به مناسبت نهم خردادماه سالروز درگذشت فریدون توللی شاعر احساسات فردی
۱۰ خرداد ۱۳۹۵، ۲۲:۳۸
به مناسبت نهم خردادماه سالروز درگذشت فریدون توللی
شاعر احساسات فردی
فریدون تَوَلَلی در شیراز به دنیا آمد. والدینش از تیره توللی طایفه قشقایی بودند. پس از پایان دورۀ آموزشهای دبستانی و دبیرستانی در این شهر، وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۰ در رشتۀ باستانشناسی دانشکده ادبیات این دانشگاه فارغالتحصیل گردید. سپس به کار باستانشناسی روی آورد و تا امرداد ۱۳۳۲ چندی رئیس ادارۀ باستانشناسی استان فارس بود. توللی، پس از شهریور ۱۳۲۰ وارد فعالیتهای سیاسی شد و به نوشتن مقالات سیاسی در نشریات حزب توده و مجموعۀ سیاسی طنزآمیزی با نام «التفاصیل» پرداخت. توللی پس از کودتای ۲۸ امرداد از فعالیتهای سیاسی دست شست و در کتابخانۀ دانشگاه پهلوی شیراز به کار مشغول شد. توللی بر اثر آشنایی با نیما یوشیج در شعر بهشیوهً جدید گرایش یافت و به یکی از پیشروان آن تبدیل شد. دفترهای شعر «رها» و «نافه» او محصول همین دوران است. وی بعدها به مخالفت با فرم آزاد نیمایی پرداخت و مجموعهای از غزل و قصیده به شیوۀ قدیم را با نام «پویه» منتشر کرد.
توللی با زبان فرانسه آشنایی داشت و اشعاری از شاعران فرانسهزبان را به فارسی برگرداندهاست. او سرانجام پس از سالها بیماری قلبی در سال ۱۳۶۴ درگذشت.
شعر توللی عمدتاً شعری عاشقانه، رمانتیک و احساساتی است: با تصاویر، واژهها و ترکیبهای فریبندۀ خوشاهنگ، که با بیان شاعرانۀ از احساسات فردی، سخن میگوید؛ و توفیق وی در شاعری، به سبب همین شعرهاست. توللی در سرودن شعر عاشقانه به شیوۀ نو، روزگاری پیشرو و نظریهپرداز بودهاست و در این زمینه سهم بزرگی دارد. یکی از شعرهای این شاعر نامدار را می خوانیم :
بلم آرام چون قویی سبکبال
به نرمی بر سر کارون همی رفت
به نخلستان ساحل قرص خورشیــــد
ز دامان افق بیرون همی رفت
شفق بازی کنان در جنبش آب
شکوه دیگر و راز دگر داشت
به دشتی پر شقایق باد سرمست
تو پنداری که پاورچین گذر داشت
جوان پارو زنان بر سینه ی موج
بلم می راند و جانش در بلم بود
صدا سر داده غمگین در ره باد
گرفتار دل و بیمار غم بود
«دو زلفونت بود تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمه شو آیی به خوابم»
درون قایق از باد شبانگاه
دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد
زنی خم گشته از قایق بر امواج
سر انگشتش به چین آب می خورد
صدا چون بوی گل در جنبش آب
به آرامی به هر سو پخش می گشت
جوان می خواند سرشار از غمی گرم
پس دستی نوازش بخش می گشت
«تو که نوشم نئی نیشم چرایی
تو که یارم نئی پیشم چرایی
تو که مرهم نئی ریش دلم را
نمک پاش دل ریشم چرایی»
خموشی بود و زن در پرتو شام
رخی چون رنگ شب نیلوفری داشت
ز آزار جوان دل شاد و خرسند
سری با او، دلی با دیگری داشت
ز دیگر سوی کارون زورقی خرد
سبک بر موج لغزان پیش می راند
چراغی کورسو می زد به نیزار
صدایی سوزناک از دور می خواند
نسیمی این پیام آورد و بگذشت:
«چه خوش بی مهربونی هر دو سربی
جوان نالید زیر لب به افسوس
که یک سر مهربونی، درد سر بی »
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید