به‌بهانه جشن تأسیس بزرگترین تور آفرود در دریاچه «درودزن»

هیچ کجا در امان نیست





هیچ کجا در امان نیست

۱ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۱۸

در روزهای اخیر، گزارش‌های متعددی از حضور گسترده خودروهای آفرود در دریاچه سد درودزن منتشر شد.

برنامه‌ای با عنوان جشن تأسیس بزرگ‌ترین تور آفرود کشور در ۷ آذر ۱۴۰۴، که طی آن بیش از صد خودرو آفرود و سواری و ده‌ها موتور سنگین وارد بستر و حریم پشت سد شدند، رخدادی که پیامد مستقیم آن، فرسایش شدید خاک و تخریب اکوسیستم بستر دریاچه است. برپایی آتش، استیج، نورافشانی، آتش‌بازی و چندین باند صوتی پرقدرت، در منطقه‌ای انجام شد که پرندگان مهاجر، کیلومترها مسیر را برای چند صباحی زیستن و تغذیه در آن طی کرده‌اند. این برنامه با تبلیغ گسترده در شبکه‌های اجتماعی و پوشش بلاگرها و صفحات مرتبط با آفرود همراه بود و با دریافت ورودی‌های چندصدهزار تا چندمیلیون تومانی، ماهیتی کاملاً تجاری داشت. 

این درحالی‌است که محدوده سد درودزن، حریم آب شرب شهرها و روستاهای پایین‌دست و دارای کارکرد زیستگاهی حساس است؛ حتی فعالیت‌هایی مانند قایق‌سواری در آن ممنوع اعلام شده است. باوجوداین، چنین رویداد پرجمعیت و مخربی بدون ممانعت مؤثر اجرا شده است. 

تفریح و طبیعت‌گردی اصولی، حق مردم است و کسی مخالف بهره‌مندی مسئولانه از طبیعت نیست. اما آنچه در سد درودزن رخ داد، اقدامی ضد محیط‌زیستی، هنجارشکنانه در اوج بحران آب و خشکسالی استان فارس بود، اقدامی که آب شرب میلیون‌ها نفر، اکوسیستم منطقه و حیات پرندگان مهاجر را به خطر انداخت. این رخداد صرفاً یک سلیقه نادرست گردشگری نیست، بلکه نقض هم‌زمان چند لایه از قوانین بالادستی کشور و نمونه‌ای روشن از بی‌اعتنایی به حقوق عمومی است.

نخست، اصل ۵۰ قانون اساسی، حفاظت از محیط‌زیست را وظیفه‌ای عمومی می‌داند و هر فعالیت مخرب را ممنوع اعلام می‌کند. رویدادی که مستقیماً به تخریب زیستگاه، آلودگی صوتی شدید، فرسایش خاک و تهدید منابع آب شرب منجر می‌شود، دیگر قابل‌توجیه ذیل تفریح یا گردشگری نیست؛ این یک فعالیت مخرب محیط‌زیستی است. از سوی دیگر، قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست، هر اقدامی را که تعادل اکولوژیک را برهم بزند یا موجب آلودگی شود، ممنوع می‌داند و سازمان حفاظت محیط‌زیست را مکلف به پیشگیری و مداخله در برابر آن کرده است. مسئله فقط محیط‌زیست نیست، پای آب شرب در میان است.

این قانون اساساً برای حفاظت از منابع آب کشور و توزیع عادلانه و منطقی آب به‌ویژه در مناطق مختلف و برای مقاصد مختلف تدوین شده است. در این راستا، فعالیت‌هایی مانند ورود خودروها به منابع آبی، ایجاد مسیرهای غیرمجاز و آلودگی صوتی و فیزیکی در حریم منابع آب تحت هیچ شرایطی مجاز نیست و می‌تواند به تخریب و تهدید کیفیت آب شرب و همچنین بی‌ثباتی در اکوسیستم‌های آبی منجر شود. علاوه‌براین، منطقه مورد نظر دارای کارکرد زیستگاهی برای پرندگان مهاجر است. 

براساس مقررات مرتبط با زیستگاه‌های حساس، هرگونه فعالیت مخل آرامش حیات‌وحش، به‌ویژه در فصل مهاجرت، ممنوع است. نورپردازی شبانه، صدای شدید و تجمع انبوه، از عوامل شناخته‌شده اختلال در رفتار، تغذیه و مهاجرت پرندگان‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت صرفاً متوجه برگزارکنندگان نیست. تبلیغ‌کنندگان و مروجانی که با تولید محتوا، به جذب جمعیت و عادی‌سازی تخریب کمک کرده‌اند و همچنین دستگاه‌های مسئول که با عدم نظارت یا صدور مجوزهای غیرشفاف زمینه این رخداد را فراهم کرده‌اند، همگی در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو هستند. 

تورهایی که امروز در هر نقطه‌ای از ایران قد علم کرده‌اند، به یکی از ده‌ها بحران طبیعت ایران تبدیل شده‌اند. تورهایی که فرقی نمی‌کند در دل جنگل‌های هیرکانی باشند یا کوهستان‌های زاگرس و جنگل‌های بلوط ایرانی، کنار سدها و آبگیرها و تالاب‌ها، سواحل یا حتی قلب کویر.

تورهایی با چادرهای رنگی، خودروهای شاسی‌بلند، رقص نور، موسیقی، آتش‌بازی و هیاهو. این تورها همه‌جا هستند، در دل مناطق حفاظت‌شده، در جنگل‌های هیرکانی و بلوط، یا حتی در مخازن سدها، بی‌توجه به اینکه با چه نوع مقصدی و چه میزان حساسیت اکولوژیک مواجه‌اند.

آنچه امروز در بسیاری از نقاط کشور جریان دارد، نه گردشگری متناسب با مقصد است، نه مبتنی‌بر فرهنگ، ظرفیت برد و ملاحظات محیط‌زیستی، بلکه نوعی گردشگری بی‌ضابطه است، این تصور غلط که هر جا می‌شود رفت، بدون توجه به اینکه مقصد کجاست، چه ویژگی‌هایی دارد و چه ظرفیتی را می‌تواند تحمل کند. گردشگری‌ای که اغلب با تخریب، آلودگی، هیاهو و فشار مستقیم بر طبیعت همراه است. در گردشگری اصولی، هر مقصد براساس ظرفیت اکولوژیک، حساسیت زیستی و اهداف حفاظتی تعریف و مدیریت می‌شود. حتی در مناطق حفاظت‌شده، اگر مجوزی صادر شود، باید محدود، کنترل‌شده و صرفاً برای مشاهده، آموزش و ارتقای آگاهی عمومی باشد؛ با کمترین مداخله و بیشترین نظارت. 

یکی از اصول کلیدی مدیریت گردشگری، تطابق مقصد با انگیزه سفر گردشگران است. هر منطقه ویژگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان یک مقصد را برای همه سلیقه‌ها و انتظارات تبلیغ و توصیه کرد. جنگل‌های هیرکانی و جنگل‌های بلوط ایرانی، مقصدی بکر برای طبیعت‌گردان‌اند، طبیعت‌گردی که پیش از ورود باید بداند قدم به اکوسیستمی زنده گذاشته است، زیستگاه پرندگان، خزندگان و گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری. احترام به طبیعت و فرهنگ آن، نخستین اصل گردشگری مسئولانه است. مناطق باید منطبق با واقعیت اکولوژیک خود تبلیغ و توسعه داده شوند. هر منطقه، متناسب با نوع خاصی از گردشگری است. نمی‌توان در دل منطقه‌ای با تنوع‌زیستی بالا و ظرفیت محدود، کاروانی از خودروهای آفرود با آلودگی صوتی و نوری به راه انداخت. بخشی از این بحران، به سیاستگذاری‌ها و نگاه تصمیم‌گیران بازمی‌گردد. 

پاسخگویی به نیازهای مختلف گردشگری، مستلزم تعریف فضاهای متناسب در مکان‌هایی است که چنین ظرفیتی را دارند. اما زمانی که تبلیغات نادرست، افراد را بدون شناخت به یک مقصد حساس سوق می‌دهد، نتیجه چیزی جز نارضایتی گردشگران و تخریب ارزش‌های طبیعی و زیستی نخواهد بود. در ایران، این اصول عملاً کنار گذاشته شده‌اند، به‌ویژه زمانی که پای آفرود و خودروهای شاسی‌بلند به میان می‌آید. هر مسیر و هر مکانی، بدون ارزیابی و ضابطه، به مقصد گردشگری تبدیل می‌شود. ایجاد راه‌های غیرمجاز، کوبیدن خاک، تشدید فرسایش، آلودگی صوتی، انباشت زباله و تخریب مستقیم زیستگاه‌ها.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن