مرگ پایان نیست، آغازِ روایت است
تنها یک دم بازگرد
29 بهمن 1404، 16:13
«شبی در تنهایی خویش، گیلگمش به ائا التماس کرد، تا درگاه مرگ را به رویش گشاید، تا روح انکیدو اجازه یابد برای یک دم به او بازگردد.» صدای «گیلگمش»، نخستین اسطوره بشری از میان دالانهای هزارتوی تاریخ، هنوز هم شنیده میشود و در نجوای مادران داغدار تداعی پیدا میکند: «تنها یک دم به من بازگردد… تنها یک دم… تنها یک دم…»
بیش از چهل روز است، هزاران جوان در خیابانهای شهرهای ایران پرپر شدند. عزا روح ما را تسخیر کرده و مدام این آرزوی کهن را تمنا میکنیم: «به صدای بلند بخوان، هر آنچه بر او رفته است.» بر آنها چه رفته است؟ نمیدانیم. اما قلبهایمان مچاله است، سرهایمان آکنده، بدنهایمان بیتاب و کمرهایمان شکسته.
تاریخ سوگواری در ایران دیرینه است و پیچیده. ما سرزمین نبردهای بزرگ و تنشهای بیپایان هستیم. «همایون کاتوزیان»، تاریخنگار، در کتابش ما را جامعهای کوتاهمدت میخواند. چرخهای ناتمام میان شورشها. از این روست که «مرگ» معنای عجیبی پیدا کرده و آیینهای عزاداری از میان این نبردها و بیثباتیها برخاسته. این روزها شبکههای مجازی پر است از شیوههای گوناگون عزاداری؛ گویی داغداران رسوم نویی را خلق میکنند. خانوادهای به یاد جوان ازدسترفتهشان، بادبادکهای رنگی و شیرینی در خیابانها پخش میکند. مادری گلهای سفید بر سر مزار پسرش پرپر میکند و رؤیاهای او را ضجه میزند. خواهری در مجلس عزای تنها برادرش میرقصد؛ مجنونوار. سوگی که یادآور تمام مرگهای ناگهانی و شوکآورند و ما را باز میگرداند به نخستین عزاداران تاریخ همچون گیلگمش. این شخصیت اسطورهای بههمراه انکیدو، رفیقش، با هم سفری را بهسوی جنگل سدر برای رسیدن بهمعنای زندگی آغاز کرده بودند. آنها در این سفر نبردها کردند و همواره پیروز شدند، اما ناگهان سرنوشت به پاشنهآشیل نوشت. سفر آنها با واقعیتی شوم روبهرو شد. انکیدو در مسیر این سفر مرد و گیلگمش فروپاشید. او چنان اندوهگین بود که هیچچیزی آرامش نمیکرد، حتی وقتی دستور داد شمایل رفیقش را بسازند و در میدان نصب کنند. پس سوگواری خودش را خلق کرد، خاک بر سر ریخت و موهایش را برید. این اندوه اما منفعل نبود. او از دل این سوگ به جستوجوی معنای مرگ برخاست. بزنگاهی حماسی که بعدها در اسطورههای بشری تداعی پیدا کرد. واقعیت این است که رویارویی او با مرگ ناگهانی رفیقش او را دگرگون کرد و اینبار سفر خود را برای درک معنای مرگ آغاز کرد.
چراکه سوگ همواره اندوه نیست، با خشم هم همراه میشود. خشم و سوگ دو روی یک سکهاند. گیلگمش با این خشم و اندوه دنبال چرایی معنای این مرگ برخاست تا شاید جاودانگی پیدا کند و در این راه رستگار شود. این همان دگرگونی بود که اگرچه باعث جاودانگی او نشد و از مرگ نجاتش نداد، اما داستان سفر او و رفیقش جاودانه شد.
بسیاری از ایرانیها بر این باورند که مردگان در روز «چهلم» پس از خاکسپاری برای همیشه از دنیای ما میروند. اما این باور درباره کسانی که برای هدفی جانشان را از دست دادهاند، متفاوت است. درواقع، بازماندگان عاشقترین مردگان میتوانند داستان این مرگ را ابدی کنند. این امر اما چگونه محقق میشود؟ چگونه این روایتها شکل میگیرند؟ چگونه ققنوس از خاکستر خود بلند میشود؟ این برای هر سوگواری متفاوت است. گیلگمش تصمیم گرفت در سوگ خود باقی نماند، بلکه سفری را در جستوجوی پاسخی برای سؤالاتش، اینبار درباره مرگ، آغاز کرد. او در این مسیر به «سیدوری سابیت» یکی از خدایان دوران باستان رسید. شاملو راهی را که این خدا به او نشان میدهد، اینگونه ترجمه میکند: «گیلگمش! بهدنبال چه در تکاپویی؟ حیاتی را که میجویی بازنخواهی یافت. آن زمان که خدایان به آفرینش آدمی آستین برزدند، مرگ را نصیب او کردند و حیات در کف ایشان است. پس تو، روز و شب را به شادی میگذار. هر روز نشاطی نو میکن. روز و شب به پایکوبی و رامشگری بگذار. جامههایت پاک باد. موی شسته و اندام پاکیزه کرده، کودکی ببین که دست خویش در دست تو دارد! باشد که محبوب تو بر سینه تو نشاط کند که آنچه از آدمی ساخته تواند بود، همه این است.» آدمی میتواند حتی در سوگ خود معنای دگرگونهای بیابد و روایت متفاوتی آغاز کند.
نظر کاربران
افسانه
سرکار خانم علی اصغر عزیز. از خواندن این مقاله شیوا لذت بردم. تا دنیا دنیاست یاد و آرمانشان را زنده نگه میداریم، داستانشان را روایت می کنیم، و دادخواهشان هستیم.
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی میکند
غذا، گرفتار پسماند شهری
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
اطلاعیه تأمیناجتماعی درباره اختلال در پیامک واریز حقوق شهریور
انعقاد قرارداد ساخت مسکن حمایتی برای بیش از ۹۰۶ هزار متقاضی در کشور
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وزارت بهداشت از روند صعودی بیماریهای تنفسی، بهویژه کرونا، خبر میدهد
کرونا در آستانه هشدار بالا
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




افسانه
سرکار خانم علی اصغر عزیز. از خواندن این مقاله شیوا لذت بردم. امیدوارم که از این سوگ و خشم پلی بسازیم برای حرکت به سوی آینده ای که در آن، آرمان های جان باختگان محقق شود. تا دنیا دنیاست یادشان را زنده نگه می داریم، آنچه برآنها گذشت را روایت می کنیم و دادخواه آنها هستیم.