چرا سنگینی نگاه دیگران را احساس میکنیم
۵ آذر ۱۳۹۴، ۱۶:۵۴
چرا سنگینی نگاه دیگران را احساس میکنیم
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که حس کرده باشید، از پشت سر کسی به شما نگاه میکند؟ آیا سنگینی و بار نگاه دیگران را تجربه کردهاید؟ گاهی وقتها ما متناسب با میزان زُل زدن دیگران، فشار نگاه یا به تعبیر ادبا و شعرا، تیر نگاه دیگران را حس میکنیم؟
آیا این مسئله توجیه علمی دارد؟
در سیستم ادراکی مغز ما، بخشی از مغز برای تشخیص نگاه دیگران تخصص یافته است. البته خیلی از پستانداران دیگر هم میتوانند متوجه نگاه دیگر جانداران بشوند، ولی سیستم تشخیص نگاه خیره انسان، برای این امر بیشتر تخصص یافته است و میتواند این کار حتی اگر فاصلهای بین ما و افراد دیگر وجود داشت باشد، انجام بدهد.
اگر مستقیما شخصی به ما نگاه بکند و چهره او روبروی ما باشد که کار نسبتا ساده است. اما در سایر موقعیتها مغز بر اساس زاویه سر و بدن با هم، متوجه میشود که روی کسی به طرف ماست و از این امر تعبیر به خیره شدن او سمت ما میشود.
وقتی تنه کسی با ما زاویه داشته باشد، اما سر او مستقیم سمت ما باشد، ما میتوانیم بالافاصله مچ آن شخص را بگیریم و متوجه زل زدن او بشویم.
چیز جالب دیگر، شکل متفاوت چشمان ما با چشمان دیگرات حیوانات است. قرنیه و مردمکها ما از قرنیهها و مردمکهای حیوانات دیگر تیرهتر است و صلبیه یا همان سفیدی چشمان ما، نسبت به سایر جانداران، نسبت بیشتری از بخش قابل رؤیت کره چشم ما را اشغال میکند.
این مطلب، کنتراست چشمان را بیشتر میکند، بنابراین حتی اگر مغز ما از روی زاویه بدن و سر، متوجه نگاه خیره نشود، میتواند در کسری از ثانیه متوجه این شود که نگاه کسی به سمت ماست.
در آزمایشی مشخص شد که اگر این کنتراست به نحوی کم شود، مثلا اگر کسی عینک آفتابی به چشم بزند، میزان تشخیص زل زدن، کمتر میشود.
البته بخش دیگری از مطلب، به سیستم روانی و تعاملات ما با شخص زلزننده برمیگردد، هر چقدر تعامل ما با کسی بیشتر باشد و بده بستان عاطفی ما با او بیشتر باشد، بیشتر میتوانیم حدس بزنیم که چه وقت بیشتر حواس شخصی با ماست و در موارد زیادی تنها با این مکانیسم پیشبینی روانی، حدس میزنیم که نگاه خیره کسی روی ماست.
مکانیسم تشخیص خیرگی، یک مکانیسم حیاتی برای ماست، چه آن زمان که انسان در دهها هزار سال پیش، برای پیشبینی حملات دیگر انسانها یا حیوانات محتاج این اطلاعات بود و چه زمانی که باید تعاملات خود را با همگروههای انسانی خود با همین مکانیسم تقویت میکرد. در جوامع مدرن کنونی هم، ما سخت محتاج این مکانیسم تشخیصی هستیم، چون خیلی موارد موققیتهای اجتماعی و کاری و احساسی ما، نیازمند تشخیص زودهنگام خیرگی اطرافیان ما روی ماست!
برچسب ها:
مطالب مرتبط
زلزله بم و درسهایی که نیاموختیم
در بیستودومین سالگرد زلزله بم رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی هشدار داد:
احتمال فاجعه؛ کمبود ایستگاههای لرزهنگاری
زمینشناسی زلزله «زواره»
روایت مردمی از زلزله مهیب افغانستان، ۶ روز پس از فاجعه
زنان هنوز زیر آوارند
بیش از ۸۰۰ کشته و سه هزار مجروح بر اثر زمینلرزه در شرق افغانستان
گورستانها دیگر جا ندارند
«مرتضی نادی» از امدادگری در جنگ ۱۲روزه میگوید
جویندگان زندگی زیر آوار
برخی اهالی خراسانرضوی عصر پنجشبه گذشته را در شوک زلزله ۵.۲ ریشتری سپری کردند
زنگ هشدار زلزله رُشتخوار برای مسکن روستایی
لایحه «کنترل فرونشست زمین» بار دیگر اسفند سال گذشته در مجلس اعلام وصول شد و همچنان بلاتکلیف است
پینگپنگ «فرونشست» میان دولت و مجلس
زلزله ۴.۴ ریشتری داریان فارس را لرزاند
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان:
زلزله هیچ آسیبی به آثار تاریخی ایرانشهر وارد نکرد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دریا
سلام خسته نباشید ،ببخشید یه سوالی داشتم،وقتی کسی از پشت سر بهم نگاه کنه حتی اگه من نبینم یهو حسش میکنم یا مثلا یه باراحساس کردم یه نفر که میشناختمش پشت سرمه. من اصلا ندیدمش صداشم نشنیدم اصلا همینجور تو سکوت بود،یهو حسش کردم انگار که انرژیش بهم رسید احساس کردم انگار که یه انرژی وارد بدنم بشه اونجوری بود و متوجه شدم که این انرژی متعلق به چه کسیه،انگار که برا یه لحظه اونو درون خودم احساس کردم.و بعد از چندثانیه بهم نزدیک شد اون ادم و باهام حرف زد متوجه شدم که پشت سرم بوده و حسم درست بوده. به نظرتون این دیگه چجورشه،یعنی چی دلیل اتفاق چیه؟؟؟؟