غول جنگ شیرینی کودکی را می‌رباید

شنبه 07 اسفند 1400

هر صدایی از آژیر خطر، هر صدایی از زوزه موشک یا غرش جنگنده‌ها، هر صدای مهیبی که از انفجار بمب و گلوله به گوش می‌رسد حتی اگر صرفاً در فیلم‌های به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های اجتماعی باشد، حتی اگر قریب به ۲ هزار کیلومتر با ما فاصله داشته باشد یادآور جنگ است. همان جنگی که ۸ سال بر ما تحمیل شد. همان جنگی که هر دو طرف آن مسلمان بودیم ولی به جز جوانانمان هزاران کودک و زن در آن بی‌خانمان شدند و تا روی آرامش ببینند دهه‌ها سپری شده است. برای طرف عراقی که این روی آرامش دیدن بیشتر به رویایی تبدیل شده است زیرا از سال ۱۳۶۷ با ادامه سوداگری‌های صدام‌حسین مردمش روی خوش ندیدند. برای ما مفهوم جنگ علاوه بر خاطراتی که قربانی شدن دانش‌آموزانمان در مدرسه به ضرب موشک‌های صدام‌حسین دارد بادآور میزبانی از هزاران کودک و زنی است که بارها از عراق و افغانستان به ایران پناه آوردند. همین زمستان اخیر را با وضعیتی شروع کردیم که براساس آماری که کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ارائه کرد میزبان نیم‌میلیون نفر افغانستانی بودیم که از جابه‌جایی قدرت در این کشور و برسر کار آمدن طالبان از این کشور گریخته بودند. گفته می‌شود ۸۰درصد این آوارگان زنان و کودکان بوده‌اند. هنوز همه ما تصاویری که از گریختن مردم افغانستان در فرودگاه کابل منتشر شد را به خاطر داریم. هنوز تصویر سپردن آن نوزاد که بی‌هیچ پشتوانه‌ای صرفاً به یک سرباز سپرده شد تا از بی‌ثباتی در افغانستان نجات یابد گوشه ذهن‌مان است. حالا دوباره سهم‌خواهی و بازی مردان قدرت دوباره آن تصاویر را به روز کرده است و آن مجموعه را به ثبت لحظاتی مشابه مجهز کرده است. لحظه وداع مرد اوکراینی که زن و دخترش را در اتوبوس راهی می‌کند تا از گزند حملات هوایی روس‌ها در امان باشند. لحظه ورود مردی که کودکش در آغوشش وارد کشور لهستان شده تا مبادا سرنوشت آن بچه با گلوله‌های سردمداران مست از قدرت پایانی ناخوش به خود بگیرد. جنگ هیچ‌گاه تصویری غیرخشن نداشته است. ما و بسیاری از ایرانیان معاصر قربانی جنگ بوده‌ایم. غول جنگ، کودکی‌هایمان را ربود و به لطف شهادت و رشادت رزمندگانمان جان سالم به در بردیم تا امروز ساکت نمانیم و از هر جنگی ابراز نفرت کنیم.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.