تجربه سکانسی از مهلکـــــــــــه
6 اردیبهشت 1405، 22:53
وزارت کار ایران اعلام کرده که بر اثر جنگ، ۲ میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم کار خود را ازدستدادهاند. خبر بهاندازه کافی شوکآور و البته برای بسیاری از فعالان بازار و کُنشگران اجتماعی قابلپیشبینی بود. اقتصاد ایران که پیش از جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر شرایط نابسامانی را تجربه میکرد.
حال باید با ضربات جدید دستوپنجه نرم کند. صدمات شدید به صنایع فولاد و پتروشیمی که جزء صنایع مادر محسوب میشود سیل دیگری از بیکاران را به جامعه تحمیل خواهد کرد. تعدیلها و اخراجهای گسترده از سوی شرکتهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی در حال انجام است. بهموازات این اخبار قطعی اینترنت بیش از ۵۰ روزه نیز کسبوکار خیل عظیمی از جمعیت ایران را تهدید کرده و در بیشتر موارد از بین برده است.
به گفته برخی از کارشناسان ۱۰ میلیون شغل بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به اینترنت وابسته است و ما نمیدانیم چه تعداد از این مشاغل همچنان پابرجاست. بهعنوان نمونه «دیجیکالا» نیز بهعنوان یکی از شرکتهای بزرگ فروش آنلاین خبر از تعدیل ۲۰۰ نفر داده است. بحران و رکود سنگین اقتصادی به مدت نامعلومی ادامه داشته و علاوه بر توقف هر نوع روند رشد و توسعه، بنیاد اولیه جامعه یعنی خانواده را تهدید میکند.
مسئله تأمین نیازهای اولیه از یک سو و بحرانهای روحی و روانی از سوی دیگر بهصورت توأمان سلامت جامعه را بهشدت به خطر انداخته است. تحقیقات جامعهشناختی نشان میدهد که تأثیرات روحی و روانی بیکاری فراتر از آن بوده است که پیشازاین متصور میشدیم. بیکاری ترکیبی از ترس و اضطراب را بر فرد، اطرافیان و در نهایت جامعه تحمیل خواهد کرد که در صورت تداوم و عدم حمایت نهادهای دولتی آثار خود را در قالب افسردگی، خشم و پرخاش نشان خواهد داد.
نگارنده این مقاله شوربختانه در سالیان گذشته و آن هم نه در زمان جنگ، دوران سخت بیکاری را تجربه کرده و خوشبختانه با مصائب این معضل اجتماعی – اقتصادی آشنا است. فرد بیکار در این دوران ترکیبی از ترس، اضطراب، فشار روانی و بهتدریج نوعی طردشدگی اجتماعی را تجربه خواهد کرد.
سویههای پنهان و آشکار از افسردگی که منزلت اجتماعی فرد را تهدید و او را به انزوا میکشاند. «پروفسور جردن پیترسون» یکی از روانشناسان برجسته حال حاضر دنیا، بیکاری را بدترین نوع کار میداند. در جوامع توسعهیافته، با حمایت از افراد بیکار شرایط را برای بازگشت هر چه سریعتر این افراد به بازار کار فراهم میکنند؛ مثلاً دوستانی که تجربه اقامت در کشور آلمان را دارند میدانند که حساسیت دولت برای ایجاد کار و پیداکردن حرفه مناسب برای افراد از خود فرد نیز بیشتر است.
بعید است نهادهای حمایتی ایران و بهویژه در رأس آن «سازمان تأمین اجتماعی» بتواند جوابگوی نیازهای این جمعیت گسترده باشد و از سوی دیگر سؤال این است که افرادی که مشمول حق بیمه بیکاری نمیشوند چگونه باید امرارمعاش کنند.
به نظر جنگ واقعی، تازه شروع شده است؛ جنگی گسترده، مخرب، فرسایشی و البته پنهان که بهتدریج خود را در قالب ناامنی، خشم فزاینده اجتماعی، فروپاشی خانوادهها و در نهایت اعتراضات و اغتشاشات خیابانی نشان خواهد داد. متأسفانه این جنگ تنها میتواند یک بازنده داشته باشد و آن ایران است.
سؤال این است که با این لشکر بزرگ بیکار مستأصل که نه توان خروج و نه رمق زیست در کشور را دارد و در رفع مایحتاج اولیه خود نیز ناتوان است چه خواهیم کرد؟
سؤال اصلی از دلسوزان کشور و انقلاب که صحبت از پیروزی و موفقیت میکنند این است که تعریف و منظورشان از موفقیت چیست؟
آیا صرف نداشتن درگیری زمینی و بقای نهادها، پیروزی محسوب میشود و این شرایط تا چه زمان میتواند دوام یابد؟
کتمان لطمات و آسیبهای کشور، ما را از واقعیتهای موجود دور و کشور را درگیر موج جدیدی از اعتراضات و ناآرامیهای خونین خواهد کرد.
زخمهای عمیق دیماه گذشته هنوز بر پیکره جامعه باقی است و این جامعه توان سونامی دیگری را ندارد.
خسارات جنگ از سوی دولت ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است {بیش از ۵ برابر کل صادرات ایران در سال گذشته} حتی در شرایط عادی هم بازسازی این اقتصاد به حداقل ۵ تا ۱۰ سال زمان نیاز دارد؛ چه برسد به شرایط تحریم و البته محاصره دریایی. شرایط کنونی ایران یادآور سکانسهای رعبآور فیلم «مَهلَکه» «کاترین بیگلو» است.
شرایط مشابه عراق پس از سقوط صدام، با این تفاوت که در عراق خشونت بهصورت عیان و آشکار در میدان جریان داشت؛ ولی خشونت ما از نوع پنهان و در خفا همچون خوره در حال نابودی ساختارهای اجتماعی است. مسائل و مشکلاتی که در صورت عدم دوراندیشی و پرهیز از افراطگرایی همه فرزندان این کشور (با هر اندیشه و گرایش سیاسی) را در خود خواهد بلعید.
برچسب ها:
پروفسور جردن پیترسون، جامعه، جنگ، خسارات جنگ، قطعی اینترنت، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید