رابطه بیمارِ مادر و فرزندی فعالان و سازمان محیط‌زیست





رابطه بیمارِ مادر و فرزندی فعالان و سازمان محیط‌زیست

۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۵

در یکی‌دو سال اخیر، نوع رابطه میان سازمان حفاظت محیط‌زیست با کارشناسان و فعالان این حوزه به‌شکل محسوسی تغییر کرده است.

با آمدن مدیریت جدید و حضور شینا انصاری و معاونانش، سازمان پیامی روشن به بدنه‌ کارشناسی و مدنی داد:

درهای سازمان دوباره به روی شما باز است؛ ما گوش شنوا داریم.

این پیام، پس از سال‌ها فاصله گرفتن دولت از جامعه‌ محیط‌زیست، یک فرصت واقعی بود. اما آنچه امروز می‌بینیم این است که بدنه‌ کارشناسی و فعالان محیط‌زیست کمتر از ظرفیت این فرصت استفاده کرده‌اند و رابطه‌ای که می‌توانست حرفه‌ای، مبتنی‌بر نقش‌ها و مسئولیت‌ها و مسئله‌محور باشد، به‌تدریج به رابطه‌ای احساسی، نامتوازن و کودک‌محور تبدیل شده است.

در عمل، انگار رابطه‌ای مادر-فرزندی شکل گرفته:

فعالان چه افراد حقیقی چه گروه‌ها مدام تلاش می‌کنند «دیده شوند» و سازمان نیز تلاش می‌کند نشان دهد «همه را یکسان دوست دارد» و برای هیچ‌کس تبعیض قائل نیست. نتیجه این است که رابطه از مسیر حرفه‌ای خارج و به مسیر تأیید گرفتن و تأیید دادن منحرف شده است.

به همین دلیل، در شبکه‌های اجتماعی و روزنامه‌ها شاهد دو الگوی تکراری هستیم: یا تعریف و تمجید از سازمان، یا گله و شکایت از اینکه چرا فلان موضوع «به‌اندازه کافی دیده نشد».

 

همه اینها نشان می‌دهد رابطه‌ای که شکل گرفته، هرچند از نظر لحن و گفت‌وگو بهتر از گذشته است، اما مبتنی‌بر حل مسئله نیست. این رابطه، در بهترین حالت، ظاهر آرامی ایجاد کرده؛ اما در واقعیت، هیچ‌یک از مشکلات ریشه‌ای را تکان نداده است. 

مثلاً در دنیای حفاظت پرندگان، کشتار پرندگان فریدونکنار کماکان ادامه دارد، جمعیت‌هایی مانند غاز پیشانی‌سفید کوچک در سکوت رو به کاهش‌اند، نحوه صدور مجوزها همچنان مبهم و شخص‌محور است، ذی‌نفعان بسیاری از پروژه‌ها و بحران‌ها شناسایی و تفکیک نشده‌اند، ارتباطات بین‌المللی سازمان به حداقل رسیده، بسیاری از فعالیت‌ها هنوز امنیتی تلقی می‌شوند و در بسیاری از حوزه‌ها اساساً برنامه عملیاتی وجود ندارد. اینها همه نشان می‌دهد به‌رغم آرام‌تر شدن فضای گفت‌وگو، تحول جدی در مسائل ریشه‌ای رخ نداده و بخش بزرگی از مشکلات همچنان دست‌نخورده باقی مانده است.

اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در پایان این دوره مدیریتی، با واقعیتی مواجه شویم که دیر فهمش کنیم؛ مشکلات اصلی همچنان پابرجا مانده‌اند، فقط چند سال درگیر رابطه‌ای احساسی و خوشایند بوده‌ایم و آن زمان، شاید متوجه شویم این «بهبود رابطه» بیش از آنکه نشانه پیشرفت باشد، توهمی آرام و فریبنده بوده است.

محیط‌زیست کشور، بیش از هر چیز، به تقسیم نقش، سیاستگذاری شفاف و پاسخگویی ساختاری نیاز دارد. بهبود ارتباط ارزشمند است، اما تنها وقتی معنا پیدا می‌کند که در میدان واقعی طبیعت نیز چیزی تغییر کرده باشد.

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن