رویا؛ همسفرِ امید
22 تیر 1405، 22:14
گاهی طبیعت، داستانهایی میآفریند که از زیباترین افسانهها نیز دلانگیزترند. داستان «امید» و «رویا» یکی از همان روایتهاست؛ قصهای که در آن آسمان، تالاب، مهاجرت و انتظار به هم گره میخورند.
رویا از سرزمینی دور به ایران آمد؛ با چشمانی ناآشنا به تالابهای شمال و دلی کوچک که هنوز راه خانه را نمیشناخت. روزهای نخست را در حصاری از انتظار گذراند و گاه چنان فریاد میکشید که انگار کسی را در دوردستها صدا میزد؛ کسی که هنوز ندیده بود، اما تقدیر نامش را پیشاپیش در سرنوشت او نوشته بود.
آنسوی تالاب، امید زندگی میکرد؛ آخرین بازمانده از نسل درناهایی که سالها آسمان ایران را چشمانتظار آمدنشان نگه داشته بودند؛ پرندهای باشکوه، آرام و استوار که سالهای تنهایی را با صبوری پشت سر گذاشته بود. وقتی آن دو به هم رسیدند، گویی تالاب نفسی تازه کشید. در مه رقیق صبحگاهی، رقص بالهایشان نوید اتفاقی بزرگ را میداد. امید، معلمی صبور شد و رویا، شاگردی مشتاق. یکی تجربه سالها پرواز را داشت و دیگری شوق آموختن را.
روزها گذشت و آن دو شانهبهشانه آسمان را پیمودند. هر پرواز، تمرینی بود برای سفری دور؛ سفری که در قلب امید سالها لانه کرده بود. او میخواست رویا را با مسیر مهاجرت آشنا کند؛ با جادهای نامرئی که از تالابهای ایران آغاز میشد و تا سرزمینهای دور سیبری امتداد مییافت.
سرانجام روز کوچ فرا رسید. آن دو بال گشودند و به سوی افق پر کشیدند. هزاران چشم بدرقهشان کردند و هزاران دل همراهشان به پرواز درآمدند. مردم دعا میکردند که این زوج آسمانی سالم به مقصد برسند و فصل تازهای از زندگی درناها آغاز شود.
اما سرنوشت، راه دیگری برگزید. رویا از ادامه سفر بازماند و به فریدونکنار بازگردانده شد. از امید نیز دیگر خبری نشد؛ گویی در آغوش بیکران آسمان محو شد و به افسانهها پیوست.
امروز، رویا نیز پر کشیده است. با رفتن او، آخرین فصل این داستان به پایان رسید؛ داستانی که با «امید» آغاز شد و با «رویا» خاتمه یافت. اکنون هر دو درنا از تالاب رفتهاند، اما نام و خاطرهشان برای همیشه در قلب دوستداران طبیعت باقی خواهد ماند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید