بایگانی مطالب نشریه
مسئولین کرمان از مرکز توان بخشی امام علی(ع ) بازدید کردند افطار با طعم مهربانی
مسئولین کرمان از مرکز توان بخشی امام علی(ع ) بازدید کردند
افطار با طعم مهربانی
پیام ما- در قالب طرحی حمایتی از کودکان کم توان ذهنی واتیسم تعدادی از مسئولین استان کرمان بازدیدی را از مرکز جامع آموزشی وتوان بخشی خرد سالان امام علی(ع) به عمل آوردند.
در این بازدید که در ساعاتی قبل از اذان مغرب انجام شد، دکتر صادق زاده مدیر کل بهزیستی استان کرمان از اهمیت ارتباط موثر ودوستانه ارگان های شهر با مراکز توان بخشی سخن گفت و برحمایت از مراکز آموزشی ودرمانی تاکید کرد. دراین مراسم که به میزبانی سازمان بهزیستی و مرکزتوان بخشی امام علی بر گزار شد، نصرالله گرامی مشاور استاندار، علی حسینی مدیر کل تامین اجتماعی، محمد رضاجهانگیری مدیر کل آمورش فنی حرفه ای، مهناز نجیب زاده مدیر روابط عمومی فنی حرفه ای، محمد جعفری مدیر کل بیمه سلامت استان کرمان و موسی برومند سرپرست آموزش و پرورش استثنایی مهمان بودند.
در این دیدار تفاهم نامه ای با مهمانان این مرکز و سازمان بهزیستی با محتوای اینکه هر ارگان با توجه به پتانسیل وتوانایی خود از مرکز امام علی حمایت کند، بسته شد.
و در انتها بهزیستی کرمان از خیریه «مولی الموحدین» به دلیل همکاری خالصانه با این سازمان تقدیر به عمل آورد و همچنین در این مراسم تعدادی ازکارکنان مرکز امام علی(ع) مورد تقدیر قرار گرفتند.
هفتمین قهرمانی کشتی آزاد ایران در آمریکا
هفتمین قهرمانی کشتی آزاد ایران در آمریکا
دیدار تیم های کشتی آزاد ایران و روسیه در فینال چهل و چهارمین دوره جام جهانی سال 2016 صبح دیروز از ساعت 5:30 به وقت تهران در سالن فروم شهر لس آنجلس آمریکا آغاز شد که دلاورمردان کشورمان در این مسابقه با نتیجه 5 بر 3 حریف خود را شکست داد و پنجمین سال پیاپی و سومین سال در لس آنجلس جام قهرمانی را بالای سربردند و پرچم سه رنگ کشورمان یکبار دیگر در آمریکا به اهتزاز درآمد.
تیم ملی ایران پیش از این شش مرتبه در این رقابت ها در سال های 1996 تهران، 2006 ساری، 2012 باکو، 2013 تهران، 2014 و 2015 لس آنجلس عنوان قهرمانی را کسب کرده بود و 11 مرتبه هم نایب قهرمان شده بود.
ملی پوشان کشورمان در جام جهانی با شکست تیم های جمهوری آذربایجان، هند و آمریکا به فینال این رقابت ها راه یافت.
رده بندی تیمی: 1- ایران 2- روسیه 3- گرجستان 4- آمریکا 5- جمهوری آذربایجان 6- مغولستان 7- هند 8- ترکیه
پیکارهای جام جهانی کشتی از سال 1973 با پیشنهاد و ابتکار آمریکایی ها و با جلب نظر و موافقت اتحادیه جهانی کشتی (فیلا سابق) در شهر تولیدو آمریکا، بنیان و سنگ بنای آن گذاشته شد. از آغاز رقابت های جام جهانی تا به امروز، بیشترین میزبانی به نام آمریکایی ها نوشته شده و آنان در دهه های 90 ،80 ،70 و 2000 میلادی، بارها این مسابقه ها را در شهرهای تولیدو، چاتانوگا، استیل واتر، اسپوکن، فیرفاکس، سیاتل، بالتیمور، بویزی و در سال های اخیر در لس آنجلس میزبانی کرده اند و در این بین، شهر تولیدو در ایالت اوهایو و یکی از شهرهای کشتی خیز آمریکا 17 بار میزبان این رقابت ها بوده و از این حیث، پیشگام و رکورددار است.
در طول تاریخ 44 سال اخیر پیکارهای جام جهانی کشتی آزاد، 15 قهرمانی به نام اتحاد جماهیر شوروی سابق (قبل از فروپاشی این کشور) نوشته شده و 13 قهرمانی برای آمریکا رقم خورده است. پس از این دو کشور پیشتاز و پیشگام در رقابت های جام جهانی، کشورهای ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان و کوبا به ترتیب 7، 6، 2 و یک مقام قهرمانی در این مسابقه ها دارند.
برای شروع سفر تردید نکن
بارها برایم اتفاق افتاده که شنوندهی این دیالوگ از دوستان و جوانان همشهری بودهام: “آقا سفر و گردش مال همین خارجیهاست”یا مثلا با دیدن یک توریست خارجی میگویند “ معلوم نیست چقدر پول توی حسابهاشون خوابوندن که میتونن اینجوری دور دنیا رو سفر کنن” و بدترین این جملات هم “ما ایرانی هستیم مگه میشه ماها با این اوضاعمون بریم دنبال جهانگردی”
از جهتی شاید هم عدهای حق داشته باشند و شاید هم در موقعیت مالی بسیار دشواری هستند که سفر رفتن را برای ایشان به شدت سخت و حتی غیرممکن میکند اما دوستانی که من شاهد این حرفها و ناامیدیها از جانب ایشان بودهام،همگی از خانوادههای متمولی آمده بودند و انسانهای فقیر و یا حداقل بیسواد و بی تخصصی نبودهاند اما معمولا همهی ما دو مشکل بزرگ داریم، اعتماد به نفس و اعتماد به جامعهی بشری. مواردی را در همین چندسال گذشته شاهد بودهام و افرادی را از نزدیک دیدهام که عمل جهانگردیشان و یا ماموریتی که برای خود در زندگی انتخاب کردهاند هرچند بسیار بزرگ و تاثیر گذار است اما دانستن داستان زندگیشان و چرایی و چگونگی پا به رکاب کردن برای رفتن به دورترین نقاط جهان خودش کافیاست تا زندگی انسان را تغییر دهد و حداقل به شدت به اندیشه وادارمان کنند.
دوستی دارم که هرچند مشتاق نیست نامش را ببرم اما داستان زندگیاش بسیار شنیدنیاست وی را در سفری دیدم که سوار بر دوچرخه مشغول به جهانگردی بدون آلوده کردن زمین بود و به راحتی با هم دوست شدیم و اولین شب همسفریمان به روایت داستان زندگیاش گذشت که او روایت را اینگونه آغاز کرد:
پس از مرگ همسرم شیرازهی زندگیام از هم پاشید و به مدت طولانی به خودکشی فکر میکردم و میخواستم هرچه زودتر این زندگی را تمام کنم خودم را بازنشسته کردم و تمام وقت روی مبل به تلویزیون خیره میشدم و غذاهای فست فود میخوردم تقریبا خانهام زیر ظرفهای یکبار مصرف مدفون شده بود تا اینکه یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت دوتا از دوستانم در شهر شما هستند و دنبال جایی برای یک شب ماندن میگردند و من تورا معرفی کردم که روحیهات کمی تغییر کند چرا که این زن و شوهر جهانگرد هستند و از ژاپن تا اینجا را رکاب زدهاند و من هم به رسم مهماننوازی پذیرفتم و به محض اینکه به خانهی من قدم گذاشتند زن ژاپنی وسایلش را زمین گذاشت و شروع کرد به مرتب کردن خانه و شوهرش هم آمد و مرا در آغوش گرفت و انگار سالهاست که مرا میشناسد از من پرسید چرا عزیزم چه شدهای؟ و من هم تعریف کردم و با هم چنان صمیمی شدیم که گویی با هم برادریم.
متاسفانه یکی از دوچرخهها را از ایشان دزدیدند و این زوج هم که بسیار به برنامهریزی خود مقید بودند در نتیجه دوچرخهی مجهز دیگری خریدند و به سفر ادامه دادند و یک هفته بعد از رفتن ایشان از پلیس با من تماس گرفتند که بیایید و دوچرخه را ببرید چرا که ما اموال دزدی شده را پیدا کردیم و سارق هم به زندان منتقل شده.
من هم با دوستان ژاپنی تماس گرفتم و گفتم که دوچرخه پیدا شده اما ایشان گفتند باشد به عنوان یادگار برای تو، ما که دوچرخهی جدیدی خریدهایم و امیدواریم این دوچرخه به درد تو بخورد.
تمام آن شب را نتوانستم بخوابم و تا خود صبح به دوچرخه خیره بودم و فکر میکردم و با طلوع آفتاب تصمیم گرفتم که هرچه باداباد کائنات برای من نقشهی دیگری دارد که دوچرخه را آورده دقیقا گذاشته توی خانهام و من هم خانه را به صاحبخانه پس دادم و با همان دوچرخه سفرم را آغاز کردم.
وقتی که من با او آشنا شدم سال چهارم از سفرش بود و تمام آمریکای لاتین را گشته بود و حالا آمده بود ایران تا سفری درون کشور بکند و خانواده را ببیند و دوباره هم به سفرش ادامه بدهد.
و اما معروفترین و شاید اولین جهانگردان مدرن ایرانی را به شما معرفی میکنم:
* برادران امیدوار
در سال حدود 1290 هجری شمسی علی اکبر امیدوار ( پدر عیسی و عبدالله) در حالی که حدود 20سال داشت زادگاه خود طالقان را ترک و به تهران عزیمت نمود و پس از گذشت چند ماه یک کارگاه جوراب و تریکو بافی در منطقه سنگلج تهران احداث نمود با شروع کار و افزایش تولید ( حدود 30 نفر مشغول بکار بودند) کارگاه خود را به خیابان بوذر جمهری انتقال داد تولیدات این کارخانه نیز به کشورهایی چون ( افغانستان، پاکستان، هندوستان ) صادر می گردید. در همان زمان نیز با یکی از همشهریان خود ازدواج نمود و خانه ای در شرق تهران خریداری و سکنی گزید.
ثمره این ازدواج نیز 4 پسر به نامهای علی اصغر، موسی، عیسی و عبدالله و 2 دختر به نامهای نصرت و منصوره بود… پس از چند سال زندگی همسر علی اکبر به علت سکته مغزی فلج گردید و پس از سالها تحمل درد و رنج و بیماری در سالهای حدود 1340 و در سن 50 سالگی و همزمان با برگشت سفر 7 ساله ( با موتور سیکلت ) فرزندان ماجراجویش دیده از جهان فرو بست. علی اکبر پدر خانواده نیز چند سال بعد و در سن 82 سالگی به سرای باقی شتافت و مقبره هر دوی آنها در امامزاده عبد الله می باشد.
درزمانی که عیسی عضو تشکیلات کوهنوردی باشگاه نیرو راستی بود با دو نفر از دوستانش تصمیم گرفتند که از تهران تا اهواز را با دوچرخه رکاب بزنند و چنین هم شد اما در حین سفر زمانی که به اراک رسیدند بین دو دوست امیدوار اختلاف و ناراحتی پیش آمد . در نتیجه امیدوار از ادامه راه منصرف شدند و به تهران برگشتند ، که این بازگشت خود مقدمه ای جهت سفرهای بعدی گردید… عیسی در همان سال در یک مسابقه سرعت و استقامت که مسیر آن از کرج تا تهران بود شرکت کرد و مقام دوم را بدست آورد . مدتی بعد نیز یک مسابقه دوچرخه سواری، سرعت برگزار شد که در بین کلیه شرکت کنندگان نفر چهارم گردید . از دیگر عواملی که باعث ایجاد انگیزه بیشتر برای سفر با دوچرخه گردید دوچرخه سوار فرانسوی « لیونل برانس « بود که قصد داشت با دوچرخه از پاریس به « سایگون « پایتخت ویتنام جنوبی برود و در مسیر راه از تهران گذشت و مورد استقبال بچه های کوهنورد باشگاه قرار گرفت .این دیدار و آشنایی باعث شد عزم عیسی جهت سفر با دوچرخه بیشتر گردد.
در سال 1330 ه . ش عیسی امیدوار پا در رکاب با دوچرخه کورسی (26 Pejout ) که آن را خریداری و به جهت سهولت در سفر و راحتی حرکت، دنده دار نمود به سوی کشورهایی چون ترکیه ، سوریه ،عراق حرکت نمود. عیسی سفر خود را به سمت غرب و شمال غرب ایران شروع و پس از پشت سر گذاشتن شهرهایی چون میانه ، تبریز، خوی ، مرند به مرز بازرگان رفت. مرز بازرگان در آن زمان بسیار کم تردد بود و برای کارکنان گمرک ایران دیدن یک نوجوان تنها و دوچرخه سوار بسیار جالب و باور نکرنی و غیر منتظره بود ( که بخواهد چنین مسافتهایی را با دوچرخه سیر کند).
عیسی پس از خداحافظی و تشکر از ماموران گمرک ایران وارد شهر « ارزه الروم « در ترکیه گردید…. در اواخر شهریور ماه در حالیکه بارش برف و باران بسیار زیاد و هوا سرد بود گردنه معروف « سیواس» را تا آنکارا طی کرد. در آن زمان کلیه راههای ترکیه شوسه بود به جز راه باریک و آسفالت که آنکارا را به استانبول متصل می نمود. پس از 20 روز سیر و سیاحت در شهر استامبول به سمت جنوب ترکیه سفرش را ادامه داد تا به کشور سوریه رسید. اولین شهری که در سوریه از آن دیدن نمود حلب بود و پس از آن به دمشق رفت. در آنجا با یک تاجر ایرانی آشنا شد و حدود یک هفته مهمان او بود… پس از پشت سر گذاشتن چند شهر سوریه به عراق و شهر بغداد رسید. در بغداد مهمان مدرسه ایرانیان مقیم بغداد گشت پس از زیارت و بازدید از شهرهائی چون کربلا، سامراء ، و نجف و… از طریق مرز خسروی وارد ایران گردید و پس ار طی نمودن مسیر کرمانشاه ، همدان ، قزوین به تهران رسید و مورد استقبال مردم قرار گرفت و سفر 4 ماهه با دوچرخه به پایان رسید .
عبدلله نیز در سال 1331 ه . ش پس از گذشت 6 ماه از سفر عیسی به همراه دوستش با دوچرخه از تهران به سمت شمال و خراسان حرکت نمودند و با عبور از حاشیه کنار کویر لوت ، بیرجند ، قائن ، زاهدان به بندرعباس رفتند و سپس به سمت غرب ایران ، همدان، اراک و…. در نهایت به تهران رسیدند و سفری را با موتور سیکلت و اتوموبیل به سراسر جهان آغاز کردند.
موزه برادران امیدوار، نخستین موزه جهانگردی و پژوهشی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تلاش و علاقه مندی مسئولین محترم سازمان میراث فرهنگی در هفته جهانگردی، روز پنجم مهرماه سال 1382، با حضور وزیر محترم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز جمعی از فرهنگ دوستان افتتاح شده است. بنای اصلی این ساختمان زیبا در دوران احمدشاه قاجار ساخته شده و به عنوان کالسکه خانه سلطنتی برای استفاده سورچیها به کار میرفته است. در سال 1381 تعمیرات و بازسازی این ساختمان به وسیله سازمان میراث فرهنگی، به منظور ایجاد این موزه انجام گرفته است.
فهرستی از اشیائ موزه 1-آلات و ادوات شکار انسان های بومی، اسکییمو، آمازون ، افریقا و…
2- ظروف سفالیین از فرهنگ اینکا و…
3- حییوانات، پرندگان و حشرات تاکسیدرمی شده
4- آلات موسییقی قبایل بدوی جهان
5- سنگواره ها، فسییل ها ، مرجان ها و فسییل جانوران دریایی متعلق به مییلییون ها سال پیش
6- موزه شامل عکس هایی از تمدن های مختلف است.
آدرس موزه :
تهران – خیابان ولی عصر – زعفرانیه – خیابان شهید فلاحی نژاد- مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آباد
تلفن:(+9821) 22820319
* منبع:www.omidvar-brothers.com
۱۰ راه هوشمندانه برای کسب درآمد در حین گشتن دور دنیا
سفر دور دنیا جزو آرزوهای دستهی بزرگی از آدم هاست. کسانی هستند که دل به دریا می زنند و به دنبال این آرزوی دیرینه شان میروند، و بعضی دیگر هم هستند که از ترس مواجه شدن با مشکلات مالی، از آرزوی دیرینه میگذرند.
اگر بدانید شغل و درآمدتان در سفر به دور دنیا تامین است، دوست دارید هر چه سریع تر برنامه ریزی سفر را آغاز کنید؟ شغل هایی وجود دارند که خود به خود باعث میشوند شما سفرهای زیادی بکنید، و کم کم کل جاذبه های کره زمین را با چشم های خودتان ببینید. این شغل های پیشنهادی ما به شما کارهای خیلی تخصصی نیستند و هر کسی از پس انجام دادنشون برمیاد.
۱ . راهنمای تور باشید
به عنوان یک راهنمای تور شما می توانید به قسمت های مختلف دنیا سفر کنید، با فرهنگ های مختلف آشنا بشوید و اتفاقا درآمد خوبی هم از این راه فراهم کنید.
نکات منفی و مثبت: راهنماهای محلی تقریبا کار آزادی دارن، به این معنی که روزانه حقوق می گیرند و میزان آن میتواند در روزهای مختلف با هم متفاوت باشد. بعضی از این راهنماها پیشنهاد تور های مجانی میدهند و از توریستها انعام می گیرند، که به نظر امنیت شغلی زیادی در این کار نیست. اما گروه دیگری هم به عنوان راهنمای بلند مدت با قرار داد با شرکت های صاحب تور به طور تمام وقت کار می کنند. اگر ثبات کاری برای شما اهمیت دارد، دومین نوع گزینه بهتر است.
۲ . انگلیسی تدریس کنید.
اگر زبان انگلیسی میدانید، می توانید در کشورهای زیادی کار کنید. از سایت eslcafe.com بازدید کنید و درخواستهایی برای مدارس مختلف بفرستید. در نهایت چندین دعوتنامهی مصاحبه دریافت می کنید.
۳ . کار در مزارع ارگانیک
میتوانید داوطلبانه برای نگهداری و اداره مزرعهها در عوض غذا و محل اقامت مشغول به کار بشوید. این شغل شرایط متفاوتی را برای آدم های مختلف دارد، و همچنین انعطاف بالایی هم دارد و شما می توانید با عوض کردن محل اقامتتان به همه جا سفر کنید.
۴ . عکاسی در سفر را انتخاب کنید.
کسانی که عکاسی بلدند، میتوانند عکس هایی که در سفر میگیرند را در فروشگاههای خودشان در سایتهایی مثلSmugMug.com به فروش بگذارند. در چنین سیستم هایی شما می توانید عکسهایتان را به مجلات سفر و … بفروشید.
۵ . تجارت تخصصی محصولات خارجی
می توانید با کمی سرمایه سفر کنید و اقلام خاص آن منطقه را به وطن خودتان برگردانید و بفروشید البته قبل این کار حتما از قوانین تجارت و صادرات و واردات باخبر بشوید.
۶ . برای کتابهای راهنمای سفر تحقیق کنید
اگر آدمی هستید که پژوهش وتحقیق را دوست دارید برای شرکتهای راهنمای سفر مثل Lonely Planet و Fodor کار کنید. این کار به شما این امکان را میدهد فرهنگ ها ،مواد غذایی و هتل های لوکس و … زیادی را ببینید.
۷ . مهماندار هواپیما
یکی از گزینههای خوب برای دیدن کل دنیا، مهمانداری هواپیماست. درآمد این شغل نسبتا خوباست و شما اگر بخواهید می تونید سفرهای زیادی به نقاط مختلف داشته باشید.
۸ . برای خط کشتی رانی کار کنید
این کار پر از سفر به نقاط اسرار آمیز و مهیج است. درآمد این شغل با توجه به ساعت کاریش، خیلی زیاد نیست، اما سفرها و هزینههای اون به صورت رایگان انجام میشود، و البته از خدمات مخصوص خدمه هم نمیشود گذشت.
۹ . یک وبلاگ سفر راه بیاندازید
وبلاگ نویسی حرفه ای سفر کار بسیار سختیاست، اما سفر به تمام مکانهای دور و هیجان انگیز خیلی می تواند وسوسه انگیز باشد. البته برای شروع این کار، تبلیغات قبل از درآمدزایی از این سایت انجام میشود، بنابراین باید برای راه اندازی کمی روی پس انداز خودتان حساب کنید. شاید اوایل لازم باشد انرژی زیادی برای چرخاندن وبلاگ مصرف کنید، اما بعد از آن سفر های بیشتری انتظار شما را خواهد کشید.
۱۰ . وبلاگ نویس آزاد
وبلاگ نویسی آزاد این روز ها تبدیل به یک کسب و کار خوب شده. مزایای وبلاگ نویس آزاد بودن خیلی متنوع است. برای این کار در هر جای دنیا که باشید و در هر زمانی، کافی است یک کامپیوتر و دسترسی به اینترنت داشته باشید. درآمد وبلاگ نویسهای معتبر خیلی خوب است و میشود به خوبی روی آن حساب کرد.
منبع:گردالی دات کام
وقتی خلاء در اجرای قوانین به افزایش کودکان کار می انجامد؛ کودکانی بدون حس کودکی
وقتی خلاء در اجرای قوانین به افزایش کودکان کار می انجامد؛
کودکانی بدون حس کودکی
نعمت احمدی
ماده 32 پیمان جهانی حقوق کودک می گوید:«کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید میکند حمایت شود.» اما صبح تا شب در سطح شهر کودکانی می بینیم که تمامی ماده های جهانی و داخلی حقوق کودک در موردشان نادیده گرفته شده است. پشت یکی از همین چراغ قرمزهای سطح شهر، ناگهان دستی کوچک میآید جلوی شیشه خودرو و سعی در شستن شیشه خودرو شما دارد. بعد نگاهش را به چشمان و دستان شما می دوزد و درخواست پول دارد. اینکه پشت چراغ قرمزی بایستند و ناگهان بر سر ماشینی خراب شوند ساده ترین نوع از کار کودکان محسوب میشود. اما کودکانی هم وجود دارند که در مشاغل سخت تر از این به کار گرفته می شوند. کودکانی که به دور از چشم هر جنبندهای در کورههای آجرپزی، کارگاه های تولیدی و…نه تنها تن نحیف خود را به کاری سخت می سپارند بلکه از کودکی خود بازمیمانند.
23 خرداد روز جهانی منع کار کودک
آخرین آمار که در سال 2012 منتشر شده است نشان می دهد بیش از 264 میلیون کودک کار در دنیا وجود دارد. بر اساس آمار سازمان جهانی کار، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان از کودکی محروم میشوند، طبق این آمار ۱۲۰ میلیون نفر از آنها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام وقت هستند، ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی میکنند. روز 12 ژوئن روز جهانی منع کار کودکان است.
روزی که در ایران نیز گرامی داشته می شود. از مادههای قانونی پیمان جهانی حقوق کودک که گذر کنیم به تناقضاتی میرسیم که در جامعه کار کودک در ایران دیده می شود. آمارهای غیررسمی می گوید 7 میلیون کودک کار در ایران کار می کنند. هر چند مسوولان این آمارها را تکذیب کنند اما در همین سطح شهر می بینیم والدینی که با فرزندان کوچکشان که پشت چراغ قرمزهای شهر هر یک به فروش کالایی مشغول هستند و یک فروشگاه را پشت چراغ قرمز راهنمایی تشکیل داده اند.
اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال ممنوع است
بیش از 25 سال از تدوین و اجرای پیمان جهانی حقوق کودکان می گذرد. یک پیماننامه بین المللی که به طور کلی با چهار محور «بقا»، «رشد»، «حمایت» و «مشارکت» را برای کودکان پیگیری میکند. در ایران سن اشتغال به کار 15 سال است. افراد زیر 15 سال نیز اگر به کار گمارده شوند، کودک کار محسوب می شوند. در ایران، کار کودکان بیشتر معطوف به دست فروشی و گدایی می شود. هرچند از آنها در کوره های آجرپزی، کارگاه های تولید کفش، مزارع کشاورزی و… نیز استفاده می شود. ماده 79 قانون کار، اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال را ممنوع کرده است البته کارگران شاغل در کارگاههای خانوادگی که کارفرمای آنها، همسر یا بستگان و خویشاوندان نسبی درجه یک باشند، مشمول قانون کار نیستند در نتیجه حداقل سن کار در مورد چنین کارگرانی رعایت نمیشود؛ بر اساس قانون کار اگر یک کارفرما کودک زیر 15سال را به کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین بار مجازات نقدی، بار دوم مجازات نقدی و حبس و بار سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه پلمپ و پروانه کار فرد متخلف ابطال خواهد شد.
مافیای کودک کار
صبح آنها را با مهربانی بیدار میکند، با خودرو شخصی خود کودکان را به چهارراه ها و پارک های سطح شهر می برد، اجناسی در اختیارشان می گذارد که به فروش برسانند، وعده های غذایی آنها را تامین میکند، شب هنگام پس از اتمام ساعات کاریشان برای بردنشان میآید و در نهایت برایشان مکانی برای خواب در نظر میگیرد، این انسان به ظاهر مهربان که تمام نیازهای این کودکان را فراهم میکند، بابا لنگدراز این قصه نیست، بلکه فردی است که به طور سازماندهی شده سرپرستی این کودکان را به عهده دارد.
نعمت الله احمدی، وکیل دادگستری در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی روزنامه «ابتکار» در این باره میگوید: واژه کودک کار یک واقعیت تلخ است. اشتغال کودک خلاف قانون است اما چون به صورت سازمان یافته انجام می شود بسیار دقیق بوده و به گونه ای زیرزمینی محسوب می شود. اگر سری به یکی از چهارراه ها بزنیم و رفت و آمد این افراد را کنترل کنیم. به خوبی دیده می شود که فردی این کودکان را می آورد و سپس در زمان مشخص می برد. در واقع در بحث کودک کار ما با یک مافیا مواجه هستیم. اگر پای صحبت کودکان کار بنشینید، هیچگاه حرفی از مکانیکه در آن زندگی می کنند نمی زنند. نمونه های زیادی از این کودکان وجود دارند که به دست همین مافیا معتاد شده اند. اعتیاد موجب وابستگی این کودکان به آن ها شده و نهایتا زندگی آن ها را تباه میکند.
خلا اجرای قانون
هر چند قانون اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال را ممنوع کرده است اما میلیون ها کودک وجود دارند که از این حق قانونی بی بهره هستند. احمدی با تایید این موضوع می گوید: مدتی پیش خبری از دختر 9 ساله به نام رو یا منتشر شد که او را معتاد به تریاک کرده بودند و از او کار میکشیدند و تکدی گری می کرد. اخیرا آموزش و پرورش بخشنامه کرده است که اگر والدین کودکی را از مدرسه رفتن منع کنند یارانه شان را قطع میکند. باید توجه داشت که قانون سرجایش است و ما خلا قانونی نداریم؛ بلکه در چنین مبحثی می توان گفت تورم قانون نیز داریم. در واقع خلا در اجرای قانون است نه در متن قانون. طبق قانون، به کار گیری کودکان در کارگاه ها ممنوع است. اما شما در پارک هرندی و مناطق مشابه آن ببنید، بچه های طلاق و نوزادان خرید و فروش می شوند و هیچ کسی جلوی آن ها را نمی گیرد.
ضعف در اجرای قوانین، فقر، بی مسوولیتی والدین و وجود مافیای به کار گیری کودکان در مشاغل از جمله مواردی است که موجب شده برخی کودکان نه تنها از تحصیل که از کودکی نیز جا بمانند.
ناصری فعال سیاسی اطلاحطلب: برخی شعر بیقافیه عبور اصلاحطلبان از روحانی را میسرایند
ناصری فعال سیاسی اطلاحطلب:
برخی شعر بیقافیه عبور اصلاحطلبان از روحانی را میسرایند
یک فعال سیاسی اطلاحطلب گفت: اقلیت تندرو که امروز وارد مجلس شدهاند به دلیل تنگآمدن قافیه سیاسی گاهی شعر میبافند؛ شعر عبور اصلاحطلبان از دولت روحانی از همان شعرهای بیقافیهای است که آنها میگویند.
عبدالله ناصری در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایلنا، با اشاره به موضوع یک دورهای شدن دولت روحانی عنوان کرد: تبلیغ و القای یک دورهای بودن دولت روحانی قطعاً از ناحیه جریان تندرو است.
تندروها انتظار سال ۹۶ را میکشند
عضو شورای مشورتی سیدمحمد خاتمی ادامه دادمه داد: بعد از انتخابات سال ۹۲ این برنامه را پیش میبرند، چراکه از نظر آنها عقل حکم میکند دوره عدم حضور در قدرت برای آنان خیلی طول نکشد، در همین راستا انتظار سال ۹۶ را میکشند تا بتوانند خود را بلند کنند.
او افزود: این جریان تاکنون قوای مختلف را در اختیار داشته و حتی خارج از قوای سهگانه توانسته به مدد جریان پوپولیستی احمدینژاد اهداف خود را پیش ببرد و نوعی عقبه اقتصادی و فرهنگی برای خود ایجاد کند. در حال حاضر این عقبه از ۹۲ به بعد با افول مواجه شده است بنابراین به زعم آنها انتخابات سال ۹۶ فرصت خوبی است که آنها خود را پیش بیندازند و این را القا کنند که دولت روحانی ناکارآمد است.
دولت روحانی مقابله به مثل نکرده است
ناصری تاکید کرد : در این میان ابزارِ دست تندروها همان برجام است. از طرفی یکی از ضعفهای دولت روحانی هم این است که نتوانسته در اقناع افکار عمومی مقابله به مثل کند.
روحانی نامزد سال ۹۶ اصلاحطلبان است
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه با اشاره به ادعای عبور از دولت روحانی توسط اصلاحطلبان عنوان کرد: تمام چهرههای سیاسی اصلاحطلب به روشهای مختلف اعلام کردند که حتی اگر نامزد رایآورتر از آقای روحانی داشته باشیم باز هم او را معرفی نخواهیم کرد و نامزد سال ۹۶ اصلاحطلبان آقای روحانی است. او با بیان اینکه این میزان مفاسد و مشکلات ساختاری بیشتر دستاوردهای دولت دهم است تا دولت نهم، ادامه داد: اساس دولت در یک دوره هشتساله میتواند خود را نمایش دهد؛ همانطور که احمدینژاد هم دو دوره دوم ریاستجمهوریاش موفق شد ماهیت اصلی خود را به همکیشان اصولگرایش نشان بدهد.
گفتمان اصلاحطلبی روحانی همچنان پابرجاست
ناصری تاکید: دستاورهای دولت آقای خاتمی هم خود را در دوره دوم نشان داد. پس اساس خیلی نمیتوان انتظار داشت که با این سازوکار موجود دولتها یک دورهای باشند. ممکن است در این میان برخی بگویند اساساً چرا ۸۸ رخ داد و رقابت شکل گرفت دلیل این رقابت این بود که اصلاحطلبان نامزدهای خود را به این دلیل وارد عرصه سیاست کردند که از همان دولت اول احمدینژاد مشخص بود که کجراهه دولت نهم بسیار خطرناک است که بعدها تاثیر آن را در مذاکرات هستهای دیدیم.
برخی شعر بیقافیه عبور اصلاحطلبان از
روحانی را میسرایند
او گفت: ما معتقدیم گفتمان اصلاحطلبی آقای روحانی همچنان پابرجاست. اقلیت تندرو که امروز وارد مجلس شدهاند به دلیل تنگآمدن قافیه سیاسی گاهی شعرهایی میبافند؛ شعر عبور اصلاحطلبان از دولت روحانی از همان شعرهای بیقافیهای است که آنها میگویند. معتقدم تا سال آینده اصلاحطلبان و اصولگرایان میانهرو از روحانی حمایت خواهند کرد.
جریان پوپولیستی احمدینژاد رقیب روحانی در سال آینده است
این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به این سوال که مهمترین رقیب سیاسی روحانی در سال ۹۶ را چه کسانی میدانید، تصریح کرد: دو رقیب وجود دارد اول جریان پوپولیستی که احمدینژاد سردمدار آن است. در حالیکه دولت نتواند بخشی از مطالبات جامعه را تا زمان رایگیری بر طرف کند، این جریان پوپولیستی که احتمالا از کاندیداتوری جلیلی حمایت خواهد کرد لذا این امکان را دارد که رقیب جدی برای دولت در سال ۹۶ باشد.
تفکر جلیلی، همان تفکر احمدینژاد است
او گفت: بدون تردید رقیب واقعی دولت روحانی اصلاحطلبان هستند که آنها هم به دلایل خودشان وارد رقابت با روحانی نشده و از او حمایت خواهند کرد. معتقدم احمدینژاد میخواهد در صحنه تاریخی کشور باقی بماند و از طرفی میداند شورای نگهبانی که در سال ۹۲ صلاحیت آقای هاشمی را رد کرد، صلاحیت فردی همچون احمدینژاد را نمیپذیرد، اما تفکر امثال جلیلی هم به شرط عبور از فیلتر شورای نگهبان همان تفکر احمدینژاد است.
نهادهای کنترل تورم در دست رقبای روحانی است
ناصری خاطرنشان کرد: دولت باید نهایت تلاش خود را در عرصه اقتصاد و معیشت مردم به کار ببرد. صرف مهار تورم و بحران رکود که تبعات بدتری از تورم دارد کافی نیست. نهادهای کنترل تورم امروز در دست رقبای آقای روحانی است، بنابراین این بحرانها شرایط دولت روحانی را سختتر میکند. ناصری گفت: این نگاه را باید کنار بگذاریم که تغییر خوب نیست. دولت بعد از سه سال به شناخت خوبی از مدیران استانی خود رسیده است. نخبگان جامعه و گروههای مرجع تحلیل شفافی از عملکرد هیات وزیران دارند. همانطور که دو دولت امثال ظریف از نیروهای قدرتمند محسوب میشوند، بخش قابل توجهی از کابینه نمره قبولی دریافت نمیکنند.
همسویی دولت روحانی با نخبگان برگ برنده او
در انتخابات سال ۹۶ است
این فعال سیاسی اطلاحطلب گفت: همسویی دولت روحانی با نخبگان میتواند برگ برنده او در انتخابات سال ۹۶ باشد. نفس این تغییرها میتواند در رایآوری روحانی موثر باشد عملکرد مدیران استانی نشان از این دارد برخی از استانداران بسیار ضعیف عمل کردند و برخی از آغاز هم منطقی انتخاب نشده بودند.
مدیران دولت روحانی ریسکپذیر باشند
مدیرعامل پیشین ایرنا ادامه داد: امروز دولت روحانی نیازمند مدیرانی است که ریسکپذیر باشند و شجاعانه تصمیمهایی در ریل قانون بگیرند.
تیم رسانهای دولت محافظهکار عمل کرده است
او با انتقاد از عملکرد تیم رسانهای دولت یادآور شد: امروز برگ برنده تندروها این است که تیم رسانهای دولت روحانی برای افکار عمومی شفافسازی نکرده است. در عرصه اجتماعی و اقتصادی هم این دولت ویرانهای را تحویل گرفت که ابعاد این ویرانه هم به هیچ شکلی به افکار عمومی منتقل نشد لذا معتقدم تیم رسانهای دولت بسیار محافظهکار و عافیتطلب عمل کرده است.
روحانی به تنهایی بار شفافسازی کابینه
را به دوش میکشد
ناصری تاکید کرد: بارِ شفافسازی باید بین همه کابینه دولت تقسیم میشد در حالیکه آقای روحانی به تنهایی این بار را به دوش میکشد؛ البته یکی از دلایل محبوبیت و رایآوری او هم همین است. دولت تاکنون در مورد پروندههای مختلف دولت قبل از جمله پرونده مرتضوی در سازمان تامین اجتماعی به شکل شفاف با مردم سخن نگفته است. هنوز ما نمیدانیم پشتپرده خیلی از پروندههای دولت قبل چیست.
گفت و گوی «پیام ما» با ابراهیم رنجبر پزشک درمانگر ایدز «آچ آی وی» مثبتها را نباید طرد کنیم
گفت و گوی «پیام ما» با ابراهیم رنجبر پزشک درمانگر ایدز
«آچ آی وی» مثبتها را نباید طرد کنیم
دکتر«ابراهیم رنجبر»از سال 1387 در حوزه «پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مسری» فعالیت داشته و از سال 1391 به صورت اختصاصی فقط در حوزه برنامه «کنترل اچ آی وی /ایدز» معاونت بهداشتی دانشگاه و مرکز بهداشت شهرستان کرمان فعال است و به عنوان پزشک درمانگر ایدز و مسئول مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری مرجع کرمان فعالیت دارد.
ایدز واقعیتی است که دقیق نشدن به همه ی جوانب وجزئیات آن چیزی به جز آسیب به بار نخواهد آورد زیرا ندیدن، دلیلی بر نبودن نیست.به سراغ یکی از درمانگران ایدز رفته ایم تا در گفتگویی بر دانسته هایمان در مورد بیماری ایدز بیافزاییم وهمچنین مرکز «مشاوره بیماری های رفتاری» رادر کرمان معرفی کنیم.
حوزه فعالیت مرکزمشاوره بیماری های رفتاری کرمان در چه زمینه ای است؟
مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری در واقع مرکز آموزش، پیشگیری، تشخیص، کنترل و درمان ایدز می باشد و کلیه خدماتی که در این مرکز انجام می شود، به صورت رایگان بوده و مشخصات و اطلاعات مراجعین و نتایج آزمایش آنان نیز به صورت کاملا محرمانه در این مرکز باقی می ماند.
نظری وجود دارد که انتقال ایدزدر ایران با چند موج ایجاد شده است که انتقال توسط خون آلوده اولین ،تزریق دومین وسومین هم رابطه جنسی ناایمن است وخبری منتشر شده است مبنی بر اینکه موج سوم ایدزدر ایران وکرمان فراگیر شده است. نظرشما در این رابطه چیست؟
این یک واقعیت است، الگوی انتقال و ابتلا در ایران و کرمان به این شکل است، اما هنوز نه در ایران و نه در کرمان به صورت فراگیر نمی باشد! اما آنچه که در حال حاضر در حال اتفاق افتادن است کاهش نسبت ابتلا یا انتقال از راه تزریق مشترک وافزایش ابتلا از راه جنسی است. موج سوم، همه فعالان جنسی را در بر می گیرد اما بیشتر مبتلایان را گروه سنی 25 تا 35 سال تشکیل می دهند.البته قابل ذکر است که آگاهی کامل بهداشتی از بیماریهای منتقله از راه تماسهای جنسی مثل ایدز، هپاتیتبی، هپاتیت سی، سوزاک، سیفیلیس، زگیلهای تناسلی و… برای پیشگیری از ابتلا به این بیماریها در هربار تماس جنسی، می تواند احتمال ابتلا به این بیماریها از جمله ایدز را بسیارکاهش دهد.
البته شایان ذکر است که موج چهارم یعنی انتقال از مادر مبتلا به نوزاد طی بارداری، حین زایمان و دوران شیردهی است و جامعه جهانی نگران این موضوع می باشد که به راحتی با تشخیص به موقع خانم باردار و مراقبتهای ویژه مادر طی دوران بارداری و هنگام زایمان و شروع درمان پیشگیری قبل از هفته 12 بارداری برای مادر و بلافاصله پس از تولد برای نوزاد، تا حدود خیلی زیاد از ابتلا نوزاد پیشگیری می شود.
به نظرشما دلیل پنهان کاری مبتلایان به ایدز چیست؟
ترس از طرد شدن از خانواده وجامعه واز دست دادن شغل و زندگی خود و ترس از محرومیت از همه خدمات.متاسفانه بخاطر انگ و تبعیضی که نسبت به بیماری ایدز در جامعه وجود دارد، هنوز افرادی هستند که حاضر به پذیرش افراد مبتلا نیستند. از همسر و والدین گرفته تا صاحب کار و حتی مراکز ارائه دهنده خدمات درمانی.ما نمی توانیم یک فرد را به صرف ابتلا به ویروس اچ ای وی و بیماری ایدز، متهم به بدنامی، جرم و یا هر نسبت ناروای دیگر بکنیم. همه آنان بیمار هستند و باید مثل یک بیمار هم از طرف خانواده وهم محل کار و جامعه با آنان برخورد شود و به هیچ عنوان نباید آنان را طرد کرد. آنان مانند سایر افراد جامعه حق زندگی و دریافت خدمات را دارند. راه انتقال ویروس اچ آی وی مشخص و پیشگیری از ابتلا به آن هم در خانواده و هم در جامعه بسیار ساده است.
اگر ما ارتباط جنسی سالم و ایمن داشته باشیم، از هرگونه تزریق مشترک پرهیز کنیم، وسایل نوک تیز و برنده مشترک استفاده نکنیم و از پاشیده شدن خون و ترشحات بدن بیمار به داخل چشم و گوش و دهان و بینی خود و یا زخم باز بدن خود جلوگیری کنیم نباید نگران ابتلا ویروس «اچ ای وی» باشیم.
این ویروس به هیچ عنوان بخاطر هم خانه بودن، همسفره بودن، همکار بودن، و همکلاس بودن و کنار هم زندگی کردن به دیگران انتقال پیدا نمی کند. افراد «اچ آی وی مثبت» از خانواده و دوستان ما هستند، آنان را نباید طرد کنیم!
آیا کسی که به ایدزمبتلا است میتواند ازخدماتی که دامنه ی خطر بالایی دارند مثل دندانپزشکی بهره ببرد؟
بله. افراد مبتلا به ایدز هیچگونه محدویت یا ممنوعیتی برای دریافت خدمات پزشکی و دندانپزشکی ندارند. همکاران ما نباید به خاطر ترس از ابتلا خودشون یا سایر مراجعین، آنان را از خدمات محروم کنند. اگرهمه دست اندرکاران ارائه خدمات بهداشتی و درمانی- دولتی و خصوصی در هنگام ارائه خدمات به افرادی که به مطب، بیمارستان و یا مرکز بهداشتی درمانی آنان مراجعه می کنند و یا افرادی که با وسایل بیماران سر و کار دارند، استانداردهایی را که آموزش دیده اند رعایت کنند، هیچ نیازی به ترس و واهمه نخواهد بود.
در ضمن مثبت بودن یا منفی بودن افراد از نظر« اچ آی وی» از ظاهر افراد مشخص نمی شود که ما بخواهیم تفکیک کنیم و هرکسی که به ما مراجعه میکند ممکن است به هر عفونتی ازجمله «اچ آی وی»، «هپاتیت بی»، و یا «هپاتیت سی» مبتلا باشد!
اگر ما افراد اچ آی وی مثبت را از محل کار خود طرد نمایم و آنان را نپذیریم، نه تنها موارد ابتلا و شیوع بیماری ایدز را در جامعه کاهش نمی دهیم بلکه با تاثیر منفی رفتار ما بر روح و روان آنها و درنتیجه عدم مراجعه آنان به مرکز مراقبت و یا خروج آنها از چرخه مراقبت و درمان ایدز و رها شدن آنان در جامعه، باعث افزایش شیوع این بیماری خواهیم شد.
دانشگاه علوم پزشکی کرمان پیشنهاد شهر کرمان را برای شهر دوستدار پیشگیری ایدزداده است در این رابطه برایمان توضیح دهید
«کرمان شهر دوستدار پیشگیری از ایدز» یک برنامه جامع و گسترده مراقبت ایدز می باشد که نه تنها مجموعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمان را درگیر می کند بلکه تمام احاد جامعه شهری کرمان را در بر می گیرد و این، تلاش همگانی مردم و مسئولین را می طلبد،
هدف این برنامه افزایش شناسایی موارد مثبت اچ آی وی/ایدز در شهر کرمان و افزایش موارد تحت درمان افراد مبتلا و تقویت پای بندی به درمان آنان با هدف کلی تر کاهش موارد جدید و در نتیجه کنترل و کاهش شیوع بیماری ایدز در شهر کرمان است.
در طول فعاالیت خود در این حوزه بیشترین مشکل وآسیبی که مبتلایان درگیر آن هستند چیست؟
وجود انگ و تبعیض و در نتیجه طرد شدن و نداشتن حامی بخصوص حامی درمان. نداشتن سرپناه، درآمد و این که بضاعت مالی برای تغذیه مناسب و دریافت خدمات درمانی خارج از توان و تعهد مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری و دانشگاه علوم پزشکی را ندارند.
پیشنهادشما در زمینه کمک به مبتلایان و حفاظت ازجامعه در مقابل این بیماری چیست؟
افزایش اطلاع رسانی و ارتقا سطح آگاهی مردم در مورد این بیماری و راههای انتقال و همچنین راههای پیشگیری از ابتلا به آن افزایش آگاهی مردم از وجود یک مرکز تشخیص و مراقبت اچ آی وی ایدز رایگان و محرمانه در شهر کرمان به نام مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری به منظور تشخیص عفونت در مراحل اولیه و جلوگیری از ورود به مرحله پیشرفته ایدز و افزایش طول عمر مبتلایان با درمان به موقع، افزایش آگاهی مردم ازاین موضوع که در صورت مواجهه با یک رفتار پرخطر مثل ورود سرسوزنهای آلوده به بدن یا هرگونه تزریق مشترک، ارتباط جنسی غیر ایمن ، استفاده از وسایل نوک تیز و برنده مشترک، پاشیده شدن خون و ترشحات بدن بیمار به داخل چشم و گوش و دهان و بینی خود و یا زخم باز بدن، 72 ساعت فرصت دارند جهت جلوگیری از ابتلا به ویروس اچ آی وی ودریافت داروی پیشگیری به مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری واقع در خیابان احمدی غربی روبرو کوچه 25 مراجعه فرمایند.
دکتر«ابراهیم رنجبر»از سال 1387 در حوزه «پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مسری» فعالیت داشته و از سال 1391 به صورت اختصاصی فقط در حوزه برنامه «کنترل اچ آی وی /ایدز» معاونت بهداشتی دانشگاه و مرکز بهداشت شهرستان کرمان فعال است و به عنوان پزشک درمانگر ایدز و مسئول مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری مرجع کرمان فعالیت دارد.
ایدز واقعیتی است که دقیق نشدن به همه ی جوانب وجزئیات آن چیزی به جز آسیب به بار نخواهد آورد زیرا ندیدن، دلیلی بر نبودن نیست.به سراغ یکی از درمانگران ایدز رفته ایم تا در گفتگویی بر دانسته هایمان در مورد بیماری ایدز بیافزاییم وهمچنین مرکز «مشاوره بیماری های رفتاری» رادر کرمان معرفی کنیم.
حوزه فعالیت مرکزمشاوره بیماری های رفتاری کرمان در چه زمینه ای است؟
مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری در واقع مرکز آموزش، پیشگیری، تشخیص، کنترل و درمان ایدز می باشد و کلیه خدماتی که در این مرکز انجام می شود، به صورت رایگان بوده و مشخصات و اطلاعات مراجعین و نتایج آزمایش آنان نیز به صورت کاملا محرمانه در این مرکز باقی می ماند.
نظری وجود دارد که انتقال ایدزدر ایران با چند موج ایجاد شده است که انتقال توسط خون آلوده اولین ،تزریق دومین وسومین هم رابطه جنسی ناایمن است وخبری منتشر شده است مبنی بر اینکه موج سوم ایدزدر ایران وکرمان فراگیر شده است. نظرشما در این رابطه چیست؟
این یک واقعیت است، الگوی انتقال و ابتلا در ایران و کرمان به این شکل است، اما هنوز نه در ایران و نه در کرمان به صورت فراگیر نمی باشد! اما آنچه که در حال حاضر در حال اتفاق افتادن است کاهش نسبت ابتلا یا انتقال از راه تزریق مشترک وافزایش ابتلا از راه جنسی است. موج سوم، همه فعالان جنسی را در بر می گیرد اما بیشتر مبتلایان را گروه سنی 25 تا 35 سال تشکیل می دهند.البته قابل ذکر است که آگاهی کامل بهداشتی از بیماریهای منتقله از راه تماسهای جنسی مثل ایدز، هپاتیتبی، هپاتیت سی، سوزاک، سیفیلیس، زگیلهای تناسلی و… برای پیشگیری از ابتلا به این بیماریها در هربار تماس جنسی، می تواند احتمال ابتلا به این بیماریها از جمله ایدز را بسیارکاهش دهد.
البته شایان ذکر است که موج چهارم یعنی انتقال از مادر مبتلا به نوزاد طی بارداری، حین زایمان و دوران شیردهی است و جامعه جهانی نگران این موضوع می باشد که به راحتی با تشخیص به موقع خانم باردار و مراقبتهای ویژه مادر طی دوران بارداری و هنگام زایمان و شروع درمان پیشگیری قبل از هفته 12 بارداری برای مادر و بلافاصله پس از تولد برای نوزاد، تا حدود خیلی زیاد از ابتلا نوزاد پیشگیری می شود.
به نظرشما دلیل پنهان کاری مبتلایان به ایدز چیست؟
ترس از طرد شدن از خانواده وجامعه واز دست دادن شغل و زندگی خود و ترس از محرومیت از همه خدمات.متاسفانه بخاطر انگ و تبعیضی که نسبت به بیماری ایدز در جامعه وجود دارد، هنوز افرادی هستند که حاضر به پذیرش افراد مبتلا نیستند. از همسر و والدین گرفته تا صاحب کار و حتی مراکز ارائه دهنده خدمات درمانی.ما نمی توانیم یک فرد را به صرف ابتلا به ویروس اچ ای وی و بیماری ایدز، متهم به بدنامی، جرم و یا هر نسبت ناروای دیگر بکنیم. همه آنان بیمار هستند و باید مثل یک بیمار هم از طرف خانواده وهم محل کار و جامعه با آنان برخورد شود و به هیچ عنوان نباید آنان را طرد کرد. آنان مانند سایر افراد جامعه حق زندگی و دریافت خدمات را دارند. راه انتقال ویروس اچ آی وی مشخص و پیشگیری از ابتلا به آن هم در خانواده و هم در جامعه بسیار ساده است.
اگر ما ارتباط جنسی سالم و ایمن داشته باشیم، از هرگونه تزریق مشترک پرهیز کنیم، وسایل نوک تیز و برنده مشترک استفاده نکنیم و از پاشیده شدن خون و ترشحات بدن بیمار به داخل چشم و گوش و دهان و بینی خود و یا زخم باز بدن خود جلوگیری کنیم نباید نگران ابتلا ویروس «اچ ای وی» باشیم.
این ویروس به هیچ عنوان بخاطر هم خانه بودن، همسفره بودن، همکار بودن، و همکلاس بودن و کنار هم زندگی کردن به دیگران انتقال پیدا نمی کند. افراد «اچ آی وی مثبت» از خانواده و دوستان ما هستند، آنان را نباید طرد کنیم!
آیا کسی که به ایدزمبتلا است میتواند ازخدماتی که دامنه ی خطر بالایی دارند مثل دندانپزشکی بهره ببرد؟
بله. افراد مبتلا به ایدز هیچگونه محدویت یا ممنوعیتی برای دریافت خدمات پزشکی و دندانپزشکی ندارند. همکاران ما نباید به خاطر ترس از ابتلا خودشون یا سایر مراجعین، آنان را از خدمات محروم کنند. اگرهمه دست اندرکاران ارائه خدمات بهداشتی و درمانی- دولتی و خصوصی در هنگام ارائه خدمات به افرادی که به مطب، بیمارستان و یا مرکز بهداشتی درمانی آنان مراجعه می کنند و یا افرادی که با وسایل بیماران سر و کار دارند، استانداردهایی را که آموزش دیده اند رعایت کنند، هیچ نیازی به ترس و واهمه نخواهد بود.
در ضمن مثبت بودن یا منفی بودن افراد از نظر« اچ آی وی» از ظاهر افراد مشخص نمی شود که ما بخواهیم تفکیک کنیم و هرکسی که به ما مراجعه میکند ممکن است به هر عفونتی ازجمله «اچ آی وی»، «هپاتیت بی»، و یا «هپاتیت سی» مبتلا باشد!
اگر ما افراد اچ آی وی مثبت را از محل کار خود طرد نمایم و آنان را نپذیریم، نه تنها موارد ابتلا و شیوع بیماری ایدز را در جامعه کاهش نمی دهیم بلکه با تاثیر منفی رفتار ما بر روح و روان آنها و درنتیجه عدم مراجعه آنان به مرکز مراقبت و یا خروج آنها از چرخه مراقبت و درمان ایدز و رها شدن آنان در جامعه، باعث افزایش شیوع این بیماری خواهیم شد.
دانشگاه علوم پزشکی کرمان پیشنهاد شهر کرمان را برای شهر دوستدار پیشگیری ایدزداده است در این رابطه برایمان توضیح دهید
«کرمان شهر دوستدار پیشگیری از ایدز» یک برنامه جامع و گسترده مراقبت ایدز می باشد که نه تنها مجموعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمان را درگیر می کند بلکه تمام احاد جامعه شهری کرمان را در بر می گیرد و این، تلاش همگانی مردم و مسئولین را می طلبد،
هدف این برنامه افزایش شناسایی موارد مثبت اچ آی وی/ایدز در شهر کرمان و افزایش موارد تحت درمان افراد مبتلا و تقویت پای بندی به درمان آنان با هدف کلی تر کاهش موارد جدید و در نتیجه کنترل و کاهش شیوع بیماری ایدز در شهر کرمان است.
در طول فعاالیت خود در این حوزه بیشترین مشکل وآسیبی که مبتلایان درگیر آن هستند چیست؟
وجود انگ و تبعیض و در نتیجه طرد شدن و نداشتن حامی بخصوص حامی درمان. نداشتن سرپناه، درآمد و این که بضاعت مالی برای تغذیه مناسب و دریافت خدمات درمانی خارج از توان و تعهد مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری و دانشگاه علوم پزشکی را ندارند.
پیشنهادشما در زمینه کمک به مبتلایان و حفاظت ازجامعه در مقابل این بیماری چیست؟
افزایش اطلاع رسانی و ارتقا سطح آگاهی مردم در مورد این بیماری و راههای انتقال و همچنین راههای پیشگیری از ابتلا به آن افزایش آگاهی مردم از وجود یک مرکز تشخیص و مراقبت اچ آی وی ایدز رایگان و محرمانه در شهر کرمان به نام مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری به منظور تشخیص عفونت در مراحل اولیه و جلوگیری از ورود به مرحله پیشرفته ایدز و افزایش طول عمر مبتلایان با درمان به موقع، افزایش آگاهی مردم ازاین موضوع که در صورت مواجهه با یک رفتار پرخطر مثل ورود سرسوزنهای آلوده به بدن یا هرگونه تزریق مشترک، ارتباط جنسی غیر ایمن ، استفاده از وسایل نوک تیز و برنده مشترک، پاشیده شدن خون و ترشحات بدن بیمار به داخل چشم و گوش و دهان و بینی خود و یا زخم باز بدن، 72 ساعت فرصت دارند جهت جلوگیری از ابتلا به ویروس اچ آی وی ودریافت داروی پیشگیری به مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری واقع در خیابان احمدی غربی روبرو کوچه 25 مراجعه فرمایند.
ایران در مسیر ریشه کنی ایدز
سفیر و نماینده دائم ایران درسازمان ملل با اشاره به تکمیل نهایی برنامه جدید درمقابله با بیماری ایدز گفت: ایران با رویکردی عملگرایانه درمقابله با این بیماری یکی از موثرترین برنامه های کاهش آسیب دراین رابطه درسطح خاورمیانه را با موفقیت به اجرا گذاشته است.
به گزارش ایرنا، غلامعلی خوشرو در نشست «مقابله با بیماری ایدز» در سازمان ملل، عملکردهای کشورمان در این زمینه را تشریح کرد.
سفیر کشورمان با اشاره به رویکرد عملگرایانه ایران در پاسخ به اپیدمی ایدز گفت: ایران یکی از موثرترین برنامههای کاهش آسیب را به اجرا گذاشته و موفق شده است انتقال ایدز در میان معتادان تزریقی را کنترل نماید.
وی افزود: ایران به دنبال پاسخگویی مقتضی به موج آتی ایدز با اتخاذ رویکردی جامع و فرابخشی است که ضمن توجه به شواهد علمی، حساسیتهای فرهنگی را هم مد نظر دارد.
نماینده دائم کشورمان درسازمان ملل یاد آور شد که جمهوری اسلامی ایران اخیرا برنامه جدید کشوری ایدز را که برای ریشه کن کردن این بیماری تا سال 2030 تنظیم شده نهایی کرده است.
خوشرو با اشاره به اینکه 95درصد از هزینه های مقابله با ایدز از منابع ملی ایران تامین می شود و کمک جامعه جهانی صرفا پنج درصد هزینه های مربوطه را پوشش می دهد گفت: ایران همچنان انتظار دارد پس از توافق هستهای فرصت های بیشتری برای انتقال تکنولوژی و تخصصهای لازم به ایران فراهم شود.
سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد با تاکید بر اینکه ایران جزء معدود کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است که سیستم نظارتی و ارزیابی نیرومندی را دراین رابطه ایجاد کرده از آمادگی کشورمان برای انتقال تجارب در زمینههای کاهش آسیب و کنترل ایدز بویژه در چارچوب ابتکارات خبر داد.
بیش از 70 نفر از ورزای بهداشت و ده ها تن از مقامات بهداشتی و سازمانهای غیر دولتی در این نشست سه روزه که در نیویورک برگزار شد حضور داشتند و درنهایت اعلامیه سیاسی ایدز که براساس آن اپیدمی ایدز در جهان بایستی تا سال 2030 ریشه کن شود به تصویب رسید.
یک دوره درمان بیماران،
۸۰ میلیون هزینه دارد
مدیرعامل کانون هموفیلی ایران آخرین وضعیت پرونده خونهای آلوده را تشریح کرد.
به گزارش ایلنا، احمد قویدل(مدیرعامل کانون هموفیلی ایران) درباره آخرین وضعیت پرونده خونهای آلوده که ازسال 78 در حال رسیدگی است اظهار کرد: در مساله حقوقی، حقانیت بیماران در قوه قضاییه با بالغ بر حدود بیش از 2500 رای تایید شد، اما پرونده کیفری این مساله بلاتکلیف ماند و در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که شامل مرور زمان شود.
قویدل گفت: متهمان پرونده کیفری این بیماران در دادگاه بدوی تبرئه شدند و پرونده به دادگاه تجدید نظر رفته، ولی هنوز با گذشت سالها جوابی نیامده است، ولی آنقدر از تاریخ این پرونده گذشته که اساسا امیدی نیز به رسیدگی به این پروندهها وجود ندارد.
وی افزود: غرامتهایی نیز که در دور اول رسیدگی به پرونده ها در دوره ریاست آیت الله شاهرودی بر قوه قضاییه مورد حکم قرار گرفت از 20 درصد تا 100 درصد دیه بود، ولی الان برای اکثر بیماران دیههای 1 درصد و 2 درصد تعیین میشود که به هیچ وجه با نوع بیماری، تشویشی که برای خانواده ایجاد کرده و مشکلاتی که در حوزه زناشویی برای بیماران به وجود آورده همخوانی ندارد. مدیرعامل کانون هموفیلی ایران ادامه داد: در حال حاضر رسیدگی به پروندههای حقوقی بیماران و حکم دادن به غرامتهای عادلانه بسیار کند شده است و باید مورد توجه مسئولان قضایی قرار بگیرد.
وی تاکید کرد: ما اعتقادمان این است که دور اول، رسیدگی به این پروندهها کاملا عادلانه و درست انجام گرفته است، ولی متاسفانه بعد از آن، روند رسیدگی به پروندههای بالغ بر 500 تا 600 نفر از خواهانها کند بوده است و همچنین میزان غرامت هایی که برای این افراد پیشبینی شده؛ عادلانه و متناسب با اتفاقی که برای آنها افتاده نیست. مدیرعامل کانون هموفیلی ایران با بیان اینکه مهمترین مساله؛ درمان بیمارانی بود که این صدمه را دیدند، گفت: البته دولت همکاری لازم را برای درمان این بیماران انجام داد و به صورت گسترده و متمرکز درمان بیماران دنبال شد.
آغاز درمان آزمایشی بیماران جا مانده از درمان با داروی هندی
وی با اشاره به اینکه بخش زیادی از بیماران از درمانهایی که انجام شد، جواب مثبت گرفتند، گفت: گروه زیادی نیز به علت اینکه در روستاها و جاهای دورتر زندگی میکردند و دیر مراجعه کردند یا افرادی که خیلی دیر به ابتلا به بیماری ثانویه پی بردند و همچنین افرادی که به درمان پاسخ مثبت نداند؛ هنوز درمان نشدهاند و در حال حاضر حدود 500 نفر از این افراد دچار مشکل هستند و نیاز به درمان دارند و این یکی از معضلاتی است که در حوزه هموفیلی و تالاسمی وجود دارد. قویدل گفت: آخرین دارویی که برای این بیماران تولید شده است؛ داروی موسوم به «هاروونی»، Harvoni است که داروی آمریکایی بسیار گران قیمتی است و استفاده از آن در یک دوره درمانی حدود 80 میلیون تومان هزینه دارد، و مدتها است که دولت تامین این دارو را در دستور کار دارد. مدیرعامل کانون هموفیلی ایران با بیان اینکه در حال حاضر داروی معادل داروی هاروونی، Harvoni با لیسانس شرکت هارمونی در هند تولید و وارد ایران شده است، گفت: اولین دوره درمانی این دارو برای حدود 25 نفر از بیماران در حال اجرا است و ماه سومی است که این دارو به بیماران داده میشود. وی افزود: در حال حاضر همه برای روشن شدن این موضوع که آیا تولید کشور هند نیز مشابه داروی اصلی است و نتایج مثبت داروی اصلی را دارد یا خیر، انتظار میکشند و احتمالا دولت بر مبنای نتایج، برنامهریزیهای بعدی خود را برای درمان این بیماران صورت میدهد و در این راستا این مساله که جان تعدادی از این بیماران در خطر است، واقعیت آشکاری است که باید به آن توجه شود. وی تصریح کرد: در حال حاضر موضوع سلامت داروهای بیماران هموفیلی نزدیک 25 تا 30 سال است در دنیا و نزدیک به 15 سال است در ایران حل شده است و دیگر ضرورتی ندارد که بیماران نگران آلودگیهای این چنینی باشند، اما مساله مهم درمان بیماران آسیبدیده از این فاجعه تاریخی است که باید به صورت جدیتر از جانب دولت پیگیری شود.
دولت برای تهیه داروی 80 میلیونی هاروونی حمایتی نکرده است
وی در خصوص حمایت دولت و وزارت بهداشت از بیماران قربانی داروهای آلوده اظهار کرد: دولت تا این لحظه برای خرید داروی 80 میلیونی هاروونی، Harvoni که آخرین داروی موثر برای درمان این بیماران است؛ حمایتی نکرده و هنوز تصمیم سیستم دولتی برای امر درمان این بیماران کاملا شفاف نشده است و تا حدودی ارزیابیهای اقتصادی در این زمینه تاثیرگذار بوده است.
مدیرعامل کانون هموفیلی ایران با بیان اینکه بر اساس آرا حقوقی که قبلا صادر شده بود، درمان این بیماران بر عهده دولت است و تاکید هم شده که با بهترین داروها این درمان انجام شود، گفت: به هر حال تعدادی از بیماران واقعا با مخاطره جانی مواجه هستند و ما امیدورایم قبل از اینکه صدمهای به اینها وارد شود؛ تصمیم دولت برای اینکه با چه دارویی درمان این بیماران را انجام دهد؛ روشن شود.
وی در ادامه تاکید کرد: تاکنون اقدامات دولت در راستای درمان این بیماران امیدبخش بوده است و امید است؛ اقدام اخیر دولت در راستای درمان 25 نفر ادامهدار باشد و بقیه نیز مشمول درمان قرار بگیرند و برنامههای دولت در این راستا شفافتر و جدیتری دنبال شود.
روایتی از یک بیمارستان قدیمی بیمارستان نوریه
روایتی از یک بیمارستان قدیمی
بیمارستان نوریه
منصور ایران پور
دومین بیمارستان تاریخی ساخته شده در کرمان نوریه نام دارد که در سال 1296 هجری شمسی توسط نورالله خان ملقب به ظهیرالممالک نوه ابراهیم خان ظهیرالدوله ساخته شد.
این بیمارستان دوازده سال پس از ساخت بیمارستان مرسلین که توسط ارتش بریتانیا ساخته شده بود، در کرمان افتتاح گردید و بیمارستان مرسلین در هنگام رونمایی این بیمارستان هنوز وجود داشت و مردم ترجیح می دادند که بیشتر به آنجا مراجعه کنند. البته نورالله خان در شمار شاهزادگان قاجاری کرمان می باشد که از سوی پدر به فضل الله خان بیگلربیگی (صاحب باغ فتح آباد) و از طرف مادر به ابراهیم خان ظهیرالدوله می رسد.
ابراهیم خان ظهیرالدوله سومین و مقتدرترین حاکم کرمان پس از قتل عام کرمانیان توسط آقا محمد خان قاجار می باشد. وی مابین سال های 1218 تا 1240 هجری قمری بر کرمان حکومت کرده است. نورالله خان خودش به سبب برخی بیمارها بسیار ناتوان و دائمأ بیمار بود. حتی فرزندانش هم به طور دائم بیمار بودند. همین امر دلیلی بر ساختن بیمارستان برای مداوای خود و خانواده و عموم مردم شد.
این در شرایطی بود که وارثان وی به سبب عدم توانایی جسمی و روحی نمی توانستند بر املاک پدریشان نظارت داشته باشند. لذا نورالله خان بعد از ساخت بیمارستان نوریه تمامی املاک و دارایی خود را وقف این مکان نمود. املاک زیادی از جمله مزارع بیاض، کبوترخان، کریمآباد، گلناآباد، باغ زریسف و خانه باغ بزرگ جنب بیمارستان که پس از انقلاب اسلامی بخشی از آن برای ساخت منازل استادان دانشگاه در نظر گرفته شده است. این بیمارستان از همان ابتدا دارای فضای سبز عالی و درختان فراوانی بود که به مرور جایگزین هم شده اند و به رغم فراوانی آب، اما امروزه هیچ درخت کهنسالی در آن یافت نمی شود. نورالله خان اصالتأ کرمانی نبود و در کرمان هم تولد نیافته است.
او متولد تبریز است و به سبب حفاظت و اداره املاک موروثی خود به کرمان آمد و در همین جا ماندگار شد. وی فارسی را خوب صحبت نمی کرد و آن را با لهجه ترکی بیان می نمود.
در هنگام ساخت بیمارستان جمعیت زیادی در کرمان وجود نداشت و تعداد مراجعه کنندگان به این بیمارستان هم زیاد نبودند. زیرا بیمارستان در خارج از شهر و در میان باغات و خانه های ییلاقی حکام و ثروتمندان کرمان قرار داشت که عمدتأ خانواده های حکومتی به خصوص وابستگان به ابراهیم خان ظهیر الدوله و اسماعیل خان وکیل الملک نوری دو حاکم کرمان در عهد قاجاریه بودند. بنابر این مردم رغبتی به پیمودن این راه دور و دراز نداشتند و عمده استفاده کنندگان از این بیمارستان شامل خانواده های حکومتی و ثروتمندان بودند و مردم هم همچنان برای درمان به بیمارستان مرسلین که نزدیک شهر و در میان بیابان شمالی قرار داشت می رفتند.
عمده استفاده عمومی از بیمارستان نوریه به دورانی باز می گردد که شهر به سوی خیابان زریسف گسترش یافت. این گسترش از اواسط حکومت پهلوی دوم مقدور گردید. لذا حکومت هم بر اساس نیاز کرمانیان اقدام به تجهیز بیمارستان و ایجاد تغییرات گسترده در آن نمود. به شکلی که تبدیل به یک بیمارستان درجه یک شامل پزشکان متخصص و تجهیزات پزشکی مدرن گردید. اولین و مهمترین بخش تاریخی بیمارستان نوریه عبارت از سردرب و ساختمان قرار گرفته در بخش جنوبی سردرب می باشد که چیزی حدود دوازده اتاق را شامل بوده است.
چهار اتاق آن در درون سردرب قرار داشتند. این سردرب با استفاده از آجر و کاشی به شکلی بسیار زیبا تزئین شده است. آجری در قسمت بالای آن قرار دارد که نام واقف، سال تأسیس و نام سازنده بنا را بیان می کند.
بیمارستان نوریه در دوره های بعد از حکومت پهلوی باز هم گسترش یافت تا جایی که ساختمان های طرفین سردرب و ساختمان جدید ضلع شمالی که امروزه بیمارستان نامیده می شود متعلق به دوره انقلاب اسلامی می باشد.
نکته قابل تأمل اینکه در آخرین سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، دانشکده مدیریت کرمان به عنوان اولین دانشگاه کرمان در کنار این بیمارستان تاریخی افتتاح شد و پس از انقلاب اسلامی هم این دانشکده جای خود را به دانشکده پزشکی داد. بنابراین همخوانی بیمارستان و دانشکده پزشکی سبب گردید که آزمایشگاه و ساختمان تشریح دانشکده پزشکی کرمان در داخل نوریه افتتاح شود و همزمان کار عملی دانشجویان بر روی بیماران این بیمارستان انجام می گرفت.
در دوران پهلوی اول به هنگام بازدید همسر شاه از کرمان اقدام به کاشی کاری سردرب ورودی گردید و سال مرمت آن توسط حکومت پهلوی دوم ذکر شد که کاشی کاری فوق در دوران پس از انقلاب اسلامی توسط انقلابیون و دانشجویان دانشکده مدیریت کرمان تخریب گردید و مجددأ در دهه هفتاد هجری شمسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان متن جدیدی را با استفاده از کاشی های زیبای فیروزه ای برای معرفی اثر ایجاد نمود و آرم جمهوری اسلامی را هم در این ساختار قرار داد. امروزه این اثر با نام مریضخانه و معلمخانه طبی نوریه شناخته می شود و با شماره 3636 در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد.
جنگ تخم مرغ یا تخم مرغ بازی
در زمانی نه چندان دور، پول رواج چندانی نداشت. عیدی بزرگترها بیشتر تخممرغ خام یا رنگکرده، گردو، بادام و سایر تنقلات بود. با توجه به اینکه مردم سرگرمی چندانی از جمله تلویزیون، ماهواره، سینما، پارکها و مراکز تفریحی خاص نداشتند، یکی از پرطرفدارترین تفریحات و سرگرمیهای روزهای نوروز، بازی بومی « تخممرغ بازی» بود که در شرایط سنی مختلف – با جاذبهای خاص – برگزار میشد. در این روزها که معمولاً ایام فراغت به حساب میآید، اکثر مردها و پسربچهها در میدانگاه یا چهارکوچه سر محل جمع میشدند و با تخممرغهای پخته یا خام به بازی بومی جنگ تخم مرغ میپرداختند.
این بازی خاص یک شهر یا بومی یک محل خاص نبود و در همه ایران با نامهای مختلف رواج داشت.
بازی به دو گونه اجرا میشد: تکی (تک به تک) و رجی (چندتایی) و مثل همه بازیها، افراد قهرمان و ماهری داشت که برای عصبی کردن طرف «چِکُری» میخواندند و وقتی وارد میدانگاه میشدند، اکثرا خودشان را از داو بازی کنار میکشیدند. مگر کسانی که صاحب ادعا بودند و کسی که از برد دائمی خود مطمئن بود همراه خودش یک سبد برای بردن تخممرغها میآورد.
در این بازی، نوک تیز تخممرغ، سَر و انتهای پهن آن تَه نامیده میشد.
بازی به صورت سر به سر یا ته به ته و گاه با توافق طرفین سر به ته و ته به سر انجام میگرفت. در شروع بازی، یکی از طرفین تخم مرغ خود را در حلقه تنگ بین شست و انگشت، به گونهای که مقدار کمی از نوک تیز آن به طرف بالا باشد، قرار داده و طرف مقابل سر تیز تخممرغ خود را بعد از چند بار میزان کردن و آورد و بُرد خیلی آرام، اما محکم بر آن میزد. طوریکه تخممرغ تَرک کوچکی بردارد و ضایع نشود و تخممرغ خودش هم نشکند و تَرک برندارد.
هر تخممرغ که میشکست، صاحبش بازنده محسوب شده و باید تخممرغ شکسته را در اختیار حریف قرار میداد. در ساعات اولیه روز که اکثرا گرسنه بودند، همانجا تخممرغ را شکسته و خام میخوردند. اما کم کم سیر شده و تخممرغها را – اگر زیاد بودند- در سبد خود میگذاشتند و یا در کلاه خود جا میدادند و یا به دست کسی از دوستان که تخممرغ نداشت میسپردند و بعد از اتمام بازی به خانهای میرفتند و نیمرو یا خاگینه میپختند.
تخممرغ بازهای حرفهای، بعضاً ترفندهایی برای برنده شدن به کار میبردند. از جمله یک تخممرغ را با سوزن سوراخ و مایع داخل آن را خالی نموده طوری که معلوم نشود – و با پرکردن مواد شیمیایی چسبنده و یا سقز، استحکام بدنه تخم مرغ را افزایش می دادند. برخی نیز از تخم مرغهای دو زرده که از ضخامت و استحکام بیشتری برخوردار است و در تخممرغ بازی کاربرد بیشتری دارد، استفاده می کردند تا شانس برنده شدن خود را افزایش دهند.
وقتی طرفین بازی قَدر بوده و احتمال کلکزدن در آن بسیار، دو طرف یا نایبانی که همراهداشتند، تخم مرغهای یکدیگر را محک میزدند که اصطلاحاً به این عمل «چشیدن» می گفتند.
برای اینکار تخممرغ حریف را گرفته و نوک و ته آن را آهسته به دو دندان پیشین خود میکوبیدند و بنا به تجربهای که داشتند، از صدای زیر و بم آن میفهمیدند که دستکاری نشده و سالم است و نیز متوجه استحکام سَر و ته آن شده و بنا به تشخیص، صورت های مختلف بازی سر به سر، سر به ته و… را انتخاب مینمودند.
تخم مرغ در باورهای بومی اکثر مناطق، نشان برکت، فراوانی، تداوم نسل و زندگی است و بر همین اساس معتقدند که تخممرغهای شکسته شده باید توسط نوعروس یا زن باردار مصرف شود.
وبلاگ ضرب المثل های کرمونی
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش هفتاد و دو
در اواخر شب نفت چراغ تمام شد. چون نفت نداشتم، چراغ را خاموش کردم و باز تا مدتی بیدار مانده و در کار خود فکر می کردم. جملات و حرف های متضاد حاکم را کلمه به کلمه وارسی می کردم. غفلتاً مثل آن که به من الهامی شد از این جمله ای که خارجی ها می خواهند محبس نظمیه ساخته شود تعجب کردم. آن ها را چه کار با این که نظمیه تکمیل شود. همین دورغ مشت این حاکم را باز می کند و به خاطرم آمد که در آن تاریخ خارجی هایی که در کرمان اقامت دارند تنها انگلیسی ها هستند. قونسول تهران مرا می شناسد.
چه اشکالی دارد نزد او رفته و رونوشت این تلگراف را ارائه داده و از او بپرسم آیا این اظهارات حاکم کرمان صحیح است. آیا فی الواقع قونسول شما در کرمان می خواهد زمینی را که پدر من با آن همه زحمت و خسارت برای ساختن عمارتی برای دارالایتام حاضر ساخته زندان نمایند. اگر اظهار کند من نمی دانم از او خواهش کنم با تلگراف این مطلب را از قونسول انگلیس در کرمان تحقیق نماید و چنان که معلوم شد این اظهارات را به خلاف حاکم کرمان به رییس الوزرا تلگراف کرده محض رضای خدا و نوع پرستی حقیقت را به آقای رییس الوزرا بگویند. وقتی که این خیال به سرم آمد مثل این بود که در نبردی تن به تن فاتح شده ام.
در نزدیک های سحر با آن که از روز قبل خوراکی نخورده بودم به خواب رفتم. خواب دیدم که از تهران به کرمان می روم و همین که به نایین رسیدم درشکه ای از جلوی کاروان سرا با چند نفر سوار که او را همراهی می کردند می آمد و چون به نزدیک من رسیدند، چشمم به حاکم معزول که خیلی کوچک و حقیر دیده می شد افتاد.
پس از دو روز درد پا و کمرم تخفیف یافت. برای آن که چاره ای به کار خود بنمایم از بالاخانه خارج شدم. تصادفاً در بازار عبدالله خان دوست خود را ملاقات کردم و او مرا به ناهار به منزل برادرش میرزا مهدی خان تلگرافچی(دیدبان) که در محله سنگلج کوچه قورخانه واقع بود دعوت کرد. از آن زمانی که میرزا مهدی خان را در مدرسه ملی کرمان می شناختم مشار الیه آزادی خواه و از زمره کسانی بود که همیشه به طرفداری مشروطه و مخالفت استبدادیان برای شاگردان مدرسه سخن رانی می کرد و بعد هم چون در قضایای آشوب و غوغای کرمان به مخالفت انگلیس ها شرکت کرده بود در جزو سایر محبوسین آزادی خواه که به شیراز تبعید شدند محبوس و تبعید گردید. گذشته از آن که اموال خانواده آن ها را بختیاری ها غارت کرده بودند در این تبعید و حبس و شکنجه و دوری از فامیل صدمه و خسارت بسیار دیده بود باز هم بر عقیده خود پایدار مانده و در آن روز هم عده ای از جوانان وطن پرست را از قبیل میرزاده عشقی، برادران پاکدامن، علی پاشا صالح را برای صرف چای در خانه کوچک خود دعوت کرده و تمام صحبت ها راجع به انتشار مطالبی که در روزنامه رعد و ایران موضوع قراردادی بود که وثوق الدوله به انگلیس ها می خواست منعقد نماید دور می زد. این اشخاص هر کدام از جایی صحبت می داشتند. یکی می گفت چند روز است برای آن که حاج آقا جمال مجتهد را به مخالفت این قرارداد برانگیزانم با رفقای دیگر در عقب سر او به نماز می ایستم.
آن دیگری از مخالفت آمریکایی و فرانسوی ها به حاضرین نوید می داد و مطمئن می ساخت که با آن ترتیب محال است آن قرارداد شوم، عملی گردد. احساسات این چند نفر در حقیقت نمونه ای از مخالفت های شدید وطن پرستان با آن قرارداد بود و چون این جوانان در مجامع و هر کجا که لزوم داشته شدیداً سخن رانی و مخالفت با آن کرده بودند دقیقه شماری کرده و هر لحظه انتظار این را داشتند که مامورین دولتی آنان را دستگیر نمایند. از آن احساسات بی شائبه لذت می بردم و خودم نیز از جان و دل حاضر شده بودم تا هر کجا که مقدورم باشد با آنان همقدم باشم حتی زندان!
