ششمین جشنواره صنایع‌دستی و هنرهای سنتی فجر در شرایطی پایان یافت که جایگاه صنایع دستی در سیاست‌گذاری اقتصادی ایران روشن نیست

صنایع دستی از آمارهای مدیران تا حقایق موجود

پژوهشگر صنایع دستی: اعلام آمار اغراق‌آمیز و عجیب صادرات صنایع دستی سیاست‌گذاری‌ها را به راه باطل می‌کشاند





صنایع دستی از آمارهای مدیران تا حقایق موجود

۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ۲:۱۱

ایران سومین کشور تولید کننده صنایع دستی در دنیاست. از ۴۶۰ رشته صنایع دستی جهان ۳۷۰ رشته در ایران است. ۱۴ شهر و روستای ایران به عنوان شهرها و روستاهای جهانی صنایع دستی معرفی شده‌اند. اینها بخشی از آماری است که در حوزه صنایع دستی وجود دارد. آمارهایی که مبنای هیچ یک از آنها مشخص نیست و بیشتر زمینه‌ساز یک خطای محاسباتی در برنامه‌ریزی‌های کلان -اگر چنین برنامه‌ای در حوزه صنایع دستی وجود داشته باشد- هستند تا تصویری شفاف از این حوزه. با این حال دلخوشی مدیران به مرور همین آمارها در سخنرانی‌هایشان است، برای آنها مطلوب‌تر آن است که پشت این ارقام پنهان شوند و بگویند وضعیت صنایع دستی در کشور خوب است. در کارگاه‌های هنرمندان صنایع دستی در شهرها و مناطق مختلف ایران اما خبری از این آمارها نیست. در این کارگاه‌ها واقعیت دیگری جریان دارد. واقعیتی که تصویری متفاوت است با آنچه مدیران پشت تریبون‌ها ارائه می‌کنند. صنایع دستی هر چند ظرفیت این را دارد که بخشی از بار اقتصاد ایران را به دوش بکشد اما جایی در برنامه‌های اقتصادی کشور ندارد.

«امروز مشکل کشور این است که سیستم ناکارآمد اداری در بخش‌های مختلف مثل اختاپوس و مثل بختک روی مردم افتاده و دولت‌ها را دچار مشکل می‌کند. ما در حد خودمان باید زنجیرها را از دست و پای افرادی که می‌خواهند رشد کنند باز کنیم» این جملات بخشی از اظهارات عزت‌الله ضرغامی در آیین اختتامیه جشنواره صنایع دستی فجر بود که هفته گذشته در موزه ملی ایران برگزار شد. ضرغامی معتقد است: « نشانه‌گذاری ما در دنیای بی‌هویت امروز همین صنایع‌دستی و هنرهای سنتی ما است. ما باید هویت خود را حفظ کنیم و ارزش‌ها را نگهداری کنیم اما حتما باید یک نگاه تحول‌گرا در این باره داشته باشیم» موضوعی که در برنامه پیشنهادی خود برای کسب مقام وزارت هم به آن تاکید داشت و تحقق آن را در گرو حمایت از استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا در حوزه صنایع دستی و تسهیل عرضه و تقویت تقاضای محصولات صنایع‌دستی دانسته بود. او در سخنان خود به همان موضوعی اشاره کرد که در برنامه‌ پیشنهادی خود پیش از وزارت به آن تاکید داشت: «برند سازی صنایع دستی» موضوعی که تحقق آن ملزوماتی می‌طلبد که دست کم در سال‌های اخیر همتی برای فراهم آوردن آن دیده نشده است. در شهرها و روستاهای جهانی صنایع دستی، می‌توان رد پای صنایع دستی چینی را مشاهده کرد. در جزایر و شهرهای جنوبی کشور، به وفور صنایع دستی تولید شده در هند و چین و نپال عرضه می‌شود و اثری از هنر بی‌بدیل ایرانیان نیست. هر چند سال‌هاست که از لزوم برندسازی و رفع مشکلات در حوزه بسته‌بندی صنایع دستی سخن گفته می‌شود اما در سوی دیگر سیاست‌گذاری‌ها مایل به برنامه‌های دیگری هستند و کانتینرهایی که در بندرهای ایران پهلو می‌گیرند متاع دیگری برای بازار ایران و علاقمندان به صنایع دستی در چنته دارند.
کارگاه‌های صنایع دستی به ویژه در دو سال اخیر به دلیل مشکلات و مسائل اقتصادی یکی پس از دیگری تعطیل شدند. دولت که همواره در سخنان خود بر حمایت از هنرمندان صنایع دستی تاکید دارد تنها نظاره‌گر این تعطیل شدن‌ها بود. حالا هم افزایش قیمت حامل‌های انرژی برای بسیاری از کارگاه‌های تولیدی مسئله‌ساز شده است. کارگاه‌هایی که در دو سال تعطیلی نمایشگاه‌هایی که تنها امید برای ارائه محصولاتشان بود، طعم تلخ رکود را چشیده‌اند، حالا با هزینه‌هایی چون مالیات بر ارزش افزوده و افزایش بی‌سابقه نرخ حامل‌های انرژی روبه‌رو شدند. چند روز پیش هنرمندان شیشه‌گر تهرانی در اعتراض به افزایش ۷ برابری بهای گاز نسبت به سال گذشته به ضرغامی نامه نوشتند و از تعطیلی قریب‌الوقوع کارگاه‌هایشان به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌های ۱۵۰ و ۲۰۰ میلیونی بهای گاز گفتند. هنرمندان شیشه‌گر تهرانی در نامه خود به ضرغامی نوشته‌اند: «با عنایت به افزایش گاز بها مترمکعب از ۱۲۰۰ ریال در اسفند ۹۹ تا به امروز مترمکعب ۸۷۰۰ ریال که هنوز متغیر و بی‌رویه رو به افزایش است و تاثیر بسیاری روی قیمت تمام شده و عدم فروش محصول دارد ما تولیدکنندگان صنایع دستی، شیشه‌گری سنتی دارای پروانه تولید کارگاهی و‌ وابستگان به آن در شرف تعطیلی و بیکاری هنرمندان این صنعت هستیم. با توجه به تعرفه کارگاهی خدمات و کسبه به مبلغ ۱۴۹۵ریال شامل این صنف است، تقاضا داریم دستورات مقتضی را صادر کنید» مسئله افزایش تعرفه‌ها مختص هنرمندان شیشه‌گر استان تهران نیست، در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور هنرمندان با افزایش تعرفه‌ها توان پرداخت هزینه‌های جاری کارگاه تولیدی خود را ندارند و اگر این هزینه را به قیمت فروش محصولات خود اضافه کنند، بازار را از دست می‌دهند. از طرفی شیوع کرونا و افزایش افسار گسیخته قیمت کلیه اقلام از جمله مواد اولیه تولیدی – تا حدود سه برابر- بسیاری از صنعتگران را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است. مشکلات معیشتی جامعه، بازار صنایع دستی را تحت تاثیر قرار داده و نبود حمایت جهت صادرات محصولات هم بازار بین‌المللی را از دسترس خارج کرده است. در چنین شرایطی چه راهی جز تعطیلی و آغاز مشکلات معیشتی برای آنها باقی می‌ماند؟ حال وزیر میراث فرهنگی می‌گوید: «باید کاری کنیم که صنایع‌دستی در سبد خرید مردم قرار گیرد» اما به نظر می‌رسد پیش از هر اقدامی باید کاری کنیم که صنایع دستی تولید شود و شاید در قدم‌های بعد اگر دیگران کاری کنند که کالاهای اساسی یکی پس از دیگری از سبد خانوارهای ایرانی حذف نشود، شاید در وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بتوان کاری کرد که صنایع دستی در سبد خرید مردم قرار گیرد. آمارها می‌گویند بالغ بر 500 هزار نفر هنرمند در بخش صنایع دستی به طور مستقیم مشغول به فعالیت هستند. حدود دو برابر این آمار هم به طور غیرمستقیم در رشته‌های مختلف هنرهای سنتی مشغول به کار هستند. این قشر فعال که می‌توانند بخشی از اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار دهند، سال‌هاست که در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور نادیده گرفته می‌شوند و تنها به تقدیر و تشکرهای نمادین از هنرنمایی‌شان بسنده می‌شود. حجت‌الله مرادخانی پژوهشگر حوزه صنایع دستی چندی پیش مصادیقی از بی‌مهری به این حوزه را عنوان کرد و با بیان اینکه به‌رغم اینکه پارادایم غالب ما در طول ادوار گذشته تاکنون همواره مبتنی بر استفاده از صنایع خلاق و هنرهای سنتی بوده، امروز در حالی این حوزه مهجور شده و مورد بی‌مهری قرار گرفته است که بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمندیم، می‌گوید: «سند توسعه ملی فناوری‌های فرهنگی و نرم، که در اواخر دولت گذشته به تصویب شورای عالی فرهنگی رسید، یک نمونه بارز از بی‌توجهی به هنرهای سنتی و صنایع دستی است. در این سند، 17 هدف کمی به منظور دستیابی به نظام نوآوری کارآمد صنایع فرهنگ ایران و تحقق الگویی کارآمد در زمینه فناوری‌های نرم با تکیه بر علوم انسانی تبیین و تدوین شده است و در آن حتی برای مواردی همچون نوشت‌افزار، سینما و بازی‌های رایانه‌ای نیز هدف‌گذاری شده است اما در کمال تعجب در این سند هیچ‌گونه حرفی از صنایع دستی و هنرهای سنتی به میان نیامده است. مصداق دیگر این بی‌توجهی‌ها این است که ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور با محوریت تحقق اقتصاد مقاومتی و به منظور حمایت از تولید ملی در راستای استفاده از فناوری‌های نوین، 75 پروژه را ذیل اهداف مذکور در اولویت اجرا قرار داده است، در حالی که هیچ‌گونه پروژه‌ای در راستای بهره‌مندی از ظرفیت‌های صنایع دستی در این خصوص تهیه و تدوین نشده است» مرادخانی در جایی دیگر به آمارسازی‌هایی که تلاش دارند احوال صنعتگران صنایع دستی را خوب و مناسب جلوه دهند اشاره کرده و از آثار مخرب این آمارسازی‌ها به ایسنا می‌گوید: «اعلام آمار اغراق‌آمیز و عجیب صادرات صنایع دستی و خلاق از سوی مدیران معاونت صنایع دستی به جهت بیان عملکرد موفق خود، مشکل‌ساز است. چرا که سیاست‌گذاری‌ها را به جهت توسعه و ترویج به راه باطل می‌کشاند و در نهایت نهادهای بالادستی مانند سازمان امور مالیاتی، وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی و سازمان مدیریت برنامه‌ریزی تصور را بر مطلوب بودن شرایط این حوزه می‌گذارند و در نتیجه در زمینه تخصیص اعتبار و حمایت به این حوزه اهتمام لازم را به عمل نمی‌آورند. یکی از نمونه‌های این آسیب‌ها پیشنهاد حذف معافیت مالیات بر درآمد فعالان صنایع دستی و فرش دستباف از سوی دفتر پژوهش سازمان امور مالیاتی بود. آبان ۱۳۹۸ و در جریان پیش نویس اصلاحیه قانون مالیاتی مستقیم، ماده ۱۴۲ این قانون حذف شد. بر اساس ماده ۱۴۲ قانون مالیات مستقیم، درآمد کارگاه‌های صنایع دستی و فرش دستباف و شرکت‌های تعاونی و اتحادیه‌های تولیدی مربوط به آنها از پرداخت کردن مالیات معاف هستند. قابل پیش بینی است که دفتر پژوهش‌های سازمان امور مالیاتی با استناد به آمارهای فروش و صادرات منتشر شده از سوی معاونت صنایع دستی کشور، این طور تحلیل کرده بود که حال این هنر-صنعت بسیار خوب است و چرا فعالان آن مالیات ندهند؟ در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و کارگاه‌های صنایع دستی چه در آن مقطع زمانی و چه پس از آن با وقوع پاندمی کرونا شرایط بسیار بد و ناخوشایندی را سپری کرده و می‌کنند. در نهایت بعد ۹ ماه پیگیری فعالان و تشکل‌های صنایع دستی در بخش غیر دولتی، در نهایت وزیر میراث فرهنگی در مرداد ماه ۱۳۹۹ اعلام کرد که ماده ۱۴۲ به حال قبل برگشته است» حال باز هم می‌شود آمارها را مرور کرد، آمارهایی که تنها بخشی مطلوب از صنایع دستی کشور را پررنگ می‌کنند و به آمار تعطیلی کارگاه‌ها، مهاجرت صنعتگران، کوچ شغلی هنرمندان و بسیاری موارد دیگری حتی نگاهی گذرا هم ندارند. با این همه این هنر- صنعت هنوز دلسوزانی دارد که در گوشه و کنار کشور با تمام سختی‌ها هنر آبا و اجدادی خود را زنده نگه داشته‌اند و همچنان ایستاده‌اند، اما با وضعیت وخیم اقتصاد و معیشت عمومی جامعه کسی نمی‌داند این ایستادگی آنها تا چه زمانی طول خواهد کشید.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بازگشت ناتمام به زندگی

بازگشت ناتمام به زندگی