پژوهشگر حوزه آب و محیط‌زیست از خطری می‌گوید که «بهمنشیر» خوزستان را تهدید می‌کند

آخرین شاهرگ جنوب قربانی تصمیمات مدیریتی





آخرین شاهرگ جنوب قربانی تصمیمات مدیریتی

۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۱

|پیام ما| وزارت نیرو و سازمان آب‌وبرق خوزستان به‌جای پذیرش مشکلات و آسیب‌های سدسازی بر رودخانه بهمنشیر در آبادان جامعه محلی را زیر سوال می‌برد. این درحالی‌است که تیم داوری اعزامی از سوی وزیر نیرو نیز خطاهای این سازمان را تأیید کرده است. «عباس ربیهاوی»، پژوهشگر حوزه آب و محیط‌زیست این دلایل این آسیب‌های وارده را شرح می‌دهد.

صحبت از رودخانه بهمنشیر، صحبت از تاریخ، فرهنگ، تمدن، میراث گران‌بهای طبیعی و شاهرگ حیاتی برای آبادان و خرمشهر است. اروندرود به‌دلیل سدسازی ترکیه و تأمین نشدن حقابه دجله و فرات از دست رفته و در حال حاضر، رودخانه بهمنشیر تنها شریان حیاتی منطقه است. رودخانه‌ای که در حال حاضر همه نیازهای شرب، صنعت و کشاورزی آبادان و خرمشهر را تأمین می‌کند و بدون آن صحبت از پیشرفت و توسعه منطقه معنایی ندارد.

سیاستگذاری‌های غلط حکمرانی منابع آب کشور، سدسازی بی‌رویه، پروژه‌های غیرکارشناسی انتقال آب از کارون به فلات مرکزی و بارگذاری بیش‌ازحد روی رودخانه کارون در چند دهه اخیر قدرت پس‌زدن آب شور دریای خلیج‌فارس را از رودخانه بهمنشیر گرفته است. پیشروی آب شور در چند دهه اخیر خسارت‌ بسیار زیادی به بار آورده که متأسفانه نسل‌کشی و مرگ سه میلیون نفر نخل شاهدی بر این مدعاست.

این رودخانه مهم و راهبردی بخشی از آب شرب مردم آبادان و خرمشهر را تأمین می‌کند؛ چراکه طرح آبرسانی غدیر به پایداری شبکه آب شرب این دو شهرستان منتهی نشد. همچنین، نفس‌های آخر و حیات دو میلیون نفر نخل باقیمانده از شش میلیون نفر در دهه ۷۰ و ۳۲ هزار هکتار اراضی زراعی و باغی به بهمنشیر وابسته است. علاوه‌برآن، صنایع مهمی همچون پالایشگاه آبادان که یک‌چهارم سوخت کشور را تأمین می‌کند، متکی به این رودخانه است. حالا آب این رودخانه مهم چنان شور شده که گفته می‌شود از آب خلیج‌فارس هم شورتر است. 


به‌نظر شما دلیل اصلی این اتفاق چیست؟

به‌نظر من، سوء‌مدیریت در حکمرانی منابع آب کشور دلیل اصلی است. کل نیازهای آبی آبادان و خرمشهر در حوزه‌های شرب، صنعت و کشاورزی صد مترمکعب بر ثانیه است؛ یعنی سالانه تقریباً سه میلیارد مترمکعب. چگونه با وجود ۲۳ میلیارد مترمکعب حجم مخازن سدهای خوزستان نتوانستند صد مترمکعب بر ثانیه به این دو شهر مهم و استراتژیک برسانند؟ اگر مدیریت صحیحی وجود داشت حتی در شرایط خشکسالی همانند سال ۹۷ و سال جاری، امکان تأمین حقابه آبادان و خرمشهر وجود داشت و دارد. 

سوء‌مدیریت و سیاستگذاری غلط سبب شده‌ است تنها قربانی خشکسالی فقط مردم آبادان و خرمشهر باشند، زیرا همه مصرف‌کنندگان مجاز و غیرمجاز در مسیر منتهی به آبادان و خرمشهر، آب مورد نیاز خود را تمام و کمال برداشت می‌کنند. اگر خشکسالی است باید برای همه خشکسالی باشد. اما می‌بینیم در اوج خشکسالی شرکت‌های کشت‌وصنعت نیشکر چهار میلیارد مترمکعب آب مورد نیاز خود را برداشت می‌کنند، بدون اینکه کوچکترین ملاحظه‌ای برای آبادان و خرمشهر داشته باشند و هیچ‌کس آنها را بازخواست نمی‌کند.

به‌نظر می‌رسد مسئولان مربوطه به سراغ راه‌حل سازه‌ای رفته و راهکار جلوگیری از پیشروی آب شور دریا را در احداث سه سد در منطقه دانسته‌اند و سدهای مذکور با پیشرفت فیزیکی قابل‌توجهی در حال احداث است. این درحالی‌است که طرح سدهای سه‌گانه مشکلات متعددی دارد و برای همه نمایان شده است.

وقتی آبی به آبادان و خرمشهر نرسد و حقابه رودخانه بهمنشیر تأمین نشود، این سدها عملاً نمی‌تواند کاربردی داشته باشند. همه مشاهده کردند امسال با وجود اینکه سد مارد کاملاً بسته است، شوری در دریاچه سد مارد به ۱۲ هزار میکرو موس رسیده و این میزان شوری ۱۳ برابر حد مجاز شرب و سه برابر آستانه تحمل نخیلات و برای صنعت نیز مشکل‌ساز است. 

بنابراین، راهکار اساسی نجات رودخانه بهمنشیر در مرحله اول مدیریت منابع آب است، اما تاکنون فکری به حال مدیریت منابع آب به‌ویژه در مسیر منتهی به آبادان و خرمشهر نشده است.


از دیدگاه شما راه‌حل رفع این مشکلات چه می‌تواند باشد؟

ما در چهار سال اخیر یک کارگروه تخصصی متشکل از متخصصان آبادان و خرمشهر تشکیل دادیم و به نقد و بررسی سدهای سه‌گانه بهمنشیر در تمام حوزه‌های فنی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و پدافندی پرداختیم. مطالعات خود را که نتیجه سال‌ها زحمت است، جمع‌آوری و در حضور «علی‌اکبر محرابیان»، وزیر نیرو سابق، مطرح کردیم. او برای صحت‌سنجی و راستی‌آزمایی صحبت‌های ما یک تیم داوری یا پانل فنی از اساتید برجسته حوزه آب کشور تشکیل داد که اتفاقاً «عیسی بزرگ‌زاده»، سخنگوی صنعت آب کشور، مسئول تشکیل آن بود. 

تیم داوری تمام مطالعات قبل و بعد از انقلاب را بررسی و تمام گزارشات تکمیلی ارسالی سازمان آب‌وبرق را مطالعه کرد و همچنین بازدید میدانی سه‌روزه از منطقه داشت. درنهایت در ۳۰ خردادماه ۱۴۰۱ در جلسه‌ای رسمی با حضور همه مدیران وزارت نیرو اعلام کردند طرح سدهای سه‌گانه برای جلوگیری از پیشروی آب شور مشکلات متعددی دارد، تبعات زیست‌محیطی زیانباری به‌همراه خواهد داشت و آبادان و خرمشهر را با چالش‌های بیشتری مواجه خواهد کرد. اما سازمان آب و برق خوزستان و مدیران وزارت نیرو اعتنایی به‌ نظر کارشناسی تیم داوری که انتخاب خودشان بود، نکردند و به کارهای اشتباه خود، حتی بدون یک دقیقه توقف، ادامه دادند.


چرا این رویه ادامه پیدا کرد؟

عیسی بزرگ‌زاده به‌عنوان مسئول تشکیل تیم داوری یا پانل فنی از تمام این ماجراها اطلاع دارد، اما در کمال تعجب در ۳۱ تیرماه سال جاری در مصاحبه‌ خبری، آمار متفاوتی ارائه دادند. درحالی‌که باید حقیقت گفته می‌شد که طرح‌های وزارت نیرو به‌دلایل مشکلات فنی و کمبود اعتبارات با کندی پیش می‌رود. 

امروز مسئولان از کدام طرح‌های نجات آبادان می‌گویند؟ از همان سد سلولی ابتدای رودخانه بهمنشیر که در سال ۹۷ در حضور آقای اردکانیان، وزیر نیروی وقت، با کلی تبلیغ افتتاح شد، ولی تا الان به‌دلیل مشکلات فنی باز و بسته نمی‌شود و رودخانه را نابود کرده است. از سدهایی که مطالعات زیست‌محیطی ندارند. از سدهایی که هیچ‌گونه راهکاری برای تردد ماهی‌ها و آبزیان در آنها لحاظ نشده و بسیاری از مشکلات دیگر که در این مختصر نمی‌گنجد. 

در ادامه مسئولین سازمان آب‌وبرق خوزستان در مصاحبه‌ای مقصر را افراد دیگری دانستند و به منتقدان علمی تاختند و با صحبت‌های خلاف واقع، توپ را در زمین مردم انداختند. آن‌هم مردمی که نواقص و مشکلات فنی طرح‌های وزارت نیرو و چالش‌های زیست‌محیطی ناشی از آن را به‌صورت علمی اثبات کرده‌اند؛ اما هیچ مسئولی جدی نگرفت.

آنچه امروز در سازمان آب‌وبرق خوزستان جریان دارد، بیش از آنکه اختلاف‌نظر فنی باشد، نشانه‌ای از بحران عمیق مدیریت و گریز از پاسخگویی است. وقتی هیئت کارشناسی منتخب خود سازمان آب و برق خوزستان به‌صراحت ایرادهای فنی پروژه‌ سدهای بهمنشیر را تأیید می‌کند، اما همان سازمان ترجیح می‌دهد به‌جای اصلاح، به حربه‌ تخریب منتقدان، وارونه‌نمایی حقیقت و برچسب‌زنی متوسل شود، دیگر نمی‌توان این وضعیت را سوءتفاهم نامید؛ این یک الگوی سیستماتیک برای فرار از مسئولیت است. وقتی نظر جامعه محلی، دانشگاهیان، کمیسیون‌های تخصصی مجلس و حتی نهادهای بین‌المللی شنیده نمی‌شود، پرسش بنیادین این است: پس چه کسی و کدام معیار باید خطاها را به شما یادآوری کند؟ به‌هرحال، حقیقت دیر یا زود راه خود را پیدا می‌کند و آن روز، جایی برای فرار از مسئولیت باقی نمی‌ماند.


تبعات زیست‌محیطی و دیگر نواقص احداث این سدها چیست؟

ازدست‌دادن ۱۲ کیلومتر از بازه طبیعی کارون در سرزمین خودمان؛ قطع جریان طبیعی کارون به بهمنشیر؛ قطع پدیده منحصربه‌فرد جزر و مد؛ تبدیل یک رودخانه طبیعی به یک حوضچه و خطر گندابی شدن آن؛ قطع مسیر تردد ماهی‌ها و آبزیان؛ اختلال در روند آبیاری و زهکشی طبیعی نخلستان‌های دو طرف بهمنشیر؛ وابسته‌کردن آب آبادان به ایستگاه پمپاژ؛ ایستگاهی که عمر مفید آن تمام شده و با صرف هزینه و انرژی هنگفت به‌هیچ‌وجه قادر به تأمین آب پایدار برای آبادان و خرمشهر نیست؛ مسائل پدافندی، تبعات زیست‌محیطی و بسیاری از مشکلات دیگر که در آینده نه‌چندان دور برای همه نمایان می‌شود. اما شاید فرصتی برای جبران به وزارت نیرو ندهد و ما یک رودخانه طبیعی جزر و مدی را که یکی از میراث‌های گران‌بهای طبیعی است، از دست بدهیم؛ هرچند الان هم چیزی از رودخانه باقی نمانده. زمان بهترین قاضی است و در آینده نه‌چندان دور همه‌چیز روشن خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *