بایگانی مطالب نشریه

ورزش پهلوانی و زورخانه ای دانشگاه پیام نورعوامل اجرایی کرمانی خود را شناخت رونق فرهنگ پهلوانی در پیام نور

ورزش پهلوانی و زورخانه ای دانشگاه پیام نورعوامل اجرایی کرمانی خود را شناخت
رونق فرهنگ پهلوانی در پیام نور

در مراسمی که پنج شنبه شب در گود زورخانه پهلوان اسدی برگزار شد، اجزا اجرایی و اعضا کمیته های مختلف انجمن پهلوانی و زورخانه ای دانشگاه پیام نور کشورمعرفی واحکام خود را دریافت کردند.
در این مراسم، پس از اجرای حرکات باستانی و زورخانه ای، توسط باستانی کاران که با نوای گرم مرشدان نیز همراه بود، ایمان مرادیان، رئیس انجمن پهلوانی و زورخانه ای دانشگاه پیام نورکشور، در سخنانی کوتاه ضمن تبریک عید امامت مولا علی (ع) گفت: در ابتدا جا دارد از دکترنصیرزاده، مدیر کل تربیت بدنی دانشگاه پیام نور تشکر و سپاس ویژه داشته باشم.
پس از انتصاب اینجانب در راس امور ورزش پهلوانی و باستانی دانشگاه پیام نورو بعد از رایزنی های فراوان و کمک و مساعدت فراوان همکاران ما در دانشگاه پیام نوراستان و کشور، موفق شدیم ستاد اجرایی این انجمن را در شهر کرمان مستقرو اعضا اجرایی و اعضای کمیته های مختلف را شناسایی و از آنها جهت همکاری و حمایت از ما در این راه عظیم و مقدس دعوت کردیم و خوشبختانه مورد استقبال این بزرگواران قرار گرفت و دوستان پذیرفتند ما را دراین راه کمک کنند.
وی ادامه داد: امروز و در این مکان گرد هم آمدیم تا به میمنت اعیاد قربان و غدیر و هم چنین فرارسیدن ماه محرم، احکام این بزرگواران را تقدیم آنها کنیم و بتوانیم فعالیت ها و کارهای انجمن را هرچه سریع تر به مرحله عملیاتی برسانیم. قبلا از همه این اساتید و پهلوانان و قهرمانان صمیمانه متشکرم که ما را در این امر باارزش و خطیر یاری می کنند.
مرادیان افززود: طی هفته های آینده با دعوت از مسئولان و انجمن های سراسر کشورو برگزاری مراسم ویژه ای، اعضاء فنی دیگر از سایر استانهای کشورکه مبنی برهر کمیته هفت نفره، یک رئیس ویک دبیر انتخاب و روسا هیأتهای کشورتعیین و در مراسم افتتاحیه احکامشان حضوری داده خواهد شد و پس از آن عملا شروع فعالیت این انجمن را در تمامی ایران عزیزاعلام می کنیم اما برای آنکه زمان را از دست ندهیم و بتوانیم هرچه سریع ترکارهای اجرایی را آغاز کنیم، تصمیم بر این شد امشب احکام کمیته ها و عوامل اجرایی کرمانی را تقدیم بزرگواران کنیم تا هرچه سریع تر بتوانیم به اهداف بالا و مقدس خود دست یابیم ، هرچند در آینده ممکن است دوستانی به جمع ما اضافه شوند.
ما دست هر عزیزی را که در این راه به ما کمک کند، به گرمی می فشاریم.
در پایان احکام و ابلاغیه ها قرائت وافراد احکام خود را به دریافت کردند؛ که طی این احکام:
آقایان حاج محمد صنعتی، حاج ایرج کامیابی، حاج علی نوحی، کمال جوانمرد و سید محسن ثمره هاشمی به عنوان «اعضا هیات رئیسه انجمن»، مهدی حاج بابایی، جلال رشید زاده، حمزه اسدی و جواد نگارستانی، به سمت «مشاوران عالی رییس انجمن»، حاج احمد دیانی و محمد اسدی به عنوان «اعضا کمیته پیشکسوتان»، علیرضا اسدی،«رییس کمیته داوران پهلوانی و زورخانه ای»، ایرج قرابیگلی و هادی خلیلی در سمت« اعضا کمیته مرشدان انجمن»، حیدر و امیر اسدی « اعضا کمیته مربیان کشتی پهلوانی و زورخانه ای»، حجت رشد زاده، « دبیر کمیته مربیان زورخانه ای»، علی اصغر اسدی،«عضو کمیته فنی زورخانه ای»، محمد حسین شاهمرادی و وحید دیانی به عنوان « اعضا کمیته داوران»، مهدی تدین، ناصر شجاعی و هادی کاربخش به ترتیب به عنوان«رییس، دبیر و عضو کمیته ترویج فرهنگ پهلوانی و زورخانه ای»، فرشاد پگاه « مشاور رسانه ای رییس»، محمد هادی منصوری و محمدرضا اکبرزاده و رضا رسولی به سمت «رییس و اعضا کمیته پشتیبانی»، حمید شیردل به سمت« رییس کمیته مسابقات» و هادی کاربخش به عنوان«مدیر روابط عمومی و امور ارتباطات» انجمن پهلوانی و زورخانه ای دانشگاه پیام نور کشور، منصوب شدند.

پایان هفته هشتم لیگ یک با صدرنشینی آبی های سیرجانی لاله های نارنجی در باتلاق انزلی گرفتار شدند

پایان هفته هشتم لیگ یک با صدرنشینی آبی های سیرجانی
لاله های نارنجی در باتلاق انزلی گرفتار شدند

هادی کاربخش
هفته هشتم لیگ دسته اول ایران با ادامه صدرنشینی گل گهر سیرجان و اولین شکست مس کرمان به پایان رسید.
در بازی های این هفته مس که در بندرانزلی و در هوایی با 82 درصد رطوبت، میهمان قوهای سفید این شهر بود، اولین باخت خود را تجربه کرد تا تنها خط تیره این تیم در جدول رده بندی نیز پاک شود. مس که با ترکیب؛ آرمان شهداد نژاد، بهنام داداش وند، فرشید علیزاده، احمد زنده روح، فرزاد حسین‌خانی، مهدی دغاغله، میلاد پورصف شکن، امیر حسین عسگری، حامد محمودی، مهدی تیکدری وحید اسماعیل بیگی بازی را آغاز کرد، خیلی زود و در دقیقه 17 اولین گل خود را روی اشتباه مسلم خط دفاعی خود دریافت کرد تا بازیکنان این تیم متوجه شوند که کار سختی را در بندر انزلی در پیش دارند. در حالی که مس حملات جسته و گریخته ای روی دروازه ملوان انجام می داد و به فکر جبران گل خورده بود، این تیم میزبان بود که در دقیقه 44 توسط حسین شناتی به گل دوم رسید و با نتیجه 2-0 از نارنجی پوشان کرمانی جلو افتاد.
در ادامه و در حالی که همگان منتظر شنیدن سوت پایان نیمه اول بودند، مهدی دغاغله مهاجم آماده و گلزن آماده این روزهای مس، در دقیقه 47 و روی یک توپ برگشتی، اولین و تنها گل تیم مس را وارد دروازه ملوان کرد و نیم نخست با همین تیجه به پایان رسید.
در نیمه دوم بازی متعادل دنبال شد و دو تیم حملات پراکنده ای را روی دروازه یکدیگر پایه ریزی کردند که هیچ کدام فایده ای نداشت و این بازی در پایان با همان نتیجه 2-1 به نفع ملوان به اتمام رسید. ابراهیم زاده در نیمه دوم احسان پورشیخعلی، محسن دلیر و مجمدرضازینال خیری را وارد زمین کرد که این تعویض ها هم اثری در نتیجه بازی نداشت. از نکات جالب و حاشیه ای این بازی می توان به حرکت مهدی دغاغله و حرکت عجیب داوراشاره کرد؛
مهدی دغاغله در دقایق پایانی نیمه اول برای مس گلزنی کرد و برای شادی گلزنی‌اش به سمت هواداران ملوان رفت و زیر پیراهن مس ، پیراهن ملوان را به هواداران این تیم نشان داد. حرکتی که باعث شد هواداران ملوان هم گلزن تیم مس را تشویق کنند اما داور مسابقه به این مهاجم به خاطر این شادی پس از گل کارت زرد نشان داد که باعث اعتراض دغاغله و کادر فنی مس شد.
در دیگر بازی های این هفته گل گهر سیرجان، تیم شگفتی ساز این فصل با دو گل اکبر صغیری و حمید گلزاری، میزبان خودش یعنی فجرسپاسی را شکست داد و جایگاهش را در صدرجدول با وینگوبگوویچ تثبیت کرد و مس رفسنجان هم با تک گلی که در دقیقه 17 توسط عباس یحیی بیگی از میهمان مازندارنی خود یعنی نساجی دریافت کرد، تن به شکست خانگی داد تا تیره روزی های علی اصغر کلانتری در این تیم ادامه داشته باشد. با نتایج امروز گل گهر همچنان در صدر جدول باقی ماند اما مس هی کرمانی و رفسنجانی به رتبه های 12 و 16 رده بندی سقوط کردند.

فرمانده انتظامی منوجان خبر داد: کشف 51 کیلو مواد مخدر از پژو 405

فرمانده انتظامی منوجان خبر داد:
کشف 51 کیلو مواد مخدر از پژو 405
فرمانده انتظامی شهرستان منوجان از کشف 11 کیلوگرم تریاک و 40 کیلوگرم حشیش از یک دستگاه پژو 405 خبر داد. سرهنگ «رضا محمد حسنی» در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت: ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی شهرستان منوجان حین گشت زنی نامحسوس و هدفمند در محور «چاه شاهی» به سمت «هشت بندی» به یک دستگاه پژو 405 مشکی رنگ مشکوک شدند. وی افزود: راننده پژو 405 پس از مشاهده ماموران قصد فرار داشت که طی تعقیب و مراقبت هدفمند پلیس خودرو متوقف شد. محمدحسنی اظهار داشت: ماموران در بازرسی از این خودر موفق به کشف 11 کیلوگرم تریاک و 40 کیلو گرم حشیش از صندلی عقب خودرو شدند و یک نفر قاچاقچی را نیز دستگیر کردند.فرمانده انتظامی منوجان خاطرنشان کرد: مواد کشف شده به همراه خودرو توقیفی و متهم برای سیر مراحل قانونی تحویل مقامات قضایی شدند.

نماینده ولی فقیه در استان کرمان: پرورش نسل متخلق به اخلاق الهی موجب شکوه و اقتدار کشور می شود

نماینده ولی فقیه در استان کرمان:
پرورش نسل متخلق به اخلاق الهی موجب شکوه و اقتدار کشور می شود

به گزارش ایرنا نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان با انتشار پیامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی گفت: پرورش نسلی متخلق به اخلاق الهی، جامعه ای آراسته به فضایل انسانی، رشد و اعتلای جامعه، توسعه فرهنگی و اقتصادی و شکوه و اقتدار کشور اسلامی را به ارمغان می آورد. آیت الله سید یحیی جعفری افزود: مکتب اسلام، دین پیراستن جان و دل های انسان ها از زنگار جهل و گمراهی و هدایت کننده افکار و اندیشه ها به نور توحید می باشد. وی اظهار کرد: از این رو رسول مکرم اسلام (ص) هدف از بعثت مبارکش را ‹معلمی› و ‹تعلیم و تعلم› اعلام فرمودند. وی گفت: اینک که کسب افتخارآفرین رتبه های جهانی در زمینه ی تولید علم و فناوری در رشته ها و سطوح مختلف توسط جوانان برومند ایران اسلامی، آینده ای روشن و پویا و جامعه ای با ثبات و مقتدر را برای ایران اسلامی نوید می دهد زمان آن است تا تمامی سیاستگذاران، برنامه ریزان و اندیشمندان فرهنگی به ویژه مسئولان عظیم ترین دستگاه تربیتی کشور یعنی آموزش و پرورش و معلمان فرهیخته در جهت نهادینه نمودن معارف ارزشمند اسلامی، تعمیق و ارتقای معرفت و بصیرت دینی و تعالی معنوی و اخلاقی آینده سازان ایران اسلامی با شتاب بیشتری گام های موثری را بردارند.
نماینده ولی فقیه در استان کرمان اظهار کرد: پرورش نسلی متخلق به اخلاق الهی، جامعه ای آراسته به فضایل انسانی، رشد و اعتلای جامعه، توسعه فرهنگی و اقتصادی و شکوه و اقتدار کشور اسلامی مان را به ارمغان می آورد. وی با اشاره به سخن رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) گفت: کار آموزش و پرورش، مهمترین کار در کشور است لذا بایستی تمامی دستگاه ها، رسانه ها و فعالان در عرصه فرهنگ، ضمن آسیب شناسی از اقدامات، برنامه ها و پرهیز از موازی کاری ها و جلوگیری از هدر رفت سرمایه های انسانی و مالی با ایجاد همدلی و همراهی، مسئولان آموزش و پرورش را یاری رسانند. آیت الله جعفری افزود: اینجانب ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر تعلیم و تربیت به ویژه شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر و مدیرکل شهید آموزش و پرورش استان حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی ایرانمنش، فرارسیدن ماه مهر و مهربانی و تقارن مبارک آن با هفته دفاع مقدس را به تمامی مسئولان آموزش و پرورش استان، خواهران و برادران دلسوز فرهنگی، دانش آموزان عزیز و خانواده های بزرگوار در سراسر استان تبریک و تهنیت عرض نموده و از ایزد منان سلامتی، عزت و سربلندی همگان را مسالت می نمایم.

روحانی در جمع خبرنگاران در فرودگاه مهرآباد: اجازه نخواهیم داد که آمریکا 2 میلیارد دلار مردم ایران را ببلعد

روحانی در جمع خبرنگاران در فرودگاه مهرآباد:
اجازه نخواهیم داد که آمریکا 2 میلیارد دلار مردم ایران را ببلعد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت،رییس جمهوری روز جمعه و در بازگشت از سفر هشت روزه خود به ونزوئلا ، کوبا و نیویورک ، دستاوردهای این سفر را در جمع خبرنگاران تشریح کرد.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در فرودگاه مهرآباد ، به سفر خود به نیویورک برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل اشاره کرد و گفت: مجمع عمومی از این جهت که با حضور سران و نمایندگان کشورها تشکیل می شود برای ما مهم است تا با توجه به تبلیغاتی که دشمنان علیه ایران مطرح می کنند مواضع کشورمان را در قالب سخنرانی ها، دیدارها و مصاحبه ها تبیین و تشریح کنیم.
دکتر روحانی به سه سخنرانی در نیویورک اشاره کرد و اظهار داشت: در این سخنرانی ها مواضع ما تبیین شد همانطور که در مصاحبه ها نیز مسیر حرکت ایران تشریح گردید. رییس جمهوری به سخنرانی خود در جمع سران کشورها در نشست مجمع عمومی سازمان ملل اشاره و گفت: در عمده این دیدارها مواضع منطقه ای و بین المللی ما تشریح شد و راجع به برخی از کشورهای اسلامی منطقه همانند عربستان که متأسفانه از اصول اسلامی و انسانی خود تجاوز و عدول کردند، توضیح داده شد. دکتر روحانی همچنین به موضوع برجام اشاره کرد و افزود : در عمده سخنرانی ها و نشست ها بر ضرورت انجام تعهدات همه طرفین به برجام تأکید شد.
رییس جمهوری گفت: در سخنرانی ام در مجمع عمومی سازمان ملل، آمریکا از یک سو به خاطر اهمال هایی که در موضوع تعهداتش در قبال برجام داشته و از سوی دیگر در خصوص برداشت غیرقانونی دو میلیارد دلار از دارایی های ایران، مورد نکوهش قرار گرفت. رییس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: ما اجازه نخواهیم داد که دولت آمریکا این پول مردم ایران را ببلعد و ما این موضوع را در دادگاه بین المللی پیگیری می کنیم و با ایستادگی خود، پول مردم را پس می گیریم.
دکتر روحانی افزود: در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل 14 ملاقات با سران کشورها داشتیم. در این دیدارها از ما می خواستند راجع به مسایل منطقه از جمله عراق، یمن و لیبی راه حل ارایه کنیم و اذعان داشتند که جمهوری اسلامی ایران نقش بسیار تأثیر گذار و بی بدیل در حل و فصل مسایل منطقه دارد. رییس جمهوری گفت: همچنین در این دیدارها سران کشورها از اینکه تحریم های ظالمانه علیه ایران اسلامی لغو شده و آنها می توانند با ایران روابط برقرار کنند خرسند بودند و در همین ارتباط رییس جمهور فرانسه مطرح می کرد که نمی شود یک کشور در مسایل بانکی، اخلال کند.
دکتر روحانی با بیان اینکه همه باید از این فضای پسا برجام استفاده کنند، گفت: ملت ایران و بویژه کارآفرینان ضروری است که از این فرصت بهره گیری کنند.
رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تشکیل کمیسیون مشترک 1+5 اشاره کرد و گفت: در چارچوب توافق برجام اگر هر یک از 7 کشور تخلف و اهمال کنند، در ابتدا به آن تذکر می دهند و در مرحله بعد موضوع در سطح مدیران کل و وزرا بررسی خواهد شد. دکتر روحانی گفت: در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک این جلسه ابتدا در سطح مدیران کل سپس وزرا تشکیل شد و همه اعضا و شرکت کنندگان با قاطعیت به آمریکا اعلام کردند که عملکرد این کشور دقیقا با برجام منطبق نیست و واشنگتن نیز قول داد روند را اصلاح کند.
رییس جمهوری افزود: اینکه 6 کشور با تذکر به آمریکا برای اصلاح رفتارش، موضع واحدی اتخاذ کردند، توفیقی مهم برای جمهوری اسلامی ایران بود. دکتر روحانی با بیان اینکه باید همگان از فضای پسابرجام استفاده کنند، گفت: همانطور که مقام معظم رهبری نیز گفتند ما به تعهدات خودمان پایبند خواهیم ماند و در عین حال همانطور که قبلاً اعلام کرده ایم با هر تخلف در این عرصه نیز با قاطعیت برخورد می کنیم.

حضور چشمگیر کرمانیان در دفاع مقدس

حضور چشمگیر کرمانیان در دفاع مقدس

منصور ایران پور- پژوهشگر تاریخ
ظهر روز 31 شهریور ماه سال 1359 برابر با 24 سپتامبر 1980 بود که ارتش بعث عراق نبرد سنگین خود بر علیه ایران را آغاز نمود. در ساعت 12 این روز به وقت بغداد، مرکز فرماندهی جنگ عراق دستور پرواز 192 بمب افکن و جنگنده را برای حمله هوایی به فرودگاهها و پایگاه های هوایی ایران صادر نمود.
بیست دقیقه بعد، سپهبد عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق که برادر زن صدام حسین رئیس جمهور عراق بود، در گزارشی مخابراتی به صدام می گوید : « سرورم ! جوانان 20 دقیقه قبل به پرواز درآمدند» صدام که خوش باورانه در رویای حذف ایران از نقشه جهان بسر می برد در پاسخ می گوید : « پس از نیم ساعت کمر ایران خواهد شکست»! در پی این حملات فرودگاه های تهران و اهواز و آبادان و سنندج و اسلام آباد و کرمانشاه و اصفهان و پایگاه هوایی نوژه همدان و سپاه سنندج و کارخانه نبرد اهواز و دهها مرکز صنعتی و اقتصادی ایران در شهرهای مختلف مورد هجوم قرار گرفته و صدمات فراوانی به آنها وارد گردید. عراق این حملات گسترده را به تقلید از استراتژی نظامی اسرائیل در جنگ شش روزه اعراب طراحی نموده بود که در آن نیروی هوایی اسرائیل اقدام به حمله برق آسا و کوبنده هوایی به فرودگاهها و هواپیماهای کشورهای مصر، سوریه و اردن نمود و در همان ابتدای امر پیروزی را از آن خود کرد.
پیشروی های سریع نیروی زمینی ارتش بعث عراق با هماهنگی هواپیماهای نیروی هوایی این کشور در بمب باران شدید تأسیسات زیر بنایی ایران به مدت پنج روز چنان با شدت ادامه یافتند که توانستتند شکست های سختی را بر پیکره نیروهای ایرانی مستقر در خطوط مرزی و خصوصأ استان خوزستان وارد نمایند. اما این حملات در حالی با ورود به روز ششم متوقف گردیدند که کمر ایران نشکسته بود و نیروهای کمکی از جای جای کشور وارد مناطق جنگی شدند، به خصوص مقاومت دشمن شکن مردم و نیروهای نظامی موجود در اطراف اهواز، شامل ستاد جنگ های نامنظم دکتر مصطفی چمران و نیروهای مردمی وابسته به سروان غیور اصلی و تیپ یک لشکر 92 اهواز و مدافعان خرمشهر، امکان تحرکات بیشتر را از دشمن گرفتند و ارتش عراق مجبور شد در همه جبهه ها حالت تدافعی به خود گیرد و حتی مقدمات اولین عقب نشینی ها نیز فراهم گردید. به هر حال ارتش بعث توانسته بود تا روز پنجم از جنگ در خلأ آمادگی رزمندگان کشورمان و مشکلات انقلابی و نبود مسئولان عالی رتبه نظامی و خلأ حضور مرزداران ناشی از کمبود سرباز در مرزها، حدود 14000 کیلومتر مربع از مناطق مرزی ایران را به اشغال کامل خود درآورد. از سویی خبر حمله ارتش مزدور صدام به مرزهای کشورمان شور هیجانی در تمامی ایران برپا نمود که کرمان هم از این شرایط جدا نبود. به گونه ای که بسیاری از مردم و جوانان کرمان توسط اتوبوس و یا با استفاده از خودروهای شخصی و نظامی به سوی جبهه های نبرد رهسپار شدند. همزمان پنج کرمانی هم در داخل شهر خرمشهر جزو مدافعان خونین شهر از این شهر دفاع می کردند. در این شرایط به جز آن پنج نفر، جوانان دیگری نیز از کرمان به خطوط مقدم نبرد رسیدند. شامل دو نفر از بم و یک نفر از جیرفت و دو نفر هم از کرمان. این افراد با اتوبوس به شهر ماهشهر در ساحل خلیج فارس رفتند و از آنجا با استفاده از لنج های دریایی از طریق اروند کنار خود را به خرمشهر رساندند و سپس با استفاده از سلاح هایی که از نیروهای بعثی به غنیمت گرفتند، در شمار مدافعان خرمشهر و خطوط مرزی ایران قرار گرفتند. از دگر سو حرکت سیل آسای رزمندگان کرمانی به سوی میادین نبرد آغاز گردید و مردم این خطه بر حسب وظیفه ذاتی خود همچون همه ایرانیان آزاده و وطن پرست عازم جبهه های نبرد شدند. جنگ با دشمنی که بدون توجه به اصول انسانی و یا اسلامی و بین المللی در هر زمینه ای دست به غارتگری زده و برای رسیدن به اهداف خیالی خود از بدترین روشها استفاده می کرد. روش هایی همچون حملات هوایی به شهرها و بمب باران خانه های مسکونی مردم و بعدها حملات شیمیایی به رزمندگان و شهرهای ایران. بدین ترتیب کرمانیان در شمار اولین گروه هایی بودند که داوطلبانه به سوی میادین نبرد شتافتند و در ادامه شهیدان زیادی را برای پیروزی و اخراج دشمن از خاک مقدس ایران تقدیم کشور عزیزمان نمودند. کرمانی ها در دفاع مقدس از استان آذز بایجان غربی در شمالی ترین بخش جبهه ها گرفته تا پایین ترین آن یعنی دهانه اروندرود و خلیج فارس حضور چشمگیر داشت. ضمن اینکه همزمان حفظ امنیت و تمامیت سرزمینی برخی مناطق کشورمان در استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان و کردستان و جنوب آذربایجان غربی را نیز بر عهده داشت.
راد مردانی از شهرهای کرمان، بم، رفسنجان، سیرجان، زرند، شهربابک، کهنوج، جیرفت، راور و رابر که از همه هست و نیست خود گذشتند تا ایران بماند و انقلاب اسلامی به حیات خود تداوم بخشد. رزمندگانی از جای جای استان و دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان که ورودشان به جنگ با همه جنگ های تاریخ ایران متفاوت بود. چرا که برای اولین بار حضور ایمان و زهد در کنار شهامت و شجاعت جزو نخستین شروط جنگ آوری در جبهه های نبرد محسوب می گردید. بدین لحاظ مومنان و انسان های پاک و خداپرست در صف اول رزم قرار گرفتند و نا اهلان هم برای رسیدن به جبهه اهل گردیدند و پس از چندی به صف عارفان پیوستند و چه بسا عارفانی که سیر سلوک را در جنگ پیمودند و این معجزه جنگ در عصر ما بود. جنگ در این دوران نه فقط گرفتن سرزمین و ریختن خون دشمن که تغییر و تحولی عمیق در روح و جسم انسانها بود. مردان مردی که در هر شرایطی یاد خدا را فراموش نکرده و هدفشان از جنگ رضایت خداوند بود. ظهور کرمانیان مقدس در دفاع مقدس از همین جا ناشی می شود. مردان مردی که سر از سجده بر نمی داشتند و مخلصانه در خدمت خدا و خلق خدا برای خدا و آزادی وطن می جنگیدند و به شهادت می رسیدند. بدین گونه بود که دفاع مقدس کرمان را از قعر به اوج رساند و کرمانیان در تاریخ دفاع مقدس به عنوان رادمردان و دلاورمردان شجاع جنوب شرقی ایران لقب یافتند. ما در تاریخ چند هزار ساله کرمان نمی توانیم بیش از انگشتان دستمان به سرداران و نام آور و دلاور اشاره کنیم. اما امروز کرمان سیراب شده است از بزرگان جنگ و جنگ آوری و مردان با شرفی که زهد و تقوا و مبارزه با دشمن را در راستای ایمان به خداد می دیدند. جای افتخار دارد که کرمان در دفاع مقدس حدود 6 هزار شهید و30 سردار شهید را تقدیم کشور ایران و اسلام نموده است. بی شک ایران به کرمان مدیون است. چه اینکه آزادی بخشهای وسیعی از سرزمین های کشورمان مرهون خون و خون دل خوردن دیروز رزمندگان کرمانی بوده است.

شب به خیر فرمانده

شب به خیر فرمانده

پیام ما- به مناسبت هفته دفاع مقدّس کارگاه آموزش فیلم نامه نویسی ساعت ۹ صبح پنج شنبه اوّل مهر با حضور انسیه شاه حسینی، کارگردان فیلم سینمایی«شب به خیر فرمانده» و جمعی از سینماگران جوان در سالن اجلاس کانون هنر برپا شد.
ساعت 18 همان روز در سالن شماره دو سینما شهر تماشا مراسمی با حضور این کارگردان و فیلمساز دفاع مقدس برگزار شد. این مراسم با پخش و نقد و بررسی فیلم شب به خیر فرمانده، با حضور کارگردان فیلم، تجلیل از همسر شهید آتشی گوهری(تصویر بردار کرمانی) و تقدیر از چند فیلم ساز فعال کرمانی همراه بود. مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیز در این مراسم حضور داشت.
شاه حسینی اوّلین زن رزمنده ای است که در موضوع دفاع مقدس فیلم ساخته است.
وی فارغ التحصیل کارگردانی سینماست و فعّالیّت هنری خود را با کارگردانی و فیلمنامه نویسی فیلم های کوتاه آغاز کرده است. کتاب توپ چنار (سوره مهر)، فیلم های کوتاهی مانند «مجال»، «آخرین روز تابستان» فیلمی درباره زنان تفحّص، «اعتراض یک جانباز»هیچگاه نمایش داده نشد.
فیلنامه هایی چون: پنالتی، شب بخیر فرمانده، غروب شد بیا، مجروح جنگی، اوینار، آب را گل نکنید، دل نمک، پوریای ولی و غیره و کارگردان فیلم هایی چون: زیباتر از زندگی، پنالتی، شب بخیر فرمانده، را در کارنامه کاری خود دارد.
گفتنی است فیلم شب بخیر فرمانده جوایز و عناوین فراوانی از جمله: جایزه ویژه کلیسای کاتولیک به خاطر نگاه انسانی، جایزه ویژه به عنوان بزرگ‌ترین جایزه از جشنواره سینما توت، اکران و تقدیر در جشنواره کارلوویزاری در کشور چک، اکران در شهر ژنو سوئیس، فیلم، تحسین ویژه و تقدیر از جشنواره‌های فوکوئوکای ژاپن، جایزه بازیگر زن از جشنواره اوراسیا در قزاقستان، جایزه ویژه تماشاگران از جشنواره و سول فرانسه، جایزه بهترین فیلم آسیایی از جشنواره نگاه پرندگان در انگلستان تقدیر در جشنواره ۲۳ فیلم فجر را داراست.
شاه حسینی از حضور گرم کرمانی ها در سینما شهر تماشا سپاسگزاری کرد و گفت:« من برای اولین بار است که فیلم«شب به خیر فرمانده» را از روی فراغت نگاه می کنم. بسیار خرسندم که این اتفاق در جمع کرمانی های خون گرم افتاد.

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

دل نوشته

برای مادرم
قلمم راست بایست واژه ها گوش به فرمان قلم همگی نظم بگیرید مودب باشید صاحب شعر عزیزیست بنام مادر… امشب از شعر پرم کو قلم و دفتر من انقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو…. تک و تنها و غریبم تو کجایی مادر آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو جان من حرف بزن امر بفرما مادر آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو کوچه پس کوچه این شهر پر از تنهایی است آنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو. مادر ای یاد تو آرامش من. امشب از کوچه دلتنگی من میگذری. جان من زود بیا بغلم کن مادر…. آنقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو… گفته بودی عاشق اشعار توام… ای به قربان تو فرزند.. زود بیا دلتنگم… آنقدر شعر برای تو بخوانم که نگو… مادرم… مادر خوبم بخدا دلتنگم… روبه رویم بنشینی کافیست.. همه دنیا به کنار تو که باشی کافیست… دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام… آنقدر واژه به پای تو بریزم که نگو… گرچه از تو دورم ولی دست تو را میبوسم نه شعار است نه حرف… آنقدر خاک کف پای تو هستم که نگو….
نادیا برخورداری

جزئیات حادثه مرگبار برای دوچرخه‌سوار ایرانی در پارالمپیک

جزئیات حادثه مرگبار برای دوچرخه‌سوار ایرانی در پارالمپیک
«بهمن گلبارنژاد» در رقابت‌های دوچرخه‌سواری پارالمپیک ریو دچار سانحه شد و جانش را از دست داد تا کاروان شهدای منا در ریو 2016 جانباخته داشته باشد. جزییات وقوع این حادثه اکنون روشن‌تر شده است.
بهمن گلبارنژاد دوچرخه‌سوار 48 ساله پارالمپیک ایران در جریان رقابت‌های 2016 ریو دچار سانحه شد و درگذشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که این ملی‌پوش ایران بعد از زمین خوردن در جریان مسابقه و در راه انتقال به بیمارستان دچار ایست قلبی شده و درگذشته است. گلبارنژاد در حین رقابت‌ و در یکی از شیب‌های تند دوچرخه‌اش به زمین می خورد و دچار آسیب‌دیدگی‌ می‌شود، گفته می‌شود که در این برخورد گردن او شکسته و دچار آسیب‌دیدگی جدی شده است. گلبارنژاد در طی انتقال به بیمارستان دچار ایست قلبی شده و در نهایت پیش از رسیدن به بیمارستان مجبور به انتقال او به یکی از درمانگاه‌های نزدیک محل حادثه می‌شوند. در نهایت عملیات احیای او نیز بی‌نتیجه‌ می‌ماند و این دوچرخه سوار معلول ایرانی جان خود را از دست می‌دهد. به نوشته روزنامه مارکا اسپانیا قرار است در مراسم اختتامیه رقابت‌های پارالمپیک 2016 به احترام درگذشت گلبارنژاد یک ‌دقیقه سکوت شود. همچنین در بازی فینال والیبال نشسته ایران و بوسنی نیز قرار است پرچم ایران نیمه افراشته شود.

گفت‌وگو با زنی که سرطان او را ناامید نکرده جنگ یازده ساله با سرطان

گفت‌وگو با زنی که سرطان او را ناامید نکرده
جنگ یازده ساله با سرطان

راضی کردن فردی که به بیماری سرطان مبتلا باشد و باقدرت با این بیماری می‌جنگد برای مصاحبه واقعاً سخت بود. در طول دو هفته گذشته با چند بیمار سرطانی صحبت کردم اما نتوانستم هیچ‌کدام را برای مصاحبه کردن راضی کنم. خیلی‌ها هم آن‌قدر درگیر بیماری‌شان شده بودند که حال جواب دادن به سؤالات من را نداشتند و درواقع با مصاحبه کردن با این افراد من هیچ کار مفیدی انجام نداده بودم. چرا هدف اصلی من از مصاحبه با بیمار سرطانی این بود که دیگر بیماران با خواندن این مصاحبه امید به دلشان راه پیدا کند و بدانند در هر شرایطی بازهم می‌توان زندگی عادی داشت و با امید زندگی کرد. درحالی‌که ناامید از مصاحبه بودم، شراره درخواست من را قبول کرد. شراره روحیه‌ای مبارزه‌طلبانه و قوی دارد. امید به زندگی دارد. از همه مهم‌تر اینکه دوست داشت با انجام این مصاحبه ‌به بیماران و خانواده‌های هم نوع خودش کمک کند.

چه سرطانی دارید؟
سال 84 سرطان سینه گرفتم یعنی تقریباً 11 سال پیش. خیلی سخت بود. در کرمان زیر نظر خانم دکتر کلانتری تحت درمان قرار گرفتم و شیمی‌درمانی شدم. برای انجام رادیوتراپی به تهران رفتم و خوشبختانه دوره درمانم تمام شد. فقط باید مرتب چکاپ می‌کردم، اول سه ماهی یک‌بار بعد 6 ماهی یک‌بار و بعد هم سالی یک‌بار. همه‌چیز به روال عادی خود برگشت تا اینکه 10 سال بعد یعنی سال گذشته اواخر خرداد مشکل ریه‌ای پیدا کردم. دکتر گفت که همان نوع سلول سرطانی که در سینه داشتم ده سال در ریه خاموش بوده و بعد از ده سال فعال‌شده است. متأسفانه بعد از انجام آزمایش‌ها گفتند که استخوانم هم درگیر سلول‌های سرطانی شده است. اگر دیرتر می‌فهمیدم همه‌ی استخوان‌هایم نیز درگیر می‌شدند ولی خوشبختانه با شیمی‌درمانی‌هایی که بر روی ریه‌ام شروع کردم بر استخوان نیز اثر گذاشت و خوب شد.
زمانی که پزشکان تشخیص دادند که سرطان دارید، بیماری شما در چه مرحله‌ای بود؟
سرطان سینه‌ام تقریباً خیلی پیشرفت کرده بود که فهمیدم. من در آن زمان لیسانس مامایی را تمام کرده بودم و در خیابان خورشید مطب داشتم. به‌واسطه شغلم نسبت به سرطان سینه خیلی حساس بودم. هر مریضی که می‌آمد حتماً معاینات لازم برای تشخیص این نوع سرطان را انجام می‌دادم، اما فکر نمی‌کردم زمانی خودم درگیر این بیماری شوم. من فقط 29 سال داشتم. اوایل احساس می‌کردم مشکلی وجود دارد اما نمی‌توانستم باور کنم که در سن 29 سالگی درگیر این بیماری شده‌ام. کتاب‌هایی که ما برای دوره لیسانس مامایی می‌خواندیم رفرنس آمریکا بود و در تمامی کتاب‌های ما نوشته‌شده بود سرطان سینه در زنان 35 سال به بالا باید چک شود. هیچ‌وقت قید نکره بودند که زن 20 ساله ماموگرافی و چکاپ انجام دهد، اما در کشور ما در حال حاضر در سن 15 و 16 سالگی هم احتمال سرطان سینه وجود دارد. علائم این بیماری را در بدنم می‌دیدم چون لیسانس مامایی داشتم، اما چون فکر نمی‌کردم سراغ من بیاید اجازه دادم به مرحله آخر برسد. زمانی که دیگر همه علائم نشان‌دهنده سرطان را دیدم تا آخر ماجرا را فهمیدم. حالا می‌دانستم چه دارویی باید بخورم و شیمی درمان باید انجام شود. قبل از اینکه به دکتر مراجعه کنم همه را در ذهن خود مرور کردم. تقریباً در مرحله‌ای به پزشک مراجعه کردم که قطر تومور زیاد بود. وضعیتم نسبت به دیگر بیمارانی که مشکل من را داشتند و در محل شیمی‌درمانی می‌دیدم بدتر بود.
در مورد سرطان ریه نیز همین اشتباه را دوباره انجام دادم. حساسیتی داشتم که دو یا سه سال درگیر این حساسیت بودم. بازهم فکر می‌کردم ادامه‌دار شدن سرفه‌هایم به دلیل حساسیت است و توجهی نمی‌کردم. برای حساسیت به دکتر مراجعه می‌کردم اما به دلیل اینکه دوست نداشتم در مورد سرطانم صحبت کنم به دکتر نمی‌گفتم که قبلاً مشکل سرطان داشته‌ام. بعد از 8 ماه سرفه مداوم پزشکم را در جریان سرطان گذاشتم. زمانی که سرطان ریه را تشخیص دادند دکتر گفت تمام ریه از توده‌های سرطانی پرشده است. در این مدت من فقط سرفه‌های مکرر داشتم و معمولاً توده‌های بدخیم درد ندارند به همین دلیل من متوجه بیماری نمی‌شدم.
وقتی بیماران نام سرطان را می‌شنوند ناخودآگاه فکرشان به این سمت می‌رود که آخر عمرشان است. شما چطور توانستید با این فکرها مقابله کنید؟ آیا لحظه اول این فکرها به ذهن شما هم رسید یا خیر؟
بله. این فکرها به ذهن من هم آمد. اسم این بیماری اولین چیزی که به ذهن می‌آورد مرگ است. هر دو بار این فکرها به ذهنم آمد و فکر نمی‌کنم هیچ فردی باشد که این فکر به ذهنش نیاید و از همان اول بگوید تقدیر خدا همین است. من معتقدم همه‌چیز به قدرت درونی هر فرد برمی‌گردد. من در هر دو مورد بیماری‌ام به اولین چیزی که فکر کردم این بود که اگر الان بمیرم چه می‌شود، در زمان سرطان سینه‌ام پسرم 2 سال و نیم داشت و از اینکه پسرم را بگذارم و بروم خیلی ناراحت بودم. نگران این بودم که بزرگ شدن این بچه از این به بعد زیردست چه کسی است. برای سیر اول سرطانم گریه نکردم. تابستان بود دو تا کاموا بزرگ و درشت بافت خریدم. به این فکر کردم شاید من زمستان نباشم و پسرم لباس زمستانی نداشته باشد. یک ژاکت زمستانی بافتم. کشوهای لباسم را جمع جور کردم. همه‌ کارها‌یم را بدون اینکه شوهرم بفهمد انجام دادم. هنوز برای شیمی‌درمانی اقدامی نکرده بودم اما وقتی بیمار در سیر شیمی‌درمانی بیافتد و دیگر مریض‌ها را ببیند دلش قرص می‌شود. به این فکر می‌کند که شرایط من بهتر از دیگران است. فلانی موهایش ریخته و چند سال تحت درمان بوده و بهتر شده است. پس من هم خوب می‌شوم. دفعه اول راحت‌تر بیماری‌ام را پذیرفتم، اما بار دوم به خودم گفتم، حتماً آخر عمرم است که دوباره درگیر سرطان شدم و اگر امتحان بود من یک‌بار امتحان خود را پس داده بودم. کمی خودم را باختم اما به خاطر اطرافیانم خودداری کردم. در سیر درمان قرار گرفتم و خوشبختانه داروها اثر کرد. سرفه‌هایم کم شد. هرروز می‌گفتم خدایا شکرت که علم پیشرفت کرده است و دکتر خوب و داروهای خوبی دارم و هرروز بهتر از قبل می‌شوم.
اولین نفری که سرطان اولت را فهمید چه کسی بود؟
برای سرطان سینه‌ام به اولین کسی که گفتم خواهر کوچک و مجردم بود. از خواهرم خواستم که با من به دکتر بیاید و درمانم را شروع کنم. در همین زمان مادرم به دلیل مکالمات زیاد من و خواهرم شک کرد و مجبور شدم او را هم در جریان بیماری‌ام قرار دهم. دوست نداشتم با گریه کردن دیگران را ناراحت کنم. دلم پردرد و استرس بود. دلم می‌خواست می‌توانستم به 6 ماه جلوتر بروم و بفهمم چه می‌شود. می‌دانستم اگر گریه کنم مادرم هم می‌شکند. اولین روزی که به مطب دکتر رفتم به خانم دکتر گفتم:« من مامایی خواندم و می‌دانم که سرطان دارم و فقط می‌خواهم بدانم نظر شما هم همین است.» دکتر گفت: بله . مادرم کنارم ایستاده بود و همه حرف‌های دکتر را شنید. در تمام مدت که به خانه بازمی‌گشتیم به خودم می‌گفتم که نباید گریه کنم. نمی‌خواستم شکستن مادرم را ببینم. به خانه رسیدم مادرم پرسید: « کاری داری کمکت کنم؟» گفتم: نه. می‌خواستم دور از چشم مادرم گریه کنم. مادرم نرفته برگشت. به خودش گفته بود: «الان وضعیت بدی است و من چرا دخترم را تنها گذاشتم و آمدم.» وقتی برگشت گفت: «می‌خواهم برایت بابونه دم بدهم.» ( شراره بعد از گفتن این جملات از یادآوری آن لحظات خندید). برای سرطان ریه هم تا سه هفته به هیچ‌کس جز شوهرم نگفتم. حتی به دوست صمیمی‌ام نگفتم. نمی‌خواستم ناراحتش کنم. بعضی‌اوقات هم که با او صحبت می‌کردم خنده‌هایش را می‌دیدم، دلم نمی‌آمد که چیزی بگویم. وقتی مادر و خواهرم زنگ می‌زدند اگر خانه بودم می‌گفتم همه‌چیز خوب است اما اگر در مطب دکتر بودم می‌گفتم داریم خرید می‌کنیم. این روحیه رادارم که دل همه را آرام کنم و خودم کارهایم را انجام دهم. می‌خواستم بقیه را سرگرم کنم و خودم خبرهای خوب را بدهم. دلیلی نداشت به دیگران استرس و اضطراب بدهم و ناراحتشان کنم، چون در آخر که حالم خوب می‌شد خودم شرمنده آن‌ها می‌شدم که نگرانشان کردم. دوست داشتم بعدازاینکه حالم کمی بهتر می‌شود بگویم درمانم را انجام داده و بهتر شدم.
واکنش خانواده چطور بود؟
پسرم از سرطان سینه من هیچی نمی‌فهمید.با من که به مطب می‌آمد بازی می‌کرد و این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید. اما برای سرطان سینه‌ام 13 ساله شده بود و از مکالمات تلفنی من و دوستم همه‌چیز را فهمیده بود و خیلی خوب برخورد می‌کرد. شوهرم هم واقعاً عالی است. نه خودش را باخت و نه دلداری الکی داد و نه پنهانی به سراغ دکترم می‌رفت. گاهی اوقات دلداری‌های الکی برای بیمار سم است. همسرم بامتانت برخورد کرد و خیلی هم خونسرد است. رفتارهای او در این مدت به من خیلی کمک کرد. عصر که ساعت 5 یا 6 بعدازظهر از سرکار به خانه می‌آمد هنوز نهار نخورده بود به او می‌گفتم باید بروم دکتر. چون استرس داشتم و نمی‌توانستم صبر کنم و می‌خواستم زودتر بفهمم که جواب دکتر چیست. بعدازاینکه از دکتر می‌آمدیم داروهایم را تهیه می‌کرد. همسرم شانس بزرگ زندگی من بود. اگر به او می‌گفتم 6 ماه هرروز باید برویم مطب دکتر می‌آمد و هیچ اعتراضی نمی‌کرد. حتی در مسیر درمانم دلم می‌خواست بدانم که هزینه درمانم چقدر شده است، اما هیچ‌وقت نه هزینه عمل‌هایم را فهمیدم و نه هزینه داروهای شیمی‌درمانی را.
مادرم و خواهرانم کمکم می‌کنند و دیدشان روی موضوع بیماری من این بود که در روند بیماری من کمک کنند تا کارهای درمانی زودتر پیش رود. بعضی خانواده‌ها می‌آیند و گریه می‌کنند و نمی‌توانند جلوی اشک‌هایشان را بگیرند و حال بیمار را بدتر می‌کنند، اما در خصوص خانواده من این‌طور نبود. در طول درمانم گاهی اوقات می‌شد بعد از چند ماه احساس می‌کردم چیزی نمی‌دانند و می‌گفتم خدایا چرا هیچ‌کس عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟ این‌جور رفتارها برای بیمار خیلی بهتر است تا اینکه هرروز یک نگاه نگران را ببیند. در بیماری اولم، شوهرم خاله‌ای داشت که سنش بالا و فوق‌العاده زن فهمیده‌ای بود. به خانه ش می‌رفتم هیچ‌وقت حال من را نمی‌پرسید به همین دلیل هم راحت‌تر به دیدنش می‌رفتم و بیشتر دوستش داشتم. ایشان هم به اطرافیان گفته بود من این دختر را چون دوست دارم دلم راضی نمی‌شود که در مورد بیماری‌اش بپرسم. کلاً دوست نداشتم افراد زیادی از بیماری‌ام بدانند.من در اوج شیمی‌درمانی برای اینکه خودم را به بقیه ثابت کنم کیک و ترشی درست می‌کردم و همه کارهای خانه را خودم انجام می‌دادم. دوست داشتم به‌جای اینکه وقتی شوهرم به خانه می‌آید یک زن رنجور و مریض را ببیند، بوی غذا یا کیک و شیرینی به مشامش برسد. خیلی اوقات کارم خراب می‌شد اما بازهم انجامش می‌دادم. زمانی هم که خراب می‌شد شوهرم می‌گفت: به‌به چقدر خوب شده. مثلاً مامانم وقتی به خانه من می‌آید و می‌بیند خانه‌ام تمیز است کیک و غذا درست کردم خودش روحیه می‌گیرد و خوشحال از در خانه من بیرون می‌رود. خواهرم سر اولین بیماری‌ام گفت هر وقت مادر حالش خوب نیست به او می‌گویم «پاشو بریم به شراره سر بزنیم.» هر وقت که روحیه خوب من را می دیدند، خیالشان راحت می‌شد.
گفتی دوست نداشتی کسی از بیماری‌ات بداند. چطور توانستی از پاسخ دادن به سؤالات فرار کنی؟
یک‌بار یک نفر گفت چقدر لاغر شدی. من هم گفتم دارم رژیم می‌گیرم.
می‌توانستم مثل دیگر بیمارها آه و ناله کنم اما نکردم. به همه مریض‌ها می‌گویم هر باری که من می‌گفتم استخوان‌هایم درد می‌کند بدتر می‌شدم. هر بار که می‌گفتم حال تهوع دارم بدتر می‌شدم. می‌گفتم توانم کمتر شده واقعاً کمتر می‌شد. وقتی اطرافیان می‌پرسند چطوری می‌گفتم خیلی خوبم. آن‌ها می‌دانستند خوب نیستم اما دیگر نمی‌توانستند بپرسند چطوری؟
به همه بیماران نصیحت می‌کنم ؛ بیمار باید امید داشته باشد چون علم پیشرفت کرده. اکثر بیماران سرطانی درمان می‌شوند.
از زمانی که متوجه بیماری‌تان شدید، هیچ اتفاقی باعث شد که عقب‌نشینی کنید؟
نه. وقتی سرطان ریه‌ام تشخیص داده شد پزشکان گفتند درمان می‌شود، اما زمانی که گفتند استخوانم هم درگیر شده خیلی تحملش برایم سخت بود. فکر می‌کردم همه‌چیز تمام‌شده است. اولین باری که شکستم و گریه کردم همان زمان بود اما بازهم خانم دکتر کلانتری با توجه به اینکه بسیار زن آرام و خوش‌برخوردی هستند به نگرانی من پایان دادند. دکتر کلانتری آن‌قدر خوب به من دلداری داد که من با دل قرص از مطب بیرون آمدم. مطمئن شدم خوب می‌شوم. برخوردشان با همه خوب است. به یک مرد بلوچ می‌گفت: «مامان تو مامان من است. من مامان تو را به‌اندازه مامان خودم دوست دارم.» اصلاً آدم نمی‌تواند تصور کند که یک دکتر تا این حد با بیمارانش خوش‌برخورد باشد. من هر وقت استرس داشته باشم اولین کاری که می‌کنم به مطب خانم دکتر می‌روم. همه برایش دعا می‌کنند که سالم باشد.
زمانی که متوجه شدید بیمارید به شغلتان ادامه دادید؟
خیر.هم‌زمان با شروع بیماری‌ام مطب را زده بودم و درگیر درمان سرطان شدم. چون شیمی‌درمانی می‌کردم نمی‌توانستم به‌طور منظم مطب باشم. به همین واسطه مریضانم هرروز کمتر می‌شدند. به من گفتند باید برای رادیوتراپی به تهران بروم که یک ماه به طول انجامید. وقتی برگشتم دیدم که نمی‌توانم ادامه دهم. وسایلم را جمع کردم و در خانه ماندم. استرس شغلم را هم نمی‌خواستم. مامایی شغل پراسترسی است تفاوتی ندارد که در بیمارستان یا مطب کارکنی. بعد از دو سال در صنف کیف و کفش مشغول به کار شدم. در زمان مشکل ریه هم سرکار رفتم.حتی زمان عمل ریه که خیلی سخت هم بود دو روز مرخصی گرفتم و هر جور که می‌شد خودم را مجبور می‌کردم که کارکنم. رفتن سرکار برایم بهتر بود و اگر رئیسم می‌گفت یک هفته سرکار نروم بازهم قبول نمی‌کردم. می‌رفتم سرکار تا بهتر باشم. ساعاتی را که محل کارم می‌رفتم بیماری‌ام را فراموش می‌کردم. رئیسم خیلی با من همکاری کرد و خوشبختانه ازلحاظ محیط کارم هم شانس آورده‌ام.
به نظر شما دکترها باید مشکل بیمار را مستقیم به خودشان بگویند ؟
من در مورد این موضوع خیلی فکر کردم. به نظر من مریض بداند که چه بیماری‌ای دارد بهتر است. البته چیزی که مهم است این است که روحیه هر مریضی را دکتر نمی‌داند. خانواده مریض بهتر می‌دانند که اگر بیمار بداند بهتر است یا نداند.

استفاده غیر اصولی از سموم کشاورزی سلامت جامعه را به خطر انداخته است

استفاده غیر اصولی از سموم کشاورزی
سلامت جامعه را به خطر انداخته است

معصومه ابتکار با اشاره به مکاتبه سازمان حفاظت محیط زیست با وزارت جهاد کشاورزی در خصوص سموم دفع آفات، گفت: مصرف بی رویه سموم، استفاده از سموم تاریخ گذشته و غیرمجاز سبب شده تا متاسفانه در منابع آب و خاک کشو رد پای این سموم دیده شود.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: مصرف بی‌رویه کودهای کشاورزی نیز آسیب جدی به خاک رسانده است. این کودها که میزان زیادی نیترات در خود دارد عامل خطرناکی است که بقایای آن در خاک، آب و فرآورده غذایی نفوذ می کند.
نیترات موجود در سموم کشاورزی سلامت انسان را با خطر مواجه می‌کند
وی افزود: نیترات موجود از خاک و آب به گیاه می‌رسد و از گیاه به سفره غذایی مردم منتقل شده و نهایتا سلامت انسان را با خطر مواجه می‌کند. متاسفانه گزارش‌هایی به سازمان رسیده مبنی بر اینکه مواد سمی غیرمجاز و خطرناک در داخل این چرخه به سلامت انسان‌ها آسیب رسانده است.
در واقع این سموم از چرخه محصولات کشاورزی دنیا کنار گذاشته شده و به دلیل عوارضی که دارد سازمان محیط زیست تاکید کرده تا وزارت کشاورزی نیز این سموم را از رده خارج سازد.
استفاده نابجا از سموم کشاورزی حشرات مفید را ازبین می برد
معاون رئیس جمهور در دولت یازدهم گفت: علاوه بر عوارض ذکر شده، این سموم سبب از بین رفتن حشرات مفیدی که بخشی از اکوسیستم هستند نیز شده است. در حقیقت ۷۰ درصد گرده افشانی محصولات کشاورزی توسط انواع زنبورها انجام می گیرد. متاسفانه ثابت شده که سموم تولید شده حشرات مفید از جمله زنبورها را از بین برده است.
وی ادامه داد: سموم سبب متوقف سازی زاد و ولد حشرات مفید شده، از این رو در همه جای دنیا متولیان محیط زیست روی مصرف سموم اقدامات سخت گیرانه صورت داده اند و سازمان حفاظت محیط زیست هم از همین جهت به این مورد ورود پیدا کرده است.
ابتکار تصریح کرد: اخیرا در کمیسیون کلان شهرهای دولت این موضوع پیگیری شده است. در واقع درخواست شده تا میادین میوه و تره بار در تمامی شهرهای کشور به اندازه گیری بقایای سموم در فرآورده های غذایی دقت کنند چراکه با ورود سموم، مواد غذایی آسیب زا خواهد شد. حتی این سموم می تواند اختلالاتی در سیستم ایمنی و گوارش، مغز و اعصاب ایجاد کند.
وی افزود: وزارت بهداشت و شورای شهر سوم تهران اندازه گیری‌هایی را روی بقایای سم و کود در فراورده‌های غذایی انجام داده اند، بنابراین تاکید می شود این مسئله به طور جدی و منظم رصد شود.