تهران هنوز کودکان را دوست ندارد

تهران هنوز کودکان را دوست ندارد

یک عضو تیم تدوین «سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک»: ماهیت توسعه افسارگسیخته تهران و نبود باور به اولویت‌داشتن کودک باعث شده است رویکرد شهر دوستدار کودک، دست‌کم در تهران، به‌راحتی اجراشدنی نباشد





تهران هنوز کودکان را دوست ندارد

17 شهریور 1405، 22:03

تهران بیشتر از بچه‌ها، خودروهایش را دوست دارد. بیشتر از پارک و زمین بازی به فکر اتوبان و خیابان است و بیشتر از کالسکه و دوچرخه، به موتورسیکلت‌هایش توجه دارد. شاهد این گزاره‌ها کودکانی هستند که در فصل فراغت از مدرسه می‌خواهند در شهر وقت‌گذرانی کنند، اما نمی‌توانند. بیش از یک‌ونیم میلیون کودک و نوجوان زیر ۱۵ سال، براساس گزارشی که بازوی مطالعاتی مدیریت شهری منتشر کرده است، «شهروندان نامرئی» هستند و حتی ساختاری مانند «شهر دوستدار کودک»، با مصوبات و ابلاغیه‌های نهادهای بالادستی، نتوانسته است آن‌ها را در نظام برنامه‌ریزی شهری، شهروند کامل به حساب بیاورد.

مفهوم شهرهای دوستدار کودک که نخستین‌بار «یونیسف» آن را ایجاد کرد، حالا ۳۰ساله است. این ابتکار شهرها را تشویق می‌کند تا برای بهبود زندگی کودکان تلاش کنند. از اصول بنیادین شهرهای دوستدار کودک می‌توان به عدم تبعیض میان کودکان، حق حیات، بقا و رشد، حق مشارکت و قرار دادن منافع کودکان به‌عنوان یک ملاحظه اصلی در تصمیمات و سیاست‌های شهری اشاره کرد. در ایران، نخستین تلاش‌ها برای ایجاد شهر دوستدار کودک متعلق به دهه ۸۰ بود. فعالان شهری در شهر اوزِ استان فارس، بدون مصوبه و لایحه و دستور، به فکر ایجاد فضاهای امن برای حضور کودکان در شهر افتادند. آن‌ها با دست خالی، فضای سبز را گسترش دادند، زمین ورزش و رمپ ایجاد کردند و حتی آموزش پیمان‌نامه حقوق کودک را هم ترویج کردند. بعد از اوز، در چند سال اخیر، شهرهای دیگری هم به‌عنوان پایلوت شهر دوستدار کودک انتخاب شدند. سال ۹۷، اما نقطه عطفی برای کسانی بود که می‌خواستند برای کودکان فعالیت کنند. «سازمان دهیاری‌ها و شهرداری‌های وزارت کشور»، آیین‌نامه اجرایی شهرهای دوستدار کودک را ابلاغ کرد. البته پیش از آن، در شهرهایی مانند تهران، آیین‌نامه اجرایی شهر دوستدار کودک تصویب شده بود. سرانجام در سال ۱۴۰۰، اتفاق ویژه‌تری برای کودکان در شهر افتاد: «شورای‌عالی شهرسازی و معماری» الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک را تصویب کرد؛ مصوبه‌ای که بر حضور همه کودکان در همه فضاهای عمومی شهرها تأکید داشت، از ایجاد محیطی ایمن و شاد برای بازی و پرورش خلاقیت کودکان نام برده بود و اصرار داشت که باید زیرساخت‌های فنی و عمرانی برای حضور کودکان در شهر ایجاد شود. این مصوبه در آن دوره، بسیاری از فعالان حوزه کودک را خرسند و به آینده کودکان در شهرها امیدوار کرد. اما این مصوبه‌ها، الزامات و آیین‌نامه‌ها تا چه اندازه شهری مانند تهران را دوستدار جمعیت یک‌ونیم میلیون کودک و نوجوان زیر ۱۵ سالش کرده است؟

مطالعات تازه چه می‌گویند؟

«به‌سوی تهران دوستدار کودک؛ تحلیل جامعه‌شناختی، تجارب جهانی و نقشه راه سیاستی» عنوان پژوهش تازه‌ای از «مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» است که به‌تازگی منتشر شده و سنجیده است که آیا چراغ شهرهای دوستدار کودک در ایران خاموش است یا روشن؟ نویسندگان پژوهش استدلال می‌کنند که مسئله کودک در شهر، نه موضوعی حاشیه‌ای، بلکه شاخصی کلیدی برای سنجش سلامت، عدالت و پایداری کل نظام شهری است.

کالبد تهران خصمانه است. این پژوهش تأکید دارد: «تهران در کلیت خود برای یک شهروند بزرگسال، مذکر، دارای خودروی شخصی با توانایی جسمی کامل طراحی شده است. این طراحی به‌طور سیستماتیک نیازهای گروه‌های دیگر، به‌ویژه کودکان، را نادیده می‌گیرد و محیطی خصمانه برای رشد و حرکت مستقل آن‌ها ایجاد می‌کند.» در قسمت آسیب‌شناسی وضعیت کودکان در شهر تهران، نویسندگان از معابر شهری‌ای می‌گویند که قلمرو خودرو است: «خیابان‌های اصلی و فرعی عمدتاً در تسخیر کامل خودرو هستند و پیاده‌روها که باید امن‌ترین مسیر حرکت کودک باشند، ناپیوسته، باریک و دارای موانعی مانند تیر برق، کیوسک و موتورسیکلت‌های پارک‌شده‌اند.» این مطالعه تأکید دارد کف‌سازی نامناسب نیز حرکت کودک یا کالسکه را دشوار می‌کند. نتیجه آن است که حتی خانواده‌ها برای مسیرهای کوتاه به استفاده از خودرو سوق پیدا می‌کنند. تهران همچنین از شبکه گسترده و ایمن دوچرخه‌سواری و آرام‌سازی ترافیک در مقیاس محله بی‌بهره است.

پارک‌ها بی‌روح‌اند

سرانه فضای سبز پایتخت، آن‌طور که این پژوهش نتیجه گرفته، قابل‌قبول است؛ اما کیفیت و کارایی این فضاها برای کودکان جای فکر دارد. در این مطالعه آمده است: «پارک‌های شهری تهران اغلب از یک الگوی تکراری پیروی می‌کنند: فضای سبز وسیع و تزئینی که عمدتاً برای «تماشا کردن» است، نه «تعامل کردن» و یک یا چند «زمین بازی» محصور و جداشده. این تفکیک شدید، بازی را از بطن فضای پارک جدا می‌کند و مانع از تعامل کودکان با عناصر طبیعی می‌شود. طراحی بسیاری از پارک‌ها فاقد خلاقیت و تنوع است و فضاهایی برای فعالیت‌های مختلف کودکان در سنین گوناگون، از نوپا تا نوجوان، پیش‌بینی نکرده است. کمبود فضاهای دنج و آرام، مکان‌هایی برای بازی‌های گروهی بزرگ و عناصری که تخیل را برانگیزند، مانند تپه‌های کوچک، مسیرهای آبی کم‌عمق یا سازه‌های طبیعی، از دیگر نقاط ضعف این فضاهاست.»

همان‌طور که کیفیت و کارایی فضای سبز برای کودکان جای سؤال داشت، کیفیت زمین‌های بازی هم نیازمند بررسی است. نویسندگان این مطالعه بیش از ۱۰۰صفحه‌ای می‌گویند: «زمین‌های بازی کودکان در پارک‌های تهران، به‌عنوان اصلی‌ترین فضای تخصیص‌یافته به آن‌ها، خود دچار آسیب‌های جدی هستند.» نخستین آسیب، غلبه تجهیزات استاندارد، پلاستیکی و وارداتی است که در تمام پارک‌ها به شکلی تکراری نصب شده‌اند. این تجهیزات، اگرچه ممکن است استانداردهای اولیه ایمنی را رعایت کنند، فاقد ارزش‌های رشدی و خلاقانه هستند و بازی را به چند حرکت فیزیکی محدود و قابل‌پیش‌بینی تقلیل می‌دهند. در وهله دوم، به نظر می‌رسد که بر ایمنی به شکلی نادرست و افراطی تمرکز شده است. استفاده گسترده از کف‌پوش‌های پلاستیکی (تاتامی) و حذف هرگونه عنصر طبیعی یا چالشی، مفهوم «ریسک مفید» را که برای رشد کودکان ضروری است، نادیده می‌گیرد. این رویکرد به‌جای توانمندسازی کودک برای مواجهه با چالش، او را در محیطی استریل و محافظت‌شده قرار می‌دهد.

پیش‌تر هم پژوهشی با عنوان «طراحی منظر برای کودکان: ارتقای کیفیت فضای بازی کودکان در شهر»، با بررسی کیفیت فضاهای بازی کودکان در پارک‌های «لاله»، «گفت‌وگو»، «قیطریه»، «نیاوران»، «ملت» و «ساعی»، نشان داده بود که بسیاری از زمین‌های بازی پایتخت با نیازهای رشدی کودکان فاصله دارند. کمبود تنوع در تجهیزات، ضعف ارتباط با طبیعت، محدود بودن امکانات بازی‌های گروهی، مشکلات ایمنی و کیفیت پایین طراحی فضایی از مهم‌ترین چالش‌های این فضاهاست.

فاصله گفتار و عمل

سؤال اینجاست که چرا با وجود قوانین بالادستی، تهران هنوز دارای ضعف‌های ساختاری برای کودکان است. مطالعه تازه مرکز مطالعات شهرداری تهران تأکید کرده است که گفتمان شهر دوستدار کودک، اگرچه وارد ادبیات شهری شده، هنوز به تغییرات ساختاری و الزام‌آور در فرایندهای شهرسازی منجر نشده است. برای مثال، پژوهشگران استدلال کرده‌اند که در طرح جامع و تفصیلی نیز کودکان به‌صورت سیستماتیک، گروهی کاربری با نیازهای خاص تلقی نشده‌اند. ضوابط بیشتر بر سرانه‌های کمی تمرکز دارند تا کیفیت محیط از منظر کودک. برای مثال، الزام مشخصی برای فضای بازی ایمن و خلاق در مجتمع‌های مسکونی یا معیارهای کودک‌محور برای پیاده‌رو، کالسکه و ایمنی تقاطع‌ها وجود ندارد. مشکل دیگر، از نگاه این مطالعه، جزیره‌ای عمل‌کردن نهادهاست: «سازمان بوستان‌ها» ممکن است زمین بازی بسازد، اما معاونت حمل‌ونقل مسیر ایمن رسیدن کودک به آن را فراهم نکند؛ معاونت اجتماعی برای کودک برنامه فرهنگی اجرا کند، اما نیاز کودک در مبلمان شهری سازمان زیباسازی لحاظ نشود. یعنی برخلاف شهرهای موفق جهان که حمل‌ونقل، فضای سبز، آموزش، پلیس و جامعه مدنی در قالب یک استراتژی واحد عمل می‌کنند، تهران این هماهنگی‌های نهادی را ندارد.

کنشگران شهری و فعالان حقوق کودک چه می‌گویند؟

برخی از فعالان شهری و حوزه کودک هم با استدلال‌های این مطالعه درباره اینکه چرا تهران دوستدار کودک نشد، موافق‌اند. برای مثال، «مهرناز عطاران»، عضو تیم تدوین سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک که این روزها سرپرست معاونت دفتر ستاد ملی بازآفرینی شهری شرکت بازآفرینی شهری ایران نیز هست، به «پیام ما» می‌گوید اساساً تبدیل تهران به شهر دوستدار کودک، به دلیل ماهیت کلان‌شهری آن، دشوار است: «هرچقدر شهرها کوچک‌تر باشند یا حتی در روستاها این موضوع مطرح باشد، امکان دوستدار کودک شدن بیشتر است. ماهیت توسعه افسارگسیخته‌ای که تهران دارد و نبود باور و اولویت برای کودک باعث می‌شود که این رویکرد، حداقل در تهران، به‌راحتی قابل‌پیاده‌سازی نباشد. چه‌بسا همین اکنون نیز می‌بینیم که این مصوبه شورای‌عالی، برای مثال، در شهرهای کوچک بهتر از کلان‌شهرها اجرا شده است.»

او در ادامه از فردمحور بودن اجرای مصوبات این‌چنینی در شهرها می‌گوید و تأکید می‌کند: «در آنجا نیز حتماً فردی حضور داشته است که دغدغه کودک را داشته است. من فکر می‌کنم متأسفانه این موضوع بسیار قائم به فرد است، زیرا هیچ سیستم نظارتی و الزامی برای اجرا وجود ندارد.» از نگاه او، دوستدار کودک شدن به بودجه هم نیاز ندارد: «دوستدار کودک کردن شهر واقعاً به بودجه‌ای نیاز ندارد که بگوییم، برای مثال، بودجه آن وجود ندارد و امکان اجرای آن فراهم نیست. امکان اجرای آن وجود دارد، اما باور به آن وجود ندارد. اگر این باور وجود داشته باشد، می‌توان اتفاقات زیادی را رقم زد. هرچند همان‌طور که گفتم، این کار در تهران بسیار دشوار است و هرچقدر شهرها کوچک‌تر باشند، اجرای آن راحت‌تر است.»
«کریم آسایش»، کنشگر شهری و عضو تیم تدوین سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک، هم اعتقاد دارد که مسئله کودکان به امری مجزا از برنامه‌ریزی و سیاست شهری تبدیل شده است: «موضوع کودک به رویداد کودک و بازی تقلیل یافته است. الزاماتی که در اسناد شهر دوستدار کودک وجود دارد، نادیده گرفته می‌شود. برای مثال، براساس ماده ۹ سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک، یک چک‌لیست وجود دارد که همه طرح‌های شهری باید از سوی انجمن حوزه کودک محلی یا در موارد ملی، از انجمن‌های ملی مربوط تأیید بگیرند؛ اما یک مورد از اجرای آن وجود ندارد، چون جایگاهی برای پاسخ‌گو کردن در این زمینه وجود ندارد و اعتقاد نهادی هم در این زمینه نیست.»

او معتقد است که پایتخت در مسیر دوستدار کودک هم نیست: «چون شهر دوستدار کودک دو بال دارد؛ یکی تجسم فضایی ـ کالبدی کنوانسیون حقوق کودک و دیگری مشارکت کودکان و نوجوانان برای شکل‌دادن به شهر. اما حتی در سطح «مناسب‌سازی شهر برای کودک» هم نیستیم؛ یعنی نه‌تنها با کودک و از طریق کودک نیستیم، بلکه برای کودک هم نیستیم و «شهر دوستدار کودک» به فعالیت‌هایی دکوری تنزل یافته است.»

به اعتقاد او، دلیل این مسئله، رویکرد و نبود اعتقاد به شهر انسان‌محور، پاسخ‌گو و حساس به نیازهای اجتماعی در کل است که در حوزه کودک تشدید شده است: «چون کودکان نسبت به گروه‌های اجتماعی دیگر، صدا و قدرت کمتری دارند و اصولاً عاملیت آن‌ها دیده نمی‌شود؛ درحالی‌که جنبش‌های اجتماعی سال‌های اخیر نقش‌آفرینی نوجوانان را نشان داد و مطالعات شهری هم نشان می‌دهند در تجربه‌های مشارکت محلی و شهری، دو گروه دارای بیشترین نقش هستند: زنان خانه‌دار و نوجوانان.»

این گزارش ۱۰۹صفحه‌ای در قسمت نقشه راه و سیاست‌گذاری نتیجه گرفته است که موفقیت بلندمدت طرح شهر دوستدار کودک در تهران نیازمند تغییر پارادایم است: «یک گذار پارادایمی از رویکرد تأمین خدمات به رویکرد توانمندسازی.» در این مدل، شهرداری باید از یک مجری مستقیم به یک تسهیلگر و حامی تبدیل شود که منابع و دانش فنی را در اختیار جامعه محلی قرار می‌دهد تا راه‌حل‌های خلاقانه محلی آفریده شوند. در غیر این صورت، احتمالاً دستور و ابلاغ نمی‌تواند تهران را مجبور کند تا کودکانش را از خودروهایش بیشتر دوست داشته باشد!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *