گزارشی از کودکانی خیابانی کودکان محروم از امروز و فردا

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 379

گزارشی از کودکانی خیابانی/ کودکان محروم از امروز و فردا

کودکان کار در هر جای شلوغی پیدا می شوند. سر چهارراه ها، اطراف مغازه های شلوغ، جلوی فست فودها و رستوران های پرطرفدار و … . هر کدام هم بنا به جایی که هستند جنس متفاوتی می فروشند. اگر سر چهارراه ها باشند هم گل می فروشند و هم شیشه ماشین را تمیز می کنند. اطراف مغازه ها که باشند خوراکی می فرشوند و جلوی رستوران ها هم معمولا فال و دعا. بین شان از هر سنی پیدا می شود. هم دختر هم پسر. روش کارشان هم یکی ست. اصرار برای فروختن جنس شان.
اکثر مردم با این کودکان برخورد کرده اند. بچه هایی که با نگاهشان خریدن را تمنا می کنند. در یکی از کوچه های خیابان هزار و یکشب پسری که نهایتا ۱۴ سال سن دارد به سمت ماشینم می آید و با اصرار از من می خواهد از او واکس بخرم. از او می پرسم چرا کار می کند که جواب می دهد:«من پول هایم را جمع می کنم تا درس بخوانم.» و باز اصرار که واکس بخرم. فال هم دارد. می پرسم برای چه کسی کار می کنی که بدون جواب دادن به سوالم از ماشین دور می شود.
در یک فست فود نزدیکی های چهارراه ولیعصر نشسته ام که پسر بچه ای به داخل فست فودی می آید و از مشتریان می خواهد که از او فال بخرند. به من که می رسد می گویم برای چه کسی کار می کنی و جواب می دهد:«برای خانواده ام کار می کنم. آن فیلم بود که شکیب از بچه ها کار می کشید(اشاره به فیلم باران) من برای کمک به خانواده ام کار می کنم.» می گویم تو بجای کار کردن باید درس بخوانی که سریع جواب می دهد:«من کلاس چهارم هستم. روزها مدرسه می روم و شب ها کار می کنم.» با سوالات من که روبرو می شود دیگر اصراری برای فال فروختن ندارد و می خواهد زودتر برود. به او می گویم که اگر همه فال هایش را بخرم حاضر است صحبت کند که جوابش منفی ست. هنوز او از در فست فودی بیرون نرفته پسرک دیگری وارد می شود. او دعا می فروشد. سوالات من از او مثل نفر قبلی ست و جالب اینجاست که جواب ها هم همان جواب های نفر قبلی ست. انگار که یک نوار دوباره پخش شود.
خیابان بحرالعلوم، خیابان رزمندگان. همیشه تعداد زیادی دختربچه و پسر بچه هستند که آدم را دوره می کنند تا شاید جنس شان را بفروشند. فال، آدامس، گل و دعا می فروشند. به سمت دختری که از دیگر بچه ها بزرگتر است می روم. از او می پرسم چرا کار می کند که باز هم جوابی مشابه دریافت می کنم:«برای خانواده ام.» سوال بعدی ام را بی پاسخ می گذارد. وقتی می پرسم خانواده ات می دانند کار می کنی، می رود. به بچه های دیگر چیزی می گوید و همه با هم دور می شوند. انگار که ترسیده باشند.
طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار کودک در ایران به صورت مستقیم درگیر کار هستند. عرفان زارعی، فعال حقوق کودکان کار به «پیام ما» می گوید: مشکل سهم زیادی از کودکان کار ما این است که شهروند نیستند و شناسنامه ندارند. وی ادامه می دهد: اکثر کودکان کار کرمان از افاغنه هستند و این باعث می شود که از یک سری خدمات محروم باشند. موسس جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان کرمان افزود: این کودکان برخلاف تصور عمومی در ایران توسط یک باند اداره نمی شوند و رئیس ندارند. بلکه بدلیل شرایط خانوادگی مجبور به کار هستند.
مردم به این کودکان پول ندهند
مدیرکل بهزیستی استان کرمان درباره کودکان خیابانی به «پیام ما» می گوید:«راهکارهای سازمان بهزیستی بیشتر بحث ساماندهی این کودکان است و در قالب یک سری مراکز بحث ساماندهی صورت می گیرد و این کودکان تحت آموزش حرفه و تحصیل قرار می گیرند.» صادق عباس زاده افزود:« در بین این کودکان افرادی هستند که کلا از تحصیل بازمانده و گرایشی به تحصیل ندارند. ما تفاهم نامه ای با سازمان فنی حرفه ای داریم و این افراد تحت آموزش قرار می گیرند. اگر فرد بتواند تسهیلات بگیرد که خب کارش را شروع می کند در غیر اینصورت به کارفرما معرفی می شود.» از عباس زاده می پرسم که در برخی نقاط شهر کودکانی دیده می شوند که چندین سال در حال کار هستند و به نشر می رسد این کودکان ساماندهی نشدند. وی پاسخ می دهد:« اصلی که در بحث ساماندهی کودکان خیابانی مهم است فرهنگ حمایت منطقی از سمت مردم است. مردم باید بدانند وقتی کودکی که در سطح معابر شناسایی شده و بهزیستی اقداماتی را انجام داده دیگر نباید به آن کمک کنند.» مدیرکل بهزیستی استان کرمان ادامه داد:«طبیعی ست که این کودک با ماهی نهایتا صد هزار تومان بهزیستی در مقابل ماهی ۷۰۰ هزار تومان تکدی گری، تکدی گری را انتخاب می کند. مصاحبه مکتوب یک کودک خیابانی موجود است که می گوید روزی ۵۰ هزارتومان از خیابان در می آورد.مردم اگر می خواهند کمک کنند به خیریه هایی کمک کنند که حامی کودکان کار هستند.»
صادق زاده در پایان گفت:« بحث کودکان خیابانی یک سلسله است. مثلا در بحث کار اداره کار هم باید کمک کند. در کشور ما سیستم کمک به این کودکان بهم متصل نیست. چرخه های کمک هست اما متفرق. ما کودک را به کارفرما معرفی می کنیم و یک رقمی توافق می شود. بعد اداره کار طبق قوانینی که دارد به آن کارفرما گیر میدهد. خب طبق قانون حق هم دارد اما فقط از دید قانونی نگاه می شود در حالی که دید اجتماعی هم مهم است.»
بهزیستی بچه ها را به تحصیل بازگرداند
زارعی درباره عملکرد بهزیستی می گوید:به نظر من بهزیستی عملکرد رادیکالی ندارد چرا که هدف بهزیستی لغو کامل کار کودکان نیست. بهزیستی عملکردی موقتی دارد. این سازمان نباید به کودک کار یاد بدهد و باید فقط کودکان را به تحصیل برگرداند نه اینکه شغلی را آموزش دهد. وی ادامه می دهد: عملکرد بهزیستی گنگ است. به بچه ها وقتی می پرسی بهزیستی چکاری می کند، می گویند رفتار خوبی با ما ندارد. بهزیستی که تنها ارگان دولتی حمایت کننده از این بچه هاست باعث ترس شان شده. در حالیکه بهزیستی باید جذب کننده باشد نه دفع کننده. این فعال حقوق کودکان کار در پایان می گوید: انجمن های مردم نهاد در این میان می توانند کمک زیادی به بهزیستی بکنند اما متاسفانه به این سازمان ها کمک نمی شود که هیچ، جلوی فعالیت شان را هم می گیرند.
مشکلی که حل نشده
آنطور که مشخص است درآمد بالاتر کودکان خیابانی از خیابان به نسبت حمایت های سازمان بهزیستی باعث می شود تا این کودکان ماندن در خیابان را ترجیح دهند. با این وضعیت باید بین مردم جا بیفتد که پول دادن به کودکان خیابانی نه تنها به آن ها کمک نمی کند بلکه آینده شان را به خطر می اندازد. چرا که آینده این کودکان چیزی جز بزهکاری و خلاف نیست. نکته دیگری که مهم به نظر می رسد غفلت نهادهای تاثیر گذار است. قطعا اگر وضع رفاه خانواده های این افراد بگونه ای باشد که مشکل مالی فشار طاقت فرسایی نیاورد، تعداد کودکان خیابانی کمتر می شود. بهبود وضع رفاهی مردم و توجه سازمان های مربوط به وضعیت قشر آسیب پذیر می تواند از افزایش تعداد کودکان خیابانی جلوگیری کند. کودکانی که نه امروز را دارند نه فردا.

32

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :