آتش‌سوزی‌ها، سیلاب‌ها و خشکسالی‌ها، واکنش زمین به بی‌تعادلی‌های عملکرد ماست

طبیعت با قانون عمل می‌کند، نه احساس

آتش‌سوزی‌های پی‌درپی در جنگل‌های هیرکانی، زاگرس، ارسباران یا سایر مناطق ایران، بیش از آنکه نشانه خشم طبیعت باشند، نشان‌دهنده ازدست‌رفتن تعادل اکولوژیک‌اند





طبیعت با قانون عمل می‌کند، نه احساس

۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۵

«طبیعت قصد انتقام گرفتن از ما را ندارد.» «علی قمی اویلی»، متخصص اکولوژی و میراث طبیعی معتقد است طبیعت، همانند هر سامانه پویا و حساس، وقتی با فشار بیش از ظرفیت روبه‌رو می‌شود، رفتارهای جبرانی از خود بروز می‌دهد؛ رفتاری که گاه در قالب سیلاب، خشکسالی، ریزگرد، فرسایش خاک، آتش‌سوزی یا تغییراقلیم مشاهده می‌شود. او در یادداشتی که برای «پیام ما» ارسال کرده، با برشمردن وضعیت تالاب‌ها، رودخانه و... نتیجه گرفته که راهکار،‌ نه سرزنش طبیعت، بلکه اصلاح رفتار انسان و نخستین گام برای سازگاری، مدیریت پایدار و حفاظت از سرزمین است.

این تصور که طبیعت از انسان انتقام می‌گیرد، بیشتر یک تعبیر احساسی و ادبی است تا یک واقعیت علمی. آنچه در برابر ما قرار دارد، نه موجودی خشمگین و اراده‌مند، بلکه سامانه‌ای عظیم و پیچیده است که برپایه قوانین محیط‌زیستی، فیزیکی و شیمیایی واکنش نشان می‌دهد. طبیعی‌‌ترین و دقیق‌‌ترین توصیف این است که طبیعت، همانند هر سامانه پویا و حساس، وقتی با فشار بیش از ظرفیت روبه‌رو می‌شود، رفتارهای جبرانی از خود بروز می‌دهد؛ رفتاری که گاه در قالب سیلاب، خشکسالی، ریزگرد، فرسایش خاک، آتش‌سوزی یا تغییراقلیم مشاهده می‌شود. این رخدادها نه از جنس خشم هستند و نه به‌معنای مجازات؛ تنها واکنش‌هایی قابل اندازه‌گیری و پیش‌بینی‌اند که ریشه در اختلالات ایجادشده توسط فعالیت‌های انسانی دارند. اگر به سازوکارهای طبیعت دقیق شویم، درمی‌یابیم زمین برپایه مجموعه‌ای از چرخه‌ها و پیوندهای فیزیکی، زیستی و شیمیایی کار می‌کند؛ چرخه آب، چرخه کربن، چرخه نیتروژن، تبادل انرژی میان جو و اقیانوس‌ها، حرکت بادها، پویایی جنگل‌ها و هزاران فرایند دیگر. وقتی یکی از این حلقه‌ها دچار اختلال شود، کل سامانه برای رسیدن به تعادل جدید مجبور می‌شود واکنش نشان دهد. خشک‌شدن یک تالاب، فرونشست زمین، سیلاب ناگهانی یا آتش‌سوزی‌های گسترده رفتاری احساسی از سوی طبیعت نیست؛ پیامد منطقی مجموعه‌ای از فشارها و بی‌تعادلی‌هایی است که به آن تحمیل کرده‌ایم.

برای مثال، اگر پوشش گیاهی در دامنه‌ها نابود شود، باران دیگر فرصت نفوذ به خاک را پیدا نمی‌کند و به رواناب تبدیل می‌شود که درنهایت به سیلاب‌های ویرانگر می‌انجامد. این واکنش ساده و مستقیم طبیعت است؛ نه انتقام و نه هشدار ماورایی. همان‌طورکه اگر سطح گازهای گلخانه‌ای افزایش یابد، میانگین دمای زمین بالا می‌رود، الگوی بارش‌ها به‌ هم می‌ریزد و موج‌های گرما تشدید می‌شود. سیستم اقلیم زمین نمی‌تواند انرژی اضافی را بدون اثر نگه دارد؛ بنابراین با بازتوزیع خشونت‌‌آمیز گرما در قالب پدیده‌های حدی واکنش نشان می‌دهد. آنچه در سال‌های اخیر مشاهده می‌کنیم، از موج‌های گرمای کشنده تا بارش‌های سیل‌آسا و کاهش بارش برف، همه واکنش طبیعی سامانه اقلیم به اختلالاتی است که انسان در آن ایجاد کرده است.

جنگل‌ها یکی دیگر از بخش‌هایی است که واکنش‌های طبیعت در آنها به‌‌وضوح قابل‌مشاهده است. جنگل‌ها برای پایداری نیازمند حداقل سطح رطوبت، تنوع گونه‌ای و چرخه‌های طبیعی‌اند. هنگامی که این عناصر بر اثر تغییر کاربری، چرای بی‌رویه، برداشت غیراصولی، خشکسالی یا فشارهای انسانی آسیب می‌بینند، جنگل به وضعیت‌های ناپایدار مانند آتش‌سوزی‌های گسترده یا خشکیدگی پیش‌رونده وارد می‌شود. آتش‌سوزی‌های پی‌درپی در جنگل‌های هیرکانی، زاگرس، ارسباران یا سایر مناطق ایران، بیش از آنکه نشانه خشم طبیعت باشند، نشان‌دهنده ازدست‌رفتن تعادل اکولوژیک‌اند. کاهش رطوبت خاک، انباشت پوشش خشک و افت شدید توان باززایی درختان زمینه را برای کوچک‌ترین جرقه فراهم می‌کند و آتش با سرعتی فراتر از توان مهار گسترش می‌یابد. واکنش دومینویی طبیعت در چنین شرایطی از جنگل به خاک، از خاک به رودخانه‌ها و از آنجا به سکونتگاه‌های انسانی منتقل می‌شود.

تالاب‌ها حساس‌ترین بخش زیست‌بوم‌های کشور هستند و واکنش آنها به فشارهای انسانی بسیار سریع و گاه برگشت‌ناپذیر است. وقتی ورودی آب یک تالاب کاهش یابد، وقتی برداشت از سفره‌های زیرزمینی بیش‌ازحد شود یا هنگامی که مسیر رودخانه‌ها برای توسعه‌های عمرانی تغییر کند، تالاب وارد مرحله فرسودگی می‌شود. خشک‌شدن بستر، افزایش شوری، تولید کانون‌های گردوغبار، نابودی پرندگان مهاجر، کاهش ماهیان و آتش‌سوزی‌های سطحی پیامدهای طبیعی این بی‌تعادلی‌اند. تالاب‌های بختگان، گاوخونی، میانکاله، کمجان و هورالعظیم نمونه‌هایی روشن از این واکنش هستند؛ واکنشی که نشان می‌دهد هر زیست‌بومی ظرفیت تحمل معینی دارد و تجاوز از آن ظرفیت، بلافاصله با پیامدهای شدید پاسخ داده می‌شود.

رودخانه‌ها نیز همین منطق را دنبال می‌کنند. زمانی که بستر رودخانه با ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه اشغال می‌شود یا مسیر جریان آب به‌وسیله سدسازی‌های متعدد و برداشت‌های غیرمجاز مختل می‌شود، طبیعت در قالب سیلاب‌های شدید، گل‌آلود شدن آب، نابودی زیستگاه‌های آبی و کاهش تنوع گونه‌ای واکنش نشان می‌دهد. بسیاری از سیلاب‌های مخرب سال‌های اخیر در کشور، نتیجه مستقیم بستن مسیرهای طبیعی آب، حذف پوشش گیاهی حوزه آبخیز و کاهش نفوذپذیری خاک بوده است. در اینجا نیز هیچ عنصر انتقام‌جویانه‌ای وجود ندارد؛ تنها مجموعه‌ای از روابط علمی و قابل‌تحلیل درباره رفتار آب و خاک که ما آن را نادیده گرفته‌ایم.

خاک شاید ساکت‌ترین بخش طبیعت باشد، اما واکنش‌های آن گاه جدی‌تر و عمیق‌تر از سایر بخش‌هاست. فرسایش شدید، کاهش مواد آلی، شوری، آلودگی صنعتی یا کشاورزی و تغییر کاربری مکرر، از جمله عواملی‌اند که خاک را از وضعیت زنده به وضعیت فروپاشیده منتقل می‌کنند. فرونشست زمین در دشت‌هایی مانند اصفهان، ورامین، مهیار، رفسنجان، کرمان، مشهد و حتی بخش‌هایی از خوزستان و یزد، نشان می‌دهد خاک چگونه به برداشت بی‌رویه آب واکنش نشان می‌دهد. وقتی سفره‌های زیرزمینی تخلیه می‌شوند، ساختارهای زمین قابلیت تحمل وزن خود را از دست می‌دهد و سطح زمین فرو می‌نشیند؛ فرایندی که می‌تواند صدها سال غیرقابل‌جبران باشد. این پدیده یکی از بارزترین نمونه‌های واکنش طبیعی زمین در برابر بهره‌برداری ناپایدار است و ماهیت دقیق آن علمی، قابل مدل‌سازی و کاملاً قابل‌ اجتناب بوده است.

در حوزه تنوع‌زیستی نیز طبیعت واکنش‌های خاموش، اما بسیار جدی از خود نشان می‌دهد. هر گونه گیاهی و جانوری نقشی خاص در شبکه حیات دارد و حذف هر کدام، یک زنجیره از کارکردهای اکولوژیک را مختل می‌کند. شکار غیرمجاز، ازبین‌رفتن زیستگاه‌ها، آلودگی‌ها، تغییراقلیم و توسعه‌های بی‌رویه باعث شده‌اند ذخیره ژنتیکی بسیاری از گونه‌ها کاهش یابد یا به مرز نابودی برسد. کاهش جمعیت گوشتخواران بزرگ، افت حضور پرندگان مهاجر در تالاب‌ها، کم‌شدن پوشش گیاهی بومی و افزایش گونه‌های مهاجم، همه نتیجه واکنش شبکه حیات به فشارهای انسانی هستند. تنوع‌زیستی با حذف هر گونه ضعیف‌تر می‌شود و مقاومت اکوسیستم در برابر اختلالات آینده کاهش می‌یابد؛ این همان معنا و ماهیت واکنش طبیعت است. واکنش‌های طبیعت قابل تحلیل، قابل مدل‌سازی و قابل مدیریت‌اند؛ اگر آنها را با زبان احساسات توصیف کنیم، امکان برنامه‌ریزی مبتنی‌بر داده و تصمیم‌گیری علمی تضعیف می‌شود.

در مقابل، پذیرش این واقعیت که طبیعت واکنش نشان می‌دهد، ما را به‌سمت مدیریت پایدار و تصمیم‌گیری مسئولانه هدایت می‌کند. اگر بدانیم ریشه سیلاب‌ها در تخریب پوشش گیاهی و تجاوز به بستر رودخانه است، اگر دریابیم فرونشست نتیجه مستقیم برداشت بی‌رویه آب است و اگر بپذیریم آتش‌سوزی جنگل‌ها محصول ترکیب خشکسالی، مدیریت ضعیف و تغییرات اکولوژیک است، آنگاه سیاست‌ها و اقدامات اصلاحی نیز دقیق‌تر و مؤثرتر خواهند شد. در چنین رویکردی، محور اصلی نه سرزنش طبیعت، بلکه اصلاح رفتار انسان است.

کاهش واکنش‌های شدید طبیعت تنها با مدیریت خردمندانه ممکن است. جلوگیری از تخریب جنگل‌ها، احیای تالاب‌ها، کنترل برداشت آب‌های زیرزمینی، توسعه انرژی‌های پاک، تقویت نظام مدیریت حوزه آبخیز، حفاظت جدی از تنوع‌زیستی، پایش مداوم مخاطرات اقلیمی و ارتقای آموزش‌های محیط‌زیستی از جمله اقداماتی است که می‌تواند شدت واکنش‌های زیست‌بوم را کاهش دهد. هر یک از این اقدامات نه‌تنها از بروز بحران جلوگیری می‌کند، بلکه تاب‌آوری طبیعی سرزمین را افزایش می‌دهد؛ تاب‌آوری‌ای که امروز در بسیاری از مناطق کشور به‌شدت کاهش یافته است.

سرانجام باید گفت طبیعت آیینه‌ای دقیق از رفتارهای ماست. هرجا زخم زده‌ایم، طبیعت با واکنش‌های اکولوژیک پاسخ داده است. هرجا تعادل را برهم زده‌ایم، سامانه‌های طبیعی در پی برقراری تعادل جدید رفتارهایی از خود بروز داده‌اند که گاه برای انسان ناخوشایند و خطرناک بوده است. سیلاب‌ها، ریزگردها، خشکسالی‌ها، فرونشست‌ها و آتش‌سوزی‌ها زبان طبیعت‌اند؛ زبانی بی‌احساس اما دقیق که پیام مشترکی را منتقل می‌کنند: بازگشت به تعادل. اگر این پیام را بشنویم و به آن توجه کنیم، آینده‌ای قابل‌زیست‌تر خواهیم ساخت و اگر آن را نادیده بگیریم، واکنش‌های طبیعت شدیدتر، سریع‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر خواهد شد. یادگیری این حقیقت که طبیعت با قانون عمل می‌کند نه احساس، نخستین گام برای سازگاری، مدیریت پایدار و حفاظت از سرزمین است؛ گامی که هرچه زودتر برداشته شود، فرصت بیشتری برای ترمیم زخم‌های واردشده به زمین باقی خواهد ماند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق