بایگانی مطالب نشریه
تایید تحرکات انتخاباتی احمدینژاد از سوی وزیر کشور
– خانه ملت نوشت: وزیر کشور درخصوص فعالیتهای انتخاباتی احمدینژاد گفت: محتوای سخنرانیهای ایشان دلالت بر شائبه انتخاباتی بودن آنها دارد. عبدالرضا رحمانی فضلی درخصوص شائبه انتخاباتی بودن تجمعات و سخنرانیهای احمدینژاد گفت: تجمعات صورت گرفته باید با مجوز قانونی باشد.
احمد خاتمی: برخی روحانیون نباید با اشرافیگری و زندگی آنچنانی آبروی روحانیت را ببرند
ایرنا نوشت: عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: برخی از روحانیان نباید با اشرافی گری و زندگی های آنچنانی آبروی روحانیت را ببرند زیرا عملکرد آنها در فضاهای مجازی علیه سایر روحانیان استفاده می شود.
حضرتی: اصلاحطلبان هیچ شرطی برای حمایت از روحانی ندارند
الیاس حضرتی، عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی درباره شرط و شروطهایی که اخیرا برخی اصلاح طلبان برای حمایت از روحانی مطرح میکنند و اینکه آیا این شروط ها پروژه عبور از روحانی را رقم نمیزند، به خبرنگار خبرآنلاین گفت: اصلاحطلبها هیچ شرطی برای حمایت از آقای روحانی ندارند و قطعا از او در انتخابات سال بعد حمایت می کنند. گاهی افراد نظرات شخصیشان را بیان میکنند ولی این تصمیم مجموعه اصلاح طلبی نیست.
یک نماینده مجلس خبرگان:یعنی چه که به دنیا بگوییم ما اهل منازعه نیستیم؟
24آنلاین نوشت:نماینده مجلس خبرگان رهبری گفت: عدهای میگویند باید رحمانیت نظام را به تصویر بکشیم یا عنوان میکنند که پیام مردم در انتخابات این بود که به دنیا بگویند ما اهل منازعه نیستیم، هدف اینگونه صحبتها چیست؟
آیتالله عبدالمحمود عبدالله در گردهمایی ائمه جمعه استان اصفهان با اشاره به آیاتی از قرآن کریم در خصوص نحوه مبارزه با دشمنان و کفار گفت: خداوند در آیات متعدد قرآن از جمله اینکه میفرماید «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» باید در مقابل دشمن با قاطعیت ایستاد.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: مگر قرآن نگفته است که چنان با دشمن درگیر شوید که عصبانیت و غلظت را در شما ببیند حال اینگونه صحبتها چه هدفی دارد؟
علمالهدی: چرا توریست فاسق باید به مشهد بیاید،نمیگذاریم عیاشی آزاد باشد
تسنیم نوشت:نماینده ولیفقیه در استان خراسانرضوی گفت: مشهد شهر زیارت است و شهر گردشگری نیست که ما بخواهیم مراکز عیاشی یا تفریحی را در آن توسعه دهیم، اینجا باید روی مدیریت زیارتی تمرکز کرد نه مدیریت گردشگری.
آیتالله سید احمد علمالهدی بیان کرد: در همه دنیا نمونه این مدیریت را داریم، مگر شهر واتیکان دارای مقیاسهای قداستی نیست و همه جریانها، قداستش را حفظ نمیکنند؟ ما باید بدانیم که در شهر امام رضا(ع) زندگی میکنیم، در شهر امام رضا(ع) نمیشود کنسرت برگزار کرد و دیگر نباید سر این موضوع با مردم یا برخی مسئولان کوتهفکر چانهزنی کرد. شما اگر کنسرت میخواهی جای دیگری زندگی کن، چرا باید یک شهر زیارتی را انتخاب کنید؟
فرمانده کل سپاه: نفوذ بعد از برجام و فضای دستدادن و خندیدن جدی شده
فرمانده کل سپاه گفت: رهبر معظم انقلاب در یک سال اخیر نسبت به نفوذ دشمن در انقلاب هشدار دادند چون این خطر وجود دارد و این بعد از برجام و فضای دستدادن و خندیدن جدی شده است.
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری با عنوان این مطلب که یکی از وظایف سپاه برقراری امنیت است که در حوزههای دفاعی در زمان تهدیدهای خارجی به برادران ارتش مانند دفاع مقدس کمک میکند، گفت: وظیفه اصلی ما مقابله با تهدیدات نرم فرهنگی و سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و در نهایت حفظ انقلاب است که تلاش برای این وظیفه اصلی را براساس تأکیدات رهبر معظم انقلاب، باید به صورت غیرمحافظهکارانه انجام دهیم.
به بهانه درگذشت پهلوان محمد سلطانی، کهن کسوت ورزش باستانی کباده ای که به زمین افتاد
به بهانه درگذشت پهلوان محمد سلطانی، کهن کسوت ورزش باستانی
کباده ای که به زمین افتاد
همیشه گفته و می گویند که خبرنگاری و روزنامه نگاری، شغل و هنری است جذاب و پر مخاطره با رخدادهایی غیر قابل پیش بینی. در کار و حرفه ما بعضی وقت ها اتفاقاتی رخ می دهد که به هیچ وجه در باورمان نمی گنجد. آخرین این اتفاقات پنج شنبه هفته گذشته برای من خبرنگار روی داد و باورم شد که تا مرگ قدمی بیش فاصله نیست.
در شماره پنج شنبه 21 مرداد ماه 95 گذرو مصاحبه ای داشتیم با کهن کسوت و پهلوان محمد سلطانی باستانی کار وصاحب زنگ قدیمی شهرستان بم، که در پایان آن مطلب برای این پیر ورزش استان از خدای منان، خواستار تندرستی و سلامتی برایش شدیم، اما انگار کوچکتر از آنیم که دعای ما به واقعیت بپیوندد و مستجاب شود، چرا که درست ساعت 5 عصر همان روز گلچین روزگار یکی دیگر از پهلوانان و بزرگان واقعی این مرز و بوم را به سوی خود فراخواند و جامعه باستانی کاران و ورزش زورخانه ای استان را درغم و بهتان فرو برد.
مردی پاک و شیفته و اهل دل بود و به گفته خودش «ما را نه سرادعایی است از ادب و نه بضاعت و استطاعتی از علم، دلسوخته ای هستیم مزید و ارادتمند آل عترت، مراد ما حق است و مرشدمان علی علیه السلام. گهگاهی نظمی زمزمه میکنم برای دل خویش.»
چقدر درد و زجر آور است که بزرگانی را داشته باشیم و دیر با آنها آشنا شویم، البته مسلما نوک پیکان این کوتاهی بیش ازهمه متوجه ما خبرنگاران و نویسندگان باشیم که به جای پرداختن و معرفی این قبیل بزرگان، به چیزهای واهی دیگر می پردازیم که هیچ ارزشی نداشته و ندارند و ما آنها را بیش از حد بزرگ کرده ایم.
بله کوتاهی و نقصان از ماست که کمتر متوجه اطراف خودمان هستیم و مرده پرستیم. در هر حال روح پهلوان حاج محمد سلطانی به خدای خودش پیوست و مطمئنیم اجر و قرین الهی نصیبش خواهد شد اما وای به حال ما که تا این گونه افراد لایق و باارزشی را در کنارمان داریم، قدر و منزلت شان را ندانیم.
روحش شاد و یادش گرامی
از امروز و در شهرهای مختلف کشور آغاز هفته دوم لیگ دسته اول ایران
از امروز و در شهرهای مختلف کشور
آغاز هفته دوم لیگ
دسته اول ایران
رقابتهای هفته دوم لیگ دسته اول کشور با برگزاری چند دیدار از امروز شنبه 23 مردادماه آغاز خواهد شد و نمایندگان استان کرمان در شهرهای مختلف به دیدار حریفان خود می روند.
لاله های نارنجی
میهمان بندرنشینان خلیج فارس
در یکی از این دیدارها که از ساعت 18 در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر برگزار می شود، تیم فوتبال ایرانجوان این شهر میزبان مس کرمان خواهد بود. این دیدار را شاید بتوان تقابل دو تیم ناکام هفته اول برشمرد چرا که مسی ها در شهر کرمان و با هدایت سرمربی بزرگ خود یعنی ابراهیم زاده مقابل تیم 10 نفره فجر سپاسی شیراز با تساوی 2-2 متوقف شدند و بندر نشینان بوشهری با سه گل مغلوب نفت مسجد سلیمان شدند. این بازی در حالی امروز برگزار می شود که ایرانجوان با مربی گری محمد خرمزی از داشتن زارعی بازیکن خود به دلیل اخراج در بازی قبل محروم است و مسی ها نیز احتمالا فرزاد حسین خانی کاپیتان باسابقه خود را به دلیل مصدمیت همراه نخواهند داشت، هرچند وضعیت او کاملا مشخص نیست. این دیدار را پیمان فرخی مهر با کمک رحیم حاجی پور، محمد هاشمی نسب و رضا قاسمی قضاوت خواهند کرد.
تقابل آبی پوشان سیرجانی
با تیم آقا فیروز
امرور در حالی تیم های گل گهر و اکسین البرز در ورزشگاه اختصاصی گل گهر به مصاف هم می روند که تقابل دو مربی سرشناس اما متفاوت آنها، دیدنی خواهد بود.
وینگوبگوویچ پیرمرد آرام و بی حاشیه کروات آبی ها در برابر فیروز کریمی شوخ طبع و جنجالی قرار خواهد گرفت. هر دو تیم بازی های هفته ابتدایی خود را با برد مقابل راه آهن یزدان و سپیدرود رشت، پشت سر گذاشتند. بی شک نه تیم باتجربه و دگرگون شده گل گهر سیرجان و نه تیم تازه وارد و کم تجربه اکسین البرز، نمی خواهند در این بازی بازنده باشند و به دنبال سه امتیاز کامل هستند، هرچند تساوی برای تیم البرزی هم نتیجه مناسبی محسوب می شود. قضاوت این دیدار که از ساعت 18 آغاز خواهد شد، بر عهده حسین زیاری است و فرهاد فرهاد پور، رضا حیدری و مصطفی بینش او را در امر قضاوت یاری خواهند کرد.
تیم متمول شهر بابل در دیار پسته
تیم پرسرو صدا و پولدار بابلی امروز در رفسنجان از ساعت 15/17 به مصاف تیم مس این شهر می رود تا دیداری سخت را برگزار کند. دو تیم در هفته اول لیگ شرایط کاملا متفاوتی را داشتند، مس رفسنجان با گل دقایق پایانی مغلوب میزبان تازه صعود کرده پارس جم جنوبی شد اما خونه به خونه موفق شد استقلال اهواز تیم تازه سقوط کرده به لیگ دسته اول را شکست دهد.
با این اوضاع مسی های رفسنجان با سرمربی خود یعنی کلانتری نمی خواهند امتیازی را در این بازی از دست بدهند، در آن سو هم علیرضا مرزبان می خواهد همان کاری را بکند که فصل قبل با پیکان کرد و با جمع آوری امتیازات از همین هفته های ابتدایی جشن زود هنگامی را به لیگ برتر برگزار کند. قضاوت این دیدار بر عهده کوپال ناظمی است و حافظ عظیمی، محمد نوری و ابوالفضل گرجی وی را در امر قضاوت یاری خواهند کرد.
در جدول رده بندی لیگ دسته اول ایران تا پایان هفته نخست، تیم های گل گهر، مس کرمان و مس رفسنجان به ترتیب در رتبه های سوم، نهم و چهاردهم قرار دارند و مسلما با انجام بازی های امروز تغییراتی در این جدول انجام خواهد شد.
تحلیل یک افسانه کرمانی بچه خمیرهاِی ننه خدات کریمهاِی ننه
تحلیل یک افسانه کرمانی
بچه خمیرهاِی ننه
خدات کریمهاِی ننه
افسانه ها بخش مهم و قابل توجهی از فرهنگ عامیانه را به خود اختصاص داده اند. برخی از این افسانه ها آموزنده است و می توان از آن ها به عنوان داستان های تمثیلی در جهت انتقال مفاهیم ارزشی و اخلاقی بهره برد. اما جدای جنبه آموزندگی که البته در همه افسانه ها وجود ندارد. طرح و منطق این افسانه ها از فرهنگ، باورها، هنجارها و رفتارهای قدما پرده بر می دارد و در یک جمله می توان گفت:«افسانه ها بازگوکننده شخصیت جوامعی است که این افسانه ها را خلق می کنند.»
افسانه ها شاید زمانی جزو باورهای مردم بوده اند که با تغییر آیین و پیشرفت فرهنگی جوامع، به تدریج به جرگه فرهنگ عامه و باور ناپذیر می پیوندند. در این صورت به افسانه ها تنها به داستان هایی برای سرگرمی می توان نظر کرد.
افسانه زیر که از کتاب«فرهنگ عامیانه سیرجان» تألیف«مهری مؤید محسنی» انتخاب شده مجموعه ای از باورهای درست و نادرست را در خود جمع کرده است. این افسانه این گونه روایت شده است؛
زنی حامله نمی شد، شوهرش با او شرط کرد که اگر تا سال آینده بچه ای برای من به دنیا نیاوری طلاقت می دهم. زن بسیار ناراحت شد و گفتار شوهر را به مادرش گفت.
مادر گفت:«غصه نخور خدا کریمه.» روزی مرد تصمیم گرفت به مسافرت بازرگانی برود و به زن گفت تا مدتی طولانی برنمی گردد. دختر، مادرش را از تصمیم شوهر مطلع کرد.
مادر به دخترش گفت:«روزی که شوهرت عازم سفر شد، به او بگو که حامله ای، بقیه اش با من.»
دختر به گفته مادرش عمل کرد و در موقع حرکت شوهر خبر حاملگی اش را به او داد. مرد بسیار خوشحال شد و به او سفارش کرد که مواظب خودش و بچه اش باشد.
مادر دختر هر روز چیز جدیدی به دخترش می آموخت. مثلاً می گفت:«مانند زنان حامله بگو ویار دارم، روی شکمت پارچه ببند تا روز به روز بزرگ تر جلوه کند و همه خیال کنند تو حامله ای.»
دختر نصایح مادر را به کار می گرفت و طوری وانمود می کرد که همه حاملگی اش را باور کردند. پس ار 9 ماه، مادر دختر، آدمکی از خمیر درست کرد و در گاچو قرار داد و دخترش را در رختخواب زایمان بخواباند و به اقوام و خویشان زایمان دخترش را اطلاع داد.
مادر مشغول کار شد. اما دختر با اضطراب و دلهره به مادر می گفت:«مادر، بچه خمیره.» مادر می گفت:«غصه نخور خدات کریمه.»
اتفاقا سگی به منزل وارد شد و از فرصت استفاده کرده و خمیر را برداشت و برد.
دختر از داخل اتاق فریاد می زد، مادر، سگ بچه را برد.
مادر می گفت:«غصه نخور خدا کریمه.»
مادر نزد دخترش آمد و گفت:«داد بزن و گریه کن و بگو بچه را سگ برد و من هم توی کوچه می دوم و همین حرف ها را با صدای بلند به مردم می رسانم.»
دختر باز هم به حرف مادرش گوش داد. دختر در منزل و مادر دختر در کوچه داد و فریاد راه انداخته بودند و مردم را به کمک می طلبیدند.
مردم همراه با زن جهت پیدا کردن بچه در کوچه می دویدند. از قضا به کوچه ای رسیدند که خرابه ای در انتهای آن قرار داشت و از درون آن صدای گریه نوزادی به گوش می رسید.
مردم به آن جا هجوم بردند و نوزادی را مشاهده کردند و به تصور این که همان بچه است، آن را برداشتند. مادر دختر، بچه را در بغل گرفت و شتابان به منزل برد و به دخترش گفت:«غصه نخور بچه خمیره! دیدی خدا کریمه؟»
سپس بچه را شست و لباس پوشاند و در رختخواب خواباند و همه مردم حتی شوهر زن که از سفر برگشت فکر کردند این بچه متعلق به همین زن می باشد.
جمله«بچه خمیره، خدات کریمه!» به عنوان ضرب المثل گفته می شود. زمانی که شخص در بحران مشکلات قرار می گیرد و برای حل آن ها راه چاره ای نمی بیند به عنوان تسلا و دلداری به او می گویند غصه نخور خدات کریمه، مگر قصه بچه خمیره خدات کریمه را فراموش کرده ای؟»(فرهنگ عامیانه سیرجان/ص581/مهری موید محسنی)
تحلیل افسانه:
در این افسانه به اهمیت فرزند در خانواده اشاره دارد. ازدواج؛ به منظور فرزندآوری صورت می گیرد به طوری که اگر زنی ناتوان از زاییدن باشد توسط شوهر طلاق داده می شود. در ابتدای افسانه زن از سوی شوهر تهدید به طلاق می شود.
طلاق به ویژه برای زنان، امری مذموم شمرده می شود. زن تهدید شده، با مادر خود مشورت می کند، که خود نشان دهنده ارتباط نزدیک مادر و دختر در امور مربوط به خانواده است. مادر متوسل به حیله می شود. اما در حین اجرای نقشه خود، دائم از بزرگی خدا دم می زند. تضاد رفتار و گفتار در داستان به راحتی مشهود است. جامعه زمان آفرینش افسانه، برای رسیدن به اهداف خود راه های درست و نادرست را می آزماید.
مادر در طول افسانه، پروژه فریب را پیش می برد و پس از موفقیت نیز پیروزی خود و دخترش را به بزرگی خدا نسبت می دهد.
سفر طولانی بازرگانی نیز از جمله رفتارهایی بوده که در قدیم رواج داشته است.
ساختار افسانه ها بسیار ساده است. در همان جمله اول، راوی اصل مطلب را بیان می کند و در ادامه به شرح و تفسیر همان جمله می پردازد. و سلسله حوادث در جملاتی کوتاه از پی هم می آیند و می روند تا قصه را به نتیجه برسانند.
در افسانه ها به جزییات پرداخته نمی شود و رابطه علت و معلولی(دلیل روی دادن حوادث) در آن کم رنگ است.
تقدیر گرایی بر داستان حکم فرماست و همه شخصیت های قصه، سرنوشت خود را به دست حوادث سپرده اند.
دربند راور؛ زیستگاه یوز ایرانی
دربند راور؛ زیستگاه یوز ایرانی
راوَر، مرکز شهرستان راور، شمالیترین شهر استان کرمان در شرق ایران است. این شهر در فاصله ۱۴۰ کیلومتری شهر کرمان واقع شدهاست..
این منطقه بر سر راه کویری کرمان ـ شهداد قرار دارد و به همین دلیل راور نامیده شده است. به طوری که گفته شده حدود 16 قرن پیش، راور محل زندگی زرتشتیان بوده و خاور زمین خوانده می شده است. مردم این شهرستان به زبان فارسی سخن می گویند و نسبت به استان کرمان از گویش محلی کمتری برخوردارند.
یکی از مناطق بسیار ارزشمند شهرستان راور، منطقه دربند است که شمال و شرق شهر راور را دربرگرفته است. ارزش منطقه دربند به دلیل زیستگاه یوز آسیایی(ایرانی) می باشد. این منطقه یکی از مناطق ده گانه «زیستگاه یوزپلنگ آسیایی» محسوب می گردد. به دلیل ارزش های دربند، اداره کل محیط زیست استان پس از سال تلاش در سال 78 موفق به جلب توجه«دفتر پژوهش یوزپلنگ آسیایی» گردید و اکنون پرونده این منطقه به عنوان«پناهگاه حیات وحش» در دست تکمیل است و مراحل نهایی را جهت رسمیت یافتن طی می کند.
منطقه دربند دارای آب و هوایی گرم و نیمه خشک می باشد و اطراف آن را ارتفاعات و عوارض طبیعی فراگرفته اند. این منطقه از شمال توسط ارتفاعات«کلاغ پر» و «کوه طبس» از جنوب توسط ارتفاعات «تیغه سیاه»، «میان کوه» و «غفاری»، از شرق تپه های «سنگ انداز»، کلوت های موازی، جاده آسفالته شهداد- نهبندان، کویر لوت و چنگه مروارید و در نهایت از سمت غرب توسط ارتفاعات«ملخ خورده» و جاده خاکی راور به علی آباد نمکی دربرگرفته شده است. پست ترین نقطه این منطقه حدود 450 متر ارتفاع دارد که شامل نقاط کویر لوت می گردد و بلندترین نقطه آن هم مربوط به ارتفاعات«لکر کوه» است که نزدیک به 3 هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد. پوشش گیاهی منطقه از نوع بوته ای(گیاهان یک ساله) همچون آلاله، آویشن، درمنه و درختچه ای و درختی می باشد که می توان به نمونه هایی مانند کهکم، بنه، هوم، بادام وحشی، اورس و… اشاره کرد که تقریباً 5 تا 25 درصد از منطقه تحت تأثیر این پوشش گیاهی می باشد. همچنین ارتفاعات و تپه ماهورهای منطقه دربند میزبان مناسبی برای گونه های مختلف از جمله کل و بز، قوچ و میش، جبیر، یوزپلنگ، پلنگ، گرگ، تشی(جوجه تیغی)، کاراکال و… می باشد و پرندگانی چون کبک، تیهو، انواع کوکر، کبوتر وحشی، شاهین، عقاب صحرایی و… در این منطقه بر غنای حیات وحش آن افزوده اند.(برگرفته از کتاب جاذبه هاب طبیعت گردی/محمد جهانشاهی)
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و هیجده
نیم ساعت به ظهر مانده زنی خسته و مانده با سه طفل هشت، هفت ساله در جلوی خانه ای که می ساختم ایستاده و از کارگری سراغ بیمارستان یوسف آباد را گرفت. آن کارگر انتهای خیابان را به او نشان داد و گفت تا مریض خانه راه زیاد است و با این اطفال پیاده مشکل است. این راه را در این گرما طی کنی بهتر این است امروز از رفتن مریض خانه منصرف شده روزی دیگر صبح زود که هوا خنک است بروی آن زن گفت ای برادر فقط روزهای جمعه برای عیادت بیماران اجازه ملاقات می دهند و این بچه ها برای ملاقات پدرشان بی تابی می نمایند و به هر نحو شده می رویم و به راه افتادند.
آفتاب تند و سوزان به قسمی صورت های بچه ها را برافروخته و قرمز کرده بود که گویی مدتی آنان در جلوی تنور نانوایی ایستاده بوده اند. با همه این احوال آنان عجله داشتند که هر چه زودتر خود را به مریض خانه رسانده و از پدر بیمارشان عیادت نمایند.
همین که ظهر شد و کارگران دست از کار کشیدند. من هم به خیال خود خواستم برای اولین روز در سر خانه خود ناهاری صرف کرده باشم و روی زمین ها در کنار سایه دیوار نشسته و خواستم هندوانه را بریده و به صرف نهار بپردازم. غفلتاً وضع ناراحت کننده آن زن و بچه های عابر در جلوی چشمم مجسمم شد و به خاطرم آمد که در این طول راه که نه آبی است و نه آبادی اگر این اطفال تشنه شوند مادرشان چگونه می تواند به آن ها آب برساند به خودم سرزنش بسیار کردم که چرا در همان موقع که آن زن راه را می پرسید هندوانه را به او ندادم و به خود گفتم با همه این ها حالا هم دیر نشده ممکن است هندوانه را به یکی از کارگران داده و سفارش کنم فوراً خودش را به آنها برساند. این کار را هم صلاح ندانستم. چه از کجا که خود این کارگر به واسطه گرمی هوا تشنه نشده و هندوانه را به مصرف خود برساند صلاح را در این دیدم که شخصاً به دنبال آن ها رفته و هندوانه را به آن ها برسانم. سپس پاشنه گیوه ها را کشیده و هندوانه را برداشته به راه افتادم. پس از طی چند کیلومتر در وسط بیابان آن زن و اطفالش را دیدم که از گرما و تشنگی به ستوه آمده به نوعی که یک نفر از بچه ها خودش را در آغوش او انداخته و آب می خواست و او متحیر بود در آن جا چگونه و از کجا آبی فراهم سازد. ای بسا اگر غیر از آن موقع معینی نیم ساعت از ظهر گذشته آنان از آن راه عبور می کردند. عابرین کمکشان می کردند؛ اما معلوم بود در آن ساعت از آن راه نمی گذشت و شاید تا دو ساعت دیگر هم کسی از آن راه گذرش نمی افتاد.
همین که چشم آن زن به من افتاد با دست به طفلی که در آغوش داشت اشاره کرده و استمداد خواست. بدون معطلی هندوانه را در جلوی آن ها گذارده و چاقو را از جیب در آوردم و آن را پاره کرده و بدون آن که کلمه ای بر زبان بیاورم مراجعت کردم. اتفاقاً آن هندوانه با آن که نورس بود بسیار خوب از کار درآمد و چنان رنگ قرمزش خصوصاً قسمت وسط آن که مانند گل سرخی در جلوی آفتاب نمایان شد می درخشید و تا آن لحظه هیچ یک از الوان روزگار و یا طراوت گل های گوناگون به آن اندازه در نظرم جلوه نکرده بود.
دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و انجمن «ایرانرود» در گفت و گوی اختصاصی با «پیام ما» مطرح کرد
احیای تالاب جازموریان با انتقال آب از دریای عمان
یازده ماه پیش بود که معصومه ابتکار معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست کشور به کرمان سفر کرد و در این سفر سه محور مهم مورد بررسی قرار گرفت. یکی از این محورها بحث ریزگردها و گرد و غبار بود که در آن جلسه از تالاب جازموریان به عنوان یکی از کانون های اصلی ریزگردها نام برده شد و قرار شد برای احیای تالاب جازموریان برنامه ریزی شود. در آن سفر استاندار کرمان تاکید کرد که اهمیت جازموریان کمتر از دریاچه ارومیه نیست ولی اینجا مخفی مانده است و کسی نمی داند جازموریان کجاست و از ابتکار خواست تا اعتبارات لازم برای احیای تالاب جازموریان در نظر گرفته شود. ابتکار هم به رزم حسینی قول همکاری لازم را داد. چهار ماه بعد و در بهمن ماه سال گذشته هم در تهران جلسه ای برگزار شد و این بار ابتکار از ایجاد کارگروه ملی احیای این تالاب خبر داد. اما امروز نه تنها وضع بهتر نشده که اهالی جنوب کرمان و جازموریان معتقدند اقدامی عملی برای احیای این تالاب صورت نگرفته است. از طرف دیگر این روزها به دلیل بحث انتقال آب از سد صفارود به شهرهای شمالی استان و اعتراض اهالی جنوب کرمان به این که با این کار جازموریان وضع بدتری پیدا می کند، مجددا جازموریان را بر سر زبان ها انداخته است. در این میان برخی کارشناسان معتقدند تنها راه نجات جازموریان، انتقال آب از دریای عمان به این تالاب است. دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا یکی از کسانی است که اعتقاد دارد با اتصال خلیج فارس و دریای عمان به خزر، تالاب جازموریان احیا می شود. در طرحی که او پیشنهاد می دهد ابتدا آب از طریق پمپ یه جازموریان می رسد و سپس از آن جا با روش سنتی حفر قنات می توان آب را به بیابان لوت رساند. از نظر فراستی این کار حسن هایی همچون تغییر اقلیم جازموریان را در پی دارد و اگر این انتقال رخ ندهد، اکوسیستم منطقه جازموریان نابود و شن های روان این تالاب دیگر مناطق را در برمی گیرد. در ادامه با توجه به بالاگرفتن بحث ها بر سر جازموریان در هفته های اخیر، بازنشر گفت و گوی «پیام ما» با دکتر علی فراستی درارتباط با طرح اتصال خلیج فارس و خزر و تاثیرات این طرح بر تالاب جازموریان را بخوانید.
در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و آبرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شد ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود. در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شد که مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم.
خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطقی مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را آباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست. من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمتی گزاف خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها با خط لوله منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر می گردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت آب و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت آب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در آمریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم آبی مواجه شود: ذخیره آب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع آب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
آیا «ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است و حدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوه ها را مشخص کرد. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن آب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد. طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فناوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ آب از اعماق زمین؛ که آن هم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود و به مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند و سپس با پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا آب پمپاژ شود می توان آب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان از این طریق اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان در آینده ای نه چندان دور منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد. منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیا شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاظ فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال 93 به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا آن مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و آن طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم.
برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد. الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل، حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد. در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود، آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد. زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال آب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن آب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح آب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
پروزه ایرانرود به معنای انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور است که به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح آبیاری بلکه یک طرح گسترده آبادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.
دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و انجمن «ایرانرود» در گفت و گوی اختصاصی با «پیام ما» مطرح کرد
احیای تالاب جازموریان با انتقال آب از دریای عمان
یازده ماه پیش بود که معصومه ابتکار معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست کشور به کرمان سفر کرد و در این سفر سه محور مهم مورد بررسی قرار گرفت. یکی از این محورها بحث ریزگردها و گرد و غبار بود که در آن جلسه از تالاب جازموریان به عنوان یکی از کانون های اصلی ریزگردها نام برده شد و قرار شد برای احیای تالاب جازموریان برنامه ریزی شود. در آن سفر استاندار کرمان تاکید کرد که اهمیت جازموریان کمتر از دریاچه ارومیه نیست ولی اینجا مخفی مانده است و کسی نمی داند جازموریان کجاست و از ابتکار خواست تا اعتبارات لازم برای احیای تالاب جازموریان در نظر گرفته شود. ابتکار هم به رزم حسینی قول همکاری لازم را داد. چهار ماه بعد و در بهمن ماه سال گذشته هم در تهران جلسه ای برگزار شد و این بار ابتکار از ایجاد کارگروه ملی احیای این تالاب خبر داد. اما امروز نه تنها وضع بهتر نشده که اهالی جنوب کرمان و جازموریان معتقدند اقدامی عملی برای احیای این تالاب صورت نگرفته است. از طرف دیگر این روزها به دلیل بحث انتقال آب از سد صفارود به شهرهای شمالی استان و اعتراض اهالی جنوب کرمان به این که با این کار جازموریان وضع بدتری پیدا می کند، مجددا جازموریان را بر سر زبان ها انداخته است. در این میان برخی کارشناسان معتقدند تنها راه نجات جازموریان، انتقال آب از دریای عمان به این تالاب است. دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا یکی از کسانی است که اعتقاد دارد با اتصال خلیج فارس و دریای عمان به خزر، تالاب جازموریان احیا می شود. در طرحی که او پیشنهاد می دهد ابتدا آب از طریق پمپ یه جازموریان می رسد و سپس از آن جا با روش سنتی حفر قنات می توان آب را به بیابان لوت رساند. از نظر فراستی این کار حسن هایی همچون تغییر اقلیم جازموریان را در پی دارد و اگر این انتقال رخ ندهد، اکوسیستم منطقه جازموریان نابود و شن های روان این تالاب دیگر مناطق را در برمی گیرد. در ادامه با توجه به بالاگرفتن بحث ها بر سر جازموریان در هفته های اخیر، بازنشر گفت و گوی «پیام ما» با دکتر علی فراستی درارتباط با طرح اتصال خلیج فارس و خزر و تاثیرات این طرح بر تالاب جازموریان را بخوانید.
در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و آبرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شد ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود. در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شد که مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم.
خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطقی مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را آباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست. من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمتی گزاف خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها با خط لوله منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر می گردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت آب و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت آب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در آمریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم آبی مواجه شود: ذخیره آب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع آب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
آیا «ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است و حدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوه ها را مشخص کرد. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن آب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد. طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فناوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ آب از اعماق زمین؛ که آن هم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود و به مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند و سپس با پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا آب پمپاژ شود می توان آب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان از این طریق اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان در آینده ای نه چندان دور منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد. منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیا شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاظ فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال 93 به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا آن مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و آن طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم.
برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد. الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل، حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد. در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود، آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد. زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال آب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن آب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح آب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
پروزه ایرانرود به معنای انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور است که به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح آبیاری بلکه یک طرح گسترده آبادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.
کمالی پور نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس خطاب به مدیرعامل آب منطقهای استان:
باوجود سدهای بافت و صفارود، آبی برای هلیل نمیماند
یحیی کمالی پور شامگاه چهارشنبه خطاب به مدیرعامل آب منطقهای استان کرمان گفت که باوجود سدهای بافت و صفارود، آبی برای هلیل باقی نمیماند. آنطور که «هلیل» نوشته یحیی کمالی پور نماینده مردم شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد در پاسخ به اظهارنظری مبنی بر اینکه بعضاً اعتقاد بر این دارند که سد جیرفت باعث خشکیدگی جازموریان شده است،گفت: «شما سدهای بافت و … را متوقف کنید بنده قول میدهم که یک قطره آب پشت سد جیرفت باقی نماند و برای احیای جازموریان باهمه توان دریچههای سد را بازخواهیم کرد.» وی همچنین در پاسخ به توجیه دو مسئول دولتی در این گفتگو که چاههای غیرمجاز نیز بر خشکیدگی جازموریان تأثیر دارند تا انتقال آب از سرشاخههای هلیل رود و سدهای بالادست،اظهار داشت: «اگر حقابه هلیل آزاد میشد کشاورزان مجبور به حفر چاه غیرمجاز نمیشدند البته این کار توجیه حفر چاهها نمیباشد ولیکن یک سؤال دارم اگر کسی نان نداشته باشد باید چکار کند.» کمالی پور ادامه داد: «سؤال من این است که متولیان امر چرا تاکنون در برابر چاههای غیرمجاز اقدامی انجام ندادهاند حتماً به این موضوع پی بردهاند که کشاورزان برای ارتزاق چارهای نداشتهاند در غیر این صورت مردم و کشاورزان افراد نجیب هستند و اگر مسئولان وارد عمل میشدند حتماً همکاری میکردند.» نماینده مردم شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از بیتوجهی مسئولان نسبت به چاههای غیرمجاز و بخش کشاورزی بیان داشت: «باید میزان برداشت و انتقال آب را با میزان بارندگی سنجید و نه اینکه کاری بکنیم که برای حل تبعات آن صدها میلیون تومان هزینه شود.»
کمالی پور با این توضیح که زادگاهم در مرز جغرافیایی جیرفت و بافت است با ابراز تأسف افزود: «زمانی بود مردم برای عبور از همین رودخانهها باید سه روز معطل میماندند ولی اکنون آبی وجود ندارد که بخواهیم انتقال بدهیم.»
نباید آبی را که ارث خدادادی مردم است از آنها بگیریم
سایت استانداری کرمان هم گزارش داده که کمالی پور با اشاره به اینکه شمال، جنوب و مرکز استان باهم فرقی ندارند، بیان داشت: «اگر استان مشکلی داشته باشد همه ما موظف هستیم برای برونرفت از این بحران یک راهکار اساسی داشته باشیم.» نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: «نباید کاری انجام دهیم که یک عده را از آب متنعم کنیم، اما عده دیگر از این آب بهرهمند نشوند درحالیکه این آب، ارث خدادادی آنهاست.» وی ابراز داشت: «40 میلیون مترمکعب در سد بافت تجمیع میشود و حدود 120 میلیون مترمکعب آب در آینده در سد صفارود، اگر 160 میلیون مترمکعب آب را از هلیل بگیرید آیا چیزی از آن باقی میماند؟» کمالیپور افزود: «انتقال آب از سد شهیدان امیرتمیوری به کرمان یک بحث کارشناسی است و باید کارشناسان به امداد بیایند و با شانتاژ نمیتوان کاری انجام داد.» وی با اشاره به اینکه 25 درصد ریز گردها را تالاب جازموریان به علت خشکیدگی به خود اختصاص داده است، تصریح کرد: «ریز گردها از بحرانهای کشور هستند و اگر فکری برای جازموریان نکنیم و این روند ادامه یابد، دریاچه ارومیه دیگری را شاهد خواهیم بود.» وی همچنین در توجیه حفر بیش از 8 هزار حلقه چاه غیرمجاز در جازموریان عنوان کرد: «80 درصد امرارمعاش مردم حوزه هلیل رود و جازموریان از بخش کشاورزی است و کشاورزان با توجه به پایین رفتن سطح آب اقدام به حفر چاه غیرمجاز کردهاند زیرابه آنها مجوز حفر چاه مجاز داده نشده است و کشاورز اگر نتواند کشاورزی کند باید در کرمان، حاشیهنشین شود.» این نماینده مجلس عنوان کرد: «اگر متولیان آب برای چاههای غیرمجاز فکری کنند، این کار تبعات اجتماعی بیشتری نسبت به چاههای غیرمجاز دارد.» کمالیپور ابراز داشت: «معتقدیم بحران آب در استان کرمان وجود دارد و باید کار اساسی، جدی و ماندگار در این زمینه انجام دهیم و منابع پایدار برای تأمین آب دیده شود.»
پاسخ مدیرعامل آب منطقهای
اما مدیرعامل آب منطقهای استان کرمان نیز در گفتگوی ویژه خبری اظهار داشت: «در جنوب استان کرمان یک میلیارد و 200 مترمکعب برداشت آبهای غیرمجاز انجام میشود و بیش از 18 هزار چاه در جنوب استان کرمان داریم که 8 هزار و 700 چاه غیرمجاز در جنوب استان حفرشده است.» بختیاری افزود: «جازموریان که از ارتفاعات بافت و رابر آغاز میشود تا منطقه سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، 69 هزار کیلومترمربع وسعت دارد و فقط یک درصد آب حوزه جازموریان قرار است از سد شهیدان امیرتیموری برای تأمین آب شرب شهر کرمان منتقل شود.» وی اضافه کرد: «30 میلیون مترمکعب از یک میلیارد و 240 میلیون مترمکعب آب در جازموریان قرار است به شهر کرمان و شهرستان رابر منتقل شود.» مدیرعامل آب منطقهای استان کرمان اظهار داشت: «در سالهایی که سد جیرفت وجود نداشته است یک قطره آب به جازموریان نمیرسیده است و این سؤال مطرح میشود چرا جازموریان در آن زمان قبراق بوده اما حالا چرا دچار مشکل شده است که باید گفت، سرسبزی جازموریان در بسیاری از سالها بهاینعلت بوده که سطح آب زیرزمینی بالا بوده است و با کمترین بارندگی شاهد سرسبزی تالاب بودیم.»
بختیاری متذکر شد:« 10 هزار چاه غیرمجاز حفرشده است که 8 هزار و 762 چاه غیرمجاز در منطقه جازموریان قرار دارد و درصورتیکه در چند سال اخیر 14.5 درصد کاهش بارندگی داشتهایم، اما روان آبها 51 درصد کاهشیافته که افت آب زیرزمینی دلیل آن است.» وی تأکید کرد: «وزارت نیرو بیشترین نظارت را بر طرحهای انتقال آب دارد و سد شهیدان امیرتیموری نیز توجیه زیستمحیطی را دارد.»
مدیرعامل آب منطقهای استان کرمان با اشاره به اینکه این موضوع مطرحشده است که 700 میلیون مترمکعب آب از سد شهیدان امیرتیموری به شهر کرمان انتقال مییابد، تصریح کرد: «سد شهیدان امیرتیموری 40 میلیون مترمکعب آب دارد که 30 میلیون مترمکعب آن منتقل میشود، اما تونل انتقال آب شهیدان امیرتیموری قدرت انتقال 700 میلیون مترمکعب آب از دریای عمان به فلات مرکزی را دارد.» بختیاری تصریح کرد: «درحالیکه نباید فضای احساسی حاکم باشد و حرفهای غیرمعقول زده شود، اما مشاهده میکنیم که حرفهای خامی زده میشود که خیلی بد است.» وی ابراز داشت: «بهعنوان یک کارشناس عرض میکنم اگر آب سد بافت و سد جیرفت را رها کنیم، آب از شهرستان جیرفت خارج نمیشود زیرا در سالهای خشکی قرار داریم.» مدیرعامل آب منطقهای استان کرمان تغییر اقلیم، حفر چاههای غیرمجاز، سازههای بالادست و افزایش سطح زیر کشت را از مهمترین دلایل وضعیت بحرانی جازموریان ذکر کرد و افزود: «در سال 1320 شاهد 67 هزار هکتار سطح زیر کشت در جازموریان بودیم که به 810 هزار هکتار افزایشیافته است.»
دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و انجمن «ایرانرود» در گفت و گوی اختصاصی با «پیام ما» مطرح کرد
احیای تالاب جازموریان با انتقال آب از دریای عمان
یازده ماه پیش بود که معصومه ابتکار معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست کشور به کرمان سفر کرد و در این سفر سه محور مهم مورد بررسی قرار گرفت. یکی از این محورها بحث ریزگردها و گرد و غبار بود که در آن جلسه از تالاب جازموریان به عنوان یکی از کانون های اصلی ریزگردها نام برده شد و قرار شد برای احیای تالاب جازموریان برنامه ریزی شود. در آن سفر استاندار کرمان تاکید کرد که اهمیت جازموریان کمتر از دریاچه ارومیه نیست ولی اینجا مخفی مانده است و کسی نمی داند جازموریان کجاست و از ابتکار خواست تا اعتبارات لازم برای احیای تالاب جازموریان در نظر گرفته شود. ابتکار هم به رزم حسینی قول همکاری لازم را داد. چهار ماه بعد و در بهمن ماه سال گذشته هم در تهران جلسه ای برگزار شد و این بار ابتکار از ایجاد کارگروه ملی احیای این تالاب خبر داد. اما امروز نه تنها وضع بهتر نشده که اهالی جنوب کرمان و جازموریان معتقدند اقدامی عملی برای احیای این تالاب صورت نگرفته است. از طرف دیگر این روزها به دلیل بحث انتقال آب از سد صفارود به شهرهای شمالی استان و اعتراض اهالی جنوب کرمان به این که با این کار جازموریان وضع بدتری پیدا می کند، مجددا جازموریان را بر سر زبان ها انداخته است. در این میان برخی کارشناسان معتقدند تنها راه نجات جازموریان، انتقال آب از دریای عمان به این تالاب است. دکتر علی فراستی عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا یکی از کسانی است که اعتقاد دارد با اتصال خلیج فارس و دریای عمان به خزر، تالاب جازموریان احیا می شود. در طرحی که او پیشنهاد می دهد ابتدا آب از طریق پمپ یه جازموریان می رسد و سپس از آن جا با روش سنتی حفر قنات می توان آب را به بیابان لوت رساند. از نظر فراستی این کار حسن هایی همچون تغییر اقلیم جازموریان را در پی دارد و اگر این انتقال رخ ندهد، اکوسیستم منطقه جازموریان نابود و شن های روان این تالاب دیگر مناطق را در برمی گیرد. در ادامه با توجه به بالاگرفتن بحث ها بر سر جازموریان در هفته های اخیر، بازنشر گفت و گوی «پیام ما» با دکتر علی فراستی درارتباط با طرح اتصال خلیج فارس و خزر و تاثیرات این طرح بر تالاب جازموریان را بخوانید.
در مصاحبه هایتان با دیگر رسانه ها در مورد طرح ایرانرود و آبرسانی به کویرهای مرکزی کشور سخن گفته اید. یک تاریخچه مختصری درباره این طرح بفرمایید.
حدود 50 سال پیش فردی به نام مهندس هومان فرزاد که یکی از مهندسین وزارت نیرو بود ابتدا در مجله دانشمند و چند مجله دیگر و بعد در یک کتاب پیشنهاد دادند که سه چاله مرکزی ایران یعنی تالاب جازموریان، کویر لوت و دشت نمک تبدیل به دریاچه شود و معتقد بودند که با این کار اقلیم ایران تغییر کرده و رطوبت فلات مرکزی کشور افزایش پیدا می کند. تا چندین سال این طرح تقریبا فراموش شده بود. طرح ایجاد کانال ترانزیت بین دریای مازندران و دریای عمان و خلیج فارس اولین بار در سال ۱۳۶۳ در دولت وقت مطرح شد ولی به طور جدی در دولت آقای هاشمی یک هیات 130 نفره از کارشناسان و متخصصان تشکیل شد و مطالعاتی را انجام دادند و نهایتا یک مجموعه ۱۰ جلدی در ۵۰۰۰ صفحه از مطالعاتشان را تنظیم کرده و به نهاد ریاست جمهوری تحویل دادند. این مطالعات امکان پذیری نزدیک به 4 سال به طول انجامید و تعدادی از کارشناسان در طی این مطالعه سفرهایی را به دیگر نقاط دنیا داشتند و از کانال هایی بازدید کردند. این طرح بر اساس این فرضیه بود که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای جنوبی شوروی که در شمال ایران واقع می شدند به راه های ترانزیت جدید نیاز دارند و با استقلال این کشورها این امکان بوجود آمده که از طریق ایران بتوانند برخی کالاها را وارد و یا صادر کنند و اینجا بود که پروژه احداث کانال های ترانزیتی و اتصال دو دریا به هم پیشنهاد شده بود. ایده کلی این کانال ترانزیت بر مبنای کانال پاناما و بصورت پلکانی و حوضچه ای تعریف شده بود بطوریکه کشتی ها از دریای مازندران تا دریای عمان از طریق یک کانال ترانزیت عبور کنند. یک طرح دیگر از طرف ایرانیان سان دیگو در ایالت کالیفرنیا به نمایندگی دکتر بدیع الزمانی با نام «ایران رود» ارائه شده بود که صحبت از احداث همین کانال بود و طرح دیگری از شرکتی در تگزاس به مدیریت آقای فرید سیف که در آن طرح ایجاد دریاچه و کانال به طور همزمان مطرح شده بود. در سال 1384 نماینده تهران و آشتیان در مجلس از مرکز پژوهش های مجلس درخواست بررسی این طرح را کرد و همزمان با آن، دو طرح دیگر به دولت هشتم ارائه شد. مرکز پژوهش های مجلس در بهمن ماه 84 مطالعاتی را درباره این 3 طرح انجام داد و به این نتیجه رسید که از لحاظ فنی این طرح ها قابل اجراست اگرچه بسیار بلندپروازانه هستند. در این بررسی پیشنهاد شد که مطالعات تکمیلی انجام شود که متاسفانه در دولت های نهم و دهم این اتفاق نیفتاد. با خشکسالی که در کشور رو به افزایش است ما مجددا این طرح ها را بررسی کردیم.
خشکسالی در ایران به اوج خود رسیده و استان کرمان هم شدیدا با این مسئله روبروست به طوریکه در برخی شهرها مثل رفسنجان تا 300 متر هم چاه کنده اند اما به آب نرسیده اند و بیم این می رود که در چند سال آینده کرمان قابل سکونت نباشد. طرح ایران رود چه تاثیری بر استان کرمان و معضل خشکسالی اش دارد؟
در کرمان حدود 4 میلیون و 150 هزار هکتار اراضی کشاورزی هست که تقریبا 95 درصد این اراضی با سیستم سنتی آبیاری می شوند. هم اکنون 90 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود که نزدیک به 70 درصد این آب بدلیل شیوه های غلط آبیاری هدر می رود و از این زمین ها برداشت کافی انجام نمی شود. بسترهای آب زیرزمینی به شدت تخلیه شده اند و می دانیم در کرمان 11 هزار حلقه چاه غیر مجاز و 24 هزار چاه مجاز وجود دارد ولی بازدهی کشاورزی بسیار پایین است. در سال 1342 چاه های استان کرمان 3 هزار و 500 حلقه بود و الان این تعداد 10 برابر شده و به همین نسبت ۱۰ برای بیش از ۵۰ سال پیش آب از بسترهای زیرزمینی خارج می کنیم. این بسترها چند هزار سال طول کشیده تا ایجاد شده اند و ما در نزدیک ۳۵ سال گذشته ۸۰ درصد آنرا مصرف کرده ایم. زمین در مناطقی مثل دشت رفسنجان حدود ۳۰ سانتیمتر نشست کرده که این فقط یک نمونه است. با خالی شدن بسترهای زیرزمینی و نشست زمین آثار باستانی هم در حال ریزش هستند. سطح کشت در کرمان حدود 800 هزار هکتار است و برای تولید یک کیلوگرم سیب زمینی نزدیک به 200 لیتر آب در کرمان مصرف می شود. گونه هایی در کرمان کشت می شوند که اصلا مناسب مناطق خشک و کم آب نیستد. زمین برخی مناطق در کرمان استعداد کشاورزی ندارد ولی به دلیل طرحی که از سال 60 دولت پی گرفت بنام «طرح طوبی» که هر کس زمین بایری را آباد کند و در آن کشاورزی نماید سند آن زمین به نامش زده می شود؛ باعث شد که هرکس در هر جایی بخواهد کشاورزی کند و بهای این امر حفر چاه در این زمین هاست. من خبر دارم در برخی از مناطق کرمان چاه هایی که آب دارند به قیمتی گزاف خرید و فروش می شوند. این آب به بهای خشک شدن بسترهای زیرزمینی در حال خارج شدن است. طبق گفته نماینده سیرجان در مجلس از 6500 روستایی که در کل کشور دچار بی آبی شده اند و با تانکر آبرسانی صورت می گیرد، 941 روستا در استان کرمان هستند. این وضعیت خشکسالی در استان کرمان شدت بیشتری نسبت به دیگر استان ها در ایران دارد و طرح هایی مبنی بر انتقال آب به کرمان وجود دارد که همین نماینده محترم سیرجان هم این طرح را پیشنهاد کردند.
همانطور که مسئولان دیگر استان هم در صحبت هایشان به این طرح اشاره کردند.
می دانیم که منبع لایتناهی آب اقیانوس ها هستند و الان همه متوجه خلیج فارس و دریای عمان و دریاری مازندران شده اند که آب را از اینجاها با خط لوله منتقل کنند ولی اینها راه حل موقتی است. بیشتر مشکل به مدیریت آب بر می گردد که شامل مواردی می شود همچون روش غلط آبیاری و عدم بازیافت آب، پوسیدگی لوله های انتقال آب شهری که باعث هدر رفتن آب می شود؛ حفر چاه های غیر مجاز؛ کم ارزش بودن قیمت آب و امثالهم. به مجموعه این ها مدیریت آب می گویند و ضعف در مدیریت آب باعث خشکسالی شده ولی اضافه بر نقش انسان ها، تغییر اقلیم باعث شده در بخش هایی از کره زمین از جمله بخشی که ایران در آن واقع شده؛ حجم بارندگی کاهش یافته و به سمت خشکسالی بروند. بر اساس مطالعات سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) تغییر اقلیم کره زمین که یکی از عوارض گرمایش سطح کره زمین است؛ بخش هایی از آسیا دچار بارش زیاد و سیلاب شده اند و بخش هایی دچار خشکسالی. در آمریکا هم این مشکل دیده شده، غرب آمریکا دچار خشکسالی و شرق دچار بارش بی سابقه شده. آب از کره زمین خارج نشده و بلکه بدلیل تغییر اقلیم جابجا شده است. مجموعه ای از عوامل دست بدست هم داده که باعث شده کشور با بحران کم آبی مواجه شود: ذخیره آب کاهش پیدا کرده، جمعیت ایران افزایش یافته و در کنار آن سوء مدیریت در مصرف و توزیع آب را میتوان از علل بنیادین خشکسالی نام برد.
آیا «ایران رود» با تغییر اقلیم می تواند با معضل خشکسالی مقابله کند؟
تا آنجاییکه به نقش انسان ها بر می گردد باید مدیریت آب را تغییر داد. آبی را که در شهرها و روستاها مصرف می شود باید بازیافت کرد، سیستم آبیاری کشاورزی را تصحیح نمود، زمین هایی را که دیگر توان کشت ندارند از دور خارج کرد، محصولاتی را که نیاز به آب کمی برای کشت دارند در کرمان بکاریم و محصولات آب بر را به نقاط پر آب کشور منتقل کنیم. همه این فعالیت ها به طور اورژانس و فوری باید انجام بگیرد تا همین الان با معضل خشکسالی مقابله کنیم اما معضل خشکسالی در کنار ضعف مدیریت آب به مشکل تغییر اقلیم کشور برمی گردد. اخیرا سازمان فضانوردی امریکا (ناسا) روند تغییرات دمای حرارت کره زمین را در طی 140 سال اخیر بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که دمای حرارت کره زمین نسبت به یکصد سال پیش بین 1.5 تا 2 درجه فارنهایت افزایش یافته است. همچنین اقلیم کره زمین به سمت دو قطبی خشک و مرطوب می رود. برخی دانشمندان معتقدند به ازای هر درجه افزایش دما در یک منطقه به میزان 10 درصد از بارش و ذخیره آب آن منطقه کم می شود. یعنی تبخیر آب بیشتر می شود و بارندگی هم کمتر. این مساله در 100 سال اخیر در ایران هم اتفاق افتاده است و حدود 15 تا 20 درصد از ذخیره کل آب ایران کاهش یافته و جمعیت ایران در این 100 سال تقریبا 10 برابر شده.
خب الان باید چکار کنیم؟ راه مقابله با این مشکل چیست؟
این سوالی است که در ذهن بسیاری از هموطنان و کارشناسان مطرح است و راه حلهای متفاوتی ارائه شده و کماکان می شود. بسیاری از راه حل های پیشنهادی مناسبند ولی بنظر ما این راه حل ها مشکل تغییر اقلیم و خشکسالی را بطور راهبردی حل نمی کنند. انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور پاسخ فوری و اورژانس به معضل کم آبی و خشکسالی در کشور نیست بلکه پاسخی راهبردی و دراز مدت است. کویرهای ایران در گذشته دریاچه بودند و براساس برخی روایات تا 2 هزار سال پیش آب داشتند وحتی در کویر لوت با قایق رفت و آمد می کردند و به مرور خشک شدند. بلایی که بر سر دریاچه ارومیه آمد و همان بلایی که اخیرا تالاب جازموریان به آن دچار گردید و کاملا خشک و بیابان شد در واقع تداوم یک روند طولانی خشکسالی است. این روندی است که از حدود 7 هزار سال در ایران شروع شده و الان ما به جایی رسیدیم که 77 درصد تالاب های ایران یا خشک شده اند و یا در معرض خشک شدن هستند. فرضیه ای مطرح هست که اگر دوباره آب را به چاله های مرکزی ایران برگردانیم امکان دارد درجه رطوبت کشور افزایش یافته و باعث افزایش بارندگی شود. درست بودن این فرضیه نیاز به مطالعه دارد. یکی از دوستان ما به نام مهندس محمود شاهبداغی با استفاده از عکس های ماهواره ای سه بعدی سازمان ناسا توانست وضعیت توپوگرافیک (پستی و بلندی ها) فلات ایران را ترسیم کند. با این تصاویر عمق و ابعاد سه چاله مرکزی ایران را مشخص کرد و معلوم نمود که دور این سه چاله کوه و تپه هست و ارتفاع این کوه ها را مشخص کرد. اگر چاله ای که شهر طبس در آن قرار گرفته را نیز اضافه کنیم باید به چهار حفره بزرگ در فلات مرکزی ایران اشاره کنیم. مهندس شاهبداغی مستندی از این تصاویر بصورت یک ویدئوی ۱۲ دقیقه ای روی یوتیوب قرار داده است با عنوان «شاهبداغی پلان». در این مطالعه بررسی کردند که چه حجم آبی نیاز هست تا این چاله ها پر شوند و چه مناطقی با چه وسعتی در صورت رسیدن آب به سطوح مشخص تبدیل به دریاچه خواهند شد. طرح انتقال اب بر مبنای دو فن آوری شناخته پیشنهاد شده است: یکی فناوری قنات؛ که مبتکر آن ایرانیان بودند و در طول تاریخ برای انتقال اب از نقطه ای به نقطه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و دیگری فن آوری پمپ آب از اعماق زمین؛ که آن هم شناخته شده است. بر اساس این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که اگر قناتی از قسمت شرق بندرعباس از زیر دریا حفر شروع شود و به مسافت 96 کیلومتر این قنات با شیب یک درصد، آب را به منبع ذخیره ای در پایین کوهپایه های تالاب جازموریان منتقل کند و سپس با پمپی به ارتفاع 580 متر در آنجا آب پمپاژ شود می توان آب را به تالاب خشک شده جازموریان سرازیر کرد. فرضیه ما این است که اگر انتقال آب به جازموریان از این طریق اتفاق نیفتد اکوسیستم جازموریان در آینده ای نه چندان دور منهدم خواهد شد و طی 10 سال آینده خاک جازموریان بدلیل تابش نور خورشید و گرما به وضعیت فعلی دشت کویر در می آید و طوفان های شن به سمت شهرهای کرمان می وزد. توصیه ما این است که اگر در مرحله اول به شیوه سنتی ایرانی یعنی قنات و با استفاده از شیوه مدرن یعنی پمپ، آب را مجددا به تالاب جازموریان منتقل کنیم و آنجا از این حالت خشکسالی خارج شود و ما در آنجا مطالعه انجام دهیم که آیا آبی که در جازموریان جمع شده باعث تغییر اقلیم فضای بالای جازموریان می شود یا نه، باعث افزایش رطوبت می شود یا نه و اگر این اتفاقات بیفتد می توان همین الگو را در کویر لوت و بعد از آن در دشت کویر پیاده کرد. منبعی که ما داریم منبع لایتناهی اقیانوس هست. در بدترین حالت اگر تغییر اقلیم هم صورت نپذیرد حداقل اینست که بیابان جازموریان مجددا احیا شده و تبدیل به دریاچه خواهد شد.
اینجا سوالاتی پیش می آید. این آب به صورت شور منتقل می شود و یا شیرین؟ هزینه انتقال آب چقدر خواهد بود و این انتقال چقدر طول می کشد.
این ها بحث هایی ست که احتیاج به مطالعات بعدی دارد ولی قطعا انتقال آب به تالاب جازموریان می تواند از بهم ریختگی اکوسیستم آن منطقه جلوگیری کند. هزینه و زمان این انتقال در دست مطالعه است اما از لحاظ فنی قابل اجراست و پیچیده نیست. کافی ست ما بخواهیم و خواستار حل دراز مدت بحران آب ایران باشیم. راه حل هایی که وزارت نیرو و کشاورزی و دیگر کارشناسان می دهند خوب است و به عنوان راه حل اورژانس قابل استفاده هستند ولی ما معتقدیم این ها راه حل دراز مدت و راهبردی برای مقابله با خشکسالی ایران نیستند. اگر راه حل دراز مدت می خواهیم باید به فکر بازگرداندن آب به کویر ایران باشیم با این امید هم اقلیم ایران عوض شود و هم این مناطق از بن بست استراتژیک و بیهودگی خارج شوند که طبعا استفاده زیادی از این کار به استان کرمان و شهر کرمان خواهد رسید.
با توجه به تاثیرات مثبتی که این طرح می تواند بر استان کرمان بگذارد، آیا با نمایندگان کرمان در مجلس و یا مسئولان ارشد استان این طرح را در میان گذاشتید؟ آن ها در جریان این طرح هستند؟
من آذر ماه سال 93 به ایران سفر کردم و دو هفته در ایران بودم و با برخی از مسئولان وزارت نیرو ملاقات داشتم و با نماینده مجلس یکی از استان های شمالی هم دیداری داشتم و با معاون علمی و فناوری رئیس جمهور صحبت کردم که ایشان هم در جریان این طرح هستند و از اینکه مطالعات ادامه پیدا کند استقبال کردند ولی جواب قطعی ندادند چون مطالعات به اتمام نرسیده. درخواست ما این بود که فضایی فراهم شود تا آن مطالعاتی را که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد و آن طرحی که مهندس هومان فرزاد قبلا داده بودند، به طور علمی انجام شود. ما احتیاج به مدل سازی داریم که اگر کویر ایران از آب پر شود چه تاثیرات اقلیمی می تواند بگذارد. هم این کار را به طور کامپیوتری با نرم افزارهای خاص خودش می توان انجام داد و هم با انتقال آب به تالاب جازموریان و انجام آزمایشات. این ایده جدید است که ما به آن رسیدیم و الان روی این نظریه داریم کار می کنیم و هنوز طرح ما تکمیل نشده که بتوانیم به مقامات استان کرمان و نمایندگان استان کرمان در مجلس ارائه کنیم. ولی امیدواریم با تشکیل انجمن ایران رود بتوانیم این طرح را به عنوان یک طرح پیشنهادی و یک پروپوزال به دولت ایران و استانداری و مقامات کرمان ارائه دهیم.
برخی معتقدند در بخشی از کویر ایران آب سریعا تبخیر می شود و تغییر اقلیم اتفاق نمی افتد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی؛ گرم ترین نقطه کره زمین در کویر لوت است. در 10 سال گذشته طبق آمار سازمان فضانوردی امریکا منطقه گندم بریان در وسط کویر لوت در 5 سال متوالی از نظر گرما رکورد شکسته است و درجه حرارت گندم بریان به 70.7 درجه سانتی گراد رسیده که از سایر نقاط گرم کره زمین دمای بالاتری دارد. به این منطقه گندم بریان به دلیل شدت گرما اصطلاحا می گویند «بخاری کره زمین». یک فرضیه ای هست که می گوید تابش نور خورشید به کویرهای مرکزی ایران باعث می شود بخشی از حرارت جذب زمین شود و بخشی به جو زمین بازتاب پیدا کند ولی بدلیل انباشت گازهای گلخانه ای در جو زمین بخشی از این نور ماوراء قرمز از جو عبور نمی کند و دوباره برمی گردد به فضای ایران. این بازتاب اشعه قرمز باعث نازا شدن ابرها و باعث کاهش بارندگی در ایران می شود. حالا اگر ما این «بخاری» را خاموش کنیم و از کنش و واکنش نور خورشید جلوگیری کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه می گوید این امر می تواند ابرهای نازای ایران را باران زا کند. صحت این فرضیه باید مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر این نتیجه گیری بدست نیاید، که به نظر ما بدلیل وجود کوه در اطراف کویرها نتیجه می دهد، یک دانشی هست به نام تاثیر دریاچه (Lake Effect) به این معنا که اگر سطح آب دریاچه 15 درجه خنک تر از بادی باشد که از سطح دریاچه عبور می کند، تبخیر آب را به باران تبدیل می کند. این فرضیه در دریاچه های دیگر نقاط جهان ثابت شده است و ما اگر آب را به کویر ایران انتقال دهیم بدلیل اینکه اطراف این دریاچه ها کوه قرار گرفته و وزش باد که بیشتر از سمت شمال غرب است و می تواند این اختلاف حرارت را حداقل در زمستان ایجاد کند و آب تبدیل به رطوبت هوا و بارندگی شود. علاوه بر بحث تغییر اقلیم، انتقال آب به کویر ایران به برخی کشورهای و جزایر جهان که در معرض غرق شدن هستند نیز کمک می کند و همچنین می توان از همین چاله های مرکزی آب را منتقل کرد و در صورت نیاز نمک زدایی کرد. انتقال آب در حجم کلان به فلات مرکزی ایران می تواند خشکسالی، گسترش کویر و شن های روان و بن بست اقتصادی و استراتژیکی جنوب و جنوب شرقی ایران را تغییر دهد. الان تعادل جمعیتی ایران بهم خورده و نواحی جنوب و جنوب شرقی ایران به مرور خالی از سکنه می شود و این موضوع برای ایران یک خطر استراتژیک است. به نفع ایران است که مناطق جنوبی و جنوب شرقی آباد شود ولی آبادانی این مناطق با چند لوله انتقال آب شیرین اتفاق نمی افتد. ما معتقدیم تنها با انتقال آب از دریاها به فلات ایران می توان از تداوم نگران کننده بهم خوردن تعادل جمعیتی ایران جلوگیری کرد. طبق گفته خانم ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور؛ تا سال 2050 میلادی خشکسالی ایران 11 برابر بدتر از حالا خواهد شد. اگر این فرضیه درست باشد تا ۳۵ سال دیگر فلات ایران غیر قابل سکونت خواهد شد. ما معتقدیم این طرح می تواند ایران را از این خطر حتمی نجات دهد و بیشترین استفاده هم به استان های جنوبی و جنوب شرقی ایران برسد که کرمان هم طبعا جزء این استان هاست.
با فرض اینکه مطالعات شما به نتیجه برسد، چقدر طول می کشد این طرح کامل اجرا شود؟
ما معتقدیم اگر همه چیز خوب پیش برود، بودجه باشد، ممانعتی نباشد و در حالت ایده آل، حدود 30 سال طول خواهد کشید. این 30 سال بهتر از آن است که صبر کنیم و ببینیم 35 سال دیگر چه اتفاقاتی می افتد. ما اگر از همین حالا شروع کنیم می توانیم روند خشکسالی را معکوس کنیم. اگر حالا دست به اقدام دراز مدت و راهبردی نزنیم 30 سال دیگر خیلی دیر خواهد بود. حداقل این طرح این است که چاله های مرکزی ایران از این حالت بلااستفاده بودن در می آید و به نواحی قابل استفاده تبدیل می شوند.
خب پس از این 30 سال، چه مدت طول می کشد نتایج این طرح مثل تغییر اقلیم اتفاق بیفتد؟
فرضیه ای هست که اگر این دریاچه ها به ارتفاع مشخصی برسند، این تغییر اقلیم اتفاق می افتد. عمق تالاب جازموریان حدودا 380 متر است و بالاترین لبه جازموریان از سطح دریای آزاد 530 متر است. برای پر کردن آن تا ارتفاع حدود 500 متر می توان به تالاب جازموریان آب وارد کرد. براساس این مطالعه حجم آبی که در ارتفاع 525 متر وارد جازموریان شود، 2 هزار و 150 کیلومتر مکعب است که دریاچه ای به مساحت 20 هزار و 584 کیلومتر مربع تشکیل خواهد شد. در مرحله دوم اگر این طرح موفق شود با توجه به اینکه پایین ترین نقطه کویر لوت 187 متر از سطح دریای آزاد بالاتر است، با این فرض که تالاب جازموریان تا ارتفاع 500 متر پر از آب شود، می توان با حفر یک قنات دیگری از تالاب جازموریان در زیر کوه آب را بدون پمپاژ به کویر لوت وارد کرد و آن جا را تا همان ارتفاع 500 متر از سطح دریا از آب پر کرد. ما معتقدیم اگر کویر لوت تا 500 متر از آب پر شود آن کنش و واکنش حرارتی که باعث خشکی فلات ایران شده، متوقف می شود. اینکه چقدر باعث افزایش بارندگی و رطوبت شود مورد اختلاف نظر است. اقای سیف معتقد بود که اگر این اتفاق بیفتد، میزان بارندگی به حدی افزایش پیدا می کند که سدهایی که الان ساخته شده کافی نخواهد بود. 7 هزار سال پیش در اطراف دریاچه های مرکزی ایران، جنگل بوده و ایران اقلیمی نیمه استوایی داشت. فرض بر این است اگر آب به چاله های مرکزی ایران راه پیدا کند، اقلیم ایران به نیمه استوایی برگردد. البته همه این ها فرضیاتی است که مورد مطالعه هستند.
اگر تغییر اقلیم بوجود نیاید آیا این طرح بی فایده نخواهد بود؟
فرض ما اینست که به محض اینکه آب وارد چاله های مرکزی شود، آن «تاثیر دریاچه» اتفاق بیفتد. زمان زیادی هم نیاز ندارد. مهم همان انتقال آب است که چقدر طول می کشد. ما معتقدیم تالاب جازموریان می تواند یک پروژه پایلوت شود و تغییر اقلیم را به آزمایش گذاشت در عین حالی که اگر تغییر اقلیم هم اتفاق نیفتد، بوجود آمدن دریاچه باعث ایجاد فرصت های صنعتی، گردشگری و شهرسازی در اطراف آن دریاچه می شود. من یک مثالی می زنم از یک دریاچه در جنوب کالیفرنیا. کالیفرنیا آب مصرفی و کشاورزی را بیشتر وارد می کند و حدودا 800 کیلومتر آنطرف تر آب به لس آنجلس و شهرهای جنوب کالیفرنیا منتقل می شود چرا که لس آجلس بسیار خشک است و آب به اندازه کافی ندارد و حدود 70 درصد آب مصرفی اش وارداتی ست. یکی از کانال هایی که در جنوب کالیفرنیا آب را از رودخانه کلورادو به شهر سان دیگو می آورد حدود 110 سال پیش ساخته شده. حدود 103 سال پیش در اثر بارندگی های زیادی که می شود یکی از دیواره های این کانال تخریب می شود و آبی که باید انتقال داده می شد به همراه بارندگی یک حفره بسیار بزرگی را از آب پر کرد و دریاچه ای به نام سالتون در جنوب کالیفرنیا ایجاد شد. اطراف این دریاچه کوه نیست و کاملا باز است و باعث تغییر اقلیم نشد ولی این دریاچه باعث شد یک ذخیره آبی در یک منطقه خشک ایجاد شود و اطراف این دریاچه شهر بوجود آمد، صنایع بوجود آمد و به یک جاذبه توریستی تبدیل شد. بعدا در کنار این دریاچه بندرسازی کردند و در این دریاچه پرورش ماهی و ماهیگیری انجام می شود و مردم کالیفرنیا از این آب استفاده می کنند. در ایران هم حتی اگر این تغییر اقلیم که به عنوان هدف غایی و نهایی مد نظر برخی از دوستان هست محقق نشود، حداقل می توان از دیگر مزایای دریاچه استفاده کرد و چه بسا بسترهای زیرزمینی ایران دوباره پر شود.
برخی معتقدند آب شور می تواند بسترهای زیرزمینی را شور بکند.
در ساحل اقیانوسها و حتی در ساحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران؛ که آب شور دارند؛ اگر چند صد متر از ساحل فاصله بگیرید به آب شیرین می رسید. آب شور خلیج فارس باعث نشده که بسترهای زیرزمینی شور شود. به احتمال قریب به یقین انتقال آب دریاها به کویر هم باعث شور شدن بسترهای زیرزمینی نخواهد شد. چون کف کویر لوت و دشت نمک بدلیل اینکه قبلا دریاچه بوده اند، خاک رس است و امکان شور شدن آب های زیرزمینی وجود ندارد. حتی اگر آب شور دریا هم از این خاک عبور کند املاح آب در لایه های خاک رس تصفیه شده و نمک در آن منطقه باقی خواهد ماند و فقط آب شیرین به بسترهای زیرزمینی میرسد و آن بسترها را مجددا پر خواهد کرد. البته این ها همه فرضیه است و بین کارشناسان اختلافات نظرهایی وجود دارد و باید به یک نقطه مشترکی برسند و ما معتقدیم برای رسیدن به این نقطه مشترک مطالعات بیشتری باید انجام شود.
صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
پروزه ایرانرود به معنای انتقال آب به کویرهای مرکزی کشور و در صورت مناسب بودن؛ ایجاد کانال ترانزیت بین دریاهای شمال و جنوب کشور است که به لحاظ فنی امکانپذیر و به لحاظ اقتصادی قابل تامل است. این نه یک طرح آبیاری بلکه یک طرح گسترده آبادانی کشور است و برای تحقق آن به اجماع ملی نیازمندیم. «طرح ایرانرود پروژه شهروندان ایران است». قطعا مساعدت و همکاری کارشناسان و دانش پژوهان و همچنین همکاری دولت، استانداری کرمان و نمایندگان کرمان می تواند به ما کمک کند تا در زمینه خشکسالی ورود کنیم و مطالعاتمان به نتیجه برسد.
تحلیل یک افسانه کرمانی بچه خمیرهاِی ننه خدات کریمهاِی ننه
تحلیل یک افسانه کرمانی
بچه خمیرهاِی ننه
خدات کریمهاِی ننه
افسانه ها بخش مهم و قابل توجهی از فرهنگ عامیانه را به خود اختصاص داده اند. برخی از این افسانه ها آموزنده است و می توان از آن ها به عنوان داستان های تمثیلی در جهت انتقال مفاهیم ارزشی و اخلاقی بهره برد. اما جدای جنبه آموزندگی که البته در همه افسانه ها وجود ندارد. طرح و منطق این افسانه ها از فرهنگ، باورها، هنجارها و رفتارهای قدما پرده بر می دارد و در یک جمله می توان گفت:«افسانه ها بازگوکننده شخصیت جوامعی است که این افسانه ها را خلق می کنند.»
افسانه ها شاید زمانی جزو باورهای مردم بوده اند که با تغییر آیین و پیشرفت فرهنگی جوامع، به تدریج به جرگه فرهنگ عامه و باور ناپذیر می پیوندند. در این صورت به افسانه ها تنها به داستان هایی برای سرگرمی می توان نظر کرد.
افسانه زیر که از کتاب«فرهنگ عامیانه سیرجان» تألیف«مهری مؤید محسنی» انتخاب شده مجموعه ای از باورهای درست و نادرست را در خود جمع کرده است. این افسانه این گونه روایت شده است؛
زنی حامله نمی شد، شوهرش با او شرط کرد که اگر تا سال آینده بچه ای برای من به دنیا نیاوری طلاقت می دهم. زن بسیار ناراحت شد و گفتار شوهر را به مادرش گفت.
مادر گفت:«غصه نخور خدا کریمه.» روزی مرد تصمیم گرفت به مسافرت بازرگانی برود و به زن گفت تا مدتی طولانی برنمی گردد. دختر، مادرش را از تصمیم شوهر مطلع کرد.
مادر به دخترش گفت:«روزی که شوهرت عازم سفر شد، به او بگو که حامله ای، بقیه اش با من.»
دختر به گفته مادرش عمل کرد و در موقع حرکت شوهر خبر حاملگی اش را به او داد. مرد بسیار خوشحال شد و به او سفارش کرد که مواظب خودش و بچه اش باشد.
مادر دختر هر روز چیز جدیدی به دخترش می آموخت. مثلاً می گفت:«مانند زنان حامله بگو ویار دارم، روی شکمت پارچه ببند تا روز به روز بزرگ تر جلوه کند و همه خیال کنند تو حامله ای.»
دختر نصایح مادر را به کار می گرفت و طوری وانمود می کرد که همه حاملگی اش را باور کردند. پس ار 9 ماه، مادر دختر، آدمکی از خمیر درست کرد و در گاچو قرار داد و دخترش را در رختخواب زایمان بخواباند و به اقوام و خویشان زایمان دخترش را اطلاع داد.
مادر مشغول کار شد. اما دختر با اضطراب و دلهره به مادر می گفت:«مادر، بچه خمیره.» مادر می گفت:«غصه نخور خدات کریمه.»
اتفاقا سگی به منزل وارد شد و از فرصت استفاده کرده و خمیر را برداشت و برد.
دختر از داخل اتاق فریاد می زد، مادر، سگ بچه را برد.
مادر می گفت:«غصه نخور خدا کریمه.»
مادر نزد دخترش آمد و گفت:«داد بزن و گریه کن و بگو بچه را سگ برد و من هم توی کوچه می دوم و همین حرف ها را با صدای بلند به مردم می رسانم.»
دختر باز هم به حرف مادرش گوش داد. دختر در منزل و مادر دختر در کوچه داد و فریاد راه انداخته بودند و مردم را به کمک می طلبیدند.
مردم همراه با زن جهت پیدا کردن بچه در کوچه می دویدند. از قضا به کوچه ای رسیدند که خرابه ای در انتهای آن قرار داشت و از درون آن صدای گریه نوزادی به گوش می رسید.
مردم به آن جا هجوم بردند و نوزادی را مشاهده کردند و به تصور این که همان بچه است، آن را برداشتند. مادر دختر، بچه را در بغل گرفت و شتابان به منزل برد و به دخترش گفت:«غصه نخور بچه خمیره! دیدی خدا کریمه؟»
سپس بچه را شست و لباس پوشاند و در رختخواب خواباند و همه مردم حتی شوهر زن که از سفر برگشت فکر کردند این بچه متعلق به همین زن می باشد.
جمله«بچه خمیره، خدات کریمه!» به عنوان ضرب المثل گفته می شود. زمانی که شخص در بحران مشکلات قرار می گیرد و برای حل آن ها راه چاره ای نمی بیند به عنوان تسلا و دلداری به او می گویند غصه نخور خدات کریمه، مگر قصه بچه خمیره خدات کریمه را فراموش کرده ای؟»(فرهنگ عامیانه سیرجان/ص581/مهری موید محسنی)
تحلیل افسانه:
در این افسانه به اهمیت فرزند در خانواده اشاره دارد. ازدواج؛ به منظور فرزندآوری صورت می گیرد به طوری که اگر زنی ناتوان از زاییدن باشد توسط شوهر طلاق داده می شود. در ابتدای افسانه زن از سوی شوهر تهدید به طلاق می شود.
طلاق به ویژه برای زنان، امری مذموم شمرده می شود. زن تهدید شده، با مادر خود مشورت می کند، که خود نشان دهنده ارتباط نزدیک مادر و دختر در امور مربوط به خانواده است. مادر متوسل به حیله می شود. اما در حین اجرای نقشه خود، دائم از بزرگی خدا دم می زند. تضاد رفتار و گفتار در داستان به راحتی مشهود است. جامعه زمان آفرینش افسانه، برای رسیدن به اهداف خود راه های درست و نادرست را می آزماید.
مادر در طول افسانه، پروژه فریب را پیش می برد و پس از موفقیت نیز پیروزی خود و دخترش را به بزرگی خدا نسبت می دهد.
سفر طولانی بازرگانی نیز از جمله رفتارهایی بوده که در قدیم رواج داشته است.
ساختار افسانه ها بسیار ساده است. در همان جمله اول، راوی اصل مطلب را بیان می کند و در ادامه به شرح و تفسیر همان جمله می پردازد. و سلسله حوادث در جملاتی کوتاه از پی هم می آیند و می روند تا قصه را به نتیجه برسانند.
در افسانه ها به جزییات پرداخته نمی شود و رابطه علت و معلولی(دلیل روی دادن حوادث) در آن کم رنگ است.
تقدیر گرایی بر داستان حکم فرماست و همه شخصیت های قصه، سرنوشت خود را به دست حوادث سپرده اند.
سحر دلیری، شاعر نوجوان جنوب کرمان در گفتگو با پیام ما: با شعر می خواهم پدرم را از مرگ پس بگیرم
سحر دلیری، شاعر نوجوان جنوب کرمان در گفتگو با پیام ما:
با شعر می خواهم
پدرم را از مرگ پس بگیرم
کیوان براهام
هنر از انسانیت و عشق از هنر فراتر است. در زمانه ای که مرگ به جان جهانیان افتاده است و تیتر درشت روزنامه های مطرح جهان تعداد کشته های بمب گذاری شده داعش، جنگ و تصادفات را نشان می دهد، دختر بچه ای یتیم با شعر می خواهد پدرش را از مرگ پس بگیرد.
گاهی وقت ها به کلماتی که در قالب شعر توسط این کودک سروده می شود ـ فکر می کنم ـ به خود شناسیِ عمیقی می رسم. به عشق و نیرویی که در آن نهفته است که حکم اول و آخر خلقت را صادر می کند.
سحر و منصور دلیری خواهر و برادر دوقلویی هستند که در روستای دوبُنه شهرستان جیرفت زندگی می کنند. شش سال پیش پدرشان به دلیل سکته قلبی از دنیا رفت و بعد از آنکه مادرشان در یکی از شهرستان ها ازدواج کرد، مادر بزرگ مسئولیت نگهداری آنها را به عهده گرفت. این خواهر و برادر دو قلو تحت حمایت هیچ نهادی نیستند، به گفته مادربزرگشان دو سال پیش صاحب خانه ی آنها به جای اجاره معوق، یخچال آنها را گرفته است، و از طرفی خراب شدن کولرآبی، زندگی را در تابستان برای آنها دشوار کرده است. . دیدن و نوشتن شرایط آنها برای من دردناک بود. تنها می توانم بگویم، هنر زاده ی درد است و تمام.
خودت را برای مخاطبان ما معرفی کن؟
بسم الله الرحمن الرحیم. سحر دلیری هستم، 10 ساله از روستای دوبنه
چرا شعر می گویی؟
من شعر را در چشم هایم می بینم و می نویسم. با شعر می خواهم پدرم را از مرگ پس بگیرم.
شعر گفتن را چگونه یاد گرفتی؟
از ذهنم استفاده کردم. ذهنی که هرگز فراموشی را در قلب آدم نمی اندازد.
در شعرهایت از کلمه عشق زیاد استفاده می کنی! عشق یعنی چه؟
یعنی دوست داشتن
در شعری که می گویی « برادر جان! / برادرجان! / بیا نجاتم بده از این زندان / » منظورت از این زندان چیست؟
زندان جای بدی است، که انسان را به آنجا می برند تا ادب را یاد بگیرد.
مگر تو کار بدی انجام داده ای؟
نه … شعر را از زبان یک دختر دیگر می گویم، نه خودم. مثلا کار بدی انجام داده، مثل کار چاقو زدن به آدم.
وقتی شعر می گویی اولین بار شعرت را برای چه کسی می خوانی؟
برای خودم
تا حالا چند کتاب خوانده ای؟
کاریکلماتورهای محمد علی آزادی خواه و بازی عروس و داماد، اثر بلقیس سلیمانی
فروغ فرخزاد را می شناسی؟
نه
اگر پدرت زنده بود کدام شعرت را برایش می خواندی؟
اشک های تو! / عشق است دخترم / عشق را بپرست / چون دوست داشتن من است.
با شعر می توان برای مردم چکار کرد؟
با شعر می شود به مردم خدمت کرد، تا کسی به تو بد نگوید.
به عنوان آخرین سئوال. چه حرفی برای هم سن و سالی های خودت که این مصاحبه را می خوانند داری؟
قصه بخوانید و یک شعر بلند بگویید، و در جشن بهمن آن را با صدای بلند، مثل جشن تکلیفمان بخوانید.
چند شعر از سحر دلیری
1
دنیا فقط یکی نیست
تو در هزاران جهان بگرد
اما آن جهان را پیدا نمی کنی
اگر بمیری و
در بهشت بروی
آن جهان را پیدا می کنی
این را بدان، مرگ از عشق
ترسناک تر نیست…
2
برادر جان!
برادر جان!
بیا نجاتم بده از این زندان
اینجا شعر مردن من است
پدر!
پدر!
تو رفتی و من هنوز
از سگ همسایه می ترسم.
3
اشک های تو!
عشق است دخترم
عشق را بپرست
چون دوست داشتن من است.
