بام کرمان یا منطقه ممنوعه

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 532

روز گذشته به اتفاق دو نفر از همکارانم در روزنامه «پیام ما» برای تهیه گزارش از آخرین وضعیت پروژه ساخت هتل در بام کرمان به کوههای صاحب الزمان رفتیم.محوطه کارگاهی محل پروژه توسط جداکننده های فلزی مشخص شده بود. راه نفوذی وجود نداشت. به ناچار راه کوه را در پیش گرفتیم و از مسیر اصلی کوهپیمایان به بالای کوه صاحب الزمان رسیدیم. باد شدیدی می وزید و هوا سردتر از پایین کوه بود. دهانه دره ای مسیر اصلی به سرعت باد می افزود. بر بام کوه که پا می گذاری در دو قسمت جداگانه درخت هایی کاشته شده است . برای رسیدن به محل پروژه ساخت هتل باید به سمت مسیر دوم دسترسی به کوه می رفتیم. راهی که از مقابل دکل های بی سیم مخابراتی می گذشت. روبروی دکل ها توسط گروهی از دوستداران محیط زیست و شهرداری کرمان درختکاری شده بود.نیمکت هایی هم برای استراحت وجود داشت.تماشای کرمان از بام آن جذابیتی داشت که کمتر تجربه کرده بودیم. بازار عکس سلفی و غیره هم داغ بود.
حوالی ساعت ۱۴ خود را به محل اجرای پروژه هتل رساندیم. علی الرغم آنچه تصور می شد فعالیت آنچنانی انجام نمی شد. از ماشین الات هم خبری نبود صدای انفجاری هم شنیده نمی شد. شاید هم این سکوت پیش از توفان بود! از محل احداث هتل برای تهیه گزارش عکاسی کرده و کوه را به سمت سطح زمین ترک کردیم.
مقابل مسیر اصلی یک خودروی نیروی انتظامی ایستاده بود.سرنشینان خودرو با دیدن ما که غرق بحث در مورد مزایا و معایب احداث هتل بودیم ، پیاده شدند و سمت ما آمدند.
از کجا می آیید؟
– بالای کوه
چکار می کردید؟
– بالای کوه چکار می کنن؟ کوهنوردی دگ
کسی هم غیر شما بالا بود؟
– خیر ، مرغ پر نمی زد.
پسری ، دختری؟
– هیچ کس
چکاره اید؟
– بیکاریم . آدمی که کار داشته باشه این موقع میاد بره بالای کوه
(می خندیم)
کارت های شناسایی ما را می گیرد و از طریق بی سیم با اسم رمز خبر یافتن ما را به مافوقش می دهد.گویا ماجرا جدی است.بخش مانیتورینگ فرماندهی نیروی انتظامی تصویر عکاسی ما را بر بام کرمان دیده و باید برای پاره ای توضیحات به کلانتری برویم.
با خودروی مامورین به کلانتری منتقل می شویم. گوشی های موبایل و دوربین را از ما می گیرند.در کلانتری صورتجلسه ای تنظیم می شود بر این مبنا که ما حوالی مکان های نظامی در حال عکاسی بوده ایم . تصاویر دوربین و موبایل ها بررسی می شود.در ادامه با پیگیری سرکار خانم سلطانی از پرسنل کادر نیروی انتظامی که همیشه زحمت رفع مشکلات خبرنگاران را به دوش میکشد بعد از سه چهار ساعت همنشینی کنار پرسنل خوش برخورد کلانتری ۱۲ اجازه خروج پیدا می کنیم.
شرح وقایع دیروز شاید بی ارتباط با پروژه ساخت هتل در بام کرمان باشد . اما این وقت گذرانی با زحمتکشان نیروی انتظامی نکاتی داشت که به نظر می آید برای برنامه ریزان مدیریتی و امنیتی بکار آید.
الف) اگر در بام کرمان (بالای کوه صاحب الزمان) فضای نظامی وجود دارد پس چرا علائمی که هشدار دهنده وجود منطقه نظامی ست برای اطلاع شهروندان در این مسیر نصب نگردیده ؟ چرا هیچ تابلوی «عکسبرداری ممنوع» در این مسیر نصب نیست؟
ب) اگر دکل های مخابراتی نصب شده در بام کرمان منطقه نظامی محسوب می شوند پس پارک و نیمکت در جوار آنها چه می خواهد؟( شایان ذکر است پارکی به نام «بدر» در مقابل دکل های مخابراتی ایجاد شده است) آنچه از نام پارک و مبلمانی با نام نیکمت برمی آید نشان دهنده منطقه ممنوع که نیست بماند، بلکه کوهنورد خسته را به استراحت و وقت گذرانی در آنجا دعوت می کند!
ج) اگر فضای بام کرمان مسلط بر مکان های نظامی است و امکان سو استفاده یا جاسوسی را برای افراد فراهم می کند پس این پروژه هتل که قرار است در چند طبقه بلکم بیشتر بر فراز این کوه ساخته شود و اتفاقا میزبان گردشگران آن هم از نوع توریست خارجی باشد این وسط چه می گوید؟! مگر می شود بدون در نظر گرفتن موارد امنیتی احتمالی دست به ساخت این پروژه زد؟ یقینا چشمان تیز بین برادران نیروی انتظامی که ما سه نفر را با سه موبایل و یک دوربین در میان کوه رصد کرد ، فعالیت تیم کارگاهی که مشغول طرح ریزی این هتل هستند را نیز دیده است.
د) هتل به کنار، آیا فرماندهان منطقه نظامی که اتفاقا بام کرمان بر محدوده فعالیت آنان مشرف است و از تصویر برداری احتمالی توسط کوهنوردان مراقبت می کنند در جریان ساخت تله کابین هستند؟ تله کابینی که قرار است مردم را از روی جنگل دست کاشت قائم تا مرتفع ترین جای کوه بالا ببرد؟ آنهم به شکل گروهی و انبوه و به قصد تفریح. از بد حادثه این روزها گوشی های دوربین دار با کیفیت بالا هم دردسترس همه هست و عکاسی برایشان تفریح محسوب می شود.
ه) جالب اینکه کوه صاحب الزمان جزء معدود مکان های تفریحی برای اهالی کرمان به حساب می آید و جمعه ها و روزهای تعطیل تعداد زیادی از همشهریان برای تفریح و کوهنوردی به بالای این کوه می روند. مسیری که من و همکارانم روز گذشته رفتیم. چه بسا آنها هم دست بر قضا دوربین داشته باشند و عکسی از چشم انداز شهر انداخته باشند.
و) در پایان باید خدمت تلاشگران عرصه امنیت شهرم که آسودگی این روزهای ایران را مدیون نظارت مستمر آنها هستیم یادآوری کنم که برای رصد جاسوس های احتمالی بهتر است سری هم به نرم افزارهای «گوگل ارث» و امثالهم بزنند تا به قولی یادآور شویم که همه راهها به بام ختم نمی شوند!

39

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

برخی از مقالات

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 165
  • دیروز: 277
  • هفته: 2,733
  • ماه: 9,479
  • سال: 107,150