حضور آلاینده سیستماتیک در هوای تهران





حضور آلاینده سیستماتیک در هوای تهران

۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۶

شاید در فضای سیاستگذاری، به خطر ذرات معلق با قطر کمتر از ۲.۵ میکرون یا همان PM2.5 توجه کافی نمی‌شود؛ درحالی‌که بررسی علمی این ذرات نشان می‌دهد با یکی از ترسناک‌ترین عوامل اثرگذار بر سلامت شهری روبه‌رو هستیم. نگارنده سعی دارد در این یادداشت مختصر بیش‌تر به این مسئله پرداخته شود.

PM2.5 در ساده‌ترین تعریف، ذرات جامد یا مایع بسیار ریز معلق در هوا هستند که قطرشان کمتر از ۲.۵ میکرون است؛ اندازه‌ای که آنها را ۳۰ تا ۶۰ برابر کوچک‌تر از قطر یک تار موی انسان قرار می‌دهد. اهمیت این اندازه کوچک در این است که بسیاری از سازوکارهای دفاعی بدن -از موهای بینی و لایه مخاطی گرفته تا سرفه- برای ذرات بزرگ‌تر طراحی شده‌اند. ذرات PM2.5 به‌راحتی از این سدها عبور می‌کنند و خود را به آلوئول‌های(Alveolus) ریه می‌رسانند؛ همان بخشی که تبادل اکسیژن در آن انجام می‌شود. در این مرحله، بخش قابل‌توجهی از ذرات از غشای نازک آلوئولی عبور می‌کنند و وارد جریان خون می‌شوند. این انتقال، نقطه‌ای کلیدی است که نقش PM2.5 را از یک آلاینده محیطی به یک عامل اثرگذار بر فرایندهای داخلی بدن تبدیل می‌کند.

ترکیب این ذرات نیز عامل دیگری برای اهمیت آنهاست. PM2.5 معمولاً از کربن سیاه، فلزات سنگین، سولفات‌ها و نیترات‌ها، ترکیبات آلی حاصل از احتراق ناقص سوخت، گردوغبار معدنی بسیار ریز و حتی میکروپلاستیک‌ها تشکیل می‌شود. کوچک‌بودن ذرات اجازه می‌دهد این ترکیبات با سطح تماس بالا وارد ریه و سپس بافت‌های مختلف شوند. نتیجه مجموعه‌ای از فرایندهای بیولوژیک است که با التهاب آغاز می‌شود، با استرس اکسیداتیو ادامه پیدا می‌کند و درنهایت می‌تواند عملکرد سلول‌ها، رگ‌ها و اندام‌ها را تغییر دهد. به همین دلیل، PM2.5 در دسته آلاینده‌های سیستمیک طبقه‌بندی می‌شود؛ یعنی آثار آن محدود به ریه نیست و می‌تواند در قلب، مغز، عروق، سیستم ایمنی و متابولیسم اختلال ایجاد کند.

پیامدهای قرار گرفتن در معرض این ذرات، در کوتاه‌مدت و بلندمدت دیده می‌شود. در کوتاه‌مدت، علائمی مانند تنگی نفس، تحریک راه‌های هوایی، سردرد، کاهش تمرکز و خستگی گزارش می‌شود. در بلندمدت، کاهش عملکرد ریه، افزایش فشار خون، پیشرفت آترواسکلروز(پلاک در دیواره سرخرگ)، خطر بالاتر حمله قلبی یا سکته مغزی، اثرات شناختی، افزایش ریسک دیابت و برخی سرطان‌ها محتمل است. گروه‌هایی مانند کودکان، سالمندان، مبتلایان به بیماری‌های قلبی-ریوی، زنان باردار، افراد دارای ضعف ایمنی و کسانی که زمان زیادی را در فضای باز می‌گذرانند نسبت به این فشار محیطی آسیب‌پذیرترند.

در تهران، بیش از یک هفته است که میانگین روزانه PM2.5 در محدوده ۷۰ تا ۱۱۰ μg/m³ قرار دارد؛ سطوحی چندبرابر بالاتر از حد توصیه‌شده سازمان بهداشت جهانی. در هر روز، حدود شش تا هفت ساعت نیز غلظت از ۱۲۰ عبور می‌کند و بیشترین مقادیر معمولاً در دو بازه زمانی دیده می‌شود: از ۸:۳۰ تا ۱۲:۳۰ ظهر و از ۶:۳۰ تا ۱۰:۳۰ شب. این قرارگیری مداوم، التهاب تجمعی در ریه، فشار قابل‌توجه بر سیستم قلبی-عروقی، اختلالات خفیف شناختی و کاهش توان سیستم ایمنی را تقویت می‌کند؛ تغییراتی که اگر تکرار شوند، مسیر آسیب‌های مزمن را هموار می‌کنند.

در چنین شرایطی، اقداماتی که شهروندان برای کاهش مواجهه می‌توانند انجام دهند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. استفاده از ماسک‌های استاندارد مانند N95 یا FFP2 در ساعات اوج، کاهش حضور در فضای باز در این بازه‌ها، بسته نگه‌داشتن پنجره‌ها، استفاده از دستگاه‌های تصفیه هوا و حفظ رطوبت محیط، پرهیز از ورزش در فضای بیرون، نوشیدن آب کافی، مصرف منابع آنتی‌اکسیدان و داشتن خواب مناسب از اقداماتی هستند که اثرشان در تحقیقات علمی تایید شده است. 

اما در سطح بزرگ‌تر، بررسی تجربه کشورهایی که توانسته‌اند PM2.5 را کاهش دهند، نشان می‌دهد مسئله فنی و قابل‌حل است؛ احتمالاً مسئله اصلی اراده سیاسی پایدار و اجرای مجموعه‌ای از سیاست‌های هم‌زمان است. نمونه‌های موفق از اروپا تا شرق آسیا نشان می‌دهد راهکارها روشن‌اند: سیاست‌های سختگیرانه برای سوخت و صنایع، نوسازی ناوگان حمل‌ونقل، استانداردهای دقیق برای خودرو و کامیون، توسعه حمل‌ونقل عمومی پاک، جایگزینی سوخت‌های سنگین، پایش پیوسته کیفیت هوا و انتشار شفاف داده‌ها و ابزارهای اقتصادی مدیریت آلایندگی؛ مواردی که دستیابی به هر کدام از آنها در ساختار کشور ما، ممکن است به یک بحران لاینحل تبدیل شود.

در بسیاری از کشورها، اعمال استانداردهای واقعی برای خودرو و سوخت به‌تنهایی سهم بزرگی از کاهش PM2.5 را رقم زده است. در کنار اینها، استفاده از سازوکارهای مالی -از قیمت‌گذاری آلودگی تا مشوق‌هایی برای انرژی پاک- نقشی اساسی در تغییر الگوی انتشار دارد.

آنچه تجربه بین‌المللی به‌روشنی نشان می‌دهد، این است که PM2.5 یک تهدید بی‌پاسخ نیست؛ هرچند آلاینده‌ای است ترسناک اما با مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های قابل‌اجرا می‌توان آن را به‌طور معنی‌دار کاهش داد. اختلاف اصلی میان شهرهای موفق و شهرهایی که همچنان با سطوح بالا مواجه‌اند، بیش از دانش فنی، در ثبات سیاستی، اراده اجرایی و شفافیت در پایش و مدیریت آلودگی است.

آلودگی هوا در شکل کنونی خود صرفاً یک عامل مزاحم شهری نیست؛ موضوعی است که سلامت، کیفیت زندگی و هزینه‌های بلندمدت شهر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. شناخت رفتار PM2.5 در بدن و تحلیل شرایط فعلی تهران -غیر قابل زیست عادی- کمک می‌کند تصویر دقیق‌تری از مسئله داشته باشیم و نشان می‌دهد هم اقدامات فردی و هم سیاستگذاری‌های ساختاری برای مواجهه مؤثر با آن وجود دارد؛ به شرط آنکه اراده اجرای آنها از سوی حاکمیت شکل بگیرد و ادامه پیدا کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق