به بهانه سالروز خروج پرتغالی‌ها از خلیج‌فارس پس از ۱۱۷ سال تسلط بر این منطقه

گلوگاه جهانی جنگ و تجارت





گلوگاه جهانی جنگ و تجارت

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲:۴۳

|پیام ما| نامش این روزها بیش از همیشه در خبرها تکرار می‌شود. خلیج‌فارس چند ماهی است که جولانگاه جنگنده‌ها و موشک‌ها و ناوها شده؛ اما این اولین‌بار نیست که این منطقه میدان جنگ می‌شود و جایی برای طمع‌ورزی قدرت‌ها. خلیج‌فارس قرن‌ها گلوگاهی بوده برای تجارت و جنگ، برای قدرت‌طلبی و نمایش قدرت، برای آمدن و رفتن قدرت‌طلبانی که هرگز در این منطقه ماندگار نبوده‌اند.

«اتفاقات و اختلافات در خلیج‌فارس ریشه‌های تاریخی دارد. بعد از آنکه پرتغالی‌ها توسط «امامقلی خان» در دوره صفوی اخراج شدند، هلندی‌ها، انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها وارد خلیج‌فارس شدند. امروز هم ریشه‌های اختلافات خلیج‌فارس در منافع اقتصادی و رقابت دولت‌های انگلیس، آمریکا، روسیه و چین است. این درگیری‌ها و کشمکش‌ها در خرید ارزان نفت خلیج‌فارس از جمله نفت ایران و فروش اسلحه‌های کارخانه‌های اسلحه‌سازی دنیاست که بیشتر آنها متعلق به شرکت‌های آمریکایی و اسرائیلی است. کره و چین هم در صدد مداخله در امور خلیج‌فارس هستند. هم برای فروش اسلحه، هم برای فروش تکنولوژی و هم بردن نفت ایران به قیمت ارزان؛ زیرا نفت ایران و ممالکی مثل عربستان که در حوزه خلیج‌فارس قرار دارد، خون رگ‌های حیاتی جهان هستند.» این تحلیل مرحوم «احمد اقتداری» ایران‌شناس و پژوهشگر برجسته خلیج‌فارس از سابقه و علت منازعات در این منطقه است. این روزها که سایه جنگ بر خلیج‌فارس، جزایر و سواحل آن بیش از همیشه گسترده شده، با مرور تاریخ جنگ و تجارت در این منطقه می‌توان دید که موقعیت استراتژیک آب‌های جنوبی ایران در طول تاریخ روزهای ناآرام و درعین‌حال پررونقی از منظر تجاری برای این نقطه از جغرافیای جهان رقم زده است. این منطقه به واسطه شرایط ژئوپلیتیکی، همواره مورد طمع قدرت‌های بزرگ دنیا هم بوده و همچنان هم هست.

«رود تلخ» دنیای باستان

از زمانی که «جمال عبدالناصر» در سخنانش از نامی غیر از «خلیج‌فارس» برای دریای جنوبی ایران استفاده کرد؛ کشورهای عربی منطقه با استقبال از این اشتباه، همواره تلاش کردند تا یک تاریخ کهن و شواهد بسیار تاریخی و اسناد متقن برای اثبات حقیقت یک نام را نادیده بگیرند. «حسین حسین‌زاده شهابی» باستان‌شناس و معاون مرکز اسناد تاریخی شهرداری بندرعباس در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره تاریخچه نام خلیج‌فارس و اسناد موجود برای اثبات این نام به دنیای باستان برمی‌گردد و اسنادی که از آن دوران باقی مانده است: «در کتیبه‌های آشوری متعلق به بیش از ۳ هزار سال پیش، از این دریا به نام «نارمرَتو» یاد شده که به معنای «رود تلخ» است. این کتیبه مربوط به قبل از سکونت آریایی‌ها در فلات ایران است. تاریخ‌نگاران معروف یونانی مثل «گزنفون» و «استرابون» هم از دریای جنوب ایران با عنوان «دریای پارس» یا «دریای پارسیان» نام برده‌اند. در مصر کتیبه‌ای متعلق به دوران داریوش بزرگ هخامنشی – حدود ۲۵۰۰ سال پیش – به‌دست‌آمده که در آن از دریایی یاد شده که از پارس می‌آید. پس از آن در سفرنامه معروف «نئارخوس» – سردار معروف اسکندر مقدونی – که حدود سال ۳۲۶ قبل از میلاد در راه بازگشت از هندوستان از مصب رودخانه سند به سمت خلیج‌فارس حرکت کرده؛ وقتی وارد آب‌های جنوب ایران می‌شود از دریای پارس نام برده است. بعد از میلاد مسیح جغرافی‌دانان معروفی مثل «بطلمیوس» که همچنان نقشه‌ها و کتاب‌هایش، منبع مطالعه و پژوهش و استناد در تمامی دائره‌المعارف‌ها و دانشگاه‌های مطرح دنیاست، از آب‌های جنوب ایران با عنوان «پرسیکوس سینوس» نام برده که بعدها در منابع تحت عنوان «سینوس پرسیکوس» ذکر شده که دقیقاً به معنای خلیج‌فارس است. از سده دوم میلادی یعنی حدود ۱۸۰۰ سال پیش در نقشه‌های بطلمیوس عنوان خلیج‌فارس را می‌بینیم.» به گفته شهابی مورخان ارمنی از جمله «موسی خورن» در سده پنجم میلادی از آب‌های جنوب ایران تحت عنوان دریای پارس نام برده است.

این نام در دوره اسلامی هم توسط دانشمندان تکرار شده است: «سفرنامه‌نویسان، دانشمندان و جغرافی‌دانان معروف دوران اسلامی مثل «ابن خردادبه» در کتاب مسالک و ممالک از دریای جنوب ایران به‌عنوان دریای فارس نام برده است. «ابواسحاق ابراهیم بن محمد فارسی اصطخری» جغرافی‌دان و نقشه‌نگار برجسته ایرانی در حدود ۳۴۰ هجری قمری نقشه‌ای تهیه کرده است که در آن نام «بحر الفارس» درج شده است. دانشمندان و جغرافی‌دانان بزرگی مثل «ابن حوقل»، «ابوریحان بیرونی»، «مَقدَسی»، «حمدالله مستوفی» در نوشته‌ها و کتاب‌هایشان عناوینی از قبیل «بحر الفارسی»، «دریای عجم» و «خلیج الفارسی» را برای نام خلیج‌فارس به کار برده‌اند.» اما تنها دانشمندان نبوده‌اند که برای این نام، اسناد و مدارک علمی و تاریخی را در طول دوره‌های مختلف ثبت کرده‌اند. بسیاری از قهرمانان ایران هم، برای ماندن این نام و این محدوده برای ایران جنگیده‌اند و ایستاده‌اند. از «خواجه عطا» و «میر مهنا» تا «رئیس‌علی دلواری».

از مروارید تا نفت

خلیج‌فارس در طول تاریخ شاهراهی بود که غرب جهان را به شرق متصل می‌کرد و جزایر و سواحل آن از قرن‌های دور شاهد عبورومرور کشتی‌های تجاری بودند. کشتی‌هایی که ادویه و ابریشم و مروارید از شرق به غرب و سلاح و زین سوارکاری و ظروف بلورین از غرب به شرق می‌بردند. شهابی درباره مستندات و شواهدی که نشان از تاریخ تجارت در این منطقه دارد، می‌گوید: «در منطقه «نخل ابراهیمی» میناب، دژی باستانی متعلق به دوره اشکانیان وجود دارد که من افتخار این را داشتم که در سال ۸۶-۸۷ در این دژ کاوش باستان‌شناسی انجام دهم. در این دژ آثاری از یک قلعه بسیار بزرگ به دست آمد که مربوط به دوره اشکانیان (بالغ بر دو هزار سال پیش) است. در کنار آن یک خور (شاخه‌ای از دریا که وارد خشکی می‌شود) به نام «کهور لنگرچینی» وجود دارد. این خور از تیاب می‌آمد و به نزدیک دژ می‌رسید. بعد از انجام مطالعات متوجه شدیم که کشتی‌هایی از طریق این خور داخل دژ شده و آماده دفاع از خلیج‌فارس و تنگه هرمز می‌شدند. یعنی در این منطقه پایگاهی در دوره اشکانی وجود داشته که کشتی‌ها و ناوهای جنگی در آن هدایت می‌شدند برای حفاظت و تأمین امنیت در تنگه هرمز و خلیج‌فارس.» اسناد تاریخی می‌گویند ایرانیان اواخر عصر ساسانی تجارت دریایی گسترده‌ای داشتند تا بعد از ورود اسلام که همچنان این منطقه شاهراه تجاری جهان بوده است. به‌ویژه بندر سیراف یا طاهری و همچنین جزیره کیش که طبق مستندات و شواهد، بسیار پر رونق بوده است. این رونق علاوه بر تردد گروه‌های تجاری مدیون صید مرواریدهای مرغوب در این منطقه هم بود.

تاریخ خلیج‌فارس به‌ویژه در حوزه تجارت، دورانی طلایی هم داشت که مربوط به دوران حکومت «ملوک هرمز» در این منطقه است؛ به گفته شهابی: «ملوک هرمز از دوره حمله مغول به ایران و حاکمیت خوارزمشاهیان، در مناطق جنوبی ایران مستقر شدند؛ اما اوج قدرتشان در دوره سلجوقی بود و در دوره صفوی دوران حکومتشان در این منطقه به پایان رسید. ملوک هرمز حکومت خودمختاری در جنوب ایران بود؛ البته از نظر سیاسی تحت‌نظر حکومت مرکزی عمل می‌کرد؛ اما در تجارت و برخی امور خودمختار بود. این حکومت با «سلطان محمد درمکوب» از حدود هزار سال پیش آغاز و تا پانصد سال پیش، شرایط مطلوبی در تجارت دریایی در خلیج‌فارس فراهم کرده بودند. از تمام ملل و اقوام دنیا برای تجارت به این منطقه می‌آمدند. مقر این حکومت ابتدا در میناب بود؛ اما به دلایل مختلف از جمله ترس از تهاجم و دست‌اندازی‌های مغول، مقر حکومت از میناب به یکی از جزایر به نام «جرون» منتقل شد. این جزیره بعدها به دلیل استقرار ملوک هرمز در آن به «جزیره هرمز» تغییر نام داد و تنگه عبور کشتی‌ها هم به نام «تنگه هرمز» تغییر کرد؛ نامی که تا امروز ماندگار است.»

با انتقال مقر حکومت به هرمز؛ تجارت در این منطقه بیش‌ازپیش رونق می‌گیرد. تا جایی که آوازه رونق تجارت در این منطقه به گوش پرتغالی‌ها که قدرت اول دریایی دنیا در آن زمان (۱۵۰۷ میلادی) بودند می‌رسد، شهابی دراین‌رابطه می‌گوید: «پرتغالی‌ها با ناوگانی پیشرفته تحت فرماندهی «آلفونسو آلبوکرک» به جزایر و مناطق جنوب ایران حمله کردند. اما هفت سال با مقاومت گروهی از ایرانیان مواجه شدند. «خواجه کمال‌الدین عطا» وزیر با درایت ملوک هرمز با کمک ۳۰ هزار نفر از اهالی تا هفت سال اجازه تصرف منطقه توسط پرتغالی‌ها، یا ایجاد پایگاه، ساخت قلعه و مستحدثات و مرکز تجاری را به آنها نمی‌دهند. اما بالاخره خیانتی که به خواجه عطا و سپاهش می‌شود باعث کشته‌شدن او و تسلط پرتغالی‌ها بر خلیج‌فارس می‌شود. نام خواجه عطا به‌عنوان اولین مبارز با دنیای استعمار در تاریخ ایران ثبت شده؛ اما متأسفانه این شخصیت در فضای رسانه‌ای بسیار مهجور مانده است.»

نام خواجه عطا اما برای اهالی هرمزگان نام محترمی است. محله‌ای در بندرعباس به نام او ثبت شده و چند سالی است که جشنواره‌ای به نام «خواجه عطا» در بندرعباس برگزار می‌شود و با استقبال بسیاری روبرو شده است.
پرتغالی‌ها ۱۱۷ سال بر خلیج‌فارس و جزایر آن مسلط ماندند و از رونق تجارت در این منطقه بهره‌ها بردند: «حدود سال ۱۶۲۲ میلادی؛ شاه‌عباس صفوی، «امامقلی خان» سردار معروف خود را به این منطقه فرستاد تا به کمک ناوگان دریایی انگلیس به سلطه پرتغال بعد از ۱۱۷ سال بر خلیج‌فارس پایان دهد.» و امروز بالغ بر ۴۰۰ سال از این اتفاق می‌گذرد.

بعد از خروج پرتغالی‌ها نظارت بر تجارت در این منطقه به دست ایرانی‌ها افتاد. سال‌ها بعد انگلیس و هلند هم تجارتخانه‌هایی در این محدوده برپا کردند و رونق تجارت در خلیج‌فارس و سواحل و جزایر آن به اوج رسید. اما این قصه قرار نبود همین‌جا متوقف شود. اکتشاف نفت، تاریخ منطقه را دگرگون کرد.

به گفته شهابی: «بعد از اکتشاف نفت است که اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیکی خلیج‌فارس بیش از همیشه پررنگ می‌شود. در حال حاضر بیش از ۲۰ درصد از نفت و انرژی‌های فسیلی و بیش از ۳۰ درصد گاز جهان از منابع موجود در خلیج‌فارس استخراج می‌شود. همین‌طور بالغ بر ۳۵ درصد از کودهای شیمیایی موردنیاز در کشاورزی دنیا در این منطقه تولید می‌شود. علاوه بر اینها تجارت بسیار گسترده‌ای در این شاهراه در جریان است. همان‌طور که این شرایط و موقعیت ویژه نظر پرتغالی‌ها و هلندی‌ها و انگلیسی‌ها را جلب کرد، امروز هم توجه قدرت‌های بزرگ دنیا را جلب کرده است تا برای به دست‌گرفتن این منطقه تلاش کنند.»

قدرت معطوف به آبراهه‌ها

خلیج‌فارس از منظر جغرافیایی موقعیت ویژه‌ای دارد؛ همان‌طور که سرزمین ایران در شاهراه مواصلاتی غرب به شرق است و همین موقعیت ویژه، تاریخی پر تنش را برای این سرزمین رقم زده است. اما آیا تنها خلیج‌فارس است که چنین موقعیتی در جغرافیای جهان دارد؟ شهابی در این زمینه می‌گوید: «پیروز مجتهدزاده» استاد ژئوپلیتیک در کتاب «کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج‌فارس» به نظریه‌ای اشاره می‌کند که قدمتی ۵۰۰ساله دارد و می‌گوید: «هر حکومتی که آبراهه‌ها و تنگه‌های دریایی را در اختیار داشته باشد قدرت اول دنیا می‌شود و می‌تواند تجارت و اقتصاد دنیا را در دست بگیرد.» تنگه هرمز تنها آبراهه استراتژیک دنیا نیست. آبراهه‌های مهمی در دنیا وجود دارد مثل «کانال پاناما» در جنوب مکزیک که اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس وصل می‌کند؛ یا «تنگه باب‌المندب» که دریای سرخ را به اقیانوس هند وصل می‌کند. یا کانال سوئز در مصر که دریای سرخ را به دریای مدیترانه وصل می‌کند. این مناطق مسیرهای پرتردد دریایی در دنیاست و به همین دلیل در اقتصاد دنیا نقش بسیار مهمی دارند. اما موقعیت خلیج‌فارس منحصربه‌فرد است. به دلیل اینکه علاوه بر اهمیت آبراهه‌ای و وجود تنگه هرمز؛ اقتصاد دنیا بسیار به منابع موجود در این منطقه وابسته است؛ چه از نظر وجود منابع انرژی‌های فسیلی و چه از نظر تجارت کالا؛ به عبارتی خلیج‌فارس هم از منظر وجود تنگه و آبراهه‌ای مهم در دنیا اهمیت دارد و هم بسیار غنی از منابع انرژی است.»

مرور وقایع تاریخی خلیج‌فارس از منظر تجارت و جنگ نشان می‌دهد در مقاطعی حضور قدرت‌های بزرگ در این منطقه افزایش پیدا کرده و در مواقعی هم ایران بر این محدوده تسلط داشته است. اما چه عواملی پای ناوها را از قاره‌های دور به این پهنه آبی گسترده می‌کشاند؟ شهابی معتقد است: «از دوره پرتغالی‌ها از ۱۵۰۷ تا ۱۶۲۲ که خلیج‌فارس در سیطره آنها بود؛ کمتر پیش آمد که شاهد یک لشکرکشی عظیم و گسترده با هدف تصرف بخش‌هایی از خلیج‌فارس باشیم. هر چند دست‌اندازی‌هایی صورت گرفت و جنگ‌هایی در این منطقه انجام شد، اما نه با گستردگی دوران پرتغالی‌ها که منجر به ساخت بناها و قلعه‌های نظامی در جزایر خلیج‌فارس شد. اینکه پس از ۵۰۰ سال دنیا به این گفته آلبوکرک برگشته که «اگر جهان انگشتری باشد، هرمز نگین آن است.» شاید به این بر می‌گردد که دوباره متوجه شده که خلیج‌فارس چقدر در مناسبات اقتصادی جهان مهم است. هر زمان که اهمیت این منطقه چه از نظر تجاری و چه از نظر موقعیت استراتژیک به اوج خود می‌رسد یکی از قدرت‌های بزرگ دنیا سودای تسلط بر خلیج‌فارس و گرفتن امتیازات ویژه این منطقه را در سر می‌پروراند، حالا هم نوبت امریکاست.» امروز روز ملی خلیج‌فارس است. همان گستره وسیع نیلی‌رنگی که ماه‌هاست عرصه تاخت‌وتاز جنون‌آمیز قدرت‌ها شده، همان دریایی که در دلش یک تاریخ کهن پنهان است. حالا رنگ نیلی آن با آرایش ناوها و ناوچه‌ها رنگ دیگری پیدا کرده، اما آنچه تاریخ به آن گواهی می‌دهد این است که قدرت‌ها هر چقدر بزرگ باشند و هر چقدر لنگر بیندازند بر این دریای وسیع پارسی، ماندگار نیستند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *