ناترازی اجتماعی پیامد توهم برگزیدگی





ناترازی اجتماعی پیامد توهم برگزیدگی

۳ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۰۴

آنچه در فضای کنونی کشور قابل‌تفسیر است، به‌مثابه صفحه سنگی ناملایمی است که بر بستر گدازه‌های آتشین شناور شده و هر چه پیرامون خود می‌بیند، تخریب می‌کند و به آتش می‌کشد؛ در این میانه خود نیز متأثر از حرارت گدازه، جان می‌دهد و در برخورد با پیرامون متلاشی می‌شود. همه وقوع آتش را تصدیق می‌کنند، اما دوربین‌ها تخریب تخته‌سنگ را ثبت می‌کنند و تحلیلگران میزان خرابی ناشی از آن را برآورد می‌کنند. گویی از ابتدا همه‌چیز را تخته‌سنگ رقم زده است و انگار نه انگار که آتش به جان تخته‌سنگ افتاد و آن را چنین به تلاطم و بی‌قراری وادار ساخت. واقعیت این است که جامعه ایران همه‌چیز را می‌بیند و می‌شنود و نظاره‌گر می‌شود تا زمانی که استیصال در فهم و منطقش او را وادار به همراهی آتشی می‌کند که نه نتیجه خشم او، بلکه آتشی است که از قبل به جانش انداخته‌اند و او گریزی جز همراهی با آن ندارد.

وقایع روزهای اخیر شاید از دریچه تحلیل جامعه‌شناسانه و یا نقد ساختارگرایانه، محکومی مردم‌انگارانه دارد که هم دچار بحران هویت فردی شده و هم ناترازی اجتماعی و فرهنگی، به‌سبب جبر روزگار، در آن غلیان یافته است و تا آنجا پیش رفته که وجودش را نفی می‌کند و ساده‌انگارانه او را به تلاش صرف برای بهبود معیشت گره می‌زند. خوانشی یکسوانگارانه که نه از تحلیل غلط، بلکه از وجدان راحت به‌سبب آتشی است که به جان مردم انداخته‌‌اند و شعله‌های آن را انکار می‌کنند تا فهم درک وقایع را در پس تصویر خود ساخته‌شان مخفی کنند و در قامت منجی، اصلاح امور را وعده دهند و بر طبل دوگانه‌سازی‌ها بکوبند و در آخر هم مردم را محکوم کنند که غفلت کردید و فریب خوردید و ناخواسته با دشمن هم‌سو شدید. آنها که خود را برگزیده خداوند برای خدمت به مردم می‌دانند و در قامت خدمتگزاران مردم سال‌هاست ناترازانه عمل کرده‌اند و مسئولانه مسئولیت پست‌ها را، به‌رغم میل باطنی و باانگیزه خدمت، در تصاحب خود دارند و هرگاه بر مسند زمام هستند یکه‌تازی می‌کنند و هرگاه پیاده می‌شوند تا رمقی گیرند و نفسی تازه کنند، اصلاحگر امور می‌شوند و بنیان دسیسه و فتنه‌ای تازه را برای مردم رقم می‌زنند. گویی قرار بر این است که هر چندصباحی از فلان جناح و فلان جریان، آن‌چنان تدابیر ویرانگر و عملکرد ناموزونی به نمایش گذارند تا بهانه برای بی‌تابی مردم فراهم شود و بعد دسیسه دشمن را عامل کنند و خود نیز پیروزمندانه بر حقانیت وجودشان تأکید ورزند. خشم رخ‌داده نه منطق عقلانی دارد و نه منحصر به ریشه بیرونی است. این حد از تعرض و تخریب تازگی دارد. وسعت وقایع قابل تحلیل و تفسیر نیست. اینکه بر این موج هر که مهیا بود، از کومله و منافق و تجزیه‌طلب تا سلطنت‌خواه و جاسوس رژیم منحوس و غیره، سوار شد، بحث مجزایی است. فرصت‌طلبی همیشه بوده است و خواهد بود. رسانه نیز همیشه در جست‌وجوی فرصت‌طلبان است تا سمت‌وسوی جهت‌دهی به افکار عمومی را نه به‌سمت حقیقت که به‌سمت حقیقت‌ ساخت خود هدایت کند.

اما فارغ از این هیاهو، فهم این خشم را نه از خشمگینان بی‌قرار که در عملکرد مسئولانی باید تحلیل و تفسیر کرد که در قامت سیاستمدار، مبلغ دینی، مصلح اجتماعی و یا کارشناس فرهنگی در لحظه سنجش مردود شدند و نتیجه سال‌ها ممارست و جهدشان شد ناامنی مسجد و کوی و برزن. در خشم شکل‌گرفته چنان مساجد را جسارت کردند و حرمت مأمن امن مردم را در هم شکستند که گویی خشم فروخورده این سال‌ها از باغ ازگل و روایت‌های نادرست برخی مبلغان پرتیراژ تلویزیونی عامل انحطاط فرهنگی و شکست اجتماعی جامعه بوده است. گویی مردم نمی‌دیدند و نظاره نمی‌کردند که چگونه مسئولانی که عملکردشان سفره مردم را کوچک و کارکردشان جز پنت‌هاوس‌نشینی خانواده‌شان ثمر دیگری نداشته، چطور خود را مصلح وضع موجود معرفی می‌کردند. همان‌ها که در نبود قدرت، قدرتمندان را محکوم به کاستی و در موقع قدرت، دسیسه دشمن و اقدام فلان نهاد و دستگاه داخلی را عامل ناکامی می‌دانستند.

اعتراض یا اغتشاش، هرچند تفاوت شکلی دارد، اما ماهیتش در یک نقطه مشترک است و آن اینکه کشور و مردم آسیب دیدند، اما نه مدیر و مسئولی خود را به‌سبب ضعف در عملکردش مسئول دید و نه وعده‌ای برای به محاکمه کشیدن مدیران ناکارآمد و مسئولان مرتکب به ترک فعل انجام گرفت و مسئول ناترازی را آشکارا بی‌آبرو نساخت؛ تا تداوم فشار بر مردم را سد کند و تخته‌سنگ آرامش گیرد و ریشه بداوند و مستحکم و پابرجا حول وحدت ملی و مذهبی خود، استقلال و آزادی را به تصویر کشد.
این قابل‌قبول نیست که مسببان وضع موجود، وضع موجود را تحلیل کنند و خود را پیروز این وضع قلمداد کنند و اصلاح امور را در دست گیرند؛ چراکه برگزیده به‌حق خداوند برای اداره امور مردم ایران هستند. مردم مطالبه‌گرند و این مطالبه را با بسته معیشت و تخصیص ارز ترجیحی به حلقه آخر تفسیر نمی‌کنند. مردم بی‌صبرانه در انتظار محاکمه مدیران ناتراز و نالایق‌اند. قرار نیست این مردم باشند که با هر مرام و باوری کشته دهند و زندگی‌شان از مدار آرامش خارج شود و مدیران و مسئولان ککشان نگزد و همان‌ها که بودند، بمانند و بتازانند و پیش‌بینی فلان اعتراض را برای چندصباح دیگر بکنند و دوباره مملکت را به ورطه ناملایمات بکشند.

مردم ایران ملیتشان حول وحدت سرزمینی و غیرتشان نسبت به آیین مبین اسلام را به اثبات رسانده‌اند و منتظر تأیید یا رد فلان و فلانی نیستند. مردم ایران هیچ بیگانه‌ای را حتی لایق تفکر در مورد ایران هم نمی‌دانند، چه رسد به دعوت از او برای سلطه و استعمار. اما مردم ایران مطالبه و فریاد سرداده‌اند که باید مسئولان این چند دهه در عمل پاسخگو شوند و مسئولیت اقدامات و تصمیماتشان را بپذیرند. باید مشخص شود چه کسی از کجا آورده است و فلان کشتی و فلان نفتکش و فلان کارخانه و شرکت با چه بهایی و براساس کدام منطق در تملک این و آن قرار گرفته است.
مردم در پس این اعتراض یا اغتشاش، در بمباران رسانه‌ای گرفتار نمی‌شوند و مطالبه پاسخگویی و شفافیت را فراموش نمی‌کنند. مردم با اعتماد به نهادهای نظارتی داخلی فرصت اصلاحات از طریق مکانیسم‌های قانونی را حق طبیعی خود می‌دانند و از قوای سه‌گانه کشور انتظار دارند به وظایف ذاتی خود دراین‌باره عمل کنند. مردم ایران نه از ساختار حاکمیت که از مدیران ناکارآمد اما پراستمرار به درد آمده‌اند و انتظار اصلاحی دارند که نه به‌دست همان مدیران، بلکه به‌دست نهادهای امن نظارتی و قضائی شکل پذیرد. این نه مطالبه‌ای فراقانونی که مداخله‌ای قانونمدارانه حول وحدت و انسجام داخلی است تا مسببان وضع موجود را معرفی و پاسخگو کند.

مردم توان تحمل تنش‌های بیش‌ازاین را ندارند و بنیان‌های اجتماعی‌شان بیش‌ازاین پتانسیل مواجهه ندارد. حال که مسئولان سه قوه بیانیه صادر می‌کنند و خداوند را به‌سبب برگزیدنشان سپاسگزارند؛ باید مسئولیت ترک‌ فعل‌های گذشته و حال را نیز پذیرا باشند و نه در شعار که در عمل به خانه‌تکانی مدیران ناکارآمدشان اقدام کنند. بی‌شک ترک فعل‌های انجام‌گرفته در چهل سال اخیر کم نیست و رسیدگی به آنها نیز کار سختی نیست. مردم نشان دادند آبروی کشور را با هیچ‌چیز دیگر معاوضه نمی‌کنند، اما نمی‌توانند نسبت به مدیرانی که با تصمیمات و تدابیرشان آبروی کشور را به تاراج گذارده‌اند نیز مماشات کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

جانِ نحیفِ جهان‌های جدیـــــد

جانِ نحیفِ جهان‌های جدیـــــد

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

کودکان و جنگ

کودکان و جنگ

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانه‌ای و مراقبت‌های ضروری در روزهای جنگ

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آب‌وخاک هشدار دادند

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی می‌کند

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

هشدار درباره پیامدهای دوقطبی‌سازی اجتماعی

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

انتقاد انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز از طرح «اینترنت پرو»

واکنش یک نهاد صنفی به سیاست‌های دسترسی به اینترنت؛

انتقاد انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز از طرح «اینترنت پرو»