بهبهانه روز گرامیداشت زن
مادران را زیر بار هستی له میکنید!
۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۱۲
امسال هم جشن روز مادر پر بود از تعابیر غلوآمیز و مفاهیم بزرگی که در گروههای مجازی، چتها و شبکههای اجتماعی بازنشر میشد و در ارسال سریع و زودتر آن رقابتی بیوقفه در جریان بود.
با نهایت احترام به جایگاه مادر و زن، آیا کارکردش این القاب بزرگ و دهان پرکن، بیشتر در ایجاد محذوریت اخلاقی برای زنان نیست؟ چند زن بعد از دریافت آنهمه تبریک و تأکید بر ازخودگذشتگی، مادران میتوانند بگویند امروز خستهام یا غذا از بیرون بگیرید یا جناب همسر غذایی آماده کند؟
با اینهمه القاب و تعابیر دهان پرکن میتوان گفت کمخوابی دارم و نیاز به خواب بیشتر! و مسئولیت سر زدن به نوزاد و تعویض پوشک و درست کردن شیرخشک در نیمهشب را جناب همسر برعهده بگیرد و نظایر این موقعیتها؟
وقتی در جشن روز مادر بار مدیریت جهان هستی را روی دوش زن میگذارید، او نمیتواند به احساسات انسانیاش اجازه بروز بدهد؛ به احساس غم و اندوهی که هر انسانی ممکن است در دورهای آن را تجربه کند. به تمایل آزادی روح و اندیشهاش به خلقها و هیجانهای منفی و مثبتش.
اصلاً چرا راه دور برویم، اگر در همین روز مادری که پشت سر گذاشتیم، خانه زنی بههمریخته بوده، سینکش پر از ظرف نشسته و لباسها در سبد رخت چرک تلنبار شده بود، چند شوهر و فرزند بابت نداشتن لیوان تمیز و جوراب مرتب گلایه نکرده و بدتر از آن، دعوا راه نینداختهاند؟
اینکه روز مادر و زن را گرامی بداریم، صحیح و درست، اما آیا این روز را برای نفس حضور و بودنشان جشن میگیریم یا او را بههمراه مخلفاتش محق قدردانی میدانیم؟ اگرچه برخی زنان اصلاً بین خود و ذات وجودشان با مسئولیتهایی که در نقش زنانگی و مادری و همسری برعهدهشان قرار گرفته، وجه تمایزی نمیبینند و این دقیقاً همان نقطهای است که باید به آن آگاه بود.
اساساً به زنان تنها برای پذیرش نقشهایشان آموزش داده میشود {آنهم نیمه و نصفه} نه بهعنوان موجودی انسانی که باید از خود مراقبت کند، به خود احترام بگذارد و اگر وظیفهای را انجام نداده، سرزنش نکند. بهعنوان مثال، زنان مجردی که بهنظر میرسد سن ازدواجشان گذشته و گزینهای برای تأهل ندارند، چقدر از خود مراقبت میکنند یا خود را سرزنش میکنند؟ یا زن متأهلی که به هر دلیلی فرزندی ندارد، چقدر خودسرزنشگری میکند؟ آیا پاسخ اینها در نکتهای غیر از این است که ما یاد نمیگیریم خود را بهعنوان انسان دوست بداریم و تنها با خوب انجامدادن نقشهایمان است که خود را مستحق دوست داشتن میدانیم؟!
هر زنی بهعنوان یک انسان حق یک پیادهروی با آرامش و باشگاه رفتن و غذا خوردن بیدغدغه و دریافت محبتهای انسانی را دارد. اگرچه در شرایطی زندگی میکنیم که مردان زیادی هم متأسفانه بهعنوان یک کارگر پنداشتهشده و در حال کار و کار و کار هستند، اما تأکید بر جایگاه یک نقش منافاتی بر جایگاه دیگری ندارد. اتفاقاً زنی که بتواند جایگاه انسانی خود را به رسمیت بشناسد، به طرف مقابل خود هم جایگاه انسانی میدهد؛ نه آنکه او را یک کارگر و عابربانک بداند.
اتفاقاً در مقابل مردان و حتی فرزندانی که تماموقت در حال نقد عملکرد زن خانه هستند و انتظار بهترین غذا و تمیزترین نشیمنگاه را دارند، باید پرسید آیا آنها هر روز بالاترین بهرهوری و کیفیتشان را در محیط کار دارند؟ آیا یک کارمند آقا هر روز بهترین عملکرد را از خود نشان میدهد؟ یک آقای مغازهدار هر روز بهترین فروش و بالاترین سود را میبرد؟ طبیعی است که جواب همه اینها منفی است. پس، میتوان به زنان حق داد که روز یا روزهایی کار خانهشان عقب بیفتد، آنقدر که بقیه انتظار دارند سرحال نباشند، تمایل داشته باشند لباس راحتتری در خانه بپوشند و زودتر بخوابند و دیرتر بیدار شوند.
هدف تمام گرامیداشتها این است که نفس حضور زنان و مادران، گرامی داشته شود که در نبودشان ستونهای هر خانه و خانوادهای فرو میریزد، اما این نقش را نباید به شستوشو و رُفت و روب فروکاست. با کلمات قلنبه و سلنبه او را زیر بار هستی له نکنیم و به مادران اجازه دهیم مانند یک انسان، خلقیات خود را داشته و با فرشته روی زمین خواندنشان آنها را مجبور به بازی در نقش همیشه مهربان نکنیم؛ تا وقتی کمی سختگیرانه برخورد کردند، عذاب وجدان نابودشان نکند، وقتی غذای ساده و حاضری آماده کردند خود را برای خرید نکردن بهموقع و مدیریت ناصحیح بودجه خانواده و… سرزنش نکنند.
خانه هتل نیست که همیشه مرتب باشد و آشپزخانه خانه هم رستوران نیست که همیشه غذاهایش رنگارنگ باشد؛ برخلاف تصویری که اینفلوئنسرهای اینستاگرامی میسازند و خانه همیشه برق میزند و فوتوفن غذاهای متنوعی را بلدند، دسرهای رنگارنگ جلوی خانواده همسر میگذارند تا چشمشان درآید. نه، زندگی چیز دیگری است و مادری و همسری شئون دیگری دارد. یاد بگیریم مادران و زنان را بهخاطر وجودشان گرامی بداریم و آنچه انجام میدهند، همه لطف است و بزرگی، نه وظیفه سازمانی.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید