بایگانی مطالب نشریه

روایتی غیرسمی از قاچاق مهاجران در ایران مرگ 100 مهاجر افغانی در جاده‌های کرمان

روایتی غیرسمی از قاچاق مهاجران در ایران
مرگ 100 مهاجر افغانی
در جاده‌های کرمان

امین شول سیرجانی

صبح شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ را چه‌کسی به‌خاطر می‌آورد؟ هنگامی که ۱۵مرد افغانستانی در رویا‌هایشان پله‌های موفقیت را دوتا یکی بالا می‌رفتند و چرتکه می‌انداختند که هر ماه چقدر پول درمی‌آورند تا برای زن‌ها و بچه‌هایشان بفرستند
همین فکر‌ها بود که جاگیرشدن همگی‌شان در یک سمند را ممکن کرده بود؛ و شاید هم اجبار. راننده جوان خودرو سمند دست‌کمی از مهاجران نداشت. حساب و کتاب او فرق داشت. او، هم به سود جابه‌جایی ۱۵مهاجر از «ایرانشهر» به «ریگان» فکر می‌کرد و هم به این‌که هرچه زود‌تر مسافرانش را به‌دست «قاچاق‌بَر» بعدی برساند و امشب را به‌خیر بگذراند تا سفارش بعدی؛ اما به‌خیر نگذشت.
عقربه‌های ساعت حوالی۵:۳۰ صبح را نشان می‌دادند که در شهرستان ریگان- استان کرمان- خودرو سمند با یک خودرو تویوتای حامل سوخت قاچاق برخورد کرد و تمام مسافران در رویایشان سوختند. دو مرد سوار بر خودرو حامل سوخت قاچاق هم جان سالم به‌در نبردند تا شمار قربانیان به ۱۸تن برسد.
این نخستین‌ یا آخرین‌بار نبود که مهاجران غیرقانونی اسیر حادثه‌ای هولناک می‌شدند، چه این‌که از آن‌روز تاکنون بار‌ها چنین حوادثی در کشور روی داده است. چنان‌که بنا به‌گفته عباس آمیان، مدیرکل پزشکی قانونی استان‌کرمان در‌ سال ۹۴ و فقط در این استان ۱۰۰مهاجر افغانستانی در حوادث‌جاده‌ای مشابه جان باخته‌اند. اتفاقی که فرمانده پلیس‌راه استان‌کرمان درباره تبعات آن هشدار می‌دهد. سرهنگ یوسف نجفی می‌گوید: خودروهای معروف به «قاچاق‌بَر» دو تخلف مهم مرتکب می‌شوند؛ یکی سوارکردن بیش از ظرفیت مهاجران در این خودرو‌ها و دوم حرکت با سرعت غیرمجاز در جاده‌های کشور. به‌گفته نجفی، «قاچاق‌بَر»‌ها معمولا به فرمان ایست ماموران پلیس‌راه هم توجه نمی‌کنند و با سرعت زیاد عبور می‌کنند.
با این توصیف، فرمانده پلیس‌راه استان‌کرمان هشدار می‌دهد درصورتی‌که قوانین مبارزه با قاچاق انسان در کشور بازنگری نشود، این وضع وخیم می‌شود و ناامنی ترافیکی در جاده‌های کشور افزایش می‌یابد. تقاضای مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران و کشورهای اروپایی موجب شده تا ایران به محور ترانزیت مهاجران غیرقانونی تبدیل شود و گروه‌های درهم‌تنیده‌ای از قاچاقچیان از شرق تا غرب کشور وظیفه جابه‌جایی مهاجران را برعهده گیرند. هزینه قاچاق هر مهاجر افغانستانی از مرزهای شرقی تا پایتخت ایران رقمی بین ۲‌میلیون تا ۲‌میلیون و ۸۰۰‌هزار تومان است. پولی که توسط یک نفر دریافت و میان راننده‌ها، راه‌بلد‌ها و… تقسیم‌می‌شود.
یکی از افرادی که در زاهدان به‌عنوان رابط یکی از همین شبکه‌های قاچاق انسان فعالیت می‌کند به «شهروند» می‌گوید: «پلیس ایران در قسمت‌هایی از مرز با افغانستان دیوار ایجاد کرده اما کار ما تعطیل نشده و از مرز سراوان کار می‌کنیم. فقط برای خود افغان‌ها سخت شده و باید بیشتر پیاده‌روی کنند.»
پیشکسوت قاچاق انسان
«رضا» یک قاچاق‌بر حرفه‌ای است. به قول یکی از رفقایش، او حالا پیشکسوت بچه‌های خط کرمان تا یزد است. دیدار حضوری را قبول نمی‌کند اما می‌گوید، تلفنی هر سوالی داشته باشید درخدمتم.
چند ‌سال داری؟ چی شد رفتی سراغ این کار؟
خدا قبول کنه ۳۰‌سال دارم. فوق‌دیپلم برق دارم. از ۱۹سالگی توی این کار هستم. خدا روزی هرکسی‌رو یه‌جوری می‌رسونه. ما هم اینجوری زندگی می‌چرخونیم. بالاخره آدم باید به فکر زن و بچه‌اش باشه.
با مدرک فنی‌ات چرا سراغ شغل دیگری نرفتی؟
سراغ هر شغلی که برم فوقش ماهی یک‌میلیون حقوق می‌گیرم. با یک‌میلیون که نمی‌شه زندگی اداره کرد.
چطوری را پیدا می‌کنی؟
ما که خودمون مشتری‌هامون‌رو پیدا نمی‌کنیم. افغان‌ها از لب مرز با «نفر اصلی» قرار و مدار می‌ذارن بعد دیگه راننده‌ها شهر به شهر اینهارو جابه‌جا می‌کنن.
از همین نفر اصلی پول می‌گیرید؟
در هر منطقه‌ای یک نفر هست که بهش می‌گن «ارباب». ما پول‌مون‌رو از ارباب خودمون می‌گیریم. ارباب مواظبِ که افغان‌ها در منطقه خودش براشون مشکلی پیش نیاد و به مقصد برسند.
ماشین‌ات چیه؟ هر بار چند نفر رو سوار می‌کنی؟
پژو ۴۰۵ دارم. معمولا ۱۴نفر سوار می‌کنم. ۴نفر توی جعبه‌عقب. ۶نفر روی صندلی و جا پاهای عقب ۴ نفر هم روی صندلی جلو. ولی رفیق‌هام تا ۱۸نفر هم سوار می‌کنن. بعضی بچه‌ها هم سمند و زانتیا دارن که ظرفیت‌شون فرق داره. ولی بیشتر ما پژو داریم. کمک فنرهای عقب ماشین رو هم تقویت می‌کنیم که عقب‌ماشین نخوابه.
برای این همه آدم اتفاقی نمی‌افته توی ماشین؟
نه شهر به شهر ماشین عوض می‌کنند. مثلا من کرمان مسافر‌هارو تحویل می‌گیرم حدودا ۳۰۰کیلومتر بعد نزدیک پاسگاه مهریز پیاده‌شون می‌کنم. ۲ساعتی پیاده‌روی می‌کنن تا پاسگاه‌رو دور بزنند و با گفتن اسم رمز بعد از پاسگاه، سوار ماشین بعدی می‌شن.
اسم رمز برای چی؟
برای این‌که اشتباهی سوار یه ماشین دیگه نشن و نظم کار حفظ بشه.
تا حالا گیر پلیس نیفتادی؟
نه. ولی خیلی از رفیقام گیر افتادن چندبار. ماشین دونفرشون مصادره شد. ولی بعضیا هم «دودزا» می‌زنند و فرار می‌کنن.
«دودزا» چی هست؟
روغن ترمز و مایع ظرفشویی و… رو از طریق یک منبع توی لوله اگزوز جاسازی می‌کنیم وقتی پلیس میفته دنبال ماشین، دکمه‌رو می‌زنیم، دود زیادی از لوله اگزوز بلند میشه و چند دقیقه هوا آلوده میشه. اینطوری از دست پلیس در می‌ریم.
چند سرویس در ماه داری و چقدر درآمد؟
ماه‌ها با هم فرق دارند. پارسال اوضاع خوب بود. انگار تمام افغان‌ها می‌خواستند برن اروپا. هجوم آورده بودن. فرصت سر خاراندن نداشتم. ماهی ۲۵سرویس هم به من می‌رسید. من از کرمان تا یزد نفری ۴۰‌هزار تومن کرایه می‌گیرم.
گروگانگیری از مهاجران
مهاجران افغانستانی وقتی لب مرز با قاچاقچی اصلی قرار و مدار می‌گذارند، خیالشان راحت است که اگر در مسیر با پلیس ایران برخورد نکنند و دستگیر نشوند، به شهر موردنظرشان می‌رسند و قاچاقچی‌های حرفه‌ای سرشان را کلاه نمی‌گذارند. اما در این میان به جز قاچاق‌بر‌ها گروه دیگری هم وجود دارد که آنها هم پول کلان به جیب می‌زنند اما به روش خودشان. روشی که عجیب‌تر از روش «قاچاق‌بر»‌هاست.
آنها معمولا در نقاطی که مهاجران افغانستانی مجبور هستند برای دور زدن ایست‌بازرسی پلیس پیاده طی کنند؛ کمین می‌کنند و با ربودن مهاجران از خانواده‌هایشان تقاضای پول می‌کنند. سعید یکی از کسانی است که در کار گروگانگیری مهاجران بوده و حالا به گفته خودش چندماه است که این کار را‌‌ رها کرده. این جوان ۲۲ساله متولد یکی از شهرهای جنوبی استان کرمان است.
سعید درباره روش کار گروگانگیر‌ها می‌گوید: «افغان‌ها همیشه قبل از هر پاسگاهی از ماشین پیاده‌می‌شن و پیاده پاسگاه‌رو دور می‌زنن. ما کمین می‌زدیم و محاصره‌شون می‌کردیم. بعضی‌وقت‌ها فرمان ایست می‌دادیم، خیال می‌کردند پلیس هستیم. می‌بردیمشون به خونه یکی از بچه‌ها. با خانواده‌هاشون تماس می‌گرفتیم و قیمت می‌دادیم.»
سعید می‌گوید، معمولا برای هر گروگان رقم‌هایی بین ۲ تا ۶‌میلیون‌تومان طلب می‌کرده‌اند که در اکثر موارد پول را می‌گرفتند و مهاجران را به کسی که از قبل در مرز ایران طرف‌حساب مهاجران بوده، تحویل می‌دادند.
سعید حالا بی‌خیال گروگانگیری مهاجران شده، می‌گوید: «درآمدش خوب بود ولی به ترس و لرزش نمی‌ارزید. مادرم التماس کرد، منم قبول کردم. الان می‌رم قاچاق‌بری.» او در برابر سوال‌های دیگر ترجیح می‌دهد سکوت کند و بیش از این به‌قول خودش «اطلاعات را لو» ندهد.
انگیزه‌ای فراتر از درآمد
اشتیاق جوان‌های برخی از شهرهای جنوبی و شرقی کشور به ورود به قاچاق‌انسان نگران‌کننده است. مسعود مشایخی از اهالی یکی از شهرستان‌های جنوبی استان کرمان است.
او دانشجوی کار‌شناسی‌ارشد جامعه‌شناسی است و برای پایان‌نامه‌اش موضوع قاچاق مهاجران افغانستانی را بررسی کرده.
به‌گفته او میل عجیبی در جوانان شهرهای جنوبی وجود دارد تا بروند سراغ قاچاق‌بری. حتی در میان آدم‌های تحصیلکرده هم این میل وجود دارد: «همیشه فقر باعث نشده که جوان‌های این شهر‌ها بروند سراغ این کار. بعضی‌ها برای سود بیشتر می‌روند. بعضی‌ها هم برای هیجانش. قاچاق انسان در خیلی از خانواده‌ها عمل ضدارزشی به‌حساب نمی‌آید و دسته‌جمعی در این کار هستند. آنها به این کار به چشم یک شغل نگاه می‌کنند.»
مشایخی می‌گوید، اگر نهادهای رسمی و فرهنگی فکری نکنند، شغل «قاچاق انسان» نه‌تنها متوقف نمی‌شود بلکه روزبه‌روز رونق بیشتری می‌گیرد. به‌گفته او وقتی تقاضا هست، عرضه هم رونق می‌گیرد.
مهاجر تازه از راه رسیده
امیر جوان ۲۲ ساله افغانستانی یکی از متقاضیان است. پلیس ایران ۴ ماه پیش او را دستگیر کرد و به افغانستان فرستاد. اما حالا نزدیک دو هفته است که قاچاقی و همراه پدرش به ایران بازگشته. خانواده ۱۰نفره امیر ۳۵‌سال است که ساکن شیراز هستند. او ۴ برادر و ۳ خواهر دارد. امیر متولد ایران است اما شناسنامه و کارت اقامت ندارد و به همین دلیل فقط تا کلاس‌سوم دبستان درس خوانده و بعد از تحصیل محروم مانده است.
امیر برای این‌که بتواند دوباره به ایران برگردد ۲‌میلیون تومان هزینه‌کرده. ۵ روز در افغانستان پیاده‌روی کرده تا به مرز رسیده، از آن‌جا به سراوان و سپس تا شیراز را با قاچاق‌بر‌ها آمده. او برای این‌که خودش را به شیراز برساند، کمی بیشتر پول داده و با یک قاچاق‌بر اختصاصی تا شیراز آمده است. به‌گفته او مهاجران افغانستانی بیشتر شهرهای یزد، رفسنجان، سیرجان، شیراز و تهران را برای اقامت انتخاب می‌کنند. زیرا شرایط کار در این شهر‌ها بیشتر فراهم است. کارهای کشاورزی، ساختمانی و صنعتی.
امیر می‌گوید در این شهر‌ها دستمزد بهتری هم به افغانستانی‌ها پرداخت می‌شود: «در بعضی شهر‌ها روزی ۲۰تا ۲۵‌هزار تومان دستمزد می‌دهند که خیلی کم است. ولی در شهرهایی که کار هست، دستمزد تا روزی ۱۰۰‌هزار تومان هم می‌رسد.» البته افغانستانی‌هایی هم هستند که رویاهای بزرگتر دارند و به کمتر از اروپا نمی‌اندیشند. اینچنین است که به قول امیر، بسیاری از جوان‌های تحصیلکرده هموطنش قصد مهاجرت به ترکیه و آلمان را داشته و راهی دشوار‌تر را در پیش‌رو دارند.
اما امیر برای زندگی به هیچ‌کجا به‌جز ایران نمی‌اندیشد: «ما همین‌جا به دنیا آمدیم. همین جا بزرگ شدیم. پدر ما همین‌جا سال‌ها کار کرده. کجا برویم؟ افغانستان که محل کشتار است. آن‌جا کسی منتظر ما نیست.»

تصادف مرگبار دو اتوبوس سربازان پادگان ۰۵ کرمان در جاده نی‌ریز شب خونین جاده کرمان شیراز

تصادف مرگبار دو اتوبوس سربازان پادگان ۰۵ کرمان در جاده نی‌ریز
شب خونین جاده کرمان شیراز

ساعت یک بامداد دیروز (چهارشنبه) یک دستگاه اتوبوس که از کرمان به سمت شیراز در حرکت بود ، در مسیر نی ریز به دره سقوط کرد.
فرمانده انتظامی شهرستان نی ریز با اعلام این خبر افزود:یک دستگاه اتوبوس مسافربری که از پادگان آموزشی 05 کرمان به سمت شیراز در حرکت بود، ساعت یک بامداد دیروز در گردنه لای رز نی‌ریز به دره سقوط و منجر به کشته شدن 19 نفر و زخمی شدن 20 نفر که همگی از سربازان تحصیل کرده با مدرک لیسانس بودند، شد.
در این حادثه شاگرد اتوبوس جان خود را از دست داده و راننده بی‌هوش می‌باشد. گفته می شود این اتوبوس در باک زاپاس خود دو نفر افغانی و مقادیری کالای قاچاق شامل سیگار، انبه و… جاسازی کرده بوده است.
سرهنگ نادر رحمانی رییس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور ناجا در تشریح جزییات این حادثه اظهار کرد: این حادثه در ساعت 1:20 بامداد چهارشنبه در محور سیرجان – نی‌ریز رخ داده و در پی آن یک دستگاه اتوبوس ولوو پس از برخورد با گاردریل حاشیه راه از جاده خارج شد و در گردنه ای که ارتفاعی بالغ بر 20 متر دارد، سقوط کرد.
وی با بیان اینکه این اتوبوس با 39 سرنشین از کرمان به سمت اهواز در حال حرکت بود، اظهار کرد: گزارش‌های اولیه حاکی از فوت 19 تن در سرصحنه و مجروح شدن 20 تن دیگر است که البته با توجه به وخامت حال برخی از مجروحان، احتمال افزایش کشته‌شدگان در حین انتقال یا پس از رسیدن به بیمارستان وجود دارد.
رییس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور در مورد اینکه اتوبوس متعلق به چه نهادی بوده، گفت: اتوبوس شخصی اما در اختیار پادگان «05 ارتش کرمان» بوده و سرنشینان آن نیز همگی سربازانی بودند که از این پادگان به مقصد اهواز در حال حرکت بودند که متاسفانه این حادثه رخ داد.
رحمانی با بیان اینکه علت این حادثه در دست بررسی است، گفت: خستگی یا خواب‌آلودگی و یا نقص فنی راننده باعث این حادثه شده است.
مرتضی سلیمی، قائم مقام سازمان امداد و نجات پیش از این شمار قربانیان حادثه 19تن اعلام کرده و گفته بود که ۱۶ تن آنها در صحنه و 3تن نیز در مرکز درمانی جان باختند ضمن اینکه حال 8 تن از مصدومان نیز وخیم می باشد.
یکی از سربازان مصدوم و حادثه دیده در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان در حالی که صدایش بریده بریده بود درباره شرح حال خود اظهار داشت:کمرم و پاهایم به شدت درد می کند و بدنم کوبیده شده است. وی در حالی که از درد پشت سرش به سختی صحبت می کرد ادامه داد: من سرباز 05 کرمان هستم و به همراه هم خدمتی های خود قصد رفتن به مرخصی پایان دوره را داشتیم.
سرباز حادثه دیده در پاسخ به این سوال خبرنگار که «چه چیزی را از این حادثه به یاد داری « افزود: در حالی که خواب بودم با صدای بلند یکی از سرنشینان که فریاد می زد «اتوبوس ترمز بریده» از خواب هراسان بیدار شدم و اتوبوس را در حالی دیدم که از مسیر خارج و با سرعت زیاد به ته دره حرکت می کرد. یکی دیگر از سربازان حادثه دیده با تشریح این حادثه گفت:راننده بسیار بد رانندگی می کرد و در یکی از پیچ ها سبقت غیر مجاز داشت که منجر به تکان شدید اتوبوس و بیدار شدن همه سرنشینان شد. سرعت بالای وی منجر به بریده شدن ترمز و از کنترل خارج شدن اتوبوس شد. وی ادامه داد:هر دو شاگرد راننده در حالی که فریاد میزدنند ترمز « نداریم» به سمت عقب اتوبوس حرکت کردند و همه را به گفتن یا علی فرا خواندند.
بنا بر اظهارات این شاهد عینی در مقابل درب ورودی پادگان تعداد زیادی اتوبوس بین شهری وجود داشت که برای انتقال ما به شیراز هماهنگ شده بود و همه ما را پس از پرداخت هزینه سفر سوار اتوبوس کردند.
در حادثه دیگری که کمتر از یک ساعت بعد در کیلومتر 65 محور سروستان – شیراز رخ داد بار دیگر واژگونی اتوبوس 50 نفر از سربازان پادگان آموزشی را راهی بیمارستان کرد.

معلم فداکار‌

معلم فداکار‌
دیوار مدرسه‌ی نوکجو اگر بود، حمیدرضا گنگوزهی الان سر کلاس و پیش شاگردانش بود. چه خوب است اگر وزیر محترم آموزش و پرورش در حال بررسی آمار مدارس بدون دیوار و دیگر تجهیزات اولیه باشد و با مسئولان توسعه و تجهیز مدارس بر سر راه‌های جلوگیری از فجایع بعدی شور و مشورت کند.
خبر ساده و واضح است و اگر در بسته‌بندی‌هایی از جنس انشا نپیچیمش فاجعه بودنش آشکار است. روستای مرزی نوکجو مدرسه دارد، اما مدرسه‌اش دیوار ندارد. زنگ تفریح که می‌شود بچه‌ها همان اطراف بازی می‌کنند. گردباد آمده، دیوار نیمه‌خرابه‌ی بلند یک خانه‌ی متروک داشته بر سر دانش‌آموزان آوار می‌شده، دو معلم دویده‌اند بچه‌ها را نجات بدهند، زیر آوار مانده‌اند و یکیشان جان داده.
یعنی جان یک انسان برای نجات کودکان هزینه شده، در حالی که اگر پیش‌تر از این چند کامیون آجر و دو روز مزد کارگرو بنا هزینه شده بود این فاجعه رخ نمی‌داد. یک انسان تعلیم‌دیده‌ی مفید دلسوز جانش را از دست داده چون این هزینه به موقع تقبل نشده است. این میان معلمی هست که دوست دارم شهید بناممش تا کم‌تر از او خجالت بکشم. پدر و مادرهایی هستند که با وجود وسوسه‌ی هر روز و هر ساعت، هنوز از ده به شهر نکوچیده‌اند. ما مردمی هستیم که از هر ریال درآمدمان با دقت مالیات‌های مختلف و رنگارنگ کم می‌شود. آیا هیچ یک از این‌ها که گفتم در انجام وظایفشان کوتاهی کرده‌اند و مقصر اند؟ ظاهراً نه. پس باید کسی جایی فکری و چاره‌ای برای این فاجعه و فاجعه‌هایی از این دست کند.
از یک سو این نخستین فاجعه نیست و از سویی دیگر انصاف حکم می‌کند چشم به انواع کاستی‌ها که تامینشان در شرایط فعلی برای دولت و وزارت آموزش و پرورش ممکن یا آسان نیست نبندیم و بی‌دلیل دولت یا آموزش و پرورش را مقصر قلمداد نکنیم. آنچه مهم است، این است که بالاخره کسی مسئولیت جلوگیری از فجایع بعدی را به گردن بگیرد و کار را از جایی شروع کند. این تصور که هر دستگاهی در این کشور یک روابط عمومی داشته باشد و بعد از هر اتفاقی آن روابط عمومی بیانیه‌ای بنویسد و ظاهرا ماجرا را ختم به خیر کند تصوری ناصواب است و نتیجه‌اش این می‌شود که پس از مدتی باز بدبختی از جایی سربرمی‌آورد، با فاجعه هم‌آغوش می‌شود و گریبان مردم را می‌گیرد. بیانیه‌های روابط عمومی‌ها هر چه هم خوب و مفید، چیزی را در عالم خارج عوض نمی‌کنند، و شرایط ما در عالم خارج فاجعه‌خیز بوده و هست.
وزارت آموزش و پرورش وزارتی است با حیطه‌ی عمل بسیار وسیع، و به همین دلیل حجم فاجعه‌های مربوط به این وزارت‌خانه بیش از حیطه‌ی مسئولیت دیگر مسئولان است. خبرها می‌گویند سال ۱۳۹۴ سیزده دانش‌آموز خودکشی کرده‌اند. خبرها می‌گویند معلم فداکار جان سپرد. خبرها می‌گویند حتی وقتی که کار به پرونده‌های قابل پی‌گیری از طریق قوه‌ی قضائیه می‌کشد باز هم ما با بیانیه‌های آرامش‌بخش روابط عمومی‌ها مواجه هستیم.
چه باید کرد؟ وزیر محترم آموزش و پرورش در روز ۱۶ مهر ۱۳۹۳ در جشن هفته‌ی ملی و روز جهانی کودک در مرکز همایش‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درباره‌ی این که عدالت آموزشی حق مسلم کودکان است صحبت کرد. همان روز بعضی خبرگزاری‌ها خبری از نوعی از عدالت در امر آموزش را مخابره کردند. مدیر دبستانی در بندرعباس گمان می‌کرد تنبیه بدنی تمام دانش‌آموزان یک کلاس با لوله‌ی پولیکا عین عدالت است. حدود ۵۵۰ روز از این واقعه می‌گذرد و ما خبر نداریم که عاقبت کار چه شده است. پنجاه روز بعد از این واقعه معلمی در زاهدان دانش‌آموزش را چنان تنبیه بدنی کرد که خبرگزاری‌ها نوشتند رگ دست طفل پاره شده و نیاز به عمل جراحی دارد. این بار نیز افکار عمومی از نتیجه‌ی ماجرا بی‌خبر است.
دیوار مدرسه‌ی نوکجو اگر بود، حمیدرضا گنگوزهی الان سر کلاس و پیش شاگردانش بود. چه خوب است اگر وزیر محترم آموزش و پرورش در حال بررسی آمار مدارس بدون دیوار و دیگر تجهیزات اولیه باشد و با مسئولان توسعه و تجهیز مدارس بر سر راه‌های جلوگیری از فجایع بعدی شور و مشورت کند.

ماکان GTS اس یو وی کوچک پورشه

ماکان GTS
اس یو وی کوچک پورشه

مدت زیادی نیست که از ورود پورشه ماکان به ایران میگذرد و مدل چهار سیلندر آن به تازگی مهمان خیابان های شهرهای ایران شده است.
پس از موفقیت اس یو وی کاین و ورود کراس اوور کوچک تر پورشه یعنی ماکان به بازار اکنون نوبت به توسعه محصولی رسیده که اولین گام آن ارائه نسخه GTS میباشد.ماکان GTS بین دو نسخه استاندارد و توربو قرار داشته و در آن بر قابلیت های دینامیکی تاکید فراوانی شده است. در این آزمایش با ماکان GTS در کلرادو و گذر از کوهستان های پایکس پیک همراه شدیم تا توانایی های آن را در یک سفر نسبتا طولانی محک بزنیم.
قیمت پایه نسخه GTS 68250 دلار بوده و این در حالی است که شرکت عنوان کرده میانگین سفارش های ثبت شده برای GTS با توجه به آپشن های متعددی که برای آن در نظر گرفته شده ۸۸۰۰۰ دلار میباشد. این رقم با قیمت ۵۵۴۵۰ دلاری ماکان S تفاوت قابل توجهی دارد و البته نسبت به قیمت ۱۰۴۵۰۰ دلاری گران ترین نوع ماکان توربو چندان هم گران نیست. (قیمت پایه برای نسخه توربو ۷۷۰۵۰ دلار میباشد)
با این قیمت خریداران GTS موتور ۳ لیتری V6 توین توربوی S را دریافت میکنند که با اعمال تغییرات و تیونینگ قدرت آن به ۳۶۰ اسب بخار و گشتاورش به ۳۶۹ فوت پوند رسیده است که به ترتیب مقدار ۲۰ و ۳۰ بیشتر از موتور ماکان S است. در مقایسه با موتور ۳،۶ لیتری نسخه توربو با قدرت ۴۰۰ اسب بخار و گشتاور ۴۰۶ فوت پوند انتظار میرود شتاب صفر تا صد GTS بین نسخه S و نسخه توربو قرار گرفته و رقمی در حدود ۴،۴ ثانیه باشد. این عدد را مدیون گیربکس ۷ دنده اتوماتیک PDK با پدال های دستی است که با ۱۲۹۰ دلار میتوان پکیج کرونو را نیز برای آن سفارش داد. هرچند مدل ۲۰۱۶ مرسدس AMG GLA45 با ۳۷۵ اسب بخار سریع تر نشان میدهد اما هنوز بسیاری از قابلیت های پورشه باقی مانده است.
قابلیت های دینامیکی شاسی GTS از جمله نقاط قوت آن محسوب میشود و این مورد با توجه راحتی و آسودگی کامل پس از پشت سر گذاشتن ۱۶۵ پیچ تا نزدیک مسیر اصلی صعود پایکس پیک به خوبی مشخص میشود. فنرهای بادی و کنترل الکترونیکی کمک فنرها در GTS به طور استاندارد نصب شده است. سیستم تعلیق در سه حالت قابل تنظیم بوده و در مجموع نسبت به نسخه استاندارد ماکان ۴ اینچ پایین تر و ۱۰ درصد سخت تر است. همچنین یک میله ضد غلتش در عقب در ترکیب با سیستم قفل دیفرانسیل (قابل سفارش با مبلغ ۱۴۹۰ دلار) به هرچه متعادل تر شدن هندلینگ کمک می کند. سیستم AWD (چهار چرخ محرک) در تقسیم بهتر گشتاور و افزایش کشش خودرو نقش موثری دارد.
GTS دیسک های ترمز بزرگ ۱۴،۲ اینچی نسخه توربو با ۶ کالیپر پیستون قرمز رنگ را قرض گرفته است. ترمزها در پیچ و خم های مسیر کوهستانی به خوبی از پس مهار وزن دو تنی GTS برآمدند و به نظر میاید هزینه کردن ۸۱۵۰ دلار برای ترمزهای کربن سرامیکی به دور از عقل باشد. فرمان خودرو با موتور الکتریکی جدید و تغییر در تنظیمات به گفته پورشه یکی از تفاوت های محسوس بین GTS و نسخه استاندارد است اما به نظر ما از تند و تیزی ذاتی پورشه بی بهره است. با اینکه این فرمان احساسی که در رانندگی با ۹۱۱ به شما دست میدهد را ندارد اما باز هم برای یک کراس اوور قابل قبول است و به گفته پورشه در تمام مدل های ۲۰۱۷ تغییراتی در آن اعمال خواهد شد. تایرهای اسکرپیون ساخت پیرلی به همراه رینگ های ۲۰ اینچی RS اسپایدر چسبندگی به جاده را افزایش میدهند و البته در صورت تمایل رینگ های ۱۹ یا ۲۱ اینچی نیز در دسترس میباشد. تایرهای پیرلی حداقل در زمینه شتاب G توانسته اند GTS را به نسخه توربو نزدیک کنند و البته نباید از نقش شاسی در

این زمینه غافل شد.
در این زمان سیستم های کنترل کشش و کنترل پایداری اجازه اندکی انحراف را میدهند که میتوان این سیستم ها را کاملا غیرفعال نیز نمود. در صورت انتخاب حالت اسپرت برای GTS واکنش ها نسبت به گاز، فرمان، تعلیق و گیربکس تیزتر میشود. اما با سفارش پکیج «کرونو» باز هم قابلیت های اسپرتی پورشه ماکان GTS افزایش یافته و کنترل آن فقط از عهده یک راننده حرفه ای ساخته است. در پایان هنوز هم به نظر میرسد ماکان GTS برای یک کراس اوور بیش از حد گران است. فضای بار آن محدود بوده و چهار سرنشین بزرگسال در آن کاملا احساس راحتی نمیکنند و لذت رانندگی آن نیز به اندازه یک سدان اسپرت با فضای داخلی بزرگتر نیست. انتقادهای ذاتی که به اس یو وی های پورشه وارد میشود اینجا نیز وجود دارد هرچند ماکان GTS در رانندگی شباهت بیشتری با یک پورشه دارد. با وجود تمام این توضیحات نمیتوان بدون نشستن پشت فرمان به عمق قابلیت های ماکان GTS پی برد. کیفیت سواری به همان خوبی قبل است اما عملکرد کمک فنرهای قابل تنظیم موجب شده اتومبیل بر اثر ناهمواری های جاده لرزش داشته و سرنشینان این

لرزش ها را
احساس کنند. در تمام
طول روز که در مسیر رودخانه پلت از کلرادو تا دنور در حرکت بودیم و از دو کوه پایکس پیک و مونت ایوانز گذشتیم GTS کاملا نرم و راحت بود. موقعیت راننده به گونه ای ایست که بر جاده اشراف کامل دارد و باز هم در غیر این صورت میتواند صندلی های چرمی را در هشت جهت به نحو دلخواه تنظیم کند.
سیستم ارتباطی سرگرمی گوگل عالی کار میکند و اکنون به اپل کار پلی هم مجهز شده است، ماژول های ناوبری سفارشی با ۱۷۳۰ دلار و سامانه کانکت پلاس پورشه که خودرو به مودم LTE برای اتصال وای فای مجهز میکند با ۱۳۰۰ دلار قابل سفارش است.
در پایان هنوز هم به نظر میرسد ماکان GTS برای یک کراس اوور بیش از حد گران است. فضای بار آن محدود بوده و چهار سرنشین بزرگسال در آن کاملا احساس راحتی نمیکنند و لذت رانندگی آن نیز به اندازه یک سدان اسپرت با فضای داخلی بزرگتر نیست.
انتقادهای ذاتی که به اس یو وی های پورشه وارد میشود اینجا نیز وجود دارد هرچند ماکان GTS در رانندگی شباهت بیشتری با یک پورشه دارد.

واردات خودروهای گران قیمت به منطقه آزاد ممنوع شد

واردات خودروهای گران قیمت به
منطقه آزاد ممنوع شد

معاون اقتصادی و سرمایه‌گذاری منطقه آزاد اروند با اشاره به این‌که شرایط واردات خودروهای لوکس به منطقه آزاد اروند تغییر کرده و از این به بعد تنها مساله بالاتر بودن حجم موتور خودرو (بالاتر از 2500 سی‌سی) به مناطق آزاد مدنظر قرار نخواهد گرفت، اعلام کرد: خودروهایی که ارزش آنها بالای 100 هزار دلار باشد باید برای ترخیص از گمرک مجوز اخذ کنند.
محمدرضا معتمدی با بیان این‌که از سه هفته پیش با عنایت به منویات مقام معظم رهبری و نیز دستور آقای ترکان – دبیر شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی – قرار بر این شد که جدیت بیشتری در ارتباط با واردات خودروهای لوکس به مناطق آزاد مدنظر قرار گیرد، گفت: در همین راستا اعمال محدودیت برای واردات خودروهای لوکس مدنظر قرار گرفته است و تصمیمات جدیدی اتخاذ شده است.
وی با بیان این‌که همه مناطق اعمال محدودیت‌های مختلف را در ارتباط با واردات خودروهای لوکس به مناطق ازاد مدنظر قرار خواهند داد، خاطر نشان کرد: ممکن است محدودیت‌های مناطق مختلف در این رابطه متفاوت باشد، اما ویژگی مشترک همه آنها مسئله اعمال محدود برای واردات خودروهای لوکس خواهد بود.
معاون اقتصادی و سرمایه‌گذاری منطقه آزاد اروند با اعلام این‌که در این منطقه قرار است خودروهایی که بالای 100 هزار دلار ارزش دارند مجوز واردات اخذ کنند، ادامه داد: تا پیش از این تنها در ارتباط با واردات خودروهای با حجم موتور بالاتر از 2500 سی سی حساسیت‌های لازم به خرج داده می‌شد، اما پس از دستور آقای ترکان، این مسئله مورد بازنگری قرار گرفت و تصمیمی گرفتیم از این به بعد تمام خودروهای وارداتی به منطقه آزاد اروند که بالاتر از 100هزار دلار ارزش دارند مجوزهای لازم را اخذ کنند.
معتمدی با تاکید بر این‌که اخیرا چند خودرو که ارزش مالی آنها بالاتر از چند میلیارد تومان بوده مرجوع گشته و اجازه ترخیص به آنها داده نشده است، افزود: خودروهایی که بالای 100 هزار دلار ارزش داشته باشند مورد بررسی قرار می‌گیرند که آیا در منطقه مصرف خاصی خواهند داشت یا خیر. اخیرا نیز چند خودروی لوکس که هزینه آنها بالاتر از چند میلیارد تومان بود از گمرک ترخیص نشد و علی‌رغم وارد کردن فشارهای مختلف، اجازه ترخیص به این خودروها را ندادیم.
وی ادامه داد: براساس تاکیدات رهبری و دستورات رییس جمهور نگاه مثبتی نسبت به واردات خودروهای لوکس به مناطق آزاد که جنبه مصرفی ندارند وجود ندارد و قرار نیست وارد کردن خودرو در مناطق آزاد محلی برای مانور خودروهای لوکس به منطقه باشد.

خبر

خبر واردات آزاد خودروهای کمتر از 100 هزار دلار تکذیب شد
مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات سازمان توسعه تجارت ایران با تاکید بر اینکه ملاک ممنوعیت واردات خودرو کماکان حجم موتور 2500 سی‌سی است، گفت: هیچ تغییری در روند ثبت‌سفارش خودرو برای ورود به سرزمین اصلی انجام نشده است. تقی محمدیان افزود: در قوانین مربوط به ثبت‌سفارش خودرو، هیچ تصمیم جدید و محدودیتی اتخاذ نشده است.
به نقل از ایرنا، به‌تازگی برخی رسانه‌ها اعلام کرده‌اند «واردات خودرو با ارزش بالای 100 هزار دلار ممنوع شد تا به این ترتیب ممنوعیت واردات بر حسب حجم موتور برداشته شود و تغییراتی اساسی در ورود خودروهای خارجی به کشور صورت گیرد.» مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات سازمان توسعه تجارت تاکید کرد: قوانین مربوط به تعرفه‌های وارداتی و عوارض صادراتی مربوط به سرزمین اصلی می‌شود و مناطق آزاد و ویژه اقتصادی مشمول این قوانین نمی‌شوند. محمدیان در مورد تغییر شاخص ممنوعیت واردات خودرو از «حجم موتور» به «قیمت» و «مصرف» نیز گفت: در سال 1391 تصمیم گرفته شد که از واردات خودروهای با حجم موتور بالای 2500 سی‌سی جلوگیری شود و اکنون بحثی برای تغییر این شاخص مطرح نیست. وی در مورد ثبت‌سفارش خودروهای آمریکایی نیز گفت: به هیچ وجه ورود خودروهای آمریکایی به کشور مجاز نیست و ثبت‌سفارشی در این زمینه انجام نمی‌شود. محمدیان ادامه داد: در ماه‌های گذشته که ثبت‌سفارش تعدادی از مدل‌های یک خودروی آمریکایی انجام شده بود، با فرمایشات رهبر معظم انقلاب جلوی آن گرفته و بعد از آن هیچ خودروی آمریکایی ثبت‌سفارش نخواهد شد.

خودرویی برای دوچرخه‌ سواران
اگر از علاقه‌مندان به دوچرخه‌سواری هستید یا به شکل حرفه‌ای یا تفریحی این ورزش را دنبال می‌کنید و نگران آسیب‌های وارده به دوچرخه‌های گران و زیبایتان می‌شوید، یک خودروی “سیویک تورر” هوندا نگرانیتان را برطرف می‌کند.اگر از علاقه‌مندان به دوچرخه‌سواری هستید یا به شکل حرفه‌ای یا تفریحی این ورزش را دنبال می‌کنید و نگران آسیب‌های وارده به دوچرخه‌های گران و زیبایتان می‌شوید، یک خودروی “سیویک تورر” هوندا نگرانیتان را برطرف می‌کند.این خودرو از مدل مفهومی “سیویک تورر اکتیو لایف” به معنای “زندگی فعال سیاحتی” اقتباس شده که در سال گذشته در نمایشگاه خودروی فرانکفورت آلمان به نمایش درآمد.در این خودرو مشتریان می‌توانند دو دوچرخه را بدون نگرانی از آسیب‌های وارده و به صورت ایستاده وارد محفظه بار کنند. فضای بار این مدل کانسپت سیویک با حذف صندلی‌های عقب به ۱۶۶۸ لیتر می‌رسد.همچنین یک محفظه جمع شدنی نیز برای لوازم اضافی نظیر پمپ باد، جعبه ابزار، مخزن آب، بطری و نیمکت درنظر گرفته شده است.
یک محفظه نیز روی سقف قرار می‌گیرد که می‌توان برای قرار دادن اجزای کم حجم مانند کلاه و کفش و لباس از آن استفاده کرد.ریل آلومینیومی نگه‌دارنده دوچرخه، در جایی پایین‌تر از سطح کف خودرو نصب می‌شود که قابلیت حرکت کشویی داشته و به اهرم‌های – شکل و پایه‌های نگه‌دارنده چرخ جلو مجهز است. این خودرو می‌تواند با حمل یک دوچرخه، یک مسافر اضافی در فضای عقب، و محفظه‌ای برای بار را ایجاد کند.این پایه نگه دارنده دوچرخه می‌تواند با تجهیزات جانبی کنونی مانند نگه‌دارنده‌های سقفی یا تورهای نگه‌دارنده جانبی کنار خودرو و یا محافظ لبه محفظه بار ترکیب شود تا از خودروی “تورر سیویک” یک مدل انطباق پذیرتر و کارآمدتر بسازد.طراحی اسپورت این مدل سیویک با رنگ آبی بدنه که در قسمت پایین به رنگ تیره درآمده در کنار چرخ‌های آلیاژی ۱۸ اینچی، سپرها، ضربه‌گیرهای جدید و پوشش سقف با رنگ سفید، متمایز می‌گردد.روکش جیر درون کابین در کنار چرم صندلی‌ها چشم‌نواز هستند و نوارهای کربنی به زیبایی‌های بصری درونی می‌افزایند.این مدل مخصوص گشت‌وگذار از اکتبر سال ۲۰۱۶ وارد روند خرید و فروش خواهد شد.

خبر

تولید خودرویی الکتریکی با برد 500 کیلومتر توسط بنز
مرسدس بنز می‌خواهد خودرویی برقی با محدوده حرکتی 500 کیلومتری معرفی کند. این اولین بار است که یک شرکت خودروسازی واقعا تلاش می‌کند تا پا به پای تسلا موتور در زمینه خودروهای الکتریکی فعالیت کند. هربار اسم یک خودروی الکتریکی یا اسم یک سازنده خودروهای الکتریکی به میان می‌آید، بلافاصله همه نظرشان به مبارزهای تسلا موتورز جذب می‌شود، حال مرسدس بنز در تلاش است تا با معرفی خودروهای الکتریکی متنوع و پرداختن به این بخش از صنعت خودروسازی، نام خود را همچون تسلا موتور در زمینه الکتریکی‌ها بالا بکشد. به همین خاطر چند روز پیش سخن از سیستم برق 48 ولتی خودروی S کلاس به میان آمد و حالا هم قصد دارد خودرویی الکتریکی با محدودی حرکتی حداکثر 500 کیلومتری معرفی کند. به گزارش نشریات اروپایی، کمپانی دایملر قصد دارد در زیر چتر برند مرسدس بنز در نمایشگاه اتومبیل پاریس که در ماه اکتبر پیش رو آغاز به کار می‌کند، از این خودروی تمام الکتریکی پرده برداری کند.

احتمال افزایش ۵ تا ۷ درصدی قیمت محصولات ایران خودرو در فروش‌های ودیعه
ایران خودرو در نظر دارد در فروش ودیعه‌ای محصولات خود افزایش ۵ تا ۷ درصدی قیمت‌ها را اعمال کند و هر چند این تصمیم هنوز قطعی نشده ولی احتمال اجرایی شدن آن وجود دارد.بازار خودرو همانند ماه‌های گذشته همچنان راکد بوده و مردم تمایلی به خرید ندارد ،همین موضوع باعث شده تا بسیاری از فروشندگان خودرو از اوضاع بازار گله مند بوده و خواستار تدبیر جدی مسئولین برای رونق بازار باشند.در کنار این موضوع شرکت‌های خودروساز هم با حربه‌های مختلف در صدد رونق بازار هستند تا شاید بتوانند با افزایش فروش، هزینه‌های خود را جبران کنند. اخیراً با خبر شدیم شرکت ایران خودرو درصدد است در فروش ودیعه‌ای محصولات خود افزایش ۵ تا ۷ درصدی قیمت‌ها را اعمال نمایند. البته این موضوع هنوز اجرایی نشده اما نمایندگی‌های فروش این شرکت اعلام می‌کنند اگر این تصمیم نهایی شود هفته آینده لیست جدید قیمت ها به نمایندگی‌ها ارسال خواهد شد.براساس مصوبه شورای رقابت این شرکت فقط مجاز به افزایش ۱،۸۱ درصد قیمت محصولات خود است.

آنتون یلچین توسط خودرو خودش زیر گرفته شد
پیکر بی‌جان این بازیگر 27 ساله روبه‌روی خانه‌اش پیدا شد. به گفته مقامات مسئول او در تصادف با ماشین خودش کشته شده است. به گفته پلیس یلچین در شیب تند جاده کنار خانه‌اش از ماشین پیاده می‌شود، اما به دلیلی خودرو در جای خود ثابت نمانده و عقب عقب به سمت این بازیگر حرکت می‌کند. بازیگر «آلفا داگ» با برخورد ماشین به دیوار آجری و درب فلزی کوبیده می‌شود و جان خود را از دست می‌دهد.انتشار خبر درگذشت این بازیگر جوان با واکنش گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است.جاستین لین که در سومین حضور یلچین در «پیشتازان فضا» کارگردان فیلم بود، توئیت کرد: «هنوز در شوک به سرمی‌برم. شور و اشتیاق وجودت تا همیشه با کسانی که شانس آشنایی با تو را داشتند همراه است.»جان چو از دیگر بازیگران پیشتازان فضا در توییتر نوشت:‌ «آنتون یلچین را خیلی دوست داشتم. او هنرمندی واقعی بود: کنجکاو، زیبا و شجاع. او یک دوست عالی و یک پسر فوق العاده بود. خبر درگذشتش ویرانم کرد.» یلچین بیشتر برای بازی در نقش شخصیت چخوف در سری فیلم‌های «پیشتازان فضا» از جمله «پیشتازان فضا» در سال 2009، «پیشتازان فضا به سوی تاریکی» در سال 2013 و فیلم تازه «پیشتازان فضا ماوراء» شناخته می‌شد.

چشمه های آبگرم جاذبه‌هایی گردشگری و بهداشتی

چشمه های آبگرم
جاذبه‌هایی گردشگری و بهداشتی

کرمون- چشمه آب گرم یا چشمه گرمابی مکانی است که به صورت مداوم آب گرم یا داغ از زمین خارج می‌شود. به خاطر درصد بالای مواد حل شده معدنی آب بعضی از این چشمه‌ها عده‌ای از آن‌ها استفاده درمانی می‌کنند.
خواص درمانی این چشمه‌های آب گرم گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی به ویژه گوگرد، این چشمه‌های آبگرم را به عنوان”پزشک طبیعت” بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند.
حدود ۳۰ چشمه آب گرم و معدنی در استان کرمان وجود دارد که امکانات بالقوه‌ای هستند که می‌تواند درعرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و توسعه منابع مختلف استان نقش اساسی داشته باشد، برای شناساندن و افزایش امکانات گردشگری مناطق اطراف چشمه‌های آب گرم تلاش شود.
در استان کرمان، چشمه های آب گرم متعددی وجود دارد. از جمله جوشان،لاله زار، ابارق 1و2، مسکون، گیشی، گسک، ده رییس رفسنجان، حسن آباد رفسنجان و… که برخی از آن ها اشاره می شود.
چشمه های آب گرم جوشان
آب گرم «جوشان» از چشمه آب گرم جوشان در بخش شمالی روستای جوشان از توابع بخش گلباف شهر کرمان سرچشمه می گیرد.
فاصله این آب گرم تا شهر کرمان ۴۵ کیلومتر است که در ارتفاعات جنوبی ییلاق خوش آب و هوای سیرچ قرار گرفته است. به دلیل مواد معدنی موجود در این آب گرم، همه روزه تعداد زیادی از مردم برای آب درمانی به این چشمه آب گرم می‌روند.
مردم محلی و افرادی که به این آب گرم مراجعه می کنند اعتقاد دارند این آب گرم در رفع مشکلات مفصلی و پوستی تأثیر گذار است.
جوشان؛ خود به تنهایی پنج چشمه آب گرم را در خود جای داده است که عبارت اند از؛
چشمه معدنی ته خاتون
چشمه معدنی ته خاتون در شرق کرمان به فاصله ۱۳ کیلومتری روستای جوشان واقع شده است. آب این چشمه گرم و از نوع آب‌های کلروره سدیک و بی کربنات کلسیک گازدار است.
چشمه آب معدنی بغرا
این چشمه در فاصله تقریبی ۱۳ کیلومتری شمال بخش جوشان در شمال شرقی کرمان قرار دارد. آب آن از دسته آب‌های کلروره سدیک سولفات کلسیک گرم است.
چشمه آب معدنی حوض باد
چشمه حوض باد در ۱۳ کیلومتری بخش جوشان در شمال شرقی کرمان قرار دارد. این آب نیز از دسته آب‌های سولفات بی کربنات سدیک است.
چشمه آب معدنی حوض نو
حوض نو در شمال شرقی کرمان واقع شده است. آب چشمه از دسته آب‌های کلروره سدیک سولفات کلسیک است.
سلطان حسن شاه و بی بی
مظهر آن از شکاف سنگ های آهکی و در امتداد گسل گلباف از زمین خارج می شود. آب آن از نوع مختلط و با توجه به 14 درجه سانتی گراد از نوع گرم است. مردم منطقه علاوه بر آب تنی در آب گرم و استفاده از خواص آن به آیین زیارت این دو مقبره نیز می پردازند.
قبر سلطان حسن شاه از نوادگان موسی بن جعفر (ع) بر بلندای کوهی در کنار قبر عارفه ای به نام بی بی طیبه خاتون قرار دارد.
در قدیم الایام، دختران دم بخت دور قبر سلطان حسن شاه حلقه می زدند و برای بازشدن بخت شان آوازهایی رامی خواندند:
سلطون سلطون یا سلطون / بچه ور بغل یا سلطون/ سال دیگه یا سلطون …
زائران؛ عشق و ارادت خویش را نسبت به ساحت سلطان حسن شاه با این دو بیتی بیان می کنند:
به قربون سر سلطان حسن شاه/ عجب جای بلندی کرده ماوا / اگر خواهی ببینی معجر آغا / برو طاهر بشو در حوص بغرا
چشمه آب گرم لاله زار
چشمه آب گرم لاله زار بردسیر نیز یکی دیگر از این چشمه هاست، که گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی به ویژه گوگرد، این چشمه آبگرم را به عنوان «پزشک طبیعت» بهترین مکان برای درمان خود معرفی می کنند.
این چشمه در جنوب شهرستان بردسیر و در شمال روستای قلعه عسگر در وسط رودخانه به صورت جوشان از زمین خارج می شود و از نوع گسلی است. که مسیر این چشمه از روبروی دو راهی لاله زار (محور کرمان – بافت) جاده خاکی در حاشیه رودخانه مادون شروع و تا رسیدن به این آب گرم ادامه دارد.
سنگ های اطراف آن از نوع آندزیت و آندزی باز است و با توجه به دمای 5/40 درجه سانتیگراد از نوع گرم است.
اگر چه این چشمه از امکانات قابل توجهی برخوردار نیست و امکانات بهداشتی آن در حد صفر می باشد ولی با این وجود گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم از تمام شهرهای استان کرمان به این منطقه سفر می کنند و شاید ساعت ها برای استفاده از این چشمه آب گرم صبر می کنند.
چشمه آبگرم گیشکی
چشمه آبگرم گیشکی که از نوع مختلط گرم است، در ارتفاعات اسفندقه در مسیر رابر به اسفندقه واقع شده است. ۱۵۳۰ متر ارتفاع از سطح دریا، ۵ لیتر در ثانیه آب دهی ۴۰ درجه سانتیگراد دمای آب آن است.
آبی که از نوع آب‌های قلیایی است به صورت جوششی به شکل رودخانه کوچکی در دره‌ای جریان دارد. فاقد ترکیبات، گازها و بخارات مفید بوده، اما ترکیبات مضر هم ندارد با بخار نسبتاً زلال است.
چشمه آب گرم گیشکی در ۶۴ کیلومتری مسیر اصلی کرمان به بردسیر، راه فرعی منشعب از جاده اصلی به طرف «میهنه دره» در ضلع غربی رودخانه گیشکی از شکاف سنگ ها خارج می شود و عامل اصلی تشکیل آن به احتمال زیاد گسل است. چشمه گیشکی از نوع مختلط گرم است.
اغلب گازهای موجود در آب اثر درمانی دارند که یکی از شاخه‌های گردشگری سلامت، طبیعت درمانی است که با اتکا به ویژگی‌های آب و هوایی و طبیعی این منطقه است که به منظور حفظ، بهبود و حصول مجدد سلامت جسمی و ذهنی فرد به مدتی بیشتر از ۲۴ ساعت و کمتر از یک سال صورت می‌گیرد.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش هشتاد
[عبدالحسین؛ شش لول را برداشته با خشم به دیدار کارگزار انگلیسی می رود.]
هنوز دو ساعت به ظهر مانده و حرارت آفتاب به همه جا تابیده بود. هر کسی را که می دیدم با خود می گفتم این دیدار آخری من با این شخص است. و ای بسا نیم ساعت دیگر با زد و خوردی که با مأمورین محافظ کارگزار می نمایم کشته شده و در این عالم نباشم. چون به میدان ارگ رسیدم، در وسط میدان جمعیت زیادی ایستاده و حلقه زده بودند. ظاهراً عده ای به واسطه اختلافی که بختیاری ها با چند نفر علاف بر سر معامله خرید کاه پیدا کرده بودند به تماشا ایستاده بودند. چادرهایی برای کارگزار افراشته بودند. عبارت از سه خیمه بود. یکی از آن ها که از همه بزرگ تر بود، اختصاص به خود کارگزار داشت و یکی دیگر مخصوص اندرون و زن و بچه های او و یکی هم اختصاص به آب دارخانه‌اش داشت.
استفاده ای که از این چادرها برده می شد تنها این نبود که در طول مسافرت به طهران در هر شش هفت فرسخی یک روز منزل می کردند. بلکه خود همین چادرها یک جلال و جبروتی داشت گذشته از این که در دهات و قراء توجه ساکنین آن جا را جلب می کرد. در شهر کرمان هم انظار را متوجه می ساخت. سراسیمه بدون آن که دانسته باشم چه می خواهم بکنم به چادری که نسبتاً از همه بزرگ تر بود وارد شدم. کارگزار که عصایی از حد معمول کلفت تر به دست گرفته بود در صدر آن جا ایستاده و ده پانزده نفر از فراشان و پیش‌خدمتان همه به احترام او در جلویش صف بسته بودند. میرزا حسن چادر دوز که آن چادرها را دوخته و فروخته بود. با دست های از آستین عبا کشیده مشغول توضیح دادن و تعریف از دوام و استحکام آن چادرها دیده می شد. البته اگر غیر از این موقع بود، این پیش خدمت و فراش وارد و هیبتی که کارگزار داشت مرا مرعوب و موجب ترس و هراسم می شد.
اما چنان من آشفته و از خود بی خود شده بودم که آن جمعیت و وضعیت چیزی به نظرم نیامد و همین که چشم کارگزار به من افتاد ششلول را از جیب خود درآورده و با صدایی مردانه فریاد زدم و گفتم: مردکه بی همه چیز به چه حق و برای چه به پدر من امروز توهین کردی؟ حالا که حسابی در کار نیست خودم مجازاتت می کنم و ششلول را بالا گرفتم. وضعیت من و ششلول چنان صحنه ای به وجود آورد که خود کارگزار زودتر از فراشان و پیش خدمتان و چاکران پا به فرار گذاشت.
این فرار آن ها سبب شد که من بیشتر تقویت یافته و سر در دنبال آنان گذارم و آن ها در جلو و من از عقب می دویدم و فحش می دادم تا عاقبت کارگزار وحشت زده به اداره نظمیه که در مغرب میدان مشق واقع شده بود و همیشه قراولی در جلوی درب آن جا کشیک می کشید پناه برد و همین که از در ورودی داخل نظمیه شد ایستاد و برای آن که نشان دهد او هم شجاع و دلیر است شروع به فحاشی کرد. پاسبانی که مشغول کشیک بود تفنگش را به سر دست گرفته و به جلوی من آمد و شش لول را از دستم گرفت. معلوم بود که دیگر کاری از دستم برنخواهد آمد. ولی من از آن جوش و خروش نیفتاده و با همان شدت سابق در مقابل فحاشی های کارگزار آن چه می گفت و فحش می داد، به او فحش های شدید و بدتری می دادم. بالاخره چندین نفر پاسبان به کمک پاسبان اولی آمده و اطراف مرا گرفته و در این دفعه خود کارگزار و نوکران و فراشان جرأتی پیدا کرده و مرا احاطه کردند. کارگزار فریاد زد و گفت او را بیاورید به کارگزاری خودم. شخصاً تنبیهش می کنم.

پیام ما بررسی می کند، اظهارات ضد و نقیض مسئولان درباره تعطیلی فرودگاه کرمان عضو هیات مدیره فرودگاه‌های کشور: تعطیل می‌شود مدیرکل جدید فرودگاه کرمان: تعطیل نمی‌شود

پیام ما بررسی می کند، اظهارات ضد و نقیض مسئولان درباره تعطیلی فرودگاه کرمان
عضو هیات مدیره فرودگاه‌های کشور:
تعطیل می‌شود
مدیرکل جدید فرودگاه کرمان:
تعطیل نمی‌شود

20 خردادماه بود سال جاری بود که استاندار کرمان از طرح تعطیلی 4 ماهه فرودگاه کرمان به دلیل ترمیم باند پرواز فرودگاه کرمان خبر داد و اعلام کرد که با این کار مخالف است. این صحبت رزم حسینی باعث شد تا خبر تعطیلی فرودگاه کرمان در روزهای گذشته به صدر خبرهای استان راه یابد. در این مدت واکنش‌های مختلفی به تعطیلی فرودگاه کرمان نشان داده شد. هم مردم، هم کارشناسان و هم مقامات استان صریحاً با این اتفاق مخالفت کردند. در شماره 655 مورخ سه‌شنبه 1 تیرماه «پیام ما» هم در گزارشی با عنوان «پرواز ادامه دارد» از جوانب مختلف به این قضیه پرداختیم و بنا به صحبت‌های مسئولان مختلف، از مدیرکل سابق فرودگاه‌های استان تا سیف الهی معاون استاندار، به این نتیجه رسیدیم که طرح تعطیلی فرودگاه کرمان از دستور کار خارج‌شده است و قرار شده باند دومی برای این فرودگاه ساخته و سپس باند فعلی‌ترمیم شود. روز گذشته اما حسین اکرمیان عضو هیات مدیره شرکت فرودگاه‌های کشور در گفت‌وگو با ما اظهارات متفاوتی از صحبت‌های مسئولان استان کرمان بیان کرد. وی که برای شرکت در آیین تودیع و معارفه مدیرکل فرودگاه‌های استان، به کرمان سفرکرده بود، پاسخگوی سؤالات ما در رابطه با تعطیلی فرودگاه کرمان بود. ماحصل این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:
آقای اکرمیان در این روزها بحث‌های زیادی مبنی بر تعطیل شدن فرودگاه کرمان به مدت 4 الی 6 ماه به علت ترمیم باند پروازش در رسانه‌ها مطرح‌شده و این موضوع مردم کرمان را نگران کرده است. شرکت فرودگاه‌های کشور در این زمینه چه نظری دارد؟
در حال حاضر وضعیت موجود باند به لحاظ فنی نیاز به ترمیم دارد. حالا چه باند دومی احداث شود یا نشود فرقی نمی‌کند و ترمیم نیاز است. با توجه به نیاز به ترمیم قسمت‌هایی از باند، امکان اینکه فرودگاه تعطیل نشود، اصلاً وجود ندارد. اما ما در شرکت فرودگاه‌های کشور تلاش می‌کنیم اگر احیاناً لازم شود باند به روی پروازها بسته شود، با استفاده از تکنولوژی‌های جدید مدت‌زمان تعطیلی را به حداقل برسانیم. این زمان 4 الی 6 ماه هم یک برآورد اولیه بوده و همان‌طور که گفتم ما در تلاشیم با استفاده از توان داخلی و شرکت‌های بین‌المللی، این زمان را کاهش دهیم.
مقامات استان کرمان و کارشناسان معتقدند راه‌حل منطقی برای ترمیم باند فعلی این است که ابتدا باند دوم احداث شود. چرا به‌جای تعطیلی باند فعلی، ابتدا باند دوم را احداث نمی‌کنید؟
مدت‌زمانی که برای احداث باند دوم نیاز است، به ما اجازه نخواهد داد که باند فعلی را رها کنیم و آن را ترمیم نکنیم. ما مجبوریم هر طور که هست باند فعلی را ترمیم کنیم. این را هم باید در نظر بگیرید که اصولاً باند دوم کمکی به عملیات پروازی نمی‌کند. در همه جای دنیا و ایران یک باند جوابگوی 40 تا 50 میلیون مسافر خواهد بود. البته این را باید بگویم که کرمان یکی از نقاط بسیار مهم فرودگاهی کشور است و حتماً برای ما مهم است که فرودگاه کرمان همیشه فعال باشد.
به نظر می‌رسد شرکت فرودگاه‌ها با احداث باند دوم مخالف است.
بحث موافقت یا مخالفت مطرح نیست. ما منابع محدودی داریم. باید این منابع برای 54 فرودگاه کشور وجود داشته باشد. ما جلساتی را با استاندار کرمان داشتیم و اعلام کردیم که اگر منابع در دسترسی داشته باشیم و بتوانیم با این منابع سرمایه‌گذاری کنیم، باند دوم احداث می‌شود اما شما می‌دانید که کشور در محدودیت منابع مالی به سر می‌برد. بااین‌حال همواره برای شرکت فرودگاه‌های کشور، ارتقای فرودگاه کرمان جزو اولویت‌هاست.
اگر قرار به تعطیلی فرودگاه کرمان باشد، این تعطیلی چقدر طول خواهد کشید؟
هنوز نظرات کارشناسان به نتیجه نرسیده است.
از صحبت‌های شما این‌طور برداشت می‌شود که تعطیلی فرودگاه کرمان بیشتر از احداث باند دوم متحتمل است.
ببینید ما اسمش را تعطیلی نمی‌گذاریم. یک فرودگاه هیچ‌وقت تعطیل نمی‌شود. ما حتی در زمان جنگ هم فرودگاه‌هایمان تعطیل نشد. درواقع برای ترمیم باند فرودگاه کرمان، ممکن است جابه‌جایی پرواز داشته باشیم.
درهرصورت با این شرایطی که شما می‌گویید، برای مدت‌زمانی مردم کرمان نمی‌توانند از فرودگاه این شهر استفاده کنند.
بالاخره شما که مجبور نیستید برای پرواز به اصفهان یا زاهدان بروید. در استان کرمان فرودگاه‌های خیلی خوبی داریم و مردم می‌توانند از این فرودگاه‌ها استفاده کنند. ما فراموش نمی‌کنیم که در زمان زلزله بم، فرودگاه بم چقدر کمک کرد و باید به سازندگان این فرودگاه درود فرستاد. فرودگاه رفسنجان هم جزو فرودگاه‌های خوب کشور است.
پس به نظر می‌رسد تعطیلی فرودگاه کرمان قطعی است.
خیر. ما هنوز به نتیجه قطعی نرسیدیم که چه برنامه‌ای را در چه زمانی انجام دهیم. هر زمان که برنامه قطعی شد، با هماهنگی مقامات استان آن برنامه پیاده می‌شود و اگر هم قرار به تعطیلی باشد، سعی می‌کنیم تعطیلی را به حداقل زمان ممکن برسانیم.

اگرچه عضو هیات مدیره شرکت فرودگاه‌های کشور تلویحاً احداث باند دوم در فرودگاه کرمان را رد می‌کند، اما مدیرکل جدید فرودگاه‌های کرمان با قاطعیت از احداث باند دوم خبر می‌دهد. علی قاسم‌زاده در رابطه باخبر تعطیلی فرودگاه کرمان به «پیام ما» گفت: «به‌هیچ‌عنوان این فرودگاه بسته نخواهد شد.»
وی افزود: «هفته گذشته هم تفاهم‌نامه‌ای امضا شد که با مشارکت استان و این شرکت، باند دوم احداث شود.»
مدیرکل فرودگاه‌های استان بابیان اینکه قرار شده مشارکت شرکت فرودگاه‌ها و استان هرکدام به میزان 50 درصد باشد، اظهار کرد: « ابتدا باند دوم ساخته خواهد شد و سپس باند فعلی‌ترمیم می‌شود.» نخعی مدیرکل سابق فرودگاه‌های کرمان هم دو روز پیش در گفت‌وگو با «پیام ما» خبر تعطیلی فرودگاه کرمان را کذب محض خواند.

طرح تعطیلی فرودگاه کرمان از کجا آمد؟

طرح تعطیلی فرودگاه کرمان از کجا آمد؟

پیام ما- اگرچه ماجرا از روزی شروع شد که علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان از طرح تعطیلی فرودگاه کرمان انتقاد کرد اما تعمیر باند فرودگاه کرمان با افزایش حجم پروازها مربوط به امروز نیست. مردادماه 93 بود که محمد ایلخانی مدیرعامل وقت شرکت فرودگاه‌های کشور در کرمان از طرحی که این شرکت برای تعمیر باند کرمان در نظر داشت، پرده‌برداری کرد. وی گفت: « باند فرودگاه کرمان در زمان حاضر به علت وجود ترک‌های زیاد از مقاومت خوبی برخوردار نیست و نیاز به بازسازی و ترمیم دارد که این کار با حداقل تعطیلی در سه مرحله انجام می‌شود. با شروع عملیات اجرایی، هواپیماهای فرودگاه تغییر می‌یابند و هواپیماهایی با ظرفیت کمتر جایگزین آن‌ها می‌شوند و در یک مقطع هم فرودگاه تعطیل می‌شود که فرودگاه جایگزین برای استمرار پروازها در نظر گرفته‌شده است.» ایلخانی اسفندماه همان سال جای خود را به رحمت‌الله مه آبادی داد و این طرح برای مدتی مسکوت ماند اما مجدداً این طرح دوباره به حریان افتاده است. فرودگاه جایگزینی هم که شرکت فرودگاه‌های کشور در نظر گرفته، فروشگاه شهر رفسنجان، در 100 کیلومتری کرمان است. به همین دلیل استاندار کرمان 20 خردادماه سال جاری در دیدار اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی کرمان مخالفت خود را با این تعطیلی اعلام کرد.
رزم حسینی با اشاره به اینکه تعمیر باند اول فرودگاه بین‌المللی کرمان نیازمند چهار ماه تعطیلی است، خاطرنشان کرد: «به‌طور جد تلاش می‌شود طی مذاکره با وزیر راه و شهرسازی، باند دوم فرودگاه بین‌المللی کرمان راه‌اندازی شود زیرا تعطیلی چهارماهه فرودگاه کرمان منجر به زیان 94 میلیارد تومانی خواهد شد». رزم حسینی راه‌اندازی باند دوم فرودگاه بین‌المللی کرمان را امری ضروری دانست و گفت: «سهم استان برای تهیه زیرساخت‌ها 30 میلیارد تومان برآورد شده است که پس از مذاکره‌ای که در هفته اخیر با آخوندی – وزیر راه و شهرسازی – انجام می‌پذیرد، می‌توان در دستور کار قرار گیرد.» سیف الهی معاون عمرانی استاندار کرمان هم در یک هفته گذشته چندین بار با تعطیلی فرودگاه کرمان مخالفت کرده بود.
او 2 روز پیش دراین‌ارتباط به «پیام ما» گفت: «شرکت فرودگاه‌های کشور پیشنهاد داده تا برای تعمیر باند، فرودگاه کرمان برای زمان 4 الی 6 ماه تعطیل شود و فرودگاه رفسنجان جایگزین شود، اما استانداری مخالف این طرح است.» وی بابیان اینکه تعطیلی 4 ماهه بیش از 90 میلیارد تومان خسارت به شرکت‌های هواپیمایی و همچنین تورهای مسافری خواهد زد، اضافه کرد: «پیشنهاد استاندار محترم این است که شرکت فرودگاه‌های کشور باند دوم را احداث نماید.» به گفته سیف الهی برای تعمیر باند اول به 20 میلیارد تومان و برای احداث باند دوم به 40 میلیارد تومان اعتبار نیاز است که شرکت فرودگاه‌های کشور اعلام کرده اعتبار لازم برای احداث باند دوم را خود استان تأمین کند. معاون عمرانی استاندار عنوان کرد: «در آخرین مذاکرات شرکت فرودگاه‌های کشور با احداث باند دوم موافقت کرده و برای تأمین اعتبارات هم استاندار با وزیر راه و شهرسازی مذاکره خواهد کرد.» سیف الهی اما روز گذشته در حاشیه آیین تودیع و معارفه مدیرکل فرودگاه‌های استان صریح‌تر با تعطیلی فرودگاه مخالفت کرد. وی به ما گفت: «بدون باند دوم نمی‌شود باند فعلی را ترمیم کرد. باید باند دوم احداث شود.» معاون عمرانی استاندار اظهار کرد: «یا پولش را خود استان می‌دهد و یا از منابع کشوری تأمین می‌شود و مطمئن باشید بدون احداث باند دوم، باند فعلی‌ترمیم نخواهد شد.»

فرودگاه کرمان از دیروز تا امروز

فرودگاه کرمان
از دیروز تا امروز
مطالعات اولیه احداث فرودگاه کرمان از سال 1304 شروع گردید و در سال 1335 فعالیت ساختمانی آن آغاز شد. 14 سال بعد اولین جابه‌جایی مسافر و حمل بار با دو پرواز در هفته از نوع DC6 بین کرمان و تهران و برعکس صورت گرفت.
مساحت اولیه پایانه فرودگاه کرمان 600 مترمربع و طول باند اصلی 2600 متر با عرض 45 متر و باند فرعی 2000 متر با عرض 45مترمربع بوده است که در سال 1360 با عملیات تطویل و روکش باند اصلی به طول 3845 متر و عرض 60 متر ارتقا ‌یافت. این عملیات در سال 66 تمام شد و در سال 69 تحویل قطعی گردید.
همچنین در سال 1362 قرارداد توسعه پایانه فرودگاه به میزان 1200 مترمربع منعقد و در سال 1366 مساحت پایانه‌ها به 1800مترمربع افزایش و مجدداً در سال 1369 با توسعه پایانه حجاج (طبقه دوم) به 2600مترمربع گسترش یافت. در سال 1372 هم پایانه حجاج با زیربنای 3000 مترمربع به بهره‌برداری رسید.
فرودگاه بین‌المللی کرمان از تیرماه سال گذشته هم رسماً بین‌المللی شد. اگرچه این فرودگاه پیش‌ازاین سابقه پروازی به کشورهایی چون عربستان، سوریه، امارات، روسیه، نجف و پروازهایی موردی از ایتالیا، بلاروس و دوحه را در کارنامه خود داشت و در زمان زلزله مهیب سال ۸۲ در بم و اعلام حالت open sky پذیرای ۴۵۴۵ سورتی پرواز از تمام دنیا بود، اما در تیرماه 94 با حصول شرایط عمومی و اختصاصی در ارتباط با تمامی زیرساخت‌های لازم، انجام مستقیم پروازهای بین‌المللی از فرودگاه کرمان، برای استانداری و سازمان هواپیمایی کشوری محرز شد و فرودگاه کرمان رسماً به‌عنوان فرودگاهی بین‌المللی نام‌گذاری شد.
با این‌حال در طول یک سال اخیر همواره از تعداد کم پروازهای خارجی این فرودگاه انتقاد شده است.
چندی پیش رزم حسینی استاندار کرمان با اشاره به اینکه هیچ پرواز خارجی جز «کرمان-دبی» از فرودگاه بین‌المللی کرمان انجام نمی‌پذیرد، گفت که طی مذاکره با شرکت هواپیمایی ماهان می‌توان نسبت به راه‌اندازی پروازهای خارجی اقدام کرد.
یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های توسعه‌ای فرودگاه کرمان، ساخت پایانه جدید فرودگاه کرمان بوده است. از سه سال پیش مسئولان مختلف برساخت پایانه جدید تأکید می‌کردند. محمد ایلخانی مدیرعامل وقت شرکت فرودگاه‌های کشور مردادماه 93 این نوید را به مردم کرمان داد که در آینده‌ای نزدیک با همکاری بخش خصوصی، پایانه جدیدی برای فرودگاه کرمان ساخته می‌شود.
آبان ماه سال 94 هم نخعی مدیرکل وقت فرودگاه‌های استان از انعقاد قرارداد ساخت پایانه خارجی این فرودگاه به مساحت ۲۰ هزار مترمربع و 40 هزار مترمربع محوطه‌سازی با شرکت هواپیمایی ماهان به‌عنوان پیمانکار ساخت این پروژه خبر داد. طبق گفته نخعی این پایانه از زمان انعقاد قرارداد در مدت ۳۰ ماه باید به بهره‌برداری برسد. از دیگر جزئیات این قرارداد می‌توان پایانه جدید فرودگاه به روش سرمایه‌گذاری BLT ساخت و اجاره به ‌شرط تملیک اشاره کرد. با ساخت این پایانه ظرفیت مسافری فرودگاه کرمان به ۲.۵ میلیون مسافر در سال افزایش می‌یابد. 153 میلیارد تومان اعتبار برای سخت این مجموعه پیش‌بینی‌شده است.
قاسم‌زاده مدیرکل جدید فرودگاه‌های کرمان روز گذشته در رابطه با احداث این پایانه به «پیام ما» گفت: «با جدیت پیگیر احداث این پروژه هستیم و مطمئن باشید پایانه‌ای درخور شان مردم کرمان ساخته می‌شود.»