بایگانی مطالب نشریه

چه خبر از کرمان

بومی‌سازی بیش از ۴ هزار قطعه در صنایع مس گامی بلند در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی
مدیرعامل مس منطقه‌ای استان کرمان گفت: اقدامات بزرگی در مس کرمان در راستای اقتصاد مقاومتی صورت گرفته و بومی‌سازی به شکل عملی در شرکت ملی صنایع مس از سالیان گذشته اجراشده و تاکنون بیش از ۴ هزار قطعه بومی‌سازی شده است.
به گزارش خانه خشتی، مدیر مس منطقه‌ای استان کرمان در پانل تخصصی صنعت، اقتصاد، کشاورزی، توسعه و عمران شهری و روستایی همایش رفسنجان، تدبیر، تلاش و توسعه ضمن خیرمقدم به حاضرین در این همایش به تعریف بهره‌وری اشاره کرد و اظهار داشت: بهره‌وری شاخصی است که در همه حوزه‌های کاری و همه نهادها تأثیر بسزایی دارد و مناسب‌ترین تعریف آن استفاده کارآمد از مجموعه عوامل تولید است.
وی بابیان اینکه در برنامه چهارم و پنجم توسعه کشور سهم بهره‌وری در رشد اقتصادی ۸ درصد در نظر گرفته‌شده و نیم درصد آن محقق شد تصریح کرد: عوامل مؤثر زیادی وجود دارد که بگوییم چرا نتوانستیم این سهم را محقق کنیم و بخش زیادی از آن مربوط به بحث تجارت خارجی ، صادرات و واردات است که در سال‌های اخیر سایه تحریم مشکل داشتیم. نظری خاطرنشان کرد: بخشی دیگر از این عدم تحقق برمی‌گردد به خودمان که چطور عمل کردیم.
وی در ادامه به عواملی عدم تحقق بهره‌وری پرداخت و تعریف پروژه‌های بی‌حساب‌وکتاب را یکی از این عوامل برشمرد و گفت: دیگر عامل دولتی بودن اقتصاد است، گاهی اوقات ما هم تکلیفمان خوب نمی‌دانیم.
نظری بهره‌گیری از مدیران برتر و نخبگان و نیروهای خبره را یکی از شاخص‌های دستیابی به بهره‌وری مناسب برشمرد و اظهار داشت: نقش مدیران نیز در اینجا اهمیت دارد ، در شرکت‌ها و سازمان مدیران به دنبال اثبات خودشان هستند تا از توانمندی خودشان استفاده کنند درحالی‌که باید در راستای نیاز سازمان عمل کنند. وی افزود: مدیران وضعیت نسبی خود در سازمان بشناسند نه اینکه خلاقیت فردی را ترجیح دهند که درنهایت چیزی عاید شرکت نخواهد شد.
وی افزایش سرانه مطالعه به‌ویژه در مدیران را مهم دانست و گفت: متأسفانه در این عامل ضعف داریم درحالی‌که مطالعه مدیران باید فراتر ازآنچه در سیستم تعریف‌شده باشد. نظری خاطرنشان کرد: مستندسازی نیاز جامعه است ما باید بر ثبت تجارب خود مبادرت ورزیم و درباره کارمان فکر کنیم. وی بیان داشت: عامل دیگر که در بهره‌وری مؤثر باشد و مدیران باید رعایت کنند این است که طرح و برنامه خود را کوتاه نمایند اما مدیران علاقه‌مند هستند که طرح و برنامه پیچیده داشته باشند. نظری گفت: به دیگران اجازه دهیم خودشان صاحب فضای خودشان باشند اگر فرد طرحی دارد ک منجر به حذف نظر مدیر می‌شود نباید با آن مقابله کرد.
مدیرعامل مس منطقه‌ای استان کرمان در بخش دیگر سخنان خود به بهره‌وری در شرکت مس منطقه‌ای استان پرداخت و اظهار داشت: در این شرکت در سال ۹۲ به ازای هر نفر دو تن مس تولید کردیم با توجه به تغییرات سه سال، در سال ۹۴ بهره روی ۱۳.۵ درصد شد یعنی ۳۵ درصد افزایش داشت. وی افزود: امید است در سال اقتصاد مقاومتی بتوانیم به تولید ۲۸۰ هزار تن برسیم که دور از دسترس نیست و این به معنای افزایش ۴۰ درصدی بهره روی است.
نظری خاطرنشان کرد: اقدامات بزرگی در مس کرمان در راستای اقتصاد مقاومتی صورت گرفته و بومی‌سازی به شکل عملی در شرکت ملی صنایع مس از سالیان گذشته اجراشده و تاکنون بیش از ۴ هزار قطعه بومی‌سازی شده است.
وی به سرمایه‌گذاری و توسعه در مس منطقه کرمان اشاره کرد و گفت: در استان کرمان ۱۳ پروژه صنعتی و معدنی با هزینه ۱۰ هزار میلیارد تومان در حال اجراست که تاکنون ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه شده و مابقی را شرکت از منابع داخلی یا تسهیلات بیرونی تأمین می‌کند که تا سال ۹۸ به ثمر رسد و نهایتاً تولید کنسانتره به یک‌میلیون و ۱۵۴ هزار تن و ظرفیت کاتد به ۴۰۰ هزار تن افزایش یابد. نظری در پایان خاطرنشان کرد: درست است که این ۱۳ پروژه با هزینه بالغ در حال انجام هستند اما انتظار اشتغال‌زایی در شرکت بزرگ را نداشته باشید و حداکثر سه هزار نفر را می‌توان جذب کرد.

آغاز به‌سازی و زیباسازی محدوده‌ی گنبد جبلیه
شهردار منطقه یک کرمان از به‌سازی و زیباسازی محدوده‌ی گنبد جبلیه خبر داد.
به گزارش کرمان‌شهرآن‌لاین، علی سعیدی با بیان این‌که پروژه‌های عمرانی و خدماتی سطح منطقه با پیش‌رفت خوب و قابل ملاحظه‌ای در حال اجراست، گفت: در ادامه‌ی به‌سازیِ حاشیه‌ی بزرگ‌راه آیت‌الله خامنه‌ای، محدوده‌ی گنبد جبلیه نیز در حال به‌سازی و زیباسازی است. وی افزود: هم‌اکنون، مرحله‌ی نخست این پروژه شامل ساخت باند کندرو و اصلاح هندسی کنارگذر گنبد جبلیه به متراژ 6200 مترمربع در حال اجراست.
سعیدی ادامه داد: پس از تکمیل زیرسازی باند کندرو، جدول‌گذاری مسیر آغاز می‌شود. شهردار منطقه یک خاطرنشان کرد طی هفته‌های آتی، هم‌زمان با ساخت باند کندرو، ساخت بوستانی در ضلع شمالی گنبد جبلیه و هم‌چنین حدفاصل جاده‌ی مقبره‌ی سیدحسین تا جاده‌ی آرامستان جدید آغاز می‌شود.

مهرماه زمان برگزار جشنواره گردو
چهارمین جشنواره استانی گردو به میزبانی شهرستان بافت برگزار می شود. در جلسه هماهنگی برگزاری جشنواره گردوی استان به میزبانی شهرستان بافت، مدیر جهاد کشاورزی بافت گفت: این جشنواره 9 مهرماه امسال برگزار می شود.
کریمی افزود: با توجه به جمع آوری کامل محصول گردو از باغات توسط کشاورزان برگزاری این جشنواره بامشکل عدم استقبال روبرو خواهد شد . این جشنواره به مدت یک روز برگزار خواهد شد.

آنفلوانزای H1N1؛ علائم و راه‌های پیشگیری

آنفلوانزای H1N1؛
علائم و راه‌های پیشگیری
ویروس H1N1 از آنفلوانزای تیپ A است که اولین بار در سال 1918 میلادی در آمریکا شناخته شد و پس از یک دوره طولانی در آوریل 2009 مجدداً این بیماری به نام Swine flu یا آنفولانزای خوکی با شکل، قدرت و توانایی بیماری‌زایی متفاوت از گذشته در ایالات کالیفرنیای جنوبی از کشور آمریکا گزارش گردید و پس‌ازآن به‌سرعت کشورهای مکزیک، کانادا و کشورهای اروپایی نیز مواردی از ابتلا به این بیماری را گزارش نمودند. اگرچه Swine flu آنفولانزای خوکی نام‌گرفته، اما این به آن معنی نیست که این بیماری از خوک به انسان انتقال می‌یابد بلکه در آزمایش‌های به‌عمل‌آمده از این ویروس مشخص‌شده که تعدادی از ژن‌های آن شبیه به آنفولانزای ویروسی است که در خوک‌های شمال آمریکا یافته‌اند. درعین‌حال به دلیل شباهت بروز این آنفولانزا در خوک‌های اروپا و آسیا و مرغان و انسان‌ها، دانشمندان آن‌ را یک آنفولانزای ویروسی چهارگانه نام نهاده‌اند. قدرت بیماری‌زایی این ویروس 3 برابر ویروس آنفولانزای معمولی بوده و بیشترین شیوع آن در فصل سرد است. انتقال آن از انسان به انسان است (نه حیوان به انسان) معمولاً قسمت فوقانی سیستم تنفسی را درگیر می‌نماید.پایگاه اطلاع‌رسانی علوم پزشکی کرمان هم در این خصوص می‌نویسد: بیماری آنفولانزای H1N1 بیماری است که از سال 1388 در کشور ما به‌خصوص در فصل‌های سرد سال شیوع پیدا می‌کند. تفاوت این بیماری با سرماخوردگی، شدیدتر بودن علائم و سرعت بروز آن است؛ فردی که دچار این بیماری است به‌صورت ناگهانی دچار تب، لرز و بدن‌درد می‌شود که همراه آن می‌تواند سرفه و آبریزش بینی داشته باشد و در بچه‌ها با احتمال بیشتری اسهال و استفراغ دیده می‌شود.در زمینه پیشگیری مهم‌ترین نکته رعایت اصول بهداشتی و فاصله گرفتن از بیماران است، افراد در فصل پاییز و زمستان دست‌های خود را مرتب با آب و صابون بشویند، سعی کنند باکسی دست ندهند و روبوسی نکنند و اگر شخصی بیمار است به‌اندازه دو قدم (1.8 متر) با او فاصله داشته باشند .افرادی که بیمار هستند اگر عطسه و یا سرفه می‌زنند با گودی مقابل آرنج دست خود جلوی بینی و دهان را بگیرند و از ماسک استفاده کنند و همچنین در منزل استراحت کنند و در محل‌های تجمعی ازجمله مدرسه، محل کار و محل‌هایی که یک عده افراد دور هم هستند حضور پیدا نکنند چون باعث می‌شوند این بیماری در جامعه پخش شود و برای دیگران ایجاد مشکل کند .تزریق واکسن نکته مهم دیگری در پیشگیری است. تزریق واکسن گرچه اثربخشی آن خیلی کامل نیست اما علائم را تخفیف می‌دهد . اولویت اول در تجویز واکسن زنان باردار هستند بدون توجه به اینکه در کدام ماه بارداری قرار دارند توصیه می‌شود که واکسن را تهیه کنند که یک‌بار هم بیشتر لازم نیست تزریق کنند، چراکه به علت تغییرات هورمونی زمان بارداری، این بیماری می‌تواند بسیار خطرناک باشد. همچنین افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای و سالمندان و کودکان 6 ماه تا 5 سال نیز از اولویت‌های دریافت واکسن هستند. همچنین بیماران مبتلابه آنفلوانزا که دچار تنگی نفس می‌شوند حتماً باید به بیمارستان مراجعه کنند اما اگر بیماری در حد یک تب ملایم و بدن‌درد خفیف باشد با استفاده از مایعات و استراحت و مسکن‌های معمولی مانند استامینوفن کم‌کم علائم بهبود پیدا می‌کند .اگر علائم شدیدتر بود و شخص بیماری زمینه‌ای مانند آسم، بیماری‌های کلیوی مزمن و… داشتند این افراد حتماً به پزشک متخصص مراجعه کنند که تحت نظر متخصص ( عفونی، داخلی و اطفال)درمان شوند و از خوددرمانی هم بپرهیزند .کسانی که بیمار می‌شوند، درمان این بیماری استراحت به همراه مصرف مایعات به‌صورت مکرر است اما بیمارانی که بیماری آن‌ها شدید باشد داروهای ویژه‌ای دارند که بر اساس نظر پزشک به آن‌ها تجویز می‌شود و آن‌هم تا حدی کمک‌کننده است .

سال گذشته بیش از 30 نفر در کرمان به دلیل ابتلا به آنفلوانزای H1N1 جان خود را از دست دادند واکسن آنفلوانزا را فراموش نکنید

سال گذشته بیش از 30 نفر در کرمان به دلیل ابتلا به آنفلوانزای H1N1 جان خود را از دست دادند
واکسن آنفلوانزا را فراموش نکنید

رئــــیـــس مرکز مدیـریت بـیمــاری‌هـای واگیر وزارت بهداشت در حالی چندی پیش از توزیع گسترده واکسن در کشور به‌خصوص استان کرمان خبر داد که سال گذشته بیش از 30 نفر از مردم کرمان به علت ابتلا به آنفلوانزای H1N1 جان خود را از دست دادند. از امروز فصل پاییز آغاز شده است. فصلی که در آن آنفلوانزا جان می‌گیرد. سال گذشته هم در استان کرمان تعداد زیادی به آنفلوانزا از نوع H1N1 مبتلا شدند. همین امر موجب شده تا امسال حساسیت‌ها نسبت به این بیماری بیشتر شود. به‌طوری‌که برخی افراد به دنبال زدن واکسن آنفلوانزا هستند تا در فصل پاییز با مشکل مواجه نشوند. این بار به نظر می‌رسد مسئولان هم بیشتر به فکر افتاده‌اند و برای جلوگیری از رخ دادن اتفاقی مانند سال قبل، توزیع گسترده واکسن آنفلوانزا را در دستور کار خود قرار داده‌اند. در همین رابطه محمدمهدی گویا، رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت ابتدای شهریورماه در سفر به کرمان گفت که «واکسن آنفلوانزا تهیه‌شده و در اختیار وزارت بهداشت قرار دارد که در حال حاضر مراحل نهایی بررسی‌ها را طی می‌کند و به‌زودی در اختیار دانشگاه‌ها قرار می‌گیرد.»
توزیع واکسن خارجی
در کرمان
مدیر داروی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در رابطه با توزیع واکسن آنفلوانزا به «پزشک مردم» گفت: «امسال هیچ کمبودی از این نظر نداریم و در داروخانه‌ها واکسن به میزان کافی توزیع‌شده است. واکسن فرانسوی و واکسن روسی هم توزیع شده است .» دکتر محمد حسیبی افزود: «سال گذشته هم ما کمبود واکسن نداشتیم اما چون در یک مقطعی با اپیدمی آنفلوانزا روبرو شدیم، علی‌رغم توزیع 50 هزار واکسن در همان زمان، با مشکل مواجه شدیم.»
واکسن بزنید اما با نظر پزشک
وی در پاسخ به این سؤال که آیا همه می‌توانند واکسن بزنند، اظهار کرد: «بله. بزنند اما با نظر پزشک. برای همه واکسن وجود دارد و می‌توانند آن را از داروخانه‌ها تهیه کنند.» حسیبی اضافه کرد: «البته افرادی که دچار ناراحتی تنفسی هستند، مادران باردار، افراد دارای ایمنی بدنی پایین و کودکان بیشتر در معرض خطر هستند.»
شهریور و اوایل مهر بهترین زمان واکسن آنفلوانزا
مدیر داروی علوم پزشکی در پاسخ به این سؤال که بهترین وقت واکسن آنفلوانزا چه ماهی است، گفت: «شهریورماه بهترین فصل برای تزریق این واکسن است. چراکه حدود 40 روز طول می‌کشد که این واکسن به‌طور کامل اثر کند.»
شانس آوردیم تلفات آنفلوانزا به 500 نرسید
او به شیوع گسترده آنفلوانزا در سال گذشته هم اشاره کرد و گفت: «پارسال کسانی که واکسن زده بودند با مشکلی مواجه نشدند اما دیگر افراد در معرض خطر بودند. زمانی که آنفلوانزا در کرمان شیوع پیدا کرد، پیش‌بینی می‌شد بیش از 500 نفر جان خود را از دست بدهند و شانس آوردیم که تلفات به 500 نرسید.»
با این تفاسیر اگر هنوز واکسن آنفلوانزا نزده‌اید، عجله کنید که فصل پاییز از راه رسیده است. اگر هنوز مردید، متن زیر را بخوانید:
آنفلوانزایی که جان کرمان را گرفت
فاصله یک‌ماهه 18 آبان تا 18 آذر 94 کافی بود تا تب آنفلوانزا در کرمان بالا رود. در این‌یک ماه بیش از 30 نفر در کرمان جان خود را از دست دادند.
18 آبان؛ شروع ماجرا و تکذیب
در این تاریخ بود که روزنامه «پیام ما» گزارش داد که شش نفر در بردسیر به آنفلوانزای H1N1 مبتلا شده‌اند و یک نفر براثر این بیماری فوت کرده است. این خبر را علوم پزشکی کرمان تکذیب کرد.
9 آذر؛ تائید مرگ هشت نفر
بیش از سه هفته بعد اما خبر منتشرشده در روزنامه «پیام ما» تائید شد. نوذر نخعی، معاون وقت علوم پزشکی کرمان گفت که « آنفولانزای فصلی از حدود یک ماه پیش در کرمان آغاز شد که تاکنون هشت مورد مرگ ناشی از ابتلا به آنفلوانزای H1N1 داشتیم که آزمایش‌های آن‌ها از ابتلا به این بیماری هم مثبت شده است.» یک روز قبل‌تر هم کارگروه ویژه‌ای در شهرستان بردسیر برای مقابله با این بیماری تشکیل شد.
10 آذر؛ اعلام وضعیت زرد
یک روز بعد با شیوع بیشتر آنفلوانزا، جلسه اضطراری شورای سلامت با حضور استاندار کرمان برگزار شد. خروجی این جلسه اعلام وضعیت زرد در استان کرمان بود.
13 آذر؛ واکسن کمیاب شد
سه روز بعد از اعلام وضعیت زرد، بسیاری از مردم برای خرید واکسن و ماسک به داروخانه‌ها هجوم بردند. این امر موجب شد در کرمان واکسن کمیاب شود.
14 آذر؛ مرگ هشت نفر دیگر
در این تاریخ، علوم پزشکی کرمان اعلام کرد که قربانیان آنفلوانزای مرگ‌بار به 16 نفر رسید. تا این تاریخ حدود 100 نفر به دلیل ابتلا به این بیماری بستری‌شده بودند.
15 آذر؛ شش نفر دیگر قربانی شدند
پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در این روز تعداد مرگ‌های ناشی از آنفلوانزا در استان کرمان را 22 نفر اعلام کرد. درحالی‌که یک روز قبل قربانیان آنفلوانزا 16 نفر بودند.
16آذر؛ تعطیلی مدارس
برای چهارمین بار شورای سلامت تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت مدارس کرمان برای 2 روز تعطیل باشد. تصمیمی که نشان‌دهنده بحران بود. همچنین وضعیت زرد تمدید شد. در این روز تعداد کشته‌ها براثر این بیماری 28 نفر اعلام شد.
17 آذر؛ تعداد قربانیان از مرز 30 گذشت
ابوالقاسم سیف الهی، سخنگوی ستاد بحران استاندار در این روز با اعلام اینکه تعداد فوت‌شدگان براثر بیماری آنفلوانزا به 31 نفر رسیده است، گفت: «تعداد زیادی مراجعه‌کننده داشته‌ایم، که به‌صورت سرپایی و یا با تزریق واکسن مشکل آن‌ها رفع شده است. اما به‌طور متوسط روزی 600 تا 700 نفر در شهر
کرمان مراجعه ‌کننده داشته‌ایم. در شهرستان‌ها این مراجعه کمتر بوده است (به این دلیل که جمعیت آن‌ها کمتر از کرمان است).»
18 آذر؛ وزیر آمد، وضعیت سفید شد
دکتر حسن هاشمی، وزیر بهداشت در این روز به کرمان آمد و پس از بازدید چندساعته از برخی بیمارستان‌های کرمان، درحالی‌که تعداد کشته به 33 نفر و تعداد مبتلایان به 600 نفر رسیده بود، وضعیت را سفید اعلام کرد. پس‌ازاین بود که اطلاع‌رسانی چندانی در خصوص تعداد قربانیان صورت نگرفت اما تا اواسط دی‌ماه، تب آنفلوانزای H1N1 در کرمان وجود داشت.

نان؛ منفعل و خانه دار مردان؛ نان آور و رئیس

نان؛ منفعل و خانه دار
مردان؛ نان آور و رئیس

امیر محمدی بیگی
حمیدرضا ملشی دستجردی
طبق نتایج تحقیقی که در سال 93 و در پنج کتاب درسی هر دوره مقطع ابتدایی انجام شده زنان در نقش ها و فعالیت های مربوط به خانه، نقش پررنگی دارند و عموما خانه دار هستند. آن ها بیشتر وظایف خانه مانند نگهداری از کودک، پختن غذا، تمیز کاری و … را برعهده دارند. در مقابل وظیفه نان آوری برعهده مردان است و این وظیفه حق ریاست خانواده را برای آن ها به دنبال می آورد.
فرزانه حاج ایل، نجیبه اسدپور و سارا صحرا نورد و … که این پژوهش را با روش تحلیل محتوا انجام داده اند. نتایج تحقیقات شان را دو وجه ارائه کرده اند: «نخست بررسی متون درسی کتاب ها و این که در لابه لای این متون چه می گذرد. در وجه دوم نیز کتاب ها از زاویه هنری و المان های زیبایی شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. در این بخش تصاویر، آیکون ها و نشانه های کتاب های درسی بررسی و از آن ها رمزگشایی شده، نتایج این بررسی ها وجود کلیشه های جنسیتی و نابرابری را در متون درسی نشان داد، همچنین کلیشه های جنسیتی در قالب های هنری نیز در این تحقیق بررسی و معرفی شدند.»
نقش ها و فعالیت های فردی از دیگر مواردی است که در تحلیل محتوای متون درسی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن حالی از آن است که نقش ها و فعالیت های اجتماعی در کتاب های درسی دوره دبستان به تناسب میان مردان و زنان تقسیم نشده، به صورتی که شاهد تنوع فراوان نقش ها و فعالیت ها برای مردان در «موقعیت های مختلف اجتماعی» هستیم، اما برای زنان همواره نقش های «خانگی و سنتی» تعریف شده است و در مواردی هم که نقش هایی در بیرون از خانه برای آن ها تعریف شده، نقش ها ساده و مکمل نقش های مردانه هستند. مثلا در کتاب برای مردان نقش پلیس راهنمایی و برای زنان نقش همیار پلیس تعریف شده است که نقشی مکمل و حاشیه ای است.
کلیشه دیگر درجه «خطرپذیری و میزان آزادی» در نقش های اجتماعی است. در کتاب ها مشاهده می شود که مردان به دنبال نقش های پرخطرتری هستند و انتساب این نقش ها به زنان نادیده گرفته شده است.
«میزان قدرت» نهفته در نقش ها و یا به تعبیر دیگر «فرمانبری و آمریت» پایگاه نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شد پیوسته مردان را در کتاب های درسی در نقش هایی می بینیم که دارای قدرت و آمرت هستند، مثل پادشاه، کدخدا، ریش سفید، خان و … در صورتی که زنان فرمانبردار و فاقد قدرت اند.
دیگر نتایج این تحقیق نیز در بخش تحلیل محتوای متون حاکی از آن است که در نقش ها و فعالیت های مربوط به خانه، زنان نقش پررنگی دارند و عموما خانه دار هستند به تبع این مسئولیت، آن ها اکثر وظایف خانه مانند نگهداری از کودک، پختن غذا، تمیزکاری و … را برعهده دارند. در مقابل وظیفه نان آوری برعهده مردان است و این وظیفه حق ریاست خانواده را برای آن ها به دنبال می آورد. چنانچه مرد قرار باشد در داخل خانه کاری را انجام بدهد این کار معمولا یا معطوف به بیرون از خانه است (مثل خرید کردن) و یا کاری است که نیازمند قدرت بدنی است.
در این تحقیق ارزش هایی که برای زن و مرد تعریف شده نیز رمز گشایی شد:«کتابهای درسی مستقیم و غیرمستقیم ارزشهایی را برای زنان و مردان نمایان کرده است. از ارزشهای مثبتی که برای زنان تعریف شده «اطاعت از دستورات» است و از ارزشهای منفی برای آن ها، «اسراف کاری و زیاده خواهی» است. ارزش های زنانه بیشتر«معنوی و در هاله ای از قداست» است، در صورتی که ارزش های مردانه «هم دنیوی و هم معنوی» است. همچنین ارزش های زنان در کتاب های درسی «محدود کننده و در راستای خدمت به خانواده» هستند. در مقابل مردان شجاع، زیرک، زحمت کش، دانا، پهلوان و قهرمانان اند. صفاتی مثل جوانمردی، مردانگی و رفاقت ارزش هایی هستند که مردان و دنیای مردانه را تداعی می کنند و گاهی به اعمال زنانه هم نسبت داده می شوند». در این پژوهش شغل هایی که مردان و زنان به آن ها اشتغال دارند نیز بررسی شده است:«در کتاب های درسی عموماً کارهایی که نیاز به قدرت بدنی بیشتر دارد، توسط مردان انجام می شود.»
در مقابل شغل هایی برای زنان تعریف شده است که نیازمند تخصص، مهارت و ابزار خاصی نیستند. مردان علاوه بر نقش های سنتی و عمومی، شغل هایی دارند که نیازمند تخصص است.مثلا زنان اغلب در شغل خیاطی و معلمی نمایش داده می شوند و این مشاغل شکل اجتماعی شده نقش های سنتی آن ها درون خانه است.
همچنین شغل هایی که برای زنان تعریف شده است، معمولا نیازمند هوش بالا و نبوغ نیست، در مقابل مردان ایفاگر شغل هایی هستند که نبوغ خاصی را می طلبد، مثل فضانورد، دانشمند هسته ای و … در این پژوهش مشاغل زنان در کتاب های درسی به صورت جداگانه و طبقه بندی شده ارائه شده است.
اما بررسی تصاویر و فضاها در کتاب های درسی نیز در این تحقیق نتایج قابل تاملی ارائه داد:«در سرتاسر متن ها و تصاویر این دوره از کتاب های درسی، زنان در مکان هایی«امن، سرپوشیده و درونی» هستند و چنانچه در فضاهای باز و بیرونی حضور داشته باشند، به همراه خانواده و فرد همراه دیگری هستند. زنان در خیابان و سایر مکان های عمومی، یا برای خرید آمده اند یا قصد رساندن فرزندشان را به مدرسه دارند. آنها عموماً در مکان های پرخطر مثل دریا، فضا (خارج از جو زمین) و میدان جنگ حضور ندارند.»
بررسی تصاویر در کتاب های درسی همچنین نشان داد:«در تصاویر، بدن زنان طبیعی نشان داده نشده است. مثلا حالت نشستن دختران کاملا خشک و رسمی است، به طوری که پاها دیده نمی شود و بخشی از آن آسانسور شده است و کاملا با آناتومی واقعی بدن متفاوت است».
نتایج این بخش همچنین حاکی از آن است که به طور کلی دختران در کتاب های درسی در حالت دویدن کمتر نشان داده شده اند، و تنها در مواردی با خلاصه شدن حرکت و به کمک چند شکل کلی متوجه می شویم که دختران در حال دویدن و یا انجام عملی پرتحرک اند. دست ها عموما در حین انجام کار از هم بازشدگی زیادی ندارند و عمل خلاصه وار با شمایلی کلی نشان داده شده است. این گونه موارد بیشتر در تصویرسازی ها دیده می شود، زیرا عکس نمی تواند حرکت یا حالت طبیعی بدن را سانسور کند. مورد دیگر انفعال زنان در تصاویری است که مردان در آن ها فعالیتی ویژه دارند.
بررسی های بیشتر تصاویر کتاب ها نشان می دهد که عکس های زنان به منزله سوژه اصلی کادر مطرح نیستند، حتی اگر به لحاظ محتوای داستان، سوژه یک باشند در ترکیب بندی و کادربندی، مردان در اولویت اند و نقاط طلایی کادر در انحصار مردان است. مثلا در خانواده مرد بالاتر و در نقطه طلایی کادر حضور دارد در خیابان، پارک و فضاهای عمومی هم مردان در محورها و نقاطی حضور دارند که توجه بیشتری جلب می کنند.
در تمامی کتاب ها تصویری مشاهده نمی کنیم که چهره دختری درآن همه صفحه را اشغال کرده باشد و بزرگنمایی در این سطح وجود ندارد. جز در چند تصویر که برای اکرام حجاب (چادر) بوده است. اما در موارد مختلف تصاویر پسران برای تاکید بر شخصیت یا عمل ویژه آن ها به اندازه کل صفحه بزرگ شده است. همواره در تصاویر، زنان در عطف کتاب، نزدیک برش کادر و به صورت نیمه در برش بارها دیده شده اند.
اما به طور کلی عکس ها نسبت به تصاویر واقعی ترند و تبعیض کمتری را نشان می دهند:«در عکس ها رفتارها طبیعی تر هستند (دختران از شادی طبیعی چهره برخوردارند)، محدودیت در رنگ ها کمتر است. بزرگ نمایی های اغراق آمیز وجود ندارد. تاکید کمتری بر افراد خاص صورت گرفته و چهره ها ویژگی های فردی خاص خود را دارند. در نتیجه می بینیم که در شش کتاب علوم ابتدایی، به مدد عکاسی و ثبت واقعیات تبعیض های تصویری کمتری صورت گرفته است.»
در این تحقیق به طور جزئی بقیه تصاویر و عکس های کتاب های درسی دوران دبستان نیز بررسی شده اند و نتایج نشان می دهد ساختارهای نابرابری جنسیتی در کتاب های درسی به وفور دیده می شوند.

جزئیات حادثه مرگبار برای دوچرخه‌سوار ایرانی در پارالمپیک

جزئیات حادثه مرگبار برای دوچرخه‌سوار ایرانی در پارالمپیک
«بهمن گلبارنژاد» در رقابت‌های دوچرخه‌سواری پارالمپیک ریو دچار سانحه شد و جانش را از دست داد تا کاروان شهدای منا در ریو 2016 جانباخته داشته باشد. جزییات وقوع این حادثه اکنون روشن‌تر شده است.
بهمن گلبارنژاد دوچرخه‌سوار 48 ساله پارالمپیک ایران در جریان رقابت‌های 2016 ریو دچار سانحه شد و درگذشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که این ملی‌پوش ایران بعد از زمین خوردن در جریان مسابقه و در راه انتقال به بیمارستان دچار ایست قلبی شده و درگذشته است. گلبارنژاد در حین رقابت‌ و در یکی از شیب‌های تند دوچرخه‌اش به زمین می خورد و دچار آسیب‌دیدگی‌ می‌شود، گفته می‌شود که در این برخورد گردن او شکسته و دچار آسیب‌دیدگی جدی شده است. گلبارنژاد در طی انتقال به بیمارستان دچار ایست قلبی شده و در نهایت پیش از رسیدن به بیمارستان مجبور به انتقال او به یکی از درمانگاه‌های نزدیک محل حادثه می‌شوند. در نهایت عملیات احیای او نیز بی‌نتیجه‌ می‌ماند و این دوچرخه سوار معلول ایرانی جان خود را از دست می‌دهد. به نوشته روزنامه مارکا اسپانیا قرار است در مراسم اختتامیه رقابت‌های پارالمپیک 2016 به احترام درگذشت گلبارنژاد یک ‌دقیقه سکوت شود. همچنین در بازی فینال والیبال نشسته ایران و بوسنی نیز قرار است پرچم ایران نیمه افراشته شود.

گفت‌وگو با زنی که سرطان او را ناامید نکرده جنگ یازده ساله با سرطان

گفت‌وگو با زنی که سرطان او را ناامید نکرده
جنگ یازده ساله با سرطان

راضی کردن فردی که به بیماری سرطان مبتلا باشد و باقدرت با این بیماری می‌جنگد برای مصاحبه واقعاً سخت بود. در طول دو هفته گذشته با چند بیمار سرطانی صحبت کردم اما نتوانستم هیچ‌کدام را برای مصاحبه کردن راضی کنم. خیلی‌ها هم آن‌قدر درگیر بیماری‌شان شده بودند که حال جواب دادن به سؤالات من را نداشتند و درواقع با مصاحبه کردن با این افراد من هیچ کار مفیدی انجام نداده بودم. چرا هدف اصلی من از مصاحبه با بیمار سرطانی این بود که دیگر بیماران با خواندن این مصاحبه امید به دلشان راه پیدا کند و بدانند در هر شرایطی بازهم می‌توان زندگی عادی داشت و با امید زندگی کرد. درحالی‌که ناامید از مصاحبه بودم، شراره درخواست من را قبول کرد. شراره روحیه‌ای مبارزه‌طلبانه و قوی دارد. امید به زندگی دارد. از همه مهم‌تر اینکه دوست داشت با انجام این مصاحبه ‌به بیماران و خانواده‌های هم نوع خودش کمک کند.

چه سرطانی دارید؟
سال 84 سرطان سینه گرفتم یعنی تقریباً 11 سال پیش. خیلی سخت بود. در کرمان زیر نظر خانم دکتر کلانتری تحت درمان قرار گرفتم و شیمی‌درمانی شدم. برای انجام رادیوتراپی به تهران رفتم و خوشبختانه دوره درمانم تمام شد. فقط باید مرتب چکاپ می‌کردم، اول سه ماهی یک‌بار بعد 6 ماهی یک‌بار و بعد هم سالی یک‌بار. همه‌چیز به روال عادی خود برگشت تا اینکه 10 سال بعد یعنی سال گذشته اواخر خرداد مشکل ریه‌ای پیدا کردم. دکتر گفت که همان نوع سلول سرطانی که در سینه داشتم ده سال در ریه خاموش بوده و بعد از ده سال فعال‌شده است. متأسفانه بعد از انجام آزمایش‌ها گفتند که استخوانم هم درگیر سلول‌های سرطانی شده است. اگر دیرتر می‌فهمیدم همه‌ی استخوان‌هایم نیز درگیر می‌شدند ولی خوشبختانه با شیمی‌درمانی‌هایی که بر روی ریه‌ام شروع کردم بر استخوان نیز اثر گذاشت و خوب شد.
زمانی که پزشکان تشخیص دادند که سرطان دارید، بیماری شما در چه مرحله‌ای بود؟
سرطان سینه‌ام تقریباً خیلی پیشرفت کرده بود که فهمیدم. من در آن زمان لیسانس مامایی را تمام کرده بودم و در خیابان خورشید مطب داشتم. به‌واسطه شغلم نسبت به سرطان سینه خیلی حساس بودم. هر مریضی که می‌آمد حتماً معاینات لازم برای تشخیص این نوع سرطان را انجام می‌دادم، اما فکر نمی‌کردم زمانی خودم درگیر این بیماری شوم. من فقط 29 سال داشتم. اوایل احساس می‌کردم مشکلی وجود دارد اما نمی‌توانستم باور کنم که در سن 29 سالگی درگیر این بیماری شده‌ام. کتاب‌هایی که ما برای دوره لیسانس مامایی می‌خواندیم رفرنس آمریکا بود و در تمامی کتاب‌های ما نوشته‌شده بود سرطان سینه در زنان 35 سال به بالا باید چک شود. هیچ‌وقت قید نکره بودند که زن 20 ساله ماموگرافی و چکاپ انجام دهد، اما در کشور ما در حال حاضر در سن 15 و 16 سالگی هم احتمال سرطان سینه وجود دارد. علائم این بیماری را در بدنم می‌دیدم چون لیسانس مامایی داشتم، اما چون فکر نمی‌کردم سراغ من بیاید اجازه دادم به مرحله آخر برسد. زمانی که دیگر همه علائم نشان‌دهنده سرطان را دیدم تا آخر ماجرا را فهمیدم. حالا می‌دانستم چه دارویی باید بخورم و شیمی درمان باید انجام شود. قبل از اینکه به دکتر مراجعه کنم همه را در ذهن خود مرور کردم. تقریباً در مرحله‌ای به پزشک مراجعه کردم که قطر تومور زیاد بود. وضعیتم نسبت به دیگر بیمارانی که مشکل من را داشتند و در محل شیمی‌درمانی می‌دیدم بدتر بود.
در مورد سرطان ریه نیز همین اشتباه را دوباره انجام دادم. حساسیتی داشتم که دو یا سه سال درگیر این حساسیت بودم. بازهم فکر می‌کردم ادامه‌دار شدن سرفه‌هایم به دلیل حساسیت است و توجهی نمی‌کردم. برای حساسیت به دکتر مراجعه می‌کردم اما به دلیل اینکه دوست نداشتم در مورد سرطانم صحبت کنم به دکتر نمی‌گفتم که قبلاً مشکل سرطان داشته‌ام. بعد از 8 ماه سرفه مداوم پزشکم را در جریان سرطان گذاشتم. زمانی که سرطان ریه را تشخیص دادند دکتر گفت تمام ریه از توده‌های سرطانی پرشده است. در این مدت من فقط سرفه‌های مکرر داشتم و معمولاً توده‌های بدخیم درد ندارند به همین دلیل من متوجه بیماری نمی‌شدم.
وقتی بیماران نام سرطان را می‌شنوند ناخودآگاه فکرشان به این سمت می‌رود که آخر عمرشان است. شما چطور توانستید با این فکرها مقابله کنید؟ آیا لحظه اول این فکرها به ذهن شما هم رسید یا خیر؟
بله. این فکرها به ذهن من هم آمد. اسم این بیماری اولین چیزی که به ذهن می‌آورد مرگ است. هر دو بار این فکرها به ذهنم آمد و فکر نمی‌کنم هیچ فردی باشد که این فکر به ذهنش نیاید و از همان اول بگوید تقدیر خدا همین است. من معتقدم همه‌چیز به قدرت درونی هر فرد برمی‌گردد. من در هر دو مورد بیماری‌ام به اولین چیزی که فکر کردم این بود که اگر الان بمیرم چه می‌شود، در زمان سرطان سینه‌ام پسرم 2 سال و نیم داشت و از اینکه پسرم را بگذارم و بروم خیلی ناراحت بودم. نگران این بودم که بزرگ شدن این بچه از این به بعد زیردست چه کسی است. برای سیر اول سرطانم گریه نکردم. تابستان بود دو تا کاموا بزرگ و درشت بافت خریدم. به این فکر کردم شاید من زمستان نباشم و پسرم لباس زمستانی نداشته باشد. یک ژاکت زمستانی بافتم. کشوهای لباسم را جمع جور کردم. همه‌ کارها‌یم را بدون اینکه شوهرم بفهمد انجام دادم. هنوز برای شیمی‌درمانی اقدامی نکرده بودم اما وقتی بیمار در سیر شیمی‌درمانی بیافتد و دیگر مریض‌ها را ببیند دلش قرص می‌شود. به این فکر می‌کند که شرایط من بهتر از دیگران است. فلانی موهایش ریخته و چند سال تحت درمان بوده و بهتر شده است. پس من هم خوب می‌شوم. دفعه اول راحت‌تر بیماری‌ام را پذیرفتم، اما بار دوم به خودم گفتم، حتماً آخر عمرم است که دوباره درگیر سرطان شدم و اگر امتحان بود من یک‌بار امتحان خود را پس داده بودم. کمی خودم را باختم اما به خاطر اطرافیانم خودداری کردم. در سیر درمان قرار گرفتم و خوشبختانه داروها اثر کرد. سرفه‌هایم کم شد. هرروز می‌گفتم خدایا شکرت که علم پیشرفت کرده است و دکتر خوب و داروهای خوبی دارم و هرروز بهتر از قبل می‌شوم.
اولین نفری که سرطان اولت را فهمید چه کسی بود؟
برای سرطان سینه‌ام به اولین کسی که گفتم خواهر کوچک و مجردم بود. از خواهرم خواستم که با من به دکتر بیاید و درمانم را شروع کنم. در همین زمان مادرم به دلیل مکالمات زیاد من و خواهرم شک کرد و مجبور شدم او را هم در جریان بیماری‌ام قرار دهم. دوست نداشتم با گریه کردن دیگران را ناراحت کنم. دلم پردرد و استرس بود. دلم می‌خواست می‌توانستم به 6 ماه جلوتر بروم و بفهمم چه می‌شود. می‌دانستم اگر گریه کنم مادرم هم می‌شکند. اولین روزی که به مطب دکتر رفتم به خانم دکتر گفتم:« من مامایی خواندم و می‌دانم که سرطان دارم و فقط می‌خواهم بدانم نظر شما هم همین است.» دکتر گفت: بله . مادرم کنارم ایستاده بود و همه حرف‌های دکتر را شنید. در تمام مدت که به خانه بازمی‌گشتیم به خودم می‌گفتم که نباید گریه کنم. نمی‌خواستم شکستن مادرم را ببینم. به خانه رسیدم مادرم پرسید: « کاری داری کمکت کنم؟» گفتم: نه. می‌خواستم دور از چشم مادرم گریه کنم. مادرم نرفته برگشت. به خودش گفته بود: «الان وضعیت بدی است و من چرا دخترم را تنها گذاشتم و آمدم.» وقتی برگشت گفت: «می‌خواهم برایت بابونه دم بدهم.» ( شراره بعد از گفتن این جملات از یادآوری آن لحظات خندید). برای سرطان ریه هم تا سه هفته به هیچ‌کس جز شوهرم نگفتم. حتی به دوست صمیمی‌ام نگفتم. نمی‌خواستم ناراحتش کنم. بعضی‌اوقات هم که با او صحبت می‌کردم خنده‌هایش را می‌دیدم، دلم نمی‌آمد که چیزی بگویم. وقتی مادر و خواهرم زنگ می‌زدند اگر خانه بودم می‌گفتم همه‌چیز خوب است اما اگر در مطب دکتر بودم می‌گفتم داریم خرید می‌کنیم. این روحیه رادارم که دل همه را آرام کنم و خودم کارهایم را انجام دهم. می‌خواستم بقیه را سرگرم کنم و خودم خبرهای خوب را بدهم. دلیلی نداشت به دیگران استرس و اضطراب بدهم و ناراحتشان کنم، چون در آخر که حالم خوب می‌شد خودم شرمنده آن‌ها می‌شدم که نگرانشان کردم. دوست داشتم بعدازاینکه حالم کمی بهتر می‌شود بگویم درمانم را انجام داده و بهتر شدم.
واکنش خانواده چطور بود؟
پسرم از سرطان سینه من هیچی نمی‌فهمید.با من که به مطب می‌آمد بازی می‌کرد و این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید. اما برای سرطان سینه‌ام 13 ساله شده بود و از مکالمات تلفنی من و دوستم همه‌چیز را فهمیده بود و خیلی خوب برخورد می‌کرد. شوهرم هم واقعاً عالی است. نه خودش را باخت و نه دلداری الکی داد و نه پنهانی به سراغ دکترم می‌رفت. گاهی اوقات دلداری‌های الکی برای بیمار سم است. همسرم بامتانت برخورد کرد و خیلی هم خونسرد است. رفتارهای او در این مدت به من خیلی کمک کرد. عصر که ساعت 5 یا 6 بعدازظهر از سرکار به خانه می‌آمد هنوز نهار نخورده بود به او می‌گفتم باید بروم دکتر. چون استرس داشتم و نمی‌توانستم صبر کنم و می‌خواستم زودتر بفهمم که جواب دکتر چیست. بعدازاینکه از دکتر می‌آمدیم داروهایم را تهیه می‌کرد. همسرم شانس بزرگ زندگی من بود. اگر به او می‌گفتم 6 ماه هرروز باید برویم مطب دکتر می‌آمد و هیچ اعتراضی نمی‌کرد. حتی در مسیر درمانم دلم می‌خواست بدانم که هزینه درمانم چقدر شده است، اما هیچ‌وقت نه هزینه عمل‌هایم را فهمیدم و نه هزینه داروهای شیمی‌درمانی را.
مادرم و خواهرانم کمکم می‌کنند و دیدشان روی موضوع بیماری من این بود که در روند بیماری من کمک کنند تا کارهای درمانی زودتر پیش رود. بعضی خانواده‌ها می‌آیند و گریه می‌کنند و نمی‌توانند جلوی اشک‌هایشان را بگیرند و حال بیمار را بدتر می‌کنند، اما در خصوص خانواده من این‌طور نبود. در طول درمانم گاهی اوقات می‌شد بعد از چند ماه احساس می‌کردم چیزی نمی‌دانند و می‌گفتم خدایا چرا هیچ‌کس عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟ این‌جور رفتارها برای بیمار خیلی بهتر است تا اینکه هرروز یک نگاه نگران را ببیند. در بیماری اولم، شوهرم خاله‌ای داشت که سنش بالا و فوق‌العاده زن فهمیده‌ای بود. به خانه ش می‌رفتم هیچ‌وقت حال من را نمی‌پرسید به همین دلیل هم راحت‌تر به دیدنش می‌رفتم و بیشتر دوستش داشتم. ایشان هم به اطرافیان گفته بود من این دختر را چون دوست دارم دلم راضی نمی‌شود که در مورد بیماری‌اش بپرسم. کلاً دوست نداشتم افراد زیادی از بیماری‌ام بدانند.من در اوج شیمی‌درمانی برای اینکه خودم را به بقیه ثابت کنم کیک و ترشی درست می‌کردم و همه کارهای خانه را خودم انجام می‌دادم. دوست داشتم به‌جای اینکه وقتی شوهرم به خانه می‌آید یک زن رنجور و مریض را ببیند، بوی غذا یا کیک و شیرینی به مشامش برسد. خیلی اوقات کارم خراب می‌شد اما بازهم انجامش می‌دادم. زمانی هم که خراب می‌شد شوهرم می‌گفت: به‌به چقدر خوب شده. مثلاً مامانم وقتی به خانه من می‌آید و می‌بیند خانه‌ام تمیز است کیک و غذا درست کردم خودش روحیه می‌گیرد و خوشحال از در خانه من بیرون می‌رود. خواهرم سر اولین بیماری‌ام گفت هر وقت مادر حالش خوب نیست به او می‌گویم «پاشو بریم به شراره سر بزنیم.» هر وقت که روحیه خوب من را می دیدند، خیالشان راحت می‌شد.
گفتی دوست نداشتی کسی از بیماری‌ات بداند. چطور توانستی از پاسخ دادن به سؤالات فرار کنی؟
یک‌بار یک نفر گفت چقدر لاغر شدی. من هم گفتم دارم رژیم می‌گیرم.
می‌توانستم مثل دیگر بیمارها آه و ناله کنم اما نکردم. به همه مریض‌ها می‌گویم هر باری که من می‌گفتم استخوان‌هایم درد می‌کند بدتر می‌شدم. هر بار که می‌گفتم حال تهوع دارم بدتر می‌شدم. می‌گفتم توانم کمتر شده واقعاً کمتر می‌شد. وقتی اطرافیان می‌پرسند چطوری می‌گفتم خیلی خوبم. آن‌ها می‌دانستند خوب نیستم اما دیگر نمی‌توانستند بپرسند چطوری؟
به همه بیماران نصیحت می‌کنم ؛ بیمار باید امید داشته باشد چون علم پیشرفت کرده. اکثر بیماران سرطانی درمان می‌شوند.
از زمانی که متوجه بیماری‌تان شدید، هیچ اتفاقی باعث شد که عقب‌نشینی کنید؟
نه. وقتی سرطان ریه‌ام تشخیص داده شد پزشکان گفتند درمان می‌شود، اما زمانی که گفتند استخوانم هم درگیر شده خیلی تحملش برایم سخت بود. فکر می‌کردم همه‌چیز تمام‌شده است. اولین باری که شکستم و گریه کردم همان زمان بود اما بازهم خانم دکتر کلانتری با توجه به اینکه بسیار زن آرام و خوش‌برخوردی هستند به نگرانی من پایان دادند. دکتر کلانتری آن‌قدر خوب به من دلداری داد که من با دل قرص از مطب بیرون آمدم. مطمئن شدم خوب می‌شوم. برخوردشان با همه خوب است. به یک مرد بلوچ می‌گفت: «مامان تو مامان من است. من مامان تو را به‌اندازه مامان خودم دوست دارم.» اصلاً آدم نمی‌تواند تصور کند که یک دکتر تا این حد با بیمارانش خوش‌برخورد باشد. من هر وقت استرس داشته باشم اولین کاری که می‌کنم به مطب خانم دکتر می‌روم. همه برایش دعا می‌کنند که سالم باشد.
زمانی که متوجه شدید بیمارید به شغلتان ادامه دادید؟
خیر.هم‌زمان با شروع بیماری‌ام مطب را زده بودم و درگیر درمان سرطان شدم. چون شیمی‌درمانی می‌کردم نمی‌توانستم به‌طور منظم مطب باشم. به همین واسطه مریضانم هرروز کمتر می‌شدند. به من گفتند باید برای رادیوتراپی به تهران بروم که یک ماه به طول انجامید. وقتی برگشتم دیدم که نمی‌توانم ادامه دهم. وسایلم را جمع کردم و در خانه ماندم. استرس شغلم را هم نمی‌خواستم. مامایی شغل پراسترسی است تفاوتی ندارد که در بیمارستان یا مطب کارکنی. بعد از دو سال در صنف کیف و کفش مشغول به کار شدم. در زمان مشکل ریه هم سرکار رفتم.حتی زمان عمل ریه که خیلی سخت هم بود دو روز مرخصی گرفتم و هر جور که می‌شد خودم را مجبور می‌کردم که کارکنم. رفتن سرکار برایم بهتر بود و اگر رئیسم می‌گفت یک هفته سرکار نروم بازهم قبول نمی‌کردم. می‌رفتم سرکار تا بهتر باشم. ساعاتی را که محل کارم می‌رفتم بیماری‌ام را فراموش می‌کردم. رئیسم خیلی با من همکاری کرد و خوشبختانه ازلحاظ محیط کارم هم شانس آورده‌ام.
به نظر شما دکترها باید مشکل بیمار را مستقیم به خودشان بگویند ؟
من در مورد این موضوع خیلی فکر کردم. به نظر من مریض بداند که چه بیماری‌ای دارد بهتر است. البته چیزی که مهم است این است که روحیه هر مریضی را دکتر نمی‌داند. خانواده مریض بهتر می‌دانند که اگر بیمار بداند بهتر است یا نداند.

آنفلوانزای H1N1؛ علائم و راه‌های پیشگیری

آنفلوانزای H1N1؛
علائم و راه‌های پیشگیری
ویروس H1N1 از آنفلوانزای تیپ A است که اولین بار در سال 1918 میلادی در آمریکا شناخته شد و پس از یک دوره طولانی در آوریل 2009 مجدداً این بیماری به نام Swine flu یا آنفولانزای خوکی با شکل، قدرت و توانایی بیماری‌زایی متفاوت از گذشته در ایالات کالیفرنیای جنوبی از کشور آمریکا گزارش گردید و پس‌ازآن به‌سرعت کشورهای مکزیک، کانادا و کشورهای اروپایی نیز مواردی از ابتلا به این بیماری را گزارش نمودند. اگرچه Swine flu آنفولانزای خوکی نام‌گرفته، اما این به آن معنی نیست که این بیماری از خوک به انسان انتقال می‌یابد بلکه در آزمایش‌های به‌عمل‌آمده از این ویروس مشخص‌شده که تعدادی از ژن‌های آن شبیه به آنفولانزای ویروسی است که در خوک‌های شمال آمریکا یافته‌اند. درعین‌حال به دلیل شباهت بروز این آنفولانزا در خوک‌های اروپا و آسیا و مرغان و انسان‌ها، دانشمندان آن‌ را یک آنفولانزای ویروسی چهارگانه نام نهاده‌اند. قدرت بیماری‌زایی این ویروس 3 برابر ویروس آنفولانزای معمولی بوده و بیشترین شیوع آن در فصل سرد است. انتقال آن از انسان به انسان است (نه حیوان به انسان) معمولاً قسمت فوقانی سیستم تنفسی را درگیر می‌نماید.پایگاه اطلاع‌رسانی علوم پزشکی کرمان هم در این خصوص می‌نویسد: بیماری آنفولانزای H1N1 بیماری است که از سال 1388 در کشور ما به‌خصوص در فصل‌های سرد سال شیوع پیدا می‌کند. تفاوت این بیماری با سرماخوردگی، شدیدتر بودن علائم و سرعت بروز آن است؛ فردی که دچار این بیماری است به‌صورت ناگهانی دچار تب، لرز و بدن‌درد می‌شود که همراه آن می‌تواند سرفه و آبریزش بینی داشته باشد و در بچه‌ها با احتمال بیشتری اسهال و استفراغ دیده می‌شود.در زمینه پیشگیری مهم‌ترین نکته رعایت اصول بهداشتی و فاصله گرفتن از بیماران است، افراد در فصل پاییز و زمستان دست‌های خود را مرتب با آب و صابون بشویند، سعی کنند باکسی دست ندهند و روبوسی نکنند و اگر شخصی بیمار است به‌اندازه دو قدم (1.8 متر) با او فاصله داشته باشند .افرادی که بیمار هستند اگر عطسه و یا سرفه می‌زنند با گودی مقابل آرنج دست خود جلوی بینی و دهان را بگیرند و از ماسک استفاده کنند و همچنین در منزل استراحت کنند و در محل‌های تجمعی ازجمله مدرسه، محل کار و محل‌هایی که یک عده افراد دور هم هستند حضور پیدا نکنند چون باعث می‌شوند این بیماری در جامعه پخش شود و برای دیگران ایجاد مشکل کند .تزریق واکسن نکته مهم دیگری در پیشگیری است. تزریق واکسن گرچه اثربخشی آن خیلی کامل نیست اما علائم را تخفیف می‌دهد . اولویت اول در تجویز واکسن زنان باردار هستند بدون توجه به اینکه در کدام ماه بارداری قرار دارند توصیه می‌شود که واکسن را تهیه کنند که یک‌بار هم بیشتر لازم نیست تزریق کنند، چراکه به علت تغییرات هورمونی زمان بارداری، این بیماری می‌تواند بسیار خطرناک باشد. همچنین افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای و سالمندان و کودکان 6 ماه تا 5 سال نیز از اولویت‌های دریافت واکسن هستند. همچنین بیماران مبتلابه آنفلوانزا که دچار تنگی نفس می‌شوند حتماً باید به بیمارستان مراجعه کنند اما اگر بیماری در حد یک تب ملایم و بدن‌درد خفیف باشد با استفاده از مایعات و استراحت و مسکن‌های معمولی مانند استامینوفن کم‌کم علائم بهبود پیدا می‌کند .اگر علائم شدیدتر بود و شخص بیماری زمینه‌ای مانند آسم، بیماری‌های کلیوی مزمن و… داشتند این افراد حتماً به پزشک متخصص مراجعه کنند که تحت نظر متخصص ( عفونی، داخلی و اطفال)درمان شوند و از خوددرمانی هم بپرهیزند .کسانی که بیمار می‌شوند، درمان این بیماری استراحت به همراه مصرف مایعات به‌صورت مکرر است اما بیمارانی که بیماری آن‌ها شدید باشد داروهای ویژه‌ای دارند که بر اساس نظر پزشک به آن‌ها تجویز می‌شود و آن‌هم تا حدی کمک‌کننده است .

بومی‌سازی بیش از ۴ هزار قطعه در صنایع مس گامی بلند در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی

بومی‌سازی بیش از ۴ هزار قطعه در صنایع مس گامی بلند در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی
مدیرعامل مس منطقه‌ای استان کرمان گفت: اقدامات بزرگی در مس کرمان در راستای اقتصاد مقاومتی صورت گرفته و بومی‌سازی به شکل عملی در شرکت ملی صنایع مس از سالیان گذشته اجراشده و تاکنون بیش از ۴ هزار قطعه بومی‌سازی شده است.
به گزارش خانه خشتی، مدیر مس منطقه‌ای استان کرمان در پانل تخصصی صنعت، اقتصاد، کشاورزی، توسعه و عمران شهری و روستایی همایش رفسنجان، تدبیر، تلاش و توسعه ضمن خیرمقدم به حاضرین در این همایش به تعریف بهره‌وری اشاره کرد و اظهار داشت: بهره‌وری شاخصی است که در همه حوزه‌های کاری و همه نهادها تأثیر بسزایی دارد و مناسب‌ترین تعریف آن استفاده کارآمد از مجموعه عوامل تولید است.
وی بابیان اینکه در برنامه چهارم و پنجم توسعه کشور سهم بهره‌وری در رشد اقتصادی ۸ درصد در نظر گرفته‌شده و نیم درصد آن محقق شد تصریح کرد: عوامل مؤثر زیادی وجود دارد که بگوییم چرا نتوانستیم این سهم را محقق کنیم و بخش زیادی از آن مربوط به بحث تجارت خارجی ، صادرات و واردات است که در سال‌های اخیر سایه تحریم مشکل داشتیم. نظری خاطرنشان کرد: بخشی دیگر از این عدم تحقق برمی‌گردد به خودمان که چطور عمل کردیم.
وی در ادامه به عواملی عدم تحقق بهره‌وری پرداخت و تعریف پروژه‌های بی‌حساب‌وکتاب را یکی از این عوامل برشمرد و گفت: دیگر عامل دولتی بودن اقتصاد است، گاهی اوقات ما هم تکلیفمان خوب نمی‌دانیم.
نظری بهره‌گیری از مدیران برتر و نخبگان و نیروهای خبره را یکی از شاخص‌های دستیابی به بهره‌وری مناسب برشمرد و اظهار داشت: نقش مدیران نیز در اینجا اهمیت دارد ، در شرکت‌ها و سازمان مدیران به دنبال اثبات خودشان هستند تا از توانمندی خودشان استفاده کنند درحالی‌که باید در راستای نیاز سازمان عمل کنند. وی افزود: مدیران وضعیت نسبی خود در سازمان بشناسند نه اینکه خلاقیت فردی را ترجیح دهند که درنهایت چیزی عاید شرکت نخواهد شد.
وی افزایش سرانه مطالعه به‌ویژه در مدیران را مهم دانست و گفت: متأسفانه در این عامل ضعف داریم درحالی‌که مطالعه مدیران باید فراتر ازآنچه در سیستم تعریف‌شده باشد. نظری خاطرنشان کرد: مستندسازی نیاز جامعه است ما باید بر ثبت تجارب خود مبادرت ورزیم و درباره کارمان فکر کنیم. وی بیان داشت: عامل دیگر که در بهره‌وری مؤثر باشد و مدیران باید رعایت کنند این است که طرح و برنامه خود را کوتاه نمایند اما مدیران علاقه‌مند هستند که طرح و برنامه پیچیده داشته باشند. نظری گفت: به دیگران اجازه دهیم خودشان صاحب فضای خودشان باشند اگر فرد طرحی دارد ک منجر به حذف نظر مدیر می‌شود نباید با آن مقابله کرد.
مدیرعامل مس منطقه‌ای استان کرمان در بخش دیگر سخنان خود به بهره‌وری در شرکت مس منطقه‌ای استان پرداخت و اظهار داشت: در این شرکت در سال ۹۲ به ازای هر نفر دو تن مس تولید کردیم با توجه به تغییرات سه سال، در سال ۹۴ بهره روی ۱۳.۵ درصد شد یعنی ۳۵ درصد افزایش داشت. وی افزود: امید است در سال اقتصاد مقاومتی بتوانیم به تولید ۲۸۰ هزار تن برسیم که دور از دسترس نیست و این به معنای افزایش ۴۰ درصدی بهره روی است.
نظری خاطرنشان کرد: اقدامات بزرگی در مس کرمان در راستای اقتصاد مقاومتی صورت گرفته و بومی‌سازی به شکل عملی در شرکت ملی صنایع مس از سالیان گذشته اجراشده و تاکنون بیش از ۴ هزار قطعه بومی‌سازی شده است.
وی به سرمایه‌گذاری و توسعه در مس منطقه کرمان اشاره کرد و گفت: در استان کرمان ۱۳ پروژه صنعتی و معدنی با هزینه ۱۰ هزار میلیارد تومان در حال اجراست که تاکنون ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه شده و مابقی را شرکت از منابع داخلی یا تسهیلات بیرونی تأمین می‌کند که تا سال ۹۸ به ثمر رسد و نهایتاً تولید کنسانتره به یک‌میلیون و ۱۵۴ هزار تن و ظرفیت کاتد به ۴۰۰ هزار تن افزایش یابد. نظری در پایان خاطرنشان کرد: درست است که این ۱۳ پروژه با هزینه بالغ در حال انجام هستند اما انتظار اشتغال‌زایی در شرکت بزرگ را نداشته باشید و حداکثر سه هزار نفر را می‌توان جذب کرد.

با پیوستن ایران به FATF انجام می‌شود حذف قاچاق از سفره اقتصاد کشور

با پیوستن ایران به FATF انجام می‌شود
حذف قاچاق
از سفره اقتصاد کشور

ارتباط با اتحادیه بین‌المللی مبارزه با پولشویی(FATF) یکی از مسائلی است که در هفته‌های اخیر به یکی از داغ‌ترین مسائل تبدیل شده است.
برخی منتقد این موضوع هستند که ایران نباید به این گروه بپیوندد و اعلام می‌کنند که با این اقدام، امکان ارائه اطلاعات مالی ایران به گروه اقدام مالی فراهم خواهد شد که به نفع کشور نیست. در مقابل نیز موافقانی از این اقدام دولت دفاع می‌کنند و معتقدند که در سال‌های تحریم، ایران فرصت‌های زیادی را از دست داد که اکنون باید سعی کند آنها را جبران کند و این امر از طریق پیوستن ایران به اتحادیه بین‌المللی مبارزه با پولشویی ممکن خواهد شد.
تعامل بانک‌های ایرانی با بانک‌های بزرگ خارجی
محمدحسین ادیب، پژوهشگر ریسک و کارشناس اقتصادی در این زمینه در گفت‌وگو با ایبِنا با بیان اینکه FATF به حذف سفره قاچاق از سفره اقتصاد کشور کمک می‌کند افزود: در تعامل بین بانک‌های ایرانی با بانک‌های بزرگ خارجی، ۳ محدودیت وجود دارد که باید به دقت از هم تفکیک شود و احکام آنها را نباید به یکدیگر تعمیم داد. محدودیت نخست، خرید و فروش نفت به دلار است. در همه دنیا خرید و فروش نفت به دلار است و در این حوزه ایران تحریم است و هنوز این محدودیت جز در دو مورد لغو نشده است، تا آنجایی که اطلاع دارم خزانه‌داری امریکا اجازه داده تا فروش نفت ایران به کره به دلار انجام و در مرحله بعد به یورو تبدیل شود.
وی با بیان اینکه خزانه‌داری امریکا مجوز داده تا درآمد نفت صادراتی ایران به ژاپن به یک بانک سوئیسی منتقل و درآمد آن صرف واردات غذا، دارو و موارد انسانی شود، اظهارکرد: این مورد در اوج تحریم نیز جاری بود و اکنون نیز جاری است اما درباره صادرات نفت ایران به دیگر کشورها هنوز محدودیت لغو نشده است، به عبارت دیگر خزانه‌داری امریکا باید ابتدا اجازه دهد درآمد نفت به دلار و سپس به ارز دیگری تبدیل شود به طور نمونه ایران معادل ۵میلیارد دلار، ریال عمان دارد که باید خزانه‌داری امریکا اجازه دهد ابتدا به دلار و سپس به یورو محاسبه شود و این اجازه اکنون صادر نشده است.
لغو محدودیت ایران در این حوزه در دستور کار مذاکرات با برجام نبود، این محدودیت در زمره تحریم‌های اولیه است و هنوز مذاکرات برای لغو آن نشده است. وی ادامه داد: سرانجام روزی باید مذاکرات انجام و این محدودیت لغو شود. پس در مجموع خزانه‌داری امریکا در دور بعدی مذاکرات ایران و خزانه‌داری امریکا باید این محدودیت را لغو کند. ارتباط بانک‌های بزرگ با بانک‌های ایرانی به این نکته بازمی‌گردد و ارتباطی به برجام ندارد. این پژوهشگر ریسک تصریح کرد: محدودیت دوم به محدودیت ایجاد شده درباره حدود ۱۸۰ شرکت و شخصیت ایرانی مربوط می‌شود که همچنان در فهرست تحریم خزانه‌داری امریکا قرار دارند. به کارگیری کلمات در این حوزه به طور کامل شفاف است. براساس متن برجام، بانک‌های خارجی که با بانک‌های ایرانی کار می‌کنند و بانک‌های ایرانی که به ۱۸۰ شرکت تحریمی خدمات ارائه می‌دهند، بانک‌های خارجی به این بهانه (خدمات بانک ایرانی‌ای به ۱۸۰ شرکت تحریمی) تحریم نمی‌شوند مگر اینکه بانک‌های خارجی به طور مستقیم به ۱۸۰ شرکت تحریمی خدمات بدهند، از این‌رو مشکل ایجاد شده در ایران در چند هفته اخیر از نظر متن برجام تکلیف‌اش روشن است؛ بانک‌های ایرانی نمی‌توانند به ۱۸۰ شرکت تحریمی خدمات ارزی خارجی بدهند چراکه اگر این خدمات ارائه شود بانک خارجی مشمول تحریم امریکا می‌شود از این‌رو اعتراضات داخلی به دو بانک ایرانی که به دو شرکت تحریمی، خدمات ارزی نمی‌دهند، مسموع نیست زیرا ارائه خدمات ارزی خارجی فقط وقتی ممکن است که یک بانک خارجی با بانک ایرانی همکاری کند و همکاری بانک خارجی، تحریم بانک خارجی را به همراه دارد اما مشمول ارائه خدمات ریالی به شرکت‌های تحریمی نیست و این دو مسئله باید از هم تفکیک شود. در فضای رسانه‌ای این دو مسئله از هم تفکیک نشد. ادیب تصریح کرد: محدودیت بعدی به پولشویی مربوط می‌شود که FATF نامیده می‌شود و متفاوت از ارائه خدمات به شرکت‌های تحریمی است و بازهم در نقد رسانه‌ای بین FATF و تحریم دو شرکت داخلی خلط مبحث شد که این دو مسئله به طور کامل متفاوت از یکدیگر است و هیچ ارتباطی با هم ندارد، پولشویی یا FATF محدودیت‌های دیگری ایجاد می‌کند که ایران حتی اگر تفاهمنامه با نهاد نظارتی مربوط به پولشویی را نیز امضا نمی‌کرد به خاطر فسادزدایی در اقتصاد، داوطلبانه باید آن را انجام می‌داد. وی اظهار کرد: شرط نخست و مهم پولشویی که این روزها ندیده گرفته می‌شود حذف قاچاق از اقتصاد کشور است. حذف قاچاق نیز با برخورد پلیسی ممکن نیست و تعرفه‌های گمرکی باید کاهش یابد.
بدون کاهش سنگین تعرفه‌های گمرکی، مقابله با قاچاق تاثیر چندانی ندارد. مقررات پولشویی محدودیت‌های متعددی ایجاد می‌کند اما با توجه به شرایط ایران، بزرگترین محدودیت برای ایران جمع کردن سفره قاچاق در کشور است. همین‌طور اگر یک نهاد نظارتی یک کالای قاچاق را کشف کند و آن را در بازار داخلی بفروشد پولی که به حساب بانک واریز می‌شود مصداق پولشویی است و کالای قاچاق باید معدوم شود. وی گفت: در جمع‌بندی اعمال محدودیت برای تعامل ارزی دو شرکت تحریمی با خارج ارتباطی به FATF ندارد و بانک‌های داخلی نیز حتی اگر بخواهند به شرکت‌های تحریمی خدمات ارزی ارائه دهند بانک‌های خارجی قبول نمی‌کنند زیرا تحریم می‌شوند و مقررات FATF نیز بسیار وسیع‌تر از آن چیزی است که افکار عمومی تصور می‌کند و حتی وسیع‌تر از آن است که تاکنون در مقررات بانک مرکزی درباره پولشویی ابلاغ شده است. به‌عنوان کلام آخر کسانی به نقد FATF می‌پردازند که به تفکیک این مباحث مسلط نیستند و خلط مبحث بسیار انجام می‌شود.
در صورت همکاری نکردن در انزوا باقی می‌مانیم
حیدر مستخدمین‌حسینی، معاون پیشین بانک مرکزی نیز دراین‌باره در گفت‌وگو با ایلنا با بیان اینکه افراد و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که نام‌شان در فهرست افراد مشکوک FATF قرار دارد نباید از سوی بانک‌های ایران خدماتی دریافت کنند، افزود: در غیراین صورت این بانک‌ها هم مشمول تنبیه و جریمه خواهند شد. وی درباره موضوع FATF و الزام پیوستن ایران به این سازمان اظهار کرد: FATF سازمانی است که بر مبنای داده‌های وضعیت بانکی و نقل و انتقالات مالی عمل می‌کند و در صورتی که شبهه‌ای درباره نام افرادی که در حوزه تروریسم یا پولشویی فعالیت کردند برای این سازمان وجود داشته باشد منجر به همکاری نکردن خواهد شد. پس باید اطلاعات مربوط به همه افراد موردنظر را داشته باشند. وی گفت: البته این قانون درستی است زیرا در صورتی که اطلاعاتی در این سازمان بین‌المللی نباشد چطور می‌توان فهمید فعالیتی در چارچوب نظام بانکی بوده یا نبوده؟
او تصریح کرد: انتظار FATF این است که همه اطلاعات را داشته باشد و تا زمانی که این کار نشود توافق نهایی نخواهد شد و ارتباط بانک‌های اصلی دنیا نیز با بانک‌های ایران برقرار نخواهد شد.
این کارشناس بانکی ادامه داد: دروازه‌های اقتصادی در سال‌های تحریم بسته شدند اما تحولی به تازگی به وقوع پیوسته و از سوی بانک‌های سپه و ملت آغاز شده که در مذاکرات بعدی نیز می‌تواند مرحله به مرحله پیش برود تا به اصلاحات در حوزه مراودات بانکی ما با دنیا منجر شود.
وی درباره مخالفت برخی از افراد با پیوستن به FATF نیز گفت: این افراد گمان می‌کنند که پذیرش FATF به ساختار اقتصادی و سیاسی خدشه وارد می‌کند اما در مجموع با ارتباط با سازمان‌های بین‌المللی مخالفتی ندارند. وی افزود: برخی معتقدند ممکن است استقلال کشور زیر سوال برود و باید در این توافق تجدیدنظر شود. مستخدمین حسینی تصریح کرد: از زمانی که موضوع برجام مطرح شده عده‌ای از کارشناسان اقتصادی بر این باور بودند که با برجام و پسابرجام مشکلی از مشکلات اقتصادی حل نخواهد شد. وی با بیان اینکه موضوع مربوط به FATF موضوع تازه‌ای نیست افزود: رعایت قوانین این سازمان الزامی است زیرا رعایت نکردن قواعد این سازمان باعث جلوگیری از مراودات بانک‌های ایرانی با بانک‌های بین‌المللی می‌شود. او ادامه داد: نپذیرفتن قوانین مربوط به FATF ایران را همچنان در انزوا نگه خواهد داشت. درحال‌حاضر بنا به دلایلی این سازمان به مدت یک سال ایران را از فهرست خود خارج کرده است. این کارشناس بانکی خاطرنشان کرد: افراد و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که نام‌شان در فهرست افراد مشکوک این سازمان قرار دارد نباید از سوی بانک‌های ایران خدماتی دریافت کنند. وی با بیان اینکه دوری از سازمان‌های بین‌المللی هیچ گاه به نفع کشور نبوده است افزود: دربارهFATF بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی به توافق رسیده‌اند که بهتر است این توافق را برای انتشار در اختیار رسانه‌ها قرار دهند و ابهامات برطرف شود زیرا شفاف‌سازی در این حوزه باعث کمک به دولت خواهد شد. مستخدمین حسینی با بیان اینکه اعتماد سلب شده در این زمینه باید به کشور بازگردد افزود: سخنان ضد و نقیض مسئولان درباره گشایش LC و سوئیفت پس از برجام باعث اطمینان نداشتن مردم شده اما در صورتی که همان ابتدا مسئولان درباره اینکه بانک‌ها ۱۰سال تحریم بوده‌اند و نرم‌افزار در حال نصب شدن است توضیح می‌دادند و اصراری بر تحقق سوئیفت نداشتند امروز مردم اعتماد بیشتری نسبت به موضوع FATF داشتند. وی خاطرنشان کرد: البته بحث تقابل با دولت نیست اما در صورتی که توافق با FATF منتشر شود حساسیت‌ها هم از بین خواهد رفت، آنچه مهم است اینکه FATF برای ردیابی، کنترل و پیگیری پولشویی به اطلاعات افراد نیاز دارد.

استفاده غیر اصولی از سموم کشاورزی سلامت جامعه را به خطر انداخته است

استفاده غیر اصولی از سموم کشاورزی
سلامت جامعه را به خطر انداخته است

معصومه ابتکار با اشاره به مکاتبه سازمان حفاظت محیط زیست با وزارت جهاد کشاورزی در خصوص سموم دفع آفات، گفت: مصرف بی رویه سموم، استفاده از سموم تاریخ گذشته و غیرمجاز سبب شده تا متاسفانه در منابع آب و خاک کشو رد پای این سموم دیده شود.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: مصرف بی‌رویه کودهای کشاورزی نیز آسیب جدی به خاک رسانده است. این کودها که میزان زیادی نیترات در خود دارد عامل خطرناکی است که بقایای آن در خاک، آب و فرآورده غذایی نفوذ می کند.
نیترات موجود در سموم کشاورزی سلامت انسان را با خطر مواجه می‌کند
وی افزود: نیترات موجود از خاک و آب به گیاه می‌رسد و از گیاه به سفره غذایی مردم منتقل شده و نهایتا سلامت انسان را با خطر مواجه می‌کند. متاسفانه گزارش‌هایی به سازمان رسیده مبنی بر اینکه مواد سمی غیرمجاز و خطرناک در داخل این چرخه به سلامت انسان‌ها آسیب رسانده است.
در واقع این سموم از چرخه محصولات کشاورزی دنیا کنار گذاشته شده و به دلیل عوارضی که دارد سازمان محیط زیست تاکید کرده تا وزارت کشاورزی نیز این سموم را از رده خارج سازد.
استفاده نابجا از سموم کشاورزی حشرات مفید را ازبین می برد
معاون رئیس جمهور در دولت یازدهم گفت: علاوه بر عوارض ذکر شده، این سموم سبب از بین رفتن حشرات مفیدی که بخشی از اکوسیستم هستند نیز شده است. در حقیقت ۷۰ درصد گرده افشانی محصولات کشاورزی توسط انواع زنبورها انجام می گیرد. متاسفانه ثابت شده که سموم تولید شده حشرات مفید از جمله زنبورها را از بین برده است.
وی ادامه داد: سموم سبب متوقف سازی زاد و ولد حشرات مفید شده، از این رو در همه جای دنیا متولیان محیط زیست روی مصرف سموم اقدامات سخت گیرانه صورت داده اند و سازمان حفاظت محیط زیست هم از همین جهت به این مورد ورود پیدا کرده است.
ابتکار تصریح کرد: اخیرا در کمیسیون کلان شهرهای دولت این موضوع پیگیری شده است. در واقع درخواست شده تا میادین میوه و تره بار در تمامی شهرهای کشور به اندازه گیری بقایای سموم در فرآورده های غذایی دقت کنند چراکه با ورود سموم، مواد غذایی آسیب زا خواهد شد. حتی این سموم می تواند اختلالاتی در سیستم ایمنی و گوارش، مغز و اعصاب ایجاد کند.
وی افزود: وزارت بهداشت و شورای شهر سوم تهران اندازه گیری‌هایی را روی بقایای سم و کود در فراورده‌های غذایی انجام داده اند، بنابراین تاکید می شود این مسئله به طور جدی و منظم رصد شود.

10 شهر برتر دوست دار دوچرخه

10 شهر برتر دوست دار دوچرخه

ساختن دوچرخه در دهه های گذشته در تجارت به دلیل مزیتهای خوب آن نظیر، ارزان بودن، سالم بودن، سازگار با محیط زیست و … مورد توجه بوده است. رفت و آمد با دوچرخه نه تنها باعث صرفه جویی در بسیاری از هزینه ها می شود بلکه به تناسب اندام شما هم کمک می کند.
سیاستمداران و برنامه ریزان برای شهر در صدد افزایش مسیرهای امن برای دوچرخه سواری و یا درست کردن محیطی که کاملا به این امر تعلق داشته باشد، هستند تا مردم را بیشتر به استفاده از دوچرخه علاقمند سازند. در اینجا 10 شهر دوستدار دوچرخه را معرفی می کنیم:
آمستردام، هلند
آمستردام، مترادف با فرهنگ دوچرخه است.شهری که دوچرخه سواری را ترویج و میان مردم جای می دهد.این حالت حمل و نقل انتخابی و ثابت می کند که به مراتب در کوچه های باریک یا مسیرهای پر تردد مؤثرتر از ماشین است.
شرکت های تعمیر دوچرخه و اجاره ی دوچرخه در هر جای شهر به چشم می خورد و سال به سال هم بیشتر می شود. هیچ شهری سازگارتراز آمستردام با امر دوچرخه سواری وجود ندارد.
برلین، آلمان
فرهنگ دوچرخه سواری در برلین فراتر از خبرهاست،این تنها راهی است که مردم برای رفت و آمد انتخاب کرده اند.اکثریت ساکنان شهر خودروی شخصی ندارند و حدود نیم میلیون از مردم روزانه برای سرکار رفتن از دوچرخه استفاده می کنند.در سطح شهر مسیرهای مخصوص و ایمن فقط برای دوچرخه سواران،در نظر گرفته شده است.مردم در برلین در رابطه با امکاناتی نظیر اجاره دوچرخه یا اجاره دوچرخه ارزان هیچوقت دچار مشکل نخواهند شد.
بریستول، انگلستان
بریستول شهری با ابتکارات سازگار با محیط زیست است.شهری پر از تپه که معمولا اخبار خوشایندی از دوچرخه سواران مخصوصا مبتدیان آن شنیده نمی شود.اما مسئولان همچنان در تلاش هستند که شرایط خوبی را برای دوچرخه سواری فراهم آورند. بیشتر مردم در حال حاضر از سه چرخه استفاده می کنند. در دهه ی گذشته ،استفاده کنندگان از دوچرخه دو برابر شده و انتظار می رود در پنج سال آینده این روند افزایش قابل توجهی داشته باشد.

بوداپست، مجارستان
مردم بوداپست به دلیل اینکه این شهریک موزه است و زیر ساخت های آن باید حفظ شود،از مسیرهای مخصوص دوچرخه سواری محروم هستند.اما چون جمعیت دوچرخه سواران این شهر زیاد است ،شهرداری را مجبور به رسیدگی به این موضوع کرده اند. امسال، هزاران نفر از دوچرخه سواران در یک تجمع مسالمت آمیز در سراسر رودخانه دانوب از طریق پل شرکت کردند.
کپنهاگ، دانمارک
جا افتادن فرهنگ دوچرخه سواری در کپنهاگ این مساله را اثبات می کند که نیاز ،مادر تمام اختراعات است. در طول بحران انرژی و رکود اقتصادی طرح اتومبیل رایگان در یکشنبه ها را به اجرا در آورد. مردم در این زمان شروع به درک این مساله که دوچرخه سواری در اطراف شهر سریع، ارزان و سرگرم کننده بود، کردند. به مرور زمان سیستم دوچرخه سواری عملی و کاربر پسند شد. بنابراین برای گسترده کردن شبکه دوچرخه سواری، مسیر مخصوص و اجاره دوچرخه رایگان سرمایه گذاری هایی در نظر گرفته شد. آخرین پیشرفت در سیستم حمل و نقل سازگار با محیط زیست دانمارک یک ابتکار مشترک است که شامل شهرداری های محلی، شرکت مترو و برخی از استفاده هوشمندانه از فن آوری است.
دوبلین، ایرلند
دوبلین یکی از شهرستان های بزرگ در حال ظهور است که هر سال آمار استفاده کنندگان از دوچرخه ی آن بالا می رود.شهرستان نیز از طریق پارک های عمومی و افزایش خطوط ویژه ی دوچرخه سواری در مرکز شهر و حومه، مردم را بیش از پیش به دوچرخه سواری علاقه مند کرده است تا رانندگی!
پورتلند
ایالات متحده آمریکا
پورتلند محلی خوش آب و هوا که توسط دامنه کوه های سرسبز احاطه شده است. استانداردهای پیشرفته سازگار با محیط زیست موجب شده که خانواده ها برای رفت و امد به جای اتوبوس از دوچرخه استقاده کنند که از هر نظر سلامت تر است.در این شهرستان بیش از 300 مایل مسیرهای دوچرخه سواری ساخته شده که حومه های بیرونی را به حوزه های تجاری مرکزی متصل می کند.
سیدنی، استرالیا
با توجه به اینکه بیش از 1میلیون استرالیایی کمتر از 5کیلومتر تا محل کارش رانندگی می کند،فاصله ای که پانزده دقیقه یا کمتر با ماشین طول می کشد،اما مسئولین در شهر و حومه ی آن برای خطوط دوچرخه سواری سرمایه گذاری بسیار کرده اند تا این امر ترویج یابد. جالب این است که هیچ پارکینگ در دسترس برای اتومبیل وجود ندارد – تنها دوچرخه.آب و هوای این شهرستان و معماری و مناظر آن همیشه قابل تحسین است.
توکیو، ژاپن
دوچرخه در توکیو در حال حاضر فرار از یک دشمن مشترک به نام ترافیک است.جاده ها بسیار شلوغ،جمعیت زیاد،سرعت محدود باعث شده مردم به استفاده از دوچرخه رو آورند.به دلیل هجوم وسایل نقلیه در چند سال گذشته ،با راه اندازی ایستگاه های دوچرخه سواری تا حدوددی این کابوس قابل کنترل شده است.
ونکوور، کانادا
کانادا همیشه در مسائلی که موجب ترقی آن شده ،پیشگام بوده است. این شهرستان دارای جمعیت رو به رشدی است،بنابراین مسیرهای دوچرخه سواری در اطراف شهر تعبیه شده است. ونکوور فوق العاده دوچرخه پسند است به همین دلیل خیابان های مسکونی دارای حجم سبک ترافیک هستند.یکی از طرح های شهردار ونکوور برای سال 2020 این است که هتلی مجلل در این شهرستان بسازند که مهمانان تماما از دوچرخه های رایگانی که در اختیار آنها قرار می دهند،برای گشت و گذار استفاده کنند.

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005