وقتی زمین از آینده حرف می‌زند





وقتی زمین از آینده حرف می‌زند

۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۹

اگر زمین دفتر خاطرات داشته باشد، صفحاتش سنگ‌ها و رسوباتی‌اند که بی‌صدا می‌نویسند و پاک نمی‌کنند. ما در میان همین خطوط خاموش زندگی می‌کنیم؛ اما شاید نمی‌دانیم که این دفتر، آرام و بی‌صدا، چهره‌ای تازه از سرزمین ما می‌آفریند. ایرانِ نیمه‌خشک، ایرانِ در حال فرسایش، ایرانِ ایستاده بر گسل‌ها، پیش از آن‌که در نقشه دگرگون شود، ابتدا در زبان زمین دگرگون می‌شود.

در دشت‌ها، لایه‌های ریز رس و سیلت، که روزگاری آرام می‌نشستند و سفره‌های آب را روشن نگه می‌داشتند، اکنون هر سال فشرده‌تر می‌شوند؛ گویی زمین آهسته‌تر نفس می‌کشد. نشست تدریجی، خطوطی تازه بر صورت دشت‌ها می‌کشد؛ خطوطی که روزی جنس‌شان از خاک بود، اما اکنون گاه به شکاف تبدیل می‌شوند. زمین، دیگر صرفاً سطحی ثابت نیست؛ پوستِ متغیری است که با هر برداشت بی‌رویه آب، یک‌بار دیگر چروک می‌شود.

رودخانه‌ها، که روزگاری قصه‌گویان تاریخ زمین بودند، خاموش‌تر می‌شوند. مسیرهایی که هزاران سال درگیر مجسمه‌سازی کوهستان و دشت بودند، حالا با خشکی‌های پی‌درپی کوتاه‌تر و کم‌جان‌تر خواهند شد. رسوبات کمتر و ناهمگون، مثل جمله‌هایی ناقص، داستان زمین را ناپیوسته می‌کنند. برخی رودها شبیه خطوطی محو خواهند شد؛ تنها یادگاری از مسیرهای قدیمی‌شان در دل تصاویر ماهواره‌ای باقی می‌ماند.

در کوهستان‌ها، سنگ‌های سست مارنی و شِیلی، که در برابر گرمای بیشتر و بارش‌های ناگهانی آسیب‌پذیرند، با فرسایشی تندتر روبه‌رو خواهند شد. دامنه‌هایی که روزی تکیه‌گاه روستاها بودند، بی‌ثبات‌تر از آن خواهند شد که سکونت انسانی را تاب بیاورند. گویی کوه‌ها هم از تغییر اقلیم بی‌قرار شده‌اند؛ صبورند اما نه نامیرا.

در جنوب و شرق، آن‌جا که باد استادِ دیرینه‌ی تراشیدن زمین است، شکل‌های تازه‌ای از ژئومورفولوژی پدید می‌آید. کلوت‌ها کشیده‌تر، نبکاها پراکنده‌تر و تپه‌های ماسه‌ای سرکش‌تر می‌شوند. بادی که همیشه سازنده بود، حالا بیشتر ویرانگر می‌شود و شهرها را در آستانه گفت‌وگوی دوباره با شن قرار می‌دهد. زمین اینجا نه آرام که سیالی در حرکت است؛ مرزی میان سکون و کوچ.

اما شاید مهم‌ترین فصل این روایت، فصلی است که در آن انسان نه تنها خواننده‌ی این کتاب، که یکی از نویسندگان آن است. ما لایه‌ای تازه بر زمین افزوده‌ایم؛ لایه‌ای که زمین‌شناسان آینده نامش را «نشانه‌های انسان‌زاد» خواهند گذاشت: بتن، آسفالت، پلاستیک، فلزات، رد برداشت‌ها و تخلیه‌ها. این لایه، دفترچه‌ی نازکی بر بالای دفتر قطور زمین است؛ اما اثرش بسیار بیش از ضخامتش.

سرزمین سخت‌تر، کم‌آب‌تر و پرریسک‌تر خواهد شد. نه از آن جهت که سرنوشت محتوم است؛ بلکه از آن جهت که زمین همیشه پاسخ می‌دهد. پرسش این است: ما چه می‌نویسیم که زمین مجبور نباشد با لرزش، نشست، فرسایش یا خاموشی، جوابمان را بدهد؟

اگر امروز، لایه‌های این سرزمین را با احترام بیشتری ورق بزنیم، شاید فردا، به جای گزارش بحران، روایت سازگاری باشد. زیرا زمین، با همه خشونت و صبرش، هنوز به ما فرصت می‌دهد که در داستان آینده‌اش شریک خوب باشیم؛ نه مسئول فصل‌های تاریک آن.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن