بایگانی مطالب نشریه

انتظاری مدیر بازرگانی فرش الماس کویر با اشاره به برگزاری ورزش صبحگاهی: فرش الماس کویر در جهت توسعه فرهنگ ورزش کارهای شایانی انجام داده است

انتظاری مدیر بازرگانی فرش الماس کویر با اشاره به برگزاری ورزش صبحگاهی:
فرش الماس کویر در جهت توسعه فرهنگ ورزش کارهای شایانی انجام داده است

ورزش صبحگاهی به همت انجمن صبح و ورزش و به میزبانی فرش الماس کویر کرمان صبح روز پنجشنبه در محل فروشگاه الماس کویر با حضور جمع کثیری از ورزشکاران برگزار شد. ساعت 5:30 بامداد بود که جمع زیادی از ورزشکاران و پیشکسوتان در محل خیابان فردوسی مشغول پیاده‌روی بودند، پس‌ازآن جلوی درب این فروشگاه جمع شدند ابتدا مربی ایروبیک و پس‌ازآن پهلوانان زورخانه به روی جایگاه آمدند و مردم نیز هماهنگ با آن‌ها ورزش می‌کردند. محمدمهدی انتظاری مدیر بازرگانی فرش الماس کویر در گفتگو با خبرنگار ما ضمن تبریک روز خبرنگار، مراسم ورزش صبحگاهی را برنامه بسیار شاد و مفرحی خواند و گفت که وقتی پیر و جوان همگی باهم در چنین جمع بانشاطی ورزش می‌کنند، به افراد دیگر نیز انرژی می‌دهند. او معتقد است که ورزش یک اصل مهم برای خوب زیستن و با ورزش است که انسان‌ها می‌توانند از بیماری‌های روحی و جسمی در امان باشد. او ادامه می‌دهد که ما حتماً مجدداً میزبان انجمن صبح و ورزش خواهیم بود؛همان‌طور که سال‌هاست میزبان این جمع ورزشکار بوده‌ایم. این مسئول بیان کرد که فرش الماس کویر در جهت توسعه فرهنگ ورزش کارهای شایانی انجام داده است که خانه کاراته الماس کویر و مجموعه تفریحی،سوارکاری الماس کویر نمونه‌ای از این خدمات است. او اعلام کرد که این باشگاه سوارکاری در جنوب شرق کشور حرف اول را می‌زند و به‌طورکلی کارخانه الماس کویر دیدگاه خوبی نسبت به ورزش و کارهای ورزشی دارد. مدیر بازرگانی فرش الماس کویر توضیح داد که تیم کاراته الماس کویر تاکنون چندین بار در جهان مقام نخست را کسب کرده است و تیم سوارکاری نیز چند مقام در سطح کشوری دارد. وی در پاسخ به سؤال خبرنگار ما مبنی بر اینکه «آیا شما هم ورزش می‌کنید» گفت که ورزش می‌کنم؛اما نه به‌صورت حرفه‌ای. ورزش‌هایی مانند سوارکاری و دوچرخه‌سواری را انجام می‌دهم. او به پیشینه کارخانه فرش الماس کویر اشاره کرد و گفت که این کارخانه قریب 10 سال است که در کرمان در حال تولید است و طرح‌ها و نقش‌های قالی اصیل کرمانی بر روی فرش‌های تولیدی پیاده شده است. محصولات جدید بسیاری داریم که با دیگر محصولات در ایران رقابت می‌کند،خصوصاً قالی سلاطین که 1200 شانه و دستباف گونه است و سعی کردیم که کیفیت کار را برای مصرف‌کنندگان عزیز بالا ببریم. به گفته‌ی انتظاری، کارخانه الماس کویر جزو برندهای برتر کشور است و می‌تواند با بسیاری از کارخانه‌های دیگر در این زمینه رقابت کند.

نیاز به تصمیم شجاعانه استاندار برای نجات جازموریان

نیاز به تصمیم شجاعانه استاندار برای نجات جازموریان

استاندار کرمان در طول سه سال سکانداری خود به طرح‌های بزرگی دست‌زده است. طرح‌هایی که هرکسی حاضر به ورود و اجرای آن‌ها نمی‌شد. وی همچنین از اجرای مطالعات طرح‌های بزرگ و ارزشمندی چون متروی کرمان نیز حمایت کرده است. در ماه‌های گذشته وضعیت نگران ‌کننده خشک‌سالی در تالاب جازموریان و هجوم ریز گردها و قطع شدن جریان هلیل رود و حرف‌وحدیث‌ها درباره طرح‌های انتقال آب باعث شده وضعیت خشک‌سالی در منطقه جنوب کرمان و جازموریان به یکی از معضلات اصلی پیش روی رزم حسینی تبدیل شود و عملاً شهروندان جنوب استان را ازنظر سیاست‌گذاری‌های موجود در امر انتقال آب و عدم تخصیص بودجه ملی برای نجات تالاب جازموریان به رویارویی با استاندار بکشاند. روزنامه «پیام ما» برای اولین بار از طرحی سخن می‌گوید که می‌تواند در وهله اول آب را به تالاب جازموریان سرازیر کرده و در وهله دوم اقلیم خشک استان را متحول نماید. طرحی که روی کاغذ از طرح‌هایی مانند انتقال آب از بهشت‌آباد به کرمان نه‌تنها پرهزینه‌تر نیست بلکه می‌تواند اثرات درازمدت و جدی‌تری داشته باشد. منتهی به اراده‌ای جدی و شجاعانه از سوی دلسوزان در عرصه تصمیم‌گیری نیاز دارد تا حداقل با برگزاری همایشی با حضور اساتید این رشته، میزان عملیاتی بودن این طرح را بررسی کرد و در صورت اجرایی بودن، استاندار کرمان این طرح را به هیئت دولت و مجمع نمایندگان استان پیشنهاد نماید. در این شماره «پیام ما» گفت‌وگویی که چندی پیش همکارم با دکتر علی فراستی انجام داده و طرح پمپاژ آب از خلیج‌فارس و دریای عمان به جازموریان در آن به‌صراحت و با جزئیات فنی تشریح شده بود، آمده است و به‌مرور این طرح پرداختیم. قطعاً بحث و بررسی از سوی اساتید و صاحب‌نظرانی چون پروفسور خانجانی، استاد برجسته دانشگاه کرمان که سال‌ها بر روی پروژه‌های این‌چنینی و حتی طرح عظیم «ایران رود» تحقیق کرده است، امری مفید به نظر می‌رسد تا در صورت اجرایی بودن، لااقل برای نجات تالاب جازموریان قدمی جدی برداشته شود. روزنامه «پیام ما» آمادگی کامل دارد تا نظرات موافق و مخالف را در این خصوص منتشر کند.

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

تجلیل

آیین تجلیل از فعالین فرهنگ و هنر
30 مرداد ماه 1395
در تالار خان سالار شهرستان زرند

دیگر در المپیک شرکت نمی‌کنم

دیگر در المپیک شرکت نمی‌کنم
کماندار المپیکی کشورمان می‌گوید با اتفاقاتی که رخ داده دیگر به حضور در المپیک فکر نمی‌کند.
زهرا نعمتی درباره حضورش در مسابقات المپیک و البته حذف شدن در رقابت با کماندار روس گفت: حضور در المپیک با آنچه تصور می‌کردم خیلی متفاوت بود. مجری مسابقه از ابتدا تا انتها درباره من حرف می‌زد و میزان توجه زیاد، هیجان مرا افزایش داد. از روزی که آمدم توجه زیادی به من می‌شد و تلاشم کردم احساسم را کنترل کنم، اما واقعاً هیجان به من غلبه کرد.
حضور عکاسان در 2 متری‌ام کارم را دشوار کرده بود
وی با اشاره به رقابت روز جمعه خود برای تعیین رقیبانش عنوان کرد: در این مسابقه با بدشانسی‌‌هایی مواجه شدم. در فاصله دو متری من عکاسان زیادی نشسته بودند و این موضوع کارم را دشوار کرده بود. همچنین جایی که من در آن حضور داشتم، ثابت نبود و روی تخته‌ای بودم که با آمد و رفت افراد تکان می‌خورد و تمرکزم به‌هم می‌ریخت.
ناهماهنگی‌ها باعث شد هر روز با استرس تمرین کنم
کماندار المپیکی کشورمان افزود: زمانی که برای المپیک آماده می‌شدم تمام مشکلات را کنار گذاشتم و تلاش کردم فقط روی این مسابقات تمرکز کنم. در این بین اتفاقاتی رخ داد و ناهماهنگی‌هایی وجود داشت که باعث شد هر روز با استرس تمرین کنم. مشکلات زیادی وجود داشت و من حتی روز جمعه با سردرد وارد مسابقه شدم. شاید تنها روزی که بدون استرس تیر زدم سه‌شنبه بود.
دیگر به حضور در المپیک فکر نمی‌کنم
نعمتی درباره اینکه آیا با این شرایط به حضور دوباره در المپیک فکر می‌کند یا خیر، گفت: با وجود شرایط سختی که داشتم به هیچ‌وجه به این موضوع فکر نمی‌کنم. روزهای دشواری را پشت سر گذاشتم. خیلی مسائل است که دوست ندارم درباره آنها در حال حاضر صحبت کنم؛ مشکلاتی که به فدراسیون هم باز می‌گردد.
امیدوارم در پارالمپیک جبران کنم
نعمتی درباره حضورش در پارالمپیک گفت: به ایران می‌روم و با کاروان پارالمپیک به ریو باز می‌گردم. امیدوارم در آن مسابقات جبران کرده و برای کشورم افتخارآفرینی کنم.

نگاهی کوتاه به زندگی پهلوان محمد سلطانی کهن کسوت بمی تیم پابرهنه‌ها بودیم

نگاهی کوتاه به زندگی پهلوان محمد سلطانی کهن کسوت بمی
تیم پابرهنه‌ها بودیم

حاج محمد سلطانی در سال 1303 در شهرستان بم دیده به جهان گشود و در 18 سالگی با عشق وارد زورخانه و ورزش باستانی شد. او نزدیک به 66 سال از عمر خویش را در راه اعتلا و پرورش این ورزش گذراند و همین علاقه باعث شد تا در ساخت حداقل 6 زورخانه در بم مشارکت داشته باشد. زورخانه هایی مانند پوریای ولی، ولی عصر، چمران ، ذوالفقار، اسد و تختی که اکنون تمامی آنها به علت گذشت زمان و زلزله ویرانگر بم، به تلی از خاک تبدیل شده اند.
این پهلوان بمی که در سال 1389 با حکم علیرضا صفارزاده، رییس وقت فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای، موفق به کسب رتبه و نشان کهن کسوت و حق امتیاز زنگ و ضرب شده، تا 70 سالگی در گود زورخانه میل می زده و پس از آن بازنشسته می شود اما حضورش همچنان به عنوان بزرگ و پیر ورزش باستانی در زورخانه های بم، باعث رونق و گرم شدن محافل و تشویق جوانان ورزشکار می شود.
این باستانی کار قدیمی که در کنار ورزش، علاقه زیادی به شعر و ادب و فرهنگ این مرز و بوم دارد، دو کتاب به نام در وادی عشق و در مکتب عشق را تالیف و منتشر کرده است.
پهلوان سلطانی از زندگی اش این گونه تعریف می کند:
از دوستان هم مدرسه ای بنده تک و توکی از جمله حاج ابراهیم محلاتی و صفرآرمات باقی مانده اند که تقریباً مثل خود من مرده متحرک می باشد یعنی دیگر توان و قدرت خود را از دست داده و قادر به انجام کار و فعالیتی نیستند درآن ایام خیلی از دوستان هم کلاس بنده در کوچه لشکر فیروز که یکی از پرجمعیت ترین کوچه های بم بود، سکونت داشتند و عصرها و روزهای جمعه عده زیادی دور هم جمع و مشغول بازی می شدیم و یک عالمی داشتیم.
آن سال ها با رفقای همسال خود تصمیم گرفتیم یک تیم فوتبال راه اندازی کنیم و خلاصه با هزار دردسر، موفق به تشکیل تیم فوتبالی بنام تیم هژبرشدیم و با یک توپ کهنه و فرسوده در میدان جلوی ارگ که زمینی خاکی بود شروع به بازی کردیم، در آن موقع کفش فوتبال در بم وجود نداشت از گیوه استفاده می شد و چون نوک گیوه ها تیز بود ساق پاها آسیب می دید و بازیکن قادر نبود به بازی ادامه دهد به ناچارهنگام بازی فوتبال با پای برهنه وارد میدان می شدیم و از آن به بعد تیم، به نام تیم پابرهنه ها شهرت یافت و اگر توپ پنجر می شد، توپ زاپاسی وجود نداشت ودر نتیجه بازی تعطیل می شد. زمانی هم که به خانه برمی گشتیم به حدی در جریان بازی گرد و غبار سرو پایمان را فرا گرفته بود که گوئی ما را از داخل قبر بیرون آورده بودند. یک روز مورد مواخذه مرحوم پدرم قرار گرفتم چون خودش یکی از پهلوانان زورخانه بود مرا با خود به زورخانه می برد وقتی دوستانم متوجه شدند من به زورخانه می روم، عده ای از آنها به زورخانه روی آوردند از جمله آقای سیدعباس مدنی که علاقه زیادی به ورزش باستانی داشت و کاراو بجائی رسید که بعد از مدت ها به سمت ریاست اداره تربیت بدنی شهرستان منصوب و سالها در آن سمت باقی ماند.
در کوچه لشکر فیروز که به کوچه ارگ هم مشهور بود عده ای از مشاهیر و اعیان و بزرگان بم سکونت داشتند از جمله مرحوم ظهیرالاسلام و لطفعی خان رفیعی پدر زنده یاد داریوش رفیعی خواننده شهر بم و مرحوم حاج سیدعبدالجواد عماد موسس مدرسه عماد که مرد بسیار بزرگ و خیری بود ومرحوم عماد یکی از عرفای شهر بم و یکی از مریدان شاه نعمت الله ولی بود که آرامگاه او در سکنج ماهان در جوار مقبره شیخ علی بابا مرید دیگر شاه نعمت الله قرار دارد.
در سال 1325 با تلاش دوستان موفق به ساخت زورخانه ای دربازارحاج حبیب الله خان در چهارسوق بم شدیم که به زورخانه بازار شهرت پیدا کرد و در سه سانس باستانی کاران گرد هم می آمدند و با نوای گرم برادران افشاری به ورزش می پرداختند. در آن سال ها سالن و تشک کشتی به شکل امروزی وجود نداشت و پس از خاتمه ورزش در گود زورخانه، به کشتی پهلوانی روی می آوردند. احداث این زورخانه باب ساخت زورخانه هایی دیگری را در شهر بم گشود که متاسفانه بیشتر آنها در زلزله بم از بین رفتند.
برای این پهلوان قدیمی بم که در سال 1379 فرزند ارشد خود را در سانحه تصادف و در زلزله بم همسر و دو فرزند دیگرش را از دست داده وهم اکنون در بستر بیماری افتاده، آرزوی سلامتی و تندرستی می‌کنیم.

ایرانیانی با پرچم دیگر کشورها در ریو

ایرانیانی با پرچم دیگر کشورها در ریو

شاهین نصیری‌نیا
(وزنه‌برداری – آمریکا)
وزنه‌بردار سابق تیم‌ملی کشورمان که در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از منتقدان همیشگی فدراسیون ایران مطرح بوده، از مدتی قبل به‌عنوان یکی از اعضای کادر فنی تیم‌ملی وزنه‌برداری مردان و زنان آمریکا مشغول فعالیت شده است.
سامان طهماسبی
(کشتی – جمهوری آذربایجان)
فرنگی‌کار ایرانی‌الاصل وزن ۸۵ کیلوگرم جمهوری آذربایجان که در ‌سال ۲۰۰۸ به‌عنوان نماینده ایران در المپیک پکن حاضر شده بود، از ‌سال ۲۰۱۰ تصمیم گرفت در جمهوری آذربایجان پناهنده شود.
صباح شریعتی
(کشتی – جمهوری آذربایجان)
دیگر کشتی‌گیر ایرانی‌الاصل جمهوری آذربایجان، صباح شریعتی نام دارد. او که در سنگین‌وزن کشتی فرنگی رقابت می‌کند، اخیرا به‌عنوان قهرمان کشتی جمهوری آذربایجان در رقابت‌های قهرمانی اروپا شرکت کرده است. شریعتی در ایران به مقام خاصی دست نیافت و تصمیم گرفت به کشور همسایه برود.
جمشید خیرآبادی
(کشتی – جمهوری آذربایجان)
مربی‌ای که در المپیک ۲۰۱۲ لندن در کنار محمد بنا حضور داشت و توانست همراه با فرنگی‌کاران کشورمان به یک افتخار تاریخی دست پیدا کند، چند سالی است که به کشتی جمهوری آذربایجان رفته و هدایت تیم‌ملی این کشور را برعهده دارد.
راحله آسمانی
(تکواندو – بلژیک)
تکواندوکار ۲۷ساله‌ای که در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۰ توانست در ترکیب تیم‌ملی ایران به مدال نقره دست پیدا کند، حالا زیر پرچم بلژیک توانسته خودش را به المپیک برساند.
رضا مهماندوست
(تکواندو – جمهوری آذربایجان)
سرمربی سابق تیم‌ملی تکواندوی ایران بعد از اختلافاتی که با رئیس فدراسیون تکواندوی کشورمان داشت، ابتدا راهی چین تایپه و سپس جمهوری آذربایجان شد.
حسن رنگرز (کشتی – مراکش)
نایب‌رئیس سابق فدراسیون کشتی و فرنگی‌کاری که در المپیک ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ در ترکیب تیم‌ملی کشورمان روی تشک رفته، حالا با سه شاگرد مراکشی خود به ریودوژانیرو پا گذاشته است.
میلاد بیگی
(تکواندو – جمهوری آذربایجان)
تکواندوکاری که تا دو ‌سال قبل در ترکیب تیم‌ملی کشورمان در مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کرد، توانسته با پیراهن تیم‌ ملی جمهوری آذربایجان سهمیه المپیک را کسب کند.

طنز

مرفاوی: دروغ نمی‌گویم، از تعطیلات خوشحالم
نه بابا چشم بسته غیب می گی، تو ای مملکت کی ا تعطیلی بدش می آد
عاشورزاده؛ می خواهم چراغ اول کسب مدال را روشن کنم
تو ر بقرآن یه کارویی بکن،چشم چارمون کور شد ا ظلمات
اشتباه گوگل در معرفی والیبالیست ایرانی
درداتون بشم ای که چیز نوظهوری نی، ایجو همه چی اشتباه تو اشتباهه
رفسنجان قطب بازی های بومی محلی جنوب شرق کشور شود
اووقت ای بازیا رم بعد ا پستا میزارن
دغدغه های خبرنگاران برای حضور «رامین رضائیان» در پرسپولیس
اااااای روزگار، خوش بحال ای خبرنگارا که بود نبود رامین شده فکر و خیالشون
فرکی: با یک لیگ خوب تیم ملی را راهی جام جهانی می‌کنیم
خداوکیل راس می گی؟ اووخ محرم چکارش بکنیم

کی پیش کی بره؟
در خبرها آمده بود: رونالدو برای خوابیدن هم معلم خصوصی دارد و یک روانشناس به رونالدو می گوید که برای بهتر خوابیدن چه کارهایی باید انجام بدهد.
البته به نظر می رسد در ایران باید برخی از بازیکنان «برای بیدار شدن» معلم خصوصی داشته باشند! مخصوصا آنهایی که یکی دوسالی سابقه بازی در تیم های باشگاهی عربی را دارند.
در همین رابطه پیشنهاد می دهیم در راستای هر چه حرفه ای تر شدن ورزشمان؛ اقدامات زیر صورت گیرد:
کفاشیان: چند جلسه ای را نزد متخصصین گریم و زیبایی چهره بگذراند تا آنها به او لبخند زدن های زیباتری بیاموزند؛ مردم و عکاسان ورزشی گناه دارند خب!
البته بایستی برای ایشان چند دوره کلاس فشرده هم برگزار شود تا ایشان توجیه شود که زیاد روی اینکه می گویند «خنده بر هر درد بی درمان دواست» حساب نکند!
مایلی کهن: چند جلسه ای معلم ادبیات بگیرد تا بتواند دایره لغات خود را گسترش دهد تا در مصاحبه ها و بیانیه های بعدی دچار کمبود واژه نشود! به هر حال از گروهبان قندلی و گنده باقالی و پول پرست و … تنها یکبار می توان استفاده کرد!
البته ایشان بایستی کلاس های «افزایش تمرکز و قدرت شنوایی» هم بگذرانند تا دوباره به روزهای آرمانی خود نزدیک شده و به مانند «قهرمانی» و ایضا روزهای جوانی اش، گوش های قوی داشته باشد! گوش هایی که از چندصد کیلومتری صدای افتادن تاس را متوجه شده و مچ تخته بازها را بگیرد!
عادل فرودسی پور: بهتر است چند دوره کلاس «کُندخوانی بگذراند!» یا لااقل اگر به چنین کلاسی نمی رود از بر و بچ 90 بخواهد برنامه 90 را با زیرنویس فارسی پخش کنند تا لااقل بفهمیم چه می گوید!
اکبر میثاقیان: با توجه به علاقه ایشان به «دادن شوک»، کلاس های «شوک، بدون درد و خونریزی» توصیه می شود!

گالری‌داری در کرمان

گالری‌داری در کرمان

یاسر خدیشی
هنر از سرآغاز بشریت وجود داشته و آثار هنری از دوران پارینه‌سنگی خرید‌ و فروش می‌شوند، این دست‌به‌دست شدن آثار همیشه بر طبق نظام اقتصادی و فرهنگی هر منطقه متفاوت بوده است، در دوره‌ای آثار هنری از طریق معامله‌های پایاپای جابه‌جا می‌شدند و در قرون‌وسطی آثار به سفارش اشراف‌زادگان یا کلیساها به وجود می‌آمدند، ولی از سده‌های هفدهم تا نوزدهم بود که هنرمندان آثار خود را مستقل خلق و نظراتشان را بر حامیان اشرافی و مذهبی و سیاسی تحمیل می‌کردند، از ابتدای سده‌ی نوزدهم بود که حرفه‌ی دلالی هنر به آن شکل که امروزه می‌شناسیم به وجود آمد، این افراد بسیاری از اوقات در افزایش آگاهی و گردش هنر در زمان خود نقش اساسی بازی کردند.
گالری‌داری امروز یک تخصص و حرفه شناخته‌شده است؛ حرفه‌ای که با اقتصاد و هنر ارتباط نزدیک داشته و با هنرمندان و مجموعه‌داران و مؤسسات اقتصادی سروکار دارد. این سال‌ها گالری‌داری در کشور رو به افزایش است و اهمیت و تأثیر این شغل در جامعه و در جریان هنر و اقتصاد، افراد بیشتری را به آن علاقه‌مند کرده است.
گالری‌ها در کرمان با انگیزه‌های متفاوت در حال شکل‌گیری هستند. توسعه کمی آن‌ها این سؤال را به وجود آورده است که نقش آنها در فرآیندهای هنر معاصر ایران چگونه نقشی است؟ آیا گالری‌ها همانند سایر فعالیت‌های اقتصادی صرفاً به ‌عنوان یک مکان عرضه کالای هنری شناخته می‌شوند؟ آیا کسب درآمد مهم‌ترین فعالیت آن‌هاست؟ آیا این حرفه یک بستر مقدماتی برای توسعه هنر و کسب شهرت و منزلت اجتماعی است؟ برخی گالری‌داران با علم به این که هنوز فرهنگ خرید آثار هنری در میان خانواده‌های کرمانی نهادینه نشده تصمیم گرفته‌اند آموزش هنرهای تجسمی را در کنار فعالیت‌های هنری‌شان قرار دهند و یا از کارهای جانبی درآمدی را کسب کنند و در کنار آن، آثار هنری هنرمندان را هم در معرض تماشای هنردوستان کرمانی قرار دهند.
گالری‌های خصوصی هنوز نتوانسته‌اند نقش جدی در حوزه اقتصاد هنر داشته باشند. هرچند در این سال‌ها آنها سعی دارند در خرید و فروش آثار نقش ایفا کنند، واقعیت آن است که این جریان هنوز در کرمان جای خود را باز نکرده و سهم گالری‌های استان در خرید و فروش آثار ناچیز است.
به گفته کارشناسان مسیر اصلی رسیدن هنر به جامعه از طریق گالری‌هاست، آنها باید پل تعامل هنرمند با جامعه‌ باشند، این افراد نباید هرگز سازش را بپذیرید. گالری تلفیق کیمیاگرانه ای از ترکیب و محتوا، فضا و ایدهاست، آنها نباید هیچگاه اینها را از هم جدا کنند. گالری دار بهتر است با هنرمندانی کار کند که ثروتشان انسانیت و هنر نو است. نباید تحت فشار زمان و تأثیر مُد قرار گیرد. شاید یک پرسش دیگر این باشد که آیا گالری‌های امروزی می‌توانند خلأ و کم‌کاری فعالیت‌های موزه‌های هنر را پر کنند؟ صاحب نظران معتقدند گالری‌دار باید با مناسبات جامعه مصرف مرتبط باشد. بداند جامعه چه می‌خواهد، هنرمند کشف کند، کارهای ارزنده و جریان ساز نمایش بدهد، همچنین گالری دار باید بداند این‌گونه نیست که تنها با گرفتن اجاره محل از هنرمند دیگر کارش تمام‌شده است و به درآمد خود رسیده است و تعهدی ندارد، همین مبلغ هزینه خود جای بسی تأمل دارد که طبق چه معیاری این مقدار اجاره پرداخت می‌شود و در کنار آن درصد فروش احتمالی هم از آثار فروخته‌شده کسر می‌شود، آیا به این مقدار که هزینه و درصد فروش برداشته می‌شود توسط گالری‌های ما کار حرفه‌ای انجام می‌شود، چقدر گالری دار برای فروش آثار تلاش می‌کند؟ این دریافت هزینه در حالی انجام می‌شود که غالب گالری‌های موجود شهر کرمان با اینکه مستقر در مرکز استان هستند و باید بهترین شرایط را داشته باشند فاقد استانداردهای ابتدایی هستند.
یک گالری نور حرفه‌ای ندارد و دیگری دیوارهای نامناسب برای ارائه اثر دارد و برخی از لحاظ معماری فضا مناسب نمی‌باشد، و سایر مشکلات دیگر، یکی دیگر از ایرادات گالری‌های کرمان نحوه معرفی خود است، تقریباً هیچ‌کدام «وب‌سایت» مناسبی ندارند که عملکرد آنها مشخص باشد، و به توان رخدادهای هنری برگزارشده و یا قرار است در آینده برگزار شود را پیدا کرد، اکثراً اکتفا کردند به کانال‌های شبکه‌های پیام‌رسان که همان هم یا بروزرسانی نمی‌شود، یا آنقدر خبرهای حاشیه‌ای و خارج برنامه در آن ارسال می‌شود که جز ترک کانال راهی برای مخاطبین هنر نمی‌گذارد، حال‌آنکه می‌توان به خوبی از پتانسیل تمام شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت ها استفاده کرد. گالری‌دارهای ما چقدر در راستای اقتصاد هنر تلاش می‌کنند؟ خوب میدانیم اثر هنری جزء احتیاجات قطعی و حتمی زندگی نیست. آدم‌های ثروتمندی که توانایی خرید آثار هنری را دارند، می‌توانند بدون خرید اثر هنری یا گسترده کردن مجموعه‌هایشان هم زندگی را بگذرانند. در نتیجه کار گالری دار بازاریابی و ترغیب وفهماندن ارزش آثار هنری به کسانی است که به‌طور بالقوه می‌توانند خریدار آثار هنری باشند. مدیران این حرفه باید در راستای پیشرفت هنر با انتخاب کارهای مناسب و جدید برای رونق اقتصاد هنر تلاش کنند، و قائم به اعتبار یا پول هنرمند نباشند.به دنبال رایزنی با مجموعه داران و افراد یا نهادهایی باشند که با خرید آثار هنری به اقتصاد و پیشرفت هنر کمک می‌کنند.
به‌طور مثال در هفته‌ی اخیر شاهد نمایشگاهی در یکی از گالری‌های شهر کرمان بودیم که ابتدایی‌ترین اصول برگزاری در آن رعایت نشده بود، مگر می‌شود یک نمایشگاه برگزار کرد، و حتی یک خط در حد اسم هنرمند به عنوان رزومه بر روی دیوار نصب نکرد، با چنین عملکردی چطور می‌توانیم انتظار تأثیر بر جامعه و اقتصاد هنر را داشته باشیم، در همین نمایشگاه ذکرشده وقتی از هنرمند جویای تفکر کارشده در آثارش شدیم (چون هیچ یادداشتی به‌عنوان گزاره نبود) و اینکه چرا با این متریال پیش‌ پا افتاده آثار خود به نمایش گذاشتی و موضوعی که تکراری‌ترین موضوع کار شده در عرصه هنر است را انتخاب کرده ایم. پاسخ داد “چون دانشگاه قبول شده‌ام می‌خواستم که در رزومه خودم نمایشگاهی باشد” آیا این صحیح است که گالری دار این‌گونه برخورد کند و این‌جور نمایشگاه‌های را به نمایش درآورد؟ گناه بازدیدکنندگان چیست؟ که یک انسان تازه ‌وارد شده به عرصه هنر به دنبال رزومه جمع کردن، و گالری به دنبال درآمدزایی ست. یک گالری دار باید نسبت به فضای هنری در کشور اشراف داشته باشد تا نگذارد این‌گونه آثار به روی دیوار رفته و اگر خود هم این اشراف را ندارد حداقل مدیریت خوب داشته باشد و ازنظر کارشناسان تحصیل‌کرده‌ی هنر استفاده کند، و به نظر کارشناسان این حوزه که به‌عنوان مشاور انتخاب می‌کند اهمیت دهد، تا شاهد این شکل نمایشگاه‌ها نباشیم.
همه معتقد هستند که در حرفه گالری داری صرفاً علاقه‌مندی به داشتن گالری کفایت نمی‌کند. باید گالری داری را دانست؟ باید اقتصاد هنر را بداند گالری دار امروزی باید هنرنو و جدید را بشناسد تا بتواند به فضای هنر استان کمک کند. یقیناً با توجه به این شرایط پیش‌آمده جای خالی آموزش‌های آکادمی به خوبی دیده می‌شود چرا با توجه به این‌همه گسترده شدن این حرفه هنوز ما در مؤسسات عالی کشورمان رشته‌ای تخصصی دراین باره نداریم؟ آیا همین نبود جایگاه آموزشی باعث نمی‌شود که افراد فکر کنند که این قبیل کارها نیازی به تخصص و مهارت نداشته است؟
مشکلات اقتصادی تحمیل‌شده به کشور را خوب دانسته و اینکه گالری‌داران هم از این قاعده بد اقتصادی خارج نیستند قابل‌درک است، ولی در این شرایط می‌توان با رفتار و تفکر حرفه‌ای گالری‌داری در این کار موفق بود و قطعاً باید نهادهای دولتی و شبه‌دولتی به کمک هنر استان آمده و با خرید و سرمایه‌گذاری در هنر به بهبود این فضا کمک کنند، مسئولین و افراد دارای نفوذ این را خوب بدانند هزینه در هنر ولخرجی یا پول دور ریختن نیست با امید اینکه روزی برسد که وضعیت نمایش آثار هنری در کرمان مطلوب شود و گالری داران ما حرفه‌ای تر به این کار نگاه کنند و چرخ اقتصاد هنر هم بچرخد.

چرمشیر در کرمان برگزاری کارگاه نمایشنامه نویسی با حضور محمدچرمشیر در کرمان

چرمشیر در کرمان
برگزاری کارگاه نمایشنامه نویسی با حضور محمدچرمشیر در کرمان

14مرداد ماه 95 در هفته ای که گذشت کارگاه نمایشنامه نویسی با حضور محمدچرمشیر نمایشنامه نویس معروف کشورمان به همت موسسه مکتب هزار و یکشب با مدیریت سکینه عرب نژاد برگزار گردید که اتفاق بزرگ و بی سابقه ای در کرمان است.
محمدچرمشیر نمایشنامه‌‍‌ نویس و مدرس تیاتر، در سال 1339 در شهر تهران متولد شد، پس از سپری کردن تحصیلات متوسطه در سال 1358، در رشته ادبیات نمایشنامه‌نویسی در دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد، دورانی که به دلیل بسته شدن دانشگاه‌ها در انقلاب فرهنگی به درازا انجامید. او پس از فراغت از تحصیل( 1366)، وارد حرفه‌ی معلمی شد و از همان سال‌ها بود که نوشتن را آغاز نمود.
چرمشیر برای اولین بار، با نمایشنامه «خداحافظ» خود را به جامعه تئاتر معرفی کرد، این نمایش در سال 1364 در دانشگاه اجرا شد و سپس آذر 66 توسط حسین جعفری در تالار قشقایی به صحنه رفت.
وی هرچند خیلی سریع توانست جایگاه ویژه‌ای در تئاتر ایران پیدا کند، اما از او می توان به عنوان پرکار‌ترین و پر‌اثر‌ترین نمایشنامه‌نویس ایرانی هم یاد کرد که تا کنون در زمینه‌های مختلف نمایشنامه نویسی، فیلمنامه‌نویسی فعالیت داشته و نیز در زمینه اقتباس و بازخوانی نمایشنامه‌ها‌ی خارجی، شاهکارهای ادبیات و رمان‌های جهان برای اجرا در صحنه تجربه‌های بسیار کرده است.
آثار چرمشیر نه تنها توسط نام‌های شناخته شده بسیاری مورد استفاده قرار گرفته ، بلکه دانشجویان تئاتر نیز همواره اثار او را به روی صحنه‌ می برند؛ این آثار از مرزهای داخلی فراتر و فراتر رفته و به زبان‌های ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی، ترکی و ژاپنی ترجمه‌ و چاپ شده‌‌ و در کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، بنگلادش، هند، چین تایپه اجرا گردیده اند.
از میان آثار معروف او می‌توان به نمایشنامه‌های «در مصر برف نمی بارد»،«پروانه و یوغ»، «می بوسمت و اشک»، «کبوتری ناگهان»، «روایت عاشقانه از مرگ در ماه اردی بهشت»، «روزگار نازنین طلعت مهربان»، «بحرالغرائب»، «روز رستاخیز»، «دیر راهبان»، «کالیگولا شاعر خشونت»، «شیش و بش»؛ نمایشنامه‌های عروسکیِ «پدر عزیزم»، «با سکوت در خوابی کوتاه»، «ساز سحرآمیز» و«شاهزاده اندوه» و اقتباس‌هایی چون نمایشنامه‌های «پژهان‌های مردی که خانه‌اش ویران بود» یا «نفرین» ( اقتباس از «گوئرنیکا» نوشته آرابال، )، «مضحکه‌نامه دن‌کیشوت لامانچایی» (هم اثری اقتباس شده از»دن‌کیشوت» نوشته سروانتس)، «می‌بوسمت و اشک» (اقتباس شده از نامه‌های «واتسلاو هاول به همسرش الگا») اشاره کرد.
او که سال‌هاست به عنوان مدرس در دانشگاه مشغول تدریس است، 54 نمایشنامه چاپ شده و بسیاری آثار چاپ نشده دارد.
چرمشیر به خاطر کمبود وقت مجبور به برگزاری سه جلسه فشرده نمایشنامه نویسی در کرمان شد که به گفته وی همین سه جلسه در پایتخت به مدت 12 جلسه برگزار می گردد. 3 جلسه ای که به اندازه 12 جلسه پربار و عمیق بود و انصافا چیزی کم نگذاشت.
چرمشیر اینگونه آغاز می کند که در سن 14 سالگی تلاش شدیدی برای نوشتن داشتم و خیلی اهل درس و دانشگاه نبودم. در سن 56 سالگی بسیار خوشحالم که آن موقع ها دانشگاه تیاتر را خیلی درک نمی کردم. چون تیاتر یک سری دانسته ها برایش رخ می دهد. آن روزها که تیاتر بلد نبودم(در حال حاضر هم چیری بلد نیستم) متوجه نکته ای شدم و آن این بود که مبناها و بنیادهای تیاتر نه اینکه بر دانسته های ماست بلکه از ندانسته های ماست. ندانسته هایی که می خواهیم آن را به عنوان یک بسته پیشنهادی ارائه کنیم. برای من تیاتر همیشه مثل یک پیشنهاد است که کم کم از همه جا جمع می شود و من عقیده بر این دارم که با کنار هم گذاشتنشان تیاتر شکل می گیرد. الباقی را هم می گذارم به عهده بقیه. حال اینکه چه چیزی را نمی فهمیدم؛ چیزی را که نمی فهمیدم این بود که ما بیان می کنیم که از تیاتر چیزی بلدیم همگی جمع شوند و ببینند و همه اینها چیزهایی است که من دوست ندارم. دوست ندارم این نحوه برخورد با تیاتر و هنر را. معلم هستم و همیشه با همین پیشنهادها است که کار می کنم و برخورد می کنم و همیشه هم معتقم که هیچ چیزی نمی دانم. چیزهایی تجربه کردم؛ شکست هایی خوردم، پیروزی هایی داشتم که به عنوان تجربه می توانم پیشنهاد بدهم. اما چه چیزهایی را نمی دانیم و به یکدیگر پیشنهاد می دهیم.
وی در جواب این که ایده های خوب و ناب نوشتن را از کجا بیاوریم اینگونه توضیح می دهد: ما ایده های بسیاری داریم که احتمالا نمی دانیم چه جوری آن ها را گسترش دهیم، پرورش دهیم. ما باید یک خط بکشیم بین ایده و آنچه اتفاق می افتد. خیلی اوقات ایده ها باعث می شوند آنچه می خواهد اتفاق بیافتد و یا چرا می خواهیم کاری را انجام دهیم همه تحت الشعاع قرار بگیرند؛ برای همین است که داستان در نمی آید و جذاب نیست. ما باید قبل از هر چیزی به این نکته توجه کنیم که مخاطب می خواهد یک داستان و قصه بشنود پس داستانی بودن و قصه پردازی در درجه اول توجه قرار دارد که معمولا به آن هیچ توجه ای نمی شود. و این گونه است که ما مخاطبین خود را از دست داده ایم. کاری که باید کرد دقیقا این است: اجازه دهیم اتفاق ها روی هم پیش روند بدون هیچ توضیح اضافی حتی گفتن کلمه خلاصه… داستان را ساده روایت کنیم. همیشه تلاش کنید اول یک راوی صادق باشید. یک قصه گو. این ضررورت هایی که ما احساس می کنیم لازم است و با سلیقه خود در بین ماجرا می گنجانیم هستند که کار را خراب می کنند. در فهم ماجرا و اتفاقات اشکال ایجاد می کنند. ما اول باید پیام را بئون کم و کاست بفرستیم. ایده های ما باعث می شوند که سایه بیافتد روی کل داستان؛ و شنونده دیگر داستان را دنبال نمی کند. نویسنده ایده را پیدا می کند براساسش قصه را می نویسد، اما شنونده و مخاطب اول داستان و قصه را گوش می دهد بعد به دنبال ایده در آن می گردد. اول به دنبال قصه باشید.

خبر

در حاشیه اجرای عموم نمایش دست ها قول ها را فراموش می کنند؛
رگ بی خون
صندلی های یک تماشاخانه ی تئاتر بسان رگهای بدن می مانند و تماشاگری که برای دیدن تئاتر حضور پیدا می کند و صندلی ها را پر، مانند خون آن. حال همانطور که رگ های بی خون، مرگ یک انسان را رقم می زنند؛ صندلی های بی تماشاگر هم به حتم سبب مرگ تئاتر خواهند شد.
این یک حقیقت غیرقابل انکار است که تئاتر به حضور مردم نیاز دارد، به حمایت و استقبال شهروندانی که تشنه یک رویداد هنری هستند. تئاتر به تشنگان هنر نیاز دارد تا جان بگیرد و زنده بماند.
رنگ هنر – نریمان جعفری: این روزها نمایش «دست‌ها قول ها را فراموش می کنند» به کارگردانی محسن عزیزالهی در تماشاخانه رنگ هنر شهر زرند به روی صحنه می رود. نمایشی بسیار زیبا و قابل تأمل که با بازی خوب زهره یزدان پناه و فرشاد عباسی جلوه ای بهتر به خود گرفته است؛ اما انتظارها از حضور مردم آن طور که باید، برآورده نشده و برخلاف رضایتمندی تماشاگران و تمجید آنها از کیفیت کار؛ «کمیت» چندان راضی کننده نبوده است.
اکنون اما با توجه به این نکته که شهرمان از داشتن یک سینما هم محروم است و عامه ی مردم از نبود چنین مهمی گلایه مندند و حتی اعتراض خود را بارها به گوش مسئولین رسانده اند؛ چگونه می توان هم از نبود سینما گلایه مند بود و هم از چنین رویدادی حمایت و استقبال نکرد؟ بی شک سینما هم مانند تئاتر به حضور و نگاه های شما نیازمند خواهد بود تا استوار باشد؛ پس با استقبال از رویدادهای هنری شهر، به خالی نماندن صندلی های سینمایی که خواستارش هستید تضمین ببخشید و از هنرمندان شهرتان حمایت کنید. سینما هرچند نیست، اما تئاتر که مادر تمامی هنرهاست در دوره های مختلف اجرا شده و میشود و تحت هر شرایطی که بوده پابرجا مانده، بی انصافی است که در کنار هنرمندان بومی مان نباشیم و ناخواسته باعث خشک شدن ریشه هنر شهرمان شویم.
به تماشاخانه شهر بیایید، به تئاتر جان ببخشید و خودرا نیز از هنر سیراب کنیم.

نام‌نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه نویسندگان و هنرمندان تمدید شد
روابط عمومی صندوق اعتباری هنر از تمدید نام نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه نویسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان این استان خبر داد. به گزارش کرمان تیاتر، نام نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه نویسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان عضو صندوق اعتباری هنر در سطح کشور و استان تمدید شد .
وی گفت: اعضای صندوق اعتباری هنر که قرار بود در استمرار خدمات بیمه درمان تکمیلی اعضاء و براساس قرارداد منعقد شده با شرکت بیمه ایران در سراسر کشور از تاریخ ۳۰ ام تیر ماه تا 20 ام مرداد ماه امسال با مراجعه به پایگاه اینترنتی صندوق به نشانی honarcredit.ir نسبت به ثبت نام و بهره مندی از خدمات بیمه تکمیلی اقدام کنند تا تاریخ 31/5 تمدید شد. روابط عمومی صندوق اعتباری هنر اعلام داشت داشتن بیمه پایه که شرایط لازم برای عضویت را نیز دارند پس از طی مراحل عضویت، می توانند از خدمات بیمه درمان تکمیلی بهره مند شوند.
اعضای صندوق با پرداخت حدود 35 درصد از حق بیمه کل، مشمول بهره مندی از خدمات بیمه درمان تکمیلی می شوند و مابقی هزینه بر عهده صندوق خواهد بود. وی گفت: اعضای صندوق که از طرح بیمه درمان تکمیلی استفاده می کنند می توانند بعد از اتمام زمان ثبت نام بیمه تکمیلی صندوق اعتباری هنر، برای دریافت هزینه های پزشکی از ابتدای تیرماه سال جاری در تهران به ساختمان مرکزی صندوق اعتباری هنر و در استان ها به شعب پرداخت خسارت بیمه ایران مراجعه کنند.

ورود بسترن B70 با قیمتی حدود ۸۵ میلیون تومان به بازار ایران

ورود بسترن B70 با قیمتی حدود ۸۵ میلیون تومان به بازار ایران

بعد از عرضه دو محصول سواری FAW چین توسط گروه بهمن، گویا این بار این شرکت قصد آوردن B70 را به ایران دارد. با اینکه اولین محصول این شرکت B50، با استقبال جالبی رونمایی نشد، ولی نسخه B50F با ظاهری جدید در این چند وقت مورد استقبال مردم واقع شده است.
بعد از عرضه دو محصول سواری FAW چین توسط گروه بهمن، گویا این بار این شرکت قصد آوردن B70 را به ایران دارد. با اینکه اولین محصول این شرکت B50، با استقبال جالبی رونمایی نشد، ولی نسخه B50F با ظاهری جدید در این چند وقت مورد استقبال مردم واقع شده است.
در اصل B70 همان B50 با چهره ای رسمی تر و مثل برادر کوچکتر خود بر منبا مزدا ۶ طراحی شده است. اولین نسل این خودرو را در سال ۲۰۰۶ با نام FAW C301 وارد بازار چین شد. مدل ۲۰۱۲ آن با تغییراتی ظاهری و فنی مواجه شد و در سال ۲۰۱۴ اتاق جدید آن معرفی شد. همچنان هم این طراحی بر مبنا اصول طراحی مزدا۶ بوده و از موتورهای سری L مزدا برای راه انداختن این چینی استفاده می شود.
نکته جالب در نمایشگاه شیراز این بود که خیلی ها ظاهر B70 را نمی پسندیدند و از ظاهر B50F بیشتر استقبال می کردند. چراغ های عقب خودرو جذاب و کشیده طراحی شده بود. ولی در جلوی خودرو بخاطر ظاهر محافظه کارانه و نگرش تجملی، از حالت های اسپرت کاسته شده که برخی مخاطبین FAW نمی پسندند. از طرفی طراحی رینگ ساده نسبت به B50F کمی در ذوق مخاطبان می زند.
B70 نسبت به B50F لوکس تر و به امکانات به روزتری مجهز شده است. در نسخه ای از بسترن B70 موتور ۲۰۰۰ سی سی ۱۴۴ اسب بخاری با ۱۸۴ نیوتن متر وجود دارد که با گیربکس ۶ دنده اتوماتیک تیپترونیک نیرو را به چرخ های جلو منتقل می کند. البته گیربکس ۶دنده دستی هم برای این خودرو وجود دارد که احتمال ورود آن با توجه به مدل داخل نمایشگاه بسیار کم است. هر دو نسخه موتوری بسترن B70 دارای استاندارد آلایندگی یورو ۵ و یورو ۴ ارتقا یافته هستند و مصرفی زیر ۹،۴ لیتر به ازای هر صد کیلومتر را در مصرف ترکیبی رقم می زنند.
در نسخه دیگر از B70 موتور ۱،۸ لیتری توربوشارژر وجود دارد که ۱۸۳ اسب بخار قدرت و ۲۳۵ نیوتن متر گشتاور تولید می کند. این موتور تنها با گیربکس ۶دنده اتوماتیک قابل سفارش است. سیستم تعلیق این ماشین همانند B50 از دوبل جناغی در جلو و چند اتصالی(Multi Link) در عقب تشکیل شده و فرمان پذیری این خودرو از سیستم هیدورلیک (HPS) پیروی می کند. ترمزهای خودرو در جلو دیسکی خنک شونده هستند و در عقب از دیسکی ساده استفاده شده است.
برای حفظ ایمنی خودرو از سیستم های ABS،EBD و BA در کنترل این ماشین بهره گیری شده و برای حفظ ایمنی ماشین در شروع حرکت و جاده ها از سیستم کنترل لغزش ( TCS و ESP) استفاده می شود. طبق اعلام شرکت FAW این خودرو در بهترین شرایط به شتاب صفر تا صد ۱۰،۷ ثانیه دست پیدا می کند و سقف سرعت خود را به ۲۱۵ کیلومتر بر ساعت می رساند. ابعاد B70 نسبت به B50 کمی بزرگتر بوده و تنها ۵ سانتی متر در فاصله محوری افزایش طول داشته. برای تخلیه دود بهتر این خودرو مثل B50F از دو اگزوز استفاده می کند و با توجه به اینکه در B70 قاب اگزوز کرومی شده، زیبایی به مراتب بهتری را به خودرو اضافه کرده است.
جدا از ارتقا قوا نسبت به برادر کوچکتر، B70 از نظر امکاناتی هم فاصله زیادی از B50 گرفته و کلاس کار خودرو را بالاتر برده است. سیستم تهویه خودرو از نوع اتوماتیک دوگانه است که قابلیت تنظیم برای هر کدام از سرنشیان جلو را به طور مستقل دارد. همچنین B70 به گرمکن صندلی های جلو مجهز شده است تا سطح امکانات کاملتری را در اختیار سرنشیان قرار بدهد. البته ضعفی که همچنان وجود دارد این است که تهویه مستقیم برای صورت سرنشینان عقب وجود ندارد و تنها از کف خودرو تهویه برای ردیف عقب میسر است. استارتر در برخی نسخه های این خودرو موجود است و جای آن در ماشین قرار دارد. البته که نسخه ای که در نمایشگاه مشهد به نمایش گذاشته شده بود فاقد این آپشن بود. آینه های جانبی خودرو از نوع برقی گرمکن دار با تاشو برقی است که نسبت به B50 کامل تر است. آینه دید عقب خودرو هم از نوع حساس به نور می باشد که به طور الکتریکی کار می کند. برای حفظ پرستیژ B70 سانروف در اکثر نسخه ها وجود دارد. شیشه های خودرو هم نسبت به بی پنجاه از قابلیت UV برخوردار است که برتری خوبی را نسبت به برادر کوچکتر به ارمغان می آورد.
تودوزی خودرو از نوع چرم مشکی می باشد که کیفیت به نسبت خوبی را شاهد هستیم. نخ دوخت صندلی ها و تودوزی به رنگ قرمز است که جذابیت زیادی را به داخل خودرو داده است. صندلی راننده هم مثل B50 برقی بوده است و در جهات مختلف قابل تنظیم می باشد.
نسخه موجود در نمایشگاه دارای سنسور پارک جلو و عقب به صورت فابریک بود که در اکثر B70ها این سیستم به صورت فابریک و استاندارد قرار دارد. چراغ های این خودرو به طبع B50 از سیستم هالوژن بهره مند است و نور پایین و بالا هر دو در محفظه ای با لنز قرار دارد. برای حفظ زیبایی خودرو نور روشنایی روز هم به خودرو اضافه شده تا ضعفی که در B50F دیده می شود، در این اتاق جبران شده باشد. البته که هنوز سنسور نور در این اتاق هم آپشن حساب شده و روی نسخه های فول قرار میگیرد.سیستم صوتی این خودرو به صورت فابریک قابلیت پخش AUX، MP3،USB و CD را از ۸ باند مجزا دارد و در نسخه فول آپشن، مانیتور با قابلیت پخش DVD، GPS و نمایش فضای پارک وجود دارد.
سیستم کروز کنترل در سمت راست فرمان و تنظیمات سیستم صوتی سمت چپ آن قرار دارد. غربیلک فرمان در ظاهر جدابیت B50F را ندارد و خیلی ساده و رسمی طراحی شده است.ایمنی B70 نسبت به B50F ارتقا پیدا کرده و از ۶ کیسه هوا بهره می برد که ایربگ های پرده ای نسبت به B50F اضافه شده است. همین امر باعث شده تا در کنار وجود سیستم ESP، اطمینان بیشتری به این خودرو در جاده ها داشته باشیم.
قیمت بسترن B70 در نسخه ۲،۰ لیتری فول طبق گفته یکی از مسئولین گروه بهمن در ایران حدود ۸۵ میلیون تومان است.
اگر قرار باشد که بسترن B70 با این مشخصات با قیمتی در حدود ۸۵ میلیون عرضه شود، مسلم است که نسبت به B50F بیشتر می ارزد. موتور قوی تر، امکانات بهتر و معیارهای ایمنی بیشتر از شاخص هایی است که باعث می شود یک خودروی ۸۵ میلیونی هرچند چینی گزینه ای مناسب برای خرید باشد. این روزها که لیفان ۸۲۰ کرمان موتور، رقیبی به نام بسترن B50F را برای خود می شناسد، باید در انتظار مبارزی سخت تر در مقابل خود باشد و در برخی پارامترها بازبینی‌ای داشته باشد.