او به دلیل مقاومت در برابر تخریب کنندگان و غارتگران جنگل به شیوه دردناکی جان عزیزش را در دل جنگل از دست داد
خنجری بر قلب جنگلبانی
ناصر پیروی مایه عزت و افتخار جامعه جنگلبانی کشور و شهید راه انفال بود. او نماد رویدادهای ایثارگرانه بود
۱ خرداد ۱۴۰۲، ۰:۰۰
«… او به دلیل مقاومت در برابر تخریب کنندگان و غارتگران جنگل به شیوه دردناکی جان عزیزش را در دل جنگل از دست داد. ناصر پیروی مایه عزت و افتخار جامعه جنگلبانی کشور و شهید راه انفال بود. او نماد رویدادهای ایثارگرانه بود و در راه دفاع از عرصههای ملی و طبیعی در برابر فرصت طلبان و زیاده خواهان ایستاد و تاوان این ایستادن و مقاومت را با از دست دادن جان خود اما به شکل ناجوانمردانه پرداخت نمود. موقع جان سپردن علفهای کف جنگل در هر دو مشت او گره خورده بود. گویی که بسان مجنون تا دم شهادت نیز لیلیاش را در آغوش کشیده بود. یادآوری مینمایم که به پاس احترام به خون شهیدان و جاننثاران منابع طبیعی کشور، برای حفاظت و صیانت از انفال از هیچ تلاش و کوششی دریغ ننموده و با الگو قرار دادن این اسوهها، ثابتقدم و مستحکم در مسیر پایداری و سرسبز نگهداشتن میهن اسلامی قدم برخواهیم داشت.»
این چند جمله بخشهایی کوتاه شده از پیام رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور برای هجدهمین سالگرد شهادت «ناصر پیروی»، جنگلبان دلیر «ماسال» بود که تجاوزپیشگان به جنگل و عرصههای ملی، وقتی از همراه ساختن یا خاموش کردن او به هر شیوه ممکن ناامید شدند، او را به وحشیانهترین شکل ممکن سر بردیدند. بله، در سال ۱۳۸۴ و در این کشور، قاچاقچیان و متجاوزان به منابع ملی، سر یک جنگلبان را بریدند! این را به تأکید باز مینویسم تا نسل جدید بداند برای صیانت و حفاظت از منابع طبیعی و جنگلهای کشور، چه هزینههای گزافی پرداخت شد و جایگاه جنگلبان و محیطبان چیست و کجاست.
متن این بیانیه، سراسر تجدید پیمان با آرمانهای شهید پیروی و تعهد برای عمل به شرح وظایف و مأموریتهای سازمانی و صیانت از آنچه که «انفال» نامیده شده، است. بیانیه رییس سازمان منابع طبیعی حاوی متنی زیبا و بیانی اثرگذار است ولی افسوس که به فرموده سعدی: «گرچه سخندان و مصالح گویی/ به عمل کار برآید، به سخندانی (سخنرانی) نیست….»
از شهادت جنگلبان رشید ناصر پیروی در جنگلهای ماسال تا برکناری جنگلدار بابل به دلیل پیگرد قانونی نماینده متخلف و متجاوز این شهر به عرصههای ملی و طبیعی کشور تنها 18 سال میگذرد. در این 18 سال چه بر سر قانون و آرمانها آمده که امروز سازمان کارگزار منابع طبیعی کشور در پی آن است تا با اقدامات نمایشی مانند یافتن موتور سیکلت شهید پیروی و قرار دادن آن در موزه، خود را رهرو او بِنُمایاند. ولی همین سازمان جنگلدار بابل را تنها به جرم عمل به وظیفه برکنار میکند و گروهها و افراد داعیهدار منابع طبیعی، در برابر این پیمان شکنی آشکار سکوت پیشه میکنند. بماند که عدهای از مدیران سازمان متولی به گفته خودشان چیزی از این رخداد شوم و ناامید کننده نشنیدند و عدهای دیگر هم با هر روش ممکن در صدد توجیه و نهادن تحلیلها و تفسیرهای بیبنیان و هیجانیِ برخاسته از تعصب ناشی از ذوبشدگی در فرد یا افراد بر این ماجرا هستند. غافل از اینکه مردم و افکار عمومی بیدارند و هوشیار. افکار عمومی میخواند، میفهمد، میبیند و وعدههای دیروز و کارکردهای امروز را تحلیل و قضاوت میکند و بر بنیان حق شهروندی، می پرسد. وظیفه کارگزاران است تا پاسخ دهند. پاسخی منطقی و برخوردار از پشتوانه و بنمایههای قانعکننده!
آنچه که سال 1402 در بابل رخ داد، دست کمی از آنچه که هفتم اردیبهشت ماه سال 1384 در ماسال رخ داد نداشت. آن روز خاک هیرکانی با خون پیروی گلگون شد و امروز با برکناری جنگلدار وظیفهشناس، قانونگرایی و تعهد به صیانت از عرصههای ملی آشکارا، بیپروا و به رسواترین شکل ممکن به مسلخ اصحاب زر و زور و عملههای سیاست فرستاده شد.
صد افسوس که تاریخ، همیشه در این کشور در حال تکرار است. دیروز در قالب تراژدیای دردناک و جانکاه و امروز در قالب مصیبتی دردناکتر، چرا که شهید پیروی دستکم از لشگر خودیها زخم نخورد. ناصر پیروی یک تن بود که با خنجر دشمن شهید شد، ولی برکناری جنگلدار وظیفهشناس بابل، خنجری آلوده به زهر، آن هم از پشت بود که لشکر جنگلداری و مدیریت منابع طبیعی در ایران را تاراند و دوپاره کرد. خنجری که متجاوزان آن را ساختند، ساکتماندگان و مصلحتبافان آن را پرداختند و زهرآگین کردند و مدیران آن را بر دل وظیفهشناسی و صداقت فروکوفتند. بسیار بعید میدانم، این لشکر کمر شکسته و زخمی از این خنجر زهرآلود، به این زودیها کمر راست کند. حق هم دارد…
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
نگاهی به گیشه سینما در روزهای نوروز و جنگ
پرده های کم فروغ در سایه بمب و انفجار
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید