلی است که به شارژ بهتر و دوام آن افزوده است. حجم موتوربنزینی پریوس 1.8 لیتر است و با سیستم برقی، 134 اسببخار را با گشتاور 142 نیوتونمتر تولید میکند که حین شتابگیری سامانه برقی هم وارد عمل میشود، همین خودروی 134 اسببخاری با وزن 1290 کیلوگرمی در کمتر از 9.5 ثانیه شتابگیری صفر تا 100 کیلومتر را انجام میدهد. مصرف سوخت کمتر از 4.5 لیتر از ویژگیهای این خودرو محسوب میشود. گیربکس این خودرو از نوع CVT یا بهتر بگوییم ECVT است که عملکرد خوبی در پریوس دارد.
اعطای گواهینامه نمایندگی تویوتا به براداران دلیلی
پس از رونمایی از تویوتا پریوس، گواهینامه نمایندگی مجاز فروش و خدمات پس از فروش تویوتا به براداران دلیلی اعطا شد.
همچنین در این مراسم اعلام شد که زهرا نعمتی تیر و کمانی را که با آن سهمیه الپیک و پاراالمپیک را کسب کرده، یه انجمن خیریه یاس تقدیم کرده است. انجمن خیریه یاس هم از امیر و وحید دلیلی برای همراهی ها و کمک هایشان به این انجمن، تجلیل کرد.
مدیرعامل ایرتویا نماینده انحصاری تویوتا در ایران در گفت و گو با پیام ما:
آرزو داریم روزی تویوتا در ایران تولید شود
قبل از آغاز مراسم افتتاح نمایندگی تویوتا توسط گروه خودرویی دلیلی در کرمان، فرصتی دست داد تا با مدیران شرکت ایرتویا، نماینده انحصاری تویوتا در ایران صحبت کنیم. مدیرعامل فعلی شرکت ایرتویا که از سال 1350 به طور انحصاری خدمات تویوتای ژاپن را در ایران ارائه می کند، دکتر عبدالرضا فهیمی است. در این گفت و گو مهندس محمد دهقان آزاد قائم مقام مدیرعامل شرکت ایرتویا و مهندس هادی سرهنگی مدیر شبکه نمایندگان ایرتویا، مدیرعامل این شرکت را همراهی می کردند. ماحصل این مصاحبه کوتاه را در ادامه می توانید بخوانید:
تحریم های اعمال شده علیه ایران چه تاثیری بر فعالیت های تویوتا در ایران داشت؟
ببینید بحث تحریم ها یک فرآیند بود. این تحریم ها از جزء شروع شد و بعد به سطح مطلق رسید. در این جا یک شاخص مهم مطرح بود و آن هم بحث ریسک اعتبار یک برند بود. تویوتا به عنوان برترین برند خودرویی جهان، در بحث ریسک اعتبار بسیار حساس است. تویوتا سالانه 10 میلیون خودرو تولید و به جهان عرضه می کند به همین دلیل روی این موضوع حساسیت دارد. به همین دلیل حتی قبل از اعمال جدی تحریم ها در سال 2010 هم محدودیت هایی وجود داشت اما از نیمه های سال 2010 دیگر امکان صادرات مستقیم قطع شد و این بسیار مشکل ایجاد کرد. با این حال با تلاش هایی که انجام دادیم موفق شدیم عرضه محصولات را ادامه دهیم و خوشبختانه شرکت ایرتویا تنها شرکت خودرویی در ایران می باشد که همیشه فعالیت مداوم داشته است. در طول تحریم ها هم ارائه خدمات به مردم ادامه داشت.
حالا که برجام اجرا شده و تحریم ها برداشته شدند، تویوتا چه برنامه ای برای توسعه فعالیت های خود در ایران دارد؟ منظورم بیشتر بحث تولید در ایران است.
ببینید تولید تویوتا در ایران فرآیندی است که به گذر زمان نیاز دارد. هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. چرا که امروز وضعیت بازار جهانی خودرو به گونه ای است که ایران به عنوان یک ظرفیت مطرح است اما اینکه چگونه این ظرفیت بالقوه به فعل تبدیل می شود، نیاز به زمان دارد. ما آرزو داریم این اتفاق در ایران رخ دهد و تویوتا در کشورمان تولید شود. اما به طور کلی در رابطه با فعالیت گسترده تویوتا در ایران باید بگویم امروز تمام مراحل آماده سازی برای شروع یک فعالیت مستقیم برنامه ریزی شده و بر اساس برنامه زمان بندی مشخص، به محض برطرف شدن مسائل بانکی شرایط برای فعالیت بیشتر مهیا خواهد شد و فعالیت از حالت غیرمستقیم، به مستقیم تغییر خواهد کرد.
بعد از برجام دیگر خودروسازهای جهان هم به حضور در بازار ایران فکر می کنند. شریک های قبلی خودروسازان ایرانی مثل پژو هم شدیدا به توسعه فعالیت هایشان علاقه مند هستند. تویوتا چه فکری برای رقابت با دیگر خودروسازها در ایران دارد؟
به طور مشخص باید بگویم رضایت مندی مشتری و پیگیری این سیاست که مالک تویوتا همواره باید لبخند بزند، برنامه اصلی ماست. مهندس دهقان قائم مقام مدیرعامل: من در اینجا باید به این نکته اشاره کنم که تویوتا قصدی برای رقابت با تولیدکنندگان داخلی ندارد. قطعا خودروهای ساخت داخل پس از تحریم ها کیفیت بهتری پیدا می کنند اما ما قصد رقابت با تولیدکنندگان داخل را نداریم و خودروهایی وارد بازار ایران می شوند که در آن رنج قیمت خودروی داخلی وجود ندارد.
آقای فهیمی، از بحث تحریم ها بگذریم و به اتفاقی که امشب شما را به کرمان کشانده بپردازیم. چه شد که در کرمان به فکر ایجاد نمایندگی افتادید؟
یکی از مسائل و دغدغه های اصلی ما ارائه خدمات مناسب به مالک ایرانی تویوتا است. ببینید تویوتا یک ضرب المثل دارد و می گوید که ماشین اول را ما می فروشیم و ماشین های بعدی را خدمات پس از فروش. ما بر اساس این جمله، همواره در صدد ارائه خدمات خوب بر اساس وضعیت کشور ایران هستیم. شما ببینید که وسعت ایران چهار برابر ژاپن است. ما اگر بخواهیم به تعدد نمایندگی ها فکر کنیم، نه تنها توجیه اقتصادی ندارد که کیفیت خدمات پس از فروش تویوتا را هم پایین می آورد. به همین دلیل نمایندگانی که انتخاب می شوند، نمایندگان تخصصی و کلیدی خواهند بود. در مورد سوال شما هم باید بگویم که استان کرمان قطب جنوب شرق کشور است و از این حیث جایگاه ویژه ای در کشور دارد. تمایل به خودروهای تویوتا هم در منطقه جنوب شرق کشور زیاد است. به همین دلیل توجه ویژه ای به این منطقه داریم.
دلیل انتخاب گروه خودرویی دلیلی برای اعطای نمایندگی تویوتا در منطقه جنوب شرق کشور چه بود؟
رویکرد ما برای انتخاب نمایندگان، توان و اجرا و همچنین علاقمندی است. علاوه بر این باید استانداردهای تویوتا هم رعایت شود. اگر این پتانسل ها وجود داشته باشد، ما نمایندگی را اعطا می کنیم. خوشبختانه گروه خودرویی دلیلی توانایی بالایی دارد و استانداردهای ما را رعایت می کند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم نمایندگی فروش و خدمات پس از فروش محصولات تویوتا در این منطقه را به گروه خودرویی دلیلی اعطا کنیم.
نگاهی به کافه نشینی و کافه داری در کرمان کافههای بیسرانجامی
نگاهی به کافه نشینی و کافه داری در کرمان
کافههای بیسرانجامی
همیشه مثل پدربزرگها به دوستان و آشنایان نصیحت می کردم که اینقدر وقتشان را در کافی شاپها حرام نکنند و هزار کار بهتر میتوانند با وقتشان انجام بدهند و عمرشان بازدهی بیشتری داشته باشد مثل کتاب خواندن و فیلم خوب دیدن و هزار کار دیگر اما گذشت زمان خودم را به کافه ای برد و آنجا تازه با فضای خوب و دوستان خوبتری آشنا شدم و دریافتم که انسان موجودی اجتماعی است و به شدت نیاز دارد که در جمع باشد حتی اگر با آن جمع صحبت نکند اما همین که احساس کند زندگی در اطراف وی جریان دارد خلاقیت او هم به کار میافتد و با میل و علاقهی بیشتری حتی کارهای مربوط به شغلش را انجام می دهد اما کماکان مشکلاتی را در این میانه می بینم ، برای مثال کافی شاپهایی که مثل قارچ در هر گوشه و کنار شهر سبز شده اند و در هر کدام جوانانی دور هم نشسته اند و متاسفانه خبری هم از خلاقیت نیست و به جز چند کافی شاپ که آنها هم صاحبان هنرمندی دارند بقیه علاقه ای به انجام دادن کارهای فرهنگی و هنری از خودشان نشان نمیدهند و خوب بر اساس رویهای که در پیش میگیرند مخاطبانی را هم جلب میکنند مثلا یکی دو کافی شاپ داریم که بیشتر کافه کتاب هستند تا کافی شاپ و به محض وارد شدن به آن کافه ها جو آرام و اتمسفر خودمانی کافه مخاطب را میبلعد و تا به خودت بیایی می بینی کتابی در دست گرفتهای و به لطف موسیقی آرام و محیط ساکت کافه در نوشتههای کتاب شناور شده ای و حالا باید نجات غریق بیاید و تورا از آن کافه بیرون بکشد.
اما خوب کافیشاپهایی هم هستند که با صدای بلند و موسیقی و برخورد کافه دار متوجه می شوی که اینجا متعلق به تیپ خاصی از مردم و ردهی سنی خاصتری از مخاطبان است و و باید با دوستان کم سن و سالتری آنجا بنشینی و به خاطر صدای بلند موسیقی با داد و فریاد با یکدیگر حرف بزنید و بعد هم (کانج جان پیلن بوق) را سفارش بدهید و بنوشید و نه خودتان می فهمید که معنای این نام پیچیده چیست و نه کافه دار محترم میفهمد و یا به روی خودش میآورد اما بیایید لحظه ای خودمان را جای جوانان و نوجوانان کرمانی بگذاریم ببینیم چکار کردهایم که خوردن تبدیل به تفریح یک نسل شده و هروقت که به دور هم جمع می شوند اول میپرسند خوب کجا برویم و چه بخوریم؟
شما بیایید پیشنهاد بدهید به جای کافی شاپ کجا میتوانند بروند که نیازی به ماشین و یا وسیلهی نقلیه نداشته باشد، به منزلشان نزدیک باشد و هزینهی آنچنانی هم نداشته باشد و از همه اینها مهمتر همهی جمع دوستان با هم موافق رفتن به آن مکان باشند.
درنتیجه کافه تبدیل میشود به مکانی که تعداد زیادی از جوانان را به خود جلب میکند و آنها هم به راحتی با این مکان و قوانین آن کنار میآیند و پس از اندکی آزمون و خطا مکانی را که مناسب اخلاق و سلیقه ی خودشان هست را پیدا می کنند و به قول معروف آنجا می شود پاتوق، که به نظر حتی بسیاری از والدین که من با ایشان هم صحبت شدم خیلی هم از این وضعیت راضی هستند چرا که میدانند فرزاندانشان کجا هستند و وقتشان را با چه کسانی صرف میکنند و همیشه شخصی که اندکی از ایشان مسنتر است به قول معروف بالای سرشان هست تا خدای ناکرد دست از پا خطا نکنند.(البته این فضا در همه ی کافیشاپها حاکم نیست اما معمولا جو این چنین است) و در آخر هم باید خاطر نشان کنم که مطاع کفر و دین بی مشتری نیست/ گروهی این و گروهی آن پسندند.
حال آنکه جریان بسیار خوبی در بعضی از کافیشاپهای کرمان به راه افتاده و همین چند کافهای که فضای فرهنگی دارند جلساتی را برگزار می کنند به نام جلسات کتابخوانی و آشنایی با نویسندگان و شاعران بهنام کشور خودمان و سپس نویسندگان و هنرمندان سراسرجهان، و با کمک اهل کتاب و مطالعه ودلسوزان این نسل می خواهند با این چنین برنامههایی کافیشاپرا تبدیل به مکانی بکنند که در آنها کاری بیشتر از نوشیدن یک قهوه میشود انجام داد و به جوانان آموخت که کتاب را همه جا میتوان مطالعه کرد و سوژهی بهتری برای حرف زدن است، در مقایسه با مدل موی فلان فوتبالیست و یا دور موتور فلان تولید جدید کمپانی اتوموبیل سازی پورشه. هرچند این راه آنچنان راه ساده و راحتی هم نیست و به قول یکی از این کافه داران چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش ، وی که معلمی است دلسوز و مهربان می گوید من اصلا از کافیشاپ و این نوشیدنیهای خارجی سر در نمیآوردم و صرفا میخواستم مکانی فراهم کنم که جوانان بتوانند دور هم جمع بشوند و به جاهای بدی نروند و در عین حال هر از چندی کمکی هم به ایشان بکنم، وی که خودش همیشه درگیر مشکلات اقتصادی است دیوارهای کافه را هر هفته در اختیار یک هنرمند جوان میگذارد تا هم آثارشان را به نمایش بگذارند و کسب اعتماد بنفسی بکنند و به قول معروف دلگرم بشوند و هم اگر کسی علاقمند بودی بتواند یکی دوتا از آثار نقاشی و یا عکاسی این جوانان هنرمند را بخرد و به این وسیله هم خانه ی خودش را به زیور هنر آرایش کند و هم از جوانان هنرمند همشهری حمایت کند.
اما حالا بشنوید از مدیران کافیشاپها (به قول خودمان کافه دارها)
چند تنی که با من هم صحبت شدند از مشکلات فراوان مینالیدند و میگفتند کار برای ما خیلی سخت شده و کلا این صنف بیش از حد زیر ذره بین است یکی از این دوستان که بیش از 5 سال است که کافیشاپی در یکی از محله های بالای شهر دارد می گوید:
من نمیدانم چه فرقی بین ما و بستنی فروشی و یا ساندویچی است چرا باید چنان شرایط و قوانین پیچیدهای برای ما در در نظر بگیرند؟ من به واسطه ی بیش از حد بالا رفتن اجاره بهای مغازه ام مجبورم که مکان دیگری را پیدا کنم اما شرایط بسیار سردرگم کننده است باید جایی را بیابم که 300 متر از مسجد،مدرسه، مراکز آموزشی، آرایشگاهها و حتی باشگاههای بدنسازی مردانه دور باشد. خوب هر خیابانی بالاخره دو عدد از این موارد را دارد من کجا باید بروم؟ البته کسی که فالوده و بستنی میفروشد می تواند کنار باشگاه بدنسازی ملکی را اجاره کند اما کافیشاپ نه.
دیگری می گوید: قانونی دیگر اشتغال بانوان را در کافیشاپها ممنوع کرده مگر اینکه کلیه ی پرسنل زن باشند، استخدام مردی که ظرفهای کافه را بشوید و کمترین تعداد ظرف را بشکند و حقوق بیش از حدی را هم طلب نکند (برای این چنین کار نیمه وقتی) بسیار سخت است و گاهی اوقات حتی غیرممکن میشود.
تصمیمات تحمیلی
اگر فکر می کنید دقیقا دلیل تصمیم گیری ها و اعمال روزانه خود را می دانید، باید بگوییم که سخت در اشتباه هستید! بررسی های روانشناسی حاکی از آن هستند که افراد به روشی مرموز و گیج کننده رفتار می کنند که حتی خود نیز از آن اطلاعی ندارند.
در مقاله حاضر چکیده ای از نقل قول های مربوط به واقعیت های حیرت آور در مورد روانشناسی اجتماعی ارائه شده است. اگرچه برخی از موارد بی ارتباط با روانشناسی اجتماعی هستند، اما به نظر می رسد ذکر آنها خالی از لطف نیست. متن زیر را بخوانید تا متوجه شوید چرا ما اغلب، سایر افراد را نادان و خود را قربانی شرایط می خوانیم؟ چرا در جمع دوستانه حاضریم کارهایی که حتی به نظرمان اشتباه هستند را انجام دهیم ولی از جمع دوستانمان طرد نشویم؟
ما اغلب موافق با نظر جمع هستیم، حتی اگر حق با آنها نباشد!
در دهه ۱۹۵۰ ، سولومون آچ، روانشناس، آزمایشی ترتیب داد که در آن سه خط به افراد نشان داده می شد و از آنها پرسیده شد که کدام یک طویل تر از دیگری است؟ یکی از خط ها به وضوح دراز تر از بقیه بود.
در هر مرحله از آزمایش، گروهی هم در اطراف فرد آزمون دهنده وجود داشتند که عمدا می گفتند کوتاهترین خط، دراز ترین خط است! نتیجه این شد که حدود ۷۵ درصد از آزمون دهندگان دست کم یکبار موافق با نظر افراد پیرامون خودشان بودند و این به شما نشان می دهد که تا چه حد می توانید تحت تاثیر نظر افراد پیرامون خودتان باشید حتی اگر اشتباه کنند!
در سال ۲۰۰۵، جورج برن، روانپزشک و متخصص علوم اعصاب، این آزمایش را تکرار کرد و به نتایج مشابهی دست یافت. برن در حین آزمایش به اسکن مغزی افراد تحت آزمایش نیز پرداخت و به این نتیجه رسید که فشار افراد پیرامون, فرد را مجبور می سازد تا ادراکی که خود از واقعیت دارند تغییر دهند
گاهی به جای فکر کردن و تصمیم گرفتن, حاضر می شویم از گزینه ای عمومی استفاده کنیم
در کشورهایی که در گواهینامه رانندگی, بخشی برای اهدای عضو در نظر گرفته شده است میزان رضایت از اهدای عضو به مراتب بیشتر از کشورهایی است که در گواهی نامه رانندگی آنها چنین بخشی وجود ندارد.
به گفته کریستین لی، تصمیم گیری امری دشوار است، بنابراین اغلب اوقات، افراد به گزینه های پیش فرض متوسل می شوند..
ما در لحظه، بیشتر تحت تاثیر محیط اطراف خود هستیم تا اطلاعات قبلی
دریکی از مطالعات که در کتاب ” شما چندان باهوش نیستید ” ذکر شده است، پژوهشگران از آزمون دهندگان خواستند تا یک ۱۰ دلاری را بین خود و شریک خود تقسیم کنند. وقتی آنها در درون اتاقی با یک کیف دستی، کیف چرمی و یک خودنویس بودند، دو برابر بیشتر از زمانی که در اتاقی خالی قرار داشتند، برای خود پول بیشتری بر می داشتند.
اما وقتی از آنها در مورد دلیل رفتارشان سوال شد، هیچ کدام به اشیایی که در اتاق قرار داشت اشاره ای نکردند و در مقابل معتقد بودند که رفتارشان بسیار منصفانه بوده است.
به گفته فابیو براشت، در توضیح این یافته می توان گفت ” تمام اعمال ما همواره تحت تاثیر ارزش ها و پیام هایی است که از جانب محیط و حتی کیف های متفاوتی که درون اتاق قرار داشتند, دریافت می شوند
منبع/http://www.businessinsider.com/mind-blowing-psychology-findings-2015-7
ناجی 96 ساله
مانور هایملیخ، چیز آشنایی برای پزشکان و کسانی است که در رشتههای مرتبط با پزشکی تحصیل کردهاند. اما شاید ما تا به حال کنجکاوی نکرده باشیم که چه کسی این شیوه و روش بیرون آوردن اجسام خارجی از مجاری هوایی مصدومان را ابداع کرده است. وقتی که لقمه غذایی یا هر جسم خارجی دیگری در گلو گیر میکند و وارد مجاری هوایی میشود، فرصت اندکی برای نجات دادن جان یک انسان وجود دارد. کافی است که چند دقیقه دیر عمل بشود، آنگاه یا شخص میمیرد یا دچار آسیب مغزی برگشتناپذیر به خاطر نرسیدن اکسیژن به سلولهای مغزی میشود.
بنابراین باید شیوهای ساده و عملی و بدون نیاز به هیچ وسیلهای، ابداع میشد تا بتواند به کمک مصدومان بیاید. هنری هایملیخ، یک جراح قفسه سینه است که در سال ۱۹۲۰ در ویلمینگتون آمریکا به دنیا آمد. او در سال ۱۹۴۳، فارغالتحصیل رشته پزشکی شد. در ژوئن سال ۱۹۷۴، او مقالهای در یک نشریه پزشکی منتشر کرد و در آن شیوهای که برای بیرون آوردن اجسام خارجی از مجاری هوایی ابداع کرده بود را توضیح داد. بحث در مورد شیوه بیرون آوردن اجسام خارجی در سنین و شرایط مختلف، بسیار مفصل است و هماکنون گایدلاینهای انجمن قلب آمریکا و نیز صلیب سرخ آمریکا، الگوریتمهای متفاوتی در مورد شیوه انجام کار را توصیه میکنند.
اما در اینجا اگر بخواهیم به صورت خیلی مختصر مانور هاملیخ را توضیح بدهیم باید بگوییم که در این حرکت، مصدوم را سرپا نگه داشته و دست خود را زیر دیافراگم او قرار می دهیم. دست دیگر را روی دست اول گذاشته و با تمام قدرت به صورت ضربه ای دست های خود را به سمت بالا و داخل حرکت می دهیم. این حرکت باعث می شود، میزان کمی هوا که داخل ریه است با شدت خارج شده و هر جسم که در مسیر آن قرار دارد به بیرون پرت شود.همین شیوه ساده، تا به حال جان هزاران نفر را نجات داده است. اما جالب است بدانید که دکتر هایملیخ با اینکه خود این شیوه را ابداع کرده بود، هرگز خودش شخصا این مانور را برای نجات جان یک آدم، انجام نداده بود.
تا اینکه همین دوشنبه هفته قبل، هاملیخ که حالا ۹۶ ساله است و در یک مرگز نگهداری از سالمندان زندگی میکند، هنگامی که در رستوران مشغول صرف غذا بود، متوجه شد که لقمه غذا در گلوی زنی در میز کناریاش، گیر کرده است و او در آستانه خفه شدن است.
بنابراین او به سرعت به پا خاست، زن مصدوم ۸۷ ساله را که پتی ریس، نام داشت، بلند کرد، از پشت در برگرفت و با حلقه کردن دست در زیر دیافراگم و انجام مانور، جان او را نجات داد.جالب است بدانید که در سال ۱۹۷۶، زمانی که رونالد ریگان سوار هواپیما بود تا رهسپار یک کارزار انتخاباتی شود، بادام زمینی وارد مجاری هوایی اش شده بود، و باز هم اگر این مانور نبود، شاید دیگر رونالد ریگانی نبود که چهره سیاسی آمریکا را تغییر بدهد و کسی نمیتواند پیشبینی کند که اگر شخص دیگری رئیس جمهور آمریکا میشد، مسیر جنگ سرد یا حتی جنگ ایران و عراق، تا چه حد متفاوت میبود!
البته کارکنان غذاخوری آن مرکز سالمندان، خودشان آموزش انجام مانور هایملیخ را دیده بودند، اما وقتی یکی از آنها دید که خود مبدع مانور، در کنار مصدوم است و دست به کار شده است، درنگ کرد تا خود هایملیخ کار را انجام بدهد!دکتر هایملیخ ، علیرغم کهولت سن، هنوز آدم فعالی است، شنا میکند و به کنسرتهای موسیقی میرود. او در دوران طبابتاش هم آدم مبتکری بود. یکی از اختراعهای او، اختراع دریچهای برای جلوگیری از حرکت هوا Heimlich valve به داخل لولههای سینه chest tube بود.
و البته مثل دیگر مخترعان و مبتکران، همه خلاقیتهای او توأم با موفقیت نبود، به عنوان مثال او در دهه ۱۹۸۰ تلاش کرد تا با ابتلای کردن عمدی و کنترلشده بیماران با مالاریا، در جهت درمان بیماریهایی مثل سرطان، لایم و ایدز، تلاش کند. این تلاش او البته، با شکست مواجه شد.
http://mashable.com/2016/05/27/heimlich-does-the-heimlich/#_l5ie3R86qqh
ناگفتههای محمود دولت آبادی از نشر نسخه جعلی «زوال کلنل» در گفتوگو با دو هفته نامه «روبهرو»
یک مثلث کثیف
مسئول نشر نسخه جعلی کلنل هستند
محمود دولت آبادی، نویسنده، در گفتوگویی که اخیراً با دوهفتهنامۀ روبهرو داشته است، از انتشار غیرقانونی کلنل «جعلی» گلایه کرده است. این گفتوگو با عنوان «در این مملکت چهها که با من نکردید!» در ششمین شمارۀ این نشریه منتشر شده است.
گزیدهای از سخنان دولتآبادی در گفتوگو با این نشریه که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است، از این قرار است:
ـ من۲۰ فروردین ۶۲ نقطه پایان «کلیدر» را گذاشتم، پیش از آن «روزگار سپریشده مردم سالخورده» را برای نوشتن در ذهنم آماده میکردم که بعد از کلیدر کار آن را شروع کنم، البته آن زمان روزگار اسامی دیگری داشت.
ـ وقتی نوشتن کلنل را شروع کردم، در مسیر نوشتن به تدریج یادم آمد که یک شب بخشهایی از این کتاب را در خواب دیدهام. خواب به سال ۱۳۵۹ برمیگشت. جالب است که تا در نوشتن پیش نرفته بودم، خاطرم نبود چنین خوابی دیدهام.
ـ هرگز نمیتوانستم سراغ «روزگار سپریشده مردم سالخورده» بروم و تمامش کنم مگر با نوشتن این کار؛ کلنل. و دو سال طول کشید تا نوشتنش به اتمام رسید، تا پایان این سال اجازه انتشار کلیدر جامع هم با تلاش دکتر محمد خاتمی که وزیر ارشاد بود، علیرغم تمام مخالفتها، صادر شد.
ـ حالا به آقایان میگویم اگر میخواستم بهرهبرداری سیاسی از این کتاب (کلنل) کنم، همان زمان بهترین دوره بود. در آمریکا به من گفتند اگر بمانی، کلیدر ترجمه میشود و اگر ترجمه شود، نوبل میگیرد. حالا تصور کنید میماندم و میگفتم علاوه بر کلیدر، اثر جدید و منتشرنشدهام هم هست و مسلماً که در آن شرایط بهتر میتوانستم از کلنل بهرهبرداری سیاسی کنم، اما من حرفش را هم هیچ کجا نزدم و به خواست خودم برگشتم و در آن شرایط به کارم در روزگار سپری شده ادامه دادم
ـ روحانی باید به این مسئله رسیدگی کند که اینها چه کسانی هستند؟ چرا چوب لای چرخ میگذارند؟ ـ معاون وزیر ارشاد از من دعوت کرد که به دیدنش بروم. ما دو ساعت صحبت کردیم. ایشان گفت من در هواپیما این کتاب را خواندهام. گفتم حالا که خواندید، به نظرتان کجاها را باید تغییر دهم؟ ایشان گفت من نمیتوانم چیزی بگویم و شما خودت برو یک بار دیگر کتاب را نگاه کن. من آن پینوشت یا همان شرحی که بر کتاب نوشته بودم را به ایشان نشان دادم و گفتم من برای راحتی کار شما، این توضیح را هم نوشتهام. ایشان گفت شما یک بار دیگر کتاب را بازبینی کن تا ما برای شب عید به کتاب مجوز نشر دهیم. اسفندماه بود گفتم من هم به شما قول میدهم بعد از آن ۱۵ روز عید که مطبوعات تعطیل هستند، یک ماه به سفر بروم و با هیچ رسانهای صحبت نکنم. جلسه تمام شد و به خانه برگشتم اما انگار آنجا شنود بود! فردا صبح یکی از آقایانی که در مطبوعات کار میکرد، به من زنگ زد و ماجرا را پیجو شد. گفتم این کتاب هنوز اجازه نگرفته و شما نباید هیچ خبری را منتشر کنید، اما به رغم آنچه من تأکید کرده بودم، در روزنامه فردا آن عکس تمامقد و آن تیتر «کلنل از سد سانسور گذشت» را منتشر کردند و درست روز بعد، کتاب جعلی کلنل را به بازار دادند.
ـ گفتم اجازه نشر کتاب را که ندادید، چرا جلوی جعلیاش را نمیگیرید؟ گفتند ما که نیروی اجرایی و انتظامی نداریم. در حالی که وزارت ارشاد همهچیز دارد.
خطاب به آقای روحانی، درباره اتفاقی که بر شما میرود، چه میگویید؟
اشتباه مرا ببخشید که به شما امید بسته بودم. چون در دوره آقای احمدینژاد، اگر اجازه نشر کتابم را ندادند، اجازه هم ندادند کسی کتاب مرا جعل کند. شاید این تدبیر به خاطرشان نرسیده بود! افتخار جعل شدنش متعلق به دوران تدبیر و امید آقای روحانی است. و البته افتخار هیچ کاری نکردن. وزارتخانه ایشان هم!
پوریا سوری در مقدمۀ این گفتوگو نوشته است: یک حساب سرانگشتی کنیم، به تخمین نشر چشمه، «زوال کلنل» قرار بود با تیراژ ۱۰۰هزار نسخهای (یا ۵۰هزار نسخهای) منتشر شود، متوسط قیمت کتاب را هم اگر ۲۵هزار تومان بگیریم که شاید بیشتر هم میتوانسته باشد، عواید فروش این کتاب بالغ بر ۲میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان میشده، اگر مثلاً سهم ۱۸درصدی از این مبلغ را که شاید بیشتر هم باشد، برای مولف در نظر بگیریم، حقالتألیف محمود دولتآبادی از نشر زوال کلنل، رقمی حدود ۴۵۰ میلیون تومان میشد؛ رقمی چشمگیر برای نویسندهای کهنسال که تنها ممر درآمدش نوشتن است و نوشتن.
۴۵۰ میلیون تومان سهم دولتآبادی از نوشتن زوال کلنل، و سهمی در همین حدود برای کتابفروشها و توزیعکنندههای کتاب و مبلغی نزدیک به ۱ میلیارد تومان سهم نشر چشمه، در عرض ۳ روز کاری (به روایت محمود دولتآبادی در گفتوگو با «روبهرو») دود شد و به هوا رفت، به همین راحتی. کک هیچ مسئولی در وزارتخانه ارشاد یا نهادهای ذی ربط هم نگزید.
آیا توطئهای درکار است؟ آیا گروهی از درون قصد زمینگیر کردن سیاستهای باز فرهنگی دولت تدبیر و امید را دارند؟ سهم مافیای نشر زیرزمینی (که منابع حمایتیشان آشکار نیست) از عدم انتشار کتاب اصلی زوال کلنل توسط نشر چشمه، و نشر کتاب جعلی کلنل در بازار غیرقانونی کتاب، چقدر است؟ چه کسانی پول «کلنل» را بالا کشیدهاند و یک قلپ آب هم رویش!
هویداست دزدی آشکاری رخ داده است، برای مبلغ بسیار کمتر از اینها در راهروهای منتهی به دادگاههای کشور، متهمان بیشماری صف کشیدهاند، به جرم دزدی، جعل، کلاهبرداری و حتی قتلی مرتبط! حالا حساب کنید سرقتی فرهنگی از جماعتی بیپناه رخ داده، خصوصاً مولف کتاب که عصاره جانش را چکانده در برگ برگ اثری که ثمره زندگیاش است. دزدی آشکاری که هم سودای ضربه به اقتصاد و رفاه نویسنده را دارد و هم به واسطه نشر کتابی جعلی به نام نویسنده بزرگ ایرانی، ترفندی است برای بیاعتبار کردن قلم شکیبا و فاخر محمود دولتآبادی. ضربه به صنعت نشر و کتابخوانی و این قبیل هم بماند!
پس حق بدهید خالق «کلیدر» از زمین و زمانه ناراحت و عصبی باشد، از دولتی که با حمایتهای امثال او بر روی کار آمده و از رئیسجمهوری که باید فراتر از شعار، به حیطه عمل وارد شود و از وزیر فرهنگ و عوامل اجرایی وزارتخانهاش بپرسد که چه بر سر این مرد و اعتبارش آوردهاید؟ بپرسد چگونه اجازه دادید که اثری با این اهمیت، از مسیر قانونی انتشار رانده شود؟
زوالِ کُلُنِل اثری از محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر است که در سالهای ابتدایی دهه ۱۹۸۰ میلادی به زبان فارسی نوشته شد، اما برای نخستینبار در سال ۲۰۰۹ میلادی، توسط ناشر سوئیسی به زبان آلمانی منتشر شد. رمان زوال کلنل سرگذشت افسری وطندوست در ارتش ایران است که زندگی او و خانوادهاش در مقطع انقلاب ۱۳۵۷ ایران مرور میشود. داستان رمان تنها در یک شبانهروز میگذرد، اما در بازگشت به گذشته مرور و تأملی عمیق در حوادث تاریخ سده اخیر ایران و تلاش مردم در رسیدن به راه جامعهای مدرن و پیشرفته را منعکس میکند.
نمایشگاه کتاب؛ یک سود و صد ضرر
نمایشگاه کتاب؛ یک سود و صد ضرر
اگر با هدایت درست و مدریت کارآمد هزینههای برگزاری بیست و نه دوره نمایشگاه، صرفِ ایجاد زیرساختهای نشر، مطالعه و کتابخوانی در کشور میشد، بدون شک امروز وضعیت نشر کتاب در کشور اینگونه نبود که هست!
بیست و نهمین دوره نمایشگاه کتاب تهران در اردیبهشتماه 95، برگزار شد و مطابق با سنوات گذشته، جمعی از علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی را گرد هم آورد، اما آیا این اتفاق فرهنگی، توانسته است درمانی برای تن نحیف و بیمار صنعت نشر در کشور باشد؟
آمار و ارقام ارائه شده از این نمایشگاه، از منظر مسئولان و برگزار کنندگان حکایت از یک موفقیت بزرگ داشت. به عنوان مثال حسین نوشآبادی سخنگو و معاون پارلمانی وزیر ارشاد- اخیرا در نشست خبری خود اعلام کرده است: «حضور 2 هزار و 400 ناشر ایرانی در 1700 غرفه و ارائه 300 هزار عنوان کتاب داخلی و 160 هزار عنوان کتاب خارجی موفقیت بزرگی بود و باید آن را به فال نیک گرفت.»
از طرفی، مشخصا مهمترین کارکرد نمایشگاه کتاب تهران، برخلاف عنوانی که به یدک میکشد، ماهیت فروشگاهی آن است؛ آنقدر که مدیران فرهنگی در سالهای اخیر، حتی در حد شعار هم که شده بر تقویت ماهیت نمایشگاهی آن در برابر غلبه واقعیتِ فروشگاهی آن تاکید کردهاند. این واقعیت تا حدی ملموس بوده که شرکت در نمایشگاه برای ناشران، همواره امکانی برای دسترسی به نقدینگی و شرط بقا در بازار بحرانزده نشر مطرح بوده است.
با در نظر گرفتن مبلغ ۱۴ هزار و ۴۲۷ تومان میانگین قیمت کتاب در 6 ماهه نخست سال 94، برای کل سال، جمعِ قیمت کتابهای منتشر شده در سال گذشته، چیزی حدود 2400 میلیارد تومان بوده است! بنابراین با درنظر گرفتن فروشِ 110 میلیارد تومانی نمایشگاه کتاب تهران (حتی اگر نخواهیم بخش فروش کتابهای خارجی را از آن کسر کنیم و تمام این مبلغ را به عنوان فروش کتابهای داخلی در نظر بگیریم) این بازه 10 روزه امکان فروشِ تنها 4 و نیم درصد از کتابهای منتشر شده در سال 94 را فراهم کرده است.
جالب است که برگزاری بزرگترین رویداد فرهنگی کشور (و به قولی منطقه) تنها امکان بازگرداندن 4 و نیم درصد از سرمایه بالقوه نشر کشور را محقق میکند. بنابراین صدور بیانیههای شعاری و تبلیغاتی حول محور نماشگاه کتاب، به دور از عملکرد واقعی آن است. پس چرا مسئولان اینقدر به برگزاری آن افتخار میکنند؟ آیا تکیه بر انبوه بازدیدکنندگان از نمایشگاه کتاب، ابزاری برای بزرگنمایی اقدامات و مخفی نگه داشتن واقعیت نیست؟
نباید فراموش کنیم که برپایی این نمایشگاه عظیم و فراخ، سالانه چه خرجی را روی دست برگزار کنندگان میگذارد
با ارجاع به تعاریف و انتقاداتی که همواره به این فروشگاه بزرگ وارد بوده، خوب است این کارکرد 4 و نیم درصدی در اقتصاد نشر را با مضرات نمایشگاه مقایسه کنیم؛ مضراتی مثل صدمهای که نمایشگاه کتاب با حذف چرخه فروش کتاب (مراکز پخش و خصوصا کتابفروشان) به اقتصاد نشر میزند! تازه نباید فراموش کنیم که برپایی این نمایشگاه عظیم و فراخ، سالانه چه خرجی را روی دست برگزار کنندگان میگذارد! فرقی ندارد وزارت ارشاد این مبلغ را بپردازد و چه شهرداری تهران؛ در هر دوحالت این هزینهها از بودجه کشور یا به عبارتی، بیتالمال هزینه میشود؛ مبلغی که بنا به اعلام موسسه فرهنگی نمایشگاههای ایران سالانه دستِ کم برابر با صرفه جویی 15 میلیاردی از محل جابجایی نمایشگاه از مصلا تهران به شهر آفتاب است!
اما چرا همچنان ناشران از شرکت در نمایشگاه کتاب تهران استقبال میکنند؟ دلیلش این است که این حضور، آنها را از پرداخت تقریبا 40 درصد از رقم پشت جلد کتابها به مراکز پخش و کتابفروشیها، معاف میکند. آنها با احتساب 30 درصد هزینه تولید کتاب، 10 درصد حقالتالیف یا حقالترجمه و 10 درصد تخفیفِ تکلیفی نمایشگاه، میتوانند دست کم از فروش هر کتاب،50 درصد از رقم پشت جلد آن را سود کنند.
به مناسبت نهم خردادماه سالروز درگذشت فریدون توللی شاعر احساسات فردی
به مناسبت نهم خردادماه سالروز درگذشت فریدون توللی
شاعر احساسات فردی
فریدون تَوَلَلی در شیراز به دنیا آمد. والدینش از تیره توللی طایفه قشقایی بودند. پس از پایان دورۀ آموزشهای دبستانی و دبیرستانی در این شهر، وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۰ در رشتۀ باستانشناسی دانشکده ادبیات این دانشگاه فارغالتحصیل گردید. سپس به کار باستانشناسی روی آورد و تا امرداد ۱۳۳۲ چندی رئیس ادارۀ باستانشناسی استان فارس بود. توللی، پس از شهریور ۱۳۲۰ وارد فعالیتهای سیاسی شد و به نوشتن مقالات سیاسی در نشریات حزب توده و مجموعۀ سیاسی طنزآمیزی با نام «التفاصیل» پرداخت. توللی پس از کودتای ۲۸ امرداد از فعالیتهای سیاسی دست شست و در کتابخانۀ دانشگاه پهلوی شیراز به کار مشغول شد. توللی بر اثر آشنایی با نیما یوشیج در شعر بهشیوهً جدید گرایش یافت و به یکی از پیشروان آن تبدیل شد. دفترهای شعر «رها» و «نافه» او محصول همین دوران است. وی بعدها به مخالفت با فرم آزاد نیمایی پرداخت و مجموعهای از غزل و قصیده به شیوۀ قدیم را با نام «پویه» منتشر کرد.
توللی با زبان فرانسه آشنایی داشت و اشعاری از شاعران فرانسهزبان را به فارسی برگرداندهاست. او سرانجام پس از سالها بیماری قلبی در سال ۱۳۶۴ درگذشت.
شعر توللی عمدتاً شعری عاشقانه، رمانتیک و احساساتی است: با تصاویر، واژهها و ترکیبهای فریبندۀ خوشاهنگ، که با بیان شاعرانۀ از احساسات فردی، سخن میگوید؛ و توفیق وی در شاعری، به سبب همین شعرهاست. توللی در سرودن شعر عاشقانه به شیوۀ نو، روزگاری پیشرو و نظریهپرداز بودهاست و در این زمینه سهم بزرگی دارد. یکی از شعرهای این شاعر نامدار را می خوانیم :
بلم آرام چون قویی سبکبال
به نرمی بر سر کارون همی رفت
به نخلستان ساحل قرص خورشیــــد
ز دامان افق بیرون همی رفت
شفق بازی کنان در جنبش آب
شکوه دیگر و راز دگر داشت
به دشتی پر شقایق باد سرمست
تو پنداری که پاورچین گذر داشت
جوان پارو زنان بر سینه ی موج
بلم می راند و جانش در بلم بود
صدا سر داده غمگین در ره باد
گرفتار دل و بیمار غم بود
«دو زلفونت بود تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمه شو آیی به خوابم»
درون قایق از باد شبانگاه
دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد
زنی خم گشته از قایق بر امواج
سر انگشتش به چین آب می خورد
صدا چون بوی گل در جنبش آب
به آرامی به هر سو پخش می گشت
جوان می خواند سرشار از غمی گرم
پس دستی نوازش بخش می گشت
«تو که نوشم نئی نیشم چرایی
تو که یارم نئی پیشم چرایی
تو که مرهم نئی ریش دلم را
نمک پاش دل ریشم چرایی»
خموشی بود و زن در پرتو شام
رخی چون رنگ شب نیلوفری داشت
ز آزار جوان دل شاد و خرسند
سری با او، دلی با دیگری داشت
ز دیگر سوی کارون زورقی خرد
سبک بر موج لغزان پیش می راند
چراغی کورسو می زد به نیزار
صدایی سوزناک از دور می خواند
نسیمی این پیام آورد و بگذشت:
«چه خوش بی مهربونی هر دو سربی
جوان نالید زیر لب به افسوس
که یک سر مهربونی، درد سر بی »
نشست تخصصی جامعه شناسی هنر جنوب کرمان برگزار می شود
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان گفت: نشست تخصصی جامعه شناسی هنر ویژه هنرمندان جنوب کرمان برگزار می شود.
حجت الاسلام سید احمد حسینی در جمع اصحاب رسانه افزود: این نشست با حضور یدالله آقا عباسی پژوهشگر و نویسنده حوزه هنر 16 خرداد ماه برگزار می شود.
وی اظهار داشت: هنرمندان علاقه مند حضور در این نشست می توانند با مراجعه به ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خود نسبت به نام نویسی جهت حضور در این نشست اقدام کنند.
وی با بیان اینکه نام نویسی از هنرمندان تا 10 خرداد ماه ادامه خواهد یافت، بیان داشت: ظرفیت کلاس مذکور 30 نفر بوده و در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان برگزار خواهد شد.
وی ادامه داد: بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته برپایی نشست هایی از این دست در سال جاری استمرار دارد.
آغاز کارگاه آموزشی «ادبیات داستانی طنز» از نهم خرداد در کرمان
کارگاه آموزشی «ادبیات داستانی طنز» در کرمان آغاز شد. این کارگاه آموزشی که مدرس آن «محمدعلی علومی» نویسنده و طنزپرداز شناختهشدۀ استان است، به صورت هفتگی و در روزهای یکشنبه برگزار خواهد شد. کارگاه آموزشی «ادبیات داستانی طنز» ویژه داستاننویسان است و در جلسات آن، ضمن آموزش شگردهای طنزنویسی، داستانهای طنز نویسندگان بزرگ ایران و جهان نیز تحلیل و بررسی میشود. همچنین پخش فیلمهای کمدی سینمای جهان و تحلیل آنها از منظر طنزپردازی، از بخشهای دیگر این کارگاه آموزشی است. استاد «محمدعلی علومی» مدرس کارگاه آموزشی ادبیات داستانی طنز، از نویسندگان فعال و باسابقه کشور و صاحب آثار تحسینشدهای همچون رمان «شاهنشاه در کوچه دلگشا»، «سوگ مغان»، «پریباد»، مجموعهداستانهایی مثل «هراز و یکشب نو»، «داستانهای غریب، مردمان عادی» و چند اثر پژوهشی در حوزه طنز، از جمله «بررسی طنز در خارستان حکیم قاسمی کرمانی» است.
«کتاب» فاضل نظری در یک ماه 25 هزار جلد فروخت
مجموعه شعر «کتاب» سروده فاضل نظری در عرض یک ماه به فروش 25 هزار جلدی رسید که نشان از اقبال بالای مخاطبان به اثر جدید این شاعر دارد.
مجموعه شعر «کتاب» که کمی قبل از بیست و نهمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران منتشر شده بود و توانست در 10 روز نمایشگاه به رکورد فروش 15 هزار جلدی دست یابد، همچنان پرفروشترین کتاب سوره مهر است و تاکنون 10 چاپ از این کتاب به اتمام رسیده است. مجموعه شعر «کتاب» پنجمین دفتر شعر نظری، شامل 39 غزل با مضامین عاشقانه، عارفانه و اجتماعی است.
فاضل نظری درباره عنوان این دفتر شعر این گونه توضیح میدهد: «کتاب» پیش از هر چیز نام معجزه پیامبر عزیزمان است و من با این نامگذاری درصدد بودم تا اهمیت این معجزه را یادآوری کرده باشم. از سویی دیگر، انتخاب این نام تلاشی است برای نشان دادن اهمیت کتاب و خواندن. آثار دیگر فاضل نظری از قبیل «گریههای امپراتور»، «اقلیت»، «آنها» و «ضد» نیز جزو پرفروشترین کتابهای انتشارات سوره مهر هستند.
«روشنفکری»
مجوز گرفت
هفته نامه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و هنری «روشنفکری» به صاحب امتیازی نظر احمدی مجوز گرفت.
نظر احمدی شاعر، نمایشنامه نویس و دانش آموخته تئاتر متولد جیرفت است احمدی در این مورد به خبرنگار پیام ما گفت : این نشریه با استفاده از روزنامه نگاران مطرح استان و مشاوره و همکاری شاعران، هنرمندان و صاحبنظران برجسته در حوزه های مختلف، به زودی در گستره استان پهناور کرمان شروع به فعالیت خواهد کرد و سعی خواهد کرد به سهم خود از نظر شکلی و محتوایی روزنامه نگاری استان را ارتقا بخشد.
سوء مصرف الکل بررسی می شود هوشیاری گم شده
سوء مصرف الکل بررسی می شود
هوشیاری گم شده
پیام ما-الکل ماده ای است، که مصرف آن در ایران ممنوع است، به همین علت صحبت کردن درباره آن هم مشکل می شود اما واقعیت این است که عده ای از اعضا جامعه به هر دلیلی به سمت مصرف آن می روند. کارشناسان ومسئولین هم دراین رابطه ابراز نگرانی کرده ونظراتی ارائه داده اند:
6 درصد ایرانیان تجربه مصرف الکل دارند
محمدرضا قدیرزاده، مدیرکل حوزه ریاست سازمان پزشکی قانونی ضمن بیان اینکه شیوع مصرف و اختلال الکل در کشور حدود یک درصد است، به «ایسنا» اظهار کرد : «در حال حاضر هیچ آماری در خصوص شیوع و میزان مصرف الکل در کشور نداریم و آمارهای پزشکی قانونی نیز تنها به آمار مسمومیت ها و مرگ و میر ناشی از مصرف الکل ارتباط دارد.» وی در ادامه ضمن بیان آنکه آنچه در جامعه درخصوص مصرف مشروبات الکلی می بینیم، آن چیزی نیست که آمارها به ما می گویند، بیان می کند: «اخیرا برای اولین بار از سوی وزارت بهداشت اعلام شده که الکل هم یکی از فاکتورهای بیماری های غیرواگیر است. الکل نیز مانند موادمخدر هر چه غلظت بیشتری داشته باشد، خطر بیشتری نیز به دنبال دارد. در کشور ما نیز تقریبا حدود شش درصد مردم ایران تجربه مصرف الکل دارند.» او اضافه کرد: «شاخص مصرف سنگین دوره ای در دنیا 6/3 درصد است اما بنابر آمارهای غیررسمی این شاخص در کشور ما 19 درصد است یعنی فردی که در کشور ایران مشروب خواری می کند نسبت به افراد دائم الخمر در کشورهای اروپایی سه برابر بیشتر الکل مصرف می کند.»
قدیرزاده هم چنین به چرخش مالی و صنعت مشروبات الکلی اشاره کرد و گفت: «مجموع چرخش مالی و خرید و فروش مشروبات الکلی در کشور 658 میلیارد تومان است و 23 کارخانه تولید الکل در کشور وجود دارد.»
علی اکبر سیاری معاون بهداشت وزارت بهداشت در رابطه با آمار مصرف الکل به «فارس »گفت: «سالانه 420 میلیون لیتر مشروبات الکلی در ایران به مصرف می رسد. و حدود دو سوم الکل مصرفی، ساخت داخل است و حاوی بدترین مواد مضر است.»
با توجه به جمعیت 79 میلیونی ایران وبا توجه به آمار ارائه شده با یک جمع وتقسیم میتوانیم به این نتیجه برسیم که که درسال هر فرد نزدیک به 89 لیتر مشروبات الکلی مصرف میکند.
شروع از دوران نوجوانی
نرگس بیرقی، روانپزشک در باره مصرف الکل می گوید: «مهمترین مسئله درباره الکل این است که برخی نوجوانان از سنین پایین این ماده را مصرف می کنند. در صورتی که دربسیاری از کشورهای دنیا به هیچ وجه اجازه نمی دهند، افراد زیر 20 سال لب به الکل بزنند.» وی اضافه می کند: «مسئله مهم این است که هیچ آموزشی برای منع مصرف الکل در کشور وجود ندارد، در حالی که سوء مصرف الکل، مسمومیتهای ناشی از آن و خطرات مرگ آور این ماده در بین نوجوانان دیده می شود.»
او می افزاید: «کسی که سالها الکل مصرف کرده است، دچار مسمومیت با الکل نمی شود، زیرا بدن این افراد نسبت به الکل مقاوم می شود، آستانه تحمل آنها بالا می رود و البته این افراد معمولا به عوارض مزمن الکل دچار می شوند.گرایش به الکل از سنین پایین ودر دوره نوجوانی و جوانی بیشتر است و علت آن این است که در سنین پایین قسمت قدامی مغز پیشرفت نکرده و فرد بدون تعقل کافی برای انجام یک کار مخاطره آمیز تصمیم می گیرد. در حالی که افراد بزرگسال برای انجام یک کار جدید مدتها فکر و سبک و سنگین می کنند.»اومی گوید: «علت دیگر آن قرار گرفتن نوجوانان و جوانان در بین همسالان و فشاردوستان برای مصرف الکل یا سایر مواد اعتیاد آور است.» وی گفت: «بسیاری از این افراد تصور می کنند که مست نیستند یا فکر می کنند با انجام برخی کارها مستی آنها می پرد وممکن است بی مهابا پشت فرمان خودرو می نشینند و رانندگی می کنند.»
ساقی ها ترامادول و مواد روانگردان
در الکل می ریزند
بیرقی اضافه کرد: «مسئله بسیار مهم دیگر ساقی هایی هستند که الکل توزیع می کنند، واقعیتها نشان می دهد که در برخی از این الکل ها مواد روانگردان مانند ترامادول یا دیازپام له و حل می کنند وبا این کار میزان وابستگی را افزایش می دهند.» وی ادامه داد: «الکل به تنهایی خطرناک است و اضافه کردن این مواد نیز علاوه بر اینکه باعث تشنج حاد می شود، احتمال مرگ برای مصرف کننده دارد.»
دارندگان کارت ترک اعتیاد به الکل
تعقیب نمی شوند
امیتیس توکلی، مدیر کلینیک سرپایی ترک اعتیاد به الکل هم در رابطه با مصرف کنندگان الکل می گوید: «مشکلات شرعی و قانونی مصرف الکل در ایران سبب شده است بسیاری از معتادان به مصرف الکل از مراجعه به کلینیک خودداری کنند.» وی می افزاید: «برخی از این معتادان تصور می کردند. در هنگام مراجعه بازداشت می شوند و به زندان می روند ولی با فرهنگ سازی که انجام شده این مشکل حل شده است و هم اکنون مراجعه کنندگان ما کارت درمانگاه ترک الکل را دریافت می کنند و تحت تعقیب قرارنمی گیرند.» توکلی می گوید:« برخی افراد تصور می کنند فقط مواد مخدری یا محرکی مانند شیشه زیان بار است و الکل آسیب چندانی برای مصرف کنندگانش ندارد درحالی که سوء مصرف الکل نیز مانند دیگر مواد مخدر به تمام ارگان های بدن آسیب می رساند.»
مردان بیشتر به کلینیک ترک الکل مراجعه می کنند
توکلی می افزاید: «میزان مراجعه مردان و میانسالان به کلینیک ترک اعتیاد بیشتر است. برخی افراد مراجعه کننده سال ها الکل مصرف می کرده اند و به یک علت خاص یا بدون علت مصرفشان به یکباره زیاد شده است.» وی در این باره می افزاید: «در این شرایط فرد روال عادی زندگی اش را از دست می دهد و چون باید میزان زیادی الکل مصرف کند، نمی تواند سر کار برود، مشکلات خواب یا زناشویی پیدا می کند و پرخاشگر یا دچار کاهش حافظه می شود.»
مرگ با الکل
هرچه میزان مصرف الکل بالاتر برود سطح هوشیاری فرد کاهش می یابد و فرد حرارت بدن خود را از دست می دهد، سیستم اعصاب مرکزی از کار می افتد و احتمال دارد با استفراغ و خونریزی معده و وارد شدن مواد مستفرغه به ریه موجبات مرگ فرد فراهم می شود.
94درصد ایرانیان از نظر مصرف الکل کاملا پاک هستند
علیرضا نوروزی، رئیس اداره مبارزه با اعتیاد وزارت بهداشت می گوید:«94درصد ایرانیان بزرگسال ازنظر مصرف الکل کاملا پاک هستند و قرار است برای درمان6 درصد باقی مانده،140مرکز درمان سرپایی در سال جاری تاسیس شود.» وی می افزاید: «درکشور ما به طورسنتی مصرف مواد بیشتر به سمت مواد افیونی بوده است اما در سالهای اخیر روند مصرف موادمحرک و الکل نیز افزایش یافته است و البته میزان افرادی که به علت مصرف الکل متقاضی درمان بوده اند، کمتر بوده است. اما وزارت بهداشت از سال گذشته یک حرکت پیش فعالانه انجام داد و مراکز درمان سرپایی و بستری الکل را نیز ایجاد کرد.»
وی افزود: «در سال 2011تنها جایی در دنیا که میزان مصرف سنگین الکل کاهش پیدا کرد، اروپای غربی بود، یعنی جایی که بزرگترین تولید کنندگان مشروبات الکلی وجود دارند.» این موضوع تامل برانگیز است.
انکار و ندیدن موضوعی، واقعیت آن را زیر سوال نمی برد. وقتی چیزی را در پستو نگه می داریم و تمام سعی مان را می کنیم که پنهان بماند، قطعا به عواقبی دچار خواهیم شد که بسیاری از آن ها ناخواسته است. همان گونه که در سال هایی نه چندان دور، صحبت از ایدز در هر محفلی چه رسانه ای و چه غیر رسانه ای ممنوع بود و یکی از تابوهای حرفه ای محسوب می شد. بعد از آفت هایی که از این پنهان کاری نصیب جامعه شد، فهمیدیم حتی اگر آسیبی وجود داشته باشد، تا دیده نشود درمان نخواهد شد.
الکل چه بلایی سر بدن می آورد؟
تأثیر منفی مصرف مشروبات الکلی روی بدن موضوع تازه ای نیست و محققان در این باره تحقیقات گسترده ای انجام داده اند. محققان ارتباط مصرف الکل را با بیش از۶۰نوع بیماری اعلام کرده اند. به گزارش سلامت آنلاین، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی هرکدام اثرات سویی به جا می گذارد و حالا تصور کنید این دو در کنار هم شدت بیشتری خواهند داشت و اثرات منفی و مخربی که به دنبال دارند حتی تا پایان عمر میتواند گریبان گیر فرد باشد.
کم خونی
مصرف مشروبات الکلی باعث کاهش سلول های خونی حامل اکسیژن می شوند که به کم خونی آن را می شناسیم. این حالت معمولاعلائمی چون خستگی، کوتاه شدن نفس و احساس سبکی در سر را شامل می شود.
سرطان
مصرف مداوم الکل خطر ابتلا به سرطان را افزایش میدهد. سرطان های مرتبط با الکل معمولا در نواحی دهان، حلق، حنجره،مری، کبد، سینه و روده هستند. احتمال بروز سرطان در افرادی که در کنار مصرف شدید الکل، سیگار نیز می کشند، بالاتر است.
بیماری های قلبی و عروقی
مصرف شدید مشروبات الکلی به ویژه در افراد تازه کار احتمال تشکیل لخته های خونی را بالا می برد که درنهایت منجر به حمله قلبی یا سکته قلبی می شود. محققان دانشگاه هاروارد دریافتند که مصرف الکل خطر مرگ را در افرادی که یک بار از حمله قلبی جان سالم به در برده اند، تا دو برابر افزایش می دهد. مصرف الکل در واقع، با ضعیف کردن ماهیچه های قلب، ریتم ضربان قلب را با مشکل مواجه می کند و با بروز لخته در عروق قلب، خطر سکته و حمله قلبی را افزایش می دهد.
سیروز کبدی
الکل برای سلول های کبدی ماده ای سمی است و بسیاری از مصرف کننده های این ماده مخدر بعد از چند سال به سیروزکبدی مبتلا می شوند و کبد آنها عملکرد طبیعی خود را از دست می دهد.
زوال عقل
با بالا رفتن سن، مغز تا حدود ۹/۱ درصد کوچک می شود. اما مصرف مشروبات الکلی سرعت کوچک شدن مغز را به ویژه در نقاط مرتبط با کاهش حافظه افزایش می دهد که در نهایت منجر به زوال عقل می شود.
افسردگی
مصرف بیش از حد الکل با بروز افسردگی رابطه مستقیم دارد. برخی تصور می کنند با مصرف الکل می توانند مشکلات روحی خود را حل کنند اما محققان معتقدند که اعتیاد به مصرف الکل خطر بروز افسردگی را بالا می برد.
فشار خون بالا
الکل سیستم عصب سمپاتیک که انقباض و انبساط عروق خونی را هنگام استرس و درجه حرارت بالا بر عهده دارند،دچار اختلال می کند. بروز اختلال در این سیستم باعث بالا رفتن فشارخون می شود که به مرور به مشکلی مزمن تبدیل می شود. فشارخون بالا در نهایت ممکن است منجر به بیماری های کلیوی، قلبی و سکته شود.
موادی چون الکل،هروئین و مسکن ها اثرات آرام بخش دارند که عملکرد بدن و مغز را کاهش می دهند و با بی حس کردن بدن، باعث خواب آلودگی می شوند.موادی چون آمفتامین ها، کوکائین، کراک و اکستازی اثر محرک دارند و انرژی زیادی در بدن تولید می کنند. گروه دیگری از مواد مخدرو اکستازی و ماری جوآنا در فرد هذیان ایجاد می کند و حواس شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی و چشایی او را تغییر می دهد LSD الکل و هروئین بر اثر اوردوز یا مصرف بیش از اندازه خطر مرگ را به دنبال دارند. مواد مخدر محرک درصورت مصرف بیش از حد ایجاد اضطراب و استرس می کنند و برای افرادی که از بیماریهای قلبی و فشار خون رنج می برند بسیارخطرناک است. داروهای هذیان آور نیز در فرد ایجاد رفتارهای خارج از عرف و خطرناک می کند و حالتی بی ثبات در فرد ایجاد می کند.
کامل ترین اطلاعات
در مورد وابستگی به الکل
الکل یکی از شایعترین مواد مورد سوء مصرف در در دنیاست. اعتیاد به الکل اغلب با عنوان الکلیسم نامیده می شود. الکل موجود در مشروبات الکلی اتانول نام دارد و از تخمیر میوه، سبزی و دانه های گیاهی به دست می آید. مشروبات الکلی میزان متفاوتی از الکل را دارند. (برای مثال آبجو ۵ درصد، شراب ۱۰-۱۵ درصد و ویسکی و عرق حدود ۴۰درصد الکل دارد.). مشروبات الکلی به صورت بی رنگ یا به رنگهای متفاوتی تولید می شوند.بعضی از افراد نیز الکل طبی راکه مایعی بی رنگ است و مصارف پزشکی دارد با نوشابه های مختلف مخلوط می کنند. نوع دیگری از الکل که از چوب بدست می آید متانول است که الکل صنعتی نامیده می شود. با توجه به سهولت دسترسی به این ماده و ارزان بودن به کرات مورد سوءمصرف واقع میشود که ممکن است به کوری، اغماء و حتی مرگ منجرگردد.
آثار مصرف الکل :
عوارض جسمانی مصرف الکل: کاهش فشارخون، احساس گرما، دشواری هنگام راه رفتن (تلوتلو خوردن)
عوارض روانی مصرف الکل: رفتار نامناسب، پرحرفی یا کم حرفی، حرف زدن نامربوط، معاشرتی شدن یا گوشه گیری و پرخاشگری، اختلال تعادل و ناتوانی انجام حرکات ظریف، اختلال در توجه و حافظه.
علائم ترک مصرف الکل:
چنانچه فردی پس از مصرف طولانی و زیاد الکل ناگهان آن را قطع کند یا مقدار آن را ناگهانی کاهش دهد، به طور متوسط پس از ۸-۶ ساعت علائم زیر بروز خواهد کرد: تعریق، افزایش ضربان قلب، لرزش شدید دست ها، بی خوابی، تهوع و استفراغ، اضطراب، تشنج، توهمات شنوایی و بینایی.
چگونه کمک کنیم؟
بمنظور پیشگیری از ایجاد فراموشی ناشی از مصرف طولانی مدت الکل، هر فرد الکلی باید روزانه ۱۰۰میلی گرم ویتامین B1 (تیامین) مصرف کند و باید به مصرف کننده توصیه کرد که میزان مصرف روزانه یا هفتگی خود را ثبت کند. حداقل دو روز در هفته استفاده نکند، از مشروبات الکلی با درصد الکل کمتر استفاده کند یا به صورت رقیق شده مصرف کند. چنانچه فرد دچار مسمومیت شدید با الکل شده باشد به منظور حمایت تنفسی و توجه به آب و املاح و حرارت بدن نظارت پزشکی ضروری است.چنانچه قصد ترک الکل را داشته باشند، نظارت روانپزشک برای شروع داروهای مسکن و جلوگیری از بروز هذیان ضروری است.
اطلاعات مورد نیاز برای بیمار وخانواده
۱.وابستگی به الکل یک بیماری جدی است. قطع یا کاستن از مصرف الکل فواید روانی وجسمی را به همراه دارد. ۲. نوشیدن الکل در طی حاملگی میتواند به کودک صدمه بزند. ۳.دربرخی موارد مصرف مضر الکل، حتی اگر علائم وابستگی وجودنداشته باشد، کاهش یا قطع مصرف همیشه مطلوب است. ۴. برای بیمارانی که دچار وابستگی به الکل هستند، هدف فقط ترک الکل است. ۵. عود مصرف امری شایع است. کاهش یاقطع مصرف اغلب نیازمند اقدامات مکرر است. نتیجه اقدام، بستگی به انگیزه واعتماد به نفس بیمار دارد.
مشاوره با بیمار وخانواده
۱. برای کسانی که خواهان توقف فوری هستند:
• روز مشخصی رابرای توقف مصرف تعیین کنید.
• با بیمار در مورد روشهای اجتناب از مصرف و همچنین راههای مقابله با موقعیتهای مشکل (نظیر برخوردهای اجتماعی یا حوادث استرس آور) به بحث بپردازید.
• برای کمک به بیمار درجلوگیری از مصرف الکل، درباره روشهایی برای کنار آمدن با حوادث استرس آور بدون استفاده از الکل ویا طرز برخورد و پاسخگویی به دوستانی که هنوز الکل مینوشند، طرحهای خاصی ارایه دهید.
• اعضای خانواده یا دوستانی را که از قطع مصرف الکل حمایت میکنند، شناسایی کنید.
۲.درصورتیکه کاهش مصرف الکل هدفی عاقلانه تر به نظر می رسد،( یا درصورتیکه تمایلی به قطع ندارد)
• درباب هدفی معین برای کاهش مصرف با وی مذاکره کنید (همچون اینکه بیش از دوبار در روز الکل مصرف نکند ودرهر هفته دو روز از مصرف الکل احتراز کند).
• به بحث درمورد استراتژیهای احتراز یا کنار آمدن با موقعیتهای خطرناک (همچون موقعیتهای اجتماعی، حوادث استرس آور ) بپردازید.
• به معرفی روشهای مراقبه شخصی و رفتارهایی که متضمن مصرف بی خطرتر الکل میباشند بپردازید (همچون محدود کردن زمان، نوشیدن آهسته تر الکل ).
۳.برای بیمارانی که درحال حاضر علاقهمند به قطع یا کاستن از مصرف نیستند:
• آنها را طرد یا سرزنش نکنید.
• مشکلات طبی ویا اجتماعی ناشی از مصرف الکل را برایشان روشن کنید.
• برخوردی غیر داورانه داشته باشید.
گفت و گو با علی رضا ابراهیمی، نواده یکی از دلاوران جنوب استان کرمان؛ امیرسعیدخان مالکی؛ پرچمدار ملی
گفت و گو با علی رضا ابراهیمی، نواده یکی از دلاوران جنوب استان کرمان؛
امیرسعیدخان مالکی؛
پرچمدار ملی
بخش دوم
ناصر شجاعی
داستان جنگ امیرسعیدخان مالکى با شیخ سیف متجاوز عرب چگونه شکل می گیرد؟
منشی کرمانی می نویسد:«در دوره قاجار دولت ایران بنادر و جزایر و گمرکات آن ها را به اجاره می داده است. که ایران در اثر شکست در جنگ های با روسیه و سوء مدیریت دولت، و دسیسه های استعمارگران دچار ضعف و فتور شده بود. اعراب نه تنها از پرداخت اجاره خودداری مى کردند بلکه در صدد تصرف مناطق همجوار برآمدند. بدین ترتیب شیخ سیف و شیخ نبهان، میناب و رودان را تصرف کرده و اقدام به پیشروی به سمت ولایت رودبار وکهنوج مى نمایند.» در راهی که می آمدند به قتل و غارت و تجاوز بسیار دست می زنند. پیش از آن امیرسعید خان از حاکم کرمان و از شاه قاجار کمک می خواهد، ولی کسی به کمکش نمی آید، که امیرسعیدخان مالکى ناچار به مقابله مى شوند. منشی کرمانی می نویسد:«به مرور دهور و بعضی از قرا جمعی او را شیخ سیف بندری تصرف نموده و خود امیرسعیدخان به فرده و تنهایى و بدون کمک دولت و حکومت با او مقاومت نمی توانست بکند و از حکام کرمان هم نصرت و معاونتی به او نرسید». حمله اعراب با 20 هزار عرب و مزدوران داخلی شدت می گیرد و به مرز کهنوج می رسند و بخش عظیمی از خاک ایران را تصرف می کنند. امیرسعید خان مالکی با هزینه شخصی و کمک گرفتن از همه طایفه و بزرگان و خوانین جنوب شرق ایران، سپاهی را تشکیل می دهد که این جنگ پنج سال به درازا کشیده می شود. در طى این چند سال جنگ و زد و خورد با متجاوزین عرب، که به خیزش و مقاومت مردم منطقه مى انجامد. در انتها با رشوه به برخی افراد نفوذی، در دل شب، پسر ارشد امیرسعید خان، به نام مست علی خان، را به ناجوانمردی در خواب شهید می کنند. پدر سخت بر می خروشد و آخرین نبرد کارساز را با خشمی بی همتا و ضرباتی پی درپی بر پیکره تازیان متجاوز وارد و آن ها را زمینگیر می کند. پشته ها از کشته های تازیان برپا می شود و پرچم ایران بر فراز جنازه تازیان، با شکوهمندی به اهتزاز درمی آید. در رودبار هم طایفه دیگری از همین قوم به نام حقیقی، کار را یکسره می کنند، و از پشت مانع فرار متجاوزان می شوند و حلقه محاصره را تنگ می کنند. فریادهای ترسناک آنان از بیم مرگ، لشکر شکست خورده شان را سخت به هراس می اندازند… در نهایت مردم جنوب شرق ایران به رهبری امیرسعیدخان در این جنگ پیروز مى شوند و علاوه بر آنکه نگذاشتند تازیان رودبار را تصرف کنند، آن ها را از رودان و میناب و بشاگرد نیز عقب راندند و نگذاشتند حتى ذره اى از خاک ایران از دست برود. در کتاب «مسافرت نامه کرمان و بلوچستان» نوشته» عبدالحسین میرزا فرمانفرما در این باره نوشته:«قضیه شیخ سیف… تقریبا در چهل و سه سال قبل شیخ سیف سنی (پیرو مذهب خوارج) از طرف سید میرسنی امام مسقط (امام فرقه اباضیه از مذهب خوارج) بدواً قشون و جمعیت مختصری با خود برداشته و تا حوالی رودبار به واسطه چرب زبانی و تطمیع مردم وحشی شورش طلب هفده، هجده هزار نفر چریک متفرقه ازاهالی میناب، لار، سبعه، جاسک و بیابان هاى فارس و بشاگرد و تفرقه رودباری و بلوچ گرد خود جمع مى نماید و بر جمعیت خود مى افزاید تا معادل بیست هزار نفر فراهم ساخته و دست تعدی و تطاول به اموال مردم گشود بود. به نهب و غارت قناعت ننموده، خوش خوش کارش به جدال و قتال کشید. از این طرف امیر سعیدخان محض حفظ جان و محارست بستگان و کسانش بدواً قلعه سرحد منوجان را که آن اوقات ازخرابی کان لم یکن بوده است را تعمیر و مرمت نموده و بعد از آن در کهنوج ملک خود که بالفعل معروف به کهنوج سعیدخان است به شرحی که در جای خود ذکر شد قلعه ای بنا نمود که بالای تپه بلندی واقع و هنوز باقی است و چندان خرابی ندارد. بعد از فراغ از تعمیرقلعه خود با برادر و پسرها(برادر زاده اش مهیم خان اول، پدر ضرغام السلطنه و پسرهایش: مست علی خان، نورالدین خان، رستم خان و چراغ خان) و سایر اقوام و اقارب معادل چهار هزار نفر از غلام خود و کسانش و رعیت رودباری و سفید آبادانی(فاریاب) و سرحدی(منوجان و مارز) نوکر و تفنگچی مسلح کافی رشید کارآمد فراهم کرد، و چندین مرتبه در گلاشکرد و کهنوج سعیدخان و رودخانه، و رودخانه دزی و سرحد منوجان با مشارالیه و تبعه او جنگیده و غالباً او را فراری می داد و گاهی خودش متحصن به یکی ازآن چهار قلعه می شده است. کشتن مستعلی خان و فرار شیخ سیف و به این طریق زیاده از پنج سال با شیخ سیف الدین زد و خورد داشته و در این مدت هیچ وقت نگذاشته شیخ سیف دست بردی از رودبار نماید یا شکست فاحشی به خودش بدهد.
تا اواخر کار که شیخ سیف از جنگ و تغلب(پیروزی) عاجز می شود و باب تقلب و روباه بازی را مفتوح و محرمانه چند نفر از کس و کار خود سعید خان را تطمیع و تحریک می کند و شبانه مست علی خان پسرش را که بیشتر طرف تعلق و جوانی رشید بوده است می کشند و سعیدخان بعد از اطلاع بر این واقعه غیرتش متألم می شود و موجبات جنگ را فراهم و به خونخواهی پسر طوری از آن ها تعاقب می کند و کوچ بر کوچ شیخ سیف را با اردویش فرار می دهد و در خاک رودان جنگ بسیار سختی اتفاق می افتد و زیاده از هفتصد نفر از جمعیت شیخ کشته و بالمره متفرق و متواری و پراکنده می شوند. به طوری که بعد از آن شکست فاحش به این حدود برنگشتند.»
چه رخدادهای مهمی پس از جنگ روی داد؟
پرچمدار ملی، مصمم تر از پیش، به آبادانی و کشاورزی و دامداری در منطقه می پردازد تا کمکی در خور توجه به اهالی کرده باشد. مردم منطقه هم عاشقانه او را دوست داشتند و در سازندگی منطقه یاریش کردند. از این رو از دولت قاجار می خواهد که مردم منطقه مالیات ندهند. زیرا مردم پس از 5 سال جنگ های پی در پی بنیه بدون حمایت دولت، توان پرداخت مالیات را ندارند، که با ناراحتی دربار روبرو می شود و مدتی را با فریب دستگاه وقت، به کرمان می آورند و در خانه ای با خدم و حشم نگاه می دارند. باز از این جا این خانه را ترک می کند و به منطقه باز می گردد و در آنجا بوده که فکر می کند اگر مالیات ندهد، نیرو برای غارت می فرستند و پس از این همه شهید و مجروح و از دست رفتن اموال به جنگ داخلی گرفتار می شوند و منطقه به جنگ داخلی کشیده می شود. از این رو برای حفظ مردم از چپاول و جلوگیری از آزار مردم، با هر بدبختی که بوده مالیات را آماده و به دولت پرداخت میکند و دست حکومت را از مردم این منطقه قطع میکند. هنوز در منطقه روی بر سر امیر سعیدخان قسم می خورند و بسیاری از بزرگان افتخارشان این بوده که با ایشان دوست بوده اند.
چرا امیر سعیدخان با توجه به این همه سلحشوریها و رشادتها بیش از بسیاری از سرداران ایران بوده، این همه غریب است؟
امیرسعیدخان خودشان بزرگ بوده اند و احتیاجی به پر و بال دادن ندارد. کارهایی کرده اند که اگر در هر استان دیگری بود، ده ها تندیس و کتاب های زیادی از رشادت های آن ها تاکنون به چاپ رسیده بود. اما مراسم یادبودی را در رودان گذاشتند. غلامحسین خان حقیقى که پسرعمه سعیدخان بود و پدر بزرگ مادرم از طرف مادرشان در رودان به خاطر همین جنگ، از سوی فرماندارى، جشن بسیار باشکوهی برپا می کنند و عکس های رونمایى کردن موجود است. با توجه به اینکه این دلاوری منحصر به استان کرمان نبوده، بلکه استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان هم در این پیکار با خصم حضور داشته اند، بهتر است مراسمی در لیاقت این خیزش ملی برپا گردد. شوربختانه اکثر نسل حاضر از این جریان اطلاع ندارند. چون که هیچ گونه تلاشی از طرف نویسندگان و فرهیختگان کهنوج و رودبار برای شناساندن و معرفی این رویداد به مردم منطقه و کشور نشده است. در حالی که در بسیاری از مناطق مختلف ایران مردم در مورد وقایع و شخصیت های محلی شان مطلب می نویسند و مبارزات و موضوع های مربوط به آن ها را ثبت و ضبط کرده و به همه ایران می شناسانند. برای مثال مردم بوشهر یاد و خاطره رییس علی دلواری و زایر خضرخان اهرمی و شیخ حسین چاه کوتاهی را زنده نگه داشته و مجسمه آن ها را در شهرهای محل تولدشان نصب کرده اند. مردم گیلان میرزا کوچک خان جنگلی را دارند که مدافع وطن وآزادیخواه است، مردم چهارمحال بختیاری از علیمردان خان و مردم خراسان شمالی ازکلنل تقی خان پسیان قدردانی کرده و درباره شان کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته شده اند، اما مردم پنج شهرستان کنونی رودبار زمین چنین واقعه افتخارآمیزی را پدرانشان رقم زده اند، که در جنوب شرق کشور کم نظیر است. ولی با کمال تاسف حتی از آن اطلاعی هم ندارند. این وظیفه نویسندگان و فرهیختگان منطقه است که این رویداد را به نسل حاضر و آینده منطقه و کشور معرفی کرده تا سرمشق و الگویی برای آنان باشد و غبار فراموشی را از آن بزدایند.
گویا طایفه امیرسعیدخان بسیار گسترده است.
بله! این طایفه شاخه شاخه شده و شامل؛ ضرغامی، امیر سعیدخان مالکی، مهیمی، ضرغام مالکی، حقیقی و… که در کل کشور و برخی از نقاط جهان، (آمریکا، انگلیس، پاکستان و…) را می توان مشاهده کرد. تحصیلکردگان، فرهیختگان، پژوهشگران برجسته ای نیز از میان آنها برخاسته اند.
جایگاه این طایفه پس از انقلاب چگونه بوده است؟
طایفه ما همواره حامی و پشتیبان حکومت بوده اند و برای اصلاح امورات کمک می دهند. در اول انقلاب حاج علی خان مهیمی، در منطقه جیرفت، برای خلع سلاح عشایر از سوی امام(ره) تعیین می شوند. چون برخی از آنها قیام کرده بودند. ما عکس هایی هم داریم که از طرف تمام فامیل، به دیدار امام می روند. البته خاطرات دیگر هم داریم که زمانی که رهبری در جیرفت تبعید بودند خیلی از جوان های فامیل با ایشان همراهی و کمک کردند و در خدمت ایشان بودند.
منابع:
کتاب مسافرت نامه کرمان و بلوچستان، نوشته عبدالحسین میرزا فرمانفرما
کتاب جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، خواجه محمدامین منشی کرمانی
