ما و اسنپ، مسئولیت اجتماعی یا اجرای قانون؟





ما و اسنپ، مسئولیت اجتماعی یا اجرای قانون؟

۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۸

نفس‌های کوتاه کودکان، سرفه‌های پراکنده، خس‌خس سینه، رنگ‌پریده و لب‌های کبود؛ یادآور شهری است که در آلودگی هوا محاصره شده است. این تصویر روزانه شهرهایی است که کودکان در آن نه قدرتی برای تغییر دارند و نه هوایی پاک برای تنفس؛ کودکانی که هر نفس‌شان با خطر بیماری‌های تنفسی و قلبی گره خورده و هر قدمشان در خیابان‌های پرترافیک، آنها را به قربانیان خاموش هوای آلوده تبدیل می‌کند. هر موتورسیکلت و خودروی فرسوده، سهمی مستقیم در این رنج و درد دارد و تصمیم‌های پشت میز شرکت‌ها، بی‌تفاوت به آسیب‌های کودکان از آلودگی هوا، بحران را تشدید می‌کند.

مسئولیت اجتماعی نشان‌دهنده این است که یک شرکت نه‌تنها به سود خود، بلکه به آینده جامعه و محیط‌زیست نیز متعهد است و نقش فعالی در توسعه پایدار ایفا می‌کند. مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها قرار نیست جای اجرای قانون را بگیرد! این مسئولیت زمانی معنا دارد که یک شرکت ابتدا اثرات فعالیت خود بر جامعه و محیط‌زیست را بپذیرد و سپس اقدام عملی برای کاهش آنها انجام دهد. پرداختن به اقدامات خیرخواهانه کوچک، نمی‌تواند جایگزین اقدامات ساختاری شود.

اسنپ که ۹۰ درصد از سهم بازار تاکسی‌های اینترنتی را در اختیار دارد، به‌عنوان بزرگ‌ترین پلتفرم حمل‌ونقل آنلاین ایران شناخته می‌شود که در سال ۱۴۰۳ تعداد ۱،۵۱۳،۸۴۴،۳۹۰ سفر را به ثبت رسانده و در آخرین گزارش خود از میلیاردها کیلومتر پیمایش برای ارسال سفارش‌ها سخن گفته است. مجموع مسافت طی‌شده برای ارسال سفارش‌ها در اسنپ‌فود ۱۸۵،۶۸۳،۹۶۹ کیلومتر یعنی معادل حدود ۴۱ هزار مرتبه رفت‌وبرگشت از شمال به جنوب کشور ذکر شده است. (توجه بفرمایید فقط اسنپ‌فود!) عددی بزرگ که نشان‌دهنده مقیاس فعالیت این شرکت است. اما هیچ‌گونه اشاره‌ای به سهم این پیمایش‌ها در آلودگی هوا و تأثیر آن بر سلامت شهروندان، به‌ویژه کودکان، نشده است.

طبق آخرین سیاهه انتشار آلودگی هوا سهم موتورسیکلت‌ها از آلودگی حدود ۲۱ درصد از آلاینده‌های گازی و ۱۰ درصد از ذرات معلق شهر تهران است. آمار مربوط به سیاهه انتشار آلودگی برای هشت سال پیش و تعداد موتورسیکلت‌های آن زمان است. با توجه به افزایش ناوگان و فرسودگی بیشتر موتورسیکلت‌ها، وضعیت کنونی قطعاً بدتر شده است. پس موتورسیکلت‌ها سهم قابل‌ملاحظه‌ای از آلودگی هوا را به خود اختصاص می‌دهند؛ به‌ویژه موتورهای فرسوده و کاربراتوری. 

طبق گزارش شورای شهر تهران حدود ۷۶درصد موتورسیکلت‌های تهران فرسوده و بیش از ۹۰ درصد کاربراتوری هستند، که به‌طور بالقوه سهم زیادی در آلاینده‌های شهری دارند. بد نیست بدانیم موتور کاربراتوری بسته به سن فرسودگی‌اش بین چهار تا هفت برابر خودرو‌، آلایندگی دارد و نسبت به یک خودرو سواری یورو ۵، تا ۱۵ برابر شهر را آلوده می‌کند.

طبق ماده ۱۳ آیین‌نامه فنی قانون هوای پاک صدور مجوز جدید برای شرکت‌های حمل‌ونقل پیک موتوری منوط به برقی بودن کل ناوگان موتورسیکلت مورد استفاده آنها در شهرهای دارای اولویت است. همچنین، تمدید مجوز شرکت‌های حمل‌ونقل پیک موتوری موجود از ابتدای سال ۱۳۹۹ مشمول حکم این ماده می‌شود.

چقدر خوشحال می‌شویم اگر اسنپ در گزارش سال ۱۴۰۴ که امیدواریم همچنان با شعار «برای آینده‌ای پایدار» آغاز شود، این‌بار سهم خود از آلودگی هوا را به تفکیک شهرها شفاف‌سازی کند و سپس به مردم گزارش دهد از مجموع ناوگان حمل‌و‌نقلش چه تعداد فرسوده‌اند؟ موتورهای برقی چه سهمی از ناوگان موتوری اسنپ دارند؟ چه تمهیداتی برای تعویض وسایل نقلیه فرسوده‌ ناوگانش اعم از موتور و ماشین دارد؟ اسنپ به کاربران راننده‌اش چه مشوق‌ها و تسهیلاتی می‌دهد تا ناوگان دودزایش به‌سمت نوسازی برود؟ آیا اسنپ به فکر اجرای الزامات درون‌سازمانی برای کاهش سهم خود از آلودگی هوا هست و اینکه تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟ آیا  برای برقی کردن ناوگان موتوری خود جدول زمان‌بندی دارد؟

هرچند تأمین دارو برای ۴۰۰ کودک معلول در راستای مسئولیت اجتماعی اقدامی انسانی و قابل‌تقدیر است، اما وقتی در کنار آلودگی گسترده‌ای قرار می‌گیرد که فعالیت‌های اسنپ آن را تشدید می‌کند، نمی‌تواند پاسخگوی مسئولیت واقعی در قبال سلامت عمومی باشد. این پرسش باقی می‌ماند که چرا شرکتی که بنابر قانون و سیاست‌های شهری باید به‌سمت برقی‌سازی ناوگان موتوری حرکت کند، هنوز این مسیر را به‌صورت شفاف و الزام‌آور طی نکرده است؟

اسنپ! نوسازی ناوگان کمک یا خیرخواهی، مسئولیت اجتماعی و طرح نیکوکاری نیست؛ یک تکلیف قانونی و تعهد مستقیم شما به سلامت مردم است که با کاهش آلاینده‌ها، میلیون‌ها کودک سالم و معلول از بیماری‌های تنفسی و قلبی ناشی از آلودگی هوا محافظت شوند، نه اینکه فقط هزینه درمان چند صد کودک پرداخت شود. آیا وقتی مسئولیت اجتماعی جای اجرای قانون می‌نشیند با مسئولیت‌پذیری مواجه‌ایم یا با نوعی فریب اجتماعی؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن