بی‌اطلاعی کارشناسان از سند جنگلداری زاگرس





بی‌اطلاعی کارشناسان از سند جنگلداری زاگرس

۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۶

سند «جنگل‌داری اجتماعی زاگرس» ماه‌ها است که به بحث اصلی‌ مدیریت زاگرس تبدیل شده است. در تازه‌ترین رویداد مرتبط، نشستی در شهرکرد برگزار شد تا تشکل‌های مردم‌نهاد استان‌های زاگرس‌نشین این سند را بررسی و نقد کنند. فضای گفت‌وگو در این نشست، به‌همراه مباحثی که در شبکه‌های اجتماعی و میان گروه‌های تخصصی شکل گرفت، من و جمعی از همکاران را به این نتیجه رساند که لازم است یک پژوهش نظام‌مند انجام دهیم. هدف ما گردآوری و تحلیل دیدگاه‌ گروه‌های مختلف ذی‌نفعان از جمله بخش آموزش و تحقیقات، کنشگران و نیروهای اجرایی بود. 

در فرایند گردآوری داده‌ها، با موضوعی مواجه شدیم که ما را نسبت به سرنوشت این سند و آینده مدیریت زاگرس نگران کرد. ما از طریق تماس مستقیم و غیرمستقیم با کارشناسان ادارات کل و شهرستان‌های واقع در زاگرس تلاش کردیم از طریق یک پرسش‌نامه، نظر آنان را نسبت به سند جمع‌آوری کنیم. اما پاسخ‌های  که دریافت شد، بیش از آنکه داده پژوهشی باشند، نشانه‌ای از یک بحران ساختاری در سازوکار اطلاع‌رسانی و مشارکت سازمانی بود. پاسخ‌هایی مانند «اولین‌بار است که از شما می‌شنوم»، «ما چون استان پایلوت نیستیم سند را نخوانده‌ایم»، «سند را ندیده و نخوانده‌ام»، بارها و بارها تکرار شد؛ آن‌هم از سوی کارشناسانی که در آینده قرار است اجرای سند توسط آنها انجام شود. 

نکته تأسف‌بار زمانی آشکارتر می‌شود که به یاد آوریم از ابتدای سال جاری، در چارچوب همایش بین‌المللی زاگرس، پنل‌های تخصصی متعددی در تهران و چند استان زاگرس‌نشین برگزار شد. در بسیاری از این پنل‌ها، مدیران کل یا معاونان فنی ادارات کل حضور داشتند و حتی در نشست شهرکرد نیز نمایندگان رسمی استان‌ها شرکت داشتند. اما این حضور گسترده در سطح مدیریت میانی و عالی، ظاهراً هیچ ضمانتی برای انتقال اطلاعات، شکل‌گیری گفت‌وگوی سازمانی، یا تسهیم دانش و نظرات کارشناسی در درون بدنه دستگاه‌های اجرایی ایجاد نکرده است. 

این پرسش کلیدی را نمی‌توان نادیده گرفت که چگونه ممکن است کارشناسانی که قرار است این سند را مبنای برنامه‌ریزی و مدیریت آینده زاگرس قرار دهند، از وجود آن بی‌خبر یا حداقل کم‌اطلاع باشند؟ آیا حضور مدیران و معاونان در نشست‌ها صرفاً جنبه تشریفاتی دارد و مانند یک تکلیف اداری، بدون پیگیری‌ و برنامه‌مندی انجام می‌شود؟ اگر این جلسات کارکرد واقعی داشت، انتظار می‌رفت خروجی هر پنل در سطح استان‌ها به بحث گذاشته شود، نظرات کارشناسان جمع‌آوری شود و این بازخوردها در اصلاح سند مورد استفاده قرار گیرد. 

ریشه این وضعیت چیست؟ آیا کارشناسان و نیروهای صف نسبت به تأثیرگذاری دیدگاه‌هایشان بی‌اعتماد شده‌اند و امیدی به دیده‌شدن نظرات خود در اصلاح سند ندارند؟ یا اینکه نوعی بی‌تفاوتی نسبت به اسناد بالادستی در بدنه سازمان شکل گرفته است؟ هر یک از این دلایل به‌تنهایی می‌تواند زنگ خطری جدی برای موفقیت سند باشد. برایند این مشاهدات نشان می‌دهد سند جنگلداری اجتماعی زاگرس، پیش از آنکه بتواند در عرصه اجرا یک فرایند مشارکتی برای نجات زاگرس ایجاد کند، هنوز نتوانسته است در درون ساختارهای سازمان متولی جنگل نفوذ کند. نبود ارتباطات درون‌سازمانی، سازوکارهای اطلاع‌رسانی ناکارآمد، مشارکت‌گریزی یا مشارکت‌ناپذیری بدنه کارشناسی و فقدان یک نظام بازخورد مؤثر همگی بیانگر این است که مسیر طراحی تا اجرا در این سند دچار یک گسست جدی است. 

تا زمانی که سند حتی در ساده‌ترین مرحله ناکام بماند، نمی‌توان انتظار داشت در مراحل پیچیده‌تر، مانند تسهیل اجتماعی، مشارکت محلی و اجرای میدانی، عملکرد موفقی داشته باشد. یک سند مشارکتی زمانی معنا پیدا می‌کند که ابتدا در درون سازمان مشارکت ایجاد شود. اگر حلقه کارشناسان که ستون فقرات سازمان‌اند، از فرایند اطلاع، گفت‌وگو و تصمیم‌سازی حذف شوند، نمی‌توان انتظار داشت جوامع محلی، تشکل‌ها و ذی‌نفعان بیرونی به یک فرایند مشارکتی واقعی دعوت شوند. 

اگر قرار است سند جنگل‌داری اجتماعی زاگرس به‌عنوان چارچوبی برای مدیریت آینده زاگرس عمل کند، نخستین گام ضروری، بازطراحی کامل سازوکار ارتباطات سازمانی، فعال‌سازی کانال‌های آموزش و ترویج، و ایجاد یک نظام شفاف برای جمع‌آوری و اعمال بازخورد کارشناسان است. بدون این اصلاحات بنیادی، خطر آن وجود دارد که سند جنگلداری اجتماعی زاگرس به‌جای آنکه محرک یک تحول مدیریتی باشد، به سندی نمادین و فاقد کارکرد تبدیل شود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *