بایگانی مطالب نشریه
ماجرای مبهم شیء نورانی ناشناس در استان
ماجرای مبهم شیء نورانی ناشناس در استان
پیام ما- شامگاه دوشنبه خبری در فضای مجازی مبنی بر سقوط یک هواپیما در 100 کیلومتری سیرجان منتشر شد. در این خبر تاکید شده بود که تمام آمبولانس های منطقه به محل حادثه اعزام شدند. از طرف دیگر برخی رسانه ها از جمله خبرگزاری فارس خبر دادند که یک شی ناشناس در اطراف شهرستان داراب از توابع استان فارس سقوط کرده است. فارس البته این خبر را پس از گذشت مدتی از خروجی خود حذف کرد اما یک مصاحبه از فرماندار داراب، همه چیز را به هم زد. عبدالرضا قاسمپور به ایسنا گفت: «این خبر را تایید و تکذیب نمیکنم. بعضی از افراد محلی حادثه سقوط هواپیما را تایید کردهاند اما هنوز اطلاعات رسمی برای تایید این خبر کسب نشده است. ساعتی قبل مردم محلی اعلام کردند که شیئی را مشاهده کردهاند که در محدوده مرز بین داراب و سیرجان سقوط کرده و آتش گرفته است.» وی از تشکیل ستاد بحران و اعلام آمادهباش در این شهرستان خبر داد و گفت: «ما برای تایید این خبر نیاز به اطلاعات رسمی داریم و حتی با استان هرمزگان هم در تماس هستیم.» وی زمان اعلام این خبر را حدود ساعت 7 عصر اعلام و اضافه کرد: «از همان زمان با توجه به صعبالعبور بودن منطقه یک گروه کوهنورد را به ارتفاعات اعزام کرده ایم.» همین صحبت ها کافی بود تا خبر به سرعت در فضای مجازی بازنشر شود و صحت آن مورد تایید قرار گیرد. اما با گذشت کمتر از 12 ساعت از مخابره این خبر برای اولین بار، مسئولان مختلف استان کرمان و فارس کل قضیه را تکذیب کردند.
ابتدا محسن صالحی کرمانی مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان بامداد سه شنبه در این زمینه گفت: «تاکنون خبر رسمی مبنی بر سقوط هواپیما و یا بالگرد در شهرستان سیرجان گزارش نشده است.» به گزارش تابناک روابط عمومی فرمانداری ویژه سیرجان نیز اعلام کرد: «در حوزه استحفاظی شهرستان سیرجان سانحه هوایی رخ نداده است و اعزام آمبولانس و خبرهایی از این دست صحت ندارد.» همچنین حسن فیاضپور مدیرکل مدیریت بحران استانداری فارس در این ارتباط گفت: «بلافاصله بعد از انتشار این خبر در فضای مجازی با فرودگاههای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، فارس و کرمان تماس گرفته و پیگیری کردیم.» فیاضپور افزود: «مدیران فرودگاههای اشاره شده چنین اتفاقی را کاملا رد و اعلام کردهاند که هیچ گونه حادثه سقوط توسط سیستمهای آنها ثبت نشده است. این موضوع را با مدیران کل مدیریت بحران استانهای همجوار هم مطرح و آن را پیگیری کردیم اما همه آنان این خبر را تکذیب کردهاند.»
مدیرعامل هلال اهمر کرمان:
نمی دانم
روز گذشته برای پیگیری این ماجرا با علی گنج کریمی مدیرعامل هلال احمر استان تماس گرفتیم. وی در پاسخ به این پرسش «پیام ما» که آیا هلال احمر شامگاه دوشنبه به سیرجان نیرو اعزام کرده است، گفت: «خیر. ما بالگردی را برای ماموریت به سیرجان نفرستادیم.» وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا اصلا خبری مبنی بر سقوط هواپیما در 100 کیلومتری سیرجان به شما داده شد، اظهار داشت: «ببینید من نمی دانم. من فقط می دانم که ما بالگردی برای ماموریت نفرستادیم. بهتر است از مدیرکل بحران استانداری بپرسید.»
این در حالی است که خبرنگار پیام ما با برخی شهروندان سیرجانی و اهالی ریزاب از توابع داراب در مرز کرمان و فارس تماس گرفت و برخی از آن ها ادعا کردند که شیء ناشناس با نور زیادی که از خود ساطع می کرد را مشاهده کردند که به سمت زمین در حال نزول بوده است. «پیام ما» مستقلا نمی تواند ادعاهای این افراد را تایید یا رد نماید.
فخری زاده کرمانی
طراح ریزنقش ترین فرش کرمان:
جناب استاندار!
توانایی های اثبات شده زنان، نادیده گرفته می شود
کرمان را از قدیم الایام با شال و ترمه می شناختند و بعداً با فرش هایش. با قالی های رنگارنگ و پر از گل و بوته اش. گویی کویرنشینان، که از تماشای دائمی گل و بلبل محروم بودند، خیال یک کرمان رؤیایی و سرسبز را بر فرش های خود نقاشی کردند و زیر پای خود که نه زیر پای اعیان ممالک گستردند. و از همان روز، کویر کرمان، صادر کننده انواع گل و بلبل و درخت و پرنده به سرتاسر جهان شد. گلستانی که کرمانی ها بر فرش های خود نگاشتند اگر چه ماندگاری اش به گرد پای گلستان سعدی نمی رسد؛ اما آن قدر ماندگاری اش شهره آفاق هست که در باب آن ضرب المثل«مثل قالی کرمان» را ابداع کرده اند.
عرفه فخری زاده کرمانی؛ بانویی است که عمرش را در جهت اعتلای هنرهای سنتی کرمان صرف کرده است. وی در سال 1342 در کرمان متولد شده است. مدیریت آموزشگاه های فنی و حرفه ای و آزاد هنری را تجربه کرده و مدیریت عامل شرکت تعاونی «گره مهر» را نیز عهده دار بوده است.
فخری زاده عناوین کارآفرین برتر کشوری، صنعتگر نمونه و مدیر نمونه کشوری را به خود اختصاص داده و اتاق کارش پر است از لوح ها و تندیس هایی که در طول سال های فعالیتش در جشنواره های گوناگون به او اهدا شده است. اما این هنرمند موفق با همه تلاش ها و زحمات به گفته خودش«از اجتماع کنار کشیده» و در کارگاه خانگی به هنرآفرینی مشغول است.
مطالعه گفت و گوی من با فخری زاده کرمانی را به شما خواننده صفحه«کرمون» پیشنهاد می کنم.
سرکار خانم فخری زاده! چه شد که به رشته فرش علاقه مند شدید؟
دوران کودکی من قالی بافی در کرمان رواج داشت. به هر خانه ای که پا می گذاشتم، یک دار قالی می دیدم. دارهایی که نخ های آن از زمین تا زیر سقف کشیده شده بود و پایین آن هم گل و بوته که مرا مسحور خود می کرد. آوای نقش خوان ها هم روح کودکانه مرا جذب می کرد. آن قدر به کار فرش و قالی علاقه مند شده بودم که پدر و مادرم مرا از رفتن به خانه اقوامی که دار قالی در خانه شان داشتند منع کردند. چون می ترسیدند که این علاقه مرا از درس و مشق غافل کند و به طرف فرش بکشاند. این را هم بگویم که من در خانواده هنرمندی رشد کرده بودم. پدرم طراح کاشی بود و کاشی های مسجد ملک، مسجد جامع، امامزاده زید شهداد و… را طراحی کرده بود. از آن جایی که من دختر بزرگ خانواده بودم، پدرم بخشی از کارهای طراحی را به من سپرد. جمع این دلایل باعث شد که پس از سال ها شاخه به شاخه پریدن، سرانجام به کار فرش رجوع کنم.
در چه رشته ای تحصیل کرده اید؟
بپرسید در چه رشته هایی؟ دوران دبیرستان بودم که انقلاب فرهنگی رخ داد و دانشگاه ها تعطیل شدند. از سویی امیدی به دانشگاه رفتن نداشتم و از سوی دیگر درست در دوران پس از انقلاب و شور و التهاب های ناشی از آن قرار گرفته بودم. عطش یادگیری و این که دنیای جدید آبستن چه حوادثی است، من را به حوزه علمیه کشانید. تحصیلات حوزوی را معادل لیسانس ادامه دادم.
در آن شرایط هم آموزش و پرورش از کمبود دبیر رنج می برد. تصمیم گرفتم به تدریس بپردازم. در نتیجه در سن 19 سالگی به عنوان دبیر عربی به کار مشغول شدم. پس از شش سال دبیری، در سال 1366 در رشته فلسفه غرب در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. سپس در رشته طراحی صنعتی از مرکز آموزش دانشگاه علامه مدرک گرفتم.
پس شما واژه «شاخه به شاخه» را عملی، معنا کرده اید؟
بله، روحیه من به گونه ای است که نمی توانم به یک مسیر اکتفا کنم. تنوع طلبی و مدیریت زمان همواره من را بر آن داشته که رشته های مختلفی را تجربه کنم. همین حالا هم علاوه بر این که هر شب برنامه همان روز را مرور می کنم. برنامه فردای خودم را هم از ذهن می گذرانم. بیکاری مرا اذیت می کند. همیشه دوست دارم کاری انجام دهم و دوست داشتنی ترین کاری که تا حالا کرده ام طراحی فرش بوده است.
از فعالیت هایتان در حوزه فرش بگویید.
در سال 1377 اولین دوره فرش را در دانشکده هنر کرمان واقع در میدان گنجعلی خان کرمان راه اندازی کردیم. اولین دانشجویان این رشته الآن خودشان در کرمان و تهران و خارج از ایران به تدریس مشغول اند. بعد به این فکر افتادم که چرا فقط دانشجویان از فضای تدریس بهره ببرند. برای همین تصمیم به تاسیس یک آموزشگاه هنری گرفتم. هر هنری که خودم بلد بودم، به هنرجویان آموزش می دادم و هر هنری را که بلد نبودم از استادانی که در آن زمینه مهارت داشتند استفاده می کردم.
مگر هنری غیر از فرش هم در آموزشگاه تان بود؟
بله، در آموزشگاه ما 25 رشته هنری اعم از کاشی تراشی، سفالگری، قلم زنی روی مس و… آموزش داده می شد. بسیاری از این هنرها به صورت آموزشگاهی وجود نداشت و باید با شیوه سنتی استاد و شاگردی آموخته می شد. ما این امکان را فراهم کردیم که به شیوه کلاسیک هنرآموزی صورت بگیرد. خلاصه کارهای من و کارشکنی های مسوولان استان در همه این سال ها وجود داشته است.
چه کار شکنی هایی وجود داشته است؟
بپرسید چه کارشکنی هایی وجود نداشته است!
خب چه کارشکنی هایی وجود نداشته است؟
(خنده) به عنوان مثال قرار بود اولین بازارچه خود اشتغالی بانوان در زمان احمدی نژاد با 40 میلیون تومان وام بلاعوض شکل بگیرد. شرکت من و یک شرکت دیگر کاندیدا شدیم. هم من و هم شرکت من باتجربه ترین بودیم. با کمال تعجب دیدیم که شرکت رقیب در مناقصه برنده شد. این در حالی بود که شرکت آن قدر نوپا بود که حتی مُهر برای خودشان نساخته بودند. یعنی آقایان به محض این که فهمیده بودند پای 40 میلیون تومان پول مفت وسط است، با عجله هفت نفر جمع شده و برای خودشان شرکت تاسیس کرده بودند، که حتی مهر شرکت پای اسنادشان نبود. نه اجازه دادند ما کار کنیم و نه تهران آن شرکت را به رسمیت شناخت. به همین راحتی آن بودجه هم که می توانست باعث یک اتفاق خوب در استان باشد به استان دیگری داده شد.
چند سال پیش هم در خانوک با همکاری 170 خانم تصمیم به کار گرفتیم. دار قالی و ابزارهای لازم برای کار را هم تهیه کردیم. اما بعد این طرح را مثل همه مسائل این کشور دچار بازی های سیاسی چپ و راست کردند و امکاناتی از جمله برق و… را از مکان مورد نظر ما دریغ کردند و طرحی- که مراحل اجرایی خودش را طی می کرد- متوقف شد. هنوز هم دارها و ابزارها در همان خانه دربسته موجود است.
شما هم دلسرد شدید و…؟
دلسرد نشدم. هنوز هم دارم کار می کنم. اما از اجتماع کنار کشیده ام و توی خانه کار می کنم. در حالی که آن قدر توانایی دارم که به جرأت به شما می گویم حاضرم برای 200 خانم، شغل ایجاد کنم.
دولت فعلی کمکی به شما نکرد؟
وقتی دولت تدبیر و امید روی کار آمد، این تصور را داشتم که این دولت حتماً قدر انسان های فعال را می داند. 2 سال اول را کار خاصی انجام ندادم و با خودم گفتم دولت جدید در حال درست کردن خرابی های دولت قبلی است و فلان و بهمان. بعد که خواستم کارم را شروع کنم، نزد مشاور استاندار(آقای صفریان) و اداره کل بانوان استانداری رفتم و صحبت کردم. من در آن جلسه گفتم که یک سرمایه گذار دلسوز و درستکار را به من معرفی کنید. پیشینه فعالیت های خودم را هم ارائه دادم. آقای صفریان هم بعد از تعریف و تمجید قول داد که نامه من را به دست آقای استاندار برساند. مدت هاست که منتظر هستم هنوز خبری نشده است. نمی دانم نامه به دستش رسیده است یا خیر؟ اما مثل این که کوه آقای استاندار هم شکار ندارد.
شما چه ایده جدیدی در مقوله فرش دارید؟
طرح فرش در کرمان بسیار متنوع تر از مناطق دیگر ایران است. هر دوره ای برای خودش یک طرح خاص دارد. بعد از جنگ جهانی اول و دوم این تعصب به وجود آمد که طرح ها به زیبایی اجرا شود اما تغییر نکند. اما این مساله پیش می آید که پس دوره ما چه می شود؟ انسان هایی که در آینده روی کره زمین زندگی می کنند فرش ما را با چه مشخصه ای بشناسند؟ برای همین دست به کار شدم و یک طرح فرش که11 تصویر کامل در 21 قاب است را طراحی کردم. تلفیقی از نقش های سنتی قالی از جمله سبزی کار، درختی، محرابی و… استفاده شده است. این طرح به گونه ای طراحی شده که هم به شیوه دستباف و هم صنعتی قابل بافت است. به طریقه دست باف 20 رنگ در آن استفاده می شود و در شیوه صنعتی 8 رنگ به کار می رود. این طرح در حال حاضر ریزنقش ترین طرح فرش120 جفت کرمان است که «فخر کرمان» نامگذاری اش کرده ام. ما می توانیم برای عصر خودمان یادگار داشته باشیم. همیشه نگاه مان به گذشته نباشد.
صحبت دیگری باقی مانده است؟
صحبت که زیاد است. اما می خواهم بگویم که من با پارتی مدیر نمونه کشوری نشدم. با سفارش کارآفرین برتر لقب نگرفتم. زحمت و پشتکار باعث همه این پیشرفت ها و اتفاقات بود. اما چرا هنوز آقایان مسوولان می ترسند که با یک زن قرارداد اقتصادی ببندند. همه قراردادهای سنگین و موثر با آقایان منعقد می شود. و اگر با خانمی قراردادی بسته شود، در واقع یک آقا پشت سر آن خانم است. می خواهم به جناب استاندار بگویم که توانایی های اثبات شده زنان، نادیده گرفته می شود.
خاطره تلخ غارت جیرفت را از یاد نبردهام
خاطره تلخ غارت جیرفت را از یاد نبردهام
«مردم جنوب استان کرمان و شهرستان جیرفت خاطره بسیار تلخی از غارت مناطق باستانی و تاریخی دارند که در آن بخش مهمی از تاریخ منطقه توسط افراد سودجو از کشور خارج یا تخریب شد». به گزارش ایسنا یحیی کمالی پور، نماینده مردم جیرفت در مجلس با بیان این مطلب اظهار کرد: «به نظر نمیرسد هیچگاه این اتفاق از ذهن مردم منطقه جیرفت و جنوب کرمان پاک شود، چون موضوع با هویت اجتماعی و تاریخی آنها در ارتباط بود.» وی با بیان اینکه حراست از بناهای تاریخی در گِروی ارتباط دادن آنها با زندگی مردم و تحولات جامعه است و باید کاری کرد تا جامعه ارزش این بناها را درک کند، اضافه کرد: «اگر قسمتی از میراث تاریخی تمدن جیرفت آگاهانه و با برنامهریزی به تاراج رفت، قسمت مهمی از میراث فرهنگی کشورمان با ناآگاهی و به دلیل عدم برنامهریزی در معرض خطر قرار دارد و آن هم موضوع بناها و بافتهای تاریخی است.» او افزود: «بافتهای تاریخی کشور ما دچار یک مرگ تدریجی شدهاند و این مرگ زیر سایه عدم سوق دادن توجه عمومی به اهمیت آنها اتفاق میافتد.»
حسام شهیدی؛ فوتبالیست قدیمی کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما
نرفتن به سمت مربیگری بزرگترین اشتباهم بود
فوتبال ورزشی است پرطرفدار که زمان نمی شناسد واز ابتدا تاکنون همواره یکی از پرطرفدارترین و جذاب ترین رشته های ورزشی محسوب می شده که جایگاه ویژه ای در میان اقشار مختلف جامعه چه زن و چه مرد، چه جوان و چه نوجوان و حتی کودکان پیدا کرده است. همین قدمت و جذابیت فوتبال باعث شده که افراد زیادی به آن روی بیاورند و از این افراد تعدادی موفق بوده و توانسته اند تا مدارج بالای فوتبال را طی کند و تعدادی هم ناموفق بودهاند. در استان کرمان نیز نمونه های زیادی از این گونه افراد موفق سراغ داریم که در زمین های خاکی رشد کرده و به تیم های بزرگی راه یافته اند و زیر نظر مربیان بزرگی آموزش دیده اند، اما گذر زمان و بی توجهی ما آدم ها، باعث شده تا آنها را به بوته فراموشی بسپاریم و آنها نیز، خاطرات شیرین خودشان در زمین فوتبال و با هم دوره ای هایشان جست و جو کنند.برادران رحیمی نیا،حسن زاده، شهامت خواجه پور، رضا ستاری، علی حاج اکبری و حسام شهیدی از این سری بازیکنان هستند. روزنامه پیام ما این هفته میزبان حسام شهیدی، یکی از هزاران فوتبالیست و ورزشکار فراموش شده استان کرمان بود. او متولد سال 1339 است، فوتبالش را ازدوران دبیرستان و زمین های خاکی محله خواجو زیر نظر مرحوم جهانشاهی شروع کرده و در دوران خدمتش هم با تیم 05 کرمان تا مرحله نهایی جام حذفی استان هم پیش می رود. پس از پایان خدمت سربازی در تیم های زیادی بازی کرده و درتیم منتخب کرمان ، با بزرگانی چون خاندانی و ابراهیم محمدی هم بازی می شود و با تیم شهرداری کرمان فوتبالش را به پایان می رساند. با این که نزدیک به دو دهه از دوران درخشش در سطح اول فوتبال ایران می گذرد اما هنوز هم با بدنی ورزیده و روحیه ای شاد اما خسته از ناملایمات روزگار، به دفتر پیام ما آمد و ساعتی را میهمان ما بود.
ایام قدیم فوتبال مزه دیگری داشت
وی درباره تفاوت فوتبال اکنون با آن دوران می گوید: فوتبال الان همش شده پول و پول بازی، تعصب و غیرت کمتر شده و بازیکن به جای اینکه وقت و تمرکزش را روی تیم و مسابقاتش بگذارد، به دنبال حواشی و مسائل بی ربط است.در زمان ما وقتی یک بازی در استادیوم سلیمی کیا و یا کیانی که از زمین های چمن قدیمی و پیر کرمان محسوب می شوند، برگزار می شد خیل عظیمی از تماشاگران در ورزشگاهها حاضر می شدند و با حرارت و تعصب خاصی مسابقات را دنبال می کردند. فوتبال ایران و کرمان از زمانی که پولکی شد و مسائل مادی حرف اول را زد ، از بین رفت .فلان بازیکن امسال در این تیم است و فصل بعد به دلیل پول بیشتر در تیمی دیگر.برایش مهم نیست پیراهن چه تیمی را بر تن دارد، همین که تیم دیگری پیشنهاد بالاتری بدهد، یک شبه عاشق آن تیم می شود.قدیم ها وقتی ما بازی می کردیم، فوتبال مزه و معنی دیگری داشت.
فوتبال کرمان وقتی گم شد که تیم های باشگاهی
از بین رفت
شهیدی درباره دلایل رخوت و واگرایی فوتبال کرمان در مقایسه با استان های دیگری مانند اصفهان و مازندران و حتی خوزستان معتقد است؛ وقتی تیم های قدیمی باشگاهی کرمان از بین رفتند خود بخود فوتبال کرمان هم گم شد، فوتبال پایه ای خیلی مهم است، اصلی که متاسفانه در کرمان کمتر به آن پرداخته می شود.
آن زمان لیگ های درون استانی خوبی و منظمی در سطح ایران برگزار می شد، شهرهای شمالی، تهران، خوزستان و حتی کرمان، نه تنها تیم های باشگاهی داشتند بلکه تیم های استان (کلونی) نیز تشکیل می شد وسالی یک بار مسابقاتی را برگزار می کردند و در جام هایی از جمله جام قدس شرکت می کردند. اوایل فقط تیم های کلونی یا منتخب استان بودند و بعدها تیم های باشگاهی بوجود آمد. تیم هایی مانند شهرداری، هلال احمر، زغال سنگ، دارایی، پاس، مخابرات وحتی اختیارآباد در سطح شهر کرمان فعالیت می کردند اما به مرور زمان فوتبال باشگاهی از بین رفت و به دنبال آن هم فوتبال کرمان نابود شد.
فوتبال ذاتی است
وی درمورد استعدادیابی در فوتبال می گوید:شاید خیلی از پدر و مادرها فقط به دلیل اینکه می خواهند فرزندانشان مشهور شوند یا پول زیادی جذب کنند را دنبال فوتبال می فرستند. آن هم در تیم هایی که مربیانش یا چیزی از فوتبال نمی دانند و یا اینکه فقط به دنبال منافع مادی خودشان هستند، متاسفانه این خانواده ها به دلیل اینکه فوتبال از دور پرزرق و برق به نظر می رسد به تحصیلات فرزندشان ترجیح می دهند البته نباید فراموش کرد که نیمی از فوتبالیست شدن، ذات فوتبالی شخص است که باید در وجود او باشد، با توجه به فیزیک بدنی آن شخص، این تشخیص مربی است که اولا آیا به درد فوتبال می خورد یا نه و اگرمناسب بود، در چه پست و مکانی می تواند بازی کند؟به طور مثال ماسکرانو در تیم بارسلونا بازیکن بسیار خوبی برای پست دفاعی است اما کمتر گل می زند اما لیونل مسی، بازیکنی با خصوصیات تهاجمی است که به واسطه همین خصوصیاتش، بهترین بازیکن دنیا می شود.پس کسی که استعداد فوتبال نداشته باشد، محال است بتواند بازیکن خوبی شود، شاید بتواند بدن خودش را بسازد اما ذات فوتبالی را نمی توان آموزش داد.
مرحوم حجازی با 800/1 میلیون سرمربی شهرداری شد
حسام شهیدی از دوران حضورش در تیم شهرداری و بخصوص زمان مرحوم حجازی چنین تعریف می کند؛ اوج فوتبال من به سال 68 بر می گردد که درمرحله اول لیگ قدس آن سال با 9 گل زده آقای گل شدم که اگر تیم کرمان به مرحله دوم صعود کرده بود، شاید آمار گل زنی من بیشتر هم می شد.
سال 72 شهرداری با آقای نظریه نتایج خوبی نمی گیرد و به ناصر حجازی پیشنهاد سر مربیگری می شود، مرحوم حجازی برای دیدن یک بازی به کرمان می آید و بعد ازآن، قبول می کند و با مبلغی درحدود 1 میلیون و 800 هزار تومان برای یک فصل سرمربی شهرداری می شود. یادمه تا آن موقع من یک ریالی از فوتبال دریافتی نداشتم و تنها پرداختی به من بر می گردد به همان شهرداری حجازی که مقرر شد در 6 ماه مبلغ 15 هزارتومان به عنوان هزینه رفت و آمد به ما بپردازند.
در آن سال ناصر خان حجازی بازی من را دید و پسندید و من هم دو سال آخر عمر فوتبالی ام را شاگرد حجازی شدم و بعد از آن هم بخاطر یکسری مشکلات خانوادگی و شغلی ام مجبور شدم فوتبال را کنار بگذارم.
تلویزیون کرمان جمعه ها فقط ده دقیقه فوتبال پخش می کرد
وی بزرگترین اشتباه دوران ورزشی اش را نرفتن به سمت مربی گری در فوتبال می داند و می افزاید: مشکلات زیادی باعث شد که من خیلی زود اما به موقع فوتبال را کنار بگذارم، این که می گویم بجا چون معتقدم ورزشکاران باید در اوج آمادگی، به دنیای ورزشی خود پایان بدهند تا همواره در اذهان مردم به خوبی باقی بمانند، هیچ وقت فکر نمی کردم که روزگاری به ورزش این همه بها داده شود. دوران ما فقط دو تا روزنامه ورزشی کیهان و دنیای ورزشی بود و تلویزیون کرمان هم فقط جمعه ها خلاصه ای از بازی های ما در حدود ده دقیقه پخش می کرد.اگر می دانستم جو حاکم بر فوتبال این چنین می شود، کار و شغل خودم را فدای فوتبال می کردم و به دنبال آن می رفتم.علاقه من به فوتبال درحدی است که جوانی ام را فدای فوتبال کرده اما حیف که بعد از آن دیگر به طور جدی پی گیری نکردم. الان هم متاسفانه کسانی وارد فوتبال شده اند که هیچ سررشته ای ندارند و با احترام به خیلی از مربیان، متاسفانه باید بگم که خیلی از مربیان ما دلال هستند نه سرمربی! هر مربی ای که به کرمان می آید تعداد زیادی بازیکن با خودش می آورد و با رفتنش تمامی آن بازیکنان به همراه خودش به تیم جدید کوچ می کنند، کرمان بازیکنان و مربیان خوبی دارد اما چون نفاق و همدلی بین آنها وجود ندارد و ضعف مدیریتی هم حاکم است، هیچ وقت فوتبال ما به جایی نمی رسد. زیربنا و مدیریت فوتبال کرمان ضعیف است و همه به دنبال شهرت و پول در فوتبال می گردند.اگر به یک مربی بومی زمان مناسب حداقل 3 ساله و امکانات معمولی بدهند وحمایتش کنند و او هم تیمش را با بازیکنان بومی و باتجربه ببندد، مطمئن باشید موفق خواهد شد اما این موفقیت، زمان بر است و تحمل می خواهد. به نظر من مربی حتما باید فوتبالیست باشد.
صعود به لیگ برتر خیلی سخت شده
این پیشکسوت فوتبال درباره دلایل افت مس کرمان در سال های اخیر معتقد است؛ عدم ثبات مدیریتی، کادر فنی، تغییرات پی در پی در بازیکنان تیم، نبودن افراد فوتبالی در راس امور که به قول معروف خاک زمین را نخورده اند، مهم ترین دلایل نابسامانی فوتبال است. اگر تیم را بومی کنند و از بازیکنان خوب و باتجربه با قراردادهای طولانی در تیم ها استفاده شود و چندین سال هم در کنار یکدیگر بمانند، تیم دگرگون خواهد شد.
هرچند معتقدم با این اوضاع و تیم های قدر حاضر در لیگ یک فوتبال فصل آینده مانند راه آهن و ملوان و خونه به خونه که تا دندان مسلح شده اند و همچنین صعود احتمالا تنها دو تیم به لیگ برتر، مس کرمان کار بسیار مشکلی خواهد داشت.آمدن وینگو در ابتدای فصل گذشته به جای اکبر میثاقیان اشتباه بود واشتباه بزرگ تر، رفتن وینگو و آمدن مجدد میثاقیان بود.باید ثبات در مس برقرار شود.
اگر آن توپ گل می شد، سرنوشت فوتبال کرمان عوض می شد
شهیدی که طرفدار بارسلونا است، ماندنی ترین خاطره ورزشی اش را مربوط به دیدار با ماشین سازی تبریز در کرمان می داند و می گوید: در آن سال ما به همراه تیم های چوکا و سپاهان سه شانس مسلم برای صعود بودیم و برای صعود به لیگ یک ایران احتیاج به برد برابر این تیم داشتیم. در 15 دقیقه پایانی سانتری از جناح راست به روی دروازه تیم حریف شد و من در موقعیت حتمی گل قرار گرفتم، اگر توپ کمانه نکرده بود و به ساق پای من نخورده بود و گل شده بود، شاید سرنوشت فوتبال کرمان عوض می شد اما گل نشد.
نگاهی به جرایم بیشمار شرور معروف پایان شرارت جاویدان
نگاهی به جرایم بیشمار شرور معروف
پایان شرارت جاویدان
یکی از معروفترین شرورهای کرمان در حالی پنج روز پیش دستگیر شد که نگاهی به جرایم بیشمار او در طول سالهای گذشته تن را به لرزه درمیآورد.
«آریا جاویدان» از معروفترین شرورهای استان در حالی سحرگاه جمعه 21 در مخفیگاه خود در ارتفاعات جبالبارز دستگیر شد که او در 15 سال گذشته انواع و اقسام جرمها را مرتکب شده بود. از آدمربایی و قتل گرفته تا تجاوز و سرقت مسلحانه. جاویدان که 40 تا 50 سال سن دارد از 2 سال قبل از دستگیری متواری بود و در درگیریهای متعددی که در این 2 سال با ماموران داشت تعداد زیادی از نیروهای خود را ازدستداده بود. دادستان رودبار جنوب پس از دستگیری جاویدان، گفت: «در درگیریهای چند ماه گذشته مامورین اداره اطلاعات با این شرور دو تن از همدستان وی به هلاکت رسیده و شش گروگان نیز آزادشده بودند.» به گفته سهراب سالاری، متهم شرارتهای متعددی از قبیل قتل و آدمربایی در شهرستانهای ریگان، نرماشیر و رودبارجنوب در پرونده سیاه خود دارد.
بازداشت چندباره
این متهم البته پیش از دستگیری اخیر، چندین بار بازداشتشده بود اما هر بار به دلیلی آزاد میشد. مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری کرمان در این خصوص به «پیام ما» گفت: «با توجه به اینکه پیشازاین آریا جاویدان به دلیل جرم علیه اشخاص بازداشت میشد و به زندان میرفت، مجددا آزاد میشد. چراکه گاهی شاکیان رضایت میدادند و یا در برخی جرایم اصلا شاکی وجود نداشت اما این بار به دلیل اقدام علیه امنیت عمومی بازداشت شد.» خلیل همایی با اشاره به مصوبات شورای تامین در خصوص این شرور در اواخر اردیبهشت 95، افزود: « جاویدان با یک کار منسجم اطلاعاتی در مخفیگاه خود واقع در ارتفاعات جبالبارز شناسایی و با هماهنگی مرجع قضایی توسط سربازان گمنام و تلاشگر امام زمان (عج) در سحرگاه مورخ ۲۱ خردادماه جاری دستگیر شد.»
جرایم مختلف
در پرونده سیاه این شرور معروف جرایم مختلفی دیده میشود. به گفته همایی در سوابق آریا جاویدان که بیش از 20 سال سابقه قاچاق مواد مخدر دارد، سه مورد درگیری مسلحانه با مامورین، ۱۹ فقره گروگانگیری مسلحانه، ۱۳ فقره سرقت مسلحانه، سه مورد راه زنی مسلحانه، یک مورد تجاوز به عنف مسلحانه، یک مورد قتل مسلحانه، سه فقره تیراندازی ایذایی به قصد ایجاد رعب و وحشت برای مردم، هفت مورد تهدید و اخاذی، یک مورد فراری دادن متهم و سه مورد نگهداری گروگان سرقت مواد مخدر دیده میشود.
همچنین ازجمله موارد اتهامی وی قتل شخصی به نام خیر محمد جاویدان به دنبال سرقت مسلحانه از سه دستگاه کامیون در رودبار طی سال ۸۰ است. ضرب و شتم زنان و کودکان روستای نرگسان و سرقت ۹۰ رأس گوسفند از آنان، گروگانگیری پسربچه هشتسالهای از شیراز در سال ۸۳، تجاوز به دختری در سال ۸۴ در منطقه اسفندقه و گروگانگیری پسربچه ۱۲ سالهای در سال ۸۵ از جرایم جاویدان است که مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری این جرایم را «تنها بخشی از اقدامات جنایتکارانه» این شرور میداند. این شرور همچنین مبالغ متنابهی وجه نقد از متمولین منطقه جنوب و شرق استان اخاذی کرده و در آخرین اقدام خود بهمنظور ایجاد رعب و وحشت در بین مردم روستایی در عنبرآباد تیراندازی ایذایی کرده بود.
امنیت لازمه توسعه اقتصادی
همایی در ارتباط با دستگیری جاویدان به ما گفت: « امید است سرعت عمل در فرایند رسیدگی و اجرای حکم عادلانه در مورد وی سبب ارتقای امنیت منطقه، آسایش مردم و بازدارندگی شده و سایر کسانی که مبادرت به انجام فعالیتهای خلاف میکنند، بفهمند که بهزودی در چنگ عدالت گرفتارشده و باید پاسخگوی جنایات خود باشند.»
وی بابیان اینکه پیام مهم دستگیری شرور و جانی یادشده این است که نظام جمهوری اسلامی ایران بااقتدار و اشراف اطلاعاتی کامل عمل کرده، تاکید کرد: «دولت و شخص استاندار تصمیم دارند جنوب کرمان توسعه همهجانبه داشته باشد و از الزامات توسعه بهخصوص توسعه اقتصادی، امنیت است و برای همین بهطورقطع در استان با افراد شروری همانند آریا جاویدان برخورد میشود.»
رسیدگی ویژه به پرونده
سهراب سالاری، دادستان رودبار جنوب در خصوص دستگیری آریا جاویدان از رسیدگی ویژه و خارج از نوبت به پرونده این شرور خبر داد. وی در گفتوگو با خبرگزاری میزان خطاب به افراد مسلح هشدار داد: «با زمین گذاشتن سلاحهای خود و تحویل به مراجعه قضائی و انتظامی به دامن قانون پناه آورده تا از رافت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برخوردار شوند در غیر این صورت در فاصله زمانی نهچندان دور در چنگال قانون گرفتار خواهند شد.»
خوشحالی مردم از دستگیری شرور معروف
فرماندار ریگان در خصوص دستگیری آریا جاویدان، به «پیام ما» گفت: «این فرد شرور جرایم گستردهای در جنوب و شرق استان داشت.» امین باقری افزود: «وجود چنین فرد شروری باعث نگرانی مردم میشد و پس از دستگیری وی، مردم ریگان بسیار خوشحال شدند چراکه یکی از معروفترین شرورهای منطقه در دام قانون افتاد.»
چطور مرا نمیشناسید؟
روز گذشته پس از صحبت با خلیل همایی، در تحریریه «پیام ما» درباره جرایم «آریا جاویدان» صحبت میکردم که یکی از همکاران از برخورد خود با این شرور صحبت کرد. عرفان زارعی، دبیر سرویس جامعه روزنامه گفت: «چند سال پیش با تعدادی از دوستان به کافهای در بلوار حمزه، در نزدیکی بلوار نصر، رفته بودم. از کافه که بیرون آمدیم، سه نفر جلوی ما را گرفتند. یکی از آنها که شرب خمر کرده بود داد میزد که من «آریا جاویدان» هستم، چطور مرا نمیشناسید؟ خلاصه او یک ساعت وقت ما را گرفت و از نشانههای مردانگی صحبت کرد. بعد هم برای ما خطونشان کشید و رفت.»
کمبود اعتبارات مهمترین دلیل کندی پیشرفت پروژه فاضلاب کرمان
کمبود اعتبارات مهمترین دلیل کندی پیشرفت پروژه فاضلاب کرمان
مدیرعامل آبفای کرمان در دیدار با امامجمعه موقت کرمان، کمبود اعتبارات را مهمترین دلیل کندی پروژه فاضلاب کرمان دانست. طاهری افزود: «در سال 94 باوجوداینکه فقط 8/1 میلیارد تومان اعتبار داشتیم مبادرت به عقد قراردادهایی با مجموع ریال 30 میلیارد تومان نمودیم و بهاندازه 20 میلیارد تومان کار انجام شد. »
با توجه به نامگذاری اول تا هفتم تیرماه بهعنوان هفته صرفهجویی در مصرف آب، محمد طاهری رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان بهاتفاق مدیر امور آب شهرستان کرمان و مدیر روابط عمومی شرکت آبفای استان با حجتالاسلام عرب پور مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی و امامجمعه موقت کرمان دیدار کرد.
در این دیدار مدیرعامل آبفای استان کرمان با اشاره به این مطلب که مشکل کمآبی در استان بسیار جدی است افزود: «باید از داشتههایمان بهخوبی استفاده کنیم و این امر قطعاً بافرهنگ سازی میسر میشود.» طاهری گفت: «امیدواریم روحانیت کماکان یاری گر ما در بحث حل مشکل بحران آب باشند .
در طول سالیانی چند شاهد آن بودهایم که درایت و تدبر اندیشمندانه امامجمعه محترم و امامجمعه موقت ارجمند کرمان در همه امور باعث آرامش خاطر مردم بوده است.» وی بابیان این مطلب که در رابطه باکیفیت آب هیچگونه مشکلی نداریم گفت: «در حال حاضر باوجوداینکه 335 حلقه چاه در سطح استان کرمان در مدار بهرهبرداری قرار دارد بازهم در بحث تامین آب دچار مشکل هستیم و مهمترین و بهترین راهکار در این مورد، مصرف بهینه آب توسط مردم است.»
در ادامه جلسه حجتالاسلام عرب پور مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی و امامجمعه موقت کرمان گفت: «تعهد و تدین مدیران آب حائز اهمیت است و ما موظف به کمک و همکاری با ایشان هستیم.»
وی افزود: «سازمان تبلیغات اسلامی به روحانیون و مبلغین این مساله را متذکر خواهد شد که در منابر و جلسات خود، درباره ارزشهای آب، عدم اسراف، مصرف بهینه و خطرات خشکسالی برای استان و راهکارهای مصرف درست سخن بگویند.» حجتالاسلام عرب پور از مدیریت تبلیغات اسلامی شهرستان کرمان خواست کمال همکاری را در اشاعه فرهنگ صرفهجویی در مصرف آب با روابط عمومی شرکت آبفا استان داشته باشند و افزود: «به کلیه روحانیون و مبلغین ثابت و میهمان ابلاغ خواهند نمود تا در امر مدیریت صحیح مصرف آب در جهت گذر از بحران جدی کمبود این مایه حیاتی در فصل گرما نهایت اهتمام و همکاری خود را در امر تبلیغ و آگاهسازی عمومی به کار گمارند.»
آیتالله هاشمی: روحانی مخالف برکناریهای اتوبوسی بود
آیتالله هاشمی:
روحانی مخالف برکناریهای اتوبوسی بود
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در رابطه با تغییر مدیران دولت قبل با روی کار آمدن دولت جدید، گفت: مطمئنم دکتر روحانی نمیخواست اتوبوسی مسئولان را برکنار کند. به گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیتالله هاشمی رفسنجانی پیش از ظهر دیروز در دیدار مدیر، دبیران سرویسها و مسئولان خبرگزاری دانشآموزی (پانا)، آزادی بیان را برخاسته از ذات انسان و مصرّح قانون اساسی جمهوری اسلامی دانست و گفت: متخلّف کسانی هستند که آزادی دیگران را به خاطر بیان تفکرات خویش سلب میکنند.
اهم اظهارت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به این شرح است:
خودسانسوری نتیجه اختلال در آزادی بیان و آزادی پس از بیان است.جامعهای که به فرزندان و فرهیختگانش اجازه گفتن حرفهایشان را بدهد، به سوی بهتر شدن میرود.
ماهیت انقلاب مردم ایران، فرهنگی است که با اکثر انقلابها از جمله انقلابهای کمونیستی متفاوت بود و نمیخواستند نیروهای رژیم سابق را در اردوگاههای کار داشته باشند، اما برای پیشبرد اهداف انقلاب، نهادهای موازی تأسیس کردیم.
در دولتهای پس از انقلاب، مسیر استفاده از مدیران دولت قبل ادامه داشت. متأسفانه در دوران دولت نهم و دهم، از یک سو نیروهای کارآمد را حتی از دانشگاهها با اجبار بازنشستگی پیش از موعد کنار گذاشتند و از سوی دیگر خیلی از افراد را بدون انتخاب کارشناسانه و ظرفیتسنجی وارد دستگاهها و نهادها کردند و پس از استخدام به آنها مسئولیتهایی دادند که بعضاً هیچ سازگاری با تحصیلات آنها نداشت.
مطمئنم دکتر روحانی با همان اندیشه مسئولان اول انقلاب نمیخواست اتوبوسی مسئولان را برکنار کند و این باعث کارشکنی بعضیها در روند حرکت جامعه به سوی بهتر شدن، گشت و کاملا پیداست که بعضیها منافع باندی را بر مصالح ملی ترجیح میدهند.
با نگاه به اخبار جهانی، نوعی التهاب اجتماعی را میبینیم که شاید به خاطر افزایش ابزار اطلاع رسانی و گسترش فضای مجازی و عدم انطباق جوامع انسانی با این پدیدههای نوظهور است که انتظارات بیشتری دارند.
مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا فرصت مناسبی برای افزایش حضور خانمهاست که دیدید در انتخابات اخیر مجلس، هشت زن عضو لیست امید با رأی بالا به مجلس رفتند و اگر همین روند در شهرهای دیگر تکرار میشد، شاهد حضور بیشتر زنان در مجلس بودیم.
چندکلامی دربارهی رشد مهاجر ستیزی چشم یاری
چندکلامی دربارهی رشد مهاجر ستیزی
چشم یاری
“هیتلر مرد بزرگی بود” و یا “شاید بعضی از کارهاش اشتباه بوده اما همین که از هیچ خودش را به چنین جایی رساند واقعا ثابت میکندی که این آدم یک نابغه است” اینها فقط دو نمونهی کوچک از جملههای دردناکیاست که هر روز از جوانان این استان میشنویم، چندی پیش با جوانی اهل آلمان آشنا شدم و او مینالید از این واقعیت تلخ که معمولا هرکسی که میفهمید من متولد آلمان هستم میگفت: چقدر خوب شد که یک آلمانی را از نزدیک دیدم ما اینجا خیلی هیتلر را دوست داریم در آلمان هم داستان بر همین منوال است؟
طفلک میگفت که در تمام نظام آموزشی آلمان تاریخ معاصر با سرشکستگی و شرمندگی روایت میشود چرا که مردم خودشان را برای ظهور فاشیسم مقصر میدانند و تازه دردناکترین بخش داستان هم این است که شخصی مثل من که از سر کنجکاوی و شاید شرمساری ناخودآگاهم به تمام اردوگاههای آشویتس و داخائو و ماوتهاوزن سر زدم و از نزدیک این فجایع را دیده ام و حالا باید با یکی یکی جوانانی که رو به رو میشوم توضیح بدهم که هیتلر نه تنها کشورهای دیگر که بیشتر از همه آلمان را ویرانه کرد و زمانی که خودش را کشت رسما هیچ چیز از آلمان باقی نمانده بود از جنایاتی که آمریکاییها و روسها در کشورما انجام دادند و حضورشان در مرزهای ما فقط به واسطهی اشتباهات و حماقتهای پیدرپی همین هیتلر ملعون بوده بگذریم، هنوز هم مردم آلمان مشغول پرداخت تاوان اشتباهات یک مرد و حزب او هستند، اما چیزی که مرا به ترس میاندازد جوانان کشور شماست چرا که اینهایی که من دیدم به هیچوجه نژاد پرست نیستند و صرفا این حرفها از عدم آگاهی میآید و معمولا پس از اندکی شرح دادن وضعیت تاریخی آن دوران و دروغهایی که هیتلر به مردم آلمان گفت (و کلا تمام نابسامانیهای سیستمش را به گردن یهودیان انداخت و کشور را فقط و فقط به لطف جنگ زنده و سر پا نگهداشت) به راحتی این جوانان حرفهای مرا میپذیرند و حداقل برای مدتی که با هم هستیم از دفاع از هیتلر دست برمیدارند، به نظر من شماها به عنوان روزنامهنگار باید چهرههایی را به عنوان جایگزین به نسل جوان و نوجوانتان معرفی کنید تا بتوانند مرد شایستهتری را به جای هیتلر بگذارند(حتی به عنوان یک شیطنت در اوایل نوجوانی، هیتلر بیش از حد شیطنت ترسناکیاست).
تمام این قصهی حسین کرد را روایت کردم که برسم به نگاه متاسفانه غمانگیزی که از جانب برخی از همشهریان و هموطنان متوجه پناهجویان و مهاجران افغان است، اینان که برادران و خواهران ایمانی ما هستند و ما نه تنها همسایه که زبان و تاریخ مشترک داریم و ادبا و دانشمندان زیادی را با یکدیگر شریک هستیم و هر ازچندی میگوییم فلانی ایرانیاست چون شعر به فارسی گفته اما فراموش میکنیم که کجا متولد شده، مهاجران افغانستانی به همین زبان فارسی تکلم میکنند و حالا بعد از اینهمه سال همزیستی دیگر از قبل هم به یکدیگر نزدیکتر هستیم و مهماننوازی نه تنها وظیفهی دینی، انسانی و اخلاقی ماست بلکه دیگر کار از مهمان گذشته و جمع کثیری از ایشان اینجا صاحب خانه و زندگی هستند اما در میان این همه کرمانی که اهل مهماننوازی و غریبنوازی هستند هر از چندی نمونههای عجیبی به چشم میخورد که مثل دوستداران هیتلر مسلما از کمبود مطالعه و آگاهی دست به چنین اعمالی میزنند اما این کمبود آگاهی ممکناست وضعیت بدی را رقم بزند که البته امیدوارم در کرمان شاهد چنین فجایعی نباشیم.
یکی از این موارد نگران کنند وبلاگی است به نام anti-aniranians که این نام به معنی “ضد غیر ایرانیهاست” و یکی از نویسندگان وبلاگ برای معرفی صفحهی خود این متن را در کادر معرفی بلاگ قرار دادهاست( که البته غلطهای املایی را باید نادیده بگیرید چرا که خواستیم دقیقا اصل متن را ببینید):
“ ما ایران دوستان نظر برتری نژادی را بی اهمیت می انگاریم و هر کسی را که با فرهنگ ایرانی دشمنی و مخالفت کند حتی اگر شناسنامهای ایرانی داشته باشد ، در ایران زاده شده باشد ، یا ساکن ایران باشد _ انیرانی می داینم.
و اما میهمانان خود خوانده افغان ساکن در ایران باید از سرزمین مادری ما بیرون بروند نه برای اینکه انیرانی و بیگانه هستند تنها به این دلیل که نوامیس ملت با وجود ارازل و اوباش افغان امنیت و آسایش ندارند و لازم است از افغانهای بیگناه غذر خواهی کنیم و متعصف باشیم که تروخشک با هم میسوزند.
شما بیگانهها بدون رضایت مالکین اصلی مدتی در ایران پناه گرفتین و هم اکنون باید از خانه ما بروید به یک جای بهتر برای نمونه به انگلیس یا آمریکا پناهنده شوید تا زندگی راحتی داشته باشید. شما خارجیها در خانه خودمان به ما بیحرمتی میکنید شما قوانین کشورمان را لگدمال میکنید بدون کارت پناهندگی صدها جنایت و جرم انجام میدهید.
ما دیگر تحمل شنیدن تجاوز مردان افغان به دختران ایرانی را نداریم. لطفا از ایران بروید و شغل های جوانان غیرتمند ایرانی را ندزدید… “
به واسطهی ادبیات ناشایست ادامهی بیانیهی معرفی ایشان در این روزنامه ذکر نخواهد شد، و جالب اینجاست که در ادامهی این متن پر از نژادپرستی از دولت جمهوری اسلامی ایران هم خواسته که به ارادهی شهروندانش احترام بگذارد و برای اخراج افاغنه تعجیل کند، غافل ازاینکه اکثریت مردم ایران بدون در نظر گرفتن دین و عقایدمذهبیشان چنان به مهماننوازی و دست ناتوانان را گرفتن و خدمت به خلق کردن اعتقاد دارند که باتعداد زیادی NGO و خیریههای مختلف مدتهاست که دست یاری به سوی جنگزدگان و مظلومین سراسر جهان دراز کردهاند فلسطین و لبنان و بوسنی هم از انسانیت و نوع دوستی ما خبر دارند چه برسد به همسایههای افغانستانی اما این حرفها کافی نیست باید کاری از پایه انجام بگیرد و باید در مدارس و دانشگاههای ما تاکید بیشتری بر برابری و تساوی انسانها که از نقاط منفک کنندهی اسلام از دیگر ادیان بوده بشود و رسانهها هم از جانگرفتن چنین اندیشههای خطرناکی پیشگیری کنند و این هشدار را به خانوادهها بدهند که در زمانهای که تلویزیون و اینترنت همدم همیشگی کودکان و نوجوانان ما شدهاند باید به محتوایی که ارائه میکنند نظارت بیشتری بشود مبادا که صفت نیک مهماننوازی تبدیل به خاطرهای درمورد ما ایرانیان بشود. متاسفانه در چند روز گذشته در بخش زارچ از توابع استان یزد بنرها و تابلوهایی در سطح شهر نصب شدهاند با پیامهایی بسیار نژادپرستانه و دور از ادب و احترام آن هم در ماه مبارک رمضان که فاطمه اشرفی، مسئول انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده درباره نصب بنرهایی با موضوع هشدار به اتباع غیر ایرانی ساکن شهرستان زارچ و تهدید این مهاجرین به تخلیه خانههایشان به باشگاه خبرنگاران گفته : نصب بنرهایی با محتوای تهدیدآمیز اقدامی خودسرانه از افرادی با هویتی ناشناخته بود که بلافاصله از سوی مسئولان بخشداری منطقه جمعآوری شد.
گفته میشود تعدادی از صاحبخانهها در شهر زارچ با دیدن این وضعیت از پس دادن پولی که مهاجران بابت رهن پرداخت کردهاند امتناع میکنند و فقط 4 روز تا پایان این اولتیماتوم غیرانسانی زمان باقیمانده است.
این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد. سال 93 بود که تعدادی از مردم شهر یزد با حمله و به آتش کشیدن خانه افغانیها، خواستار خروج آنها از این شهر شده بودند.
به گفته فاطمه اشرفی مسئولان امر بهسرعت پیگیریهای لازم در خصوص نصب بنرها را صورت دادهاند، بااینحال جای یک سوال در این میان باقی است: مسئولان پس از به آتش کشیده شدن خانههای مردم افغان در یزد، چه اقداماتی در جهت ممانعت از تکرار چنین رخدادهایی برای مهاجران صورت دادند که حال شاهد نصب چنین بنرهایی در سطح این شهر هستیم؟
خوشبختانه وضعیت در کرمان بهتر است و هنوز کار به بنر و تابلو نرسیده اما کماکان شاهد خودسریها و رفتارهای ناشایستی مثل وبلاگی که ذکر شد هستیم و هر از چندی هم بر درو دیوار کوچهها جملات افغانی باید اخراج گردد و چیزهایی از این قبیل را به چشم میبینیم اما امیدواریم که با آموزش و همکاری همهجانبهی مسولان و رسانهها و مردم از رشد این اندیشهی خطرناک در ذهن جوانان و نوجوانان پیشگیری کنیم چرا که در آغاز ظهور حزب نازی هم کسی حرفی از کشتن سیاهان، یهودیان، کولیها و یا بیماران به میان نیاورد بلکه هرچه بود سخن از بازیافتن جلال و قدرت و اعتبار سابق بود و بازگشت به دوران طلایی آلمان(از دید نازیها طلایی البته)
به بهانه هفته جهانی سلامت مردان کوه از جنس مَرد
به بهانه هفته جهانی سلامت مردان
کوه از جنس مَرد
شانه های پهن ، دستان قوی ،لبخندی باوقار ونگاهی پرامید، میتوان مردان را این چنین توصیف کرد .مردانی که به خوبی برای خانواده تکیه گاه میشوند ، انگار از زمانی که پسر بچه بودند این نقش ها را تمرین کرده اند تا بتوانند سنگ زیرین آسیاب باشند. مردانی که کم توقع بودن را به واسطه ی بر آوردن توقع خانواده میشناسند، و سفره ها را ازعطر بخشش ولبخند پر میکنند. آنانی که عادت نکرده اند درد های خود را لابه لای اشک هایشان بیرون بریزند و شانه بودند برای اشک هایی که ریخته میشد. مردانی که از کودکی تا پیری ثروت خانواده هستند، کودکیشان پراست از زلال بودن و پیرمیشوند لبریز از گذشت وسخاوت. مردانی که انگار آمده اند تا زندگی را بیشتر دوست داشته باشیم. سرپرستان خانواده ای که به واسطه ی انتظارجامعه گاهی خود را میان همه ی دغدغه های اعضا خانواده گم میکنند و از یاد میبرند علایق شان را و تاسف بار است اینکه، لطف آن ها تعبیری از وظیفه شود.
بیماری های مردانه
سلامت نعمتی است که در وجود هر کس به ودیعه گذاشته شود او را به حفظ این نعمت موظف میکند،و در صورت بیماری تلاش مضاعفی را برای بازگشت آن میطلبد. بسیاری از بیماری ها در دو جنس مرد و زن به یک اندازه شیوع ندارد و به اصطلاح مردانه و یا زنانه هستند. به بهانهی هفته ی جهانی سلامت مردان توجه ای میکنیم به تعدادی از موارد آسیب زا وقابل تامل در سلامتی مردان وسعی در بیان نکاتی داریم که با رعایت کردن آن ها مردانی سالم و پرنشاط خواهیم داشت. مردان به دلیل ویژگی های جنسیتی، رفتاری و شغلی بیش از زنان در معرض انواع بیماری های قرار میگیرند. بیماری هایی که سلامت مردان را تهدید میکند و یا بیشتراز زنان به آن ها مبتلا میشوند،بیماری های مزمن مانند بعضی از سرطان ها به مراتب در مردان بیش از زنان دیده میشود، بر اساس آمارهای اعلام شده «سرطان مثانه» و«سرطان پروستات» و «سرطان ریه» و«روده بزرگ» در بین مردان بسیار شایع است. و همچنین بیماری های کلیوی در مردان سه برابر زنان شیوع دارد.
اما بسیاری از راهکار های کوچک وآسان وجود دارد که می تواند در حفظ و یا به دست آوردن سلامتی در مردان موثر باشد که در اینجا به آن اشاره ی کوتاهی میکنیم.
برنامه غذایی سالم
اگر جز گروهی از مردان هستید که سیگار مصرف میکنید بدانید که خود لحظه به لحظه سلامتیتان را آتش میزنید، سرطان ریه یکی دیگر از دلایل مرگ و میر در میان مردان است و سیگار کشیدن احتمال ابتلا به آن را بالا میبرد. با کاهش و حذف سیگار بسیاری از مشکلات ریه وقلبی که در بین مردان شایع تراست، کم میشود. توصیه میشود برای حفاظت از قلب و ریه حتی در معرض دود سیگار دیگران هم قرار نگیرید. در معرض دود سیگار قرار گرفتن یکی ازآسیب هایی است که مردان را تهدید میکند،همیشه دوستان وهمکارانی وجود دارند که مصرف کننده ی سیگار هستند و معاشرت با این گروه سلامت مردانی که خود مصرف کننده نیستند را تهدید میکند.دومین نکته ی سلامتی برنامه غذایی سالم است. یک برنامه ی غذایی سالم، زندگی سالمی را به دنبال خواهد داشت. رژیمی باید انتخاب شود که سرشار از میوه وسبزی جات و هم چنین غنی از فیبر باشد. رژیم سرشار از فیبر بسیاری از مشکلات گوارشی شایع مردان را مانند «یبوست» از بین میبرد.همچنین به واسطه ی شیوع فشار خون بالا در مردان توجه ویژه به مصرف نمک بسیار مهم است. باید عادت های مضر غذایی اصلاح گردد مانند حذف نمکدان از سفره ها و یا رعایت رژیمی با حداقل مصرف نمک. مصرف الکل هم برای کسانی که دچار فشار خون بالا هستند خطر بالایی را ایجاد میکند.
برنامه مستمر ورزش
خطر بعدی ای که سلامت تعداد زیادی از مردان جامعهی ما را تهدید میکند چاقی است. رژیم غذایی نا مناسب و هم چنین نداشتن تحرک کافی یکی از دلایل ایجاد آن است .چاقی زمینه ساز بسیاری از بیماری های دیگر مثل دیابت خواهد شد. گنجاندن یک برنامه مستمر ورزش میتواند جلوی بسیاری از بیماری ها از جمله چاقی را بگیرد. متاسفانه نداشتن برنامه ی ورزشی منظم در بین همه ی گروه های جامعه دیده میشود ودر این مورد فرهنگ سازی میتواند کمک شایانی کند. بسیاری از اختلالات جسمی دلایل مشترکی دارند که با از بین بردن این دلایل هم میتوان اختلالی را درمان کرد وهم باعث پیشگیری از اختلال دیگری شد.
« مطالعه ی 16 ساله ای بر روی 43 هزار مرد 40 تا 75 ساله صورت گرفته و در مجله «سیر کیولیشن» منتشر شده است.در این مطالعه تاثیر چند رفتار بهداشتی سالم روی سلامتی افراد ، بررسی شد. به طور جزیی تر این رفتارها شامل: انجام حرکات ورزشی حداقل به مدت 30 دقیقه در روز، عدم مصرف نوشیدنی ها الکلی، مصرف میوه ها و سبزیجات،غلات، آجیل و خشکبار، حبوبات، مرغ و ماهی، کاهش مصرف چربی های اشباع شده و مصرف مولتی ویتامینها حداقل به مدت 5 سال است.از میان تمام مردان شرکت کننده ، دو هزارو183 نفر در طول مدت مطالعه، دچار حمله قلبی یا یک بیماری قلبی – عروقی کشنده شده بودند. نتایج این بررسی ها نشان داد: مردانی که این چند مورد را رعایت می کردند 87 درصد کمتر از سایرین به بیماری های قلبی مبتلا شده بودند.این محققان همچنین دریافتند که اگر تمام مردان شرکت کننده در این تحقیق رفتارهای توصیه شده را به طرز درستی انجام دهند، می توانند تا 62 درصد از بروز بیماری های عروقی جلوگیری کنند. به علاوه این تحقیقات نشان داد که در مردانی که داروهای فشار خون و کلسترول بالا را مصرف می کنند، در صورت رعایت این عوامل، ابتلا به مشکلات عروقی به میزان 57 درصد کاهش پیدا می کند.» (دنیای سلامت)
حوادث راهنمایی ورانندگی
خطر دیگری که مردان را بیشتر تهدید میکند حوادث راهنمایی ورانندگی است. رعایت قانون و مقرارات مانند بستن کمربند ایمنی ویاحفظ سرعت مجاز ویا استفاده از کلاه ایمنی در موتور سیکلت میتواند، جلوی بسیاری از خطرات جانی را در این بین بگیرد.مسئله ی دیگری هم که اشاره به آن خالی از لطف نیست توجه به سلامت روانی افراد است هر فردی بسیار سریع تر و بهتر متوجه ی حالات روحی و روانی آسیب زای خود میشود و اگر با دیدن هر گونه اختلالی به سمت درمان وحل این مشکل برود، زندگی سالم تر و با کیفیت تری را تجربه خواهد کرد. به مردان توصیه میشود سلامت روان خود را دریابند.
هر فردی موظف است که از سلامتی خود به بهترین نحو مراقبت کند متاسفانه این مراقبت ها در مردان کمتر دیده میشود به طور مثال همه از معایب نور مستقیم خورشید خبر دارند ولی کمتر مردی را میتوان یافت که قبل از اینکه در معرض تابش نور مستقیم خورشید قرار بگیرد کرم ضد آفتاب بزند. بسیاری از این سهل انگاری ها در بین مردان به واسطه ی فرهنگی است که در آن رشد کرده اند.و حتی بسیاری از این مراقبت های فردی برای مردان جنبه شوخی دارد، غافل از اینکه تاثیرات آنها امکان دارد که مسیر زندگی را عوض کند.عادتی که جامعه ی ما وبالطبع مردان ما به آن نیاز دارند بررسی سلامتی وآزمایش های دوره ای است، بسیاری از بیماری ها اگر سریع تر تشخیص داده شوند احتمال موفقیت در درمان آنها بیشتر است. به دنبال مردان سالم، جامعه ای سالم تر خواهیم داشت جامعه ای که در آن زندگی، فرصت بی نظیری است که هدیه شده است.
در نشست خبری به مناسبت هفته جهانی مبارزه با مواد مخدر عنوان شد وجود450 نوع مواد مخدر در کشور
در نشست خبری به مناسبت هفته جهانی مبارزه با مواد مخدر عنوان شد
وجود450 نوع مواد مخدر
در کشور
فاطمه پورمرادی
در نشست خبری به مناسبت هفته جهانی مبارزه با مواد مخدر در کرمان درباره تریاکهای آلوده به سرب صحبت شد. دکتر اسماعیلی نماینده کمیته درمان گفت: «پزشکان روزانه با 5 نفر به دلیل مسمومیت با سرب در بیمارستان مواجه میشدند.»
وی افزود: «600 مورد مسمومیت با سرب در بیمارستان داشتیم که 250 تا 300 مورد میزان سرب خونشان بالابود و تایید کردند که مصرف خوراکی مواد مخدر را دارند.» وی بیان داشت: «این مشکل نیز باید با جذب اتمی درمان شود که دستگاه بسیار گرانی است که در کرمان نداریم.»
این مسئول با اشاره به علایمی همچون دلدرد شدید و یبوست، اظهار کرد: «اعتیاد یک حرف با 300 علت است شاید تنها 30 حرف آن مربوط به فرد شود و 270 مورد آن مربوط به جامعه است.» سردار چناریان نیز در این زمینه گفت:« سرب سنگینترین فلز است و برداشت این است که مافیاهای مواد مخدر هدفشان سودآوری بیشتر است و به طریقی از زمان کشت تا انتقال، سرب را وارد این مواد مخدر میکنند.»
سردارحسین چناریان، دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر با اشاره به بحرانهای اجتماعی بشر بیان کرد: «موضوع مواد مخدر در هزاره سوم بزرگترین منکر در دنیا شناختهشده است». این مسئول بابیان اینکه سالانه 500 میلیارد دلار سود در دنیا از محل تجارت و قاچاق مواد مخدر به دست میآید، اظهار کرد: «کشورهای استکباری با شعار مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با تروریست وارد بزرگترین کشور تولیدکننده مواد مخدر در دنیا شدند اما ما نهتنها با کاهش بلکه با افزایش سرسامآور تولید آن مواجه شدیم.»
سردار چناریان ادامه داد: «بزرگترین دلایل مرگومیر در دنیا تصادفات، سکته، سوختگی و اعتیاد است و متأسفانه سالانه بیش از 10 هزار میلیارد خسارت در این زمینه به کشور وارد میشود.» وی با اشاره به فروش مواد درب منزل، درب پادگانها و درب خوابگاههای دانشجویی عنوان کرد: «استفاده از قدرت رسانهای و راهکارهای پیچیده نیز بی تاثیر در این حوزه نبوده است.»
این مسئول با اشاره به دلایل جذابیت مواد مخدر اذعان کرد: «لذت طلبی افراطی، کاهش کنترل نظارت از خانواده، ضعف دین، استرس، ضعف مهارت زندگی و کمبود دانش، از دلایل جذب جوانان و نوجوانان به مواد مخدر محسوب میشود.» وی افزود: «با ایجاد هماهنگی و همافزایی و اولویتبندیها باید به مقابله با این جریان خطرناک در کشور بپردازیم.»
چناریان خاطرنشان کرد: «ما در حوزه مقابله با قاچاق مواد مخدر جزو کشورهای پرافتخار در این زمینه هستیم.»
برخی مواد مخدر
را کارشناسان هم نمیشناسند
فرمانده انتظامی استان هم در این نشست گفت: «دست اندرکاران امور خارجه باید کارهای بزرگی را که در کشور ما در راستای مبارزه با مواد مخدر انجام میشود را برای دنیا شفافسازی کنند.» سردار رضا بنی اسد افزود: «الان بهجایی رسیدیم که شاهد مصرف بیش از 450 نوع مواد مخدر هستیم که کارشناسان برخی از آنها را نمیشناسد.»
وی بابیان اینکه ما با تجمیع تلاشها و افکار مبنی بر سیاستگذاری واحد میتوانیم از سرعت شیوع و گسترش مصرف ان جلوگیری کنیم، اذعان کرد: «رسانهها و ما وظیفهمان را خوب انجام دهیم قطعا در جامعه نیز تاثیر خواهد گذاشت.»
این مسئول گفت: «ما سالیانه بهواسطه مبارزه در این بخش شهدا و جانبازان زیادی را تقدیم میکنیم.»
فرمانده انتظامی استان در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در سال گذشته 87 تن مواد مخدر کشف کردیم و رتبه اول کشف مواد مخدر را در کشور داریم. ما در سال 94 بیش از 17 تن انواع مواد مخدر شامل هرویین و تریاک کشف و امسال نیز 17 درصد معادل 20 تن افزایش کشفیات داشتهایم.»
پیشگیری
موثرترین راه و روش است
مدیرکل بهزیستی هم در این نشست گفت: «درزمینه مواد مخدر پیشگیری موثر ترین راه و روش است. ما با آموزش و شفافسازی برای افراد جامه در راستای این هدف پیش میرویم.» عباس صادق زاده با اشاره به اهمیت موضوع پیشگیری و مبارزه با مواد مخدر بیان کرد: « در موضوع مبارزه قطعا هزینههای زیادی را دادیم. بنابراین وقتی این موضوع را در کنار تبعات فرد قاچاق کننده و همچنین مسائل اجتماعی و خانوادگی میگذاریم، میبینیم که هزینهها بسیار بیشتر از اینهاست.»
وی اضافه کرد: «کارهایی که درگذشته انجامشده نتوانسته تاثیر بگذارد. ما باید بتوانیم آموزشها وتوانمندی را در اعضای خانواده افزایش دهیم تا بتوانیم با دومین تجارت پرسود دنیا مبارزه کنیم.»
وی با اشاره به همکاریها و همدلیهای مسئولین استان گفت: «استان کرمان استان همدلی و همکاریها است و در یک کار تمام دستگاهها کمک میکنند و ما توانستیم فرهنگسازیهای زیادی در زمینه مواد مخدر داشته باشیم.» صادق زاده با اشاره به آخرین تعریفی که برای اعتیاد گفتهشده است، اظهار کرد: «اعتیاد یک یادگیری معیوب و سمج است.»
دستگیری یک شکارکُش در رفسنجان
پیام ما – چند روز پیش حوالی ساعت 5 عصر، قرقبانان در منطقه منصورآباد رفسنجان یک نفر را مشاهده کردند که مشغول دوربین کشی بوده است. قرقبانان مشکوک و به محل نزدیک می شوند که صدای 3 تیر را می شنوند. با این اتفاق آن ها از سایر نیروهای حاضر در منطقه درخواست کمک می کنند و 3 اکیپ به یاری آنها می روند. پس از تاریک شدن هوا مسیرهای تردد احتمالی را زیر نظر می گیرند و پس از چند ساعت یک ماشین سواری را مشاهده می کنند. پس از دیدن ماموران دو نفر از ماشین پیاده شده و پا به فرار می گذارند. ماموران یک نفر را با اسلحه دستگیر می کنند. این مرد که اصطلاحا از سوی حامیان محیط زیست شکارکُش نامیده می شود 3 لاشه میش و قوچ وحشی و ادوات شکار به همراه دارد و جهت سیر مراحل قانونی به دادسرای رفسنجان فرستاده شد.
دو برنز جهانی برای شورش
سی امین دوره مسابقات شنای بین المللی IDM معلولان که از 20 خرداد در کشور آلمان آغاز شده بود، عصر یکشنبه با شناخت نفرات برتر در رشته های مختلف به پایان رسید. این مسابقات که بعد از پارالمپیک، معتبر ترین مسابقات شنای معلولان جهان محسوب می شود، امسال نیز با حضور 119 تیم از 40 کشور مختلف برگزار شد، تیم علوم پزشکی مشهد با منتخبی از شناگران معلول کشور، به نمایندگی از ایران در این مسابقات شرکت کرد.
در تیم 9 نفره علوم پزشکی مشهد که سرمربی گری آن بر عهده دکتر محمدحسین اقبالی بود، استان کرمان نیز یک نماینده داشت. سید شورش دلپسند شناگر جوان و 32 ساله شهرمان، یکی از اعضای تیم ایرانی شرکت کننده در مسابقات آلمان بود که در پایان موفق به کسب دو مدال برنز در رشته های 100 متر پروانه و 50 متر قورباغه در این مسابقات شد.شورش دلپسند در مصاحبه ای با روزنامه پیام ما، سطح برگزاری این مسابقات را بسیار بالا دانست و گفت: فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان ایران در اطلاعیه ای که در تاریخ 28/11/94 منتشر می کند از تمامی ورزشکاران و شناگران معلول و علاقمند شرکت در این مسابقات که دارای اسپانسر(حامی مالی) می باشند، دعوت می کند.
بعد از این فراخوان، بنده با حمایت اداره ورزش و جوانان و اداره کل بهزیستی کرمان و شرکت سپیدار سنگ برای شرکت در این مسابقات اعلام آمادگی کردیم.
وی که سرمربی تیم شنای معلولان و جانبازان کرمان هم می باشد، در ادامه اظهار کرد: هزینه اعزام به این مسابقات برای هر نفر 9 میلیون تومان بود که من به اتفاق پسر خاله ام که به عنوان کمک من به آلمان آمده است، 18 میلیون تومان به حساب فدراسیون واریز کردیم و به همراه تیم 9 نفره ای که منتخب ایران بودیم، عازم این مسابقات شدیم. نیمی از این هزینه ها را حامی مالی(شرکت سپیدار سنگ)و اداره ورزش و جوانان و بهزیستی و نیم دیگر را از جیب شخصی پرداخت کردیم.
شناگر ملی پوش ایرانی ادامه داد: من در رده سنی بزرگسالان و دیگر هم تیمی هایم در رده سنی پیشکسوتان (مستر) در سی امین دوره این مسابقات شرکت کردیم. برای من، این آخرین فرصت کسب سهمیه پارالمپیک محسوب می شد که متاسفانه نتوانستم آن را به دست بیاورم. هرچند صاحب دو گردن آویز برنز در رشته های 110متر پروانه و 50 متر قورباغه شدم اما این مدال ها هم نتواتست من را به مسابقات برزیل برساند که از این بابت بسیار متاسفم.
شورش دلپسند که احتمالا 5 شنبه به کرمان برمی گردد، از آقای محمودی نیا، دکتر صادق زاده ، مهندس نخعی و مهندس حمید گنجه ای که حمایت ویژه ای از او داشتند تشکر و قدردانی کرد.
