مالکیت بدون اختیار، نمونه‌ای از خشونت پنهان





مالکیت بدون اختیار، نمونه‌ای از خشونت پنهان

۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۲۳

«لیلا»، زن ۳۵ساله، در شهری متوسط زندگی می‌کند. زندگی‌اش ظاهراً آرام و مرفه است: خانه‌ای مرتب، لباس‌هایی خوب، ساعت و وسایل شخصی که بسیاری از زنان آرزویشان را دارند. اما در باطن، لیلا هر روز با احساس عجیبی از محدود شدن انتخاب‌هایش روبه‌رو است. همسرش اغلب تصمیم می‌گیرد کدام لباس‌هایش را بپوشد، چه عطری استفاده کند و حتی چه زمانی می‌تواند ساعتش را ببندد. وقتی لیلا چیزی را می‌خواهد، ابتدا باید «اجازه» بگیرد.
او مالک تمام این چیزهاست -آن‌ها به‌نام هستند، روی فاکتور اسم او نوشته شده، هدیه‌هایی هستند که به او داده شده‌اند- اما در عمل، اختیار واقعی استفاده از آنها را ندارد. این وضعیت آزاردهنده، آرام و اما مداوم است و لیلا احساس می‌کند در زندگی‌اش ناظر است، نه بازیگر اصلی. در ایتدا این مدل رفتارها آزاردهنده نبود، اما به‌تدریج با رشد فکری لیلا و بازتعریف الگوهای متفاوت خشونت درد و غم عمیقی بر جانش نشست.

تجربه لیلا یکی از نمونه‌های خشونت غیر‌فیزیکی است؛ نوعی خشونت که ضربه فیزیکی ندارد، ولی زیر پوست زندگی روزمره جریان دارد و اختیار فرد را مورد تهاجم قرار می‌دهد.

ماده ۱ اعلامیه رفع خشونت علیه زنان مصوب ۱۹۹۳: خشونت علیه زنان عبارت است از هر فعل خشونت‌بار مبتنی‌بر جنسیت که به آسیب‌دیدگی یا رنج جسمانی یا روانی یا جنسی زنان منتهی می‌شود یا ممکن است منتهی شود. 

 به‌گفته حقوقدانان، خشونت اقتصادی، روانی و رفتاری -وقتی با قصد کنترل همراه باشد- مصداق خشونت است. به‌خصوص در خانواده، این رفتارها بعضاً به‌صورت کنترل مالی (محدود کردن دسترسی به پول یا اموال)، محدود کردن آزادی تصمیم‌گیری در پوشش، استفاده از وسایل شخصی یا تعیین مداوم «چیزهایی که زن اجازه دارد یا ندارد»، نمود پیدا می‌کنند.
در محیط کار نیز خشونت روانی می‌تواند شکل بگیرد:. توهین، تحقیر، تبعیض رفتاری یا فشار بر زنان در تصمیم‌گیری‌های حرفه‌ای و نابرابری دستمزد، نمونه‌هایی هستند که در مطالعات دیده شده‌اند.
در سطح ساختاری‌تر، خشونت سیستماتیک نیز وجود دارد؛ یعنی مجموعه‌ای از رفتارها در بستر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که به‌طور نهادینه، زنان را در موقعیت نابرابر قرار می‌دهد.
لیلا تنها یک مورد فردی نیست، وضعیت او نمایانگر یک پدیده بزرگ‌تر است؛ خشونتی که درون چارچوب خانه و روابط خصوصی شکل می‌گیرد، ولی ریشه در نابرابری اجتماعی دارد.

 در فقه امامیه یکی از اصول مهم در بحث مالکیت، روایت منسوب به امام جعفر صادق (ع) است: «مَنِ استَولَى على شَیءٍ مِنهُ فَهُوَ لَهُ: کسی که بر چیزی تسلط یابد، آن چیز از آن اوست.»*
این روایت، وقتی با تجربه لیلا به هم پیوند داده می‌شود، معنا پیدا می‌کند: «تسلط» در اینجا فقط مالکیت صوری نیست، بلکه به‌معنای حقیقی قدرت تصمیم‌گیری و استفاده است. اگر کسی مالک چیزی باشد، ولی نتواند آزادانه در آن تصرف کند، تسلط واقعی او مخدوش شده است.
فقها از این روایت نتیجه می‌گیرند مالکیت واقعی زمانی برقرار است که سلطه‌ کامل وجود داشته باشد. در زمینه‌ اموال زنان، این به آن معنی است که زن نه‌تنها صاحب اسمی مال است، بلکه باید اختیار استفاده و تصرف داشته باشد. برخی روایات دیگر نیز بر استقلال مالی زنان تأکید می‌کنند و می‌گویند آنچه از اموال به زن تعلق دارد، متعلق واقعی اوست.
این اصول نشان می‌دهد هر محدود کردن بی‌رویه، حتی با نیت خیر با عدالت و قانون در تضاد است.

 روایت زندگی لیلا نشان‌دهنده چالش عمیقی است: زنان ممکن است مالک اسمی اموال‌ خود باشند، اما در عمل از حق و اختیار استفاده محروم شوند. این وضعیت نه‌تنها بار روانی سنگینی بر آنان تحمیل می‌کند، بلکه به‌شکل خشونتی پنهان در روابط خانوادگی نهادینه شده است.
برای رسیدن به عدالت در ساختار خانواده و جامعه، شناخت این نوع خشونت ضروری است. نیاز داریم به قوانین، آگاهی‌ عمومی و تربیتی که استقلال زنان در اموالشان را به رسمیت بشناسد و از تسلط نامشروع جلوگیری کند.

 

منابع:

قواعد فقه، بخش مدنی، سید مصطفی محقق داماد
اعلامیه رفع خشونت علیه زنان
سمیرا نجفی کشکولی، پرتال جامع علوم انسانی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

ژیلا

مطالب بسیار عالی ‌پربار
ممنون ازاستاد عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *